26 نتیجه برای عروقی
داود خلیلی، فرزاد حدائق، مریم توحیدی، نوشین فهیمفر، فاطمه اسکندری، فریدون عزیزی،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: علیرغم شیوع اختلالات تحمل گلوکز در ایران، اطلاعاتی در
خصوص تاثیر اختلالات مزبور بر بروز وقایع قلبی- عروقی (CVD) در دسترس نیست. مطالعه حاضر برای بررسی نقش
گروههای مختلف متابولیسم غیرطبیعی گلوکز در پیشبینی خطر بیماریهای قلبی عروقی
انجام شد.
روش بررسی: در 1752 مرد و 2273 زن 40 ساله و بزرگتر که در ابتدای
مطالعه فاقد بیماریهای قلبی عروقی بودند، بروز رخداد قلبی- عروقی در دوره پیگیری
با میانه 6/7 سال بررسی گردید.
یافتهها: در مجموع 197
مورد بیماریهای قلبی عروقی در مردان و 143 مورد در زنان وجود داشت (در کل چگالی
بروز 8/11 در هزار شخص- سال با فاصله اطمینان 95% 1/13-6/10). پس از کنترل عوامل
خطر معمول از جمله سن، شاخصهای آنتروپومتریک، لیپید و فشار خون، سطح تحصیلات،
سیگار، درمان دارویی فشار خون و چربی خون، سابقه خانوادگی بیماری قلبی عروقی و
دیابت، نسبت خطر (95%CI ) برای بیماریهای قلبی عروقی در زنان در دو
گروه دیابت شناخته شده و دیابت تازه تشخیص داده شده بهترتیب برابر (27/6-40/2)
88/3 و (95/3-39/1) 34/2 و مقادیر متناظر آنها برای مردان بهترتیب (95/2-00/1)
72/1 و (31/2-01/1) 52/1 بود. گلوکز ناشتای مختل یا اختلال تحمل گلوکز، پس از
تعدیل سن، با 56% افزایش خطر بیماریهای قلبی عروقی در زنان همراه بود.
نتیجهگیری: در افراد دیابتی
باید همواره پیشگیری اولیه را از نظر بیماریهای قلبی- عروقی در نظر داشت، صرفنظر
از آنکه دیابت آنها در جریان غربالگری تشخیص داده شده باشد و یا آنها از قبل تحت
درمان دیابت باشند. این امر بهویژه در زنان اهمیت بیشتری دارد.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
رضا نفیسی مقدم، احمد شجری، پگاه روزبه،
دوره 68، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: حوادث عروقی مغز بهعنوان گروه مهمی از طیف عوارض نارس
بودن نوزاد (کمتر از 37 هفته) مطرح میباشد. خونریزی داخل بطنی و هیدروسفالی شایعترین
فرم این حوادث بهشمار میآیند. بیشترین خطر برای نوزادان نارس کمتر از 28 هفته
حاملگی و یا وزن کمتر از 1000 گرم است که
شیوع ICH در آنها 30%
است. با غربالگری و پایش نوزادان نارس و محصولات زایمانهای
طولکشیده و پر استرس توسط اولتراسونوگرافی Real-time میتوان این ضایعات را تشخیص داده و درمان
کرد و بر عوارض و پیشآگهی تاثیر مثبت گذاشت. این مطالعه بهمنظور بررسی یافتههای
سونوگرافیک مغز در 60 نوزاد نارس متولد شده در بیمارستانهای شهر یزد انجام شده
است.
روش
بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی بوده که بهروش مقطعی انجام
شده است. جامعه مورد بررسی تمامی نوزادانی بودند کهطبق تعریف نارسبودن (سن کمتر
یا مساوی 37 هفته) در بیمارستانهای شهر یزد از دیماه 84 لغایت تیرماه 85 بهدنیا آمدند.
یافتهها: در پایان بررسی در مجموع 52 نوزاد (67/86%) از نمونههای
ما نوزادان با وزن هنگام تولد کمتر از 2500 گرم (LBW) بودند. از 52 بیمار دچار LBW، پنج نوزاد (6/9%) دچار خونریزی
داخل بطنی (IVH) و پنج نوزاد (6/9%) دچار
هیدروسفالی و یک نوزاد (9/1%) دچار هالوپروزنسفالی
بود و هشت بیمار دارای وزن نرمال هیچ یافته غیر طبیعی در سونوگرافی خود نداشتند.
نتیجهگیری: برای
جلوگیری از حوادث عروقی مغز در مرحله اول باید از زایمان سخت و تولد نوزاد نارس
جلوگیری کرد. در نوزادان نارس یافتههای سونوگرافی مغز ارتباط قوی با وزن نوزاد
دارد.
رضا افغانی، علی امینیان، سید رسول میرشریفی، علی جعفریان، حمید قادری، مرتضی نوعپرست، سید حبیبالله دشتی،
دوره 68، شماره 8 - ( 8-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: سنگ کیسه صفرا مشکل عمده سلامتی در سراسر جهان است. برای این بیماری شایع ریسک فاکتورهای مختلفی شناسایی شده است. از آنجا که این بیماری و بیماری قلبی و عروقی در بعضی از ریسک فاکتورها مشترک هستند و هموسیستیین بهعنوان یک ریسک فاکتور بیماری قلبی و عروقی پذیرفته شده است بر آن شدیم که تأثیر سطح هموسیستیین را بر سنگ صفراوی ارزیابی کنیم. روش بررسی: جهت بررسی تأثیر سطح هموسیستیین بر سنگ صفراوی مطالعه مورد شاهدی طراحی شد. از ابتدای سال 86 تا پایان سال87، 54 نفر در گروه بیمار و 54 نفر در گروه کنترل انتخاب شدند که گروه بیمار دارای سنگ صفراوی با تظاهرات مربوط به آن بود و گروه کنترل نیز پس از رد و جود سنگ صفراوی توسط سونوگرافی وارد مطالعه شدند. نمونه خون جهت تعیین میزان هموسیستیین گرفته شد و سطح هموسیستیین به دو گروه پایینتر از 15 و بالاتر و مساوی 15 تقسیم شد. یافتهها: با تعیین سطح هموسیستیین در گروه بیمار و کنترل نشان داده شد که سطوح هموسیستیین بر سنگ صفراوی اثر معنیدار دارد (014/0=p) و خطر ابتلا به سنگ در افرادی که هموسیستیین برابر یا بیش از 15 دارند 4/3 برابر افزایش مییابد (019/0=p). همچنین افزایش یک واحد شاخص توده بدن، 12/1 برابر ابتلا به سنگ را افزایش میدهد (035/0=p). نتیجهگیری: با مشخص شدن تأثیر سطح هموسیستیین بر سنگ صفراوی میتوان هموسیستیین را بهعنوان یکی از عوامل دخیل در ایجاد سنگ صفراوی دانست و با مداخلات تغذیهای در جهت کاهش سطوح هموسیستیین به نتایج مطلوب دست یافت.
عباس محققی، مهرناز محبی، داریوش کمال هدایت، عبدالحسین طباطبایی، نرگس ناصری،
دوره 69، شماره 6 - ( 6-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: شدت یافتههای
آنژیوگرافی در بیماری عروق کرونری در سیر پیشرفت و پیشآگهی بیماری مهم است و
امروزه معیار Gensini به طور وسیعی برای مشخص کردن بیماریهای قلبی و عروقی استفاده میشود.
با توجه به شیوع بالای بیماریهای قلبی و عروقی توجه به گزارش یافتههای
آنژیوگرافی میتواند در تشخیص شدت بیماریهای عروقی کرونر نقش مهمی داشته باشد. هدف
این مطالعه ارزیابی همراهی نمرهدهی جنسینی با ریسک فاکتورهای قلبی در بیمارانی که
مورد آنژیوگرافی عروق کرونر قرار میگیرند میباشد.
روش
بررسی: این مطالعه به شکل مقطعی و به شکل گذشتهنگر طراحی شد. نمونهگیری به
روش آسان، شامل 495 بیمار از مراجعه کنندگان به بخش آنژیوگرافی بیمارستان شریعتی
از شهریور 88 تا شهریور 89 بود که دارای معیار ورود به مطالعه، داشتن اندیکاسیون
لازم برای آنژیوگرافی عروق کرونر بود. اطلاعات بیماران وارد پرسشنامه که شامل نام
و سن و سابقه وجود دیابت فشارخون LDL, HDL، لیپوپروتیین بالا بود ثبت شد.
یافتهها: جمعیت شامل 249 مرد با میانگین سن 3/10±1/58 سال بود که
همراهی مثبت بین نمره بالای Gensini و دیابت، استعمال سیگار، HDL پایین و
سن و جنس دیده شد. از مجموع 495 بیمار 249 نفر (3/50) درصد مرد و 245 نفر (5/49)
درصد زن بودند. میانگین سن 341/10±10/58 بود که دامنه آن از (86–26)
سال بود. میانگین TG 70±08/136
بود که دامنه آن از (564–123) mg/dl بود. میانگین HDL 13±22/50
بود که دامنه آن از (109–23) mg/dl بود. میانگین LDL 31±06/80
بود که دامنه آن از (189–113) mg/dl بود.
نتیجهگیری: در
بیمارانی که مورد آنژیوگرافی عروق کرونر قرار میگیرند معیار نمرهدهی
جنسینی ارزش قابل قبولی در همراهی با ریسک فاکتورهای قلبی دارد.
احمدعلی یوسفی، محسن معدنی، حمیدرضا عظیمی، حسین فرشیدی،
دوره 69، شماره 7 - ( 7-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: عوارض عروقی بهعنوان شایعترین عارضه آنژیوگرافی تشخیصی و
آنژیوپلاستی عروق کرونر، بهعنوان یک عامل مهم در موربیدیتی بیماران مطرح میباشد
و لذا مطالعه روی شیوع این عارضه و عوامل مرتبط با آن در بیماران ضروری بهنظر میرسد.
روش بررسی: این مطالعه، یک مطالعه توصیفی
بوده، 2097 مورد آنژیوپلاستی عروق کرونر در مدت یکسال از دیماه 87 تا دیماه 88
در بیمارستان قلب شهید رجایی تهران انجام گرفت و این بیماران از نظر پیدایش عوارض
عروقی در طول مدت بستری و نیز عوامل مرتبط به آن مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافتهها: از کل 2097 بیمار، 1544 بیمار مذکر
(6/73%) و 553 بیمار مونث (4/26%) با میانگین سنی 10±57 بودند.
میزان بروز عوارض عروقی از زمان آنژیوپلاستی تا زمان ترخیص بیمار از بیمارستان، در
19 مورد (9/0%) مشاهده شد که از این تعداد 10 مورد هماتوم (6/52% عوارض)، آنوریسم کاذب
در پنج مورد (3/26% عوارض)، خونریزی خلف صفاقی و فیستول شریانی وریدی هر کدام دو
مورد (5/10% عوارض در هر مورد) را تشکیل دادند. عوارض در جنس مونث (003/0P=)، در بیماران با سابقه HTN (02/0P=)،
در بیماران با قد کوتاهتر (004/0P=)، در بیمارانی که
از مهارکننده gp IIIa/IIb استفاده کرده بودند (003/0P=)، بهطور قابلتوجهی شایعتر بود.
نتیجهگیری: میزان بروز
عوارض عروقی در بیماران بعد از آنژیوپلاستی کرونر پایین است و یک روش مناسب درمانی
برای بیماران با تنگی کرونر محسوب میشود و در صورتیکه بعد از برداشتن شیت
شریانی، در مدت زمان مناسب، فشار روی محل دستیابی (Access) عروقی داده شود، بهخصوص در مورد بیماران زن، سابقه HTN،
سطح آنتیکوآگولانت بالاتر، احتمال پیدایش عوارض عروق پایین میباشد.
سمیه اعلمی، وحید نیکویی، مهشید ایرانی، اعظم بختیاریان،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت فلز روی (Zn) بهعنوان یک عامل محیطی، در مطالعه حاضر، نقش آن در فشار خون و سیستم قلبی- عروقی بررسی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه تاثیر فلز روی بر روی فشارخون در سالهای 1386 تا 1387 در 80 بیمار مبتلا به افزایش فشارخون اولیه (ایدیوپاتیک) و 80 فرد غیرمبتلا به فشارخون که به مرکز قلب تهران مراجعه کرده بودند، در هر دو جنس و چهار گروه سنی (50-41، 60-51، 70-61 و 80-71 سال) مورد بررسی قرار گرفت. پس از انتخاب افراد و گرفتن نمونه خون از آنها، سطح پلاسمایی روی، توسط دستگاه جذب اتمی اندازهگیری شد.
یافتهها: میانگین غلظت پلاسمایی فلز روی در گروه مبتلا به فشار خون، g/mlµ04/0±456/0 و در گروه غیر مبتلا، g/mlµ055/0±551/0 بود. تجزیه آماری نشان داد که میزان فلز روی بهصورت معنیداری در گروه اول پایینتر از گروه دوم بود (05/0P≤). میانگین غلظت پلاسمایی روی در گروه مردان مبتلا به فشار خون، g/mlµ494/0 و در مردان غیر مبتلا، g/mlµ486/0 بود که تفاوت معنیداری مشاهده نگردید (05/0P>). میانگین غلظت پلاسمایی روی در گروه زنان مبتلا به فشار خون، g/mlµ415/0 و در زنان غیر مبتلا، g/mlµ596/0 بود که نشانگر اختلاف معنیداری بین دو گروه بود (001/0P). همچنین بین غلظت پلاسمایی روی افراد مبتلا به فشار خون بالا و افراد غیر مبتلا، در گروه سنی 51 تا 60 سال، تفاوت معنیدار بود (05/0P)، اما در سایر گروهها اختلاف معنیداری مشاهده نگردید (05/0P>).
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهنده ارتباط چشمگیر بین کاهش سطح پلاسمایی روی و افزایش فشار خون در زنان و نیز در گروه سنی 51 تا 60 سال بود.
مسعود ثابتی، عبدالرضا ناصر مقدسی، مهدی آلوش، سید محمدحسن پاکنژاد، منصوره تقاء،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: وجود ضایعه حاد در تصویربرداری با تشدید مغناطیسی (MRI) مغز با پخش وزنی یا تصویرگیری دیفیوژن (Diffusion Weighted Imaging, DWI) در مبتلایان به حملات ایسکمیک گذرا (Transient Ischemic Attack, TIA) ارزش پیشگوییکننده برای وقوع سکته مغزی ایسکمیک بعدی در کوتاهمدت دارد. لذا شناخت ریسک فاکتورهایی که میتوانند از لحاظ بالینی با وجود ضایعه در نمای DW مرتبط باشند، در رویکرد مناسب به بیماران مبتلا به TIA کمککننده است. مطالعه ما بهدنبال یافتن پاسخ آن است که مشاهده ضایعه در DWI بیماران دچار TIA با چه فاکتورهای بالینی در ارتباط است.
روش بررسی: پنجاه بیمار مبتلا به TIA بهصورت متوالی، وارد مطالعه شدند. از تمام این بیماران شرح حال اخذ شد و آنان تحت معاینه کامل اعصاب و مطالعات آزمایشگاهی قرار گرفتند. از بیماران در فاصله زمانی حداکثر 72 ساعت، MRI مغز با نمای DW تهیه شد.
یافتهها: ضایعه حاد در 16% بیماران در نمای DW مشاهده شد. همچنین، ارتباط معنیداری بین وجود ضایعه حاد در نمای DW با مدت زمان حمله (0003/0P=)، سابقه دیابت ملیتوس (02/0P=) و همراهی فلج یکطرفه صورت (008/0P=) مشاهده شد. سایر متغیرها چون سن، سابقه فشارخون، هیپر لیپیدمی، وجود TIA قبلی و نیز اختلال حسی، سردرد، سرگیجه و اختلال بینایی رابطه معنیداری با وجود ضایعه حاد در نمای DW نداشتند.
نتیجهگیری: از لحاظ بالینی، طول مدت علایم، وجود دیابت ملیتوس و نیز همراهی فلج یکطرفه صورت میتواند بیانگر احتمال بالاتری از وجود ضایعه حاد در نمای DW باشد که این به معنای آن است که خطر بیشتری برای ابتلا به استروک در کوتاهمدت وجود دارد.
رضا شهریار کامرانی، سید حسین شفیعی، لیلا اوریادی زنجانی،
دوره 70، شماره 9 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: جوشنخوردگی استخوان اسکافویید، همچنان یکی از موضوعات چالشبرانگیز در بین جراحان دست میباشد. در این مطالعه به بررسی نتایج درمانی فیکساسیون جوشنخوردگی استخوان اسکافویید در حضور یا عدم حضور استئونکروز و تاثیر متغیرهای شایع بر آن میپردازیم.
روش بررسی: در 24 بیمار مبتلا به جوشنخوردگی استخوان اسکافویید، گرافی و MRI مچ دست قبل از درمان و نتایج عملکردی بعد از درمان بر اساس سیستم Mayo و پرسشنامه Quick DASH مورد ارزیابی قرار میگرفت.
یافتهها: قبل از عمل جراحی در 10 بیمار شواهد استئونکروز وجود داشت. در هفت مورد (70%) شواهد یونیون رادیولوژیک در بررسیهای پس از عمل مسجل شد. در 14 بیمار شواهد استئونکروز وجود نداشت که در 13 مورد (92%) یونیون رادیولوژیک مسجل شد. میزان یونیون کلی در بیماران 83% اندازهگیری شد (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج بررسیهای عملکردی نشاندهنده بهبود عملکرد پس از درمان جراحی است. نتایج حاصل از درمان جوشنخوردگی استخوان اسکافویید توسط گرافت غیرعروقی با گرافت عروقی قابل برابری میباشد.
فریدون سرگلزائی اول، عظیم هدایتپور،
دوره 71، شماره 9 - ( 9-1392 )
چکیده
زمینه: آناتومی قوسهای خونی کف دست و گوناگونیهای موجود در آنها یکیاز نواحی بغرنج برای جراحان ترمیمی است.
معرفی مورد: در طی تشریح یک جسد مرد، گوناگونی کمیابی در الگوی خونرسانی کف دست راست وی مشاهده شد. در این جسد، قوس کف دستی سطحی، بهطور ناقص و فقط توسط شاخه سطحی شریان اولنار و بدون مشارکت شاخه کف دستی سطحی شریان رادیال تشکیل شده بود. از این قوس در ابتدا فقط یک شریان انگشتی کف دستی مشترک جدا شده بود. این قوس سپس بهصورت یک تنه که از آن شریانهای شست و اشاره منشعب شدهاند، پایان یافته بود. در غیاب دومین و سومین شریان کف دستی مشترک، دومین و سومین شریان متاکارپال کف دستی، وارد فضاهای بین انگشتی مربوطه گشته و سطوح مجاور انگشتان مربوطه را خوندهی کردند.
نتیجهگیری: آشنایی با تنوع الگوهای شریانی کف دست، بهعنوان یک منبع اطلاعاتی مهم برای جراحان ترمیمی مورد استفاده قرار میگیرد.
سمانه عسگری، داود خلیلی، فریدون عزیزی، فاطمه اسکندری، نرگس سربازی، فرزاد حدائق،
دوره 72، شماره 12 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دستورکار 2013 کالج کاردیولوژی آمریکا (American College of Cardiology, ACC) و انجمن قلب آمریکا (American Heart Association, AHA) در کنترل کلسترول بالا به تازگی منتشر شده است و نیازمند ارزیابی در جوامع مختلف میباشد. هدف از این مطالعه تخمین تعداد افراد کاندید درمان بر اساس دستورکار گفته شده بود.
روش بررسی: از مجموع 6275 فرد 75-40 ساله در ابتدای مطالعه قند و لیپید تهران (بهمن 1377 تا اسفند 1388)، 5153 نفر واجد شرایط ورود به مطالعه با میانه بیش از 10 سال پیگیری بودند. خطر 10 ساله بیماری شدید قلبی- عروقی برای هر یک از شرکتکنندگان بر اساس راهنمای بالینی 2013 محاسبه شد و میزان این خطر در واجدین شرایط درمان با استاتین با میزان خطر در افراد با پیشینه بیماریهای قلبی- عروقی مقایسه شد.
یافتهها: از حدود 5/6 میلیون مرد و زن ساکن در مناطق شهری ایران (بر اساس سرشماری سال 1375) حدود 4 میلیون نفر (55/2 میلیون مرد و 4/1 میلیون زن) نیاز به درمان با استاتین دارند. با توجه به افزایش حدود 5/2 درصدی جمعیت شهری ایران تا سال 1390، مشاهده شد که تعداد واجدین دریافت استاتین به دو برابر (پنج میلیون مرد و سه میلیون زن) افزایش یافت. همچنین میزان خطر ابتلا به بیماری شدید قلبی- عروقی در مردان غیردیابتی با ریسک محاسبه شده بین 5/7-5% و در زنان دیابتی با خطر کمتر از 5%، نسبت به افراد با سابقه بیماری قلبی- عروقی کمتر از 2/0 بود. با حذف این افراد از گروه واجدین شرایط، حدود 8% کل جمعیت از بار مصرف استاتین کاسته شد.
نتیجهگیری: استفاده از دستورکار جدید کالج قلب و عروق آمریکا و انجمن قلب آمریکا در جامعه ما برای درمان با استاتین بهنسبت معقول به نظر میرسد. البته مطالعات بیشتری برای محاسبه سود خاص حاصل از درمان در زیرگروههای مختلف درمانی نیازمند است.
علی ملکی، مهناز اشجع اروان، اشرف کریمی،
دوره 73، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تاثیر میزان مصرف و تنوع مواد غذایی بر بیماریهای قلبی- عروقی در پژوهشهای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این مطالعه بررسی الگوی تغذیه و ارتباط آن با بیماریهای قلبی و عروقی بود. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 801 نفر در محدوده سنی 35 تا 85 سال از ابتدای فروردین تا پایان اسفند 1390 از نظر ریزمادههای غذایی در رژیم غذایی روزانه بر اساس مصرف یا عدم مصرف در شهرستان بروجرد مورد پرسش قرار گرفتند. نرمافزارهای SPSS و آنالیز مواد غذایی مخصوص کشور ایران جهت تجزیه و تحلیل دادهها مورد استفاده قرار گرفتند. یافتهها: در این مطالعه بین مصرف گوشت قرمز و بیماریهای عروق کرونری قلب ارتباط معناداری مشاهده نشد، ولی میزان مصرف آجیل با بروز این بیماریها ارتباط معناداری را نشان داد (028/0P=). بین مصرف سبزیجات تازه و پخته و میوههای خشک روغن و کره حیوانی، کیک و شیرینی و سیبزمینی سرخکرده، همچنین برخی از لبنیات با بیماریهای قلبی- عروقی ارتباط معناداری مشاهده نشد (05/0P<) مصرف نوشابههای رژیمی نیز با این بیماریها ارتباط معناداری نشان نداد (05/0P<). نتیجهگیری: اگرچه برخی تفاوتها در الگوی تغذیه بیماران مشاهده میشود ولی الگوی غذایی در افراد سالم و بیمار تفاوت چندانی ندارد و با توجه به نقش تغذیه در بروز بیماریهای قلبی، اصلاح عادات غذایی باید در اولویت برنامههای آموزشی باشد.
محبوبه علیزاده، مجید موسوی موحد، شکراله صدرالدینی، اشرفالسادات مصطفوی، محسن فتحی،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهشها نشان میدهد که عوامل مختلفی بر نتایج احیا قلبی-ریوی مؤثرند. این مطالعه با هدف بررسی نتایج احیا قلبی-ریوی و عوامل مؤثر بر آن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی- تحلیلی گذشتهنگر در طول سال 1393 در بیمارستان بهارلو تهران انجام گرفت. نمونهگیری در این مطالعه بهصورت سرشماری بوده و معیار ورود تمامی بیمارانی بودند که احیا قلبی-ریوی بر روی آنها انجام گرفته بود و بیمارانی که ثبت دادهها در آنها ناقص انجام گرفته و یا با علایم مرگ وارد اورژانس شده بودند، از مطالعه خارج شدند. همچنین روش دسترسی به دادهها از طریق واحدهای آمار، مدارک پزشکی و دفتر بهبود کیفیت بود.
یافتهها: در این مطالعه، از تعداد 891 پرونده مورد بررسی، 78 پرونده بهعلت عدم ثبت کامل دادهها و فوت بیماران پیش از ورود به بخش اورژانس از مطالعه خارج و 813 مورد وارد این مطالعه شدند که از این بین، 498 مورد مرد (3/%61) و 315 مورد زن (7/%38) بودند. 334 مورد احیا موفق (1/%41) و 479 مورد احیا ناموفق (9/58%) بود. میانگین و انحرافمعیار زمانی احیا بهترتیب 80/28 و 06/12 دقیقه و بیشترین فراوانی در تشخیص اولیه مربوط به بیماریهای قلبی-عروقی بود. در این مطالعه ارتباط معناداری بین سن بیمار و مدت زمان احیا با احیای موفق وجود داشت (02/0P=) و همچنین اختلاف معناداری بین بخش بستری و تیم احیا با احیای موفق وجود نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که هر چه سن بیمار و مدت زمان احیای قلبی کمتر باشد و احیای قلبی-ریوی با علت زمینهای غیرقلبی باشد، احتمال موفقیت بیشتر است.
محمود ابراهیمی، محمد کریمی، فرانک دهقانی، امیر بیریایی، نفیسه فرهادیان، شیوا گل محمدزاده،
دوره 77، شماره 3 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: روغن کنجد میتواند در زمینه درمان بیماریهای قلبی-عروقی مانند آترواسکلروز از طریق کاهش سطح فیبرینوژن و فاکتور هفت مورد استفاده قرار گیرد. هدف از انجام مطالعه کنونی تهیه میکروامولسیون حاوی روغن کنجد بهعنوان یک نانوحامل دارویی با قابلیت بهبود حلالیت آبی و اثر درمانی مطلوبتر در کاهش فاکتور هفت و فیبرینوژن در محیط حیوانی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از اردیبهشت ۱۳۹۴ تا دی ۱۳۹۵ در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد جهت تهیه انواع میکروامولسیونها و نیز دانشگاه علوم پزشکی مشهد جهت بررسی عملکرد نمونهها در محیط حیوانی انجام شده است. در راستای تهیه میکروامولسیونها با روش تیتراسیون، تویین۸۰ و اسپن۸۰ بهعنوان زوج سورفکتانتی و نسبتهای سورفکتانتی ۸:۱، ۹:۱ و ۱۰:۱ جهت رسم نمودارهای شبهسهفازی تعیین شد. در مرحله تست حیوانی خرگوشهای سفید نیوزلندی در سه گروه دریافتکننده رژیم پایه، رژیم پرکلسترول و رژیم پرکلسترول بههمراه میکروامولسیون دستهبندی شدند.
یافتهها: میانگین اندازه ذرات نمونهها در محدوده ۰/۱±۱۶/۶۴ تا nm ۰/۲±۲۱/۱۶ با توزیع ذرات یکنواخت، پتانسیل زتا در محدوده ۱۰/۷- تا ۱۸/۴- میلیولت، شاخص شکست نور در حدود ۱/۳۹، ضریب هدایت الکتریکی در محدوده ۳۱۱ تا ۲۹۷ میکروزیمنس و pH تمامی نمونهها معادل ۶/۴۲ تعیین شد. تمامی نمونهها پایداری فیزیکی داشته و نمونه تهیهشده با نسبت سورفکتانتی ۹:۱ با توجه به درصد روغن بالاتر نسبت به سایر نمونههای پایدار در مدت زمان ۶ ماه، جهت انجام تست حیوانی انتخاب شد. کاهش معنادار سطح فیبرینوژن و فاکتور هفت در سومین گروه خرگوشها در مقایسه با دیگر گروهها مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده عملکرد مؤثر نانوحاملهای دارویی میکروامولسیونی در بهبود حلالیت آبی و اثرات درمانی ترکیبات آبگریز مانند روغنهای گیاهی میباشد.
زینب صارمی، محمد خداشناس رودسری، زهرا تناکی،
دوره 78، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش بیماریهای قلبی و عفونتها در مورتالیتی و موربیدیتی بیماران دیالیزی، نسبت نوتروفیل به لنفوسیت در این بیماران و نقش آن در مورتالیتی و موربیدیتی در پیگیری یک ساله بررسی شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 59 بیمار همودیالیزی مرکز بیماریهای خاص بیرجند انجام شد. در این بیماران نسبت نوتروفیل به لنفوسیت در آنها اندازهگیری گردید و براساس آن به چهار گروه تقسیم شده و در طول یک سال از نظر میزان مورتالیتی و حوادث قلبی و عفونی پیگیری شدند.
یافتهها: تفاوتی در مورتالیته، عوارض قلبی و عفونی براساس NLR وجود نداشت. متوسط NLR در بیماران با و بدون عوارض عفونی بهترتیب 2/4 و 68/2 بود که معنادار بود (003/0=P) و در بیماران با و بدون حوادث قلبی 73/3 و 49/2 بود (02/0=P).
نتیجهگیری: بروز عوارض قلبی و عفونی در بیماران دیالیزی با NLR بالاتر از 5/2 بیشتر از بیماران با NRL کمتر از 5/2 است.
حمیدرضا مهریار، امید گرکز، پیمان اتابکی، شادی غریبی، ناصر خلیلی، سحر پاریاب،
دوره 79، شماره 2 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: درد سینه شایعترین علت مراجعه بیماران به اورژانس بیمارستانهاست که این مطالعه با هدف مقایسه بین نمرهدهی GRACE و TIMI در پیشبینی حوادث مهم قلبی عروقی در بیماران مراجعهکننده با درد قفسه سینه به بخش اورژانس بیمارستان طالقانی ارومیه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بصورت توصیفی- تحلیلی بر روی ۸۶۲ بیمار قلبی مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان طالقانی ارومیه در بازه زمانی اول فروردین 1397 تا شهریور 1397 به روش سرشماری انجام شد که برای گردآوری اطلاعات از چکلیست استفاده شد، پس از جمعبندی امتیازات، تعیین سطح خطر انجام و پس از آن ۳۰ روز پیگیری افراد انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که طی بررسی با سیستم GRACE و TIMI بهترتیب ۵۲ نفر و هشت نفر پرخطر ارزیابی شدند. در ارزیابی MACE میزان ویژگی سیستم (30GRACE (cutoff point= 27/89 مقابل ۲۴/۵۲ ویژگی سیستم TIMI (3/7cutoff point=) بود و حساسیت GRACE۹۳ (10(cutoff point= در مقابل ۷۱/۸۵ (3/8TIMI (cutoff point= بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که حساسیت و ویژگی GRACE نسبت به TIMI بیشتر است.
محمدعلی قرائت، یعقوب مهری الوار،
دوره 81، شماره 6 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آنژیوژنز فرآیندی سودمند است که شبکه مویرگی را تقویت نموده و معمولا در پاسخ به تمرین بدنی آغاز میشود. مطالعه حاضر با هدف بررسی تغییرات فاکتورهای فیزیولوژیکی دخیل در رگزایی در پاسخ به تمرینهای دایرهای یا مقاومتی سنتی انجام شد.
روش بررسی: 36 دانشجوی مرد کمتحرک سالم در حال تحصیل در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران (سن: 3/2±1/22 سال، قد: cm 1/5±7/172) بهطور داوطلبانه وارد مطالعه شده و از آبان لغایت بهمن 1401 در پژوهش شرکت کردند. داوطلبان بهطور تصادفی در گروه تمرینهای مقاومتی دایرهای (CRT) یا گروه تمرین قدرتی سنتی (RT) تقسیم شدند. گروه CRT به انجام تمرین چهار دور/ سه بار در هفته/ هشت هفته با شدت 55%-50 یک تکرار بیشینه (1RM) پرداخت (12n=). گروه RT نیز به انجام سه ست/ سه بار در هفته/ هشت هفته حرکات یکسان با شدت 75% 1RM و بهدنبال آن دو دقیقه استراحت بین ستها پرداخت (12n=). گروه کنترل نیز هیچ فعالیتی نداشت (12n=). میزان پاسخ فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF)، سطح پلاسمایی هورمون رشد (GH) و فاکتور رشد پایه فیبروبلاست (BFGF) اندازهگیری شد.
یافتهها: هر دو پروتکل CRT و RT منجر به افزایش این فاکتورها در پس آزمون نسبت به پیشآزمون شدند. افزونبراین، میزان VEGF و GH در پس آزمون بهطور معناداری بیشتر از کنترل بود. نتایج نشانگر همبستگی قوی بین مقدار مطلق GH و VEGF بهدنبال CRT و RT است.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که CRT و RT ممکن است رگزایی را از طریق افزایش VEGF، BFGF و GH افزایش دهند.
شیما کاشانی، سید مسعود موسوی، ایرج نظری، حسین مینایی،
دوره 81، شماره 7 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تروماهای عروقی ازجمله تروماهای مهمی است که اکثر آنها بهعلت عدمشناخت صحیح و بهموقع منجر به عوارض قابلتوجهی میشود باتوجه به فراوانی آسیبهای عروقی نافذ بهخصوص در کشور ما و استان خوزستان و همچنین عوارض و مورتالیتیهای ناشی از جراحات عروقی، این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مداخلهی جراحی عروق بر بیماران با آسیب شریانی ترومای ساعد طراحی شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، کلیه بیماران ترومایی که با شک به آسیبهای نافذ شریانی ساعد مراجعهکننده به بیمارستان گلستان اهواز از خرداد ۱۳۹۹تا بهمن ۱۴۰۱ از نظر پارامترهای سن، جنس، نوع تروما، محل تروما، نوع مداخله محل ترمیم شریان، یافتههای آنژیوگرافیک و بالینی شامل شرایین آسیبدیده، نوع آسیب شریانی، وجود شکستگی و یا دررفتگی در مجاورت ضایعه عروقی و عوارض مداخلات جراحی موردبررسی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که از بین بیماران ترومای نافذ نیازمند مداخلهی جراحی،4/90% مرد و تنها 6/9% زن بودند. میانگین سنی بیماران 32 سال بود و فراونترین ترومای نیازمند مداخلهی جراحی در این مطالعه، انجام ترمیم اولیه در زخم چاقو در شریان اولنار و کمترین انفجار بود. باتوجه بهنتایج بهدست آمده بین میزان خونریزی، روزهای بستری و مدت زمان عمل با نوع تروما ارتباط آماری معنادار وجود داشت. بیشترین شریان درگیر اولنار با 7/50% و بیشترین نوع آسیب شریانی، قطع شریانی با خونریزی فعال 7/39% بود.
نتیجهگیری: باتوجه بهنتایج مطالعهی حاضر بیشترین آسیب در شریان اولنار و ناشی از تروما با اجسام تیز و برنده (چاقو) بوده است. بروز عوارض در جراحی ترمیم اولیه بیشتر از سایر انواع مداخلات جراحی بود و بین میزان خونریزی، روزهای بستری و مدت زمان عمل با نوع تروما ارتباط آماری معنادار وجود داشت.
فاطمه رسولی امیری، خدیجه ازوجی، سید رضا حسینی، علی بیژنی، کیوان لطیفی،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افراد مبتلا به درد مزمن، تا حدی در نتیجه مرگومیر بیش از حد ناشی از بیماریهای قلبی- عروقی (CVD)، امید به زندگی کمتری در مقایسه با جمعیت عمومی دارند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط درد مزمن با عوامل خطر بیماریهای قلبی-عروقی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو بوده است.
روش بررسی: 400 بیمار سالمند مبتلا به دیابت نوع دو فاز یک مطالعه کوهورت سالمندان امیرکلا (AHAP) که در بازه زمانی فروردین1390 تا اسفند 1395 در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گردید، به دو گروه 200 نفره با درد مزمن و بدون درد مزمن تقسیم شدند. سپس برخی عوامل خطر بیماریهای قلبی- عروقی نظیر سطح فعالیت فیزیکی، شاخص توده بدنی، سطوح قندخون، وضعیت پروفایل لیپید خون، فشارخون بالا و سیگار کشیدن، بیماریهای زمینهای بیماران بررسی شدند.
یافتهها: در بررسی متغیرهای پایه در سالمندان با و بدون درد مبتلا به دیابت مشخص شد که زنان یا 184 نفر (4/54%) بیشتر از مردان با 154 نفر (6/45%) داشتن درد را گزارش نمودند که وجود درد بین دو جنس اختلاف معناداری دارد (001/0=P). سطح تحصیلات نیز با داشتن درد در ارتباط بوده است بهطوریکه 229 نفر (8/67%) سالمندان با داشتن درد، بیسواد بودند و این ارتباط معنادار بوده است (006/0P=). 279 نفر (5/82%) سالمندان با فعالیت فیزیکی بالاتر، میزان درد کمتری نسبت به سالمندان با فعالیت فیزیکی کمتر داشتند (001/0=P). سطح تریگلیسرید و سابقه بیماری زمینهای در سالمندان بدون درد کمتر بوده است (009/0 و 002/0=P).
نتیجهگیری: در سالمندان بدون درد مزمن، سطح تریگلیسرید پایینتر، فعالیت فیزیکی بیشتر و تعداد بیماری زمینهای کمتری وجود داشت.
بابک هوشمند مقدم، عباسعلی گائینی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان در زنان یائسه با افزایش خطر بیماریهای قلبی-عروقی، بهویژه در پی درمانهای تهاجمی، همراه است. تمرینات ورزشی بهعنوان مداخلهای غیردارویی، نقش مهمی در کاهش این عوارض دارند. این مطالعه با هدف مرور نظاممند و تحلیلی شواهد مرتبط با تأثیر انواع تمرینات (هوازی، مقاومتی و ترکیبی) بر سلامت قلبی-عروقی، سازوکارهای فیزیولوژیک، پیامدهای بالینی و چالشهای اجرایی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور تحلیلی است که بر پایه جستجویی جامع و نظاممند در پایگاههای معتبر بینالمللی PubMed، Scopus، Web of Science، Embase و Google Scholar و همچنین پایگاههای فارسی SID وMagiran انجام گرفت. تمرکز جستجو بر مطالعات انسانی، پژوهشهای بالینی و کارآزماییهای تصادفی کنترلشده بود. فرآیند غربالگری، انتخاب مطالعات و تحلیل دادهها در طی بازه زمانی مهر تا دی ۱۴۰۳ انجام شد.
یافتهها: تمرینات ورزشی ساختاریافته از طریق کاهش التهاب سیستمیک، بهبود ترکیب بدنی، کاهش فشارخون، افزایش توان هوازی و ارتقاء عملکرد بطن چپ، اثرات قابلتوجهی بر شاخصهای قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارند. تمرینات ترکیبی اثربخشی بیشتری نسبت به تمرینات منفرد نشان دادند. با اینحال، محدودیتهایی همچون کمبود منابع انسانی متخصص، نبود برنامههای فردمحور و چالشهای مالی، مانع اجرای وسیع این مداخلات در سیستمهای درمانی شدهاند.
نتیجهگیری: شواهد قوی بر نقش مثبت تمرینات ورزشی در بهبود سلامت قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دلالت دارند. طراحی برنامههای تمرینی شخصیسازیشده، بینرشتهای و مبتنی بر شواهد، همراه با رفع موانع ساختاری و سیاستی، میتواند سهم مهمی در مراقبت جامع از این بیماران ایفا کند.
سمیه عباسپور، حسن کریمی، مریم فرزانه، زهرا کریمی، شیرین عزیزیدوست،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مدت زمان بستری بیماران بهعنوان شاخصی مهم در مدیریت وضعیت بیمار محسوب میشود. این مطالعه فراوانی و علل بستری مجدد در بیماران قلبی-عروقی را مورد بررسی قرار داد.
روش بررسی: این مطالعهای مقطعی گذشتهنگر بر 105 بیمار قلبی عروقی مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی (ره) اهواز بود که از فروردین تا شهریور 1403 در بازه ۳۰ روز پس از ترخیص، به دلیل عود علائم مجددا در بیمارستان بستری شده بودند. اطلاعات دموگرافیک و بالینی بیماران از پروندههای الکترونیک استخراج گردید.
یافتهها: 43 نفر (41%) در سه ماهه اول و 62 نفر (59%) در سه ماهه دوم بستری شدند. ارتباط معناداری میان سن و جنسیت مرد با بستری مجدد مشاهده شد (05/0P<). 72 بیمار با تشخیص سندروم حاد کرونر (6/68%) و 33 بیمار با تشخیص نارسایی قلبی (4/31%) بستری مجدد شدند. میانگین بستری بیماران در سه ماهه اول 15/1 ± 6/1روز و در سه ماهه دوم سال 7/2 ± 9/2 روز بود که ارتباط معناداری با بستری مجدد داشت (003/0P=). با وجود عدم ارتباط بین مصرف منظم دارو و ویزیت منظم پزشک با بستری مجدد بیماران، ارتباط معناداری میان پایبندی به رژیم غذایی در بیماران با بستری مجدد مشاهده شد.
نتیجهگیری: بستری مجدد بیماران قلبی-عروقی از الگوی فصلی پیروی میکند و با عواملی مانند سن، جنس، مدت بستری و پایبندی به رژیم غذایی مرتبط است. اقدامات معمول مدیریت بیماری برای خنثی کردن این اثرات کافی نیست و اجرای برنامههای آموزشی در آستانه دورههای پرخطر ضروری است.