155 نتیجه برای Cell
زهره دلیرثانی، آتسسا پاک فطرت، نصرالله ساغروانیان، نگین سمیعی، الهه وزاوندی،
دوره 79، شماره 8 - ( 8-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کارسینوم اولیه سلول سنگفرشی داخل استخوانی درحفره دهان یک کارسینوم بسیار نادر، اما شناخته شده است. بهطور موضعی مهاجم بوده و پروگنوز آن کاملا ضعیف است.
معرفی بیمار: یک خانم 46 ساله با شکایت از لقی ناگهانی دو دندان خلفی مندیبل به دندانپزشک عمومی مراجعه کرده و به اشتباه با تشخیص بیماری پریودنتیت، دندانهای خلفی بیمار کشیده میشود. بیمار حدود چهار ماه بعد با شکایت اصلی تورم و عدم بهبودی حفره (Socket) دندان خلفی به دانشکده دندانپزشکی مشهد مراجعه میکند. پس از معاینه بالینی با احتمال Squamous cell carcinoma (SCC)، رادیوگرافی و بیوپسی انجام شد و کارسینوم سنگفرشی اولیه تشخیص داده شد و درمانهای لازم (جراحی، رادیوتراپی و شیمیدرمانی) صورت گرفت.
نتیجهگیری: دندانپزشکان باید بدانند ایجاد هر تغییر ناگهانی در دهان یا دندانها همچون لقی دندان باید بهعنوان علامت احتمالی بدخیمی مورد بررسی قرار گیرد تا با تشخیص سریعتر و شروع به موقع اقدامات درمانی بتوان پیشآگهی بیماری را بهبود بخشید و در نهایت درمانهای پیشنهادی (جراحی، رادیوتراپی و شیمیدرمانی) بیمار با حداقل عوارض انجام شود.
مارال بنیهاشمی تورشیزی، سید مهدی طبایی، مینا سادات نادری، سعید حسامی تکلو،
دوره 79، شماره 10 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پوست از نظر ابتلا در بین همه تومورها شایعتر بوده است. ملانوم نوع کمتر شایعی از سرطان پوست و کشندهترین سرطان پوست است. مصرف ویتامین A در پیشگیری و درمان سرطان پوست توصیه میشود. لیزر بهعنوان ابزاری برای درمان بسیاری از ضایعات پوستی استفاده میشود. در این مطالعه تاثیر تابش لیزر کمتوان به همراه ویتامین A بر فاکتورهای سلولی سلولهای ملانومای پوستی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: مطالعه آزمایشگاهی مداخلهای و در محیط In vitro آزمایشگاه کشت سلولی سازمان جهاد دانشگاهی علوم پزشکی تهران از تیر 1399 تا تیر 1400 انجام شد. پس از تهیه و کشت سلولهای رده A375، تیمارهای ویتامین A با غلظتهای مختلف و لیزر کمتوان با دوزهای انرژی مختلف بر روی سلولها انجام شد. مطالعه همزمان این تیمارها نیز در از بین بردن سلولهای سرطانی ملانوم پوستی انجام شد. با روش تست MTT و فلوسایتومتری بهترتیب میزان زندهمانایی و اپپتوز در اثر این تیمارها بررسی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که لیزر کمتوان با دوزهای دو و J/cm2 5 و ویتامین A با غلظت µmol 50 کمترین زندهمانایی و بیشترین القای اپپتوز را سبب میشود (01/0P<). همچنین نتایج حاصل از تست همزمان لیزر کمتوان و ویتامین A، کاهش بیشتری در زندهمانایی سلولهای ملانوم پوستی و مقدار بیشتر اپپتوز را نشان میداد.
نتیجهگیری: کاهش بیشتر زندهمانایی سلولهای سرطانی تحت تاثیر ویتامین A و نور لیزر کمتوان میتواند رویکرد جدیدی را در درمان سلولهای سرطانی باعث شود.
فریده ظفری زنگنه، صمد محمدنژاد، محمد مهدی نقیزاده، مریم باقری، الناز حکمت،
دوره 79، شماره 11 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کانکسنها (Connexin) پروتیین غشایی در ساختار اتصال شکافی یا گپ جانکشنها هستند که عهدهدار انتقال یونها و مولکولهای پیامرسان به تخمکاند. هدف این مطالعه بررسی نقش گیرنده بتا-دو آدرنرژیک در روند رشد فولیکول براساس بیان ژن دو کانکسن (Connexin)، 37 و 43 گپ جانکشنهاست که نقش اولیه را در از سرگیری مجدد روند میوتیک و بلوغ اووسیت دارند.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی از فروردین 98 تا آبان 1399 در مرکز تحقیقات بهداشت باروری بیمارستان امام خمینی تهران در دو گروه مطالعه (زنان با پاسخ ضعیف تخمدان) و کنترل (زنان اهداکننده تخمک) انجام شد. هر گروه با معیار بولونیا (Bologna) و ضوابط ورود اندکس توده بدنی زیر m2/kg 28 و محدوده سنی45-20 سال و ضوابط خروج عدم مصرف دارو بهجز تحریککنندههای تخمدان و عدم ابتلا به بیماری وارد مطالعه شدند. سیکل تحریک تخمکگذاری اجرا و کومولوسها پس از پانکچر جدا و در محیط کشت سلولی قرار گرفتند. ایزوپروترنول (آگونیست) و پروپرانولول (آنتاگونیست) گیرنده بتا-دو با غلظتnM 100 به محیط اضافه و استخراج RNA انجام و cDNA سنتز گردید. بیان ژن توسط تکنیک Real-time PCR تعیین شد.
یافتهها: بیان ژن هر دو کانکسن (Connexin) در گروه مطالعه بدون دارو (001/0P<)، پروپانولول (001/0P<) و ایزوپروترنول (001/0P<) نسبت به گروه کنترل تغییر معنادار داشت. ایزوپروترنول سبب کاهش و پروپانولول منجر به افزایش بیان ژن گردید (001/0P<).
نتیجهگیری: این نتایج نشان داد که پاسخ ضعیف تخمدان با فعالیت گیرنده بتا-دو در تعامل معنادار است.
طاهره عباسی معیر، عزیز قهاری، طیبه رستگار، فاطمه ملک، فرزانه رضایی یزدی، کامیار غفاری دافچاهی، نسرین تک زارع،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از چالشهای علم پزشکی ترمیم زخمهای سوختگی است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی درمان با لوسیون حاوی عسل، آلوئهورا، بره موم و سلولهای بنیادی مشتق از مغز استخوان در بهبود زخم سوختگی درجه دو در مدل حیوانی است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در حیوان خانه دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، از مهر ماه 1399 تا آبان ماه 1399 انجام شد و 72 رت پس از سوختگی در شش گروه با دورههای 7، 14 و 21 روزه تقسیمبندی شدند: شاهد(بدون درمان)، کنترل مثبت (پماد سیلورسولفادیازین 1%)، تجربی اول (سلولهای بنیادی)، تجربی دوم (لوسیون)، تجربی سوم (سلولهای بنیادی و لوسیون)، تجربی چهارم (DMEM). از سطح زخم در روزهای صفر، 4، 7، 10، 14، 17 و 21 عکس تهیه شد و مساحت زخم توسط نرمافزار J image محاسبه گردید. در روزهای 7، 14، 21 نمونهها جهت رنگآمیزی H&E، تریکروم ماسون و بررسیهای IHC و RT-PCR تهیه شدند و نتایج با نرمافزارGraph Pad Prism8 و آزمونهای Analysis of variance، Two Way و Tukeyبررسی شد.
یافتهها: ارجحیت درمان با گروه درمان ترکیبی و سپس با گروه لوسیون بود. در تصاویر ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک، بیشترین میزان پوشش زخم و حضور رشتههای کلاژن بالغ در گروه درمان ترکیبی مشاهده شد. نتایج آنالیزها نیز بیانگر افزایش اپیتلیزاسیون، گرانولیشن، رسوب کلاژن، آنژیوژنز و تکثیر سلولهای فیبروبلاست و کاهش التهاب در گروه درمان ترکیبی بود. گروه درمان ترکیبی بیشترین میزان بیان ژن TGF-β را دارا بود (05/0P<).
نتیجهگیری: درمان ترکیبی لوسیون و سلولهای بنیادی مشتق از مغز استخوان در ترمیم زخم سوختگی درجه دو در مدل حیوانی تاثیرات همافزایی داشته و منجر به تسریع ترمیم زخمهای سوختگی میشود.
محسن بارونی، زهره شاکر، زینب شاکر، اسما صابرماهانی،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: فلج مغزی نوعی سندرم اختلال حرکتی و وضعیتی در اوایل کودکی است. این بیماری بهدلیل آسیب وارده به مغز یا ناهنجاریهای مادرزادی ایجاد میشود. در سالهای اخیر، پیوند سلولهای بنیادی مزانشیمی انسان (hMSC) به یک استراتژی درمانی امیدوارکننده برای CP تبدیل شده است. در این مورد سالانه هزینههای زیادی برای درمان و مدیریت این بیماری میشود که هدف از این مطالعه ارزیابی ایمنی، اثربخشی این روش بر CP میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع متاآنالیز میباشد. تحقیق از 24 اسفند 1399 تا هشت فروردین 1400 محیط پژوهش ایران، کرمان بوده است. ابتدا در پایگاههای دادهای PubMed، Scopus و Scholar، تحقیق سیستماتیک انجام گرفت که معیار ورود و خروج برای آن تعیین شد.
یافتهها: پس از انجام مرور نظاممند در نهایت به 18 مقاله رسیدیم که نشان داد استفاده از فناوری سلولهای بنیادی بهعنوان یک روش علمی میتواند باعث بهبود کیفیت زندگی افراد بیمار و بهبود نقص حرکتی گردد.
نتیجهگیری: با توجه به شواهد محدود و مطالعات انجام شده فناوری سلولهای بنیادی در بهبود افراد CP میتواند ایمن، کارا باشد ولی درمورد اثربخشی آن شواهد کافی وجود ندارد و مطالعات بیشتری در اینباره لازم است. در مجموع سلولهای بنیادی ممکن است آینده بسیار امیدوارکنندهای در درمان این بیماران داشته باشند. در نهایت اینکه فناوری سلولهای بنیادی همراه با بیوتکنولوژیهای نوآورانه ممکن است بهزودی نتایج نویدبخشی به بیماران دهد.
یونس سلیمانی، امیررضا جهانشاهی، حامد رضاییجم، داود خضرلو،
دوره 80، شماره 12 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: رادیومیکس پتانسیل بالایی در زمینه تشخیص و پیشآگهی ضایعات کبدی در تصاویر اولتراسوند نشان داده است. علیرغم این، تغییرات پارامترهای تصویربرداری بر تکرارپذیری نتایج رادیومیکس اولتراسوند تأثیر میگذارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تکرارپذیری فیچرهای رادیومیکس استخراج شده از تصاویر بیماران مبتلا به کارسینوم سلولهای کبدی تحت تغییرات پارامترهای اسکن اولتراسوند میباشد.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی بود که از مرداد 1399 تا مرداد 1400 در گروه رادیولوژی دانشکده پیراپزشکی تبریز انجام شد. تصاویر مربوط به 20 بیمار مبتلا به کارسینوم سلولهای کبدی از پایگاه Cancer imaging archive بهدست آمدند. این تصاویر تحت پارامترهای تصویربرداری مختلف اخذ شده بودند. مناطق ضایعه به شکل دستی ترسیم شدند. فیچرهای رادیومیکس شامل 24 فیچر GLCM و 16 فیچر GLRLM از تصاویر استخراج شدند. با استفاده از آزمونهای آماری CV% و ICC تکرارپذیری فیچرهای رادیومیکس مورد بررسی قرار گرفت. مقادیر 90/0ICC≥ و 20%CV< در این مطالعه بهعنوان سطح تکرارپذیری در نظر گرفته شدند.
یافتهها: هشت مورد از فیچرها تکرارپذیری بالایی را در هردو آزمون CV% و ICC از خود نشان دادند. این فیچرها Joint entropy، Idmn، Imc2 ، Correlation ، MCC ، Sum entropy ، Gray level non uniformity normalized و Run entropy بودند. میانگین مقادیر ICC این فیچرها برابر با 977/0 بهدست آمد.
نتیجهگیری: تغییرات پارامترهای تصویربرداری مستقیما بر تکرارپذیری نتایج رادیومیکس اولتراسوند تأثیر میگذارد. برخی از فیچرهای رادیومیکس تحت تغییرات شرایط تصویربرداری، همچنان پایداری و تکرارپذیری بالایی از خود نشان میدهند.
بهجت کلانتری خاندانی، فاطمه ایراننژاد پاریزی، صدیقهالسادات موسوی، پوریا سلاجقه،
دوره 81، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای بنیادی نقش مهمی در بازسازی بافتها و درمان بیماریها دارند. هدف این مطالعه بررسی آگاهی، دانش و نگرش افراد مختلف جامعه نسبتبه اهدا سلولهای بنیادی بود.
روش بررسی: این مطالعه مروری سیستماتیک با جستجوی کلیدواژههای فارسی آگاهی، دانش، سلولهای بنیادی، سلولهای بنیادی جنینی، سلولهای بنیادی بالغ، سلولهای بنیادی خون بندناف و اهدا و کلیدواژههای انگلیسی Awareness، Knowledge، Stem cells، Embryonic stem cells، Mature stem cells، Cord blood stem cells و Donation در پایگاههای اطلاعات علمی PubMed، Google Scholar، Scopus، OVID، ScienceDirect، Iran Medex و SID در محدوده زمانی دی 1388 تا آذر 1400 انجام شد.
یافتهها: در مجموع 25 مقاله مرتبط با هدف مطالعه انتخاب شد. 10 مطالعه بهروش مقطعی، دو مطالعه توصیفی-مقطعی، پنج مطالعه توصیفی، یک مطالعه Mixed method، یک مطالعه نیمهتجربی، یک مطالعه مداخلهای، یک مطالعه نظرسنجی و یک مطالعه بهصورت مروری انجام شده بود و نوع سه مطالعه ذکر نشده بود. اکثر مطالعات مربوطبه هند، عربستان، سپس آمریکا و ترکیه بودند. در ایران تنها یک مقاله یافت شد. بررسی مطالعات نشان داد میزان آگاهی و نگرش اکثریت افراد مختلف جامعه نسبتبه اهدا و کاربرد سلولهای بنیادی، متوسط و پایین بود. اما اکثر افراد نسبتبه موضوع اهدا و کاربرد سلولهای بنیادی نگرش خوب و مثبتی داشتند و استفاده از سلولهای بنیادی را بهعنوان یک راهکار موثر برای درمان بیماریها ذکر کردند.
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت و کاربرد سلولهای بنیادی، پیشنهاد میشود مدیران و برنامهریزان، شرایط لازم برای اجرای برنامههای آموزشی جهت بالا بردن سطح آگاهی و نگرش افراد مختلف جامعه نسبتبه اهدا سلولهای بنیادی، فراهم سازند.
صدیقه صفری، اکرم عیدی، مهرناز مهربانی، محمدجواد فاطمی، علیمحمد شریفی،
دوره 81، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: استئوآرتریت یک بیماری دژنراتیو مفصلی و شایعترین نوع آرتریت است که سبب درد، ناتوانی و اختلال در عملکرد بیماران میشود. قند خون بالا به واسطه استرس اکسیداتیو و افزایش میزان گونههای فعال اکسیژن و ایجاد واسطههای التهابی برغضروف تاثیر میگذارد. از آنجایی که درمانهای دارویی برای استئوآرتریت کوتاه مدت و غیرموثر هستند، نیاز به درمانهای جدید جهت درمان استئوآرتریت وجود دارد. استفاده از محلول رویی سلولهای بنیادی مزانشیمی یا سیکریتا که حاوی محصولات ترشحی ازقبیل فاکتورهای رشد و سیتوکینها است بهعنوان یک جایگزین مناسب جهت درمان استئوآرتریت درنظر گرفته شود. هدف از این مطالعه اثرات سیکریتا براسترس اکسیداتیو القا شده توسط غلظت بالای گلوکز در کندروسیتهای انسانی C28I2 میباشد.
روش بررسی: تحقیق حاضر بهصورت تجربی از اردیبهشت ۱۳۹7 تا شهریور 1399 در گروه فارماکولوژی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. اثر سیکریتا و غلظت بالای گلوکز بر میزان بقای سلولهای غضروفی C28I2 توسط آزمون WST1 بررسی گردید. سپس تاثیر سیکریتا بر بیان mRNA، کاتالاز (CAT)، سوپراکسید دیسموتاز I (SOD1) و گلوتاتیون اس ترانسفرازها I (GSTP1) در گروههای درمانی و غیردرمانی مقایسه شدند.
یافتهها: پیشدرمانی کندروسیتهای انسانی C28I2 با سیکریتا سبب افزایش بیان ژنهای CAT، SOD1 و GSTP1 در سلولهای مجاورت داده شده با غلظت گلوکز بالا نسبت به گروه درماننشده میشود.
نتیجهگیری: سیکریتا میتواند در سلولهای غضروفی تحریکشده توسط غلظت بالای گلوکز، استرس اکسیداتیو را ازطریق افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی کاهش دهد و چون استرس اکسیداتیو از مکانیسمهای اصلی آسیب غضروف میباشند، سیکریتا میتواند در جلوگیری از پیشرفت استئوآرتریت مفید باشد.
حدیث سلیمانزاده، ناهید نصیری،
دوره 81، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده
تالاسمی نوعی بیماری ارثی اتوزومال مغلوب است که بهعلت کاهش سنتز زنجیرههای گلوبینی هموگلوبین رخ میدهد. در بتاتالاسمی تجمع زنجیرههای α4 در پیشسازهای اریتروییدی بهدنبال عدم تولید زنجیره بتا، منجر به خونسازی غیرموثر (عدم تعادل بین تکثیر و تمایز در پیشسازهای اریتروییدی مغزاستخوان) و در نهایت علایم بالینی ازجمله تاخیر و اختلال در بلوغ جسمی و جنسی، مشکلات قلبی، بدشکلیهای استخوانی و هپاتواسپلنومگالی میشود. از محدودیتهای درمانهای رایج کنونی مانند ترانسفیوژن، شلاتهکنندههای آهن و پیوند آلوژن هماتوپوئیتیک استم سل میتوان به گرانباری آهن، نبود اهداکننده سازگار و بروز بیماری پیوند علیه میزبان اشاره کرد. در ژن درمانی بیان مداوم زنجیره بتاگلوبین در سلولهای بنیادی خود بیمار القا میشود. ایده ژن درمانی از اوایل سال 1970 مطرح شد و هدف از این روش درمانی، بیان ژن معیوب در سلول هدف است بهصورتی که بتواند علایم بیماری را کاهش دهد یا بهطورکلی رفع کند. برای ژن درمانی دو ویکرد کلی وجود دارد: روش Integrating که در این حالت ژن موردنظر بهوسیله وکتور بهداخل ژنوم سلول هدف الحاق میشود و بیان مادامالعمر آن را بهدنبال دارد و دیگری روش Non integrating است که ژن موردنظر بدون جایگیری در ژنوم سلول هدف و بهصورت سیتوپلاسمی بیان ژن را ممکن میسازد. ژن درمانی بتاتالاسمی در سال 2022 از طرف سازمان غذا و دارو، برای بیماران 12 سال به بالا که فنوتیپ Non β0/β0 دارند تاییدیه گرفته است، بهنظر میرسد که این روش درمانی برای بیماران بتاتالاسمی وابسته به ترانسفیوژن خون، روش درمانی قطعی باشد.
حمیدرضا قاسمی بصیر، محمد مهدی مجذوبی، عباس مرادی، زهرا غفاریزاده، علی سعادتمند،
دوره 81، شماره 5 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بروسلوز از بیماریهای عفونی شایع منتقله از حیوان به انسان است. جهت تشخیص بروسلوز از روشهای مختلف کشت خون، سرولوژی، PCR و الیزا استفاده میشود. این مطالعه با هدف مقایسه ارزش تشخیصی تستهای الیزا با تستهای سرولوژیک بروسلا در بیماران مبتلا به بروسلوز انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی که از فروردین تا اسفند سال 1397 انجام شد، 231 بیمار مراجعهکننده به بیمارستان سینا شهر همدان با علایم بالینی و تشخیص احتمالی بروسلوز وارد مطالعه شدند و همزمان با انجام آزمایشات سرولوژی رایت، کومبس رایت و 2ME ازنظر IgG و IgM بهروش الیزا نیز انجام شد. سپس نتایج آزمایشات تجزیهوتحلیل گردید.
یافتهها: درمجموع (64/63%)147 مرد و (36/36%)84 زن با میانگین سنی 16/16±60/44 سال وارد مطالعه شدند. نتایج IgG و IgM بهترتیب در 1/80% و 30/30% مثبت و مبتلا به بروسلوز بود. حساسیت IgG درمقایسه با تستهای سرولوژی 2ME، رایت و کومبس رایت در نقاط برش مختلف بین 28/94%-80/83 و ویژگی آن بین 34/33%-20 بود. حساسیت IgM نیز در نقاط برش مختلف بین 40%-78/34 و ویژگی آن بین 47/89%-67/78 دیده شد.
نتیجهگیری: درمقایسه با تستهای سرولوژی تشخیصی بروسلوز، IgG دارای حساسیت بیشتر و IgM واجد ویژگی بالاتری است. درصورت عدمدسترسی به تستهای سرولوژیک میتوان از الیزا جهت تشخیص بروسلوز استفاده کرد. اما بهدلیل ارزش تشخیصی پایینتر نمیتواند جایگزین آنها شود.
ناهید عسکری، علی شفیعیپور، سوده خنامانی فلاحتیپور،
دوره 81، شماره 5 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پیوند سلولهای بنیادی مزانشیمی برای بهبود آسیبهای کلیوی نویدبخش بوده، لذا در این پژوهش پتانسیل سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان گربه (fMSCs) در مقایسه با داروی تلمیزارتان در بیماریمزمنکلیوی بررسیشد.
روش بررسی: در 35 گربه نژاد پرشین، مارکرهای سلولهای بنیادی (CD44, CD90, CD105) با استفاده از Real time-PCR در fMSC دریک مطالعه بالینی مداخلهای از 1397 تا 1398 در کرمان، بررسیشد. متغیرهای مستقل سن، وزن و سابقه بیماریهای کلیوی و متغیر وابسته وجود یا عدموجود CKD بود. گروه اول، تزریق اتولوگ fMSCs، گروه دوم تلمیزارتان بهعنوان مسدودکننده رنین-آنژیوتانسین (RAB) استفاده و نتایج با گربههای سالم و بدون درمان، با معاینه فیزیکی حیوانات، اندازهگیری میزان فیلتراسیون گلومرولی (Glomerular filtration rate, GFR)، نیتروژن اوره خون (Blood urea nitrogen, BUN)، کراتینین و اوره سرم، آلانین ترانس آمیناز (Alanine transaminase, ALT) و وزن مخصوص (Specific gravity, SG) ادرار برای روزهای 1، 30، 60، 90 و 120 مقایسه شد. بررسی دادهها با استفاده از SPSS software, version 20 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) و آنالیز دو طرفه ANOVA و آزمون توکی انجام و 05/0<P معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: fMSCs باعث کاهش BUN، SCr، و اوره سرم و بهبود GFR و کاهش التهاب، نکروز و فیبروز در بافت کلیه و افزایش بقای سلولهای کلیوی شد. همچنین fMSCs با تاثیر بر روی ژنهای CD44، CD90، CD105، مارکرهای بنیادی را در سلولهای کلیوی تنظیم کرده، بهطوریکه fMSCs بهتر از تلمیزارتان عملکرد که فقط باعث کاهش فشار خون و پروتیینوری در گربهها شد.
نتیجهگیری: سلولهای بنیادی مزانشیمی میتوانند بهعنوان یک کاندید بالقوه برای مطالعات بیشتر در بهبود عملکرد و کاهش آسیب کلیوی در بیماران CKD باشد.
آرش هروآبادی، مهسا زرگران، علیرضا خواجهنصیری، رضا عاطف یکتا،
دوره 81، شماره 5 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: جلوگیری از لغو اعمال جراحی در مدیریت اتاق عمل یک چالش بزرگ است که در این مطالعه تاثیر ثبت کردن علل آن بر میزان بروز لغو عملها را در بیماران کاندید عمل جراحی بررسی کردیم.
روش بررسی: تعداد 545 عمل کنسل شده در حوزههای مختلف در 1395-1394 بهتفکیک علل کنسلی در فرمهای مربوطه ثبت گردید و اطلاعات موردآنالیز قرار گرفت.
یافتهها: درصد کنسلی در اکثر گروهها درطول مطالعه کاهش داشت. گروه جراحی فک و صورت بیشترین میزان کاهش کنسلی و گروه قلب و عروق کمترین میزان کاهش کنسلی را داشت. همچنین درصد کنسلی در حوزه جراحی اعصاب در طی زمان مطالعه افزایش یافته بود.
نتیجهگیری: ثبت کردن دلایل و کاهش میزان بروز آنها در طول مطالعه و ارایه بازخورد مناسب و گفتوگو در اینمورد بر میزان بروز لغو عملها و کاهش دلایل مذکور تاثیر داشته است.
سید خلیل پستهای، مهدیه قیاثی، سید حسن امامی رضوی،
دوره 81، شماره 7 - ( 7-1402 )
چکیده
اگزوزومها نشات گرفته از MSCs مشتق از بافتهای مختلف، نویدبخش درمانهای بدون سلول برای ترمیم آسیبهای وارده به بافتها میباشند. وزیکولهای خارجسلولی نقشهای کلیدی در زیستشناسی سلولی ایفا میکنند و ممکن است تشخیصها و درمانهای بالینی جدیدی ارایه دهند. آنها به سیگنالدهی بینسلولی کمک و هموستاز بافت را حفظ میکنند. بیوژنز اگزوزومها در سیستم اندوزومی شروع میشود. محققان 9769 پروتیین، 2838 miRNA، 3408 mRNA و 1116 لیپید که در محموله اگزوزومی وجود دارد را شناسایی کردهاند. این بسته به منشا EV، وضعیت فیزیولوژیکی و پاتولوژیکی آن و حتی محل دقیق رهاسازی سلولی متفاوت است. جداسازی اگزوزومها از سلولها، بافتها و مایعات بدن از الگوی متفاوتی پیروی میکنند. فناوریهای پیشرفته در پزشکی بازساختی، سبب شده است که محققین از اگزوزومهای جدا شده از MSCs با توانایی بازسازی بالا در بیماریها استفاده نمایند. محموله اگزوزومی نقشی کلیدی در تشخیص و درمان با کنترل فرایند بیماری بازی میکنند. این مطالعه با جمعآوری دادهها از منابع معتبر علمی از شهریور 1401 تا مرداد 1402 در پژوهشکده علوم اعصاب، مرکز تحقیقات ضایعات مغزی و نخاعی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. مطالعات مختلف در شرایط آزمایشگاهی ایمنی اثربخشی و پتانسیل درمانی اگزوزومها در سرطانها، نورودژنراتیو، قلبی-عروقی و بیماریهای ارتوپدی را نشان دادهاند. این مقاله نقش درمانی و پتانسیل اگزوزومهای مشتق از MSCs و همچنین تمهیدات لازم به جهت فرآوری آنها را بیان میکند.
سمیرا شهرکی، محمود توکلی، ابوالفضل خواجویراد، مریم مقدم متین، محمد اصل زارع،
دوره 82، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مهندسی بافت دارای پتانسیل مناسبی برای افزایش کلیههای موردنیاز جهت پیوند کلیه میباشد. هدف از این مطالعه، شناخت روش مناسب جهت تهیه داربستهای کلیه انسانی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه تحقیقی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد از اردیبهشت تا شهریور 1398 انجام گردید. در این مطالعه دو روش سلولزدایی کلیه انسان با هم مقایسه شدند. در روش اول از مواد شوینده Triton X-100 (1A) 1% و SDS (1B) 1% (سدیم دودسیل سولفات) و بهدنبال آن از DNase I استفاده شد. در روش دوم از SDS (2A) 0.5% و SDS (2B) 1% استفاده گردید. کارایی هر یک از روشهای سلولزدایی با استفاده از رنگآمیزی هماتوکسیلین و ائوزین (H&E)، DAPI، استخراج DNA بافت و رنگآمیزی ایمونوهیستوشیمی بررسی شد.
یافتهها: نتایج رنگآمیزی H&E کلیه انسانی سلولزدایی شده حذف موفق هستههای سلولی و حفظ بهتر ماتریکس خارج سلولی را در قطعات مجاورت داده شده با تریتون (1A) در مقایسه با قطعات مجاورت داده شده با SDS (1B) نشان داد. اندازهگیری DNA داربستها نشان داد که تریتون X-100 جهت کاهش DNA در مقایسه با سایر روشهای سلولزدایی موثرتر میباشد. رنگآمیزی IHC حفظ کلاژن IV و لامینین را طی سلولزدایی با تریتون X-100 در روز پنج نشان داد. نتایج IHC حذف کامل آنتیژن لوکوسیت انسانی (HLA) را در داربستهای کلیه انسانی تهیه شده با تریتون در روز پنج نشان داد.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که تریتون X-100 ماده شوینده مناسبتری برای سلولزدایی کلیه انسان در مقایسه با SDS میباشد.
محمدحسین ربانی، پروین فرزانگی، محمد علی آذربایجانی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات هوازی و مصرف برخی مکملها مانند اسید اورسولیک ممکن است با فعال یا غیرفعال کردن برخی از ژنها و مسیرهای سیگنالینگ، باعث کاهش سارکوپنی و کاهش استئوپروزیس شود. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرینات هوازی و مکمل اسید اورسولیک بر بیان ژنهای مرتبط با مسیرهای التهابی و اتوفاژی در دیابت نوع دو بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در بازه زمانی اردیبهشت 1402 تا مهر 1402 در دانشگاه آزاد واحد ساری انجام شد. در این پژوهش، 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (12 ماهه، میانگین وزن g 390) به پنج گروه سالم، دیابتی، دیابتی + تمرین، دیابتی + مکمل، دیابتی + تمرین + مکمل تقسیم شدند. القای دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (mg/kg 50 وزن بدن) انجام شد. تمرین هوازی بهمدت هشت هفته، پنج روز در هفته اجرا شد. گروههای مکمل، دوز 250 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن اسید اورسولیک را روزانه دریافت کردند.
یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که بین گروههای مختلف پژوهش در سطوح بیان ژنهای LC3، Becline-1، TNFα، IL-1β، Akt، FOXO3 تفاوت معناداری به لحاظ آماری وجود داشت (05/0P<). در گروه دیابتی نسبت به گروه سالم، میزان بیان LC3، Becline-1، TNFα و IL-1β افزایش (000/0=P) و بیان Akt کاهش معناداری نشان داد (05/0P<). بین گروههای مداخله نیز تفاوتهای معناداری مشاهده شد (05/0>P).
نتیجهگیری: تمرین هوازی و مصرف مکمل اسید اورسولیک بر مسیرهای التهابی و اتوفاژی تأثیر گذاشته و باعث کاهش آتروفی سلولی در دیابت نوع دو میشود. این مداخلات میتوانند در بهبود عملکرد عضلانی و پیشگیری از آسیبهای سلولی مؤثر باشند.
فاطمه سادات زندهدل، سید عبدالحمید انگجی، بهناز بیکزاده، بهزاد ناروئی، مهدی محمدی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کارسینوم سلول کلیوی شفاف ccRCC) (Clear cell renal cell carcinoma, شایعترین تومور بدخیم کلیه است و نرخ مرگومیر بالایی دارد. پاتوژنز این سرطان پیچیده است و بیومارکرهای کارآمد برای تشخیص و پیشبینی آن محدود هستند. هدف این مطالعه شناسایی ژنهای پیشبینیکننده در ccRCC از طریق تحلیل بیوانفورماتیک و تأیید آزمایشگاهی آنها بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مورد- شاهدی بود که نمونهگیری از بیماران و افراد سالم از بیمارستان لبافینژاد تهران طی بازه مهر 1401 تا فروردین 1403 انجام شده و مراحل آزمایشگاهی روی نمونهها در آزمایشگاه دکتر رستگار واقع در خیابان دکتر قریب، دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران آغاز گردید. در ابتدا از طریق بیوانفورماتیک ژنهای با بیان متفاوت در بیماران ccRCC با استفاده از دادههای پروفایل بیان ژن از پایگاه داده Gene expression omnibus (GEO) با شماره GSE213324 شناسایی شدند. تحلیل دادهها با وب سرور Galaxy انجام شد و برهمکنشهای پروتئین-پروتئین با نرمافزارهای Cytoscape و STRING app بررسی گردید و پس از بررسی موارد دیگر، در نهایت، دو ژن برای آزمایش Real-time PCR انتخاب شدند.
یافتهها: تحلیل بیوانفورماتیک منجر به شناسایی 4065 ژن با بیان متفاوت در بافتهای RCC نسبت به بافتهای سالم شد. این ژنها در مسیرهای مرتبط با پاسخهای ایمنی و بیماریهای کلیوی نقش دارند. پس از ترسیم شبکه برهمکنش پروتئین-پروتئین و شناسایی ژنهای با بیان متفاوت در بافت کلیه و خون، دو ژن MTTP و CALCA برای بررسی انتخاب شدند. در آزمون Mann-Whitney U test بیان ژن CALCA در گروه بیماران بهطور معناداری (05/0P<) کاهش یافت، اما کاهش بیان ژن MTTP معناداری نداشت.
نتیجهگیری: کاهش بیان ژن CALCA میتواند بهعنوان بیومارکری مفید برای تشخیص ccRCC مورد استفاده قرار گیرد.
مائده افشار، محبوبه حداد، علیاکبر حیدری، مجید خادم رضائیان،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بروسلوز شایعترین بیماری زئونوز در سراسر جهان است و بهویژه در کشورهای درحالتوسعه، یکی از دغدغههای مهم بهداشتی بهشمار میآید. این بیماری میتواند با باکتریمی همراه باشد. تشخیص قطعی بروسلوز با جداسازی ارگانیسم از کشت خون، مایعات یا بافتهای بدن گذاشته میشود اگرچه تست آگلوتیناسیون سرم معمولا بهعنوان تکنیک رفرنس شناخته شده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ویژگیهای اپیدمیولوژیک، بالینی، پاراکلینیک و پیامد بالینی بیماران بستری با کشت خون مثبت از لحاظ بروسلا انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت مقطعی گذشتهنگر و توصیفی به بررسی ویژگیهای اپیدمیولوژیک، یافتههای بالینی و آزمایشگاهی و پیامد بالینی بیماران بستری با کشت خون مثبت از لحاظ بروسلا در بازه زمانی فروردین 1390 تا اسفند 1400در بیمارستانهای امامرضا و قائم مشهد پرداخت.
یافتهها: از 32 بیمار مورد مطالعه با میانگین سنی 18±8/38 سال، 17 بیمار (1/53%) مذکر بودند. شایعترین بیماری زمینهای، بیماریهای قلبی بود و نقص ایمنی در حدود 7/15% از بیماران وجود داشت. تب و آرتریت تکمفصلی بهترتیب شایعترین علامت و نشانه در بیماران بودند. در 12 بیمار (5/37%) بررسیهای سرولوژیک بروسلا منفی بود. 4/84% از بیماران آنمی داشتند. هیچیک از بیماران فوت نشدند.
نتیجهگیری: میزان قابلتوجهی از بیماران با کشت خون مثبت از نظر بروسلا، ممکن است با استفاده از تستهای سرولوژی شناسایی نشوند بنابراین درصورت شک بالینی قوی به بروسلوز، کشت خون نیز باید برای بیماران در نظر گرفته شود. براساس این مطالعه باکتریمی در بیماران بروسلوز با تلفات جانی همراه نیست و این بیماران بهخوبی به رژیمهای معمول آنتیبیوتیک پاسخ میدهند.
بهار رستمیزاده، علیرضا جلالیزند، کامران قائدی، رزیتا نصیری،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: حشرات و بندپایان و تولیدات آنها بهعنوان منابع دارویی از تمدنهای قدیم مورد استفاده قرار میگرفتند. سرطان یکی از معضلات بزرگ علم پزشکی است که دارویی تاکنون برای کنترل سریع و دقیق آن کشف نشده است. در این تحقیق به بررسی تأثیر عصاره بدن حشرات (تولیدات آنها) و برخی بندپایان در مهار رشد سلولها یا تومورهای سرطانی (رده سلولهای سرطان پستان MCF7) پرداخته شد.
روش بررسی: مطالعه پایه و تجربی در اصفهان و از 1397تا 1402 انجام شد. در این پژوهش از عصاره بدن شش جنس از حشرات: آبدزدک با اسم علمی Gryllotalpa sp، مورچه با اسم علمی Polyrhachis sp، زنبور زرد با اسم علمی Dolichovespula sp، زنبور عسل با اسم علمی Apis mellifera، سوسری آمریکایی با اسم علمی Periplaneta americana، مگس سرکه با اسم علمی Drosophila melanogaster و یک جنس از چیلوپودا صدپا با اسم علمی Scolopendra sp. با آب مقطر و الکل 70% شستشو داده شد سپس فریزداریر و پودر شد. تست MTT برای بررسی میزان تأثیر دوزها انجام شد. دوزهای مورد تأثیر از حشرات و صدپا در شش تکرار و سه بار به سلولهای MCF-7 انجام شد.
یافتهها: جنسهای Scolopendra sp. Drosophila melanogaster، Periplaneta americana،Polyrhachis sp.، Apis mellifera، Gryllotalpa sp.، بهترتیب دارای بیشترین اثر و در نهایت Dolichovespula sp.، کمترین اثر را در القای آپوپتوز و مرگ سلولی در لاین سلولهای سرطانی MCF-7 داشته Scolopendra sp. از غلظت µg/l 500 باعث القای مرگ سلولی در بالای 50% سلولهای سرطانی MCF-7 شده است.
نتیجهگیری: دستاورد اعمال هفت جنس متفاوت از بندپایان و حشرات بود، نشان داد که این جنسها دارای پتانسیل درمانی عالی بهویژه در درمان سلولهای سرطانی MCF-7 میباشد.
بهزاد ایرانمنش، علی مرسلی، نازنین زینلینژاد،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطانهای غیرملانومایی پوست از شایعترین سرطانها بوده که بررسی خصوصیات آنها کمک شایانی به بهبود روشهای درمانی آنها مینماید. مطالعه حاضر با هدف بررسی خصوصیات درمان جراحی این بدخیمیها و عوارض آن انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی- توصیفی گذشتهنگر بوده که با هدف بررسی ویژگیهای بیماران با تشخیص سرطان پوست غیرملانومایی از فروردین 1397 تا اسفند 1400 در بخش پوست بیمارستان افضلی پور کرمان صورت گرفت. معیارهای ورود به مطالعه شامل ابتلا به یکی از سرطانهای غیرملانومایی پوست و انجام جراحی جهت مدیریت آن و معیار خروج از مطالعه نقص در اطلاعات پرونده بیمار بود. اطلاعات موردنظر از طریق فرم جمعآوری داده، استخراج و جهت تجزیه و تحلیل آماری مورد استفاده قرار گرفتند.
یافتهها: مطالعه شامل 37 مورد جراحی که اکثریت آنها سرطان سلولهای بازال و در ناحیه صورت بودند میباشد. بیش از نیمی از آنها مرد بوده و شایعترین روشهای فلپ نیز در این بیماران Rotational ، Island pedicle و H plasty flap بود. دو مورد عارضه شامل خونریزی از محل جراحی و نکروز لبه زخم یک هفته پس از عمل رخ دادند.
نتیجهگیری: در جنوب شرق ایران میزان شیوع سرطانهای غیرملانومایی پوست نیازمند به درمان جراحی و همچنین میزان بروز عوارض، کمتر از حد تصور بود. با این حال، توصیه میشود مطالعاتی با حجم نمونه بیشتر صورت گیرند تا نتیجهگیری از یافتهها با اطمینان بیشتری صورت گیرد.
سمانه عرب، محمد رضا محمودیان ثانی، نجمه فتاحی، زکیه اخلاصی، سمیرا اصغرزاده،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مرگ سلولهای گیرنده نوری شبکیه، یکی از عوامل اصلی بروز دژنراسیون شبکیه محسوب میشود که تاکنون درمان مؤثری برای آن معرفی نشده است. مطالعات بالینی و پیشبالینی نشان میدهند که استفاده از سلولهای بنیادی، رویکردی امید بخش در درمان این بیماریهاست. همچنین شواهد موجود حاکی از آن است که miRNA-182 و miRNA-183 نقشهای کلیدی در رشد، تمایز و بقای گیرندههای نوری در مدلهای حیوانی ایفا میکنند. بنابراین، هدف این مطالعه القای ویژگیهای شبهگیرنده نوری در سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان از طریق افزایش بیان miR-182 وmiR-183 است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۸ تا اسفند ۱۳۹۹ در مرکز تحقیقات بیوشیمی بالینی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. در این مطالعه، تاثیر افزایش بیان miRNA-182 و miRNA-183 بر تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان (hBMSCs) به سلولهای شبه گیرنده نوری بررسی شد. برای این منظور، miRNA-182 و miRNA-183 به hBMSCs ترانسفکت شدند و سطح بیان آنها با روش Real-Time PCR ارزیابی گردید. همچنین، بیان ژنهای اختصاصی شبکیه شامل OTX2، NRL، SLC1A1، PKC و Recoverin با استفاده از روش Real-Time PCR بررسی شد.
یافتهها: یافتهها نشان دادند که ترانسفکشن hBMSCs با miRNA-182 و miRNA-183 به کمک لیپوفکتامین، منجر به افزایش معنادار بیان ژنهای مرتبط با تمایز شبکیه ازجمله CRX، OTX2، PKCα، Recoverin، NRL و RHO گردید.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که افزایش بیان miRNA-182 و miRNA-183 میتواند بهطور بالقوه تمایز سلولهای hBMSCs را به سلولهای شبه گیرنده نوری تسهیل نماید. این یافتهها بیانگر پتانسیل درمانی و نقش تنظیمی miRNAها در تمایز، بقا و حفاظت سلولهای شبکیه است.