98 نتیجه برای کریمی
رضا عبداللهی، بهمن وحیدی، محمد کریمی،
دوره 77، شماره 9 - ( آذر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: آنوریسم مغزی موجب خونریزی درونجمجمهای میشود که در نهایت میتواند به نقص عضو و یا مرگ بیمار بیانجامد. بههمین دلیل، تحلیل بیماری و علل و خطرات ایجاد شده توسط آن از منظر بیومکانیکی اهمیت زیادی دارد. پژوهش کنونی با هدف شناخت خطر رشد و پارگی آنوریسم مغزی یک بیمار صورت پذیرفت.
روش بررسی: نوع مطالعه، شبیهسازی محاسباتی، زمان مطالعه از آذر ۱۳۹۵ تا شهریور ۱۳۹۷ در دانشگاه تهران است. در پژوهش کنونی، با هدف بررسی آنوریسم مغزی بیمار خاص، از روش برهمکنش سیال-ساختار استفاده شد. همچنین، با در نظر گرفتن سرعت سیستول بهعنوان شرایط اولیه مساله، دامنه سیال خون در سه مدل سیال (نیوتنی (Newtonian)، غیرنیوتنی کارو (Non-Newtonian Carreau) و پاورلا (Non-Newtonian power-law)) حل شد. سپس نتایج فشار بر روی دیواره برای حل به ANSYS software, version 15.0 (ANSYS Inc., Canonsburg, PA, USA) انتقال یافت و براساس سه مدل (الاستیک خطی، هایپرالاستیک نئوهوکین و مونی- ریولین ۵ پارامتری) حل شد.
یافتهها: تنش برشی، فشار، سرعت جریان، جابهجایی دیواره و تنش فون میزز (von-Mises stress) استخراج شد. با توجه به نتایج، دیواره بهطور متوسط mm ۱/۸ جابهجا شد. همچنین، در میزان جابهجایی دیواره شریان با جنس دیواره ثابت و مدل مادی متفاوت برای خون، تفاوت چندانی مشاهده نشد. اما در صورت در نظر گرفتن مدل خون ثابت و جنس دیواره متفاوت در اندازه جابهجایی، تفاوت چشمگیری مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به میزان جابهجایی دیواره آنوریسم در این بیمار با هندسه و محل آنوریسم خاص، بافت اعصاب ۳ و ۶ مغز تحت فشار قرار گرفته و در معرض آسیب بود. کمترین تنش برشی نیز در نزدیک گردن آنوریسم بود که موجب تحریک سلول اندوتلیال در همین ناحیه آنوریسم میگردید.
علیرضا ماهوری، نازلی کرمی، سیده زهرا کریمی سرابی،
دوره 77، شماره 9 - ( آذر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: دکسمدتومیدین (Dexmedetomidine) یک آگونیست α۲ آدرنورسپتور است که آرامشبخشی عالی با کمترین ناپایداری قلبی-عروقی یا دپرسیون تنفسی را فرآهم میکند و ممکن است برای تسهیل خارج کردن لوله تراشه و جلوگیری از پاسخهای همودینامیک آن مفید واقع شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر دکسمدتومیدین بر روی پاسخهای همودینامیک در طی خارج کردن لوله تراشه بود.
روش بررسی: در یک مطالعه تحلیلی آیندهنگر از اردیبهشت ۱۳۹۶ تا اردیبهشت ۱۳۹۷، پنجاه زن ۲۰ تا ۵۰ ساله کاندید عمل جراحی کولهسیستکتومی تحت بیهوشی عمومی در بیمارستان امام خمینی (ره)، دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، بهطور تصادفی در دو گروه مساوی وارد مطالعه شدند. ده دقیقه پیش از پایان جراحی انفوزیون دکسمدتومیدین با دوز ۰/۸ میکروگرم بهازای هر کیلوگرم وزن بدن (µg/kg) در گروه مطالعه شروع و در گروه کنترل نیز نرمالسالین بهعنوان پلاسبو تجویز شد. پس از خروج لوله تراشه، فشارخون، تعداد ضربان قلب، درصد اشباع اکسیژن در دقایق ۰، ۱، ۲، ۳ و ۵ و میزان آرامبخشی با استفاده از جدول رمزی در ریکاوری اندازهگیری و ثبت گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که تعداد ضربان قلب و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک هنگام اکستوباسیون در بیمارانی که دکسمدتومیدین دریافت کردند بهطور معناداری نسبت به گروه کنترل پایینتر بود. همچنین در بیماران گروه مطالعه ۸۰% همکاریکننده، آگاه به زمان و مکان بودند درحالیکه در گروه شاهد این مقدار ۲۸% بود (۰/۰۰۱P=).
نتیجهگیری: انفوزیون وریدی دکسمدتومیدین با دوز µg/kg ۰/۸، ۱۰ دقیقه پیش از خروج لوله تراشه باعث پایدار شدن همودینامیک بیماران و تسهیل اکستوباسیون شد.
محسن سلیمانی، رحیمه نبوی، نادیا کریمی، عباسعلی ابراهیمیان،
دوره 78، شماره 3 - ( خرداد 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: خارش از مهمترین مشکلات بیماران همودیالیزی است، بهطوریکه کمابیش ۶۰% بیماران از آن شکایت میکنند. قرص هیدروکسیزین یکی از درمانهای مرسوم برای کنترل خارش میباشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر قرص هیدروکسیزین بر شدت خارش بیماران همودیالیزی است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی پیش و پس آزمون (Design Pre-test and post-test) از مهر تا اسفندماه ۱۳۹۵ بر روی ۴۰ بیمار همودیالیزی مرکز همودیالیز سوده تهران که براساس معیارهای ورود انتخاب شده بودند، انجام شد. بیمارانی که دچار خارش بودند برای مدت شش هفته قرص هیدروکسیزین با دوز روزانه mg ۲۵، دریافت نمودند. نمره خارش بیماران با استفاده از ابزار بررسی خارش ۵-D که دارای هشت آیتم با مقیاس لیکرت (Likert scale) پنج نمرهای بود و مدت، شدت، گسترش و اثر خارش بر فعالیتهای روزمره را ارزیابی میکرد، پیش و پس از درمان مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد که بیشتر بیماران مورد مطالعه مرد (۵۵%) با میانگین سنی ۱۱/۵۹±۵۵/۹۷ سال بودند و بیشترین علت نارسایی کلیه آنها دیابت (۳۷/۵%) بود. میانگین نمره خارش بیماران پیش از مداخله ۳/۴±۱۶/۷۳ بود که بیشترین اثر کاهش خارش در آیتم فعالیتهای اجتماعی (۰/۶±۲/۴۷) بود. پس از مداخله میانگین نمره خارش ۲/۱۵±۹/۶۵ شد که کاهش معناداری داشت (۰/۰۰۱P<). یافتهها ارتباط معناداری را بین کاهش نمره خارش با مشخصات بیماران نشان نداد.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که استفاده از قرص هیدروکسیزین صرفنظر از مکانیسم ایجاد خارش در بیماران همودیالیزی، میتواند در درمان خارش بیماران مؤثر باشد.
عیسی خواهشی، ترانه فقیهی لنگرودی، سیما سلیمی، مرجانه کریمی، عباس ارجمند شبستری، مارال عدالتی، شهاب الدین گرجی، الهام محمودی،
دوره 78، شماره 4 - ( تیر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری اسکلروز سیستمیک نوعی بیماری بافت همبند است که در سیر آن اختلال عملکرد سیستم ایمنی منجر به آسیب به بافت همبند جلدی، زیرجلدی و عروق و درنتیجه، آسیب ارگانهای انتهایی میشود. عمدهی مرگومیر در این بیماران بهدنبال آسیب وسیع بافت ریوی میباشد. شیوع آترواسکلروز نیز در این بیماران بالاتر از جمعیت سالم بوده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط میان آترواسکلروز عروق کرونر با شدت و وسعت درگیری ریوی در بیماران مبتلا به اسکلروز سیستمیک انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، 25 بیمار شناخته شدهی مبتلا به اسکلروز سیستمیک که از فروردین 1390 تا فروردین 1393 به بیمارستان شهید مدرس تهران ارجاع شده بودند و معیارهای خروج از طرح را نداشتند، وارد مطالعه شده و اسکورهای بیان شده در آنان اندازهگیری شد. برای بررسی ابتلای عروق کرونر و آئورت توراسیک به آترواسکلروز از نمره کلسیم کرونری و جهت تعیین شدت و وسعت درگیری ریوی از معیارهای پذیرفته شدهی ولز و واریک (Wells & Warrick) که براساس مشاهدات سیتی اسکن بدون تزریق از بیمار تعریف میشود، استفاده شد.
یافتهها: بررسی در 25 بیمار (21 زن و چهار مرد) مبتلا به اسکلروز سیستمیک با میانگین سنی 4±67 سال انجام شد. میانگین نمره ولز در بیماران 59/2±00/13 و نمره واریک 42/14±59/14 بود. هیچگونه ارتباط معناداری میان کلسیفیکاسیون عروق کرونر، آنولوس آئورت و آئورت توراسیک با شدت و وسعت درگیری ریوی رویت نشد.
نتیجهگیری: آترواسکلروز عروق کرونر و شدت درگیری پارانشیم ریوی در بیماران مبتلا به اسکلروز سیستمیک با یکدیگر ارتباط معناداری نداشتند.
میترا رادفر، نرجس جعفری، مونا کریمی خالدی، نعیمه تسلیمی طالقانی، ریحانه عسکری کچوسنگی، لیلا یزدی،
دوره 78، شماره 12 - ( اسفند 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تاخیر در تکامل در نوزادان پرهترم بیشتر از نوزادان ترم برآورد شده است. شناسایی عوامل مستعدکننده تاخیر تکاملی میتواند به متخصصان این حوزه در پیشگیری از مشکلات تکاملی نوزادان کمک کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل مستعدکننده تاخیر تکاملی شیرخواران پرهترم در سال اول زندگی بود.
روش بررسی: در این پژوهش تحلیلی-مقطعی، 87 شیرخوار پرهترم به روش نمونهگیری در دسترس در بازه زمانی فروردین 1397 تا اسفند 1398 و از دو بیمارستان امامحسین (ع) و مهدیه انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات دموگرافیک و اولیه شیرخواران مانند سن، جنسیت، سن بارداری و مشکلات بالینی مشاهده شده در بدو تولد از طریق پرونده پزشکی شیرخواران گردآوری شد. بهمنظور ارزیابی وضعیت تکاملی شیرخواران در یک سالگی، از تست غربالگری تکامل ASQ استفاده شد.
یافتهها: 23 شیرخوار (4/26%) تکامل غیرطبیعی داشتند. بین سن، قد بدو تولد، وزن یک سالگی، قد یک سالگی، مدت اتصال به ونتیلاتور، آپگار دقیقه اول و بیستم، تشنج، کاهش رفلکسهای نوزادی، پنومونی، تغذیه با شیر مادر در یک سال اول زندگی، بروز ضایعه رتینوپاتی، کاردرمانی و یافتههای غیرطبیعی نوار قلبی با وضعیت تکاملی شیرخواران در یک سالگی رابطه آماری معناداری وجود داشت. تنها متغیر تغذیه با شیر مادر در یک سال اول زندگی قدرت پیشبینی وضعیت تکاملی شیرخواران را داشت (18/0=OR).
نتیجهگیری: احتمال بروز تاخیر تکاملی در شیرخواران پرهترمی که در یک سال اول زندگی با شیر مادر و یا ترکیب شیر مادر و غذای کمکی تغذیه میشدند به میزان یک پنجم کمتر از شیرخوارانی بود که در یک سال اول زندگی از شیر مادر تغذیه نمیکردند.
زهره حبیبی، سید مرسل مسلمی عقیلی، سید امیرحسین جوادی، آرش سیفی، کورش کریمی یارندی، سید علی دهقان منشادی، فرشته نادری بهدانی،
دوره 79، شماره 2 - ( اردیبهشت 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی اعصاب در بحران پاندمی کووید-19 با چالشهای بسیاری روبهرو است. به همین جهت، راهنمای حاضر جهت کمک به تصمیمگیری جراحان اعصاب و کادر درمان و همچنین حفاظت جان بیماران و کادر درمان در شرایط بحران کرونا تهیه گردیده است.
روش بررسی: ابتدا راهنماهای بالینی مرتبط با موضوع، با جستجو در پایگاههای اطلاعاتی استخراج شدند و تعداد پنج راهنمای بالینی انتخاب شدند. به کمک این راهنماها آیتمها و سوالات و همچنین پاسخ هر یک از سوالات نیز استخراج شد. برای یافتن شواهد تکمیلی برای پاسخ دادن به سوالات مطرح شده، مجددا در پایگاهها جستجو انجام شد. در نهایت، پاسخها بهصورت توصیه، ویرایش شد و به صورت یکدست درآمد. این توصیهها برای چهار نفر از صاحبنظران متخصص جراحی مغز و اعصاب و دو نفر از صاحبنظران متخصص عفونی ارسال شد. اساتید صاحب نظر، نمرهدهی به توصیهها را طبق معیار ارزیابی AGREE-REX (در سه حوزه کاربرد بالینی، ارزشها و منافع و قابلیت اجرا) انجام دادند. حداقل میزان توافق در هر حوزه ارزیابی 80% در نظر گرفته شد و توصیههای مورد توافق بهعنوان توصیه نهایی در نظر گرفته شدند.
یافتهها: توصیههای نهایی، در بخش یافتهها آورده شده است.
نتیجهگیری: استفاده از وسایل حفاظت فردی، کاهش ارتباط غیرضروری کادر درمان با بیماران، استفاده از تله مدیسین، تهویه مناسب هوا، غربالگری بیماران، کاهش اعمال جراحی الکتیو، استفاده از روشهای کمتر تهاجمی و مدیریت تولید آئروسولها، کاهش روش ترانس اورال و ترانس نازال از مهمترین توصیههای این راهنما هستند.
علی محمد مصدق راد، مهناز افشاری، فرشته کریمی،
دوره 80، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مرور مفهومی یک روش خلاقانه پژوهشی برای تولید دانش جدید در زمینه یک مفهوم مبهم و پیچیده است که به تبیین و شفافسازی مفهوم، اجزای آن و ارتباطش با مفاهیم مرتبط کمک میکند. مطالعه حاضر با هدف تبیین روشپژوهش انجام مطالعه مرور مفهومی در نظام سلامت انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه با روش مرور حیطهای در بازه زمانی مهر 1400 تا آذر 1400 در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. مقالات مرتبط با روشپژوهش مرور مفهومی در بازه زمانی 1950 تا 2021 میلادی در پایگاههای اطلاعاتیPubMed ، Scopus، Embase، Science Direct و موتورهای جستوجوگر Googleو Google Scholar جستوجو و جمعآوری شدند. در نهایت، تعداد 83 مقاله برای بررسی نهایی انتخاب و با روش تحلیل روایتی تحلیل شدند.
یافتهها: مطالعه مرور مفهومی یک روش پژوهش نظاممند، علمی و عینی است که با تحلیل، ترکیب و تفسیر یافتههای مطالعات اولیه و ثانویه به شناسایی و تبیین ابعاد، اجزا، ویژگیها و کاربردهای یک مفهوم خاص و تعریف آن کمک میکند. یک پروتکل اجرایی برای مرور مفهومی معرفی شد که شامل هشت گام انتخاب مفهوم، تعریف معیارهای ورود و خروج، انتخاب پایگاههای اطلاعاتی و استراتژی جستوجو، انتخاب و گزارش مطالعات با استفاده از فلوچارت، ارزشیابی اعتبار مطالعات انتخاب شده، استخراج اطلاعات مربوط به تعریف، اجزا، پیشنیازها، پیامدها و معیارهای ارزشیابی مفهوم از مطالعات انتخاب شده، ترکیب دادههای مطالعات و توسعه مدل مفهومی و نتیجهگیری از یافتههای سنتز شده است. همچنین ساختار نگارش و ارزشیابی مطالعات مرور مفهومی بیان شدند.
نتیجهگیری: مرور مفهومی با شناسایی عناصر و اجزای یک مفهوم پیچیده و پیشنیازها و پیامدهای آن و برقراری ارتباط منطقی بین آنها به توسعه تئوریهای موجود کمک بسیار زیادی میکند.
مینا میر نظامی، حمید حمیدی، سعید کریمی مطلوب،
دوره 80، شماره 4 - ( تیر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات به نقش پدیده استرس اکسیداتیو در ویتیلیگو اشاره کردهاند. کوآنزیم"کیوتن" یک آنتیاکسیدان لیپوفیلیک ویژه است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تاثیر درمانی کوآنزیم" کیوتن" در بیماران مبتلا به ویتیلیگو جنرالیزه است.
روش بررسی: مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی، در مبتلایان به ویتیلیگو جنرالیزه مراجعهکننده به درمانگاههای پوست بیمارستان ولیعصر (عج) و کلینیک امامرضا (ع) در اردیبهشت تا مرداد سال 1395 انجام شد. بیماران هنگام مراجعه تحت درمان استاندارد و گروه مورد، علاوه بر درمان استاندارد تحت درمان با قرصهای حاوی کوآنزیم"کیوتن" قرار گرفتند. بیماران در هنگام اولین مراجعه، یک و سه ماه پس از شروع درمان از جهت پاسخ درمانی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: از 50 بیمار، میانگین سنی 3/4±2/26 سال بود. قطر بزرگترین پچ دپیگمانته در هر دو گروه مداخله (000/0P=) و کنترل (001/0P=) در طول سه ماه درمان کاهش یافت. تفاوت فراوانی بیماران در درجهبندی رپیگمانتاسیون مذکور، در انتهای ماه سوم نسبت به انتهای ماه اول درمان، در هر دو گروه مداخله (01/0P=) و کنترل (02/0P=) معنادار بود. در انتهای ماه سوم نیز فراوانی بیماران در هر دو گروه مداخله با 21 بیمار (76%) و کنترل با 18 بیمار (72%) بیشتر در گریدهای 1 و 2 بود، در حالیکه در انتهای ماه اول فراوانی بیماران در هر دو گروه مداخله با 23 بیمار (92%) و کنترل با 23 بیمار (92%) بیشتر در گریدهای صفر و یک بود.
نتیجهگیری: درمان کمکی با کوآنزیم"کیوتن"خوراکی تاثیری در بهبود پچ دپیگمانته در بیماری ویتیلیگو ندارد.
محمود پرهام، داود اولاد دمشقی، حسین ثقفی، اعظم سربندی فراهانی، سعید کریمی مطلوب، رسول کریمی مطلوب،
دوره 80، شماره 8 - ( آبان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود ویتامین B12 بهدلیل تداخل با جذب آن، از شناختهشدهترین اختلالات ناشی از مصرف طولانی مدت متفورمین است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی از خرداد تا مهر 1396 در بیمارستان شهید بهشتی قم بر روی 60 بیمار دیابتی نوع دو با سابقه دیابت بهمدت یک تا دو سال و مصرف متفورمین به میزان g 1-2 انجام گرفت. بیماران به دو گروه 30 نفره تقسیم شدند. گروه مداخله متفورمین را بههمراه روزانه g 1 کربنات کلسیم و گروه کنترل فقط متفورمین دریافت کردند. در دو گروه سطح ویتامین B12 بیماران پیش از شروع مداخله و پس از سه ماه اندازهگیری شد.
یافتهها: بین دو گروه از نظر جنسیت اختلاف وجود داشت و بین میانگین سنی در دو گروه اختلاف معناداری مشاهده نشد. میانگین سطح ویتامین B12 پیش از دریافت کلسیم در گروه A (مداخله) کمتراز گروه B (کنترل) بود (036/0=P) و پس از دریافت کلسیم سطح ویتامین B12 در گروه مداخله افزایش یافت (002/0=P) و در گروه کنترل سطح ویتامین B12 کاهش یافت (030/0=P)، میزان نوروپاتی در پرسشنامه میشیگان، قسمت شرح حال در هر دو گروه مداخله و کنترل با اختلاف معناداری کاهش پیدا کرد، ولی قسمت معاینه در گروه مداخله با اختلاف معناداری کاهش پیدا کرد (006/0P=) و در گروه کنترل اختلاف معناداری در قسمت معاینه در نوروپاتی نداشت (2/0P=).
نتیجهگیری: مصرف خوراکی کلسیم بهصورت روزانه، باعث افزایش سطح ویتامین B12 در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد و شاید کلسیم بتواند کاهش سطح سرمی ویتامین B12 ناشی از مصرف متفورمین در بیماران مبتلا به دیابت تیپ دو را تعدیل کند.
سیّد کمال اسحق حسینی، جواد حکیم الهی، محمد آقاعلی، زهرا مهرابی، رسول کریمی مطلوب، سعید کریمی مطلوب،
دوره 80، شماره 10 - ( دی 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پورپورای ترومبوسایتوپنیک ایدیوپاتیک (اتوایمیون)، شایعترین علت شروع حاد ترومبوسایتوپنی در کودکی که از جهات دیگر سالم است. این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر بر پاسخ به درمان در کودکان بستری انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه گذشتهنگر با بررسی پرونده بیماران بستری بهعلت ITP در بیمارستان حضرت معصومه (س) از فروردین 1388 تا تا اسفند 1397 انجام شد. معیارهای سن، جنس، علایم بالینی بدو ورود، پلاکت اولیه و نیز روزهای 3، 5، 14 و 180 از پرونده بیماران استخراج شد. نوع پروتکل درمانی، نیاز به تکرار درمان، عود بیماری و عوارض عمده درمان از پرونده ی بیماران استخراج و در نهایت دادهها با SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: از 229 بیمار مبتلا به ITP، 1/51% پسر و 9/48% دختر و میانگین سنی 4/3±7/3 بود. 3% افراد نیاز به تکرار درمان داشته و عود 2/15% بود. پاسخ به درمان در روزهای مختلف بدون ارتباط با سن و جنس و پلاکت اولیه (بهجز یک مورد استثنا) بوده است (05/0P>). در ارتباط با علایم بالینی، پاسخ به درمان در روزهای سه و پنج مرتبط با علایم بالینی بدو مراجعه و در روزهای 14 و 180 بدون ارتباط با آن بوده است. پاسخ به درمان در روزهای سه و پنج در پروتکلهای درمانی مختلف ارتباط معنادار داشته اما در روزهای 14 و 180 تفاوت قابلتوجهی وجود نداشت (05/0P<).
نتیجهگیری: بهترین پاسخ در گروه درمان ترکیبی با متیل پردنیزولون و IVIg بوده و کمترین پاسخ به درمان در گیرندگان متیل پردنیزولون به تنهایی مشاهده شد.
سید حسین حسینی، حسین کریمی مونقی، سید مسعود حسینی، حسن غلامی، وحید قوامی،
دوره 80، شماره 12 - ( اسفند 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به پژوهشهای متعدد در رابطه با سبکهای یادگیری و همچنین تفاوت این سبکها در دانشجویان، این مطالعه بهمنظورتعیین وضعیت سبکهای یادگیری در رشتههای علوم پزشکی در ایران، مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مرور سیستماتیک و متاآنالیز انجام شد. جستجوی مقالات در این مطالعه از دوم مهر 1401 تا 23 مهر 1401 در پایگاههای داده: proquest, PubMed, iranmedex, scopus, Sid, Magiran Google Scholar, Eric و مجلات آموزش پزشکی، صورت گرفت. محیط پژوهش ایران، مشهد بوده است. با استفاده از کلید واژه های، سبکهای یادگیری، کلب، دانشجویان علوم پزشکی جستجو در پایگاههای داده مذکور انجام شد. مقالات استخراج شده ابتدا از نظر عنوان پژوهش و سپس چکیده مقاله و در نهایت متن مقاله با استفاده از "چکلیست پریزما" ارزیابی شد. درهریک از مراحل مقالات تکراری ومقالاتی که معیارهای ورود را نداشتند، از مطالعه خارج شدند. در پایان 53 مقاله آنالیز قرارگرفت.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین استفاده از سبک های یادگیری در دانشجویان رشتههای علومپزشکی در ایران، از نوع سبک یادگیری همگرا بود (32% با فاصله اطمینان 95%).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه که بیشترین سبک یادگیری استفاده شده در رشتههای علوم پزشکی در ایران از نوع سبک یادگیری همگراست و با عنایت به خصوصیات افراد همگرا لازم است بهمنظور ارایه آموزشهای موثر و اثربخش در رشتههای علوم پزشکی به سبکهای یادگیری دانشجویان توجه ویژهای شود تا بتوان براساس سبکهای یادگیری، آموزشها را هدایت کرد.
ندا نگهبان جوزان، حسین کریمی مونقی، هورک پورزند، محمد خواجهدلویی،
دوره 81، شماره 1 - ( فروردین 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با بررسی در نظام جامع ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانشجویان پزشکی عمومی، غالبا اهداف حوزه شناختی و قالب ارزیابی تراکمی مورداستفاده بوده و آزمونها کاربرد چندانی برای بازخورد به دانشجویان نداشتهاند. هدف مطالعه، تدوین مدلی متناسب با سطوح هرم ارزیابی میلر در قالبهای تکوینی-تراکمی میباشد.
روش بررسی: جستجو در پایگاههای داده، مجلات، کوریکولوم دانشگاههای معتبر دنیا و کنفرانسهای کنفرانسهای AMEE و همایش کشوری آموزش پزشکی، آغاز گردید. براساس الگوی تطبیقی Beredy، مدل سنجش تدوین شد. اعتباریابی مدل در جلسه گروه متمرکز صورت پذیرفت.
یافتهها: رویآوری بهسوی قالب ارزیابی تکوینی و بهبود روشهای سنتی در کنار روشهای نوین بوده که در بررسی کوریکولوم دانشگاههای هاروارد، استنفورد و آکسفورد مشاهده گردید. درنهایت مدلی با اکثر نظرات موافق متخصصان تدوین شد. بیشترین اظهارنظر درباره سیاستهای اجرایی دانشگاهها بود.
نتیجهگیری: مدلی شامل روشهای سنجش متناسب با سطوح هرم ارزیابی میلر در قالبهای تکوینی-تراکمی تدوین شد. پیشنهاد میشود مدل توسط کارشناسان مربوطه بررسی و با احتساب شرایط اجرایی برای فرایند ارزیابی صحیح ابلاغ گردد.
سوگل شیرزاد، زینب کریمی، مهدی محسن زاده، مسعود محمدی،
دوره 81، شماره 7 - ( مهر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: نوتروپنی به کاهش تعداد مطلق نوتروفیلها در گردش خون اطلاق مییابد، داروهای مشخصی در ارتباط با درمان نوتروپنی مورداستفاده قرار میگیرد، لذا هدف این مطالعه بررسی و مقایسه اثرپذیری درمان دارویی فیلگراستیم و لنوگراستیم در بیماران مبتلا به نوتروپنی بهصورت مرور سیستماتیک است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مرور سیتماتیک انجام شده در ارتباط با مقایسه اثرپذیری فیلگراستیم و لنوگراستیم در بیماران نوتروپنی مبتنیبر جستجو در پایگاههای اطلاعاتی Magiran، SID، Irandoc، ScienceDirect، PubMed، Scholar Google در محدوده زمانی از فروردین 1379 تا شهریور 1402 میباشد. کلید واژههای مورداستفاده برای جستجو در این مطالعه براساس مطالعات اولیه منتشر شده و MESH انتخاب و پساز بررسی دقیق سوالات موردنظر مطالعه، باتوجه به معیارهای PECO انتخاب شدند.
یافتهها: از هشت مقالهی انتخاب شده سه مقاله تاثیر داروی لنوگراستیم را بیشتر از فیلگراستیم اعلام نمودند. دو مقاله به تاثیر بیشتر فیلگراستیم اشاره کردند و سه مقاله که در سالهای اخیر به چاپ رسیدهاند اثر دو دارو را یکسان اعلام کردند. از بین این مقالات، مطالعاتی که میزان دوز دارو را در گروههای مورد بررسی یکسان در نظر گرفتند و مطالعاتی که تعداد جامعهآماری بیشتری داشتند جهت تعمیم به جامعه، از اهمیت بیشتری برخوردار هستند.
نتیجهگیری: باتوجه مطالعاتی که در سالهای اخیر انجام شده است، هر دو داروی نوترکیب فیلگراستیم و لنوگراستیم از اثرگذاری یکسانی در درمان نوتروپنیها برخوردار هستند.
المیرا حاجیزاده، حسین کریمی مونقی، جمشید جمالی، هانیه مستور،
دوره 81، شماره 10 - ( دی 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در زمینه مراقبتهای بهداشتی کارکنان اتاق عمل با توجه به ماهیت پر استرس کار آنها موضوع تابآوری از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر آموزش رواقی بر تابآوری کارکنان اتاق عمل انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه نیمهتجربی مداخلهای از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود که بین 67 نفر از کارکنان اتاق عمل شاغل در بیمارستانهای امام علی (ع) و امام حسن (ع) شهرستان بجنورد در مهر ۱۴۰۲ و بهمدت شش روز بهصورت آنلاین انجام شد. در این مطالعه از چکلیست جمعیتشناختی و پرسشنامه (1402) استاندارد تابآوری کانر و دیویدسون برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد. مداخله آموزشی نیز با استفاده از بسته آموزش رواقی “SeRenE” اجرا شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از SPSS software, version 24 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و در سطح معناداری 05/0 انجام شد.
یافتهها: براساس نتایج نمره کل تابآوری پس از انجام آموزش رواقی (۳۱/۸±۰۳/۷۲) افزایش یافت و اختلاف آماری معناداری را با گروه کنترل (۱۶/۱۱±۰۳/۶۵) نشان داد (005/0P=). پس از آموزش رواقی نتایج نشان داد که میانگین زیر مقیاسهای تصور از شایستگی فردی، اعتماد به غرایز فردی تحمل عاطفه منفی، پذیرش مثبت تغییر و روابط ایمن، کنترل و نمره کل تابآوری در گروه آموزش افزایش پیدا کرد. میانگین بعد تأثیرات معنوی اگرچه پس از آموزش افزایش پیدا کرد، اما این افزایش از نظر آماری معنادار نبود (097/0=P).
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که آموزش رواقی تأثیر مثبتی بر جنبههای مختلف تابآوری در بین کارکنان اتاق عمل داشته است. توصیه میشود برنامههای آموزش رواقی در آموزشهای کارکنان و مراقبین سلامت گنجانده شود.
مریم عامری، عطیه انصاری، عباس آقابیکلویی، فرخ تافتچی، لیلا عبدالکریمی،
دوره 82، شماره 1 - ( فروردین 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خطاهای پزشکی از بزرگترین معضلات نظام سلامت در کشورها است. شناسایی عوامل مسئول در بروز این خطاها برای طراحی استراتژیهای بهینه برای کاهش چنین رخدادهایی بسیار مهم است. مطالعه حاضر با هدف بررسی نوع و ماهیت خطاهای پزشکی انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی، خطاهای پزشکی رخ داده در فروردین 1398تا اسفند 1399 در مرکز آموزشی درمانی فیروزگر از پروندههای بیماران استخراج شد و با استفاده از SPSS software, version 22 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) آنالیز شد.
یافتهها: تعداد 214 پرونده موردبررسی قرار گرفتند. 3/45% از خطاهای پزشکی ثبت شده، در شیفت صبح، 6/20% در شیفت عصر و 1/34% نیز در شیفت شب رخ داده بودند. بیشترین خطای پزشکی از سوی پرستاران (7/40%) و در مرتبه بعدی پزشکان (8/16%) و کمک بهیاران (7/11%) بوده است. اتیولوژی بیشتر خطاهای پزشکی انجام شده، خطاهای سیستمیک (6/63%) و در مرتبه بعدی خطاهای دارویی (4/15%) و تکنیکی (1/13%) بوده و بیشترین خطای سیستمیک گزارش شده از نوع عدمنظارت کافی بوده است. بیشتر بیمارانی که دچار خطای پزشکی شده بودند در بخشها داخلی (7/40%) و در مرتبه بعد در بخشهای جراحی (3/17%) و ICU (6/12%) بستری بودهاند. 1/62% از خطاهای پزشکی عارضه خاصی را موجب نشدند و در 2/33% از موارد عارضه خفیف، 7/10% عارضه متوسط و 3/3% عارضه شدید برای بیماران اتفاق افتاد. 1/62% از خطاهای پزشکی پیامدی برای کسی نداشتند و در 9/36% از موارد پیامد خطا متوجه بیمار و 1% از موارد پیامد خطا متوجه سازمان و کارکنان بود.
نتیجهگیری: بیشتر خطاهای پزشکی گزارش شده، از سوی پرستاران انجام شده بود و از خطاهای بدونعارضه بوده است. ایجاد سیستمهای خودگزارشی شفاف و دقیق برای شناسایی خطاهای پزشکی همه کارکنان ضروریست.
احسان روشن نسب، فرزانه همتیان، احمد شمسی زاده حیات داودی، محمدرضا میرکریمی، محسن علی سمیر، ماندانا ایزدپناه،
دوره 82، شماره 6 - ( شهریور 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مقاومت به ونکومایسین در بخشهای مراقبتهای ویژه عوارض قابلتوجهی و هزینههای اضافی را به همراه دارد. باتوجه به نیاز به استفاده منطقی از این آنتیبیوتیک برای پیشگیری از رخداد مقاومت آنتی بیوتیکی، مطالعه حاضر بهمنظور ارزیابی چگونگی تجویز و الگوی مصرفی آنتیبیوتیک ونکومایسین در بیمارستان بزرگ فوق تخصصی اطفال طراحی شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی مقطعی دریک بازه زمانی سه ماهه (بهمن، اردیبهشت و خرداد) در سال ۱۴۰۰ در بزرگترین بیمارستان آموزشی ارجاعی تخصصی و فوق تخصصی اطفال در خوزستان (ابوذر اهواز) انجام شد. طی بازه زمانی سه ماهه تمام بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه و بخش عفونی با تجویز ونکومایسین وارد مطالعه شدند. تجویز ونکومایسین براساس آخرین ورژن Lexicomp ازWolters Kluwer و گایدلاین National Health Service (NHS) مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از تعداد 91 بیمار بستری، در 3/70% تجویز ونکومایسین بدون انجام کشت آنتیبیوگرام براساس تجربه و در 7/29% براساس کشت آنتیبیوگرام بود. در 7/96% مدت زمان انفوزیون وریدی ونکومایسین با پروتکل مطابقت نداشت. در 8/8% عارضه Red Man Syndrome (سندرم مرد قرمز) مشاهده شد. در 9/65% دوز دارو براساس عملکرد کلیه (Glomerular filtration rate, GFR) صحیح و در 1/34% بدون توجه به عملکرد کلیه بیماران، دوز دارو تعیین شده بود.
نتیجهگیری: تقریبا نیمی از موارد تجویز ونکومایسین براساس دستورالعملها مناسب بود، تجویز آنتیبیوتیک برای اغلب بیماران براساس تجربه و بدون انجام تست آنتیبیوگرام بوده است. برنامههای پایش سطح سرم و آموزش مداوم پزشکی به پزشکان میتواند در مصرف منطقی آنتیبیوتیک موثر باشد.
سیده حکیمه سجادی، محدثه کریمی،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در بین زنان در سراسر جهان است و حدود ۱۶% از کل سرطانهای زنان را شامل میشود. با توجه به شیوع بالای این بیماری و اهمیت عوامل پیشآگهی در انتخاب درمان مناسب، هدف از مطالعه حاضر بررسی ویژگیهای هیستوپاتولوژیک و ایمونوهیستوشیمی بیماران مبتلا به تومورهای مهاجم پستان در ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی–گذشتهنگر در بازه زمانی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ بر روی ۱۱۰ بیمار مراجعهکننده به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس انجام شد. پس از اعمال معیارهای ورود (زنان بالای ۱۸ سال با سرطان پستان مهاجم) و خروج (نمونههای پاتولوژی ناکافی یا کیفیت پایین)، ۱۰ بیمار کنار گذاشته شده و در نهایت ۱۰۰ بیمار وارد مطالعه شدند. دادههای دموگرافیک، سوابق بالینی و یافتههای پاتولوژیک از پرونده بیماران و نمونههای بافتی جمعآوری شد. پردازش نمونهها با روشهای هماتوکسیلین-ائوزین (H&E) و ایمونوهیستوشیمی (IHC) انجام شد و زیرگروههای مولکولار براساس بیان گیرندههای ER، PR، HER2 و شاخص Ki-67 تعیین شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین سنی بیماران 49/5 سال (دامنه ۲۶ تا ۷۳ سال) بود. در بررسی هیستوپاتولوژیک، کارسینوم داکتال شایعترین نوع با %۸۹ موارد بود. براساس طبقهبندی مولکولار، %۶۵ لومینال B، ۹% لومینال A، %۱۱ HER2-enriched و %۱۵ بازال-لایک بودند. همچنین ارتباط معناداری بین گرید تومور و نوع مولکولار مشاهده شد (001/0P=). بیماران لومینال B بیشترین درگیری غدد لنفاوی و بالاترین نسبت تومورهای گرید ۳ را داشتند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد کارسینوم داکتال و زیرگروه مولکولار لومینال B شایعترین انواع سرطان پستان در این جمعیت هستند. این یافته اهمیت توجه به طبقهبندی مولکولار و شاخصهای پاتولوژیک در تعیین پیشآگهی و انتخاب درمان هدفمند را تأیید میکند.
مجید کریمیفرد، اشکان صبوری، خالد رحمانی، محمد آزاد ماجدی، بهزاد احسن،
دوره 83، شماره 4 - ( تیر 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر باهدف مقایسه فراوانی دلیریوم در بیماران نیازمند بیهوشی دریافتکننده رژیم دارویی پرسدکس و فنتانیل با رژیم دارویی میدازولام و فنتانیل در بخش مراقبتهای ویژه انجامشده است.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت تاریخی در بیمارستان کوثر شهر سنندج بر روی تمام بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه با حجم نمونه برابر 80 نفر از اردیبهشت 1397 لغایت دی 1403 انجام شد. هذیان و بیقراری براساس معیارهای RASS و ارزیابی سطح هوشیاری بیماران از مقیاس کمای گلاسکو Glasgow coma scale (GCS) استفاده شد.
یافتهها: تعداد (3/66%)53 نفر از بیماران مرد و بقیه زن بودند. نمره هوشیاری (GCS) در گروه پرسدکس و فنتانیل 14 نفر (35%) و گروه میدازولام و فنتانیل 4 نفر (10%) سطح هوشیاری بالای هفت داشته اند. امتیاز بیقراری (RASS) در گروه پرسدکس و فنتانیل 5 نفر (5/12%) و گروه میدازولام و فنتانیل 36 نفر (90%) امتیاز بیقراری صفر به بالا داشتهاند. فراوانی دلیریوم بر اساس معیارهای CAM-ICU در گروه پرسدکس و فنتانیل 27 نفر (5/67%) دلیریوم خفیف و 13 نفر (5/32%) دلیریوم متوسط اما گروه میدازولام و فنتانیل شش نفر (15%) دلیریوم خفیف و 24 نفر (60%) دلیریوم متوسط و 10 نفر (25%) دلیریوم شدید داشته و این تفاوت در نتایج سطح هوشیاری و بیقراری و بروز دلیریوم معنادار بوده است (000/0P=).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد استفاده از پرسدکس و فنتانیل در کاهش بروز هذیان تاثیر بیشتری خواهد داشت و استفاده از این دارو میتواند موثر واقع شود.
پرویز کریمی، حسین صیدخانی، زهرا محبینژاد، شایان حسنوند،
دوره 83، شماره 4 - ( تیر 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حملات تشنج از اختلالات شایع نورولوژیک در سنین طفولیت محسوب میشوند و شیوع آن در جامعه چهار تا شش مورد در هر هزار کودک میباشد. این مطالعه بهمنظور ارزیابی پیشآگهی اولین تشنج بدون عامل محرک از نظر تکرار در بیماران بستری شده انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی بهصورت گذشتهنگر بر روی پرونده تمامی بیماران بستری شده با تشخیص تشنج بدون عامل محرک برای بار اول در بیمارستان امامخمینی شهر ایلام از فروردین 1395 تا اسفند 1399 مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات از پرونده بیماران استخراج شد. تمامی پروندهها از نظر مشخصات نوع تشنج، خصوصیات فردی سن، جنس، تاریخچه بیماری قبلی، سابقه خانوادگی، تکرار تشنج با دارو، تکرار تشنج بدون دارو بررسی شدند.
یافتهها: بین نتایج تصویربردای با تکرار تشنج این بیماران نشان داد که رابطه معناداری بین نتیجه اولین تصویربرداری با گزارش تکرار تشنج وجود دارد (001/0≥P و 729/0=Phi-Cramers). چون EEG همه بیماران ثبت نشده بود، از مطالعه خارج گردید. همچنین رابطه معنادار بین درمان دارویی با تکرار تشنج در سطح معناداری 5% وجود دارد (004/0=P و 273/0=Phi-Cramers).
نتیجهگیری: نتایج کلی نشان داد کودکان با تصویربرداری غیرطبیعی مغز در معرض خطر بیشتری برای عود تشنج بودند. عود تشنج ارتباط معناداری با جنسیت، سن و نوع تشنج داشت. پیامدهای این مطالعه با برجسته کردن اهمیت ارزیابی زودهنگام و ارزیابی خطر در کودکان مبتلا به تشنج میتواند عملکرد بالینی را بهبود بخشد. شناسایی عوامل کلیدی مرتبط با عود تشنج، متخصصان مراقبتهای بهداشتی را قادر میسازد تا رویکردهای تشخیصی و درمانی خود را تنظیم کنند و در نهایت مراقبت و ایمنی بیمار را افزایش دهند.
سمیه عباسپور، حسن کریمی، مریم فرزانه، زهرا کریمی، شیرین عزیزیدوست،
دوره 83، شماره 7 - ( مهر 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مدت زمان بستری بیماران بهعنوان شاخصی مهم در مدیریت وضعیت بیمار محسوب میشود. این مطالعه فراوانی و علل بستری مجدد در بیماران قلبی-عروقی را مورد بررسی قرار داد.
روش بررسی: این مطالعهای مقطعی گذشتهنگر بر 105 بیمار قلبی عروقی مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی (ره) اهواز بود که از فروردین تا شهریور 1403 در بازه ۳۰ روز پس از ترخیص، به دلیل عود علائم مجددا در بیمارستان بستری شده بودند. اطلاعات دموگرافیک و بالینی بیماران از پروندههای الکترونیک استخراج گردید.
یافتهها: 43 نفر (41%) در سه ماهه اول و 62 نفر (59%) در سه ماهه دوم بستری شدند. ارتباط معناداری میان سن و جنسیت مرد با بستری مجدد مشاهده شد (05/0P<). 72 بیمار با تشخیص سندروم حاد کرونر (6/68%) و 33 بیمار با تشخیص نارسایی قلبی (4/31%) بستری مجدد شدند. میانگین بستری بیماران در سه ماهه اول 15/1 ± 6/1روز و در سه ماهه دوم سال 7/2 ± 9/2 روز بود که ارتباط معناداری با بستری مجدد داشت (003/0P=). با وجود عدم ارتباط بین مصرف منظم دارو و ویزیت منظم پزشک با بستری مجدد بیماران، ارتباط معناداری میان پایبندی به رژیم غذایی در بیماران با بستری مجدد مشاهده شد.
نتیجهگیری: بستری مجدد بیماران قلبی-عروقی از الگوی فصلی پیروی میکند و با عواملی مانند سن، جنس، مدت بستری و پایبندی به رژیم غذایی مرتبط است. اقدامات معمول مدیریت بیماری برای خنثی کردن این اثرات کافی نیست و اجرای برنامههای آموزشی در آستانه دورههای پرخطر ضروری است.