25 نتیجه برای رمیم
بابک منصور افشار، محمدرضا قینی، طیب رمیم،
دوره 76، شماره 12 - ( اسفند 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت ناحیه انفارکتوس بهعنوان یکی از عوارض استروک ایسکمیک شناخته میشود. این پدیده ممکن است با درجات مختلف در تمام موارد انفارکتوس رخ دهد. این مطالعه با هدف ارزیابی و بررسی فراوانی بروز ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت در بیماران استروک ایسکمیک حاد بستری شده در بیمارستان انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی و آیندهنگر از فروردین ۱۳۹۳ تا فرودین ماه ۱۳۹۴ در بیماران بستری در بخش نورلوژی بیمارستان سینا شهر تهران، با تشخیص استروک ایسکمیک (شامل ترومبوتیک و آمبولیک) انجام گردید. ۱۰ روز پس از شروع علایم، بیماران تحت ارزیابی مجدد از نظر عدم ایجاد علایم نورولوژیک جدید قرار گرفته و در صورت عدم ابتلا، سیتیاسکن بدون کنتراست مغزی از جهت بررسی هموراژیک شدن ناحیه انفارکتوس برای آنها انجام شد. در صورتیکه یافته هموراژیک در ناحیهای غیر از ناحیه پیشین رخ داده بود، عدم ترانسفورماسیون هموراژیک در نظر گرفته شده و بیمار وارد مطالعه نگردید.
یافتهها: تعداد ۳۸۷ نفر دارای شرایط ورود به مطالعه بودند. از این تعداد ۲۴۹ نفر بهعلت عدم مراجعه مجدد، ترومبوز وریدهای مغزی، ایسکمی لاکونار، دریافت آنتیکوآگولان (هپارین، وارفارین)، ترانسفورماسیون هموراژیک علامتدار و فوت بیمار از مطالعه خارج شدند. در نهایت ۱۳۸ بیمار (۳۵/۶%) شامل ۸۶ مرد (۶۲/۳%) مرد و ۵۲ زن (۳۷/۷%) با میانگین سنی ۹/۳۷±۶۶/۶۱ سال (۱۰۱-۵۰ سال) در مطالعه باقی ماندند. ۲۷ مورد از بیماران (۱۹/۶%) دارای ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت بودند.
نتیجهگیری: در بیماران ایسکمیک استروک حاد، سابقه Coronary artery bypass graft (CABG) بهطور معناداری باعث افزایش احتمال بروز ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت میگردد درحالیکه سابقه Cerebrovascular accident (CVA) با کاهش احتمال بروز ترانسفورماسیون هموراژیک بدون علامت همراه میباشد.
مجید رضوانی، سهیل فلاح پور، امیر حسین حقیر، طیب رمیم،
دوره 79، شماره 3 - ( خرداد 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکولیوزدژنراتیو بهطور شایع ستون فقرات لومبار را در افراد مسن درگیر میکند و در نتیجه دژنراسیون فاست و دیسک متعاقب آن بهوجود آمده و منجر به افزایش درد و پیدایش دفورمیتی پیشرونده میشود. با توجه به اهمیت نتایج حاصل از لانگفیوژن و میزان اصلاح کرونال و ساژیتالایمبالانس در بیماران با اسکولیوزدژنراتیو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نتایج جراحی لانگ فیوژن در بیماران با اسکولیوزدژنراتیو ناحیه لومبوساکرال انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر بهصورت کوهورت آیندهنگر از شهریور 1397 تا شهریور 1398 در مبتلایان به اسکولیوزدژنراتیو کاندید جراحی مراجعهکننده به بیمارستان الزهرای اصفهان انجام شد. اطلاعات پایه بیماران شامل سن، جنس، محل آناتومیک انحراف و لغزش مهره، درجه شدت انحراف براساس زاویه کاب و تعداد دفعات جراحی پیشین بررسی و ثبت شد. مشخصات جراحی انجام شده برای بیمار از پرونده پزشکی شامل رویکرد مورد استفاده، محل آناتومیک ایجاد فیوژن، انجام یا عدم انجام دکمپرشن و تعداد سطوح دکمپرشن و فیوژن، میزان خونریزی حین جراحی، مدت زمان جراحی استخراج گردید.
یافتهها: در این مطالعه 11 بیمار زن شرکت داشتند. میانگین سنی بیماران 64-55 سال با انحراف معیار 67-7 سال بود. کمترین سن 40 سال و بیشترین سن 66 سال بود. علایم بیماران شامل درد کمر-درد پا (سه مورد)، دردکمر-لنگش عصبی (دو مورد) و درد کمر-درد پا-لنگش عصبی ( شش مورد) بود. همه بیماران تحت دو مرحله عمل جراحی قرار گرفتند. میانگین خونریزی و زمان عمل جراحی در جراحی دوم کاهش معناداری نسبت به جراحی اول داشت.
نتیجهگیری: جراحی لانگ فیوژن در بیماران با اسکولیوزدژنراتیو لومبوساکرال باعث کاهش معناداری در میانگین انحراف، درد بیمار و شدت ناتوانی شش ماه پس از عمل جراحی گردید.
رایکا جمالی، رضا زمانی، طیب رمیم،
دوره 79، شماره 5 - ( مرداد 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ضایعهInlet patch بافت اپیتیلیوم ستونی معده در خارج از معده است. با علایمی مانند احساس توده در گلو، سرفه مزمن و لارنژیت همراه است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط احساس توده در گلو و اختلال ساختاری Inlet patch در بیماران مبتلا به بیماری ریفلاکس گاستروازوفاژیال انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهروش مورد-شاهد در بیماران مراجعهکننده به بخش آندوسکوپی بیمارستان سینا تهران از مهر 1397 تا مهر 1398 انجام شد. بیماران با تشخیص ریفلاکس معده به مری و اندیکاسیون آندوسکوپی وارد مطالعه شدند. علایم Inlet patch از جمله احساس توده در گلو مشخص و ثبت شد. فراوانی احساس توده در گلو در گروه بیماران با اختلال ساختاری Inlet patch (گروه بیمار) و بدون آن (گروه شاهد) مقایسه گردید.
یافتهها: بیماران شامل42 مرد (42%) و 58 زن (58%) بودند. میانگین سنی بیماران 35/10±17/41 سال (18 تا 77 سال) بود. شدت ریفلاکس خفیف 57%، ریفلاکس متوسط 27% و ریفلاکس شدید 16% بود. 28% بیماران احساس توده در گلو و 12 بیمار دارای Inlet patchبودند. ارتباط آماری معناداری میان Inlet patch و احساس توده در گلو وجود داشت (001/0=P). بیماران واجد Inlet patch احساس توده در گلو داشتند. 8/81% بیماران بدون Inlet patch احساس توده در گلو نداشتند. اختلاف آماری معنادار میان دو گروه دارا و بدون Inlet patch از نظر احساس توده در گلو بهطور کلی و برحسب متغیرهای بالینی مختلف بود (001/0=P).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که Inlet patch با احساس توده در گلو ارتباط معناداری داشته و در بیمار با احساس توده در گلو بدون ازوفاژیت، هرنی هیاتال، سوزش سر دل و سندرم متابولیک میتوان به Inlet patch شک کرد.
مهدی عالمرجبی، سید حمزه موسوی، بهروز صیدی مجد، طیب رمیم،
دوره 80، شماره 2 - ( اردیبهشت 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آبسههای سوپرالواتور 9% آبسههای کریپتوگلاندولار هستند. فیبرین غنی از پلاکت رشد بافتی را تسریع کرده و عفونت را کاهش میدهد، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آن بر بهبود زخمهای ناشی از فیستولها و پیشگیری از عود انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی یک سوکور در بیماران مراجعهکننده به درمانگاه جراحی بیمارستان رسول اکرم (ص) از فروردین 1397 تا فروردین 1399، با تایید کالکشن سوپرالواتور انجام شد. پیش از عمل جراحی، امتیاز وکسنر (Wexner Score) در همه بیماران تعیین شد. حین عمل جراحی مسیر فیستولها و حفرهها شناسایی گردیده و با مقدار مورد نیاز فیبرین غنی از پلاکت پر شد. نتایج بالینی یک روز، تا دو ماه هفتهای یکبار و سپس هر یک ماه تا بهبودی کامل و سپس شش ماه پس از جراحی بررسی شد.
یافتهها: تعداد 10 نفر در آنالیز نهایی شرکت داده شدند. میانگین سنی بیماران 20/33 سال بود (46-26 سال). سه نفر سابقه جراحی آبسه پریآنال، دو نفر سابقه جراحی فیستول و یک نفر سابقه جراحی فیشر داشتند. میانگین زمان بسته شدن حفره 2/14 روز بود (22-10روز). دو نفر (20%) مبتلا به تب و دو نفر (20%) دچار عفونت ناحیه عمل جراحی شدند. خونریزی و عود در هیچکدام از بیماران مشاهده نگردید. میانگین امتیاز وکسنر پیش از عمل 76/0±80/0 بود که پس از عمل به مقدار 68/0±50/0 کاهش یافت (045/0=P).
نتیجهگیری: استفاده از فیبرین غنی از پلاکت برای ترمیم فیستول پیچیده روشی است که بهراحتی قابل تکرار است و با حداقل عوارض جانبی میتواند موجب بهبود زخمهای ناشی از فیستولهای دارای کالکشن سوپرالواتور گردد.
بهناز ورامینیان، مرضیه قلمکاری، طیب رمیم، معصومه روحانینسب،
دوره 80، شماره 8 - ( آبان 1401 )
چکیده
متاستازهای پوستی ناشی از سرطان پستان معمولاً در مراحل پیشرفتهتری از سیر بیماری رخ میدهند ولی گاهی اوقات ممکن است بهصورت اولین تظاهر بالینی سرطان پستان یا اولین شواهد عود تومور پیشین باشند. این تظاهرات بهطور قابلتوجهی میزان بقا را کاهش میدهند. متاستاز پوستی ناشی از سرطان پستان تظاهرات متفاوتی دارد. متداولترین تظاهرات ندولها هستند. این ندولها نرم، گرد یا بیضی، متحرک، محکم و دارای بافت الاستیکی هستند و میتوانند منفرد یا متعدد باشند، اغلب به رنگ گوشتی هستند، اما میتوانند به رنگ قهوهای، سیاه مایل به آبی، صورتی تا قرمز قهوهای نیز باشند. تشخیص افتراقی شامل لنفوم پوستی، انفیلتراسیون لکوسیتها داخل پوست و متاستاز پوستی میباشد. ضایعات متاستاتیک پوستی غالباً به اشتباه بهعنوان ضایعات خوشخیم تشخیص داده میشوند. شناخت سریع آنها برای جلوگیری از درمان طولانیمدت ضدالتهابی که تشخیص صحیح را به تأخیر میاندازد، مهم است. بنابراین، برای رد کردن متاستاز، باید ضایعات غیرمعمول یا ندولار در بیمارانی که سابقه بدخیمی سیستمیک یا مشکوک به بدخیمی دارند را برای بیوپسی مدنظر قرار داد. متاستاز پوستی معمولاً نشانهای از بیماری گسترده است و ممکن است در بیشتر موارد قابل درمان نباشد. گزینههای درمانی شامل درمانهای سیستمیک و/یا موضعی هستند. متاستازهای پوستی گسترده، به درمان سیستمیک نیاز دارند. برای متاستازهای ضخیمتر پوست، پرتودرمانی، برش (Resection) جراحی یا الکتروشیمی، بهصورت مونوتراپی و یا ترکیبی اندیکاسیون دارد.