33 نتیجه برای محسنی
سیدطاهر اصفهانی، عباس مدنی، مریم تشویقی، نعمت اله عطایی، پروین محسنی،
دوره 57، شماره 4 - ( 4-1378 )
چکیده
دویست کودک مبتلا به نارسایی پیشرفته کلیه که بین سالهای 1369 الی 1376 به بخش دیالیز بیمارستان مرکز طبی کودکان تهران مراجعه کرده بودند، از نظر علل پیدایش نارسایی کلیه تحت بررسی قرار گرفتند. سن این کودکان 14-1 سال و میانگین آن 8/14 سال بود. تفاوت عمده ای از نظر شیوع نارسایی بین دو جنس مذکر و مونث نبود. پیلونفریتها و آنومالیهای انسدادی دستگاه ادراری در بیماران ما (35/5 درصد)، شایعترین علت نارسایی کلیه را تشکیل می دادند، سپس بیماریهای گلومرولی با 22/5 درصد و بیماریهای ارثی با 13/5 درصد قرار داشتند. با توجه به اینکه نارسایی حاصل از غالب موارد پیلونفریتها و آنومالیهای انسدادی، با تشخیص و درمان به موقع و صحیح قابل پیشگیری است و همینطور در بسیاری موارد، با راهنمایی والدین می توان از تولد کودک مبتلا به بیماریهای ارثی پیشگیری کرد، می توان نتیجه گرفت که تقریبا نیمی از موارد نارسایی کلیه کودکان قابل پیشگیری می باشد.
عباس مدنی، نعمت الله عطائی، سیدطاهر اصفهانی، فخرالسادات مرتضوی، پروین محسنی،
دوره 60، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده
مقدمه: سیکلوسپورین A از داروهایی است که امروزه از آن به طور رایج در درمان کودکان مبتلا به سندرم نفروتیک وابسته به استروئید و یا مقاوم استفاده می شود. براساس گزارشات ارائه شده تاثیر این دارو در القا رمیسیون در بیماران مبتلا به نفروز وابسته به استروئید 100%-70 و در کودکان مبتلا به سندرم نفروتیک مقاوم 100%-0 می باشد. این مطالعه بمنظور ارزیابی اثر درمان طولانی مدت (CsA) در کودکان مبتلا به نفروز مقاوم و وابسته به استروئید انجام گرفت.
مواد و روشها: در این بررسی اثر طولانی مدت سیکلوسپورین A در 91 کودک ایرانی در محدوده سنی 3 ماه تا 11 سال (54 بیمار مبتلا به سندرم نفروتیک مقاوم و 37 کودک مبتلا به نفروز وابسته به استروئید) از سال 1363 لغایت 1378 مورد ارزیابی قرار گرفت. در 80 مورد از 91 کودک مورد مطالعه قبل از شروع CsA بیوپسی کلیه بعمل آمد و در 11 بیمار دیگر بدلیل عدم رضایت والدین انجام بیوپسی میسر نشد. عدم مشاهده رمیسیون پس از گذشت 3 الی 6 ماه از دریافت (CsA)، ملاک قطع درمان در بیماران بود.
یافته ها: همه بیماران تحت درمان با (CsA) روزانه و پردنیزولون با دوز پایین و بصورت یک روز در میان قرار گرفتند. مصرف (CsA) در 25 مورد (46/2%) از 54 بیمار مبتلا به RNS و 27 مورد (73%) از 37 کودک مبتلا SDNS منجر به رمیسیون بیماری گردید (P<0.02). پاسخ به درمان در 23 مرد (72%) از 32 بیمار مبتلا به MCD) Minimal Change Disease) مثبت بود در حالیکه جواب به (CsA) تنها در 4 مورد (22%) از 18 بیمار مبتلا به FSGS مشاهده شد (P<0.005) و 24 مورد (48%) از 50 بیمار پاسخ دهنده به (CsA) طی 12-1 ماه پس از قطع دارو دچار عود شدند. فاصله زمانی بین شروع سندرم نفروتیک و تجویز (CsA) و نیز جنسیت بیماران تاثیری در نتیجه درمان نداشت. عوارض ناشی از مصرف (CsA) در 25 مورد (27/4%) از بیماران مشاهده شد. در هیچ یک از کودکان مبتلا به سندرم نفروتیک مقاوم و یا سندرم نفروتیک وابسته به استروئید، سطح ترانس آمینازهای سرم افزایش پیدا نکرد. در 8 مورد (8/7%) هیرسوتیسم، در 7 مورد (7/6%) هیپرتانسیون، در 7 مورد (7/6%) هیپرپلازی لثه، در 2 مورد (2/2%) توکسیسیته نورولوژیک و در 1 مورد (1%) افزایش کراتی نین سرم مشاهده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: سیکلوسپورین A می تواند در القا رمیسیون کامل در بخش قابل توجهی از بیماران مبتلا به سندرم نفروتیک مقاوم و وابسته به استروئید موثر باشد. این تاثیر در بیماران مبتلا به نفروز وابسته به پردنیزولون به طور بارزی (معنی دار) بیشتر از کودکان مبتلا به سندرم نفروتیک از نوع مقاوم می باشد. با توجه به یافته های فوق به نظر می رسد استفاده از (CsA) برای القا رمیسیون در بیماران مبتلا به نفروز مقاوم و یا وابسته به استروئید کمک کننده باشد.
عباس مدنی، مرجان شکیبا، نعمتالله عطایی، سیدطاهر اصفهانی، پروین محسنی،
دوره 63، شماره 1 - ( 2-1384 )
چکیده
مقدمه:ESRD به جهت مرگ و میر بالا، عوارض بیماری و کیفیت پایین زندگی و مشکلات درمان اعم از دیالیز و پیوند، از معضلات طب اطفال میباشد. در این مطالعه اتیولوژی و outcome در کودکان مبتلا به ESRD تحت همودیالیز در بیمارستان مرکز طبی کودکان تحت بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: 216 بیمار طی مدت 14 سال (از سال 1368 تا پایان سال 1381) در این مرکز تحت بررسی قرار گرفتند.
یافته ها و نتیجه گیری: نسبت ابتلا مذکر به مونث بود و پیک شیوع سنی 10 سال بود. در 30% بیماران علت ESRD اختلالات اورولوژیک مادرزادی بود که از این گروه 21% مبتلا به VUR و 5/8% دچار اوروپاتیهای انسدادی مادرزادی بودند. در 20% بیماران گلومرولوپاتیها علت ESRD بودند. 3/14% به علت نفروپاتیهای ارثی دچار ESRD شدند و 7% مبتلا به بیماریهای مولتی سیستمیک بودند. در 2/16% موارد علت ESRD مشخص نشد. از 216 بیمار 203 بیمار در این مرکز تحت پیگیری قرار گرفتند که از این تعداد در 145 نفر (4/71%) همودیالیز ادامه یافت، 28 نفر (8/13%) پیوند ناموفق و 15 نفر (4/17%) پیوند موفق داشتند. Mortality rate در این مطالعه 4/7% بود.
عباس مدنی، زهرا پور نصیری، عبدالمحمد کجباف زاده، نعمت اله عطایی، پروین محسنی، سید طاهر اصفهانی،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده
اختلال عملکرد دستگاه ادراری تحتانی میتواند علت عفونتهای مکرر ادراری Urinary Tract Infection (UTI) و ریفلاکس وزیکویورترال Vesico Ureteral Reflux (VUR) در کودکان باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی فراوانی اختلال عملکرد مثانه در کودکان مبتلا به عفونت ادراری مکرر بوده است.
روش بررسی: در طول مطالعه 133 کودک (11 پسر و 122 دختر) وارد مطالعه شدند. دامنه سنی از 7 ماه تا 14 سال متغیر بود. گروه A شامل 78 کودک با سابقه UTI مکرر بدون VUR، در حالیکه گروه B شامل 55 کودک مبتلا به UTI و VUR بود. بررسیهای یورودینامیک (سیستومتری) بر روی تمام این کودکان انجام شد.
یافتهها: عملکرد غیرطبیعی سیستم ادراری تحتانی در 98 کودک (1/73%) دیده شد که 57 کودک از گروه A (1/78%) و 41 کودک از گروه B (8/78%) بودند. (05/0p>) شایعترین اختلال عملکرد دیسسینرژی دترسور اسفنکتر (DSD) بود که در 54% موارد وجود داشت،2/46% در گروه A و 60% در گروه B. (05/0p<) مثانه ناپایدار در 44 کودک (33%) دیده شد که تفاوت معنیداری در دو گروه نداشت. در 17 بیمار (6/12%) DSD همراه با ناپایداری مثانه بود. از نظر اختلال ادرار کردن حدود 20% کودکان در هر دو گروه هیچکدام از علائم اختلال را نداشتند، در حالی که 80% دیگر علائم مختلفی را گزارش میکردند که شایعترین آنها یبوست و اورجنسی بود. در نیمی از کودکان گروه A و یکچهارم افراد گروه B همزمانی چند علامت دیده میشد از جمله: تکرر ادرار، اورجنسی، ادرار منقطع، بیاختیاری، ادرار قطرهقطره و احتباس و یبوست.
نتیجهگیری: شایعترین اختلال عملکردی سیستم ادراری تحتانی در کودکان با UTI مکرر DSD است که در کودکان مبتلا به VUR با فراوانی بیشتری رخ میدهد.
محمد قاسم محسنی، سید محمد کاظم آقامیر، علی پاشا میثمی، شهرام گوران، سویل نصیر محترم،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
در این مطالعه تاثیر تزریق سم بوتولینوم-A داخل عضله دترسور مثانه در بیماران مبتلا به مثانه overactive و بیاختیاری مقاوم به درمان بررسی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه آیندهنگر، 12 بیمار مرد با مثانه بیشفعال و بیاختیاری ادراری به دلیل ترومای نخاعی که درمان موفقیتآمیز نداشتهاند، وارد شدند. 300 واحد سم بوتولینوم- Aبه کمک سیستوسکوپ F20 در 30 نقطه عضله دترسور مثانه خارج از تریگون تزریق شد. بیماران شش هفته، شش ماه و 9 ماه بعد از درمان برای پیگیری مراجعه نمودند و همچنین مطالعه یورودینامیک در پایان شش هفته انجام شده است.
یافتهها: در پایان شش هفته پیگیری 9 بیمار از 12 بیمار اختیار کامل ادراری خود را باز یافتند و بعد از شش ماه، یک بیمار از مطالعه خارج شده و هفت بیمار از 9 بیمار همچنان اختیار کامل ادراری خود را حفظ کردند. و در پایان 9 ماه پیگیری سه بیمار اختیار ادراری را حفظ کرده بودند. همه بیماران که با موفقیت درمان شدند از درمان راضی بودند و هیچ عارضه جدی در طول درمان رخ نداده است. میانگین ظرفیت سیستومتریک مثانه (001/0p<)، کامپلیانس مثانه (001/0p<)، میانگین باقیمانده ادراری (001/0p<) در حد معنیداری افزایش و حداکثر فشار دترسور هنگام ادرار کردن کاهش یافته است. (001/0p<).
نتیجهگیری: تزریق سم بوتولینوم A- یک روش موثر و بیخطر در درمان مثانه بیشفعال در بالغین دچار ترومای نخاعی که به درمان دارویی پاسخ ندادند، میباشد، حتی اگر مثانه این بیماران کمپلیانس پائین داشته باشد. برای حفظ اختیار ادراری ممکن است بیماران، شش ماه بعد نیاز به تزریق مجدد داشته باشند.
سیدطاهر اصفهانی، عباس مدنی، مستانه مقتدری، نعمتاله عطایی، پروین محسنی، نیلوفر حاجیزاده، ناهید رحیمزاده، مرضیه حدادی،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
سندرم نفروتیک یکی از بیماریهای قابل توجه دوران کودکی میباشد. گرچه مکانیسم پاتوفیزیولوژی آن روشن نیست. اکثر بیماران سیر بالینی خوشخیم داشته و به خوبی به استروئیدها پاسخ میدهند. در این مطالعه بهطور گذشتهنگر پیامد بالینی طولانی مدت 745 کودک مبتلا به سندرم تفروتیک حساس به استروئید از سال 1996 تا 2006 بررسی شد.
روش بررسی: دادههای موجود در پرونده پزشکی 745 کودک مبتلا به سندرم نفروتیک اولیه حساس به استروئید که حداقل به مدت شش ماه پیگیری شده بودند، بررسی گردید.
یافتهها: 1/63% پسر بودند. فراوانترین هیستوپاتولوژی Minimal Change Nephrotic Syndrome (2/30%)، Focal Segmental Glumerulosclerosis (25%) بود. در زمان مراجعه 6/22% از بیماران هماچوری میکروسکوپی داشتند. بیماران به طور متوسط 04/4±42/6 سال (شش ماه تا 22 سال) پیگیری شده بودند. 2/9% اصلا عود نداشتند، در حالی که 8/15% دچار عود مکرر شدند. در آخرین نوبت ویزیت، 7/49% از بیماران در وضعیت رمیسیون، 5/32% در عود و 29 نفر دچار نارسایی مزمن کلیه (CRF) یا End Stage Renal Disease بودند.
نتیجهگیری: اکثر کودکان مبتلا به سندرم نفروتیک ایدیوپاتیک هیستوپاتولوژی خوشخیم MCNS دارند و با درمان اولیه استروئید رمیسیون پیدا میکنند، عود در آنها شایع بوده و کمتر از 10% برای همیشه در رمیسیون باقی میماند. از بین فاکتورهای بالینی میزان پاسخدهی به عوامل استروئید sparing، تعداد عود و مدت رمیسیون پابرجا با پیامد بالینی بیماران ارتباط دارد. پیگیری طولانی مدت کودکان با سندرم نفروتیک اولیه لازم میباشد.
عباس مدنی، سید طاهر اصفهانی، ناهید رحیمزاده، نعمتالله عطایی، پروین محسنی، مستانه مقتدری، مرضیه حدادی،
دوره 66، شماره 2 - ( 2-1387 )
چکیده
سندرم نفروتیک در دوران کودکی اغلب با عودهای مکررهمراه است. جهت تعیین اثربخشی لوامیزول در درمان سندرم نفروتیک وابسته به استروئید (SDNS)، 305 کودک مبتلا به SDNS مراجعهکننده به مرکز طبی کودکان از سال 1365 لغایت 1385 بررسی شدند.
روش بررسی: تشخیص سندرم نفروتیک بر اساس معیارهای کلاسیک بود. هیچ کدام از بیماران علایم سندرم نفروتیک ثانویه نداشتند. پروتکل درمانی اولیه پردنیزولون با دوز mg/m260 روزانه در سه دوز منقسم برای چهار هفته بود. سپس در عرض سه تا شش ماه کم تا قطع شد. در صورت عود بعد از کاهش دوز پردنیزولون از لوامیزول استفاده گردید. وابستگی به استروئید به صورت عود در طی کاهش دوز استروئید یا 14 روز بعد از قطع استروئید در نظر گرفته شد.
یافتهها: از 305 کودک مبتلا به SDNS، 8/70% پسر بودند. متوسط سن بیماران در زمان مراجعه 1/3±8/4 سال (یک تا 15 سال) بود.در آخرین ویزیت، 84 نفر (5/27%) در رمیسیون، 220 نفر (1/72%) در وضعیت عود و نیاز به مصرف استروئید بودند. مصرف لوامیزول منجر به کاهش دوز استروئید و رمیسیون طولانی به ترتیب برای 68 (3/22%) و 90 بیمار (5/29%) شد. بعد از درمان با لوامیزول متوسط میزان عود (88/0±05/2 در برابر 23/1±1/1) و دوز روزانه استروئید (به ترتیب 39/0±74/0 در برابر 38/1±32/0 mg/kg) به طور معنیدار کاهش یافت (0001/0p<).
نتیجهگیری: لوامیزول به عنوان داروی موثر و با کمترین عوارض جانبی میتواند در درمان SDNS در دوران کودکی، به صورت داروی اولیه برای حفظ وضعیت رمیسیون با کاهش میزان عود و دوز استروئید به کار رود.
حاتم احمدی، پروین رستمی، محمد رضا ذرین دست، محمد ناصحی، هما محسنی کوچصفهانی،
دوره 71، شماره 3 - ( خردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای نوروترانسمیتری دوپامینی و گلوتاماتی پریفرونتال و هسته اکومبنس در تنظیم فعالیت حرکتی نقش دارند. این مطالعه به بررسی برهمکنش سیستم دوپامینی پوسته اکومبنس و گلوتاماتی ناحیه پریلیمبیک در تنظیم فعالیت حرکتی و پارامترهای مرتبط با آن میپردازد.
روش بررسی: هدف این تحقیق بررسی اثر برهمکنش تزریق دارویی در مغز بر فعالیت حرکتی و دیگر پارامترهای مرتبط با آن در موش صحرایی نر بود، بهاینمنظور از دستگاه Open field که بهصورت خودکار فعالیت حرکتی را ثبت میکند استفاده شد. تزریق داروها بهصورت یکطرفه و درونمغزی صورت میگرفت.
یافتهها: تزریق دوزهای (D-AP7 آنتاگونیست گیرنده N-methyl-D-aspartic acid NMDA=، μg/μl1، 5/0، 25/0) در پریلیمبیک طرف چپ اثری بر فعالیت حرکتی و پارامترهای مرتبط با آن ندارد. بهعلاوه، دوز مؤثر (μg/μl9/0)NMDA در این ناحیه موجب افزایش فعالیت حرکتی (01/0P<)، اما باعث کاهش تعداد کشیدگی و آراستگی بدن نسبت به گروه کنترل میشود (01/0P<)، که این تغییرات با تزریق D-AP7 قبل از آن بلوک میشود (01/0P<). تزریق SCH23390 (آنتاگونیست گیرنده D1 دوپامینی) در پوسته اکومبنس طرف چپ اثری بر پارامترهای ذکرشده ندارد. تزریق SKF38393 (آگونیست گیرنده D1 دوپامینی، μg/μl4) در این ناحیه باعث افزایش فعالیت حرکتی شد (05/0P<)، که با تزریق SCH23390 قبل از آن مهار شد (01/0P<). تزریق دوز بیاثر (μg/μl, SCH2339025/0) در پوسته اکومبنس طرف چپ موجب کاهش اثر NMDA در پریلیمبیک میشود (01/0P<). علاوهبراین، بهکارگیری دوز بیاثر μg/μl) SKF383931) در این ناحیه موجب تقویت اثر دوز میانی NMDA (05/0P<) و مهار دوز بالای آن در پریلیمبیک شد (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج بیانگر اثر تنظیمی سیستم دوپامینی پوسته اکومبنس بر فعالیت حرکتی افزایشیافته ناشی از تحریک سیستم گلوتاماتی ناحیه پریلیمبیک است.
میترا غلامی، شهرام نظری، مهدی فرزادکیا، سید محسن محسنی، سودابه علیزاده متبوع، فخرالدین اکبری دورباش، میثم حسننژاد،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش کنونی سنتز و بررسی اثرات ضد باکتریایی نانو دندریمر پلیآمیدوآمین-G7 در حذف باکتریهای اشرشیاکلی، پروتئوس میرابیلیس، سالمونلا تیفی، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس در محیط آزمایشگاهی بود.
روش بررسی: مطالعه بهصورت تجربی در تیرماه 1394 در آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گردید، اثر ضدباکتریایی نانو دندریمر پلی آمید و آمین-G7 بهروش انتشار دیسک و رقت لولهای بر روی گونههای استاندارد باکتریایی گرم منفی و گرم مثبت انجام شد. حداقل غلظت بازدارندگی و کُشندگی بر روی باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت بر اساس دستورکارهای موسسهی استاندارد و آزمایشگاه پزشکی بهدست آورده شد.
یافتهها: قطر هاله عدم رشد در غلظت µg/ml25 از نانو دندریمر پلی آمید و آمین-G7 برای اشرشیاکلی، پروتئوس میرابیلیس، سالمونلا تیفی، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس بهترتیب برابر 26، 38، 36، 22 و mm 25 بهدست آمد. در مورد قطر هاله عدم رشد بین باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت اختلاف معناداری مشاهده نشد (16/0P=). حداقل غلظت بازدارندگی برای باکتریهای پروتئوس میرابیلیس، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیاکلی برابر µg/ml 25/0 و برای باکتری سالمونلا تیفی برابر µg/ml 025/0 میباشد. حداقل غلظت کشندگی نانو دندریمر برای باکتری سالمونلا تیفی برابر 25، برای باکتریهای پروتئوس میرابیلیس و باسیلوس سوبتیلیس برابر µg/ml 50 و برای استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیاکلی برابر µg/ml 100 بهدست آمد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش کنونی نشان میدهد، دندریمر پلیآمیدوآمین-G7 در حذف باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت بسیار موثر است.
زهرا مفیدی منش، خدیجه عنصری، آناهیتا محسنی میبدی،
دوره 74، شماره 11 - ( بهمن 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از عوامل خطرآفرین در بروز سقط، ایجاد التهاب و کاهش ایمنی جنین در نتیجه جهش در پلیمورفیسم ژن FCGR2A میباشد. این گیرنده تنها گیرندهای است که قادر به میانکنش با آنتیبادیهای lgG2 میباشد و تنها راه انتقال این ایمونوگلبولین از مادر به گردش خون جنین اتصال آن به کلاسهای Fcgamma receptor (FcγR) میباشد که توسط ژن FCGR2A کد میشود. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین پلیمورفیسم R/H131 در ژن FCGR2A با خطر ابتلا به سقط مکرر در زنان نابارور میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، فراوانی پلیمورفیسم R/H131 در ژن Fcgamma receptor (FcγRIIA) در 150 زن با سابقه سقط مکرر با داشتن کاریوتاپ نرمال و مقایسه آنها با 150 زن سالم بدون سابقه سقط و داشتن فرزند مراجعهکننده به مرکز ناباروری پژوهشگاه رویان در شهر تهران در اسفند 1393 تا شهریور 1394 صورت گرفت. پس از استخراج DNA ژنومی از لکوسیتهای خون محیطی، بررسی پلیمورفیسم بهروش Amplification refractory mutation system-polymerase chain (ARMS-PCR) صورت گرفت.
یافتهها: فراوانی ژنوتیپهای AA، AG و GG پلیمورفیسم R/H131 در ژن FCGR2A در بیماران بهترتیب 3/31، 7/54 و 14% و در گروه کنترل بهترتیب 3/27، 2/49 و 5/23% بود. ارتباط معناداری بین پلیمورفیسم این ژن و خطر ابتلا به سقط در این جمعیت مورد مطالعه وجود نداشت (11/0P=)، همچنین تفاوتی میان سن زنان شرکتکننده در هر دو گروه بیمار و کنترل مشاهده نشد (083/0P=).
نتیجهگیری: ارتباط معناداری بین پلیمورفیسم R/H131 با سقط مکرر در زنان نابارور در جمعیت مورد مطالعه مشاهده نشد.
هما محسنی کوچصفهانی، سمیه ابراهیمی باروق، جعفر آی، اعظم رحیمی،
دوره 74، شماره 12 - ( اسفند 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ریزمولکول پورمورفامین آگونیست پروتیین Smoothened در مسیر سیگنالینگ سونیک هچهاگ (Sonic hedgehog) است. استفاده از سونیک هچهاگ باعث پیشروی تمایز عصبی میشود و سلولهای تمایز یافته، پروتیینهای ویژهی بافت عصبی را بیان میکنند. نوروفیلامنت و استیل کولین ترانسفراز، پروتیینهای ویژه نورونهای حرکتی هستند که بیان آنها در سلولهای در حال تمایز نشاندهنده تبدیل آنها به نورونهای حرکتی است. هدف از این مطالعه بررسی توانایی مولکول پورمورفامین در تمایز سلولهای بنیادی اندومتریال به نورون حرکتی است.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی که در مهر ماه 1394 در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت، سلولهای بنیادی به روش آنزیمی از بافت اندومتریوم رحم جداسازی شدند. پس از پاساژ سوم فلوسایتومتری برای مارکرهای مزانشیمی انجام شد. سپس سلولها به دو گروه کنترل و تمایزی تقسیم شدند. در گروه تمایزی، سلولها با محیط تمایزی حاوی پورمورفامین تیمار شدند. سپس تست ایمونوسیتوشیمی (ICC) و همچنین Real-time PCR برای بیان مارکرهای سلولهای عصبی انجام شد.
یافتهها: آنالیز فلوسایتومتری نشان داد که سلولهای بنیادی اندومتریال برای CD90, CD105 و CD146 مثبت و برای CD31, CD34 منفی هستند. نتایج ICC و Real-time PCR نشان داد که سلولهای تیمار شده با پورمورفامین، مارکرهای نورونهای حرکتی نوروفیلامان و استیل کولین ترانسفراز را بیان میکنند.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که ریزمولکول پورمورفامین با فعال نمودن مسیر سیگنالینگ سونیک هچهاگ توانایی القای تمایز سلولهای بنیادی به سلولهای عصبی، بهویژه نورونهای حرکتی را دارد.
میترا غلامی، شهرام نظری، احمد رضا یاری، سید محسن محسنی، سودابه علیزاده متبوع،
دوره 75، شماره 2 - ( اردیبهشت 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: گندزدایی آب به روش الکترولیز در سالهای اخیر رو به گسترش است. هدف از انجام این پژوهش بررسی حذف باکتریهای اشرشیاکلی و استافیلوکوکوس اورئوس به روش الکترولیز با الکترود آلومینیم- آهن به حالت تک قطبی موازی از آب آشامیدنی بود.
روش بررسی: مطالعه بهصورت تجربی در خرداد ماه ۱۳۹۵ در آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گردید. نمونههای آب آلوده با افزودن ۱۰۳، ۱۰۴ و ۱۰۵ عدد باکتری اشرشیاکلی و استافیلوکوکوس اورئوس در میلیلیتر آب آشامیدنی تهیه گردید. متغیرهای مستقل فرآیند شامل سویههای باکتریایی اشرشیاکلی و استافیلوکوکوس اورئوس با غلظتهای مختلف باکتریایی ۱۰۳، ۱۰۴ و ۱۰۵ عدد در میلیلیتر (pH اولیه (۷، ۸ و ۹)، زمان واکنش (۵، ۱۰، ۱۵، ۲۰ و ۲۵ دقیقه)، فاصله بین الکترودها (۱، ۲ و cm ۳) و چگالی جریان (۰/۸۳، ۱/۶۷ و mA/cm2 ۳/۳) جهت تعیین شرایط بهینه بررسی شد.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که در شرایط بهینه با افزایش pH از هفت به ۹ راندمان حذف سویههای باکتریایی اشرشیاکلی بهطور معناداری از ۹۸ به ۷۳% و استافیلوکوکوس اورئوس از ۹۹/۱ به ۷۶% کاهش پیدا میکند. در غلظت اولیهCFU/ml ۱۰۴ شرایط بهینه برای pH، چگالی جریان، زمان واکنش و فاصله بین الکترودها بهترتیب برابر ۷، mA/cm2 ۱/۶۷، ۲۰ دقیقه و cm ۲ بهدست آمد. افزایش چگالی جریان و زمان واکنش باعث کاهش معناداری در هر دو سویه باکتریها شد. میزان انرژی برق مصرفی در شرایط بهینه 3KWh/m ۰/۵۱۲۸ محاسبه شد. آزمون آماری صورت گرفته نشان از معناداری (۰/۰۱P<) رابطه غلظتهای اولیه سویههای باکتریایی و راندمان فرایند میباشد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج راندمان حذف سویههای باکتریایی اشرشیاکلی و استافیلوکوکوس اورئوس بیشتر از ۹۸% بهدست آمد.
حمیدرضا سلیقه راد، آناهیتا فتحی کازرونی، مهناز نبیل، محمدرضا الویری، مهرداد هداوند، میثم محسنی،
دوره 76، شماره 3 - ( خرداد 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: افتراق و ارزیابی نواحی توموری و تورم پیرامون تومور در تومورهای گلیوبلاستومای مغزی بهعلت ناهمگونی ذاتی در توزیع سلولی نواحی مختلف این تومورها در تصاویر دیفیوژن وزنی بسیار پیچیده است. هدف از انجام مطالعه کنونی، افتراق نواحی تومور و تورم پیرامون تومور با استفاده از روشهای محاسباتی ارزیابی ناهمگونی در تصاویر دیفیوژن بود.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر، تصویربرداری در مرکز تصویربرداری بیمارستان امامخمینی (ره) تهران و تحلیل از اردیبهشت تا شهریور ۱۳۹۶ در مرکز تحقیقات تصویربرداری سلولی و مولکولی دانشگاه علوم پزشکی تهران به انجام رسید. نواحی توموری و تورم پیرامون تومور در تصاویر دیفیوژن ۲۰ بیمار مبتلا به گلیوبلاستوما مالتیفرم مغزی که با استفاده از اسکنر ۳ تسلا امآرآی تحت تصویربرداری متداول و دیفیوژن وزنی قرار گرفته بودند، توسط پزشک متخصص بخشبندی شدند و ویژگیهای توصیفکننده شکل هیستوگرام برای هر دو ناحیه استخراج شدند و ترکیب آنها مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: ترکیب هشت ویژگی از مجموع ۱۴ ویژگی هیستوگرام شامل میانه، میانگین نرمالیزه شده، انحرافمعیار استاندارد، چولگی (Skewness)، انرژی، صدکهای ۲۵، ۷۵ و ۹۵، میتواند منجر به افتراق با دقت ۹۶/۴% و عملکرد تشخیصی حدود ۱۰۰% شود. با استفاده از ترکیب ویژگیهای میانه، چولگی، صدک ۷۵ نیز میتوان به دقت افتراقی ۹۲/۷% و عملکرد تشخیصی ۹۸/۹% دست یافت.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش کنونی نشان میدهد که نحوه پخش مکانی سلولها در نواحی تومور فعال و تورم پیرامون تومور با یکدیگر متفاوت است و بدینترتیب میتوان با ارزیابی مشخصات بافت توسط تحلیل هیستوگرام، این نواحی را با دقت بالا از یکدیگر تفکیک کرد.
فرزاد تاجدینی، رضا شکرریز فومنی، پریناز رضاپور، کامبیز عباچیزاده، مریم محسنی،
دوره 76، شماره 12 - ( اسفند 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف الکل یکی از مهمترین عوامل قابل پیشگیری مرگ است. باتوجه به اهمیت روزافزون بیماریهای مرتبط با سبک زندگی (از جمله سوءمصرف الکل) وجود راهنماهای بالینی مبتنی بر شواهد منطبق بر شرایط فرهنگی و اقتصادی در هر کشوری الزامی مینماید. هدف از انجام این مطالعه تدوین راهنمای بالینی بهمنظور کنترل و پیشگیری از مصرف الکل میباشد.
روش بررسی: این پژوهش از مطالعات راهاندازی سیستم علمی/اجرایی (مطالعات مدیریت سیستم سلامت) میباشد که در سال ۱۳۹۶ در بیمارستان طالقانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که با استفاده از الگوی ملی بومیسازی راهکارهای طبابت بالینی با استفاده از نقد راهنماهای بالینی انتخاب شده تا پایان سال ۱۳۹۶ براساس معیارهای سازماندهی مناسب، در دسترس بودن نسخه کامل و به روز بودن راهنما بالینی، بر پایه سیستم امتیازدهیThe Appraisal of Guidelines for Research and Evaluation (AGREE) انجام گردید. راهنما بالینی براساس مدل 5A تدوین گردید.
یافتهها: بهمنظور پیشگیری و کنترل مصرف الکل با توجه به توصیههای پنج راهنمای بالینی خدمات پیشگیری آمریکا، سبک زندگی سالم ایالات متحده، اقدامات پیشگیری در پزشکی عمومی استرالیا، عوامل خطر رفتاری استرالیا و سبک زندگی انگلستان، براساس آخرین توصیهها تا زمان تدوین راهنمای بالینی براساس مدل ۵A شامل (پرسش و ارزیابی، توصیه، توافق و امداد و سازماندهی و قرار جلسات بعدی) راهنمای بالینی تدوین گردید.
نتیجهگیری: بهترین راهکار با توجه به راهنماهای بالینی موجود جهت پیشگیری و کنترل مصرف الکل غربالگری، مشاوره رفتاری کوتاهمدت (۲-۱ جلسه)، درمان با مداخلات رفتاری شناختی (۶-۲ جلسه) و در صورت نیاز ارجاع به مراکز درمانی بالاتر میباشد.
ابوالفضل قریشی، محمد مسعود وکیلی، مریم امیرمحسنی،
دوره 77، شماره 10 - ( دی 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مسائل جنسی یکی از مهمترین ابعاد زندگی انسانی بوده و اختلالات جنسی از جمله مسائلی هستند که ممکن است در هر جامعهای سبب بروز برخی مشکلات شوند. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان رضایتمندی زنان متأهل از زندگی زناشویی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی از فروردین 1391 تا مرداد همان سال و بر روی 564 زن شوهردار گروه سنی 18 تا 55 سال تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی زنجان، انجام شد که از میان مراجعین مراکز آموزشی-درمانی دانشگاه علوم پزشکی زنجان و بهروش تصادفی ساده، انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها عبارت بود از پرسشنامه عملکرد جنسی 14 سؤالی Changes in sexual functioning questionnaire (CSFQ)-14 که بهروش خودایفایی تکمیل شد.
یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد 5/79% زنان مورد مطالعه، به درجاتی از نارضایتی جنسی مبتلا هستند. مطالعه نشان داد که با افزایش سن، میزان نارضایتی از روابط جسنی افزایش یافته و از 1/3% در گروه سنی 19-14 سال، به 2/38% در گروه سنی 39-30 سال رسید. همچنین میزان نارضایتی جنسی با بالارفتن میزان تحصیلات، افزایش یافت و بیشترین نسبت نارضایتی در گروه دارای تحصیلات دیپلم و در مرحله بعد افراد دارای تحصیلات دانشگاهی قرار داشت. نتایج مطالعه، بیشترین نسبت نارضایتی از روابط جنسی را در گروه زنان خانهدار گزارش نمود و با افزایش تعداد سالهای زندگی مشترک نیز نارضایتی از روابط جنسی بهطور معنادار افزایش یافت.
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه، شیوع نارضایتی بهویژه در زمینه تمایلات جنسی در میان زنان شرکتکننده بیشتر از حد انتظار بوده است.
پریسا رحمانی، محمد روشنقلب، حسین علیمددی، بهناز بازرگانی، نصیر فخار، ریحانه محسنیپور،
دوره 78، شماره 8 - ( آبان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت دستگاه عصبی مرکزی میتواند به شکل موضعی یا عمومی باشد. مننژیت آسپتیک و مننگوانسفالیت دو نوع از عوارض اوریون (بهصورت ویروس وحشی یا واکسن) میباشند. با توجه به عوارض شدید مننژیت ما بر آن شدیم که اطلاعاتی در مورد وضعیت کلینیکی و علایم بالینی و یافتههای آزمایشگاهی پس از تزریق واکسن MMR در برخی کودکان ایرانی را بررسی کنیم.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که از فروردین 1392 تا اسفند 1393 (بهمدت دو سال) در بیمارستان مرکز طبی کودکان، از بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران، انجام شد، همه کودکانی که با تشخیص مننژیت بهدنبال MMR در بخش عفونی و اورژانس بیمارستان مرکز طبی بستری شده بودند وارد مطالعه شدند و اطلاعات از پرونده آنها گردآوری شد و در پرسشنامه ثبت شد.
یافتهها: 73 کودک با علایم مننژیت و مننگوآنسفالیت وارد مطالعه شدند که از این تعداد 46 پسر و 27 دختر بودند. پس از معاینه علایم بالینی، علایم زیر بهترتیب دیده شد: تب 66%، سردرد 3/49%، تهوع و استفراغ 74%، تورم پاروتید 0%، تشنج در 9/21% و علایم مننژه در 37% افراد مشاهده شد. علایم آزمایشگاهی نشان داد در 2/8% بیماران White blood cell (WBC) در Cerebrospinal fluid (CSF) (مایع مغزی نخاعی) نرمال و در 7/76% افراد غیرطبیعی بود. Polymerase chain reaction (PCR) اوریون در85% از موارد ارسال شده مثبت بود.
نتیجهگیری: مطالعه ما نشان داد که تهوع و استفراغ شایعترین علامت در بیماران با مننژیت آسپتیک بهدنبال واکسیناسیون است و در مرحله بعدی تب قرار دارد. بنابراین ما باید پس از واکسیناسیون MMR مراقب کودکان به خصوص افراد با علامت باشیم.
حمیدرضا عزیزی فارسانی، شایسته خراسانیزاده، نورمحمد عارفیان، هومن تیموریان، غلامرضا محسنی، فرانک بهناز، حمیده آریننیا،
دوره 79، شماره 5 - ( مرداد 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر بیدردی ایبوپروفن وریدی و آپوتل در مقایسه با رژیم مورفین وریدی در بیماران تحت عمل جراحی دیسک کمر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که با روش کارآزمایی دوسوکور بر روی بیماران تحت عمل جراحی دیسک کمر با درد متوسط تا شدید (نمرهی VAS یا Visual analog scale بیشتر از چهار) که در شهریور 1397 به بیمارستان شهدای تجریش مراجعه کرده بودند انجام شد، بیماران به دو گروه تقسیم شدند. برای بیماران گروه A ایبوپروفن با دوز mg 800 در cc 100 نرمال سالین به مدت 30 دقیقه و سپس mg 400 در cc 100 نرمال سالین هر شش ساعت و نیز آپوتل با دوز mg 30 بهازای هر kg وزن در cc 100 نرمال سالین به مدت 15 دقیقه هر هشت ساعت تجویز شد. در گروه B، مورفین با دوز μg70 بهازای هـر kg با دوز بارگیری (Loading dose) بهصورت بولوس و در ادامه برای دوز نگهدارنده ((Maintenance، μg 20 بهازای هر kg بر ساعت (حداکثر یک mg در ساعت) با استفاده از پمپ PCA انفوزیون گردید و 60 دقیقه پس از عمل، درد بیماران با استفاده از مقیاس آنالوگ اندازهگیری شد.
یافتهها: براساس نتایج، بیشترین میزان درد در هر دو گروه مـورد مطالعه پس از گذشت زمان بـهصورت معناداری کاهش پیدا کرد. اما اختلاف معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مطالعه نشان داد که ترکیب ایبوپروفن و آپوتل با عوارض کمتر نسبت به مورفین توانسته در کنترل درد پس از جراحی مؤثر باشد.
نجیبه محسنی معلم کلائی، عبدالرضا جعفریراد، محمدحسین حسامیرستمی، خدیجه معیل طبقدهی، مجتبی قربانی، ابوالفضل حسیننتاج،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مرگومیر یکی از پیامدهای جدی ناشی از سوختگی میباشد. این مطالعه با هدف بررسی اختلافنظر موجود مبنی بر بستری بیماران سوختگی بالای 90% در بخش مراقبتهای ویژه سوختگی با اتاق ایزوله بخش سوختگی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه با روش توصیفی- تحلیلی گذشتهنگر از فروردین 1390 الی اسفند 1401 انجام شده است. جامعه آماری پروندههای بیماران بستری در بخشهای سوختگی و بخش مراقبتهای ویژه سوختگی مرکز روانپزشکی و سوختگی زارع که فوت شدند، بود. تحلیل توصیفی و استنباطی دادهها به کمک SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) انجام شد. برای توصیف دادههای کمی از میانگین و انحرافمعیار و برای توصیف دادههای کیفی، فراوانی و درصد بکار برده شد.
یافتهها: از میان 882 پرونده، 226 بیمار، سوختگی بالای 90% داشتند. 143 پرونده مربوط به مردان (3/63%) بود. اکثر بیماران در رده سنی 19 تا 40 سال (9/61%) قرار داشتند. عامل سوختگی (9/54%) شعله بود. از میان بیماران (2/83%) در اتاق ایزوله بخش سوختگی بستری شدند. گرچه میانگین روزهای بستری بیماران بالای 90% در بخش مراقبتهای ویژه سوختگی 71/13±82/11 روز و اتاق ایزوله بخش سوختگی 66/8±11/9 روز بود اما آزمون Mann-Whitney U test نشان داد میانگین مدت زمان زنده ماندن این بیماران در اتاق ایزوله بخش سوختگی با بخش مراقبتهای ویژه تفاوت معناداری دارد (001/0=sig).
نتیجهگیری: گرچه میانگین مدت زنده ماندن در دو گروه تفاوت معناداری را نشان میدهد، درنهایت همه بیماران دو گروه با چند روز اختلاف فوت شدند.
محمد سرخیل، مهران محسنی، اکبر علی اصغرزاده، علی رسولی بزچلویی،
دوره 82، شماره 5 - ( مرداد 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به دستورالعمل حفاظت پرتویی، تعیین سطوح مرجع تشخیصی (DRL) در تصویربرداری سیتیاسکن امری ضروری میباشد. این مطالعه به تعیین DRL در بیمارستانهای شهر ساوه پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه با دو روش مبتنی بر نتایج و محاسبات حاصل از گزارشات سالیانه کنترل کیفی (QC) و روش جمعآوری دادههای مربوط به اسکن بیماران (DC) در بهمن و اسفند ماه سال 1401 انجام شد. در این مطالعه چارک دوم مقادیر شاخصهای دوز حجمی (CTDIvol) و دوز تولیدشده در طول اسکن (DLP) بهعنوان DRL در نظر گرفته شد.
یافتهها: مقدار DRL شاخص CTDIvol در دو روش QC و DC برای تصویربرداریهای سر (76/32و 36/32)، سینوس (73/11 و 89/9)، قفسهسینه (06/6 و 11/5) و شکم/لگن (86/11 و 56/10) بهدست آمد.
نتیجهگیری: باتوجه به اختلاف قابلتوجه مقادیر DRL شاخصهای دوز مراکز با مقادیر سایر مطالعات، لزوم توجه به تعیین DRL در هر یک از مراکز تصویربرداری کاملا ضروری است.
سارا معماریان، نرگس مستجابی، بهداد قریب، پرستو رستمی، محمد تقی مجنون، فرزانه عباسی، ریحانه محسنی پور،
دوره 83، شماره 7 - ( مهر 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت ملیتوس نوع یک با افزایش شیوع روز افزون درجمعیت کودکان تاثیر قابل توجهی بر سلامت روان و کیفیت و سبک زندگی بیماران دارد. شروع بیماری در کودکی و همراهی آن با کودک در سنین مدرسه و نوجوانی و در سیر رشدی و تکاملی، اثرات متعدد روی روند رشد و تجربیات ذهنی بیماران میگذارد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی برروی 183 بیمار مبتلا به دیابت نوع یک در بیمارستان مرکز طبی کودکان از فروردین تا اسفند 1401در سنین 9 تا 18 سال انجام شده است. طول مدت بیماری در جمعیت از یک سال تا 15 سال بوده است. 44% جمعیت دختر و 56% پسر بودهاند. 77% افراد سن زیر 13 سال داشتهاند و مابقی بالای 13 سال سن داشتهاند. اطلاعات توسط والدین در پرسشنامه الکترونیکی آخنباخ (112 سوال ) تکمیل شد. پس از آن براساس استاندارد تعریف شده برای پرسشنامه، نمرات در دستههای بالینی، مرزی و نرمال طبقهبندی شدهاند.
یافتهها: در بین دو جنس مختلف اختلاف معناداری از جهت ابتلا به اختلالات مختلف رویت نشده است. اما تفاوت معناداری در ابتلا به مشکلات بیرونی سازی شده در سنین مختلف و طول مدت بیماری متفاوت گزارش شده است. همچنین میانگین نمرات در اختلالات بیرونی سازی شده، اختلالات اضرابی/افسردگی، رفتار قانون شکنی، مشکلات درونی سازی شده و مشکلات کلی با سنین مختلف ارتباط معنادار داشته است.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد با افزایش سن بیماران و گذشت بیشتر از پنج سال از شروع ابتلا به دیابت، خطر ابتلا به اختلالات روانپزشکی بیشتر میشود و در نتیجه توصیه به غربالگری روانپزشکی به صورت روتین در این کودکان میشود.