217 نتیجه برای نور
نسترن خسروی، نسرین خالصی، ثمیله نوربخش، آذردخت طباطبایی، بهمن احمدی، رامین عسگریان، شیما جوادینیا،
دوره 72، شماره 8 - ( آبان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی سطح سرب سرم در نوزادان می تواند موجب تشخیص زودرس مسمومیت با این عنصر و پیشگیری از اختلالات تکاملی و عصبی شود. این مطالعه با هدف ارزیابی سطوح سرمی سرب خون بندناف در تعدادی از نوزادان بستری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی- مقطعی در بخش نوزادان بیمارستان های اکبرآبادی و رسول اکرم (تهران) از خرداد 1390 تا خرداد 1391 انجام شد. پس از نمونهگیری به روش غیر احتمالی، 60 نوزاد تازه متولد شده تحت خونگیری از بندناف قرارگرفتند و سطح سرب نمونهخون از طریق اسپکتروفتومتری جذبی اتمی اندازهگیری شد. سطح سرب بالاتر از μg/dl 5 با ارزش تلقی شد.
یافتهها: در مجموع 4/61% نوزادان پسر بودند. میانگین و انحرافمعیار سن داخل رحمی 64/2±4/37 هفته، وزن زمان تولد 8/642±2701 گرم و سن مادران 73/6±20/29 سال بود. 70% مادران ساکن شهر بودند. 13% مادران سابقه مصرف دارو داشتند و 5% سیگاری بودند. سطح سرب سرم در خون بندناف نوزادان μg/dl 24/2±97/2 بود. این میزان با جنسیت نوزاد، محل سکونت، مصرف دارو و دخانیات ارتباطی نداشت. همچنین این میزان در 7/16% نوزادان بالاتر از μg/dl 5 بود. (سطح پرخطر) موارد پرخطر با سن مادر، وزن و سن جنین ارتباط داشت. (02/0P=، 004/0P=، 03/0P=)
نتیجهگیری: با وجود پایین بودن سطوح پرخطر سرب سرم در خون بندناف نوزادان، سطح سرب سرم در خون بندناف نوزادان از مطالعات مشابه بالاتر بود. بررسی سطوح سرمی سرب در سایر نوزادان و همچنین در مناطق مختلف توصیه میشود.
سمیرا مهر علیزاده، مجید میرمحمدخانی، مریم نادری ارم، شمس الله نوریپور،
دوره 72، شماره 8 - ( آبان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت بارداری با افزایش خطر بیماریهای قلبی نوزادی همراه است. این مطالعه با هدف بررسی یافتههای اکوکاردیوگرافی در نوزادان مادران با آزمایش تحمل گلوکز (GTT) مختل و مقایسه آنها با نوزادان مادران سالم انجام شد.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی- تحلیلی در بیمارستان امیرالمومنین (ع) سمنان، از فروردین تا آبان 1392 دو گروه از نوزادان واجد شرایط وارد مطالعه شدند. نمونهگیری با رویکرد آسان و بهطور متوالی انجام شد. نوزادان در روز دوم تولد تحت اکوکاردیوگرافی قرارگرفتند و پارامترهای قلبی شامل دیامتر سپتوم بین بطنی، نسبت کوتاهشدگی، توده و ضخامت دیواره خلفی بطن چپ، قطر آئورت و دهلیز چپ اندازهگیری شد. همچنین قندخون مادران و شاخص HbA1c اندازهگیری گردید. تحلیل با نرمافزار SPSS ویراست 16 صورت گرفت.
یافتهها: 35 نوزاد از مادران با GTT مختل و 33 نوزاد از مادران سالم مورد مطالعه قرار گرفتند. وزن تولد نوزادان، سن مادران و HbA1c در نوزادان مادران با GTT مختل بیشتر از گروه سالم بود (به ترتیب 003/0P=، 000/0P= و 000/0P=). ضخامت دیاستولی و سیستولی دیواره بین بطنی، نسبت ضخامت دیاستولی دیواره بین بطنی به ضخامت دیاستولی دیواره خلفی بطن چپ، قطر آئورت و قطر خروجی بطن چپ در نوزادان مادران GTT مختل، بیشتر از گروه سالم بود (بهترتیب 008/0P=، 034/0P=، 016/0P=، 017/0P= و 020/0P=). در سایر پارامترها تفاوت معناداری گزارش نشد.
نتیجهگیری: دیابت بارداری با تغییر در یافتههای اکوکاردیوگرافی بهویژه ضخامت دیاستولی دیواره بین بطنی مرتبط است. همچنین افزایش ضخامت دیواره بین بطنی بهویژه در دیاستول از مهمترین شاخصهای هیپرتروفی پاتولوژیک قلبی میباشد که میتواند در حضور دیابت بارداری و عدم کنترل آن ایجاد یا تشدید گردد.
امیر هوشنگ احسانی، فاطمه غلامعلی، محبوبه سادات حسینی، مژگان نوری، پدرام نورمحمدپور،
دوره 72، شماره 8 - ( آبان 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری Mycosis Fungoides (MF) نوعی از لنفومهای پوستی با درگیریهای متنوع پوست و ضمایم آن است. هدف از این مطالعه بررسی انواع درگیری ناخنی و شیوع هر یک در بیماران مبتلا بود.
روش بررسی: در یک پژوهش مقطعی، بیماران با تشخیص بالینی MF و تایید آسیبشناسی مراجعهکننده به درمانگاههای پوست، پیگیری، پرتودرمانی و بیماران بستری در بیمارستان رازی در سال 1390 (از فروردین تا اسفند 1390) و پس از دریافت فرم رضایت آگاهانه توسط پژوهشگران مطالعه مورد معاینه دقیق پوست و ناخن قرار گرفتند و انواع تغییرات ناخنی مشاهده شده در پرسشنامههای مخصوص ثبت گردید.
یافتهها: در کل 60 بیمار مبتلا به MF در بازه زمانی مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سنی بیماران 3/187/49 بوده است. 28 بیمار (7/46%) مرد بودند و 32 مورد (3/53%) زن بودند. 18 بیمار (30%) درگیری ناخنی داشتند که در مردان دو برابر شایعتر بود (12 مرد و شش زن بودند). ارتباط معناداری میان وجود درگیری ناخن و سن (49/0P=)، جنس (62/0P=)، مدت ابتلا به بیماری (76/0P=) و نوع درمان انجام شده (34/0P=) پیدا نشد.
نتیجهگیری: درگیری ناخنی جزو موارد شایع در بیماران مبتلا به MF به شمار میرود گرچه ارتباطی با مشخصات دموگرافیک بیماری ندارد.
امیر کشوری، محمد صادق فاضلی، علیرضا کاظمینی، علی پاشا میثمی، محمد کاظم نوری طارملو،
دوره 72، شماره 12 - ( اسفند 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای جراحی مختلفی برای سینوس پایلونیدال ناحیه ساکروکوکسیژیال (Sacrococcygeal pilonidal sinus) معرفی شده است، فلاپ کاریداکیس (Karydakis flap) کمترین میزان عود را دارد، ولی در مورد سایر عوارض آن گزارشهای متفاوتی وجود دارد. در این مقاله نتایج موارد جراحی با این روش گزارش میشود.
روش بررسی: این مطالعه آیندهنگر با پیگیری تک هم گروه، شامل مواردی از سینوس پایلونیدال بود که در بیمارستان امامخمینی (ره) از آبان سال 1385 تا شهریور 1392 به روش کاریداکیس جراحی شدند. معیارهای ورود به مطالعه عدم ابتلا به آبسه در زمان عمل و رضایت جهت ورود به این طرح بود. بیماران پس از ترخیص، بهصورت آیندهنگر در مقاطع هفته اول، ماه اول و ماه سوم پس از عمل از نظر عوارض زودرس و سپس سالیانه از نظر عود، مورد پیگیری قرار گرفتند. مدت میانه پیگیری 36 ماه (از سه تا 77 ماه) بود.
یافتهها: از 141 بیمار مورد بررسی 119 نفر (4/84%) مرد و متوسط زمان عمل 52/55 (35-120) دقیقه بود. متوسط زمان نیاز زخم به پانسمان 92/15 روز و متوسط زمان بازگشت به کار 44/14 روز بود. شایعترین عارضه زودرس پس از عمل، باز شدن سطحی قسمت انتهایی زخم (1/12%) بود. عفونت در 8/5% بیماران رخ داد و اکثر عوارض با درمان محافظهکارانه بهبود یافتند. عود در 42/1% از بیماران ایجاد شد.
نتیجهگیری: جراحی سینوس پایلونیدال ساکروکسیژیال به روش فلاپ کاریداکیس، علاوه بر عود ناچیز با عوارض کم و بهبودی کوتاهمدت و بازگشت به کار سریع همراه است.
بهنام ثبوتی، شیما جوادینیا ، ثمیله نوربخش، رامین عسگریان، نسترن خسروی، آذردخت طباطبایی،
دوره 72، شماره 12 - ( اسفند 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل اهمیت تشخیص به موقع مننژیت و طولانی بودن روند کشت مایع مغزی- نخاعی (CSF)، سایر روشهای تشخیصی مورد توجه قرار گرفتند. این پژوهش با هدف تعیین ارزش تشخیصی سطوح اینترلوکینهای 1، 6 و 8 (IL-1, IL-6, IL-8) در CSF کودکان و نوجوانان مبتلا به مننژیت اجرا گردید.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی، 51 بیمار مبتلا به مننژیت یک ماهه تا 18 ساله در طی دو سال (مهر 1391 تا مهر 1393) از بخش کودکان بیمارستانهای رسول و علیاصغر تهران انتخاب شدند و تحت آسپیراسون CSF قرارگرفتند. آزمایشات معمول شامل کشت، رنگآمیزی و بیوشیمیایی CSF و روشELISA برای بررسی سطح اینترلوکینهای 1، 6 و 8 انجام شد.
یافتهها: 49% نمونهها مننژیت باکتریال و 7/64% نمونهها پسر بود و جنسیت بین دو گروه باکتریال و آسپتیک تفاوتی نداشت (7/0P=). میانگین سنی مجموع نمونهها 40/858±46/358 روز و در مننژیت باکتریال بالاتر بود (047/0P=). سطح IL-1 در باکتریال pg/ml 04/37±87/10 و آسپتیک pg/ml 64/1±55/0 بود که تفاوتی نداشتند (168/0P=). سطح IL-6 در باکتریال (pg/ml 3/139±51/90) از آسپتیک (pg/ml 84/67±36/21) بالاتر بود (030/0P=). سطح IL-8 در باکتریال (pg/ml 2/765±40/365) از آسپتیک (pg/ml 34/59±66/50) بالاتر بود (047/0P=). سطح تشخیصی IL-8 (8/36) نسبت به IL-1 (05/0) و اینترلوکین 6 (18/1) بالاتر بود. سطوح تشخیصی IL-1 در باکتریال (77/80%) با آسپتیک (00/68%) تفاوتی نداشت (349/0P=). سطوح تشخیصی IL-6 در باکتریال (85/53%) با آسپتیک (00/64%) تفاوتی نداشت (572/0P=). سطوح تشخیصی IL-8 در باکتریال (77/80%) از آسپتیک (00/28%) بالاتر بود (001/0P<). متغیرهای رنگپذیری، شاخص گلبولهای سفید و قرمز، قند و پروتیین CSF تفاوتی بین دو گروه نداشتند.
نتیجهگیری: با وجود اهمیت IL-6 و IL-8 در تشخیص افتراقی مننژیت، فقط IL-8 دارای ارزش تشخیصی مناسب در افتراق دو نوع مننژیت باکتریایی و آسپتیک است.
رضا حبیبیان، نوروز دلیرژ، امیر عباس فرشید،
دوره 73، شماره 5 - ( مرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آسم آلرژیک یک بیماری التهابی سیستم تنفسی میباشد. تجویز گلوکوکورتیکواستروییدها جهت کاهش علایم این بیماری رایج میباشد. هدف از این پژوهش ارزیابی اثر تجویز سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان بر روی مکانسیمهای اصلی ایجاد التهاب در مدل آسم آلرژیک موش بود.
روش بررسی: این پژوهش مدل حیوانی، بر روی موشهای سوری نژاد خالص خریداریشده از انستیتو پاستور ایران و در پژوهشکده زیست فناوری دانشگاه ارومیه از مرداد 1393 تا اسفند 1393 بهانجام رسید. جهت ایجاد آسم آلرژیک، حساسسازی در موشها توسط تجویز آلبومین سفیده تخممرغ انجام شد. سلولهای بنیادی از مغز استخوان موشها جداسازی شد. برای برداشت نمونه موشها کشته شده و نمونه خون، مایع شستشوی ریه و طحال دریافت گردید.
یافتهها: تجویز سلولهای بنیادی مزانشیمی موجب کاهش تعداد کل سلولها از 7/22±6/176 به 6/3±2/44 (019/0P=) و ائوزینوفیلهای مایع شستشوی ریه از 3/18±2/132 به 2/4±9/43 (033/0P=) گردید و سبب کاهش IgE از 1/46±4/374 به 5/21±2/130 (002/0P=) شد. با تجویز سلولهای بنیادی مزانشیمی سایتوکینهای سلول Th2 (IL-4 از 2/6±3/65 به 9/2±4/31 (004/0P=) و IL-5 از 8/21±6/129 به 7/4±6/48 (005/0P=) کاهش یافته، سایتوکین سلول Treg (TGF-β از 5/3±8/30 به 9/7±4/80 (008/0P=) افزایش داشته و سایتوکین سلول Th1 (IFN-γ از 6/33±9/384 به 3/54±2/539 (039/0P=) افزایش نشان داد.
نتیجهگیری: تجویز سلولهای بنیادی مزانشیمی تاثیر مهارکنندگی بر التهاب ناشی از آسم آلرژیک در مدل موش داشته و میتواند بهعنوان یک راهکار درمانی موثر در درمان آسم آلرژیک بررسی شود.
فاطمه همایی، ملیحه حسنزاده مفرد، معصومه میرتیموری، منور افضل آقایی، بابک اسلامی،
دوره 73، شماره 7 - ( مهر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان از بدخیمیهای نادر تخمدان میباشند. این تومورها مسئول 8-5% تمامی بدخیمیهای تخمدان هستند. شایعترین انواع تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان تومورهای گرانولوزا هستند. هدف این مطالعه بررسی خصوصیات بالینی، آسیبشناختی و نتایج درمانی این تومورها بود. روش بررسی: این پژوهش توصیفی گذشتهنگر در بیماران مبتلا به تومورهای بدخیم استرومای طناب جنسی تخمدان که به تومور کلینیک بیمارستانهای قائم (عج) و امید مشهد در فاصله زمانی 29 اسفند 1376 تا 29 اسفند 1386 مراجعه کرده بودند، انجام شد. دادههای پروندههای مربوط به بیماران جمعآوری و مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها: از 398 بیمار مبتلا به تومورهای تخمدان، تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان، 39 بیمار (9/5%) را شامل میشد. شایعترین نوع آسیبشناختی این تومورها، تومور سلول گرانولوزای بزرگسالی 25 بیمار (6/80%) بود. 27 نفر (1/87%) در هنگام تشخیص در مراحل ابتدایی بیماری (مرحله I) قرار داشتند. از 31 بیمار تحت مطالعه 14 بیمار (2/45%) سن زیر 40 سال داشتند. میانگین سنی بیماران تحت مطالعه در زمان تشخیص 41 سال (محدوده 76-16 سال) بود. در 14 بیمار (7/46%) جراحی همراه با مرحلهبندی صحیح جراحی انجام شد. در 12 بیمار (40%) جراحی، همراه با حفظ توانایی باروری انجام شد. بقای کل دو ساله و پنج ساله، 95% بودند. بقای بیشتر با مراحل ابتدایی بیماری ارتباط داشت (002/0P=). سن، جراحی محافظهکارانه و شیمیدرمانی ارتباطی با بقا نداشتند. نتیجهگیری: در تومورهای استرومای طناب جنسی تنها عامل قطعی مؤثر بر بقا مرحله بیماری میباشد.
لادن افشار خاص، آذردخت طباطبایی، ثمیله نوربخش، عاطفه کارگزار،
دوره 73، شماره 7 - ( مهر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تشنج از علل شایع بستری کودکان است. بهعلت سطح بالای سرب هوای شهر تهران، بررسی نقش احتمالی سرب در ایجاد و یا تسهیل تشنجهای ایدیوپاتیک اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه، تعیین میانگین سطح سرب مایع مغزی- نخاعی کودکان مبتلا به تشنج ایدیوپاتیک در مقایسه با کودکان بدون تشنج (کنترل) بود. روش بررسی: یک مطالعه مورد- شاهدی در 60 کودک (30 نفر در دو گروه با و بدون تشنج) بستری در بیمارستانهای رسول اکرم (ص) و علیاصغر تهران از اردیبهشت سال 1390 تا پایان اسفند 1391 انجام شد. ml 1 مایع مغزی- نخاعی دریافت و سطح سرب بهروش اتمی اندازهگیری شد. یافتهها: میانگین سن بیماران با و بدون تشنج تفاوتی نداشت (36/27±18/30 در مقابل 56/20±46/25 ماه، 1/0 P=). میانگین سرب مایع نخاع بین دو گروه تفاوتی نداشت (07/3±43/3 در مقابل g/dl 77/2±78/2 گروه کنترل، 3/0P=). میانگین سرب به نوع تشنج ارتباطی نداشت (7/0P=). میزان سرب مایع نخاعی سطح زیرمنحنی ROC 588/0 (433/0-1، 2/0P=)، نقطه برش g/dl 65/1 داشت. حساسیت تست 70%، ویژگی 46%، ارزش اخباری مثبت و منفی 56% و 60% بود. نتیجهگیری: سطح خونی توکسیک سرب (g/dl 5/3) است. حتی مقادیر ناچیز سرب مایع مغزی- نخاعی (g/dl 65/1) کودکان مبتلا به تشنج ایدیوپاتیک از کودکان بدون تشنج و درگیری مغزی را توانست با حساسیت قابل قبول (70%) اما ویژگی کم (46%) افتراق دهد. اگرچه عوامل زمینهای و ژنتیک نقش مهمی در تشنج ایدیوپاتیک ایفا میکند، اما شاید سطح بالای سرب در مایع نخاع کودکان بیماران را مستعد تشنج مینماید. بنابراین راهکارهای کاهش سطح سرب در شهر تهران ضروری است.
سمیه زمانی، فاطمه فتوحی چاهوکی، زهرا نورمحمدی، سعیده صادقی نشاط، وحیده مظاهری، علی ترابی، بهرخ فرهمند،
دوره 73، شماره 7 - ( مهر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ویروس آنفلوآنزا یکی از عوامل مرگومیر بالا در جهان است. پژوهشگران به استفاده از آنتیژنهای حفاظتشده این ویروس (مانند زیرواحد کوچک مولکول گلیکوپروتیین هماگلوتینین) بهمنظور ساخت واکسن و پژوهشهای سرولوژیک توجه خاص دارند. این پژوهش با هدف تولید آنتیبادیهای پلیکلونال علیه HA2 با کارایی لازم اجرا شد. روش بررسی: این پژوهش از نوع علوم پایه (در زمینه تولید فرآورده) بود و از مهر 1392 تا خرداد 1393 در بخش آنفلوآنزا انستیتو پاستور تهران انجام شد. پروتیین نوترکیب HA2 بههمراه ادجوانت فروند از طریق عضلانی به خرگوش تزریق شد و کارایی سرم خرگوش بهوسیله تستهای نفوذ شعاعی (Radial immunodiffusion, RID) و وسترنبلاتینگ بررسی شد. یافتهها: در تست RID خط و هاله رسوبی مشاهده شد. همچنین نتایج وسترنبلاتینگ برای آنتیسرم HA2 مثبت بود. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آنتیبادی علیه پروتیین HA2 تولید و پاسخ ایمنی هومورال بهخوبی القا گردیده است.
آرین رحیمی، آرش آرشکیا، امیر میرزایی، حسن نوربازرگان، سیدعطااله سادات شاندیز، رقیه رحیمی، مهدی مهدوی،
دوره 73، شماره 9 - ( آذر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) یکی از شایعترین ویروسهایی است که در ایجاد سرطان دهانه رحم نقش دارد و پژوهشها نشان داده است که در بیشتر موارد سرطان دهانه رحم، پروتیینهای E6 و E7 ویروس پاپیلوما وجود دارد. هدف از مطالعه کنونی بهینهسازی بیان سازه پلیتوپیک حاوی ژنهای E6 و E7 ژنوتیپهای مختلف ویروس پاپیلومای انسانی بهعنوان کاندیدای واکسن بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از مهر 1392 تا شهریور 1393 در بخش ویروسشناسی انستیتوپاستور ایران انجام شد. ابتدا نواحی ایمنیزای پروتیینهای E6 و E7 در ژنوتیپهای مختلف پاپیلوما ویروس انسانی (HPV16, 18, 31, 45) بهصورت بیوانفورماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. سازه بیانی سنتتیک کدکننده پروتیینهای E6 و E7 در اشرشیاکلی ترانسفورم شده و سپس بیان پروتیین مربوطه انجام گرفت و بهمنظور بهینهسازی بیان پروتیین نوترکیب مورد نظر، دانسیته سلولی، مدت زمان انکوباسیون، دمای رشد، غلظتهای مختلف isopropyl-beta-D-thiogalactopyranoside (IPTG) و محیطهای کشت مختلف مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: پس از بهینهسازی بیان، بهترین بیان پروتیین نوترکیب مورد نظر در محیط کشتSuper Optimal Broth (SOB) (Merck, Germany) بهدست آمد. در این محیط کشت، بیشترین میزان بیان در 8/0(Optical density) OD600=، غلظت mM 1/0 از IPTG، زمان انکوباسیون یک ساعت در دمای °C 37 در میزان بیانی BL21 (A1) اشرشیاکلی بهدست آمد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که بیان پروتیینهای E6 و E7 ژنوتیپهای مختلف ویروس پاپیلومای انسانی قابل انجام بوده و در نهایت میتوان از آن بهعنوان یک کاندیدای واکسن علیه ویروس استفاده نمود.
نوراحمد لطیفی، نوید رضوانی، محمدجواد فاطمی، مجید نوریان، شیرین عراقی، توران باقری،
دوره 73، شماره 11 - ( بهمن 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بقای گرفت در محل آسیب از مشکلات بزرگ جراحیهای ترمیمی بهحساب میآید. هدف ما در این مطالعه بررسی اثرات درمانی پلاسمای غنی شده با پلاکت و فیبرین غنی شده با پلاکت بر بقای پیوند پوستی تمام ضخامت اتولوگ، در موشهای صحرایی نر بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در اردیبهشت ماه 1394 در آزمایشگاه حیوانات بیمارستان حضرت فاطمه (س) تهران انجام شد. 36 راس موش صحرایی نر نژاد اسپراگرداولی (محدوده وزنی gr 250-300) پس از بیهوشی به سه گروه تقسیم شده و پس از برداشتن پوست در گروه اول پلاسمای غنی شده با پلاکت، گروه دوم فیبرین غنی شده با پلاکت و گروه سوم نرمال سالین تزریق شد. 28 روز پس از جراحی، بررسی میکروسکوپی (میزان آنژیوژنز) و ماکروسکوپی (مساحت ناحیه نکروز) از نمونهها بهعمل آمد.
یافتهها: نتایج نشان دادند اختلاف معناداری در مساحت ناحیه نکروز بین گروه کنترل و گروه پلاسمای غنی شده با پلاکت وجود نداشت. درصد ناحیهی نکروز در حیوانات تحت درمان با فیبرین غنی شده با پلاکت بهطور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (0001/0P=) اختلاف معناداری در دانسیتهی عروقی بین گروه کنترل و گروه پلاسمای غنی شده با پلاکت وجود نداشت، در حالی که در حیوانات تحت درمان با فیبرین غنی شده با پلاکت دانسیتهی عروقی بهطور معناداری از گروه کنترل کمتر بود (002/0P=).
نتیجهگیری: استفاده از پلاسمای غنی شده با پلاکت اتولوگ میتواند بر تسریع التیام آسیب بافت نرم و افزایش بقای گرفت مؤثر باشد.
بابک شهباز، مهدی نوروزی، حمیده طباطبایی،
دوره 73، شماره 12 - ( اسفند 1394 )
چکیده
ویروسها از عوامل مهم بیماریهای حاد و مزمن در انسانها هستند. صرفنظر از کثرت ایجاد عفونت در جوامع، بیشتر انواع ویروسها پاتوژنهای مهم بیمارستانی هستند. عفونتهای وابسته به اقدامات بهداشتی یک منبع مهم در ابتلا و مرگ و میر بیماران میباشند. ضدعفونی یک راه اصلی در کاهش یا قطع انتقال ویروسها از راه سطوح محیطی، ابزار و دستها میباشد که بهترتیب با ضدعفونیکنندههای شیمیایی و آنتیسپتیکها انجام میپذیرد. در این مقاله مروری درباره عوامل شیمیایی با خواص ویروسیدی، مکانیسمهای عمل و کاربردشان در کنترل عفونتهای ویروسی وابسته به اقدامات بهداشتی بحث شده است. علاوه بر این نظر اجمالی در سلسله مراتب ویروسها در چالش با ضدعفونیکنندهها، عوامل موثر در غیرفعالسازی ویروسی بهعبارتی ویروسهای هدف، پایداری و مدت زمان بقا ویروسها در سطوح محیطی و دستها بحث شد. همچنین ضدعفونی سطوح، چالشها در غیرفعالسازی پاتوژنهای ویروسی نوپدید، مقاومتهای ویروسی به ضدعفونیکنندههای شیمیایی توضیح داده شد. سپس، خواص آنتیسپتیکها شرح داده شد و آنتیسپتیکهای منتخب با خواص ویروسیدی گسترده معرفی شدند، زیرا دستها یک نقش مهمی در گسترش بسیاری از بیماریهای ویروسی بازی میکنند و بهداشت مناسب و منظم دستها برای آلودگیهای اساسی است و میتواند زنجیره گسترش ویروسی را قطع نماید. در این مقاله روشهای اخیر آزمایشگاهی، روشهای استاندارد از چندین کشور و نوع ویروسها در این روشها برای ارزیابی فعالیت ویروسیدی را مقایسه کردیم. در پایان، بهتر است بدانیم: هر ضدعفونیکننده، ویروسید نیست مگر اینکه با روشهای آزمایشگاهی به تایید برسد.
سهیلا امینیمقدم، سارا نوروزی،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
نارسایی زودرس تخمدانها به ناکارامدی تخمدانها در سن کمتر از ٤٠ سال همراه با افزایش گنادوتروپینها در محدوده یائسگی گفته میشود، که علل زمینهای بسیاری دارد. سرطان و درمانهای آن یکی از علل ایاتروژنیک نارسایی زودرس تخمدان است. غیر از جراحی و خارج کردن تخمدانها که منجر به یائسگی فوری و دایمی میشود، رادیوتراپی کل بدن، رادیوتراپی گنادها و شیمیدرمانی با عوامل آلکیلهکننده از علل ثابتشده میباشند. در سالهای اخیر نرخ نجاتیافتگان از سرطان که بیشتر آنها به سرطانهای دوره کودکی یا دوره جوانی مبتلا بودند بهصورت چشمگیری افزایش پیدا کرده است. با وجود امکان بالای نجات یافتن و کیفیت بالای زندگی این زنان، بهنظر نمیرسد حفظ توان باروری در این گروه جزو مهمی از مسیر درمانشان محسوب شود. در چند سال اخیر راهکارهای حفظ و نگهداری توان بارداری در این گروه توسعه پیدا کرده است. با توجه به اینکه منبع فولیکولهای اولیه در تخمدانها ثابت است، هر گونه آسیبی به آنها بهصورت بالقوه میتواند این ذخیره را تقلیل و در ادامه سن موثر باروری فرد را کاهش و در نتیجه امید فرد برای بارداری را از بین ببرد. امکان فریز تخمک، جنین، بافت تخمدان از جمله این راهحلها میباشد، استفاده از آگونیستهای گنادوتروپین جهت سرکوب تخمدانها و یا تغییر محل تخمدانها به خارج از حوزه رادیوتراپی راهکارهای دیگری هستند. در این مقاله علل زمینهساز نارسایی زودرس تخمدان در اثر درمان سرطان و همچنین راههای پیشنهادی جهت حفظ توان باروری در این گروهها مورد بحث قرار گرفته است.
زهره سرابینژاد، داود نوری اینانلو، شهرام تیموریان،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اینفلیکسیماب (Infliximab) شکلی از آنتیبادیهای نوترکیب کایمریک میباشد که هدف مناسبی برای مهار فاکتور نکروز توموری آلفا در بیماریهای التهابی است. پژوهش کنونی با هدف ارزیابی بیان آنتیبادی منوکلونال اینفلیکسیماب در مقیاس نیمهصنعتی در سلول تخمدان هامستر چینی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه با هدف تولید نیمه صنعتی، از بهمن 1393 تا مرداد 1394 در مرکز رشد دانشگاه تهران انجام گردید. وکتور حاوی ژنهای اینفلیکسیماب، به باکتری E.coli انتقال و وجود ناقل پلاسمیدی حاوی ژن برروی ژل 2% آگارز بررسی شد پلاسمید جداسازی و توسط لیپوفکتامین 2000 (Invitrogen, Germany) به سلول تخمدان هامستر چینی ترانسفکت شد. سلولها توسط G-418، دو هفته تیمار و سلولهای ترانسفکت شده انتخاب شدند. میزان تولید اینفلیکسیماب در کلونهای انتخابی پس از 48 ساعت با کیت الایزا IgG، مورد سنجش قرار گرفت. کلون با بیان بالا کشت و محصول با ستون افینیتی پروتیین A خالص شد. جهت تایید خلوص، از روش Sodium dodecyl sulfate polyacrylamide gel electrophoresis (SDS-PAGE) و برای تعیین راندمان تخلیص، از تست الایزا استفاده شد.
یافتهها: بررسی ژل آگارز، وکتور حاوی ژن را تایید نمود. ارزیابی غلظت اینفلیکسیماب پس از ترانسفکشن با استفاده از تست الایزا IgG در nm 450، بیشترین و کمترین میزان بیان را بهترتیب ng/ml 23 و ng/ml 6 نشان داد. در مرحله تخلیص با ستون افینیتی پروتیین A، پیک مربوط به اینفلیکسیماب، در بازه زمانی 7/0 الی 8/0 دقیقه مشاهده و راندمان تخلیص، 70% محاسبه شد و وجود باندهای 25 و 50 کیلو دالتونی بر روی ژل پس از تخلیص حضور اینفلیکسیماب را تایید نمود.
نتیجهگیری: در پژوهش کنونی بیان اینفلیکسیماب در مقیاس نیمهصنعتی با استفاده از سیستم بطری غلطان با درصد بیان بالا و راندمان تخلیص حدود 70% انجام شد.
فرشید فرهان، سیروس عظیمی، مجید محمودی، محمدعلی محققی، فریده فرزانفر، اعظم نورمحمدی، ملیحه خالقیان، عباس جعفری، مهرانگیز قائممقامی، کوروس دیوسالار،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بر اساس گزارشات، افزایش فراوانی ناهنجاریهای کروموزومی در سلولهای خون محیطی، نشانهای از استعداد ژنتیکی افراد در ابتلا به سرطان میباشد. هدف از این مطالعه، بررسی فراوانی ضایعات کروموزومی لنفوسیتهای خون محیطی بیماران مبتلا به سرطان سر و گردن در مواجه با تابش اشعه رادیوتراپی در محیط آزمایشگاهی در مقایسه با گروه افراد سالم بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مورد-شاهدی، از اردیبهشتماه 1391 تا بهمنماه 1393، لنفوسیتهای خون محیطی 101 نفر از بیماران مبتلا به سرطان سر و گردن پیش از درمان رادیوتراپی و 40 نفر از افراد گروه کنترل سالم با عدم ابتلا به هیچگونه بیماری جسمی و روانی جمعآوری گردید. این افراد به درمانگاه رادیوتراپی انستیتو کانسر واقع در مجتمع بیمارستانی امامخمینی (ره) در تهران مراجعه نمودند. جهت بررسی ناهنجاریهای کروموزومی، دو آزمون سنجش حساسیت کروموزومی، G2 و میکرونوکلوئوس بهکار گرفته شد.
یافتهها: دو گروه مورد مطالعه از نظر شاخصهای دموگرافیک همگون بوده و اختلاف آماری معناداری نداشتند. نتایج این بررسی نشان داد که در هر دو آزمون سنجش حساسیت کروموزومی، G2 و میکرونوکلوئوس، میانگین ضایعات کروموزومی بیماران بیشتر از این میانگین در گروه افراد سالم است (001/0P= و 05/0P=). ارتباط معناداری بین فراوانی ضایعات کروموزومی در بیماران و واکنشهای بافتی زودرس و یا دیرهنگام در آنها مشاهده نشد.
نتیجهگیری: از یافتههای بهدست آمده میتوان نتیجه گرفت که حساسیت کروموزومی لنفوسیتهای بیماران مبتلا به سرطان سر و گردن نسبت به تابش اشعه گاما در محیط آزمایشگاهی از حساسیت کروموزومی به اشعه گاما در افراد سالم بیشتر است.
پریسا صفایی، رسول نورالسنا، کامران حیدری، پریا سلیمانی،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: دادهکاوی بهعنوان فرایند شناسایی و تجزیه و تحلیل مقدار زیادی داده بهمنظور یافتن رفتارها و قوانین معنادار است. دادهکاوی در بهداشت و درمان فرصتهای بیشماری را برای بررسی الگوهای پنهان از یک مجموعه داده فراهم میکند. این الگوها را میتوان توسط پزشکان برای تشخیص، پیشآگاهی و درمان بیماران استفاده کرد. هدف اصلی در این مطالعه استفاده از تکنیکهای دادهکاوی برای پیشبینی سطح فریتین سرم در زنان مبتلا به کمخونی و شناسایی متغیرهای اساسی در تشخیص این بیماری میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش کاربردی، تعداد 690 بیمار و 22 متغیر در جمعیت زنان مبتلا به بیماری کمخونی بررسی شدهاند. دادهها مربوط به بیمارانی بود که از اردیبهشت 1392 تا اردیبهشت 1393 به آزمایشگاه بیمارستانهای امام حسین (ع) و شهدای هفتمتیر مراجعه کردهاند. از تکنیک درخت تصمیم برای ساخت مدل استفاده شد.
یافتهها: دقت مدل دستهبند درخت تصمیم با تمام متغیرها 75% بود. ترکیبهای متفاوت از متغیرها جهت یافتن بهترین مدل برای پیشبینی بررسی شدند. با توجه به مدل بهینه درخت تصمیم بهدست آمده، متغیرهای RBC، MCH، MCHC، زخمهای معده-روده و سرطان معده-روده، بهعنوان مهمترین عوامل پیشبینیکننده شناخته شدند. نتایج نشان داد که اگر مقدار متغیرهای Mean corpuscular volume (MCV)، Mean corpuscular hemoglobin concentration (MCHC) و Mean corpuscular hemoglobin (MCH) نرمال و متغیر RBC کمتر از حد نرمال باشند، فرد با احتمال %90 به کمخونی فقر آهن مبتلا است.
نتیجهگیری: با توجه به سادگی و هزینه پایین آزمایش شمارش کامل خون، مدل درخت تصمیم بهمنظور تشخیص بیماری کمخونی فقر آهن ایجاد شد. همچنین در این پژوهش تاثیر عوامل جدیدی مانند جراحیها و بیماریهای مختلف در نظر گرفته شد. قوانین بهدستآمده از مدل درخت تصمیم میتواند فرایند تشخیص و درمان بیماران مبتلا به کمخونی فقر آهن را بهبود بخشد.
خدیجه دولتشاه، رسول نورالسنا، کامران حیدری، پریا سلیمانی، روحاله قاسمپور،
دوره 74، شماره 2 - ( اردیبهشت 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین اختلال خونی بهویژه در زنان، بیماری کمخونی است. کشف دانش از میان حجم انبوه دادهها از سوابق بیماران با استفاده از دادهکاوی میتواند منجر به بهبود کیفیت خدمات پزشکی شود. هدف این مطالعه خوشهبندی بیماران کمخونی با استفاده از الگوریتمهای دادهکاوی بهمنظور تحلیل و ارزیابی وضعیت بیماران است.
روش بررسی: در این پژوهش کاربردی، دادههای آزمایشگاهی و بالینی بیماران کمخونی در جمعیت زنان مورد مطالعه قرار گرفته است. دادههای مورد بررسی از اردیبهشت ۱۳۹۲ تا اردیبهشت ۱۳۹۳ از آزمایشگاه بیمارستانهای امام حسین (ع) و شهدای هفتم تیر شهر تهران با ۶۹۰ رکورد و ۱۵ مشخصهی آزمایشگاهی و بالینی از بیماران کمخونی جمعآوری شدهاست. برای کشف ساختارهای پنهان با استفاده از الگوریتم k-medoids بیماران خوشهبندی شدهاند. برای تعیین کیفیت خوشهبندی از شاخص سیلوئت استفاده شده است.
یافتهها: مشخصههای Red Blood Cell (RBC)، Mean corpuscular hemoglobin (MCH)، Ferritin، GI cancer، GI infection و GI surgery بر اسـاس فرآیند خوشهبندی بهعنوان مهمترین مشخصههای بیماران شناسایی شدهاند. بیماران کمخونی با توجه به مشخصههایشان در سه خوشه توزیع شدهاند. میانگین شاخص سیلوئت(Silhouette Coefficient) برای کیفیت خوشهبندی ۸۰% است. یعنی خوشهبندی دارای ساختار قوی میباشد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که خوشهبندی با کل مشخصهها نتایج مناسبی را ارایه نمیدهد. بنابراین هر بار با تعداد متفاوتی از مشخصهها خوشهبندی انجام شد. نتایج خوشهبندی وضعیت بیماران هر خوشه را مشابه و متمایز از سایر خوشهها نشان میدهد. خوشه اول شامل بیماران کمخونی فقر آهن خفیف، خوشه دوم شامل بیماران کمخونی فقر آهن شدید و خوشه سوم بیماران با دیگر علل کمخونی را دربرمیگیرد. تقسیمبندی بیماران کمخونی میتواند ابزار مفید و موثر برای تحلیل و بهبود فرآیند تصمیمگیری پزشکان در رابطه با درمان بیماران باشد.
امیر میرزایی، سید عطااله سادات شاندیز، حسن نوربازرگان، الهه علی عسگری،
دوره 74، شماره 3 - ( خرداد 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: گیاه بهلیمو (Aloysia citrodora) از نظر طب سنتی در ایران حایز اهمیت میباشد. هدف این مطالعه بررسی ترکیبات شیمیایی، اثرات آنتیاکسیدانی، ضد باکتریایی، سمیت سلولی و آپوپتوزی عصاره گیاه بهلیمو بر روی رده سلولی سرطان کولون میباشد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از فروردین تا شهریور 1394 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق انجام گرفت. ترکیبات شیمیایی عصاره گیاه بهلیمو با استفاده از روش Gas chromatography-mass spectrometry (GC-MS) آنالیز شد. اثرات آنتیاکسیدانی، ضد باکتریایی و سمیت سلولی عصاره بهترتیب از طریق روش DPPH، دیسک دیفیوژن و MTT تعیین شد. مولکول RNA استخراج شد و سپس cDNA ساخته شد. در نهایت، بیان ژنهای آپوپتوزی Bax و Bcl2 با روش Real-Time PCR ارزیابی شد و القای آپوپتوز توسط روش فلوسایتومتری مشخص شد.
یافتهها: آنالیز فیتوشیمیایی عصاره، تعداد 37 ترکیب را نشان داد که بیشترین میزان مربوط به Spathulenol (57/%17) و Caryophyllene oxide (15/%15) بود. همچنین، عصاره مورد مطالعه دارای mg/ml 03/0±6/0 IC50= خاصیت آنتیاکسیدانی بود. این عصاره بیشترین اثر را بر روی باکتری گرم منفی و کمترین اثر را بر روی گرم مثبت داشت. افزایش بیان ژن Bax وکاهش بیان Bcl2 بهترتیب بهمیزان 72/0±47/3 (05/0P<) و 35/0±43/0 (05/0P<) نشان دادند. همچنین، نتایج فلوسایتومتری میزان آپوپتوز 66/38 درصدی را نشان داد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که عصاره گیاه بهلیمو بهعنوان گیاهان بومی کشورمان پتانسیل آنتیاکسیدانتی، ضد باکتریایی و ضد سرطانی بالایی دارد و پیشنهاد میشود که مطالعات بیشتر در مورد اهمیت دارویی این گیاه انجام شود.
نسترن خسروی، نسرین خالصی، ثمیله نوربخش، مازیار تارخانی،
دوره 74، شماره 4 - ( تیر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای قارچی به خصوص کاندیدا یکی از علل مهم مرگ و میر نوزادان با وزن خیلی کم (کمتر از gr1500) بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان است. کاندیدا میتواند تهاجم بافتی دهد. این عفونت باعث افزایش ریسک عوارض عصبی تکاملی میشود. پیشگیری عفونتهای قارچی منجمله کاندیدا اهمیت زیادی دارد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر پروفیلاکسی فلوکونازول در نوزادان با وزن خیلی کم بود.
روش بررسی: این مطالعه آینده نگر مورد- شاهدی به روی 102 نوزاد با وزن خیلی کم (VLBW) و با کشت خون منفی، بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان بیمارستان علیاصغر (ع) از ابتدای 1391 تا ابتدای 1393 انجام شد. فلوکونازول (mg/kg 3) سه روز در هفته اول و دوم، یک روز در میان هفته سوم و چهارم، یک روز در هفتههای پنجم و ششم به گروه مورد با دریافت دارو (49 نفر) و نوزادان گروه کنترل (46 نفر) بدون دریافت دارو بودند. میزان مرگ و میر، طول مدت بستری مقایسه شد.
یافتهها: سن جنینی و وزن تولد بین دو گروه تفاوت آشکار نداشت (4/0P= و 2/0P=). میزان فوت در گروه کنترل چهار برابر گروه مورد (7/8% در مقابل 2%، 1/0P=) اما بدون تفاوت واضح بود. بهعلاوه، میانگین بستری نوزادان گروه کنترل طولانیتراز گروه مورد بود (93/9±41/28، 19/6±85/19 روز، 0001/0P=).
نتیجهگیری: اگرچه پروفیلاکسی با فلوکونازول تا حدی مرگ و میر نوزادان با وزن خیلی کم را کاهش داد، اما تاثیر واضحی نداشت (4/0P=) که میتواند ناشی از تعداد کم بیماران باشد. اما مصرف داروی پیشگیری، مدت بستری نوزادان VLBW را به طور آشکار کاهش داد (000/0P=).
لیلا حسینزاده انور، سید سعید حسینی اصل، محسن سقا،
دوره 74، شماره 5 - ( مرداد 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: تلومراز با افزودن توالی تکراری به انتهای ´3 کروموزوم نقش بسیار مهمی در حفظ طول تلومر دارد. از طرف دیگر، سلولهای بنیادی مزانشیمی بند ناف انسانی (hUC-MSCs) قابلیت تمایز به بیشتر ردههای سلولی مانند سلولهای عصبی و قلبی را داشته و دچار تغییرات بیولوژیکی در کشت طولانیمدت میشوند. از این رو انتخاب پاساژ سلولی مناسب میتواند در بررسیهای تکثیر و تمایز سلولی بسیار مهم باشد. هدف از پژوهش کنونی بررسی ارتباط بین فعالیت آنزیم تلومراز در پاساژهای مختلف کشت hUC-MSCs بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از فروردین 1393 تا آذر 1393 در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل بر روی نمونههای بندناف نوزادان تازه متولد شده در بیمارستان علوی اردبیل انجام شد. قطعات کوچکی از بندناف در محیط کشت DMEM حاوی 20% سرم جنین گاو کشت داده شدند. سپس، hUC-MSC حاصل از پاساژهای یک تا سه برای بررسی زمان دو برابر شدن جمعیت سلولی (PDT) و استخراج پروتیین بهروش CHAPS انتخاب شدند. در نهایت، فعالیت آنزیم تلومرازی آنها در پاساژهای مختلف با استفاده از روشهای Telomeric repeat amplification protocol (TRAP) و qRT-TRAP assay بررسی شد.
یافتهها: PDT در پاساژهای یک تا سه بهترتیب 92/1±68/54، 71/1±03/55 و 54/2±41/69 بود. میانگین فعالیت تلومرازی نیز بهترتیب 51/0±58/30، 74/0±24/27 و 75/0±13/32 برآورد شد که افزایش معناداری را در پاساژ دوم نشان داد (021/0P=).
نتیجهگیری: با رسم منحنی رشد، تعیین PDT و سنجش فعالیت تلومرازی سلولهای بنیادی مزانشیمی بند ناف انسانی مشخص شد که کشت طولانیمدت میتواند بر فرایند تکثیر سلولی و فعالیت تلومرازی تاثیر بگذارد.