25 نتیجه برای نیکخو
سیدمحمدرضا شکراللهی، حسین حیدری، سجاد رضوان، اکرم براتی، محمدحسن نیکخواه،
دوره 76، شماره 3 - ( خرداد 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: راش یک شکایت شایع در اطفال است، علل زیادی داشته و تشخیص افتراقی آن بسیار وسیع است. بنابراین برای ارایه مداخله طبی فوری و مناسب تشخیص بالینی سریع لازم میباشد. هدف از مطالعه بررسی علل ایجادکننده راشهای پوستی در کودکان بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی تمامی بیماران بستری بهعلت بثورات پوستی در بیمارستان حضرت معصومه (س) قم از فروردین ۱۳۸۹ تا اسفند ۱۳۹۳ انجام شد. در این پژوهش، دادههای مربوط به ۳۱۷ بیمار که با تشخیص اولیهی راش بستری شده بودند از پروندهی بیماران گردآوری شد.
یافتهها: شایعترین علل ایجادکنندهی راشهای پوستی در کودکان مورد مطالعه، ویروسها با ۴۰/۶۹% (۱۲۹ مورد) پس از آن بهترتیب علل آلرژیک ۲۱/۷۷% (۶۹ مورد) و علل دارویی ۲۰/۵۰% (۶۵ مورد) بودند. براساس نوع راش و محل درگیری، شایعترین نوع راش با ۴۲% ماکولوپاپولار و ۳۱/۹% از نوع کهیر و بیشترین محل درگیری ۸۴% بهصورت جنرالیزه بود. از نظر سابقهی مصرف دارو، در این مطالعه ۳۵/۶% سابقهی مصرف آنتیبیوتیک را پیش از بستری داشتند و ۱۴/۵% نیز سابقهی مصرف داروهای ضد صرع را داشتند. اختلاف معناداری از نظر ارتباط بین فصل و عامل راش مشاهده گردید (۰/۰۱P<) همچنین اختلاف معناداری از نظر ارتباط بین سن و عامل راش وجود داشت (۰/۰۰۴P=).
نتیجهگیری: براساس پژوهش کنونی، بیشترین عوامل مربوط به ویروسها، سپس عوامل آلرژیک و دارویی بودند و شایعترین نوع راش ماکولوپاپولار بود.
مهرناز نیکخواه بداغی، ایرج ملکی، شهرام آگاه، آزیتا حکمتدوست،
دوره 76، شماره 11 - ( بهمن 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: التهاب مزمن و استرس اکسیداتیو دو عامل تعیینکننده شروع و شدت بیماری کولیت اولسروز (Ulcerative colitis) میباشند. پژوهش کنونی با هدف بررسی اثر زنجبیل بهعنوان یک ماده خوراکی ضد التهاب و آنتیاکسیدان بر کیفیت زندگی، فعالیت بیماری و نیز سطح سرمی برخی از فاکتورهای التهابی و استرس اکسیداتیو بیماران کولیت اولسروز خفیف تا متوسط فعال صورت گرفت.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور کنترلشده با دارونما بوده که در کلینیک تغذیه و رژیم درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در بازه زمانی آبان ۱۳۹۶ تا تیر۱۳۹۷ به انجام رسید. ۴۶ بیمار مبتلا به کولیت اولسروز خفیف تا متوسط فعال روزانه چهار عدد کپسول حاوی mg ۵۰۰ پودر ریشه خشکشده زنجبیل یا دارونمای مشابه را بهمدت شش هفته همراه با وعدههای غذایی مصرف کردند. فعالیت بالینی بیماری، کیفیت زندگی افراد با استفاده از پرسشنامههای دقیق و معتبر و نیز سطح سرمی فاکتورهای Total antioxidant capacity (TAC)، Malondialdehyde (MDA)، Tumor necrosis factor-α (TNF-α)، High-sensitivity C-reactive protein (hs-CRP) و Nuclear factor kappa B (NF-κB) پیش و پس از مداخله مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: مصرف زنجبیل سطح فاکتور MDA سرم را در گروه آزمون نسبت به گروه دارونما کاهش داد (۰/۰۴P=). افزونبراین فاکتور TNF-α و فعالیت بیماری در گروه مصرفکننده زنجبیل پس از شش هفته مداخله نسبت به ابتدای مطالعه کاهش یافت درحالیکه افزایش امتیاز کیفیت زندگی در این گروه نسبت به ابتدای مطالعه از نظر آماری معنادار نبود (۰/۰۵P>).
نتیجهگیری: مصرف g ۲ پودر ریشه خشکشده زنجبیل بهمدت شش هفته موجب کاهش استرس اکسیداتیو در بیماران مبتلا به کولیت اولسروز خفیف تا متوسط فعال میشود.
پدرام عطایی، رضوان یحییپور، بهرام نیکخو، نادیا شکیبا، ابراهیم قادری، رسول نصیری، کامبیز افتخاری،
دوره 77، شماره 6 - ( شهریور 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری سلیاک التهاب مزمن روده باریک است که در اثر ازدیاد حساسیت دایمی به پروتیین گلوتن ایجاد میشود. این پروتیین در گندم، جو و چاودار وجود دارد که در افرادی که human leukocyte antigen (HLA)های خاص (HLADQ2 و یا HLADQ8) دارند ممکن است پاسخ ایمونولوژیک نسبت به این پروتیین سبب بروز علایم بالینی گردد. بسیاری از مطالعات افزایش شیوع بیماری سلیاک را در مبتلایان به دیابت تیپ یک گزارش کردهاند. از اینرو هدف از این مطالعه بررسی و تعیین میزان شیوع بیماری سلیاک در بیماران دیابتی تیپ یک زیر ۱۸ سال بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، توصیفی- تحلیلی، بر روی ۴۰ کودک مبتلا به دیابت نوع یک دارای پرونده در انجمن دیابت سنندج (دانشگاه علوم پزشکی کردستان)، از مهر ۱۳۹۱ تا شهریور ۱۳۹۲ انجام شد. پس از دریافت رضایت از والدین، دادههای دموگرافیک، شامل جنس، سن، سابقه خانوادگی دیابت، مدت بیماری، علایم بیماری سلیاک، در پرسشنامه ثبت گردید. جهت غربالگری سطح سرمی آنتیبادی ترانس گلوتامیناز بافتی از نوع ایمونوگلوبولین A و سطح توتال سرمی این ایمونوگلوبولین با استفاده از روش Enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA)، میزان ml ۵ نمونه خون وریدی در آزمایشگاه دریافت شد. موارد سرولوژی مثبت، تحت آندوسکوپی و نمونهبرداری از روده باریک قرار گرفتند و از نظر بافتشناسی ارزیابی شدند.
یافتهها: ۱۹ پسر (۴۷/۵%) و ۲۱ دختر (۵۲/۵%) با میانگین سنی ۴/۰۵±۱۰/۵۳، شرکت داشتند. شیوع بیماری سلیاک در این افراد ۷/۵% بهدست آمد. بین علایم گوارشی و سلیاک در افراد مورد مطالعه رابطه آماری معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر شیوع بیماری سلیاک در بیماران دیابت تیپ ۱، ۷/۵% بود که نسبت به جمعیت معمولی بیشتر میباشد.
امیرحسین فرجی، مهدی نیکخواه، معصومه پولادی، فرهاد زمانی، سید وحید محمودی، خاطره یعقوبزاده گتابی،
دوره 79، شماره 8 - ( آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کلانژیوکارسینوم، سرطان اپیتلیوم مجاری صفراوی است که از مجاری صفراوی داخل یا خارج کبدی منشاء میگیرد. با توجه به اهمیت ارزیابی عوامل خطر موثر در بروز کلانژیوکارسینوم و اهمیت توجه به آنها جهت کاهش مواجهه با این عوامل، این مطالعه با هدف ارزیابی عوامل خطر ابتلا به کلانژیوکارسینوم در افراد مبتلا به این بیماری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی-توصیفی بوده و بر روی 276 بیمار مبتلا به کلانژیوکارسینوم مراجعهکننده به بیمارستان فیروزگر تهران از فروردین تا اسفند سال 1399 انجام شده است. سپس این اطلاعات بهصورت توصیفی مورد ارزیابی قرار گرفتند و در انتها به میزان مواجهه با هر یک از عوامل خطر بروز کلانژیوکارسینوم در جمعیت مورد بررسی، پرداخته شده است.
یافتهها: میانگین سنی بیماران، 07/13±97/65 سال میباشد که 6/65% از آنها را مردان و 4/34% را زنان تشکیل دادهاند. از بین عوامل خطر مورد بررسی، متغیرهایی همچون استعمال سیگار و تریاک، فشارخون بالا، سابقه سنگ کیسه صفرا، سابقه سایر سرطانها در خانواده، سابقه کولهسیستکتومی و دیابت بیشترین فراوانی را داشتهاند. همچنین استعمال هرویین، IBD، پولیپ کیسه صفرا، پانکراتیت و مصرف شیره و الکل کمترین میزان فراوانی را در افراد مورد بررسی در این مطالعه داشتهاند. سابقه هپاتیت ویروسی و PSC در هیچ کدام از بیمارن مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که از بین عوامل خطر بررسی شده، مصرف سیگار و فشارخون بالا بیشترین فراوانی و سابقه هپاتیت ویروسی و PSC کمترین میزان فراوانی را در بین افراد مورد بررسی داشتند.
کسری مردانی، فرهاد نیکخواهی، فاطمه فردصانعی،
دوره 81، شماره 9 - ( آذر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سالمونلا انتریکا زیر گونه انتریکا سرووار انتریتیدیس، یکی از مهمترین عوامل بیماریهای منتقله از غذا است که در اثر مصرف فراوردههای غذایی آلوده با منشا حیوانی بهوجود میآید. گاستروانتریت سالمونلایی یک عفونت خود محدود شونده است که بدوننیاز به درمان آنتیبیوتیکی بهبود مییابد. اما بیماری میتواند به بیماریهای سیستمیک تبدیل شود و این افراد نیاز به درمان دارند. هدف از مطالعه ما بررسی الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی و ژنهای مقاومت به فلوکوئینولونها میباشد.
روش بررسی: در طی این مطالعه در یک مطالعه مقطعی-توصیفی در فاصله زمانی شهریور 1401 تا شهریور1402، 44 جدایه سالمونلا انتریتیدیس از منابع انسانی موردبررسی قرار گرفت. پس از تایید ایزولهها با استفاده از روشهای استاندارد میکروبیولوژی ومولکولی، الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی جدایهها و فراوانی ژنهای مقاومت تعیین شد.
یافتهها: در این مطالعه از 44 جدایه سالمونلا انتریتیدیس موردمطالعه، 100% سویهها به ایمیپنم ومروپنم حساس بودند و حساسیت به آنتیبیوتیکهای سفتریاکسون، سفتازیدیم و سفوتاکسیم به ترتیب2/93%، 9/90%، 1/94% بودند. 8/81% جدایهها به کوتریماکسازول حساس بودند، حساسیت به آمپیسیلین 1/84% بود. تنها 1/9% جدایهها به سیپروفلوکساسین حساس بودند. در بین سویههای مقاوم به سیپروفلوکساسین به روش فنوتیپی هیچ کدام از ژنهای و qnrS, qnrA, qnrB مشاهده نگردید. تمام سویههای مقاوم به نالیدیکسیک اسید دارای ژن gyrA بودند.
نتیجهگیری: در این مطالعه نشان داده شد، مقاومت به خانواده فلورکوئینولونها در بین ایزولههای سالمونلا انتریتیدیس در حال افزایش میباشد. از طرفی شاهد کاهش حساسیت و بروز سویههای مقاوم به سفالوسپورینهای وسیعالطیف در بین سرووار انتریتیدیس هستیم، که داروی انتخابی عفونتهای خارج رودهای میباشد.