47 نتیجه برای سلیمانی
سینا سلیمانی، شهلا شاهسوندی، امید مددگار، همایون مهروانی، محسن لطفی،
دوره 73، شماره 3 - ( خرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی توان تحریک و القا سامانه ایمنی توسط یاورهای زیستی، پایه پژوهشهای نوین در زمینه پیشگیری و کنترل بیماریهای عفونی است. در این پژوهش اثر توالی رمزگذار پروتیین سلولی Myxovirus resistance (Mx)، بهعنوان یاور زیستی بر القا پاسخ ایمنی هومورال علیه ویروس آنفلوانزا بررسی شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در موسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی از خرداد تا آذر 1393و بر روی موشهای Balb/c انجام شد. پس از همردیفی توالیهای Mx سه موتیف با بیشترین همسانی بین گونههای انسان، موش و پرنده انتخاب شده و توانایی القای پاسخهای ایمنی آنها علیه ویروس آنفلوانزا در مطالعه in silico ارزیابی شد. بر اساس دادههای ایمونوانفورماتیکی توالی Mx1 در وکتور pcDNA3.1 قرار داده شده و بهعنوان یاور با آنتیژن غیرفعال آنفلوانزا به گروههای موش تزریق شد. آزمایشهای سرولوژی برای ارزیابی ایمنیزایی روی نمونههای سرم و آزمایش هیستوپاتولوژی برای ارزیابی بیضرری واکسن و یاور انجام شد.
یافتهها: میانگین وزن موشها در گروههای کنترل و تیمار تفاوتی نداشت (05/0P=) و در بازه زمانی آزمایش از g 21 به g 37 رسید. اختلاف افزایش عیار آنتیبادی علیه ویروس در موشهای ایمن شده با واکسن دارای یاور Mx1 بهویژه با یادآور دوم در مقایسه با گروهی که فقط واکسن را دریافت کرده بودند، معنادار بود (01/0P=). بیش از 78% موشهای دریافتکننده یادآور دوم از میانگین عیار آنتیبادی بیش از شش (Log2) برخوردار بودند که در مقایسه با موشهای دریافتکننده یک نوبت یادآور بیشتر بود (001/0P=).
نتیجهگیری: دادهها بیانگر این هستند که Mx1 بهعنوان یاور زیستی توان افزایش عیار آنتیبادی علیه ویروس و القای خاطره ایمنی قوی در ایمنسازی علیه آنفلوانزا بدون ایجاد اثرات جانبی را دارد.
پریسا صفایی، رسول نورالسنا، کامران حیدری، پریا سلیمانی،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: دادهکاوی بهعنوان فرایند شناسایی و تجزیه و تحلیل مقدار زیادی داده بهمنظور یافتن رفتارها و قوانین معنادار است. دادهکاوی در بهداشت و درمان فرصتهای بیشماری را برای بررسی الگوهای پنهان از یک مجموعه داده فراهم میکند. این الگوها را میتوان توسط پزشکان برای تشخیص، پیشآگاهی و درمان بیماران استفاده کرد. هدف اصلی در این مطالعه استفاده از تکنیکهای دادهکاوی برای پیشبینی سطح فریتین سرم در زنان مبتلا به کمخونی و شناسایی متغیرهای اساسی در تشخیص این بیماری میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش کاربردی، تعداد 690 بیمار و 22 متغیر در جمعیت زنان مبتلا به بیماری کمخونی بررسی شدهاند. دادهها مربوط به بیمارانی بود که از اردیبهشت 1392 تا اردیبهشت 1393 به آزمایشگاه بیمارستانهای امام حسین (ع) و شهدای هفتمتیر مراجعه کردهاند. از تکنیک درخت تصمیم برای ساخت مدل استفاده شد.
یافتهها: دقت مدل دستهبند درخت تصمیم با تمام متغیرها 75% بود. ترکیبهای متفاوت از متغیرها جهت یافتن بهترین مدل برای پیشبینی بررسی شدند. با توجه به مدل بهینه درخت تصمیم بهدست آمده، متغیرهای RBC، MCH، MCHC، زخمهای معده-روده و سرطان معده-روده، بهعنوان مهمترین عوامل پیشبینیکننده شناخته شدند. نتایج نشان داد که اگر مقدار متغیرهای Mean corpuscular volume (MCV)، Mean corpuscular hemoglobin concentration (MCHC) و Mean corpuscular hemoglobin (MCH) نرمال و متغیر RBC کمتر از حد نرمال باشند، فرد با احتمال %90 به کمخونی فقر آهن مبتلا است.
نتیجهگیری: با توجه به سادگی و هزینه پایین آزمایش شمارش کامل خون، مدل درخت تصمیم بهمنظور تشخیص بیماری کمخونی فقر آهن ایجاد شد. همچنین در این پژوهش تاثیر عوامل جدیدی مانند جراحیها و بیماریهای مختلف در نظر گرفته شد. قوانین بهدستآمده از مدل درخت تصمیم میتواند فرایند تشخیص و درمان بیماران مبتلا به کمخونی فقر آهن را بهبود بخشد.
بهزاد جعفرینیا، علی دلپیشه، ابوذر سلیمانی، کوروش سایه میری،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات اثر داروی مترونیدازول در کاهش سطح لیپیدهای خون را بهصورت متفاوت گزارش کردهاند، پژوهش کنونی با هدف برآورد کلی اثر مترونیدازول در کاهش سطح چربی خون انجام شد.
روش بررسی: بر اساس پایگاههای SID، Magiran، Iranmedex، ISI، Pubmed، Scopus، مقالاتی که اثر مترونیدازول را بر روی چربیهای خون تا پایان اسفند 1393 ارزیابی کرده بودند، بررسی شدند، دادهها با روش متاآنالیز وStata, ver. 11.1 (College Station, TX, USA)، تحلیل شدند.
یافتهها: در 10 مطالعه تعداد 292 نمونه، درصد کاهش کلسترول 11% (16%-6%:CI95%)، تریگلیسرید 14% (24%-4% :CI95%) و لیپوپروتیین تراکم پایین 8% (15%-1%:CI95%) برآورد گردید که از لحاظ آماری معنادار بود (001/0P=) و درصد افزایش لیپوپروتیین تراکم بالا، 1% (2%-1%-:CI95%) و از لحاظ آماری معنادار نبود (08/0P=).
نتیجهگیری: مترونیدازول باعث کاهش درصد کلسترول، تریگلیسرید و لیپوپروتیین تراکم پایین میشود، اما تاثیر معناداری بر درصد افزایش لیپوپروتیین تراکم بالا ندارد.
خدیجه دولتشاه، رسول نورالسنا، کامران حیدری، پریا سلیمانی، روحاله قاسمپور،
دوره 74، شماره 2 - ( اردیبهشت 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین اختلال خونی بهویژه در زنان، بیماری کمخونی است. کشف دانش از میان حجم انبوه دادهها از سوابق بیماران با استفاده از دادهکاوی میتواند منجر به بهبود کیفیت خدمات پزشکی شود. هدف این مطالعه خوشهبندی بیماران کمخونی با استفاده از الگوریتمهای دادهکاوی بهمنظور تحلیل و ارزیابی وضعیت بیماران است.
روش بررسی: در این پژوهش کاربردی، دادههای آزمایشگاهی و بالینی بیماران کمخونی در جمعیت زنان مورد مطالعه قرار گرفته است. دادههای مورد بررسی از اردیبهشت ۱۳۹۲ تا اردیبهشت ۱۳۹۳ از آزمایشگاه بیمارستانهای امام حسین (ع) و شهدای هفتم تیر شهر تهران با ۶۹۰ رکورد و ۱۵ مشخصهی آزمایشگاهی و بالینی از بیماران کمخونی جمعآوری شدهاست. برای کشف ساختارهای پنهان با استفاده از الگوریتم k-medoids بیماران خوشهبندی شدهاند. برای تعیین کیفیت خوشهبندی از شاخص سیلوئت استفاده شده است.
یافتهها: مشخصههای Red Blood Cell (RBC)، Mean corpuscular hemoglobin (MCH)، Ferritin، GI cancer، GI infection و GI surgery بر اسـاس فرآیند خوشهبندی بهعنوان مهمترین مشخصههای بیماران شناسایی شدهاند. بیماران کمخونی با توجه به مشخصههایشان در سه خوشه توزیع شدهاند. میانگین شاخص سیلوئت(Silhouette Coefficient) برای کیفیت خوشهبندی ۸۰% است. یعنی خوشهبندی دارای ساختار قوی میباشد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که خوشهبندی با کل مشخصهها نتایج مناسبی را ارایه نمیدهد. بنابراین هر بار با تعداد متفاوتی از مشخصهها خوشهبندی انجام شد. نتایج خوشهبندی وضعیت بیماران هر خوشه را مشابه و متمایز از سایر خوشهها نشان میدهد. خوشه اول شامل بیماران کمخونی فقر آهن خفیف، خوشه دوم شامل بیماران کمخونی فقر آهن شدید و خوشه سوم بیماران با دیگر علل کمخونی را دربرمیگیرد. تقسیمبندی بیماران کمخونی میتواند ابزار مفید و موثر برای تحلیل و بهبود فرآیند تصمیمگیری پزشکان در رابطه با درمان بیماران باشد.
فرین سلیمانی، فرحناز محمدی شاهبلاغی، فاطمه نیری، حسین دلیلی، مامک شریعت،
دوره 74، شماره 3 - ( خرداد 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تبیین نیازها و مهارتهای لازم برای تربیت فوقتخصص طب نوزادان طراحی شد.
روش بررسی: این مطالعه با رویکرد کیفی، با تمرکز بر روش تحلیل محتوایی معمول و با اتکا بهروش نمونهگیری هدفمند بر روی استادان، دستیاران سال دوم و دانشآموختگان رشته فوقتخصصی طب نوزادان در پنج سال گذشته، انجام شد. اشباع دادهها نیز بهعنوان ملاک پایان مرحله جمعآوری دادهها قرار داده شد. روش جمعآوری دادهها مصاحبه نیمهساختارمند و بحث گروهی متمرکز بود.
یافتهها: پاسخدهندگان نظر خود را در حیطه "کفایت فردی دانشآموخته"، "ضعف برنامه آموزشی دوره مربوطه"، "چالشهای آموزشی"، "نیاز به بازنگری برنامه آموزشی دوره مربوطه"، "ضرورت اصلاح نظام آموزشی پزشکی کشور" و "راهبردهای موثر در آموزش مراقبت تکاملی مغزی-عصبی" ابراز کردند.
نتیجهگیری: تغییر و تکمیل برنامه آموزشی (کوریکولوم) دوره فوقتخصص نوزادان در مورد مراقبتهای تکاملی مغزی-عصبی همراه با آموزشهای منسجم مهارتهای بالینی مفید میباشد.
حسین سلیمانی صالحآبادی، سعید صالحینژاد کووئی، محمدباقر اولیاء، علی دهقان، مسعود محمدی،
دوره 74، شماره 7 - ( مهر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپوندیلیت انکیلوزان (Ankylosing Spondylitis, AS) یک بیماری التهابی است که بهطور عمده اسکلت محوری بدن را مبتلا میکند، تفاوتهای تظاهرات بالینی بیماری اسپوندیلیت انکیلوزان در مردان و زنان، مطرحکننده تأثیر احتمالی جنسیت بر شدت بیماری است. این مطالعه بهمنظور بررسی تفاوتهای تظاهرات بالینی بیماری اسپوندیلیت انکیلوزان انجام شد.
روش بررسی: 115 بیمار مبتلا به اسپوندیلیت انکیلوزان مراجعهکننده به کلینیک روماتولوژی از فروردین 1380 تا اسفند 1392 در یک مطالعه مقطعی در شهر یزد مورد ارزیابی قرار گرفتند. مهمترین متغیرهای مورد ارزیابی شامل دادههای دموگرافیک، تظاهرات بالینی، مرحله رادیوگرافی درگیری ساکروایلیاک و دادههای آزمایشگاهی بود که از پروندههای بیماران استخراج و در پرسشنامهها ثبت شد.
یافتهها: هر دو گروه از نظر سن تشخیص بیماری، وجود انتزیت (التهاب یا درد در محل اتصال تاندون یا رباط به استخوان)، درگیری مفاصل محیطی و دادههای آزمایشگاهی مانند سرعت رسوب گلبولهای قرمز (ESR)، پروتیین واکنشی C (CRP) و هموگلوبین با یکدیگر همسان بودند. درد التهابی گردن در مردان بیشتر از زنان بود (2/77% در مقابل 8/51% (01/0P=). مطالعات رادیوگرافی ساکروایلیاک نشان داد که 3/11% از مردان و 37% از زنان، در مرحله اول (009/0P=) و 2/27% از مردان و 7/3% از زنان، در مرحله چهارم (001/0P=) قرار دارند که از نظر آماری اختلاف معناداری داشت.
نتیجهگیری: مدت زمان بین سن شروع علایم و سن تشخیص بیماری، درد التهابی گردن و مراحل پیشرفته درگیری مفاصل ساکروایلیاک در مردان نسبت به زنان بیشتر دیده شد. با وجود اینکه این یافتهها مطرحکننده این است که جنسیت میتواند بر الگو و شدت بیماری اسپوندیلیت انکیلوزان تأثیر داشته باشد.
سینا سلیمانی، شهلا شاهسوندی، امید مددگار،
دوره 74، شماره 8 - ( آبان 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: واکسنهای اسید نوکلئیک بهعنوان نسل سوم واکسنها برای کنترل آنفلوانزا به دلیل افزایش سویههای نوپدید و بازپدید ویروس و انتقال مستقیم ویروسهای پرندگان به انسان مورد توجه خاصی قرار گرفتهاند. مزیت مهم این واکسنها، القای هر دو نوع سیستم ایمنی سلولی و هومورال و کنترل سویههای در گردش میباشد. مطالعه حاضر با هدف استفاده از قطعه محافظت شده HA2 هماگلوتینین آنفلوانزا جهت طراحی یک واکسن ژنی جامع و ارزیابی ایمنی متقاطع آن علیه ویروسهای رایج انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توسعهای- کاربردی از آذر 1393 تا تیر 1394 در موسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی انجام شد. توالی HA2 در وکتور pcDNA3.1 بیان شده و به گروههای موش Bulb/c تیمار و کنترل با استراتژی Prime/Boost تزریق شد. ایمنی هومورال محافظت کننده متقاطع با بررسی عیار آنتیبادی در فواصل زمانی معین با روش Virus neutralization (VN) با دو سروتیپ مختلف ویروس آنفلوانزا (H1N1 و H9N2)، ایمنی سلولی با آزمایش Proliferation assay و بیضرری واکسن با بازرسیهای روزانه واکنشهای موضعی و عمومی و همچنین آزمایش هیستوپاتولوژی مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: عیار آنتیبادی و ایمنی سلولی در گروههای تیمار برای هر دو سروتیپ بهطور معناداری از گروه کنترل بالاتر بوده و در گروه تیمار با دو بار تزریق یادآور دارای بالاترین عیار بود (01/0P<). در موشهای تحت آزمایش هیچگونه واکنش موضعی، اثرات پاتولوژیک بافتی، واکنشهای عمومی و یا مرگ و میر مشاهده نشد.
نتیجهگیری: واکسن ژنی بر پایه قطعه HA2 سبب افزایش عیار آنتیبادی علیه آنفلوانزا و همچنین تحریک ایمنی سلولی بدون ایجاد عوارض جانبی میشود.
فرید سلیمانی محمدی، عباس رحیمی فروشانی، محسن رکنی، محمد فرهمند، کاظم احمدیکیا، آزاده شاداب، حمیدرضا احمد خانیها، ژیلا یاوریان،
دوره 74، شماره 11 - ( بهمن 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی ناخوشیهای مزمن و پیشرونده روانی هستند که هنوز عامل سببی آنها مشخص نشده، ولی عوامل ویروسی مانند سیتومگالوویروس (CMV) بهاحتمال در پاتوژنز این اختلالات نقش دارند. هدف از مطالعه کنونی بررسی سطح آنتیبادی اختصاصی سیتومگالوویروس انسانی و نیز پی بردن به بودن یا نبود ژنوم این ویروس در سرم و سلولهای تکهستهای خون محیطی بیماران اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی در مقایسه با گروه کنترل میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مورد-شاهدی بوده و از مهر تا اسفند 1392 بر روی نمونه سرم و سلولهای تکهستهای خون محیطی 46 بیمار اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی و 46 نفر بهعنوان کنترل سالم، در گروه ویروسشناسی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ابتدا با تست الایزا تیتر آنتیبادی اختصاصی سیتومگالوویروس در دو گروه مورد مطالعه، سنجش شد. سپس بر روی نمونههای سرولوژی مثبت و سلولهای تکهستهای خون محیطی تست Real-time PCR جهت بررسی حضور ژنوم CMV انجام پذیرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که تیتر آنتیبادی در گروه بیماران روانی نسبت به گروه کنترل سالم بهطور معنادارای بالاتر بود (009/0P=)، درحالیکه پس از انجام Real-time PCR، ژنوم سیتومگالوویروس در هیچکدام از نمونههای بیمار و سالم یافت نشد.
نتیجهگیری: در این مطالعه مشاهده شد که تیتر آنتیبادی اختصاصی سیتومگالوویروس در گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی بهطور معناداری بالاتر از این مقدار در گروه کنترل سالم است. بنابراین احتمال میرود که این ویروس در پاتوژنز این اختلالات روانی نقش ایفا کند.
محمد مولوی، رسول یوسفی مشعوف، محمد یوسف علیخانی، حسن محمودی، علیرضا زمانی، فریبا کرامت، سارا سلیمانی اصل،
دوره 75، شماره 6 - ( شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بروسلوز یک بیماری باکتریال مشترک بین انسان و دام میباشد. در بیماری بروسلوز، ایمنی هومورال و سلولی نقش اساسی دارند. با توجه به اینکه حجامت بر عملکرد سیستم ایمنی میزبان موثر است و توانایی نهفته در تنظیم واکنشهای التهابی را دارد و بهعنوان یکی از روشهای درمانی مورد توجه در طب سنتی جهت درمان بیماریهای التهابی بهشمار میآید، از اینرو هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر حجامت بر سطح سرمی اینترفرون گاما (IFN-γ) در رتهای آزمایشگاهی مبتلا به بیماری بروسلوز بود.
روش بررسی: این پژوهش تجربی از فروردین ۱۳۹۴ تا شهریور ۱۳۹۴ در آزمایشگاه میکروبشناسی و حیوانخانه دانشگاه علوم پزشکی همدان به روش تجربی بر روی ۴۸ سر رت در شش گروه انجام گرفت. ابتدا رتها بهروش تزریق داخل صفاقی با مقدار cfu/ml ۱۰۵×۵ از سویه بروسلا ملیتنسیس (Brucella melitensis) آلوده شدند. پس از گذشت یک هفته جهت اطمینان از صحت ابتلا رتهای آلوده شده با بروسلا از تستهای سرولوژی (رایت، کومبس رایت و ۲-مرکاپتواتانول) (Wright, Coombs Wright, 2-Mercaptoethanol) جهت اثبات بیماری استفاده شد. سپس رتها از ناحیه ساکرال حجامت شدند و پس از گذشت دو هفته سطح سرمی اینترفرون گاما با روش الیزا و مطالعه بافتها با روش رنگآمیزی هماتوکسیلین ائوزین مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: یافتههای این مطالعه نشان داد که حجامت باعث افزایش چشمگیری در میزان میانگین سطح سرمی اینترفرون گاما میگردد. در بررسی هیستوپاتولوژی بافت کبد رتها در گروههای مبتلا شده به بروسلوز و حجامت شده، نشان از تأثیر حجامت بر بهبود ضایعات بافتی بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که انجام حجامت میتواند باعث افزایش سطح سرمی اینترفرون گاما و در نتیجه کمک به پاکسازی بیماری و بهبود آسیبهای حاصل بیماری بروسلوز گردد.
محسن سلیمانی، رسول اشرفی،
دوره 76، شماره 1 - ( فروردین 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل زیادی بر فشار کاف لوله تراشه تاثیرگذار است. بیماران تحت تهویه مکانیکی در بخشهای مراقبت ویژه به دلایل مختلف نیازمند تغییر وضعیت میباشند. هدف این مطالعه تعیین تاثیر تغییر وضعیت بر فشار کاف لوله تراشه بیماران تحت تهویه مکانیکی بود.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی بر روی ۷۰ بیمار تحت تهویه مکانیکی در بخشهای مراقبت ویژه بیمارستانهای سمنان و شاهرود از اردیبهشت تا مهر ۱۳۹۵ انجام شد. ابتدا فشار کاف لوله تراشه در زاویه تخت ۳۰ درجه بر روی cmH2O ۲۵ تنظیم شد. سپس بیماران بهصورت تصادفی برای مدت پنج دقیقه در پوزیشنهای خوابیده به پشت با زاویه تخت صفر، خوابیده به پهلو به سمت دستگاه تهویه مکانیکی، خوابیده به پهلو مخالف دستگاه تهویه مکانیکی و خوابیده به پشت با زاویه تخت ۴۵ درجه قرار گرفتند. فشار کاف در هر وضعیت با مانومتر اندازهگیری شد.
یافتهها: بیشتر بیماران مرد (۵۸/۶%) بودند و سابقه استعمال سیگار نداشتند (۸۱/۴%). میانگین سنی بیماران ۲۰/۹±۶۳/۳۷ سال بود و بهعلت نارسایی تنفسی (۵۵/۷%) به دستگاه تهویه مکانیکی متصل شده بودند. میانگین فشار کاف لوله تراشه در وضعیتهای مختلف تفاوت معناداری با یکدیگر داشت (۰۰۱/۰P<). فشار کاف در وضعیت چرخش به سمت مخالف دستگاه تهویه مکانیکی بیشترین افزایش (cmH2O ۰/۴۱ ± ۲۹/۱۲) و در وضعیت خوابیده به پشت با زاویه تخت صفر درجه کمترین افزایش را داشت (cmH2O ۰/۳۸ ± ۲۷/۶).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که بهدنبال تغییر وضعیت بیماران تحت تهویه مکانیکی بهویژه در حالت خوابیده به پهلو به سمت مخالف دستگاه تهویه مکانیکی، ممکن است فشار کاف لوله تراشه از محدوده ایمن خارج شود.
فرین سلیمانی، زهرا باجلان،
دوره 76، شماره 3 - ( خرداد 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بروز اختلالات تکاملی و رفتاری از شایعترین مشکل در طب کودکان است. رشد و تکامل تحت تاثیر عوامل ژنتیکی، محیطی و اجتماعی قرار دارد و مهمترین و آغازیترین مرحله آن از دوران جنینی و نوزادی شکل میگیرد. با توجه به اهمیت تکامل، این مطالعه با هدف بررسی ارتباط شاخصهای رشدی هنگام تولد با وضعیت تکاملی انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی به بررسی شیرخواران ۶ تا ۱۸ ماهه پرداخت که از مرداد تا آذر ۱۳۹۶ به مراکز جامع سلامت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین مراجعه نمودند. حجم نمونه در این بررسی ۲۰۰ نفر بود و شرکتکنندگان در دو گروه ۱۰۰ نفره شیرخواران دارای تاخیر تکاملی و شیرخواران با تکامل طبیعی مورد ارزیابی قرار گرفتند. شاخصهای تنسنجی هنگام تولد از پرونده بهداشتی و وضعیت تکاملی با پرسشنامه سنین و مراحل سنجیده شد.
یافتهها: میانگین سنی شیرخواران در گروه مورد ۱/۷۲±۱۲/۶۳ ماه و در گروه شاهد ۱/۶۹±۱۲/۶۸ ماه بود و ۴۵/۶% از کودکان دارای تاخیر تکاملی دختر بودند. بیشترین شیوع تاخیر تکاملی، در حیطه شخصی-اجتماعی (۲۶/۹%) و کمترین شیوع در حیطه حرکات درشت (۱۲/۷%) بود. ارتباط معناداری بین دور سر (۰/۳۲P=) و قد هنگام تولد (۰/۱۱P=) و وضعیت تکاملی وجود نداشت. درحالیکه ارتباط معناداری بین تاخیر تکاملی در حیطه برقراری ارتباط (۰/۰۴P=) و در حیطه حرکات درشت (۰/۰۲P=) با وزن هنگام تولد وجود داشت.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد، وزن هنگام تولد با تاخیر تکاملی رابطه داشته باشد. در این مطالعه وزن کم هنگام تولد با تأخیر تکاملی در حیطههای برقراری ارتباط و حرکات درشت رابطه داشت.
محسن شجاع، محدثه سلیمانی، مریم عامریان، نیلوفر اسبقیپور، پیمان حجازی،
دوره 77، شماره 2 - ( اردیبهشت 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش روزافزون کاربرد پرتو ایکس در تشخیص بیماریها، احتمال پرتوگیری جنین در افراد باردار نیز افزایش مییابد. هدف از این مطالعه بررسی میزان رعایت اصول حفاظتی و قانون ۱۰ روز در تصویربرداری از زنان مستعد بارداری است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از تیر تا مهر ۱۳۹۶ در مراکز تصویربرداری دانشگاه علوم پزشکی سمنان انجام شد. ابتدا از بیماران در خصوص اطلاعرسانی پرتوکاران در خصوص قانون ۱۰ روز، پرسش شد. سپس پرسشنامهای در اختیار پرتوکاران قرار گرفت. همچنین وجود کاردستور حفاظتی نیز تعیین شد.
یافتهها: پرسش از بیماران در خصوص باردار بودن به میزان ۱۹% انجام نشد که ارتباط معناداری با مجرد بودن بیماران نداشت (۰/۰۰۰۴=P). همچنین میانگین نمره میزان آگاهی پرتوکاران ۰/۹۶±۱۴/۲۱ بهدست آمد که ارتباط معناداری با سابقه کاری و محل خدمت و میزان تحصیلات آنان نیز نداشت (۰/۰۹=P). از طرفی در نیمی از مراکز کاردستورهای مکتوب موجود نبود.
نتیجهگیری: اصول حفاظت پرتو و قانون ۱۰ روز در رادیوگرافی از زنان مستعد بارداری، به میزان مطلوبی انجام شد.
اسماء سلیمانی، افرا خسروی، عنایت اسدی،
دوره 77، شماره 3 - ( خرداد 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال در سوخت و ساز لیپیدها حیات انسانی را در تمامی کشورها با درصدهای متفاوت تهدید میکند و باعث بروز بیماریهای قلبی-عروقی میشود. کاهش میزان فعالیت بدنی و حذف برخی غذا داروها گسترش این عوارض را تسریع بخشیدهاند. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر ۱۰ هفته مصرف مکمل زنجبیل بر نیمرخ لیپیدی و ترکیب بدن زنان چاق بهدنبال تمرین ورزشی پیلاتس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهروش نیمهتجربی در مرکز گیاهان دارویی دانشگاه علوم پزشکی ایلام از شهریور تا آذر ۱۳۹۶ انجام شد. در این مطالعه، ۹۰ زن چاق مبتلا به دیابت نوع ۲ بهطور تصادفی به ۳ گروه مکمل، دارونما و کنترل (هر گروه ۳۰ نفر) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل ده هفته فعالیت ورزشی پیلاتس است. گروه مکمل روزانه g ۲ پودر زنجبیل را، بهمدت ۱۰ هفته مصرف میکردند.
یافتهها: نتایج نشان داد ۱۰ هفته مصرف مکمل زنجبیل بهدنبال تمرین ورزشی پیلاتس در پیشآزمون و پسآزمون باعث افزایش سطوح لیپوپروتیین پرچگال و کاهش تریگلیسیرید، لیپوپروتیین کمچگال، کلسترول تام، ترکیب و وزن بدن زنان چاق میشود. همچنین مصرف ۱۰ هفته مکمل زنجبیل بهدنبال تمرین هوازی پیلاتس بر سطوح تریگلیسیرید (۰/۰۰۱P=)، لیپوپروتیین کمچگال (۰/۰۲P=)، کلسترول تام (۰/۰۵P=) و لیپوپروتیین پرچگال (۰/۰۱P=) زنان چاق گروه مکمل و دارونما تاثیر معناداری داشت.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که تمرین پیلاتس بههمراه مصرف روزانه g ۲ مکمل زنجبیل بهمدت ۱۰ هفته، باعث کاهش معنادار در سطوح نیمرخ لیپیدی، درصد چربی بدن، وزن و نسبت محیط کمر به لگن شد.
سید محمد ریاحی، حسین مظفرسعادتی، مریم محمدی، فرین سلیمانی،
دوره 77، شماره 4 - ( تیر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کمخونی یکی از مهمترین اختلالات ناشی از تغذیه نادرست در بین کودکان و نوجوانان میباشد. با وجود امکان پیشگیری از آن، هنوز درصد بالایی از کودکان سنین پیش از مدرسه و بهویژه شیرخواران به این اختلال مبتلا میباشند. این مطالعه با هدف بررسی الگوی شیوع کمخونی در کودکان ۶ تا ۱۲ ماههی شهرستان طبس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی-توصیفی از اول فروردین ۱۳۹۵ تا فروردین ۱۳۹۶ در مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی شهرستان طبس در استان خراسان جنوبی انجام شد. در این مطالعه ۹۱۱ نفر از شیرخواران شهرستان طبس، به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. متغیرهای دموگرافیک و تنسنجی از طریق مصاحبه در محل مراکز بهداشتی و شاخصهای خونی با بررسی آزمایشگاهی جمعآوری شد. در این مطالعه هموگلوبین کمتر از g/dl ۱۱ بهعنوان کمخونی در نظر گرفته شد.
یافتهها: شیوع کمخونی براساس استاندارد سازمان جهانی بهداشت برای هموگلوبین ۳۷/۱% بود. روند شیوع کمخونی در گروههای سنی براساس شاخصهای هموگلوبین، حجم متوسط هموگلوبین و غلظت متوسط هموگلوبین دارای روند کاهشی معناداری بود (۰/۰۰۱). میزان شیوع در دختران و پسران تفاوت معناداری نداشت (۰/۲۷). کودکان ساکن روستا نسبت به کودکان ساکن شهر شیوع بالاتر و معناداری داشتند (۰/۰۰۹).
نتیجهگیری: با توجه به شاخص برآورد شده برای میزان شیوع کمخونی کودکان ۶ تا ۱۲ ماهه، این جامعه در طبقهبندی سازمان جهانی بهداشت از نظر اهمیت بیماری کمخونی، در گروه با اهمیت متوسط قرار داده میشود. روند کاهشی شیوع کمخونی بر حسب گروههای سنی بیانگر اهمیت مکملیاری آهن میباشد.
محسن سلیمانی، رحیمه نبوی، نادیا کریمی، عباسعلی ابراهیمیان،
دوره 78، شماره 3 - ( خرداد 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: خارش از مهمترین مشکلات بیماران همودیالیزی است، بهطوریکه کمابیش ۶۰% بیماران از آن شکایت میکنند. قرص هیدروکسیزین یکی از درمانهای مرسوم برای کنترل خارش میباشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر قرص هیدروکسیزین بر شدت خارش بیماران همودیالیزی است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی پیش و پس آزمون (Design Pre-test and post-test) از مهر تا اسفندماه ۱۳۹۵ بر روی ۴۰ بیمار همودیالیزی مرکز همودیالیز سوده تهران که براساس معیارهای ورود انتخاب شده بودند، انجام شد. بیمارانی که دچار خارش بودند برای مدت شش هفته قرص هیدروکسیزین با دوز روزانه mg ۲۵، دریافت نمودند. نمره خارش بیماران با استفاده از ابزار بررسی خارش ۵-D که دارای هشت آیتم با مقیاس لیکرت (Likert scale) پنج نمرهای بود و مدت، شدت، گسترش و اثر خارش بر فعالیتهای روزمره را ارزیابی میکرد، پیش و پس از درمان مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد که بیشتر بیماران مورد مطالعه مرد (۵۵%) با میانگین سنی ۱۱/۵۹±۵۵/۹۷ سال بودند و بیشترین علت نارسایی کلیه آنها دیابت (۳۷/۵%) بود. میانگین نمره خارش بیماران پیش از مداخله ۳/۴±۱۶/۷۳ بود که بیشترین اثر کاهش خارش در آیتم فعالیتهای اجتماعی (۰/۶±۲/۴۷) بود. پس از مداخله میانگین نمره خارش ۲/۱۵±۹/۶۵ شد که کاهش معناداری داشت (۰/۰۰۱P<). یافتهها ارتباط معناداری را بین کاهش نمره خارش با مشخصات بیماران نشان نداد.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که استفاده از قرص هیدروکسیزین صرفنظر از مکانیسم ایجاد خارش در بیماران همودیالیزی، میتواند در درمان خارش بیماران مؤثر باشد.
حسام الدین عسکری مجدآبادی، محسن سلیمانی، مجید میرمحمدخانی، الهام زمانی پور،
دوره 78، شماره 11 - ( بهمن 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت یک مشکل اساسی در بخشهای مراقبت ویژه است. امروزه برای کاهش کلونیزاسیون دهان از محلول کلرهگزیدین استفاده میشود. هدف این مطالعه بررسی کارایی محلول کلرهگزیدین در کاهش کلونیزاسیون دهان بیماران بستری در بخشهای ویژه بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی (از دی ماه 1397 تا مرداد 1398) بر روی 60 بیمار بستری در بخشهای مراقبت ویژه یکی از بیمارستانهای سمنان که براساس معیارهای ورود انتخاب شده بودند انجام شد. کلونیزاسیون دهان بیماران در بدو ورود با کشت از دهان و حلق بررسی شد. پس از 48 ساعت و انجام دهانشویه با محلول کلرهگزیدین 2/%0 سه بار در روز، مجددا کلونیزاسیون دهان بررسی شد. پس از جمعآوری دادهها نتایج مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بیشتر بیماران مورد مطالعه مرد (80%) با میانگین سنی 19/15±23/45 سال بودند. اکثر بیماران از اورژانس به بخش ویژه منتقل شده بودند و دارای لوله تراشه بودند. در زمان ورود به بخش ویژه، 8 بیمار آلوده به ایکولای و 6 بیمار آلوده به کلبسیلا بودند. یافتهها نشان داد که کلرهگزیدین 2/0% تاثیری در کاهش کلونیزاسیون دهان نداشت. پس از 48 ساعت بستری در بخش ویژه میزان موارد آلودگی به ایکولای افزایش معناداری داشت (01/0P=) ولی اختلاف معناداری در افزایش موارد آلودگی به کلبسیلا وجود نداشت (25/0P=).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که کلرهگزیدین 2/0% تاثیری بر میکروارگانیسمهای دهان ندارد و لازم است برای کاهش کلونیزاسیون دهان حرکات مکانیکی و مسواکزدن نیز مورد توجه قرار گیرند. بیشتر بیماران در اورژانس آلوده به میکروارگانیسمهای بیماریزا بودند. بنابراین راهبردهای مناسب برای کاهش آلودگی در بخشهای اورژانس لازم است.
فیروزه رئیسی، سید طه یحیوی، زهرا شاهواری، احسان کاظمی خالدی، مهدی سلیمانی، آگاه اشرفی،
دوره 79، شماره 10 - ( دی 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه بهمنظور ساخت و توسعه «پرسشنامه ارزیابی سطح آگاهی و رفتار جنسی ایمن در بیماران با بیماریهای شدید روانپزشکی» طراحی شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر در پنج مرحله انجام گرفته است. ابتدا با استفاده از مطالعات مشابه و نظرات متخصصان، آیتمهای پرسشنامه انتخاب و استخر گویهها تشکیل شد. سپس ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه با بهرهگیری از روایی محتوا، روایی صوری، پایایی و روایی سازه مورد بررسی قرار گرفت. روایی محتوا با استفاده از شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا و پایایی با استفاده از روش بازآزمایی با فاصله دو هفته در 70 بیمار و روایی سازه با تحلیل عاملی اکتشافی در 265 بیمار مورد آزمایش قرار گرفت. ثبات درونی نیز با استفاده از شاخص آلفای کرونباخ محاسبه شد.
یافتهها: پس از تأیید روایی، ابزاری با 16 گویه در بخش آگاهی به شکل صحیح/غلط و 16 گویه با مقیاس لیکرت پنج درجهای جهت سنجش رفتار حاصل شد. ضریب همبستگی نمرات در دو بار اجرای ابزار در بخشهای آگاهی و رفتار بهترتیب 880/0 (001/0P<) و 951/0 (001/0P<) بود. ضریب آلفای کرونباخ برای بخشهای آگاهی و رفتار بهترتیب 809/0 و 756/0 و برای کل پرسشنامه 782/0 بود. تحلیل عاملی اکتشافی مؤید وجود چهار عامل در بخش آگاهی و سه عامل در بخش رفتار بود.
نتیجهگیری: پرسشنامه 32 گویهای حاضر به واسطه طراحی براساس نظرات متخصصان و اظهارات مهم بیماران در مورد بهداشت جنسی، نمرهگذاری ساده، پایایی و روایی مطلوب، ابزاری مناسب جهت ارزیابی سطح آگاهی و نحوه رفتار جنسی ایمن در بیماران دارای بیماریهای شدید روانپزشکی است.
یونس سلیمانی، امیررضا جهانشاهی، داود خضرلو،
دوره 80، شماره 11 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هنوز درک روشنی از الگوی آتروفی سابفیلدهای هایپوکامپ در بیماری آلزایمر و افتراق آن از اختلالات شناختی خفیف وجود ندارد. در این مطالعه مقطعی آتروفی سابفیلدهای هایپوکامپ در بیماران آلزایمر با بیماران مبتلا به اختلال شناختی اولیه (EMCI) و پایدار (LMCI) و همچنین گروه کنترل مقایسه شدند.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی بود که از شهریور 1400 تا 1401 در گروه رادیولوژی دانشکده پیراپزشکی تبریز انجام شد. تصاویر MRI مربوط به بیماران آلزایمر، بیمار EMCI، بیمار LMCI و گروه نرمال کنترل (NC) از پایگاه ADNI استخراج شد. با استفاده از ابزار بخشبندی هایپوکامپ در FreeSurfer Software, version 7, Harvard University, USA، سابفیلدهای مختلف هایپوکامپ جداسازی شدند. اختلاف حجم هرکدام از سابفیلدهای هایپوکامپ مابین گروههای شرکتکننده در مطالعه و همچنین اختلاف حجم دو به دو بین گروهها با استفاده از Kruskal-Wallis H test و Post-hoc Dunn's test بررسی گردید (05/0P<).
یافتهها: بیشترین اختلاف معنادار مابین گروههای چهارگانه شرکتکننده در مطالعه مربوط به سابفیلدهای Whole hippocampus، DG body، Subiculum body و Subiculum head بود (0001/0P<). هنگام بررسی دو به دو، بیشترین اختلاف معنادار مابین جفتگروه NC/AD و کمترین اختلاف معنادار مابین جفتگروه LMCI/AD و در سابفیلد Subiculum body مشاهده شد.
نتیجهگیری: در بیشتر سابفیلدهای هایپوکامپ اختلاف معناداری از آتروفی دیده میشود. چنین یافتههایی میتواند بهعنوان راهنما برای مطالعات آینده بهمنظور بهبود عملکرد تشخیصی برای شناسایی افراد در معرض خطر بالای بیماری آلزایمر کمککننده باشد.
یونس سلیمانی، امیررضا جهانشاهی، حامد رضاییجم، داود خضرلو،
دوره 80، شماره 12 - ( اسفند 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: رادیومیکس پتانسیل بالایی در زمینه تشخیص و پیشآگهی ضایعات کبدی در تصاویر اولتراسوند نشان داده است. علیرغم این، تغییرات پارامترهای تصویربرداری بر تکرارپذیری نتایج رادیومیکس اولتراسوند تأثیر میگذارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تکرارپذیری فیچرهای رادیومیکس استخراج شده از تصاویر بیماران مبتلا به کارسینوم سلولهای کبدی تحت تغییرات پارامترهای اسکن اولتراسوند میباشد.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی بود که از مرداد 1399 تا مرداد 1400 در گروه رادیولوژی دانشکده پیراپزشکی تبریز انجام شد. تصاویر مربوط به 20 بیمار مبتلا به کارسینوم سلولهای کبدی از پایگاه Cancer imaging archive بهدست آمدند. این تصاویر تحت پارامترهای تصویربرداری مختلف اخذ شده بودند. مناطق ضایعه به شکل دستی ترسیم شدند. فیچرهای رادیومیکس شامل 24 فیچر GLCM و 16 فیچر GLRLM از تصاویر استخراج شدند. با استفاده از آزمونهای آماری CV% و ICC تکرارپذیری فیچرهای رادیومیکس مورد بررسی قرار گرفت. مقادیر 90/0ICC≥ و 20%CV< در این مطالعه بهعنوان سطح تکرارپذیری در نظر گرفته شدند.
یافتهها: هشت مورد از فیچرها تکرارپذیری بالایی را در هردو آزمون CV% و ICC از خود نشان دادند. این فیچرها Joint entropy، Idmn، Imc2 ، Correlation ، MCC ، Sum entropy ، Gray level non uniformity normalized و Run entropy بودند. میانگین مقادیر ICC این فیچرها برابر با 977/0 بهدست آمد.
نتیجهگیری: تغییرات پارامترهای تصویربرداری مستقیما بر تکرارپذیری نتایج رادیومیکس اولتراسوند تأثیر میگذارد. برخی از فیچرهای رادیومیکس تحت تغییرات شرایط تصویربرداری، همچنان پایداری و تکرارپذیری بالایی از خود نشان میدهند.
یونس سلیمانی، فرحناز آقاحسینی، پیمان شیخزاده،
دوره 82، شماره 5 - ( مرداد 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویربرداری پزشکی هستهای دقت بالایی در ارزیابی متابولیسم ضایعات سرطان کولون نشان داده است. هدف از این مطالعه بررسی قابلیت فیچرهای رادیومیکس استخراجشده از تصاویرپزشکی هستهای بهعنوان بیومارکرهای غیرتهاجمی متابولیسم ضایعه در بیماران مبتلابه سرطان کولون از طریق بررسی همبستگی این فیچرها با مقادیر (standardized uptake value, SUV) max بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مقطعی بود که از مرداد ماه 1401 تا مرداد ماه 1402 در گروه پزشکی هستهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. در این مطالعه از تصاویر پزشکی هستهای مربوط به 60 بیمار مبتلابه سرطان کولون اولیه استفاده شد. ضایعات سرطان کولون به شکل دستی بر روی تصاویر PET جداسازی شده و تعداد 32 فیچر رادیومیکس بافتی textural از تصاویر استخراج شدند. سپس با استفاده از آزمون آماری Spearman correlation coefficient همبستگی این فیچرها با مقادیر SUVmax مورد بررسی قرار گرفت. همچنین مقدار (05/0P<) بهعنوان سطح معناداری آزمون در نظر گرفته شد.
یافتهها: بیش از 96% از فیچرهای رادیومیکس (31 فیچر از 32 مورد) همبستگی معناداری با مقادیر متابولیسم ضایعه داشتند (05/0P<). از این بین فیچرهای GLZLM_HGZE و GLZLM_SZHGE بیشترین همبستگی معنادار را با مقادیر SUVmax داشتند (به ترتیب با ضرایب همبستگی 9881/0، 9723/0 و سطوح معناداری 0001/0>، 0001/0>). از طرفی فیچر GLZLM_LZHGE همبستگی معناداری با مقادیر متابولیسم ضایعه نشان نداد (05/0P>).
نتیجهگیری: روش رادیومیکس این پتانسیل را دارد تا بهعنوان یک روش کاملا غیرتهاجمی جهت ارزیابی متابولیسم ضایعات سرطان کولون مورد استفاده قرار گیرد و پایش و درمان بیماران مبتلابه سرطان کولون را تسهیل کند.