158 نتیجه برای فرید
عبدالفتاح صراف نژاد، الهه هوده ای، فریده سیاوشی، صادق مسرت، زهره جدلی، طاهره شهرستانی،
دوره 59، شماره 4 - ( 5-1380 )
چکیده
آلودگی با هلیکوباکترپیلوری از مهمترین عوامل ایجاد کننده بیماریهای دستگاه گوارش فوقانی در سراسر دنیا می باشد و اخیرا شواهدی مبنی بر دخالت مستقیم و یا غیرمستقیم این باکتری در ایجاد بیماریهای خارج از دستگاه گوارش نیز بدست آمده، بنابراین روشهای تشخیصی آسان و سریع و غیرتهاجمی و قابل اعتماد که نیاز به انجام عمل آندوسکوپی ندارند، در تشخیص این عفونت چه در بیماران مبتلا به ناراحتی های گوارشی و چه در سایر بیماران با مطالعات سرواپیدمیولوژی میتواند بسیار کمک کننده باشد. از بین این روشها، آزمون ELISA بیش از سایر روشها مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش، روش ELISA به منظور اندازه گیری IgG اختصاصی ضد هلیکوباکترپیلوری در داخل کشور راه اندازی و استاندارد شده است. برای راه اندازی و استاندارد کردن روش ELISA 9 سویه هلیکوباکترپیلوری جدا شده از بیماران را انتخاب و پس از خرد کردن آن با امواج صوتی (Sonication) آنتی ژن خام محلول تهیه و با کمک روش شطرنجی بهترین غلظت آنتی ژن و بهترین تیتر کونژوگه تعیین شد و سپس با استفاده از 52 نمونه سرم از افرادیکه آلودگی یا عدم آلودگی آنها با روشهای مرجع (gold standard) شامل کشت از بیوپسی، اوره آز سریع و بررسی لام مستقیم اثبات شده بود و با استفاده از منحنی های Roc، تیتر مناسب سرم و مرز تشخیصی (cut-off) تعیین شد. ضمنا نمونه های فوق با استفاده از یک کیت تجارتی نیز مورد آزمایش قرار گرفت و نتایج با یکدیگر مقایسه شدند. حساسیت و ویژگی در روش ELISA استاندارد شده در آزمایشگاه به ترتیب 93/2% و 95/4% و در روش ELISA تجارتی 87/8% و 73% بدست آمد. در مجموع با توجه به حساسیت و ویژگی قابل قبول، سهولت کار، مقرون به صرفه بودن و غیرتهاجمی بودن این روش، میتوان از آن در تشخیص عفونت هلیکوباکترپیلوری و همچنین مطالعات اپیدمیولوژی استفاده کرد.
محمود اکبریان، فریدون دواچی، احمد سلیم زاده، فرهاد شهرام، فرهاد قریب دوست، عبدالهادی تاجی، محمد پژوهی، احمدرضا جمشیدی،
دوره 60، شماره 4 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: استئوپوروز یکی از جدی ترین مشکلاتی است که سلامتی افراد جوامع مختلف در جهان، خصوصا زنان یائسه و افراد پیر را تهدید می کند. با توجه به زمینه های متفاوت ژنتیک، نژاد و جغرافیا، دانسیتی استخوانی می تواند در جوامع گوناگون مختلف باشد. در ایران نیز دانسیتی استخوان می تواند با دانسیتی استخوان در سایر نقاط دنیا متفاوت باشد و ضرورت دارد دانسیتی استخوان در ایران مشخص گردد.
مواد و روشها: این مطالعه به صورت توصیفی بر روی 280 نفر از پرسنل سالم بیمارستان دکتر شریعتی تهران و بستگان آنها که بصورت تصادفی انتخاب و تراکم استخوان با تکنیک DEXA) Dual Energy X-Ray Absorptiometry) در دو محل که شامل ستون فقرات کمری و گردن استخوان ران اندازه گیری شد و اطلاعات بدست آمده توسط Polynomial approximation (درجه سوم) مورد تجزیه قرار گرفت.
یافته ها: در زنان، دانسیتی استخوان در ستون فقرات کمری (L1-L4)، بیشترین مقدار آن در دهه چهارم (0/992 گرم بر سانتی متر مربع) و کمترین آن در دهه هفتم (0/799 گرم بر سانتی متر مربع) بود. دانسیتی گردن استخوان ران، بیشترین مقدار در دهه چهارم (0/826 گرم بر سانتی متر مربع) و کمترین آن در دهه هفتم (0/601 گرم بر سانتی متر مربع) بود. در مردان، دانسیتی فقرات کمری (L1-L4)، بیشترین مقدار در دهه سوم (0/980 گرم بر سانتی متر مربع) و کمترین آن (0/749 گرم برسانتی متر مربع) در دهه دوم بود. در مورد دانسیتی گردن استخوان ران، بیشترین آن در دهه چهارم (0/896 گرم بر سانتی متر مربع) و کمترین آن در دهه هفتم (0/758 گرم بر سانتی متر مربع) بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: بطور خلاصه، تراکم نسج استخوان در نمونه مورد بررسی، هم در ستون فقرات و هم در استخوان فمور و در هر دو جنس نسبت به استاندارهای مورد نظر Hologic پایین تر بود.
حسین جباری، علی اکبر امیرزرگر، محبوبه حاجی عبدالباقی، بهروز نیک بین، فریده خسروی، محمدحسین نیک نام، بیتا انصاری، بتول مرادی، علیرضا یلدا،
دوره 61، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده
مقدمه: بیماری سل گسترده ترین اپیدمی عفونی است که دنیای امروز دچار آن است. تخمین زده می شود که یک سوم جمعیت دنیا با مایکوباکتریوم توبرکلوزیس آلوده شده اند که منجر به 10-8 میلیون مورد جدید سل و سه میلیون مرگ در سال در سراسر دنیا می شود. مطالعات اپیدمیولوژیک بیانگر این است که ترکیب ژنتیکی بعضی از گروه های نژادی ممکن است زمینه ای مساعد در ابتلا به عفونت و پیشرفت آن ایجاد کند.
مواد و روش ها: در این مطالعه که بصورت تحلیلی و به روش مورد-شاهد (Case-control) صورت گرفته است سعی شد تا نسبت به شناسایی فاکتورهای ژنتیک مستعد کننده (و/یا محافظت کننده) در بیماران و افراد کنترل ایرانی در ابتلا به بیماری سل اقدام گردد. بدین منظور تعداد 40 نفر بیمار سل ریوی خلط مثبت درمان شده یا در حال دریافت درمان به همراه 100 نفر شاهد فاقد بیماری های زمینه ای و نیز سل ریوی از نظر فراوانی آلل های HLA class II (شامل DQB1 و DQA1 و HLA-DRB) به روش PCR-ssp برای اولین بار در ایران مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج حاصل بیانگر نقش مستعد کننده آلل HLA-DQA1*0101 و نقش محافظت کننده آلل های DQA1*0301 و DQA1*0501 از لوکوس DQA1، نقش مستعد کننده آلل HLA-DRB1*07 و نیز نقش محافظت کننده آلل HLA-DRB*52 (که یک Public antigen محسوب می شود) از لوکوس DRB با P.value های اصلاح شده (Pc) از نظر آماری معنی دار می باشد. در این مطالعه از لوکوس DQB1 آلل محافظت کننده یا مستعد کننده آماری معنی داری یافت نشد. همچنین تفاوت معنی دار آماری هاپلوتیپی در گروه بیمار و شاهد بدست نیامد.
نتیجه گیری و توصیه ها: باتوجه به نتایج بدست آمده آلل های HLA-DR/DQ می توانند در ابتلا و یا مقاومت در برابر ابتلا به بیماری نقش بارزی داشته باشند.
فریدون مصطفوی، محمدجواد توکلی،
دوره 61، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده
بیماری دیابت قندی شایعترین بیماری متابولیک اندوکرین دوران کودکی و نوجوانی است که اثرات قابل توجه بر تکامل جسمی و روانی بیماران برجای می گذارد. در مطالعات متعدد، مشخص شد که در بیماران دیابتی نوع یک، کاهش واضح توده استخوانی و نیز رشد قدی در درازمدت ایجاد می شود. برای بررسی این مشکلات، تحقیقات وسیعی انجام گردیده و مشخص شده که در بسیاری از بیماران دیابتی، مقادیر مختلف کلسیم در ادرار دفع می گردد. ممکن است علت استئوپنی و اختلال رشد قدی کودکان دیابتی نیز دفع بیش از حد کلسیم در ادرار باشد. در این مطالعه برآن شدیم تا با بررسی گروهی از بیماران دیابتی، میزان دفع کلسیم ادراری را در آنها بررسی کنیم و در مواردی که دفع کلسیم بیش از حد طبیعی بود، ببینیم آیا بین میزان دفع کلسیم با میزان قند خون همزمان ارتباطی وجود دارد یا خیر؟ لذا با بررسی 50 کودک دیابتی که در شش ماهه دوم سال 1379 به بیمارستان مرکز طبی کودکان مراجعه کرده بودند، به این نتیجه رسیدیم که فراوانی هیپرکلسیوری در بیماران 88% بود و ارتباط معنی داری با قند ادرار داشت و بطور معنی داری با افرادی که سالم هستند متفاوت بود. این تحقیق نشاندهنده تاثیر گلیکوزوری روی رشد بیماران است که می تواند مقداری از آن به علت دفع کالری باشد و مقداری بعلت دفع کلسیم و نهایتا با کنترل مناسب قند خون می توان از این دو به نحو چشمگیری کاست.
فرشته جبل عاملی، فریدون ملک زاده،
دوره 61، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده
مقدمه: در طی درمان طولانی عفونت ها، غلظت موثر آنتی بیوتیک ها ممکن است بمقدار کافی در بدن حفظ نشود و میزان آنها در طول دوره درمان کاهش یافته و نهایتا غلظت آنتی بیوتیک در محل هدف به حد کمتر از MIC (حداقل غلظت بازدارندگی رشد Minimal inhibitory concentration) برسد، همچنین شواهدی بدست آمد که غلظت آنتی بیوتیک ها پایین تر از MIC بر صفات ویرولانس باکتری اثر دارد. در این تحقیق اثر sub-MIC آنتی بیوتیک های آمپی سیلین، جنتامایسین، نالیدیگزیک اسید بر بعضی از صفات پروتئوس میرابیلیس، که عامل مهم ایجاد آلودگی در مجاری ادرار می باشد، مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش ها: صفات مورد بررسی عبارت بودند از مرفولوژی، تولید آمونیاک و فعالیت آنزیم اوره آز. بمنظور تعیین MIC از روش Serial broth dilution (تعیین رقت های متوالی) طبق روش های استاندارد National committee for clinical laboratory standards documents M7-A2 NCCLS استفاده گردید.
یافته ها: در حضور غلظت های کم آمپی سیلین، رشته های طویل از این باکتری تشکیل گردید ولی دو آنتی بیوتیک دیگر اثری بر شکل باکتری نداشتند. رشد باکتری تحت تاثیر غلظت های sub-MIC آمپی سیلین و جنتامایسین بوده و در حضور این دو آنتی بیوتیک فاز تاخیری طولانی گردید. غلظت ½MIC از نالیدیگزیک اسید باعث کاهش سرعت رشد باکتری گشت ولی فاز تاخیری در حضور این آنتی بیوتیک تغییری نیافت. میزان تولید آمونیاک در حضور غلظت های sub-MIC آمپی سیلین و جنتامایسین افزایش یافت و در محیط های ½MIC از آمپی سیلین میزان تولید آمونیاک، 30 برابر محیط کنترل افزایش پیدا کرد. در بررسی فعالیت ویژه اوره آز باکتری اختلاف بدست آمده بین نمونه های تحت تیمار آنتی بیوتیک و نمونه های شاهد بسیار جزئی بود. نالیدیگزیک اسید اثر قابل توجهی بر تولید آمونیاک و فعالیت ویژه اوره آز پروتئوس میرابیلیس نداشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: با این دو آزمایش می توان نتیجه گرفت که آمپی سیلین و جنتامایسین در واقع با اثر بر دیواره سلولی و تغییر نفوذپذیری آن، بر تولید آمونیاک و فعالیت اوره آز اثر می گذارد. در این تحقیق نشان داده شده که غلظت پایین آنتی بیوتیک های مختلف می تواند اثرات گوناگون بر عوامل بیماریزا باکتری ها داشته باشد و مهمترین جنبه کاربردی این نوع تحقیقات بررسی اثرات غلظت پایین آنتی بیوتیک ها بر باکتری ها و کاهش دوز آنتی بیوتیک برای بیماران است و نتایج حاصل می تواند پیشنهاد کننده طرح هایی باشد که بمنظور حداقل سازی اثرات زیان آور آنتی بیوتیک ها از برنامه های دوزبندی جدید با غلظت های کمتر استفاده گردد.
سیدمحمود صدربافقی، منصور رفیعی، منیره مدرس مصدق، محمدحسین احمدیه، فریدون زندی کریمی، کاظم عقیلی،
دوره 61، شماره 4 - ( 4-1382 )
چکیده
مقدمه: آنژین ناپایدار در مرکز طیفی قرار دارد که یک سوی آن انفارکتوس حاد میوکارد و سوی دیگر آن آنژین پایدار است به منظور بررسی مشخصات کلینیکی و پاراکلینیکی آنژین ناپایدار در یزد این مطالعه انجام گرفت.
مواد و روش ها: 200 بیمار با تعریف مشخص آنژین ناپایدار که در بخش های سی سی یو یزد بستری شدند، طی یک مطالعه Cross-sectional مورد بررسی قرار گرفتند ویژگی های کلینیکی و پاراکلینیکی شامل کلاس شدت آنژین، شرایط کلینیکی همراه، برنامه دارویی، ریسک فاکتورها، تغییرات ECG و وضعیت بیمار موقع ترخیص مورد مطالعه قرار گرفت.
یافته ها: سن متوسط بیماران 61.85 سال بود. 57% زن و 43% مرد بودند. شایعترین ریسک فاکتور در مردان سیگار (48.8%) و در زنان هیپرتانسیون 62.2% بود. توزیع فراوانی بیماران در کلاس های شدت آنژین براساس پیشنهاد «براون والد» شامل کلاس I برابر با (24.5%)، کلاس II برابر با (4%) و کلاس III برابر با (71.5%) بود. 24.5% از بیماران در موقع بستری شدن ECG نرمال داشتند و 67% در موقع ترخیص ECG نرمال را نشان دادند. توزیع فراوانی بیماران بستری شده براساس طبقه بندی خطر (Risk stratification) بترتیب در سه گروه کم خطر 22.5%، گروه خطر متوسط 58.5% و گروه پرخطر 19% بودند. 3.5% از بیماران در مدت بستری شدن دچار انفارکتوس حاد میوکارد شدند که عمدتا از کلاس III آنژین بودند.
تنتیجه گیری و توصیه ها: مطالعه حاضر کنترل ریسک فاکتورهای اساسی مثل سیگار در مردان و فشارخون بالا در زنان را بعنوان مهمترین عوامل خطر پیشنهاد می کند. همچنین موفقیت اولیه درمانی در طی فاز حاد آنژین ناپایدار نشانگر یک اندکس پیشگویی کننده مطلوب نزد این بیماران نمی باشد و بسیاری از آنها بعد از ترخیص نیاز به ارزیابی های بیشتر مثل تست ورزش و آنژیوگرافی کرونر خواهند داشت تا با درمان مناسب از عود حوادث حاد کرونری بعدی جلوگیری شود.
فریدون عزیزی، آرش اعتمادی، پیام صالحی، صالح زاهدی اصل،
دوره 61، شماره 5 - ( 5-1382 )
چکیده
مقدمه: سندرم متابولیک تجمع عوامل خطرساز بیماری های غیر واگیر همراه با مقاومت به انسولین می باشد. هدف بررسی حاضر تعیین شیوع سندرم متابولیک در افراد شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران بوده است.
مواد و روش ها: بررسی انجام شده در میان 10368 فرد بالغ (شامل 4397 مرد و 5971 زن) با سن بالاتر از 20 سال در افراد شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران بود. سندرم متابولیک بصورت وجود سه یا بیش از سه مورد از موارد زیر تعریف شد: چاقی مفرط در ناحیه شکم، تری گلیسیرید بالای سرمی، HDL-C کاهش یافته، فشار خون بالا و گلوکز ناشتای بالا.
یافته ها: شیوع خام سندرم متابولیک در جمعیت مورد مطالعه 30.1 درصد (فاصله اطمینان 95%: 31.0-29.2) و شیوع استاندارد شده براساس سن معادل 33.7 درصد (فاصله اطمینان 95%: 34.6-32.8) بود. میزان شیوع در دو جنس با بالا رفتن سن افزایش می یافت و در زنان بیش از مردان مشاهده شد (42% در مقابل24% و P<0.001). کاهش HDL-C شایعترین اختلال متابولیک در دو جنس بود. غیر از میزان بالای گلوکز ناشتای پلاسما، همه اختلالات در زنان شایعتر از مردان بودند (P<0.001). پنجاه و هشت درصد افراد مبتلا به سندرم متابولیک 3 مورد، 33% افراد 4 مورد و 9% افراد 5 مورد از معیارهای این سندرم را داشتند.
نتیجه گیری و توصیه ها: این مطالعه که اولین گزارش در مورد سندرم متابولیک در ایران محسوب می شود، شیوع بالای این اختلال را که اثرات جدی به نظام مراقبت بهداشتی تحمیل می کند، نشان می دهد. تلاش برای رواج رژیم های غذایی سالم، افزایش فعالیت بدنی و کنترل فشار خون باید مدنظر قرار گیرند.
ابراهیم نصیری، سید محمدحسین نوری موگهی، احمدرضا دهپور، فرید ابوالحسنی، حامد صادقی پور،
دوره 61، شماره 6 - ( 6-1382 )
چکیده
مقدمه: کلستاز انسدادی نوعی بیماری کبدی است که با تجمع اسیدهای صفراوی، افزایش تونوس اوپیوئیدهای درونساز، نیتریک اکساید و سیتوکین ها در پلاسما همراه است. هدف از این مطالعه بررسی تغییرات احتمالی هورمون های گنادوتروپین و میزان آپوپتوز سلول های زاینده در موش کلستاتیک می باشد.
مواد و روش ها: برای این مطالعه سه گروه موش صحرایی بکار بردیم: شاهد (بدون جراحی)، شاهد جراحی با Sham (جراحی بدون انسداد مجرای صفراوی) و گروه کلستاتیک (جراحی همراه با انسداد مجرای صفراوی). سه هفته بعد از انجام جراحی غلظت سرم هورمون های LH و FSH و تستوسترون توسط ایمونورادیومتریک اسی (IRMA) و آپوپتوز سلول های زاینده بیضه با روش TUNEL اندازه گیری شدند.
یافته ها: نتایج این پژوهش بیانگر کاهش معنی دار هورمون های LH و FSH و تستوسترون در گروه کلستاتیک نسبت به گروه های شاهد و شاهد-جراحی است. که در این رابطه میانگین غلظت هورمون FSH در موش های کلستاتیک نسبت به گروه های شاهد و شاهد-جراحی است (P<0.05). درحالیکه تغییر معنی داری در شاخص آپوپتوز گروه کلستاتیک نسبت به گروه های دیگر مشاهده نشد (P<0.19).
نتیجه گیری و توصیه ها: از نتایج این مطالعه حدس زده می شود که آپوپتوز سلول های زاینده بیضه موش های بالغ تنها وابسته به هورمون های گنادوتروپین و تستوسترون نیست بلکه فاکتورهای دیگری نیز ممکن است دخالت داشته باشند.
احمد اسماعیل زاده، پروین میرمیران، یدالله محرابی، فریدون عزیزی،
دوره 62، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
مقدمه: شناسایی بهترین شاخص ساده تن سنجی جهت انجام غربالگری مناسب برای عوامل خطر بیماری های مزمن در هر جامعه ای ضروری بنظر می رسد. این مطالعه با هدف ارزیابی مقایسه ای شاخص های تن سنجی جهت پیشگویی عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی در مردان تهرانی صورت گرفت.
مواد و روش ها: مطالعه مقطعی حاضر بر روی 4449 مرد 74-18 ساله شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران که بطور تصادفی از ساکنین منطقه 13 تهران انتخاب شده بودند صورت گرفت. اطلاعات دموگرافیک جمع آوری شد و شاخص های تن سنجی طبق دستورالعمل های استاندارد اندازه گیری و محاسبه شدند. ارزیابی فشار خون به روش استاندارد صورت گرفت و پرفشاری خون برطبق معیارهای JNC VI تعریف شد. فراسنج های بیوشیمیایی در نمونه خون ناشتا اندازه گیری شدند. دیابت بصورت FBS?126mg/dl و دیس لیپیدمی براساس ATP II تعریف شد. وجود "حداقل یک عامل خطرساز" و "حداقل دو عامل خطرساز" از چهار عامل عمده خطرساز بیماری های قلبی عروقی (پرفشاری خون، دیس لیپیدمی، دیابت و استعمال دخانیات) نیز ارزیابی شد.
یافته ها: میانگین سنی مردان مورد مطالعه 15.4± 41.8 سال و میانگین نمایه توده بدن (BMI)، نسبت دور کمر به دور باسن (WHR) و دور کمر (WC) آنها بترتیب kg/m² 4.2±25.6 و 0.07±0.91 و cm 11.7±87.7 بود. در مورد تمام عوامل خطرساز، WHR دارای بیشترین حساسیت بود. همچنین هیچ نوع ترکیبی از شاخص های تن سنجی میانگین "حساسیت+ویژگی" بیشتر از WHR بتنهایی نداشت. در مورد تمام عوامل خطرساز دقت پیشگویی توسط WHR بیشتر از BMI و WC بود. دقت پیشگویی عوامل خطرساز توسط هیچ موردی از ترکیب شاخص های تن سنجی بیشتر از WHR نبود مگر در مواردی که یک شاخص دیگر با حرف رابط "یا" به WHR اضافه شده بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: یافته ها نشان می دهند که در جامعه مردان تهرانی ساکن منطقه سیزده، WHR شاخص بهتری نسبت به دور کمر و BMI برای پیشگویی عوامل خطرساز بیماری های قلبی عروقی می باشد.
فریدون سرگلزایی اول، علی قلی سبحانی، محمد اکبری، بهروز نیک نفس، عظیم هدایت پور،
دوره 62، شماره 4 - ( 4-1383 )
چکیده
مقدمه: تحقیق حاضر بمنظور ارزیابی ظرفیت القا استخوان سازی و روند ترمیم ضایعات استخوانی در استخوان های پهن با استفاده از ترکیب OCP/BMG طراحی گردید. مواد و روش ها: در این تحقیق از 40 سر موش صحرایی جوان (6-5 هفته ای) از جنس نر و از نژاد Sprague Dawley استفاده شد. حیوانات بطور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم گردیدند. ضایعه ای به قطر 5 میلیمتر بر روی استخوان پاریتال ایجاد و در گروه آزمایشی ترکیبی از OCP/BMG به نسبت 1.4 در محل ضایعه کشت داده شد. جهت بررسی روند استخوان سازی در طی روزهای 5، 7، 14 و 21 نمونه های لازم برداشت گردید. پس از آماده سازی بافتی، از نمونه های بدست آمده مقاطع بافتی به ضخامت 5 میکرون تهیه گردید. سپس با H & E و آلسین بلو رنگ آمیزی و با میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافته ها: در روز پنجم پس از کشت سلول های آماسی در اطراف مواد کاشت شده مشاهده گردید که در اطراف قطعات OCP از شدت بیشتری برخوردار بود. روند ترمیم با ظهور بافت غضروفی اندک در درون قطعات BMG در روز هفتم آغاز شده منتهی بافت استخوانی جدید به وضوح قابل مشاهده نبود. در روز چهاردهم استخوان جدید به وضوح مشهود بوده و علاوه بر استخوان سازی جدید در مجاورت حاشیه ضایعه، جزایر استخوانی در بین مواد کاشت شده نیز مشاهده شد. در پایان روز بیست و یکم قسمت اعظم مواد کاشت شده جذب گشته و ترابکول های منظم استخوانی همراه با حفرات مغز استخوان ایجاد شده بود. درصورتیکه در نمونه های گروه کنترل استخوان سازی ضعیفی فقط در مجاورت استخوان میزبان مشاهده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که ترکیب OCP/BMG باعث تحریک فعالیت استخوان سازی و افزایش بافت استخوانی جدید در ناحیه ضایعه دیده استخوان پاریتال در موش صحرایی می شود. از این رو بنظر می رسد که این ترکیب ممکن است بتواند از نظر بالینی در مواردی که نقایص استخوانی بزرگ وجود دارد، موثر باشد.
محمدرضا عرب، آزاده شریفزاده، فریدون اول سرگلزایی، طاهره طلاییخوزانی،
دوره 63، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده
مقدمه: فیومهای جوشکاری الکتریکی یکی از عوامل آلوده کننده محیط کار محسوب میشوند که موجب بروز اختلالات فراوانی از جمله تحریکات مخاطی، تغییرات کیفیت مایع سمن و حتی سرطان در کارگران میگردند. جذب این فیومها میتواند باعث کاهش اسپرمهای با شکل نرمال و کاهش قدرت نفوذ خطی اسپرمها شود. علیرغم تحقیقات فراوانی که در این زمینه تاکنون صورت گرفته است. هنوز اطلاعات ما از تغییرات ساختمانی و مکانیسم عمل این فیومها بر اپی تلیوم ژرمینال بسیار محدود باقی مانده است. هدف از این مطالعه شناسائی تغییرات ساختمانی حاصل از تأثیر این فیومها بر اپی تلیوم ژرمینال در موش صحرایی به عنوان یک مدل حیوانی در شرایط قابل کنترل از نظر میزان آلودگی در محفظه گاز بود.
مواد وروشها: 60 سر موش صحرایی از نژاد Sprague Dawley انتخاب و در گروه آزمایش (40 سر) و کنترل (20 سر) قرار گرفتند. هر یک از گروههای آزمایش وکنترل به چهار زیر گروه 2، 4، 6 و 8 هفتهای تقسیم شدند، تعداد رتها در هر زیر گروه آزمایش و کنترل به ترتیب 10 و 5 سر بود. حیوانات پس از سازش با محیط در شرایط استاندارد نگهداری شدند. در گروه آزمایش رتها به مدت 2 ساعت در روز (ساعات 12-14), 5 روز در هفته (شنبه تا چهار شنبه) در اتاقک گاز تحت تأثیر فیومهای حاصل از جوشکاری با شدت 100 آمپر قرار گرفتند. الکترودها از نوع آما 2000 و سرعت جوشکاری cm/s 1/0 بود. با تنظیم هواکش حلزونی سرعت تعویض هوای درون اتاقک 12-15 بار ثابت نگه داشته شد. میزان گازهای No + No2, Co, Co2, O3 وهم چنین میزان عناصر فلزی هوای درون اتاقک انداره گیری شد. با توجه به زمان بندی هر زیر گروه آزمایش و کنترل، در موعد مقرر از بیضه رتها نمونه گیری شد و برشهایی به ضخامت 5-7 میکرومتر تهیه و با تکنیکهای پاس، آلشین بلو (5/2 = pH) و لکتین PNA رنگآمیزی و مطالعه شدند. ضخامت اپی تلیوم لولههای منی ساز اندازه گیری وبه کمک تست کروسکال والیس تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج حاصله از این مطالعه تغییرات کمی و کیفی فراوانی را در اپی تلیوم ژرمینال بیضه نشان داد. اتساعات عروقی در تونیکا واسکولازا، افزایش ضخامت غشاء پایه، از هم گسیختگی ارتباط سلولهای سرتولی و رده اسپرماتوزوئیدی، توقف اسپرماتوژنز در مرحله اسپرماتوسیتی تیپ I از یافتههای گروه آزمایش بود. هم چنین اختلاف معنی داری میان گروههای آزمایش و کنترل برای ضخامت اپیتلوم ژرمینال (p<0.001) دیده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: به نظر میرسد علیرغم ایجاد نوعی پاسخ تطابقی در ارگانیسم برای مقابله با این گازها، تغییرات ساختمانی زیادی در پوشش ژرمینال بوجود میآید که میزان این اثرات وابسته به نوع مواد توکسیک، دوز آنها و مدت زمان آلودگی میباشد.
احمد اسماعیل زاده، پروین میرمیران، لیلا آزادبخت، فریدون عزیزی،
دوره 63، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده
مقدمه: هنوز هیچ مطالعهای شیوع فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک را در نوجوانان گزارش نکرده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک در یک جمعیت شهری از نوجوانان تهرانی انجام شد.
مواد وروشها: در این مطالعه مقطعی شاخصهای تن سنجی و بیوشیمیایی در یک جمعیت 3036 نفری (1413 پسر و 1623 دختر) از نوجوانان 19-10 ساله شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران اندازهگیری شد. فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک بصورت داشتن همزمان دور کمر مساوی یا بزرگتر از صدک نودم برای سن و جنس و سطح تری گلیسرید سرمی مساوی یا بزرگتر از 110 میلی گرم در دسی لیتر تعریف شد. اضافه وزن بر اساس صدکهای پیشنهاد شده نمایه توده بدن برای نوجوانان و کودکان ایرانی بصورت مساوی یا بزرگتر از صدک نود و پنجم برای سن و جنس، در معرض خطر بودن برای اضافه وزن بصورت نمایه توده بدنی مساوی یا بزرگتر از صدک هشتاد و پنجم ولی کمتر از صدک نود و پنجم برای سن و جنس و وزن طبیعی بصورت نمایه توده بدنی کمتر از صدک هشاد و پنجم برای سن و جنس تعریف شد.
یافتهها: شیوع کلی فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک 4/6% (95% فاصله اطمینان: 5/5 تا 2/7) بود. این فنوتیپ در بین پسران (3/7%، 9/5 تا 7/8) شایعتر از دختران(6/5%، 4/4 تا7/6) بود. هم در دختران و هم در پسران افراد دارای اضافه وزن از بیشترین میزان شیوع فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک در مقایسه با افراد در معرض خطر اضافه وزن و افراد با وزن طبیعی برخوردار بودند (پسران: 9/42% در مقابل 9/2% و 0/0%، 01/0P<، دختران: 5/32% در مقابل 3/11% و 3/1%، 01/0P<).
نتیجه گیری و توصیه ها: یافتههای این مطالعه حاکی از شیوع بالای فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک در نوجوانان تهرانی، بخصوص در نوجوانان دارای اضافه وزن، میباشد. این یافتهها نیاز به تدوین استراتژیهای پیشگیری کننده و درمانی مبتنی بر تغییر در شیوه زندگی را بیش از پیش آشکار میسازند.
پریوش کردبچه، فریده زینی، کاظم محمد، حسین ضیائی، سید منصور رضوی، مهین صف آرا، نسرین قرائیان،
دوره 63، شماره 12 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: با توجه به بروز بیماری تنفسی درعده قابل توجهی از زائرین خانه خدا در طی مراسم حج تمتع سالهای اخیر و عوارض و مشکلات ناشی از آن، تعیین عامل اتیولوژیک بیماری مزبور جهت پیش گیری، کنترل و درمان آن لازم و ضروری به نظر می رسد. آنچه مسلم است عوامل میکروبیال محیطی در ایجاد بیماریهای تنفسی نقش مهم و اساسی دارند. در بین این عوامل قارچها ارگانیسم هائی با پراکندگی وسیع در طبیعت هستند که اسپور آنها از طریق هوا پخش شده و همواره در محیط وجود دارند و قادرند اثرات زیان باری بر سلامتم انسان داشته و منجر به بروز عفونت ، آلرژی و حتی عوارض توکسیک گردند.
مواد روشها: در مطالعه اخیر با جمع آوری و کشت نمونه های بدست آمده از محیط ، در محل اقامت و تجمع زائرین ایرانی در طی مراسم حج 1383 و با انجام تست های سرولوژیک بر روی دو نمونه خون 146 زائر داوطلب ( به فاصله 8 هفته )، سعی گردید نقش قارچها در ایجاد بیماری تنفسی حجاج مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.
یافته ها: در این مطالعه جمعاً 3521 کلنی شامل 23 جنس و گونه مختلف قارچی از محل اقامت حجاج در شهرهای مکه و مدینه و مناطق عرفات و منی جدا گردید که شامل قارچهای رشته ای ساپروفیت 79 درصد، قارچهای رشته ای پاتوژن (درماتوفیت) 6/3 درصد و قارچهای مخمری 4/17 درصد بود. گونه های آسپرژیلوس شایع ترین (4/43 درصد) عوامل قارچی جدا شده در این بررسی بودند. ست های کانترایمونوالکتروفورزیس و لاتکس آگلوتیناسیون که جهت تشخیص بیماریهای قارچی فرصت طلب (آسپرژیلوزیس، کاندیدیازیس و کریپتوکوکوزیس) بعمل آمد همگی منفی بوده و مورد مثبتی مشاهده نگردید.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج بدست آمده از این مطالعه، گر چه نقش قارچها را در ایجاد بیماری تنفسی حجاج تائید نمی نماید ولی با توجه به تنوع بیماریها و عوارض ایجاد شده توسط قارچها و مشکلات تشخیص بالینی آنها، تاثیر قارچها بر سیستم ایمنی بیمار و ایجاد زمینه جهت بروز سایر عفونت ها و یا عفونت ثانویه با قارچها توصیه می شود که در صورت تداوم بروز بیماری تنفسی در طی مراسم حج، بررسی جامع تر و کامل تری بعمل آمده و نقش قارچها مورد ارزیابی بیشتری قرار گیرد.
محبوبه حاجی عبدالباقی، علی اکبر امیرزرگر، مهرداد خالدی، فریده خسروی، مهرناز رسولی نژاد، زهرا احمدی نژاد، عبدالرضا سودبخش، سیروس جعفری، بیتا انصاری پور، بهروز نیک بین،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: درک بهتر مکانیسمهای ایمونوپاتولوژیک بیماری سل برای تولید واکسنهای نوین و داروهای ایمونومدولاتور جایگزین ضروری میباشد. بدین منظور مطالعه زیر شامل اندازهگیری سایتوکاینهای Th1 (اینترفرون- گاما و اینترلوکین- 2) و Th2 (اینترلوکین- 4 و اینترلوکین- 10) در سرم بیماران مبتلا به سل ریوی با اسمیر خلط مثبت و مقایسه آن با افراد سالم PPD مثبت طراحی گردید.
روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه شامل بیماران HIV منفی که براساس تعریف WHO مبتلا به سل ریوی خلط مثبت بوده و در بخشهای عفونی بیمارستان امام خمینی تهران بستری شدند یا به مراکز بهداشتی- درمانی جنوب تهران مراجعه نمودند، بود. گروه شاهد شامل افراد سالم و PPD مثبت بود که در تماس نزدیک با بیماران مبتلا به سل ریوی خلط مثبت قرار داشتند. در این تحقیق 34 بیمار مبتلا به عفونت فعال سل ریوی (شامل 17 مرد و 17 زن) و 23 فرد سالم با تست پوستی PPD برابر با 10 میلیمتر یا بیشتر (شامل 12 مرد و 11 زن) مورد مطالعه قرار گرفتند میانگین سنی افراد بیمار 73/41 سال و افراد سالم 74/27 بود.
یافتهها: میانگین سطح اینترفرون- گاما در سرم افراد مبتلا به سل ریوی بطور معنیدار از نظر آماری بالاتر از میانگین سطح آن در افراد سالم PPD مثبت بود در حالیکه در مورد اینترلوکین-2، اینترلوکین-4 و اینترلوکین-10 این میزان در افراد سالم بطور معنیدار از نظر آماری بالاتر از افراد بیمار بدست آمد. مقایسه میانگین سطح این سایتوکاینها قبل از درمان و حین درمان (حدود 2 ماه بعد از شروع درمان) نشان داد که اگرچه در مورد اینترفرون-گاما و اینترلوکین-4 این میزان افزایش یافت، در مورد اینترلوکین-2 و اینترلوکین-10 کاهش در این مقادیر مشاهده شد. این تغییرات فقط در مورد اینترلوکین-10 از نظر آماری معنیدار میباشد. سن و جنس بر تغییرات سایتوکاینها قبل از درمان و حین درمان تأثیری نداشته است.
نتیجهگیری: نتایج حاصله از اندازهگیری سایتوکاینهای Th1 و Th2 در سرم بیماران مبتلا به سل ریه با نتایج حاصله از مطالعات انجام گرفته در محیط کشت سلولهای تکهستهای خون محیطی تحریک شده با آنتیژنهای مایکوباکتریوم توبرکلوزیس متفاوت میباشد. لذا اندازهگیری همزمان آنها در سرم و در محیط کشت و همچنین در مایع بلور و مایع BAL پیشنهاد میشود.
سیده زهرا قدسی، زینت نادیا حتمی، علی نیک فرجام، فرید صفر، پدرام نورمحمدپور، مهسا عاشقان،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: آکنه ولگاریس از شایع ترین بیماری های پوستی به ویژه در دوران نوجوانی است. مطالعات مختلف ارقام متفاوتی را در مورد شیوع آکنه صورت در کشورها و جوامع مختلف گزارش کرده اند اما تا کنون تنها موارد اندکی از آکنه تنه (پشت و سینه) گزارش شده است. اگرچه تجربیات بالینی ما بیانگر شیوع کمتر آکنه تنه در مقایسه با صورت است اما یک مطالعه جامعه نگر برای اثبات این تجارب مورد نیاز است.
روش بررسی: از 20 منطقه آموزش و پرورش شهر تهران، 5 منطقه به طریق تصادفی ساده انتخاب شدند و در هر منطقه یک دبیرستان دخترانه و یک دبیرستان پسرانه مورد بررسی قرار گرفتند. در هر دبیرستان حدود 100 دانش آموز معاینه شدند. پرسشنامه ها بر اساس اطلاعات دموگرافیک دانش آموزان، سابقه خانوادگی و معاینه بالینی آنان تکمیل شد. درجه بندی شدت آکنه بر اساس Consensus Conference on Acne Classification انجام شد.
یافته ها: 1001 دانش آموز دبیرستانی وارد مطالعه شدند (503 دختر و 498 پسر). شیوع آکنه صورت 1/91%، شیوع آکنه پشت 4/54%، و شیوع آکنه سینه 36% بود. آکنه پشت در پسران (5/58%) به طور معنی داری از دختران (9/36%) بیشتر بود((P<0/001. اما در مورد آکنه ناحیه سینه تفاوت معنی داری در دو جنس وجود نداشت. میانگین سن دانش آموزانی که مبتلا به آکنه پشت و یا سینه بودند(1/16) نسبت به دانش آموزانی که آکنه تنه نداشتند(9/15) به طور معنی داری بالاتر بود(P<0/001).سابقه مثبت خانوادگی آکنه در دانش آموزان مبتلا به آکنه تنه بیشتر بود(P<0/001).
نتیجه گیری: شیوع آکنه تنه کمتر از آکنه صورت می باشد. آکنه پشت در پسران شایع تر است. ابتلای ناحیه سینه و پشت نسبت به صورت در سنین بالاتری اتفاق می افتد. به نظر می رسد آکنه شدید ناحیه پشت در پسران شایع تر باشد.وجود سابقه خانوادگی احتمال آکنه پشت و سینه را افزایش می دهد.
ابراهیم نعمتی پور، علی صبری، فرید داهی، فاطمه سلطان پور،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری های عروق کرونر، از خطرناک ترین و در عین حال شایع ترین بیماری هایی هستند که حیات بشری را تهدید می کنند. میزان مرگ و میر ناشی از سکته حاد قلبی حدود 30 درصد است. عوامل زمینه ساز بیماری های عروق کرونر از تغییر در جریان گذشت زمان مصون نیستند، اما مطالعات کمی در زمینه این تغییرات انجام شده است. تغییر در عوامل زیست محیطی و الگوی زندگی می تواند در بروز این تغییرات مؤثر باشد. این مطالعه با عنایت به ضرورت آگاهی از روند این تغییرات انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه در سه بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. پرونده بیماران مراجعه کننده به این سه مرکز در سال 1371 و در سال 1381 که بر اساس تشخیص پزشک به علت نخستین سکته قلبی بستری شده بودند، مورد بررسی قرار گرفت. برای هر بیمار فهرستی بر اساس عوامل خطر مربوطه تنظیم شد. برای مقایسه میانگین ها از t-test و در مورد شیوع عوامل خطر از chi-square استفاده شد. مقایسه تغییرات در چهار گروه سنی با استفاده از تست آماری fisher انجام شد.
یافته ها: 258 نفر در سال 1371 و 289 نفر در سال 1381 با تشخیص اولین سکته قلبی در سه بیمارستان مورد مطالعه بستری شده بودند. میانگین سن ابتلا به سکته قلبی حاد در زنان از 65 سال به 61 سال، در سال 1381 کاهش یافته بود که از نظر آمار معنی دار بود (022/0 (P= . میانگین سنی مردان از 59 سال به 57 سال کاهش یافته بود که از نظر آماری معنی دار نبود (13/0=P) .
میان مردان، در گروه سنی 69-50 سال کاهش درصد شیوع موارد سکته قلبی در سال 1381 نسبت به سال 1371 دیده شد (001/0=P) . در گروه سنی بالای 70 سال افزایش شیوع مشاهده شد (001/0=P)
در مورد فراوانی فشار خون ، دیابت ، سیگار و هیپرلیپیدمی، تغییر معنی داری در دو مقطع زمانی دیده نشد. تعداد زنان با سکته قلبی واجد دو عامل خطر کاهش و واجد سه عامل خطر افزایش یافته بود.
نتیجه گیری: سن ابتلا به سکته قلبی در زنان روند رو به کاهشی را نشان می دهد. مسلماً علل این روند هشدار دهنده باید مورد بررسی قرار گیرد. به نظر می رسد که مطالعه وضیت عوامل خطری قلبی در کشورمان در مقاطع مختلف زمانی ضروری است و تنها نمی توان به منابع و اطلاعات خارجی اکتفا کرد.
فرناز آموزگارهاشمی، فریده رضی، ابراهیم عصمتی، مرتضی سجادی،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: شواهد و مطالعات انجام شده حاکی از وجود ژنوم ویروس ابشتین بار در سلولهای اپیتلیال نازوفارنگس بیماران مبتلا به کارسینوم نازوفارنگس است. وجود این ویروس در سلولهای اپیتلیال نازوفارنگس، همراه با تیترهای بالای آنتیبادیهای IgA و IgG در سرم این بیماران است. با توجه به فقدان یک روش آزمایشگاهی جهت غربالگری افراد پرخطر و پیگیری پس از درمان بیماران مبتلا به این بدخیمی، اندازه گیری تیتر این آنتیبادیها می تواند در جهت دستیابی به این منظور سودمند باشد.
روش بررسی: در این مطالعه در بیماران مبتلا به کارسینوم نازوفارنگس مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی در سال 83-82، میزان مثبت بودن آنتیبادیهای ابشتینبار ویروس، قبل از درمان و میزان کاهش عیار آن سه ماه پس از خاتمه درمان رادیوتراپی (یا رادیوتراپی و کموتراپی همزمان)، مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: براساس نتایج این تحقیق، میزان مثبت بودن تیتر آنتیبادیهای قبل از درمان بیماران، بیشتر از 77% می باشد. سه ماه پس از خاتمه درمان، تیتر آنتیبادیهای تمام بیمارانی که تیتر مثبت داشتند کاهش یافت که این کاهش تیتر به لحاظ آماری معنی دار بود (05/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به مثبت بودن تیتر آنتیبادیهای IgG و IgAدر درصد قابل توجهی از بیماران و کاهش تیتر آن پس از درمان، میتوان از تیتراژ این آنتیبادیها جهت غربالگری افراد پر خطر و پیگیری پس از درمان بیماران سود جست. پیگیری و مطالعات تکمیلی بر روی بیماران توصیه می شود.
سیروس صیادی، محمد اکبری، علیقلی سبحانی، فرید ابوالحسنی، نسرین تک زارع، پریچهر پاسبخش،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف :با توجه به این که هیالورونان نقش مهمی در نفوذ پذیری، موتیلیتی اسپرم و عمل متقابل گامت ها دارد و این عمل می تواند نقش مهمی در میزان باروری افراد داشته باشد، در تحقیق حاضر اثر دوزهای 750، 1000 و 1250 میکرو گرم در میلی لیترهیالورونان روی عوامل مورفولوژی، موتیلیتی، ویتالیتی و میزان لقاح اسپرم های موش سوری مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 40 سر موش (20 سر نر و 20 سر ماده) به صورت تصادفی انتخاب شدند. اسپرم های به دست آمده از هر حیوان نر به چهار گروه تقسیم شدند که یکی از آن ها به عنوان گروه کنترل (درمحیط کشت RPMI، فاقد هیالورونان)، گروه های دوم، سوم و چهارم به مدت 2 ساعت به ترتیب در معرض دوزهای 750، 1000 و 1250 میکرو گرم در میلی لیتر هیالورونان قرار گرفتند. بعد از انکوباسیون، شمارش اسپرم ها با استفاده از لام نئوبار، مورفولوژی آن ها توسط رنگ آمیزی پاپانیکولا و بررسی ویتالیتی آن ها با رنگ آمیزی فوق حیاتی ائوزین B مورد بررسی قرار گرفت. هم چنین موتیلیتی اسپرم ها با مشاهده میکروسکوپی طبق استاندارد WHO و میزان لقاح آن ها بعد از IVF با شمارش جنین های دو سلولی حاصل از آن بررسی شد.
یافتهها: نتایج این تحقیق نشان داد که دوز 750 میکرو گرم در میلی لیتر، بیشترین تاثیر را روی موتیلیتی، ویتالیتی و میزان لقاح اسپرم ها دارد، تاثیر دوز 1000 میکرو گرم در میلی لیتر بر روی عوامل فوق نیز مثبت بود اما از دوز 750 میکرو گرم در میلی لیتر پایین تر بود. تاثیر دوز 1250 میکرو گرم در میلی لیتر بر روی عوامل فوق منفی بود و در این مطالعه هیچ تاثیری از دوزهای فوق الذکر هیالورونان روی مورفولوژی اسپرم ها مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با توجه به یافته های این مطالعه، به نظر می رسد که دوز مناسب هیالورونان (750 میکرو گرم در میلی لیتر) باعث افزایش تحرک، ویتالیتی و میزان لقاح در طی فرایند IVF می شود.
پریچهر پاس بخش، سارا سعید نیاریا، فرید ابوالحسنی، محمد نوری موگهی، محمود مافی، کبری مهران نیا، علی قلی سبحانی،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف :هدف از این مطالعه، تعیین میزان پراکسیداسیون چربی و پروتئین بافتی به عنوان شاخصی از تخریب بافتی پس از ایسکمی و برقراری ریپرفیوژن به دنبال ایجاد آسیب القائی ناشی از انسداد شریان مزانتریک فوقانی در روده و بررسی اثر محافظتی هورمون ملاتونین به عنوان جمع کننده رادیکال آزاد و آنتی اکسیدان در رت میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه از 36 سر رت نر نژاد Wistar - Albino با وزن بین 120-80 گرم که به طور مساوی به شش گروه تقسـیم شـده بودنـد و دوزهای مخـتلف مـلاتونین (mg/Kg 10، 20، 30) به صورت داخل عضلانی دریافت میکردند، استفاده شد. گروه یک: کنترل، گروه دو: sham که در این گروه عمل جراحی تا مرحله تشریح شریان مزانتریک فوقانی بر روی آنها انجام شد و حجم یکسانی از حلال به صورت داخل عضلانی به آنها تزریق گردید، گروه سه: ایسکمی-ریپرفیوژن، گروه چهار: ایسکمی- ریپرفیوژن به همراه ملاتونین با دوز mg/Kg10 ، گروه پنج: ایسکمی- ریپرفیوژن به همراه ملاتونین با دوزmg/Kg 20 و گروه شش: ایسکمی- ریپرفیوژن به همراه mg/Kg 30 بود.
یافتهها: نتایج حاصل نشان داد که سطح ملان دی آلدئید (MDA ) بافتی به طور معنی داری در گروه 4، 5 و 6 از گروه 3 پایینتر بود (05/0> P). سطح پروتئین بافتی در گروه 4 نسبت به گروه 3 به طور معنیداری بالاتر رفته بود (001/0 > P). سطح پروتئین بافتی در گروههای 5 و 6 نسبت به گروه 3 اختلاف معنیداری را نشان نداد بحث: این مطالعه نشان داد که ملاتونین با دوز mg/Kg10، اثر آنتی اکسیدانی در جلوگیری از آسیب القائی ناشی از انسداد شریان مزانتریک فوقانی دارد.
فریدون سرگلزائی اول، محمد رضا عرب، شیراحمد سارانی، عظیم هدایت پور،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف :این مطالعه به منظور بررسی و مطالعه روند استخوان سازی جدید پس از کاشت اکتاکلسیم فسفات(OCP) در محل ضایعات ایجاد شده بر روی استخوان تی بیا در موش صحرائی طراحی گردیده است.
روش بررسی: در این مطالعه از بیست و پنج سر موش صحرائی بالغ از جنس نر و از نژادSprague Dawley استفاده گردید. ضایعه ای به قطر سه میلیمتر بر روی انتهای فوقانی استخوان تیبیا و در استخوان هر دو سمت ایجاد گردید. در محل ضایعه ایجاد شده، در استخوان تیبیای سمت راست مقدار شش میلی گرم اکتاکلسیم فسفات تزریق گردید. ضایعه ایجاد شده در سمت چپ به عنوان کنترل استفاده شد. به منظور مطالعه روند استخوان سازی، نمونه برداری در طی روزهای هفتم، دهم، چهاردهم، بیست و یکم و بیست و هشتم پس از کاشت انجام گردید.
یافتهها: در گروه آزمایشی، در روز هفتم پس از کاشت روند ترمیم با ظهور جزایر غضروفی در نزدیکی حاشیه ضایعه و در بین قطعات OCP آغاز شد. این روند در روز دهم و چهاردهم ادامه پیدا کرد. در روز پایانی دوره مطالعه، ضمن افزایش بیشتر استخوان جدید ساخته شده و اتصال آن به استخوان میزبان، ضایعه ایجاد شده تقریباً بطور کامل بوسیله استخوان جدید ساخته شده پر شد. در این روز قسمت عمده ماده کاشت شده جذب و بوسیله استخوان جدید جایگزین شد. در گروه کنترل در روزهای قبل از چهاردهم، محل ضایعه بوسیله بافت همبند نسبتا متراکم اشغال شد. در این گروه استخوان سازی جدید در روز پایانی دوره مطالعه بصورت محدود و عمدتاً در حاشیه ضایعه مشاهده گردید.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که OCP در صورت کاشت در محل ضایعات استخوانی ایجاد شده در استخوان های دراز، دارای قدرت القاء استخوان سازی و ترمیم محل ضایعه بوده و در نهایت جذب می گردد.