جستجو در مقالات منتشر شده


41 نتیجه برای خلیلی

محمد خلیلی، سعید رضا نوراللهی فرد،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: لیشمانیوز جلدی بیماری زئونوزی بوده که عامل آن لیشمانیا ماژور و لیشمانیا تروپیکا می‌باشد. در این مطالعه به‌منظور تشخیص گونه‌های لیشمانیا در کانون‌های لیشمانیوز جلدی در جنوب شرق ایران از روش RFLP استفاده شده است.

روش بررسی: بدین منظور تعداد 55 نمونه بالینی از بیماران مراجعه‌کننده به مراکز درمانی شهرستان بم و تعداد 28 نمونه از شیراز جمع‌آوری گردید. پس از نمونه‌گیری از محل ضایعه، خون و پوسته‌های زخم روی کاغذهای صافی واتمن قرار داده شد. پس از خشک شدن، نمونه‌ها به‌آزمایشگاه منتقل و تا زمان استخراج اسید نوکلئیک در دمای °c4 نگهداری گردیدند. اسید نوکلئیک نمونه‌ها با استفاده از کیت استخراج DNA جدا و در °c20- تا زمان انجام آزمایش نگهداری شد. ناحیه مشترک 400 جفت بازی در جنس لیشمانیا  ITS1با استفاده از پرایمرهای مشترک جنس لیشمانیا آمپلی فای شده و در ادامه با آنزیم HaeIII آمپلیکون هضم شده و الگوی شکسته شدن آنها در مقایسه با سوش‌های رفرانس مورد ارزیابی قرار گرفتند.

یافته‌ها: نتایج حاصله نشان داد که تمامی نمونه‌های اخذ شده از شهرستان بم گونه لیشمانیا تروپیکا و از نمونه‌های شیراز تنها یک نمونه لیشمانیا ماژور و بقیه تروپیکا تشخیص داده شد. این امر قابل تفسیر می‌باشد چرا که لیشمانیوز پوستی ایجاد شده توسط لیشمانیا تروپیکا ناشی از مخازن شهری انگل (سگ و سگ سانان) می‌باشد.

نتیجه‌گیری: نتایج به‌دست آمده با توجه به نوع زخم و تاریخچه بیماران که از مناطق شهری مراجعه نموده قابل تفسیر می‌باشد. ضمن آنکه روش RFLP تکنیکی با حساسیت و ویژگی بالا بوده و می‌تواند در یک روز کاری علاوه بر تشخیص لیشمانیوز، نوع گونه را مشخص نماید.


داود خلیلی، فرزاد حدائق، مریم توحیدی، نوشین فهیم‌فر، فاطمه اسکندری، فریدون عزیزی،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده

800x600 زمینه و هدف: علی‌رغم شیوع اختلالات تحمل گلوکز در ایران، اطلاعاتی در خصوص تاثیر اختلالات مزبور بر بروز وقایع قلبی- عروقی (CVD) در دسترس نیست. مطالعه حاضر برای بررسی نقش گروه‌های مختلف متابولیسم غیرطبیعی گلوکز در پیش‌بینی خطر بیماری‌های قلبی عروقی‏‏ انجام شد.

روش بررسی: در 1752 مرد و 2273 زن 40 ساله و بزرگ‌تر که در ابتدای مطالعه فاقد بیماری‌های قلبی عروقی بودند، بروز رخداد قلبی- عروقی در دوره پی‌گیری با میانه 6/7 سال بررسی گردید.

یافته‌ها: در مجموع 197 مورد بیماری‌های قلبی عروقی در مردان و 143 مورد در زنان وجود داشت (در کل چگالی بروز 8/11 در هزار شخص- سال با فاصله اطمینان 95% 1/13-6/10). پس از کنترل عوامل خطر معمول از جمله سن، شاخص‌های آنتروپومتریک، لیپید و فشار خون، سطح تحصیلات، سیگار، درمان دارویی فشار خون و چربی خون، سابقه خانوادگی بیماری قلبی عروقی و دیابت، نسبت خطر  (95%CI ) برای بیماری‌های قلبی عروقی در زنان در دو گروه دیابت شناخته شده و دیابت تازه تشخیص داده شده به‌ترتیب برابر (27/6-40/2) 88/3 و (95/3-39/1) 34/2 و مقادیر متناظر آن‌ها برای مردان به‌ترتیب (95/2-00/1) 72/1 و (31/2-01/1) 52/1 بود. گلوکز ناشتای مختل یا اختلال تحمل گلوکز، پس از تعدیل سن، با 56% افزایش خطر بیماری‌های قلبی عروقی در زنان همراه بود.

نتیجه‌گیری: در افراد دیابتی باید همواره پیشگیری اولیه را از نظر بیماری‌های قلبی- عروقی در نظر داشت، صرف‌نظر از آن‌که دیابت آنها در جریان غربالگری تشخیص داده شده باشد و یا آنها از قبل تحت درمان دیابت باشند. این امر به‌ویژه در زنان اهمیت بیشتری دارد.

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4


مهدی گلچین، فاطمه نوری، علی‌اکبر خلیلی یزدی،
دوره 67، شماره 12 - ( 12-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: آنتی‌بادی‌های نوترکیب نسل جدیدی از آنتی‌بادی‌های مونوکلونال می‌باشند که با روش‌های جدید بیولوژی مولکولی ساخته می‌شوند. این آنتی‌بادی‌ها معمولاً توسط فن‌آوری نمایش بر روی سطح فاژ از کتابخانه‌های فاژی ایمن یا غیر‌ایمن بر علیه آنتی‌ژن مورد نظر جدا می‌گردند و از آنها جهت تشخیص و درمان برخی از بیماری‌ها و همچنین شناسایی تعداد زیادی از آنتی‌ژن‌ها استفاده می‌شود. در موارد تشخیصی، تشکیل کمپلکس آنتی‌بادی آنتی‌ژن بایستی به نحوی ردیابی شود که از روش‌های گوناگونی جهت آشکارسازی آنها استفاده می‌شود. هدف از انجام این تحقیق رنگ‌آمیزی یک فاژ آنتی‌بادی نوترکیب ضد آنتی‌ژن K99 توسط دو رنگ مخصوص رنگ‌آمیزی پروتیین‌ها و سنجش فعالیت فاژ رنگ‌آمیزی شده در تشخیص مستقیم فیمبریه K99 می‌باشد.

روش بررسی: فاژمید وکتور حامل ژن آنتی‌بادی ضد فیمبریه K99 را پس از خالص‌سازی به سلول E. coli سویه TG1 انتقال داده تا این آنتی‌بادی به‌شکلPhage- scFv  بیان گردد. پس از بیان آنتی‌بادی فوق و خالص نمودن آن، با استفاده از رنگ‌های Coomassie brilliant blue و Disperse Red dye 60 اقدام به رنگ‌آمیزی آن نموده و توانایی شناسایی آنتی‌بادی رنگ‌آمیزی شده نسبت به آنتی‌ژن K99 خالص مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: رنگ‌آمیزی فاژ آنتی‌بادی با هر دو رنگ فوق قابل انجام بوده و آنتی‌بادی مذکور بعد از رنگ‌آمیزی قادر به شناسایی آنتی‌ژن K99 می‌باشد.

نتیجه‌گیری: می‌توان از رنگ‌های فوق که قابلیت رنگ‌آمیزی پروتیین‌ها را دارند و همچنین باعث تخریب ساختار آن‌ها نمی‌شوند در رنگ‌آمیزی فاژ آنتی‌بادی‌ها بهره جست و از آنها در جهت شناسایی آنتی‌ژن مربوطه استفاده نمود.


غلامرضا خلیلی، پروین ساجدی، حمیده دانش،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: آژیتاسیون بلافاصله پس از عمل (Emergence agitation) یکی از مشکلات شایع در زمان ریکاوری خصوصاً در کودکان می‌باشد. در این مطالعه ما بر آن شدیم تا نقش دو پیش‌داروی بیهوشی میدازولام و کتامین را بر روی کنترل آژیتاسیون پس از عمل در کودکان بررسی کنیم.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی دوسو‌کور بر روی کودکان 6-1 ساله که عمل جراحی الکتیو کوتاه‌مدت بر روی قسمت تحتانی شکم و اندام‌ها داشتند، انجام گرفت. بیماران به‌صورت تصادفی در دو گروه میدازولام با دوز mg/kg 0/1 وریدی و کتامین با دوز mg/kg 0/5 وریدی به‌عنوان پیش‌دارو قرار گرفتند. وضعیت روانی کودکان، بروز و شدت آژیتاسیون به‌دنبال دریافت پیش‌دارو، هم‌چنین بروز شدت درد، ارتباط بین درد و آژیتاسیون و اثر استفاده از پیش‌دارو بر روی زمان‌های بیهوشی، اکستوباسیون و ریکاوری کودکان در دو گروه بررسی و مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها: از کل 57 نفر بیمار مورد مطالعه 28 نفر در گروه میدازولام و 29 نفر در گروه کتامین قرار داشتند. نتایج نشان داد که تجویز میدازولام در مقایسه با کتامین می‌تواند به‌صورت معنی‌داری باعث کاهش بیش‌تر فراوانی آژیتاسیون (0/03=P) و میانگین طول مدت آن بعد از عمل جراحی شود (40/0=P). در رابطه با شدت آژیتاسیون، میزان درد، مدت زمان ریکاوری و بیهوشی بین دو گروه تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (0/05

نتیجه‌گیری: این مطالعه مشخص کرد که با توجه به اهمیت استفاده از پیش‌دارو در کودکان میدازولام و کتامین هر دو دارو، قادر هستند از بروز آژیتاسیون شدید جلوگیری کنند اما میدازولام می‌تواند آژیتاسیون را بیش‌تر از کتامین کنترل کند.


الهام بیرانوند، سعید عابدیان کناری، علی‌رضا خلیلیان، بهنوش بیرانوند،
دوره 70، شماره 5 - ( 5-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: سل مهم‌ترین بیماری عفونی است که سالیانه موجب آلودگی حدود هشت میلیون نفر در جهان می‌شود. هدف از این پژوهش بررسی ریسک فاکتورهای ابتلا به بیماری سل بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 183 فرد مسلول مراجعه‌کننده به مرکز بهداشت استان مازندران در طی سال‌های 90-1388 بررسی شدند. پس از اندازه‌گیری سطح قند خون ناشتا و پادتن‌های HIV، اطلاعات مربوط به استعمال دخانیات با استفاده از پرسش‌نامه و به‌صورت حضوری کسب شد.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 8/19±8/46 سال بود. شایع‌ترین عامل خطرزا دیابت و کم‌ترین شیوع مربوط به HIV بود. هم‌چنین بین شیوع دیابت در زنان در مقایسه با مردان (46/0±07/0CI= 95%، 19/0OR=) و مصرف سیگار در مردان در مقایسه با زنان (4/54±8/2CI= 95%، 4/12OR=) اختلاف آماری معنی‌داری وجود داشت (05/0P<).
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این پژوهش، نشان می‌دهد که دیابت و سیگار می‌توانند به‌عنوان ریسک فاکتورهای مهمی برای ابتلا به سل محسوب شوند، لذا در صورت بروز علایم تنفسی در این افراد، سل می‌تواند یکی از تشخیص‌های افتراقی مهم در نظر گرفته شود.


غلامرضا خلیلی، پروین ساجدی، صدیقه یوسف زادگان،
دوره 70، شماره 9 - ( 9-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مسایل مهم در اعمال جراحی اعصاب، کنترل فشار داخل مغزی قبل، در حین و بعد از عمل است. دانش بیهوشی از روش‌های مختلف و ترکیب عوامل مختلف به این منظور بهره گرفته است. در این مطالعه بر آن شدیم تا اثر دو ترکیب بیهوشی را در اداره‌ی بیماران با ضایعه‌ی فضاگیر مغزی بررسی کنیم.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی در بیمارستان الزهرای (س) اصفهان انجام گرفت. 34 بیمار مبتلا به تومور مغزی سوپراتنتوریال به‌صورت تصادفی در دو گروه 17 نفره وارد مطالعه شدند. در گروه اول جهت ادامه‌ی بیهوشی از ترکیب پروپوفول+ فنتانیل و در گروه دوم از ترکیب پروپوفول+ رمی‌فنتانیل استفاده شد و کنترل همودینامیک حین عمل، وضعیت فشار داخل مغزی و فراوانی عوارض در ریکاوری در دو گروه با یک‌دیگر مقایسه و در پرسش‌نامه ثبت گردید.
یافته‌ها: از نظر وضعیت کنترل همودینامیک تفاوتی بین دو گروه مشاهده نگردید. در میان عوارض در اتاق بهبودی نیز به‌جز درد، که در افراد گروه رمی‌فنتانیل بیش‌تر بروز کرد (03/0P<)، تفاوتی بین دو گروه دیده نشد. از نظر درجه‌ی افزایش فشار داخل جمجمه‌ای، افراد گروه فنتانیل در پایان جراحی وضعیت مناسب‌تری داشتند ولی از نظر آماری میزان کاهش فشار داخل جمجمه‌ای در دو گروه معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: هر دو ترکیب دارویی قادرند به‌شکل مناسب فشار داخل مغز را در طی عمل جراحی کنترل نموده، لیکن ترکیب پروپوفول و فنتانیل با بی‌دردی ایجاد نموده در طی زمان ریکاوری و لذا ایجاد ریکاوری آرام‌تر برای بیمار مناسب‌تر به‌نظر می‌رسد.


مهدی محبی، خلیل پور خلیلی، مهناز کسمتی، صمد اکبرزاده، زهرا اکبری،
دوره 72، شماره 3 - ( خرداد 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: استروییدهای آنابولیک که توسط ورزشکاران جهت تقویت عضلات استفاده می‌شوند، بیان اپیوییدهای اندوژن را تغییر و باعث اختلالات رفتاری می‌شوند. فعالیت‌های ورزشی میزان اپیوییدهای اندوژن را افزایش می‌دهند. هدف از این پژوهش، بررسی اثر استفاده مزمن ناندرولون بر اوپیوییدهای سرم موش‌های ورزشکار می‌باشد. روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی در دو گروه بدون حرکت ورزشی و ورزشکار قرار گرفتند. حیوانات هر گروه به دو زیر گروه کنترل (حلال) و دارو (ناندرولون mg/kg 15) تقسیم شدند. در پایان سطح اوپیوییدهای سرم سنجیده شد. یافته‌ها: شنای دو هفته‌ای باعث افزایش معنادار سطوح سرمی اوپیوییدهای بتا- اندورفین (ng/l 5±114 در مقایسه با 5±98 در گروه کنترل، 038/0P=) و مت- انکفالین (ng/l 42±1556 در مقایسه با 27±1475 در گروه کنترل، 25/0P=) گردید. ناندرولون میزان بتا- اندورفین (ng/l 4±84 در مقایسه با 5±114، 002/0P=) و مت- انکفالین (ng/l 36±1378 در مقایسه با 42±1556، 011/0P=) را در گروه ورزشکار کاهش داد؛ اما در حیوانات بدون حرکت ورزشی ناندرولون تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر سطح اوپیوییدها نداشت. نتیجه‌گیری: تجویز مزمن ناندرولون سطح افزایش یافته اپیوییدها به‌دنبال ورزش را کاهش می‌دهد. با توجه به نقش اوپیوییدها در کنترل رفتار، احتمال ایجاد تغییرات رفتاری به‌دنبال مصرف استروییدهای آنابولیک دور از انتظار نیست.
سمانه عسگری، داود خلیلی، فریدون عزیزی، فاطمه اسکندری، نرگس سربازی، فرزاد حدائق،
دوره 72، شماره 12 - ( اسفند 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: دستورکار 2013 کالج کاردیولوژی آمریکا (American College of Cardiology, ACC) و انجمن قلب آمریکا (American Heart Association, AHA) در کنترل کلسترول بالا به تازگی منتشر شده است و نیازمند ارزیابی در جوامع مختلف می‌باشد. هدف از این مطالعه تخمین تعداد افراد کاندید درمان بر اساس دستورکار گفته شده بود. روش بررسی: از مجموع 6275 فرد 75-40 ساله در ابتدای مطالعه قند و لیپید تهران (بهمن 1377 تا اسفند 1388)، 5153 نفر واجد شرایط ورود به مطالعه با میانه بیش از 10 سال پیگیری بودند. خطر 10 ساله بیماری شدید قلبی- عروقی برای هر یک از شرکت‌کنندگان بر اساس راهنمای بالینی 2013 محاسبه شد و میزان این خطر در واجدین شرایط درمان با استاتین با میزان خطر در افراد با پیشینه بیماری‌های قلبی- عروقی مقایسه شد. یافته‌ها: از حدود 5/6 میلیون مرد و زن ساکن در مناطق شهری ایران (بر اساس سرشماری سال 1375) حدود 4 میلیون نفر (55/2 میلیون مرد و 4/1 میلیون زن) نیاز به درمان با استاتین دارند. با توجه به افزایش حدود 5/2 درصدی جمعیت شهری ایران تا سال 1390، مشاهده شد که تعداد واجدین دریافت استاتین به دو برابر (پنج میلیون مرد و سه میلیون زن) افزایش یافت. همچنین میزان خطر ابتلا به بیماری شدید قلبی- عروقی در مردان غیردیابتی با ریسک محاسبه شده بین 5/7-5% و در زنان دیابتی با خطر کمتر از 5%، نسبت به افراد با سابقه بیماری قلبی- عروقی کمتر از 2/0 بود. با حذف این افراد از گروه واجدین شرایط، حدود 8% کل جمعیت از بار مصرف استاتین کاسته ‌شد. نتیجه‌گیری: استفاده از دستورکار جدید کالج قلب و عروق آمریکا و انجمن قلب آمریکا در جامعه ما برای درمان با استاتین به‌نسبت معقول به نظر می‌رسد. البته مطالعات بیشتری برای محاسبه سود خاص حاصل از درمان در زیرگروه‌های مختلف درمانی نیازمند است.
محدثه عرب‌نژاد، محبوبه نصیری، مهران کریمی، محمد مقدم، آزاده خلیلی، احمد ابراهیمی،
دوره 73، شماره 5 - ( مرداد 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: عوامل فراوانی در ایجاد اختلالات ترومبوآمبولی وریدی (VTE)، بیماری قلبی- عروقی و انواع سرطان نقش دارند. یکی از این عوامل جهش در ژن پروترومبین می‌باشد. جهش G20210A در موقعیت نوکلئوتید 20210 ژن پروترومبین واقع در منطقه تنظیمی بالا دست '3 ژن رخ داده و باعث تبدیل گوانین به آدنین می‌گردد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که این جهش غالب بوده و فرم هتروزیگوت جهش خطر ابتلا به ترومبوآمبولی وریدی را تا سه برابر افزایش می‌دهد. این پژوهش با هدف تعیین فراوانی پلی‌مورفیسم PTH G20210A در جنوب ایران طراحی شد. روش بررسی: این پژوهش مقطعی از فروردین تا بهمن 1392 روی 140 زن سالم مقیم جنوب ایران در بیمارستان نمازی شیراز انجام گرفت. ml 5 ﺧﻮن ﻣﺤﻴﻄﻲ از ﻫﺮ ﻓﺮد ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ، سپس DNA ژنومی ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻛﻴﺖ (Ron’s Blood and Cell DNA Mini Kit, BioRon, Germany)، اﺳﺘﺨﺮاج ﮔﺮدﻳﺪ. از روشAmplification Refractory Mutation System Polymerase Chain Reaction (ARMS-PCR) ﺟﻬﺖ ﺗﻌﻴﻴﻦ ژﻧﻮﺗﻴﭗ اﻓﺮاد در ﭘﻠـﻲﻣﻮرﻓﻴﺴﻢ پروترومبین G20210A اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. یافته‌ها: ﻓﺮاواﻧﻲ ژﻧﻮﺗﻴﭗ GG، GA ﺑﻪ‌ﺗﺮﺗﻴﺐ 9/97% و 1/2% ﺑﻪ‌دﺳﺖ آﻣﺪ. ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺑﻪ‌دﺳﺖ‌آﻣﺪه در اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، آﻟﻞ G ﺑﺎ ﻓﺮاواﻧﻲ 9/98% و آﻟﻞ A ﺑﺎ ﻓﺮاواﻧﻲ 1/1% در ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻣﻮرد بررسی ﻣﺸﺎﻫﺪه ﮔﺮدﻳﺪ. نتیجه‌گیری: ﻧﺘﺎﻳﺞ پژوهش ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ درک ﭘﺮاﻛﻨﺪﮔﻲ ﺗﻮزﻳﻊ ﭘﻠﻲ‌ﻣﻮرﻓﻴﺴﻢ PTH G20210A در جمعیت زنان جنوب ایران ﻛﻤﻚ ﻣﻲﻛﻨﺪ. کمترین فرکانس آللی در این جمعیت بالاتر از فراوانی این آلل در جمعیت ایران و اروپا است؛ اما مشابه فراوانی این آلل در جمعیت غرب ایران، ایرانیان یهودی، آمریکا، ایرلند، تونس و بحرین است.
محمد خلیلی، محمد رضا افلاطونیان، فرزانه سالاری علی‌آبادی، جلیل آبشناس،
دوره 74، شماره 7 - ( مهر 1395 )
چکیده

زمینه و هدف: تب مالت در بسیاری از کشورهای خاورمیانه مانند ایران یک مشکل مهم بهداشت عمومی محسوب می‌شود. در کشورهای در حال توسعه، آلودگی شیر به گونه‌های باکتری بروسلا اصلی‌ترین راه انتقال بیماری در انسان محسوب می‌شود. استاندارد طلایی تشخیص بروسلوز، جداسازی باکتری‌های گونه بروسلا می‌باشد، اما برای این منظور نیاز به تجهیزات با سطح ایمنی زیستی (Biosafety level) سه و مهارت بالا و گذر زمان طولانی است. برای چیرگی بر این مشکلات از روش حساس و با اختصاصیت بالای واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز (PCR) استفاده می‌شود. هدف از انجام این پژوهش ردیابی باکتری‌های گونه بروسلا در شیر تحویلی دامداری‌های اطراف شهر کرمان به یکی از کارخانه‌های مهم کرمان با روش واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز است.

روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که از مهر تا اسفند 1394 انجام گرفت، از 48 گله گاو شیری مشتمل بر 4200 گاو که شیر خود را تحویل یکی از بزرگترین کارخانه‌های جنوب شرق ایران می‌دادند، نمونه‌های جداگانه تهیه گردید. اسید نوکلییک نمونه‌ها با روش بافر لیز‌کننده و پروتییناز K استخراج گردید سپس با استفاده از پرایمر جنس بروسلا، ژن IS711 برای بودن اسید نوکلییک بروسلا در شیر با روش واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز مورد بررسی قرار گرفت. در نمونه‌های مثبت قطعه‌ای به اندازه 317 جفت باز از ژنوم باکتری‌های گونه بروسلا تکثیر می‌یافت.

یافته‌ها: چهار نمونه (3/%8) از مجموعه 48 نمونه شیر مخزن از 4200 گاو شیری از نظر وجود ژنوم باکتری‌های گونه بروسلا در شهر کرمان مثبت گردید.

نتیجه‌گیری: نتایج گویای اندمیک بودن بروسلوز در گله‌های گاوی شیری در شهر کرمان می‌باشد.


حمیدرضا سلمانی مجاوری، محبوبه کردمصطفی‌پور، کوکب منصورکیایی، فاطمه عموزاد خلیلی، نگین قوی کوتنایی،
دوره 75، شماره 8 - ( آبان 1396 )
چکیده

امروزه کاربردهای فناوری داده‌ها و ارتباطات به‌عنوان عاملی مهم و کلیدی در پیشرفت همه سازمان‌ها از جمله سازمان‌های نظام سلامت و بهداشت محور می‌باشد. با عنایت به اهمیت موضوع فوق، این سازمان‌ها در جهت متعالی‌سازی سیستم‌های در حال استفاده خود، دگرگونی و تغییر و تحول خاصی ایجاد نمودند که یکی از این تغییرات ایجاد پرونده‌های الکترونیک سلامت (Electronic Health Records, EHR) می‌باشد. این سیستم متحول‌کننده با ایجاد بهره‌وری هم از حیث افزایش کارایی پرسنل و هم از حیث افزایش اثربخشی در فرآیند درمان، مسیر تشخیص تا درمان را ساده‌تر نموده و عملا از ارایه گزارش‌های مکتوب و حجیم درمانی ممانعت به‌عمل می‌آورد. با عنایت به رعایت اصول اخلاقی در حفظ اسرار بیماران و محرمانه بودن اطلاعات آن‌ها، نحوه‌ی بایگانی نمودن اسناد پزشکی الکترونیک در پایگاه داده‌های امن، از اهمیت بالایی برخوردار است. این مهم از مهمترین مباحث اصول اخلاقی بوده و مدیران بیمارستانی می‌بایست سازوکاری تهیه نمایند تا داده‌های تمامی بیماران به‌طور مناسب ذخیره و نگهداری گردد. در این مقاله سعی شده مدلی برای نسخه بیمارستانی پرونده الکترونیک سلامت ارایه شود که بسیاری از بیمارستان‌ها بتوانند از این مدل برای بهینه‌سازی سیستم‌های ثبت پرونده پزشکی خود استفاده کنند. هدف از ارایه این مدل، تسریع و به‌کارگیری فرآیند ایجاد پرونده‌های الکترونیکی در نظام سلامت، به‌ویژه بیمارستان‌های دولتی کشور با حجم وسیعی از بیماران، می‌باشد. با به‌کارگیری این مدل، تعامل درون سازمانی و برون سازمانی برای سازمان تسهیل گردیده و امکان پاسخگویی چابک در زمان معین فراهم می‌گردد. علاوه بر موارد فوق با به‌کارگیری و عملیاتی شدن مدل، امکان کاهش حجم انتقادات و شکایات از بیمارستان‌ها نیز تحقق خواهد یافت و میزان استفاده از داروها بر اساس نیاز واقعی جامعه و مبتنی بر داده‌های فردی صورت خواهد پذیرفت. اجرای این مدل موانعی نیز در بر دارد که در مقاله به نمونه‌هایی از موانع اجرایی اشاره شده است ولی به‌منظور غلبه بر این موانع، نیازمند تلاش مدیریتی بیشتر و حمایت‌های گسترده‌تر دولتی می‌باشد. این تلاش‌ها در بستر فرهنگ‌سازی استفاده از فناوری اطلاعات چه در میان پرسنل بیمارستانی و چه در میان بیماران و مراجعان نظام سلامت از اهمیت بالایی برخوردار است.
 

محبوبه سادات حسینی، محمد جواد باهوش، غلامحسین علیشیری، ناهید خلیلی، حبیب یاری بیگی،
دوره 75، شماره 11 - ( بهمن 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: شیوع بیماری دیابت به‌دلیل عوامل مختلف به‌شدت در حال افزایش است. پدیده مقاومت به انسولین یکی از علل اصلی بروز این بیماری است که به دلایل مختلفی همچون کاهش سطح سرمی ویتامین دی‌۳ رخ می‌دهد. در این مطالعه رابطه بین سطح پلاسمایی ویتامین دی‌۳ با مقاومت به انسولین و فاکتورهای لیپیدی پلاسما ارزیابی گردید.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی بیماران دیابتی نوع دو مراجعه‌کننده به کلینیک دیابت درمانگاه بقیه‌اله تهران از تیر تا شهریور ۱۳۹۴ انجام گرفت. ابتدا داده‌های دموگرافیک گردآوری و سپس مقادیر سرمی ناشتای ویتامین دی۳، گلوکز و لیپیدهای پلاسمایی اندازه‌گیری شد. بیماران به دو گروه نرمال و دچار کمبود ویتامین دی۳ تقسیم شده و میزان لیپیدهای پلاسما و فشارخون بین آن‌ها مقایسه گردید. سپس افراد هایپوویتامینوز تحت درمان با ویتامین دی۳ به‌مدت هشت هفته قرار گرفتند تا سطح آن به بالای ng/ml ۳۰ برسد. سپس روی درمان نگه‌دارنده ۵۰۰۰۰ واحد ویتامین دی۳ ماهیانه و g ۱/۵ کربنات کلسیم روزانه قرار گرفتند. پس از دو ماه دوباره بررسی شدند.
یافته‌ها: ۱۸۷ نفر (۹۹ مرد و ۸۸ زن) وارد مطالعه شدند. شیوع هایپوویتامینوز در افراد چاق بیشتر بود. درمان با ویتامین دی۳ موجب تغییر معنادار HbA۱c، HDL، تری‌گلیسرید، قندخون ناشتا و ویتامین دی۳ گردید، اما در سایر شاخصه‌ها تغییرات معنادار ایجاد نشد.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد کمبود ویتامین دی۳ یکی از علل افزایش گلوکز پلاسما و دیس‌لیپیدمی باشد. همچنین اصلاح سطح پلاسمایی ویتامین دی۳ می‌تواند منجر به کاهش مقاومت به انسولین و نیز اصلاح الگوی لیپیدی پلاسما در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو گردد.

ماریا ظهیری، خلیل پورخلیلی، صادق درویشی، حسین حیدری، زهرا اکبری،
دوره 77، شماره 10 - ( دی 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: آفانیزومنون فلوس آکوا (Aphanizomenon flos-aquae, AFA) نوعی جلبک محتوی فوکوییدان می‌باشد که اثر آن بر مهاجرت سلول‌های بنیادی نشان داده شده است. از آن‌جا که سلول‌های بنیادی در روند ترمیم نقشی اساسی دارند، در این پژوهش تاثیر مصرف خوراکی عصاره جلبک بر روند ترمیم زخم‌های پوستی بررسی شد.
روش بررسی: این پژوهش یک نوع مطالعه تجربی است که در آزمایشگاه گروه فیزیولوژی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر از مهر ۱۳۹۶ تا اسفند ۱۳۹۶ انجام شد. این مطالعه بر روی ۲۱ سر موش صحرایی نر بالغ انجام گرفت. پس از بیهوش نمودن حیوانات، دو زخم تمام ضخامت با استفاده از پانچ استریل در ناحیه پشت هر حیوان ایجاد شد. حیوانات گروه درمان، عصاره جلبک را با دوز ۲۰۰ و یا mg/kg ۴۰۰ حیوانات گروه شاهد، آب مقطر را به روش گاواژ روزانه به‌مدت هفت روز دریافت کردند. روز نهم بافت ترمیمی برداشت شد. روند بسته شدن زخم‌ها با عکسبرداری روزانه و کیفیت ترمیم به‌وسیله ارزیابی هیستولوژیک بررسی شد.
یافته‌ها: اندازه زخم‌ها در گروه درمان با عصاره جلبک با دوز mg/kg ۲۰۰ در مقایسه با گروه شاهد کاهش معناداری را در روز ششم نشان داد (۰/۰۳۲P=). همچنین در گروه درمان با دوز mg/kg ۲۰۰ و ۴۰۰ عصاره جلبک میزان ارتشاح نوتروفیل‌ها و ماکروفاژها، تراکم عروق خونی و جمعیت فیبروبلاست‌ها به‌طور معناداری در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافت. تفاوت معناداری بین دو گروه ۲۰۰ و ۴۰۰ دیده نشد.
نتیجه‌گیری: مصرف خوراکی عصاره جلبک آفانیزومنون فلوس آکوا به‌واسطه کاهش پاسخ‌های التهابی روند ترمیم بافت را به‌نحو مثبتی تحت تاثیر قرار داد.

حمیدرضا مهریار، امید گرکز، پیمان اتابکی، شادی غریبی، ناصر خلیلی، سحر پاریاب،
دوره 79، شماره 2 - ( اردیبهشت 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: درد سینه شایعترین علت مراجعه بیماران به اورژانس بیمارستان‌هاست که این مطالعه با هدف مقایسه بین نمره‌دهی GRACE و TIMI در پیش‌بینی حوادث مهم قلبی عروقی در بیماران مراجعه‌کننده با درد قفسه سینه به بخش اورژانس بیمارستان طالقانی ارومیه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بصورت توصیفی- تحلیلی بر روی ۸۶۲ بیمار قلبی مراجعه‌کننده به اورژانس بیمارستان طالقانی ارومیه در بازه زمانی اول فروردین 1397 تا شهریور 1397 به روش سرشماری انجام شد که برای گرد‌آوری اطلاعات از چک‌لیست استفاده شد، پس از جمع‌بندی امتیازات، تعیین سطح خطر انجام و پس ‌از آن ۳۰ روز پیگیری افراد انجام گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که طی بررسی با سیستم GRACE و TIMI به‌ترتیب ۵۲ نفر و هشت نفر پرخطر ارزیابی شدند. در ارزیابی MACE میزان ویژگی سیستم (30GRACE (cutoff point= 27/89 مقابل ۲۴/۵۲ ویژگی سیستم TIMI  (3/7cutoff point=) بود و حساسیت  GRACE۹۳ (10(cutoff point= در مقابل ۷۱/۸۵ (3/8TIMI (cutoff point= بود.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که حساسیت و ویژگی GRACE نسبت به TIMI بیشتر است.

سعید ناطقی، فروغ گودرزی، صمد تقوی نمین، عاطفه رسولی، اکرم خلیلی نوش‌آبادی، صفیه محمدنژاد،
دوره 79، شماره 9 - ( آذر 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: سن، ریسک فاکتور قوی در افزایش خطر شدت و مرگ ناشی از بیماری COVID-19 است. از آن‌جایی که سالمندان بخش بزرگی از بیماران COVID-19 را تشکیل می‌دهند، بنابراین مطالعه حاضر جهت ارزیابی شدت بیماری در سالمندان بستری به‌دلیل COVID-19 و تاخیر در مراجعه به بیمارستان و مرگ ناشی از آن برای مدیریت بهتر بیماری انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه کوهورت گذشته‌نگر حاضر برروی 444 سالمند مبتلا به COVID-19 بستری از اول فروردین 1399 تا اواخر مهر سال 1399 در بیمارستان بهارلوی تهران انجام گرفت. بیماران براساس شدت بیماری به سه گروه متوسط، شدید و خیلی شدید تقسیم شدند. ازآزمون Analysis of variance برای مقایسه داده‌های کمی و از آزمون Chi-square test برای بررسی متغیر‌های کیفی در گروه‌های بیماری استفاده شد.
یافته‌ها: از بین 444 شرکت‌کننده، 73% به نوع متوسط و 15% به نوع شدید و12% به نوع بسیار شدید بیماری مبتلا شده بودند. میانگین سن 42/8±90/72 بود. زمان شروع علایم تا مراجعه به بیمارستان به‌طور متوسط هفت روز بود. در سالمندان با فرم بسیار شدید بیماری، دیس‌پنه تنفسی(002/0P=) و افت سطح هوشیاری (0001/0P<) بالاتر بود. زمان بستری در بیمارستان به‌طور متوسط هفت روز بود. در فرم بسیار شدید تا 11روز ادامه داشت. مرگ و بستری در ICU در بیماران فرم بسیار شدید بیماری بیشتر بود. با افزایش تاخیر در روز‌های مراجعه به بیمارستان شدت بیماری و مرگ‌ومیر افزایش پیدا کرده است.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل ازمطالعه نشان داد که طولانی شدن زمان شروع علایم تا مراجعه به بیمارستان پیش‌آگهی را در سالمندان بدتر کرده و همچنین باعث تشدید بیماری و افزایش مرگ‌و‌میر در سالمندان می‌شود.

سحر صدیق، فاطمه خلیلی، اصغر عبدلی، فاطمه آذرکیش، کمال عبدالمحمدی،
دوره 80، شماره 3 - ( خرداد 1401 )
چکیده

طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، سرطان دهانه رحم از سرطان‌های شایع در بین زنان پس از سرطان‌های سینه، کولورکتال و ریه است. همه زنان احتمال ابتلا به این بیماری را داشته و شانس وقوع آن در زنان بالای 30 سال بیشتر می‌باشد. این سرطان، یکی از انواع سرطان‌های قابل پیشگیری از طریق واکسیناسیون است. مطالعه پیش رو با هدف تحقیق درباره نقش واکسن در پیشگیری از ابتلا به سرطان دهانه رحم انجام شده است. در این مطالعه مروری مقالات منتشر شده طی سال‌های 1400-1394 از پایگاه‌های Pubmed، SID، Cochrane Library،Science Direct  و Google Scholar بررسی شدند. از کلمات کلیدی واکسن پاپیلوما و سرطان دهانه رحم در منابع فارسی و HPV vaccine و Cervical Cancer در منابع انگلیسی استفاده شد. جست‌وجوی موضوعی نیز با استفاده از سرعنوان‌های موضوعی پزشکی MeSH انجام شد. واکسیناسیون علیه ویروس پاپیلومای انسانی مقرون به‌صرفه‌ترین اقدام بهداشت عمومی علیه سرطان دهانه رحم می‌باشد. در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه برنامه‌های جدی‌ واکسیناسیون ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) و غربالگری علیه سرطان دهانه رحم در حال اجراست. واکسیناسیون HPV دارای اثربخشی بالا و در بسیاری از کشورها به برنامه ایمن‌سازی آن‌ها افزوده شده است. در حال حاضر سه نوع واکسن معرفی شده که واکسن گارداسیل نه ظرفیتی، اثربخشی بالاتری نسبت به دو نوع دیگر دارد، ولی از نظر هزینه-اثربخشی واکسن گارداسیل چهار ظرفیتی بیشتر توصیه گردیده است. باتوجه به شیوع بالای سرطان دهانه رحم در ایران، استفاده از واکسن، هدفمندسازی و اجرای به‌موقع تست‌های غربالگری و آموزش راه‌های پیشگیری از ابتلا به سرطان دهانه رحم پیشنهاد می‌شود.
 

منصوره جمشیدیان طهرانی، هانیه زیدآبادی‌نژاد، فرشته طیبی، محمدرضا خلیلی، بیتا مومنایی،
دوره 80، شماره 12 - ( اسفند 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: انسداد مادرزادی مجرای اشکی یکی از شایعترین بیماری‌های اربیت در کودکان است و درمان موارد مقاوم همیشه چالش‌برانگیز بوده است. هدف این مطالعه بررسی اثربخشی داکریوپلاستی با بالون و استنت‌گذاری در انسداد پایدار مجرای اشکی مادرزادی پس از اینتوباسیون قبلی ناموفق مجرای اشکی می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه، یک مطالعه مداخله‌ای از دی 1393 تا دی 1396 بر روی 16 سیستم اشکی از 11 بیمار (پنج پسر و شش دختر) با انسداد مادرزادی مجرای اشکی و سابقه پروبینگ و استنت‌گذاری ناموفق در بیمارستان فارابی تهران (وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران) بود. کودکانی که به بیمارستان ما مراجعه کرده بودند و پیش‌تر توسط جراح دیگری تحت پروبینگ با یا بدون استنت‌گذاری قرارگرفته بودند، ابتدا تحت پروبینگ مجدد و استنت‌گذاری مجدد با تیوب کرافورد قرار گرفتند. آندوسکوپی سیستم نازولاکریمال در موارد مشکوک به عبور کاذب استنت یا در صورت وجود سابقه‌ای که نشان‌دهنده پاتولوژی بینی باشد، انجام شد. لوله مونوکا کرافورد پس از دو ماه برداشته شد. داکریوپلاستی با بالون با اینتوباسیون به‌عنوان سومین جراحی در مواردی که پس از سه تا شش ماه به پروبینگ و استنت‌گذاری پاسخ ندادند، انجام شد. موفقیت پس از شش ماه با استفاده از تست ناپدید شدن رنگ فلورسین (FDDT) و همچنین رفع علایم بیماران ارزیابی شد.
یافته‌ها: سن بیماران 01/35±67 ماه (محدوده 121-26) بود. محل تنگی کانالیکول در بیماران ما در کانالیکول مشترک یا با فاصله‌ mm 3-2 از کانالیکول مشترک بود. پس از شش ماه، جراحی در 13 سیستم اشکی (25/81%) با موفقیت انجام شد. یک بیمار که انسداد مادرزادی مجرای اشکی و سندرم داون داشت و دو بیمار دیگر به داکریوپلاستی با بالون و استنت‌گذاری پاسخ ندادند و متعاقباً تحت داکریوسیستورینوستومی (DCR) قرار گرفتند.
نتیجه‌گیری: داکریوپلاستی با بالون همراه با لوله‌گذاری مونوکرافورد می‌تواند به‌عنوان یک روش درمانی موفق در بیماران مبتلا به انسداد مادرزادی مجرای اشکی (CNLDO) با سابقه پروبینگ و استنت‌گذاری ناموفق پیش از برنامه‌ریزی برای داکریوسیستورینوستومی (DCR) در نظرگرفته شود.

 
حسن اسدی‌گندمانی، سید محسن رفیع‌زاده، الیاس خلیلی ‌پور، بابک مصومیان،
دوره 81، شماره 4 - ( تیر 1402 )
چکیده

رتینوبلاستوم شایعترین تومور اولیه بدخیم چشمی در کودکان است. مدیریت و درمان رتینوبلاستوم فرآیندی بسیار پیچیده است و نیازمند به توجه به مواردی همچون مرحله‌ بیماری، وضعیت ژنتیکی تومور و جهش‌ها، عوامل روانی- اجتماعی خانواده و باورهای فرهنگی و منابع اقتصادی موجود دارد. از زمان شناسایی این بدخیمی تا اوایل قرن بیستم (پیش از معرفی پرتودرمانی به‌عنوان یکی از گزینه‌های درمان)، تخلیه چشم تنها گزینه درمانی برای این بیماری بود. تخلیه چشم علاوه بر عدم کنترل موارد متاستاتیک و گسترده بیماری و افزایش شانس مرگ‌ومیر در این موارد، باعث ایجاد عوارض روحی، روانی و زیبایی نامطلوب فراوان در بیماران و مخصوصا کودکان که جمعیت اصلی مبتلا به این بیماری هستند، می‌شود. پیشرفت‌های شگرفی از قرن بیستم تاکنون برای شناسایی و ابداع روش‌های نوین جهت حفظ چشم و درمان‌های کمتر تهاجمی رخ داده است و مجموعه تلاش‌ها منجر به ابداع روش‌های درمانی جدیدی مانند پرتودرمانی، شیمی‌درمانی سیستمیک، درمان‌های موضعی مانند سرما و گرما درمانی، شیمی‌درمانی داخل شریانی و شیمی‌درمانی داخل چشمی شده است. به‌صورت خلاصه مجموعه درمان‌ها از ابتدا تاکنون به سمت افزایش بقا، کاهش نرخ تخلیه چشم و درمان‌های هدفمندتر و کمتر تهاجمی رفته است. در این مقاله به‌صورت خلاصه به معرفی انواع روش‌های درمانی رتینوبلاستوم از ابتدایی شناسایی تاکنون می‌پردازیم و سیر تحولی درمان‌های این بیماری از ابتدا تاکنون که باعث کاهش انجام تخلیه چشم به‌عنوان درمان این بیماری شده است را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
 
پریسا عبدی، زکیه واحدیان، عاطفه دهقانی، مونا صفی‌زاده، الیاس خلیلی‌پور،
دوره 81، شماره 5 - ( مرداد 1402 )
چکیده

کاتاراکت کودکان یکی از علل اصلی نابینایی در دوران کودکی است. براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت در سال 2001، کاتاراکت مادرزادی مسئول حدود 20%-5 موارد نابینایی اطفال در جهان براساس مناطق جغرافیایی مختلف می‌باشد. کاتاراکت در کودکان می‌تواند به‌صورت یک‌طرفه یا دوطرفه، مادرزادی یا اکتسابی، با الگوهای ارثی خاص یا به‌صورت اسپورادیک ظاهر شود. علاوه‌براین، این وضعیت می‌تواند پایدار یا پیشرونده باشد. آب مروارید مادرزادی می‌تواند با بیماری‌های سیستمیک خاصی همراه باشد، یا ممکن است در چشم یک کودک سالم رخ دهد. کاتاراکت درمان‌نشده در کودکان منجر به بار اجتماعی، اقتصادی و عاطفی فوق‌العاده‌ای برای کودک، خانواده و جامعه می‌شود. نابینایی مربوط به کاتاراکت کودکان را می‌توان با شناسایی زودهنگام و مدیریت مناسب درمان کرد. مدیریت آب مروارید کودکان یک چالش است. افزایش مشکلات حین عمل نسبت به بزرگسالان، تمایل به افزایش التهاب پس از عمل، همراهی با عوارضی مانند گلوکوم آفاکی و عروق جنینی پایا، تغییر وضعیت انکساری چشم، و تمایل‌ به ایجاد آمبلیوپی، همگی باعث پیچیدگی دستیابی به بینایی خوب می‌شوند. جراحی کاتاراکت اطفال طی سال‌ها تکامل یافته است و با بهبود دانش درمورد شیفت میوپی و رشد محوری، نتایج این بیماران قابل‌پیش‌بینی‌تر شده است. نتایج مطلوب نه‌تنها به جراحی موثر، بلکه به مراقبت‌های دقیق پس از عمل و توان‌بخشی بینایی نیز بستگی دارد. ازاین‌رو، این تلاش ترکیبی والدین، جراحان، متخصصان بیهوشی، متخصصان اطفال و اپتومتریست‌ها است که می‌تواند تفاوت را ایجاد کند.
 
مریم حاجی‌هاشمی، هدیه بنکدارچیان، طاهره خلیلی بروجنی، مینو موحدی، رویا صاحبی، فدیه حق‌اللهی،
دوره 83، شماره 6 - ( شهریور 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: افتادگی اعضای لگن (Pelvic organ prolapse, POP) که زنان مبتلا را در معرض کاهش کیفیت زندگی و عملکرد جنسی قرار می‌دهد. پژوهش حاضر به بررسی علائم بیماری، عملکرد جنسی و کیفیت زندگی زنان یک سال پس از ترمیم پرولاپس ارگان‌های لگنی پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه‌ی کوهورت آینده‌نگر بوده (قبل و بعد) و بر روی 200 نفر از زنان متاهل مبتلا به پرولاپس لگنی درجه 1-4 (POP-Q) در گروه سنی 75-47 سال که از مهر 1401 تا اسفند 1402 تحت جراحی ترمیمی (کولپورافی قدامی و خلفی (در بیمارستان‌های شهید بهشتی و الزهرا اصفهان قرار گرفته بودند، انجام شد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات سه پرسشنامه عملکرد جنسی زنان، آزردگی لگنی و کیفیت زندگی قبل و یکسال پس از جراحی تکمیل شدند. برای مقایسه شدت علائم بالینی بیماران براساس سطوح قبل و بعد از جراحی، از آزمون تقارن (Symmetry/Bowker) و برای مقایسه وضعیت شاخص عملکرد جنسی (اختلال/عدم اختلال) قبل و بعد از مداخله، از آزمون McNemar استفاده شدو سطح معناداری 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: شدت علائم بالینی و وضعیت شاخص اختلال عملکرد جنسی و میانه نمره کیفیت زندگی بین قبل و بعد از مداخله معنادار بود و تغییرات آنها نشان می‌دهد که بیماران بعد از عمل به‌طور قابل‌توجهی بهبود پیدا کرده‌اند.
نتیجه‌گیری: جراحی پرولاپس لگنی می‌تواند علاوه‌بر اصلاح ساختار آناتومیک به‌طور قابل‌توجهی باعث بهبود کیفیت زندگی و عملکرد جنسی بیماران یکسال پس از عمل گردد.

 

صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb