155 نتیجه برای Cell
امید پژند، مازیار ضییائیان، اسدالله موسوی، زویا هژبری، بهرام کاظمی، عباس بهادر، محمد حمیدیان، اشرف السادات موسوی، فرهاد بنکدار هاشمی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
نقش GVHD (Graft Versus Host Disease) حاد در بروز افزایشیافته فعال شدن عفونت HCMV (Human CytoMegaloVirus) نشان داده شده است. در این مطالعه، روش ساده، سریع و کم هزینه PCR نیمهکمّی در اندازهگیری بارژنومی HCMV در سلولهای لکوسیت (PBL) و نمونه پلاسمای بیماران گیرنده پیوند " سلولهای بنیادی خون ساز" بر اساس درجه GVHD بیماران بررسی گردیده است.
روش بررسی: وجود DNA سایتومگالوویروس در 201 نمونه لکوسیت خون محیطی (PBL) و 201 نمونه پلاسما جمع آوری شده از 26 بیمار گیرنده " سلولهای خون ساز" (HCT) مورد بررسی قرار گرفت. باندهای بدست آمده از PCR 10 تا 106 ملکول در میکرولیتر از "پلاسمید کلون شده" و همچنین نمونههای بالینی، با نرم افزار Lab Works تعیین دانسیته گردید و با نتایج مربوط به پلاسمید منحنی استاندارد رسم گردیده و. با نتایج آزمون آنتی ژنمیای هر بیمار نیز مقایسه شد.
یافتهها: دامنه بار ویروسی در نمونههای PBL و پلاسما، از کمتر از 100 تا 104×3/1 اندازهگیری شد. همچنین هفت بیمار (26%)، 14 دوره مثبت شدن آنتی ژنمیا را بروز دادند که بیشترین میزان بار ویروسی (آنتی ژنمیا و ژنوم ویروسی) در بیماران مبتلا به GVHD حاد مشاهده شد. ارتباط معناداری بین میزان بار ویروسی در PBL و پلاسما (005/0P<)، و آنتی ژنمیا (91/0 r:و 0001/0P<) شناسایی شد. بوسیله آنالیز Receiver Operating Characteristic (ROC) تعداد 2200 نسخه ویروسی در هر میکروگرم DNA در نمونههای PBL به عنوان ارزش آستانه (Threshold value) جهت شروع درمان با گان سیکلویر تعیین گردید.
نتیجهگیری: GVHD grade II-IV به عنوان عامل مساعدکننده فعال شدن عفونت HCMV و بروز بیماری ناشی از آن مطرح میباشد به همین دلیل استفاده از تستهای حساستری چون PCR کمّی برای اثبات عفونت فعال که منجر به بیماری HCMV میگردد توصیه میشود.
شهلا انصاری، پروانه وثوق، علی تبرکی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
ژرم سل تومور تقریبا˝ 3% تمام بدخیمیهای کودکان را تشکیل میدهد. در حدود 20% بیماران مبتلا هنوز به درمان مقاوم هستند.
روش بررسی: این مطالعه به روش cross-sectional بر روی 57 بیمار مبتلا به ژرم سل تومور در بیمارستان حضرت علیاصغر در سالهای 1383-1369 انجام گرفت. هدف از این مطالعه بدست آوردن اطلاعات مربوط به نوع پاتولوژی و نوع درمان بیماران بود. اطلاعات بدست آمده بهوسیله نرم افزار Spss ویراست دهم تجزیه و تحلیل شد، پرسشنامهای از نظر سن، شیوع بیماری، نوع پاتولوژی، علائم بیماری و عوارض و پاسخ به درمان و موارد بهبود کامل جمعآوری شد.
یافتهها: از تعداد 57 بیمار 27 نفر دختر (46%) و 30 نفر پسر (54%) بودند. متوسط سن بیماران 1/0±9/4 سال (حداکثر 14 سال و حداقل یک ماه) بود. محل اولیه تومور در 33 نفر (8/57%) در ناحیه ساکروکوکسیژال و در 24 نفر (9/39%) در گونادها (بیضه و تخمدان) بود. یولک ساک تومور در 35 نفر (4/61%)، دیس ژرمینوما هفت نفر (2/12%)، تراتومای بدخیم هشت نفر (14%) و آمبریونال سارکوما در شش نفر (5/10%) گزارش گردید. علائم بالینی شامل توده ناحیه باسن، 18 نفر (5/31%)، توده شکمی، ده نفر (5/17%) و دردهای شکمی، شش نفر (5/10%) بود. بیماران با رژیم درمانی (Cisplatin, Vinblastin, Bleomycin) CVB درمان شدند، متوسط مدت پیگیری بیماران 4/48 ماه بود (بیشترین 84 ماه و کمترین 12ماه). 17 (5/31%) بیمار بهبود کامل یافتند. 40 نفر (70%) از بیماران عود داشتند که از 9 نفر (7/15%) آنها اطلاعی در دست نبوده و 30 بیمار (6/52%) در قید حیات نیستند. بقاء پنج ساله این بیماران 62% بود.
نتیجهگیری: محل تومور اولیه اکستراگونادال بخصوص ساکروکوکسیژال، سطح AFP بیش ازng/dl 10، سن شش ماه به بالا و متاستاز پیشآگهی بدتری دارند.
منصور جمالی زواره ای، محمد رضا جراحی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: آپلازی ژرم سل از مهمترین علل اختلال اولیه اسپرماتوژنز در بیضه و آزوسپرمی می باشد.
در این بیماری لوله های سمینیفر تنها از لول ههای سرتولی تشکیل شده اند. گاهی علاوه بر سلول های
سرتولی ب هصورت فوکال در برخی از لول هها نواحی با فعالیت تولید اسپرم مشاهده می گردد.
روش بررسی: مطالعه ما به صورت گذشته نگر بر روی مردان نابارور مراجعه کننده به مرکز جهاد دانشگاهی
1381 که دارای حداقل دو بیوپسی از یک بیضه بوده و تشخیص آپلازی ژرم سل - ایران در سالهای 82
برای آنها داده شده بود، صورت گرفت.
یافته ها: مقایسه محل های بیوپسی از یک بیضه از مجموع 320 مورد مطالعه شده نشان داد که در 37 مورد
%11/6 ) در حالی که در یک محل فقط سلول سرتولی وجود داشت با انجام بیوپسی چند کانونی در محل )
دیگر سلول ژرم مشاهد ه گردید و به طور کلی با در نظر گرفتن مواردی هم که در هر دو محل در کنار
15 %، انجام بیوپسی های چند گانه باعث بدست / لوله های فقط سرتولی، سلول ژرم دیده م ی شد جمعاً در 3
آوردن کانونی با فعالیت اسپرماتوژنز یا بلوغ بهتر سلو ل های ژرم و رتبه بالاتر که برای اورولوژیس ت
ارزشمند است، گردیده است.
"Intracytoplasmic Sperm Injection"
نتیجه گیری: اکنون که در درمان های جدید به کمک میکرواینجکشن
با یک عدد اسپرماتوزوئید و حتی اسپرماتید (پس از بازیافت) موفق به بارور کردن زوج نازا می گردند،
نمونه برداری ب هصورت چند کانونی به جای ت ککانونی به عنوان روش ارجح جهت تعیین وجود مناطقی با
فعالیت تولید اسپرم در بیماران آزواسپرمی قویاً توصیه م یگردد.
نجمه حمید،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده
عوامل فشارزای ناشی از شغل پر مسئولیت مدیریت به تدریج بر سیستم ایمنی بدن تأثیر منفی بجا گذاشته و در طولانی مدت، آن را ضعیف میسازد. مسلماً شناسائی منابع مقاومت در برابر استرس تأثیر مثبتی بر بهداشت روانی- جسمانی و طول عمر انسان دارد. مطالعات بالینی متعدد نشان داده است که ویژگی شخصیتی سر سختی و حمایت اجتماعی اثرات منفی استرس بر بدن را کاهش میدهند. در مورد رابطه میان ویژگی شخصیتی سرسختی و ابعاد مختلف آن (مبارزهجویی، تعهد و کنترل) و حمایت اجتماعی به عنوان مهمترین منابع مقاومت در برابر استرس، بررسی قابل ملاحظهای در جامعه انجام نشده است، لذا ضرورت انجام این مطالعه احساس شده است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت پس رویدادی بوده است، با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای، تعداد 340 نفر مدیر زن و مرد شاغل در دبیرستانهای استان خوزستان در سال 83-82 برگزیده شدند. پس از توزیع پرسشنامههای سرسختی و حمایت اجتماعی، به طور تصادفی چهـار گـروه 35 نفـری که شامل سرسختی بالا / حمایت اجتماعی بالا، سرسختی بالا/ حمایت اجتماعی پایین، سرسختی پایین/ حمایت اجتماعی بالا، سرسختی پایین/ حمایت اجتماعی پایین انتخاب شدند. به منظور ارزیابی سیستم ایمنی، نمونهبرداری خونی از این افراد انجام شد. یافتههای حاصل با استفاده از نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل آشکار ساخت که سرسختی با متغیرهای CD4، نسبت ، سلول کشنده طبیعی یا NK (CD16 و CD56)، CH50، IgM و نوتروفیل دارای رابطه مثبت و معنیدار است. همچنین سرسختی با متغیرهای CD8، کورتیزول و ائوزینوفیل دارای رابطه منفی و معنیدار است. از سوی دیگر، حمایت اجتماعی با متغیرهای CD4، نسبت ، CD56، CH50، IgM، C3 و نوتروفیل دارای رابطه مثبت و معنیدار است اما با متغیرهای CD8، کورتیزول و ائوزینوفیل دارای رابطه منفی و معنیدار میباشد.
نتیجهگیری: به طور کلی ویژگی شخصیتی سرسختی و حمایت اجتماعی دارای اثر تعدیل کنندهای بر متغیرهای ایمنی CD4، CD8، نسبت ، کورتیزول و IgM میباشند.
فاطمه فرهمند، غلامرضا خاتمی، ولیالله محرابی، فاطمه محجوب، مینا ایزدیار، مهرزاد مهدیزاده،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
در این مطالعه فراوانی، هیستوپاتولوژی و پیشآگهی تومورهای بدخیم اولیه کبد در کودکان بررسی میشود.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی و گذشتهنگر با جمعآوری اطلاعات کلینیکی، رادیولوژی و پاتولوژیک با تمرکز بیشتر روی فراوانی، اتیولوژی و پیشآگهی بوده است.
یافتهها: طی مدت ده سال (1384ـ 1375)، 30 کودک که با احتمال تومور کبد به مرکز طبی کودکان معرفی شده بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. سن بیماران از سه ماه تا 12 سال و میانگین سنی آنها 8/3 سال بود.
18 بیمار (60%) مذکر و 12 بیمار (40%) مونث بودند. از کل 30 بیمار، 17 بیمار (66/55%) هپاتوبلاستوم داشتند که از این تعداد، 13 بیمار مذکر و چهار بیمار مونث و در سنین شش ماه تا پنج سال بودند. چهار بیمار (33/13%) مبتلا به نروبلاستوما بودند. سه بیمار (10%) هپاتوسل کارسینوم (HCC) داشتند که هر سه نفر HbsAg+ بودند. دو بیمار (66/6%) هامارتوم مزانشیمال، دو بیمار (66/6%) همانژیوما و دو بیمار (66/6%) رابدومیوسارکوم و لیومیوسارکوم سلولهای جدار مجرای صفراوی داشتند. بزرگی شکم و هپاتومگالی در 100% بیماران وجود داشت. زردی پوست و مخاط در دو مورد وجود داشت. آلفا- فیتوپروتئین سرم بیش از ng/ml 500 در 17 مورد (66/56 %) بود. تمام بیماران تحت درمانهای اختصاصی قرار گرفتند. طول عمر سه ساله در مورد هپاتوبلاستوم 65% و برای HCC 2% بود.
نتیجهگیری: از پروتکلهای درمانی خاص موجب بهبود 80% طول عمر شده و شیمی درمانی قبل از جراحی موجب برداشتن کامل تومور میشود.
نادره بهتاش، فرهاد فخرجهانی، علیرضا خفاف، الهام غیوری آذر،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
همراهی پاپ اسمیر (AGC) Atypical Glandular Cell با یافتههای جدی پاتولوژیک، به میزان 50-30% میباشد. هدف این مطالعه بررسی و ارتباط پاپ اسمیر (AGC) و یافتههای مهم پاتولوژیک پس از انجام اقدامات تشخیصی میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه آیندهنگر طی سالهای 84-1381، از میان 26893 پاپ اسمیر 122 مورد (45/0%) پاپ اسمیر AGC ارجاعی به کلینیک کولپوسکوپی، اقدامات تشخیصی کولپوسکوپی و بیوپسی، کورتاژ اندوسرویکس، نمونهبرداری آندومتر و نهایتا˝ کونیزاسیون سرویکس انجام شد. در بررسی نمونههای ارسالی به یک پاتولوژیست، هر نوع ضایعه نئوپلازیک (مساوی یا بالاتر از CIN I) "با اهمیت" (significant) تلقی شد.
یافتهها: از میان 122 پاپ اسمیر AGC تعداد 41 بیمار، انجام بررسیهای تشخیصی را پذیرفته و در مطالعه وارد شدند. میانگین سنی خانمها 48/11±92/46 سال (80-23 سال) بود. شیوع یافتههای پاتولوژیک مهم 41/13(7/31%) بود که شامل چهار مورد (7/9%)High Grade Squamous Intraepithelial Lesion (HSIL) سه مورد (3/7%) Low grade SIL (LSIL)، دو مورد (8/4%) هیپرپلازی اندومتر، یک مورد (4/2%) آدنو کارسینوم اندومتر، یک مورد (4/2%) آدنوکارسینوم سرویکس، یک مورد (4/2%) کارسینوم سلول سنگفرشی سرویکس و یک مورد (4/2%) تومور پاپیلری سروز تخمدان بود. تفاوت معنیداری بین ضایعات گلاندولار و اسکواموس در زنان یائسه و غیر یائسه یافت نشد.
نتیجهگیری: پاپ اسمیر AGC در یک سوم موارد با یافتههای"مهم" پاتولوژیک همراه است. لذا انجام اقدامات تشخیصی کولپوسکوپی، کورتاژ اندوسرویکس و بیوپسی آندومتر ضروری بهنظر میرسد
عاطفه کلامزاده، عبدالحسین کیهانی، جمشید حاجتی، مهدی نورایی، افشینه لطیفینیا، فریده ذاکری، نعمتالله خوانساری،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده
با توجه به گسترش روز افزون کاربرد رادیوایزوتوپها و پرتوهای یونیزان در بخشهای رادیولوژی و پزشکی هستهای بیمارستانها، امکان افزایش تولید رادیکالهای آزاد در بدن کارکنان این بخشها بعید بهنظر نمیرسد. با توجه بهاینکه افزایش رادیکالهای آزاد سبب تضعیف سیستم ایمنی میشود، تصمیم گرفته شد سطح آنتیاکسیدان تام پلاسما و عملکرد سیستم ایمنی افراد شاغل در این مراکز مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: در این مطالعه میزان قدرت آنتیاکسیدان تام پلاسما و عملکردهای سلولهای سیستم ایمنی شامل پاسخ تکثیری لنفوسیتها، حرکت هدفدار نوتروفیلها، شدت انفجار تنفسی نوتروفیلها و سطح اینترلوکینهای 2 و 4 مورد بررسی قرار گرفتند. افراد مورد بررسی 61 نفر (زن و مرد) پرسنل رادیولوژی و پزشکی هستهای بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران بین سنین 50-25 سال بودند که بهعنوان گروه مورد مطالعه و 40 نفر (زن و مرد) از مراجعهکنندگان درمانگاهها و اورژانس بودند که بهعنوان گروه شاهد انتخاب شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطح آنتیاکسیدان تام پلاسما و سطح 2IL - در گروه مورد مطالعه نسبت به گروه شاهد کاهش معنیداری داشت. شدت انفجار تنفسی و حرکت هدفدار نوتروفیلها و سطح 4IL - و پاسخ تکثیری لنفوسیتها کاهش مختصری داشت که از نظر آماری معنیدار نبود ولی کاهش میزان آنتیاکسیدان تام پلاسمای افراد مورد مطالعه قابل توجه بود.
نتیجهگیری: مواجهه مزمن با پرتوهای یونیزان و با دوز کم تاثیری بر روی حرکت هدفدار نوتروفیلها و شدت انفجار تنفسی ندارد ولی میتواند روی عملکرد لنفوسیتها بهخصوص در ترشح سایتوکاینهایی مانند اینتر لوکین 2 نقش موثری داشته باشد.
فریبا یارندی، نرگس ایزدی مود، زهرا افتخار، رضا نیاکان، صفورا تجزیهچی،
دوره 65، شماره 14 - ( 12-1386 )
چکیده
مطالعات اپیدمیولوژیک در بسیاری از کشورها ارتباط قوی را بین ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) و کانسر سرویکس نشان دادهاند که غیروابسته به سایر عوامل خطرساز دیگر میباشد. هدف از انجام این مطالعه تعیین فراوانی آلودگی با تیپهای HPV در زنان مراجعهکننده مبتلا به کانسر سلول سنگفرشی (SCC) و نئوپلازی داخل اپیتلیالی سرویکس با گرید بالا (CINII و CIN III) در بیمارستان میرزا کوچکخان بود.
روش بررسی: 100 زن مبتلا به SCC و CINII و CINIII تایید شده توسط پاتولوژی مراجعهکننده بیمارستان میرزا کوچکخان در سالهای 83-1378 به یک مطالعه مقطعی وارد شدند. نمونههای گرفته شده از آنها جهت استخراج DNA به روش واکنش پلیمراز زنجیرهای و سپس تایپینگ HPV مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: استخراج DNA در 77 نمونه امکانپذیر بود کهDNA ویروس پاپیلومای انسانی از 47 نمونه (از 77 مورد) جدا شد. آلودگی با HPV در بین مبتلایان به SCC در 32 نمونه (5/86%) و در گروه CINII و CINIII در 15 نمونه (5/37%) دیده شد. شایعترین تیپها به ترتیب 16 و 18(38/59%) و بعد 33(38/34%) در گروه SCC و در گروه CINII و CINIII 16(33/53%) و 18(40%) بودند. در هر دو گروه شایعترین عفونت همزمان با دو تیپ 16 و 18 به ترتیب در 62/40% و 7/26% موارد دیده شد.
نتیجهگیری: شایعترین تیپهای HPV بهدست آمده از بیماران مبتلا به SCC و CINIIو CINIII تیپهای 16 و 18 بودند که مشابه الگوی آلودگی در بسیاری از کشورها میباشد.
مصطفی میرشمس شهشهانی، کاترین کیاوش،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
جوونایل گزانتوگرانولوما نوعی هیستیوسیتوز خوشخیم سلولهای دندروسیتی پوستی و نرمولیپمیک است که اغلب بچههای کوچک را گرفتار میکند. این بیماری از نظر بالینی بهصورت یک یا چند ضایعه پاپولوندولر زرد- قهوهای در قسمت فوقانی بدن بهخصوص سر و گردن تظاهر مییابد. گزانتوگرانولوما در بالغین کمتر دیده میشود و اغلب بهصورت ضایعات منفرد تظاهر میکند. گزانتوگرانولومای متعدد در بالغین نادر است. در این مقاله یک بیمار بالغ با گزانتوگرانولومای متعدد را گزارش میکنیم. معرفی بیمار: بیمار زنی 45 ساله بود که بهعلت وجود ضایعاتی پاپولوندولار در زیر چشم، سینه و پشت مراجعه نموده بود. در بیوپسی از ضایعه ارتشاح سلولی در درم بههمراه سلولهای ژآنت با قرارگیری wreath-like هستهها (Touton giant cell) بهوضوح مشهود بود و تشخیص گزانتوگرانولومای جوانان (جوونایل گزانتوگرانولوما) داده شد. نتیجهگیری: جوونایل گزانتوگرانولوما اغلب در کودکی دیده میشود اما شروع این بیماری بهندرت در دوران بزرگسالی است و در این افراد درگیری سایر ارگانهای بدن، بهخصوص چشم از نظر عوارضی مانند گلوکوم باید در نظر گرفته شود.
مسعود سلیمانی، صمد ندری، رضا ایزدپناه،
دوره 66، شماره 4 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: از ویژگیهای منحصر بهفرد سلولهای بنیادی مزانشیمی که از آن در جداسازی استفاده شده است توانایی چسبیدن به پلاستیک است. بهکارگیری این ویژگی در جداسازی سلولهای بنیادی مزانشیمی گونههای مختلف پستانداران بهجز موش با موفقیت همراه بوده است. در مطالعه حاضر با بهینهسازی روش چسبیدن به سطح ظرف پلاستیکی، جمعیت هموژن سلولهای بنیادی مزانشیمی از مغز استخوان موش جداسازی شد. اساس این روش بر تعویض مداوم محیط کشت بلافاصله پس از کشت سلولهای مغز استخوان است.
روش بررسی: موشهای نژاد Balb/c کشته شدند و مغز استخوان از فمور و تیبیا خارج و در ظرف شش خانهای کشت گردید. سه ساعت پس از آغاز کشت محیط کشت رویی دور ریخته شد و محیط جدید اضافه گردید. تعویض محیط کشت در هر هشت ساعت و در فاصله زمانی 72 ساعت ادامه داشت. این کشت تا زمان پرشدن نسبی ظرف توسط سلولهای فیبروبلاستی نگهداری شد و پس از آن پاساژ اول انجام گرفت. این سلولها برای مطالعات بیشتر مورد بررسی قرار گرفتند. بهمنظور اثبات ماهیت مزانشیمی، سلولها به دودمانهای مزانشیمی تمایز داده شدند. در ضمن سلول مورد نظر از نظر کلونوژنیک بودن و آنتیژنهای سطح سلول مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: در این مطالعه دو هفته پس از کشت اولیه، جمعیت خالص از سلولهای شبه فیبروبلاستی بهدست آمد. این سلولها که در آنها مارکرهای سطحی CD90, Sca-l, CD44 بیان داشت، به آسانی به استخوان و چربی تمایز یافتند.
مرضیه بادینلو، سعید رجبعلیان، ایران پورابولی، حسین اسکندری، حمید جنگی اقدم، میترا حری،
دوره 66، شماره 4 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: یووینگ سارکوما یکی از بدخیمترین تومورهای کودکان و نوجوانان است. ردههای سلولی اندکی از تومورهای این خانواده تولید شده است که مطالعه جنبههای بیولوژیک این تومورها را مشکل میسازد. ما اخیراً یک رده سلولی جدید از تومور یووینگ سارکوما ناحیه توراسیک چپ دختری 16 ساله تولید کردیم که با نام SS-ES-1 نامگذاری گردید. سلولهای 1 SS-ES- تاکنون بیش از 90 بار به صورت پیوسته پاساژ شدهاند. در مطالعه حاضر برخی از ویژگیهای سلولهای SS-ES-1 گزارش میشود.
روش بررسی: کشت سلول در محیط کشت DMEM حاوی 10% سرم جنین گاوی، 100 میکروگرم در میلیلیتر استرپتومایسین، 100 واحد در میلیلیتر پنیسیلین در اتمسفر مرطوب دارای 7% دیاکسیدکربن در دمای 37 درجه سانتیگراد انجام شد. مطالعه ویژگیهای این رده سلولی با استفاده از مجموعهای از آنتیبادیهای منوکلونال و پلیکلونال با روش ایمنوسیتوشیمی انجام شد. همچنین حساسیت این سلولها به تعدادی از داروهای ضد تورموی با روش سنجش MTT تعیین شده و به صورت ارزشهای IC50 گزارش گردید.
یافتهها: ویژگی مورفولوژیکی رده سلولی SS-ES-1 شامل سلولهای کوچک و گرد است که به صورت چند لایه تکثیر میشود. رنگآمیزی ایمنوسیتوشیمی حضور برجسته پروتئینهای CD99، p53، Ki67، سیتوکراتین، نوروفیلامنت و همچنین عدم بیان پروتئین GFAP را در این رده سلولی نشان داد. بر پایه ارزشهای IC50، این سلولها حساسیت قابل توجهای به وین بلاستین (picomole 7/0±2) نشان دادند که به دنبال آن وینکریستین (nM12/0±3/0)، دوکسو روبیسین (µm03/0±05/0)، اتوپوزاید (µm28/0±64/0) و سیسپلاتین (µm45/0±67/0) قرار گرفتند.
نتیجهگیری: ویژگیهای منحصر به فرد رده سلولی SS-ES-1، این رده سلولی را به عنوان مدل مطالعاتی ارزشمند برای بررسی جنبههای بیولوزیک مختلف تومورهای یووینگ سارکوما مطرح میسازد.
مریم بهادر، صفا اسماعیل پوربزنجانی، مژگان بهادر، علی ابراهیمی نژاد،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری هیستیوسیتوزیس لانگرهانس یک گروه از اختلال پرولیفراسیون سلولهای لانگرهانس منتقل شده از مغز استخوان و ائوزینوفیلهای بالغ است و شیوع آن 2-5/0 در 100000 بچه در سال است و بروز آن بستگی به سن دارد. در بچههای زیر دو سال بیماری بیشتر از نوع سیستمیک است و همچنین میتواند بهصورت ضایعات منفرد استخوانی یا ضایعات لوکال پوستی بهصورت ماکول، پاپول و وزیکول بروز کند. پاتوژنز آن نامشخص است و میزان بقاء کلی در کودکان زیر دو سال و افرادی که اختلال عملکرد ارگانها دارند نسبت به سایرین پائینتر است.
معرفی بیمار: این گزارش یک مورد از بیماری منفرد پوستی در ناحیه پوست تمپورال در یک کودک شش ماهه است که دو نوبت تحت عمل جراحی قرار گرفته است و بهدلیل عود در فاصله کوتاه، بیمار کاندید درمان رادیوتراپی موضعی گردید.
نتیجهگیری: در پیگیری انجامشده در این بیمار پاسخ مطلوب به رادیوتراپی مشهود است و با توجه به دوز پائین رادیوتراپی و عدم وجود عوارض با این دوز در موارد عود موضعی، رادیوتراپی موثر است.
فاطمه حاجی قاسمی، عباس میرشفیعی،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: فاکتور رشد اندوتلیال عروق، نقش میتوژنیک برای سلولهای اندوتلیال داشته و یک واسطه مهم آنژیوژنز در In vivo میباشد. ایزوسورباید، یک دهنده نیتریک اکساید بوده و علاوه بر اینکه یک داروی ایدهال و متداول برای درمان بیماریهای قلبی است، در مدلهای حیوانی موجب مهار آنژیوژنز، رشد و متاستاز تومور میگردد. پدیده آنژیوژنز در بیماران لوسمیک نقش بسیار مهمی دارد. هدف از این مطالعه بررسی اثر ایزوسورباید بر تولید فاکتور رشد اندوتلیال عروق توسط چند رده سلولی لوسمیک میباشد.
روش بررسی: ردههای سلولی لوسمیک MOLT-4 وT-Cells JURKAT و U937 (منوسیت)، در محیط کشت حاوی RPMI 1640 و 10%FCS کشت و تکثیر داده شدند. سپس سلولها در شرایط رشد ابتیمم به گروههای کنترل و تست تقسیم شده و در مجاورت غلظتهای 4-10 ×4 - 7 -10×4 مولار از داروی ایزوسورباید دینیترات در حضور یا عدم حضور PMA ng/ml25 به مدت 24 ساعت انکوبه شدند. سوپرناتانت محیط کشت سلولها جمعآوری و غلظت فاکتور رشد اندوتلیال عروق، با استفاده از کیت تجاری آنزیم- ایمونواسی مربوط به کمپانی R&D به روش الیزا اندازهگیری شد.
یافتهها: میزان فاکتور رشد اندوتلیال عروق تولید شده توسط ردههای سلولی لوسمیک مورد مطالعه، در حضور غلظتهای مختلف ایزوسورباید تفاوت معنیداری با گروه کنترل نشان نداد.
نتیجهگیری: در این مطالعه ایزوسورباید تاثیر معنیداری بر میزان تولید فاکتور رشد اندوتلیال عروق در ردههای سلولی لوسمیک نشان نداد. به نظر میرسد مکانیسم مهار آنژیوژنز توسط ایزوسور باید غیر وابسته به فاکتور رشد اندوتلیال عروق بوده و احتمالا مکانیسم یا مکانیسمهای دیگری در این مسئله دخالت دارند.
روشنک آهنی، پوپک درخشنده پیکر، رضا رئوفیان، منصور حیدری،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: لوسمی یکی از شایعترین انواع سرطان در کودکان میباشد. لوسمی حاد لنفوسیتی T حدود 15% لوسمیها را در بر میگیرد. شناسایی تغییرات ژنتیکی مرتبط با لوسمی با توجه به پیشرفتهای گسترده در زمینه سیتوژنتیک مولکولی و نیز بهکارگیری تکنیکهای ژنتیک مولکولی بهبود یافته است. تعیین این تغییرات ژنتیکی میتواند پیشگوییکنندۀ دقیق نتایج بالینی باشد. این ملاحظات بر نیاز اساسی برای بهکارگیری یک روش شناسایی سریع تغییرات ژنتیکی در این ناهنجاریها تاکید میکنند.
روش بررسی: در این مطالعه سیستم (RT-PCR) Multiplex Reverse Transcription برای غربالگری سه فاکتور رونویسی سرطانزا با نامهای TLX3/HOX11L2 ,TLX1/HOX11 ,TAL1/SCL که در لوسمی لنفوبلاستیک نوع T بسیار مهم میباشند، بهکار گرفته شده است.
یافتهها: با استفاده از تکنیک Multiplex RT-PCR در نمونهای که حاوی مجموعهای از cDNA سه رده سلولی HPB-ALL، Peer و K562 میباشد، شناسایی همزمان سه انکوژن TLX3/HOX11L2، TLX1/HOX11 و TAL1/SCL، که بهترتیب در ردههای سلولی فوق بیان میشوند، صورت گرفت.
نتیجهگیری: روش Multiplex RT-PCR را میتوان بهعنوان ابزار مهمی برای کامل کردن روشهای سیتوژنتیک در غربالگری بیماران مبتلا به لوسمی حاد نوع T باشد و خصوصیات سلولهای لوسمیک را با سرعت و کارایی بالایی و نیز هزینهای بسیار کمتر تعیین نماید. برای این آزمایش نیازی به نمونه مغز استخوان نیست و از خون محیطی میتوان استفاده کرد و روند پیشرفت درمان را با بررسی خون محیطی از نظر بیان این انکوژنها بررسی کرد. علاوه بر این به متخصصین مربوطه این امکان را میدهد که نه تنها در حداقل زمان ممکن از وضعیت درمان آگاهی یابد بلکه عوارض جانبی را با بهکارگیری درمان مناسب کاهش دهد.
سیدرضا یحییزاده، داراب مهربان، سید حمیدالله غفاری، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، غلامحسین نادری، سید مجید کاظمینی، مهرناز راسته،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: کانسر مثانه دومین بدخیمی شایع ادراری- تناسلی میباشد و از آنجاییکه دو سوم این کانسرها عود میکنند، پایش دقیق بیماران لازم است. بهدلیل هزینه بر و تهاجمی بودن سیستوسکوپی و حساسیت ناچیز سیتولوژی ادرار، تلاشهای فراوانی صورت گرفته تا بیومارکری مناسب برای کانسرهای یوروتلیال یافته شود. بدخیمیهای سیستم ادراری مانند سایر سرطانها، مقادیر زیادی تلومراز بیان میکنند. در این مطالعه به مقایسه حساسیت تست تلومراز و سیتولوژی ادرار در تشخیص کارسینوم سلول ترانزیشنال مثانه پرداخته شده است.
روش بررسی: در این مطالعه 49 بیمار مبتلا به کانسر مثانه که کاندیدای جراحی شده بودند، تحت بررسی با تستهای سیتولوژی و تلومراز ادرار قرار گرفتند. در این بررسی روش Quantitative Real-time RT-PCR بر پایه تکنولوژی TaqMan راهاندازی شد، که در آن از ژن hTERT بهعنوان تومور مارکر و از ژن GAPDH بهعنوان کنترل داخلی برای تشخیص و تعیین مقدار سلولهای توموری در نمونههای ادرار بیماران استفاده گردید. نهایتاً نتایج دو تست تلومراز و سیتولوژی ادرار با نتیجه سیستوسکوپی و آسیبشناسی نهایی بهعنوان استاندارد طلایی مقایسه گردید.
یافتهها: حساسیت تستهای تلومراز و سیتولوژی ادرار بدون در نظر گرفتن درجه و مرحله تومور، بهترتیب 5/73 و 3/16 درصد بهدست آمد که در این بین، حساسیت سیتولوژی ادرار واضحاً با درجه و مرحله تومور ارتباطی مستقیم داشته است، در حالیکه حساسیت تست تلومراز ادرار بدون توجه به گرید و مرحله تومور مطلوب میباشد. اختلاف مشاهدهشده بین سیتولوژی و تلومراز ادرار از منظر آماری معنیدار است (001/0).
نتیجهگیری: آنالیز کمّی hTERT-mRNA تلومراز در ادرار بهعنوان یک بیومارکر غیر تهاجمی، قابلیت جایگزین شدن بهجای سیتولوژی ادرار را جهت تشخیص و پیگیری کانسر مثانه دارد.
عبدالرضا سودبخش، حبیبالله مرتضوی، محبوبه حاجیعبدالباقی، مهرداد حسیبی، سیروس جعفری، حمید عمادی کوچک، غلامرضا اسماعیلی جاوید،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در این مطالعه ما روایی آزمون ELISA را در تشخیص بروسلوز مورد بررسی قرار داده و با تعیین دقیق cut-off point برای ELISA حساسیت و ویژگی این آزمون را مشخص کردیم. روش بررسی: در این مطالعه ما 56 مورد قطعی بیماری بروسلوز را بر اساس نتیجه کشت خون و سرولوژی جمعآوری و همراه با 126 مورد کنترل شامل 73 فرد سالم و 53 بیمار تبدار غیر بروسلوزی مورد مطالعه قرار دادیم. مقادیر IgG و IgM به روش ELISA در گروه شاهد و بیمار تعیین و بهوسیله نمودارBox plot و ROC Curve مورد مقایسه قرار گرفت. مقادیری از IgG و IgM که ماکزیمم حساسیت و ویژگی را داشت به عنوان cut-off point تعیین گردید. یافتهها: 19 بیمار کشت خون مثبت از نظر بروسلا ملی تنسیس و 54 بیمار تیتر سرولوژی 160/1 و بالاتر داشتند. نمودار Box plot درجه بالای پراکندگی مقادیر IgG و IgM را در بیماران مبتلا به بروسلوز نسبت به کنترل سالم و کنترل تبدار نشان داد. البته مقادیر IgM در بیماران و افراد گروه شاهد تا حدی با یکدیگر همپوشانی داشتند. منحنی ROC روایی و قابلیت اعتماد ELISA را در تشخیص بیماری بروسلوز نشان داد. سطح زیر منحنی در مورد IgG بیشتر از IgM بود. در نهایت حساسیت و ویژگی ELISA IgG وELISA IgM در چند cut-off point محاسبه گردید. نتیجهگیری: ELISA بهخصوص ELISA IgG آزمون قابل اعتمادی برای تشخیص بیماری بروسلوز است. در مورد ELISA IgG بیشترین حساسیت (9/92% و ویژگی (100%) بهترتیب در cut-off point برابر IU/ml10 و IU/ml50 دیده میشود.
سیروس جعفری، مهرناز رسولینژاد، حمید عمادی کوچک، فرزام مکرّمی،
دوره 67، شماره 7 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در مبتلایان به عفونت HIV، شمارش CD4 T-cell بهعنوان یک شاخص آزمایشکاهی مناسب برای تعیین پیشرفت بیماری، در تصمیمگیری برای شروع درمان ضد رتروویروسی و نیز پیگیری پاسخ به درمان کمککننده است، حال آنکه در بیشتر مناطق آلوده با HIV دسترسی به CD4 T-cell counts بهعنوان عامل تعیینکننده شروع درمان وجود ندارد. در این شرایط بنابر توصیه سازمان بهداشت جهانی میتوان از شمارش تعداد کل لنفوسیتها (TLC) بهجای CD4 جهت شروع درمان ضد رتروویروسی استفاده کرد. هدف مطالعه تعیین ارتباط شمارش تعداد کل لنفوسیتها (TLC) با CD4 در مبتلایان به عفونت HIV است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت گذشتهنگر در 100 بیمار مبتلا به عفونت HIV انجام شد. واحد آنالیز، هر بار آزمایش CD4 و CBC diff بود. در این مطالعه از تعداد کل لنفوسیتها بهعنوان متغیر پیشبینی کننده اصلی و از CD4 بهعنوان پیامد استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه تعداد کل لنفوسیتها (TLC) و CD4 در مبتلایان به عفونت HIV با یکدیگر کاملاً همخوانی داشتهاند. این همخوانی تحت تاثیر جنس، سن و هماتوکریت قرار نگرفت. ولی افرادی که بدون درمان بودند بهطور معنیداری ارتباط قویتر نسبت به افرادی که درمان ضد رتروویروس میگرفتند، مشاهده شد. حد بهینـه TLC Optimal TLC Cutoff برای پیشبینی CD4 در این مطالعه cell/mm31300 تعیین شد.
نتیجهگیری: اندازهگیری تعداد کل لنفوسیتها ساده و ارزان است و میتواند در مناطقی که امکان دسترسی به آزمایش CD4 نیست، در تصمیمگیری برای شروع درمان ضد رتروویروسی استفاده شود.
ضیاءالدین مدنی کرمانی، محمد تقی خرسندی آشتیانی، نسرین یزدانی، فاطمه میراشرفی،
دوره 67، شماره 7 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت پروگنوستیک متاستاز غدد لنفی گردنی در کارسینوم سلول سنگفرشی SCC زبان و اهمیت مارکرهای بیولوژیک در رفتار تهاجمی تومور و ایجاد متاستاز ارتباط دو مارکر بیولوژیک P53 و Epidermal Growth Factor EGFR که در پرولیفراسیون و تمایز سلولی نقش دارند و همچنین دو مارکر بیولوژیک CD44 و E-cadherin که در چسبندگی سلولی نقش دارند با متاستاز غدد لنفی گردن تحت بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی 53 بیمار SCC زبان که تحت عمل جراحی برداشت تومور و دیسکسیون غدد لنفی گردن در سالهای 87-1380 قرار گرفته بودند انجام شد. نمونههای این بیماران تحت رنگآمیزی ایمونو-هیستوشیمی قرار گرفت و میزان این مارکرهای بیولوژیک سنجیده شد و نتایج حاصل از رنگآمیزی با توجه به متغیرهای کلینیکو- پاتولوژیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه از بین فاکتورهای کلینیکو- پاتولوژیک، سن، سابقه ریسک فاکتور، وجود لنفادنوپاتی بالینی گردن و سایز تومور و از بین مارکرهای بیولوژیک کاهش ارتباط معنیداری با متاستاز غدد لنفی گردن مشاهده شد و بین جنس و سایر مارکرهای بیولوژیک شامل P53، EGFR، E-cadherin و متاستاز غدد لنفی گردن ارتباطی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با اندازهگیری CD44 علاوه بر فاکتورهای کلینیکو پاتولوژیک میتوان جهت بررسی احتمال متاستاز غدد لنفی گردن و پروگنوز بیماران SCC زبان بهره گرفت.
شیوا نعمتی، نرگس زارع مهرجردی، حسین بهاروند،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: سلولهای
بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان انسانی توانایی تبدیل به انواع مختلف سلولها
از جمله سلولهای چربی، استخوان و غضروف را دارند. بهعلاوه، این سلولها را میتوان
به انواع سلولها مثل سلولهای نورونی تمایز داد. روشهای مختلفی برای تمایز دادن
این سلولها به نورونها گزارش شده است. با استفاده از یک روش جدید در صدد تولید
پیشسازهایی هستیم که در آنها میزان بیان مارکرهای نورونی بیش از مطالعات انجام
شده باشد.
روش بررسی: آسپیراسیون مغز استخوان، از استخوان ایلیاک یک مرد
بالغ سالم انجام شد. سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان در محیط کشت DMEM حاوی 15% سرم جداسازی و کشت شدند.
سلولهای بنیادی مزانشیمی بین پاساژهای 8-4 به حالت نوروسفر به مدت هفت روز کشت و
با فاکتورهای رشد bFGF, EGF, RA القا شدند و هفت تا 14 روز
بر روی پلیتهای پوشیده شده با لامینین و پلی-L- اورنیتین کشت داده شدند. بهمنظور
بررسی میزان بیان مارکرهای اختصاصی سلولهای بنیادی عصبی از روشهای فلوسیتومتری و
ایمونوسیتوشیمی استفاده گردید.
یافتهها: فلوسیتومتری نشان داد که سلولها بعد از القا حدود
52/2±90% مارکر نستین، حدود 1±1/41% مارکر توبولین و 05/1±82/67% مارکر GFAP را بیان میکنند. مطالعات ایمونوسیتوشیمی و تغییرات مورفولوژیکی
نیز در راستای نتایج حاصل از آنالیزهای فلوسیتومتری بودند.
نتیجهگیری: تیمار سلولهای مزانشیمی با bFGF, EGF, RA تعداد نورونهای Tuj1 مثبت را افزایش میدهد. این
مطالعه نشان داد که سلولهای مزانشیمی توانایی تمایز به نورونها را در in vitro دارند و این مسئله به نوع
روش القا بستگی دارد.
حسن جلائیخو، منوچهر کیهانی، ابوالفضل یوسفیان،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: برای سالهای متمادی
اسپلنکتومی درمان استاندارد لوسمی سلول مویی محسوب میشد اما امروزه روشهای
درمانی موثرتر مانند آنالوگهای پورین جایگزین اسپلنکتومی شدهاند. هدف از انجام
این مطالعه مقایسه دو روش درمانی تزریق کلادریبین و اسپلنکتومی با یکدیگر و بررسی
ویژگیهای بالینی و آزمایشگاهی بیماران ایرانی مبتلا در زمان تشخیص بود.
روش بررسی: 50 بیمار با تشخیص
لوسمی سلول مویی وارد مطالعه حاضر شدند. سن متوسط بیماران 50 سال (30 تا 71 سال) و
نسبت مرد به زن سه به یک بود. پس از تشخیص، بیماران با دو روش تحت درمان قرار
گرفتند.20 نفر(40%) از بیماران فقط طحالبرداری شدند. 12 نفر (24%) با کلادریبین
تحت درمان قرار گرفتند. 18 نفر (36%) باقیمانده بیماران نیز تحت درمان توام طحالبرداری
و کلادریبین قرارگرفتند.
یافتهها: 49 نفر (98%) از
بیماران مبتلا اسپلنومگالی و متعاقب آن 40 نفر (80%) دچار ضعف و خستگی زودرس
بودند. شایعترین یافته آزمایشگاهی لوکوپنی (48 نفر، 96%) و پس از آن کمخونی (40
نفر، 80%) بود. پاسخ کامل به کلادریبین در 26 بیمار (6/86%) و پس از طحالبرداری
در21 بیمار (56%) مشاهده گردید. در طول 50 ماه پیگیری 11 نفر (38/28%) از بیماران طحالبرداری
شده و سه نفر (10%) از بیمارانی که کلادریبین دریافت کردند دچار عود بیماری شدند.
نتیجهگیری: داروی کلادریبین پس از یک دوره تزریق هفت روزه پاسخ کامل
با ماندگاری طولانی و میزان عود پائین در اکثر بیماران ایجاد میکند. این دارو
باید به عنوان داروی خط اول در تمام بیماران مبتلا به لوسمی سلول مویی مورد
استفاده قرار گیرد.