24 نتیجه برای زرین
محمد رضا زرین دست،
دوره 31، شماره 2 - ( 2-1352 )
چکیده
محمدرضا زرین دست،
دوره 35، شماره 3 - ( 2-1356 )
چکیده
محمدرضا زرین دست،
دوره 35، شماره 7 - ( 1-1357 )
چکیده
بیماری پارکینسون بعلت بهم خوردن تعادل موجود بین سیستم دوپامینرژیک و کلینرژیک بوجود می آبد. این عدم تعادل در نتیجه کم شدن فعالیت دستگاه دوپامینرژیک در مغز است. موادی که گیرنده های دوپامینرژیک مغز را وقفه می دهند نیز می توانند حالات نظیر پارکینسون ایجاد کنند. جهت درمان این بیماری یا فعالیت دستگاه دوپامینی مغز توسط داروهای زیاد کننده دوپامین مغز و یا تحریک کننده گیرنده های دوپامینی مخصوص این دستگاه زیاد می شود. و یا آنتی کلینرژیک ها بکار می روند. اثر بیشتر با تجویز توام هر دو گروه دارو حاصل می گردد.داروهای مورد مصرف و متداول جهت درمان این بیماری در جدولی خلاصه شده است.
محمدرضا زرین دست، فروغ ابطحی،
دوره 36، شماره 5 - ( 1-1359 )
چکیده
در دستگاه عصبی مرکزی برای مرفین گیرنده های ویژه ای وجود دارد. این گیرنده ها در غشاء نرونها قرار دارند و تصور می شود که مرفین با نشستن روی این گیرنده ها بعضی از اثرات خود را اعمال می کند. گیرنده ها در دستگاه عصبی مرکزی در ناحیه Periaqueductal خاکستری پایه مغز، قسمت قدامی و جانبی تالاموس سابستانشیاژلاتینوزا نخاع، هسته Solitary و CTZ و آمیگدال های مغز مشخص شده است. در حیوانات آزمایشگاهی دو ماده پپتیدی بنامهای متیونین آنکفالین و لوسن آنکفالین بدست آمده که روی گیرنده های مرفین در مغز می نشیند و اثرات مشابه مرفین دارند. شاید این مواد پپتیدی یکی واسطه شیمیائی نرونهای مغز باشند که روی گیرنده های مرفین اثر کرده و اثرات بخصوصی از جمله تعدیل حس درد و هیجان را بعهده دارند. با بکار بردن مرفین مقدار آنکفالین نرون که در دسترس گیرنده ها قرار می گیرد تغییر می کند و تغییرات شاید در معتادین باعث بروز سندرم قطع دارو می شود.آندروفین ها (آلفا، بتا، گاما و تتاآندروفین ها) مواد پپتیدی هستند. از نظر ساختمان شیمیائی با آنکفالین ها کمی تفاوت دارند و در هیپوفیز روی گیرنده های مرفین می نشینند و بعضی از اثرات مرفین مثل آزاد کردن ADH را نشان می دهند. بعلاوه ممکن است آندورفین ها آزاد کردن ACTH و FSH را تسهیل کنند.احتمالاً هر گونه اختلالی در سنتز یا آزاد شدن آندورفین ها منشاء رفتار غیر طبیعی در موجود زنده می شود.2- بعد از بکار بردن مرفین، آنکفالین داخل نرون افزایش پیدا می کند. نرون با انکفالین در سطح بالاتری در حال تعادل قرار می گیرند. بعد از قطع مرفین چون مقداری از انکفالین آزاد می شود و این تعادل بهم می خورد سندرم قطع دارو حاصل می شود (7).
ابوطالب بیگی، فریبا زرین کوب،
دوره 58، شماره 4 - ( 4-1379 )
چکیده
برای کنترل بهتر دوران بارداری و تشخیص نحوه رشد جنین و تصمیم گیری مناسب برای ختم حاملگی بویژه در موارد پرخطر، دانستن وزن تخمینی جنین الزامی است. بهترین وسیله تخمین وزن جنین سونوگرافی می باشد. هدف از این مطالعه بررسی یک روش ساده، مطمئن و سریع در پیش بینی وزن جنین به کمک سونوگرافی در خانم های باردار ایرانی و بررسی تغییرات احتمالی و مقایسه نتایج با مطالعه مشابه خارجی است. مطالعه به روش توصیفی تحلیلی و بصورت آینده نگر و با اندازه گیری سونوگرافیک قطر بی پاریتال، قطر میانگین وزن نوزادان متولد شده 2320 گرم بود. با استفاده از آنالیز رگرسیون متعدد داده ها، برای پیش بینی وزن نوزاد فرمول زیر بدست آمد. 4932.1- (سانتی متر) قطر بی پاریتال×15.6- (سانتی متر) قطر متوسط شکم×20+ (سانتی متر) طول ران×95.8=وزن (گرم) اثر کلیه پارامترهای وارد شده در معادله از لحاظ آماری معنی دار بود (P<0.02). علاوه بر آن جدول ساده ای برای تخمین وزن جنین پدید آمد. آزمون T جهت مقایسه این جدول و با جدول مشابه Rose & Mc callum در ردیف های انتهایی جدول و یا بعبارتی در اوزان تخمینی 4000 گرم و یا بیشتر اختلاف معنی دار نشان داد (P<0.05). مطالعه ما نشان داد که تخمین وزن جنین با استفاده از مجموع سه پارامتر بیومتریک قطر بی پاریتال، قطر متوسط شکم و طول ران روش دقیق و قابل قبولی است. تحقیق بیشتر در بکارگیری سایر پارامترهای جنینی بویژه در مورد اختلال رشد جنین (FGR) و یا ماکروزومی ممکن است در تخمین دقیق تر وزن جنین کمک کننده باشد.
کورش قرهگزلی، فاطمه عباسی سیر، علی اصغر کلاهی، جعفر بوالهری، غلامرضا زمانی، زرین تاج کیهانی دوست، پروین ورطاهریان،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده
علیرغم پیشرفتهای زیادی که در زمینه دانش پزشکی صرع صورت گرفته، اما ننگ همراه کلمه "صرع" همچنان در بسیاری از جوامع فرد مبتلا را بیش از خود بیماری یا عوارض دارویی آن متاثر می سازد. در کشورهای در حال توسعه دیدگاه های منفی نسبت به صرع به دلیل عدم درک درست هنوز در بین مردم رواج دارد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی در زمینه بررسی شناخت و نگرش مردم تهران در زمینه صرع بوسیله انجمن صرع ایران و با هدف تعیین سطح آگاهی و نگرش عموم در تابستان 1383 و بهار 1384در تهران و با نمونه های در دسترس انجام گرفت. 1079 پرسشنامه خود ایفا از مناطق پرتردد شهر تهران جمع آوری گردید.
یافتهها: پاسخگویان به این پرسشنامهها 6/58% زنان و 6/38% مردان بودند که میانگین سنی زنان 5/10±8/28 و میانگین سنی مردان 5/12±5/32 با حداقل سن 15 سال و حداکثر 81 سال بود. 7/88% پاسخگویان با صرع آشنایی داشته و 2/42% این افراد در بستگان خود فرد مبتلا را می شناختند. 4/52% افراد علت صرع را ضایعه ای مغزی می دانستند و 2/45 % افراد عوامل دیگر از قبیل مشکل ژنتیک ، فشارهای روحی - روانی، تب یا حتی 1/1% افراد ارواح خبیثه را عنوان کرده بودند. 9/56% افراد بارداری را برای خانم مبتلا به صرع مناسب می دانستند و 94% افراد اعتقاد داشتند که کودک مبتلا به صرع می تواند مدرسه رفته و ادامه تحصیل دهد
نتیجهگیری: درصد نسبتا بالایی از جامعه اطلاعات مناسب در مورد بیماری صرع نداشته و لازم است خصوصا از طریق رسانه های جمعی شناخت مردم نسبت به این بیماری افزایش یافته و منجر به زدودن افکار خرافی در سطح جامعه شود.
ایرج میرزایی دیزگاه، مرتضی کریمیان، محمدرضا زرین دست، حمید سوهانکی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
اعتیاد به اوپیوئیدها یکی از مشکلات عمده جوامع بشری بهویژه ایران است و درمان آن از اولویتهای بهداشتی جامعه بهشمار میرود، مطالعه در این زمینه نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. مکانیسم دقیق وابستگی به اوپیوئیدها و سندرم قطع مصرف هنوز بدرستی شناخته نشده است. به نظر میرسد که سیستم دوپامینی و همچنین هسته لوکوس سرولئوس نقش مهمی در بروز علائم جسمی ناشی از سندرم قطع مصرف دارند. مطالعه حاضر به تأثیر آگونیست و آنتاگونیست گیرندههای دوپامینرژیک D2 تجویز شده در هسته لوکوس سرولئوس بر شدت بروز علائم قطع مصرف در موشهای صحرایی وابسته به مرفین پرداخته است.
روش بررسی: برای این منظور 64 رأس موش صحرایی نر در گروههای هشت تایی تقسیم گردیدند. هسته لوکوس سرولئوس بهصورت دوطرفه طبق اطلس پاکسینوس با دستگاه استریوتاکس کانولگذاری شد. یک هفته پس از بهبودی، هفت گروه از حیوانات با تزریق مرفین زیرجلدی روزانه به مدت یک هفته وابسته گردیدند. در گروه کنترل سالم نرمال سالین تزریق شد. در روز هشتم ابتدا در هسته لوکوس سرولئوس نرمال سالین و یا سه دوز از آگونیست (کوئین پیرول) یا آنتاگونیست (سولپیراید) گیرندههای دوپامینی D2 و سپس جهت القای عوارض قطع مصرف نالوکسان (زیر جلدی) تزریق گردید.
یافتهها: امتیاز کل بهعنوان شاخصی در ارزشیابی شدت عوارض قطع، با تجویز دوز µg/site 1/0 کوئین پیرول و دوزهای µg/site 30 و 15 سولپیراید کاهش یافت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که احتمالا˝ سیستم دوپامینی گیرندههای
D2 در هسته لوکوس سرولئوس در بروز سندرم قطع مصرف مرفین در موشهای صحرایی نقش دارد.
فریبا زرین کوب، ابوطالب بیگی،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده
یرقان یکی از شایعترین مشکلات فراروی اکثریت نوزادان در روزهای اول پس از تولد است. یرقان در 24 ساعت اول پس از تولد همیشه پاتولوژیک است. هدف از این مطالعه بررسی شیوع یرقان در 24 ساعت اول پس از تولد و همچنین ارزیابی عوامل خطر موثر بر آن است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت آیندهنگر و مقطعی انجام شد. در تمام نوزادان مبتلا به زردی در 24 ساعت اول پس از تولد، تعیین گروه خون و Rh، هموگلوبین و هماتوکریت،CBC از نظر مرفولوژی اریتروسیتها و شمارش رتیکولوسیت، فعالیت G6PD، تست کومبس غیر مستقیم مادر و تست کومبس مستقیم نوزاد، بیلیروبین توتال، بیلیروبین کونژوگه و غیر کونژوگه انجام شد. همچنین جنس نوزاد، وزن تولد، ضریب آپگار، سن حاملگی، روش زایمان، ترومای زایمانی ناشی از فورسپس یا وانتوز، سفال هماتوم و خونمردگی جلدی ،نیاز به احیاء، نیاز به NICU، روش تغذیه و از دست دادن غیرطبیعی وزن بررسی شد. سن و پاریتی مادران و سابقه زردی در فرزندان دیگر نیز بررسی شد. بررسی و آنالیز آماری دادهها با استفاده از تستهای One-way ANOVA ، t-test ،و 2χ انجام شد.
یافتهها: 122 نوزاد از 2096 نوزاد متولد شده در طی یکسال در 24 ساعت اول پس از تولد دچار یرقان شدهاند. شیوع زردی در 24 ساعت اول پس از تولد 8/5% بوده است. در این مطالعه شیوع عوامل خطر زردی زودرس نوزاد، به ترتیب عبارتند از ناسازگاری ABO، زودرس بودن عفونت، کاهش فعالیت آنزیم G6PD، سفال هماتوم، آسفیکسی و ناسازگاری Rh ارتباط آماری معنیداری بین سن مادران، تعداد حاملگیهای قبلی و روش زایمان با شیوع زردی مشاهده نشد (05/0p>). همچنین ارتباط آماری مهمی بین جنس نوزادان و شیوع زردی زودرس پیدا نشد (05/0p>). ارتباط آماری معنیداری در رابطه با سابقه وجود یرقان نوزادی در خواهران یا برادران نوزاد مبتلا به زردی پیدا نشد (05/0p>).
نتیجهگیری: یرقان در 24 ساعت اول پس از تولد شایع نبوده، ولی همیشه پاتولوژیک است و معاینه مکرر نوزاد در روز اول تولد و بهویژه قبل از ترخیص را میطلبد، خصوصا اگر گروه خونی مادر O باشد.
غلامحسن واعظی، محمدرضا زرین دست، ابوالفضل سالاریان زاده، سهند باباپور،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
اضطراب فرآیندی است که در برگیرنده اثرات مکرر عوامل بیولوژیک و یا فیزیولوژیک بر روی یک ساختمان بیولوژیک (مغز) میباشد. اضطراب و ترس از دیر باز از جمله مباحث مهم روانشناختی بودهاند و همواره برای کنترل اضطراب از روشها و داروهای مختلفی استفاده به عمل آمده است. هدف از این تحقیق اثر مرفین در کاهش اضطراب میباشد.
روش بررسی: این تحقیق با روش Elevated plus maze انجام شد، از موشهای صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در محدوده وزنی 200 تا 240 گرم استفاده شد. پس از عمل جراحی و کانول گذاری و گذراندن دوره بهبودی پنج روزه، برای تست مورد تزریق سالین و سه دوز مختلف مرفین قرار گرفتند. تست رفتاری بین ساعات 12 تا 16 انجام شد و هر حیوان فقط یکبار مورد آزمایش قرار گرفت. آزمایش اول در ناحیه تگمنتوم شکمی و آزمایش دوم در ناحیه نوکلئوس اکومبنس انجام شد.
یافتهها: دوزهای مختلف مرفین بر درصد زمانی تعداد دفعاتی که موش وارد بازوی باز شده است تاثیری نداشته ولیکن دوز µl/Rat 5 باعث افزایش درصد زمانی تعداد دفعاتی میشود که موش وارد بازوی باز شده است (05/0p<). در آزمایش دوم که در ناحیه نوکلئوس اکومبنس انجام شد، دوز µl/Rat5/2 مرفین بر درصد زمانی که موش در بازوی باز طی کرده (01/0p<) و درصد زمانی تعداد دفعاتی که موش وارد بازوی باز شده است دارای تاثیر معنیداری بود (01/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این مطالعه، به نظر میرسد که دوزهای مختلف مرفین در این دو ناحیه میتواند باعث کاهش اضطراب شود.
ابوطالب بیگی، رباب بهدانی، فریبا زرین کوب،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
هدف این مطالعه بررسی تاثیر قراردادن ژل پوویدون یداین در واژن پس از روش ضد عفونی روتین با محلول پوویدون یداین در کاهش بیماری تبدار بعد از جراحی هیسترکتومی شکمی است.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی، 166 بیمار کاندید جراحی الکتیو هیسترکتومی شکمی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. در هر دو گروه تدابیر روتین پیشگیری از عفونت مثل تجویز آنتی بیوتیک و شستشوی شکم و واژن با محلول پوویدون یداین قبل از جراحی اجراء شد. ولی در بیماران گروه مداخله علاوه بر آن، 20 میلی لیتر ژل پوویدون یداین بلافاصله قبل از عمل در واژن قرار داده شد. هدف اصلی مطالعه بررسی عوارض تبدار پس از جراحی و اهداف دیگر آن، بررسی علل تب نظیر عفونت زخم، سلولیت کاف واژن، و آبسه لگنی بودند. در آنالیز آماری دادهها تست آماری Fisher's exact test استفاده شد. 05/0 p< از نظر آماری مهم در نظر گرفته شد.
یافتهها: میزان بروز تب پس از عمل 5/20% بود. در گروه کنترل 24 نفر از 86 بیمار در مقابل ده نفر از 80 بیمار در گروه مداخله دچار تب شدند (9/27% در مقابل 5/12% و 05/0 p<). 16 بیمار از گروه کنترل در مقابل چهار بیمار در گروه مداخله دچار عفونت زخم شدند (6/18% در مقابل 5% و 05/0p<). یک بیمار از گروه مداخله در مقابل سه بیمار از گروه کنترل سلولیت کاف داشتند، (05/0p>). در هیچ بیماری از گروه مداخله آبسه لگنی مشاهده نشد، ولی در یک بیمار از گروه کنترل آبسه لگنی دیده شد، (05/0p>).
نتیجهگیری: استفاده از ژل واژینال پوویدون یداین در کاهش رخداد تب پس از هیسترکتومی شکمی موثر است و بروز عفونت زخم را به طرز مهمی کاهش میدهد.
لیدا عطارد، یحیی عقیقی، پروین اکبری، زهره علومی، خدیجه دانشجو، علی زمانی، زرینتاج کیهانی واقع، پیمان صیادی، مامک شریعت،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
بیماری کاوازاکی یک واسکولیت سیستمیک شایع در کودکان است سلولهای ائوزینوفیل از سلولهای التهابی مهم هستند که با ترشح پروتئینهای کاتیونیک صدمات واضح در بافتها از جمله میوکارد ایجاد مینمایند. به منظور احتمال وجود چنین عاملی در موارد شدید کاوازاکی که درگیری عروق کرونری دیده میشود بررسی حاضر انجام شد.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی و توصیفی- تحلیلی طی سالهای 84-82 تعداد 48 کودک مبتلا به بیماری کاوازاکی از نظر وجود هیپرائوزینوفیلی و درگیری عروق کرونر بررسی شدند. با استفاده از نرمافزار آماری SPSS ویراست 5/11 آمارهای توصیفی و تحلیلی به کمک آزمونهای آماریFisher exact و T-student استخراج شد.
یافتهها: در ده مورد (22%) هیپرائوزینوفیلی و در 19 مورد (41%) شواهدی دال بر عارضه قلبی مشاهده گردید. در 50% کودکانی که هیپرائوزینوفیلی نداشتند درگیری عروق کرونر دیده شد در حالی که تنها یک نفر (10%) از گروه هیپرائوزینوفیل مبتلا به این عارضه شدند (03/0p<). در تحلیل آماری ارتباطی بین فراوانی شدت بیماری و جنس بیماران دیده نشد. هر چند که فراوانی نسبی درگیری عروق کرونر در دختران بیشتر مشاهده شد (هشت دختر -44%، در مقابل 9 پسر 35%). تفاوت آماری واضحی نیز بین میانگین سنی دو گروه فوق دیده نشد.
نتیجهگیری: با وجود اختلافنظر محققین مبنی بر ارتباط هیپرائوزینوفیلی و ابتلا به بیماریهای عروق کرونری در کاوازکی که بر وخامت بیماری میافزاید، در این بررسی هیپرائوزینوفیلی در مبتلایان بیماری قلبی کمتر از سایرین دیده شد. البته نیاز به مطالعات وسیعتر و جامعتر وجود دارد.
ابوطالب بیگی، لیلا سعیدی، هایده سمیعی، فریبا زرینکوب، هما زرینکوب،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
اتیولوژی پره اکلامپسی واکنشهای التهابی واسطه آسیب عروقی و فعال شدن اندوتلیوم میباشد. CRP یک اندکس بسیار حساس از التهاب سیستمیک است و احتمالا˝ میتوان از آن بهعنوان فاکتور پیشگویی کننده برای ابتلا به بیماری استفاده کرد. هدف در این پژوهش یافتن یک تست غربالگری یا پیشگوییکننده برای تشخیص و شناسایی زودرس زنان در معرض ابتلا به پره اکلامپسی بود.
روش بررسی: در این مطالعه آیندهنگر برای 170 زن با سن حاملگی 16-10 هفته سطح سرمی CRP سنجیده شد. بعد از زایمان با مراجعه به پرونده بیمار و اطلاع از پیامد حاملگی، بیماران با 4≤CRP و 4>CRP مورد مقایسه قرارگرفتند.
یافتهها: ابتدا میانگین سطح سرمی CRP در دو گروه زنان مبتلا به پره اکلامپسی و زنان با پیامد حاملگی طبیعی مقایسه شد، mg/l18/6 در مقایسه با mg/l12/4 (003/0=p). سپس برای اثبات معنیدار بودن تفاوت مشاهده شده میان دو گروه بیماران با CRP بالا و پایین در ابتلا به پره اکلامپسی آزمون 2 انجام شد. افراد با 4≤CRP در معرض ریسک بالاتری برای ابتلا به پره اکلامپسی قرار داشتند، بهعبارتی بیماران با 4≤CRP، 15/6 برابر نسبت به افراد با 4>CRP شانس ابتلا به پره اکلامپسی داشتند، (002/0=p 4/9=k) (28/22-69/0=CI %95، 15/6=OR).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش تاییدی است بر روی نتایج سایر مقالات ارائه شده در مورد ارتباط مثبت میان افزایش سطوح سرمی CRP در تریمستر اول و وقوع پره اکلامپسی در اواخر حاملگی. مطالعات بزرگتر و با دخالت سایر فاکتورهای التهابی لازم است تا بتوان به یک تست غربالگری قابل قبول و مقرون به صرفه برای شناسایی زنان در معرض خطر ابتلا به پره اکلامپسی دست یافت.
ابوطالب بیگی، هدی طبرستانی، اشرف معینی، فریبا زرینکوب، میترا کاظمیپور، آرش هادیانامری،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: خونریزی
بعد از زایمان از علل مهم مورتالینی و موربیدیتی مادران باردار است. کنترل فعال
مرحله سوم زایمان یک روش شناختهشده پیشگیری از خونریزی بعد از زایمان است این
مطالعه مقایسه بین دو داروی یوترونیک در پیشگیری از خونریزی پس از زایمان میباشد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 542 بیمار حامله
نخستزا در طی سالهای ۸۵ تا ۸۷ انجام شد. مادران به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم
شدند. در یک گروه 400 میکروگرم میزوپروستول زیرزبانی و در گروه دیگر 20 واحد اکسیتوسین
وریدی بلافاصله بعد از تولد نوزاد تجویز شد. دادهها با استفاده از نرمافزار institute,
USA) JMP (Version 4, SASو آزمونهای 2 cو تی مستقل آنالیز گردید.
یافتهها:
خونریزی پس از زایمان در بیماران تحت درمان با میزوپرستول به میزان معنیداری کمتر
از گروه تحت درمان با اکسیتوسین بود. طول مرحله سوم زایمان نیز در
گروه میزوپروستول کمتر از گروه اکسیتوسین بود (45/6 دقیقه در گروه میزوپروستول در
قیاس با 9/6 دقیقه در گروه اکسیتوسین. مقایسه تفاوت هموگلوبین قبل و
بعد از زایمان بین دو گروه نشان داد که خونریزی در گروه میزوپرستول کمتر بود و این
گروه افت هموگلوبین کمتری داشت. عوارض جانبی در گروه مصرفکننده
میزوپرستول، بالاتر بود، ولی خطرناک نبودند. شایعترین عارضه در گروه میزوپروستول لرز
(66/35%) و در گروه اکسیتوسین سردرد (63/9%) بود.
نتیجهگیری: میزوپروستول در کنترل خونریزی بعد از زایمان موثرتر از
اکسیتوسین است.
سارا نیکسرشت، سحابه اعتباری، حمیدرضا صادقیپور رودسری، محمد رضا زریندست، مرتضی کریمیان، فاطمه نبویزاده،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: افسردگی پس از زایمان یک اختلال خلقی است که اثرات زیان
باری بر نوزاد و روابط خانوادگی دارد. کاهش پروژسترون بهدنبال زایمان میتواند
علتی برای این نوع افسردگی باشد. این هورمون میتواند بر عملکرد نوروترانسمیترها
موثر باشد. روی و منیزیم از طریق مسیرهای نوروترانسمیتری اثرات خود را اعمال میکنند.
از طرفی کمبود تیامین نیز در مدلهای حیوانی منجر به افسردگی میشود. هدف این مطالعه
ارزیابی اثرات روی، منیزیم و تیامین بر افسردگی پس از زایمان و بررسی
دخالت مسیر نیتررژیک میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه 110 سر موش
سوری ماده در پنج گروه مورد بررسی قرار گرفتند، افسردگی پس از زایمان با تزریق
هورمون پروژسترون مدلسازی شد، ترکیبات کلراید روی، کلراید منیزیم و تیامین نیمساعت
پیش از ارزیابی سیستم حرکتی و تست شنای
اجباری به
موشها تزریق شدند و برای بررسی نقش سیستم نیتررژیک از L-arginine و L-NAME استفاده شد.
یافتهها: تمام گروههای
درمانی زمان بیحرکتی کمتری از گروه کنترل داشتند (٠٥/٠p<). تجویز ترکیبی روی، منیزیم و تیامین موجب بیشترین کاهش در
مدت زمان بیحرکتی شد. تجویز L-NAME
در گروه روی، منیزیم و تیامین باعث کاهش مدت زمان بیحرکتی شد (٠٥/٠p<) در حالیکه تجویز L-arginine در همان گروه باعث افزایش مدت زمان بیحرکتی
شد (٠٥/٠p<).
نتیجهگیری: روی، منیزیم و تیامین میتوانند از طریق سیستم نیتررژیک در
بهبود علایم افسردگی موثر باشند. این عناصر میتوانند بهعنوان یک مادۀ مکمل،
جایگزین مناسبی برای داروهای ضد افسردگی در دورۀ پس از زایمان باشند.
Normal
0
زرین کیهانی دوست، حشمت مویری، ناهید خسروشاهی، رسول ملاطفی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: صرع
از بیماریهای شایع اعصاب اطفال است. داروهای ضد تشنج متعددی برای جلوگیری از صرع
در اطفال استفاده میشود، مصرف این داروها ممکن است عوارضی از جمله اختلال متابولیسم
استخوان و ویتامین D داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر
داروهای ضد تشنج بر متابولیسم ویتامین D در کودکان
مبتلا به صرع میباشد.
روش بررسی: مطالعه به روش آیندهنگر و بهصورت مقطعی انجام شد.
در یک دوره یک ماهه، 89 کودک مبتلا به صرع مراجعهکننده به بیمارستان امامخمینی و
بهرامی، که حداقل شش ماه مصرف داروی ضد تشنج داشتهاند و فاقد بیماریهای زمینهای
بودند وارد مطالعه شدند. کلسیم، فسفر و آلکالن فسفاتاز سرم و 25- هیدوکسی ویتامین D
اندازهگیری شدند. اطلاعات مربوط به سن، جنس، نوع دارو، پلی یا مونوتراپی، مقاومت
به درمان و مصرف پروفیلاکتیک ویتامین D از پرونده بیماران استخراج شد.
یافتهها: تعداد 49 پسر و 40 دختر وارد مطالعه شدند، متوسط سن بیماران
1/2±8/7
سال بود، میانگین مدت تحت درمان نیز 4/0±3/2
سال بود. 70 نفر تحت مونوتراپی و 19 نفر تحت پلیتراپی بودند. سطح کلسیم و فسفات
سرم بیماران در حد نرمال بود. آلکالن فسفاتاز حدود 43% بیماران افزایش دو برابری و
بیشتر را نشان میداد. 42% بیماران ما دچار کمبود ویتامین D بودند. 32% بیماران ما تحت درمان پروفیلاکتیک با ویتامین
D به میزان 400-200 واحد در روز بودند، میانگین
ویتامین D این بیماران ng/ml1/6±7/23
بود که در مقایسه با سایر بیماران ng/ml07/2±2/13
تفاوت معنیدار (04/0p=) بود.
نتیجهگیری: اندازهگیری دورهای سطح 25- هیدروکسی ویتامین D در
کودکان مبتلا به صرع تحت درمان با داروهای ضد تشنج توصیه میشود. همچنین با توجه
به تفاوت چشمگیر و معنیدار، مصرف پروفیلاکتیک ویتامین D در بیماران
تحت درمان داروهای ضد تشنج قابل پیشنهاد و بررسی است.
سیامک حیدرزاده، محمدرضا پورمند، امیر قاسمی، حسین زرین فر، ساسان صابر، طاهره سوری، سیدحسین میرهندی، مصطفی حسینی، محمد خلیفهقلی، نادیا مردانی، سید سعید اشراقی،
دوره 69، شماره 9 - ( 9-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: نوکاردیوز
ریوی یک عفونت نادر و بالقوه تهدیدکننده حیات است که بهوسیله گونههای بیماریزای
نوکاردیا ایجاد میشود. هدف از انجام این مطالعه جداسازی و تشخیص نوکاردیا با استفاده
از روشهای متداول و بهدنبال آن ارزیابی روشها و توسعه و بهینهسازی یک روش سریع
و جدید بهمنظور شناسایی گونههای بالینی نوکاردیا بود.
روش
بررسی: در این مطالعه، 180 نمونه لاواژ از بیماران بستری در
بیمارستان دکتر شریعتی تهران طی 12 ماه (خرداد 1389 تا خرداد 1390) جمعآوری
گردید. از این تعداد، 103 بیمار (22/57%) مرد و 77 بیمار (78/42%) زن بودند. نمونهها
در آزمایشگاه کشت و کلنیهای رشدیافته خالصسازی و تعیین گونه شدند. همچنین
پرایمرهای NG1 و NG2 برای تکثیر قطعه 598 جفت
باز 16S rRNA اختصاصی جنس نوکاردیا استفاده شد.
یافتهها: پس از کشت نمونهها و خالصسازی آنها پنج سوش خالص بهدست
آمد (78/2%). بر اساس آزمایشات بیوشیمیایی و اختصاصی، هر پنج نمونه متعلق به نوکاردیا
آستروئیدس کمپلکس بود. همچنین پس از استخراج DNA و انجام آزمایش PCR بر روی نمونههای جمعآوریشده، 19 نمونه
(56/10%) توسط این آزمایش مثبت تشخیص داده شد.
نتیجهگیری: تشخیص سریع و
دقیق گونههای نوکاردیا برای درمان عفونتهای شدید و نیز پیشگیری از ایجاد آبسه
مغزی، ضروری است. این مطالعه نشان داد که روش PCR در مقایسه با کشت و تستهای بیوشیمیایی حساسیت و دقت بالاتری در شناسایی نوکاردیا
دارا میباشد. با توجه به سرعت، دقت، حساسیت و اختصاصی بودن بالای روشهای
مولکولی، بهتر است در آینده از این تکنیک بههمراه سایر متدهای فنوتیپیک در تشخیص
نوکاردیا در آزمایشگاهها، مراکز درمانی و تحقیقاتی استفاده نماییم.
امیر محمودزاده، علی مرادی، حنانه زرین نهاد، کامران پوشنگ باقری، پوریا قاسمی دهکردی، مهدی مهدوی، دلاور شهباززاده، حمیدرضا شاهمرادی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده یکی از شایعترین سرطانها در سراسر جهان و ایران میباشد. از آنجا که روشهای درمانی رایج مانند جراحی و شیمی درمانی به صورت تهاجمی و عوارض جانبی هستند، امروزه تحقیقات به منظور یافتن ترکیبات طبیعی با اثرات جانبی کمتر حایز اهمیتاند. در این مطالعه از سم زنبور عسل، پپتید ملیتین با 26 اسید آمینه جداسازی و تخلیص شد و تاثیر آن بر میزان زنده بودن و تکثیر سلولهای سرطانی معده مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: ابتدا ملیتین توسط کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا- فاز معکوس (RP-HPLC) و با استفاده از ستون C18 از زهر زنبور عسل استخراج گردید. فعالیت بیولوژیکی ملیتین بهوسیله تست همولیتیک بر روی گلبولهای قرمز نسبت به استاندار ملیتین بررسی گردید. جهت بررسی تاثیر ملیتین بر زنده بودن و تکثیر سلولهای سرطانی معده رده (AGS) Human Gastric Adenocarcinoma Cells، سلولهای مربوطه در پلیت 96 خانه کشت داده شدند و با غلظتهای مختلف ملیتین در زمانهای 6 و 12 ساعت تیمار و میزان مرگ و میر سلولها به روش رنگ سنجی MTT ( (3-(4, 5-dimethylthiazol-2-yl)-2, 5- diphenyltetrazolium bromide در طول موج 540 نانومتر تعیین گردید.
یافتهها: کروماتوگرام حاصل از RP-HPLC مشخص نمود ملیتین 50% زهر مورد مطالعه را تشکیل میدهد. آنالیز فراکشن ملیتین توسط SDS-PAGE خالص بودن آن را تایید نمود. آزمون هولیتیک نشان داد ملیتین استخراج شده فعالیت همولیتیک بالایی (µg/ml5/0=50HD) از خود نشان میدهد. آزمون MTT نشان داد ملیتین در غلظتهای بالاتر از µg/ml2 به شدت رشد سلولهای سرطانی معده را مهار میکند. این اثر مهاری وابسته به غلظت ملیتین و مدت زمان اثر میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ملیتین مهار کننده قدرتمند رشد سلولهای سرطان معده میباشد. همچنین مشاهده گردید این اثر مهاری با افزایش غلظت ملیتین و مدت زمان اثر، افزایش مییابد.
بتول قربانی یکتا، محمد ناصحی، شهرزاد خاکپور، محمد رضا زرین دست، یزدان شفی خانی،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت مسیرهای نورونی درگیر در هسته اکومبنس قاعده مغزی بر اساس گزارشهای قبلی نقش مهمی در اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی افسردگی، اضطراب و اعتیاد دارد. اما چگونگی این مکانیسمها در مغز روشن نیست. در این راستا نیکوتین به طور مستقیم در هسته اکومبنس مغز تزریق شد تا نقش فرآیندهای شبه اضطرابی آن در این هسته در دستگاه ماز بهعلاوهای شکل مرتفع (Elevated plus maze) موش صحرایی نر بررسی گردد.
روش بررسی: در این تحقیق از موشهای صحرایی استفاده شد. پس از بیهوشی ابتدا در ناحیه پوسته هسته اکومبنس مغز، با استفاده از دستگاه استریوتاکسی عمل جراحی و کانولگذاری دو طرفه انجام شد. بعد از کانولاگذاری به مدت یک هفته به موشهای جراحیشده اجازه داده شد تا بهبودی کامل را بهدست آورند. بعد از بهبودی، رفتار اضطرابی و فعالیت حرکتی حیوانات با استفاده از ماز بهعلاوهای شکل مرتفع آزمایششده و اثر تزریق داروهای مورد نظر در هستهی اکومبنس بر روی رفتار اضطرابی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: آزمایشهای انجام گرفته نشان داد که تزریق دو طرفه نیکوتین (Nicotine)، آگونیست گیرنده نیکوتینی استیلکولین دوز 1/0 از میان دوزهای (5/0 و 25/0، 1/0، 05/0) میکروگرم بر رت، درون هسته نوکلئوس اکومبنس مغز باعث افزایش معنیداری در درصد زمان سپریشده در بازوهای باز نسبت به گروه کنترل میشود (01/0P=).
نتیجهگیری: گیرندههای نیکوتینی نورونهای موجود در پوسته هسته اکومبنس قاعده مغز در رفتارهای شبه اضطرابی در موش صحرایی نر موثر است.
ناصرالدین اکبری اسبق، پروین اکبری اسبق، زرینتاج کیهانیدوست، علیاشرف اقبالی،
دوره 71، شماره 5 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم QT طولانی بهصورت وجود فاصله QT طولانی در نوارقلب مشخص و افراد مبتلا در معرض خطر سنکوپ و مرگ ناگهانی هستند. نوعی از این سندرم همراه با کری مادرزادی است. هدف مطالعه بررسی QT طولانی در کودکان مبتلا به کری مادرزادی است.
روش بررسی: برای کلیه کودکانی که با مشکل شنوایی بهبخش شنواییسنجی بیمارستان مراجعه کردند، پرسشنامه تکمیل و از کلیه کودکانی که دچار کاهش شنوایی شدید و عمیق دوطرفه مادرزادی بودند نوارقلب گرفته و فاصله QT براساس فرمول بازت (Bazett's Formula) محاسبه شد.
یافتهها: تعداد مراجعهکنندگان 219 نفر بودند. از 23 نفر نوارقلب بهعمل آمد که سهنفر QT طولانیتر از 44/0 ثانیه داشتند. میانگین (SD) سنی آنها 5±1/6 سال، میانگین (SD) وزن آنها 3/11±18 کیلوگرم و میانگین (SD) فاصله QT 02/0±48/0 ثانیه بود.
نتیجهگیری: سندرم QT طولانی در مبتلایان به کری مادرزادی مشاهده میشود. بنابراین پیشنهاد میگردد در این افراد نوارقلب بهمنظور شناسایی و اقدامات پیشگیرانه انجام گیرد.
کتایون کنگرلو حقیقی، شهربانو عریان، محمدرضا زرین دست، محمد ناصحی،
دوره 74، شماره 4 - ( تیر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: حافظه، توانایی ذخیره و فراخوانی اطلاعات یادگرفته شده است. اضطراب، پاسخ موجود به عامل تهدید کننده است که میتواند همئوستاز را دچار اختلال نماید. هدف این مطالعه بررسی اثر سیستم کانابینرژیک بر حافظه و اضطراب در هسته قاعدهای- جانبی آمیگدال و تداخل آن با سیستم گابانرژیک در روش ماز بهعلاوه مرتفع بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در آزمایشگاه حیوانی برای پژوهش روی موش سوری و موش صحرایی به کمک دستگاه استریوتاکسی پژوهشکده علوم شناختی در فاصله زمانی مهرماه 1392 تا دیماه 1393 بر روی موشهای کانولگذاری شده، انجام گرفت. پس از یک هفته استراحت دوزهای مختلف آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید و آگونیست باکلوفن و آنتاگونیست فاکلوفن انتخابی گیرنده B گابانرژیک به صورت تزریق داخل هسته قاعدهای- جانبی آمیگدال تجویز شد. درصد ورود به بازوی باز و درصد زمان حضور در بازوی باز و فعالیت حرکتی اندازهگیری شد.
یافتهها: تجویز آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید در دوز بالا خاصیت تخریب حافظه اکتسابی و ضد اضطرابی داشت ولی تجویز دوزهای بالای باکلوفن موجب تخریب حافظه شد ولی بر اضطراب اثری نداشت و دوزهای بالای فاکلوفن موجب بهبود حافظه شد ولی بر اضطراب اثری نداشت. در حالیکه تجویز آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید همراه با باکلوفن موجب تخریب بیشتر حافظه ولی اثر اضطرابزدایی داشت و تجویز آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید همراه با فاکلوفن موجب بهبود حافظه گشت ولی بر اضطراب تاثیری نداشت.
نتیجهگیری: گیرندههای پیشسیناسپی کانابینوییدی CB1 منجر به مهار ترشح بسیاری از نوروترانسمیترها، مانند گابا میشود. به نظر میرسد که آگونیست گابا توانسته جایگزین نوروترانسمیترهای مهارشده توسط آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید شده باشد.