44 نتیجه برای بهروز
حسین جباری، علی اکبر امیرزرگر، محبوبه حاجی عبدالباقی، بهروز نیک بین، فریده خسروی، محمدحسین نیک نام، بیتا انصاری، بتول مرادی، علیرضا یلدا،
دوره 61، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده
مقدمه: بیماری سل گسترده ترین اپیدمی عفونی است که دنیای امروز دچار آن است. تخمین زده می شود که یک سوم جمعیت دنیا با مایکوباکتریوم توبرکلوزیس آلوده شده اند که منجر به 10-8 میلیون مورد جدید سل و سه میلیون مرگ در سال در سراسر دنیا می شود. مطالعات اپیدمیولوژیک بیانگر این است که ترکیب ژنتیکی بعضی از گروه های نژادی ممکن است زمینه ای مساعد در ابتلا به عفونت و پیشرفت آن ایجاد کند.
مواد و روش ها: در این مطالعه که بصورت تحلیلی و به روش مورد-شاهد (Case-control) صورت گرفته است سعی شد تا نسبت به شناسایی فاکتورهای ژنتیک مستعد کننده (و/یا محافظت کننده) در بیماران و افراد کنترل ایرانی در ابتلا به بیماری سل اقدام گردد. بدین منظور تعداد 40 نفر بیمار سل ریوی خلط مثبت درمان شده یا در حال دریافت درمان به همراه 100 نفر شاهد فاقد بیماری های زمینه ای و نیز سل ریوی از نظر فراوانی آلل های HLA class II (شامل DQB1 و DQA1 و HLA-DRB) به روش PCR-ssp برای اولین بار در ایران مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج حاصل بیانگر نقش مستعد کننده آلل HLA-DQA1*0101 و نقش محافظت کننده آلل های DQA1*0301 و DQA1*0501 از لوکوس DQA1، نقش مستعد کننده آلل HLA-DRB1*07 و نیز نقش محافظت کننده آلل HLA-DRB*52 (که یک Public antigen محسوب می شود) از لوکوس DRB با P.value های اصلاح شده (Pc) از نظر آماری معنی دار می باشد. در این مطالعه از لوکوس DQB1 آلل محافظت کننده یا مستعد کننده آماری معنی داری یافت نشد. همچنین تفاوت معنی دار آماری هاپلوتیپی در گروه بیمار و شاهد بدست نیامد.
نتیجه گیری و توصیه ها: باتوجه به نتایج بدست آمده آلل های HLA-DR/DQ می توانند در ابتلا و یا مقاومت در برابر ابتلا به بیماری نقش بارزی داشته باشند.
فریدون سرگلزایی اول، علی قلی سبحانی، محمد اکبری، بهروز نیک نفس، عظیم هدایت پور،
دوره 62، شماره 4 - ( 4-1383 )
چکیده
مقدمه: تحقیق حاضر بمنظور ارزیابی ظرفیت القا استخوان سازی و روند ترمیم ضایعات استخوانی در استخوان های پهن با استفاده از ترکیب OCP/BMG طراحی گردید. مواد و روش ها: در این تحقیق از 40 سر موش صحرایی جوان (6-5 هفته ای) از جنس نر و از نژاد Sprague Dawley استفاده شد. حیوانات بطور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم گردیدند. ضایعه ای به قطر 5 میلیمتر بر روی استخوان پاریتال ایجاد و در گروه آزمایشی ترکیبی از OCP/BMG به نسبت 1.4 در محل ضایعه کشت داده شد. جهت بررسی روند استخوان سازی در طی روزهای 5، 7، 14 و 21 نمونه های لازم برداشت گردید. پس از آماده سازی بافتی، از نمونه های بدست آمده مقاطع بافتی به ضخامت 5 میکرون تهیه گردید. سپس با H & E و آلسین بلو رنگ آمیزی و با میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافته ها: در روز پنجم پس از کشت سلول های آماسی در اطراف مواد کاشت شده مشاهده گردید که در اطراف قطعات OCP از شدت بیشتری برخوردار بود. روند ترمیم با ظهور بافت غضروفی اندک در درون قطعات BMG در روز هفتم آغاز شده منتهی بافت استخوانی جدید به وضوح قابل مشاهده نبود. در روز چهاردهم استخوان جدید به وضوح مشهود بوده و علاوه بر استخوان سازی جدید در مجاورت حاشیه ضایعه، جزایر استخوانی در بین مواد کاشت شده نیز مشاهده شد. در پایان روز بیست و یکم قسمت اعظم مواد کاشت شده جذب گشته و ترابکول های منظم استخوانی همراه با حفرات مغز استخوان ایجاد شده بود. درصورتیکه در نمونه های گروه کنترل استخوان سازی ضعیفی فقط در مجاورت استخوان میزبان مشاهده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که ترکیب OCP/BMG باعث تحریک فعالیت استخوان سازی و افزایش بافت استخوانی جدید در ناحیه ضایعه دیده استخوان پاریتال در موش صحرایی می شود. از این رو بنظر می رسد که این ترکیب ممکن است بتواند از نظر بالینی در مواردی که نقایص استخوانی بزرگ وجود دارد، موثر باشد.
افشان شرقی، بهروز نبئی، منوچهر پراک، علیرضا فرخی،
دوره 63، شماره 7 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: وجود فرزند بیمار یا معلول به عنوان یک عامل استرس زا در خانواده اثر مهمی در میزان افسردگی والدین نشان داده است. مادران قسمت عمده مراقبت ها و امور مربوط به کودک را انجام می دهند لذا استرس بیشتری را نسبت به پدران تحمل کرده و در بیشترین ریسک فشارهای روانی و افسردگی قرار دارند. در این مطالعه به بررسی تاثیر بیماریهای تالاسمی و بدخیمی های خونی فرزند در ابتلای مادران به افسردگی پرداخته ایم.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی - تحلیلی از نوع مقطعی است. تعداد 294 نفر از مادران در سه گروه مادران کودکان مبتلا به تالاسمی، مادران کودکان مبتلا به بدخیمی های خونی و مادران گروه کنترل که جهت مداوای فرزندانشان در زمستان سال 82 به بیمارستان مرکز طبی کودکان مراجعه نموده بودند، بررسی گردیدند. برای سنجش میزان افسردگی از پرسشنامه یک استفاده شد.
یافته ها: در آنالیز رگرسیون لجستیک چند متغیره پس از adjust نمودن متغیرها در مدل رگرسیونی حاصله تنها متغیری که با نمره افسردگی مادر ارتباط معنی دار داشت، بیماری خونی فرزند بود که در مورد تالاسمی OR=2.17 با حدود اطمینان 95%،6/1 تا 0/4 و P=0.015 و در مورد بدخیمی های خونی OR=2.71 با حدود اطمینان 95% ، 48/1 تا 99/4 بود (P=0.001).
نتیجه گیری و توصیه ها: ابتلا کودکان به بیماری تالاسمی و بدخیمی های خونی که از جمله بیماریهای مزمن یا کشنده می باشند برای مادران بعنوان عامل استرسزای مهمی در زندگی مطرح بوده و ریسک ابتلا به افسردگی را بالا می برد، لذا توصیه می شود در مراکز ارائه خدمات به این کودکان واحدهائی به منظور معاینه و مشاوره روانپزشکی جهت غربالگری و درمان زودهنگام مادران احداث گردد تا با مداوای افسردگی ایشان کیفیت زندگی بهبود یافته و از نتایج غیر انطباقی آتی پیشگیری شود.
محبوبه حاجی عبدالباقی، علی اکبر امیرزرگر، مهرداد خالدی، فریده خسروی، مهرناز رسولی نژاد، زهرا احمدی نژاد، عبدالرضا سودبخش، سیروس جعفری، بیتا انصاری پور، بهروز نیک بین،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: درک بهتر مکانیسمهای ایمونوپاتولوژیک بیماری سل برای تولید واکسنهای نوین و داروهای ایمونومدولاتور جایگزین ضروری میباشد. بدین منظور مطالعه زیر شامل اندازهگیری سایتوکاینهای Th1 (اینترفرون- گاما و اینترلوکین- 2) و Th2 (اینترلوکین- 4 و اینترلوکین- 10) در سرم بیماران مبتلا به سل ریوی با اسمیر خلط مثبت و مقایسه آن با افراد سالم PPD مثبت طراحی گردید.
روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه شامل بیماران HIV منفی که براساس تعریف WHO مبتلا به سل ریوی خلط مثبت بوده و در بخشهای عفونی بیمارستان امام خمینی تهران بستری شدند یا به مراکز بهداشتی- درمانی جنوب تهران مراجعه نمودند، بود. گروه شاهد شامل افراد سالم و PPD مثبت بود که در تماس نزدیک با بیماران مبتلا به سل ریوی خلط مثبت قرار داشتند. در این تحقیق 34 بیمار مبتلا به عفونت فعال سل ریوی (شامل 17 مرد و 17 زن) و 23 فرد سالم با تست پوستی PPD برابر با 10 میلیمتر یا بیشتر (شامل 12 مرد و 11 زن) مورد مطالعه قرار گرفتند میانگین سنی افراد بیمار 73/41 سال و افراد سالم 74/27 بود.
یافتهها: میانگین سطح اینترفرون- گاما در سرم افراد مبتلا به سل ریوی بطور معنیدار از نظر آماری بالاتر از میانگین سطح آن در افراد سالم PPD مثبت بود در حالیکه در مورد اینترلوکین-2، اینترلوکین-4 و اینترلوکین-10 این میزان در افراد سالم بطور معنیدار از نظر آماری بالاتر از افراد بیمار بدست آمد. مقایسه میانگین سطح این سایتوکاینها قبل از درمان و حین درمان (حدود 2 ماه بعد از شروع درمان) نشان داد که اگرچه در مورد اینترفرون-گاما و اینترلوکین-4 این میزان افزایش یافت، در مورد اینترلوکین-2 و اینترلوکین-10 کاهش در این مقادیر مشاهده شد. این تغییرات فقط در مورد اینترلوکین-10 از نظر آماری معنیدار میباشد. سن و جنس بر تغییرات سایتوکاینها قبل از درمان و حین درمان تأثیری نداشته است.
نتیجهگیری: نتایج حاصله از اندازهگیری سایتوکاینهای Th1 و Th2 در سرم بیماران مبتلا به سل ریه با نتایج حاصله از مطالعات انجام گرفته در محیط کشت سلولهای تکهستهای خون محیطی تحریک شده با آنتیژنهای مایکوباکتریوم توبرکلوزیس متفاوت میباشد. لذا اندازهگیری همزمان آنها در سرم و در محیط کشت و همچنین در مایع بلور و مایع BAL پیشنهاد میشود.
حمید بهتاش، محمد صالح گنجویان، بابک صابری شهر بابکی، سید محمد فرشته نژاد، دکتر بهروز اکبرنیا،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
اسکولیوز با انحنای جانبی ستون مهرهها در صفحه کرونال، با عوارض همچون مشکلات زیبایی، درد و علایم تنفسی، جراحی رایج و موثر ](PSF)[Anterior spinal release & fusion (ASF) + Posterior spinal fusion است. به نظر میرسد استفاده از کشش به منظور تثبیت ستون مهرهها، میتواند در اصلاح بیشتر اسکولیوز نقش داشته باشد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر بهکارگیری کشش بین دو مرحله ASF و PSF در اصلاح اسکولیوز انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه Randomized Controlled Clinical Trial بر روی 12 فرد دارای اسکولیوز انجام گرفت. بیماران با اسکولیز به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه A : شامل شش نفر که بین دو مرحله عمل جراحی ASF و PSF تحت کشش قرار نمی گرفتند و گروه B : شامل شش نفر که بین دو مرحله عمل جراحی ASF و PSF تحت کشش قرار می گرفتند. زاویه انحنای اصلی اسکولیوز در این بیماران قبل از جراحی، یک هفته پس از عمل ASF و یک سال بعد از عمل PSF مورد ارزیابی قرار میگرفت. دادهها توسط نرم افزار آماری SPSS ویراست 5/13 مورد آنالیز قرار گرفت.
یافتهها: میانگین انحنای اصلی اولیه (قبل از جراحی) در دو گروه A و B به ترتیب (70/18= SD)°90 و (18/28= SD)°17/94 بود. در حالی که یک سال پس از عمل PSF به (59/29= SD)°17/51 در گروه A و (11/23= SD)°17/39 در گروه B رسید. بنابراین درصد اصلاح نهایی انحنا یکسال پس از عمل PSF در دو گروه A و B به ترتیب (31/20= SD)%58/46 و (02/14= SD)%32/61 بود. همچنین نتایج مطالعه نشان دهنده مقدار اصلاح بیشتر انحنا یک هفته پس از عمل ASF و نیز یک سال پس از عمل PSFدر بیماران تحت کشش بود (012/0= P و 022/0= P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشاندهنده اصلاح بیشتر و قابل توجه زاویه انحنای اصلی اسکولیوز با بهکارگیری کشش پوستی و اسکلتی بین دو مرحله ASF و PSF در بیماران است. ضمن آن که استفاده از این روش کشش با توجه به مدت زمان کوتاهتر نسبت به برخی مطالعات، عارضه چندانی نیز بهدنبال نداشت.
سید صادق بنی عقیل، عبدالفتاح صراف نژاد، علی اکبر امیر زرگر، فریده خسروی، بیتا انصاری پور، بتول مرادی، شهین درخوش، بهروز نیک بین،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
عفونت مزمن با ویروس هپاتیت B (HBV) Hepatitis B Virus طیف وسیعی از بیماران، شامل ناقلین بدون علامت، هپاتیت حاد، هپاتیت مزمن و سیروز کبدی را در برمیگیرد. از علل ایجادکننده عفونت مزمن هپاتیت B میتوان فاکتورهای ویرولانس ویروس، فاکتورهای ایمونولوژیک و ژنتیک میزبان را نام برد. از مهمترین فاکتورهای ژنتیکی میزبان آنتیژنهای HLA میباشند و ارتباط آنتیژنهای HLA با هپاتیت مزمن نشان داده شده است. در این مطالعه فراوانی آللهای HLA در گروه شاهد و کنترل مورد بررسی و مقایسه آماری قرار گرفتهاند.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت تحلیلی و به روش Case-Control انجام گرفته است. در این بررسی تعداد 50 بیمار مبتلا به هپاتیت B مزمن از نژاد ترکمن که حداقل شش ماه HBsAg مثبت بودند و 65 نفر گروه کنترل سالم ترکمن (اهدا کننده سالم) انتخاب شدند و آللهای HLA کلاس دو (DRB, DQA1 DQB1) با روش PCR - SSP تعیین گردید.
یافتهها: فراوانی آلل HLA-DRB1*0301 (000/0P=)، HLA-DQB1*0604 (000/0P=) و HLA-DQA1*0501 (032/0P=) در بیماران بهطور معنیداری از گروه کنترل بیشتر بوده است در حالی که فراوانی آللهای HLA-DRB1*1301 (009/0P=)، HLA-DRB1*1501 (007/0P=)، HLA-DQA1*0401 (000/0P=)، HLA-DQB1*0401 (016/0P=) و DQA1*0102 (008/0P=) در گروه کنترل بیشتر بوده است.
نتیجهگیری: این تحقیق نشان میدهد که احتمالاً برخی از آللهای HLA - Class IIدر استعداد ابتلا به هپاتیت B مزمن و برخی دیگر، در پیشگیری از مزمن شدن بیماری نقش بارزی داشته باشند.
منان حاجی محمودی، نفیسه صادقی، ملوک حاجی بابایی، بهروز جنت، احمد رضا جمشیدی، مهران میراب زاده اردکانی،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده
استئوپروز با کاهش تودهاستخوانی و افزایش شکستگی استخوان همراه است و از بیماریهای رایج در کشور ماست. تاکنون در رابطه با این بیماری بر نقش کلسیم و ویتامین D توجه شده و در همین راستا، رژیمدرمانی یا دارودرمانی صورت میپذیرفت. اما آنچه اخیراً توجه محققین را جلب نموده، تاثیر آنتیاکسیدانها بر روی این بیماری میباشد. دراین رابطه مطالعات دقیق انسانی بسیار کمرنگ بوده و اکثر مطالعات، اثر درمانی مفید آنتیاکسیدانها را در حفظ سلامت استخوانها در حیوانات مشخص کردهاند.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت بررسی مورد- شاهدی (Case-Control) صورت پذیرفت و با گزینش 140 نفر از افراد مراجعهکننده به بخش سنجش تراکم استخوان کلینیک جامی در تهران، نمونه خون ناشتای این افراد گرفته و در دمای 70- درجه سانتیگراد نگهداری شد. در ادامه ضمن راهاندازی سیستم سنجش غلظت ویتامین E توسط دستگاه HPLC، غلظت پلاسمایی ویتامین E در بیماران درگیر با استئوپروز اندازهگیری و با گروه کنترل مقایسه گردید.
یافتهها: با بررسی دادههای موجود، مشخص شد غلظت پلاسمایی ویتامین E میان دو گروه کنترل و بیمار تفاوت معنیداری ندارد، درحالیکه ارتباط خطی (Linear Regression) بین نمایه Tscore فمور و غلظت پلاسمایی ویتامین E پس از حذف عوامل مداخلهگر، بهصورت معنیدار بهدست آمد.
نتیجهگیری: روند کاهشی تراکم استخوان فمور هنگام بیماری استئوپروز، با کاهش غلظت آنتیاکسیدان ویتامین E، تسریع میگردد.
حمید بهتاش، ابراهیم عامری، محمد صالح گنجویان، نیما کبیریان دهکردی، محمد فرشته نژاد، بهروز ا کبرنیا،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
اسکولیوز مادرزادی یک اختلال تکاملی است که به انحنای جانبی ستون مهرهها در صفحه کرونال اطلاق میشود. روشهای جراحی در این بیماران فیوژن خلفی مهرهها یا Posterior Spinal Fusion (PSF) است که میتواند همراه و یا بدون وسیله گذاری باشد. خطر نقایص عصبی و نیز احتمال جابهجایی وسیلهها مورد تردید قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه نتایج کوتاهمدت و بلندمدت فیوژن خلفی مهرهها با و بدون وسیلهگذاری جهت اصلاح اسکولیوز مادرزادی به انجام رسید.
روش بررسی: این مطالعه در 41 بیمار دارای اسکولیوز مادرزادی که در طی سالهای 74-55 تحت عمل فیوژن خلفی مهرهها قرار گرفته بودند، انجام شد. بیماران با توجه به استفاده و یا عدم استفاده از وسیلهگذاری در ستون مهرهها در دو گروه تقسیم میشدند؛ گروه A: شامل 22 فرد که بدون وسیلهگذاری تحت عمل جراحی فیوژن خلفی مهرهها قرار گرفتند و گروه B: شامل 19 فرد که تحت عمل جراحی PSF قرار گرفته و وسیلهگذاری نیز در مهرههای آنها انجام گرفت. زاویه انحنای اسکولیوز قبل از جراحی، دو هفته و یک سال پس از عمل PSF و همچنین در انتهای زمان پیگیری ارزیابی شد.
یافتهها: میانگین انحنای اصلی اولیه (قبل از جراحی) در دو گروه A و B به ترتیب °3/66 و°1/69 بود و یک سال پس از عمل PSF به°1/43 در گروه A و°4/38 در گروه B رسید. میانگین مدت زمان پیگیری در بیماران (3=SD) هشت سال بود و در انتهای پیگیری میانگین زاویه انحناء در دو گروه A و B به ترتیب به °3/47 و°4/39 رسید. بنابراین درصد اصلاح نهایی انحنا در دو گروه A و B به ترتیب %7/28 و 43% و درصد کاهش اصلاح 5/5% و 3/4% بود. نتایج مطالعه نشان دهنده مقدار اصلاح بیشتر انحنا در بیماران تحت وسیلهگذاری بود (05/0>p).
نتیجهگیری: در بیمارانی که علاوه بر عمل PSF تحت وسیلهگذاری نیز قرار گرفتند، نتایج اصلاحی بهتر در کوتاه مدت و افزایش درصد اصلاح نهایی انحنا در بلند مدت داشتند و درصد کمتری از کاهش اصلاح در انتهای زمان پیگیری نیز مشاهده شد.
مهرداد محمدپور، محمود جباروند بهروز،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
از آنجا که پاسخ بافتهای زنده به جراحیهای مختلف همراه با درجات متغیری از ترمیم بافت به صورت جایگزینی Replacement با ایجاد بافت جدید ولی متفاوت از بافت اولیه و نوسازی Regeneration با ایجاد بافت جدید مشابه بافت اولیه همراه میباشد و تنظیم این پاسخهای طبیعی نقش بسیار مهمی در موفقیت طولانی مدت جراحی انجام شده دارد استفاده از داروهای آنتیفیبروتیک و آنتیمتابولیتها روز به روز بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. از میان این داروها میتومایسین-C و 5-FU به عنوان دو داروی آنتی پرولیفراتیو اصلی در چشمپزشکی مورد توجه و استفاده فزایندهای قرار گرفتهاند. عمده کاربرد این داروها در جراحیهای فیلترینگ جهت کنترل فشار داخل چشمی، جراحیهای رفرکتیو با لیزر اگزایمر جهت اصلاح عیوب انکساری چشم، جراحیهای بیماریهای سطحی چشم (مثل ناخنک و نئوپلاسمهای ملتحمه) میباشد. در این مقاله سعی میشود مکانیسم عملکرد این داروها، کاربرد ویژه و میزان مورد نیاز و عوارض آنها در حیطههای متفاوت چشمپزشکی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
مسعود اسلامی، مریم مهرپویا، بهروز برومند، سپیده سیفی،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: اسید اوریک محصول نهایی متابولیسم پورین، بهعنوان فاکتور خطر برای بیماریهای قلبی عروقی پیشنهاد شده است. هدف این مطالعه یافتن ارتباط بین سطح اسید اوریک سرم بهعنوان فاکتور خطری برای بیماری عروق کرونر (CAD) در بیماران کاندید پیوند کلیه و همچنین بهعنوان یک معیار مهم جهت پیشبینی نیاز به رواسکولاریزاسیون میباشد.
روش بررسی: این مطالعهمقطعی، طی سالهای 86-1385 در بیمارستانهای امامخمینی و پارس تهران انجام شد. جامعه مورد مطالعه بیماران بالای 40 سال مبتلا به مرحله انتهایی بیماری کلیه کاندید پیوند کلیه بودند که بدون توجه به علائم بالینی قلبی و نتیجه تستهای قلبی غیر تهاجمی تحت آنژیوگرافی عروق کرونر قرار گرفته و همزمان اندازهگیری اسید اوریک خون انجام شد.
یافتهها: 56 بیمار (24 مؤنث و 32 مذکر) تحت مطالعه قرار گرفتند، 3/89% (50 نفر) دارای بیماری عروق کرونر بودند و میانگین اسید اوریک خون ایشان mg/dl07/1±62/7 بود که در مقایسه با اسید اوریک سرم بیماران فاقد بیماری عروق کرونر (mg/dl 29/1±95/5) تفاوت معنیداری وجود داشت (024/0=p). همچنین میانگین اسید اوریک سرم در مبتلایان به CAD که نیازمند ریواسکولاریزاسیون بودهاند، تفاوت معنیداری با بیماران نیازمند درمان طبی داشته است (mg/dl79/0±89/7 در مقابل mg/dl27/1±2/6).
نتیجهگیری: اسید اوریک سرم را میتوان بهعنوان فاکتور خطر بیماری عروق کرونر در بیماران کاندید پیوند کلیه و همچنین عاملی برای پیشبینی نوع درمان برای این بیماران در نظر گرفت.
بهروز عطایی، زری نخودیان، آناهیتا بابک، پریسا شعاعی، محمود محمدزاده، سعید صادقی،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: میلیونها
کودک در جهان در خیابانها مشغول کار و زندگی میباشند. سوءاستفادههای جنسی،
خشونت، سوءمصرف مواد و عدم دسترسی به امکانات بهداشتی، این کودکان را در معرض
انواع بیماریهای عفونی از جمله ایدز و هپاتیت C قرار میدهد.
مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع آلودگی به ویروس هپاتیت C و HIV
در کودکان و نوجوانان خیابانی شهر اصفهان طراحی گردید.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی بود و 386 کودک
و نوجوان خیابانی اصفهان طی سالهای 86-1384 بهروش نمونهگیری غیر احتمالی آسان
وارد مطالعه شدند. پساز تکمیل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و رفتارهای پرخطر، از
نظر آلودگی بهویروس هپاتیت C و HIV بررسی شدند.
یافتهها: 270 نفر (70%) از شرکتکنندگان
پسر و میانگین سنی 23/3±62/12 سال بود. 267
نفر (69%) از نمونهها، فقر را انگیزه زندگی و کار در خیابان اعلام کردند. بهترتیب
353 نفر (7/91%)، 366 نفر (8/94%)، و 375 نفر (2/97%) سابقه مصرف سیگار، الکل و
مواد مخدر نداشتند. 79 نفر (68%) از دختران و 46 نفر (17%) از پسران (000/0p=)
سابقه درگیری فیزیکی با دیگران داشتند. 40 نفر (5/34%) از دختران و 12 نفر (4/4%) از
پسران (000/0p=) سابقه برقراری رابطه جنسی را ذکر کردند. در
چهار نفر از شرکتکنندگان (1%)، HCV
Ab مثبت شد و همۀ آنها از نظر HIV Ab
منفی بودند.
نتیجهگیری: لازم است کلاسهای
آموزشی جهت آگاهسازی این جمعیت از رفتارهای پرخطر و بیماریهای ناشیاز آن برگزار
گردد و مورد حمایتهای قانونی، اجتماعی و بهداشتی قرار گیرند.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
ثمیله نوربخش، بهروز جلیلی، احمدرضا شمشیری، الهام شیرازی، آذردخت طباطبائی، رضا تقیپور، احمد مدرس فتحی،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: اخیراً
بهعوارض سایکولوژیک و نورولوژیک متعاقب ابتلا بهعفونت استرپتوکوک گروه A (PANDAS) بهواسطه
تولید آنتیبادیهای اتوایمیون اشاره میشود. هدف این مطالعه مقایسه تیتر آنتیبادیهای
برعلیه استرپتوکوک بتا همولیتیک گروه A (GABHS) در کودکان مبتلا به
اختلالات حرکتی تیک و توره (PANDAS) با گروه سالم (شاهد) بود.
روش بررسی: بررسی مقطعی- تحلیلی طی دو سال (89-1387)
در 52 بیمار با اختلالات حرکتی تیک و یا توره مراجعهکننده به درمانگاه اعصاب و روانپزشکی
کودکان در دو بیمارستان رسولاکرم و علیاصغر دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. میزان
آنتی هیالورونیداز، آنتی استرپتولیزین و آنتی دیانآز با روش الیزا در سرم 53 بیمار
و 76 شاهد مقایسه گردید. با معیار 2c و ضریب اطمینان CI=95%، (05/0p<) مقایسه انجام
شد. سطح زیر منحنی راک تعیین و حساسیت و ویژگی، ارزش اخباری مثبت تستها مشخص
گردید.
یافتهها: سن بیماران بین 16-4
سال، 7/71% (38 نفر) مذکر بودند. تیتر هر سه آنتیبادی در بیماران بیشتر از گروه
شاهد بود (001/0p<). تیتر
Anti-DNase (170>Cut off) حساسیت 70%،
ویژگی 99%، ارزش اخباری مثبت 90، برای تیتر آنتیبادی ASOT (200>Cut
off) حساسیت 75%، ویژگی 84%، ارزش اخباری مثبت 80% تعیین شد. تیتر آنتی
استرپتوکیناز (IU/ml332>Cut off) حساسیت 34%، ویژگی
85% داشت.
نتیجهگیری: در مبتلایان اختلالات حرکتی مثل تیک و توره هر سه نوع آنتیبادی بر
علیه استرپتوکوک بهطور معنیداری بالاتر از گروه کنترل است. احتمالاً عفونت استرپتوکوک
نقش واضحی در سندرم پانداس کودکان دارد. درمان عفونتهای استرپتوکوکی با پنیسیلین
درازمدت امکانپذیر است. تصمیمگیری برای استفادهاز درمانهای تهاجمیتر برای
پانداس (تعویض پلاسما و غیره) نیاز بهمطالعه بالینی تصادفی شاهددار میباشد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
بهزاد برادران، بختیار ترتیبیان، بهروز بقایی، امیر منفردان،
دوره 70، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: آنزیمهای التهابی و رادیکالهای آزاد از جمله عوامل موثر بر دستگاه ایمنی هستند اما در مورد اینکه این عوامل تا چه اندازهای بیان ژنی سوپراکسیداز دیسموتاز 1 (SOD-1) را در زنان ورزشکار و بهخصوص در تمرینات شدید تحت تاثیر قرار میدهند، اطلاع دقیقی در دست نیست. هدف از تحقیق حاضر بررسی ارتباط بیان ژن سوپراکسیداز دیسموتاز 1 با آنزیم لاکتات دهیدروژناز و رادیکالهای آزاد در زنان ورزشکار با تمرینات شدید میباشد.
روش بررسی: 15 زن ورزشکار شهر ارومیه (24-22 سال) به طور داوطلبانه و پس از اخذ رضایتنامه (در سال 1389) در تحقیق حاضر شرکت کردند. در سه وضعیت پایه، پس از انجام آزمون ورزشی (سرعت: 12 کیلومتر بر ساعت، شیب: پنج درجه، زمان: 20 دقیقه) و سه ساعت بعد از آن (ریکاوری)، خونگیری از ورید بازویی به عمل آمد. برای اندازهگیری mRNA آنزیم سوپر اکسیداز دیسموتاز 1 (SOD-1) از روش Real time-PCR و برای H2O2 و لاکتات دهیدروژناز از Eutoanalyzer استفاده شد.
یافتهها: سطح LDH در هر دو مرحله (بعد از فعالیت و ریکاوری) افزایش معنیداری داشت (009/0 P1=و 026/0P2=) اما غلظت H2O2 فقط در مرحله ریکاوری افزایش معنیداری یافت (002/0P=) غلظت mRNA آنزیم SOD-1 نیز در هیچ یک از مراحل فعالیت افزایش معنیداری دیده نشد (05/0P=). همچنین از لحاظ آماری فقط ارتباط بین mRNA آنزیم SOD-1 و تغییرات H2O2 معنیداری گزارش شد (014/0P=).
نتیجهگیری: فعالیت شدت فزاینده باعث افزایش سطح H2O2 و LDH در زنان ورزشکار میشود، اما از بین آنها تنها افزایش رادیکالهای آزاد بر بیان ژن SOD-1 تاثیر معنیداری دارد.
بختیار ترتیبیان، روناک پارسه، بهروز بقایی،
دوره 71، شماره 6 - ( شهريورماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر روغن زیتون بر اینترلوکین 6 و عامل نکروز توموری- آلفا و هورمون کورتیزول در دختران فعال، تحت تاثیر یک جلسه فعالیت ورزشی واماندهساز بود.
روش بررسی: از بین داوطلبان، 24 آزمودنی در تحقیق شرکت داده شدند. سپس به دو گروه یک هفته تغذیه با مکمل (12 نفر) و گروه کنترل (12 نفر) تقسیم شدند و در چهار مرحله: پایه، قبل و بلافاصله بعد از تمرین و یک ساعت بعد از تمرین ورزشی (ریکاوری)، نمونه خونی گرفته شد.
یافتهها: سطح کورتیزول و IL-6 و TNF-α در تمامی مراحل بعد از فعالیت در هر دو گروه افزایش معنیداری یافت (05/0P≤). لیکن سطح این شاخصها در گروه مکمل کمتر بود، با این حال فقط سطح TNF-α و IL-6 بین دو گروه تفاوت معنیداری داشت (05/0P≤).
نتیجهگیری: روغن زیتون مانع از افزایش شاخصهای التهابی در دختران فعال در حین تمرینات ورزشی واماندهساز میشود.
رضا یزدانی، مزدک گنجعلیخانی حاکمی، رویا شرکت، عباس رضایی، رحیم فراهانی، بهروز بیرانوند،
دوره 72، شماره 9 - ( آذر 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آسم یک بیماری مربوط به راههای هوایی است که بهصورت افزایش پاسخدهی شبکه نای و نایژهها به گروهی از تحریکات مشخص میشود. سلول Th17 با تولید IL-17 نقش مهمی در التهاب و بیماریهای اتوایمیون و بهاحتمال زیاد در پاتوژنز آسم و آلرژی دارد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که بر روی بیماران مراجعهکننده به بیمارستان الزهرا (س) اصفهان بخش بیماریهای عفونی از خرداد تا اسفند 1392 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به انجام رسید، پس از استخراج mRNA از خلط و خون کامل 23 بیمار آسمی و 23 فرد سالم، cDNA آنها ساخته شد و میزان بیان ژن IL-17 با qPCR سنجیده شد. معیار ورود بیماران بر اساس معیار GINA و معیار خروج بیماران استفاده از هرگونه داروی استروییدی تا سه هفته پیش از نمونهگیری و ابتلا به هرگونه عفونت راههای هوایی زبرین در همین بازدهی زمانی بود.
یافتهها: میزان بیان ژن IL-17 هم در خون (79±287 در برابر 13/0±18/1) و هم در خلط بیماران (28±64 در برابر 1/0±9/0) نسبت به افراد کنترل افزایش یافت که از لحاظ آماری معنادار بود (بهترتیب 001/0P< و 029/0P=). همچنین میزان بیان ژن IL-17 در خون بیماران (79±287) نسبت بهمیزان بیان این ژن در خلط بیماران (28±64) بهطور معناداری بیشتر بود (001/0P<) ولی میزان بیان این ژن در خون افراد سالم (13/0±18/1) تفاوت معناداری با میزان بیان این ژن در خلط این افراد (1/0±9/0) نداشت.
نتیجهگیری: یافتههای ما نشان داد که افزایش میزان بیان ژن IL-17 در خون و خلط بیماران آسمی میتواند افزایش جمعیت نوتروفیلها و فعال شدن نوتروفیلهای ریوی را توجیه کند.
فریبا نانبخش، بهروز ایلخانیزاده، نوا مقدسیان نیاکی، سیما اشنوئی، پویا مظلومی،
دوره 73، شماره 1 - ( فروردین 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود پیشرفتهای اخیر در بررسی و درمان ناباروری، افزایش میزان بارداری و کاهش سقط جنین چشمگیر نبوده است. در مطالعه حاضر اثربخشی این دارو بر نتایج تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم ارزیابی شد. روش بررسی: پژوهش نیمهتجربی حاضر در زنان نابارور کاندید تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم در فاصله زمانی آغاز سال 1390 تا پایان شهریور 1392 انجام شد. تجویز پردنیزولون از یک روز پیش از انتقال جنین تا هفت روز با دوز mg 20 در روز شروع و سپس با mg 10 در روز تا هفت روز بعد ادامه یافته و سپس متوقف شد. پیگیری با انجام آزمایش هورمون بتای گنادوتروپین جفتی انسان در روز 16 پس از انتقال جنین و سپس بهوسیله سونوگرافی در هفتههای شش، 12 و 20 انجام شد. یافتهها: میانگین± انحرافمعیار سن و طول مدت ناباروری 181 بیمار مورد بررسی بهترتیب 07/6±42/30 و 54/5±69/7 سال بود. 138 (7/44%) از جنینهای منتقل شده گرید A داشتند. پیامدهای باروری در انتقال جنین تازه یا فریز شده تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند (05/0P>). رخداد حاملگی شیمیایی 1/48% (87 نفر)، حاملگی کلینیکی 2/44% (80 نفر)، فراوانی سقط پیش از شش هفته در زنان با حاملگی داخل رحمی، 9/5% (پنج نفر)، رخداد سقط پیش از هفته 20 بارداری 9/12% (11 نفر)، فراوان چندقلویی 5/32% (26 نفر) و حاملگی خارج رحمی 3/2% (دو نفر) بود. نتیجهگیری: بهنظر میرسد استفاده از پردنیزولون با افزایش نسبی رخداد حاملگی و کاهش نسبی سقط بوده و استفاده از آنرا در پروتکلهای درمانی تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم ممکن مینماید.
زهره یوسفی، سیما کدخدایان، ملیحه حسنزاده مفرد، بهروز دواچی، منصوره متقی، الهام حسینی، منور افضل اقایی، آسیه ملکی،
دوره 74، شماره 9 - ( آذر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان استاندارد بیماران با سرطان تخمدان مرحلهبندی جراحی که لنفادنکتومی لگنی و پاراآئورتیک جزو اصلی درمان است. هدف از انجام مطالعه بررسی جراحی مرحلهبندی و نقش لنفادنکتومی پاراآئورتیک در مرحلهبندی جراحی در بیماران مبتلا به سرطان تخمدان در مرحله یک بیماری بود.
روش بررسی: مطالعه توصیفی از نوع آیندهنگر کوهورت همگروهی تحلیلی از آذر 1392 تا اسفند 1394 در بخش ژنیکولوژی انکولوژی بیمارستان قائم دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. تمام بیماران با تشخیص سرطان تخمدان مراجعهکننده به این مرکز که تحت عمل جراحی مرحلهبندی سرطان تخمدان و لنفادنکتومی سیستماتیک لگنی و لنفادنکتومی پاراآئورتیک قرار گرفته بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. تمام اعمال جراحی توسط ژنیکولوژیست انکولوژیست انجام میشد. نقش لنفادنکتومی پاراآئورتیک در مرحلهبندی جراحی سرطان تخمدان در مرحله یک بیماری مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه از مجموع 57 بیمار مبتلا به سرطان تخمدان واجد شرایط، 27 مورد در مرحله یک سرطان بودند و تحت عمل جراحی مرحلهبندی سرطان تخمدان و سیستماتیک لنفادنکتومی لگنی و پاراآئورتیک قرار گرفتند، فقط یک بیمار غده لنفاوی مثبت در پاراآئورتیک داشت. متوسط غدههای لنفاوی برداشته شده در لگن 9 عدد و در پاراآئورتیک هفت عدد بود. متوسط افزایش مدت زمان عمل جراحی 20 دقیقه و میزان ازدیاد خونریزی cm3 60 تخمین زده شد.
نتیجهگیری: جراحی سرطان تخمدان در مرحله یک بیماری بهتر است در مراکز ژنیکولوژی انکولوژی انجام شود و سیستماتیک لنفادنکتومی لگنی و پاراآئورتیک همراه جراحی مرحلهبندی سرطان انجام شود.
بهروز عطایی، مرتضی پوراحمد پوراحمد، علی فتوحی، کتایون طایری، مجید یاران،
دوره 75، شماره 11 - ( بهمن 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ویروس هپاتیت E متعلق به خانواده هپه ویریدهها و از جنس هپه ویروس میباشد. این ویروس دارای چهار ژنوتیپ است. ژنوتیپهای سه و چهار این ویروس، میتواند باعث بروز عفونت مزمن در بیماران نقص ایمنی شود. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی عفونت با ویروس هپاتیت E در بیماران مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی، مقطعی بر روی ۱۱۱ بیمار شناختهشده مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی اکتسابی که بهطور تصادفی انتخاب شده بودند، صورت گرفت. این مطالعه تحت نظارت مرکز تحقیقات نقص ایمنی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از فروردین تا اسفند ۱۳۹۵ در اصفهان انجام شد. پس از خونگیری از بیماران انتخابشده، با کمک Real-time PCR آلودگی به ویروس هپاتیت E بررسی شد. در این بررسی از پرایمرو پروب تهیهشده از RealStar® HEV RT-PCR Kit 1.0 (Altona Diagnostics, Hamburg, Germany) استفاده شد و RNA ویروس جدا cDNA تهیه و بررسی انجام شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران مطالعهشده ۱۱/۵± ۳۸/۵ سال بود. از ۱۱۱ بیمار، ۷۵ (۶۷/۶%) مرد و ۳۶ (۳۲/۴%) زن بودند. از نظر آنتیژن هپاتیت B تعداد شش نفر (۵/۴%) و هپاتیت C تعداد ۳۹ نفر (۳۵/۱%) آلوده بودند. در این مطالعه مشخص شد که هیچکدام از بیماران انتخابشده آلوده به ویروس هپاتیت E نبودند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه میتوان گفت که شانس ابتلا به هپاتیت E و تبدیل آن به هپاتیت مزمن E در بیماران ایرانی مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی وجود ندارد.
ملیحه حسنزاده، مینا برادران خلخالی، اکرم بهروزنیا، لیلا موسوی،
دوره 75، شماره 12 - ( اسفند 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین علت تیروتوکسیکوز در زنان سنین باروری بیماری گریوز میباشد که بسیاری از علایم آن با وضعیت هایپرمتابولیک ایجاد شده در حاملگی مشابه است. در این گزارش بیماری معرفی میگردد که با تشخیص اولیه آمبولی ریه بستری شده و با تشخیص نهایی طوفان تیرویید درمان و مرخص شد.
معرفی بیمار: بیمار زن ۲۹ ساله حاملگی اول و سن بارداری ۳۱ هفته، مورد شناخته شده گریوز که با علایم تاکیکاردی و تاکیپنه و افزایش فشارخون و ادم اندام تحتانی در فروردین ماه ۱۳۹۴ به اورژانس بیمارستان قائم (عج) مشهد مراجعه کرده بود. با توجه به وضعیت نامناسب بیمار در بخش مراقبتهای ویژه تحت نظر قرار گرفته و پس از رد آمبولی ریه با تشخیص طوفان تیروییدی به علت مصرف اشتباه دارو تحت درمان قرار گرفت و با وجود مرگ جنین بیمار بهبود یافت.
نتیجهگیری: با وجود نادر بودن طوفان تیروییدی در حاملگی، در صورت بروز اختلال عملکرد قلبی-ریوی در بارداری، رد کردن اختلالات تیروییدی باید مدنظر باشد.
عادله جعفری، بهروز خاکپور طالقانی،
دوره 79، شماره 1 - ( فروردین 1400 )
چکیده
بیماری آلزایمر شایعترین بیماری تحلیل برنده عصبی است که تاکنون هیچ پیشگیری یا درمان قطعی برای آن یافت نشده است. پلاکهای پیری و کلافهای نوروفیبریلاری دو نشانه مهم بافتی در آلزایمر هستند که هر دو برای سلول سمیمیباشند. تغییرات سلولی بسیاری از قبیل استرس اکسیداتیو، التهاب نورونی، تجمع پروتیینهای بد تاخورده و اختلالات میتوکندریایی نیز در آلزایمر ایجاد میشوند که میتوانند منجر به مرگ نورونی شوند. در سالهای اخیر، اثرات حفاظتکننده نورونی فلاونوئیدها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این ترکیبات مشتق از گیاهان به سبب تواناییشان در تولید آنتیاکسیدانها، دارای اثرات بسیار قوی بر روی اختلالات ناشی از دمانس مغزی میباشند. مکانیسمهای متعددی برای فلاونوئیدها پیشنهاد شده است که به واسطه آنها میتوانند در پیشگیری و یا آهسته کردن روند بیماری نقش داشته باشند. براساس شواهد، فلاونوئیدها سمیت ناشی از آمیلوئید بتا را کاهش داده و مانع تشکیل کلافهای نوروفیبریلاری در مغز میشوند. این ترکیبات در شکلپذیری سیناپسی و ایجاد نورونهای جدید نیز نقش دارند. همچنین، موجب کاهش آپوپتوز ناشی از استرس اکسیداتیو یا التهاب نورونی میشوند. از اینرو، این فرایندها میتوانند از پیشرفت آلزایمر جلوگیری کرده و علایم شناختی را بهبود بخشند. در مقاله حاضر تاثیر برخی از فلاونوئیدهای مشتق از گیاهان در مدلهای مختلف آلزایمر بهطور خلاصه مرور میشود و مکانیسم اثر و مسیرهای پیامرسانی مهم در کاهش التهاب عصبی، آپوپتوز و آسیب اکسیدانی مطرح میشوند. با وجود اثرات سودمند این ترکیبات، بررسیهای بیشتری مورد نیاز است تا بتوان فلاونوئیدها را بهطور جدی بهعنوان دارو در درمان آلزایمر استفاده نمود.