44 نتیجه برای مرگ
حسن بابامحمدی، عباسعلی ابراهیمیان، فاطمه پاکنظر، حجت ترکمندی،
دوره 74، شماره 7 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: توانایی تشخیص شدت وخامت بیماری در کسانی که حیات آنها بهطور کامل به بستری شدن در بخش مراقبت ویژه وابسته است، از نظر بالینی بسیار ارزشمند است. هدف این مطالعه بررسی کارآیی بالینی مقیاس سوفای اصلاح شده (Modified sequential organ failure assessment, MSOFA) جهت پیشبینی مرگومیر و طول مدت اقامت بیماران در بخش مراقبتهای ویژه بود.
روش بررسی: این یک مطالعه توصیفی تحلیلی از نوع گذشتهنگر بود که بر روی پرونده بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه بیمارستان کوثر سمنان در طول چهار هفته در فروردین و اردیبهشت سال 1395 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه دادههای دموگرافیک و معیار سوفای اصلاح شده بود.
یافتهها: از بررسی 105 پرونده بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه در سال 1394 مشخص گردید که 7/45% بیماران فوت، 2/%15 ترخیص و 39% به بخش انتقال یافته بودند. نتایج منحنی راک و آنالیز رگرسیون لجستیک نشان داد که این معیار برای پیشبینی وقوع مرگومیر و مدت اقامت بیماران در بخش ویژه از حساسیت و ویژگی متوسطی برخوردار بوده (743/0-527/0 CI=، 635/0 Area=) و هر یک واحد افزایش نمره سوفای اصلاح شده با افزایش 32 درصدی شانس مرگ همراه بود (001/0P=، 555/1، 129/195% CI:، 325/1OR=). همچنین هر یک واحد افزایش نمره سوفای اصلاح شده با افزایش 19 درصدی میزان اقامت بیمار در بخش ویژه همراه بود (015/0P=، 371/1، 034/195% CI:، 191/1OR=).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که مقیاس سوفای اصلاح شده ابزار مناسبی جهت پیشبینی طول مدت اقامت و میزان مرگومیر بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه نیست.
مجید کرمانی، محسن دولتی، احمد جنیدی جعفری، روشنک رضایی کلانتری،
دوره 74، شماره 12 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی هوا بهویژه پدیده ریزگردها و ذرات معلق موجب مرگ تعداد زیادی از شهروندان شده و بیماریهای مختلف از جمله بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی را ایجاد میکنند. بنابراین مطالعه حاضر با هدف کمیسازی اثرات بهداشتی منتسب به ذرت معلق کوچکتر از μm 10 تهران طی دهه گذشته (1384-1393) انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی بود. فرایند انجام این مطالعه 12 ماه بهطول انجامید. محل انجام پژوهش گروه مهندسی بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. ابتدا دادههای ساعتی از شرکت کنترل کیفیت هوای شهر تهران و اداره کل محیط زیست تهران دریافت گردید. سپس بر اساس معیارهای سازمان بهداشت جهانی، اعتبارسنجی گردیده و شاخصهای آماری مورد نیاز جهت کمیسازی اثرات بهداشتی در نرمافزار Excel محاسبه گردید. در نهایت برآورد تعداد موارد کل مرگ، مرگ قلبی-عروقی و تفسی و بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی با استفاده از مدل AirQ انجام گرفت.
یافتهها: تعداد موارد کل مرگ، مرگ ناشی از بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی بهترتیب ناشی از مواجهه با ذرات معلق در مجموع دهه گذشته 17776، 12121 و 3306 مورد بود. همچنین مجموع تعداد موارد مراجعه به بیمارستان به علت بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی در دهه گذشته بهترتیب 20990 و 54352 نفر طی سالهای 1393-1384 بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج اثرات و پیامدهای بهداشتی ناشی از مواجهه با ذرات معلق در کلانشهر تهران بسیار شدید میباشد و موجب افزایش مرگ و میر و بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی در میان شهروندان میگردد.
بابک مصطفیزاده، محمد حسین کمالالدینی، فارس نجاری،
دوره 75، شماره 6 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: دادههای مرگومیر درست و دقیق بهمنظور برنامهریزیها امری ضروری است. هدف از این مطالعه بررسی انطباق گواهیهای فوت صادر شده با اصول صحیح علمی میباشد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی گذشتهنگر، با استفاده از دادهها در پرونده بالینی از اول فروردین سال ۱۳۹۲ تا پایان اسفند ۱۳۹۳ در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی پروندههای فوتی در بیمارستان شهدای تجریش و مدرس تهران بوده که با روش سرشماری انتخاب و دادههای آن استخراج شده است.
یافتهها: ۴۵/۶% از گواهیهای فوت توسط متخصص پزشکی قانونی صادر و ۷۶/۴% از گواهیهای فوت، علت مرگ با پرونده بالینی فرد همخوانی داشته و ۲۳/۶% از موارد همخوانی نداشته است. در ۶۴/۸% موارد کد ۱۰-ICD درست درج شده است.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که گواهی فوت توسط متخصصین پزشکی قانونی بهصورت صحیح و اصولیتر تکمیل شده است.
فرزین حلبچی، احمد شهیدزاده ماهانی، توحید سیف برقی،
دوره 75، شماره 9 - ( 9-1396 )
چکیده
مرگ ناگهانی قلبی در ورزش رویدادی نادر، ولی تأسفبار است و توجه رسانهها و عموم را به خود جلب میکند. ورزش در افراد مبتلا به بیماری قلبی بهعنوان ماشهای برای مرگ ناگهانی قلبی عمل میکند. خطر مرگ ناگهانی در ورزشکاران جوان مبتلا به بیماری قلبی-عروقی ۵/۲ برابر بیشتر از افراد غیر ورزشکار است. بیش از ۹۰% از موارد مرگ ناگهانی قلبی در حین جلسه تمرین یا مسابقه، یا بلافاصله پس از آن اتفاق میافتند. میزان بروز مرگ ناگهانی قلبی در هر جمعیتی از جمله ورزشکاران بسته به عوامل متعددی مانند جنس، سن، نژاد، ملیت، روشهای غربالگری تشخیصی و اقدامات پیشگیری از مرگ ناگهانی متفاوت است. همچنین میزان بروز مرگ ناگهانی به تعریف مورد استفاده و چگونگی انجام تشخیص بستگی دارد. اختلالات متفاوت قلبی- عروقی ممکن است به مرگ ورزشکاران جوان منتهی شوند و کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک، ناهنجاریهای مادرزادی عروق کرونر، دیسپلازی آریتموژنیک بطن راست و پارگی آئورت از جمله شایعترین علل آن هستند. از آنجا که ایست قلبی ناگهانی در ورزشها جز در موارد معدودی، غیر قابل برگشت است، اتخاذ راهبردهای ملی مناسب برای کاهش بار مرگ ناگهانی در ورزشکاران جوان لازم است. بهنظر میرسد دو راهبرد اصلی برای نیل به این هدف وجود دارد: الف- پیشگیری اولیه با استفاده از ارزیابی هدفمند پیش از ورزش. این ارزیابیها باید بر مبنای استانداردهای ملی و پذیرفته شده عمومی استوار بوده و توسط متخصصان مجرب انجام شوند. ب- تدوین پروتکلهای مبتنی بر شواهد و روزآمد برای انجام زودرس و مؤثر احیای قلبی ریوی، حضور کادر پزشکی مجهز در تمامی رویدادهای ورزشی و گنجاندن آموزش احیای قلبی ریوی در تمامی دورههای تربیت مربی.
سیروس نعیمی،
دوره 75، شماره 12 - ( 12-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: از مشکلات اصلی سرطان وجود عدم تعادل مابین رشد سلولی و مرگ سلولی میباشد که بهدلیل تغییر در میزان بیان ژنهای مربوط به این مکانیسمها است. از جمله ژنهای دخیل در این امر میتوان به ژن Death-associated protein kinase (DAPK) اشاره نمود. مطالعات نشان داده است که بیان ژنها تحت تاثیر متیلاسیون نواحی پروموتری قرار میگیرد. هدف از این مطالعه، بررسی میزان بیان ژن مذکور و تاثیر متیلاسیون بر میزان بیان این ژن و ارتباط آن با ایجاد سرطان پستان در زنان بود.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، ۸۰ بیمار مبتلا به سرطان پستان و ۸۰ نفر بهعنوان گروه کنترل شرکت داشتند که از شهریورماه ۱۳۹۳ تا اسفند ۱۳۹۵ به بیمارستانهای شهید فقیهی و نمازی شیراز مراجعه کرده بودند. این مطالعه در مرکز تحقیقات ژنتیک دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون انجام گردید. از لنفوسیتهای خون محیطی افراد مورد مطالعه، جهت استخراج mRNA و ساختن cDNA و جداسازی DNA استفاده شد و جهت تعیین میزان بیان ژن و متیلاسیون بهترتیب از روش Real-time PCR و Methylation-specific (MS)-PCR استفاده شد.
یافتهها: میزان بیان ژن DAPK در بیماران و افراد سالم تفاوت معناداری را نشان داد به این صورت که بیان آن در بیماران نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشت (۰/۰۱۵۶P=). از طرفی ارتباط معناداری میان بیان ژن یاد شده و متیلاسیون پروموتر ژن وجود نداشت (۰/۱۳P=).
نتیجهگیری: این پژوهش نشان میدهد که، کاهش میزان بیان ژن DAPK در ابتلای افراد به سرطان پستان، نقش موثری را ایفا مینماید.
علیرضا آتشی، شهرام امینی، عرفان قاسمی، شیما شیبانی، سعید اسلامی،
دوره 76، شماره 4 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستم اروپایی EuroSCORE پیشبینی کننده مرگومیر ۳۰ روزه پس از جراحی قلب است. هدف این مطالعه، ارزیابی نحوه پیشبینی این مدل برای گروهی از بیماران تحت جراحی قلب باز بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی آیندهنگر، از دادههای بیماران تحت جراحی قلب بستری در بیمارستان امام رضا (ع) (مشهد) از فروردین ۱۳۹۳ تا اسفندماه ۱۳۹۴ مقادیر مدل محاسبه شد. با مقایسه میزان مرگومیر مشاهده شده و مورد انتظار بیماران، میزان حساسیت، ویژگی، سطح زیر منحنی ROC و در نهایت میزان قدرت تمایز مدل با ابزار آنلاین محاسبه و بررسی و دقت مدل ارزیابی گردید.
یافتهها: میزان مرگومیر در بین ۱۳۳۷ بیمار برابر ۴۳ نفر (۳/۲%) بود. با وجود تطبیق خوب، مدل قدرت تمایزی ضعیف (۰/۶۶۷AUC=) و همچنین دقت پایینی با حساسیت معادل ۶۱/۸۸% و ویژگی ۶۶/۲۳% به نمایش گذاشت.
نتیجهگیری: نتایج حاصله، عملکرد و دقت ضعیف مدل EuroSCORE II را نمایش میدهد. به این ترتیب این مدل برای پیشبینی مرگومیر سی روزه پس از جراحی و تصمیمگیریها قابل اعتماد نیست.
رستم زالوند، مهدی یاسری، علیمحمد مصدقراد، مریم تاجور،
دوره 77، شماره 2 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی عوامل تعیینکننده مرگ مادران بهمنظور سیاستگذاری علمی و درست برای کاهش مرگ مادران ضروری است. هدف این مطالعه تعیین روند عوامل موثر بر مرگ مادران در ایران و نقش هر یک از این عوامل در بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ میلادی بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه کمی از نوع مطالعات طولی است و از اسفند ۱۳۹۶ تا آذر ۱۳۹۷ در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ابتدا، با انجام یک مرور نظاممند در دنیا، ۳۲ عامل مرتبط با مرگ مادران شناسایی شد. سپس، دادههای مربوط به عوامل شناسایی شده از طریق مراجعه به منابع داخلی مانند وزارت بهداشت و منابع خارجی مانند سایتهای بانک جهانی، سازمان جهانی بهداشت و سازمان ملل متحد جمعآوری شدند. در نهایت، پس از طی فرآیند آمادهسازی و مدیریت دادهها، ۱۲ شاخص تعیین شد و ارتباط آنها با مرگ مادران با استفاده از مدلهای رگرسیونی بررسی شد.
یافتهها: میزان مرگ مادران در ایران در بازه زمانی ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ میلادی حدود ۸۰% کاهش یافت. افزایش شاخصهای اشتغال، سهم بودجه سلامت و پوشش واکسیناسیون و کاهش میزان باروری کل و سهم پرداختی از جیب منجر به کاهش معنادار مرگ مادران شد. همچنین، عملکردهای سیاسی، شهرنشینی، درآمد سرانه، دسترسی به محیط بهداشتی و امکانات رفاهی رابطه معناداری با کاهش مرگ مادران نشان دادند. تحصیلات و امید به زندگی رابطه معناداری با کاهش مرگ مادران نداشتند.
نتیجهگیری: مرگ مادران در ایران در ربع قرن گذشته کاهش چشمگیری داشت. مرگ مادران افزونبر عوامل فردی و بهداشتی، تحت تأثیر عوامل کلان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی میباشد.
خدیجه سراوانی، محمدحسین کمالالدینی، محبوبه عسگری،
دوره 77، شماره 7 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین ریزبینانه علل مرگومیر در کشورهای در حال گسترش اهمیت ویژهای دارد. بنابراین بر آن شدیم تا مطالعهای بر موارد مرگومیر اجساد زیر ۱۸ سال ارجاع داده شده به سالن تشریح پزشکی قانونی تهران انجام دهیم.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی بر روی تمامی مرگهای کمتر از ۱۸ سال ناشی از حوادث که برای تعیین علت فوت به پزشکی قانونی تهران ارجاع داده شده بودند، انجام شد.
یافتهها: در سال ۱۳۹۳ تعدا کل موارد ارجاعی زیر ۱۸ سال به سالن تشریح استان تهران ۴۹۵ مورد و در سال ۱۳۹۴ ۵۰۸ مورد بوده است. تعداد مرگومیر از سال ۱۳۹۳ به ۱۳۹۴ سیر افزایش داشته است و شایعترین علت مرگومیر، حوادث، مرگ مشکوک، خودکشی و تصادف بوده است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که بیشترین عامل مرگومیر، مرگ مشکوک، خودکشی و در نهایت تصادف میباشد.
مسعود محمدی، علیاکبر ویسی رایگانی، رستم جلالی، اکرم قبادی، نادر سالاری، میترا همتی،
دوره 77، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مرگومیر نوزادان بهعنوان یک شاخص استاندارد برای توسعه سیستمهای مراقبت بهداشتی هر کشور حایز اهمیت است. با توجه به اینکه در مطالعات انجامشده در کشور آمارهای متفاوتی از شیوع مرگومیر در نوزادان در بخش مراقبتهای ویژه را ارایه داده و شیوع کلی آن در کشور ایران همسان نیست، بنابراین هدف این مطالعه مروری سیستماتیک و متاآنالیز تعیین شیوع کلی مرگومیر نوزادان بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانهای ایران میباشد.
روش بررسی: پژوهش کنونی با روش متاآنالیز و در بررسی پایگاههای Scientific Information Database (SID), Magiran، Medline (PubMed) و Scopus و ScienceDirect و Google Scholar از فروردین ۱۳۸۰ تا شهریور ۱۳۹۷ انجام شد. پس از بررسی، ۱۲ مقاله انتخاب و با استفاده از مدل اثرات تصادفی بهوسیله نرمافزار Comprehensive meta-analysis, version ۳ (Biostat, Englewood, NJ, USA) تحلیل شد.
یافتهها: شیوع کلی مرگومیر نوزادان بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانهای ایران ۲۱/۸% (۳۱/۶-۱۴/۴% CI ۹۵%)، بیشترین شیوع مرگومیر در نوزادان بخش مراقبتهای ویژه در اصفهان با ۶۴/۴% (۷۰/۹-۵۷/۵% CI ۹۵%) و کمترین شیوع مرگومیر در نوزادان بخش مراقبتهای ویژه بابل با ۵/۱% (۶/۷-۳/۸% CI ۹۵%) بهدست آمد. با افزایش حجم نمونه در مطالعات مورد بررسی، شیوع مرگومیر نوزادان کاهش معناداری یافت. همچنین با افزایش سال انجام پژوهش، فراوانی مرگومیر نوزادان بخش مراقبتهای ویژه افزایش پیدا کرد (۰/۰۵P<).
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای مرگومیر نوزادان بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانهای ایران لازم است سیاستگزاران سلامت در زمینه افزایش آگاهی والدین و همچنین اقدامات موثر درمانی، تصمیمات موثری را مدنظر قرار دهند.
سعید بکائی، حسامالدین اکبرین، بهناز بیگی، احسان موسی فرخانی،
دوره 78، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بهدلیل تغییر سبک زندگی افراد بیماریهای منتقله از راه غذا رو به افزایش است. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان مرگومیر در اثر این بیماریها صورت گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۰ تا اسفند ۱۳۹۷ انجام گرفت، دادههای مربوط به متوفیان ثبت شده براساس سیستم کددهی بینالمللی بیماریها ICD-۱۰ از سامانه ثبت و طبقهبندی علل مرگومیر ایران برای مرگ در اثر بیماریهای منتقله از راه آب و غذا استخراج گردید. متغیرهای مورد بررسی شامل سن، جنسیت، ملیت و محل سکونت افراد بود.
یافتهها: بیشترین موارد مرگ در سن ۶۰ سال و بالاتر (۰/۰۰۱<P) و در مردان رخ داد (۰/۱۱۰P=). غالب متوفیان از افراد ساکن مناطق شهری (۰/۰۰۰۱>P) و در فصول گرم گزارش شدند. در این مطالعه میزان مرگ خام ۱۰ مورد به ازای هر یک میلیون نفر از جمعیت بهدست آمد.
نتیجهگیری: بین میزان رخداد مرگ در اثر عوامل باکتریایی مختلف، تفاوت چشمگیری وجود داشت.
سید حسین موسوینژاد، آرزو امیری، فروزان فارس،
دوره 78، شماره 12 - ( 12-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مرگ ناشی از صاعقه بهطور طبیعی جز حوادث محسوب شده و مشکل خاصی برای پاتولوژیست قانونی ایجاد نمیکند. ولی گاه جسد در فضای باز و بدون آثار خاصی پیدا میشود و ممکن است در خصوص مرگ تردیدهایی وجود داشته باشد.
معرفی بیمار: اصابت ناگهانی صاعقه به یک مرد 23 ساله در عصر یک روز در مهر 1397 که جهت تفریح همراه با دوستان خود به یکی از پارکهای جنوب تهران رفته بود منجر به مرگ وی گردید. پس از انتقال جسد جوان مذکور به پزشکی قانونی طی حدود 14 ساعت بعد معاینه ظاهری صورت گرفت که نمای لیخنبرگ (برگ سرخس) روی قسمت فوقانی میانی قدام تنه مشهود بود.
نتیجهگیری: نمای لیخنبرگ بهعنوان تصویری از صاعقه شناخته شده و سرنخ مهم برای برخورد صاعقه با افراد یا اجساد است. این نما یک پدیده فیزیکی با نواحی قرمز رنگ و درختی شکل روی پوست است که ظرف یک ساعت پس از اصابت آذرخش ایجاد میشود و معمولا 24 تا 48 ساعت بعد ناپدید میگردد.
بهاره حسنی کارمزدی، علیرضا مردمی، سعید عابدیان کناری،
دوره 79، شماره 8 - ( 8-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای بنیادی مزانشیمی از جمله سلولهای استرومایی غیرخونساز میباشند که با فعالیت تعدیلکنندگی سیستم ایمنی در درمان بسیاری از بیماریهای مزمن و خودایمن کاربرد دارند. با توجه به محدودیتهای استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی اتولوگ، استفاده از سلولهای بنیادی آلوژن رویکرد درمانی امیدبخشی در درمان بیماریهای ایمونولوژیک میباشد. هدف از این مطالعه، بررسی توانایی سلول بنیادی مزانشیمی آلوژن در القا PD-L1 در سطح لنفوسیتهای آلوژن و ارزیابی تولرژنیسیته سلولهای حاصل میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از بهمن 1397 تا آذر 1399 در گروه ایمونولوژی دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. سلولهای بنیادی مزانشیمی جداشده مغز استخوانهای ران و درشت نی موش C57 را با سلولهای طحالی آلوژن مجاور کرده و پس از 72 ساعت میزان بیان PD-L1 را در سطح لنفوسیتهای طحالی با استفاده از فلوسایتومتری سنجیدیم. همچنین میزان سایتوکینهای IFN-γ و IL-10 در سوپرناتانت کشت سلولی اندازهگیری شد. سپس سلولهای مزبور را بهعنوان محرک در واکنش لنفوسیتی مختلط با سلولهای طحالی موش C57 مواجه کرده و میزان تکثیر توسط تست CFSE ارزیابی گردید.
یافتهها: میزان لنفوسیتهای PD-L1+ پس از مجاورت با سلولهای بنیادی مزانشیمی آلوژن به شکل قابلتوجهی افزایش یافت. مقدار سایتوکینهای IFN-γ و IL-10 در سوپرناتانت نیز افزایش معناداری داشت. سلولهای مذکور در واکنش لنفوسیتی مختلط موجب کاهش تکثیر سلولهای طحالی آلوژن به نسبت گروه کنترل گردیدند.
نتیجهگیری: سلولهای بنیادی مزانشیمی آلوژن با القا مولکول PD-L1 در سطح لنفوسیتها، موجب شکلگیری سلولهای تولرژنیکی میشوند که میتواند موجب کاهش پاسخهای آلوژنیک گردد.
سعید ناطقی، فروغ گودرزی، صمد تقوی نمین، عاطفه رسولی، اکرم خلیلی نوشآبادی، صفیه محمدنژاد،
دوره 79، شماره 9 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سن، ریسک فاکتور قوی در افزایش خطر شدت و مرگ ناشی از بیماری COVID-19 است. از آنجایی که سالمندان بخش بزرگی از بیماران COVID-19 را تشکیل میدهند، بنابراین مطالعه حاضر جهت ارزیابی شدت بیماری در سالمندان بستری بهدلیل COVID-19 و تاخیر در مراجعه به بیمارستان و مرگ ناشی از آن برای مدیریت بهتر بیماری انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه کوهورت گذشتهنگر حاضر برروی 444 سالمند مبتلا به COVID-19 بستری از اول فروردین 1399 تا اواخر مهر سال 1399 در بیمارستان بهارلوی تهران انجام گرفت. بیماران براساس شدت بیماری به سه گروه متوسط، شدید و خیلی شدید تقسیم شدند. ازآزمون Analysis of variance برای مقایسه دادههای کمی و از آزمون Chi-square test برای بررسی متغیرهای کیفی در گروههای بیماری استفاده شد.
یافتهها: از بین 444 شرکتکننده، 73% به نوع متوسط و 15% به نوع شدید و12% به نوع بسیار شدید بیماری مبتلا شده بودند. میانگین سن 42/8±90/72 بود. زمان شروع علایم تا مراجعه به بیمارستان بهطور متوسط هفت روز بود. در سالمندان با فرم بسیار شدید بیماری، دیسپنه تنفسی(002/0P=) و افت سطح هوشیاری (0001/0P<) بالاتر بود. زمان بستری در بیمارستان بهطور متوسط هفت روز بود. در فرم بسیار شدید تا 11روز ادامه داشت. مرگ و بستری در ICU در بیماران فرم بسیار شدید بیماری بیشتر بود. با افزایش تاخیر در روزهای مراجعه به بیمارستان شدت بیماری و مرگومیر افزایش پیدا کرده است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل ازمطالعه نشان داد که طولانی شدن زمان شروع علایم تا مراجعه به بیمارستان پیشآگهی را در سالمندان بدتر کرده و همچنین باعث تشدید بیماری و افزایش مرگومیر در سالمندان میشود.
احمد شالباف، نسرین امینی، هادی چوبدار، مهدی مهدوی، عاطفه عابدینی، رضا لشگری،
دوره 79، شماره 12 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پیشبینی زودهنگام وضعیت بیماران مبتلا به کووید 19 میتواند با تخصیص منابع و برنامهریزی درمانی، خطر مرگومیر را در این بیماران کاهش دهد. این مطالعه یک سیستم دقیق و سریع برای پیشبینی مرگومیر بیماران با استفاده از ویژگیهای دموگرافی، علایم حیاتی و دادههای آزمایشگاهی معرفی میکند.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی که از اردیبهشت 1399 تا خرداد 1400 در تهران انجام شده است، 41 ویژگی از 244 بیمار مبتلا به کووید 19 در اولین روز بستری شدن در بیمارستان ثبت شد. این ویژگیها به هشت گروه مختلف به نامهای ویژگیهای دموگرافی و علایم حیاتی، شش گروه مختلف آزمایش خون شامل تستهای شمارش کامل سلولهای خون، انعقادی، کلیه، کبد، گاز خون و ویژگیهای عمومی طبقهبندی شدند. در این مطالعه، ابتدا اهمیت هر یک از ویژگیهای استخراج شده و سپس هشت گروه از ویژگیها برای پیشبینی مرگومیر بیماران مبتلا به کووید 19 بهطور جداگانه بررسی شدهاند. در نهایت، بهترین ترکیب گروههای مختلف ویژگیها ارزیابی شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که ترکیب ویژگیها در گروه شمارش کامل سلولهای خون دارای بالاترین AUC با مقدار 57/95 است. افزونبراین، ترکیب سه گانه ویژگیها در علایم حیاتی، شمارش کامل خون و انعقادی دارای بالاترین AUC با ارزش 54/96 است.
نتیجهگیری: سیستم پیشنهادی ما میتواند بهعنوان یک ابزار قابلقبول برای غربالگری بیماران مبتلا به کووید 19 با خطرات مرگومیر بالا مورد استفاده قرار گیرد.
حمیدرضا شتابی، مهرداد نوروزی، حسین محجوبیپور، آناهیتا ناویافر،
دوره 80، شماره 6 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کروناویروس در سال 2019 بهعنوان یکی از علل اصلی مرگومیر در سراسر جهان شناخته شد. در گزارشات نرخ مرگومیر در افرادی که به تهویه مکانیکی نیاز دارند از 50 تا 97% متغیر است. هدف از مطالعه حاضر بررسی پیامد بیماری کووید-19 براساس متغیرهای مختلف در بیماران تحت تهویه مکانیکی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی 160 بیمار با تشخیص قطعی کووید-19 تحت تهویه مکانیکی بستری دربخش مراقبتهای ویژه بیمارستان (ICU) الزهرا اصفهان از فروردین 1399 تا اسفند 1399 انجام شد.
یافتهها: نرخ کلی مرگومیر در بین بیماران تحت تهویه مکانیکی برابر با 5/62% بود. میانگین سنی بیماران 87/17±99/69 سال و میانگین مدت زمان بستری در بیماران زنده مانده 73/11±47/15 روز و فوت شده 14/69±21/55 روز بود. میانگین سنی افراد فوت شده (16/59±65/71) بهصورت معناداری بالاتر از گروه زنده مانده (21/17±53) بود (0001/0=P). مدت زمان بستری در بیمارستان در گروه فوت شده بهصورت معناداری بیشتر از گروه زنده مانده بود (005/0P=). در نتایج، مد ونتیلاتور و دریافت اینوتروپ (Inotrope) حین درمان شانس مرگومیر را در بیماران تحت تهویه مکانیک افزایش داد (001/0P=). بین بیماریهای زمینهای فشارخون، بیماری کلیوی و بیماری خود ایمنی با مرگومیر در بیماران نیز رابطه معناداری یافت شد (05/0P>).
نتیجهگیری: عوامل مختلفی شامل سن، مدت اقامت در بیمارستان، بیماریهای همراه مثل فشارخون، بیماری کلیوی و خود ایمنی ممکن است بر پیامد بیماران بدحال بستری در ICU که تحت تهویه مکانیک هستند تأثیرگذار باشد. بیمارانی که هنگام بستری در ICU نیاز به تهویه تهاجمی طولانیمدت و استفاده از داروهای اینوتروپ جهت حفظ وضعیت قلبی عروقی دارند در خطر بیشتری جهت مرگومیر قرار دارند.
کیهان مصطفوی، فریبا قربانی، مجتبی مخبر دزفولی، مهدیه حضرتی، احسان علیبیگی، نفسیه محمدیزاده،
دوره 80، شماره 8 - ( 8-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مسائل اخلاقی پیوند اعضا بهتازگی به کرات مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به آمار بالای مرگومیر بیماران در لیست انتظار پیوند، از مهمترین چالشهای اخلاقی پیوند اعضا، کمبود ارگانهای پیوندی و روشهای حل این معضل میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش به صورت مرور مقالات به بررسی ملاحظات اخلاقی مورد نیاز در استفاده از موارد مرگ قلبی جهت تامین عضو در ایران پرداخته شده است.
یافتهها: بسیاری از اقدامات انجام شده جهت افرایش تعداد ارگانهای فراهمآوری شده از موارد مرگ مغزی در دنیا هنوز نتوانسته فاصله میان عرضه و تقاضا را در پیوند اعضا کمتر نماید. از اینرو از سالهای 1980 برنامه پیوند اعضا از مرگ قلبی (Non-heart-beating donor) دهندگان با ایست قلبی برگشتناپذیر در دنیا مجدداً مورد بازنگری و استفاده قرار گرفت. براساس دستهبندی ماستریت(Maastricht classification) ، دهندگان ایست قلبی در دو دسته کلی کنترل نشده و کنترل شده جای میگیرند. گروه اهدای عضو ایتالیا تیپ شش یا دهندگان با جریان خون غیرطبیعی که روی Extracorporeal membrane oxygenation (ECMO)هستند را اخیراً معرفی کرده است .در خصوص فراهمآوری اعضا از اهداکنندگان بدون ضربان قلب، ملاحظات اخلاقی زیادی وجود دارد که هم شامل دهنده و هم شامل گیرنده پیوند میباشد، از اینرو با توجه به اینکه شرایط بالینی دهنده مرگ مغزی در بعضی مواقع بسیار ناپایدار است، پیش از اهدای عضو ممکن است قلب دچار ایست شود. در این موارد امکان برداشت عضو پس از بروز وضعیت مرگ قلبی در دهندهای که مرگ مغزی بوده، وجود دارد.
نتیجهگیری: لازم است ملاحظات اخلاقی لازم در خصوص اهدای عضو از موارد مرگ قلبی تدوین و قوانین لازم تصویب گردد.
حسن بسکابادی، مریم ذاکریحمیدی،
دوره 80، شماره 8 - ( 8-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سپسیس نوزادی یک عفونت باکتریایی سیستمیک شدید است که بر پیشآگهی نوزادان نارس اثر میگذارد. از اینرو، مطالعه حاضر با هدف بررسی پیشآگهی کوتاهمدت عفونت نوزادی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی روی 729 نوزاد پرهترم مشکوک به عفونت در بخش نوزادان بیمارستان قائم (عج) مشهد طی خرداد 1394 تا خرداد 1400 با نمونهگیری در دسترس انجام شده است. ابزار جمعآوری اطلاعات، چک لیست پژوهشگر ساخته شامل مشخصات نوزادی (سن حاملگی، وزن هنگام تولد، نمره آپگار دقیقه اول و پنجم، وضعیت موقع ترخیص) و یافتههای آزمایشگاهی (تعداد گلبولهای سفید و پلاکتها، C-reactive Protein و کشت خون و مایع مغزی نخاع) بود. پیشآگهی نوزادی از نظر مرگ یا ترخیص بین نوزادان دارای عفونت قطعی و بدون آن، مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: براساس نتایج این مطالعه وزن کم هنگام تولد و سن حاملگی کمتر و نمره آپگار پایینتر ریسک مرگ نوزادی را افزایش میدهد. حدود یک پنجم نوزادان با عفونت قطعی فوت کردند. مرگ ناشی از عفونت حدود پنج برابر گروه نوزادان ترخیص شده بود. 44% از نوزادان مبتلا به سپسیس زودرس و 40% از نوزادان مبتلا به سپسیس دیررس فوت شدند. در موارد مرگ نوزادی ناشی از سپسیس، شایعترین عامل عفونی گرم منفی، آسینتوباکتر و شایعترین عامل عفونی گرم مثبت، انتروکوک بوده است.
نتیجهگیری: عفونت قطعی نوزادان، پیشآگهی آنها را بدتر میکند. بهطوریکه خطر مرگ نوزادان نارس را پنج برابر افزایش میدهد. احتمال مرگ در مننژیت بیش از سپسیس و در سپسیس زودرس بیش از دیررس و در سپسیس ناشی از گرم منفی بیشتر از گرم مثبت میباشد.
فرهاد سلطانی، فروغ دورقی، سعید حسام، فرشته امیری،
دوره 80، شماره 11 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از چالشهای بزرگ در بیماران بستری در بخش ICU بروز Sepsis میباشد. میزان بروز Sepsis در بیماران بستری در بخش ICU، از 3/39%-3/16 گزارش شده است. عوامل زیادی مرگومیر بیماران را تحت تاثیر قرار میدهد از جمله پروتیینهای فاز حاد مانند آلبومین.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع گذشتهنگر بوده که در آن اطلاعات بیماران با تشخیص Sepsis در طی فروردین تا شهریور 1399 که به بیمارستان گلستان اهواز، مراجعه کرده بودند جمعآوری گردید. در مطالعه حاضر بیماران مبتلا به Sepsis بستری بخش ICU که پس از هفت روز به درمان پاسخ ندادند ازنظر مدتزمان بستری، Survival و ارتباط آنها با میزان آلبومین بررسی شدند.
یافتهها: 124 بیمار شامل 64 زن (6/51%) و 60 مرد (4/48%) با میانگین سنی 4/15±4/66 سال وارد مطالعه شدند. میانگین مدتزمان بستری 9/18±4/31 روز بوده که در نهایت 24 بیمار (4/19%) فوت و 100 بیمار (6/80%) از بیمارستان مرخص شدند. سن، میزان آلبومین و پروتیین با پیشآگهی بیماری ارتباط داشتند (001/0>P). همچنین طول مدت بستری در بیماران فوت شده نسبتبه بیماران بهبودیافته بیشتر بوده است (25±7/27 در برابر 1/17±32) (04/0=P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آلبومین تاثیر مستقیمی بر شدت Sepsis دارد و این موضوع بیماران مسن را بیشتر تحت تاثیر قرار میدهد. لذا توصیه میگردد آلبومین بهعنوان یک ریسکفاکتور و یکی از عوامل تاثیرگذار در انتخاب بهترین استراتژی درمانی درنظر گرفته شود که این موضوع با کاهش میزان مرگومیر، کاهش مدتزمان بستری و هزینههای درمان همراه میباشد.
طیبه لکزایی، نیلوفر خوشنام راد، مریم عدالتیفرد، حمیدرضا ابطحی،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود پیشرفت علم پزشکی و پیوند اعضا، پیوند ریه با عوارض و مرگومیر قابلتوجهی همراه است. در ایران، اولین مورد پیوند ریه در سال ۱۳۷۹ در بیمارستان امام خمینی تهران انجام شد. تاکنون بررسی جامعی از بیماران این مرکز صورت نگرفته است، هدف اصلی این پژوهش بررسی وضعیت پیوند ریه در این مرکز است.
روش بررسی: در این مطالعه طولی، بیماران پیوند در مرکز تحقیقات پیوند ریه بیمارستان امام خمینی تهران از فروردین 1379 تا اسفند 1401 موردبررسی قرار گرفتند. دادههای دموگرافیک، بالینی، و اطلاعات مرتبط با وضعیت کنونی و پیگیری بیماران از پروندهها ثبت و استخراج شد. آنالیز آماری مرتبط انجام شد.
یافتهها: در مدت مطالعه، تعداد 20 پیوند ریه در این مرکز انجام شده است. 20% از گیرندگان پیوند، زن و 80% مرد بودهاند. میانگین سن بیماران در زمان پیوند 4/11±3/39 سال بود. جوانترین بیمار در زمان پیوند 22 ساله و مسنترین بیمار 60 ساله بود. بقای یک ساله 70% گزارش شد. مقدار FEV1 میانگین بیماران در سال اول حدود 50% بود. اندیکاسیون پیوند در 70% از بیماران، بیماری بینابینی ریه بود. میانگین بقای بیماران پس از پیوند 6/4±75/5 سال و علت اصلی مورتالیتی، ابتلا به عفونتها بوده است.
نتیجهگیری: وضعیت بقا و عوارض بیماران قابلمقایسه با گزارشهای جهانی مراکز پیوند ریه است. باتوجهبه توسعه پیوند ریه در جهان باید توجه بیشتری به کنترل عفونت، انتخاب صحیح بیماران و مراقبتهای حول جراحی شود تا پیامدهای پیوند ریه بهبود یابد.
سمانه اسلامی، ایمان موسایی، معصومه اندیش، انسیه توانا، امین مرادی، علی تقیپور، احسان موسی فرخانی،
دوره 81، شماره 6 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری آلکاپتونوری از طریق فرآیندی بهنام آکرونوز موجب اختلال در عملکرد اندامها میگردد. مطالعه حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژیک مرگومیر بیماران مبتلا به آلکاپتونوری انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی دادههای مربوط بـه متوفیان ثبت شده براساس سیستم کددهی بینالمللی بیماریها. (ICD-10) از سامانه ثبت و طبقهبندی علل مرگومیر ایـران برای مرگ در اثر بیماری آلکاپتونوری بین اسفند 1392 تا دی سال 1401 استخراج گردید. متغیرهـای مـورد بررسـی شـامل سـن، جنسـیت و وضعیت سکونت افراد بود.
یافتهها: میزان مرگ اختصاصی 31/0 به ازای هر یک میلیون نفر از جمعیت محاسبه گردید. در این مطالعه 90% موارد مرگ، در گروه سنی کمتر از پنج سال بوده است بین رخداد موارد مرگ در اثر آلکاپتونوری با متغیرهای مذکور تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای موجود در مطالعه حاضر، بیشترین موارد مرگ در گروههای سنی پایین رخ میدهد که بهنظر میرسد بررسیهای بیشتر برای شناخت ابعاد مختلف این بیماری مورد نیاز میباشد.