30 نتیجه برای رضوی
افشین آماری، سید علیرضا رضوی، آرزو جمالی، عباسعلی امینی سردرود، معصومه معتمدی، سعیده شجاعی، بیتا انصاریپور، آرش پورغلامی نژاد، جمشید حاجتی،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای دندریتیک مهمترین سلولهای عرضهکننده آنتیژنهای توموری به سلولهای TCD8+ و TCD4+ میباشند که باعث برانگیختن این سلولها و ایجاد پاسخ اختصاصی ضد تومور میشوند. یکی از راههای ایجاد پاسخ مناسب ضد توموری افزایش کارایی سلولهای دندریتیک در عرضه آنتیژن و تحریک لنفوسیتهای T میباشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر سلولهای دندریتیک فعال شده با اجزاء پروتیینی توکسوپلاسما گوندی بر نفوذ سلولهای TCD8+ در بافت تومور و پاسخ سیتوتوکسیک آنها است.
روش بررسی: سلولهای مغز استخوان موش بهمدت پنج روز در حضور GM-CSF و IL-4 کشت داده شدند. روز پنجم سلولهای دندریتیک نابالغ حاصله با اجزاء پروتیینی یا عصاره کامل توکسوپلاسما گوندی و یا LPS بهمدت دو روز کشت داده شد. برای القای تومور سلول WEHI-164 بهصورت زیر جلدی به موش تزریق شد. برای ایمونوتراپی ١٠٦ سلول دندریتیک بالغ شده با ترکیبات مختلف به موشها تزریق شد. از روش فلوسایتومتری برای اندازهگیری میزان نفوذ سلولهای CD8+ استفاده شد و قدرت کشندگی لنفوسیتها با روش LDH اندازهگیری گردید.
یافتهها: استفاده از اجزاء پروتیینی توکسوپلاسما برای بلوغ سلولهای دندریتیک در مقایسه با سایر عوامل بهطور معنیداری باعث افزایش نفوذ سلولهای
CD8+ به بافت تومور و تقویت پاسخهای سیتوتوکسیک گردید. میزان بقای موشها در این گروه از گروههای دیگر بیشتر بود (p<0/0001).
نتیجهگیری: ترکیبات میکروبی مانند اجزاء پروتیینی توکسوپلاسما که پاسخ Th1 را سبب میشوند، میتوانند باعث افزایش کارایی سلول دندریتیک در نفوذ سلولهای CD8+ T و افزایش پاسخهای سیتوتوکسیک شوند.
حمید قادری، کورش شمیمی، فریدون معظمی، سیدحسن امامی رضوی، علی امینیان، سید مهدی جلالی، رضا افغانی، مرتضی نوع پرست، سید حبیب اله دشتی، سعید صفری، علیرضا احمدوند، سیده عادله میرجعفری دریاسری، فاطمه السادات نعیمی،
دوره 68، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: با توجه به شیوع آپاندیسیت در دومین و سومین دهه عمر،
زخم آن از نظر مسائل زیبایی حائز اهمیت میباشد، اسکار بعد از جراحی عامل مهمی جهت
رضایت بعد از عمل بیماران میباشد از طرفی آموزش قدیمی در مورد بستن زخمهای
آپاندیسیت تاکیدی بر بستن زخمها بهروش مجزا (Separate) دارد.
روش
بررسی: از فروردین 1386 الی فروردین 1387 از 321 بیمار
مراجعهکننده به اورژانس جراحی بیمارستان امام خمینی (ره) تهران که کاندید جراحی آپاندکتومی بودند، 278
(6/86%) بیمار دارای آپاندیسیت بدون عارضه بودند که به یک
کارآزمایی بالینی وارد شدند. همه بیماران بهروش مشابهی تحت بیهوشی و جراحی قرار
گرفتند و تصادفی در دو گروه بستن زخم بهروش بخیههای Interrupted 139n= و بستن زخم بهروش بخیه سابکوتیکولر Subcuticular 139n= قرار گرفتند. بیماران بهمدت چهار
هفته از نظر وجود علایم عفونت و وجود ترشح چرکی از محل زخم، وجود درد در محل زخم،
وجود گرمی در محل عمل، وجود تورم یا اریتم در محل تحت پیگیری قرار گرفتند.
یافتهها: بین میانگین سن و جنس در بیماران دو گروه اختلاف معنیداری
مشاهده نشد. بین فراوانی بروز عوارض محل زخم نیز در بین دو گروه اختلاف معنیداری
وجود نداشت. پنج مورد در گروه بخیههای interrupted و هشت مورد در گروه
بخیه subcuticular،.
نتیجهگیری: بستن
زخم بهروش subcuticular شانس عوارض زخم را افزایش نمیدهد
و با توجه به نتایج زیبایی بهتر بخیههای subcuticular، بهنظر میرسد این روش در ترمیم زخم
آپاندکتومی بدون عارضه روش ارجح میباشد.
سید مسعود هاشمی، فیروز مددی، سعید رضوی، مهشید نیکوسرشت، فرشاد حسن زاده کیابی، سمیه نصیری پور،
دوره 70، شماره 2 - ( 2-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: در درمان استئوآرتریت
زانو قبل از جراحی از درمانهای نگهدارنده استفاده میشود. در این مطالعه اثرات
کوتاهمدت هیالورونیک اسید و دکستروز پرولوتراپی داخل مفصلی در بهبود درد و عملکرد
زانو و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو ارزیابی و مقایسه شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی
دوسوکور انجام شد. از 100 بیمار با سن 70-40 سال، که بر اساس کرایتریای ACR برای آنها
تشخیص استئوآرتریت زانو داده شده بود و بیش از سه ماه درد داشتند، 50 بیمار در
گروه هیالورونیک اسید، ml2 تزریق داخل مفصلی هیالورونیک اسید (سینوکروم فورت 1%) پنج جلسه
هفتهای یکبار و 50 بیمار در گروه دکستروز پرولوتراپی، در سه جلسه ماهیانه ml2 پرولوتراپی
با دکستروز 25% دریافت کردند. بیماران قبل و پس از درمان از نظر درد و عملکرد زانو
با استفاده از پرسشنامه KOOS بررسی شدند. بیماران توسط فرد غیر مطلع از نوع درمان 12
هفته پس از تزریق ارزیابی شدند. سپس اطلاعات حاصله از بیماران ثبت شدند.
یافتهها: میانگین سن افراد مورد بررسی 2/8±6/60 سال بود. تفاوت معنیداری
بین دو گروه در اسکورهای درد زانو و عملکرد آن دیده نشد (05/0>P). اسکورهای
تمام موارد پرسشنامه KOOS پس از درمان بهبود معنیداری را نشان داد (001/0>P). تغییرات
اسکورها نسبت به میزان پایه پس از درمان بین دو گروه تفاوت معنیداری را نشان نداد
(05/0>P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد، تزریق داخل مفصلی
دکستروز پرولوتراپی 25% به اندازه هیالورونیک اسید (سینوکروم فورت 1%) در درمان
درد استئوآرتریت زانو، موثر و ایمن است.
امیرنادر امامی رضوی، غلام بساطی، سهیلا عبدی،
دوره 72، شماره 1 - ( فروردین 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: جذب رودهای اسیدهای چرب ممکن است از طریق انتشار ساده و همینطور انتقال وابسته به پروتیین حامل انجام گیرد، اگرچه اهمیت نسبی هر کدام به شرایط محیط انتروسیتها بستگی دارد. یون کادمیوم بر جذب اسیدهای چرب توسط انتروسیتها تاثیر میگذارد و تاثیر آن در شرایط pH مختلف روده کوچک مورد بررسی قرار نگرفته است، بهویژه آنکه pH مجرای روده کوچک نقش مهمی در جذب اسیدهای چرب دارد. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثرات متقابل یون کادمیوم و pH مجرای روده بر جذب اسیدهای چرب در روده رت بود.
روش بررسی: در این پژوهش تجربی از 45 موش صحرایی (Wistar rat) سهماهه استفاده گردید. پساز بیرون آوردن روده کوچک، قسمت دئودنوم و ژژونوم از آنها جدا شده و Everted Gut Sac (EGS) تهیه گردید. سپس EGSها با محلول بافر پر شده و دو طرف آنها با نخ بسته شد. پساز قرار دادن EGSها در بافر حاوی اسید اولئیک، انتقال این اسید بهداخل EGS در حضور و در غیاب کادمیوم در pHهای مختلف اندازهگیری گردید.
یافتهها: تغییر pH بر جذب اسید اولئیک موثر بود و اثر مهاری کادمیوم در جذب آن تحت تاثیر pH قرار گرفت، بهطوریکه در pHهای قلیایی 5/7 و 2/9 میزان تاثیر کادمیوم در مهار جذب اسید اولئیک بهترتیب 32% و 36% بود. در حالیکه در pHهای اسیدی 5/2 و 5/4 میزان مهار جذب بهترتیب به 11% و 5% کاهش یافت (05/0P<).
نتیجهگیری: یون کادمیوم باعث کاهش جذب اسیدهای چرب در روده رت شده و pH اسیدی روده این اثر مهاری کادمیوم را کاهش میدهد.
روح انگیز باباخانیانزاده، ناهید مسعودیان، امیرنادر امامی رضوی، غلام بساطی،
دوره 73، شماره 7 - ( مهر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ذرات لیپوپروتیین با چگالی کم (LDL) ساختارهایی ناهمگن با بار الکتریکی مشخص هستند. تغییر در محتوای اسیدهای چرب ذرات LDL بر ویژگیهای ساختمانی، بار الکتریکی و در نهایت خواص فیزیولوژیک آنها تاثیر گذاشته و ممکن است در پاتولوژی بیماری شریان کرونری نقشی ایفا نماید. براین اساس، ارتباط بین محتوای اسیدهای چرب ذرات LDL و بار الکتریکی آنها در بیماران شریان کرونری در مقایسه با افراد کنترل مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی تعداد 40 بیمار شریان کرونری و 40 فرد کنترل از بین افرادی که در فاصله دی ماه 1392 تا آبان ماه 1393 به بیمارستان شهید مصطفی خمینی (ره) ایلام مراجعه کردند بر اساس پارامترهای بالینی و آنژیوگرافی انتخاب شدند. محتوای اسیدهای چرب ذرات LDL و بار الکتریکی آنها بهترتیب با کمک دستگاههای کروماتوگرافی گازی GC-FID, Acme 6000 M (Young Lin Co., Korea) وZetasizer (Malvern Ltd., UK) اندازهگیری شدند. یافتهها: بیماران و افراد کنترل از لحاظ سن، جنسیت و شاخص توده بدنی با هم مطابقت داشتند. میزان بار الکتریکی ذرات LDL در بیماران بهطور معناداری کمتر از افراد کنترل بود (0001/0P=). در بیماران، بین محتوای اسیدهای چرب فاقد پیوند دوگانه ذرات LDL و بار الکتریکی آنها یک رابطه معکوس مشاهده گردید، در حالیکه بین محتوای اسیدهای چرب دارای پیوند دوگانه (دارای یک پیوند دوگانه و چند تا از اسیدهای دارای چند پیوند دوگانه) و بار الکتریکی آنها یک رابطه مستقیم مشاهده گردید (02/0P=). نتیجهگیری: افزایش محتوای اسیدهای چرب فاقد پیوند دوگانه و نیز اسید چرب لینولییک اسید در ذرات LDL سرم با کاهش بار الکتریکی این ذرات همراه بود و این وضعیت ممکن است در پاتوژنز بیماری شریان کرونری نقش داشته باشد.
نازنین طالبآبادی، امیرنادر امامی رضوی، راحله صفائی جوان، حدیث محمدپور، علیرضا عبدالهی،
دوره 75، شماره 1 - ( فروردین 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در مورد نقش و میزان بیان ژن Transferrin receptor 2 (TFR2) که ژن رسپتور ترانسفرین است پژوهشهایی صورت گرفته که برخی موید ارتباط آن با ایجاد آدنوکارسنوم معده میباشد. هدف از این مطالعه بررسی تغییرات بیان ژن TFR2 در سلولهای تومورال آدنوکارسینومای معده و مقایسه آن با بیان ژن در بافت نرمال مجاور تومور بود.
روش بررسی: این مطالعه بهروش مورد-شاهدی از مهر ۱۳۹۴ تا تیر ۱۳۹۵ در بخش پاتولوژی انستیتو سرطان بیمارستان امامخمینی (ره) تهران انجام پذیرفت. در این مطالعه تعداد ۳۰ نمونه بافت تازه توموری بیماران مبتلا به آدنوکارسینومای معده و ۳۰ نمونه بافت تازه نرمال اطراف تومور و ۳۰ نمونه پلاسمای فریز شده همان بیماران تهیه گردید. پلاسمای بیماران از نظر وجود آنتیبادی هلیکوباکترپیلوری (بهروش الایزا) و بیان ژن TFR2 در بافت تومورال و طبیعی مجاور توسط Real-time polymerase chain reaction (Real-Time PCR) مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: بیان ژن در بافت تومورال نسبت به بافت نرمال افزایش معناداری داشت (۰/۱۲۵P=). بیان ژن TFR2 در افراد مبتلا به سرطان معده که درگیری عفونت همزمان هلیکوباکترپیلوری داشتند نشان داد که در افراد دارای این آلودگی بیان این ژن افزایش یافته است (۰/۰۷۷P=). بررسی ارتباط بیان این ژن با مرحله بیماری نشان داد که بیان ژن tfr2 در مراحل بالاتر بیماری افزایش چشمگیری دارد (۰/۳۹۶P=).
نتیجهگیری: بیان ژن TFR2 در بافت تومورال معده افزایش مییابد و در افرادی که عفونت همزمان هلیکوباکترپیلوری دارند و یا در مراحل پیشرفتهتر بیماری قرار دارند بیان ژن بیشتر است. این یافتهها میتواند موید ارتباط مستقیم میزان بیان ژن با ایجاد و گسترش آدنوکارسینومای معده باشد.
لیلا عاصف کبیری، عباس علیبخشی، سید حسن امامی رضوی، مهتاب محمدیفرد، علیرضا عبدالهی،
دوره 75، شماره 3 - ( خرداد 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر افزون بر هورمون پاراتیرویید نقش ویتامین د در بروز هیپوکلسمی پس از تیروییدکتومی کامل مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این مطالعه بررسی رابطه سطح سرمی ویتامین د پیش از عمل جراحی با بروز هیپوکلسمی پس از جراحی تیروییدکتومی کامل بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی (توصیفی-تحلیلی) ۵۷ بیمار کاندید تیروییدکتومی کامل از فروردین ۱۳۹۲ تا اسفند ۱۳۹۳ در بیمارستان ولیعصر (عج) مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تمامی بیماران کلسیم، ویتامین د، پاراتورمون پیش از عمل و کلسیم روز اول و دوم پس از عمل اندازهگیری و سپس بر اساس اهداف مطالعه میزان ویتامین د پیش از عمل با میزان بروز هیپوکلسمی پس از جراحی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین کلسیم بیماران پیش از عمل mg/dl ۰/۷۷±۹/۲ و میانگین ویتامین د پیش از عمل nmol/l ۱۲/۱±۲۴ بود. میانگین کلسیم پیش از عمل و روز اول پس از عمل تفاوت آماری معناداری داشتند(۰/۰۰۱P<). از لحاظ ویتامین د، ۳۷ بیمار (۶۴/۹%) دچار کمبود ویتامین د پیش از عمل و ۲۰ بیمار (۳۵/۱%) دچار ویتامین د ناکافی بودند. از ۳۷ بیماری که کمبود ویتامین د پیش از عمل داشتند، ۲۶ بیمار دچار هیپوکلسمی روز اول پس از عمل و از ۲۰ بیماری که ویتامین د ناکافی داشتند ۱۴ بیمار دچار هیپوکلسمی در روز اول شدند که تفاوت از نظر آماری معنادار نبود (۰/۵۸P=).
نتیجهگیری: سطح سرمی ویتامین د پیش از عمل تیروییدکتومی کامل نقشی در بروز هیپوکلسمی پس از عمل که از عارضههای مهم و بهطور تقریبی شایع این جراحی میباشد ندارد.
سیده حکیمه رضازاده، رضا شیرکوهی، عبدالحمید انگجی، سید یوسف سیدنا، امیر نادر امامی رضوی،
دوره 76، شماره 2 - ( اردیبهشت 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات نشان دادهاند که در اکثر سرطانهای اپیتلیالی بیان فاکتورهای مزانشینمی مثل Vimentin افزایش یافته و بیان فاکتورهای اپیتلیالی مثل E-cadherin کاهش مییابد، که در نتیجه آن تبدیل فنوتیپ اپیتلیالی به مزانشیمی (Epithelial-mesenchymal transition (EMT رخ میدهد. هدف از این پژوهش تعیین سطح بیان این ژنها در بافت تومورال و مقایسه و یافتن ارتباط آنها با پدیده EMT و پیشرفت بیماری بر اساس مقایسه یافتههای بالینی و مورفولوژیک بود.
روش بررسی: مطالعه Case series از بهمن ۱۳۹۴ تا شهریور ماه ۱۳۹۵، بر روی ۷۰ نمونه موجود در تومور بانک انستیتو کانسر انجام گرفت. نمونههای مربوط به بیماران مبتلا به سرطان تخمدان که به منظور جراحی به انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره) مراجعه کرده بودند از نظر میزان بیان دو ژن E-cadherin و Vimentin با روش Real-time PCR مورد بررسی قرار گرفت و دادهها مورد بررسیهای آماری قرار گرفت.
یافتهها: میان سطح بیان ژن Vimentin با Stage تومور (۰/۰۲۶P=) و متاستاز (۰/۰۰۹P=) ارتباط معناداری مشاهده شد. بین بیان ژن Vimentin با درجه تومور (۰/۲۰۷P=)، سن (۰/۱۱P=)، سایز تومور (۰/۷۱P=) و سابقه ابتلای خانوادگی (۰/۶P=) ارتباط معناداری وجود نداشت. بین بیان ژن E-cadherin با متاستاز ارتباط معناداری داشت (۰/۰۲۷P=)، بین بیان ژن E-cadherin با درجه تومور (۰/۶۹۰P=)، Stage )۰/۷۵۳P=)، سن (۰/۰۹P=)، سایز تومور (۰/۵۳۷P=) و سابقه ابتلای خانوادگی (۰/۵۶P=) ارتباط معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مطالعه فوق نشاندهنده تغییر بیان هر دو ژن Vimentin و E-cadherin در سلولهای توموری تخمدان به عنوان فاکتورهای مهم در روند تبدیل اپیتلیال به مزانشیمی و بارز بودن این تفاوت در مراحل بالینی و پاتولوژی مختلف بود.
فریدون معماری، سید حسن امامی رضوی، فخرالدین کیانی، زهرا خزاعیپور،
دوره 79، شماره 9 - ( آذر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت زمان در کنترل استرس بسیار موثر است. برنامه زمانبندی و مدیریت زمان در رشته جراحی و آموزش دستیاران تخصصی این رشته از اهمیت بهسزایی برخوردارست. با مدیریت صحیح زمان و برنامهریزی میتوان همین زمان محدود را هم مدیریت نمود و کارایی بیشتری را شاهد بود. مطالعات کمی در ایران در این خصوص صورت گرفته است. بنابراین، هدف از این مطالعه بررسی تاثیر برنامه زمانبندی در بهبود و ارتقای خدمات آموزشی–درمانی دستیاران جراحی عمومی بیمارستان حضرت امام خمینی (ره) در سال 1394 بود.
روش بررسی: در پیش و پس این مطالعه، 18 دستیار بخشهای جراحی عمومی پنجگانه بیمارستان امام خمینی از بهمن 1394 تا اسفند 1394 که در سال اول تا چهارم مشغول به تحصیل بودند، به روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند و فعالیتهای آنها در 11 حیطه بررسی شد. برای اندازهگیری اثربخشی این خودارزیابی، پنج حیطه توسط اساتید ارزیابی شد. پس از ارزیابی مجدد دستیاران توسط اساتید، نتایج این ارزیابی با ارزیابی پیش از مداخله (بازخورد) مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: در مجموع 18 دستیار وارد مطالعه شدند، ده شرکتکننده مرد (6/55%) و بقیه زن بودند. میانگین سن 7/3±30 سال بود. زمان استراحت و اورژانس در دستیاران سال اول و زمان مطالعه در دستیاران سال چهارم بیشتر بود. زمان شرکت در کلاسهای آموزشی در دستیاران سال دوم بیشتر بود. میانگین نمره بخش در ابتدا و انتهای مطالعه در دستیاران سال چهارم از همه بیشتر و دستیاران سال اول از همه کمتر بود. میانگین تمامی نمرات انتهای مطالعه بهجز قضاوت بالینی بهطور معناداری بیش از ابتدای مطالعه بود.
نتیجهگیری: مدیریت زمان میتواند عملکرد آموزشی و درونبخشی دستیاران جراحی را بهنحو قابل توجهی بهبود دهد.
فاطمه یارمحمودی، فاطمه جعفرزاده سروستانی، سید مستجاب رضوی نژاد، بنفشه زینلی رفسنجانی،
دوره 80، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: تشنج نوزادان دلایل مختلفی دارد. تعیین علت زمینهای تشنج نوزاد بسیار مهم است، چرا که علتشناسی پیشآگهی، نتیجه و راهکارهای درمانی را تعیین میکند. در این مطالعه به بررسی فراوانی یافتههای تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) Magnetic resonance imaging در نوزادان زیر شش ماه که با تشنج به بیمارستان نمازی شیراز آورده شدهاند میپردازیم.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه گذشتهنگر بود، که از فروردین 1397 تا اسفند 1397 بر روی 199 نوزاد زیر شش ماه که بهعلت تشنج در بیمارستانهای آموزشی علوم پزشکی شیراز بستری شده بودند، انجام گرفت. اطلاعات فردی بیماران از سیستم آمار و اطلاعات سلامت و اطلاعات تصاویر و گزارشهای مربوط به آن از سیستم آرشیو تصویربرداری پزشکی استخراج گردید. اطلاعات توسط SPSS software, version 26 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) تحت آنالیز آماری قرارگرفت.
یافتهها: در این مطالعه 199 نوزاد زیر شش ماه شامل 124 پسر و 75 دختر مورد بررسی قرار گرفتند. 3/54% بیماران یافتههای MRI غیر نرمال و 7/45% MRI نرمال داشتند. شایعترین یافتههای غیر طبیعی بهترتیب انسفالوپاتی هیپوکسیک ایسکمیک (1/21%)، عفونت (5/12%) و خونریزی مغزی (%11) بودند. مهمترین یافتههای غیر طبیعی بهترتیب شیوع شامل هیدروسفالی، اختلالات ساختاری، ترومبوز سینوسی وریدی، آتروفی مغزی، ناهنجاری رشد و غیره بودند. در 56/%18 از نوزادان ترکیبی از یافتههای رادیولوژیک وجود داشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که هیپوکسیک ایسکمیک انسفالوپاتی شایعترین علت تشنج نوزادان است. با توجه به اینکه در این مطالعه درصد قابل توجهی (3/%54) از نوزادان، MRIمغزی غیر طبیعی داشتند این یافته بیانگر اهمیت انجام این اقدام رادیولوژی در تشخیص، تعیین پیشآگهی و طول مدت درمان در تشنج نوزادی میباشد.
سید خلیل پستهای، مهدیه قیاثی، سید حسن امامی رضوی،
دوره 81، شماره 7 - ( مهر 1402 )
چکیده
اگزوزومها نشات گرفته از MSCs مشتق از بافتهای مختلف، نویدبخش درمانهای بدون سلول برای ترمیم آسیبهای وارده به بافتها میباشند. وزیکولهای خارجسلولی نقشهای کلیدی در زیستشناسی سلولی ایفا میکنند و ممکن است تشخیصها و درمانهای بالینی جدیدی ارایه دهند. آنها به سیگنالدهی بینسلولی کمک و هموستاز بافت را حفظ میکنند. بیوژنز اگزوزومها در سیستم اندوزومی شروع میشود. محققان 9769 پروتیین، 2838 miRNA، 3408 mRNA و 1116 لیپید که در محموله اگزوزومی وجود دارد را شناسایی کردهاند. این بسته به منشا EV، وضعیت فیزیولوژیکی و پاتولوژیکی آن و حتی محل دقیق رهاسازی سلولی متفاوت است. جداسازی اگزوزومها از سلولها، بافتها و مایعات بدن از الگوی متفاوتی پیروی میکنند. فناوریهای پیشرفته در پزشکی بازساختی، سبب شده است که محققین از اگزوزومهای جدا شده از MSCs با توانایی بازسازی بالا در بیماریها استفاده نمایند. محموله اگزوزومی نقشی کلیدی در تشخیص و درمان با کنترل فرایند بیماری بازی میکنند. این مطالعه با جمعآوری دادهها از منابع معتبر علمی از شهریور 1401 تا مرداد 1402 در پژوهشکده علوم اعصاب، مرکز تحقیقات ضایعات مغزی و نخاعی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. مطالعات مختلف در شرایط آزمایشگاهی ایمنی اثربخشی و پتانسیل درمانی اگزوزومها در سرطانها، نورودژنراتیو، قلبی-عروقی و بیماریهای ارتوپدی را نشان دادهاند. این مقاله نقش درمانی و پتانسیل اگزوزومهای مشتق از MSCs و همچنین تمهیدات لازم به جهت فرآوری آنها را بیان میکند.
سید حسن امامی رضوی، محمدرضا صالحی، هوشنگ صابری، محمد زارعی، بابک میرزاشاهی، پگاه آفرینش، سپیده خداپرست،
دوره 82، شماره 3 - ( خرداد 1403 )
چکیده
عفونت پیوژنیک اولیه ستون فقرات، همچنین بهعنوان اسپوندیلودیسیت یا استئومیلیت مهرهای شناخته میشود، یک بیماری جدی و بالقوه ناتوانکننده است که شامل عفونت باکتریایی یا قارچی فضای دیسک بین مهرهای و بدنههای مهرههای مجاور میشود. درحالی که نسبتا نادر است، با شیوع تخمینی 4/2 در هر 100000 نفر در سال، این یک اورژانس پزشکی است که نیاز به تشخیص و درمان فوری برای جلوگیری از آسیب دایمی ستون فقرات و عوارض عصبی دارد. شایعترین ارگانیسمهای عامل بیماری استافیلوکوکوس اورئوس است که تا 50% موارد را تشکیل میدهد و پس از آن باکتریهای گرم منفی مانند اشریشیا کلی و عفونتهای مایکوباکتریایی مانند مایکوباکتریوم توبرکلوزیس قرار دارند. عوامل خطر برای ایجاد عفونت اولیه ستون فقرات پیوژنیک عبارتند از مصرف داخل وریدی دارو، سیستم ایمنی ضعیف، جراحی اخیر ستون فقرات یا ابزار دقیق و گسترش پیوسته از یک عفونت در سایر نقاط بدن، مانند عفونت دستگاه ادراری یا اندوکاردیت. بیماران معمولا با کمردرد شدید و موضعی، تب و ضعف عمومی مراجعه میکنند که به راحتی میتواند با بیماریهای شایعتر ستون فقرات اشتباه گرفته شود. تشخیص سریع بسیار مهم است و شامل تاریخچه پزشکی کامل، معاینه فیزیکی، آزمایشات آزمایشگاهی و مطالعات تصویربرداری پیشرفته مانند تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) است. کشت خون و در برخی موارد بیوپسی ممکن است برای شناسایی ارگانیسم عامل و راهنمایی درمان ضدمیکروبی مناسب لازم باشد. درمان اصلی شروع سریع آنتیبیوتیک یا درمان ضدقارچی هدفمند است که اغلب نیاز به تزریق داخل وریدی برای چند هفته دارد. مداخله جراحی ممکن است در برخی موارد ضروری باشد، مانند تخلیه آبسه یا ایجاد ثبات در ستون فقرات. یک رویکرد چند رشتهای شامل متخصصان بیماریهای عفونی، جراحان ستون فقرات و ارایه دهندگان توانبخشی برای مدیریت بهینه و نتایج ضروری است. علیرغم پیشرفت در تشخیص و درمان، عفونت اولیه پیوژنیک نخاعی یک وضعیت چالش برانگیز باقی مانده است. تاخیر در تشخیص و درمان میتواند منجر به عوارض ویرانگر از جمله تغییر شکل دایمی ستون فقرات، فلج و حتی مرگ شود. با اینحال، با مدیریت به موقع و مناسب، اکثر بیماران قادر به دستیابی به یک نتیجه بالینی خوب هستند، اگرچه برخی ممکن است درد باقیمانده یا نقایص عصبی را تجربه کنند.
سید احمد رضویزادگان، فاطمه افتخاریان، فاطمه رحمانیان، نوید کلانی،
دوره 82، شماره 5 - ( مرداد 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: رتینوپاتی دیابتی بهعنوان یکی از عوامل اصلی نابینایی در جهان و یکی از علل از کار افتادگی در بیماران دیابتی بهشمار میآید. با این وجود تاکنون در ایران مطالعهای که به بررسی مقایسه کیفیت زندگی بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی و بیماران دیابتی با رتینوپاتی بپردازد انجام نگرفته است لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه کیفیت زندگی بیماران دیابتی با و بدون رتینوپاتی انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 183 نفر از بیماران دیابتی مراجعهکننده به کلینیک هنری شهرستان جهرم از مهر ماه تا بهمن ماه سال 1402 انجام شد. بیماران به دو گروه بیماران دیابتی بدون عارضه رتینوپاتی و بیماران دیابتی دارای عارضه رتینوپاتی تقسیمبندی شدند. ابزار گردآوری دادهها شـامل دو پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه کیفیت زندگی (DQOL-BCI) بود.
یافتهها: نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که بین بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی و بیماران دیابتی با رتینوپاتی از نظر میانگین کیفیت زندگی، تفاوت معنادار وجود داشت (001/0>P). میانگین کیفیت زندگی در گروه بیماران دیابتی با رتینوپاتی (97/7±19/41) بالاتر از گروه بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی (37/7±22/37) بوده است. در بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی و بیماران دیابتی با رتینوپاتی بین میانگین کیفیت زندگی و متغیرهای دموگرافیک تفاوت معنادار وجود نداشت (001/0>P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بیماران مبتلابه رتینوپاتی از کیفیت زندگی بالاتری نسبت به گروه بدون رتینوپاتی برخوردار هستند. این نتایج درحالی بهدست آمد که هیچ یک از متغیرهای دموگرافیک مانند سن، جنسیت، وضعیت تاهل و سطح تحصیلات ارتباط معناداری با کیفیت زندگی این بیماران نداشتند.
پوریا ادیبی، مهرداد صیادینیا، پرنیا دبیری، مجید وطنخواه، مهرداد ملکشعار، طیبه زارعی، بیبی منا رضوی،
دوره 82، شماره 9 - ( آذر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی اضطراب پیش از عمل باعث میشود که بیدردی بهتر در دوره پس از عمل و تجربه بهتر به بیمار ارائه شود. با این حال، تحقیقات کمی وجود دارد که کامل و دقیق علت و عوامل اضطراب را در این جمعیت بررسی کند. بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی عوامل مرتبط با اضطراب در بیماران الکتیو چشم بیمارستان شهید محمدی بندرعباس میباشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 180 نفر از بیماران مراجعهکننده به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس در بازه زمانی فروردین تا شهریور 1402 انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات در این مطالعه چک لیست شامل جنسیت، سن، علل اضطراب، میزان تحصیلات بیمار، سابقه قبلی انجام جراحی چشم، سابقه قبلی جراحیهای غیر چشم و ابتلابه سایر بیماریهای زمینهای، میباشد. میزان اضطراب در دو مرحله پیش و پس از عمل چشم براساس معیار سنجش اضطراب (Visual analogue scale for anxiety, VASA)، سنجیده شد.
یافتهها: عمده بیماران (8/52%) علت نامشخصی را بهعنوان عامل اضطراب زا ذکر کردند و کمترین فراوانی در میان علل اضطرابزای ذکر شده توسط بیماران ترس از مرگ در اثر جراحی بود. میزان اضطراب در بیمارانی که سابقه جراحی غیرچشمی داشتند، به شکل معناداری کمتر بود. بیمارانی که علت نامشخص، خود جراحی و مشکلات مالی را بهعنوان علت اضطراب خود ذکر کردند به شکل معناداری اضطراب پیش از عمل و اضطراب پس از عمل بالاتری را تجربه کردند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان اضطراب در بیمارانی که سابقه جراحی چشمی و غیرچشمی دارند به شکل معناداری کمتر است.
مهرداد ملک شعار، بیبیمنا رضوی، مهرداد صیادینیا، سعید کاشانی، نادیا محمدی، مجید وطنخواه،
دوره 82، شماره 10 - ( دی 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف مقایسه اثرات استفاده از ماسک لارینژیال (Laryngeal Mask Airway, LMA) و لولهگذاری تراشه بر مقاومت و کمپلیانس راه هوایی در بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی تحت بیهوشی عمومی طراحی شد. بررسی این دو روش برای بهبود کیفیت تنفس و کاهش عوارض ناشی از دستگاه تنفس در بیماران حائز اهمیت است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی بر روی ۵۰ بیمار تحت عمل جراحی ارتوپدی تحت بیهوشی عمومی مراجعهکننده به بیمارستان پیامبر اعظم بندرعباس در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1403، انجام شد. بیماران بهطور مساوی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول با ماسک لارنژیال و گروه دوم با لولهگذاری تراشهای تحت بیهوشی عمومی قرار گرفتند. متغیرهای اصلی شامل مقاومت و کمپلیانس راه هوایی در زمانهای صفر، ۱۵، ۳۰ و ۶۰ دقیقه پس از شروع بیهوشی اندازهگیری شد. ویژگیهای دموگرافیک مانند سن، جنسیت، و کلاس بیهوشی بیماران نیز ثبت گردید.
یافتهها: در دقیقه صفر بیهوشی، مقاومت راه هوایی در گروه لولهگذاری تراشه بهطور معناداری بیشتر از گروه ماسک لارنژیال بود (001/0P<). در دقیقه های ۳۰ و ۶۰ بیهوشی، مقاومت راه هوایی در گروه لولهگذاری تراشه بهطور معناداری بیشتر از گروه ماسک لارنژیال بود (001/0P<). کمپلیانس راه هوایی در گروه ماسک لارنژیال در تمامی زمانها (صفر، ۱۵، ۳۰ و ۶۰ دقیقه) بهطور معناداری بالاتر از گروه لولهگذاری تراشه بود (001/0P<).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که استفاده از ماسک لارنژیال نسبت به لولهگذاری تراشه منجر به بهبود کمپلیانس راه هوایی و کاهش مقاومت راه هوایی در طول بیهوشی میشود. این نتایج میتواند بر انتخاب روشهای بیهوشی و بهبود کیفیت مراقبتهای پس از عمل تأثیرگذار باشد
مهرداد صیادینیا، سید محمد سید میرزایی، مجید وطنخواه، مهرداد ملکشعار، طیبه زارعی، بیبی منا رضوی،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: میدازولام، یک بنزودیازپین کوتاه اثر، معمولا بهعنوان پیشدارویی برای خواص ضداضطراب و فراموشی آن استفاده میشود. علیرغم استفاده گسترده از آن، تحقیقات محدودی وجود دارد که بهطور خاص وقوع فراموشی انتروگراد را ارزیابی میکند، بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی فراوانی فراموشی انتروگراد پس از آندوسکوپی با میدازولام بهعنوان پیش دارو میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه کوهورت آینده نگر بیماران کاندیدای آندوسکوپی تشخیصی یا درمانی در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس در سال 1401 وارد مطالعه شدند. بیماران پیش از آندوسکوپی دو میلیگرم میدازولام به صورت داخل وریدی دریافت کردند و سپس پروپوفول را برای حفظ بیهوشی دریافت کردند. یک تست حافظه شامل جزئیات شخصی پیش و پس از عمل برای ارزیابی فراموشی انتروگراد انجام شد. از بیماران پنج دقیقه پیش از ترخیص در مورد این روش سوال شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که امتیاز یادآوری پس از تزریق میدازولام و آندوسکوپی به ترتیب 22/5 و 87/2 میباشد. مدت زمان طولانیتر آندوسکوپی با کاهش امتیاز یادآوری مرتبط است (001/0>P). بیماران کلاس دو ASA نمرات یادآوری پس از آندوسکوپی کمتر از ASA کلاس یک داشتند (001/0>P). نمرات یادآوری با افزایش سن کاهش مییابد که بالاترین آن در محدوده سنی 29-19 سال بود (001/0>P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تحصیلات تکمیلی، مدت زمان آندوسکوپی، کلاس ASA و افزایش سن تفاوت معناداری را در فراموشی انتروگرید ناشی از میدازولام نشان دادند، درحالی که جنسیت ارتباط معناداری با فراموشی نداشت.
شهرام شفا، مهرداد صیادینیا، بیبیمنا رضوی، طیبه زارعی، مریم ضیایی، منصور دیلمی،
دوره 83، شماره 2 - ( اردیبهشت 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل اضطراب بیماران قبل از جراحی احتمال مشکلات بعد از عمل کاهش یافته و امکان مشارکت و همکاری بیمار در برنامه مراقبت و درمان بعد از عمل افزایش مییابد. لذا هدف از انجام این مطالعه روشهای غیردارویی کنترل اضطراب در بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از یک رویکرد مروری استفاده کرده است. کاوش سیستماتیک شامل چندین مرحله کلیدی است. جستجوی ادبیات: تحقیقات کاملی در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Sciences Direct، Scopus، Magiran، Sid و موتور جستجوگر گوگل اسکالر انجام شد. جستجو با استفاده از کلمات کلیدی مانند "رایحه درمانی (ارماتراپی)"، "موسیقی درمانی"، "ماساژ"، "مداخله آموزشی"، "فیلم آموزشی" و "آوای قرآن" و معادل انگلیسی آنها برای شناسایی مطالعات مربوطه منتشر شده در 10 سال گذشته اصلاح شده است.
یافتهها: روشهای غیردارویی مورد استفاده در کنترل یا کاهش اضطراب در عمل جراحی ارتوپدی شامل روشهای، موسیقی درمانی، آوای قرآن، تکنیکهای ریلکسیشن، ماساژ کمر، مداخله آموزشی، فیلم آموزشی، آگاهی و آموزش دادن قبل از عمل جراحی و رایحه درمانی (بابونه، بادرنجویه، رز، سنبلالطیب، هل، دارچین، گل ساعتی، اسطوخودوس، لیمو ترش)، میباشد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از یافتههای پژوهشهای انجام شده نشان میدهد که استفاده از روشهای غیردارویی باعث کاهش اضطراب در بیماران تحت اعمال جراحی ارتوپدی شده است. بنابراین میتوان با انواع روشهای غیردارویی اثرات مخرب اضطراب بعد از اعمال جراحی ارتوپدی را کاهش داد.
پوریا ادیبی، سمیه مهرپور، رضا صحرایی، سمیرا زنبق، مجید وطنخواه، مهرداد ملک شعار، منصور دیلمی، بیبیمنا رضوی، طیبه زارعی،
دوره 83، شماره 2 - ( اردیبهشت 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: لرز بعد از عمل جراحی از عوارض شایع بیحسی نخاعی در عمل جراحی سزارین میباشد. بسیاری از داروها در رابطه با جلوگیری یا کاهش لرز بررسی شدهاند، اما هنوز دارویی ایده آل مورد تایید نهایی قرار نگرفته است. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر داروی دکسمدتومدین در پیشگیری از لرز پس از عمل جراحی سزارین می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مرور نظامند، کلید واژههای کلیدی فارسی "دکس مدتومدین"، "بیحسی نخاعی/ اسپاینال"، "سزارین" و دکس مدتومدین" و کلیدواژههای انگلیسی Dexmedetomidine", "Caesarean section"، "Spinal Anesthesia" " Dexmedetomidine و "C-Section" در پایگاههای PubMed، EMBASE، Cochrane Central Register of Controlled Trials (CENTRAL)، Web of Science، ClinicalTrials.gov و Scopus ، SID، Magiran ، Medlib و موتور جستجوگر Google Scholar، بدون محدودیت زمانی انجام شد.
یافتهها: در این مطالعه مرور نظامند، 19 مطالعه بررسی شد. نتایج مطالعات مورد بررسی در مورد پیامد مطالعات انجام شده بیانگر آن بود که در 13 مطالعه دکس مدتومدین داروی موثرتری در کنترل لرز نسبت به سایر گروههای مورد مطالعه بود. همچنین در پنج مطالعه دکسمدتومدین به همراه 3 داروی پتدین، دگزامتازون و اندانسترون، اثرات مشابهی در کنترل لرز در بیماران ایفا کردند. در یک مطالعه نیز دکس مدتومدین اثران ضدلرزی کمتری نسبت به داروی نالبوفن ایجاد نمود.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن بود که داروی دکسمدتومدین در جلوگیری از لرز بعد از عمل در بیماران تحت عمل جراحی سزارین موثر میباشد. بنابراین بهنظر میرسد مصرف دکسمدتومیدین جهت پیشگیری از لرز بعد از عمل، در این بیماران مفید باشد.
مجید وطنخواه، سعید کاشانی، ﻣﺤﺴﻦ ﺻﺮاﻓﻲﺧﻮاه، بیبیمنا رضوی، مهرداد صیادینیا، مهرداد ملک شعار،
دوره 83، شماره 2 - ( اردیبهشت 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن ﻳﻜﻲ از ﻣﺸﻜﻼت ﺟﺪی در ﺑﻴﻤﺎران ﺑﺴﺘﺮی در ﺑﺨﺶ ﻣﺮاﻗﺒﺖﻫﺎی وﻳﮋه اﺳﺖ. داروﻫﺎی ﺿﺪﺗﻬﻮع ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺘﻮﻛﻠﻮﭘﺮاﻣﻴﺪ و اﻧﺪاﻧﺴﺘﺮون ﻳﻜﻲ از راﻫﻜﺎرﻫﺎی در ﺟﻬﺖ ﻛﺎﻫﺶ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن و ﺑﻪ ﻃﺒﻊ آن ﻛﺎﻫﺶ وﻗﻮع ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن در ﺑﻴﻤﺎران ﺑﺴـﺘﺮی در ﺑﺨﺶ ﻣﺮاﻗﺒﺖﻫﺎی وﻳﮋه اﺳـﺖ. این مطالعه با هدف تعیین مقایسهی دو داروی متوکلوپرامید و اندانسترون بر روی میزان پنومونی آسپیراسیون در بخش مراقبت های ویژه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه ﻛﺎرآزﻣﺎﻳﻲ ﺑﺎﻟﻴﻨﻲ تصادفی شده دو ﺳﻮیهﻛﻮر ﺑﺮ روی ١١٦ نفر از بیماران ﺑﺴﺘﺮی در ﺑﺨﺶ ﻣﺮاﻗﺒﺖﻫﺎی وﻳﮋه ﺑﻴﻤﺎرﺳـﺘﺎن ﺷـﻬﻴﺪ ﻣﺤﻤﺪی ﺑﻨﺪرﻋﺒﺎس در بازه زمانی فروردین تا اسفند 1403 انجام شد. ﺑﻴﻤﺎران ﺑﻪﻃﻮر ﺗﺼﺎدﻓﻲ ﺑﻪ دو ﮔﺮوه ﻣﺘﻮﻛﻠﻮﭘﺮاﻣﻴﺪ و اﻧﺪاﻧﺴﺘﺮون ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺷﺪﻧﺪ. ﺑﻴﻤﺎران ﺑﻪﻣﺪت ٧٢ ﺳﺎﻋﺖ ﺗﺤﺖ ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ و ﺑﺮرﺳﻲ ﺑﺮاﺳﺎس اﻣﺘﻴﺎز Infection score clinical pulmonary (CPIS)، ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎی ﺗﺼﻮﻳﺮﺑﺮداری از ﻗﻔﺴﻪی ﺳﻴﻨﻪ (CXR) و ﻣﻌﺎﻳﻨﺎت ﺑﺎﻟﻴﻨﻲ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ.
یافتهها: ﺑﻴﻦ دو ﮔﺮوه ﻣﺘﻮﻛﻠﻮﭘﺮاﻣﻴﺪ و اﻧﺪاﻧﺴﺘﺮون از ﻧﻈﺮ ﻣﻴﺰان وﻗﻮع ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن، ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﺎداری وﺟﻮد نداشت و ﻣﻴﺰان ﺑﺮوز ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن در ﻫﺮ دو ﮔﺮوه ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﻮد. نتایج آزمون رگرسیون لجستیگ چندگانه نشان داد از نظر آماری هیچکدام از متغیرها بر پنومومنی آسپیراسیون اثری ندارند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ﺑﻴﻦ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺘﻮﻛﻠﻮﭘﺮاﻣﻴﺪ و اﻧﺪاﻧﺴﺘﺮون در ﻛﺎﻫﺶ ﺑﺮوز ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن در ﺑﻴﻤﺎران اﻳﻨﺘﻮﺑﻪ و ﺗﺤﺖ ﺗﻬﻮﻳﻪ ﻣﻜﺎﻧﻴﻜﻲ ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﺎداری وﺟﻮد ﻧﺪارد و ﻫﺮ دو دارو ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﮔﺰﻳﻨﻪﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞﻗﺒﻮل در ﻛﻨﺘﺮل اﻳﻦ ﻣﺸﻜﻞ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﻴﺮﻧﺪ، همچنین از ﻧﻈﺮ اﺛﺮﺑﺨﺸﻲ ﺑﺮﺗﺮی ﺑﻴﻦ آنها ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻧﺸﺪ.
بیبی منا رضوی، طیبه زارعی، سید محمد صادق احمدی رشتی، مهرداد صیادینیا،
دوره 83، شماره 3 - ( خرداد 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از مش از کارامدترین روشها و بهعنوان روش انتخابی در ترمیم قابل محسوب میشود. مطالعه حاضر به مقایسه نتایج استفاده از مش پرولن فوق سبک با مش پرولن استاندارد در عمل جراحی ترمیم فتق پرداخته شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده دو سویه کور بر روی 119 بیمار در بازه زمانی اریبهشت 1394 تا اردیبهشت 1395 در بیمارستان شهید محمدی شهر بندرعباس انجام شد. اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، قد، وزن در چک لیست ثبت شد. بیماران بهصورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. در گروه اول از مش پرولن و در گروه دوم از مش پرولن فوق سبک جهت ترمیم استفاده شد. ترمیم فتق به روش لبخشتاین توسط جراح انجام شد.
یافتهها: میزان عود سه ماه پس از عمل در گروه پرولن صفر و در گروه پرولن فوق سبک یک مورد (7/1%) بود (487/0P=). میزان عود ۱۲ ماه پس از عمل در گروه پرولن دو مورد (2/3%) و در گروه پرولن فوق سبک سه مورد (2/5%) بود (6720P=). زمان احساس بهبودی کامل در گروه پرولن 63/1± 94/6 و در گروه پرولن فوق سبک 64/1± 68/6 روز بود (368/0P=). شدت درد در زمان های دو، شش و 24 ساعت پس از عمل اختلاف معناداری بین دو گروه مطالعه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: هر دو مش پرولن و پرولن فوق سبک در ترمیم هرنی اینوگوئینال کارایی نسبتا یکسانی دارند. هر چند مواردی مانند شدت درد، وجود درد مزمن و شروع سریعتر حرکت از مزیتهایی بود که با اختلاف اندکی در مش پرولن فوق سبک دیده شد، اما میزان عود هم اندکی در گروه پرولن فوق سبک بالاتر بود.