198 نتیجه برای تیک
صدیقه آیتی، لیلا پورعلی، غزل قاسمی، زینب ثابتی بایگی،
دوره 78، شماره 9 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم نفروتیک با پروتیینوری، هایپوآلبومینمی و ادم مشخص میشود. علل این بیماری شامل بیماریهای اولیه کلیوی و یا بیماریهای سیستمیک مثل دیابت، آمیلوییدوز و یا لوپوس اریتماتوز سیستمیک میباشد. هدف از این مطالعه گزارش یک مورد درمان موفقیت آمیز سندرم نفروتیک در بارداری دوقلو میباشد.
معرفی بیمار: بیمار خانم 30 ساله با حاملگی دوقلویی 31 هفته، حاصل باروری آزمایشگاهی بود که با شکایت ادم اندام تحتانی و آزمایش ادرار مبنی بر پروتیین 3+ در مهر 1395 به بیمارستان قائم مشهد مراجعه کرد. با توجه به آزمایشات مختل بیمار با تشخیص احتمالی سندرم نفروتیک تحت درمان با پردنیزولون و هیدروکلروتیازید و فنوفیبرات قرار گرفت. در نهایت در سن بارداری 36 هفته تحت سزارین قرار گرفت و دو نوزاد با آپگار مطلوب متولد شدند.
نتیجهگیری: تشخیص زودرس سندرم نفروتیک و مراقبتهای دقیق بارداری در این بیماران اگر همراه با فشارخون بالا و اختلال عملکرد کلیوی نباشد میتواند با نتایج مطلوب بارداری همراه باشد.
لیلا پورعلی، عطیه وطنچی، نگار رمضانپور، صدیقه آیتی، فرزانه رمضانی،
دوره 78، شماره 11 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم لوکوآنسفالوپاتی خلفی برگشتپذیر یک سندرم بالینی و رادیولوژیک است که در هر سنی ممکن است رخ دهد. پاتوژنز سندرم لوکوآنسفالوپاتی خلفی برگشتپذیر نامشخص است اگرچه اختلالات فشارخون، بیماریهای کلیوی و درمانهای سرکوبکننده ایمنی از عوامل مهم مستعدکننده بروز آن میباشند. هدف از این گزارش، معرفی یک مورد آنسفالوپاتی برگشتپذیر بهدنبال پورپورای ترومبوتیک ترومبوسیتوپنیک پس از زایمان میباشد.
معرفی بیمار: بیمار زن 30 ساله حاملگی اول و 33 هفته بود که در تیر 1396 بهعلت تشنج به بیمارستان قائم مشهد مراجعه کرده بود. پس از زایمان دچار چندین نوبت تشنج، کاهش شدید سطح هوشیاری و نارسایی کلیه شد که با تشخیص پورپورای ترومبوتیک ترومبوسیتوپنیک تحت پلاسما فرز قرار گرفت و با حال عمومی خوب مرخص شد.
نتیجه گیری: در صورت شک به لوکوآنسفالوپاتی در بارداری، تشخیص زودرس و درمان عامل زمینهای در کاهش مرگومیر و ناتوانی حایز اهمیت میباشد.
روژین همتی، مریم ناصرالاسلامی، ناهید ابوطالب، ندا موسوی نیری،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: نارسایی قلبی یکی از شایعترین اختلالات قلبی عروقی است و امروزه از سلولهای بنیادی در درمان این بیماری استفاده میشود. با توجه به اینکه سایتوکاینهای پیشالتهابی در پیشرفت بیماریهای قلبی عروقی، نقش مهمی دارند هدف از این مطالعه بررسی تزریق وریدی سلولهای بنیادی مزانشیمی غشای آمنیوتیک انسانی بر میزان اینترلوکین 4 و 12 در سرم موشهای صحرایی نر در مدل نارسایی قلبی رت های نر بود.
روش بررسی: این یک مطالعه تجربی است که از مهر ماه 1397 تا اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ در مرکز تحقیقات فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. در این پژوهش 28 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (gr 180-200) بهطور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: گروه کنترل، گروه مبتلا به نارسایی قلبی، گروه نارسایی قلبی دریافتکننده محیط کشت و گروه نارسایی قلبی دریافتکننده سلول از طریق تزریق ورید. پس از 30 روز اکوکاردیوگرافی انجام شد و سپس میزان سرمی اینترلوکین ۴ و اینترلوکین ۱۲ در این گروهها توسط تست الایزا اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که تزریق وریدی سلولهای بنیادی به رتهای نر مبتلا به نارسایی قلبی باعث بهبود پارامترهای اکوکاردیوگرافی EFو FS در گروه تزریق سلول نسبت به گروه نارسایی قلبی شد. همچنین میزان سیتوکاینهای التهابی اینترلوکین 4 و اینترلوکین 12 به میزان قابل توجهی در گروه تزریق سلول در مقایسه با گروه رتهای مبتلا به نارسایی قلبی کم شد (05/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به بهبود پارامترهای قلبی و کاهش سیتوکینهای التهابی بهنظر میرسد سلولهای بنیادی غشای آمنیوتیک انسانی با کاهش التهاب نقش مهمی در بهبود نارسایی قلبی دارد.
محمدعلی شعبان، اصغر قربانی، محمد کاجی یزدی، ندا حکیمیان، منیر السادات سهلآبادی، زهرا شکری، زهرا ملااسماعیلی،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آنمی میکروسیتیک فقر آهن شایعترین اختلال تغذیهای و از مشکلات بهداشتی عمده در نوزادان و کودکان است که با رشد و تکامل ناکافی آنها همراه است. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع آنمی میکروسیتیک در نورزادان در بدو تولد در بیمارستان بهارلو تهران انجام شد.
روش بررسی: تعداد 210 نوزادی که بین مهر ماه 1397 تا اسفند ماه سال 1397 در بیمارستان بهارلو تهران بهدنیا آمدهاند مورد بررسی قرار گرفتند. cc 5/2 خون بندناف از نوزادان تازه بهدنیا آمده گرفته شد و سلولهای خونی مورد بررسی قرار گرفت. با بررسی نتایج شاخصها آنمی میکروسیتیک تشخیص داده شد و بررسی رابطه آنمی میکروسیتیک با شاخصهایی مانند اطلاعات دموگرافیک صورت گرفت.
یافتهها: میزان نوزادانی که مبتلا به آنمی هستند 3/14% و میزان نوزادانی که آنمی میکروسیتیک دارند 5/9% میباشند. ارتباط معناداری بین سطح غلظت هموگلوبین و آنمی میکروسیتیک نشان داده شد. ارتباطی بین سن مادر، وزن نوزادان، قد نوزادان، نوع زایمان، سن حاملگی و نسبت والدین با بروز آنمی میکروسیتیک مشاهده نشد.
نتیجهگیری: آنمی در مرکز بهارلو از شیوع نسبتا بالایی برخوردار است، بنابراین، امر غربالگری و بررسی بیشتر از نظر ابتلا به بیماری کمخونی و عوامل مرتبط با آن از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. نتایج مطالعات نشانگر آن است که آنمی یک بیماری چند فاکتوری میباشد و بروز آن به عوامل مختلف بستگی دارد و نیازمند غربالگری و تشخیص بهموقع جهت بکارگیری درمان موثرتر و کاستن از عوارض احتمالی آن میباشد.
سید وحید جاسمی، مریم جنتالمکان، مسعود محمدی، علیرضا خاتونی،
دوره 79، شماره 6 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آسم شایعترین بیماری مزمن دوران کودکی است و در طی سه دهه گذشته در سطح جهانی روند روبه رشدی را داشته است. مطالعات انجام گرفته در این زمینه در کشور، شیوعهای متفاوت و غیرهمراستایی را نشان میدهند، از اینرو این مطالعه قصد دارد تا با مروری متاآنالیز شیوع کلی آسم در کودکان ایرانی را تعیین نماید.
روش بررسی: مطالعه حاضر با روش متاآنالیز در فروردین 1380 تا اسفند 1397 انجام شده است. مقالات مرتبط با موضوع از طریق جستجو در پایگاههای Scopus, ScienceDirect, magiran, SID, Medline (PubMed) وGoogle Scholar بهدست آمد که برابر 896 مقاله بود. متعاقباً، تعداد مقالات با شرایط اولیه ورود به مطالعه، به 274 مقاله تقلیل یافتند. در نهایت پس از حذف 236 مقاله غیرمرتبط و حذف پنج مقاله در آزمون ثانویه، 33 مقاله وارد فرآیند متاآنالیز شدند. ناهمگنی مطالعات با استفاده از شاخص I2 بررسی شد.
یافتهها: در بررسی 33 مطالعه و تعداد 97205 نفر در بازه سنی 16-1 سال، شیوع کلی آسم در کودکان بر اساس متاآنالیز 1/5% (5/6%-4 =95%CI) بهدست آمد. بیشترین شیوع آسم در کودکان بابل با 19% (3/20%-8/17 =95%CI) در سال 2014 و کمترین شیوع آسم در کودکان اصفهان با 7/0% (1/1%-5/0 =95%CI) در سال 2001 بهدست آمد. همچنین با افزایش سال انجام تحقیق و حجم نمونه بهترتیب شیوع آسم در کودکان افزایش و کاهش مییابد که اختلافات از نظر آماری معنادار بود.
نتیجهگیری: شیوع آسم در کودکان ایرانی نسبت به شیوع این بیماری در کودکان کشورهای توسعه یافته در محدوده پایینتری قرار دارد.
سمیرا شیری، محمود قاسمی، خیراله اسدالهی، مریم دلدار، کوروش سایهمیری،
دوره 79، شماره 9 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف هورمون رشد داروهای لتروزول، اکساندرولون و آناستروزول میتواند باعث افزایش قد در کودکان و نوجوانان گردد. با توجه به اینکه برآوردی کلی از میزان تاثیر این داروها بر افزایش قد کودکان و نوجوانان با کوتاه قدی ایدیوپاتیک (ISS) وجود ندارد و مطالعات مختلف برآوردهای متفاوتی ارایه دادهاند، هدف این مطالعه مقایسه اثر هورمون رشد، لتروزول، اکساندرولون، آناستروزول و ترکیب هورمون رشد و مهارکنندههای آروماتاز بر افزایش قد در کودکان و نوجوانان مبتلا به (ISS) بهروش متاآنالیز است.
روش بررسی: با جستوجو در پایگاههای الکترونیکیWeb of Science، Scopus، ISI، Google Scholar Cochrane و PubMed با استفاده از کلید واژههای Body Height، Short Stature، Aromatase، Idiopathic، Inhibitors، Anastrozole، Oxandrolone، Letrozole و Growth Hormone مطالعات بالینی تصادفی شده (RCT) که به بررسی اثر ترکیب هورمون رشد و داروهای مهارکننده آروماتاز، هورمون رشد، لتروزول، اکساندرولون و آناستروزول بر افزایش قد در کودکان و نوجوانان مبتلا به کوتاه قدی پرداختهاند استخراج شد. برای سنجش میزان افزایش قد از شاخص نمره انحراف معیار قد (HSDS) پیش و پس از مداخله استفاده شد.
یافتهها: شاخص افزایش قد (HSDS)، با مصرف ترکیب هورمون رشد و یکی از داروهای مهارکننده آروماتاز (58/1-38/0=CI%95)98/0SMD=، با مصرف داروی هورمون رشد (14/1-62/0=CI%95)88/0SMD=، با مصرف داروی لتروزول (51/1-16/0=CI%95)83/0=SMD، با مصرف داروی اکساندرولون (99/12-0/0=CI%95)56/0SMD= و با مصرف آناستروزول (63/0-00/0=CI%95)31/0SMD= بهدست آمد، که نشان میدهد همه داروهای مذکور در افزایش قد تاثیر معناداری داشتهاند. (05/0P<).
نتیجهگیری: هرچند که تاثیرگذاری داروی هورمون رشد بر افزایش قد، بیشتر از داروهای مهارکننده آروماتاز بود اما با اضافه کردن یکی از مهارکنندههای آروماتاز به هورمون رشد میتوان اثربخشی هورمون رشد را افزایش داد.
نگار حیدری، پریا حیدری، نادر سالاری، حکیمه اکبری، مسعود محمدی،
دوره 79، شماره 12 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پارکینسون از جمله بیماریهای مغز و اعصاب مزمن و پیشرونده است. مطالعات مختلف عوامل مرتبط گوناگونی را در مورد بیماری پارکینسون گزارش کردهاند. اما مطالعه جامعی که نتایج این پژوهشها را بهصورت کلی نشان دهد یافت نشد، از اینرو پژوهش حاصل با هدف تعیین عوامل مرتبط با پارکینسون طی یک مطالعه مرور سیستماتیک انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یا مطالعه مرور سیستماتیک بوده که مقالات مورد نظر با جست و جو در پایگاههای اطلاعاتی ملی و بینالمللی Cochrane , ScienceDirect , PubMed, SID , Magiran , Web of science , Irandoc , Google scholar تا اسفند 1399 استخراج شدند. معیار انتخاب مطالعات در دسترس بودن متن کامل آنها بود. جهت دسترسی به اطلاعات بیشتر، منابع مقالات مورد بررسی نیز برای دسترسی به مقالات دیگر مورد بازبینی قرار گرفت.
یافتهها: در بررسی این مطالعات عواملی مانند سابقه خانوادگی، شغل کشاورزی، باسوادی، استرس، مصرف آب چاه، افزایش سن، عوامل محیطی، عوامل ژنتیکی، قرار گرفتن در معرض آفت کشها و سوءمصرف مشروبات الکلی بهعنوان عوامل خطرساز گزارش شدند. عواملی مانند مصرف سیگار و دانههای روغنی، مصرف مقادیر بالای کمپلکس ویتامینهای B، مصرف هورمونهای استروژنی زنانه، و سلنیم بهعنوان عوامل محافظتکننده از ابتلا افراد به پارکینسون گزارش شدند.
نتیجهگیری: با توجه نتایج مطالعه حاضر و با وجود اینکه درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد، عوامل محافظتکننده و خطرساز باید بهطور جدی مدنظر سیاستگزاران سلامت جهت اقدامات پیشگیرانه مدنظر قرار گیرد.
احمد شالباف، نسرین امینی، هادی چوبدار، مهدی مهدوی، عاطفه عابدینی، رضا لشگری،
دوره 79، شماره 12 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پیشبینی زودهنگام وضعیت بیماران مبتلا به کووید 19 میتواند با تخصیص منابع و برنامهریزی درمانی، خطر مرگومیر را در این بیماران کاهش دهد. این مطالعه یک سیستم دقیق و سریع برای پیشبینی مرگومیر بیماران با استفاده از ویژگیهای دموگرافی، علایم حیاتی و دادههای آزمایشگاهی معرفی میکند.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی که از اردیبهشت 1399 تا خرداد 1400 در تهران انجام شده است، 41 ویژگی از 244 بیمار مبتلا به کووید 19 در اولین روز بستری شدن در بیمارستان ثبت شد. این ویژگیها به هشت گروه مختلف به نامهای ویژگیهای دموگرافی و علایم حیاتی، شش گروه مختلف آزمایش خون شامل تستهای شمارش کامل سلولهای خون، انعقادی، کلیه، کبد، گاز خون و ویژگیهای عمومی طبقهبندی شدند. در این مطالعه، ابتدا اهمیت هر یک از ویژگیهای استخراج شده و سپس هشت گروه از ویژگیها برای پیشبینی مرگومیر بیماران مبتلا به کووید 19 بهطور جداگانه بررسی شدهاند. در نهایت، بهترین ترکیب گروههای مختلف ویژگیها ارزیابی شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که ترکیب ویژگیها در گروه شمارش کامل سلولهای خون دارای بالاترین AUC با مقدار 57/95 است. افزونبراین، ترکیب سه گانه ویژگیها در علایم حیاتی، شمارش کامل خون و انعقادی دارای بالاترین AUC با ارزش 54/96 است.
نتیجهگیری: سیستم پیشنهادی ما میتواند بهعنوان یک ابزار قابلقبول برای غربالگری بیماران مبتلا به کووید 19 با خطرات مرگومیر بالا مورد استفاده قرار گیرد.
حمید رضا قاسمی بصیر، فریبا کرامت، عباس مرادی، یگانه قاسمی، علی سعادتمند،
دوره 79، شماره 12 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای دستگاه ادراری از جمله بیماریهای شایع میباشند. تجویز به موقع آنتیبیوتیک در روند درمان بیماران حایز اهمیت است. این مطالعه با هدف مقایسه نتایج تست آنتیبیوگرام بیماران مشکوک به عفونت ادرار با دو روش سریع و کلاسیک انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از ابتدای فروردین تا ابتدای مهر 1398 روی بیماران دارای عفونت ادراری مراجعهکننده به بیمارستان سینا در شهر همدان، انجام شد. از بیماران cc 20 نمونه ادرار گردآوری شد و تست به روش مستقیم، همزمان با کشت نمونه ادرار جهت تعیین حساسیت آنتیبیوتیکی انجام شد. توافق بین دو روش بهصورت خطای بسیار عمده، خطای عمده و خطای جزیی در نظر گرفته شد. در پایان، دادهها با SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافتهها: 92 بیمار شامل 23 مرد (25%) و 69 زن (75%) با میانگین سنی 49/18±18/53 سال وارد مطالعه شدند. تست مستقیم در 8/90% از نتایج با تست استاندارد توافق معنادار داشت (001/0P<). 2/9% از تستهای آنتیبیوگرام مطابقت نداشتند که 3/0% آن خطای بسیار عمده، 7/4% خطای عمده و 2/4% خطای جزیی بودند. بیشترین میزان توافق مربوط به عفونت ادراری با اشرشیاکلی، آنتیبیوتیکهای نسل سوم سفالوسپورینها و آنتیبیوتیکهای وسیعالطیف بود.
نتیجهگیری: توافق بین روش آنتیبیوگرام مستقیم و استاندارد قابل قبول بود و روش آنتیبیوگرام مستقیم در بسیاری از موارد قابل استناد برای پزشکان است.
حمید ارشدی، پویا حکمتی، حجتالله راجی، محمد واسعی، مهرزاد مهدیزاده،
دوره 80، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: فیستول آپاندیس به مثانه در بیماران مبتلا به کیستیک فیبرزوزیس، موردی نادر است که لحاظ آن در تشخیصهای افتراقی درد شکم این بیماران مهم میباشد. این مورد سومین گزارش از این نوع در بیماران کیستیک فیبروزیس میباشد.
معرفی بیمار: در این مقاله یک دختر نه ساله ایرانی مبتلا به کیستیک فیبروزیس که در دی ماه سال 1399، با تشخیص توده مثانه در بیمارستان مرکز طبی کودکان دانشگاه علوم تهران، تحت عمل جراحی قرار گرفت، گزارش میشود. در حین جراحی مشخص گردید که این توده در واقع آپاندیس بیمار با تهاجم به دیواره مثانه است، که بهصورت توده مثانه تظاهر کرده است.
نتیجهگیری: نظر به اینکه دردهای شکمی یک عارضه نسبتا شایع در بیماران کیستیک فیبروزیس میباشد، توجه به علل نسبتا ناشایعتر نیز در این بیماران، در صورت عدم پاسخ به درمانهای معمول لازم میباشد.
سعیده پرورش، مهین اسلامی شهربابکی، الهه حیاتبخش، مائده جعفری، فاطمه کرمی رباطی،
دوره 80، شماره 2 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات تیک، گروهی از اختلالات تکاملی عصبی هستند که بهدلیل انقباضات ناگهانی و غیرارادی عضلات اغلب در دوران کودکی رخ میدهند. هدف این مطالعه بررسی سطح سرمی ویتامین D در کودکان با اختلال تیک بود.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی روی 63 کودک مبتلا به تیک و 63 کودک سالم مراجعهکننده به درمانگاههای بعثت شهر کرمان از آبان 1398 تا آبان 1399 انجام شد. اطلاعات بالینی بیماران با استفاده از پرسشنامه گردآوری شد. پس از مشخص شدن اختلال تیک، سطح سرمی ویتامین D در بیماران بررسی شد.
یافتهها: بیشترین تعداد بیماران، دختر بودند. میانگین سن بیماران در گروه مورد و شاهد بهترتیب، 31/0±37/10 و 41/0±06/10 بود (971/0=P). میانگین شاخص توده بدنی در گروه مورد، 35/0±98/16 و شاهد 56/84±0/16 بود (838/0=P). میانگین سطح سرمی ویتامین D در گروه شاهد بیشتر از گروه مورد بود (036/0=P).
نتیجهگیری: میانگین سطح سرمی ویتامین D در کودکان مبتلا به تیک بهطور معناداری کمتر از کودکان سالم بود. برای بررسی و تأیید این رابطه، به مطالعات طولانیمدت با بیماران بیشتر نیاز است.
علیرضا رضایی، نرگس غلامی، لیلا باژدان، مریم حقیقی مراد، نرجس جعفری،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف تشخیص غیرتهاجمی افزایش فشار مایع مغزی نخاعی در بیماران دارای افزایش فشار داخل مغزی ایدیوپاتیک با کمک سونوگرافی ترانس اوربیتال صورت گرفته است.
روش بررسی: دراین مطالعه توصیفی–مقطعی تمام بیماران زیر 18 سال که با شکایت افزایش سر درد یا استفراغ یا تاری دید یا فلج عصب شش به درمانگاه نورولوژی بیمارستان لقمان حکیم تهران از مهر ماه سال 96 تا مهر ماه سال 97 مراجعه نمودهاند، مورد مطالعه قرار گرفتند. همه بیمارانی که در معاینه ادم پاپی داشتند و تصویربرداری مغزی آنها نرمال بود و مشکوک به افزایش فشار داخل مغزی ایدیوپاتیک بودند بهصورت متوالی وارد مطالعه شدند. برای هر بیمار پیش از انجام پونکسیون کمری، قطر غلاف عصب اپتیک با سونوگرافی ترانس اوربیتال اندازهگیری شد و سپس پونکسیون کمری جهت بررسی فشار مایع مغزی نخاعی انجام شد.
یافتهها: از 10 بیمار مطالعه حاضر 10% دختر، 90% پسر، با حداقل سنی 5/2 سال، حداکثر 14 سال، میانگین سنی نه سال و متوسط توده بدنی kg/m2 5/22 بودهاند. تمام مراجعین فشار مایع مغزی نخاعی بیشتر از 25 (متوسط cm 40 آب) و همگی اندازه قطر غلاف عصب اپتیک چشم راست و چپ در آنها بیشتر از نقطه برش mm 5/4 (با میانگین در چشم راست mm 31/6 و چشم چپ mm 64/6 بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه حاضر اندازهگیری قطر غلاف عصب اپتیک در بیماران مشکوک به افزایش فشار داخل مغزی ایدیوپاتیک میتواند بهعنوان روش کمک تشخیصی غیرتهاجمی مطرح شود.
سید رضا رئیسکرمی، مایا قشقایی منصور، یحیی عقیقی، مامک شریعت،
دوره 80، شماره 4 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آرتریت ایدیوپاتیک جوانان شایعترین بیماری روماتولوژی در اطفال، شامل یک گروه از اختلالات که همگی دارای تظاهر بالینی مشترک آرتریت هستند. هدف بررسی علایم بالینی و آزمایشگاهی کودکان مبتلا به آرتریت ایدیوپاتیک جوانان درمان شده با پالس وریدی متیل پردنیزولون بوده است.
روش بررسی: این مطالعه، یک پژوهش توصیفی- مقطعی 20 ساله از سال ۱۳۷۲ الی ۱۳۹۲میباشد. اطلاعات 202 بیمار بستری با تشخیص JIA که پروندهای شامل دادههای دموگرافیک (جنس و سن)، دادههای بالینی و آزمایشگاهی داشتند ثبت گردید و توسط SPSS software, version 17 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 65/3±98/6 سال بود. پس از درمان در تمام گروههای سنی و جنسی میانگین HB و HCT بهطور معنادار افزایش و WBC و PLT بهطور معنادار کاهش داشت. میانگین CRP و ESR کاهش معنادار داشت. میانگین آلکالن فسفاتاز در گروه پسران کاهش معنادار داشت. در AST و ALT تغییرات معنادارنبود. در سطح Ca و K، کاهش معناداربود. در میزان Na افزایش معنادار بود. سطح Ca در پسران و K در دختران کاهش معنادار و Na در پسران دارای افزایش معنادار بود. سدیم سرم در گروه سنی بالای 10 سال افزایش معنادار داشت، پتاسیم در گروه سنی پنج تا 10 سال و کلسیم در گروه سنی تا پنج سال و بالای 10 سال کاهش معنادار داشت. FBS تغییر معنادار نداشت. فشارخون افزایش معنادار داشت. در این مطالعه بیشترین درگیری مفصل در زانو 7/89% و کمترین درگیری در مفصل گردن با 4/7% بود که در نهایت بهطور معناداری در پاسخ به درمان 7/76% بهبودی داشتهاند.
نتیجهگیری: با توجه به در دسترس بودن، بهتر شدن عملکرد بیمار و کاهش علایم بالینی، این روش درمانی توصیه میشود. هرچند نیاز به مطالعات بیشتر و مشاوره سایر متخصصین از جمله مشاوره قلب وعروق ضروری بهنظر میرسد.
حسین شعبانی میرزایی، زهرا حقشناس، محسن ویژه، آرمن ملکیانطاقی، کامبیز افتخاری،
دوره 80، شماره 5 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: به سبب مزمن بودن بیماری دیابت، کودکان مبتلا به دیابت نوع یک در معرض عوارض بلند مدت متعددی هستند. یکی از عوارض مهم این بیماری درگیری قلبی عروقی بهعلت تصلب شرایین میباشد که ارتباط مستقیم با وضعیت کنترل چربیهای خون دارد. استفاده از پروبیوتیکها ممکن است با تاثیر بر متابولیسم چربی، در روند بروز عوارض در این بیماران موثر باشد. هدف ما از انجام این مطالعه بررسی اثر پروبیوتیک خوراکی بر پروفایل چربی در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک میباشد.
روش بررسی: این مطالعه در بیمارستان فوقتخصصی کودکان بهرامی از اردیبهشت 1397 تا اردیبهشت 1398 انجام شده است. در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 52 کودک مبتلا به دیابت نوع یک ( از 16-2 ساله) مراجعهکننده به بیمارستان کودکان بهرامی مورد بررسی قرار گرفتند و بیماران به دو گروه 26 نفره تقسیم شدند. گروه پروبیوتیک علاوه بر درمان روتین انسولین، روزانه یک کپسول پروبیوتیک بهمدت 90 روز دریافت نمودند و گروه شاهد صرفا درمان روتین انسولین را دریافت کردند. نمونه خون بیماران دو گروه در شروع و پایان مداخله برای ارزیابی پروفایل چربی گرفته شد.
یافتهها: در نتایج این مطالعه مشاهده شد HDL-C در گروه پروبیوتیک نسبت به گروه کنترل افزایش داشته است، هرچند از نظر آماری معنادار نبود (05/0P>). همچنین تغییرات کلسترول کل، LDL-Cو تریگلیسرید نیز از نظر آماری معنادار دیده نشد.
نتیجهگیری: براساس این مطالعه، استفاده از پروبیوتیک خوراکی بهمدت 90 روز در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک، تاثیر چشمگیری بر پروفایل چربی خون در مقایسه با گروه کنترل نداشته است.
بهزاد ناظم رعایا، ثمین جهانبین،
دوره 80، شماره 8 - ( 8-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در طی برونکوسکوپی میتوان از داروهای آرامبخش مانند پروپوفول، کتامین و بنزودیازپینها استفاده کرد. هدف ما مقایسه تأثیر آرامبخشی کتامین-میدازولام و کتامین-دکسمدتومیدین در برونکوسکوپی بود.
روش بررسی: این یک کارآزمایی بالینی تصادفی است که از آبان 1399 تا فروردین 1400 بر روی 60 بیمار انجام شد. گروه کتودکس، mg/kg 1 کتامین و µg/kg 1 دکسمدتومیدین طی 10 دقیقه دریافت کردند و انفوزیون mg/min 5/0 کتامین و µg/kg 5/0 دکسمدتومیدین برقرار شد. گروه کتومید (Ketomid)، mg/kg 1 کتامین و mg 5/2 میدازولام طی 10 دقیقه دریافت کردند و mg/min 5/0 کتامین و µg/kg/min 1 میدازولام انفوزیون گردید. فشارخون، ضربان قلب، درصد اشباع اکسیژن و درد مورد مقایسه قرار گرفت. همچنین میزان آرامبخشی براساس یک معیار پنج امتیازی از یک تا پنج ثبت گردید. دادههای بهدست آمده در SPSS software, version 26 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) وارد شد. برای مقایسه دادهها بین خطوط زمانی مختلف و همچنین گروههای مختلف از Independent samples t-test و آزمونهای اندازهگیری مکرر استفاده شد. 05/0P< بهعنوان آستانه معناداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: کتودکس زمان آرامبخشی بیشتر (001/0P<) و ریکاوری کوتاهتری (001/0P<) از کتومید داشت. تفاوت معناداری بین فشارخون، ضربان قلب و میزان درصد اشباع اکسیژن بین گروهها وجود نداشت (05/0<P). در گروه کتودکس نسبت به کتومید در 20 دقیقه (04/0P=) و 30 دقیقه (001/0P=) پس از عمل میزان درد کمتر بود.
نتیجهگیری: کتودکس نسبت به کتومید آرامبخشی بیشتر، ریکاوری و درد کمتر داشت از اینرو استفاده از آن در برونکوسکوپی توصیه میگردد.
سیّد کمال اسحق حسینی، جواد حکیم الهی، محمد آقاعلی، زهرا مهرابی، رسول کریمی مطلوب، سعید کریمی مطلوب،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پورپورای ترومبوسایتوپنیک ایدیوپاتیک (اتوایمیون)، شایعترین علت شروع حاد ترومبوسایتوپنی در کودکی که از جهات دیگر سالم است. این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر بر پاسخ به درمان در کودکان بستری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه گذشتهنگر با بررسی پرونده بیماران بستری بهعلت ITP در بیمارستان حضرت معصومه (س) از فروردین 1388 تا تا اسفند 1397 انجام شد. معیارهای سن، جنس، علایم بالینی بدو ورود، پلاکت اولیه و نیز روزهای 3، 5، 14 و 180 از پرونده بیماران استخراج شد. نوع پروتکل درمانی، نیاز به تکرار درمان، عود بیماری و عوارض عمده درمان از پرونده ی بیماران استخراج و در نهایت دادهها با SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: از 229 بیمار مبتلا به ITP، 1/51% پسر و 9/48% دختر و میانگین سنی 4/3±7/3 بود. 3% افراد نیاز به تکرار درمان داشته و عود 2/15% بود. پاسخ به درمان در روزهای مختلف بدون ارتباط با سن و جنس و پلاکت اولیه (بهجز یک مورد استثنا) بوده است (05/0P>). در ارتباط با علایم بالینی، پاسخ به درمان در روزهای سه و پنج مرتبط با علایم بالینی بدو مراجعه و در روزهای 14 و 180 بدون ارتباط با آن بوده است. پاسخ به درمان در روزهای سه و پنج در پروتکلهای درمانی مختلف ارتباط معنادار داشته اما در روزهای 14 و 180 تفاوت قابلتوجهی وجود نداشت (05/0P<).
نتیجهگیری: بهترین پاسخ در گروه درمان ترکیبی با متیل پردنیزولون و IVIg بوده و کمترین پاسخ به درمان در گیرندگان متیل پردنیزولون به تنهایی مشاهده شد.
مهدی اکبرزاده، دانیال حبیبی، گودرز کلیفرهود، محمد بیدخوری، فریدون عزیزی، مریم السادات دانشپور،
دوره 80، شماره 11 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: روش تصادفیسازی مندلی نسل جدیدی در روش تحلیل آماری است که از تغییرات ژنتیکی، بهعنوان متغیرهای ابزاری در دادههای حاصل از مطالعات غیرتجربی بهمنظور ارزیابی و برآورد تاثیرات علّی عوامل خطر استفاده میکند.
روش بررسی: دادههای این پژوهش مقطعی از دی 1381 تا مهر 1399 از پایگاه PubMed جمعآوری شده است. روش تصادفیسازی مندلی رویکردی برمبنای روشهای متاآنالیز است.
یافتهها: در این پژوهش به معرفی روش تصادفیسازی مندلی، طرحهای مطالعه آن، روشهای آماری موجود برای برآورد، محدودیتهای این روش و بستههای نرمافزاری موجود برای اجرای آن پرداخته شد.
نتیجهگیری: هنگامی که ما بهدنبال یافتن ارتباط علیتی هستیم اما امکان استفاده از کارآزمایی بالینی بهعنوان روش استاندارد وجود ندارد، میتوان از طرح تخصیص تصادفی مندلی بهعنوان روشی قدرتمند در مطالعات مشاهدهای استفاده کرد.
اسرا مرادخانی، مبین عظمی، معصومه عابدینی،
دوره 80، شماره 12 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: ابتلا به کووید 19 در برخی از بیماران منجر به طوفان سایتوکینی و بروز لنفوهیستیوسیتوزیس هموفاگوسیتیک (HLH) ثانویه به این عامل ویروسی میشود. HLH بیماری نادر و تهاجمی در کودکان است که با مرگومیر بالا همراه است. هدف از این گزارش، معرفی شیرخوار 14 ماهه مبتلا به کووید 19 با تشخیص HLH میباشد.
معرفی بیمار: بیمار شیرخوار 14 ماهه مبتلا به کووید 19، در آبان 1399 با تب مزمن، ضعف و بیحالی، در بیمارستان سنندج بستری سپس بهدلیل تب مقاوم و افزایش آنزیمهای کبدی به مرکز ثانویه اعزام و دچار لکوسیتوز و هپاتواسپلنومگالی شد. طی بررسیها، تشخیص HLH مطرح شد و تحت درمان با آنتیبیوتیک، IVIG، دگزامتازون و پنتوپرازول قرار گرفت. پس از آن تب کاهش یافت، سپس پردنیزولون خوراکی تجویز و پیگیری مجدد توصیه شد. با حال عمومی خوب ترخیص گردید.
نتیجهگیری: باتوجه به پاندمی کنونی و ارتباط آن با HLH، بررسی معیارهای مربوطه جهت تشخیص و درمان به موقع باید مدنظر قرار گرفته شود تا از عوارض احتمالی ناشی از آن جلوگیری نمود.
مریم تاجور، پریسا پورفرخ، نجمه بهمنزیاری، ابراهیم جعفریپویان، مریم نظری، حانیه سادات سجادی،
دوره 81، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه، اعمال زیبایی بهدنبال تغییر سبک زندگی و ارزشهای اجتماعی موردتوجه مردم قرار گرفتهاند. از این رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی نظر خبرگان درخصوص چالشها و راهکارهای مدیریت اعمال یادشده در ایران انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه کیفی از طریق مصاحبه با 26 نفر از سیاستگذاران و ارائهدهندگان خدمات جراحی زیبایی در شهر تهران از فروردین تا شهریور 1400 انجام شد. نمونهگیری از نوع هدفمند و گلوله برفی بود. معیار ورود مصاحبهشوندگان به پژوهش، دانش و تجربه در موضوع و تمایل به مشارکت بود. مصاحبهها بهصورت نیمهساختاریافته بوده و بهصورت چهره به چهره یا تلفنی انجام گرفت. تحلیل دادهها نیز با استفاده از تحلیل موضوعی انجام شد.
یافتهها: چالشها در چهار طبقه ارائهدهندگان خدمات (آموزش و پرورش نامناسب، ارائهدهندگان غیرمتخصص، مخاطرات اخلاقی، کاستی در نحوه نگارش قوانین و موثرنبودن فرآیند رسیدگی به شکایات)، گیرندگان خدمات (تحتتاثیر تبلیغات فریبنده قرارگرفتن، پایینبودن سطح سواد سلامت مردم و عدمسلامت روان)، محل ارائه خدمات (انجام اعمال جراحی در مکانهای غیراستاندارد و یکپارچه نبودن نظام اطلاعات) و داروها، فرآوردهها و تجهیزات پزشکی (نظارت ناکافی بر تامین، توزیع و بهکارگیری و نوسانات قیمت) دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: اقدام اصلی موثر جهت رفع چالشها، شامل تقویت نظارت متولی نظام سلامت با هماهنگی و همکاری درون و برونبخشی است. در این راستا، تدوین چارچوبهای آموزشی، اخلاقی و حقوقی، تنظیم قوانین نظارتی، آگاهسازی جامعه، مصاحبههای بالینی و مشاورههای روانشناختی بهویژه پیش از جراحی زیبایی و استقرار سامانه یکپارچه پرونده الکترونیک سلامت توصیه میشود.
حدیث سلیمانزاده، ناهید نصیری،
دوره 81، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده
تالاسمی نوعی بیماری ارثی اتوزومال مغلوب است که بهعلت کاهش سنتز زنجیرههای گلوبینی هموگلوبین رخ میدهد. در بتاتالاسمی تجمع زنجیرههای α4 در پیشسازهای اریتروییدی بهدنبال عدم تولید زنجیره بتا، منجر به خونسازی غیرموثر (عدم تعادل بین تکثیر و تمایز در پیشسازهای اریتروییدی مغزاستخوان) و در نهایت علایم بالینی ازجمله تاخیر و اختلال در بلوغ جسمی و جنسی، مشکلات قلبی، بدشکلیهای استخوانی و هپاتواسپلنومگالی میشود. از محدودیتهای درمانهای رایج کنونی مانند ترانسفیوژن، شلاتهکنندههای آهن و پیوند آلوژن هماتوپوئیتیک استم سل میتوان به گرانباری آهن، نبود اهداکننده سازگار و بروز بیماری پیوند علیه میزبان اشاره کرد. در ژن درمانی بیان مداوم زنجیره بتاگلوبین در سلولهای بنیادی خود بیمار القا میشود. ایده ژن درمانی از اوایل سال 1970 مطرح شد و هدف از این روش درمانی، بیان ژن معیوب در سلول هدف است بهصورتی که بتواند علایم بیماری را کاهش دهد یا بهطورکلی رفع کند. برای ژن درمانی دو ویکرد کلی وجود دارد: روش Integrating که در این حالت ژن موردنظر بهوسیله وکتور بهداخل ژنوم سلول هدف الحاق میشود و بیان مادامالعمر آن را بهدنبال دارد و دیگری روش Non integrating است که ژن موردنظر بدون جایگیری در ژنوم سلول هدف و بهصورت سیتوپلاسمی بیان ژن را ممکن میسازد. ژن درمانی بتاتالاسمی در سال 2022 از طرف سازمان غذا و دارو، برای بیماران 12 سال به بالا که فنوتیپ Non β0/β0 دارند تاییدیه گرفته است، بهنظر میرسد که این روش درمانی برای بیماران بتاتالاسمی وابسته به ترانسفیوژن خون، روش درمانی قطعی باشد.