86 نتیجه برای دیابت
پریسا ذاکری، مسعود امینی، اشرف امینالرعایا، فهیمه حقیقت دوست، آوات فیضی،
دوره 79، شماره 9 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی میزان بروز دیابت از طریق شناسایی کلاسهای افراد پیشدیابتی براساس سیر تغییرات سطح قندخون آنها میتواند اطلاعات ارزشمندی را در ارتباط با پیشبینی ابتلا به این بیماری در آینده در این افراد پر خطر فراهم کند. تحقیق حاضر با هدف کلاسبندی بیماران پیشدیابتی براساس بررسی سیر تغییرات قندخون و ارتباط آن با ابتلا بیماری دیابت در آنها انجام شدهاست.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کوهورت آیندهنگر در جریان براساس اطلاعات طرح پیشگیری از دیابت اصفهان (IDPS)، انجام شده است. در این پژوهش از اطلاعات 1228 نفر بیمار پیشدیابتی شرکتکننده از فروردین 1383 تا اسفند 1397 در درمانگاههای مرکز تحقیقات غدد درونریز و متابولیسم اصفهان استفاده شده است. همچنین در این مطالعه مقدار متغیرهای بالینی در سه زمان ثبت شدهاند. تحلیل دادهها با استفاده از مدل درخت رشد کلاس پنهان (Latent Class Growth Trees model, LCGT) در نرمافزار آماری R v4.0.1 (R Core Team, R Foundation for Statistical Computing, Vienna, Austria. http://www.r-project.org) صورت گرفت.
یافتهها: میانگین (انحرافمعیار) سن شرکتکنندگان (86/6)44 سال میباشد. افراد براساس روند تغییرات سطح قندخون به دو کلاس قندخون مختل کم خطر (1165=n) و قندخون مختل پر خطر (63=n) دستهبندی شدند. میانگین قندخون در کلاس اول (28/104) و در کلاس دوم (41/132) برآورد شد.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر ارتباط معناداری بین میزان ابتلا به دیابت و کلاسهای قندخون تشکیل شده براساس سیر تغییرات قندخون در بیماران پیشدیابت مشاهده شد. بنابراین با مدیریت سطح قندخون بیماران پیشدیابتی از طریق مشاوره تغذیه و آزمایشات دورهای میتوان در جهت پیشگیری از ابتلا به دیابت اقدام نمود.
حسین شیروانی، ابراهیم فصیحی رامندی،
دوره 80، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع دو یک بیماری متابولیکی است و بهسرعت در حال افزایش است. (GLUT4) Glucose transporter type 4 و (RBP4) Retinol-binding protein 4 از عواملی هستند که در برداشت گلوکز نقش دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرین هوازی بر بیان ژنهای RBP4 و GLUT4 عضله نعلی در رتهای دیابتی به روش STZ بوده است.
روش بررسی: این پژوهش تجربی، مورخ اردیبهشت 1397 تا شهریور سال 1397 در دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج) انجام شد. 48 رت بهطور تصادفی به چهار گروه کنترل پایه، کنترل12 هفتهای، دیابت، و دیابت و تمرین تداومی متوسط تقسیم شدند. القای دیابت با تزریق استرپتوزوتوسین انجام گردید. پروتکل تمرینی شامل تمرینات هوازی بهمدت 12 هفته پنج جلسهای بود. بیان ژن با روش Real time PCR اندازهگیری شد. تحلیل آماری با نرمافزار SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و رسم نمودارها با نرمافزار GraphPad Prism version 8, (GraphPad Software, USA) انجام شد.
یافتهها: نتایج، افزایش چشمگیر RBP4 در گروه دیابت نسبت به سایر گروهها را نشان داد. در مقایسه دو گروه دیابت و دیابت به همراه تمرین تداومی، متوسط بیان ژن RBP4 در دیابتیهای تمرینی کمتر بیان شده بود. در رابطه با GLUT4 بین گروههای دیابت و دیابت بههمراه تمرین نسبت بههم تفاوت معناداری وجود داشت و همچنین میزان بیان ژن GLUT4 در گروه دیابت بههمراه تمرین نسبت به گروههای دیگر بیشتر بود.
نتیجهگیری: طبق پژوهش حاضر تاثیر تمرین تداومی با شدت متوسط بر بیان ژنهای RBP4 و GLUT4در عضله نعلی نشان داده شد که میتواند در برداشت گلوکز موثر باشد.
ساسان دوگوهر، صابر سلطانی، علی جعفرپور، فاطمه توانگر، سارا اخوان رضایت، مریم غیاثی، مریم نسیمی،
دوره 80، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل اهمیت بالای ارتباط بین پسوریازیس و نارسایی مزمن کلیوی (Chronic Kidney Disease) و عوارض جانبی حاصل از آن، هدف از این مطالعه بررسی شیوع CKD و عوامل موثر بر آن در بین بیماران مبتلا به پسوریازیس در بیمارستان رازی شهر تهران میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر برای جمعآوری اطلاعات، از پروندههای بیمارستانی بیمارانی که طی تیر ماه 1397 تا بهمن ماه 1397 آخرین نوبت بستری ایشان در بخشهای بیمارستان رازی یا مراجعه به درمانگاه پیگیری بوده است، استفاده شده است. استخراج اطلاعات براساس چک لیست اولیهای که برای گردآوری دادهها تنظیم شده بود انجام گرفت سپس تجزیه و تحلیل نتایج انجام شد.
یافتهها: 41 نفر (5/15%) از بیماران مبتلا به دیابت، 94 نفر (5/35%) هایپرلیپیدمی و 41 نفر (5/15%) نیز مبتلا به فشارخون بودند. سابقه مصرف داروهایNSAID ، Methotrexate، Cyclosporine،Acitretin ، Infliximabو Adalimumab بهترتیب در بین نه نفر(4/3%)، 205 نفر (4/77%)، 56 نفر (1/21%)، 147 نفر (5/55%)، 30 نفر (3/11%) و 28 نفر (6/10%) از بیماران مشاهده گشت و نیز 54 نفر (4/20%) سابقه دریافت فوتوتراپی داشتند. 217 نفر (9/81%) از بیماران پسوریازیسی مبتلا به نوع (Chronic Plaque Psoriasis) CPP و 48 نفر (1/18%) مبتلا به نوع (Plaque Psoriasis) PP بودند و در نهایت 21نفر (9/7%) از بیماران مبتلا به آرتریت پسوریاتیک بودند.
نتیجهگیری: از عوامل موثر بر CKD سن، دیابت، فشارخون و چربی خون بوده است که رابطه مستقیم با CKD داشتند. بین سابقه دریافت فوتوتراپی، نوع پسوریازیس، طول دوره ابتلا به پسوریازیس و آرتریت پسوریاتیک با میزان ابتلا به CKD نیز رابطه معناداری مشاهده نشد.
سید محمد حسن عادل، سعاد فاضلی، فاطمه جرفی، هدا ممبینی، حمیرا رشیدی،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اثرات اضافه کردن مهارکنندههای انتخابی انتقالدهنده سدیم-گلوکز (SGLT2) به درمان استاندارد استاتینها در بیماران با سندرم کرونری حاد (ACS) متناقض میباشد. همچنین تاکنون اثرات درمان ایمپاگلیفلوزین پس از مداخله زیر جلدی کرونری (PCI) بر پروفایل لیپیدی بیماران دیابتی تیپ دو بررسی نشده است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی کنترل شده دوسویهکور بر روی 93 بیمار (56 مرد و 37 زن، میانگین سنی 55/56 سال) انجام شد. بیماران از بین مراجعهکنندگان دیابتی تیپ دو تحت PCI در بازه زمانی فروردین 1399 تا دی 1399 انتخاب شدند. بیماران بهصورت تصادفی در دو گروه دریافتکننده ایمپاگلیفلوزین (mg 10 یک بار در روز) یا پلاسبو با دوز مشابه در کنار درمانهای استاندارد برای مدت شش ماه قرار گرفتند. تغییرات پارامترهای متابولیک از جمله پروفایل لیپیدی پیش و شش ماه پس از مداخله بررسی شد.
یافتهها: در گروه پلاسبو پس از درمان سطوح LDL-C (متوسط mg/dl 0/90 به 0/82، 008/0=P) و HDL-C (متوسط mg/dl 0/40 به 0/35، 090/0=P) کاهش یافت، در حالیکه در گروه ایمپاگلیفلوزین سطح LDL-C (متوسط mg/dl 0/87 به 0/96، 875/0=P) و HDL-C (متوسط mg/dl 0/38 به 0/48، 007/0=P) افزایش یافت. درمان با ایمپاگلیفلوزین و پلاسبو تاثیر معناداری در تغییر سطوح توتال کلسترول، تریگلیسیرید و eGFR نداشت (05/0<P). میزان کاهش وزن و کاهش FBS در بیماران گروه ایمپاگلیفلوزین بهطور معناداری بیشتر از پلاسبو بود (بهترتیب 001/0=P و 048/0=P).
نتیجهگیری: ایمپاگلیفلوزین در بهبود پارامترهای متابولیک بیماران دیابتی پس از PCI در مقایسه با پلاسبو اثربخشی بهتری ندارد، بنابراین تجویز این دارو در بیماران دیابتی پس از PCI مقرون به صرفه نمیباشد.
حسین شعبانی میرزایی، زهرا حقشناس، محسن ویژه، آرمن ملکیانطاقی، کامبیز افتخاری،
دوره 80، شماره 5 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: به سبب مزمن بودن بیماری دیابت، کودکان مبتلا به دیابت نوع یک در معرض عوارض بلند مدت متعددی هستند. یکی از عوارض مهم این بیماری درگیری قلبی عروقی بهعلت تصلب شرایین میباشد که ارتباط مستقیم با وضعیت کنترل چربیهای خون دارد. استفاده از پروبیوتیکها ممکن است با تاثیر بر متابولیسم چربی، در روند بروز عوارض در این بیماران موثر باشد. هدف ما از انجام این مطالعه بررسی اثر پروبیوتیک خوراکی بر پروفایل چربی در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک میباشد.
روش بررسی: این مطالعه در بیمارستان فوقتخصصی کودکان بهرامی از اردیبهشت 1397 تا اردیبهشت 1398 انجام شده است. در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 52 کودک مبتلا به دیابت نوع یک ( از 16-2 ساله) مراجعهکننده به بیمارستان کودکان بهرامی مورد بررسی قرار گرفتند و بیماران به دو گروه 26 نفره تقسیم شدند. گروه پروبیوتیک علاوه بر درمان روتین انسولین، روزانه یک کپسول پروبیوتیک بهمدت 90 روز دریافت نمودند و گروه شاهد صرفا درمان روتین انسولین را دریافت کردند. نمونه خون بیماران دو گروه در شروع و پایان مداخله برای ارزیابی پروفایل چربی گرفته شد.
یافتهها: در نتایج این مطالعه مشاهده شد HDL-C در گروه پروبیوتیک نسبت به گروه کنترل افزایش داشته است، هرچند از نظر آماری معنادار نبود (05/0P>). همچنین تغییرات کلسترول کل، LDL-Cو تریگلیسرید نیز از نظر آماری معنادار دیده نشد.
نتیجهگیری: براساس این مطالعه، استفاده از پروبیوتیک خوراکی بهمدت 90 روز در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک، تاثیر چشمگیری بر پروفایل چربی خون در مقایسه با گروه کنترل نداشته است.
محمود پرهام، داود اولاد دمشقی، حسین ثقفی، اعظم سربندی فراهانی، سعید کریمی مطلوب، رسول کریمی مطلوب،
دوره 80، شماره 8 - ( 8-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود ویتامین B12 بهدلیل تداخل با جذب آن، از شناختهشدهترین اختلالات ناشی از مصرف طولانی مدت متفورمین است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی از خرداد تا مهر 1396 در بیمارستان شهید بهشتی قم بر روی 60 بیمار دیابتی نوع دو با سابقه دیابت بهمدت یک تا دو سال و مصرف متفورمین به میزان g 1-2 انجام گرفت. بیماران به دو گروه 30 نفره تقسیم شدند. گروه مداخله متفورمین را بههمراه روزانه g 1 کربنات کلسیم و گروه کنترل فقط متفورمین دریافت کردند. در دو گروه سطح ویتامین B12 بیماران پیش از شروع مداخله و پس از سه ماه اندازهگیری شد.
یافتهها: بین دو گروه از نظر جنسیت اختلاف وجود داشت و بین میانگین سنی در دو گروه اختلاف معناداری مشاهده نشد. میانگین سطح ویتامین B12 پیش از دریافت کلسیم در گروه A (مداخله) کمتراز گروه B (کنترل) بود (036/0=P) و پس از دریافت کلسیم سطح ویتامین B12 در گروه مداخله افزایش یافت (002/0=P) و در گروه کنترل سطح ویتامین B12 کاهش یافت (030/0=P)، میزان نوروپاتی در پرسشنامه میشیگان، قسمت شرح حال در هر دو گروه مداخله و کنترل با اختلاف معناداری کاهش پیدا کرد، ولی قسمت معاینه در گروه مداخله با اختلاف معناداری کاهش پیدا کرد (006/0P=) و در گروه کنترل اختلاف معناداری در قسمت معاینه در نوروپاتی نداشت (2/0P=).
نتیجهگیری: مصرف خوراکی کلسیم بهصورت روزانه، باعث افزایش سطح ویتامین B12 در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد و شاید کلسیم بتواند کاهش سطح سرمی ویتامین B12 ناشی از مصرف متفورمین در بیماران مبتلا به دیابت تیپ دو را تعدیل کند.
حسن بسکابادی، نفیسه پوربدخشان، مریم ذاکریحمیدی،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای مادر از جمله دیابت، هایپرتانسیون، پرهاکلامپسی، هایپوتیروییدی و صرع در بارداری با عوارض جنینی و نوزادی همراه میباشند. هدف از انجام مطالعه حاضر، مقایسه پیشآگهی نوزادی در بیماریهای مادر میباشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی میباشد که روی 600 نوزاد پرهترم با مادران مبتلا به دیابت، هایپرتانسیون، پرهاکلامپسی، هایپوتیروییدی و صرع در بیمارستان قائم (عج) مشهد انجام شده است. این مطالعه از فروردین 1394 تا اردیبهشت 1400 و با روش نمونهگیری در دسترس انجام شده است. ابزار جمعآوری اطلاعات در این مطالعه، چکلیست پژوهشگر ساخت شامل مشخصات نوزادی (سن حاملگی، نمره آپگار دقیقه اول، نمره آپگار دقیقه پنجم) و مادری (نوع زایمان، مراقبتهای بارداری، پارگی زودرس کیسه آب) بود. پیشآگهی نوزادی در زمان تولد مورد مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای آماری Kolmogorov-Smirnov و Chi-square انجام شده است.
یافتهها: نوزادان دارای مادران مبتلا به صرع، کمترین نمره آپگار دقیقه اول و کمترین سن حاملگی و نوزادان دارای مادران مبتلا به دیابت، کمترین نمره آپگار دقیقه پنجم را داشتند. مادران مبتلا به هایپوتیرویید، بیشترین میزان پارگی زودرس کیسه آب و مادران مبتلا به هایپرتانسیون و پرهاکلامپسی، بیشترین موارد زایمان سزارین را داشتند.
نتیجهگیری: بیماریهای مادر شامل دیابت، هایپرتانسیون، پرهاکلامپسی، هایپوتیروییدی و صرع، پیشآگهی نوزادان را از نظر شدت نارسی، پارگی زودرس کیسه آب، نوع زایمان، نمره آپگار دقیقه اول و نمره آپگار دقیقه پنجم تحت تأثیر قرار میدهد. لذا کنترل و درمان مناسب این موارد از بیماریهای مادر ممکن است پیشآگهی نوزادی را بهبود دهد.
هادی قرهباغیان، مهری امیری، سپیده صیدی،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت شایعترین علت نوروپاتی در جهان است و داروهایی مثل گاباپنتین برای درمان علامتی آن استفاده میشوند. داروی گیاهی نوروتک (Neurotec) (ترکیب نسترن وحشی، گزنه و تانسی) با افزایش سرعت انتقال پیام عصبی و ترمیم اعصاب محیطی میتواند در درمان این بیماری موثر باشد. هدف از این مطالعه مقایسه عوارض و اثربخشی داروی نوروتک بر کاهش علایم حسی نوروپاتی دیابتی با گاباپنتین میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی یک سوکور تعداد 100 بیمار دیابتی مراجعهکننده به کلینیک دیابت بیمارستان طالقانی کرمانشاه از فروردین تا شهریور سال 1397 به دو گروه تقسیم شدند، یک گروه روزانه mg 300-100 گاباپنتین وگروه دیگر روزانه mg 100 نوروتک دریافت کردهاند. در ابتدای مطالعه و در پایان هفتههای 6 و12، از نظر شدت علایم حسی شامل پارستزی و درد با معیار DN4 questionnaire و معیار آنالوگ بصری VAS در دو گروه مقایسه شدند و نتایج بهدست آمد و آنالیز شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که نوروتک باعث کاهش احساس سرما، درد، پارستزی، شدت درد وVAS و DN4 میشود (بهترتیب مقدار P برابربا 01/0، 05/0، 05/0، 05/0، 001/0، 05/0). باوجود اختلاف دو گروه، تنها در کاهش شدت درد، داروی نوروتک برتری معناداری را نسبت به داروی گاباپنتین نشان داد و در سایر موارد تفاوت دو گروه قابلتوجه نبود. تنها عارضه قابلتوجه درمورد نوروتک بروز دلدرد بود اما در گروه گاباپنتین، سرگیجه، خواب آلودگی و احساس گیجی از عوارضی بود که بهصورت معناداری از گروه نوروتک بیشتر گزارش شد (05/0P>).
نتیجهگیری: استفاده از نوروتک میتواند باعث بهبود علایم حسی نوروپاتی دیابتی شود و عوارض جانبی شدیدی ندارد.
سمیه زمانی، محمد رضا ساسانی، مهدی سعیدی مقدم،
دوره 81، شماره 4 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امآرآی یک روش تصویربرداری برای تشخیص استئومیلیت پدال دیابتی است. این مطالعه سکانس STIR، مهمترین سکانس حساس به مایع، را با تصاویر کنتراست تقویتشده برای تشخیص استئومیلیت پدال دیابتی مقایسه میکند.
روش بررسی: پرونده پزشکی 48 بیمار دیابتی مشکوک به استئومیلیت پدال مراجعهکننده به یکی از بیمارستانهای دانشگاه که تحت MRI پا با و بدون تزریق ماده حاجب قرار گرفتند، این مطالعه بهصورت مقطعی در بیمارستان نمازی دانشگاه علوم پزشکی شیراز از اول فرودین 1395 تا 31 شهریور 1396 جمعآوری و بررسی شد. بهطورکلی، 52 MRI و 60 قسمت استخوانی جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. تشخیصها با همبستگی بالینی تایید شد. در نهایت، حساسیت، ویژگی و دقت تشخیصی سکانس STIR و تصاویر با کنتراست افزایش یافته مقایسه شد. افزونبراین، اثر افزودن یافتههای تصویر وزن T1 بهدنباله STIR مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: تشخیص نهایی استئومیلیت در 47 استخوان (78%) تایید شد. 13 استخوان (22%) استئومیلیت نداشتند. ویژگی سکانسهای کنتراست تقویت شده و STIR بهترتیب 3/92% و 8/53% بود، درحالیکه حساسیت دو دنباله مشابه (100%) بود.
نتیجهگیری: سکانس STIR حساسیت بالایی برای تشخیص استئومیلیت پدال نشان داد. ویژگی کمتر این دنباله در مقایسه با تصاویر با کنتراست افزایش یافته را میتوان با افزودن سکانس وزن T1 جبران کرد. بنابراین، MRI بدون تزریق ماده حاجب را میتوان بهطور قابل اعتمادی با MRI تقویت شده با کنتراست برای تشخیص استئومیلیت پدال دیابتی جایگزین کرد.
مهدی نیکسرشت، ولیالله دبیدی روشن، خدیجه نصیری،
دوره 81، شماره 10 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات ورزشی مختلف سازگاریهای فیزیولوژیکی متفاوتی ایجاد میکنند. درحالیکه اثر پروتکلهای HIIT کم-حجم و کم-تواتر با فواصل استراحتی مختلف بررسی نشده است. بنابراین هدف پژوهش حاضر تأثیر تمرینات HIIT با فشردگی بالا (HC) و پایین (LC) همراه با مکمل بربرین (BBR) بر متغیرهای هماتولوژی مردان پیش-دیابتی بود.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی از مهر لغایت آذر 1400 در دانشگاه مازندران انجام شد. 54 مرد دارای اضافه وزن/چاق با میانگین سنی 0/6±6/48 سال، شاخص توده بدنی 1/3±7/30 و درصد چربی 0/4±4/30 بهصورت تصادفی و مساوی به شش گروهHC ، LC، HC+BBR، LC+BBR، BBR و کنترل تقسیم شدند. پروتکلهای تمرینی HC (نسبت کار: استراحت، 2:1) وLC (1:1) شامل هشت حرکت وزن بدن با شدت 95%-80 ضربان قلب بیشینه از 4-2 ست به مدت هشت هفته/دو جلسه در هفته بود. پاسخ این متغیرها به آزمون ورزشی بروس پیش و پس از مداخله ارزیابی شد. تحلیل دادهها با آزمون آنالیز واریانس دو طرفه و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0>P انجام شد.
یافتهها: مقایسه اولیه متغیرهای هماتولوژی گروههای پیش-دیابتی و غیردیابتی تفاوت معناداری نداشت (همه، 05/0<P). در مقایسه با پیش-آزمون، گلبولهای سفیدخون (WBCs) گروههای LC و LC+BBR و لنفوسیتهای همهی مداخلهها (به جز مکمل) کاهش معناداری داشتند (همه، 05/0>P). هموگلوبین و هماتوکریت گروههای HC و HC+BBR کاهش معناداری داشت (05/0>P). هرچند، در پاسخ به فعالیت ورزشی بروس، WBCs در گروههای LC و LC+BBR (بهترتیب 18% و 25%) کاهش معناداری نشان داد (هر دو، 005/0>P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین LC، حتی بدون مصرف مکمل، با کاهش WBCs موجب عملکرد ایمنی موثرتر و اثرات همولیزی کمتری نسبت به پروتکل تمرین HC میگردد.
نگار حیدری، فاطمه رجعتی، مژگان رجعتی، پریا حیدری،
دوره 81، شماره 11 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت بیماریهای مزمن مستلزم برنامه مراقبتی طولانیمدت است و تبعیت از رفتارهای خودمدیریتی بیماریهای مزمن برای بهبود نتایج سلامت و کیفیت زندگی حیاتی است. فناوری سلامت تلفن همراه این پتانسیل را دارد که پیشگیری اولیه و ثانویه از بیماری را بهبود بخشد و مداخلاتی را ارایه دهد که شخصیسازی شده باشد، از این رو پژوهش حاضر باهدف تعیین تاثیر مداخلات اپلیکیشنهای موبایل بر خودمدیریتی پرفشاری خون و دیابت طی یک مطالعه مروری انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک پژوهش مرور سیستماتیک است. در این مطالعه تاثیر مداخلات اپلیکیشنهای موبایل بر خودمدیریتی پرفشاری خون و دیابت براساس مطالعات انجام شده در بازه زمانی تیر ۱۳۹۲ تا اسفند ۱۴۰۱ موردبررسی قرار گرفت. به این منظور مقالات چاپ شده در پایگاههای بینالمللی pubmed وscopus با کلیدواژههای انگلیسی Mobile Health، mHealth، adherence، Hypertension، High Blood Pressure، Diabetes جستوجو شد.
یافتهها: در مجموع ۱۳۹۸ چکیده یافت شد که ۱۲ مقاله با معیارهای ورود و خروج همخوانی داشت. مطالعات نشان دادند که اپلیکیشنهای سلامت موبایل (mHealth) میتوانند فرایندها را بهینه و دسترسی به اطلاعات سلامت را با ترکیب روشهای درمانی با راهحلهای جذاب تسهیل کنند و راهی برای نظارت بر شرایط سلامتی بیمار، مانند رژیم غذایی، وزن بدن، فشارخون، خلقوخو و خواب و غیره ارایه دهند و همکاری بین متخصصان سلامت، بیماران و خانوادههای آنها را تسهیل کنند لذا میتوانند در ترکیب با مراقبتهای بهداشتی سنتی برای تسهیل دسترسی به اطلاعات سلامت مورداستفاده قرار گیرند.
نتیجهگیری: باتوجهبه نتایج مطالعه حاضر و افزایش چشمگیر استفاده از برنامههای کاربردی تلفن همراه برای ارتقای سلامتی لازم است بهمنظور درک تاثیر واقعی فناوری در سلامت مطالعات طولانی مدت مدنظر پژوهشگران آینده قرار گیرد.
النا لک، اسکندر حاجیانی، جلال سیاح، زینب حسینپور، علیرضا صداقت،
دوره 81، شماره 11 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: فیبروز کبدی مرحله نهایی بیماری مزمن کبدی است. دیابت با ریسک بالای فیبروز کبدی در بیماران کبد چرب غیرالکلی همراه است. همراهی پره دیابت و فیبروز کبدی در مطالعات قبلی چالش انگیز بوده است. هدف این مطالعه مقایسه فیبروز کبدی در بیماران مبتلا به دیابت و پرهدیابت بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-مقطعی بود که بر روی مبتلایان به دیابت و پره دیابت، مراجعهکننده به بیمارستان امام خمینی اهواز از فروردین تا اسفند1401 انجام گردید. فیبروز کبد با الاستوگرافی اندازهگیری شد. ارتباط بین فیبروز کبدی و سن، جنس، BMI، AST، ALT، ALKP، Bilirubin و نوع درمان در دو گروه بررسی شد.
یافتهها: در این مطالعه 53 نفر (9/63%) مبتلا به دیابت و 30 نفر (1/36%) مبتلا به پره دیابت بودند. 47 نفر مرد (6/56%) و 36 نفر زن (4/43%) بودند. میانگین سن افراد شرکتکننده در پژوهش 06/49 سال بود. بین میانگین شدت فیبروز کبدی در بیماران دیابتی و پره دیابتی اختلاف معنادار وجود داشت. میانگین شدت فیبروز کبدی در افراد دیابتی 29/11 و در افراد پره دیابتی10/9 بود. بین فراوانی درجه فیبروز کبدی در بیماران دیابتی و پره دیابتی اختلاف معنادار وجود داشت (044/0=P). درجه فیبروز کبدی در تمامی سطوح به جز در گروه با فیبروز خفیف یا بدونفیبروز (F0-F1) در افراد دیابتی بیشتر از پره دیابتی بود. در بیماران دیابتی بین FBS و فیبروز کبدی ارتباط معنادار مشاهده شد (001/0=P).
نتیجهگیری: شدت فیبروز کبدی در بیماران دیابتی بیشتر از بیماران پره دیابتیک بود. پره دیابت نیز با ریسک افزایشیافته فیبروز کبدی همراه بود.
مرضیه نجفی، سیما مرزبان، رویا رجایی، بهروز پورآقا،
دوره 81، شماره 12 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل اضافه وزن و چاقی با کاهش خطر بیماریهای مزمن مانند دیابت مرتبط است. یکی از کارآمدترین راهکارهای مدیریت وزن استفاده از ابزارهای دیجیتال بهخصوص تلفنهای هوشمند میباشد. این مطالعه با هدف شناسایی اپلیکیشینها و رویکردهای مدیریت وزن بدن در بیماران دیابتی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مروری سیستماتیک میباشد که در ابتدا با استفاده از مرور سیستماتیک مطالعات منتشر شده در حوزه سلامت دیجیتال برای مدیریت وزن در بیماران دیابتی از مهر 1401 تا مهر 1402جستجو شدند. جستجو در دو پایگاه داده Web of Science و PubMed با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط انجام شد. پس از غربالگری و ارزیابی کیفی مستندات، هشت مطالعه انتخاب شد. سپس وبسایتهای شرکتهای تولیدکننده اپلیکیشنهای شناسایی شده برای شناسایی ویژگیهای هر اپلیکیشن بررسی شد.
یافتهها: در این مطالعه هشت برنامه تلفن همراه که برای مدیریت وزن بیماران دیابتی استفاده میشدند انتخاب شدند. این برنامهها دارای کارایی بالقوه، مقبولیت بالا و تجربیات مطلوب در کاربران هستند. همچنین مدیریت دیابت و کیفیت زندگی با استفاده از این اپلیکیشنها بهبود یافت.
نتیجهگیری: راه حلهای سلامت دیجیتال بازبینی شده راه را برای رویکردی شخصیتر، جذابتر و مؤثرتر برای مدیریت وزن بدن در بیماران دیابتی هموار میکند. با ادامه پیشرفت فناوری، این مداخلات دارای پتانسیل ایفای نقش محوری در بهبود خود مدیریتی دیابت، افزایش کیفیت زندگی و کمک به نتایج سلامت بهتر برای افراد مبتلا به دیابت است.
حامد علیزاده پهلوانی، میترا تجری، محدثه حضوری،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: برای افراد مبتلا به دیابت، ورزش میتواند از طریق پروتئینهای تنظیمکننده کلیدی مانند پروتئین کیناز فعال شده با آدنوزین مونوفسفات (AMPKα1/2)، پروتئین شبه داینامین (DLP1) و پروتئین مربوط به اتوفاژی 13 (ATG13) ابزار قدرتمندی برای مدیریت دیابت و بهبود سلامت کلی باشد.
روش بررسی: این مطالعه از اردیبهشت 1402 تا تیر 1402 به طول انجامید. در این پژوهش تجربی، 12 سر رت نر دو ماهه با میانگین وزنی g 30±280 از نژاد اسپراگداولی مشارکت داشتهاند. برای القای دیابت نوع 2، محلول نیکوتینآمید با دوز mg/kg 110 و استرپتوزوتوسین (STZ) با دوز mg/kg 60 تزریق گردید. قندخون بین 126 تا mg/dl 260 بهعنوان شاخص القای دیابت تعیین شد. رتهای دیابتی بهطور تصادفی به گروه تمرین (شش سر) و کنترل (شش سر) تقسیم شدند. گروه تمرین تناوبی با شدت متوسط (Moderate-intensity interval training) بهمدت چهار هفته و هر هفته چهار جلسه تمرین کردند. برنامه تمرین چهار وهله سه دقیقهای با شدت معادل 75%-55 سرعت بیشینه و دورههای استراحت فعال دو دقیقهای با شدت 45%-35 سرعت بیشینه انجام شد. پس از 24 ساعت از آخرین تمرین، رتها بیهوش شدند و بافت عضله نعلی جدا شد و از طریق روشهای وسترن بلات پروتئینها اندازهگیری شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد MIIT سبب افزایش غیرمعنادار پروتئین AMPK (29/0P=) و ATG13 (079/0P=) میشود در حالیکه کاهش معناداری بر DLP1 (002/0P=) دارد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد MIIT از طریق کاهش DLP1 میتواند در متابولیسم انرژی و فرآیند اتوفاژی برای بهینهسازی میتوکندری سلول در عضله نعلی رتهای دیابتی تاثیر مفیدی ایجاد کند.
فاطمه حیاتی، فریبا طالبی، مریم خمبی شوشتری، سید بهمن قادریان، لیلا مرادی، آسیه عارف،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امپاگلیفلوزین، با کاهش باز جذب کلیوی گلوکز، هیپرگلیسمی را در بیماران مبتلابه دیابت نوع دو کاهش میدهد و با پیشرفت کندتر بیماری کلیوی دیابتی مرتبط است. بنابراین هدف از مطالعه حاضر مقایسه پیامدهای کلیوی در بیماران دیابتی نوع دو با و بدون مصرف امپاگلیفلوزین است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی مقطعی است که براساس اطلاعات مندرج در پروندههای بیماران مراجعهکننده به درمانگاههای بیمارستان امام خمینی و گلستان اهواز از مهر 1400 تا شهریور 1401 صورت گرفته است. بر این اساس 136 نفر فرد مبتلابه دیابت نوع دو، وارد مطالعه شدند، یک گروه بیمارانی که سه ماه امپاگلیفلوزین مصرف کردهاند و گروه دیگر بیمارانی که این درمان را دریافت نکردهاند. دادههای بیماران شامل کراتینین سرم، HBA1C، آلبومینوری، وزن، فشارخون، عوارض جانبی، استخراجشده و دادههای بیماران سه و شش ماه پس از دریافت امپاگلیفلوزین جمعآوری شدند.
یافتهها: در این مطالعه 56 (2/41%) مرد و 80 (8/58%) زن بودند. تغییرات eGFR (044/0P=) و (003/0p=)، HbA1C (014/0P=)، آلبومینوری (001/0=P) طی سه ماه و شش ماه و تغییرات فشارخون سیستولیک (020/0) طی سه ماه میان گروه دریافتکننده امپاگلیفلوزین نسبت به گروه کنترل بهطور معناداری متفاوت بوده، اما میان دو گروه از نظر تغییرات وزن طی سه ماه و شش ماه (97/0=P) و تغییرات فشارخون سیستولیک طی شش ماه (13/0=P) تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: مصرف امپاگلیفلوزین میتواند باعث بهبود عملکرد کلیه و کمتر شدن آلبومینوری شود.
سید احمد رضویزادگان، فاطمه افتخاریان، فاطمه رحمانیان، نوید کلانی،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: رتینوپاتی دیابتی بهعنوان یکی از عوامل اصلی نابینایی در جهان و یکی از علل از کار افتادگی در بیماران دیابتی بهشمار میآید. با این وجود تاکنون در ایران مطالعهای که به بررسی مقایسه کیفیت زندگی بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی و بیماران دیابتی با رتینوپاتی بپردازد انجام نگرفته است لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه کیفیت زندگی بیماران دیابتی با و بدون رتینوپاتی انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 183 نفر از بیماران دیابتی مراجعهکننده به کلینیک هنری شهرستان جهرم از مهر ماه تا بهمن ماه سال 1402 انجام شد. بیماران به دو گروه بیماران دیابتی بدون عارضه رتینوپاتی و بیماران دیابتی دارای عارضه رتینوپاتی تقسیمبندی شدند. ابزار گردآوری دادهها شـامل دو پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه کیفیت زندگی (DQOL-BCI) بود.
یافتهها: نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که بین بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی و بیماران دیابتی با رتینوپاتی از نظر میانگین کیفیت زندگی، تفاوت معنادار وجود داشت (001/0>P). میانگین کیفیت زندگی در گروه بیماران دیابتی با رتینوپاتی (97/7±19/41) بالاتر از گروه بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی (37/7±22/37) بوده است. در بیماران دیابتی بدون رتینوپاتی و بیماران دیابتی با رتینوپاتی بین میانگین کیفیت زندگی و متغیرهای دموگرافیک تفاوت معنادار وجود نداشت (001/0>P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بیماران مبتلابه رتینوپاتی از کیفیت زندگی بالاتری نسبت به گروه بدون رتینوپاتی برخوردار هستند. این نتایج درحالی بهدست آمد که هیچ یک از متغیرهای دموگرافیک مانند سن، جنسیت، وضعیت تاهل و سطح تحصیلات ارتباط معناداری با کیفیت زندگی این بیماران نداشتند.
شهلا احمدی هلیلی، زهرا سلطانی، سعید حسام، مریم خمبی شوشتری،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نفروپاتی دیابتی یکی از مهمترین عوارض دیابت در سراسر جهان محسوب میشود. بیوپسی کلیه در بیماران دیابتی کمتر انجام میشود. اگرچه این بیماران میتوانند بیماریهای گلومرولی غیر از نفروپاتی دیابتی داشته باشند. بنابراین در این مطالعه نتایج حاصل از بیوپسیهای کلیه انجامشده برروی بیماران دیابتی در بیمارستانهای امام خمینی و گلستان اهواز در جنوب غرب ایران، را مورد بررسی قرار دادیم.
روش بررسی: در این مطالعهی توصیفی-مقطعی گذشته نگر اطلاعات مربوط به نمونهی بیوپسی 67 بیمار با تشخیص دیابت که تحت بیوپسی کلیه قرار گرفته بودند، از شهریور 1392 تا شهریور1397 جمعآوری و ثبت شدند و سپس از نظر آماری مقایسه شدند.
یافتهها: نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که شایعترین درگیری کلیوی در بیماران دیابتی بهترتیب شامل نفروپاتی دیابتی (2/67%)، نفروپاتی دیابتی و نفریت توبولواینترستیشیال حاد (5/7%)، نفریت توبولواینترستیشیال حاد (6%) و گلومرونفریت ممبرانو (6%) میباشد. همچنین مشخص شد که شایعترین کلاس نفروپاتی در موارد گزارششده بهترتیب شامل کلاس IV (9/47%)، III (4/35%)، II (5/12%) و I (2/4%) بود. علاوهبراین، فراوانی انواع نفروپاتی در بیماران مورد مطالعه براساس سن، جنس، پروتیین اوری و هماچوری تفاوت آماری معناداری نداشت.
نتیجهگیری: باتوجه به نتایج به دست آمده لازم است در انتخاب بیماران دیابتی برای بیوپسی از کلیه دقت بیشتری انجام شود و آستانه بیوپسی کلیه در بیماران دیابتی بالاتر رود تا کاهش خطر عوارض و هزینهها را به همراه داشته باشد.
محمدحسین ربانی، پروین فرزانگی، محمد علی آذربایجانی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات هوازی و مصرف برخی مکملها مانند اسید اورسولیک ممکن است با فعال یا غیرفعال کردن برخی از ژنها و مسیرهای سیگنالینگ، باعث کاهش سارکوپنی و کاهش استئوپروزیس شود. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرینات هوازی و مکمل اسید اورسولیک بر بیان ژنهای مرتبط با مسیرهای التهابی و اتوفاژی در دیابت نوع دو بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در بازه زمانی اردیبهشت 1402 تا مهر 1402 در دانشگاه آزاد واحد ساری انجام شد. در این پژوهش، 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (12 ماهه، میانگین وزن g 390) به پنج گروه سالم، دیابتی، دیابتی + تمرین، دیابتی + مکمل، دیابتی + تمرین + مکمل تقسیم شدند. القای دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (mg/kg 50 وزن بدن) انجام شد. تمرین هوازی بهمدت هشت هفته، پنج روز در هفته اجرا شد. گروههای مکمل، دوز 250 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن اسید اورسولیک را روزانه دریافت کردند.
یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که بین گروههای مختلف پژوهش در سطوح بیان ژنهای LC3، Becline-1، TNFα، IL-1β، Akt، FOXO3 تفاوت معناداری به لحاظ آماری وجود داشت (05/0P<). در گروه دیابتی نسبت به گروه سالم، میزان بیان LC3، Becline-1، TNFα و IL-1β افزایش (000/0=P) و بیان Akt کاهش معناداری نشان داد (05/0P<). بین گروههای مداخله نیز تفاوتهای معناداری مشاهده شد (05/0>P).
نتیجهگیری: تمرین هوازی و مصرف مکمل اسید اورسولیک بر مسیرهای التهابی و اتوفاژی تأثیر گذاشته و باعث کاهش آتروفی سلولی در دیابت نوع دو میشود. این مداخلات میتوانند در بهبود عملکرد عضلانی و پیشگیری از آسیبهای سلولی مؤثر باشند.
نوشین شیرزاد، فاطمه ضیامنش، سیداحمد سیدعلینقی، علیرضا استقامتی، محبوبه همتآبادی،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع دو طیف گستردهای از آسیبهای کلیوی را نشان میدهد که معمولا با آلبومینوری و کاهش نرخ فیلتراسیون گلومرولی برآورد شده (Estimated glumerolar filtration rate, eGFR) همراه است. برخی بیماران تنها آلبومینوری با eGFR طبیعی دارند و برخی دیگر حتی در مراحل پیشرفته بیماری مزمن کلیوی نورموآلبومینوریک هستند. این مطالعه روند پیشرفت نفروپاتی دیابتی را بررسی و پیگیری کرده است.
روش بررسی: ۱۱۰۷ بیمار مبتلابه دیابت نوع دو در این مطالعه شرکت کردند. در اولین ویزیت و ویزیتهای پیگیری، شرح حال کامل، فشارخون و دادههای آزمایشگاهی ثبت شد. پیگیری هر سه تا شش ماه به مدت ۳۰ ماه انجام شد. سالیانه، دفع آلبومین ادراری ۲۴ ساعته اندازهگیری شد و eGFR براساس فرمول Cockcroft-Gault محاسبه شد.
یافتهها: جنسیت مرد، سن، مدت بیماری، وزن، فشارخون سیستولیک، قند خون دو ساعت پس از صرف غذا، تریگلیسرید و اسید اوریک ارتباط معناداری با آلبومینوری داشتند. در ابتدای مطالعه، بالاترین eGFR در بیماران مبتلابه میکروآلبومینوری مشاهده شد که پس از آن با کاهش شدید همراه بود. در بیشتر بیماران، ارتباط معناداری بین eGFR و آلبومینوری مشاهده نشد و بیش از نیمی از بیماران با eGFR کمتر از ml/min/m2 ۶۰ همچنان نورموآلبومینوریک بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بیماران مبتلابه میکروآلبومینوری و نورموآلبومینوری بالاترین eGFR را داشتند و پس از آن ماکروآلبومینوری قرار داشت. بیماران نورموآلبومینوریک و میکروآلبومینوریک افزایش اولیهای در eGFR داشتند و سپس دچار کاهش شدند و گروه ماکروآلبومینوری کاهش مداوم و بیشتری را در طول دوره پیگیری نشان دادند. پایش مکرر هر دو شاخص آلبومینوری و eGFR در این بیماران ضروری است.
سارا معماریان، نرگس مستجابی، بهداد قریب، پرستو رستمی، محمد تقی مجنون، فرزانه عباسی، ریحانه محسنی پور،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت ملیتوس نوع یک با افزایش شیوع روز افزون درجمعیت کودکان تاثیر قابل توجهی بر سلامت روان و کیفیت و سبک زندگی بیماران دارد. شروع بیماری در کودکی و همراهی آن با کودک در سنین مدرسه و نوجوانی و در سیر رشدی و تکاملی، اثرات متعدد روی روند رشد و تجربیات ذهنی بیماران میگذارد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی برروی 183 بیمار مبتلا به دیابت نوع یک در بیمارستان مرکز طبی کودکان از فروردین تا اسفند 1401در سنین 9 تا 18 سال انجام شده است. طول مدت بیماری در جمعیت از یک سال تا 15 سال بوده است. 44% جمعیت دختر و 56% پسر بودهاند. 77% افراد سن زیر 13 سال داشتهاند و مابقی بالای 13 سال سن داشتهاند. اطلاعات توسط والدین در پرسشنامه الکترونیکی آخنباخ (112 سوال ) تکمیل شد. پس از آن براساس استاندارد تعریف شده برای پرسشنامه، نمرات در دستههای بالینی، مرزی و نرمال طبقهبندی شدهاند.
یافتهها: در بین دو جنس مختلف اختلاف معناداری از جهت ابتلا به اختلالات مختلف رویت نشده است. اما تفاوت معناداری در ابتلا به مشکلات بیرونی سازی شده در سنین مختلف و طول مدت بیماری متفاوت گزارش شده است. همچنین میانگین نمرات در اختلالات بیرونی سازی شده، اختلالات اضرابی/افسردگی، رفتار قانون شکنی، مشکلات درونی سازی شده و مشکلات کلی با سنین مختلف ارتباط معنادار داشته است.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد با افزایش سن بیماران و گذشت بیشتر از پنج سال از شروع ابتلا به دیابت، خطر ابتلا به اختلالات روانپزشکی بیشتر میشود و در نتیجه توصیه به غربالگری روانپزشکی به صورت روتین در این کودکان میشود.