48 نتیجه برای باز
نسیم دانا، شیوا صفوی، نفیسه نیلی، بدرالدین ابراهیم سید طباطبایی، شقایق حق جوی جوانمرد،
دوره 72، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: شکست پیوند در حال حاضر یک مشکل عمده در جراحی بایپس عروق کرونر است. تجزیه کلاژن و الاستین، فراوانترین پروتئینهای ماتریکس خارج سلولی دیواره عروق توسط ماتریکس متالوپروتئینازها (MMPs) منجر به بازآرایی ماتریکس خارج سلولی و در نتیجه تغییر ساختار دیواره عروق میشود. هدف این مطالعه مقایسه خصوصیات بافتشناسی و بیوشیمیایی سرخرگ و سیاهرگ مربوط به شکست پیوند بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی در بیمارستانهای قلب اصفهان طی تیر 1389 تا آذر 1390، بقایای عروق از عمل بایپس 80 بیمار جمعآوری شد و پس از یکنواختسازی دادهها و حذف عوامل مخدوشکننده، نمونههای 11 بیمار مرد غیردیابتی بررسی شد. رگهای کاندید از نظر بافتشناسی، نسبت الاستین به کلاژن و میزان MMPs با سرخرگ آئورت مقایسه شدند. میزان MMP2,9، با استفاده از روش ژلاتین زایموگرافی تعیین و محتوای الاستین و کلاژن نمونهها با روش آنزیماتیک اندازهگیری شد.
یافتهها: میزان MMP-2 و MMP-9 فعال و غیرفعال در سرخرگ لیما (Left Internal Mammary Artery, LIMA) مشابه آئورت بود ولی میزان آنها در سرخرگ رادیال و ورید صافن به طور معناداری بیشتر از آئورت بود. نسبت الاستین به کلاژن در سرخرگ لیما (15/1±92/1) شبیه آئورت (66/1±4/3) بود ولی این نسبت در ورید صافن (47/0±07/1) و شریان رادیال (39/0±14/1) بهطور معناداری (02/0P=) از میزان آن در آئورت کمتر بود. پلاک آترواسکلروز در رادیال اکثر بیماران وجود داشت ولی در لیما فقط در یک مورد مشاهده شد.
نتیجهگیری: وجود پلاک آترواسکلروزیس در رادیال و ضخیم بودن لایه اینتیما در ورید صافن در اکثر بیماران و همچنین پایین بودن نسبت الاستین به کلاژن و بالا بودن میزان آنزیمهای ماتریکس متالوپروتئیناز در رادیال و ورید صافن میتواند منجر به شکست پیوند شود. نتایج این پژوهش استفاده از سرخرگ لیما را بهعنوان مناسبترین رگ کاندید برای عمل بایپس را تأیید میکند.
پروین اکبری اسبق، محمدرضا زرکش، فیروزه نیلی، فاطمه سادات نیری، اعظم توفیقی نعیم،
دوره 73، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: مجرای شریانی در اکثر نوزادان ترم در روز اول زندگی بهصورت عملکردی بسته میشود و مجرای شریانی باز (Patent Ductus Arteriosus, PDA) بهصورت دایمی غیرطبیعی است. در 60-30% نوزادان با وزن بسیار کم این مجرا باز میماند. این مطالعه با هدف بررسی میزان اثربخشی تجویز پیشگیرانه استامینوفن در بستن مجرای شریانی نوزادان نارس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 32 نوزادان نارس با سن بارداری ≥ 32 هفته و وزن تولد ≥ gr 1500، بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان ولیعصر (عج) مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) شهر تهران از فروردین ماه تا اسفند ماه سال 1391 انجام گرفت. نوزادان بهطور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. در گروه اول در 24 ساعت اول تولد قطره استامینوفن شروع و بهمدت 48 ساعت تجویزشد، 36-24 ساعت پس از آخرین دوز، و گروه دوم بدون مداخله در 5-4 روزگی اکوکاردیوگرافی شدند.
یافتهها: شانزده نفر در گروه دریافتکننده استامینوفن و 16 نفر در گروه شاهد بودند. 20 بیمار پسر و 12 بیمار دختر بودند. از نظر مشخصات جمعیتی هر دو گروه همگن بودند. در گروه مورد در 12 نفر مجرای شریانی بسته و در چهار نفر باز بود، در گروه شاهد در هشت نفر مجرای شریانی بسته و در هشت نفر باز بود (273/0=P). اثر استامینوفن بر باز یا بسته بودن مجرای شریانی بررسی گردید (30/0=P).
نتیجهگیری: بین دو گروه دریافتکننده استامینوفن و گروه شاهد موارد مجرای شریانی بسته معنادار نبود. هر چند اختلاف عددی مهم به نظر میرسد اما با توجه به حجم کم نمونه، نتوانستیم نشان دهیم که این اختلاف معنادار است. شاید در مطالعات گستردهتر بتوان اثربخشی استامینوفن را نشان داد.
محسن شیخحسن، محسن نیکبخت، مهدیه غیاثی،
دوره 74، شماره 11 - ( 11-1395 )
چکیده
تخریب دیسک بین مهرهای بیشتر با درد کمر و گردن همراه است که بهعنوان یک نوع معلولیت از آن یاد میشود. با وجود اینکه نتایج شناخته شدهای از فرآیند آبشاری تخریب دیسک بین مهرهای موجود است، اما درمان این بیماری هنوز به عملهای جراحی و روشهای پیشگیرانهای محدود شده است که قابلیت معکوسزایی بیماری و یا حفظ و بازگرداندن بافت دیسک بین مهرهای را ندارند. در طول دهه گذشته، طب ترمیمی با استفاده از تزریق سلولهای دیسک بین مهرهای، کندروسیتها یا سلولهای بنیادی، پژوهشهای گستردهای را بر روی مدلهای حیوانی مختلف مبتلا به دیسک بین مهرهای انجام داده است که این پژوهشها، تا مطالعات پیشبالینی بر روی درمان بیماریهای مختلف ستون فقرات پیشرفت کرده است. با وجود اینکه نتایج اولیه، تاثیرات مثبت روش تزریق سلولی را در زمینه بازسازی دیسک بین مهرهای نشان داده است، اما پژوهشهای پایهای دقیقی که بر روی سلولهای دیسک بین مهرهای و اکوزیست آنها صورت پذیرفته است حاکی از آن میباشد که سلولهای پیوند شده قادر به حیات نبوده و توانایی سازگاری با اکوزیست بدون شریان دیسک بین مهرهای را ندارند. جهت افزایش احتمال موفقیت در این روش درمانی، میبایستی موارد استفاده از این روشها و بیمارانی که از این روشها بیشترین بهره را کسب مینمایند بهخوبی تعریف شوند. فایق آمدن بر این مشکلات تنها با تمرکز بر روی پژوهشهای آزمایشگاهی و بالینی میسر خواهد بود.تخریب دیسک بین مهرهای بیشتر با درد کمر و گردن همراه است که بهعنوان یک نوع معلولیت از آن یاد میشود. با وجود اینکه نتایج شناخته شدهای از فرآیند آبشاری تخریب دیسک بین مهرهای موجود است، اما درمان این بیماری هنوز به عملهای جراحی و روشهای پیشگیرانهای محدود شده است که قابلیت معکوسزایی بیماری و یا حفظ و بازگرداندن بافت دیسک بین مهرهای را ندارند. در طول دهه گذشته، طب ترمیمی با استفاده از تزریق سلولهای دیسک بین مهرهای، کندروسیتها یا سلولهای بنیادی، پژوهشهای گستردهای را بر روی مدلهای حیوانی مختلف مبتلا به دیسک بین مهرهای انجام داده است که این پژوهشها، تا مطالعات پیشبالینی بر روی درمان بیماریهای مختلف ستون فقرات پیشرفت کرده است. با وجود اینکه نتایج اولیه، تاثیرات مثبت روش تزریق سلولی را در زمینه بازسازی دیسک بین مهرهای نشان داده است، اما پژوهشهای پایهای دقیقی که بر روی سلولهای دیسک بین مهرهای و اکوزیست آنها صورت پذیرفته است حاکی از آن میباشد که سلولهای پیوند شده قادر به حیات نبوده و توانایی سازگاری با اکوزیست بدون شریان دیسک بین مهرهای را ندارند. جهت افزایش احتمال موفقیت در این روش درمانی، میبایستی موارد استفاده از این روشها و بیمارانی که از این روشها بیشترین بهره را کسب مینمایند بهخوبی تعریف شوند. فایق آمدن بر این مشکلات تنها با تمرکز بر روی پژوهشهای آزمایشگاهی و بالینی میسر خواهد بود.
محمدرضا افلاطونیان، مهرداد خاتمی، ایرج شریفی، شهرام پورسیدی، منصور خاتمی، هاجر یعقوبی، مهین نادری فر،
دوره 75، شماره 8 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: نانوذرات بهعنوان نسل جدیدی از مواد ضد میکروبی هستند. نانوذرات اکسید روی بهعلت طیف کاربردهایشان در علوم پزشکی جذابیت زیادی ایجاد کردهاند. هدف از این مطالعه، بررسی و مقایسه اثر ضد میکروبی نانوذرات اکسید روی سنتز شده بهروش سبز روی دو سویه باکتریایی گرم منفی و گرم مثبت بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از فروردین تا شهریور سال ۱۳۹۶ در دانشگاههای علوم پزشکی کرمان و بم انجام شد. سنتز نانوذرات اکسید روی با استفاده از بذر زیره همانگونه که پیشتر شرح داده شده بود، انجام شد. مشخصات فیزیکوشیمیایی نانوذرات سنتز شده با استفاده از طیف سنجی مرئی- فرابنفش، پراش پرتو ایکس و میکروسکوپ الکترونی مطالعه شد. حداقل غلظت بازدارندگی از رشد و حداقل غلظت باکتری کشی نانوذرات بر روی سویههای سودوموناس آئروژنز و انتروکوکوس فکالیس با استفاده از روش میکرودیلوشن براث تعیین شد.
یافتهها: طیف سنجی مرئی- فرابنفش، پیک جذبی در محدوده nm ۳۷۰ را نشان داد. تصاویر میکروسکوپ الکترونی عبوری سنتز نانوذراتی اکسید روی بیشتر کروی با اندازه کمتر از nm ۵۰ را نشان داد. کمترین غلظت بازدارندگی از رشد نانوذرات اکسید روی علیه سویههای سودوموناس آئروژنز و انتروکوکوس فکالیس بهترتیب ۶/۲۵ و µg/ml ۱۲/۵ تعیین شد.
نتیجهگیری: نانوذرات اکسید روی با استفاده از منابع طبیعی ایران تولید و نتایج ما نشاندهنده اثر ضد باکتریایی چشمگیر بود. میتوان خمیر دندان حاوی نانوذرات روی را تولید و برای بیمارانی که دچار نقص در سیستم ایمنی هستند، تجویز کرد تا از رشد عوامل بیماریزای میکروبی فرصت طلب در دهان و انتقال آن به بدن بیمار جلوگیری کرد.
فریبا یدالهی، مسعود مهرپور،
دوره 77، شماره 7 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با اجرای تمرینهای هدفمند توانبخشی عصبی میتوان مهارت خاصی را در یک فرد سالم ایجاد کرد و نیز به بازتوانی در اندامها دست یافت. پشتوانه این فرضیه، نوروپلاستیسیتی در مغز است. در صورت بروز اختلال در سامانه مرکزی اعصاب، قشر حرکتی و یا سنسوری مغز، یادگیری حرکت دستخوش تغییر و در بیشتر موارد دچار اختلال میگردد. با پژوهش در رهیافت کنترلی مغز در مورد نحوه استخدام المانهای حرکتی در محیط بیرونی، مدلسازی بازتوانی عصبی امکانپذیر میگردد. هدف از مطالعه کنونی، مروری بر مطالعاتی است که به بررسی نقش نوروپلاستیسیتی مغزی و عوامل مرتبط با آن در بازتوانی عصبی-حرکتی پرداختهاند.
روش بررسی: برای تدوین مقاله کنونی به منابع مربوط از ژانویه ۲۰۰۵ تا ژانویه ۲۰۱۷ استناد گردیده است. بهاینمنظور با استفاده از پایگاههای اطلاعاتی Google Scholar، ProQuest، PubMed، Web of Science و نیز با ترکیب کردن واژهها، جستجو صورت پذیرفته و در مرحله اول ۴۱ مقاله مرتبط با موضوع انتخاب گردید. سپس از بین این مقالات و بر مبنای یک روش گزینشی هدفمند، مقالاتی که محتوای آنها با موضوع مطالعه مرتبط بودند، برگزیده شدند.
یافتهها: بررسی مطالعات نشان داد، تقویت نوروپلاستیستی مغز فرآیند یادگیری فعالیتهای حرکتی و بهبودی را تسهیل میبخشد و برای بازتوانی افراد دچار سکته مغزی میتوان بر روی سینرژیهای عضلاتی که الگوی فعالیت آنها پس از سکته دچار تغییر شده است تمرکز کرد.
نتیجهگیری: به حداکثر رساندن میزان نوروپلاستیسیته مغزی برای ارایه بیشترین پتانسیل جهت رسیدن به موفقیت بیشتر در درمانهای توانبخشی بهدنبال اختلالات عصبی است.
سمیرا مهرعلیزاده، مجید میرمحمدخانی، آیلین کلانترزاده،
دوره 77، شماره 8 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مجرای شریانی باز یک یافتهی شایع در نوزادان نارس است که میتواند باعث ایجاد عوارض خطیری مانند خونریزی داخل مغزی، انتروکولیت نکروزان و دیسپلازی ریوی شود. هدف از انجام این مطالعه، مقایسهی اثربخشی ایبوپروفن خوراکی و استامینوفن داخل وریدی در بستهشدن مجرای سرخرگی بازماندهی نوزادان نارس بود.
روش بررسی: در این مطالعهی تحلیلی- مقطعی که در بیمارستان امیرالمومنین (ع) سمنان از اردیبهشت ۱۳۹۱ تا دی ۱۳۹۵ انجام شد، تمامی نوزادان نارس مبتلا به مجرای سرخرگی بازمانده که تحت درمان با یکی از دو داروی استامینوفن تزریقی و ایبوپروفن خوراکی قرار گرفته بودند، به روش تمامشماری انتخاب شدند. یافتههای اکوکاردیوگرافی قلب و نیز عوارض ناشی از این دو دارو پیش و پس از انجام درمان در دو گروه مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: ۲۴ نوزاد (۶۲/۵%) با سن حاملگی ۳/۴۳±۳۱/۴۶ هفته مورد بررسی قرارگرفتند. هیچیک از خصوصیات مربوط به اکوکاردیوگرافی در دو گروه درمان در زمانهای پیش و پس از درمان و نیز عوارض ناشی از داروها، تفاوت معناداری با هم نداشت. متوسط تعداد دورههای درمانی در نوزادان تحت درمان با ایبوپروفن خوراکی (۰/۲۵±۱/۰۶)، تفاوت معناداری با نوزادان تحت درمان با استامینوفن وریدی (۰/۴۶±۱/۲۵) نداشت (۰/۱۹۰=P). وضعیت بستهشدن مجرای سرخرگی بازمانده در دو گروه درمان در پایان دورهی اول (۰/۱۱۲=P) و دوم درمانی (۰/۳۸۶=P)، تفاوت معناداری با هم نداشت.
نتیجهگیری: اثربخشی ایبوپروفن خوراکی و استامینوفن داخل وریدی در بسته شدن مجرای سرخرگی بازمانده یکسان بوده و میزان بروز عوارض ناشی از دارو نیز در دو گروه تفاوتی نداشت.
رضا حاجتی، محمدمسعود رحیمی بیدگلی، محمد روحانی، آفاق علوی،
دوره 78، شماره 2 - ( 2-1399 )
چکیده
سندرمهای "تخریب و تحلیل عصبی همراه با تجمع آهن در مغز" یا Neurodegeneration with brain iron accumulation (NBIA) به گروهی از بیماریهای نورولوژیک وراثتی گفته میشود که با تجمع غیرنرمال آهن در بازال گانگلیا همراه هستند. این بیماریها از نظر بالینی و ژنتیکی هتروژن بوده و با علایمی چون اختلالات حرکتی (از جمله دیستونی، پارکینسونیسم)، دیسآرتری، اسپاستیسیتی، ناتوانی ذهنی و مرگ زودرس شناخته میشوند. سن بروز بیماری از کودکی تا بزرگسالی و سرعت پیشرفت بیماری متفاوت است. بهطور معمول روش درمانی برای این دسته از بیماریها وجود ندارد و روشهای موجود، تنها علایم محور بوده و توانایی جلوگیری از پیشرفت بیماری را ندارند. تاکنون بیش از ۱۰ ژن مختلف مرتبط با این بیماری شناسایی شده است. برخی از این ژنها، پروتیینهایی را کد میکنند که در مسیرهای متابولیکی مشترکی نقش دارند. برای مثال از میان این ژنها، دو ژن، کدکننده پروتیینهایی هستند که مستقیم با متابولیسم آهن مرتبط بوده و سایر ژنها، کدکننده پروتیینهایی هستند که در عملکردهای مختلفی از جمله متابولیسم لیپید، فعالیت لیزوزومال و فرآیندهای اتوفاژی نقش داشته و عملکرد برخی نیز همچنان ناشناخته باقیمانده است. انواع زیرگروههای NBIA، براساس ژنی که دچار جهش شده است، طبقهبندی میشوند. با وجود اینکه در طی ۱۰ سال اخیر پیدایش تکنیک توالییابی کل اگزوم، شناسایی ژنهای عامل بیماری را تسریع کرده است، اما بهنظر میرسد که هنوز ژنهای ناشناختهی دیگری نیز برای این دسته از بیماریها وجود دارد و دانش ما در مورد مکانیسم پاتوژنز بیماری NBIA کامل نمیباشد. در حال حاضر بررسی گسترده پیرامون NBIA در ایران صورت نگرفته است، با این حال جدیدترین ژن شناخته شده برای این دسته از بیماریها (GTPBP۲) در یک خانوادهی ایرانی شناسایی شده است.
عنایتاله نوری، مصطفی واحدیان، فرخ سواددار، احمد کچویی، محسن اشراقی، ندا مینایی،
دوره 78، شماره 11 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت عوامل خطر تبدیل کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی به جراحی باز به جراح کمک میکند تا برای عمل برنامهریزی کند. هدف از این مطالعه تعیین ریسکفاکتورهای تبدیل جراحی کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی به جراحی باز بود.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی، اطلاعات پرونده 1104 بیمار که از ابتدای فروردین 1392 تا آخر فروردین 1396 در بیمارستان شهید بهشتی قم تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی قرار گرفته بودند، مورد ارزیابی قرار گرفت. دادههای کلیه بیماران از جمله سن، جنس، سابقه جراحی شکم، جراحی اورژانسی یا انتخابی، سطح ترانس آمینازخون، سطح بیلیروبین خون، تعداد گلبولهای سفید خون، سطح آمیلاز و آلکالنفسفاتاز سرم بیماران ثبت شد. در نهایت تمامی اطلاعات وارد SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و آنالیز شدند. 05/0P< معنادار درنظر گرفته شد.
یافتهها: 1104 بیمار مورد مطالعه قرار گرفتند. 765 بیمار زن (3/69%) و 339 بیمار مرد بودند (7/30%). در 104 مورد نیز تبدیل به جراحیباز صورت گرفته بود. در میان متغیرهای تحت مطالعه، بین جنسیت (26/0P=)، سن (056/0P=)، سیر کولهسیستیت (65/0P=)، سابقه قبلی جراحی شکم (62/0P=)، آلانین نرانس آمیناز و (10/0P=) و آسپارتات ترنس آمیناز (056/0P=) با تبدیل روش جراحی لاپاراسکوپی به جراحی باز ارتباط آماری معنادار دیده نشد. اما سونوگرافی غیرطبیعی (000/0P=)، جراحی اورژانسی (000/0P=)، شمارش گلبولهای سفید خون (008/0P=)، بیلیروبینتوتال و آلکالنفسفاتاز (000/0P=) با تبدیل روش لاپاراسکوپی به جراحی باز ارتباط آماری معناداری داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به عوارض بالا و مرگومیر ناشی از کولهسیستکتومی باز، تشخیص این ریسک فاکتورها به کاهش میزان تبدیل به جراحی باز و پرداختن به این عوامل پیش از عمل کمک میکند.
رضا سلطانی، فخرالدین آقاجان پور، محسن نوروزیان، غلامرضا حسن زاده، حجت الله عباس زاده، فاطمه فدایی فتح آبادی،
دوره 79، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اکستانسور کارپی رادیالیس لانگوس (ECRL) و اکستانسور کارپی رادیالیس برویس (ECRB) دو عضله سطحی کمپارتمان خلفی ساعد میباشند. واریاسیونهای این عضلات بسیار شایع بوده و معمولا حین جراحی تشخیص داده میشوند. گاهی اوقات این واریاسیونها علامتدار بوده و میتوانند در اقدامات بالینی مانند جراحی کمککننده باشند.
معرفی بیمار: طی تشریح روتین جسد مردی حدودا 70 ساله فیکس شده در فرمالین 10% در گروه بیولوژی و علوم تشریح دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران دو مورد واریاسیون تاندون عضلات ECRL و ECRB در ثلث فوقانی ساعد دست چپ مشاهده کردیم. تاندون این عضلات در ثلث فوقانی ساعد به دو شاخه تقسیم شده بودند. شاخه فرعی این عضلات در انتهای تحتانی ساعد با یکدیگر تقاطع کرده و هر کدام به شاخه اصلی تاندون عضله مقابل متصل شده بود.
نتیجه گیری: آگاهی از این واریاسیونها میتواند به رادیولوژیستها و جراحان در تشخیص و درمان کمک شایانی کند.
محمد حسین دهقانی، سیدمحمدرضا نیکتبار، امیررضا سامعی، شمس الدین محمدی،
دوره 79، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مدت بیهوشی میتواند نقش معناداری در بروز عوارض پس از اعمال جراحی داشته باشد. به همین منظور مطالعهی حاضر با بررسی تاثیر تحریک شنوایی با صدای آشنا بر بازگشت از بیهوشی در بیماران تحت عمل جراحی رینوپلاستی صورت گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 80 بیمار کاندید عمل جراحی رینوپلاستی در بیمارستان سوانح و سوختگی یزد طی بازه زمانی شهریور 1397 تا آذر 1398 (در دو گروه40 نفره کنترل و مداخله) انجام شده است .برای بیماران گروه کنترل، پس از ورود به ریکاوری مراقبتهای روتین پرستاری انجام ، و بیماران گروه مداخله علاوه بر مراقبتهای روتین، تحت تاثیر تحریک حس شنوایی با صدای ضبط شده از قبل به مدت 15 دقیقه قرارگرفتند. سپس قبل و بعد از تحریک حس شنوایی پارامترهای همودینامیک و همچنین مدت زمان بازگشت از بیهوشی بیماران ثبت شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد از دقیقه پنجم پس از تحریکات شنوایی، میانگین متوسط فشارخون شریانی(MAP) در گروه مداخله بهطور معناداری بیش ازگروه کنترل بوده است (05/0P<). بهعلاوه مدت زمان بازگشت از بیهوشی در گروه مداخله با میانگین 39/3±05/24 دقیقه بهطور معناداری کمتر از گروه کنترل با میانگین 73/3±70/34 دقیقه بوده است (001/0P<). در نهایت تهوع تنها در 5/7% از بیماران در گروه کنترل مشاهده شد و عارضه بیقراری نیز در 5% از گروه کنترل و 5% از گروه مداخله گزارش شد (05/0P>).
نتیجهگیری: برطبق نتایج، استفاده از تحریکات شنوایی با صدای آشنا بهطور معناداری میتواند مدت بازگشت از بیهوشی را کاهش دهد. بعلاوه در تغییر SBP، DBP و MAP این بیماران به سطح نرمال نقش بهسزایی داشته است.
بنفشه صفایی فرد، مهری قاسمی، خسرو خادمی کلانتری، علیرضا اکبرزاده باغبان، یعقوب شاوهئی،
دوره 79، شماره 4 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسچروگرافی روشی است که در آن با اندازهگیری نوسان مرکز فشار، ثبات وضعیتی افراد ارزیابی میشود. هدف مطالعه حاضر بررسی تکرارپذیری اندازهگیری نوسان مرکز فشار در حالت ایستاده با نوسان داخلی در خانمهای جوان سالم و مبتلا به افزایش انحنای پشتی میباشد.
روش بررسی: 10خانم مبتلا به افزایش انحنای پشتی با 65/2±5/23 سال و 10 خانم سالم با 3/1±9/21 سال از مهر تا بهمن 1397 وارد مطالعه شدند. از افراد خواسته شد بالا بردن سریع اندامهای فوقانی را در حالت ایستاده روی صفحه نیرو انجام دهند. انحرافمعیار آمپلیتود و سرعت نوسان مرکز فشار در محورهای قدامی-خلفی و طرفی و سطح نوسان مرکز فشار برای تحلیل آماری استفاده شدند. اندازهگیریها توسط یک آزمونگر با فاصله یک روز در آزمایشگاه بیومکانیک دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد. تکرارپذیری اندازهگیریها با استفاده از ضریب همبستگی (ICC)، خطای معیار اندازهگیری (SEM) و حداقل تغییر قابل اندازهگیری (MDC) محاسبه گردید.
یافتهها: تکرارپذیری اندازهگیری انحرافمعیار سرعت و آمپلیتود مرکز فشار در دو محور در دو گروه بیش از 75/0 بود. تکرارپذیری اندازهگیری سطح نوسان مرکز فشار در گروه سالم و مبتلا بهترتیب 42/0 و 38/0 بود.
نتیجهگیری: در مطالعات آینده میتوان از متغیرهای انحرافمعیار آمپلیتود و سرعت مرکز فشار بهعنوان متغیرهای پایا برای ارزیابی تعادل ایستا در زنان جوان با و بدون ابتلا به افزایش انحنای پشتی استفاده کرد. هر چند بیثباتی سطح جابجایی مرکز فشار نشان میدهد که استفاده از آن برای تمایز بین افراد و ارزیابی نتایج مداخلات بر ثبات وضعیتی بایستی با احتیاط صورت گیرد.
فخرالدین آقاجانپور، رضا سلطانی، آذر افشار، حجتالله عباسزاده، رضا ماستری فراهانی، محسن نوروزیان،
دوره 79، شماره 4 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عصب مدین یکی از مهمترین شاخههای شبکه بازویی است. با توجه به نقش آن در عصبدهی حرکتی و حسی در ساعد و دست، الگوی خونرسانی آن از اهمیت بالایی برخوردار است. آگاهی از واریاسیونهای شریان تغذیهکننده این عصب سبب کاهش بروز نکروز و ایسکمی عصب طی پروسیجرهای جراحی و تشخیصی میشود.
معرفی بیمار: در طی تشریح روتین جسد مردی در حدود ۶۵ سال فیکس شده در فرمالین، مشاهده کردیم که یک شاخه قطور منشا گرفته از شریان رادیال، با عبور از سطح قدامی عضله فلکسور کارپی رادیالیس عصب مدین را در انتهای دیستال ساعد سمت چپ خونرسانی میکند، درحالیکه هیچ شاخه اصلی دیگری عصب را در ساعد تغذیه نمیکرد.
نتیجهگیری: با توجه به موقعیت سطحی عصب مدین در انتهای دیستال ساعد آسیبهای فیزیکی به عصب و شریان تغذیهکننده آن منجر به نکروز و ایسکمی عصب شده و در نهایت انتقال پیامهای حسی و حرکتی مختل میشود.
منوچهر سلطانی، بهمن صادقی سده، غلامعلی فتاحی بیات، پرستو ملایی توانا، مجتبی احمدلو،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه ارزیابی اثربخشی و امنیت استفاده از ایبوپروفن خوراکی با دوز بالا نسبت به دوز معمولی، در درمان PDA در نوزادان رسیده بود. نوزادان رسیده (هفته تولد 42-37) با سن بیشتر از سه روز با تشخیص PDA وارد این مطالعه شدند. از اکوکاردیوگرافی جهت تعیین قطر مجرای شریانی، فشار گرادیانت و نسبت قطر La/Ao استفاده شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی با حجم نمونه 60 نفر نوزاد از مرداد 1392 تا مرداد 1394، بهصورت کاملا تصادفی به یکی از دو گروه تخصیص داده شدند جمعآوری گردید که گروه اول سه دوز ایبوپروفن خوراکی (mg/kg و 5 و 5 10 به فاصله 24 ساعت) و گروه دوم یک دوز mg/kg 20، ایبوپروفن خوراکی و سپس دو دوز mg/kg 10 پس از 24 و 48 ساعت گرفتند. تست پیگیری اکو 48 ساعت و دو هفته پس از درمان توسط کاردیولوژیست که از دستهبندی گروهها آگاه نبود انجام شد. همچنین از نظر تغییرات تعداد پلاکت، BUN و CR و عارضهها بین دو گروه با استفاده ازتحلیلهای آماری مقایسه انجام شد.
یافتهها: مجرای شریانی در 73% بیماران گروه اول و 76% گروه دوم پس از 48 ساعت اول بسته شد، که تفاوت آماری معنادار نداشت (000/1=P). عارضه جدی درمانی در هیچیک از گروهها دیده نشد.
نتیجهگیری: نتیجه این بود که دوز بالاتر ایبوپروفن خوراکی (Mg/kg 20 و 10 و 10) نتایج بهتری در بسته شدن PDA در نوزادان ترم نداشت. عارضه کلیوی یا گوارشی در هر دو گروه دیده نشد.
جلال سعیدپور، مهدی رضایی، شمسی اختیار، سارا اخوان رضایت، سهیلا دمیری، فائزه فرتاج، مریم رادین منش،
دوره 80، شماره 4 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی هزینههای ۹۰ خدمت نظام بازپرداخت بیمارستانی گلوبال در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی کاربردی بر مبنای اطلاعات بیماران مراجعهکننده به بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران از ابتدای فروردین 1396 تا پایان اسفند 1397 انجام شده است. دادههای صورتحساب و پرونده کلیه بیماران از سیستمهای اطلاعات بیمارستانها (HIS) استخراج گردید و با استفاده از آمارهای توصیفی در SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و (Excel, 2016, Microsoft, USA) تحلیل شد.
یافتهها: طی دو سال 143.866 خدمت گلوبال در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده بود که حدود 2.300 میلیارد ریال هزینه داشته است. 80% کل خدمات و هزینهها مربوط به 10 خدمت بودهاند. متوسط هزینه به ازای هر خدمت حدود ۱۶ میلیون ریال بود اما به ازای خدمات مختلف تفاوت بسیاری داشته و از حدود ۶۷ میلیون ریال تا 8/1 میلیون ریال نوسان داشته است. بهطور متوسط برای هر خدمت سهم هر یک از زیرگروههای هزینهای خدمات تشخیصی، هتلینگ و خدمات پرستاری، دارو و لوازم مصرفی، اتاق عمل و جراحی، ویزیت و مشاوره پزشک بهترتیب 1/3%، 6/11%، 4/21%، 9/49% و 9/13% بوده است.
نتیجهگیری: مدیران بیمارستانها برای کاهش هزینه و زیان مالی ناشی از خدمات گلوبال باید بر خدمات با فراوانی بالا و خدمات با هزینه بالا متمرکز شوند. متناسب با الگوی هزینهای ویژه هر خدمت نیز راهبردهای اتخاذ شده برای کنترل هزینههای آن خدمت باید متفاوت باشد.
احمد رضا عصاره، مرضیه جعفرپور، محمد حسین حقیقیزاده، نهضت اکیاش،
دوره 80، شماره 6 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سیگار کشیدن خطر بروز حوادث قلبی را در بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر افزایش میدهد. از اینرو، ارزیابی اثرات بازتوانی قلبی مبتنی بر ورزش بر عملکرد اندوتلیال در بیماران سیگاری و همچنین بررسی ظرفیت عملکردی در این بیماران ضروری میباشد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 56 بیمار سیگاری غیردیابتی با سابقه مداخله عروق کرونر از طریق پوست یا بایپس عروق کرونر در خرداد تا شهریور 1394 در بیمارستان امامخمینی اهواز انجام شد. براساس بازتوانی قلبی، بیماران به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. پیش از بازتوانی، قندخون ناشتا، پروفایل لیپیدی (لیپوپروتیین با چگالی کم، لیپوپروتیین با چگالی بالا، تریگلیسرید و کلسترول توتال) و (Ankle brachial index (ABI جهت بررسی عملکرد اندوتلیال اندازهگیری شدند. همچنین، Metabolic equivalents (METs) براساس پرسشنامه Duke activity status index اندازهگیری شدند. پس از گذراندن 24 جلسه بازتوانی (در طول مدت دو ماه و بهصورت هر هفته سه جلسه یک ساعته)، مقادیر فوق مجدداً چک و با مقادیر اولیه مقایسه شدند.
یافتهها: میانگین سنی افراد در گروه بازتوانی قلبی و گروه شاهد بهترتیب 18/61 و 32/52 بود. پیش از انجام مداخله در هیچیک از متغیرهای ABI، BMI، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، LDL، تریگلیسرید، کلسترول تام و قندخون ناشتا تفاوت معناداری میان دو گروه مشاهده نشد و تنها تفاوت معنادار مشاهده شده میان دو گروه در میزان HDL و MET دیده شد. پس از بازتوانی قلبی، میانگین میزان تغییرات ABI با تمرینات ورزشی بهطور میانگین در نیمه راست بدن 078/0+ و در نیمه چپ بدن 084/0+ بود که در گروه شاهد این مقادیر بهترتیب 002/0 و 003/0 بود (001/0P=). میزان تغییرات در افزایش METs و نیز کاهش شاخص توده بدنی، فشارخون سیستولی و دیاستولی در گروه بازتوانی نسبت به گروه شاهد از لحاظ آماری معنادار بود. افزونبراین، تغییر معناداری در قند خون ناشتا و پروفایل لیپیدی میان گروهها وجود نداشت.
نتیجهگیری: دو ماه بازتوانی قلبی با تمرینات ورزشی منظم با بهبود میزان ABI بهعنوان شاخصی برای عملکرد اندوتلیال و پیشآگهی بیماریهای قلبی-عروقی و نیز بهبود ظرفیت عملکردی قلبی (افزایش شاخص METs) در میان بیماران سیگاری همراه است.
سید خلیل پستهای، مهدیه قیاثی، سید حسن امامی رضوی،
دوره 81، شماره 7 - ( 7-1402 )
چکیده
اگزوزومها نشات گرفته از MSCs مشتق از بافتهای مختلف، نویدبخش درمانهای بدون سلول برای ترمیم آسیبهای وارده به بافتها میباشند. وزیکولهای خارجسلولی نقشهای کلیدی در زیستشناسی سلولی ایفا میکنند و ممکن است تشخیصها و درمانهای بالینی جدیدی ارایه دهند. آنها به سیگنالدهی بینسلولی کمک و هموستاز بافت را حفظ میکنند. بیوژنز اگزوزومها در سیستم اندوزومی شروع میشود. محققان 9769 پروتیین، 2838 miRNA، 3408 mRNA و 1116 لیپید که در محموله اگزوزومی وجود دارد را شناسایی کردهاند. این بسته به منشا EV، وضعیت فیزیولوژیکی و پاتولوژیکی آن و حتی محل دقیق رهاسازی سلولی متفاوت است. جداسازی اگزوزومها از سلولها، بافتها و مایعات بدن از الگوی متفاوتی پیروی میکنند. فناوریهای پیشرفته در پزشکی بازساختی، سبب شده است که محققین از اگزوزومهای جدا شده از MSCs با توانایی بازسازی بالا در بیماریها استفاده نمایند. محموله اگزوزومی نقشی کلیدی در تشخیص و درمان با کنترل فرایند بیماری بازی میکنند. این مطالعه با جمعآوری دادهها از منابع معتبر علمی از شهریور 1401 تا مرداد 1402 در پژوهشکده علوم اعصاب، مرکز تحقیقات ضایعات مغزی و نخاعی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. مطالعات مختلف در شرایط آزمایشگاهی ایمنی اثربخشی و پتانسیل درمانی اگزوزومها در سرطانها، نورودژنراتیو، قلبی-عروقی و بیماریهای ارتوپدی را نشان دادهاند. این مقاله نقش درمانی و پتانسیل اگزوزومهای مشتق از MSCs و همچنین تمهیدات لازم به جهت فرآوری آنها را بیان میکند.
حمیدرضا چوبداری، محمدعلی قرائت،
دوره 81، شماره 10 - ( 10-1402 )
چکیده
سکته مغزی یک عامل تهدیدکننده سلامتی است. این عارضه به دو نوع ایسکمیک با شیوع بسیار بالاتر و هموراژیک با شیوع پایینتر دستهبندی میشود. سکته ایسکمیک ناشی از پارگی پلاکهای شریانی عروق مغزی، انفارکتوس مغزی-قلبی و انفارکتوس عروق کوچک است. التهاب، استرس اکسیداتیو، مرگ سلولی و اتوفاژی از عوامل تشدیدکننده این عارضه هستند. در حالیکه سکته هموراژیک ناشی از خونریزی خودبهخودی درونمغزی و زیر عنکبوتیه و در مردان شایعتر است. کاهش عوامل خطرزا همچون تروما، فشارخون بالا، الکل، لیپوپروتیین چگالی پایین و گلیسیرید، دخانیات و مواد مخدر میتواند در پیشگیری از این عارضه موثر باشد. فعالیتهای بدنی از عوامل بازدارنده و موثر در بازتوانی پس از سکته هستند. فعالیتهای هوازی، ترکیبی یا شدید با برقراری تعادل بین مسیرهای آپوپتوزی و ضدآپوپتوزی، رگزایی، کاهش استرس اکسیداتیو و افزایش فعالیت آنتیاکسیدانی از بافت مغز محافظت میکنند. مکانیزمهای درگیر در بازتوانی پس از سکته مغزی ایسکمیک با فعالیت بدنی، بیشتر به بهبود عملکرد دندریتها و سیناپسها، انعطافپذیری سیناپسی، تنظیم گیرندههای یونوتروپیک، افزایش فاکتور رشد شبه انسولینی برمیگردد. در بیماران سکته ایسکمیک حاد، تمرین شدید موجب بهبود توجه، استقلال، توانایی راه رفتن و توان هوازی میشود. همچنین اثرات مثبت آغاز تمرین یک روز پس از بروز سکته مغزی نشان داده شده است. در سکته مغزی هموراژیک نیز، ورزش موجب کاهش فشارخون سیستولی، تنظیم پاراسمپاتیکی فشارخون استراحتی و رگزایی در سیستم عصبی میشود. ورزش سبک تا متوسط میانمدت یا طولانیمدت در مقایسه با ورزش کوتاهمدت با شدت زیاد در این عارضه توصیه میشود. همچنین آغاز زودهنگام فعالیت بدنی در دوران ریکاوری پس از سکته میتواند مفید باشد.
درنا یزدان پناه، محمد اریش،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فشار داخل چشم پاسخ متفاوتی در درمان بیماران مبتلابه گلوکوم زاویه بسته و گلوکوم زاویه باز ایجاد میکند. هدف این مطالعه بررسی و مقایسه ضخامت بافت پره لامینا و لامینا کریبروزا پیش و پس از درمان در بیماران مبتلابه گلوکوم زاویه بسته و زاویه باز میباشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در بیمارستان الزهرا زاهدان از فروردین تا اسفند سال 1401 انجام شد. 56 بیمار با میانگین سنی 23/12±16/56 سال (32 مرد) در دو گروه شامل بیماران مبتلابه گلوکوم زاویه باز (تعداد 28) و بیماران مبتلابه گلوکوم زاویه بسته (تعداد 28) ارزیابی شدند. بیماران تحت بررسی فشار داخل چشم با تونومتر گلدمن و ضخامت بافت پره لامینا و لامینا کریبروزا با استفاده از ONH OCT قرار گرفتند. ارزیابی بیماران، پیش، یک ماه بعد، سه ماه بعد و شش ماه بعد از مداخله انجام شد.
یافتهها: ضخامت بافت لامینا کریبروزا و پرهلامینا در هر دو گروه پس از شش ماه افزایش یافت (همه 05/0>P). در ابتدا، ضخامت پرهلامینا و ضخامت بافت لامینا کریبروزا در بیماران گلوکوم زاویه بسته بهطور قابلتوجهی کمتر از بیماران گلوکوم زاویه باز بود (05/0>P). پس از شش ماه، ضخامت بافت لامینا کریبروزا در بیماران گلوکوم زاویه بسته بهطور قابلتوجهی بیشتر از بیماران گلوکوم زاویه باز بود (023/0=P).
نتیجهگیری: افزایش ضخامت بافت پره لامینا و لامینا کریروزا پس از جراحی در بیماران گلوکوم زاویه بسته و زاویه باز با استفاده از تصویربرداری OCT متفاوت و میزان افزایش ضخامت لامینا کربروزا در بیماران گلوکوم زاویه بسته بیشتر میباشد.
بهزاد ایرانمنش، علی مرسلی، نازنین زینلینژاد،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطانهای غیرملانومایی پوست از شایعترین سرطانها بوده که بررسی خصوصیات آنها کمک شایانی به بهبود روشهای درمانی آنها مینماید. مطالعه حاضر با هدف بررسی خصوصیات درمان جراحی این بدخیمیها و عوارض آن انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی- توصیفی گذشتهنگر بوده که با هدف بررسی ویژگیهای بیماران با تشخیص سرطان پوست غیرملانومایی از فروردین 1397 تا اسفند 1400 در بخش پوست بیمارستان افضلی پور کرمان صورت گرفت. معیارهای ورود به مطالعه شامل ابتلا به یکی از سرطانهای غیرملانومایی پوست و انجام جراحی جهت مدیریت آن و معیار خروج از مطالعه نقص در اطلاعات پرونده بیمار بود. اطلاعات موردنظر از طریق فرم جمعآوری داده، استخراج و جهت تجزیه و تحلیل آماری مورد استفاده قرار گرفتند.
یافتهها: مطالعه شامل 37 مورد جراحی که اکثریت آنها سرطان سلولهای بازال و در ناحیه صورت بودند میباشد. بیش از نیمی از آنها مرد بوده و شایعترین روشهای فلپ نیز در این بیماران Rotational ، Island pedicle و H plasty flap بود. دو مورد عارضه شامل خونریزی از محل جراحی و نکروز لبه زخم یک هفته پس از عمل رخ دادند.
نتیجهگیری: در جنوب شرق ایران میزان شیوع سرطانهای غیرملانومایی پوست نیازمند به درمان جراحی و همچنین میزان بروز عوارض، کمتر از حد تصور بود. با این حال، توصیه میشود مطالعاتی با حجم نمونه بیشتر صورت گیرند تا نتیجهگیری از یافتهها با اطمینان بیشتری صورت گیرد.
مجید وطنخواه تربهبر، سعید کاشانی، میلاد محمدی، زهره نیک اقبالی، مهرداد ملک شعار،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک بهعنوان استاندار طلایی درمان بیماریهای کیسه صفرا شناخته میشود، اما با چالشهای فیزیولوژیکی مرتبط با پنوموپریتونئوم و موقعیتدهی ویژه بیمار همراه است که شامل کاهش کامپلاینس ریوی، کاهش ظرفیت باقیمانده عملکردی و اختلال در تبادل گازهای تنفسی است. فشار مثبت انتهای بازدمی (PEEP) میتواند این عوارض را تعدیل کند، اما سطح بهینه آن مورد بحث است. هدف این مطالعه مقایسه اثرات سه سطح مختلف PEEP بر پارامترهای تنفسی و همودینامیک در بیماران تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک بود.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور در بازه زمانی مرداد تا بهمن 1402 در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس انجام شد. 75 بیمار 18 تا 70 ساله با وضعیت فیزیکی ASA کلاس I-II که تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک قرار گرفتند، به سه گروه 25 نفره تقسیم شدند: گروه کنترل (PEEP=0 cmH2O)، گروه دوم (PEEP=5 cmH2O) و گروه سوم (PEEP=7 cmH2O) پارامترهای همودینامیک و تنفسی در زمانهای مختلف اندازهگیری شدند.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 39/11±89/41 سال بود. اشباع اکسیژن در تمام گروهها بالای 94% باقی ماند بدون تفاوت معنادار. سطح EtCO₂ در زمان 30 دقیقه (04/0P=) و یک ساعت پس از اینتوباسیون (01/0P=) تفاوت معناداری نشان داد، بهطوریکه بالاترین مقدار در گروه سوم و پایینترین در گروه دوم مشاهده شد. فشارخون و ضربان قلب تفاوت آماری معناداری بین گروهها نداشت، اما گروه PEEP=7 cmH2O کمترین افت فشارخون را نشان داد.
نتیجهگیری: سطح PEEP=5 cmH2O بهترین تعادل بین حفظ اکسیژناسیون، تهویه مؤثر و ثبات همودینامیک در کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک فراهم میکند و به عنوان راهبرد ایمن توصیه میشود.