177 نتیجه برای MR
آزاده معماریان، شایسته اشرفی اصفهانی، شاهرخ مهرپیشه، آتوسا مهدوی سعیدی، کامران آقاخانی،
دوره 73، شماره 3 - ( خرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اطلاع داشتن از موقعیت آناتومیک آپاندیس در تشخیص دقیقتر آپاندیسیت و درمان بهموقع کمککننده میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، از فروردین تا شهریور سال 1392 بر روی ۲۰۰ جسد ارجاعشده به سالن تشریح پزشکی قانونی تهران انجام گرفت. دادههای مورد نیاز جمعآوری و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: 173 (5/86%) نفر مرد و 26 (۱۳%) زن با میانگین سنی 31/16±96/39 سال بودند. میانگین طول آپاندیس cm 76/1±78/9 بود که این میانگین در مردان مورد مطالعه cm 79/1±86/9 و در زنان مورد مطالعه cm 56/1±30/9 بود. از نظر جایگاه آپاندیس، (۶۰%) موقعیت خلفی (رتروسکال)، (۲۴%) موقعیت پلویک (لگنی) و (۱۶%) موقعیت خارجی (سابسکال) دیده شد.
نتیجهگیری: شایعترین موقعیت آپاندیس در جمعیت مورد مطالعه خلفی (رتروسکال) بود. آگاهی از موقعیت آپاندیس در جمعیتهای مختلف میتواند در تشخیص زودتر و تفکیک علایم آپاندیسیت کمککننده باشد.
غلامرضا پورمند، محسن آیتی، علی رازی، علیاکبر کرمی، رشید رمضانی، آیت احمدی، پروین اکبری اسبق، راحیل مشهدی، شادی پورمند،
دوره 73، شماره 5 - ( مرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیژن اختصاصی پروستات (PSA)، بهترین مارکر برای تشخیص زودهنگام سرطان پروستات میباشد. از آنجاییکه سن و نژاد از جمله عوامل تأثیرگذار بر سطح PSA میباشند، تعیین محدوده مرجع وابسته به سن PSA در هر جامعه، برای افزایش میزان کارایی آزمون PSA ضروری میباشد. هدف از این مطالعه بررسی توزیع نرمال TPSA (Total PSA) و FPSA (Free PSA) و تعیین محدوده مرجع مختص سن PSA در مردان ایرانی بوده است.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی، 1020 مرد به ظاهر سالم با محدوده سنی 50 تا 79 سال که از مرداد 1390 تا اردیبهشت 1392 به بیمارستان شهید رجایی استان قزوین مراجعه کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. بدینمنظور پس از جداسازی سرم از خون این افراد، سطح سرمی FPSA و TPSA با استفاده از کیتهای تجاری اندازهگیری و محدوده مرجع PSA در هر گروه سنی مشخص شد.
یافتهها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 5/7±03/61 سال و سطح سرمی PSA (95th percentile) در گروه سنی 59-50 سال، ng/ml 6/3-0، در گروه سنی 69-60 سال، ng/ml 7/5-0 و در گروه سنی 79-70 سال ng/ml 8/6-0 تعیین شد. ارتباط سطح سرمی TPSA (001/0P<، 2/0 r=) و FPSA (001/0P<، 22/0 r=) با سن معنادار بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه، وجود ارتباط بین سطح PSA با سن را نشان داد. همچنین مشخص شد که محدوده مرجع مختص سن PSA بهدستآمده در این پژوهش، با سایر نژادها متفاوت بوده و فقط مخصوص مردان ایرانی میباشد. بنابراین استفاده از محدوده مرجع ویژه برای سن PSA بهدستآمده در این پژوهش، میتواند با کاهش روشهای تشخیصی غیرضروری و تشخیص زودهنگام سرطان پروستات، حساسیت و دقت تست PSA را در مردان ایرانی افزایش دهد.
سودابه اعلاتاب، غلامرضا پورمند،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده
تیموگلوبولین یک ایمنوگلوبولین پلیکلونال تخلیص شده بر ضد تیموسیتهای انسانی است که بهعلت نداشتن خواص نفروتوکسیک در رژیم القای سرکوب ایمنی در بیمارانی که در معرض خطر بیشتری برای رد پیوند هستند مانند بیماران گیرنده پیوند از جسد و همچنین در درمان رد حاد کلیه پس از پیوند مورد استفاده قرار میگیرد. در این مطالعه مروری سعی شده است تا اثرات تیموگلوبولین بر وجوه مختلف پیوند کلیه در بیماران پیوندی مورد بررسی قرار گیرد. تیموگلوبولین میتواند اثرات مختلف و متفاوتی بر روی سلولهای سیستم ایمنی شامل سلولهای T، B و همچنین پلاسماسلها داشته باشد. خالی کردن سیستم ایمنی از سلولهای T، تشدید آپوپتوز در سلولهای B، و مداخله در قابلیتهای عملکردی سلولهای دندریتی از جمله این موارد است. این دارو دارای عوارض حاد و تاخیری و نیز عوارض عفونی نیز میباشد. واکنشهای حاد شامل شوک آنافیلاکسی، تب، لرز، تنگی نفس، تهوع، استفراغ، اسهال و واکنشهای تاخیری شامل بیماری سرمی و عفونت میباشد. عوارض عفونی از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و شامل عفونت با ویروس سیتومگال (CMV)، سپسیس، کاندیدیاز، هرپس و عفونت ادراری میباشد. در این مقاله مروری سعی شده است که پس از ارایهی خلاصهای از تاریخچه و مکانیسم عمل تیموگلوبولین، نتایج مطالعات جدید علمی جهت بررسی نقش این دارو در موارد زیر مورد بحث و بررسی قرار گیرد: تولرانس ایمنی، آسیب ایسکمی- رپرفیوژن، فعالیت تاخیری گرافت، پیشگیری و درمان رد حاد پیوند، پیوند از بیمار زنده، بقا گرافت و بیمار و بیماری لنفوپرولیفراتیو پس از پیوند.
صنمبر صدیقی، حسین کامرانزاده، عیسی جهانزاد، ساقی وزیری،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: گیرنده آندروژن متعلق به خانوادهای از گیرندههای هورمونی هستهای است. این گیرندهها در سیتوزول سلولهای هدف و بهعنوان عوامل نسخهبرداری انجام وظیفه مینمایند. هدف از این پژوهش بررسی نقش آندروژنها در پیشآگهی سرطان پستان زنان بوده است. روش بررسی: در این پژوهش مقطعی و گذشتهنگر، بیماران ارجاع شده به بخش مدیکال انکولوژی انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره)، با تشخیص سرطان پستان مهاجم از فروردین 1386 تا اسفند 1389 مورد مطالعه قرار گرفتند. گیرنده آندروژن با روش ایمونوهیستوشیمی بررسی گردید. یافتهها: در 189 بیمار مورد مطالعه در طی دوره پیگیری با میانگین 47 ماه، 34 نفر (9/17%) به عود بیماری دچارشدند که 9 نفر عود لوکال و 25 نفر متاستاز دور دست داشتند. 34 بیمار در طی مدت پیگیری فوت شدند. از 189 بیمار دارای پرونده در بخش پاتولوژی، برای 116 نفر امکان بررسی گیرنده آندروژن وجود داشت. 59 نفر (9/50%) فاقد گیرنده آندروژن و 57 نفر (1/49%) دارای گیرنده آندروژن بودند. میانه سن بیماران در هر دو گروه 48 سال بود. در این پژوهش 5/49% بیماران پرهمنوپوز و 6/48% بیماران منوپوز دارای گیرنده آندروژن بودند. در مطالعه حاضر مثبت شدن گیرنده آندروژن با بروز در مرحله پایینتر بیماری همراه بوده است (05/0P=). همچنین مرحله، درجه بدخیمی و میزان مثبت شدن گیرنده استروژن ارتباط معنادار با گیرنده آندروژن نشان دادند. ولی ارتباط غیروابسته و مستقیم تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نگردید. نتیجهگیری: در این پژوهش بقای کلی و بقای بدون بیماری با اندازه کوچکتر تومور و کمتر بودن درگیری غدد لنفاوی، مرحله پایینتر بیماری و درجه بدخیمی پایینیتر، مثبت بودن گیرنده استروژن و پروژسترون و درصد Ki-67 ارتباط معنادار داشت ولی ارتباط مستقیم و غیروابسته تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نشد.
آتوسا باقری بهزاد، برزین باقری بهزاد، حسن نیرومند، مهبد ابراهیمی، غلامرضا پورمند، فیروزه اکبری اسبق،
دوره 73، شماره 9 - ( آذر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری بهصورت عدم وقوع حاملگی بهدنبال یکسال نزدیکی جنسی محافظتنشده تعریف میشود. واریکوسل شایعترین علت ناباروری قابل اصلاح با جراحی در مردان میباشد. هدف از پژوهش کنونی بررسی تأثیر هورمون نوترکیب محرک فولیکول بر پارامترهای مایع منی پس از واریکوسلکتومی در مردان نابارور بود.
روش بررسی: مطالعه کنونی بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی در 96 نفر از مردان نابارور مراجعهکننده به بیمارستان جامع زنان محب یاس شهر تهران از ابتدای مهر 1393 تا پایان شهریور 1394 انجام گرفت. معیار ورود شامل واریکوسلکتومی برای واریکوسل ایدیوپاتیک و یکطرفه بود. حساسیت به ترکیب دارویی معیار خروج از مطالعه بود. این افراد به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول تحت درمان با هورمون نوترکیب محرک فولیکول (Recombinant follicular Stimulating Hormone, rFSH) قرار گرفت و گروه دوم دارونما (سرم نمکی) دریافت کردند. پس از سه ماه میزان بهبود پارامترهای مختلف مایع منی شامل تحرک، مورفولوژی، تعداد اسپرم و نیز میزان عوارض درمانی در دو گروه بررسی و مقایسه شد.
یافتهها: 96 بیمار در دو گروه 48 نفری وارد مطالعه شدند. میزان بهبودی در مورفولوژی و نیز تحرک اسپرمها در گروه دارو بهمیزان معناداری بیش از گروه دارونما بود (0001/0P=)؛ اما میزان تغییر در تعداد اسپرمها پس از درمان در دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (495/0P=).
نتیجهگیری: در مجموع بر اساس نتایج بهدستآمده در این بررسی، میتوان نتیجه گرفت که هورمون نوترکیب محرک فولیکول بر بهبود پارامترهای مایع منی پس از واریکوسلکتومی در مردان نابارور نسبت به گروه کنترل مؤثرتر است و تأثیر عمده آن بر مورفولوژی و تحرک اسپرمها میباشد.
نسرین تک زارع، غلامرضا حسنزاده، محمدرضا روئینی، عباسعلی کشتکار، آزاده منایی، عباس حاجیآخوندی،
دوره 73، شماره 9 - ( آذر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین مسایل علم پزشکی، ترمیم زخمها است. آلوئهورا از گذشتههای دور در درمان ناراحتیهای پوستی استفاده شده است. در این پژوهش آثار کاربرد ژل آلوئهورا بر روند التیام زخم بهروش دقیق میکروسکوپی و شمارش سلولی بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت تجربی از مهر تا اسفند 1393 در آزمایشگاه فارماکولوژی انجام پذیرفت. 60 سر رت در روز جراحی بیهوش و در پشت گردن زخمی به ابعاد mm 5/1´5/1، ایجاد گردید. سپس رتها بهطور تصادفی در گروههای شاهد، تجربی و گروه کنترل مثبت تقسیم شدند. هر گروه به سه دسته کوچکتر با دورههای 4، 7 و 14 روزه تقسیم گردیدند. از روز صفر به بعد سطح زخمها در گروه تجربی یک روزانه دو بار و گروه تجربی دو روزانه یک بار از ژل آلوئهورا و در گروه کنترل مثبت، کرم فنیتویین مصرف گردید. سطح زخم و بهبود آن در روزهای تعیین شده سنجیده شد، در انتهای هر دوره، موشها با روش استنشاق اتر بیهوش و یک نمونه از بستر زخم تهیه شد و با رنگآمیزی هماتوکسیلن- ائوزین (H&E stain) و تریکرومماسون (Masson's trichrome stain) مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج مطالعه ماکروسکوپی سطح زخمها و مطالعه میکروسکوپی بستر زخم و تعداد فیبروبلاستهای هر دو گروه تجربی نسبت به گروه شاهد از نظر آماری افزایش معنادار داشت (0011/0P=) و سبب تسریع التیام زخم شد (آزمون بهروش MANOVA انجام شد).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که کاربرد موضعی دو بار ژل آلوئهورا سبب تسریع روند التیام زخم از دیدگاه بررسی هیستولوژیکی و شمارش سلولی در رت میگردد.
مژگان جهانی، محمد حسین مدرسی، کامران منصوری،
دوره 73، شماره 11 - ( بهمن 1394 )
چکیده
فرایند هیپوکسی یا عدم تعادل بین میزان اکسیژن در دسترس با اکسیژن مصرفی، بهطور معمول در سرطان و بیماریهای ایسکمی قلبی- عروقی رخ میدهد. در سلولهای توموری بهمنظور سازگاری با این شرایط بیان ژنهایی که بیشتر در آنژیوژنز، چرخهی سلول و متابولیسم آن نقش دارند توسط فاکتور القا شونده با هیپوکسی- 1 (HIF-1) تنظیم و کنترل میشود. بهتازگی توصیف ویژگیهای مولکولی مسیرهای آنژیوژنیکی، این فاکتور را بهعنوان یک فاکتور کلیدی تنظیمکننده رونویسی از این مولکولها معرفی میکند. در این پژوهش مروری در ابتدا ساختار و ویژگیهای HIF-1 بررسی و سپس به نقش آن در آنژیوژنز و سرطان بهعنوان یکی از موارد پاتولوژیک مرتبط با آنژیوژنز و در نهایت کاربردهای درمانی آن پرداخته شده است. در این پژوهش، مقالات مرتبط با نقش هیپوکسی و HIF-1 در آنژیوژنز و سرطان بهواسطه فعالسازی ژنهای درگیر در این فرایندها جستجو و در این پژوهش استفاده شدند. پژوهشها نشان میدهد که HIF-1 با فعالسازی و تنظیم بیان ژنهایی مانند فاکتور رشد اندوتلیال عروق (VEGF)، آنژیوپویتین 1 (Ang-1)، آنژیوپویتین 2 (Ang-2) و غیره سبب القای فرایند رگزایی در سلولهای توموری میشود. همچنین با فعالسازی و تنظیم بیان ژنهای فاکتور رشد شبهانسولینی 2 (IGF2) و فاکتور تغییرشکل دهنده α (TGF-α) و نیز فعال کردن مسیر پیامرسانی MAPK و PI3K افزایش بقا و تکثیر سلولهای توموری را پیش میبرد. HIF-1 با فعالسازی ژنهای مهم دخیل در رگزایی و همچنین فعال کردن مسیرهای پیامرسانی مرتبط با بقا و تکثیر سلول در پایداری و رشد تومور نقش مهمی را ایفا میکند. بنابراین شناخت بیشتر مکانیسمهای مولکولی مرتبط با این فاکتور میتواند در درمان سرطان موثر باشد.
هاشم فخر یاسری، غلامرضا حمصی، طیب رمیم،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: مانومتری مری با قدرت تفکیک بالا جدیدترین روش تشخیصی بررسی اختلالات حرکتی مری است که میتواند مبتلایان به بیماری آشالازی را از اختلالات حرکتی غیرآشالازی مری تفکیک نماید. این مطالعه با هدف بررسی علایم بالینی مبتلایان به اختلالات حرکتی غیرآشالازی مری و مقایسه آن با بیماران آشالازی انجام گردید.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی و آیندهنگر در 963 بیمار که با علایم گوارشی فوقانی (دیسفاژی، درد سینه غیرقلبی، برگشت غذا، سوزش پشت جناغ سینه، خشونت صدا، آسم و استفراغ) و کاهش وزن از فروردین 1391 تا فروردین 1394 به بخش مانومتری مرکز تحقیقات گوارش فیروزگر، مراجعه کرده بودند انجام گردید. برای همه بیماران، مانومتر مری با روشهای استاندارد جهانی، انجام شد. سپس تراسههای مانومتری در بیمارانی که Integrated relaxation pressure 4 (IRP4) مساوی یا کمتر از mmHg 15 داشتند مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافتهها: پژوهش کنونی نشان داد که اختلالات حرکتی غیرآشالازی مری (%58) شایعتر از بیماری آشالازی (2/%18) است. سوزش پشت جناغ سینه (5/%68)، برگشت غذا (4/%65) و درد سینه (6/%60) شایعترین علامت این بیماران بود. هر چند استفراغ (7/%91) و کاهش وزن (%63) شایعترین علامتهای بیماران مراجعهکننده بود ولی در مبتلایان به اختلالات حرکتی غیر آشالازی مری ارزش تشخیصی ندارند. اختلال عمل حرکتی بینابینی مری (2/%67) شایعترین و فقدان پریستالتیسم مری (%7) و مری پرقدرت (3/%3) نادرترین یافتهها در اختلالات حرکتی غیرآشالازی مری بودند.
نتیجهگیری: هر چند آشالازی از اختلات حرکتی درمانپذیر مری محسوب میشود ولی اختلالات حرکتی غیرآشالازی مری شایعتر است. همچنین علایم بالینی همیشه نمیتواند انواع مختلف اختلالات حرکتی غیرآشالازی مری را از همدیگر افتراق دهد، بنابراین مانومتری مری در تشخیص و تعیین نوع درمان این اختلالات، بهخصوص در بیمارانی که رفلاکس گاستروازوفاژیال دارند، ضروری است.
پریسا صفایی، رسول نورالسنا، کامران حیدری، پریا سلیمانی،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: دادهکاوی بهعنوان فرایند شناسایی و تجزیه و تحلیل مقدار زیادی داده بهمنظور یافتن رفتارها و قوانین معنادار است. دادهکاوی در بهداشت و درمان فرصتهای بیشماری را برای بررسی الگوهای پنهان از یک مجموعه داده فراهم میکند. این الگوها را میتوان توسط پزشکان برای تشخیص، پیشآگاهی و درمان بیماران استفاده کرد. هدف اصلی در این مطالعه استفاده از تکنیکهای دادهکاوی برای پیشبینی سطح فریتین سرم در زنان مبتلا به کمخونی و شناسایی متغیرهای اساسی در تشخیص این بیماری میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش کاربردی، تعداد 690 بیمار و 22 متغیر در جمعیت زنان مبتلا به بیماری کمخونی بررسی شدهاند. دادهها مربوط به بیمارانی بود که از اردیبهشت 1392 تا اردیبهشت 1393 به آزمایشگاه بیمارستانهای امام حسین (ع) و شهدای هفتمتیر مراجعه کردهاند. از تکنیک درخت تصمیم برای ساخت مدل استفاده شد.
یافتهها: دقت مدل دستهبند درخت تصمیم با تمام متغیرها 75% بود. ترکیبهای متفاوت از متغیرها جهت یافتن بهترین مدل برای پیشبینی بررسی شدند. با توجه به مدل بهینه درخت تصمیم بهدست آمده، متغیرهای RBC، MCH، MCHC، زخمهای معده-روده و سرطان معده-روده، بهعنوان مهمترین عوامل پیشبینیکننده شناخته شدند. نتایج نشان داد که اگر مقدار متغیرهای Mean corpuscular volume (MCV)، Mean corpuscular hemoglobin concentration (MCHC) و Mean corpuscular hemoglobin (MCH) نرمال و متغیر RBC کمتر از حد نرمال باشند، فرد با احتمال %90 به کمخونی فقر آهن مبتلا است.
نتیجهگیری: با توجه به سادگی و هزینه پایین آزمایش شمارش کامل خون، مدل درخت تصمیم بهمنظور تشخیص بیماری کمخونی فقر آهن ایجاد شد. همچنین در این پژوهش تاثیر عوامل جدیدی مانند جراحیها و بیماریهای مختلف در نظر گرفته شد. قوانین بهدستآمده از مدل درخت تصمیم میتواند فرایند تشخیص و درمان بیماران مبتلا به کمخونی فقر آهن را بهبود بخشد.
صنمبر صدیقی، معصومه صابریان، معصومه نجفی، عیسی جهانزاد، رامش عمرانیپور، سیدرضا صفایی نودهی، ساقی وزیری،
دوره 74، شماره 2 - ( اردیبهشت 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش متفورمین در کاهش خطر سرطان در مطالعات تجربی و یا گذشتهنگر بهویژه در بیماران مبتلا به دیابت و سرطان گزارش شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تحمل داروی متفورمین توسط بیماران غیردیابتی و اثر آن بر فعالیت تکثیر سلولی سرطان پستان انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی آیندهنگر از اسفند 1392 تا شهریور 1393 در بیماران فاقد دیابت مراجعهکننده به درمانگاه جراحی سرطان بیمارستان امامخمینی (ره) تهران پس از گزارش آسیبشناسی سرطان مهاجم پستان نمونهبرداری انجام گردید. بیماران در فاصله سنی 18-70 سال و بدون بیماری کبدی، کلیوی، قلبی و یا ریوی مزمن بوده و بر اساس مشخصات تومور کاندید دریافت شیمیدرمانی پیش از عمل جراحی نبودند. مقایسه تزاید سلولی با بررسی فعالیت Ki-67 در نمونه بیوپسی اولیه و جراحی نهایی به روش ایمونوهیستوشیمی صورت پذیرفت. داروی متفورمین به مقدار mg 500 سه بار در روز در بازه زمانی بین بیوپسی و جراحی تجویز گردید. میزان قندخون و انسولین ناشتا پیش و پس از خاتمه تجویز متفورمین اندازهگیری شد.
یافتهها: 20 بیمار در گروه کنترل و 25 بیمار در گروه مداخله ( درمان با متفورمین) قرار گرفتند. در حالیکه بین دو گروه تفاوت معنادار آماری از نظر سن، وزن و مرحله تومور وجود نداشت، میانگین Ki-67 در گروه مداخله بهطور معناداری کاهش و در گروه کنترل افزایش نشان داد. در گروه مداخله سطح سرمی انسولین و قند ناشتا هم کاهش یافت (04/0P=).
نتیجهگیری: مصرف متفورمین در یک دوره درمانی کوتاهمدت تاثیر معنادار در مهار رشد سلولهای سرطانی داشت و دارو به خوبی در بیماران تحمل گردید.
خدیجه دولتشاه، رسول نورالسنا، کامران حیدری، پریا سلیمانی، روحاله قاسمپور،
دوره 74، شماره 2 - ( اردیبهشت 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین اختلال خونی بهویژه در زنان، بیماری کمخونی است. کشف دانش از میان حجم انبوه دادهها از سوابق بیماران با استفاده از دادهکاوی میتواند منجر به بهبود کیفیت خدمات پزشکی شود. هدف این مطالعه خوشهبندی بیماران کمخونی با استفاده از الگوریتمهای دادهکاوی بهمنظور تحلیل و ارزیابی وضعیت بیماران است.
روش بررسی: در این پژوهش کاربردی، دادههای آزمایشگاهی و بالینی بیماران کمخونی در جمعیت زنان مورد مطالعه قرار گرفته است. دادههای مورد بررسی از اردیبهشت ۱۳۹۲ تا اردیبهشت ۱۳۹۳ از آزمایشگاه بیمارستانهای امام حسین (ع) و شهدای هفتم تیر شهر تهران با ۶۹۰ رکورد و ۱۵ مشخصهی آزمایشگاهی و بالینی از بیماران کمخونی جمعآوری شدهاست. برای کشف ساختارهای پنهان با استفاده از الگوریتم k-medoids بیماران خوشهبندی شدهاند. برای تعیین کیفیت خوشهبندی از شاخص سیلوئت استفاده شده است.
یافتهها: مشخصههای Red Blood Cell (RBC)، Mean corpuscular hemoglobin (MCH)، Ferritin، GI cancer، GI infection و GI surgery بر اسـاس فرآیند خوشهبندی بهعنوان مهمترین مشخصههای بیماران شناسایی شدهاند. بیماران کمخونی با توجه به مشخصههایشان در سه خوشه توزیع شدهاند. میانگین شاخص سیلوئت(Silhouette Coefficient) برای کیفیت خوشهبندی ۸۰% است. یعنی خوشهبندی دارای ساختار قوی میباشد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که خوشهبندی با کل مشخصهها نتایج مناسبی را ارایه نمیدهد. بنابراین هر بار با تعداد متفاوتی از مشخصهها خوشهبندی انجام شد. نتایج خوشهبندی وضعیت بیماران هر خوشه را مشابه و متمایز از سایر خوشهها نشان میدهد. خوشه اول شامل بیماران کمخونی فقر آهن خفیف، خوشه دوم شامل بیماران کمخونی فقر آهن شدید و خوشه سوم بیماران با دیگر علل کمخونی را دربرمیگیرد. تقسیمبندی بیماران کمخونی میتواند ابزار مفید و موثر برای تحلیل و بهبود فرآیند تصمیمگیری پزشکان در رابطه با درمان بیماران باشد.
کتایون کنگرلو حقیقی، شهربانو عریان، محمدرضا زرین دست، محمد ناصحی،
دوره 74، شماره 4 - ( تیر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: حافظه، توانایی ذخیره و فراخوانی اطلاعات یادگرفته شده است. اضطراب، پاسخ موجود به عامل تهدید کننده است که میتواند همئوستاز را دچار اختلال نماید. هدف این مطالعه بررسی اثر سیستم کانابینرژیک بر حافظه و اضطراب در هسته قاعدهای- جانبی آمیگدال و تداخل آن با سیستم گابانرژیک در روش ماز بهعلاوه مرتفع بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در آزمایشگاه حیوانی برای پژوهش روی موش سوری و موش صحرایی به کمک دستگاه استریوتاکسی پژوهشکده علوم شناختی در فاصله زمانی مهرماه 1392 تا دیماه 1393 بر روی موشهای کانولگذاری شده، انجام گرفت. پس از یک هفته استراحت دوزهای مختلف آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید و آگونیست باکلوفن و آنتاگونیست فاکلوفن انتخابی گیرنده B گابانرژیک به صورت تزریق داخل هسته قاعدهای- جانبی آمیگدال تجویز شد. درصد ورود به بازوی باز و درصد زمان حضور در بازوی باز و فعالیت حرکتی اندازهگیری شد.
یافتهها: تجویز آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید در دوز بالا خاصیت تخریب حافظه اکتسابی و ضد اضطرابی داشت ولی تجویز دوزهای بالای باکلوفن موجب تخریب حافظه شد ولی بر اضطراب اثری نداشت و دوزهای بالای فاکلوفن موجب بهبود حافظه شد ولی بر اضطراب اثری نداشت. در حالیکه تجویز آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید همراه با باکلوفن موجب تخریب بیشتر حافظه ولی اثر اضطرابزدایی داشت و تجویز آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید همراه با فاکلوفن موجب بهبود حافظه گشت ولی بر اضطراب تاثیری نداشت.
نتیجهگیری: گیرندههای پیشسیناسپی کانابینوییدی CB1 منجر به مهار ترشح بسیاری از نوروترانسمیترها، مانند گابا میشود. به نظر میرسد که آگونیست گابا توانسته جایگزین نوروترانسمیترهای مهارشده توسط آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید شده باشد.
یوسف فکور، نفیسه اسماعیلی، نجمه خسروان مهر، طاهره سوری، کامران بلیغی، مریم دانش پژوه، حسین مرتضوی، لیلا مختاری،
دوره 74، شماره 6 - ( شهریور 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: رابطه بین پوست، سیستم عصبی و روان پیچیده است. پمفیگوس یک بیماری اتوایمن مزمن و دردناک است که وقوع سالیانه آن در حدود 5/0-1 در هر 100000 نفر است. با توجه به نقش انکارناپذیر وضعیت روانی افراد بر بیماریهای خودایمنی نظیر پمفیگوس، پژوهش حاضر با هدف بررسی اختلالات روانپزشکی بیماران مبتلا به پمفیگوس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی پیمایشی است. جامعه این پژوهش شامل بیماران مبتلا به پمفیگوس مراجعه کننده به بیمارستان پوست رازی تهران در سال 1392 است. از این میان 200 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پس از کنار گذاشتن پرسشنامههای ناقص تعداد نمونه 198 نفر حاصل شد. آنها پس از تکمیل فرم رضایتنامه، به وسیله پرسشنامه دموگرافیک و Symptom Checklist-90 (SCL-90) مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: میزان شیوع اختلالات روانپزشکی همراه در این نمونه 62/62% است که از این میان، 78/28% مبتلایان مرد (57 نفر)، 84/33% (67 نفر) مبتلایان زن بودند. در هر دو گروه زنان و مردان علایم پارانویا (45% در زنان و 60% در مردان) بیشترین شیوع و فوبیا (2/%8 در زنان و 24% در مردان) کمترین شیوع را در بین بیماران داشتند. 45/81% آزمودنیهای مبتلا به اختلالات روانپزشکی، متأهل و 55/18% مجرد بودند.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد، همایندی بیماریهای روانپزشکی در بین بیماران پوستی در مقایسه با جمعیت عادی بسیار بالاتر است و سن بالا، تحصیلات کمتر و تاهل با پیشآگهی بدتر در وضعیت روانشناختی بیماران رابطه دارد.
صادق بنیعقیل، غلامرضا نیکبخت بروجنی، حسن تاجبخش، عاطفه اسماعیلنژاد، علی اکبر امیرزرگر،
دوره 75، شماره 3 - ( خرداد 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری سل یک معضل بهداشتی در سراسر جهان است. حدود یک سوم جمعیت جهان با این باکتری آلوده هستند که تنها %۱۰-۵ افراد به سل فعال مبتلا میباشند. عوامل ژنتیکی و محیطی در ابتلا به این بیماری نقش مهمی ایفا میکنند. مطالعات نشان داده است که آللهای Human leukocyte antigen (HLA) در دفاع میزبان در این بیماری اهمیت زیادی دارند. در این مطالعه فراوانی آللهای HLA در گروه شاهد و کنترل مورد بررسی و مقایسه آماری قرار گرفتهاند.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت تحلیلی و بهروش مورد- شاهد (Case-control) انجام گرفته است. این بررسی از مهر ماه تا اسفند ۱۳۹۴ تعداد ۵۰ بیمار مبتلا به سل از نژاد سیستانی و ۱۰۰ نفر گروه کنترل سالم سیستانی ساکن استان گلستان، دانشگاه علوم پزشکی گلستان، مرکز بهداشت انتخاب شدند، نمونهها پس از انتقال به تهران آزمایشگاه ایمونوژنتیک دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، استخراج ژنومیک DNA و سپس آللهای HLA کلاس II (HLA-DRB1 و -1DQB) با روش PCR-SSP تعیین گردید.
یافتهها: فراوانی آلل DRB1*۰۴:۰۳ (۰/۰۱P=)، DRB1*۱۴:۰۴ (۰/۰۱P=)، DQB1*۰۶۰۱ (۰/۰۰۴P=) و DQB1*۰۲۰۱ (۰/۰۰۹P=) در بیماران بهطور معناداری از گروه کنترل بیشتر بود، درحالیکه فراوانی آللهای DRB1*۰۷ (۰/۰۰۰۳P=) در گروه کنترل بیشتر بود.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان میدهد که احتمالا برخی از آللهای HLA کلاس IIدر استعداد ابتلا به سل و برخی دیگر در محافظت از بیماری در قومیت سیستانی نقش دارند. با این حال مطالعه نقش آللهای HLA در اقوام و جمعیتهای مختلف ضروری است.
کامران ابراهیمی، شاکر سالاریلک، کمال خادم وطن،
دوره 75، شماره 3 - ( خرداد 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلب و عروق شایعترین علت مرگ در جهان بوده که بیشترین علت آن گرفتاری عروق است که این مطالعه به جهت محاسبه و مقایسه سالهای از دست رفته عمر بهدلیل مرگ و ناتوانی برای مهمترین عامل مرگ (سکته قلبی) در جامعه مورد بررسی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی و طی سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ با همکاری معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام گرفت، تمامی بیماران با تایید رخداد سکته قلبی بر اساس علایم بالینی، بروز تغییرات در نوار قلب و افزایش آنزیمهای قلبی وارد مطالعه شدند و بار سلامتی ناشی از سکته قلبی، با استفاده از شاخص Disability adjusted life years (DALY) محاسبه گردید. دادههای ابتلا از سامانه ثبت سکته قلبی وزارت بهداشت و دادههای مرگ بر اساس نظام ثبت مرگ ICD۱۰ از معاونت بهداشت دانشگاه استخراج گردید.
یافتهها: تعداد رخداد سکته قلبی ۷۲۳۵ نفر (مردان ۶۰/۶% و زنان ۳۹/۴%) بود که میانگین سنی ۶۹±۱۵ سال بود. نتایج گویای ۵۳۸۰۴ سال (۱۷/۷ در هزار نفر) مفید از دسته رفته عمر بهدلیل مرگ یا ناتوانی ناشی از سکته قلبی بود که سهم مرگ زودرس ناشی از سکته قلبی ۵۲۱۷۰ سال (۱۷/۱ در هزار نفر) و ناتوانی حاصل از این بیماری ۱۶۳۴ سال (۰/۵۴ در هزار نفر) بود. بار سکته قلبی در مردان بیشتر از زنان بود. در هر دو جنس بیشترین بار در گروه سنی ۸۰ به بالا بود. میزان شیوع بیماری ۳۷۶ (در صدهزار نفر) برآورد شد و سکته قلبی ۱۸/۸% از کل علل مرگ را به خود اختصاص داد.
نتیجهگیری: بالا بودن بار ناشی از سکته قلبی بهویژه در مردان، رخداد سکته قلبی را بهعنوان یک اولویت بهداشتی و لزوم برنامهریزی مناسب در جهت اقدامات موثر پیشگیری و درمان مطرح میکند.
شهناز نظری، مجید شهابی، کامران موسوی حسینی،
دوره 75، شماره 4 - ( تیر 1396 )
چکیده
مهمترین منبع حیاتی جهت تهیه انواع داروهای مهم بیولوژیکی، خون انسان میباشد. اینگونه داروها نقش اساسی در پیشگیری و درمان بسیاری از بیماریهای خطرناک را دارا میباشند. اما با توجه به اینکه سرچشمه اینگونه داروها خون میباشد، همواره خطر آلودگی توسط ویروسهای منتقله از راه خون وجود دارد. در سالهای اخیر همواره احتمال انتقال هپاتیت B، C و ایدز از طریق انتقال خون یک هشدار جدی بوده است و در حال حاضر این خطرات در خیلی از کشورهای توسعه یافته به حداقل رسیده است، اگرچه هنوز برای کشورهای در حال توسعه میتواند یک چالش باشد. با وجود فرآیند دقیق انتخاب اهدا کننده و انجام آزمایشات لازم بر روی خون و انجام Polymerase chain reaction (PCR) بر روی پلاسمای پولد شده که رشته فعالیتهای عمده در جهت ایمنسازی فرآوردههای دارویی بیولوژیکی برگرفته از پلاسما میباشد، باید اقدامات در جهت غیرفعالسازی و یا حذف ویروسهایی مثل Hepatitis B Virus (HBV)، Hepatitis C Virus (HCV) و HIV صورت پذیرد. اینچنین فعالیتهای ایمنسازی شامل روشهای مختلف ویروسزدایی اعتبارسنجی شده مانند روش pH اسیدی، روش حلال/شوینده، روشهای حرارتی و پاستوریزاسیون، بتا-پروپیولاکتون/UV و همچنین روش حذف ویروسی با کمک نانوفیلتراسیون میباشد. امروزه با توجه به انجام همزمان غربالگری و انجام آزمایشات مختلف بر روی خون اهدایی و اعمال روشهای ویروسزدایی مناسب، سطح مناسبی از ایمنی در محصولات دارویی بیولوژیکی برگرفته از پلاسما حاصل گشته است. اما همواره با توجه به احتمال پیدایش پاتوژنهای جدید مطالعه در این زمینه ادامه دارد.
زهرا اوسطی آشتیانی، جواد توکلی بزاز، سید علیرضا سلامی، محمد رضا پورمند، غلامرضا پورمند،
دوره 75، شماره 6 - ( شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: پیرایش متناوب غیرمعمول در سلولهای سرطانی، شایع بوده و ایزوفرمهای حاصل میتوانند بهعنوان بیومارکر و یا هدف درمانی برای طراحی دارو مورد استفاده قرار گیرند. شناسایی ایزوفرمها، جهت توسعه استراتژیهای درمانی سرطان حایز اهمیت میباشد. هدف این مطالعه شناسایی ایزوفرمها و بیان ۳ ژن PIK3CA، FGFR3 و FGFR1 با استفاده از فناوری جدید تعیین توالی RNA و Real-Time PCR در سرطان مثانه بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، که در بازه زمانی شهریور ۱۳۹۳ تا مهر ۱۳۹۵ در مرکز تحقیقات اورولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. ۳۰ نمونه بافت تازه تومور و ۳۰ نمونه بافت نرمال مجاور تومور در فاصله مناسب، از افراد مبتلا به سرطان مثانه تهیه شد. RNA از بافتها استخراج و پس از بررسی کمی و کیفی و ساخت کتابخانه cDNA، تعیین توالی RNA انجام و دادههای حاصله توسط نرمافزارهای مربوطه آنالیز گردید.
یافتهها: ایزوفرمهای هر سه ژن در بافت نرمال و تومور از لحاظ تعداد و الگوی بیان تفاوت نشان دادند. ژن PIK3CA در بافت نرمال یک رونوشت و در بافت سرطانی سه ایزوفرم، ژن FGFR3 و FGFR1 در بافت تومور بهترتیب ۶ و ۱۲ و در بافت نرمال ۷ و ۹ رونوشت داشتند. افزایش بیان ژن (۰/۰۱P=)FGFR3 و کاهش بیان ژن (۰/۰۱P=) FGFR1 معنادار بود.
نتیجهگیری: پیرایش متناوب غیرمعمول در سلولهای سرطانی مثانه منجر به ایجاد ایزوفرمهایی گردید که بعضی از آنها در سلولهای نرمال وجود نداشته و یا میزان بیان متفاوتی داشتند و بهعنوان هدف درمانی و یا مارکر تشخیصی در مطالعات آتی قابل استفاده می باشند.
منوچهر حکمت، حمید قادری، سیده عادله میرجعفری، شهرام رجایی بهبهانی، مهران شاه زمانی، غلامرضا معصومی،
دوره 75، شماره 9 - ( آذر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری تترالوژی فالوت (TF) را بهعنوان بیماری با حجم بطن چپ نرمال یا کمی کمتر از نرمال میشناسند. با توجه به اینکه در بعضی بیماران نژاد آسیایی تفاوتی در نوع تترالوژی فالوت دیده شده است، هدف از انجام این مطالعه بررسی سمت چپ قلب با تعیین Z value میترال در بیماران ایرانی مبتلا به تترالوژی فالوت بود.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه آیندهنگر و توصیفی بود که تمام بیمارانی که از ابتدای فروردین ۱۳۹۱ تا فروردین ۱۳۹۴ با تشخیص تترالوژی فالوت به بیمارستان شهید مدرس تهران مراجعه و کاندید جراحی شده بودند، وارد مطالعه شدند. پس از تعیین روش درمانی و نیاز به جراحی، سایز میترال و Z value میترال مشخص شدند. در این مطالعه متغیرهای سن، جنس، قد، وزن، Body surface area (BSA)، سایز دریچه میترال، Z-score (Z-score یا Z value پس از تعیین سایز میترال توسط اکو و مشخص کردن BSA بیمار، براساس نمودار استاندارد موجود تعیین میگردید) دیگر آنومالیهای همراه، تعداد دفعات عمل جراحی، نوع عملهای جراحی پیشین و نوع عمل جراحی کنونی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در مجموع ۸۰ بیمار طی سه سال وارد مطالعه شدند که (۳۶/۳%)۲۹ مرد و (۶۳/۸%)۵۱ زن بودند. میانگین سنی ۳/۳۷±۷/۱۵ سال بود. اندازه سایز میترال با اِکو در بیماران اندازهگیری شد که mm ۵/۹۹±۱۶/۲ بود و در محدوده mm ۲۷-۱۰ بود. میزان Z valve میترال در مجموع SD ۲/۱۱±۳/۰۹ - و در محدوده SD ۷/۱- تا SD ۱/۳+ بود.
نتیجهگیری: میزان Z value میترال بهمیزان چشمگیری کمتر از میزان نرمال (SD ۲ ± ۰) بوده است که میتواند نشاندهنده هایپوپلاستیک بودن بطن چپ در بیماران تترالوژی فالوت ایرانی باشد.
شهرام سیفی، نادیا بنیهاشم، بهمن حسننسب، پرویز امری،
دوره 76، شماره 1 - ( فروردین 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تهویه مکانیکی طولانی و نیاز به لوله تراشه، اندیکاسیونهای اصلی تراکئوستومی هستند. این پروسیجر به دو روش پرکوتانئوس (Percutaneous dilatational tracheostomy, PDT)و جراحی قابل انجام است. در این مطالعه تراکئوستومی به روش جراحی و پرکوتانئوس در بخش مراقبتهای ویژه مورد مقایسه قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی بر روی ۶۱ بیمار بستری در بخش مراقبتهای ویژه داخلی بیمارستان آیتالله روحانی دانشگاه علوم پزشکی بابل از ۲۵ فروردین ۱۳۹۲ تا ۲۶ فروردین ۱۳۹۵ انجام شد. در گروه آزمایش (۴۴ مورد) تراکئوستومی به روش پوستی و در گروه شاهد (۱۷ بیمار) به روش جراحی انجام شد. میزان عوارض زودرس و مدت زمان انتظار تصمیم تا انجام تراکئوستومی در دو گروه بررسی شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران مرد برابر با ۸/۷۹±۵۹/۶۸ و بیماران زن برابر با ۶/۴۱±۶۰/۳۵ سال بود. در این مطالعه از نظر مدت زمان انتظار از زمان لولهگذاری تا انجام تراکئوستومی بهطور میانگین در گروه PDT ۱۴/۱۹ روز و گروه تراکئوستومی به روش جراحی ۲۰/۶۹ روز قرار داشتند که اختلاف دو گروه معنادار بود (۰/۰۰۱P=). خونریزی زودرس پس از عمل پنج مورد (۸/۲%) بود که در گروه PDT دو مورد (۳/۳%) و گروه جراحی سه مورد (۴/۹%) بوده است که تفاوت معنادار نبود (۰/۴۶P=). عفونت محل زخم در طول مدت بستری و تا ده روز بعد، در دو بیمار معادل ۳/۳% بود که از این تعداد در گروه PDT یک مورد (۱/۶%) و گروه جراحی یک مورد (۱/۶%) بود که تفاوت معنادار نبود (۰/۴۳P=). هیچ عارضه دیگری از جمله آمفیزم زیرجلدی، صدمه به دیواره خلفی تراشه و پارگی در دوگروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: تراکئوستومی پرکوتانئوس با توجه به مدت زمان انتظار کمتر و عدم نیاز به انتقال بیمار به خارج از بخش میتواند روش جایگزین ایمن و مناسب برای روش جراحی باشد.
فرزانه ناصریان، فاطمه حشمتی، مریم مهدیزاده عمرانی، رضا سالاریان،
دوره 76، شماره 4 - ( تیر 1397 )
چکیده
امروزه علم نانو در زمینههای مختلف پزشکی و درمانی از جمله درمان سرطان بسیار رشد و توسعه یافته است. از سوی دیگر، بیماری سرطان و انواع مختلف آن بسیار شایعه شده است و افراد زیادی از آن رنج میبرند. در حال حاضر، روشهای درمانی موجود از جمله شیمیدرمانی، رادیوتراپی و غیره نیز همراه با بعد درمانی، عوارضی ایجاد میکنند که برای بیمار ناخوشایند میباشد. از اینرو دانشمندان و پژوهشگران بهدنبال توسعه و بهبود هر چه بیشتر راههای درمانی برای مقابله با این بیماری مهلک میباشند. در این میان علم نانو و فناوری نانو بسیار گسترش یافته است و زمینههای مختلف آن از جمله نانوذرات بهصورت گسترده برای انواع برنامههای کاربردی، بهویژه برای تحویل دارو و موارد تشخیصی و تصویربرداری مورد توجه و استفاده قرار گرفته است. در حال حاضر تعداد زیادی از سیستمهای تحویل دارو از نانوذرات ساخته شدهاند و مواد مختلف بهعنوان عوامل تحریک کننده دارو و یا تقویت کننده برای بهبود اثربخشی درمان و دوام و ثبات و همچنین ایمنی داروهای ضد سرطان مورد استفاده قرار گرفتهاند. مواد مورد استفاده برای رهایش داروهای سرطانی به دستههای مختلف پلیمری، مغناطیسی، بیومولکولها تقسیم شدهاند. همچنین این مواد میتوانند تغییرات و اصلاحات سطحی مانند اتصال به آنتیبادیها و لیگاندهای هدف را نیز فراهم کنند تا نانوذرات بهطور هدفمند عمل کنند تا اثربخشی درمان افزایش یابد. این مقاله، نگاهی اجمالی به بیماری سرطان و داروهای سرطانی و نانوذرات و سهم آنها در درمان سرطان خواهد داشت.