58 نتیجه برای قلبی
روژین همتی، مریم ناصرالاسلامی، ناهید ابوطالب، ندا موسوی نیری،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: نارسایی قلبی یکی از شایعترین اختلالات قلبی عروقی است و امروزه از سلولهای بنیادی در درمان این بیماری استفاده میشود. با توجه به اینکه سایتوکاینهای پیشالتهابی در پیشرفت بیماریهای قلبی عروقی، نقش مهمی دارند هدف از این مطالعه بررسی تزریق وریدی سلولهای بنیادی مزانشیمی غشای آمنیوتیک انسانی بر میزان اینترلوکین 4 و 12 در سرم موشهای صحرایی نر در مدل نارسایی قلبی رت های نر بود.
روش بررسی: این یک مطالعه تجربی است که از مهر ماه 1397 تا اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ در مرکز تحقیقات فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. در این پژوهش 28 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (gr 180-200) بهطور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: گروه کنترل، گروه مبتلا به نارسایی قلبی، گروه نارسایی قلبی دریافتکننده محیط کشت و گروه نارسایی قلبی دریافتکننده سلول از طریق تزریق ورید. پس از 30 روز اکوکاردیوگرافی انجام شد و سپس میزان سرمی اینترلوکین ۴ و اینترلوکین ۱۲ در این گروهها توسط تست الایزا اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که تزریق وریدی سلولهای بنیادی به رتهای نر مبتلا به نارسایی قلبی باعث بهبود پارامترهای اکوکاردیوگرافی EFو FS در گروه تزریق سلول نسبت به گروه نارسایی قلبی شد. همچنین میزان سیتوکاینهای التهابی اینترلوکین 4 و اینترلوکین 12 به میزان قابل توجهی در گروه تزریق سلول در مقایسه با گروه رتهای مبتلا به نارسایی قلبی کم شد (05/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به بهبود پارامترهای قلبی و کاهش سیتوکینهای التهابی بهنظر میرسد سلولهای بنیادی غشای آمنیوتیک انسانی با کاهش التهاب نقش مهمی در بهبود نارسایی قلبی دارد.
اطلسی صفایی، محمد شیبانی، یاسر عزیزی،
دوره 79، شماره 8 - ( 8-1400 )
چکیده
سرطان دومین علت اصلی مرگومیر در آمریکا است و با توجه به شیوع بالا از معضلات اصلی بهداشتی در سراسر دنیا بهشمار میرود. امروزه راهکارهای درمانی زیادی از جمله شیمیدرمانی برای درمان سرطان در بیماران وجود دارد. شیمیدرمانی در واقع بکارگیری داروهای آنتینئوپلاستیک به تنهایی و یا بهصورت ترکیبی با سایر داروها میباشد. البته، این داروها میتوانند به عملکرد سلولهای سالم نیز آسیب برسانند و عوارض جانبی فراوانی ایجاد کنند. از داروهای پرکاربرد در شیمیدرمانی، خانواده دارویی آنتراسایکلینها هستند و از گروه دارویی آنتراسایکلینها میتوان به دوکسوروبیسین، دانوروبیسین و اپیروبیسین اشاره کرد که پرکاربردترین آنها دوکسوروبیسین است. دوکسوروبیسین مکانیسمهای درمانی و آسیب سلولی متعددی دارد و سمیت قلبی ناشی از آن در بیماران تحت شیمیدرمانی بسیار شایع است که متاسفانه درمان قطعی و مطمئنی برای آن وجود ندارد. تغییرات قلبی ناشی از سمیت قلبی دوکسوروبیسین ممکن است شامل تغییرات الکتروکاردیوگرافی، آریتمی، التهاب میوکارد (میوکاردیت)، التهاب پریکارد (پریکاردیت)، انفارکتوس میوکارد، کاردیومیوپاتی، نارسایی قلبی (نارسایی بطن چپ) و نارسایی احتقانی قلب باشند. این تغییرات ممکن است در طول درمان، مدت کوتاهی پس از درمان و یا چند هفته پس از اتمام شیمیدرمانی آشکار شوند. تا به حال مکانیسمهای پرشماری در توجیه علت ایجاد سمیت قلبی توسط دوکسوروبیسین بیان شدهاند. از جمله آنها میتوان به مهار توپوایزومرازIIβ ، تخریب میتوکندری، تشکیل ROS با واسطه آهن، افزایش استرس اکسیداتیو، افزایش فعالیت فرآیندهای التهابی، افزایش آپوپتوز و نکروز بافت قلب اشاره کرد. در این مطالعه به بررسی علل و انواع مختلف سمیت قلبی ناشی از دوکسوروبیسین در بیماران تحت شیمیدرمانی میپردازیم.
سلمان دلیری، محمد خانبیگی، رضا حیدری مقدم، پریسا اسداللهی، خیرالله اسداللهی،
دوره 79، شماره 8 - ( 8-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اخیرا فشار نبض بهعنوان یک شاخص پیشبینیکننده بیماریهای عروق کرونری قلب مورد توجه قرار گرفته است. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط برخی شاخصهای عملکرد قلبی- عروقی با فشار نبض انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر بهصورت مورد- شاهدی بر روی 544 نفر از مراجعین بیمارستان امام علی (ع) کرمانشاه از فروردین 1394 تا اسفند 1395 انجام شد. براساس یافتههای آنژیوگرافی، افراد با تنگی عروق بهعنوان گروه مورد و افراد بدون تنگی عروق بهعنوان شاهد در نظر گرفته شدند. تجزیه و تحلیل آماری دادهها با استفاده از آزمونهای آماری توصیفی، Chi-square test و برآورد نسبت شانس توسط SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) انجام شد
یافتهها: براساس نتایج، سن بالای 50 سال (2/5-1/2 :95%CI ، 3/3OR:)، فشارخون سیستولیک بالا (2/15-3/4 :95%CI ، 8OR:)، فشارخون دیاستولیک بالا (7/11-0/2 :95%CI ، 9/4OR:)، برونده قلبی کمتر از 50% (7/2-3/1 :95%CI ، 8/1OR:) و تنگی عروق (1/5-4/2 :95%CI ، 5/3OR:) با فشار نبض بالا مرتبط بودند. جنسیت مرد نقش پیشگیری کننده در افزایش فشار نبض داشت (9/0-5/0 :95%CI ، 7/0OR:). بین فشارخون سیستولیک با فشار نبض بالا ارتباط آماری معناداری مشاهده شد (0001/0P<).
نتیجهگیری: براساس نتایج، شانس داشتن فشار نبض بالا در سن بالای 50 سال، جنسیت زن، افزایش فشارخون سیستولی و دیاستولی و شدت تنگی عروق کرونر بالا بوده و با کاهش برونده قلبی و تنگی- عروق کرونر مرتبط میباشد. افزایش فشار نبض یک شاخص پیشبینیکننده ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی است و توصیه میشود سنجش فشار نبض در کلیه مراجعین در دستورکار متخصصین قرار بگیرد تا از بروز آن پیشگیری شود.
محمد نصر اصفهانی، عارف جاوری، فرهاد حیدری، مجید جاوری،
دوره 80، شماره 4 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات نشان میدهند که عوامل متعددی بر نتیجه احیاء قلبی- ریوی موثر هستند، در این مطالعه برآنیم تا فراوانی عوامل مختلف و اثربخشی آنها را بر نتیجه احیاء قلبی- ریوی مشخص نماییم.
روش بررسی: مطالعه به شیوه مقطعی و غیراحتمالی ساده از مراجعین (848 بیمار مورد احیاء) به اورژانس بیمارستان الزهرا اصفهان بین فروردین 1394 تا فروردین 1398 که در اورژانس بیمارستان دچار ایست قلبی-ریوی شدهاند، انجام شد. برای تحلیل با استفاده از شاخصهای آماری و روش جداول متقاطع دادهها با Chi-squre test و Student’s t-test به تحلیل دادهها پرداخته شده است و میزان اثرات متغیرها بر نتیجه احیاء براساس ماهیت متغیرها با استفاده از روشهای Logistic regression مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه از 848 بیمار مورد احیاء قرار گرفته، 583 نفر (8/68%) مرد و 265 نفر (2/31%) زن بودند. میانگین سنی تمام بیماران مورد مطالعه 17/21±74/62 سال میباشد. در احیاءهای موفق میانگین سنی بیماران 17/21±74/62 سال، حداکثر سن 116 سال و حداقل سن شش سال و در احیاءهای ناموفق میانگین سنی بیماران 79/21±33/62 سال، حداکثر سن 108سال و حداقل سن یک ماه بوده است. در این مطالعه مشاهده شد که با افزایش سن بیماران میزان عدم موفقیت احیاء افزایش مییابد. وجود بیماری زمینهای باعث افزایش عدم موفقیت در نتیجه احیاء خواهد شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که عوامل متعددی در موفقیت احیاء موثر میباشد که درجه اثرگذاری آنها بسته به موقعیت و شرایط بیماران متفاوت می باشد و باید باهم در نظر گرفته شود.
علیرضا احمدی، محمد رضا صبری، زهره سادات نوابی، مهدی قادریان، بهار دهقان،
دوره 80، شماره 5 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی مادرزادی، از شایعترین ناهنجاریهای مادرزادی میباشند. مهمترین تستهای تشخیصی جهت شناسایی نوزادان با بیماریهای قلبی مادرزادی شامل اکوکاردیوگرافی جنین در دوران بارداری و انجام معاینات فیزیکی پس از تولد میباشند. غربالگری پالس اکسیمتری بهطور بالقوه میتواند در تشخیص زودرس بیماریهای قلبی مادرزادی شدید موثر باشد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه تکاملی چند مرحلهای است که بهمدت 12 ماه از اسفند سال 1399 تا اسفند سال1400 در مرکز تحقیقات قلب کودکان واقع در پژوهشکده قلب و عروق اصفهان انجام شد. پس از شناسایی موضوع و اهداف مطالعه، سوالات پژوهشی بهروش PICO طراحی شد. پس از انجام جستوجوهای نظاممند،کیفیت راهنماهای بالینی با استفاده از ابزار AGREE و توسط کمیتهای متشکل از صاحبنظران و متخصصین قلب کودکان و نوزادان مورد بررسی قرار گرفت. براساس نظر متخصصان از تعداد شش راهنمای بالینی تشخیص زودرس بیماریهای قلبی مادرزادی شدید در نوزادان بدو تولد بهوسیله پالس اکسیمتری، کیفیت یک راهنمای بالینی مطلوب ارزیابی شد. سرانجام پیشنویس راهنما با استفاده از روش دلفی و پنل متخصصین مورد بررسی قرار گرفت و پس از برگزاری جلسات پنل متخصصین و توافق بین اعضای نسخه نهایی راهنما تدوین گردید.
یافتهها: معیارهای عملکرد بالینی مربوط به غربالگری نوزادان بهوسیله پالس اکسیمتری در بدو تولد براساس شواهد موجود و شرایط بهداشتی تعیین و در قالب 28 توصیه در شش بخش تدوین شد.
نتیجهگیری: پزشکان، پرستاران و ماماها میتوانند از توصیههای این راهنمای بالینی جهت تشخیص زودرس و ارجاع نوزادان با بیماریهای قلبی مادرزادی شدید استفاده کنند.
مهبد کاوه، محمد کاجی یزدی، محسن جعفری، آرمن ملکیان طاقی، سید یوسف مجتهدی، کامبیز افتخاری،
دوره 80، شماره 7 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: احیای قلبی ریوی (Cardiopulmonary Resuscitation: CPR) نوزادان مهمترین و شایعترین وضعیت اورژانس در اتاق زایمان است. تقریبا 10% از نوزادان قادر به شروع تنفس موثر نیستند و به کمک نیاز دارند. هدف این مطالعه بررسی فراوانی مراحل CPR در نوزادان متولد شده در بیمارستان محب یاس که تحت هریک از مراحل احیا قرار گرفتند، بود.
روش بررسی: این مطالعه، یک مطالعه توصیفی مقطعی گذشتهنگر بود. روش نمونهگیری در این پژوهش، سرشماری بود. اطلاعات نوزادان زنده متولد شده در بیمارستان محب یاس در طی یکسال از فروردین ماه ۱۳90 تا فروردین ماه 1391، که تحت احیا قرار گرفته بودند، جمعآوری و در چک لیستهای جداگانه ثبت شد. این چک لیست شامل اطلاعات جنین، نوزاد و مادر بود. در نهایت اطلاعات بهدست آمده توسط نرمافزار SPSS software, version 14 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) تحت آنالیز قرار گرفت.
یافتهها: در طول این مطالعه 2176 تولد زنده وجود داشت،که از این تعداد، 322 نوزاد (27/15%) تحت CPR قرار گرفتند، حدود 42% از این نوزادان به اقدامات اولیه احیا (گرم و خشک کردن و تحریک تنفس)، 48% به تهویه تنفسی با کیسه و ماسک، 5% به لوله تراشه،7/2% به ماساژ قلبی و 3/1% به دارو نیاز پیدا کردند. در 7/96% موارد تیم CPR پیش از زایمان برای احیا آماده بود.
نتیجهگیری: چنانچه احیا بهموقع و مناسب انجام شود، تعداد بسیار کمی از این نوزادان، به مرحله پیشرفته احیا نیاز پیدا میکنند. از طرفی بالا بودن میزان نیاز به مرحله احیا توسط کیسه و ماسک میتواند ثانویه به ماهیت آموزشی بودن این بیمارستان باشد.
کیهان مصطفوی، فریبا قربانی، مجتبی مخبر دزفولی، مهدیه حضرتی، احسان علیبیگی، نفسیه محمدیزاده،
دوره 80، شماره 8 - ( 8-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مسائل اخلاقی پیوند اعضا بهتازگی به کرات مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به آمار بالای مرگومیر بیماران در لیست انتظار پیوند، از مهمترین چالشهای اخلاقی پیوند اعضا، کمبود ارگانهای پیوندی و روشهای حل این معضل میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش به صورت مرور مقالات به بررسی ملاحظات اخلاقی مورد نیاز در استفاده از موارد مرگ قلبی جهت تامین عضو در ایران پرداخته شده است.
یافتهها: بسیاری از اقدامات انجام شده جهت افرایش تعداد ارگانهای فراهمآوری شده از موارد مرگ مغزی در دنیا هنوز نتوانسته فاصله میان عرضه و تقاضا را در پیوند اعضا کمتر نماید. از اینرو از سالهای 1980 برنامه پیوند اعضا از مرگ قلبی (Non-heart-beating donor) دهندگان با ایست قلبی برگشتناپذیر در دنیا مجدداً مورد بازنگری و استفاده قرار گرفت. براساس دستهبندی ماستریت(Maastricht classification) ، دهندگان ایست قلبی در دو دسته کلی کنترل نشده و کنترل شده جای میگیرند. گروه اهدای عضو ایتالیا تیپ شش یا دهندگان با جریان خون غیرطبیعی که روی Extracorporeal membrane oxygenation (ECMO)هستند را اخیراً معرفی کرده است .در خصوص فراهمآوری اعضا از اهداکنندگان بدون ضربان قلب، ملاحظات اخلاقی زیادی وجود دارد که هم شامل دهنده و هم شامل گیرنده پیوند میباشد، از اینرو با توجه به اینکه شرایط بالینی دهنده مرگ مغزی در بعضی مواقع بسیار ناپایدار است، پیش از اهدای عضو ممکن است قلب دچار ایست شود. در این موارد امکان برداشت عضو پس از بروز وضعیت مرگ قلبی در دهندهای که مرگ مغزی بوده، وجود دارد.
نتیجهگیری: لازم است ملاحظات اخلاقی لازم در خصوص اهدای عضو از موارد مرگ قلبی تدوین و قوانین لازم تصویب گردد.
سیروس نوروزی، پانیذ پورسیاهبیدی،
دوره 80، شماره 12 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: احیای قلبی ریوی بهعنوان یک مداخلهای سریع و فوری در جلوگیری از مرگ در فردی است که بهطور ناگهانی دچار ایست قلبی-تنفسی شده است، این مطالعه با هدف بررسی نتایج احیای قلبی ریوی و عوامل موثر بر آن با تاکید بر علت ایست قلبی و پروگنوز یک ساله بیماران نجات یافته انجام خواهد شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی گذشتهنگر است که بهمدت 24 ماه، از اول فروردین 1397 تا پایان اسفند ۱۳۹8 در بیمارستان شهید مصطفی خمینی شهر ایلام در تیر 1401 تا شهریور 1401 انجام شد. اطلاعات لازم براساس دادههای موجود در پروندههای بیماران جمعآوری گردید.
یافتهها: از 152 بیمار، (1/42%)64 مرد و (9/57%)88 زن بودند. میانگین در گروهی که CPR موفق داشتند 75/60 سال و در گروهی که CPR ناموفق داشتند 27/68 سال بوده است. 7/13% کل CPRها در زمان تعویض شیفت رخ داده بود، تعداد CPR در تعویض شیفت شب با صبح 11 مورد (2/7%) و در تعویض شیفت عصر با شب شش مورد (9/3%) و تعویض شیفت عصر با شب چهار مورد (6/2%) بوده است. بیشترین بیمارانی که تحت CPR قرار گرفتند بیماران مبتلا به بیماریهای داخلی بودند.
نتیجهگیری: نتایج بیانگر این است که انجام CPR در هر زمانی مورد توجه قرار میگیرد. با این وجود دلایل عدم موفقیت عملیات احیا را بایستی در عوامل دیگر جستجو کرد. این عوامل میتوانند شامل روزآمد کردن دانش پرستاری و پزشکی در زمینه تیم احیا، تجره و مهارت تیم احیا، آموزشهای ادواری تیم احیا باشند.
سارا حسنزاده، ماهمنیر حقیقی، حجت شفیعپور، مریم فرامرزپور،
دوره 81، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای مشکلات روانپزشکی، در این مطالعه برآن شدیم تا ارتباط شدت افسردگی، اضطراب و استرس با نتایج اسکنهستهای پرفیوژن قلبی را در بیماران مراجعهکننده به مرکز آموزشی-درمانی بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه بررسی کنیم.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی-تحلیلی، 163 نفر از بیمارانی که از فروردین تا تیر 1400 جهت انجام اسکنهستهای به مرکز آموزشی-درمانی بیمارستان امام خمینی ارومیه ارجاع داده شدند، با استفاده از پرسشنامه DASS-21 از نظر میزان ابتلا به افسردگی، اضطراب و استرس موردبررسی قرار گرفتند. درنهایت، دادههای بهدستآمده با استفاده از SPSS software, version 20 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) موردتجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: طبق نتایج بهدست آمده، میانگین سنی بیماران 54/11±78/54 سال بود که 73% از آنها زن بودند. درحالتکلی، شیوع افسردگی، اضطراب و استرس بالا بوده و بهترتیب 4/72%، 3/80% و5/59% بهدست آمد. اگرچه، این شیوع در بیماران با گزارش منفی ایسکمی بیشتر و بهترتیب 2/73%، 7/78% و 3/58% ارزیابی شد، با اینحال، تفاوت معناداری با گروهی که نتیجه اسکن قلبی آنها مثبت بود، یافت نشد. همچنین، همبستگی مثبت ضعیفی بین شدت افسردگی، اضطراب و استرس با شدت ایسکمی قلبی در بیماران مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که بسیاری از افراد مشکوک به بیماری ایسکمی قلبی که به مرکز اسکنهستهای ارجاع داده شدند، درگیر اختلالات روانشناختی بودند و نتیجه اسکنهستهای آنها منفی گزارش شد (9/77%). بنابراین درنظرگرفتن احتمال اختلالات روانشناختی با تظاهرات بالینی تقلیدکننده قلبی-عروقی و متعاقباً پیگیریهای روانپزشکی مربوطه میتواند در این دسته از بیماران مانع از تحمیل هزینههای اضافی جهت اقدامات تشخیصی و درمانی مانند اسکن پرفیوژن قلبی شود.
مریم مهرپویا، زهرا صادقی،
دوره 81، شماره 8 - ( 8-1402 )
چکیده
ترومبوز بطن چپ (Left ventricle thrombosis, LVT) یک عارضه بسیار جدی و تهدیدکننده حیات است که معمولا بهدنبال سکته حاد قلبی همراه با بالارفتن قطعه ST (STEMI) که منجر به اختلال حرکت دیوارهای قابلتوجه (RWMA) میشود، رخ میدهد. تشخیص، درمان و مدیریت آن چالشبرانگیز بوده و بستگی به موارد مختلفی از جمله نوع ترومبوز، زمان انجام آنژیوپلاستی پرکوتانئوس کرونر (PCI) و بیماری زمینهای دارد. روش تشخیصی ارجح آن تصویربرداری تشدید مغناطیسی قلبی عروقی (CMR) میباشد اما بهصورت روتین اکوکاردیوگرافی ترانس توراسیک (TTE) مورد استفاده قرار میگیرد. شایان ذکر است که در صورت محرز نبودن تشخیص ترومبوز بطن چپ با اکوکاردیوگرافی معمول، از مادهی حاجب برای ایجاد دقت (Resolution) بیشتر استفاده میشود. دو عارضه جدی ترومبوز بطن چپ سکته مغزی و آمبولی سیستمیک شریانی (SE) میباشد. در حال حاضر برای درمان ترومبوز بطن چپ از ترکیب آنتاگونیست ویتامین K (وارفارین) درکنار هپارین استفاده میشود. استفاده از آنتیکواگولانتهای خوراکی با اثر مستقیم (DOAC) با اینکه نتایج بسیار خوبی به ارمغان آورده ولی بهدلیل نبود کارآزمایی بالینی (Clinical Trial) وسیع برای ارزیابی آن، استفاده روتین از این دارو بحثبرانگیز است و تنها در صورت عدم تحمل یا کنتراندیکاسیونهای وارفارین، میتوان از آنتیکواگولانتهای خوراکی با اثر مستقیم، بهعنوان جایگزین استفاده نمود. هدف این مطالعه مروری (Narrative review)، بررسی آخرین منابع در زمینه اداره ترومبوزهای بطن چپ و اتخاذ بهترین رویکرد برای این بیماران میباشد.
محمد مهدی باقری، فهیمه صادقی زرندی،
دوره 81، شماره 8 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی مادرزادی بهعنوان یکی از شایعترین اختلالات در نوزادان، از علل اصلی مرگ پری ناتال و همچنین یکی از علل ایجاد دیسترس تنفسی در نوزادان تازه متولدشده هستند. هدف مطالعه حاضر، تعیین فراوانی بیماریهای قلبی مادرزادی در بین نوزادان ترم با دیسترس تنفسی بود.
روش بررسی: مطالعه توصیفی-مقطعی حاضر از نوع گذشتهنگر بود که به بررسی بیماریهای قلبی مادرزادی در 145 نوزاد بستری در بخش NICU بیمارستان افضلیپور کرمان پرداخت. این نوزادان از اول فروردین 1391 تا پایان اسفند 1393 بهعلت دیسترس تنفسی در NICU بستری شده بودند. اطلاعات مربوط به بیماران از پرونده آنها استخراج و در چک لیست جمعآوری دادهها ثبت شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از SPSS software, version 20 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) استفاده شد.
یافتهها: شیوع بیماریهای قلبی مادرزادی در بیماران مبتلا به دیسترس تنفسی 83/84% بود. بیشترین نوزادان مبتلا به بیماریهای قلبی مادرزادی، پسر بودند (67/66%). بیش از 69% نوزادان به روش سزارین متولد شده بودند و بیشترین تعداد آنها تحت درمان طبی قرار داشتند (37/85%). بین سرانجام بیمار و بیماریهای قلبی مادرزادی اختلاف معناداری وجود داشت (018/0=P). از نظر شیوع بیماریهای قلبی مادرزادی ASD ببیشترین میزان شیوع را داشت (48/14%).
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای بیماریهای قلبی مادرزادی در کودکان ترم مبتلا به دیسترس تنفسی، تمامی نوزادان ترم با علایم دیسترس تنفسی نیاز به بررسیهای قلبی، بهخصوص اکوکاردیوگرافی برای تشخیص علت دارند. همچنین با توجه به بالا بودن مرگومیر نوزادان مبتلا به بیماریهای قلبی مادرزادی با علایم دیسترس تنفسی، نیاز به مراقبتهای بیشتر، دقیقتر و کاملتر این نوزادان پیشنهاد میشود.
محمد مهدی غلامیان، مهرنوش دیانتخواه، محمد کرمانی القریشی، احسان شیروانی،
دوره 81، شماره 8 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان تطابق روند دارودرمانی بیماران مبتلا به NSTE-ACS با گایدلاین ESC2020 در بیمارستان شهید چمران اصفهان میباشد.
روش بررسی: مطالعه انجام شده یک مطالعه گذشتهنگر است که در مقطع زمانی شش ماهه (از فروردین ۱۴۰۰ تا شهریور ۱۴۰۰) بر روی پرونده ۲۳۹ بیمار NSTE-ACS در بیمارستان شهید چمران اصفهان انجام گرفت. در این تحقیق پرونده بیماران از لحاظ اندیکاسیون تجویز و انتخاب نوع و دوز داروی تجویزی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از ۱۸ آیتم بررسی شده، در ۱۴ مورد تطابق بالای %۹۵ گزارش شد. تطابق کمتر از ۵۰% با گایدلاین نیز در موارد انتخاب نوع داروی ضدپلاکت، اندیکاسیون و دوز تجویز شده از مهارکنندههای GP2b3a و انتخاب نوع آنتیکواگولانت مشاهده شد.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشاندهندهی تطابق کلی نسبتاٌ بالایی در دارودرمانی بیماران NSTEMI-ACS با گایدلاین میباشد. اما در ارتباط با تجویز مهارکنندههای GP2b3a و انتخاب نوع داروی ضدپلاکت و آنتی کواگولانت تطابق ضعیفی مشاهده شد.
بابک پیامی، شیرین عزیزیدوست، نعیم منصوری،
دوره 81، شماره 10 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم وولف-پارکینسون-وایت بیماری ناشایع و شناخته شده میباشد که فرد را مستعد آریتمیهای قلبی میکند و گاهی همراهی آن با نارسایی قلبی در فرد مبتلا دیده میشود. درمان بیماری ذیل منجر به بهبود نارسایی قلب نیز شده است.
معرفی بیمار: مرد 35 ساله با سابقه سندرم ولف-پارکینسون-وایت، دیلاتاسیون و افت کسر دفعی بطن چپ، با حمله فیبریلاسیون دهلیزی با هدایت از مسیر فرعی به اورژانس مراجعه کرد. بیمار تحت درمان الکتروفیزیولوژی و عمل ابلیشن راه فرعی خلفی-جانبی چپ قرار گرفت. به مرور (در بازه زمانی آذر 1401 تا تیر 1402) عملکرد بطن چپ بیمار رو به بهبودی رفت و علایم تنگی نفس فعالیتی بیمار نیز کاهش یافت.
نتیجهگیری: وجود نارسایی قلبی در بیماران سندرم ولف-پارکینسون-وایت میتواند بهعلل مختلف از جمله وجود راه فرعی و عدم تقارن انقباض داخل بطنی ناشی از آن باشد. حذف این راه فرعی منجر به کنترل حملات آریتمیک و بهبود عملکرد سیستولی بطن چپ میشود.
نیما نجاتی بوشهری، ولیاله دبیدی روشن،
دوره 81، شماره 12 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیتحرکی ناشی از اعتیاد به اینترنت Internet addiction (IA) مشکل رایج سلامت عمومی است که باعث اضافه وزن و چاقی میشود. روشهای جدیدی برای رفتارهای کنترل وزن نیاز است. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر برنامه تمرینی کوتاهمدت (دو هفته) و متوسط (چهار هفته) واقعیت مجازی Virtual reality (VR) با و بدون پیادهروی متناوب نوردیک (INW) در پسران نوجوان IA بر حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max) و پارامترهای ترکیب بدنی جدید (شاخص آدیپوسیتی بدن (BAI)، شاخص حجم شکمی (AVI)، شاخص مخروطی (CI)، نسبت کمر به قد (WHtR) و شاخص شکل بدن (ABSI) بود.
روش بررسی: در یک کارآزمایی نیمه تجربی، 70 پسر نوجوان مبتلا به IA (8/14 سال، kg/m2 4/24=BMI، ml/kg/min 38=VO2max) در تیر 1402 از شهر کرج انتخاب و به گروههای VR، INW، VR+INW و کنترل دستهبندی شدند. تمرینات مجزا و ترکیبی VR با و بدون تمرین INW (هفتهای سه جلسه 30 دقیقهای)برای مدت دو و یا چهار هفته اجرا شد. پارامترها در ابتدا و دو مرحله پیگیری (دو و چهار هفته پس از مداخله) با ANOVA در اندازهگیریهای مکرر آنالیز شد.
یافتهها: در ابتدای مطالعه، هیچ تفاوت معناداری در نمره IA یانگ بین گروههای کنترل و مداخلهها وجود نداشت (05/0P≥). IA میزان آمادگی قلبی تنفسی را کاهش میدهد. دو هفته مداخلهها تأثیر معناداری بر VO2max داشت (05/0P≥). متعاقب چهار هفته مداخله INW، بهصورت مجزا و ترکیبی با VR بهبود معناداری در مقادیر VO2max، WHtR و BAI نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (01/0P≥).
نتیجهگیری: اگرچه بهبود VO2max با انجام تمرینات کوتاهمدت و میانمدت INW، VR و INW+VR حاصل میشود، اما مداخله طولانیتر یعنی چهار هفته یا بیشتر موجب بهبود شاخصهای ترکیب بدنی جدید میشود.
محمد اشرف عظیمی، رسول نیکدل، سید حسن سید شریفی،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: احیای قلبی-ریوی یک درمان نجاتدهنده برای ایست قلبی میباشد، در این مطالعه بیمار با پارگی کبد بهدنبال احیای قلبی ریوی گزارش میگردد.
معرفی بیمار: بیمار خانم 76 ساله، با درد شکم که از یک هفته شروع شده، در دی 1402، به اورژانس بیمارستان امامعلی (ع) بجنورد مراجعه کرده است. معاینه مطرحکننده شوک و پریتونیت بود. در گرافی قفسهسینه هوای آزاد شکم گزارش شد. شکم با برش میدلاین باز شد، باتوجه به گانگرن روده باریک، رزکسیون و ایلئوستومی انجام شد. به علت ارست قبلی بیمار، در انتهای جراحی احیای قلبی شروع شد. پس از شروع ماساژ بیمار دچار پارگی کبد شدکه با پک کردن متوقف شد و احیا ادامه پیدا کرد ولی متاسفانه بیمار فوت نمود.
نتیجهگیری: از عوارض نادر احیای قلبی آسیب احشا مخصوصا پارگی کبد میباشد. با توجه به اینکه علائم آن با بیمار قلبی مشترک میباشد، تشخیص آن دشوار بوده و درصد مرگومیر بالایی دارد.
محمد پارسا محجوب، ناصر کچوئیان، محمد حاجی آقاجانی، حسین آقامیری، آیناز صمدی، فاطمه امیدی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی قلب در برخی مواقع با پیامدهای مغزی مانند اختلالات شناختی همراه است. تشخیص عوامل مرتبط با اختلالات شناختی پس از جراحی در بیماران قلبوعروق در افزایش رضایتمندی بیماران و ارتقای نتایج عمل مهم است. در مطالعه حاضر، فراوانی اختلالات شناختی و فاکتورهای موثر بر آن در بیماران جراحی بای پس عروق کرونر بررسی شد.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی حاضر که از مهر ماه سال ۱۳۹۸ تا پایان سال ۱۴۰۰ در بیمارستان امام حسین(ع) تهران انجام شد، تعداد 60 بیمار قلبوعروق تحت عمل جراحی بای پس قلبی به شیوه در دسترس انتخاب شدند. اطلاعات دموگرافیک، بالینی و متغیرهای حین عمل برای شرکتکنندگان در فرم جمعآوری داده ثبت شد. از پرسشنامه معاینه مختصر وضعیت شناختی تحت عنوان (Mini-Mental State Examination MMSE) برای بررسی فراوانی اختلالات شناختی و عملکرد ذهنی و شناختی در بیماران و عوامل موثر بر بروز آن استفاه شد..
یافتهها: نتایج نشان داد که 15% از شرکت کنندگان دچار اختلال شناختی شدند. جنسیت و سن از متغیرهای اثرگذار بر بروز اختلالات شناختی پس از عمل جراحی بایپس قلبی بود. فراوانی اختلالات شناختی در زنان 14 برابر بیشتر از مردان و در افراد مسن (65 سال و بالاتر) 5/6 برابر مشاهده شد. تزریق خون در زمان عمل و جهش بطنی کمتر از 40% از متغیرهای بالینی موثر بر بروز اختلالات شناختی در بیماران جراحی بای پس عروق کرونر بود.
نتیجهگیری: جراحی بایپس قلبی، ممکن است با بروز اختلالات شناختی در بیماران قلبی همراه باشد که که زنان و افراد مسن را بیشتر تحت تاثیر قرار میدهد.
فاطمه رسولی امیری، خدیجه ازوجی، سید رضا حسینی، علی بیژنی، کیوان لطیفی،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افراد مبتلا به درد مزمن، تا حدی در نتیجه مرگومیر بیش از حد ناشی از بیماریهای قلبی- عروقی (CVD)، امید به زندگی کمتری در مقایسه با جمعیت عمومی دارند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط درد مزمن با عوامل خطر بیماریهای قلبی-عروقی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو بوده است.
روش بررسی: 400 بیمار سالمند مبتلا به دیابت نوع دو فاز یک مطالعه کوهورت سالمندان امیرکلا (AHAP) که در بازه زمانی فروردین1390 تا اسفند 1395 در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گردید، به دو گروه 200 نفره با درد مزمن و بدون درد مزمن تقسیم شدند. سپس برخی عوامل خطر بیماریهای قلبی- عروقی نظیر سطح فعالیت فیزیکی، شاخص توده بدنی، سطوح قندخون، وضعیت پروفایل لیپید خون، فشارخون بالا و سیگار کشیدن، بیماریهای زمینهای بیماران بررسی شدند.
یافتهها: در بررسی متغیرهای پایه در سالمندان با و بدون درد مبتلا به دیابت مشخص شد که زنان یا 184 نفر (4/54%) بیشتر از مردان با 154 نفر (6/45%) داشتن درد را گزارش نمودند که وجود درد بین دو جنس اختلاف معناداری دارد (001/0=P). سطح تحصیلات نیز با داشتن درد در ارتباط بوده است بهطوریکه 229 نفر (8/67%) سالمندان با داشتن درد، بیسواد بودند و این ارتباط معنادار بوده است (006/0P=). 279 نفر (5/82%) سالمندان با فعالیت فیزیکی بالاتر، میزان درد کمتری نسبت به سالمندان با فعالیت فیزیکی کمتر داشتند (001/0=P). سطح تریگلیسرید و سابقه بیماری زمینهای در سالمندان بدون درد کمتر بوده است (009/0 و 002/0=P).
نتیجهگیری: در سالمندان بدون درد مزمن، سطح تریگلیسرید پایینتر، فعالیت فیزیکی بیشتر و تعداد بیماری زمینهای کمتری وجود داشت.
محمد حاجی آقاجانی، محمد پارسا محجوب، رضا میری، رکسانا صادقی، فاطمه امیدی، مریم روزیطلب،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییرات قلب در بارداری، بهویژه تغییرات سمت چپ قلب طی پژوهشهای مختلف ارزیابی شدهاند. با اینحال، تغییرات بطن راست به خوبی مورد بررسی قرار نگرفته است. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تغییرات شاخص های اکوکاردیوگرافیک بطن راست در زنان باردار و زنان غیرباردار انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به شیوه مورد-شاهدی انجام شد و 30 زن باردار در سه ماهه دوم سالم مراجعهکننده به درمانگاه زنان بیمارستان امام حسین (ع) تهران با روش اکوکاردیوگرافی بررسی شده و نتایج آنها با 30 زن غیرباردار و سالم مقایسه شدند. مطالعه از فروردین 1402 الی فروردین 1403 انجام شد. دادههای زمینهای شامل سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی ثبت و مقایسه شدند. همچنین، شاخصهای آناتومیکی و عملکردی بطن راست ارزیابی و مقایسه شدند.
یافتهها: دو گروه مورد بررسی از نظر سنی مشابه، ولی وزن، قد و شاخص توده بدنی در دو گروه متفاوت بود، به طوری که وزن و شاخص توده بدنی در زنان باردار و قد در زنان غیرباردار بهطور معناداری بیشتر بود (05/0P<). مقایسه شاخصهای اکوکاردیوگرافیک نشان داد (Tricuspid regurgitation gradient, TRG) و (Fractional area change, FAC) در دو گروه بهطور معناداری متفاوت بود (در زنان باردار شاخص TRG بیشتر و شاخص FAC کمتر بود (05/0P<).
نتیجهگیری: شاخصهای FAC وTRG بهطور معناداری بین زنان باردار و گروه شاهد متفاوت بودند. توجه به تغییرات مقادیر طبیعی این متغیرها در زنان باردار میتواند در تسریع تشخیص اختلالات و پیشگیری از بروز وقایع قلبی حین بارداری مفید باشند.
فیروز بالاوندی، حسین مرادخانی،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نارسایی مزمن قلب (Congestive heart failure, CHF) یکی از علل اصلی مرگومیر قلبی- عروقی و بستری شدن در بیمارستان است. هدف از مطالعه حاضر بررسی کیفیت مراقبت، شاخصهای آزمایشگاهی و بالینی موثر بر مرگومیر در بیماران نارسایی قلبی میباشد.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی در تابستان 1402 است که بهصورت نمونهگیری در دسترس در بیمارستان شهید مصطفی خمینی (ره) اطلاعات جمعآوری با استخراج لیست بیماران فوت شده با تشخیص نارسایی قلبی از سیستم مدیریت اطلاعات بیمارستان از پرونده بالینی بیماران مذکور براساس نمونهگیری تصادفی استخراج و در چکلیست ثبت شد. تعداد بیماران انتخابی از بررسی فاکتورهای موثر بر مرگومیر در بیماران نارسایی قلبی در بیمارستان شهید مصطفی خمینی (ره) انجام شد.
یافتهها: تعداد 62 نفر که 8/25% بیماران در سمع ریوی دارای رال دو طرفه بودند و در 7/88% آنها تنگی نفس، 1/58% ادم و 6/22% درد قفسه سینه گزارش شد. LVEF اکثر بیماران 25-10 بود. با کاهش فشارخون سیستولیک و افزایش دیاستولیک و ضربان قلب احتمال مرگومیر بهترتیب (058/1، 932/0 و 983/0) برابر بهطور معناداری افزایش یافته است. با کاهش سطح اکسیژن احتمال مرگومیر 983/0 برابر بهطور معناداری افزایش یافت. میانگین آنزیمهای کبدی بهطور معناداری افزایش و میانگین هماتوکریت نیز بهطور معناداری کاهش یافت.
نتیجهگیری: با شناسایی عوامل خطر میتوان این عوامل را کاهش داد و با رعایت موارد فوق میتوان افزایش کیفیت مراقبت و درمان و در نهایت کاهش مرگومیر این بیماران شد و اقدام مناسبی در این جهت برداشت.
بابک هوشمند مقدم، عباسعلی گائینی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان در زنان یائسه با افزایش خطر بیماریهای قلبی-عروقی، بهویژه در پی درمانهای تهاجمی، همراه است. تمرینات ورزشی بهعنوان مداخلهای غیردارویی، نقش مهمی در کاهش این عوارض دارند. این مطالعه با هدف مرور نظاممند و تحلیلی شواهد مرتبط با تأثیر انواع تمرینات (هوازی، مقاومتی و ترکیبی) بر سلامت قلبی-عروقی، سازوکارهای فیزیولوژیک، پیامدهای بالینی و چالشهای اجرایی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور تحلیلی است که بر پایه جستجویی جامع و نظاممند در پایگاههای معتبر بینالمللی PubMed، Scopus، Web of Science، Embase و Google Scholar و همچنین پایگاههای فارسی SID وMagiran انجام گرفت. تمرکز جستجو بر مطالعات انسانی، پژوهشهای بالینی و کارآزماییهای تصادفی کنترلشده بود. فرآیند غربالگری، انتخاب مطالعات و تحلیل دادهها در طی بازه زمانی مهر تا دی ۱۴۰۳ انجام شد.
یافتهها: تمرینات ورزشی ساختاریافته از طریق کاهش التهاب سیستمیک، بهبود ترکیب بدنی، کاهش فشارخون، افزایش توان هوازی و ارتقاء عملکرد بطن چپ، اثرات قابلتوجهی بر شاخصهای قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارند. تمرینات ترکیبی اثربخشی بیشتری نسبت به تمرینات منفرد نشان دادند. با اینحال، محدودیتهایی همچون کمبود منابع انسانی متخصص، نبود برنامههای فردمحور و چالشهای مالی، مانع اجرای وسیع این مداخلات در سیستمهای درمانی شدهاند.
نتیجهگیری: شواهد قوی بر نقش مثبت تمرینات ورزشی در بهبود سلامت قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دلالت دارند. طراحی برنامههای تمرینی شخصیسازیشده، بینرشتهای و مبتنی بر شواهد، همراه با رفع موانع ساختاری و سیاستی، میتواند سهم مهمی در مراقبت جامع از این بیماران ایفا کند.