158 نتیجه برای فرید
سمانه عسگری، داود خلیلی، فریدون عزیزی، فاطمه اسکندری، نرگس سربازی، فرزاد حدائق،
دوره 72، شماره 12 - ( اسفند 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دستورکار 2013 کالج کاردیولوژی آمریکا (American College of Cardiology, ACC) و انجمن قلب آمریکا (American Heart Association, AHA) در کنترل کلسترول بالا به تازگی منتشر شده است و نیازمند ارزیابی در جوامع مختلف میباشد. هدف از این مطالعه تخمین تعداد افراد کاندید درمان بر اساس دستورکار گفته شده بود.
روش بررسی: از مجموع 6275 فرد 75-40 ساله در ابتدای مطالعه قند و لیپید تهران (بهمن 1377 تا اسفند 1388)، 5153 نفر واجد شرایط ورود به مطالعه با میانه بیش از 10 سال پیگیری بودند. خطر 10 ساله بیماری شدید قلبی- عروقی برای هر یک از شرکتکنندگان بر اساس راهنمای بالینی 2013 محاسبه شد و میزان این خطر در واجدین شرایط درمان با استاتین با میزان خطر در افراد با پیشینه بیماریهای قلبی- عروقی مقایسه شد.
یافتهها: از حدود 5/6 میلیون مرد و زن ساکن در مناطق شهری ایران (بر اساس سرشماری سال 1375) حدود 4 میلیون نفر (55/2 میلیون مرد و 4/1 میلیون زن) نیاز به درمان با استاتین دارند. با توجه به افزایش حدود 5/2 درصدی جمعیت شهری ایران تا سال 1390، مشاهده شد که تعداد واجدین دریافت استاتین به دو برابر (پنج میلیون مرد و سه میلیون زن) افزایش یافت. همچنین میزان خطر ابتلا به بیماری شدید قلبی- عروقی در مردان غیردیابتی با ریسک محاسبه شده بین 5/7-5% و در زنان دیابتی با خطر کمتر از 5%، نسبت به افراد با سابقه بیماری قلبی- عروقی کمتر از 2/0 بود. با حذف این افراد از گروه واجدین شرایط، حدود 8% کل جمعیت از بار مصرف استاتین کاسته شد.
نتیجهگیری: استفاده از دستورکار جدید کالج قلب و عروق آمریکا و انجمن قلب آمریکا در جامعه ما برای درمان با استاتین بهنسبت معقول به نظر میرسد. البته مطالعات بیشتری برای محاسبه سود خاص حاصل از درمان در زیرگروههای مختلف درمانی نیازمند است.
امید مرادی مقدم، محمد نیاکان لاهیجی، ولیاله حسنی، فرید کاظمی گزیک، احسان فرازی،
دوره 73، شماره 2 - ( اردیبهشت 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: مانیتور Bispectral Index (BIS) در ترومای سر جهت ارزیابی هوشیاری استفاده میشود. هدف مطالعه بررسی همخوانی BIS با نوع و محل ضایعه سر در بیماران ترومای سر اینتوبه، در بخش مراقبتهای ویژه بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی (cross-sectional) در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان رسول اکرم (ص) تهران از مهر 1392 تا تیر 1393 انجام شد، که در آن بیماران ترومای حاد سر، بالای 15 سال، پس از تعیین معیارهای ورود و خروج بررسی شدند. عدد آپاچی روز اول بستری و آزمایشات، جهت تعیین جمعیت مورد مطالعه، ارزیابی اولیه و تخمین پیشآگهی ثبت شد. پس از ثبت متغیرهای اصلی یعنی نوع و محل آسیب مغزی و BIS (شش عدد BIS هر روز به فاصله یک ساعت)، میانگین BIS روزانه و مجموع محاسبه شد. ارتباط BIS با نوع ضایعه سر Subdural hematoma (SDH)، Subarachnoid hemorrhage (SAH) و وجود یا نبود ضایعه فرونتال ارزیابی شد.
یافتهها: 21 مرد و 9 زن با میانگین سنی 96/18±6/43 سال در مطالعه حاضر شرکت داشتند. میانگین BIS بیماران در روزهای یک تا سه بهترتیب 86/41، 82/40، 23/41 با انحراف استاندارد 38/7، 28/7، 6/8 بود. میانگین BIS روزانه و مجموع، در بیماران با یا بدون صدمه فرونتال ارتباط آماری معناداری نداشت. (P بهترتیب 507/0، 661/0، 529/0 و BIS مجموع 729/0). میانگین BIS در روزهای دوم و سوم در ضایعات مختلف با هم اختلاف معناداری داشت (P در روز دوم و سوم بهترتیب 026/0 و 04/0).
نتیجهگیری: در بیماران ترومای حاد سر ICU، انواع صدمات سر که پیشآگهی متفاوتی دارند، بهاحتمال محدودههای اعداد BIS متفاوتی دارند. وجود یا نبود ضایعه فرونتال ارتباطی با میانگین BIS بیماران ندارد.
آرش عبدالملکی، محمد باقر غیور، مسعود فریدونی،
دوره 73، شماره 5 - ( مرداد 1394 )
چکیده
فیبرونکتین یک جزو ضروری و موجود در ماتریکس خارجسلولی است. نقش آن بهعنوان تنظیمکننده فعالیتهای سلولی و یک داربست مهم پروتیینی برای حفظ بافت است. در واقع فیبرونکتین یک گلیکوپروتیین دایمر پیوستشده دیسولفیدی با ضریب رسوب حدود S 13 و جرم مولکولی 440 کیلودالتون است که در بسیاری از ماتریکسهای خارجسلولی و در پلاسما با غلظتی در حدود µg/ml 300 وجود دارد که در طول ترمیم بافتهای بدن در یکسری از مراحل بهشدت تنظیمشده عمل میکند تا اینکه بهسرعت بافت آسیبدیده را بازسازی کند. همچنین فیبرونکتین دارای دُمینهایی برای پیوند به سایر اجزای ماتریکس خارجسلولی است. در پژوهش حاضر نقشهای مهم فیبرونکتین در فرایندهای تکوین، ترمیم بهویژه در سیستم عصبی و درمان برخی بیماریها مرور شده است. مطالعه حاضر با استفاده از پایگاههای دادهی PubMed، NCBI، Elsevier، EBSCO و Nature به بررسی 77 مقاله منتشر شده پرداخته است تا عملکردهای کلیدی و مهم فیبرونکتین را در سیستمهای بیولوژیکی شرح دهد. پژوهشهای انجامشده فراوان نشان دادهاند که فیبرونکتین دارای نقشهای گوناگونی از جمله چسبندگی سلولی، تمایز جنینی، گردهمآوری مادهی زمینهی برون سلولی، پیوند و رشد سلولی، تغییر شکل و مهاجرت سلولی میباشد که هر یک از نقشهای آن به محل فعالیت فیبرونکتین بستگی دارد. با توجه به اهمیت فیبرونکتین در ایجاد چسبندگی سلولهای سرطانی به لامینای پایه و روند گسترش نئوپلاسم، ترمیم بافت و همچنین تشکیل ماتریکس خارجسلولی، شناسایی بهتر ویژگیها و عملکردهای فیزیولوژیک فیبرونکتین موجود در بافتها و مایعات بیولوژیک بدن موجودات زنده میتواند درک بهتری از مکانیسمهای فیزیولوژیکی و پاتوفیزیولوژیکی اثرات متقابل سلولها بر یکدیگر را فراهم آورده و راهکارهای جدیدی را برای درمان بسیاری از بیماریها بگشاید.
میثم جنگخواه، فرامرز فرهی، عبدالحسین شیروی، محمد علی صدیقی گیلانی، سید جلیل حسینی، فرید دادخواه، رضا سلمان یزدی، محمد چهرازی،
دوره 73، شماره 6 - ( شهریور 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: واریکوسل شایعترین یافته بالینی در مردان نابارور است که شیوع آن در مردان جامعه حدود 15% میباشد. تاثیر واریکوسل بر عملکرد سلولهای لیدیگ و میزان تولید تستوسترون هنوز مشخص نشده است، در این مطالعه تاثیر واریکوسلکتومی بر سطح سرمی هورمون تستوسترون بررسی گردید.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مداخلهای (شاهددار) بود که از مهر 1391 تا آبان 1392 در پژوهشگاه رویان تهران انجام شد. سطح تستوسترون 79 مرد نابارور با واریکوسل در گروه نمونه (نداشتن دیابت و مصرف نکردن داروهایی که موجب تغییرات آندروژن شود) و پیش از واریکوسلکتومی با 70 مرد بارور در گروه شاهد (مبتلا به واریکوسل نباشند، در یک سال اخیر صاحب فرزند شده، یا دارای چند فرزند باشند) مقایسه شدند. سه تا شش ماه پس از واریکوسلکتومی بار دیگر سطح تستوسترون در مردان نابارور جراحی شده اندازهگیری شد تا تاثیر واریکوسلکتومی در روند تولید هورمون تستوسترون مشخص شود.
یافتهها: میانگین سنی در افراد گروه نابارور 8/32 و در گروه شاهد 27/33 بود، پیش از جراحی میانگین سطح تستوسترون در مردان نابارور ng/dl 590230 و در مردان بارور ng/dl583237 بود که از نظر آماری این اختلاف معنادار نبود (009/0P=). سه تا شش ماه پس از جراحی، سطح تستوسترون توتال خون در گروه کنترل بهطور میانگین به ng/dl 663242 رسید که این تغییر نسبت به پیش از جراحی معنادار بود (009/0P=).
نتیجهگیری: در بیماران نابارور با واریکوسل بالینی بهنظر میرسد، واریکوسلکتومی تاثیر مثبتی در افزایش سطح سرمی هورمون تستوسترون داشته و این تاثیر بهاحتمال از طریق بهبود در عملکرد سلولهای لیدیگ ایجاد میشود که موجب افزایش سطح سرمی هورمون تستوسترون میشود.
سارا جام برسنگ، علیرضا اکبرزاده باغبان، سید سعید هاشمی نظری، فرید زایری، علی نیک فرجام،
دوره 73، شماره 9 - ( آذر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پس از عفونت اولیه HIV با پیشرفت بیماری تعداد سلولهای CD4 کاهش مییابد. سطح این سلولها شاخص مناسبی جهت ارزیابی وضعیت ایمنی بدن در مبتلایان به ویروس HIV است. هدف از پژوهش کنونی بررسی روند تغییرات سلولهای CD4 در افراد HIV مثبت تحت درمان با داروهای ضدرتروویروسی بهوسیله مدل چندوضعیتی مارکوف بود.
روش بررسی: پژوهش کوهورت حاضر شامل 122 فرد HIV مثبت مراجعهکننده به مرکز ایدز ایران واقع در بیمارستان امامخمینی (ره) شهر تهران بود. این افراد از فروردین 1374 تا دی 1389 به این مرکز وارد و با داروهای ضدرتروویروسی تحت درمان قرار گرفته و تا زمان فوت یا تا پایان مطالعه آبان 1393 پیگیری شدند. مبتلایان بالای 18 سالی که حداقل سه بار تحت آزمایشات مربوطه قرار گرفتند به مطالعه وارد شدند. دادههای ثبتشده جهت برآورد زمان ماندگاری در وضعیتهای بیماری که بر اساس سطح سلولهای CD4 تعریف شد، بهوسیله مدل چندوضعیتی مارکوف استفاده شد.
یافتهها: نمونه شامل (18%) 22 زن با میانگین سن 32/43 (انحرافمعیار 33/8) و (82%) 100 مرد با میانگین سنی 28/45 (انحرافمعیار 34/8) سال بود. سن افراد به دو گروه 40 سال و کمتر، (1/54%) 66 نفر و بیشتر از آن، (9/45%) 56 نفر، تقسیم شد. احتمالهای انتقال بین وضعیتها برای مدت زمان یکساله و ششساله برآورد شد، اگر فردی در وضعیت یک CD4 باشد با احتمال 51% یکسال بعد در همان وضعیت خواهد بود. این احتمال پس از شش سال 33% خواهد بود. در طول مطالعه 29 نفر فوت شدند. میانگین زمان اقامت افراد در وضعیت چهار، 21 ماه برآورد شد. نسبت بخت انتقال از وضعیت سه به وضعیت چهار در مردان 4/4 زنان برآورد شد.
نتیجهگیری: استفاده از درمانهای ضدرتروویرسی در افراد با عفونت HIV سبب کاهش بار ویروسی و افزایش عمر افراد میشود. پژوهش کنونی این روند را با برآورد میانگین زمانهای ماندگاری تا انتقال به وضعیتهای وخیمتر نشان داد.
فریده ظفری زنگنه، انسیه تهرانینژاد، محمد مهدی نقیزاده، مرضیه محبّی،
دوره 73، شماره 10 - ( دی 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک یک سندرم شایع و پیچیده در زنان است. شواهد حاصل از مطالعات روی زنان و روی موشهای مدلسازی شده نشان میدهد که تعادل تنظیمی سیستم عصبی سمپاتیک در تخمدان بههم خورده و پرکار شده است (بیشفعالی). هدف از انجام این مطالعه کاهش فارماکولوژیک این بیشفعالی بود.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی در مرکز ناباروری ولیعصر (عج) دانشگاه علوم پزشکی تهران از سال 1391 تا 1394 انجام شد. در مجموع 61 نفر در سه گروه: یک گروه شاهد و دو گروه مطالعه در سنین 40-20 سال و شاخص توده بدنی زیر kg/m2 28 با تشخیص سندرم تخمدان پلیکیستیک و نداشتن علایم ابتلا به سایر بیماریها وارد مطالعه شدند. بیماران شامل دو گروه مطالعه (39 نفر) و یک گروه شاهد (22 نفر) بودند که در درمان فارماکولوژیک شرکت نمودند. اثرات مهار کنندههای آلفا2 سیستم سمپاتیک (کلونیدین و یوهیمبین) پیش و پس از دارو درمانی بر متغیرهای سرمی هورمونهای کورتیزول، آدرنالین، نورآدرنالین، بتااندورفین، انسولین و هورمونهای جنسی محرک فولیکول و لوتئینی و استرادیول به روش الایزا بررسی گردید.
یافتهها: کلونیدین بهعنوان داروی ضد آدرنرژیک مرکزی باعث 1/59% بارداری در گروه مطالعه شد که در مقایسه با یوهیمبین درصد بالایی را در میزان بارداری دارد (۰۰1/0P<). یوهیمبین بهعنوان آنتاگونیست یا مهارکننده آلفا2 رشد فولیکولی را در تخمدان این بیماران افزایش داد و موجب 8/11% بارداری شد، که نسبت به کلونیدین رشد فولیکولی بالاتری را داشته است (۰1/0P<).
نتیجهگیری: افزایش میزان حاملگی و افزایش رشد فولیکولی، نشاندهنده نقش استراتژیک سیستم عصبی سمپاتیک در پاتولوژی این بیماری است و سیستم عصبی سمپاتیک میتواند هدف بیولوژیک- فارماکوژیک جدید در درمان تخمدان پلیکیستیک باشد.
نرگس سادات طاهرزاده، فریده زینی، روشنک داعیقزوینی، ساسان رضایی، محمود محمودی، ملیحه کدیور، فاطمه سادات نیری، مهین صف آرا، پریوش کردبچه،
دوره 73، شماره 11 - ( بهمن 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در دو دهه گذشته افزایش موارد کاندیدیازیس مهاجم در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان، قابل توجه بوده است. کلونیزاسیون با کاندیدا، اولین مرحله در پاتوژنز بیماری بوده و تعدد کانونهای کلونیزه با افزایش احتمال عفونت مهاجم همراه است. این مطالعه با هدف تعیین کلونیزاسیون کاندیدایی نوزادان بستری در بخش مراقبتهای ویژه به عمل آمد.
روش بررسی: در یک پژوهش مقطعی در طی 9 ماه (مرداد 1392 تا اردیبهشت 1393)، 93 نوزاد در بخش مراقبتهای ویژه در بیمارستانهای امامخمینی (ره) و مرکز طبی کودکان تهران مورد بررسی قرار گرفتند. نمونهبرداری از پوست و مخاط در روزهای اول، سوم و هفتم بستری به عمل آمد. جهت جداسازی و تشخیص مورفولوژیک قارچ از محیـطهای کشت کـروم آگـار کـاندیـدا و کورن میل آگار+ تویین 80 استفاده گردید و شناسایی نهایی ایزولهها توسط تکنیک PCR-RFLP انجام شد.
یافتهها: کلونیزاسیون کاندیدایی در 43/20% بیماران مشاهده گردید. 15 نوزاد با یک گونه و چهار نوزاد با دو گونه کاندیدا کلنیزه شدند. ایزولهها بهترتیب فراوانی شامل، کاندیدا پاراپسیلوزیس (10 ایزوله)، کاندیدا آلبیکنس (هفت ایزوله) کاندیدا تروپیکالیس (سه ایزوله)، کاندیدا گیلرموندی (دو ایزوله) و کاندیدا کروزهای (یک ایزوله) بودند. به این ترتیب گونههای کاندیدای غیر آلبیکنس (56/69%) غالب بوده و کاندیدا پاراپسیلوزیس بیشترین فراوانی را در بین ایزولههای کاندیدایی داشت. در این پژوهش بین کلونیزاسیون کاندیدایی با وزن تولد پایین، نارس بودن نوزاد و طول مدت اقامت در بیمارستان، از نظر آماری ارتباط معناداری (003/0P=) وجود داشت.
نتیجهگیری: در این بررسی کلونیزاسیون کاندیدایی نوزادان با غالب بودن گونه کاندیدا پاراپسیلوزیس (47/43%) مشاهده شد. بنابراین خطر عفونت مهاجم با این گونه در نوزادان قابل توجه میباشد.
مریم خانهزاد، فرید ابوالحسنی، سید مرتضی کروجی، ایرج راگردی کاشانی، فرشته علی اکبری،
دوره 73، شماره 12 - ( اسفند 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپرمزایی فرآیندی پیچیده و سازمانیافته از تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی است. سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی (SSCs) بهعنوان سلولهای بنیادی منحصر به فرد با توان خود نوزایی، تمایز و انتقال دادههای ژنتیکی به نسل بعد در حفظ باروری نقش اساسی دارند. همچنین سلولهای سرتولی در تعادل بین تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی مؤثر هستند. با توجه به اهمیت و کاربرد گسترده SSCs بهویژه در درمان ناباروری، هدف از انجام این پژوهش نقش همکشتی با سلولهای سرتولی در تعیین سرنوشت سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از آبان 1392 تا آذر 1393 در گروه آناتومی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، بر روی موشهای NMRIنابالغ (6-3 روزه) انجام گرفت. ابتدا سلولهای سرتولی و سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی از موشهای نوزاد طی دو مرحله هضم آنزیمی جدا شدند. ماهیت سلولهای سرتولی با نشانگر ویمنتین و SSCs با نشانگر پروتیین انگشت روی لوسمی پرومیلوسیتیک (Promyelocytic leukemia zinc-finger, PLZF) تأیید شد. سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی در دو گروه همکشتی با سلولهای سرتولی و بدون همکشتی (کنترل) قرار گرفتند. میزان بیان ژن تمایزنیافته مهارکننده اتصال DNA چهار (ID4) و تمایزیافته c-Kit توسط تکنیک واکنش زنجیره پلیمراز ارزیابی شدند.
یافتهها: درصد خلوص SSCs با روش فلوسایتومتری 66/91% گزارش شد. بیان ژن ID4 در گروه همکشتی نسبت به کنترل افزایش معناداری را نشان داد (045/0P=)، در حالی که بیان ژن c-Kit در گروه همکشتی در پایان هر هفته در مقایسه با کنترل کاهش معناداری داشت (046/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه، همکشتی با سلولهای سرتولی برای مدت بیشتری سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی را در مرحله تکثیر نگه میدارد، بنابراین میتواند جهت بهینهسازی محیط کشت در کلینیک استفاده شود.
فرشید فرهان، سیروس عظیمی، مجید محمودی، محمدعلی محققی، فریده فرزانفر، اعظم نورمحمدی، ملیحه خالقیان، عباس جعفری، مهرانگیز قائممقامی، کوروس دیوسالار،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بر اساس گزارشات، افزایش فراوانی ناهنجاریهای کروموزومی در سلولهای خون محیطی، نشانهای از استعداد ژنتیکی افراد در ابتلا به سرطان میباشد. هدف از این مطالعه، بررسی فراوانی ضایعات کروموزومی لنفوسیتهای خون محیطی بیماران مبتلا به سرطان سر و گردن در مواجه با تابش اشعه رادیوتراپی در محیط آزمایشگاهی در مقایسه با گروه افراد سالم بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مورد-شاهدی، از اردیبهشتماه 1391 تا بهمنماه 1393، لنفوسیتهای خون محیطی 101 نفر از بیماران مبتلا به سرطان سر و گردن پیش از درمان رادیوتراپی و 40 نفر از افراد گروه کنترل سالم با عدم ابتلا به هیچگونه بیماری جسمی و روانی جمعآوری گردید. این افراد به درمانگاه رادیوتراپی انستیتو کانسر واقع در مجتمع بیمارستانی امامخمینی (ره) در تهران مراجعه نمودند. جهت بررسی ناهنجاریهای کروموزومی، دو آزمون سنجش حساسیت کروموزومی، G2 و میکرونوکلوئوس بهکار گرفته شد.
یافتهها: دو گروه مورد مطالعه از نظر شاخصهای دموگرافیک همگون بوده و اختلاف آماری معناداری نداشتند. نتایج این بررسی نشان داد که در هر دو آزمون سنجش حساسیت کروموزومی، G2 و میکرونوکلوئوس، میانگین ضایعات کروموزومی بیماران بیشتر از این میانگین در گروه افراد سالم است (001/0P= و 05/0P=). ارتباط معناداری بین فراوانی ضایعات کروموزومی در بیماران و واکنشهای بافتی زودرس و یا دیرهنگام در آنها مشاهده نشد.
نتیجهگیری: از یافتههای بهدست آمده میتوان نتیجه گرفت که حساسیت کروموزومی لنفوسیتهای بیماران مبتلا به سرطان سر و گردن نسبت به تابش اشعه گاما در محیط آزمایشگاهی از حساسیت کروموزومی به اشعه گاما در افراد سالم بیشتر است.
فرید عباسی، ماندانا ستاری، نوشین جلایرنادری، مرضیه سروشزاده،
دوره 74، شماره 5 - ( مرداد 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ذرات نانوهیدروکسی آپاتیت با داشتن سطح تماس بیشتر وحلالیت بالاتر نسبت به هیدروکسی آپاتیت معمولی، مورد توجه پژوهشگران بهعنوان یک پیوند موثر و جدید استخوانی قرار گرفتهاند. مطالعات نشان دادهاند که تناقضهایی در زمینه سازگاری زیستی این ذرات وجود دارد. هدف از مطالعه بررسی فعالیت حیاتی سلول اپیتلیوم دهان انسان در مجاورت با ذرات نانوهیدروکسی آپاتیت بود.
روش بررسی: مطالعه بهصورت تجربی در آبان 1392 انجام شد. غلظتهای مختلف نانوهیدروکسی آپاتیت از 01/0 تا mg/ml 5 در 24، 48 و 72 ساعت بر سلولهای اپیتلیال دهان انسان رده KB در محیط کشت تاثیر داده شد. میزان سمیت سلولی این ماده با روش متیل تیازول تترازولیوم بروماید و بهوسیله دستگاه الیزا ریدر (Falcon, Becton-Dickinson, USA) بررسی شد.
یافتهها: سمیت سلولی غلظتهای مختلف نانوهیدروکسی آپاتیت در 24 ساعت (001/0P<)، 48 ساعت (001/0P<) و 72 ساعت (001/0P<) بر سلولهای اپیتلیال دهان انسان، اختلاف معنادار داشت. ذرات نانوهیدروکسی آپاتیت در غلظت 5/0 تا mg/ml 1 در زمانهای 24، 48 و 72 ساعت بیشترین سمیت سلولی را بر سلولهای اپیتلیوم دهان انسان داشتند. در تمامی زمانها، غلظتهای کمتر از mg/ml 05/0 بهترین سازگاری زیستی را داشتند.
نتیجهگیری: نانوهیدروکسی آپاتیت سازگاری زیستی خوبی دارد و به دوز و زمان وابسته است. غلظتهای کمتر از mg/ml 05/0 از نانوهیدروکسی آپاتیت بهترین سازگاری زیستی را با گذشت زمان دارند.
فریده ظفری زنگنه، محمد مهدی نقیزاده، معصومه معصومی،
دوره 74، شماره 7 - ( مهر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) بیماری پیچیدهای است که با اختلال در سیستم تولیدمثل، متابولیک و با اختلال روانی در زنان همراه میباشد. نورآدرنالین، هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین (CRH)، فاکتور رشد عصب (NGF) از محرکهای شناختهشده محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) و گنادال (HPG) میباشند که تنظیم فرآیندهای فیزیولوژیک دستگاه تولیدمثل را به عهده دارند. هدف اصلی این مطالعه بررسی نقش دو یافته مهم CRH و NGF از منظر روانی-عاطفی بود.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی در مهر 1391 در مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولیعصر (عج) بیمارستان امامخمینی (ره) تهران انجام شد. در مجموع 170 خانم 40-20 سال سن با شاخص تودۀ بدنی (BMI) کمتر از 28 شرکت کردند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از Student’s t-test، Chi-square test و Mann-Whitney U test انجام شد.
یافتهها: سطوح سرمی CRH (33/2±90/10) و NGF (371/98±83/380) در گروه مبتلایان به تخمدان پلیکیستیک بهطور معنادار کمتر از گروه شاهد بود (001/0P<). همچنین با استفاده از پرسشنامه دموگرافیک مشخصات کمی و کیفی جمعیت مورد مطالعه بررسی شد که نتایج آن در مدل رگرسیونی گزارش شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه در تأیید مطالعات پیشین نشان میدهد که کاهش معنادار سطوح سرمی CHR و NGFα تحت تأثیر پرکاری سیستم عصبی سمپاتیک در سندرم تخمدان پلیکیستیک میتواند یکی از دلایل ایجاد اختلال روانی-عاطفی نزد زنان مبتلا باشد.
فرید سلیمانی محمدی، عباس رحیمی فروشانی، محسن رکنی، محمد فرهمند، کاظم احمدیکیا، آزاده شاداب، حمیدرضا احمد خانیها، ژیلا یاوریان،
دوره 74، شماره 11 - ( بهمن 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی ناخوشیهای مزمن و پیشرونده روانی هستند که هنوز عامل سببی آنها مشخص نشده، ولی عوامل ویروسی مانند سیتومگالوویروس (CMV) بهاحتمال در پاتوژنز این اختلالات نقش دارند. هدف از مطالعه کنونی بررسی سطح آنتیبادی اختصاصی سیتومگالوویروس انسانی و نیز پی بردن به بودن یا نبود ژنوم این ویروس در سرم و سلولهای تکهستهای خون محیطی بیماران اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی در مقایسه با گروه کنترل میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مورد-شاهدی بوده و از مهر تا اسفند 1392 بر روی نمونه سرم و سلولهای تکهستهای خون محیطی 46 بیمار اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی و 46 نفر بهعنوان کنترل سالم، در گروه ویروسشناسی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ابتدا با تست الایزا تیتر آنتیبادی اختصاصی سیتومگالوویروس در دو گروه مورد مطالعه، سنجش شد. سپس بر روی نمونههای سرولوژی مثبت و سلولهای تکهستهای خون محیطی تست Real-time PCR جهت بررسی حضور ژنوم CMV انجام پذیرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که تیتر آنتیبادی در گروه بیماران روانی نسبت به گروه کنترل سالم بهطور معنادارای بالاتر بود (009/0P=)، درحالیکه پس از انجام Real-time PCR، ژنوم سیتومگالوویروس در هیچکدام از نمونههای بیمار و سالم یافت نشد.
نتیجهگیری: در این مطالعه مشاهده شد که تیتر آنتیبادی اختصاصی سیتومگالوویروس در گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی بهطور معناداری بالاتر از این مقدار در گروه کنترل سالم است. بنابراین احتمال میرود که این ویروس در پاتوژنز این اختلالات روانی نقش ایفا کند.
کارولین ابشزاده، فریدون سیاسی، مصطفی قربانی، فریبا کوهدانی، نگین فراستی، گیتی ستوده،
دوره 74، شماره 12 - ( اسفند 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران مستعد ابتلا به استرس مداوم ناشی از شغلشان هستند که منجر به اختلالات جسمی و روحی بسیاری میشود که زندگی شخصی و شغلی آنها را تحت تاثیر قرار میدهد از اینرو هدف این مطالعه بررسی الگوهای غذایی و ارتباط آنها با اندازههای تنسنجی در پرستاران شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر از بهمن 1392 تا آبان 1393 در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد که 320 پرستار زن با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. انجام طرح تحقیقاتی حاضر با کد 24371 در کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد تایید قرار گرفت. اندازهگیریهای تنسنجی و فشارخون انجام شد. جهت ارزیابی فعالیت بدنی از پرسشنامه بینالمللی فعالیت بدنی IPAQ فرم کوتاه استفاده شد.
یافتهها: با استفاده از روش تحلیل عاملی، سه نوع الگوی غذایی غالب در افراد مورد مطالعه شناسایی شد که تحت عنوان الگوی غذایی سالم، ناسالم و سنتی نامگذاری شد. الگوی غذایی سالم ارتباط معنادار مستقیمی با وزن و نمایه توده بدنی پس از تعدیل با عوامل مخدوشگر نشان داد (بهترتیب 05/0=P و 01/0=P). بین الگوی ناسالم و اندازههای تنسنجی ارتباط معناداری وجود نداشت. بین فشارخون سیستولی و دیاستولی و سهکهای الگوی غذایی ناسالم ارتباط معکوس معناداری وجود داشت (001/0=P و 03/0=P). بین الگوی غذایی سنتی و اندازههای تنسنجی و فشارخون ارتباط معناداری وجود نداشت (05/0<P).
نتیجهگیری: الگوی غذایی سالم با اندازههای تنسنجی ارتباط مستقیمی داشت و الگوی غذایی ناسالم با فشارخون ارتباط معکوس داشت. بین الگوی غذایی سنتی و اندازههای تنسنجی و فشارخون ارتباط وجود نداشت.
داود عظیمپور، ناهید طحان، فرشته پورسعید، فریده دهقان منشادی، عرفان قاسمی،
دوره 75، شماره 5 - ( مرداد 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپاستیسیتی نقص بالینی ضایعات نورون محرکه فوقانی میباشد که بلافاصله یا مدتی پس از ضایعه نمایان میگردد و در ۳۸% بیماران سکته مغزی مشاهده میشود. بهتازگی شاک ویودرمانی بهعنوان روشی امن و موثر در درمان اسپاستیسیته گزارش شده است. این مطالعه با هدف بر آورد اثر شاک ویو در کاهش اسپاستیسیتی پس از سکته مغزی انجام شد.
روش بررسی: تمامی مقالات موجود در پایگاههای اطلاعاتی PubMed, MEDLINE, Science Direct و Scopus و موتور جستجوی Google scholar، در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا پایان ۲۰۱۶ میلادی با کلمات کلیدی Spasticity, Muscle hypertonicity, Extracorporeal Shock Wave Therapy، Stroke و Hemiplegiaبررسی شد. معیارهای ورود، مطالعات تمام متن و چاپ شده به زبان انگلیسی بود. دو مرورگر بهصورت مستقل مقالات را از نظر شرایط ورود و کیفیت بررسی نمودند. در آنالیز آماری نمرات مقیاس آشورت و دامنه حرکتی پاسیو مفصل لحاظ شد.
یافتهها: ۱۱ مطالعه با مجموع ۲۶۱ بیمار وارد مرور سیستماتیک گردید. در هفت مطالعه اثر شوکویو در عضلات اسپاستیک اندام فوقانی و در چهار مطالعه اثر شوکویو در عضلات اسپاستیک اندام تحتانی بررسی شده بود. بلافاصله پس از شوکویو درمانی کاهش معنادار مقیاس آشورت (۱/۶۲- SMD= و ۱/۰۴- تا ۲/۲-= ۹۵% CI) و افزایش معنادار دامنه حرکتی (۳/۲۳SMD= و ۵/۱۲ تا ۱/۳۵=۹۵%CI ) در مقایسه با مقادیر پایه مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شوکویو میتواند سبب بهبود اسپاستیسیته و افزایش دامنه حرکتی گردد اما مکانیزم دقیق اثر آن هنوز نامشخص است و انجام مطالعات کارآزمالیی بالینی بیشتر و با کیفیت بالاتر ضروری است.
فاطمه خسروی نوده، فریدا بهزادیان، وحیده مظاهری، حدیثه شکوهی، مریم صالح، بهرخ فرهمند،
دوره 75، شماره 8 - ( آبان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سالهای اخیر ویروس آنفلوانزا نوع (H1N1) A باعث عفونتهای متوسط تا شدید با میزان پراکندگی وسیع در سرتاسر دنیا شده است. بنابراین تشخیص افتراقی، سریع و ارزان قیمت بر پایه شناسایی آنتیژنها دارای اهمیت است. همچنین تولید آنتیبادی اختصاصی علیه آنتیژنهای آنفلوانزا برای موفقیت در تحقیقات پایه و پشرفته ضروری است. هماگلوتینین مهمترین گلیکوپروتیین سطحی ویروس آنفلوانزا است که به دو زیرواحد هماگلوتینین ۱ و هماگلوتینین ۲ شکسته میشود. از آنجایی که بیشتر مناطق آنتیژنی در ناحیه هماگلوتینین ۱ قرار دارند، بهرهگیری از این دومین بهعنوان آنتیژن، جهت تولید آنتیبادی در این پژوهش مورد مطالعه قرارگرفت.
روش بررسی: پروتیین نوترکیب هماگلوتینین ۱ در پژوهشی تجربی با همکاری بخش آنفلوانزا انستیتو پاستور ایران در نیمه دوم سال ۱۳۹۳ بیان و تخلیص شد. در ادامه آنتیبادی پلیکلونال خرگوشی علیه آن در تابستان ۱۳۹۴ تولید شد. پروتیین هماگلوتینین ۱ آنفلوانزا (A/PR/8/34) در وکتور pET28aHA1 در میزبان پروکاریتی ایشرشیاکلی BL21 در مقیاس زیاد بیان شد. با تغییر پارامترهایی مانند غلظت IPTG، زمان القاء و دمای بیان، بهینهسازی بیان صورت گرفت. سپس پروتیین با استفاده از ستون کروماتوگرافی تمایلی نیکل تخلیص شد.
یافتهها: تولید آنتیبادی پلیکلونال علیه این پروتیین نوترکیب پس از تزریق آنتیژن بههمراه ادجوانت فروند بر اساس پروتکلی مشخص، در خرگوش انجام گرفت. همچنین کارایی سرم حاوی این آنتیبادی با استفاده از روش ELISA ارزیابی شد. تعیین میزان آنتیبادی در سرم خونهای جمعآوری شده از خرگوش با استفاده از الایزا مبتنی بر سرم، افزایش آنتیبادی اختصاصی را طی دوره ایمیونیزاسیون نشان داد.
نتیجهگیری: با توجه به دادهها مشاهده میشود این آنتیبادی پلیکلونال ظرفیت تولید در خرگوش را داراست و میتواند در آینده در تستهای تشخیص آنفلوانزا به مثابه سایر تستهای ایمنی مانند وسترن بلات، ایمونوسیتوشیمی و ایمونوهیستوشیمی مورد استفاده قرار گیرد.
راضیه نظری، مهری قاسمی، فریده دهقان منشادی، علیرضا اکبرزاده باغبان،
دوره 75، شماره 9 - ( آذر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: از سونوگرافی برای ارزیابی مورفولوژی عضله (طول، عمق، سطح مقطع، حجم و زاویهی پر شکل عضله) استفاده میشود. عضلهی سوپرااسپیناتوس متداولترین عضلهی درگیر در بین عضلات روتاتورکاف است. تاکنون هیچ مطالعه سونوگرافی برای بررسی پایایی اندازهگیری ضخامت عضلهی سوپرااسپیناتوس در وضعیت تستهای Empty can (EC)، Hug up (HU)، Full can (FC) انجام نشده است. هدف این مطالعه بررسی پایایی درونآزمونگر برای اندازهگیری ضخامت سوپرااسپیناتوس در وضعیت تستهای گفتهشده بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بود که بهمدت چهار هفته (بهمن تا اسفند ۱۳۹۵) روی ۱۰ زن سالم (۲/۷۶ ± ۲۲/۱۰ سال) بدون پاتولوژی تاندونی انجام شد. ضخامت عضلهی سوپرااسپیناتوس در وضعیت استراحت و وضعیتهای انقباضی (وضعیت تست EC: شانه در ۹۰ درجه الویشن در صفحهی اسکپشن و شست رو به زمین، وضعیت تست FC: شانه در ۹۰ درجه الویشن در صفحهی اسکپشن و شست رو به سقف، وضعیت تست HU: آرنج خم و کف دست روی شانهی سمت مقابل با وزنهی مچی kg ۰/۵) توسط یک آزمونگر و در یک روز انجام شد.
یافتهها: تمام مقادیر ضریب پایایی برای اندازهگیری ضخامت اولتراسونیک عضلهی سوپرااسپیناتوس بیش از ۰/۹۰ بهدست آمد. مقدار ضریب پایایی برای وضعیت استراحت ۰/۹۰ (فاصله اطمینان ۹۵%: ۰/۹۷-۰/۶۵)، وضعیت تستهای EC، FC و HU بهترتیب ۰/۹۶ (فاصله اطمینان ۹۵%: ۰/۹۹-۰/۸۷)، ۰/۹۷ (فاصله اطمینان ۹۵%: ۰/۹۹-۰/۹۰) و ۰/۹۶ (فاصله اطمینان ۹۵%: ۰/۹۹-۰/۸۶) بود.
نتیجهگیری: اندازهگیری ضخامت اولتراسونیک سوپرااسپیناتوس در وضعیتهای استراحت و تستهای EC، FC و HU روشی پایا است و میتواند تغییرات ضخامت سوپرااسپیناتوس را بین تستهای فوق مقایسه کند.
فریده ظفری زنگنه، محمد مهدی نقیزاده، مریم باقری،
دوره 76، شماره 1 - ( فروردین 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری یا سندرم تخمدان پلیکیستیک بیماری شایع با علت ناشناخته در سن باروری زنان است. این بیماری از شایعترین اختلالات نورواندوکرین-متابولیکی در سن یادشده میباشد. پژوهشهای دههی اخیر نقش مهم کیفیت زندگی و سبک زندگی را در این زنان دخیل میداند. هدف این مطالعه بررسی الگوی خواب و کیفیت زندگی مبتلایان به تخمدان پلیکیستیک بود.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی به بررسی سبک زندگی بیماران مبتلا به تخمدان پلیکیستیک پرداخته که از فروردین تا اسفند ۱۳۹۵ به درمانگاه نازایی ولیعصر (عج) بیمارستان امامخمینی (ره) تهران مراجعه نمودند. حجم نمونه در این بررسی ۱۶۸ نفر بود که در دو گروه مطالعه و شاهد با محدودهی سنی ۲۰ تا ۴۰ سال و با شاخص تودهی بدنی کمتر از ۲۸ شرکت نمودند. ابعاد سبک زندگی در این مطالعه با پرسشنامههای کیفیت زندگی عمومی، کیفیت خواب پیتزبورگ، افسردگی-اضطراب-استرس و پرسشنامه دموگرافیک بررسی شد.
یافتهها: میانگین شاخص توده بدنی در گروه مطالعه (۰/۰۰۲P=) و همچنین وزن این بیماران (۰/۰۰۱P<) بیشتر از گروه شاهد بود. علایم بیماری شامل سیکل نامنظم (۰/۰۰۱P<) و هیرسوتیسم (۰/۰۰۱P<) در گروه مطالعه بیشتر از گروه شاهد بود. همچنان که مشکلات خواب مانند مصرف دارو (۰/۰۴۸P=)، دیر به خواب رفتن (۰/۰۲۴P=) و کفایت خواب (۰/۰۴۹P=) نیز در گروه مطالعه بیشتر از گروه شاهد بود.
نتیجهگیری: داشتن وزن و خواب مناسب میتواند در ایجاد یک الگوی درست در سبک زندگی این بیماران کمک نماید.
عزتسادات حاج سیدجوادی، فریده موحد، راضیه اکبری،
دوره 76، شماره 4 - ( تیر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: میزوپروستول برای فعالیتهای مختلفی از جمله، سقط دارویی، بررسی مدیریت دارویی سقط، القای زایمان، آمادهسازی سرویکس پیش از جراحی، و درمان خونریزی پس از زایمان استفاده میشود. این پژوهش به مقایسهی اثر میزوپروستول بوکال و زیرزبانی در القای زایمان در حاملگیهای ترم کاندید ختم بارداری پرداخت.
روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور بود. ۲۰۰ زن باردار مراجعهکننده به بیمارستان کوثر قزوین در طی اسفند ۱۳۹۵ تا بهمن ۱۳۹۶ با استفاده از جدول اعداد تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول mg ۵۰ میزوپروستول زیرزبانی و گروه دوم mg ۵۰ میزوپروستول بوکال دریافت نمودند و سپس عوارض جنینی و مادری و امتیاز بیشاپ و نوع زایمان و فاصلهی آن تا زایمان در دو گروه بررسی شدند.
یافتهها: متغیرهای پژوهش شامل سن، هفته بارداری، شاخص توده بدنی، تعداد بارداری پیشین، وزن نوزاد، توتال دوز، بیشاب اسکور ساعت ۱، بیشاب اسکور ساعت ۶، نیاز به اکسی توسین و نوع زایمان بودند. نتایج نشان داد که میانگین سنی (۰/۷۷P=)، هفتهی بارداری (۰/۱۰۸P=)، شاخص توده بدنی (۰/۶۷P=)، تعداد بارداری پیشین (۰/۶۷P=)، وزن نوزاد (۰/۴۳P=)، توتال دوز (۰/۵۸P=)، بیشاب اسکور ساعت ۱ (۰/۳۶P=) و بیشاب اسکور ساعت ۶ (۰/۰۷P=) در هر دو گروه همسان بود. در روش بوکال ۴۳ (۴۳%) و در روش زیرزبانی ۶۴ (۶۴%) نفر زایمان طبیعی داشتند که اختلاف آماری معناداری داشتند (۰/۰۱P=). همچنین میزان عوارض مادری و جنینی در دو گروه بوکال و زیرزبانی کمابیش یکسان بود.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که تفاوتی بین دو روش میزوپروستول زیرزبانی و بوکال در القای زایمان در حاملگیهای ترم از نظر نتایج بارداری و عوارض بارداری و جنینی وجود ندارد.
مسعود احمدزاد اصل، شایان مصطفایی، شهرام رفیعیفر، نوید محمدی، ملیحه فرید، کوروش کبیر،
دوره 76، شماره 4 - ( تیر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی وضعیت دانش و نگرش و عملکرد مردم در زمینه سلامت گامی اساسی در برنامهریزی سلامت است. این مطالعه با هدف تعیین آگاهی، نگرش و عملکرد ساکنین شهر تهران به منظور ارزیابی سلامت عمومی انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی-توصیفی در شهریور ۱۳۹۰، بر روی ۱۳ هزار نفر از کل ساکنین شهر تهران و تحت نظارت در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. معیار ورود تمامی ساکنین شهر تهران بود. نمونهگیری خوشهای و پرسشنامه معتبر و پایا به روش خود ایفا برای گردآوری دادهها بهکار رفت. تمامی متغیرهای وضعیت سلامت عمومی، عادتهای غذایی و وضعیت اقتصادی-اجتماعی این افراد مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: ۱۳ هزار نفر از ساکنین شهر تهران مورد مطالعه قرار گرفتند. نرخ بیپاسخی آنان ۸/۶% بود. دادههای ۱۱۷۵۳ پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. از افراد شرکتکننده، میانگین سن ۳۸ (±۱۵/۶) سال و ۴۳/۶ درصد مرد بودند، ۵۰% دارای چاقی یا اضافه وزن بودند و فقط ۲۹/۵% فعالیت ورزشی مطلوب داشتند. از پاسخ دهندگان ۳۷/۶% در خانوار، فردی مصرفکننده دخانیات گزارش کردند و ۴/۵% افراد تاکنون مواد مخدر را تجربه کرده بودند. در جمعیت مورد بررسی، ۴۴/۸% آگاهی مناسب و ۸۹/۱% نگرش مناسبی در زمینه سلامت و بیماری داشتند.
نتیجهگیری: نتایج نشاندهنده وجود کاستیهای در آگاهی، نگرش و عملکرد شهروندان تهران در زمینه سلامت و بیماری است، بهطوریکه درصد چشمگیری از شهروندان تهرانی مبتلا به اضافه وزن، چاقی، پرفشاری خون، دیابت، چربی خون بالا و مصرف بالای دخانیات و استفاده بیش از چهار ساعت از تلویزیون و رایانه در شبانه روز بودند.
طیبه میرهاشمی، مهری قاسمی، فریده دهقان منشادی، علیرضا اکبرزاده باغبان، علی محمد فیضی، علیرضا صباغیان،
دوره 76، شماره 5 - ( مرداد 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یک راه ارزیابی تغییرات عضلانی، تعیین ضخامت اولتراسونیک عضلات است. لازمهی استفاده از این روش وجود تکرارپذیری بالا برای آن میباشد. تاکنون مطالعهای به بررسی تکرارپذیری ضخامت اولتراسونیک عضلات درگیر در شانه منجمد نپرداخته است. این مطالعه بهمنظور بررسی تکرارپذیری اولتراسونیک ضخامت عضلات درگیر در زنان مبتلا به سندرم شانه منجمد و زنان سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت آزمون-بازآزمون به مدت چهار ماه (خرداد تا مهر ۱۳۹۶) روی ۱۰ زن مبتلا به شانه منجمد (۹/۴۱±۵۱/۶ سال) و ۱۰ زن سالم (۸/۲۲±۳۵/۵ سال) انجام شد. بیماران شامل مراجعهکنندگان به چند کلینیک و بیمارستان در شهر تهران و افراد سالم شامل کارکنان و دانشجویان دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بودند که بهصورت غیرتصادفی ساده در دسترس در مطالعه شرکت کردند. ضخامت اولتراسونیک عضلات تراپزیوس فوقانی، سوپرااسپیناتوس و دلتویید در وضعیت استراحت توسط یک آزمونگر با فاصلهی ۴۸ ساعت اندازهگیری شد. سونوگرافی با پروب خطی ۷/۵ مگاهرتز در حالت استراحت انجام و ضخامت عضلات بر حسب میلیمتر به دست آمد.
یافتهها: در افراد بیمار و سالم بهترتیب ضریب پایایی درون آزمونگر در اندازهگیری ضخامت اولتراسونیک تراپزیوس فوقانی (۰/۸۱ و ۰/۸۱)، سوپرااسپیناتوس (۰/۹۰ و ۰/۹۲) و دلتویید میانی (۰/۹۳ و ۰/۹۶) بهدست آمد. ضریب پایایی ضخامت اولتراسونیک سوپرااسپیناتوس و دلتویید میانی در افراد سالم بیشتر از بیماران بود.
نتیجهگیری: میتوان گفت سونوگرافی روش مناسبی برای بررسی ضخامت عضلات فوق در بیماران مبتلا به شانه منجمد و افراد سالم میباشد.