40 نتیجه برای طباطبایی
ثمیله نوربخش، محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: احتمال دارد سوپر آنتیژنهای استافیلوکوکی در ایجاد مایع گوش میانی نقش داشته باشند. هدف مطالعه ما جستجوی سوپر آنتیژنهای استافیلوکوکی در مایع گوش میانی بیماران مبتلا به اوتیت همراه با افوزیون بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی- تحلیلی در بیمارستان رسول (89-1387) تهران در 64 کودک با انجام کشت و بررسی توکسینهای استافیلوکوکی در مایع گوش میانی انجام شد.
یافتهها: 39% بیماران فاقد سوپر آنتیژن بودند. انتروتوکسین- ب: در 22% بیماران، نوع آ: 17%، نوع سی: 6/15%، نوع دی: 5/12%، توکسین شوک توکسیک (Toxic Shock Syndrome Toxin, TSST): 8/7% مشاهده شد. میانگین سن موارد TSST- مثبت: یک سال، انتروتوکسین- آ: پنج سال، بی: 6/8 سال، نوع سی: 6/9 سال، نوع دی: 6/9 سال بودند. عدم توافق بین مثبت شدن TSST با انتروتوکسینهای ای و سی مشاهده شد اما TSST مثبت با توکسین نوع بی و دی توافق ضعیفی داشت سن بیماران با وجود سوپر آنتیژنها ارتباط داشت. بیماران با TSST مثبت یک سال در مقابل 9/7 سال موارد منفی بود (0001/0P<).
نتیجهگیری: توکسینهای استافیلوکوکی با مکانیسمهای ایمونولوژیک حتی با کشت منفی، موجب تجمع مایع گوش میانی میشود. وجود سوپر آنتیژنها در موارد مقاوم به استفاده از سرکوب کنندههای ایمنی و یا کورتیکواسترویید کمک میکند.
محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی، مهدی شکرآبی، ثمیله نوربخش، محمدرضا شکراللهی، شیما جوادینیا، محمود فرامرزی،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سایتوکینها در تنظیم ایجاد التهاب و بیماریهای التهابی نقش دارند. هیپرتروفی آدنویید و لوزهها از جمله علل بیماریهای سیستم تنفسی فوقانی کودکان است که متعاقب با عفونتهای ویروسی و باکتریال مزمن موجب محدودیت و انسداد مجاری تنفسی فوقانی میگردد. بهنظر میرسد تولید و ترشح سایتوکینهای التهابی در بافت التهابی مجاری تنفسی فوقانی در تشدید این عوارض تاثیر بهسزایی دارد. در این بررسی بهمنظور ارزیابی تغییرات التهابی و ترشح سایتوکینها در مجاری تنفسی فوقانی، از لنفوسیتهای لوزهها بعد از عمل آدنوتونسیلکتومی استفاده شده و میزان این سایتوکینها در بافت لوزه با سلولهای تکهستهای خون محیطی مقایسه شده است.
روش بررسی: در این مطالعه، مایع رویی کشت سلولی 37 بیمار یک تا 12 ساله تحت آدنوتونسیلکتومی، از نظر میزان IFN-γ، TNF-α، IL-1، IL-6 و IL-18 اندازهگیری شد و با سایتوکینهای مترشحه از سلولهای تکهستهای خون محیطی (PMBC) این بیماران مقایسه گردید.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که مقادیر اینترفرونگاما و اینترلوکین هشت در بیماران مورد مطالعه به تفکیک بافت آدنویید و سلولهای تکهستهای خون محیطی و همچنین میزان اینترفرون گاما، اینترلوکین یک و اینترلوکین هشت بین بافت لوزه و سلولهای تکهستهای خون محیطی متفاوت بوده و از نظر آماری قابل توجه است ولی TNF نزدیک به معنیدار آماری است و همبستگی بین دادههای اینترلوکین شش در خون و بافت معنیدار است (02/0P=).
نتیجهگیری: در بیماران با هیپرتروفی لوزهها نقصان در فعالیت لنفوسیتی از طریق کاهش تولید سایتوکینهای التهابی روند مقابله با عوامل عفونی و بیگانه را باعث میگردد. احتمالاً هیپرتروفی برگشتناپذیر بافت لوزهها پدیده نهایی این پروسه خواهد بود.
شیما جوادی نیا، ثمیله نوربخش، آناهیتا ایزدی، فهیمه سهیلیپور، آذردخت طباطبایی، محمدرضا شکرالهی،
دوره 71، شماره 4 - ( تيرماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت دستگاه ادراری از عفونتهای شایع دهه اول زندگی شیرخواران و کودکان میباشد. این بیماران در معرض عوارضی مانند مختلشدن رشد، هیپرتانسیون شریانی، پروتیینوری و نارسایی مزمن کلیه میباشند. ریزمغذیها، ویتامینها و مواد معدنی مورد نیاز برای متابولیسم کارآمد بدن هستند که وجود آنها برای عملکرد صحیح سیستمهای مختلف بدن ضروری میباشد. در این مطالعه ارتباط بین سطح سرم ویتامین A و D و Zn در کودکان مبتلا به عفونت ادراری و گروه کنترل مقایسه شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 25 بیمار مبتلا به عفونت ادراری بستری در بخش کودکان بیمارستانهای رسول اکرم (ص) و بهرامی و همچنین 40 بیمار بهعنوان گروه کنترل وارد مطالعه شدند. 72% بیماران مذکر و 28% مونث با میانگین سنی 17/2 بودند. میزان ویتامین A و D و Zn سطح سرم در هر دو گروه مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: میزان ویتامین A و D در بیماران در مقایسه با کنترل کمتر بود، ولی اختلاف معنیداری نداشت (به ترتیب 4/0P= و 9/0P=). میزان Zn در سرم بیماران در مقایسه با کنترل کمتر و از نظر آماری معنیدار بود (05/0P<).
نتیجهگیری: ویتامین A و D میتواند در استعداد ابتلا به عفونت ادراری نقش داشته باشند. با در نظر گرفتن تفاوت آن در گروههای سنی مختلف بیماران نیاز به بررسی در حجم وسیعتر دارد. اما از آنجا که کاهش سطح سرمی روی با افزایش استعداد ابتلا به عفونت ادراری همراه بود، شاید تجویز روی در عفونت ادراری مفید باشد.
ثمیله نوربخش، مجید کلانی، علی محمد علی اکبری، آذردخت طباطبایی، فهیمه احسانیپور، رضا تقیپور، محمد رضا شکرالهی،
دوره 71، شماره 6 - ( شهريورماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون مطالعهای برای تعیین بروز و تظاهرات بالینی توکسوپلاسموز مادرزادی در نوزادان کشور انجام نشده است. هدف این مطالعه ارزیابی توکسوپلاسموز مادرزادی در نوزادان از بدو تولد و توصیف علایم بالینی و پیگیری بعدی آنان میباشد.
روش بررسی: یک مطالعه آیندهنگر به روی 270 نوزاد متولد شده در دو بیمارستان آموزشی تهران طی سالهای 91-1390 انجام شد. حین زایمان خون بندناف از نوزادان گرفته شد. نمونهها سانتریفوژ و به آزمایشگاه تحقیقاتی منتقل و در فریزر Cº 80- نگهداری شد. آنتیبادی اختصاصی توکسوپلاسما (IGG و IGM) به روش الایزا اندازهگیری شد. نوزادان مبتلا درمان و از نظر پیشرفت بیماری پیگیری شدند.
یافتهها: سن جنینی نوزادان بین 40-28 هفته بود. فراوانی IGG و IGM مثبت به ترتیب 1/44% و 1% بود. شایعترین تظاهر بالینی در افراد با سرولوژی مثبت (IGM) بهترتیب علایم چشمی (50%) و علایم مغزی (50%) بود. در هیچیک از موارد با سرولوژی مثبت (IGM) واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) در مایع مغزی- نخاعی مثبت نبود.
نتیجهگیری: 5/1% از نوزادان سرولوژی مثبت داشتند. متنوع بودن تظاهرات بالینی و تشخیص سریع نوزادان آلوده در کشور اهمیت دارد. افزودن تستهای سرولوژیک توکسوپلاسما به تستهای غربالگری نوزادان توصیه میشود.
محمد فرهادی، مهدی شکرآبی، شیما جوادینیا، ثمیله نوربخش، محمود فرامرزی، محمدرضا شکرالهی، آذردخت طباطبایی،
دوره 71، شماره 8 - ( آبان 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پولیپ، توده خوشخیم مخاط بینی یا سینوسها بوده و در زمینه بیماری فیبروز سیستیک، آسم یا افزایش حساسیت به آسپیرین دیده میشود. مشخصه بافتشناسی اغلب پولیپهای بینی، ارتشاح سلولهای التهابی با ارجحیت ائوزینوفیلها است. نقش سوپرآنتیژنها در ایجاد عوارض پولیپ به اثبات رسیده است. سوپرآنتیژنهایی که اغلب از استرپتوکوک و استافیلوکوک هستند، با قدرت زیاد سلولهای T را فعال و روند تولید و ترشح IgE از سلولهای B را افزایش میدهند و بهطور مستقیم بر سلولهای پیشالتهابی مانند ائوزینوفیلها اثر میگذارند. هدف از این طرح بررسی وجود و تاثیر سوپرآنتیژنهای استرپتوکوک در بافت بیماران مبتلا به پولیپ بینی و رینوسینوزیت مزمن در مقایسه با افراد سالم میباشد.
روش بررسی: از بیماران مراجعهکننده به درمانگاه گوش، حلق و بینی و سروگردن بیمارستان حضرت رسولاکرم (ص) پس از معاینه و انجام آزمایشات کلینیکی و پاراکلینکی، نمونهبرداری انجام گرفت. جهت کنترل از بیماران که رینوپلاستی داشتند، نمونهبرداری شد. نمونهها با استفاده از روش PCR مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: 15 فرد سالم، 25 بیمار مبتلا به رینوسینوزیت مزمن و 24 بیمار مبتلا به پولیپ وارد این مطالعه شدند. موارد مثبت توکسین استرپتوکوک گروه A در افراد مبتلا به پولیپ بینی و افراد مبتلا به رینوسینوزیت در مقایسه با افراد سالم از نظر آماری اختلاف معنیدار داشت. (به ترتیب با 001/0P= و 005/0P=) ولی موارد مثبت توکسین استرپتوکوک گروه A بین گروه افراد مبتلا به پولیپ بینی و مبتلا به رینوسینوزیت از نظر آماری تفاوت معناداری نداشت (4/0P=).
نتیجهگیری: استرپتوکوکها میتوانند نقش موثری در بروز یا تشدید پولیپ داشته باشند و سوپر آنتیژن استرپتوکوکی گروه A با اعمال اثرات سوپرآنتیژنی در اتیولوژی و پاتوژنز پولیپ با یا بدون رینوسینوزیت نقش اساسی داشته باشد.
نسترن خسروی، نسرین خالصی، ثمیله نوربخش، شیما جوادینیا، رامین عسگریان، آذردخت طباطبایی،
دوره 71، شماره 11 - ( بهمن ماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل احتمال مرگ و میر بالای نوزادان مبتلا به مننژیت نوزادی، تشخیص سریع این بیماری اهمیت بسیاری دارد. پروتیین واکنشی C (CRP) از پروتیینهای فاز حاد است که در بسیاری از عفونتها و بیماریهای التهابی افزایش مییابد. هدف از این طرح بررسی ارتباط CRP در مایع مغزی- نخاعی در نوزاد مبتلا به مننژیت نوزادی باکتریایی (چرکی) با مننژیت آسپتیک (غیرچرکی) و ارزش تشخیصی این تست در مننژیت نوزادی بود.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی و مقطعی، 49 نوزاد مشکوک به مننژیت و بستری در بیمارستان، بهروش غیراحتمالی آسان وارد مطالعه شدند. دادههای حاصل از معاینات بالینی و آزمایشگاهی نمونهها در پرسشنامه وارد شد و کلیه نوزادان براساس دادههای فوق در دو گروه مننژیت باکتریایی و مننژیت آسپتیک قرار گرفتند. کلیه دادهها شامل سطح CRP مایع مغزی- نخاعی در نوزادان دو گروه مورد تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: میانگین و انحرافمعیار سطح CRP در نوزادان مبتلا به مننژیت چرکی 68/0±95/0 میلیگرم در لیتر و در نوزادان مبتلا به مننژیت غیرچرکی 36/0±16/0 میلیگرم در لیتر بود. سطح CRP در نوزادان مبتلا به مننژیت چرکی در مقایسه با مننژیت غیرچرکی از لحاظ آماری تفاوت معناداری داشت (001/0P<). نقطه برش (Cut off point) برای سطح CRP، 17/0 میلیگرم/ لیتر محاسبه شد. حساسیت و ویژگی CRP مایع مغزی- نخاعی بهعنوان تست تشخیصی بهترتیب 95% و 86% محاسبه شد.
نتیجهگیری: سطح CRP در نوزادان مبتلا به مننژیت چرکی در مقایسه با مننژیت غیرچرکی بالاتر بود و در نتیجه میتوان گفت که CRP میتواند بهعنوان یک واکنشدهنده حساس برای افتراق سریع مننژیت باکتریایی از مننژیت آسپتیک مورد توجه قرار گیرد.
شیما جوادینیا، ثمیله نوربخش، آناهیتا ایزدی، محمدرضا شکرالهی، رامین عسگریان، آذردخت طباطبایی،
دوره 71، شماره 12 - ( اسفند 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: شدت عفونت تنفسی توسط عوامل مختلفی از جمله پاتوژنها و واکنش ایمنی میزبان تعیین میگردد. ویتامینها و ریز مغذیها نقش بسیار مهمی در حمایت از سیستم دفاعی بدن انسان دارند و هموستاز آنها نقش اساسی در پاسخ به عفونتها دارد. در خاورمیانه و آسیا، فقر غذایی ویتامینهای A و D در کودکان بسیار شایع میباشد. این مشکل به دلیل رژیم غذایی نامناسب و از دسترفتن این مواد در دورههای عفونت مکرر میباشد.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی و مقطعی در 65 کودک با سن شش ماه تا پنج سال بستری در بخشهای کودکان و جراحی بیمارستانهای رسول اکرم (ص) و بهرامی تهران انجام شد. کلیه نمونهها از لحاظ ابتلا به عفونت حاد تنفسی بر اساس معیارهای WHO ارزیابی شدند و سطوح سرمی ویتامینهای A و D و همچنین روی سرم به ترتیب با استفاده از روشهای اتمی، الایزا و اسپکتروفتومتری اندازهگیری شد.
یافتهها: سطح سرمی ویتامین A در مبتلایان به عفونت حاد تنفسی µg/ml 16/0±27/0 و در کودکان فاقد عفونت µg/ml 2/0±41/0 بود که اختلاف از نظر آماری معنادار نبود (4/0P=). سطح سرمی ویتامین D در مبتلایان به عفونت حاد تنفسی ng/ml 68/34±37/35 و در کودکان فاقد عفونت ng/ml 05/21±78/45 بود که اختلاف از نظر آماری معنادار نبود (1/0P=). سطح سرمی Zn در مبتلایان به عفونت حاد تنفسی µg/dl 34/23±93/87 و در کودکان فاقد عفونت µg/dl 70/23±95/106 بود و اختلاف از نظر آماری معنادار بود (002/0P=).
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای مطالعه حاضر، سطح پایین روی در سرم با ابتلا به عفونتهای تنفسی در کودکان رابطه دارد. ارتباط سطح سرمی ویتامینهای A و D با ابتلا به این عفونتها نیاز به بررسی بیشتری دارد.
شیما جوادینیا، رامین عسگریان، ثمیله نوربخش، بهنام ثبوتی، محمدرضا شکرالهی، آذردخت طباطبایی،
دوره 72، شماره 2 - ( اردیبهشت 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم شوک توکسیک، از پیامدهای خطرناک سم نوع یک سندرم شوک سمی(Toxic Shock Syndrome Toxin-1, TSST-1) ناشی از استافیلوکوکوس اورئوس است. تشخیص زودرس عفونت استافیلوکوکوس اورئوس و پیشگیری از عواقب تولید TSST-1 در کودکان دچار سوختگی اهمیت زیادی دارد. از مهمترین نشانههای تولید TSST-1 در بیماران دچار سوختگی وجود تب است. این مطالعه با هدف مقایسه TSST-1 در نمونه زخم سوختگی دو گروه کودکان تبدار و بدون تب این بیماران در سال 92 و از بیماران بستری از بیمارستان شهید مطهری انتخاب شدند.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، 90 کودک بستری در بخش سوختگی در دو گروه 45 نفره تبدار (گروه مورد) و بدون تب (گروه کنترل) قرار گرفتند. از نمونه زخم کلیه کودکان دارای سوختگی، نمونهبرداری انجام شد و سپس نمونهها تحت انجام آزمون PCR برای شناسایی پرایمر اختصاصی ژن TSST-1 قرار گرفتند. در نهایت نتایج آزمایشات جمعآوری گردید و تحلیل آماری انجام شد.
یافتهها: نتایج مثبت آزمون PCR (تولید سم نوع یک سندرم شوک سمی) در کودکان تبدار 7/37% و در کودکان فاقد تب 1/11% بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (003/0P=). میانگین و انحرافمعیار درصد سطح سوختگی در مجموع نتایج مثبت آزمون PCR، 30/9±16/93 و در مجموع نتایج منفی آزمون PCR، (2009±11/02) بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (01/0P=)، اما بین موارد آزمون مثبت PCR و آزمون منفی PCR، تفاوت معناداری از لحاظ جنسیت و سن وجود نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: در این مطالعه، ارتباط توکسین TSST-1 با ایجاد تب در کودکان دچار سوختگی مورد تأیید قرار گرفت. همچنین ارتباطی بین تولید توکسین TSST-1 و افزایش سطح سوختگی دیده شد. انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه توصیه میشود.
نسیم دانا، شیوا صفوی، نفیسه نیلی، بدرالدین ابراهیم سید طباطبایی، شقایق حق جوی جوانمرد،
دوره 72، شماره 6 - ( شهریور 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: شکست پیوند در حال حاضر یک مشکل عمده در جراحی بایپس عروق کرونر است. تجزیه کلاژن و الاستین، فراوانترین پروتئینهای ماتریکس خارج سلولی دیواره عروق توسط ماتریکس متالوپروتئینازها (MMPs) منجر به بازآرایی ماتریکس خارج سلولی و در نتیجه تغییر ساختار دیواره عروق میشود. هدف این مطالعه مقایسه خصوصیات بافتشناسی و بیوشیمیایی سرخرگ و سیاهرگ مربوط به شکست پیوند بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی در بیمارستانهای قلب اصفهان طی تیر 1389 تا آذر 1390، بقایای عروق از عمل بایپس 80 بیمار جمعآوری شد و پس از یکنواختسازی دادهها و حذف عوامل مخدوشکننده، نمونههای 11 بیمار مرد غیردیابتی بررسی شد. رگهای کاندید از نظر بافتشناسی، نسبت الاستین به کلاژن و میزان MMPs با سرخرگ آئورت مقایسه شدند. میزان MMP2,9، با استفاده از روش ژلاتین زایموگرافی تعیین و محتوای الاستین و کلاژن نمونهها با روش آنزیماتیک اندازهگیری شد.
یافتهها: میزان MMP-2 و MMP-9 فعال و غیرفعال در سرخرگ لیما (Left Internal Mammary Artery, LIMA) مشابه آئورت بود ولی میزان آنها در سرخرگ رادیال و ورید صافن به طور معناداری بیشتر از آئورت بود. نسبت الاستین به کلاژن در سرخرگ لیما (15/1±92/1) شبیه آئورت (66/1±4/3) بود ولی این نسبت در ورید صافن (47/0±07/1) و شریان رادیال (39/0±14/1) بهطور معناداری (02/0P=) از میزان آن در آئورت کمتر بود. پلاک آترواسکلروز در رادیال اکثر بیماران وجود داشت ولی در لیما فقط در یک مورد مشاهده شد.
نتیجهگیری: وجود پلاک آترواسکلروزیس در رادیال و ضخیم بودن لایه اینتیما در ورید صافن در اکثر بیماران و همچنین پایین بودن نسبت الاستین به کلاژن و بالا بودن میزان آنزیمهای ماتریکس متالوپروتئیناز در رادیال و ورید صافن میتواند منجر به شکست پیوند شود. نتایج این پژوهش استفاده از سرخرگ لیما را بهعنوان مناسبترین رگ کاندید برای عمل بایپس را تأیید میکند.
نسترن خسروی، نسرین خالصی، ثمیله نوربخش، آذردخت طباطبایی، بهمن احمدی، رامین عسگریان، شیما جوادینیا،
دوره 72، شماره 8 - ( آبان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی سطح سرب سرم در نوزادان می تواند موجب تشخیص زودرس مسمومیت با این عنصر و پیشگیری از اختلالات تکاملی و عصبی شود. این مطالعه با هدف ارزیابی سطوح سرمی سرب خون بندناف در تعدادی از نوزادان بستری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی- مقطعی در بخش نوزادان بیمارستان های اکبرآبادی و رسول اکرم (تهران) از خرداد 1390 تا خرداد 1391 انجام شد. پس از نمونهگیری به روش غیر احتمالی، 60 نوزاد تازه متولد شده تحت خونگیری از بندناف قرارگرفتند و سطح سرب نمونهخون از طریق اسپکتروفتومتری جذبی اتمی اندازهگیری شد. سطح سرب بالاتر از μg/dl 5 با ارزش تلقی شد.
یافتهها: در مجموع 4/61% نوزادان پسر بودند. میانگین و انحرافمعیار سن داخل رحمی 64/2±4/37 هفته، وزن زمان تولد 8/642±2701 گرم و سن مادران 73/6±20/29 سال بود. 70% مادران ساکن شهر بودند. 13% مادران سابقه مصرف دارو داشتند و 5% سیگاری بودند. سطح سرب سرم در خون بندناف نوزادان μg/dl 24/2±97/2 بود. این میزان با جنسیت نوزاد، محل سکونت، مصرف دارو و دخانیات ارتباطی نداشت. همچنین این میزان در 7/16% نوزادان بالاتر از μg/dl 5 بود. (سطح پرخطر) موارد پرخطر با سن مادر، وزن و سن جنین ارتباط داشت. (02/0P=، 004/0P=، 03/0P=)
نتیجهگیری: با وجود پایین بودن سطوح پرخطر سرب سرم در خون بندناف نوزادان، سطح سرب سرم در خون بندناف نوزادان از مطالعات مشابه بالاتر بود. بررسی سطوح سرمی سرب در سایر نوزادان و همچنین در مناطق مختلف توصیه میشود.
بهنام ثبوتی، شیما جوادینیا ، ثمیله نوربخش، رامین عسگریان، نسترن خسروی، آذردخت طباطبایی،
دوره 72، شماره 12 - ( اسفند 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل اهمیت تشخیص به موقع مننژیت و طولانی بودن روند کشت مایع مغزی- نخاعی (CSF)، سایر روشهای تشخیصی مورد توجه قرار گرفتند. این پژوهش با هدف تعیین ارزش تشخیصی سطوح اینترلوکینهای 1، 6 و 8 (IL-1, IL-6, IL-8) در CSF کودکان و نوجوانان مبتلا به مننژیت اجرا گردید.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی، 51 بیمار مبتلا به مننژیت یک ماهه تا 18 ساله در طی دو سال (مهر 1391 تا مهر 1393) از بخش کودکان بیمارستانهای رسول و علیاصغر تهران انتخاب شدند و تحت آسپیراسون CSF قرارگرفتند. آزمایشات معمول شامل کشت، رنگآمیزی و بیوشیمیایی CSF و روشELISA برای بررسی سطح اینترلوکینهای 1، 6 و 8 انجام شد.
یافتهها: 49% نمونهها مننژیت باکتریال و 7/64% نمونهها پسر بود و جنسیت بین دو گروه باکتریال و آسپتیک تفاوتی نداشت (7/0P=). میانگین سنی مجموع نمونهها 40/858±46/358 روز و در مننژیت باکتریال بالاتر بود (047/0P=). سطح IL-1 در باکتریال pg/ml 04/37±87/10 و آسپتیک pg/ml 64/1±55/0 بود که تفاوتی نداشتند (168/0P=). سطح IL-6 در باکتریال (pg/ml 3/139±51/90) از آسپتیک (pg/ml 84/67±36/21) بالاتر بود (030/0P=). سطح IL-8 در باکتریال (pg/ml 2/765±40/365) از آسپتیک (pg/ml 34/59±66/50) بالاتر بود (047/0P=). سطح تشخیصی IL-8 (8/36) نسبت به IL-1 (05/0) و اینترلوکین 6 (18/1) بالاتر بود. سطوح تشخیصی IL-1 در باکتریال (77/80%) با آسپتیک (00/68%) تفاوتی نداشت (349/0P=). سطوح تشخیصی IL-6 در باکتریال (85/53%) با آسپتیک (00/64%) تفاوتی نداشت (572/0P=). سطوح تشخیصی IL-8 در باکتریال (77/80%) از آسپتیک (00/28%) بالاتر بود (001/0P<). متغیرهای رنگپذیری، شاخص گلبولهای سفید و قرمز، قند و پروتیین CSF تفاوتی بین دو گروه نداشتند.
نتیجهگیری: با وجود اهمیت IL-6 و IL-8 در تشخیص افتراقی مننژیت، فقط IL-8 دارای ارزش تشخیصی مناسب در افتراق دو نوع مننژیت باکتریایی و آسپتیک است.
محمد فرهادی، احمد دانشی، شیما جوادینیا، محمد نبوی، رامین عسگریان، محمود فرامرزی، آذردخت طباطبایی،
دوره 73، شماره 2 - ( اردیبهشت 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هلیکوباکترپیلوری با بروز بیماریهای مختلف بهویژه اختلالات گوارشی ارتباط دارد و در ترشحات گوش میانی بیماران مبتلا به اوتیت مدیا نیز دیده میشود. تشخیص بالینی عفونت هلیکوباکترپیلوری از طریق روشهای مختلف انجام میشود و روشهای تشخیصی جدید تحت مطالعه قرار دارند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین غلظت اینترلوکینهای 6، 17 و 23 با آلودگی به عفونت هلیکوباکترپیلوری در ترشحات گوش میانی بیماران مبتلابه اوتیت مدیای با افیوژن اجرا گردید.
روش بررسی: 40 بیمار مبتلا به اوتیت مدیای با افیوژن مراجعهکننده به بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران از اسفند ماه 1391تا مرداد 1393 در این مطالعه مقطعی وارد شدند. کلیه بیماران تحت عمل جراحی میرنگوتومی همراه با تعبیه لوله ونتیلاسیون قرار گرفتند و نمونه ترشحات آسپیره شده گوش میانی تحت آزمایش قرار گرفت. غلظت اینترلوکینهای 6، 17 و 23 با استفاده از روش الیزا اندازهگیری شد و این مقادیر با نتایج آزمون Polymerase chain reaction (PCR) هلیکوباکترپیلوری مقایسه شد.
یافتهها: در این مطالعه 5/22% نمونهها دارای آزمون PCR مثبت بود. در مجموع نمونهها، IL-6 دارای غلظتpg/ml 11/10±95/2، IL-17 دارای غلظت pg/ml 89/5±91/0 و IL-23 دارای غلظت pg/ml 07/4±34/1 بود. سطح IL-6 در بیماران PCR مثبت pg/ml 29/22±40/6 و بیماران PCR منفی pg/ml 16/6±88/3 بود که دو گروه تفاوت معنادار بود.
(01/0P=). سطح IL-17 در بیماران PCR مثبت pg/ml 16/6±29/1 و بیماران PCR منفی pg/ml 81/5±13/1 بود که تفاوت معناداری نداشت (42/0P=). سطح IL-23 در بیماران PCR مثبت pg/ml 15/6±77/3 و بیماران PCR منفی pg/ml 42/3±33/1 بود که تفاوت معناداری نداشت (27/0P=).
نتیجهگیری: سطح اینترلوکین 6 با عفونت هلیکوباکترپیلوری گوش میانی در مبتلایان به اوتیت مدیای همراه با افیوژن ارتباط داشت. مطالعات بیشتر برای تعیین رابطه سایتوکینها و عفونت هلیکوباکترپیلوری در آینده پیشنهاد میشود.
محمد آقازاده امیری، مژگان الوندی، سید محمد ناصر هاشمیان، سید مهدی طباطبایی،
دوره 73، شماره 4 - ( تیر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: قوز قرنیه (Keratoconus) یک بیماری تحلیل رونده قرنیه چشم است که در آن قرنیه نازک شده و شکل آن به صورت برآمده و مخروطی تغییر میکند که در نهایت سبب کاهش وضوح بینایی میشود. این مطالعه با هدف مقایسهی سلولهای اندوتلیوم قرنیه از نظر تراکم، تغییر شکل و تغییر در اندازه سلولها در مبتلایان به قوز قرنیه و افراد سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی، در پاییز و زمستان سال 1392 در بیمارستان چشم پزشکی فارابی تهران انجام شد. 26 چشم مبتلا به قوز قرنیهی خفیف تا متوسط، بدون سابقهی استفاده از لنزهای تماسی و یا جراحی چشمی با 25 چشم سالم بهعنوان گروه کنترل که بر اساس یافتههای توپوگرافی قدرت قرنیهی آنها کمتر از 2/47 دیوپتر بود، از نظر تصاویر Specular microscopy در پنج ناحیه از قرنیه، با استفاده ازN SP-2000P Specular Microscope (Topcon Corp., Tokyo, Japan) مقایسه شدند.
یافتهها: تراکم سلولی در ناحیه فوقانی قرنیه در دو گروه مورد و کنترل بیشترین مقدار را داشت (0005/0P<). ولی اثر متقابل گروه (بیمار یا سالم بودن) بر تراکم سلولی (96/0P=) و ضریب تغییرات اندازهی سلولها (828/0P=) معنادار نبود. همچنین در افراد مبتلا به قوز قرنیه، تغییر شکل سلولی تنها در هفت چشم در گروه مورد و در شش چشم در گروه کنترل دیده شد.
نتیجهگیری: بیماری قوز قرنیه در مراحل خفیف و متوسط تاثیری بر تراکم سلولی، تغییر شکل سلولی و تغییر در اندازهی سلولهای اندوتلیوم نداشته و خطر کدورت قرنیه در جراحیهای داخل چشمی و برخی بیماریها در این بیماران همانند افراد سالم میباشد.
لادن افشار خاص، آذردخت طباطبایی، ثمیله نوربخش، عاطفه کارگزار،
دوره 73، شماره 7 - ( مهر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تشنج از علل شایع بستری کودکان است. بهعلت سطح بالای سرب هوای شهر تهران، بررسی نقش احتمالی سرب در ایجاد و یا تسهیل تشنجهای ایدیوپاتیک اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه، تعیین میانگین سطح سرب مایع مغزی- نخاعی کودکان مبتلا به تشنج ایدیوپاتیک در مقایسه با کودکان بدون تشنج (کنترل) بود. روش بررسی: یک مطالعه مورد- شاهدی در 60 کودک (30 نفر در دو گروه با و بدون تشنج) بستری در بیمارستانهای رسول اکرم (ص) و علیاصغر تهران از اردیبهشت سال 1390 تا پایان اسفند 1391 انجام شد. ml 1 مایع مغزی- نخاعی دریافت و سطح سرب بهروش اتمی اندازهگیری شد. یافتهها: میانگین سن بیماران با و بدون تشنج تفاوتی نداشت (36/27±18/30 در مقابل 56/20±46/25 ماه، 1/0 P=). میانگین سرب مایع نخاع بین دو گروه تفاوتی نداشت (07/3±43/3 در مقابل g/dl 77/2±78/2 گروه کنترل، 3/0P=). میانگین سرب به نوع تشنج ارتباطی نداشت (7/0P=). میزان سرب مایع نخاعی سطح زیرمنحنی ROC 588/0 (433/0-1، 2/0P=)، نقطه برش g/dl 65/1 داشت. حساسیت تست 70%، ویژگی 46%، ارزش اخباری مثبت و منفی 56% و 60% بود. نتیجهگیری: سطح خونی توکسیک سرب (g/dl 5/3) است. حتی مقادیر ناچیز سرب مایع مغزی- نخاعی (g/dl 65/1) کودکان مبتلا به تشنج ایدیوپاتیک از کودکان بدون تشنج و درگیری مغزی را توانست با حساسیت قابل قبول (70%) اما ویژگی کم (46%) افتراق دهد. اگرچه عوامل زمینهای و ژنتیک نقش مهمی در تشنج ایدیوپاتیک ایفا میکند، اما شاید سطح بالای سرب در مایع نخاع کودکان بیماران را مستعد تشنج مینماید. بنابراین راهکارهای کاهش سطح سرب در شهر تهران ضروری است.
بابک شهباز، مهدی نوروزی، حمیده طباطبایی،
دوره 73، شماره 12 - ( اسفند 1394 )
چکیده
ویروسها از عوامل مهم بیماریهای حاد و مزمن در انسانها هستند. صرفنظر از کثرت ایجاد عفونت در جوامع، بیشتر انواع ویروسها پاتوژنهای مهم بیمارستانی هستند. عفونتهای وابسته به اقدامات بهداشتی یک منبع مهم در ابتلا و مرگ و میر بیماران میباشند. ضدعفونی یک راه اصلی در کاهش یا قطع انتقال ویروسها از راه سطوح محیطی، ابزار و دستها میباشد که بهترتیب با ضدعفونیکنندههای شیمیایی و آنتیسپتیکها انجام میپذیرد. در این مقاله مروری درباره عوامل شیمیایی با خواص ویروسیدی، مکانیسمهای عمل و کاربردشان در کنترل عفونتهای ویروسی وابسته به اقدامات بهداشتی بحث شده است. علاوه بر این نظر اجمالی در سلسله مراتب ویروسها در چالش با ضدعفونیکنندهها، عوامل موثر در غیرفعالسازی ویروسی بهعبارتی ویروسهای هدف، پایداری و مدت زمان بقا ویروسها در سطوح محیطی و دستها بحث شد. همچنین ضدعفونی سطوح، چالشها در غیرفعالسازی پاتوژنهای ویروسی نوپدید، مقاومتهای ویروسی به ضدعفونیکنندههای شیمیایی توضیح داده شد. سپس، خواص آنتیسپتیکها شرح داده شد و آنتیسپتیکهای منتخب با خواص ویروسیدی گسترده معرفی شدند، زیرا دستها یک نقش مهمی در گسترش بسیاری از بیماریهای ویروسی بازی میکنند و بهداشت مناسب و منظم دستها برای آلودگیهای اساسی است و میتواند زنجیره گسترش ویروسی را قطع نماید. در این مقاله روشهای اخیر آزمایشگاهی، روشهای استاندارد از چندین کشور و نوع ویروسها در این روشها برای ارزیابی فعالیت ویروسیدی را مقایسه کردیم. در پایان، بهتر است بدانیم: هر ضدعفونیکننده، ویروسید نیست مگر اینکه با روشهای آزمایشگاهی به تایید برسد.
مهرنوش رمضانی، مهدی هدایتی، سعید حسینی اصل، معراج طباطبایی، محمد ماذنی، شیرزاد نصیری،
دوره 74، شماره 4 - ( تیر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان تیرویید شایعترین بدخیمی غدد درونریز میباشد. اثرات ضد سرطانی ویتامین D را در سرطانهای مختلف نشان دادهاند. پلیمورفیسمهای گیرنده ویتامین D میتواند استعداد ابتلا به سرطانهای مختلف را تحت تاثیر قرار دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط سطح سرمی ویتامین D و پلیمورفیسمهای FokI، BsmI و Tru9I گیرنده ویتامین D انجام گردید.
روش بررسی: مطالعه از نوع مورد-شاهدی بوده و در تیر ماه 1394 در پژوهشکده غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام گردید. تعداد 40 بیمار و 40 فرد سالم وارد مطالعه شدند. DNA ژنومی نمونهها پس از استخراج به روش نمک اشباع/ پروتییناز K با روش PCR- Sequencing مورد بررسی قرار گرفت. سطح سرمی ویتامین D با استفاده از تکنیک الایزا تعیین گردید.
یافتهها: فراوانی ژنوتیپی و آللی مربوط به پلیمورفیسمهای FokI و BsmI بین گروه تست و کنترل تفاوت معناداری را نشان نداد. در مورد پلیمورفیسم Tru9I فراوانی ژنوتیپی Tt در گروه تست 45% و در گروه کنترل 5/17% و فراوانی آللی t در گروه تست 25% و در گروه کنترل 7/8% بود، این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (006/0P=). میانگین سطح سرمی ویتامین D در گروه تست ng/ml 32/23 و در گروه کنترل ng/ml 95/18 بهدست آمد که این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (02/0P=).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد سطح سرمی ویتامین D بر خلاف انتظار ارتباط معکوسی با سرطان مدولاری تیرویید دارد و پلیمورفیسم Tru9I بهصورت معناداری با افزایش ریسک ابتلا به سرطان مدولاری تیرویید همراه است.
سید سعید طباطبایی، عبدالسلام رزاقی،
دوره 74، شماره 5 - ( مرداد 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: دیسپلازی تکاملی مفصل هیپ (Developmental dysplasia of the hip, DDH) طیفی از اختلالات وابسته به تکامل غیرطبیعی هیپ را در برمیگیرد که ممکن است در هر زمانی (دوره جنینی، شیرخوارگی و یا کودکی) نمایان گردد. هدف از این مطالعه بررسی نتایج بالینی و رادیوگرافی بیماران مبتلا به دیسپلازی تکاملی هیپ پس از درمان با جااندازی باز، کپسولورافی و استئوتومی بهروش پمبرتون میباشد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت آیندهنگر بر روی 13 کودک مبتلا به دیسپلازی تکاملی هیپ در بیمارستان رازی اهواز در سالهای 93-1391 انجام شد. معیارهای ورود شامل محدوده سنی 18 ماه تا هشت سال و شاخص استابولار بالاتر یا مساوی 40 درجه بودند. معیارهای خروج شامل بیماریهای بافت همبند، دررفتگی ثانویه بهعلت عفونت پیشین و دیسپلازی استابولوم در زمینه سندرم خاص بودند. بیماران پیش از جراحی و حداقل یک سال پس از عمل به لحاظ بالینی، میزان Dislocation یا Subluxation مفصل هیپ، Congruity مفصل هیپ و یافتههای رادیوگرافی بهترتیب بر اساس معیارهای McKay، Tonnis grading، Severin و شاخص استابولار مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: شاخص استابولار پس از عمل کاهش معناداری در مقایسه با پیش از عمل داشت (002/0P=). بر اساس تقسیمبندی Tonnis grading، پس از عمل 6/91% بیماران در کلاس I-II قرار داشتند. بر اساس معیار ارزیابی McKay، 6/%66 بیماران نتایج عالی و خوب را پس از عمل نشان دادند. در بررسی یافتههای رادیوگرافی پس از عمل بر اساس معیار Severin، 2/%83 بیماران در کلاس I-III قرار گرفتند. معیارهای ارزیابی Tonnis grading، McKay و Severin بهبود چشمگیری از نظر آماری را در بیماران نسبت به پیش از عمل نشان دادند.
نتیجهگیری: استئوتومی پمبرتون میتواند یک روش موثر در درمان بیماران مبتلا به دیسپلازی تکاملی هیپ باشد که در سنین بالا و با تاخیر مراجعه میکنند و میتواند همراه با سایر روشهای جراحی انجام شود.
عبدالرضا استقامتی، علی بادامچی، مهری نقدعلیپور، محمود فرامرزی، مرتضی حقیقی حسنآبادی، آذردخت طباطبایی،
دوره 76، شماره 8 - ( آبان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای منتقله جنسی از مهمترین و شایعترین انواع عفونتهای انسانی است. اوره آپلاسما و مایکوپلاسما باکتریهایی هستند که در ایجاد اورتریتهای غیرگونوکوکی و سایر اختلالات دستگاه ادراری- تناسلی مانند عفونت گردن رحم و بیماری التهابی لگن و ناباروری نقش مهمی دارند. مطالعه حاضر با هدف تعیین فراوانی اوره آپلاسما اوره آلیتیکوم و مایکوپلاسما ژنیتالیوم و ارزیابی عوامل خطر، مرتبط با عفونت در زنان باردار در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی- مقطعی، در مدت هشت ماه در سال ۱۳۹۴ (از اردیبهشت تا آذر ماه)، نمونههای ادرار از ۱۹۴ زن باردار مراجعهکننده به بخش زنان بیمارستان رسول اکرم (ص) در شهر تهران جمعآوری شد و نمونهها با رعایت شرایط استریل به آزمایشگاه مرکز تحقیقات بیماریهای عفونی کودکان بیمارستان رسول اکرم (ص) دانشگاه علوم پزشکی ایران ارسال شد و DNA از رسوب ادراری استخراج گردید و با روش PCR برای تشخیص عفونت مایکوپلاسمایی قرار گرفت.
یافتهها: فراوانی ادراری مایکوپلاسما ژنیتالیوم، اوره آپلاسما اوره آلیتیکوم و عفونت همزمان هر دو ارگانیسم به ترتیب ۵/۶% و ۱۱/۲% و ۲/۶% بود و بین ابتلا به عفونت مایکوپلاسما ژنیتالیوم و ابتلا به عفونت اوره آپلاسما اوره آلیتیکوم، ارتباط معنادار آماری دیده شد. سابقه مثبت سقط جنین با افزایش ابتلا به هر دو عفونت ارتباط آماری معنادار داشت. با افزایش سن بارداری فراوانی مایکوپلاسما ژنیتالیوم کمتر شد. همچنین سابقه بیماریهای منتقله جنسی با ابتلا به اوره آپلاسما اوره آلیتیکوم رابطه داشت.
نتیجهگیری: وجود ارگانیسمهای اوره آپلاسما اوره آلیتیکوم و مایکوپلاسما ژنیتالیوم در زنان باردار، یکی از علل سقط جنین بود.
آذردخت طباطبایی، نسترن خسروی، منیره منفردی، سارا مینائیان، نجمه سادات عاطفی، حمیده حسنپور، علی بادامچی،
دوره 78، شماره 1 - ( فروردین 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: هلیکوباکتر پیلوری عفونت بسیار شایع، جدی و مزمن است. طیف متنوعی از اختلالات دستگاه گوارش مانند گاستریت مزمن، بیماری زخم پپتیک، آدنوکارسینوم معده و لنفوم بافت لنفوییدی مخاطی ایجاد میکند. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش تغذیه با شیرمادر و شیرخشک بر روی کلونیزاسیون هلیکوباکتر پیلوری در دستگاه گوارش شیرخواران ۲ تا ۲۴ ماهه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به روش مقطعی در مدت دو سال، از تیر ۱۳۹۵ تا آخر خرداد ۱۳۹۷ در میان ۹۲ کودک مراجعهکننده به بیمارستان علیاصغر دانشگاه علوم پزشکی ایران، انجام شد. ابتدا پرسشنامهای توسط پزشک متخصص نوزادان شامل مشخصات دموگرافیک و بالینی کودکان ثبت گردید. از شیرخواران نمونه مدفوع در طی ۲، ۶، ۱۲ و ۲۴ ماهگی گرفته شد. نوزادان به دو گروه تقسیم شدند، گروه تغذیه با شیرمادر و گروه تغذیه با شیرخشک. از تست آنتیژن هلیکوباکتر پیلوری در مدفوع، برای تشخیص عفونت در گروههای انتخاب شده، استفاده شد.
یافتهها: شیوع عفونت هلیکوباکتر پیلوری در بین نوزادان مورد مطالعه، ۲۸/۳% بود. شیوع عفونت هلیکوباکتر پیلوری، در گروه تغذیه با شیرمادر ۲۰% و شیوع عفونت هلیکوباکتر پیلوری، در گروه تغذیه با شیرخشک ۴۴% مشاهده شد. تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده شد. بین عفونت هلیکوباکتر پیلوری و تغذیه کودکان با شیرخشک، ارتباط معناداری مشاهده گردید.
نتیجهگیری: کودکانی که از شیرمادر تغذیه میکردند در مقایسه با کودکانی که از شیرخشک تغذیه میکردند، کمتر به عفونت هلیکوباکتر پیلوری مبتلا شدند.
مهناز صفری، پونه رحیمی، اکرم سادات طباطبایی بفروئی،
دوره 81، شماره 8 - ( آبان 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت فرآیندهای پیچیده سیستم ایمنی در مقابله با عفونت کووید-19 که احتمالاً مربوط به پلیمورفیسم در ژنهای سایتوکین و کموکاین است، میتواند وضعیت پیشالتهابی بیماران را توضیح دهد. بنابراین در تحقیق حاضر همبستگی بین میزان فراوانی پلیمورفیسمهای تکنوکلئوتیدی در ژن پیشالتهابی IFNAR2 با شدت بیماری کووید-19 بررسی شد.
روش بررسی: این تحقیق توسط کمیته اخلاق انستیتو پاستور ایران بررسی و با کد اخلاقی IR.PII.REC.1400.042 به تایید این کمیته رسید و از دی ۱۴۰۰ تا آذر ۱۴۰۱ به طول انجامید. این مطالعه بر روی 954 بیمار مبتلا به کووید-19 انجام شد که به دو گروه بهبودیافته و فوت شده تقسیم شدند. پس از اخذ نمونه خون از بیماران و استخراج DNA، ژن IFNAR2 با استفاده از پرایمرهای اختصاصی تکثیر شد. سپس پلیمورفیسمهای rs2236757 در ژن IFNAR2 با روش RFPL و آنزیم محدود کننده Cac8I بررسی شدند. ژنوتیپ افراد با توجه به الگوی باندهای تشکیل شده، مشخص گردید.
یافتهها: ژنوتیپهای AA، GA، و GG به ترتیب با فراوانی 21%، 47% و 32% مشخص شدند. فراوانی آللی این پلیمورفیسم نشان داد که 56% موارد دارای آلل G و 44% دارای آلل A بودند. بررسی همبستگی پلیمورفیسم rs2236757 در ژن IFNAR2 با شدت بیماری کووید-19، عدم نقش این پلیمورفیسم در شدت بیماری (1=OR) را نشان داد. از طرفی آلل A در افراد بهبود یافته بهطور معناداری بیشتر از افراد فوت شده بود و مقدار 1OR< نیز این مساله را تایید نمود.
نتیجهگیری: نتایج حاصل نشان داد که پلیمورفیسم rs2236757 در ژن IFNAR2 با کاهش شدت بیماری در ارتباط است که این مساله نشاندهنده نقش مهم ژنهای مرتبط با پاسخهای التهابی و همچنین نقش واریانتهای ژنتیکی این ژنها در شدت بیماری کووید-19 میباشد.