155 نتیجه برای Cell
پیمان عینی، فرزانه اثنی عشری، احمد رضا مبین، مهدی حسن زاده،
دوره 70، شماره 2 - ( 2-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: بروسلوز بیماری شایع
عفونی در ایران با تظاهرات بالینی متنوع است که در تشخیص افتراقی بسیاری از بیماریها
قرار میگیرد.
روش بررسی: کلیه
بیماران بستریِ مبتلا به بروسلوز طی سالهای 88-1384 در بیمارستان فرشچیان همدان
بررسی شدند. اطلاعات از پروندهها استخراج و در فرمهای جمعآوری ثبت و بررسی
آماری شد.
یافتهها: تعداد 230 بیمار
[(5/56%)130 مرد و (5/43%)100 زن] با میانگین سنی 29/29±84/40 که اکثراً روستایی [(6/72%)167] بودند وارد مطالعه شدند. بیشترین ابتلا در فصل بهار بود. شایعترین راه انتقال
(3/60%) مصرف مواد لبنی غیر پاستوریزه بود. نشانههای بالینی به ترتیب شامل: تب، درد
مفاصل، تعریق و ضعف و بیحالی بود. آرتریت و اپیدیدیموارکیت بروسلایی در (5/26%)61
و (1/9%)21 بیماران بود. افزایش ESR در (5/59%)137 بیمار و افزایش CRP و لکوسیتوز به ترتیب در (9/52%)121 و
(8/20%)48 بیماران وجود داشت.
نتیجهگیری: با
توجه به تنوع علایم بالینی بروسلوز به نظر میرسد در بیماران تبدار با سیر طولانی
یا همراه درگیری ارگانها، بروسلوزیس در تشخیصهای افتراقی قرار گیرد.
فاطمه گنجی، سعید آبرون، حسین بهاروند، مرضیه ابراهیمی، ناصر اقدمی،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: قابلیت تمایز سلولهای بنیادی جنین انسان بهعنوان سلولهای پرتوان، به انواع سلولهای مختلف از جمله سلولهای عصبی، قلبی و کبدی بررسی شده است. در این مطالعه با توجه به توانمندی سلولهای بنیادی جنین انسان (Royan H5) که در پژوهشگاه رویان بهصورت رده سلولی تهیه شده، بررسی قابلیت تمایز این سلولها به سلولهای خونی مورد توجه قرار گرفت. هدف مطالعه بررسی توانمندی سلولهای بنیادی جنین انسان (Royan H5) در تمایز به سلولهای همانژیوبلاست بود.
روش بررسی: سلولهای بنیادی جنین انسان بهصورت سوسپانسیون در محیط کامل DMEM/F12 و در حضور (ngmL100) bFGF کشت و تکثیر شدند و در روز هشت در حضور ترکیبات القاکننده به سلولهای بلاست تمایز داده شدند. شاخصهای سلولهای بلاست KDR، CD31 و CD34 توسط فلوسیتومتری و بیان ژنهای TAL-1، Runx-1 و CD34 توسط Quantitative Real Time-PCR نشان داده شد و توان کلونیزایی بلاستها (Colony forming unit-assay) در محیط حاوی متیل سلولز ارزیابی شد.
یافتهها: سلولهای بنیادی جنین انسان در طی تمایز به پیشسازهای خونی، جمعیتی از سلولهای (5/12%±79) KDR+، (8/2%±6/5) CD31+-CD34+ و (12/2%±6) KDR+-CD31+ را بهوجود میآورند. افزایش معنیدار بیان ژنهای (01/0P≤، 05/0P≤) TAL-1, RUNX-1, CD34 در کلونیهای چهارده روزه شاهدی بر تشکیل سلولهای بلاست بود. همچنین کلونیهای شش روزه تولیدشده بر سطح ماتریژل و با ویژگیهای شبه همانژیوبلاست در محیط حاوی متیل سلولز شبه کلونیهای مختلط خونی و سلولهای شبه اندوتلیال را ایجاد کردند.
نتیجهگیری: سلولهای بنیادی جنینی Royan H5 قادر به تولید سلولهای پیشساز خونی با توانمندی دوگانه در شرایط آزمایشگاهی میباشند که میتوانند کلونیهای شبیه به کلونیهای مختلط خونی و سلولهای شبه اندوتلیال را تولید کنند.
هدیه مرادی تبریز، گلرخ الفتی، علی احمدی، فرزانه نیکی،
دوره 70، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین
نوع سرطان مثانه، تومور سلول ترانزیشنال میباشد. سیکلواکسیژناز-2 (COX-2)، آنزیم کلیدی تولید
پروستاگلاندینها، بهعنوان یک مولکول جدید برای درمان هدفمند در این تومور معرفی
شده است. در این تحقیق، به بررسی بروز این مارکر در تومورهای ترانزیشنال مثانه و ارزیابی
ارتباط آن با شاخصهای بالینی- پاتولوژیکی از جمله درجه و مرحله تومور پرداختیم.
روش
بررسی: این مطالعه مقطعی، طی سالهای 1385 تا 1390 در بخش پاتولوژی بیمارستان
سینا تهران انجام گرفت. گزارشات پاتولوژی بیماران با تشخیص قطعی تومور ترانزیشنال
مثانه که تحت عمل برداشتن از طریق پیشابراه قرارگرفته بودند، بازبینی و 40 بیمار
انتخاب گردید. سپس بلوکهای پارافینی آنها از نظر بروز COX-2 به روش ایمونوهیستوشیمی
مورد ارزیابی قرار گرفت. رنگپذیری بیشتر از 5% سلولهای توموری به عنوان بروز
مثبت در نظر گرفته شد.
یافتهها: COX-2 در 5/52% بیماران بروز
یافت. تومورهای با درجه بدخیمی بالا بروز بالاتری از این مارکر را نسبت به دیگر
درجات تومور نشان دادند (5/87%) و اختلاف معنیداری بین درجات مختلف تومور از نظر
بروز COX-2 وجود داشت
(0001/0>P). سن بیماران
هم با این مارکر مرتبط بود (03/0=P). بالعکس، این مارکر با متغیرهایی از جمله جنس، تهاجم لنفاتیک و
مرحله تومور ارتباط معنیداری نداشت (05/0<P). به علاوه در هیچیک از بیماران تهاجم
عروقی و دور عصبی یافت نشد.
نتیجهگیری: مارکر COX-2 در بیش از
نیمی از بیماران ما دیده شد و ارتباط واضحی با تمایز تومور داشت. بنابراین این
مولکول ممکن است یک مارکر توموری مفید در ارزیابی تومورهای مثانه باشد.
حسین منتخب یگانه، حسین بابا احمدی رضایی، محمود دوستی،
دوره 70، شماره 5 - ( 5-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل
متعددی در ایجاد بیماریهای قلبی- عروقی دخیلاند، از جمله اسیدهای چرب ترانس، که بهطور
عمده طی فرآیندهای اشباعسازی روغنهای گیاهی بهوجود میآیند. این فرآیندها موجب
تشکیل روغنهای نیمهجامد میشود، امروزه مشخص شده است که این ماده غذایی عامل خطر
مهمی در بروز و پیشرفت آتروسکلروز است؛ از طرف دیگر مشخص شده است که، تعدادی از
گیرندههای هستهای از جمله PPARها (Peroxisome Proliferator Activated
Receptor) در هموستاز
لیپید و پاتوژنز بیماریهای قلبی- عروقی دخالت داشته و نقشهای بهسزایی ایفا میکنند؛
از این رو در این مطالعه تاثیر اسید الاییدیک بر بیان ژن PPARγ مورد بررسی قرار گرفته شد.
روش
بررسی: سلولهای ماکروفاژی RAW264.7 با غلظتهای mM5/0، یک و دو اسید الاییدیک بهمدت شش ساعت
تیمار گردیدند. گروه کنترل نیز حاوی اتانول 50% (بهعنوان حلال) معادل مقدار
اتانول استفاده شده در غلظت دو میلیمولار لحاظ گردید. بعد از استخراج RNA و سنتز cDNA میزان بیان ژن PPARγ با روش Real-Time PCR مورد سنجش قرار
گرفت.
یافتهها: اسید الاییدیک بعد از تیمار شش ساعته در هر سه غلظت mM5/0، یک و دو میزان بیان ژن PPARγ را در رده سلولی ماکروفاژی RAW264.7 در مقایسه با گروه
کنترل، بهترتیب 36/1، 68/1 و 24/3 برابر کاهش داد (05/0P<).
نتیجهگیری: اسید الاییدیک، از طریق کاهش بیان ژن گیرنده هستهای PPARγ باعث بروز، تشدید و یا تسریع بیماریهای
قلبی و عروقی بهخصوص آتروسکلروز میشود و این یافته اهمیت کاهش مصرف این ماده
غذایی را نشان میدهد.
فرید کوثری، حمیدرضا یاریگر روش، ملیحه رضوان،
دوره 70، شماره 6 - ( 6-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: لنفوم منتشر سلولهای بزرگ B شایعترین نوع از لنفومهای غیرهوچکینی میباشد. نقش ویروس ابشتین بار در ایجاد این لنفوم شناخته شده است. این مطالعه قصد دارد تا میزان همراهی ویروس ابشتین بار را با لنفوم منتشر سلولهای بزرگ B به روش Chromogenic In Situ Hybridization (CISH) در بیماران بخش پاتولوژی بیمارستانهای شریعتی و سینا در سالهای ١٣٨6-١٣٨4 مورد بررسی قرار دهد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مورد- شاهدی (Case/ control) بر روی ١۰۰ نمونه پاتولوژی انجام گرفته که ٥۰ مورد از نمونههای لنفوم منتشر سلولهای بزرگ B (DLBCL) در گروه مورد و ٥۰ مورد نمونههای غدد لنفاوی واکنشی و لوزه، در گروه کنترل قرار گرفتند. سپس نمونهها آماده و به روش CISH جهت کشف EBV Encoded RNA (EBER) مورد بررسی قرار گرفتند. دادههای بهدست آمده با استفاده از آنالیز آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: هشت مورد از ٥۰ نمونه گروه مورد برای EBER مثبت بودند درحالی که تنها دو مورد در گروه کنترل مثبت گردید که از نظر آماری معنیدار میباشد (046/0P=). بین رخداد گرهای و خارج گرهای و همچنین جنسیت مرد و زن تفاوت آماری معنیداری یافت نشد (736/0P=، 746/0P=).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که EBER CISH نسبت به روش ایمونوهیستوشیمی ((Immunohistochemistry, IHC روش موفقتری در شناسایی ویروس EBV میباشد. ما پیشنهاد مینماییم در مطالعات آینده تحلیلهای آماری مقایسهای بین سه روش Polymerase Chain Reaction (PCR) و IHC و CISH انجام پذیرد.
کامبیز کامیاب حصاری، مریم غیاثی، آزیتا نیکو، محسن بیگلریان، سید مجتبی جمالی،
دوره 70، شماره 10 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: لنفوم اولیه پوستی به دو گروه لنفوم پوستی T-CELL و B-CELL تقسیم میشوند. این مطالعه به هدف تقسیمبندی هیستوپاتولوژیک و مشخص شدن مشخصات دموگرافیک بیماران ایرانی انجام گرفت.
روش بررسی: 234 بیمار مبتلا به لنفوم اولیه پوست که در مدت چهار سال به بیمارستان رازی، دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه نمودند مورد تحقیق قرار گرفتند. اطلاعات بیماران با مطالعه پرونده جمعآوری شد، لامها و مدارک مجدداً مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: از میان 234 بیمار، تنها علامت بالینی بیماران، خارش پوستی و شایعترین محل درگیری جنرالیزه گزارش شده است. 189 بیمار T-CELL و 45 بیمار B-CELL را داشتند، سن بیماران و برتری جنسی به هر دو نوع لنفوم در زمان تشخیص مشابه و با مردان بوده است.
نتیجهگیری: نتایج اطلاعات، ردهبندی هیستوپاتولوژیک و دموگرافیک بیماران مبتلا به لنفوم اولیه پوست را فراهم میکند.
علیرضا لقمانی، نوروز دلیرژ، عبدالغفار اونق، هادی محب علیان،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکلروز متعدد (Multiple sclerosis, MS) یک بیماری خود ایمن توام با اختلال در سیستم اعصاب مرکزی میباشد که ماکروفاژها و سلولهای دندریتیک نقش مهمی در تعدیل یا پیشرفت این بیماری ایفا میکنند. تاثیر عصاره قارچ در بلوغ سلولهای دندریتیک مشتق از مونوسیت و تعدیل پاسخ لنفوسیتهای T را در حضور پروتیین بازی میلین (Myelin Basic Protein, MBP) که به عنوان مدل آزمایشگاهی اسکلروز متعدد در نظر گرفته شده بود بررسی گردید. هدف این مطالعه تولید سلولهای دندریتیک مناسب برای ایمونوتراپی و کاهش بیماری MS میباشد.
روش بررسی: در این بررسی بهوسیله سایتوکینهای Granulocyte/ macrophage-Colony stimulate Factor (GM-CSF) و اینترلوکین 4 (IL-4)، مونوسیتهای خون محیطی به سمت سلولهای دندریتیک هدایت شد. سپس با پروتیین بازی میلین مدل بیماری اسکلروز متعدد در سلولهای دندریتیک القا گردید و با عصاره قارچی آلترناریا آلترناتا اقدام به تیمار سلولهای دندریتیک گردید همچنین پاسخ سلولهای لنفوسیت T حاصل از آن نیز مطالعه شد.
یافتهها: با تاثیر عصاره قارچی بر سلولهای دندریتیک مجاور شده با MBP میزان بیان مولکولهای سطحی CD14 کاهش و در مقابل CD83 و Human Leukocyte Antigen-DR (HLA-DR) افزایش پیدا کرد. همچنین میزان ترشح سایتوکین IL-10بر IL-12 غالب شد و در لنفوسیتهای T میزان ترشح سایتوکینهای IL-17 و اینترفرون- β (INF-β) کاهش پیدا کرد و در مقابل IL-4 افزایش یافت. این دادهها از لحاظ آماری معنیدار بوده (05/0>P) و این اثرات با افزایش دوز عصاره قارچی از50 به mg/ml100 تشدید گردید (001/0>P).
نتیجهگیری: عصاره قارچی آلترناریا آلترناتا با بلوغ سلولهای دندریتیک و تعویض پاسخ لنفوسیتهای T، به سمت Th2 موجب اثرات سودمند درمانی میگردد.
ستار استادهادی، اعظم بختیاریان، یاسر عزیزی، وحید نیکویی،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: از مواد نانو بهصورت وسیعی در زندگی روزمره استفاده میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی سمیت ریوی نانو ذره دیاکسیدتیتانیوم (TiO2) در خرگوش میباشد.
روش بررسی: در این بررسی 18 خرگوش نر بهصورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. گروههای اول و دوم µl50 از محلول نانودیاکسیدتیتانیوم با اندازه nm20 را بهترتیب با دوزهای 50 و mg/kg100 بهصورت تزریق تدریجی داخل نای دریافت کردند. گروه سوم فقط µl50 نرمال سالین دریافت کرد. در زمانهای قبل از تزریق و روزهای 10، 17 و 24 پس از تزریق، از قفسهسینه عکس رادیوگرافی تهیه شد. در روز 24 پس از تزریق، حیوانات بیهوش شده و نمونهگیری از خون و بافت ریه انجام گردید.
یافتهها: بررسی رادیوگرافی نشان داد که در گروههای دریافتکننده نانودیاکسیدتیتانیوم نسبت به گروه کنترل افزایش پیشروندهای در فیبروز ریوی مشاهده میگردد که این رخداد در روز 24 بعد از تزریق به حداکثر رسید. در بررسی میکروسکوپی، افزایش سلولهای التهابی در بافت بینابینی ریه و همچنین آمفیزم ریوی مشاهده گردید. در گروههای دریافتکننده نانودیاکسیدتیتانیوم میزان آنزیمهای کبدی، گلبولهای سفید و هماتوکریت نسبت به گروه کنترل بالاتر بود (05/0P≤). در مورد غلظت پلاسمایی کراتینین تفاوت معنیداری بین گروههای مختلف مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: موارد فوق نشان داد که نانو ذرات دیاکسیدتیتانیوم قادر به ایجاد فیبروز و التهاب ریوی و نیز افزایش آنزیمهای کبدی و سلولهای التهابی میباشند.
محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی، مهدی شکرآبی، ثمیله نوربخش، محمدرضا شکراللهی، شیما جوادینیا، محمود فرامرزی،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سایتوکینها در تنظیم ایجاد التهاب و بیماریهای التهابی نقش دارند. هیپرتروفی آدنویید و لوزهها از جمله علل بیماریهای سیستم تنفسی فوقانی کودکان است که متعاقب با عفونتهای ویروسی و باکتریال مزمن موجب محدودیت و انسداد مجاری تنفسی فوقانی میگردد. بهنظر میرسد تولید و ترشح سایتوکینهای التهابی در بافت التهابی مجاری تنفسی فوقانی در تشدید این عوارض تاثیر بهسزایی دارد. در این بررسی بهمنظور ارزیابی تغییرات التهابی و ترشح سایتوکینها در مجاری تنفسی فوقانی، از لنفوسیتهای لوزهها بعد از عمل آدنوتونسیلکتومی استفاده شده و میزان این سایتوکینها در بافت لوزه با سلولهای تکهستهای خون محیطی مقایسه شده است.
روش بررسی: در این مطالعه، مایع رویی کشت سلولی 37 بیمار یک تا 12 ساله تحت آدنوتونسیلکتومی، از نظر میزان IFN-γ، TNF-α، IL-1، IL-6 و IL-18 اندازهگیری شد و با سایتوکینهای مترشحه از سلولهای تکهستهای خون محیطی (PMBC) این بیماران مقایسه گردید.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که مقادیر اینترفرونگاما و اینترلوکین هشت در بیماران مورد مطالعه به تفکیک بافت آدنویید و سلولهای تکهستهای خون محیطی و همچنین میزان اینترفرون گاما، اینترلوکین یک و اینترلوکین هشت بین بافت لوزه و سلولهای تکهستهای خون محیطی متفاوت بوده و از نظر آماری قابل توجه است ولی TNF نزدیک به معنیدار آماری است و همبستگی بین دادههای اینترلوکین شش در خون و بافت معنیدار است (02/0P=).
نتیجهگیری: در بیماران با هیپرتروفی لوزهها نقصان در فعالیت لنفوسیتی از طریق کاهش تولید سایتوکینهای التهابی روند مقابله با عوامل عفونی و بیگانه را باعث میگردد. احتمالاً هیپرتروفی برگشتناپذیر بافت لوزهها پدیده نهایی این پروسه خواهد بود.
فریبا یارندی، فرحناز سادات احمدی، زهرا رضایی، نرگس ایزدی، سهیلا سرمدی، سلیمان عباسی، شهرزاد آقاعمو، مینا اکرمی،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه: تومور سلول استرویید یکی از تومورهای نادر تخمدانی بوده و حدود 1/0% از کل تومورهای تخمدان را تشکیل میدهد و به سه زیر گروه تقسیم میشود. تومور سلول استروییدی که هیچ طبقهبندی خاصی ندارد شایعترین نوع بوده و حدود 60 درصد تومورهای سلول استرویید را تشکیل میدهد. از قابل توجهترین علایم این تومور، فعالیت هورمونی، بهویژه خواص آندروژنی تومور میباشد. درمان اولیه شامل ریشهکنی ضایعه اولیه از طریق عمل جراحی است.
معرفی بیمار: بیمار دختر 29 سالهای است که با سابقه 10 سال سندروم تخمدان پلیکیستیک، برای پیگیری درمان بهطور سرپایی در سال 1389 به درمانگاه بیمارستان جامع زنان تهران مراجعه نمود. در سونوگرافی بهعمل آمده در آدنکس راست توده 49×64 میلیمتری حاوی اجزای هموژن وجود داشت که تحت لاپاراتومی قرار گرفت. گزارش آسیبشناسی تومور سلول استرویید بود.
نتیجهگیری: هدف از این مطالعه، گزارش یکی از تومورهای نادر تخمدان و بررسی روش صحیح شناسایی و درمان میباشد.
مهدی محمدزاده، حمید مباشری،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر با پیشرفت چشمگیر در سیستمهای مخابراتی و ارتباطی، خطرات احتمالی امواج ناشی از تلفن همراه بر روی انسانها، یکی از نگرانیهای جدی جوامع در حال رشد و مدرن بشری به حساب میآید. لذا مطالعه اثرات امواج الکترومغناطیسی روی پروتیینها به ویژه کانالهای غشایی که مسئول حفظ شرایط فیزیکی و شیمیایی سلولی و انتقال پیام میباشند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این بررسی اثرات میدانهای الکترومغناطیسی تلفن همراه روی عملکردهای بیوفیزیکی کانال OmpF جداشده از اشرشیاکولی (E.Coli) در غشای دو لایه لیپیدی مسطح در شرایط آزمایشگاهی صورت گرفت.
روش بررسی: برای این منظور دینامیک کانال OmpF به صورت منفرد با استفاده از روش مونتال- مولر در غشای دو لایه لیپیدی مسطح بررسی گردید. سپس جریانهای یونی عبوری (پیکوآمپر) از کانال، اندازه رسانایی، حساسیت به پتانسیل غشا و رفتار و الگوی باز و بسته شدن آن در بازههای زمانی در حد میکروثانیه، به صورت همزمان با تکنیک ولتاژ کلامپ اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج نشان میدهد میدان الکترومغناطیس ناشی از تلفن همراه بر حساسیت کانال OmpF به پتانسیل غشا، باز و بسته شدن و تعداد ساختارهای حد واسط آن تاثیر معنیداری گذاشته، درحالیکه بر رسانایی آن تاثیری نداشته است. با حذف میدان الکترومغناطیس، کانال بهسرعت در محدودهی زمانی میلیثانیه یا کمتر به حالت اولیه بازگشت.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها امواج ساطعشده از تلفن همراه روی عملکردهای زیستی کانال منفرد و میزان باز یا بسته بودن آن تاثیر معنیداری داشته و لازم است رویکرد استفاده از فانتوم در شناسایی اثرات منفی میدانها بازنگری گردد.
هایده حائری، غزاله شاکر، فهیمه اسدی آملی، مینو احمدینژاد،
دوره 71، شماره 7 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه: متاپلازی سنگفرشی در غده تیرویید یافته هیستوپاتولوژی ناشایعی بوده و بهطور معمول در همراهی با ضایعات پاتولوژیک غده تیرویید میباشد. اغلب به تعداد کم و بهشکل کانونی در اندازههای کوچک دیده شده و تنها در موارد نادری متاپلازی وسیع سنگفرشی در غده تیرویید دیده میشود، بهنحوی که حتی ممکن است ضایعه اصلی پاتولوژیک را بپوشاند و باعث مشکل تشخیصی شود.
معرفی بیمار: بیمار آقای 53 سالهای است با سابقه چهارساله هیپوتیروییدی که اکنون با توده سفت و ندولار در ناحیه قدام گردن مراجعه نموده است. بیمار با تشخیص سیتولوژی مشکوک به بدخیمی تحت توتال تیروییدکتومی قرار گرفت.
نتیجهگیری: متاپلازی وسیع سنگفرشی در غده تیرویید میتواند باعث اشتباه تشخیصی و تفسیر نادرست از بررسی هیستوپاتولوژی و سیتولوژی گردد.
صنمبر صدیقی، احد خوشزبان، امیرحسین توکلی، رامین خطیب سمنانی، زهرا سبحانی، نیر داداشپور مجیدآباد،
دوره 72، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: فنآوری بافت چربی بهدلیل فراوانی و دسترسی آسان طی روند لیپوساکشن، منبع ایدهآلی برای تهیه سلولهای بنیادی مزانشیمی و تهیه داربستهای طبیعی فراهم میآورد که موجب ترمیم و بازسازی مناسب بافت صدمه دیده نسج نرم میشوند. هدف این مطالعه جداسازی و تکثیر و شناسایی سلولهای بنیادی از بافت چربی انسانی است.
روش بررسی: برای انجام این تحقیق نمونه بافت استریل چربی از نواحی شکم و پهلوی بیماران جوان تهیه شد. با کمک آنزیم کلاژناز و سانتریفوژ مکرر، سلولهای بنیادی بافت چربی جداسازی و کشت داده شد. تکثیر و چسبندگی سلولها در کشت دوبعدی، شمارش سلولی با لام نئوبار انجام شد. سپس ماهیت سلولهای بنیادی بافت چربی با بهکارگیری روش فلوسایتومتری و بررسی مشخصات سطحی سلولها و همچنین القای تمایز سلولها به بافت استخوان و غضروف انجام شد.
یافتهها: ماهیت مزانشیم بودن سلولها، براساس بیان شاخصهای CD90, CD105, CD166 و عدم بیان شاخصهای رده خونساز نظیر CD34, CD31, CD45 بهوسیله تکنیک فلوسایتومتری تایید شد. رنگآمیزیهای هیستولوژیکی اختصاصی الیزارین رد و تولوییدن بلو بهترتیب تمایز سلولهای بنیادی کاشته شده روی داربست را به سلول استئوسیت و غضروف تایید نمود.
نتیجهگیری: هر چند در این تحقیق به مقایسه قدرت تکثیری و تمایزی این سلولها در محیط داخل بدن پرداخته نشد، اما با توجه به نتایج ریختشناسی، مطالعات فلوسایتومتری و تستهای تمایزی بهدستآمده میتوان چنین نتیجهگیری کرد که جداسازی سلول بنیادی بافت چربی بهروش بهکار رفته در این مطالعه موفقیتآمیز بوده است و این سلولها قابلیت استفاده در ترمیم بافتی را بهروش پیوند خودی و یا غیرخودی خواهند داشت.
سید محمد حسین نوری موگهی، تهمینه مختاری، آمنه امیدی، نسرین تکزارع،
دوره 72، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش مهم نیتریک اکساید (NO) در فرایندهای بیولوژیک سلول و بافتهای بدن از جمله سیستم گوارش، نیتریک اکساید بهعنوان یک مولکول پیام بر نقش مهمی در وقایع فیزیولوژیکی و پاتولوژیکی در ناحیه معدی- رودهای دارد. مطالعه حاضر بهمنظور بررسی تغییرات سلولهای حاشیهای معده در موش صحرایی باردار پس از تجویز L-NG-Nitroarginine Methyl Ester (L-NAME) بهعنوان مهارکننده سنتز نیتریک اکساید انجام گرفته است.
روش بررسی: بیست و چهار سر موش صحرایی ماده با وزن متوسط250-200 گرم و سن متوسط هشت هفته مورد استفاده قرار گرفتند، پس از جفتگیری و مشاهده پلاک واژینال، این مرحله بهعنوان روز صفر حاملگی در نظر گرفته شد. سپس موشها به سه گروه هشتتایی تقسیم شدند. به غیر از گروه کنترل، بقیه گروهها به ترتیب ml/kg 2 نرمال سالین و ml/kg L-NAME 20 را به صورت تزریق داخل صفاقی، در روزهای سوم، چهارم و پنجم حاملگی دریافت کردند. در روز 18 بارداری، موشها کشته شده و معده موشها خارج و در فرمالین 10 درصد قرار داده شد. پس از رنگآمیزی هماتوکسیلین- ائوزین (H&E)، تغییرات کمی با نرم افزار استریولوژی Image Tools III و تغییرات کیفی با میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرارگرفت.
یافتهها: دادهها نشان داد که تعداد (با میانگین 32/4±3/61) و قطر سلولهای حاشیهای معده موشهای گروه دریافتکننده L-NAME (با میانگین قطر µm18/1±12/16) در مقایسه با گروه نرمال سالین و کنترل از لحاظ آماری تفاوت معنادار داشت (05/0P≤).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که L-NAME با تأثیر بر سنتز NO در مرحلهی بارداری باعث کاهش تعداد و افزایش اندازه سلولهای حاشیهای معده میشود و اثرات مخربی بر ساختار سلولهای حاشیهای معده دارد.
فریده حسینی، محمدرضا سام، نصراله جباری،
دوره 72، شماره 3 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: از پرتودرمانی در درمان بسیاری از سرطانها استفاده میشود. پرتودرمانی عوارض جانبی بالایی دارد. ترکیبات حساسکننده پرتوی، تکثیر سلولهای توموری و نیز دوز پرتوی در پرتودرمانی را کاهش میدهند. دوکوزاهگزانویک اسید (DHA) روغن ماهی اثر ضد تکثیری بر سلولهای بدخیم دارد. در این مطالعه، اثر ترکیبی DHA و پرتو گاما بر رشد و بقا سلولهای کولورکتال HT-29 بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، سلولهای بدخیم در محیط کشت کامل در تعداد 105 5 در پلیت شش خانهای بهمدت یک روز کشت داده شدند و با دو غلظت 50 یا M 100 DHA بهمدت چهار ساعت تیمار و در دوزهای دو و 10 گری پرتودهی شدند. میزان زندهمانی سلولها پساز 48 ساعت با رنگآمیزی تریپان بلو بررسی شد. همچنین سلولهای بدخیم ابتدا با 50 یا M 100 DHA بهمدت 48 ساعت تیمار و سپس با دوزهای 10-2 گری پرتودهی شدند و پساز شش روز میزان بقا توسط آزمون MTT بررسی شد.
یافتهها: میزان زندهمانی در تیمار همزمان سلولها با 50 و M 100 DHA و دوز پرتوی دو و 10گری بهترتیب به 8/59%، 5/17%، 47% و 9/13% کاهش یافت. تیمار سلولها با DHA بههمراه دوزهای افزاینده دو، چهار، شش، هشت و 10 گری پرتو گاما میزان بقا سلولهای بدخیم را بهترتیب 1/79%، 6/57%، 8/42%، 5/40% و 34% برای M 50 DHA و 8/55%، 7/43%، 6/33%، 9/27% و 5/23% برای M 100 DHA رساند.
نتیجهگیری: DHA میتواند بهعنوان داروی حساسکننده سلولهای سرطان کولورکتال در پرتودرمانی مورد استفاده قرار گیرد.
صدیقه بهرامی مهنه، سید علیرضا مهدویانی، نیما رضایی،
دوره 72، شماره 5 - ( 5-1393 )
چکیده
آسم، بیماری التهابی مزمن مجرای هوایی، با تحریکپذیری بیش از حد و انسداد مجرای هوایی مرتبط است. آسم حدود 300 میلیون نفر را تحت تاثیر قرار داده است، ارزیابی میشود تا سال 2025 به 400 میلیون نفر برسد. شیوع در کودکان 20-15% و بزرگسالان 10-5% است، هنوز روندی افزایشی دارد. التهاب نقش اساسی در پاتوفیزیولوژی آسم ایفا میکند، با واکنش انواع سلولهای ایمنی و مدیاتورهای مختلف منجر به التهاب برونش و انسداد مجرای هوایی و تظاهرات بالینی سرفه، خسخس سینه و کوتاهی تنفس میشود. در آسم بهعنوان اختلالی هتروژن، سلولهایی همچون Th1, Th2, Th17، Treg، نوتروفیلها، ماکروفاژها، سلولهای دندریتیک، اپیتلیال و سلولهای عضله صاف راههوایی سایتوکینهای مرتبط با بیماری را تولید میکنند که افزایش سطحشان در نمونههای بالینی و مدلهای موشی آسم مشخص شده است.
سلولهای التهابی با ترشح سایتوکینهای التهابی و پیشالتهابی مثل TNFα, IL-1, IL-6 و سایتوکینهای تیپ دو از سلولهای TCD4+ مثل IL-4, IL-5, IL-9, IL-13 در آسم آلرژیک نقش دارند. فاکتورهای رشد مثل GM-CSF, PDGF در ترمیم بافتی ریه و کموکینهایی مثل MPC-1، RANTES و MIP-1 و ائوتاکسین و گیرندههایشان مثل CCR3, CCR4 در فراخوانی سلولهای التهابی گردشی به مجرای هوایی بیماران آسماتیک نقش دارند.
از رویکردهای جدید درمانی، آنتیسایتوکین درمانی با آنتیبادیهای بلوکهکننده مثل IL-4, IL-5, IL-9 میباشد که فراخوانی سلولهای التهابی به مجرای هوایی و ترمیم مجرای هوایی را کاهش میدهد.
مهرناز طیبی کمردی، آرش پورغلامی نژاد، محمدرضا باغبان اسلامی نژاد، فتاح ستوده نژاد نعمتالهی،
دوره 72، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs) بهعنوان عوامل تنظیم کننده سیستم ایمنی شناخته شدهاند. تاثیر ایمونومدولاتوری این سلولها بر انواع سلولهای سیستم ایمنی از جمله لنفوسیتهای T و B، سلولهای کشنده طبیعی، نوتروفیلها، ماکروفاژها و نیز سلولهای دندریتیک سبب شده است تا امروزه از این سلولها در درمان بیماریهای التهابی و بهخصوص بیماریهای خود ایمن مانند مالتیپل اسکلروزیس و آرتریت روماتویید استفاده گردد. منبع اصلی سلولهای بنیادی مزانشیمی بافت مغز استخوان میباشد اما جداسازی این سلولها از بافتهای دیگر بدن از جمله بافت چربی نیز صورت گرفته است. از آنجایی که لنفوسیتهای T بهعنوان مهمترین سلولهای سیستم ایمنی سلولی به حساب میآیند، تاثیر MSCها بر فعالیت این سلولها در هدایت پاسخ ایمنی از اهمیت بسیار ویژهای برخوردار است. لنفوسیتهای T در شرایط گوناگون، فنوتیپ و عملکرد متفاوتی خواهند داشت و بر اساس نوع شرایط حاکم، به زیر گروه خاصی با عملکرد و فنوتیپ خاص آن شرایط متمایز میشوند. MSCها منجر به تمایز سلولهای T به سلولهای T تنظیمکننده میگردند که نقش حایز اهمیتی در حفظ تولرانس و جلوگیری از ایجاد بیماریهای خود ایمنی دارند. بنابراین در این مقاله مروری، سعی بر آن شده است تا اطلاعات سلولهای بنیادی مزانشیمی موجود در ارتباط با عملکرد ایمونومدولاتوری آنها بر روی سیستم ایمنی، مکانیسمهای احتمالی آن و تاثیر عملکرد این سلولها در بهبودی بیماریهای خود ایمن مورد نقد و بررسی قرار گیرد. به هرحال افزایش اطلاعات ما از نحوه تاثیر این سلولها در سرکوب سیستم ایمنی منجر به استفاده بهتر از آنها بهعنوان یک ابزار امید بخش در درمان بیماریهای خود ایمن خواهد شد.
صنمبر صدیقی، امیر حسین توکلی، نیر داداش پور، کاظم حسینی،
دوره 72، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بهتازگی داربستهای تهیه شده از بافتهای زنده، بهعنوان بستر رشد و تکثیر سلول بنیادی مورد توجه رشته پزشکی ترمیمی و مهندسی بافت قرار گرفتهاند. مواد زیستی طبیعی به روشی نیاز دارند تا آنها را از تجزیه حفظ کرده، ایمنیزایی را کاهش داده و بافت را استریلیزه کند. هدف این مطالعه تهیه داربست از بافت چربی انسانی و بررسی ساختار پروتیینی پودر سلولزدایی شده حاصل از آن است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع تولید مواد و بررسی تحلیلی روشها است. بافت چربی مورد نیاز از مواد زاید حاصل جراحی لیپوساکشن و با کسب رضایت شفاهی بیماران تامین گردید. جراحی زیبایی مربوط به نواحی پهلو و شکم خانمهای در رده سنی 42-38 ساله در یک کلینیک خصوصی طی زمستان 1391 تا بهار 1392 انجام شد. جهت تهیه داربست مناسب، سلولزدایی بافت چربی انسان با استفاده از روشهای فیزیکی، شیمیایی و هضم آنزیمی انجام گردید. نمونه داربست حاصله تحت بررسی میکروسکوپ الکترونی و بررسی تحلیلی توسط ژل الکتروفورزیس با تکنیک (Blue-Native) و بیان ژنهای لامینین، فیبرونکتین، کلاژن تیپ 1، کلاژن تیپ 4، دسمین، اکتین، اینتگرین، به روشReal Time- Polymerase Chain Reaction (RT-PCR) قرار گرفت.
یافتهها: تقریبا از هر ml 200 بافت چربی mg 10 ماتریکس بهدست آمد. فقدان سلول و ماهیت پروتیینی (بهطور عمده کلاژن نوع یک و چهار، فیبرونکتین و لامینین) پودر ماتریکس حاصله، با رنگآمیزی ایمینوهیستوشیمی، بررسی ژنتیک و کروماتوگرافی تایید شد. مشاهدات میکروسکوپ الکترونی خصوصیات ساختمانی سه بعدی مناسب داربست از جمله مشخصه متخلخل نمونهها را مشخص نمود.
نتیجهگیری: ارزیابی تحلیلی و مقایسهای بیان پروتیینهای اختصاصی نشان داد که پودر ماتریکس تهیه شده از بافت چربی در این مطالعه علیرغم بهکارگیری روشهای هضم آنزیمی غنی از ترکیبات کلاژن و دارای توانایی عملکرد ترمیمی و ساختاری است و بهویژه میتواند فرصت جدیدی برای پیشرفت روشهای ترمیم بافت نرم ایجاد کند.
محمد جواد فاطمی، امیر اسدالله خواجه رحیمی، بابک نیکومرام، مریم سخایی، شبنم مصطفوینیا، امیر آتشی، میر سپهر پدرام، حمیدرضا آقایان، شیرین عراقی، مجید سلطانی، مجید مصاحبی محمدی،
دوره 72، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای بنیادی در درمان طیف وسیعی از بیماریها کاربرد دارند و از بافتهای مختلف بدن قابل جداسازی هستند. این سلولها به دو روش ترشح سایتوکینها و فاکتورهای رشد و نیز افتراق سلولی به درمان بیماریها کمک میکنند. زخمهای سوختگی یکی از مشکلات جراحی ترمیمی میباشند و ممکن است سلولهای بنیادی بتوانند به ترمیم سریعتر این زخمها کمک نمایند.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعه تجربی بوده و از دی ماه 1391 تا اردیبهشت 1392 در مرکز تحقیقات سوختگی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گردید. در این مطالعه 30 رت بهطور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. چربی اینگوینال یک گروه ده تایی برای تهیه سلول بنیادی اتولوگ مورد استفاده قرار گرفت. از آمنیون آسلولار بهعنوان اسکافولد برای انتقال سلول بنیادی استفاده شد. در هر 30 رت یک زخم سوختگی ایجاد شد. پس از 24 ساعت زخم اکسیزیون و در گروه اول پانسمان معمولی و در گروه دوم آمنیون آسلولار و در گروه سوم که پیشتر چربی آنها برداشته شده بود آمنیون آسلولار با سلول بنیادی برای پوشش زخم استفاده شد. سرعت ترمیم زخم و مشخصات پاتولوژی در سه گروه با هم مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین سطح تحت بررسی پس از استفاده از سلول بنیادی در طی 15 روز،cm2 53/4 با انحرافمعیار 23/2± و حداقل و حداکثر سطح بهترتیب cm2 82/0 و cm2 5/10 بوده است. میانگین سطح تحت بررسی پس از استفاده از آمنیون آسلولار در طی 15 روز،cm2 31/10 با انحرافمعیار 52/4± و حداقل و حداکثر سطح بهترتیب cm2 57/3 و cm2 9/21 بود (شکل 5). میانگین سطح تحت بررسی پس از استفاده از پماد سیلور در طی 15 روز،cm2 06/9 با انحرافمعیار 37/1± و حداقل و حداکثر سطح بهترتیب cm2 5/5 و cm2 33/12 بوده است. میانگین سطح زخم در گروه آمنیون آسلولار دارای سلول بنیادی از هر دو گروه دیگر در روزهای سوم تا 15 بعد از جراحی بهطور معنادار کوچکتر بود (01/0P<). همچنین فیبروپلازی و واسکولاریزاسیون در زخمهای دارای سلول بنیادی بهطور معنادار بهتر از دو گروه دیگر بود (001/0P<)
نتیجهگیری: آمنیون آسلولار بهعنوان یک اسکافولد مناسب به همراه سلول بنیادی با منشاء چربی میتواند به ترمیم زودتر زخم سوختگی منجر شود.
محمدرضا نوری دلویی، آرش سلمانینژاد، مینا تبریزی،
دوره 72، شماره 7 - ( 7-1393 )
چکیده
سلولهای تمایزیافته میتوانند با برنامهریزی دوباره به سلولهای بنیادی تبدیل شوند. تولید سلولهای بنیادی چندتوان القا شده (iPSCs) انقلابی در حوزه پزشکی باززاینده (Regenerative medicine) و پزشکی انفرادی (Personalized medicine) ایجاد کرده است. iPSCs توانایی خود نــوزایی دارند و بهشمار زیادی از ردههای سلولی تمایز پیدا میکنند. این سلولها منبع پایانناپذیری را برای تمایز هدفدار معرفی میکنند. iPSCs میتوانند از انواع متفاوت سلولهای جنینی و بالغ، بهواسطه بیان مجموعهای از عاملهای رونویسی ایجاد شوند، این فناوری پژوهشگران را قادر ساخت تا سلولهای تمایزیافته را از فرد خاصی گرفته و به ردههای سلولی دیگر برای آن شخص تبدیل کنند. از آنجا که سلولهای iPS از جهات مولکولی و عملکردی به سلولهای بنیادی جنینی (Embryonic Stem Cell, ESC) شباهت دارند، منبعی برای الگوسازی بیماری بهحساب میآیند، بهویژه که بسیاری از چالشهای مربوط به ایمنی، کارآمدی و اخلاق زیستی آنها مرتفع شده است. سلولهای iPS ساختهشده از سلولهای سوماتیک بیمار، یک منبع مفید برای کشف و غربالگری دارو و نیز درمان با واسطه پیوند سلولی را معرفی میکند. این مقالهی مروری، نحوهی ایجاد این سلولها و نیز عاملها و ژنهای لازم برای چندتوانی و نیز پیشرفتهای جاری در تولید iPSCs را با استفاده از دهها منبع معتبر و بهروز مورد بحث قرار داده است.