177 نتیجه برای MR
مازیار نادری، غلامرضا ابراهیمزاده، محمود علیمحمدی، ویدا پاست،
دوره 80، شماره 2 - ( اردیبهشت 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه پاندمی COVID-19 به یک معضل جهانی تبدیل شده است و بهمنظور پیشگیری از آن باید روشهای نوینی بهکار گرفته شود. ویروس این بیماری بسیار واگیردار است و عمدتا از طریق هوا منتقل میشود. ازون یک ماده اکسیدکننده قوی است که میتواند بهمنظور غیرفعال کردن طیف وسیعی از ویروسها که ممکن است در برابر سایر ضدعفونیکنندهها مقاوم باشند، استفاده شود. هدف از این مطالعه، بررسی مروری کاربرد و تاثیر ازون در غیرفعالکردن ویروسهای محیطهای بسته بود.
روش بررسی: بهمنظور جستجوی مقالات از لغات کلیدی مانند ازون، ویروس و هوا در پایگاههای اطلاعاتی PUBMED و Scopus استفاده شد. جستجوی مقالات از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲1 صورت گرفت. در نتیجه جستجو تعداد ۵۷ مقاله در این زمینه انتخاب گردید و از محتوا و نتایج آنها در این مطالعه مروری استفاده شد.
یافتهها: این مطالعه مروری نشان داد که ازون بهطور موفقیتآمیزی با هدف پیشگیری از چندین بیماری ویروسی مانند COVED-19 استفاده شده است. افزونبراین، برخی از ویروسها مانند کروناویروسها حاوی گروههای عاملی سولفیدریل حاوی سیستیین و تریپتوفان هستند که با گاز ازون واکنش بهتری نشان میدهند. عطسه فرد مبتلا به COVED-19 ممکن است منجر به تشکیل 40000 قطره در هوا شود. این قطرات میتوانند پیش از سقوط به نزدیکترین سطح تا فاصله دو متری منتقل شوند و همچنین ممکن است 30 ساعت در هوا باقی بمانند.
نتیجهگیری: استفاده از گاز ازون کاربردهای بالقوه زیادی در غیرفعال کردن ویروسها در فضاهای محصور آلوده دارد. با توجه به اهمیت آئروسلهای حاوی ویروس در انتقال COVED-19، ازون میتواند روشی امیدوارکننده در پیشگیری از این بیماری باشد. میزان غیرفعال شدن ویروسها توسط گاز ازون به غلظت گاز، زمان تماس، دما، رطوبت و نوع ویروس بستگی دارد. بهطورکلی، بررسی مطالعات انجام شده در این زمینه کاربرد گاز ازون را در پیشگیری از شیوع بیماریهای ویروسی مثل COVED-19 را نشان داد. همچنین در بهکار بردن این گاز اقدامات و احتیاطهای ایمنی لازم توصیه میشود.
مهدی عالمرجبی، سید حمزه موسوی، بهروز صیدی مجد، طیب رمیم،
دوره 80، شماره 2 - ( اردیبهشت 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آبسههای سوپرالواتور 9% آبسههای کریپتوگلاندولار هستند. فیبرین غنی از پلاکت رشد بافتی را تسریع کرده و عفونت را کاهش میدهد، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آن بر بهبود زخمهای ناشی از فیستولها و پیشگیری از عود انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی یک سوکور در بیماران مراجعهکننده به درمانگاه جراحی بیمارستان رسول اکرم (ص) از فروردین 1397 تا فروردین 1399، با تایید کالکشن سوپرالواتور انجام شد. پیش از عمل جراحی، امتیاز وکسنر (Wexner Score) در همه بیماران تعیین شد. حین عمل جراحی مسیر فیستولها و حفرهها شناسایی گردیده و با مقدار مورد نیاز فیبرین غنی از پلاکت پر شد. نتایج بالینی یک روز، تا دو ماه هفتهای یکبار و سپس هر یک ماه تا بهبودی کامل و سپس شش ماه پس از جراحی بررسی شد.
یافتهها: تعداد 10 نفر در آنالیز نهایی شرکت داده شدند. میانگین سنی بیماران 20/33 سال بود (46-26 سال). سه نفر سابقه جراحی آبسه پریآنال، دو نفر سابقه جراحی فیستول و یک نفر سابقه جراحی فیشر داشتند. میانگین زمان بسته شدن حفره 2/14 روز بود (22-10روز). دو نفر (20%) مبتلا به تب و دو نفر (20%) دچار عفونت ناحیه عمل جراحی شدند. خونریزی و عود در هیچکدام از بیماران مشاهده نگردید. میانگین امتیاز وکسنر پیش از عمل 76/0±80/0 بود که پس از عمل به مقدار 68/0±50/0 کاهش یافت (045/0=P).
نتیجهگیری: استفاده از فیبرین غنی از پلاکت برای ترمیم فیستول پیچیده روشی است که بهراحتی قابل تکرار است و با حداقل عوارض جانبی میتواند موجب بهبود زخمهای ناشی از فیستولهای دارای کالکشن سوپرالواتور گردد.
بهزاد ناظم رعایا، ثمین جهانبین،
دوره 80، شماره 8 - ( آبان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در طی برونکوسکوپی میتوان از داروهای آرامبخش مانند پروپوفول، کتامین و بنزودیازپینها استفاده کرد. هدف ما مقایسه تأثیر آرامبخشی کتامین-میدازولام و کتامین-دکسمدتومیدین در برونکوسکوپی بود.
روش بررسی: این یک کارآزمایی بالینی تصادفی است که از آبان 1399 تا فروردین 1400 بر روی 60 بیمار انجام شد. گروه کتودکس، mg/kg 1 کتامین و µg/kg 1 دکسمدتومیدین طی 10 دقیقه دریافت کردند و انفوزیون mg/min 5/0 کتامین و µg/kg 5/0 دکسمدتومیدین برقرار شد. گروه کتومید (Ketomid)، mg/kg 1 کتامین و mg 5/2 میدازولام طی 10 دقیقه دریافت کردند و mg/min 5/0 کتامین و µg/kg/min 1 میدازولام انفوزیون گردید. فشارخون، ضربان قلب، درصد اشباع اکسیژن و درد مورد مقایسه قرار گرفت. همچنین میزان آرامبخشی براساس یک معیار پنج امتیازی از یک تا پنج ثبت گردید. دادههای بهدست آمده در SPSS software, version 26 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) وارد شد. برای مقایسه دادهها بین خطوط زمانی مختلف و همچنین گروههای مختلف از Independent samples t-test و آزمونهای اندازهگیری مکرر استفاده شد. 05/0P< بهعنوان آستانه معناداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: کتودکس زمان آرامبخشی بیشتر (001/0P<) و ریکاوری کوتاهتری (001/0P<) از کتومید داشت. تفاوت معناداری بین فشارخون، ضربان قلب و میزان درصد اشباع اکسیژن بین گروهها وجود نداشت (05/0<P). در گروه کتودکس نسبت به کتومید در 20 دقیقه (04/0P=) و 30 دقیقه (001/0P=) پس از عمل میزان درد کمتر بود.
نتیجهگیری: کتودکس نسبت به کتومید آرامبخشی بیشتر، ریکاوری و درد کمتر داشت از اینرو استفاده از آن در برونکوسکوپی توصیه میگردد.
حمیدرضا شتابی، بهزاد ناظمرعایا، محسن آبرون،
دوره 80، شماره 11 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در این مطالعه تاثیر دگزامتازون وریدی بر درد و تهوع و استفراغ پس از جراحی لاپاراسکوپیک تخمدان بررسی شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفیشده، از خرداد تا اسفند 1399 در بیمارستان بهشتی اصفهان بر روی ۸۸ بیمار کاندید سیستکتومی لاپاراسکوپیک تخمدان انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه دریافتکننده دگزامتازون (D) و نرمالسالین (S) تقسیم شدهاند. دو دقیقه پیش از القا بیهوشی، گروه اول mg 8 دگزامتازون و گروه دوم نرمالینسالین دریافت کردند. فراوانی بروز درد، تهوع واستفراغ (PONV) و نیاز به داروی ضددرد و ضدتهوع در ریکاوری، دوساعت اول، 12-2 و 24-12 ساعت پس از عمل جمعآوری شده و با استفاده از SPSS software, version 23 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) آنالیز شده است.
یافتهها: تفاوت معناداری از نظر خصوصیات دموگرافیک بین دو گروه دیده نشد (05/0>P). فراوانی بروز درد در گروه (D) در زمانهای ریکاوری (4/0P=)، دو ساعت بعد (005/0P=)، 12 ساعت (001/0P=) و 24 ساعت پس از عمل (005/0P=). کمتر از گروه (S) بود. فراوانی تهوع در گروه D در ریکاوری (003/0P=). دو ساعت بعد (001/0>P)، 12 ساعت (002/0P=) بهطور معناداری کمتر از گروه S بود. اما 24 ساعت پس از عمل بین دو گروه تفاوت معناداری دیده نشد (15/0P=). در ریکاوری در دو گروه استفراغ نداشتیم (1P=)، فراوانی بروز استفراغ در دو ساعت (003/0P=)، 12 ساعت (002/0>P) 24 ساعت پس از عمل (48/0P=)، در گروه D کمتر از S بود. در زمانهای مطالعه دوز دیکلوفناک و متوکلوپرامید دریافتی در بیماران گروه D کمتر از گروه S بود.
نتیجهگیری: دگزامتازون با دوز mg 8 پیش از القا بیهوشی میتواند در کاهش درد، تهوع و استفراغ پس از عمل جراحی لاپاراسکوپیک تخمدان و کاهش نیاز به آنالژزیک و داروی ضدتهوع موثر باشد.
بهزاد ناظمرعایا، فاطمه کاظمی گورجی، عظیم هنرمند، محمد صالح جعفرپیشه،
دوره 80، شماره 11 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: از دبل لومن در جراحیهای ریه استفاده میشود و برای تایید آن برونکوسکوپ بهکار میرود. حساسیت سونوگرافی در تشخیص موقعیت درست DLT بهطور قطعی مشخص نشده است. هدف از این مطالعه ارزش تشخیصی سونوگرافی و سمع در مقایسه با FOB است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی که در بازه زمانی تیر ۱۴۰۰ تا اردیبهشت ۱۴۰۱ انجام گردید، پس از بیهوشی DLT با سایز مناسب استفاده شد و سپس موقعیت DLT ارزیابی شد. در ابتدا سمع ریه و سپس سونوگرافی انجام شد و دو علامت Lung pulse sign و Lung sliding sign بهعنوان علایم ریه طبیعی و ریه مورد تهویه مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت FOB توسط متخصص بیهوشی انجام گردید. در انتها با باز شدن قفسه صدری بهدنبال عمل جراحی، نظر جراح در مورد کلاپس ریه ثبت گردید.
یافتهها: قرارگیری صحیح لوله 37 مورد و اشتباه سه مورد بود که توسط FOB بررسی و اصلاح شد. حساسیت سمع 9/64% و سونوگرافی 9/91% بود. حساسیت سونوگرافی نسبتبه سمع معنادار نبود (242/0P=) اما تفاوت معناداری در ارزش اخباری مثبت وجود داشت بهگونهای که ارزش اخباری مثبت سمع 9/88% و سونوگرافی 9/91% محاسبه شد. از نظر درجه رضایتمندی ۲۲ مورد (5/59%) رضایت عالی و ۱۵ مورد (5/40%) نیز رضایت متوسط داشتند. حساسیت سونوگرافی در قیاس با رضایت جراح معنادار نبود (237/0P=).
نتیجهگیری: سونوگرافی ریه میتوانند بهخوبی جایگزین مناسبی برای FOB باشد. گرچه سونوگرافی نمیتواند تمام عملکرد FOB را داشته باشد، ولی با داشتن مزایای چون هزینه کمتر، سرعت عمل غیرتهاجمی بودن نسبت به FOB کاربردیتر است.
شهرام سیفی، نازلی فرنوش، کیوان لطیفی، پرویز امری مله، حامد مهدینژاد گرجی، اسدالله شاکری، خدیجه ازوجی،
دوره 80، شماره 11 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: لنفانژیولیومیوماتوزیس اسپورادیک Lymphangioleiomyomatosis, (LAM) یک بیماری نادر است که بهطور کلی زنان جوان را درگیر میکند و شامل تکثیر غیرطبیعی سلولهای عضله مانند صاف (سلولهای LAM) در ریهها (LAM ریوی) است. شایعترین تظاهر این بیماری پنوموتوراکس ناشی از پارگی کیست میباشد. عوامل مرتبط با پیشآگهی ضعیف اغلب عواملی هستند که با کاهش سریعتر عملکرد ریه مرتبط هستند.
معرفی بیمار: بیمار خانم 24 سالهای بود که با پنوموتوراکس مراجعه داشته و بولاهای متعدد در هر دو ریه بیمار مشهود بود. بیمار هیچ سابقه خانوادگی بیماری تنفسی نداشت. هیچ مدرکی دال بر درگیری سایر اندامها بهجز ریه وجود نداشت. علاوهبر گذاشتن Chest tube، بیمار تحت تهویه مکانیکی قرار گرفت. پس از 24 روز بستری، اکسیژنتراپی بیمار با ماسک معمولی انجام شد و تحت پلورودز دوطرفه نیز قرار گرفت. در 36مین روز بستری، بیمار با حال عمومی خوب ترخیص شد (مرداد و شهریور 1399) و در پیگیری چهار ماه بعد، مشکلی نداشت.
نتیجهگیری: خوشبختانه با تشخیص LAM برای بیمار با توجه به نمای سیتیاسکن ریه بیمار، پنوموتوراکس بیمار تحت درمان قرار گرفت و با انجام پلورودز، از عود پنوموتوراکس جلوگیری شد. در خانم جوان با پنوموتوراکس خودبهخودی، LAM اسپورادیک جز تشخیصهای افتراقی میباشد.
بهزاد ناظمرعایا، حسین محجوبیپور، الهام صابری،
دوره 81، شماره 3 - ( خرداد 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اهداف القا بیهوشی تعدیل تغییرات همودینامیک میباشد که در این مطالعه هدف تاثیر کتامین و لیدوکایین در تغییرات ضربان قلب و فشارخون پس از لولهگذاری تراشه و مقایسه آن با گروه شاهد میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفیشده سه سوکور میباشد که بر روی90 بیمار 65-18 ساله کاندید عمل جراحی انتخابی بیهوشی عمومی در بیمارستان الزهرا اصفهان در آذر تا اسفند 1401 انجام گرفت. بیماران بهشکل تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. کتامین mg/kg 5/0، لیدوکایین mg/kg 5/0 و شاهد تقسیم شدند. سن، وزن، قد، جنسیت و دادههای کلینیکی شامل میانگین فشارخون متوسط شریانی، ضربان قلب، فشارخون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک و درصد اشباع هموگلوبین در زمانهای یک، سه، پنج، 10 دقیقه پس از Intubation جمعآوری و با استفاده از روش آنالیز اندازههای مکرر (Repeated measure) موردتجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: هر دو داروی لیدوکایین و کتامین بهطور موثر تغییرات همودینامیک را در طول لولهگذاری داخل تراشه کاهش میدهند ولی لیدوکایین بهطور بالقوه مزایای بیشتری از نظر بهبود اکسیژنرسانی و کاهش تغییرات ضربان قلب و همچنین کاهش زمان بیدارشدن در طول بیهوشی دارد. دو گروه موردمطالعه ازنظر تغییرات فشارخون، اقامت در ریکاوری، مدت اکستوبیشن و نیز گرید لارنگوسکوپی تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: استفاده از لیدوکایین بهعلت اکسیژنرسانی بهتر، کمترین تغییرات ضربان قلب و همچنین زمان بیدار شدن از بیهوشی کوتاهتر نسبت به کتامین ارجح است. همچنین، درمورد فشارخون بالا یا تاکیکاردی مداوم. این مورد در هیچیک از گروهها مشاهده نشد.
بهزاد ناظمرعایا، عظیم هنرمند، شیما شمس،
دوره 81، شماره 4 - ( تیر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تانسیلکتومی، درمان نهایی بزرگی لوزهها میباشد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر لیدوکایین و دکسمدتومیدین بر میزان و شدت عوارض فوری پس از جراحی بود.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی است که بر روی 90 نفر بیمار کاندید تانسیلکتومی از دی 1401 تا خرداد 1402 در بیمارستان الزهرا اصفهان انجام شد. بیماران به سه گروه لیدوکایین، دکسمدتومیدین و پلاسبو تقسیم شدند. بیماران از نظر خونریزی، لارنگواسپاسم و لارنژیت مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: در دقایق 45، 75 و 90 پس از ریکاوری میانگین نمرهی درد و در دقایق 15 و 90 از نظر اضطراب حداقل در یکی از سه گروه با بقیه تفاوت معناداری مشاهده شد (05/0P<). فشارخون سیستولی و میزان اشباع اکسیژن شریانی در دقایق 30 تا 90 و نیز فشارخون دیاستولی در دقایق 60، 75 و 90 بین سه گروه مورد مطالعه اختلاف معناداری را نشان داد (05/0P<). بین بروز برنکواسپاسم در هر سه گروه اختلاف معناداری دیده شد. ولی در سرفه و تهوع در گروههای مورد مطالعه هیچ اختلاف معناداری مشاهده نگردید. میانگین میزان خونریزی حین جراحی، زمان ریکاوری و اولین زمان تحمل مایعات و جامدات حداقل در یکی از گروهها با بقیه اختلاف معناداری داشت.
نتیجهگیری: دکسمدتومیدین و لیدوکایین هر دو در کاهش درد، ضربان قلب، فشارخون سیستولیک، اولین زمان تحمل مایعات و خونریزی موثر هستند و همچنین کاهشی در اشباع اکسیژن شریانی ایجاد نکردند، در حالیکه تعداد تنفس، اسپاسم حنجره، برونکواسپاسم، سرفه، تهوع و زمان خروج لوله تفاوت قابلتوجهی بین سه گروه مطالعه نداشت.
عاطفه قصوری، میترا جبلعاملی، بهزاد ناظمرعایا، رکسانا نجفیان،
دوره 81، شماره 7 - ( مهر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سردرد پساز اسپاینال یک عارضهی شایع میباشد. باتوجه به اهمیت این مسئله مطالعه حاضر با هدف مقایسهی تاثیر آتروپین–نیوستیگمین و اندانسترون در پیشگیری از بروز سردرد پساز اسپاینال انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی سه سو کور است که از اردیبهشت تا مرداد 1400 بر روی 60 زن کاندید سزارین انجام شد. افراد به سه گروه 20 نفره تقسیم شدند. برای گروه اول 20 میکروگرم نیوستیگمین و 10 میکروگرم آتروپین به ازای هر کیلوگرم وزن تجویز شد و برای گروه دوم چهار میلیگرم اندانسترون تجویز گردید و گروه سوم حجم مشابه نرمال سالین دریافت کردند. بیماران تا هفت روز پساز اسپاینال از نظر شدت سردرد در 24 ساعت اول هر شش ساعت و سپس روزانه با مقیاس NRS پیگیری شدند. اطلاعات پساز جمعآوری با SPSS software, Version 28.0.1 (IBM, USA) مورد تجزیهوتحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: در مطالعهی اخیر تفاوت معنادار آماری در میزان بروز سردرد، شدت آن و فاصله زمانی شروع اولین سردرد از زمان انجام پانکچر لومبار، در سه گروه موردمطالعه مشاهده نشد. در نهایت مقایسه نمره میزان رضایتمندی بیماران در سه گروه نشان میدهد که از این نظر نیز تفاوت معناداری در سه گروه وجود نداشته است. شیوع عوارض ناشی از درمانها شامل اختلالات همودینامیک نیز در هر سه گروه اختلاف معنادار آماری نشان نداد.
نتیجهگیری: استفاده از مخلوط آتروپین–نیوستیگمین و یا اندانسترون در مقایسه با گروه کنترل، تفاوت معناداری در جهت پیشگیری از سردرد پساز بیهوشی اسپاینال ایجاد نکردهاند.
احمد کچویی، منیره میرزایی، امراله سلیمی، مصطفی واحدیان، شیما رحیمی، علی قلعهنویی،
دوره 81، شماره 7 - ( مهر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به شیوع بالای تودههای پستان و اهمیت غربالگری و پیگیری بدخیمیهای آن در زنان و از آنجاییکه دو عامل سن و تغییرات هورمونی در یائسگی در تعیین نوع پاتولوژی و پیشآگهی تودهها نقش دارند، هدف این مطالعه تعیین ارتباط میان وضعیت یائسگی و پاتولوژی تودهها بود.
روش بررسی: این مطالعه بهروش مقطعی تحلیلی بر روی 350 زن مبتلا به توده پستانی بدونسابقه بدخیمی قبلی، مراجعهکننده به مرکز بهداشتی–درمانی شهید بهشتی طی فروردین 1392 تا 1398 انجام شد. چکلیست محققساخته برای گردآوری دادهها ازجمله (نوع بدخیمی، سایز توده، مکان توده، وجود یا عدموجود متاستاز) مورداستفاده قرار گرفت. در نهایت مقایسه دادهها بین دو گروه یائسه و غیریائسه با استفاده از SPSS software, version 22 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) انجام شد.
یافتهها: میزان شیوع بدخیمیها در سنین پساز یائسگی و در خانمهایی که یائسه شدهاند، نسبت به سنین پیش از یائسگی بیشتر بود. همچنین ارتباط معناداری بین سایز توده، وجود و یا عدموجود متاستاز با یائسگی یافت شد (05/0P<)، اما بین مکان تومور با یائسگی ارتباط معناداری یافت نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: بدخیمیهای پستان (کارسینوم مهاجم مجرا، کارسینوم میکس مهاجم، کارسینوم موسینوس، مدولاری و پاپیلاری) در خانمهای یائسه نسبت بهغیریائسه بیشتر بود. در هر دو گروه اتساع مجاری و التهاب مزمن بیشترین یافته خوشخیم بود و فیبروآدنوم در خانمهای یائسه نسبت به خانمهای غیریائسه به میزان بسیار پایینتر یافت شد.
نازلی فرنوش، شهرام سیفی، خدیجه ازوجی، اسدالله شاکری، کیوان لطیفی، پرویز امری مله،
دوره 81، شماره 8 - ( آبان 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تهویه فشار مثبت غیرتهاجمی Noninvasive ventilation (NIV) یکی از امیدوارکنندهترین روشهایی است که برای درمان نارسایی تنفسی هایپوکسیک در کووید 19 استفاده شده است.
روش بررسی: در این مطالعه، نتایج بالینی 80 بیمار مبتلا به نارسایی حاد تنفسی ناشی از COVID-19 که در طول دوره بستری خود تحت تهویه فشار مثبت غیرتهاجمی (NIV) قرار گرفته بودند، تا پیامد نهایی بررسی شد. میزان ترخیص از ICU بدون نیاز به انتوباسیون، بهعنوان پیامد اولیه بررسی گردید و بیماران براساس آن بیماران به دو گروه شکست NIV و موفقیت NIV تقسیم شدند. میزان مرگومیر، طول مدت بستری در ICU، فراوانی بیماران لولهگذاری شده و فاکتورهای آزمایشگاهی بیماران بهعنوان پیامدهای ثانویه در دو گروه شکست NIV و موفقیت NIV، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند.
یافتهها: در مورد پیامد مرگ و ترخیص، تفاوت آماری معناداری بین دو گروه وجود داشت بهطوریکه تمامی بیماران مبتلا به کروناویروس بستری در ICU که NIV دریافت کرده بودند و بهدلیل عدم پاسخ به NIV انتوبه شده بودند پیامد مرگ داشتند و بیمارانی که انتوبه نشدند همگی از بیمارستان ترخیص شدند. میانگین APACHEIIscore در بیماران گروه موفقیت با 05/5±07/11 NIV بهطور معناداری کمتر از گروهی بودکه موفقیت با NIV نداشتند (96/4±16/20). نتیجهگیری: مرگومیر در گروه لولهگذاری شده بیشتر از گروه NIV بود. ترکیب اسکور APACHEII و تعداد تنفس یک ساعت پس از دریافت NIV میتواند موفقیت با NIV را پیشبینی کند.
غلامرضا خاتمینیا، رضا پاپهن، عاطفه مهدیانراد، سروش کرمیراد، سمانه محمدپور،
دوره 81، شماره 12 - ( اسفند 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بهبود وضعیت روانشناختی-اجتماعی بیماران بهدنبال جراحی موفقیت آمیز استرابیسم در مطالعات گذشته گزارش شده است. اما تاثیر جراحی استرابیسم بر هوش هیجانی بیماران نامشخص است. هدف این مطالعه بررسی اثر انجام جراحی استرابیسم بر هوش هیجانی در بیماران مراجعهکننده به بیمارستان امامخمینی اهواز بود.
روش بررسی: این مطالعه آیندهنگر مداخلهای بر روی بیماران تحت جراحی استرابیسم در بیمارستان امامخمینی اهواز از خرداد 1400 تا فروردین 1401 انجام شد. در مجموع 38 بیمار قبل و 3 ماه پس از عمل موفقیتآمیز استرابیسم ارزیابی شدند. از پرسشنامههای هوش هیجانی (MSCEIT)، عزتنفس روزنبرگ، نگرانی تصویر از بدن، اضطراب اجتماعی و اجتناب اجتماعی لایبویتز استفاده شد.
یافتهها: پس از جراحی در مقایسه با پیش از جراحی، بهبود قابل توجه در زیرمقیاسهای هوش هیجانی شامل خودآگاهی (016/0=P)، خودتنظیمی (0001/0>P)، خودانگیختگی (0001/0>P)، همدلی (0001/0>P)، مهارتهای اجتماعی (0001/0>P) و نمره کلی EQ (0001/0P<) مشاهده شد. همچنین بهبود معنادار در تصویر از بدن (0001/0>P)، اضطراب اجتماعی (004/0=P) و اجتناب اجتماعی (002/0=P) مشاهده شد. نتایج نشان داد بهبود هوش هیجانی پس از عمل استرابیسم در گروه سنی کمتر از 12 سال بهطور معناداری بیشتر بود (0001/0>P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه بهبود قابلتوجه در معیارهای روانشناختی-اجتماعی افراد از جمله هوش هیجانی، تصور از بدن، اضطراب و اجتناب اجتماعی پس از عمل جراحی استرابیسم را نشان داد. این نتایج نشان میدهد جراحی موفق استرابیسم فراتر از بهبود فانکشنال و زیبایی، میتواند باعث بهبود هوش هیجانی شود و این تاثیر در بیماران کمسنتر بیشتر است.
مجتبی قائدی، مجتبی سهرابپور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی حین عمل سپتورینوپلاستی یکی دیگر از عوارضی است که تاکنون راهکارهای متفاوتی برای کاهش آن بهکار برده شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر روی میزان خونریزی و رضایت جراح در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویهکور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعهکننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. میزان آرامبخشی، خونریزی و رضایت جراح مورد ارزیابی و ثبت قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و آمارهای توصیفی و آزمونهای آماری استنباطی در سطح معناداری 05/0P< انجام شد.
یافتهها: فراوانی آرامبخشی بیمار در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0>P). نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که در ابتدای عمل و در 90 دقیقه بعد، میزان رضایت جراح بیمار در گروه دکسمدتومیدین بهصورت معناداری بهتر از گروه کنترل بوده است (001/0<P). در گروه دکسمدتومیدین میدان دید جراح نسبتا واضح و کاملا واضح بوده است. نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که میزان خونریزی در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0<P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش خونریزی و بهبود میدان دید جراح سبب افزایش رضایت جراح شده بود. بنابراین میتوان از این دارو بهعنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.
بهار رستمیزاده، علیرضا جلالیزند، کامران قائدی، رزیتا نصیری،
دوره 82، شماره 8 - ( آبان 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: حشرات و بندپایان و تولیدات آنها بهعنوان منابع دارویی از تمدنهای قدیم مورد استفاده قرار میگرفتند. سرطان یکی از معضلات بزرگ علم پزشکی است که دارویی تاکنون برای کنترل سریع و دقیق آن کشف نشده است. در این تحقیق به بررسی تأثیر عصاره بدن حشرات (تولیدات آنها) و برخی بندپایان در مهار رشد سلولها یا تومورهای سرطانی (رده سلولهای سرطان پستان MCF7) پرداخته شد.
روش بررسی: مطالعه پایه و تجربی در اصفهان و از 1397تا 1402 انجام شد. در این پژوهش از عصاره بدن شش جنس از حشرات: آبدزدک با اسم علمی Gryllotalpa sp، مورچه با اسم علمی Polyrhachis sp، زنبور زرد با اسم علمی Dolichovespula sp، زنبور عسل با اسم علمی Apis mellifera، سوسری آمریکایی با اسم علمی Periplaneta americana، مگس سرکه با اسم علمی Drosophila melanogaster و یک جنس از چیلوپودا صدپا با اسم علمی Scolopendra sp. با آب مقطر و الکل 70% شستشو داده شد سپس فریزداریر و پودر شد. تست MTT برای بررسی میزان تأثیر دوزها انجام شد. دوزهای مورد تأثیر از حشرات و صدپا در شش تکرار و سه بار به سلولهای MCF-7 انجام شد.
یافتهها: جنسهای Scolopendra sp. Drosophila melanogaster، Periplaneta americana،Polyrhachis sp.، Apis mellifera، Gryllotalpa sp.، بهترتیب دارای بیشترین اثر و در نهایت Dolichovespula sp.، کمترین اثر را در القای آپوپتوز و مرگ سلولی در لاین سلولهای سرطانی MCF-7 داشته Scolopendra sp. از غلظت µg/l 500 باعث القای مرگ سلولی در بالای 50% سلولهای سرطانی MCF-7 شده است.
نتیجهگیری: دستاورد اعمال هفت جنس متفاوت از بندپایان و حشرات بود، نشان داد که این جنسها دارای پتانسیل درمانی عالی بهویژه در درمان سلولهای سرطانی MCF-7 میباشد.
مجتبی قائدی، مجتبی سهرابپور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیثباتی همودینامیک یکی از عواملی است که میتواند باعث خونریزی حین عمل شود است و کیفیت دید جراح، عوارض حین و پس از عمل و نتیجه جراحی را تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر پارامترهای همودینامیک در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعهکننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سن، جنسیت، شاخص توده بدنی، متغیرهای همودینامیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، فشار متوسط شریانی، ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی)، میباشد.
یافتهها: روند تغییرات متغیرهای همودینامیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، فشار متوسط شریانی و ضربان قلب) در گروه دکسمدتومیدین از زمانهای پیش از اینداکشن تا خارج از ریکاوری تفاوت معناداری را نشان داد (001/0>P). در زمانهای پس از اینداکشن، یک دقیقه، پنج دقیقه، 15 دقیقه، 30 دقیقه، 60 دقیقه و در ریکاوری و خارج از ریکاوری تفاوت معناداری در میانگین فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و فشار متوسط شریانی بین دو گروه مشاهده شد (05/0>P). مقایسه دو گروه مداخله و کنترل از نظر متغیرهای ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی (به جز زمان در ریکاوری) تفاوت معناداری را نشان نداد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش تغییرات همودینامیک حین عمل همراه بوده است. بنابراین میتوان از این دارو بهعنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.
رضا باغبانیان، شیرین عزیزیدوست، کامران محمودی، محبوبه رشیدی، گلشن میرمومنی، سینا گنجی نتاج،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کواگولوپاتی یکی از شایعترین علل مرگومیر در بخش مراقبتهای ویژه است. این مطالعه نیز با هدف بررسی ارتباط اسیدوز با اختلالات انعقادی در بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبتهای ویژه اجرا شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی گذشتهنگر پرونده 121 نفر از بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امامخمینی (ره) شهر اهواز طی سال 1402 بررسی شده و اطلاعات دموگرافیک، بالینی و نتایج آزمایشخون برای اندازهگیری پارامترهای مرتبط با اسیدوز و آزمایشهای انعقادی افراد استخراج شد. در ادامه نرخ کواگولوپاتی، ترومبوسیتوپنی، اسیدوز و پیامد بیمار محاسبه شد.
یافتهها: پرفشاری خون 34(1/28%) مهمترین بیماریهمراه و پریتونیت 54(6/44%) مهمترین علل بستری بیماران را تشکیل دادند. نرخ بروز کوآگولوپاتی، ترومبوسیتوپنی و اسیدوز بهترتیب 29(24%)، 27(3/22%) و 115(95%) گزارش گردید. در مجموع 44(5/36%) بیمار در طی دوره بررسی فوت شدند. بااینکه نرخ کوآگولوپاتی و ترومبوسیتوپنی در بیماران دچاراسیدوز بالاتر بود اما این تفاوتها معنادار نبود (05/0<P). نرخ مرگومیر در میان افراد بدون ترومبوسیتوپنی، ترومبوسیتوپنی خفیف، متوسط و شدید تفاوت معناداری را نشان داد (001/0=P). میانگین PH در بیماران فوت شده به میزان معناداری از سایرین پایینتر بود (13/0±19/7 دربرابر 88/0±25/7، 005/0=P) نرخ فوت در بیماران مبتلا به کوآگولوپاتی نیز به میزان معناداری از سایرین بیشتر بود 20(69%) در برابر 24(4/26%)، (001/0P=).
نتیجهگیری: نرخ اسیدوز و اختلال انعقادی در بیماران تحت لاپاراتومی بستری در بخش مراقبتهای ویژه بالاست و با پیامد نامطلوبتر دراین بیماران همراه است. اما اسیدوز بهعنوان یک ریسک فاکتور مستقل اختلالانعقادی دراین بیماران شناخته نشد. با این حال مطالعات بیشتری جهت تایید نتایج مورد نیاز است.
بهزاد ناظمرعایا، عظیم هنرمند، میترا تیموری،
دوره 83، شماره 6 - ( شهریور 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: لوله تراشه جنوبی در تسهیل دسترسی به محل جراحی و کاهش خطر پیچخوردگی لوله موثر است. لارنگوسکوپی فیبراپتیک نیز دقت و ایمنی لولهگذاری را بهبود میبخشد. برهمین اساس مطالعه حاضر با هدف تعیین محل دقیق لوله تراشه جنوبی با استفاده از لارنگوسکوپی فیبراپتیک در اعمال جراحی الکتیو تحت بیهوشی عمومی پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی تحلیلی و آیندهنگر بود که در اردیبهشت 1404تا تیر 1404 و در مرکز آموزشی، درمانی و پژوهشی الزهرا (س) و مرکز آموزشی ،درمانی و پژوهشی الزهرا کاشانی مراکز تابعه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نمونهگیری بهصورت دردسترس انجام شد بیماران کاندید عمل جراحی الکتیو سر، صورت و بینی که دارای سن پنج الی 80 سال بوده، کلاس ASA یک و دو، قطر گردن تا cm 43 و مالمپاتی کلاس یک تا سه داشتند وارد مطالعه شدند و بیماران با سابقه حساسیت مجاریهوایی، اینتوباسیون مشکل، ابنورمالیتی دستگاه تنفس، شاخص توده بدنی بیشتر از 30، اعمال جراحی رزکشن تراشه و لارنژکتومی به مطالعه وارد نشدند. بیمارانیکه در زمان اجرای طرح اینتوبه نمیشدند، دچار آلرژی دارویی میگردید و یا از ادامه شرکت در مطالعه منصرف میگردید نیز از مطالعه خارج میگردیدند.
یافتهها: شاخص توده بدنی در زنان بهطورمعناداری بیشتر از مردان (002/0P=)، دورگردن در مردان بهطور معناداری بیشتر از زنان (009/0P=) و فاصله نوک لوله تراشه تا دندانهای قدامی نیز در مردان بیشتر از زنان بود. (001/0P<) همچنین بین شاخص توده بدنی، فاصله کارینا تا دندانهای قدامی (001/0P<) و فاصله لوله تراشه تا کارینا (001/0P=) بین گروههای سنی مختلف، تفاوت معنادار وجود داشت.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که عمق (فاصله نوک لوله تا دندانهای پیشین فک بالا) و محل قرارگیری لوله تحت تأثیر عواملی مانند شاخص توده بدنی قرار میگیرد.