48 نتیجه برای باز
حجت ا... جعفری فشارکی، فاطمهالسادات نیری، پروین اکبری اسبق، الهه امینی، مجتبی صداقت،
دوره 70، شماره 8 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: در حال حاضر بهطور عمده از ایبوپروفن برای بستن مجرای شریانی باز (PDA) استفاده میشود ولی، مطالعات اندکی در پیدا کردن دوزهای مؤثرتری از ایبوپروفن انجام شده است. به همین دلیل بر آن شدیم تا با انجام یک مطالعه مداخلهای با مقایسه دوز معمول ایبوپروفن با دوز جدیدی از آن، به دوز موثرتری دست پیدا کنیم.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی شاهددار تصادفی شده، 60 نوزاد مبتلا به PDA تأیید شده با اکوکاردیوگرافی از طریق تصادفیسازی در دو گروه 30 نفری تقسیم و بررسی شدند. به یک گروهmg/kg 10 ایبوپروفن به عنوان دوز اولیه در روز اول و دو دوز mg/kg5 در دو روز متوالی و به گروه دیگر دوزmg/kg 15 به عنوان دوز اولیه در روز اول و دو دوزmg/kg 5/7 در دو روز متوالی تجویز گردید و میزان بسته شدن PDA و عوارض درمانی در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: 30 نفر (100 درصد) از نوزادان در گروه 15 میلیگرم و 23 نفر (7/76 درصد) در گروه 10 میلیگرم دارای پاسخ درمانی بودند و نیاز به انجام مداخله جراحی پیدا ننمودند که اختلاف آماری معنیداری را بین دو گروه نشان میداد (011/0P=) و بیشترین پاسخ به درمان در دو گروه مورد بررسی بعد از 24 ساعت از تجویز دوز اول دارو بود.
نتیجهگیری: استفاده از دوز بالاتر ایبوپروفن اثربخشی موثرتری در درمان باز ماندن مجرای شریانی در نوزادان دارد و سبب کاهش معنیداری در میزان فراوانی موارد نیازمند جراحی میشود، ولی عوارض دارویی چندانی را در قیاس با دوز معمول این دارو ایجاد نمینماید.
قدرتالله مداح، محمد جواد قمری، حسین شباهنگ،
دوره 70، شماره 8 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: کیست کلدوک جزو بیماریهای مادرزادی سیستم هپاتوبیلیاری میباشد. بیماران در سنین مختلف و با طیف متنوعی از علایم مراجعه میکنند که ما در این مطالعه به بررسی بیماران مراجعهکننده از نظر علایم کلینیکی، روشهای تشخیصی و درمانی پرداختهایم.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر بیمارانی که بین سالهای 1373 تا 1390 با تشخیص کیست کلدوک در بیمارستان قائم (عج) و امید مشهد تحت درمان قرار گرفته بودند مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: 23 بیمار وارد مطالعه شدند (18 نفر زن و پنج نفر مرد). میانگین سنی 6/24 سال بود. شایعترین نوع کیست کلدوک تیپ یک آن بود. شایعترین عمل جراحی انجام گرفته در بیماران رزکسیون مجاری صفراوی و کلهسیستکتومی و بایپس هپاتیکوژژنوستومی Roux-en-Y بود. مرگ و میر بیمارستانی و یا طی دوره پیگیری مشاهده نگردید. افراد دچار عوارض جراحی با درمانهای محافظهکارانه بهبود یافتند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطلوب درمان جراحی کیستهای کلدوک، تشخیص قطعی و به موقع این بیماری و درمان جراحی مناسب آن از اهمیت ویژه برخوردار است.
علیرضا لقمانی، نوروز دلیرژ، عبدالغفار اونق، هادی محب علیان،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکلروز متعدد (Multiple sclerosis, MS) یک بیماری خود ایمن توام با اختلال در سیستم اعصاب مرکزی میباشد که ماکروفاژها و سلولهای دندریتیک نقش مهمی در تعدیل یا پیشرفت این بیماری ایفا میکنند. تاثیر عصاره قارچ در بلوغ سلولهای دندریتیک مشتق از مونوسیت و تعدیل پاسخ لنفوسیتهای T را در حضور پروتیین بازی میلین (Myelin Basic Protein, MBP) که به عنوان مدل آزمایشگاهی اسکلروز متعدد در نظر گرفته شده بود بررسی گردید. هدف این مطالعه تولید سلولهای دندریتیک مناسب برای ایمونوتراپی و کاهش بیماری MS میباشد.
روش بررسی: در این بررسی بهوسیله سایتوکینهای Granulocyte/ macrophage-Colony stimulate Factor (GM-CSF) و اینترلوکین 4 (IL-4)، مونوسیتهای خون محیطی به سمت سلولهای دندریتیک هدایت شد. سپس با پروتیین بازی میلین مدل بیماری اسکلروز متعدد در سلولهای دندریتیک القا گردید و با عصاره قارچی آلترناریا آلترناتا اقدام به تیمار سلولهای دندریتیک گردید همچنین پاسخ سلولهای لنفوسیت T حاصل از آن نیز مطالعه شد.
یافتهها: با تاثیر عصاره قارچی بر سلولهای دندریتیک مجاور شده با MBP میزان بیان مولکولهای سطحی CD14 کاهش و در مقابل CD83 و Human Leukocyte Antigen-DR (HLA-DR) افزایش پیدا کرد. همچنین میزان ترشح سایتوکین IL-10بر IL-12 غالب شد و در لنفوسیتهای T میزان ترشح سایتوکینهای IL-17 و اینترفرون- β (INF-β) کاهش پیدا کرد و در مقابل IL-4 افزایش یافت. این دادهها از لحاظ آماری معنیدار بوده (05/0>P) و این اثرات با افزایش دوز عصاره قارچی از50 به mg/ml100 تشدید گردید (001/0>P).
نتیجهگیری: عصاره قارچی آلترناریا آلترناتا با بلوغ سلولهای دندریتیک و تعویض پاسخ لنفوسیتهای T، به سمت Th2 موجب اثرات سودمند درمانی میگردد.
مهدی محمدزاده، حمید مباشری،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر با پیشرفت چشمگیر در سیستمهای مخابراتی و ارتباطی، خطرات احتمالی امواج ناشی از تلفن همراه بر روی انسانها، یکی از نگرانیهای جدی جوامع در حال رشد و مدرن بشری به حساب میآید. لذا مطالعه اثرات امواج الکترومغناطیسی روی پروتیینها به ویژه کانالهای غشایی که مسئول حفظ شرایط فیزیکی و شیمیایی سلولی و انتقال پیام میباشند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این بررسی اثرات میدانهای الکترومغناطیسی تلفن همراه روی عملکردهای بیوفیزیکی کانال OmpF جداشده از اشرشیاکولی (E.Coli) در غشای دو لایه لیپیدی مسطح در شرایط آزمایشگاهی صورت گرفت.
روش بررسی: برای این منظور دینامیک کانال OmpF به صورت منفرد با استفاده از روش مونتال- مولر در غشای دو لایه لیپیدی مسطح بررسی گردید. سپس جریانهای یونی عبوری (پیکوآمپر) از کانال، اندازه رسانایی، حساسیت به پتانسیل غشا و رفتار و الگوی باز و بسته شدن آن در بازههای زمانی در حد میکروثانیه، به صورت همزمان با تکنیک ولتاژ کلامپ اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج نشان میدهد میدان الکترومغناطیس ناشی از تلفن همراه بر حساسیت کانال OmpF به پتانسیل غشا، باز و بسته شدن و تعداد ساختارهای حد واسط آن تاثیر معنیداری گذاشته، درحالیکه بر رسانایی آن تاثیری نداشته است. با حذف میدان الکترومغناطیس، کانال بهسرعت در محدودهی زمانی میلیثانیه یا کمتر به حالت اولیه بازگشت.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها امواج ساطعشده از تلفن همراه روی عملکردهای زیستی کانال منفرد و میزان باز یا بسته بودن آن تاثیر معنیداری داشته و لازم است رویکرد استفاده از فانتوم در شناسایی اثرات منفی میدانها بازنگری گردد.
مهدی مقتدایی، راضیه نبی، علی امیری، فرزام مکرمی،
دوره 71، شماره 8 - ( 8-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجایی که عمل بازسازی لیگامان صلیبی قدامی Anterior Cruciate Ligament (ACL) با بهکارگیری همسترینگهای خود فرد، در سالهای اخیر مقبولیت روزافزون پیدا کرده است و از طرف دیگر همسترینگها خود نیز در حرکات خم کردن و چرخش داخلی زانو موثر هستند، بنابراین، مطالعه حاضر طراحی شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 50 مرد (45-18 سال) با پارگی ایزوله ACL که کاندید عمل بازسازی هستند، وارد مطالعه شدند و به طور تصادفی در دو گروه 25 نفره (در یکی بازسازی با همسترینگ خود فرد و در گروه دیگر با آلوگرافت) قرار گرفتند. قبل عمل و شش ماه بعد عمل برای تمام افراد پرسشنامه IKDC پر شد و قدرت خم کردن زانو به صورت ایزوکینتیک با دستگاه Biodex dynamometer IV ثبت شد و همچنین قدرت چرخش داخلی زانو به صورت ایزومتریک مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در کل، تمامی بیماران افزایش معنادار در امتیاز IKDC و در قدرت خم کردن و چرخش داخلی بعد از عمل نسبت به قبل از عمل نشان دادند، ولی این تغییر، بین دو گروه از نظر آماری معنادار نبود (7/0P=). کاهش عملکردی نیز، با هر دو نوع گرافت مشاهده نشد (82/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج چون برتری آلوگرافت مشهود نبود، کاربرد اتوگرافت برای بازسازی با توجه به عوارض احتمالی کمتر، توصیه میشود.
کامیار توکلی طبسی، مجتبی عاملی، لیلا غلامی مهتاج،
دوره 71، شماره 9 - ( 9-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای جراحی مختلفی برای تصحیح ژنیتالیای خارجی در ترانسسکس مرد به زن شرح داده شده است. در تمامی این روشها، عوارضی همچون تنگی واژن و یا ظاهر نامناسب ژنیتالیای خارجی و یا عدم رضایت بیمار دیده میشود. در این مقاله به توصیف روشهای جراحی ترمیمی برای این عوارض و میزان موفقیت آن پرداختیم.
روش بررسی: در این مطالعه 16 بیمار طی سالهای 1388 تا 1390 در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد تحت عمل جراحی ترمیمی مجدد توسط یک جراح قرار گرفتند. در هر بیمار با توجه به عارضه موجود عمل جراحی مناسب شامل کلیتوروپلاستی، فلپ U معکوس پرینهآل، لابیوپلاستی، یورتروپلاستی، حذف پوست و افزایش عمق واژن انجام شد. بیماران پس از عمل بهمدت پنج روز استراحت مطلق بودند.
یافتهها: در مدت زمان بستری پساز عمل جراحی در مجموع 16 بیمار فقط سه مورد عارضه نیاز به مداخله پیدا شد. قبلتر 11 بیمار با ایلئوم و پنج بیمار با پوست پنیس واژینوپلاستی شده بودند. یک مورد هماتوم محل عمل، یک مورد عفونت محل عمل و در یک بیمار نیز نیاز به تزریق خون بود. بیماران پساز ترخیص از سه تا 24 ماه تحت پیگیری قرار گرفتند که تمامی آنان در این مدت عارضه بزرگی نداشتند و بهصورت کلی از مقاربت خود راضی بودند.
نتیجهگیری: پیگیری طولانیمدتتر برای این بیماران مطلوب است. با استفاده از روشهای ترمیم مجدد اکسترنال ژنیتالیا و در صورت تجربه کافی جراح در انجام آن در بیمارانی که نیاز به عمل مجدد دارند، نتایج زیبایی و عملکردی بسیار مطلوبی قابل انتظار است.
فرامرز کریمیان، حمید قادری، علی امینیان، سید مسعود حقیقی کیان، سیده عادله میر جعفری،
دوره 71، شماره 11 - ( 11-1392 )
چکیده
زمینه: سانحه منجر به قطع اندام فوقانی، بالاتر از مقطع آرنج از جمله سوانح نادری هستند که یک جراح در طول دوران حرفهای خود ممکن است با موارد انگشتشماری از آن مواجه شود. حتی با وجود تکنیکهای پیشرفته جراحی میکروواسکولار، پیشآگهی بقای پیوند اندام فوقانی که از مقطع بازو بهطور کامل قطع شده باشد بهنسبت ضعیف است.
معرفی بیماران: چهار بیمار در بیمارستان امامخمینی (ره) تهران بین سالهای 1378 تا 1392 تحت درمان قرار گرفتند. دو بیمار دچار قطع کامل اندام و دو بیمار دیگر دچار قطع کامل شریان و ورید بههمراه آسیب اعصاب و تخریب وسیع نسج نرم بودند. حیات اندام در تمام بیماران حفظ شد و هیچگونه ایسکمی یا گانگرن رخ نداد. ولی کارایی نهایی اندام در بیمارانی که دچار آسیب رشتههای اعصاب محیطی شده بودند بهدلیل عدم ترمیم فوری عصب درخشان نبود.
نتیجهگیری: در معاینات تاخیری پساز ترخیص، میزان کارایی اندام بهوضعیت عصبدهی و شدت آسیب وارده به هر کدام از عضلات مربوط میشد. هیچکدام از بیماران از هر وضعیتی که داشتند ناراضی نبودند. ترمیم با تاخیر اعصاب صدمه دیده از کارایی میکاهد. یک اندام فوقانی از جنس بدن فرد همیشه نسبت به پروتز ارجحیت دارد حتی اگر کارایی کمی داشته باشد.
لیلا ساداتی، احسان گلچینی، عبدالرضا پازوکی، فاطمه جسمی، محدثه پیشگاه رودسری،
دوره 72، شماره 4 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی لاپاراسکوپی به دلیل مزیتهای فراوان جایگزین روش سنتی شده است. این پژوهش به منظور بررسی تاثیر آموزش به بیماران کاندید جراحی کولهسیستکتومی با روش لاپاراسکوپی در مرحلهی پیش از عمل بر مدت زمان بازگشت از بیهوشی در اتاق بهبودی انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در دو بیمارستان شهر کرج طی سالهای 1390-1389 انجام شد. نمونههای پژوهش 100 بیمار زن کاندید جراحی کولهسیستکتومی که به شکل تصادفی به دو گروه مساوی 50 نفره تقسیم شدند. به گروه مداخله در مورد شرایط اتاق عمل، تجهیزات، روش بیهوشی، پروسیجر جراحی و نقش بیمار در امر مراقبت از خود در مرحلهی بازگشت از بیهوشی آموزش داده شد. گروه کنترل، بهطور روتین پذیرش شده و به اتاق عمل فرستاده شدند. مدت زمان بازگشت از بیهوشی با استفاده از تکمیل چک لیست آلدرت و کسب نمرهی 9 در این مقیاس و بروز تهوع بیماران پس از ریکاوری اندازهگیری شد.
یافتهها: در ارزیابی وضعیت بیماران در واحد ریکاوری، میانگین مدت زمان رسیدن به نمره 9 از معیار آلدرت در گروه کنترل، 44/5±66/29 در حالیکه میانگین این مدت زمان در گروه مداخله 87/3±04/18 دقیقه بود (000/0P=). 10 بیمار (20%) از گروه کنترل، بعد از ریکاوری تهوع را تجربه کردند در حالی این تعداد در گروه مداخله تنها سه بیمار (6%) بود (992/0-066/0: 95%CI) 255/0OR=، 037/0P=).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه، موید اثر مثبت آموزش قبل از عمل بر مدت زمان بازگشت از بیهوشی در بیماران بود. از اینروی توصیه میشود تمامی بیماران تحت لاپاراسکوپی قبل از عمل تحت آموزش و اطلاع رسانی قرار گیرند.
نسیم دانا، شیوا صفوی، نفیسه نیلی، بدرالدین ابراهیم سید طباطبایی، شقایق حق جوی جوانمرد،
دوره 72، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: شکست پیوند در حال حاضر یک مشکل عمده در جراحی بایپس عروق کرونر است. تجزیه کلاژن و الاستین، فراوانترین پروتئینهای ماتریکس خارج سلولی دیواره عروق توسط ماتریکس متالوپروتئینازها (MMPs) منجر به بازآرایی ماتریکس خارج سلولی و در نتیجه تغییر ساختار دیواره عروق میشود. هدف این مطالعه مقایسه خصوصیات بافتشناسی و بیوشیمیایی سرخرگ و سیاهرگ مربوط به شکست پیوند بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی در بیمارستانهای قلب اصفهان طی تیر 1389 تا آذر 1390، بقایای عروق از عمل بایپس 80 بیمار جمعآوری شد و پس از یکنواختسازی دادهها و حذف عوامل مخدوشکننده، نمونههای 11 بیمار مرد غیردیابتی بررسی شد. رگهای کاندید از نظر بافتشناسی، نسبت الاستین به کلاژن و میزان MMPs با سرخرگ آئورت مقایسه شدند. میزان MMP2,9، با استفاده از روش ژلاتین زایموگرافی تعیین و محتوای الاستین و کلاژن نمونهها با روش آنزیماتیک اندازهگیری شد.
یافتهها: میزان MMP-2 و MMP-9 فعال و غیرفعال در سرخرگ لیما (Left Internal Mammary Artery, LIMA) مشابه آئورت بود ولی میزان آنها در سرخرگ رادیال و ورید صافن به طور معناداری بیشتر از آئورت بود. نسبت الاستین به کلاژن در سرخرگ لیما (15/1±92/1) شبیه آئورت (66/1±4/3) بود ولی این نسبت در ورید صافن (47/0±07/1) و شریان رادیال (39/0±14/1) بهطور معناداری (02/0P=) از میزان آن در آئورت کمتر بود. پلاک آترواسکلروز در رادیال اکثر بیماران وجود داشت ولی در لیما فقط در یک مورد مشاهده شد.
نتیجهگیری: وجود پلاک آترواسکلروزیس در رادیال و ضخیم بودن لایه اینتیما در ورید صافن در اکثر بیماران و همچنین پایین بودن نسبت الاستین به کلاژن و بالا بودن میزان آنزیمهای ماتریکس متالوپروتئیناز در رادیال و ورید صافن میتواند منجر به شکست پیوند شود. نتایج این پژوهش استفاده از سرخرگ لیما را بهعنوان مناسبترین رگ کاندید برای عمل بایپس را تأیید میکند.
پروین اکبری اسبق، محمدرضا زرکش، فیروزه نیلی، فاطمه سادات نیری، اعظم توفیقی نعیم،
دوره 73، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: مجرای شریانی در اکثر نوزادان ترم در روز اول زندگی بهصورت عملکردی بسته میشود و مجرای شریانی باز (Patent Ductus Arteriosus, PDA) بهصورت دایمی غیرطبیعی است. در 60-30% نوزادان با وزن بسیار کم این مجرا باز میماند. این مطالعه با هدف بررسی میزان اثربخشی تجویز پیشگیرانه استامینوفن در بستن مجرای شریانی نوزادان نارس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 32 نوزادان نارس با سن بارداری ≥ 32 هفته و وزن تولد ≥ gr 1500، بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان ولیعصر (عج) مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) شهر تهران از فروردین ماه تا اسفند ماه سال 1391 انجام گرفت. نوزادان بهطور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. در گروه اول در 24 ساعت اول تولد قطره استامینوفن شروع و بهمدت 48 ساعت تجویزشد، 36-24 ساعت پس از آخرین دوز، و گروه دوم بدون مداخله در 5-4 روزگی اکوکاردیوگرافی شدند.
یافتهها: شانزده نفر در گروه دریافتکننده استامینوفن و 16 نفر در گروه شاهد بودند. 20 بیمار پسر و 12 بیمار دختر بودند. از نظر مشخصات جمعیتی هر دو گروه همگن بودند. در گروه مورد در 12 نفر مجرای شریانی بسته و در چهار نفر باز بود، در گروه شاهد در هشت نفر مجرای شریانی بسته و در هشت نفر باز بود (273/0=P). اثر استامینوفن بر باز یا بسته بودن مجرای شریانی بررسی گردید (30/0=P).
نتیجهگیری: بین دو گروه دریافتکننده استامینوفن و گروه شاهد موارد مجرای شریانی بسته معنادار نبود. هر چند اختلاف عددی مهم به نظر میرسد اما با توجه به حجم کم نمونه، نتوانستیم نشان دهیم که این اختلاف معنادار است. شاید در مطالعات گستردهتر بتوان اثربخشی استامینوفن را نشان داد.
محسن شیخحسن، محسن نیکبخت، مهدیه غیاثی،
دوره 74، شماره 11 - ( 11-1395 )
چکیده
تخریب دیسک بین مهرهای بیشتر با درد کمر و گردن همراه است که بهعنوان یک نوع معلولیت از آن یاد میشود. با وجود اینکه نتایج شناخته شدهای از فرآیند آبشاری تخریب دیسک بین مهرهای موجود است، اما درمان این بیماری هنوز به عملهای جراحی و روشهای پیشگیرانهای محدود شده است که قابلیت معکوسزایی بیماری و یا حفظ و بازگرداندن بافت دیسک بین مهرهای را ندارند. در طول دهه گذشته، طب ترمیمی با استفاده از تزریق سلولهای دیسک بین مهرهای، کندروسیتها یا سلولهای بنیادی، پژوهشهای گستردهای را بر روی مدلهای حیوانی مختلف مبتلا به دیسک بین مهرهای انجام داده است که این پژوهشها، تا مطالعات پیشبالینی بر روی درمان بیماریهای مختلف ستون فقرات پیشرفت کرده است. با وجود اینکه نتایج اولیه، تاثیرات مثبت روش تزریق سلولی را در زمینه بازسازی دیسک بین مهرهای نشان داده است، اما پژوهشهای پایهای دقیقی که بر روی سلولهای دیسک بین مهرهای و اکوزیست آنها صورت پذیرفته است حاکی از آن میباشد که سلولهای پیوند شده قادر به حیات نبوده و توانایی سازگاری با اکوزیست بدون شریان دیسک بین مهرهای را ندارند. جهت افزایش احتمال موفقیت در این روش درمانی، میبایستی موارد استفاده از این روشها و بیمارانی که از این روشها بیشترین بهره را کسب مینمایند بهخوبی تعریف شوند. فایق آمدن بر این مشکلات تنها با تمرکز بر روی پژوهشهای آزمایشگاهی و بالینی میسر خواهد بود.تخریب دیسک بین مهرهای بیشتر با درد کمر و گردن همراه است که بهعنوان یک نوع معلولیت از آن یاد میشود. با وجود اینکه نتایج شناخته شدهای از فرآیند آبشاری تخریب دیسک بین مهرهای موجود است، اما درمان این بیماری هنوز به عملهای جراحی و روشهای پیشگیرانهای محدود شده است که قابلیت معکوسزایی بیماری و یا حفظ و بازگرداندن بافت دیسک بین مهرهای را ندارند. در طول دهه گذشته، طب ترمیمی با استفاده از تزریق سلولهای دیسک بین مهرهای، کندروسیتها یا سلولهای بنیادی، پژوهشهای گستردهای را بر روی مدلهای حیوانی مختلف مبتلا به دیسک بین مهرهای انجام داده است که این پژوهشها، تا مطالعات پیشبالینی بر روی درمان بیماریهای مختلف ستون فقرات پیشرفت کرده است. با وجود اینکه نتایج اولیه، تاثیرات مثبت روش تزریق سلولی را در زمینه بازسازی دیسک بین مهرهای نشان داده است، اما پژوهشهای پایهای دقیقی که بر روی سلولهای دیسک بین مهرهای و اکوزیست آنها صورت پذیرفته است حاکی از آن میباشد که سلولهای پیوند شده قادر به حیات نبوده و توانایی سازگاری با اکوزیست بدون شریان دیسک بین مهرهای را ندارند. جهت افزایش احتمال موفقیت در این روش درمانی، میبایستی موارد استفاده از این روشها و بیمارانی که از این روشها بیشترین بهره را کسب مینمایند بهخوبی تعریف شوند. فایق آمدن بر این مشکلات تنها با تمرکز بر روی پژوهشهای آزمایشگاهی و بالینی میسر خواهد بود.
محمدرضا افلاطونیان، مهرداد خاتمی، ایرج شریفی، شهرام پورسیدی، منصور خاتمی، هاجر یعقوبی، مهین نادری فر،
دوره 75، شماره 8 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: نانوذرات بهعنوان نسل جدیدی از مواد ضد میکروبی هستند. نانوذرات اکسید روی بهعلت طیف کاربردهایشان در علوم پزشکی جذابیت زیادی ایجاد کردهاند. هدف از این مطالعه، بررسی و مقایسه اثر ضد میکروبی نانوذرات اکسید روی سنتز شده بهروش سبز روی دو سویه باکتریایی گرم منفی و گرم مثبت بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از فروردین تا شهریور سال ۱۳۹۶ در دانشگاههای علوم پزشکی کرمان و بم انجام شد. سنتز نانوذرات اکسید روی با استفاده از بذر زیره همانگونه که پیشتر شرح داده شده بود، انجام شد. مشخصات فیزیکوشیمیایی نانوذرات سنتز شده با استفاده از طیف سنجی مرئی- فرابنفش، پراش پرتو ایکس و میکروسکوپ الکترونی مطالعه شد. حداقل غلظت بازدارندگی از رشد و حداقل غلظت باکتری کشی نانوذرات بر روی سویههای سودوموناس آئروژنز و انتروکوکوس فکالیس با استفاده از روش میکرودیلوشن براث تعیین شد.
یافتهها: طیف سنجی مرئی- فرابنفش، پیک جذبی در محدوده nm ۳۷۰ را نشان داد. تصاویر میکروسکوپ الکترونی عبوری سنتز نانوذراتی اکسید روی بیشتر کروی با اندازه کمتر از nm ۵۰ را نشان داد. کمترین غلظت بازدارندگی از رشد نانوذرات اکسید روی علیه سویههای سودوموناس آئروژنز و انتروکوکوس فکالیس بهترتیب ۶/۲۵ و µg/ml ۱۲/۵ تعیین شد.
نتیجهگیری: نانوذرات اکسید روی با استفاده از منابع طبیعی ایران تولید و نتایج ما نشاندهنده اثر ضد باکتریایی چشمگیر بود. میتوان خمیر دندان حاوی نانوذرات روی را تولید و برای بیمارانی که دچار نقص در سیستم ایمنی هستند، تجویز کرد تا از رشد عوامل بیماریزای میکروبی فرصت طلب در دهان و انتقال آن به بدن بیمار جلوگیری کرد.
فریبا یدالهی، مسعود مهرپور،
دوره 77، شماره 7 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با اجرای تمرینهای هدفمند توانبخشی عصبی میتوان مهارت خاصی را در یک فرد سالم ایجاد کرد و نیز به بازتوانی در اندامها دست یافت. پشتوانه این فرضیه، نوروپلاستیسیتی در مغز است. در صورت بروز اختلال در سامانه مرکزی اعصاب، قشر حرکتی و یا سنسوری مغز، یادگیری حرکت دستخوش تغییر و در بیشتر موارد دچار اختلال میگردد. با پژوهش در رهیافت کنترلی مغز در مورد نحوه استخدام المانهای حرکتی در محیط بیرونی، مدلسازی بازتوانی عصبی امکانپذیر میگردد. هدف از مطالعه کنونی، مروری بر مطالعاتی است که به بررسی نقش نوروپلاستیسیتی مغزی و عوامل مرتبط با آن در بازتوانی عصبی-حرکتی پرداختهاند.
روش بررسی: برای تدوین مقاله کنونی به منابع مربوط از ژانویه ۲۰۰۵ تا ژانویه ۲۰۱۷ استناد گردیده است. بهاینمنظور با استفاده از پایگاههای اطلاعاتی Google Scholar، ProQuest، PubMed، Web of Science و نیز با ترکیب کردن واژهها، جستجو صورت پذیرفته و در مرحله اول ۴۱ مقاله مرتبط با موضوع انتخاب گردید. سپس از بین این مقالات و بر مبنای یک روش گزینشی هدفمند، مقالاتی که محتوای آنها با موضوع مطالعه مرتبط بودند، برگزیده شدند.
یافتهها: بررسی مطالعات نشان داد، تقویت نوروپلاستیستی مغز فرآیند یادگیری فعالیتهای حرکتی و بهبودی را تسهیل میبخشد و برای بازتوانی افراد دچار سکته مغزی میتوان بر روی سینرژیهای عضلاتی که الگوی فعالیت آنها پس از سکته دچار تغییر شده است تمرکز کرد.
نتیجهگیری: به حداکثر رساندن میزان نوروپلاستیسیته مغزی برای ارایه بیشترین پتانسیل جهت رسیدن به موفقیت بیشتر در درمانهای توانبخشی بهدنبال اختلالات عصبی است.
سمیرا مهرعلیزاده، مجید میرمحمدخانی، آیلین کلانترزاده،
دوره 77، شماره 8 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مجرای شریانی باز یک یافتهی شایع در نوزادان نارس است که میتواند باعث ایجاد عوارض خطیری مانند خونریزی داخل مغزی، انتروکولیت نکروزان و دیسپلازی ریوی شود. هدف از انجام این مطالعه، مقایسهی اثربخشی ایبوپروفن خوراکی و استامینوفن داخل وریدی در بستهشدن مجرای سرخرگی بازماندهی نوزادان نارس بود.
روش بررسی: در این مطالعهی تحلیلی- مقطعی که در بیمارستان امیرالمومنین (ع) سمنان از اردیبهشت ۱۳۹۱ تا دی ۱۳۹۵ انجام شد، تمامی نوزادان نارس مبتلا به مجرای سرخرگی بازمانده که تحت درمان با یکی از دو داروی استامینوفن تزریقی و ایبوپروفن خوراکی قرار گرفته بودند، به روش تمامشماری انتخاب شدند. یافتههای اکوکاردیوگرافی قلب و نیز عوارض ناشی از این دو دارو پیش و پس از انجام درمان در دو گروه مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: ۲۴ نوزاد (۶۲/۵%) با سن حاملگی ۳/۴۳±۳۱/۴۶ هفته مورد بررسی قرارگرفتند. هیچیک از خصوصیات مربوط به اکوکاردیوگرافی در دو گروه درمان در زمانهای پیش و پس از درمان و نیز عوارض ناشی از داروها، تفاوت معناداری با هم نداشت. متوسط تعداد دورههای درمانی در نوزادان تحت درمان با ایبوپروفن خوراکی (۰/۲۵±۱/۰۶)، تفاوت معناداری با نوزادان تحت درمان با استامینوفن وریدی (۰/۴۶±۱/۲۵) نداشت (۰/۱۹۰=P). وضعیت بستهشدن مجرای سرخرگی بازمانده در دو گروه درمان در پایان دورهی اول (۰/۱۱۲=P) و دوم درمانی (۰/۳۸۶=P)، تفاوت معناداری با هم نداشت.
نتیجهگیری: اثربخشی ایبوپروفن خوراکی و استامینوفن داخل وریدی در بسته شدن مجرای سرخرگی بازمانده یکسان بوده و میزان بروز عوارض ناشی از دارو نیز در دو گروه تفاوتی نداشت.
رضا حاجتی، محمدمسعود رحیمی بیدگلی، محمد روحانی، آفاق علوی،
دوره 78، شماره 2 - ( 2-1399 )
چکیده
سندرمهای "تخریب و تحلیل عصبی همراه با تجمع آهن در مغز" یا Neurodegeneration with brain iron accumulation (NBIA) به گروهی از بیماریهای نورولوژیک وراثتی گفته میشود که با تجمع غیرنرمال آهن در بازال گانگلیا همراه هستند. این بیماریها از نظر بالینی و ژنتیکی هتروژن بوده و با علایمی چون اختلالات حرکتی (از جمله دیستونی، پارکینسونیسم)، دیسآرتری، اسپاستیسیتی، ناتوانی ذهنی و مرگ زودرس شناخته میشوند. سن بروز بیماری از کودکی تا بزرگسالی و سرعت پیشرفت بیماری متفاوت است. بهطور معمول روش درمانی برای این دسته از بیماریها وجود ندارد و روشهای موجود، تنها علایم محور بوده و توانایی جلوگیری از پیشرفت بیماری را ندارند. تاکنون بیش از ۱۰ ژن مختلف مرتبط با این بیماری شناسایی شده است. برخی از این ژنها، پروتیینهایی را کد میکنند که در مسیرهای متابولیکی مشترکی نقش دارند. برای مثال از میان این ژنها، دو ژن، کدکننده پروتیینهایی هستند که مستقیم با متابولیسم آهن مرتبط بوده و سایر ژنها، کدکننده پروتیینهایی هستند که در عملکردهای مختلفی از جمله متابولیسم لیپید، فعالیت لیزوزومال و فرآیندهای اتوفاژی نقش داشته و عملکرد برخی نیز همچنان ناشناخته باقیمانده است. انواع زیرگروههای NBIA، براساس ژنی که دچار جهش شده است، طبقهبندی میشوند. با وجود اینکه در طی ۱۰ سال اخیر پیدایش تکنیک توالییابی کل اگزوم، شناسایی ژنهای عامل بیماری را تسریع کرده است، اما بهنظر میرسد که هنوز ژنهای ناشناختهی دیگری نیز برای این دسته از بیماریها وجود دارد و دانش ما در مورد مکانیسم پاتوژنز بیماری NBIA کامل نمیباشد. در حال حاضر بررسی گسترده پیرامون NBIA در ایران صورت نگرفته است، با این حال جدیدترین ژن شناخته شده برای این دسته از بیماریها (GTPBP۲) در یک خانوادهی ایرانی شناسایی شده است.
عنایتاله نوری، مصطفی واحدیان، فرخ سواددار، احمد کچویی، محسن اشراقی، ندا مینایی،
دوره 78، شماره 11 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت عوامل خطر تبدیل کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی به جراحی باز به جراح کمک میکند تا برای عمل برنامهریزی کند. هدف از این مطالعه تعیین ریسکفاکتورهای تبدیل جراحی کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی به جراحی باز بود.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی، اطلاعات پرونده 1104 بیمار که از ابتدای فروردین 1392 تا آخر فروردین 1396 در بیمارستان شهید بهشتی قم تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی قرار گرفته بودند، مورد ارزیابی قرار گرفت. دادههای کلیه بیماران از جمله سن، جنس، سابقه جراحی شکم، جراحی اورژانسی یا انتخابی، سطح ترانس آمینازخون، سطح بیلیروبین خون، تعداد گلبولهای سفید خون، سطح آمیلاز و آلکالنفسفاتاز سرم بیماران ثبت شد. در نهایت تمامی اطلاعات وارد SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و آنالیز شدند. 05/0P< معنادار درنظر گرفته شد.
یافتهها: 1104 بیمار مورد مطالعه قرار گرفتند. 765 بیمار زن (3/69%) و 339 بیمار مرد بودند (7/30%). در 104 مورد نیز تبدیل به جراحیباز صورت گرفته بود. در میان متغیرهای تحت مطالعه، بین جنسیت (26/0P=)، سن (056/0P=)، سیر کولهسیستیت (65/0P=)، سابقه قبلی جراحی شکم (62/0P=)، آلانین نرانس آمیناز و (10/0P=) و آسپارتات ترنس آمیناز (056/0P=) با تبدیل روش جراحی لاپاراسکوپی به جراحی باز ارتباط آماری معنادار دیده نشد. اما سونوگرافی غیرطبیعی (000/0P=)، جراحی اورژانسی (000/0P=)، شمارش گلبولهای سفید خون (008/0P=)، بیلیروبینتوتال و آلکالنفسفاتاز (000/0P=) با تبدیل روش لاپاراسکوپی به جراحی باز ارتباط آماری معناداری داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به عوارض بالا و مرگومیر ناشی از کولهسیستکتومی باز، تشخیص این ریسک فاکتورها به کاهش میزان تبدیل به جراحی باز و پرداختن به این عوامل پیش از عمل کمک میکند.
رضا سلطانی، فخرالدین آقاجان پور، محسن نوروزیان، غلامرضا حسن زاده، حجت الله عباس زاده، فاطمه فدایی فتح آبادی،
دوره 79، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اکستانسور کارپی رادیالیس لانگوس (ECRL) و اکستانسور کارپی رادیالیس برویس (ECRB) دو عضله سطحی کمپارتمان خلفی ساعد میباشند. واریاسیونهای این عضلات بسیار شایع بوده و معمولا حین جراحی تشخیص داده میشوند. گاهی اوقات این واریاسیونها علامتدار بوده و میتوانند در اقدامات بالینی مانند جراحی کمککننده باشند.
معرفی بیمار: طی تشریح روتین جسد مردی حدودا 70 ساله فیکس شده در فرمالین 10% در گروه بیولوژی و علوم تشریح دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران دو مورد واریاسیون تاندون عضلات ECRL و ECRB در ثلث فوقانی ساعد دست چپ مشاهده کردیم. تاندون این عضلات در ثلث فوقانی ساعد به دو شاخه تقسیم شده بودند. شاخه فرعی این عضلات در انتهای تحتانی ساعد با یکدیگر تقاطع کرده و هر کدام به شاخه اصلی تاندون عضله مقابل متصل شده بود.
نتیجه گیری: آگاهی از این واریاسیونها میتواند به رادیولوژیستها و جراحان در تشخیص و درمان کمک شایانی کند.
محمد حسین دهقانی، سیدمحمدرضا نیکتبار، امیررضا سامعی، شمس الدین محمدی،
دوره 79، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مدت بیهوشی میتواند نقش معناداری در بروز عوارض پس از اعمال جراحی داشته باشد. به همین منظور مطالعهی حاضر با بررسی تاثیر تحریک شنوایی با صدای آشنا بر بازگشت از بیهوشی در بیماران تحت عمل جراحی رینوپلاستی صورت گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 80 بیمار کاندید عمل جراحی رینوپلاستی در بیمارستان سوانح و سوختگی یزد طی بازه زمانی شهریور 1397 تا آذر 1398 (در دو گروه40 نفره کنترل و مداخله) انجام شده است .برای بیماران گروه کنترل، پس از ورود به ریکاوری مراقبتهای روتین پرستاری انجام ، و بیماران گروه مداخله علاوه بر مراقبتهای روتین، تحت تاثیر تحریک حس شنوایی با صدای ضبط شده از قبل به مدت 15 دقیقه قرارگرفتند. سپس قبل و بعد از تحریک حس شنوایی پارامترهای همودینامیک و همچنین مدت زمان بازگشت از بیهوشی بیماران ثبت شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد از دقیقه پنجم پس از تحریکات شنوایی، میانگین متوسط فشارخون شریانی(MAP) در گروه مداخله بهطور معناداری بیش ازگروه کنترل بوده است (05/0P<). بهعلاوه مدت زمان بازگشت از بیهوشی در گروه مداخله با میانگین 39/3±05/24 دقیقه بهطور معناداری کمتر از گروه کنترل با میانگین 73/3±70/34 دقیقه بوده است (001/0P<). در نهایت تهوع تنها در 5/7% از بیماران در گروه کنترل مشاهده شد و عارضه بیقراری نیز در 5% از گروه کنترل و 5% از گروه مداخله گزارش شد (05/0P>).
نتیجهگیری: برطبق نتایج، استفاده از تحریکات شنوایی با صدای آشنا بهطور معناداری میتواند مدت بازگشت از بیهوشی را کاهش دهد. بعلاوه در تغییر SBP، DBP و MAP این بیماران به سطح نرمال نقش بهسزایی داشته است.
بنفشه صفایی فرد، مهری قاسمی، خسرو خادمی کلانتری، علیرضا اکبرزاده باغبان، یعقوب شاوهئی،
دوره 79، شماره 4 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسچروگرافی روشی است که در آن با اندازهگیری نوسان مرکز فشار، ثبات وضعیتی افراد ارزیابی میشود. هدف مطالعه حاضر بررسی تکرارپذیری اندازهگیری نوسان مرکز فشار در حالت ایستاده با نوسان داخلی در خانمهای جوان سالم و مبتلا به افزایش انحنای پشتی میباشد.
روش بررسی: 10خانم مبتلا به افزایش انحنای پشتی با 65/2±5/23 سال و 10 خانم سالم با 3/1±9/21 سال از مهر تا بهمن 1397 وارد مطالعه شدند. از افراد خواسته شد بالا بردن سریع اندامهای فوقانی را در حالت ایستاده روی صفحه نیرو انجام دهند. انحرافمعیار آمپلیتود و سرعت نوسان مرکز فشار در محورهای قدامی-خلفی و طرفی و سطح نوسان مرکز فشار برای تحلیل آماری استفاده شدند. اندازهگیریها توسط یک آزمونگر با فاصله یک روز در آزمایشگاه بیومکانیک دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد. تکرارپذیری اندازهگیریها با استفاده از ضریب همبستگی (ICC)، خطای معیار اندازهگیری (SEM) و حداقل تغییر قابل اندازهگیری (MDC) محاسبه گردید.
یافتهها: تکرارپذیری اندازهگیری انحرافمعیار سرعت و آمپلیتود مرکز فشار در دو محور در دو گروه بیش از 75/0 بود. تکرارپذیری اندازهگیری سطح نوسان مرکز فشار در گروه سالم و مبتلا بهترتیب 42/0 و 38/0 بود.
نتیجهگیری: در مطالعات آینده میتوان از متغیرهای انحرافمعیار آمپلیتود و سرعت مرکز فشار بهعنوان متغیرهای پایا برای ارزیابی تعادل ایستا در زنان جوان با و بدون ابتلا به افزایش انحنای پشتی استفاده کرد. هر چند بیثباتی سطح جابجایی مرکز فشار نشان میدهد که استفاده از آن برای تمایز بین افراد و ارزیابی نتایج مداخلات بر ثبات وضعیتی بایستی با احتیاط صورت گیرد.
فخرالدین آقاجانپور، رضا سلطانی، آذر افشار، حجتالله عباسزاده، رضا ماستری فراهانی، محسن نوروزیان،
دوره 79، شماره 4 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عصب مدین یکی از مهمترین شاخههای شبکه بازویی است. با توجه به نقش آن در عصبدهی حرکتی و حسی در ساعد و دست، الگوی خونرسانی آن از اهمیت بالایی برخوردار است. آگاهی از واریاسیونهای شریان تغذیهکننده این عصب سبب کاهش بروز نکروز و ایسکمی عصب طی پروسیجرهای جراحی و تشخیصی میشود.
معرفی بیمار: در طی تشریح روتین جسد مردی در حدود ۶۵ سال فیکس شده در فرمالین، مشاهده کردیم که یک شاخه قطور منشا گرفته از شریان رادیال، با عبور از سطح قدامی عضله فلکسور کارپی رادیالیس عصب مدین را در انتهای دیستال ساعد سمت چپ خونرسانی میکند، درحالیکه هیچ شاخه اصلی دیگری عصب را در ساعد تغذیه نمیکرد.
نتیجهگیری: با توجه به موقعیت سطحی عصب مدین در انتهای دیستال ساعد آسیبهای فیزیکی به عصب و شریان تغذیهکننده آن منجر به نکروز و ایسکمی عصب شده و در نهایت انتقال پیامهای حسی و حرکتی مختل میشود.