70 نتیجه برای پستان
محمد مهدی سلطان دلال، لیلا شیرازی، محمد حسین یزدی، مهدی مهدوی، سلیمان مکرری، عباس رحیمی فروشانی، باباله قاسمی، ترانه پیمانه عابدی محتسب،
دوره 70، شماره 11 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به گزارشات حاکی از ارتباط پروبیوتیکها در افزایش مقاومت به نئوپلاسم، هدف این مطالعه بررسی اثر لاکتوباسیلوس روتری در ممانعت از رشد تومور، بهبود وزن و میزان بقا در موشهای مبتلا به سرطان پستان است.
روش بررسی: 20 موش ماده c/BALB شش هفتهای با وزن تقریبی 17 گرم در دو گروه قرار گرفتند. گروه اول بهمدت ١٤ روز قبل از پیوند تومور، ٥۰۰ میکرولیتر از سوسپانسیون لاکتوباسیلوس روتری و گروه دوم (کنترل) بهصورت هم حجم Phosphate Buffer Saline (PBS) دریافت نمودند. سپس موشها با جراحی، توموری شده و پس از پیوند، گروه اول با دورههای تجویز هفت روزه و وقفه سه روزه، لاکتوباسیلوس روتری و گروه دوم BSP دریافت کردند. این روند تا روز 45 مطالعه ادامه داشت. رشد تومور و وزن، در دو گروه اندازهگیری، و مرگ و میر موشها ثبت و در نهایت بافت توموری در دو گروه جداسازی و بررسی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد موشهای توموری که پروبیوتیک به آنها تجویز شده بود در مقایسه با گروه کنترل کاهش رشد تومور و افزایش در وزن بدن داشتهاند (05/0P>). همچنین بقای این موشها نسبت به گروه کنترل افزایش معنیداری (002/0P=) داشته است. بررسی هیستولوژی بافتهای توموری نیز حاکی از بهبود عملکرد سیستم ایمنی در موشهای گیرنده پروبیوتیک بود (05/0P>).
نتیجهگیری: بررسیها نشان میدهند که لاکتوباسیلوس روتری در تقویت و بهبود عملکرد سیستم ایمنی و کمک به درمان افراد مبتلا به سرطان نقش بهسزایی دارد.
شهرام سواد، پروین مهدیپور، هدی شیردست، لادن نکوهش، لیلی نکوهش، رضا شیرکوهی، وحید نیکویی، محمد میریونسی، محمد حسین مدرسی،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: ریز RNAها 21 تا 24 نوکلئوتید دارند و بیان بعضی از آنها در بین بافت نرمال و توموری متفاوت است. در این مطالعه ما بیان miR-520d را در بین گروههای توموری سرطان پستان با نمونه نرمال کنار آن مورد بررسی قرار دادیم.
روش بررسی: 59 نمونه تومور سرطان پستان در سه گروه مختلف قرار داده شدند. در گروه اول نمونههای دارای رسپتور استروژن مثبت و یا رسپتور پروژسترون مثبت قرار گرفتند. در گروه دوم نمونههای مثبت گیرنده شماره دو فاکتور رشد اپیدرمی انسان Human Epidermal Growth Factor Receptor 2 (HER2) قرار گرفتند و در گروه سوم نیز نمونههای توموری منفی هر سه گیرنده قرار داده شدند. سپس بررسی بیان با واکنش زنجیره پلیمراز با زمان واقعی (Real Time PCR) انجام شد.
یافتهها: نسبت بیان miR-520d در گروه I و II و III به ترتیب 193/0، 167/0 و 21/0 به دست آمد. اما تنها در گروه دوم این مقدار از نظر آماری معنیدار بود (017/0P=). از طرف دیگر نمونههایی که متاستاز به غدد لنفاوی نشان میدادند و همچنین نمونههایی که سرطان آنها در Stage III بود، هر دو کاهش بیان معنیدار به ترتیب 256/0(019/0P=) و 281/0 (036/0P=) را نشان دادند.
نتیجهگیری: miR-520d بهاحتمال یک سرکوبگر تومور است. از طرفی miR-520d در گروه HER2 مثبت کاهش بیان معنیدار را نشان داد، پس ممکن است بتوان از این ریز RNA در کنار فاکتورهای دیگر برای تشخیص زودتر نمونههای HER2 مثبت از سایر نمونهها استفاده کرد.
کامران رخشان، جواد نصراللهزاده، سیدمحمدحسین نوریموگهی، شبنم بابازاده، حمیدرضا صادقیپور رودسری،
دوره 71، شماره 5 - ( 5-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکیاز مهمترین علل مرگومیر زنان بهشمار میرود. یکیاز تغییرات بیان ژنی دخیل در سرطان پستان، افزایش بیان ژن رسپتور فاکتور رشد اپیدرمال انسانی (HER2/neu) میباشد. تغذیه بر تنظیم ترشح هورمونها و میزان خطر ابتلا به سرطان پستان تاثیر میگذارد. یکیاز این عوامل میزان و نوع چربیهای موجود در رژیم غذایی است. در این مطالعه اثر مصرف رژیمهای غذایی حاوی روغن گامالینولنیکاسید (GLA) و دوکوزاهگزاانوییک اسید (DHA) بهتنهایی و یا همراه با تزریق داروی پاکلیتاکسل (تاکسول) در درمان تومورهای پستان موشهای ماده مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: تعداد 30 سر موش ماده از نژاد Balb/c بهطور تصادفی در ششگروه پنجتایی مورد بررسی قرار گرفتند. تومور پستان توسط روش کاشت تومور در موشها القا شد. موشها رژیم غذایی حاوی روغنهای DHA و GLA دریافت کردند.
یافتهها: در تمامی گروهها بهجز گروههای دریافتکنندهی روغن DHA و DHA همراه با تاکسول، وزن حیوانات در پایان مطالعه نسبت به ابتدای مطالعه کاهش معنیدار نشان داد. میانگین حجم تومور در گروههای دریافتکنندهی روغن ذرت همراه با تاکسول (01/0P<)، روغن DHA (05/0P<) و روغن DHA همراه با تاکسول (001/0P<) در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنیداری داشت. میزان بیان ژن HER-2 در گروه دریافتکنندهی روغن DHA همراه با تاکسول نسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری کاهش یافت (05/0P<).
نتیجهگیری: مصرف روغن DHA در کنار شیمیدرمانی با داروی تاکسول باعث کاهش آثار تومورال در تومور بدخیم پستان شد و میتواند بهعنوان راهکاری برای درمان سرطان پستان مورد توجه قرار گیرد.
سامیلا فرخیمنش، مهدی فروزندهمقدم، مرضیه ابراهیمی،
دوره 73، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: miRNA های مرتبط با متاستاز حوزه جدیدی از درمانهای متاستاز بر اساس miR را ایجاد کرده که پتانسیل درمانی بالایی برای کشندهترین جنبه سرطان، یعنی متاستاز دارد. miR-31 یک miRNA ضد متاستازی با عملکرد پلیوتروپیک است که بیان آن در سلولهای متاستاتیک سرطان پستان بهطور قابلتوجهی کاهش مییابد. این miRNA در چندین مرحله از آبشار متاستازی نقش دارد و استفاده از روشهای بازیافت miR-31 میتواند روش کارآمدی برای مهار متاستاز باشد. روش بررسی: نوع مطالعه مقطعی میباشد که در مهر سال 93-1392 در دانشگاه تربیت مدرس انجام شده است. الیگوی دورشتهای miR-31 بالغ بر اساس دستورکار تولیدکننده کیت در وکتور pcDNA 6.2gw/EmGFP کلون شد. ردههای سلولی سرطانی MDA-MB231 و MCF-7 پستان کشت داده شدند. miRNA آنها استخراج گردید و بیان miR-31 پیش از تیمار با سازه حاوی miR-31 در دو رده سلولی و سلولهای نرمال بافت پستان تعیین شد. سپس سازه حاوی miR-31 به دو رده سلولی ترانسفکت شد. بیان miR-31 پس از 48 ساعت ارزیابی شد و آزمایشهای ایجاد خراش و سنجش تهاجم جهت ارزیابی میزان مهاجرت و تهاجم انجام شد. یافتهها: نتایج Real-time polymerase chain reaction (PCR) پیش از ترانسفکشن سازه حاوی miR-31 کاهش چهار و بیش از 100 برابری بیان miR-31 را بهترتیب در MCF-7 و MDA-MB231 نسبت به سلولهای نرمال پستان نشان داد ولی بررسی بیان پس از ترانسفکشن سازه حاوی miR به MDA-MB231 نشاندهنده افزایش قابلتوجه در بیان miR-31 و کاهش 20 برابری خصوصیات تهاجمی و 10 برابری خصوصیت مهاجرتی نسبت به MCF-7 بود. نتیجهگیری: استفاده از miR-31 در درمان بر اساس بازیافت miR بهوسیله miR-31-mimic امکان مهار کارآمد متاستاز را مطرح میکند.
فاطمه گنج زاده، رضا شیرکوهی،
دوره 73، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان، دومین سرطان شایع پس از ریه در جهان میباشد. همچنین این بیماری پنجمین علت شایع مرگ در اثر سرطان است. سرطان پستان، رشد مهارنشدهی سلولهای غیرطبیعی است که در نواحی مختلف پستان ایجاد میشود. 90% از سرطانها بر اثر متاستاز رخ میدهند و غلبه بر پیوستگیهای سلولی بدن از جمله پیوستگیهای محکم یکی از راههای ایجاد متاستاز میباشد. اوکلودین (Occludin) یک پروتیین سرتاسری غشایی میباشد که در محل اتصالات محکم وجود دارد. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی میزان بیان اوکلودین در سرطان پستان انسان بود. روش بررسی: در این پژوهش نمونههای تومور 30 بیمار مبتلا به سرطان پستان مراجعهکننده به انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره) و ذخیرهشده در بانک تومور ایران از ابتدای فروردین 1392 بهمدت یکماه، پس از دریافت رضایتنامه اخلاقی، مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا استخراج RNA کمی صورت گرفت و سپس با استفاده از رونویسی معکوس و Polymerase chain reaction (PCR) معمولی و Real-time PCR بیان ژن اوکلودین در این بیماران مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: بیان ژن اوکلودین در بیماران با مرحله بالاتر بیماری نسبت به حالت کنترل بالاتر رفته بود و این افزایش بهصورت معنادار بهخصوص میان دو مرحله بالایی و پایینی قابل مشاهده بود. نتیجهگیری: افزایش بیان ژن اوکلودین را میتوان بهعنوان یکی از فاکتورهای تاثیرگذار در روند تبدیل بافت سالم بهسمت سرطانی شدن دانست.
هایده حائری، فاطمه مورعی، غزاله شاکر،
دوره 73، شماره 5 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در زنان و دومین علت مرگ ناشی از سرطان در خانمها محسوب میگردد. یکی از علل اصلی مرگ در این بیماران متاستاز به ارگانهای مختلف میباشد.
معرفی بیمار: در این گزارش، موردی از متاستاز کارسینوم مهاجم داکتال پستان به میوم رحمی را در یک خانم 52 ساله معرفی میگردد که با تشخیص میوم رحم در شهریور سال 1392 در بیمارستان امامخمینی (ره) تهران تحت عمل هیسترکتومی قرار گرفته بود. در بررسی هیستوپاتولوژی در جدار میومتر کانونی از پرولیفراسیون سلولهای دوکی بدون آتیپی سلولی همراه با ساختارهای غددی اپیتلیالی با هستههای هایپرکروم و استرومای دسموپلاستیک دیده شد. نتایج بهدستآمده در بررسی رنگآمیزی ایمونوهیستوشیمی نشانگر مثبت بودن GCDFP15 بود که وجود متاستاز کارسینوم داکتال پستان را تایید نمود.
نتیجهگیری: با وجود اینکه متاستاز سرطان پستان به ارگانهای تناسلی شایع نیست اما کارسینوم پستان اولین علت متاستاز از بدخیمیهای با منشا غیرتناسلی به رحم بهشمار میرود. متاستاز به میوم رحمی نادر است.
طیبه باقری، الهام مسلمی،
دوره 73، شماره 6 - ( 6-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران سرطان پستان دومین سرطان شایع در زنان پس از سرطان پوست میباشد. یوبیکوئیتین و پروتیینهای شبه یوبیکوئیتین ناقلان سیگنال رسانی هستند که عملکردهای سلولی مختلفی برعهده داشته به طوریکه در بسیاری موارد باعث تسریع پیشرفت سرطان میشوند. هدف از این مطالعه بررسی بیان ژن یوبیکوئیتین D (UBD) در زنان مبتلا به سرطان پستان و همچنین بررسی ارتباط پیشرفت بیماری با میزان بیان این ژن بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت موردی- شاهدی است که در آن 30 نمونه بلوک پارافینه بافت (20 نمونه بیمار و 10 نمونه ماموپلاستی) مربوط به اردیبهشت سال 1389 تا فروردین 1391 پس از بررسی پاتولوژیست از آزمایشگاه بیمارستانهای پارسیان و کسری واقع در تهران جمعآوری گردید. استخراج RNA با استفاده از RNX-plus و سنتز cDNA به کمک آنزیم Moloney murine leukemia virus (M-MuLV) انجام شد. بیان ژن بر روی تمام نمونهها با روش Real-time polymerase chain reaction (RT-PCR) نسبی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: بیان ژن UBD به صورت میانگین، در حدود 11 برابر نسبت به گروه نرمال افزایش یافت که با مراحل (Stage) بیماری نیز افزایش یافت. بهطوری که در گروه بیماران مرحله 1، بیان ژنUBD 73/2 برابر نسبت به گروه نرمال (001/0P=) افزایش یافت و در مرحله 4 بیماری این عدد به 4/19 برابر نسبت به نرمال (0005/0P=) افزایش یافت.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج میتوان بیان نمود بررسی میزان بیان UBD میتواند نقش مهمی در تشخیص سرطان پستان، بهعنوان یک مارکر به عهده داشته باشد. بهعلاوه با توجه به افزایش بیان این ژن با مراحل بیماری، بررسی تغییرات در بیان این ژن میتواند در شناسایی و تشخیص مراحل اولیه بیماری موثر باشد.
سبا گرشاسبی، داریوش سلیمی، عباس دوستی،
دوره 73، شماره 7 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: گزارشهای زیادی چاقی را بهعنوان یک ریسک فاکتور مؤثر در ایجاد سرطان پستان تأًیید میکند، اما ارتباط مولکولی چاقی و سرطان پستان هنوز به درستی روشن نیست. مطالعه حاضر با هدف بررسی اولویت ژنهای مؤثر در ارتباط مولکولی چاقی و سرطان پستان انجام شد. روش بررسی: این پژوهش از فروردین تا تیر 1393 در مرکز پژوهشهای بیوشیمی و بیوفیزیک دانشگاه تهران بهروش شبیهسازی رایانهای برای الویتبندی ژنهای مؤثر در ارتباط مولکولی چاقی و سرطان پستان انجام شد و از الگوریتم Multiple Data Sources برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد. ژنهای آموزشی از میان ژنهایی انتخاب شد که تأثیر آنها در یکی از اختلالات چاقی و سرطان پستان و یا در هر دو، در مطالعات پیشین تأیید شده بود. دو دسته ژن کاندیدا وارد مطالعه شدند. گروه اول ژنهایی که در پنج ناحیه کروموزومی مشترک چاقی و سرطان پستان قرار داشتند و گروه دوم ژنهای حاصل از آنالیز نتایج میکرواری پژوهش Creighton و همکاران بودند. یافتهها: تعداد 72 ژن حاصل آنالیز میکرواری و ژنهای پنج ناحیهی کروموزومی، به چهار سبک اولویتبندی شدند که از این میان پنج ژن NTRK3, TNFRSF10B, F2, IGFALS و HSP90B1 در 10 اولویت اول دو بار تکرار شده بود. این پنج ژن در ایجاد ارتباط مولکولی بین چاقی و سرطان پستان در اولویت قرار گرفتند. نتیجهگیری: وجود ژنهای مشترک بین سرطان پستان و چاقی نشانگر وجود ارتباط مولکولی بین این دو موضوع میباشد. در این پژوهش امکان تأثیر پلیمورفیسم ژن F2 در ایجاد سرطان پستان همراه با ریسک فاکتور چاقی تأیید شد که در پژوهشهای گذشته مطرح نشده بود.
صنمبر صدیقی، حسین کامرانزاده، عیسی جهانزاد، ساقی وزیری،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: گیرنده آندروژن متعلق به خانوادهای از گیرندههای هورمونی هستهای است. این گیرندهها در سیتوزول سلولهای هدف و بهعنوان عوامل نسخهبرداری انجام وظیفه مینمایند. هدف از این پژوهش بررسی نقش آندروژنها در پیشآگهی سرطان پستان زنان بوده است. روش بررسی: در این پژوهش مقطعی و گذشتهنگر، بیماران ارجاع شده به بخش مدیکال انکولوژی انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره)، با تشخیص سرطان پستان مهاجم از فروردین 1386 تا اسفند 1389 مورد مطالعه قرار گرفتند. گیرنده آندروژن با روش ایمونوهیستوشیمی بررسی گردید. یافتهها: در 189 بیمار مورد مطالعه در طی دوره پیگیری با میانگین 47 ماه، 34 نفر (9/17%) به عود بیماری دچارشدند که 9 نفر عود لوکال و 25 نفر متاستاز دور دست داشتند. 34 بیمار در طی مدت پیگیری فوت شدند. از 189 بیمار دارای پرونده در بخش پاتولوژی، برای 116 نفر امکان بررسی گیرنده آندروژن وجود داشت. 59 نفر (9/50%) فاقد گیرنده آندروژن و 57 نفر (1/49%) دارای گیرنده آندروژن بودند. میانه سن بیماران در هر دو گروه 48 سال بود. در این پژوهش 5/49% بیماران پرهمنوپوز و 6/48% بیماران منوپوز دارای گیرنده آندروژن بودند. در مطالعه حاضر مثبت شدن گیرنده آندروژن با بروز در مرحله پایینتر بیماری همراه بوده است (05/0P=). همچنین مرحله، درجه بدخیمی و میزان مثبت شدن گیرنده استروژن ارتباط معنادار با گیرنده آندروژن نشان دادند. ولی ارتباط غیروابسته و مستقیم تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نگردید. نتیجهگیری: در این پژوهش بقای کلی و بقای بدون بیماری با اندازه کوچکتر تومور و کمتر بودن درگیری غدد لنفاوی، مرحله پایینتر بیماری و درجه بدخیمی پایینیتر، مثبت بودن گیرنده استروژن و پروژسترون و درصد Ki-67 ارتباط معنادار داشت ولی ارتباط مستقیم و غیروابسته تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نشد.
صنمبر صدیقی، معصومه صابریان، معصومه نجفی، عیسی جهانزاد، رامش عمرانیپور، سیدرضا صفایی نودهی، ساقی وزیری،
دوره 74، شماره 2 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش متفورمین در کاهش خطر سرطان در مطالعات تجربی و یا گذشتهنگر بهویژه در بیماران مبتلا به دیابت و سرطان گزارش شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تحمل داروی متفورمین توسط بیماران غیردیابتی و اثر آن بر فعالیت تکثیر سلولی سرطان پستان انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی آیندهنگر از اسفند 1392 تا شهریور 1393 در بیماران فاقد دیابت مراجعهکننده به درمانگاه جراحی سرطان بیمارستان امامخمینی (ره) تهران پس از گزارش آسیبشناسی سرطان مهاجم پستان نمونهبرداری انجام گردید. بیماران در فاصله سنی 18-70 سال و بدون بیماری کبدی، کلیوی، قلبی و یا ریوی مزمن بوده و بر اساس مشخصات تومور کاندید دریافت شیمیدرمانی پیش از عمل جراحی نبودند. مقایسه تزاید سلولی با بررسی فعالیت Ki-67 در نمونه بیوپسی اولیه و جراحی نهایی به روش ایمونوهیستوشیمی صورت پذیرفت. داروی متفورمین به مقدار mg 500 سه بار در روز در بازه زمانی بین بیوپسی و جراحی تجویز گردید. میزان قندخون و انسولین ناشتا پیش و پس از خاتمه تجویز متفورمین اندازهگیری شد.
یافتهها: 20 بیمار در گروه کنترل و 25 بیمار در گروه مداخله ( درمان با متفورمین) قرار گرفتند. در حالیکه بین دو گروه تفاوت معنادار آماری از نظر سن، وزن و مرحله تومور وجود نداشت، میانگین Ki-67 در گروه مداخله بهطور معناداری کاهش و در گروه کنترل افزایش نشان داد. در گروه مداخله سطح سرمی انسولین و قند ناشتا هم کاهش یافت (04/0P=).
نتیجهگیری: مصرف متفورمین در یک دوره درمانی کوتاهمدت تاثیر معنادار در مهار رشد سلولهای سرطانی داشت و دارو به خوبی در بیماران تحمل گردید.
بهزاد جعفرینیا، مریم بهادرزایی، علی دلپیشه، کوروش سایه میری، مهدیه توکلی،
دوره 74، شماره 2 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان است، هدف این مطالعه، مشخص نمودن عوامل خطر سرطان پستان در زنان و تعیین گروههای پرخطر بود.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، 170 خانم بیمار ساکن شهرستان دزفول ثبت شده در سیستم ثبت سرطان از ابتدای فروردین 1389 تا پایان اسفند 1393 و 170 خانم سالم، انتخاب و اطلاعات عوامل خطر توسط پرسشنامه جمعآوری و آنالیز دادهها با استفاده از نسبت شانس، مدل رگرسیون لجستیک و نرمافزار SPSS ویراست 16، انجام گردید.
یافتهها: بین متغیرهای سابقه فامیلی (001/0P<)، استرس (001/0>P)، فعالیت فیزیکی یکبار در هفته (002/0P<) و شیردهی به مدت سه تا چهار سال (01/0P<) با خطر ابتلا به سرطان پستان ارتباط معناداری بود.
نتیجهگیری: زنان با سابقه فامیلی مثبت و سابقه استرس، بیشتر در معرض ابتلا به سرطان پستان بودند و زنانی که سابقه فعالیت فیزیکی و سابقه شیردهی به مدت سه تا چهار سال داشتند کمتر در معرض ابتلاء بودند.
حسین قیومیزاده، سوگل معصومزاده، شیرین نور، سوگل کیان ارثی، زهرا عیوضیزاده، فریناز جنیدی شریعتزاده، جواد حدادنیا، فرنوش خمسه، نسرین احمدی نژاد،
دوره 74، شماره 6 - ( 6-1395 )
چکیده
دمای بدن انسان میتواند شاخصی طبیعی برای تشخیص برخی از بیماریها باشد. در دهههای اخیر تحقیقات وسیعی برای افزایش استفاده از دوربینهای حرارتی و به دست آوردن ارتباط نزدیک بین فیزیولوژی حرارتی و دمای پوست انجام شده است. تصویربرداری حرارتی (ترموگرافی) با استفاده از روش مادون قرمز شیوهای سریع، غیرتهاجمی، بدون تماس و انعطافپذیر برای نظارت بر درجه حرارت بدن انسان میباشد. در این مقاله با بررسی مطالعات انجام شده در دو بازه زمانی پیش و پس از سال 2000 و با تأکید بیشتر بر روی مقالات جدید، در مورد نحوه انجام و ارزیابی تصویربرداری حرارتی، ابعاد مختلف انجام تصویربرداری وتکنولوژیهای موجود در این عرصه و معایب این روش، در تشخیص سرطان پستان، توضیحاتی ارایه خواهد شد. تصویربرداری حرارتی در دو حوزه پزشکی و مهندسی پزشکی در تشخیص سرطان پستان مورد استفاده پژوهشگران قرار میگیرد. ترموگرافی، دادههایی پیرامون ساختارهای مورفولوژی پستان فراهم نمیکند، اما دادههای عملکردی دما و شرایط عروق بافت پستان را ارایه میدهد. گمان میرود این تغییرات عملکردی پیش از آغاز تغییرات ساختاری که در نتیجه بیماری و یا سرطان پدید میآیند، ایجاد شوند. در حال حاضر تصویربرداری حرارتی، روشی در جهت غربالگری و یا روش تشخیصی در مراکز معتبر علمی ثابت نگردیده است. اما مراکز مختلفی وجود دارد که با کمک سیستمهای نرمافزاریِ طراحی شده در این زمینه جهت معاینه و بررسی استفاده میکنند. روش تصویربرداری حرارتی موثر است در جهت غربالگری سرطان پستان (با توجه به هزینه پایین و عدم مضربودن) که این تاثیر با ترکیب روشهای دیگر همچون ماموگرافی افزایش خواهد یافت، اما در جهت تشخیص نوع توده (خوشخیمی و بدخیمی) و بیماریهای مرتبط با بافت پستان هنوز از جایگاه چشمگیری برخوردار نمیباشد.
بهاره عباسی، نفیسه انصاری نژاد، فرشید فرداد، سمیه نصیریپور، طیب رمیم،
دوره 74، شماره 8 - ( 8-1395 )
چکیده
تغییرات مولکولی پایدار در طول تقسیمات سلولی بدون ایجاد تغییر در توالی مولکولهای DNA تحت عنوان اپیژنتیک معرفی میگردد. مکانیسمهای مولکولی دخیل در این فرآیند شامل تغییرات هیستونی، متیلاسیون DNA، کمپلکسهای پروتیینی و RNA آنتیسنس میباشد. تغییر ژنوم سرطانی از طریق ترکیب هایپرمتیلاسیون و خاموشی اپیژنتیکی درازمدت به همراه از دست دادن هتروزیگوسیتی و حذف نواحی ژنومی اتفاق میافتد. ترکیبهای مختلفی از تغییرات N ترمینال با همکاری واریانتهای هیستونی مختلف که نقش مشخصی در تنظیم ژن دارند منجر به بارگزاری یک هیستون تنظیمی میشوند که پتانسیل رونویسی یک ژن خاص یا ناحیه ژنومی را تعیین میکند. آنالیز متیلاسیون DNA در سطح ژنوم با استفاده از کاریوتایپ دیجیتالی خاص متیلاسیون از بافت پستان نرمال، الگوهای بیان ژن و متیلاسیون DNA خاصی را شناسایی کرده است که در کارسینومای پستان نیز یافت می شوند. بیش از 100 ژن هایپرمتیله در تومورهای پستان یا لاینهای سلولی سرطان پستان، گزارش شدهاند. در واقع تمرکز متیلاسیون DNA در سرطان بر روی هایپرمتیلاسیون جزایر CpG بوده است و اکثر تکنیکها قادر به شناسایی نواحی هایپرمتیله خواهند بود. مطالعات اخیر بر روی نقش خاموشی اپیژنتیکی در بیماریزایی سرطان پستان که در آن استیلاسیون و داستیلاسیون DNA بیان ژنهای سرکوبگر تومور را تغییر میدهد، متمرکز شده است. مهار کنندههای هیستون داستیلازها نقش مختلفی در سلولهای سرطانی پستان داشته و میتوانند راههای درمانی جدیدی را برای سرطان پستان نشان دهند. در این مطالعه مروری جنبههای مختلف اپیژنتیک سرطان پستان و کاربردهای آن در تشخیص، پیشبینی و درمان توصیف میگردد.
علی حسینی برشنه، دانش سلطانی، نگار ویسی، محمد خادمی، محمد حسین مدرسی،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
سرطان پستان، که ناشی از تجمع جهشهای ژنتیکی و اپیژنتیکی میباشد، یکی از مهمترین عوامل مرگومیر ناشی از سرطان میباشد. تشخیص و درمان مرسوم سرطان پستان بر اساس تخمین پروگنوز با استفاده از ویژگیهای آناتومیک سرطان (سیستم TNM) و یافتههای بالینی میباشد، اما مطالعات نشان دادهاند که پاسخ افراد در برابر این درمانها متفاوت است و برخی از بیماران پس از درمان همچنان عود را تجربه میکنند. این مساله نشاندهنده این است که تغییرات مولکولی پیش از هر گونه تغییر فنوتیپی و بالینی و پاتولوژیک رخ میدهند و ارزیابیهای مولکولی در کنار یافتههای بالینی و پاتولوژی مثمر ثمر خواهد بود. بنابراین بررسیهای ژنومی و مولکولی و نقش درمانهای هدفدار بر اساس ژنوم فردی بیش از پیش پررنگتر شده است. امروزه پیشرفت در پزشکی فردی با استفاده از پروفایل مولکولی ویژه هر فرد از طریق پژوهش ژنتیکی انسان تا حد زیادی امکانپذیر شده است. در زمینه پزشکی فردی، هدف نهایی این مطالعات فراهم کردن مجموعهای از مارکرهاست که میتواند برای ارزیابی ریسک بیماری در حال پیشرفت در طول زندگی هر فرد در حضور متغیرهای مختلف محیطی استفاده شود. این علم نوین این امکان را فراهم ساخته که با شناخت مارکرهای اختصاصی و اهداف ویژه درمانی و بهوسیله درمانهای اختصاصی و هدفدار با استفاده از آنتیبادیهای مونوکلونال و مولکولهای ویژه مانند تراستوزوماب و تاموکسیفن، در زمینه درمان افراد مبتلا به سرطان پستان گام بلندی برداشته شود. در این مقاله مروری قصد داریم کاربردهای مختلف پزشکی فردی در زمینه تشخیص و درمان سرطان پستان مورد بررسی قرار دهیم.
مائده پاسیار، لیلا روحی، زهرا بمزاده، سید حسین حجازی،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجاییکه مهار رشد در سلولهای سرطانی یکی از روشهای مناسب برای درمان سرطان بوده و یافتن ترکیبات ضدسرطان جدید بهویژه ترکیبات مهارکننده تکثیر، اولویت پژوهشی محسوب میگردد. امروزه در خصوص متابولیتهای تولیدی جنس سودوموناس که علیه سلولهای سرطان موثر میباشند، گزارشهایی وجود دارد، بنابراین در این مطالعه متابولیتهای تولیدی سویه بومی سودوموناس UW4 جداسازی و اثرات ضدمیکروبی و ضدسرطانی آن بررسی شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت تجربی در اردیبهشت ۱۳۹۴ در مرکز تحقیقات سلولی-تکوینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد انجام شد. فعالیت ضدمیکروبی متابولیتهای تولیدی سویه بومی سودوموناس UW4 عیله برخی از باکتریهای بیماریزا انجام شد. برای بررسی فعالیت ضدسرطانی، سلولهای SKBR3 و HU-02 با غلظتهای مختلف ۵، ۱۰، ۱۵ و mg/ml ۲۰ برای مدت زمان ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت تیمار شدند. میزان بقای سلولها با روش رنگسنجی MTS مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج بهدستآمده نشان داد که سودوموناس UW4، قادر به تولید متابولیتهای ضدمیکروبی علیه استافیلوکوکوس اورئوس است. تیمار با متابولیت نشان داد با افزایش غلظت بهصورت وابسته به دوز و زمان، توان زیستی سلولها کاهش پیدا کرد. بهطوری که بیشترین تأثیر مربوط به غلظت mg/ml ۲۰ و در زمان ۷۲ ساعت پس از تیمار سلولها بود (01/0P<). در حالیکه متابولیتها در غلظتهای مختلف تاثیر معناداری بر سلولهای فیبروبلاست نرمال نداشت (24/0P=).
نتیجهگیری: ترکیبات فعال زیستی تولید شده توسط سودوموناس UW4 میتواند برای از بین بردن عفونتها و درمان سرطان پستان SK-BR3 بهکار برده شود.
رضوان اسمعیلی، طناز صمدی، نسرین عبدلی، کیوان مجیدزاده اردبیلی، لیلا فرهمند، ملیحه صالحی،
دوره 74، شماره 10 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیژنهای سرطانی-بیضهای (CTA) بهعنوان یکی از شاخصهای زیستی امیدوارکننده جدید، بهویژه درزمینه درمانهای هدفمند، مطرح هستند. در بررسیهای گوناگون بیان اختصاصی این پروتیینها در بعضی از بافتهای توموری گزارش شده است. از طرفی درک نقش متفاوت این آنتیژنها در بافتهای نرمال و سرطانی ممکن است آنها را بهعنوان شاخصهای زیستی جدیدی در سرطان معرفی نماید. هدف از انجام این مطالعه بررسی بیان ژن AKAP3 در سرطان پستان و بررسی ارتباط آن با خصوصیات کلینیکوپاتولوژیک بیماری است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مورد-شاهد است که در پژوهشکده سرطان پستان جهاد دانشگاهی، در تاریخ مهرماه 1393 تا اردیبهشت 1395، انجام شده است. بیان ژن AKAP3 در نمونههای بافت پستان، شامل: 74 بافت تومور، 73 بافت نرمال مجاور تومور و 15 مورد بافت نرمال با استفاده از Real-time PCR بررسی شد. همچنین ارتباط میان بیان ژن، ویژگیهای کلینیکوپاتولوژیک تومورها و رژیم درمانی بهکار رفته مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در آنالیزهای آماری انجام شده ارتباطی بین عدم بیان AKAP3، سایز تومور (01/0P=) و مرحله بیماری (04/0P=) مشاهده شد. همبستگی میان پیشآگهی ضعیف و فقدان بیان AKAP3 در بافت نرمال مجاور تومور مشاهده شد. همچنین نمودار Kaplan-Meier بقای بدون بیماری بهتری را در گروه نرمال مجاور بیان کننده AKAP3 نشان داد.
نتیجهگیری: در این مطالعه بر اساس آنالیزهای انجام شده، مشاهده شد که ارتباط بقای بدون بیماری بهتر موجود به دلیل تفاوت در بیان AKAP3 بوده و ارتباطی با توزیع درمان بین دو گروه بیماران ندارد. در نتیجه، AKAP3 میتواند یک کاندید مناسب از شاخصهای زیستی برای بیماران مبتلا به سرطان پستان باشد. همچنین، از بررسی بیان ژن AKAP3 در بافت نرمال بیماران ممکن است بتوان بهمنظور پیشبینی پاسخ به درمان استفاده نمود.
مهشید حاتمی، محمد اسماعیل اکبری، مرتضی عبداللهی، مرجان عجمی، یاسمن جمشیدی نائینی، سید حسین داودی،
دوره 75، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان جهان است. شناسایی مواد مغذی دخیل در بروز این بیماری میتواند از استراتژیهای کلیدی برای ارتقای کیفیت زندگی و کاهش هزینههای درمان باشد. مطالعه کنونی با هدف بررسی ارتباط دریافت درشتمغذیها و ویتامینهای مؤثر در متابولیسم ریشههای کربن با خطر ابتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی در بیمارستان شهدا واقع در تجریش تهران از اردیبهشت تا بهمن ۱۳۹۴ انجام شد. دادههای فردی، فعالیت فیزیکی و دریافت مواد غذایی از رژیم غذایی و مکملها در ۱۵۱ بیمار مبتلا به سرطان پستان و ۱۵۴ شاهد، از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامهها گردآوری و دریافت غذایی بهوسیله پرسشنامه "بسامد خوراک نیمه کمی ۱۶۸ قلمی" معتبر ارزیابی شد. سپس میزان دریافت درشتمغذیها و ویتامینهای گروه B توسط Nutritionist 4 software (First Databank Inc., Hearst Corp., San Bruno, CA, USA) محاسبه شد.
یافتهها: بین دو گروه از لحـاظ سن، سن شروع قاعدگی، سن یائسگی، نسبت وزن به مجذور قد (BMI)، تعداد بارداری کامل، سابقه خانوادگی سرطان پستان و وضعیت یائسگی تفاوت معناداری مشاهده نشد، ولی از لحاظ فعالیت بدنی (۰/۰۵P<) و دریافت انرژی (۰/۰۵P<) تفاوت معناداری مشاهده شد. پس از تعدیل اثر متغیرهای مخدوشگر افراد با بالاترین چارک دریافت پروتیین، فیبر، دریافت ویتامینهای B۲، B۶، B۱۲ و فولات نسبت به افراد در پایینترین چارک دریافت، شانس کمتری برای ابتلا به سرطان پستان داشتند (۰/۰۰۱ Ptrend<).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه گویای آن است که دریافت پروتیین، فیبر، ویتامینهای B۲، B۶، B۱۲ و فولات با خطر ابتلا به سرطان پستان ارتباط معکوس دارد.
مهرداد خاتمی، سام خرازی، زینب کیشانی فراهانی، حکیم عزیزی، مارکوس آگوستینو لیما نوبره،
دوره 75، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: علم نوین نانوفناوری یکی از علوم بین رشتهای است که کمک شایانی به پیشرفت در درمان سرطان نموده است. این مطالعه با هدف بررسی اثر ضد سرطانی نانوذرات نقره سنتز شده با استفاده از عصاره هسته خرما روی سلولهای سرطانی رده MCF-7 در شرایط درون آزمایشگاهی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی، از فروردین ۱۳۹۴ تا فروردین ۱۳۹۵ در دانشگاههای علوم پزشکی بم و کرمان انجام شد. نانوذرات نقره با استفاده از عصاره هسته خرما سنتز و و تعیین مشخصات شدند. سپس با روش سنجش ماندگاری (بقای) سلولی، اثر نانوذرات نقره بر سلولهای سرطانی پستان رده MCF-7 بررسی شد.
یافتهها: با افزایش غلظت نانوذرات نقره، میزان ماندگاری سلولی طور معناداری کاهش یافت. IC50 نانوذرات نقره µgml/ ۲ تعیین شد.
نتیجهگیری: نانوذرات نقره سنتز شده بهروش بیوسنتز سمیت وابسته به غلظت را رده سلولی مورد مطالعه نشان دادند.
امیر تاجبخش، فهیمه افضل جوان، مصطفی فاضلی، مهدی ریوندی، محمد مهدی کوشیار، محمدرضا نصیری، علیرضا پاسدار،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
سرطان پستان، رایجترین عامل مرگ و میر ناشی از سرطان در میان زنان سرتاسر جهان میباشد. پیشگیری اولیه، با اجتناب از عوامل خطر شناخته شده و پیشگیری ثانویه، با روشهای مختلف غربالگری برای شناسایی اولیه تومور و درمان بهموقع، میتواند نقش مؤثری در کاهش آسیبهای اقتصادی، اجتماعی و جلوگیری از مرگومیر ناشی از سرطان در خانوادهها و جامعه داشته باشد. دو فاکتور ژنتیک و محیط در پاتوژنز سرطان پستان دخیل هستند. فاکتورهای متعدد ژنتیکی افزایشدهنده خطر ابتلا به سرطان پستان میتوانند در گسترش سرطان پستان نقش مهمی داشته باشند. یکی از فاکتورهای مهم ژنتیکی ژن TOX3 میباشد که بر روی بازوی بلند کروموزوم 16 قرار دارد و پروتیین هستهای حاوی HMG-box را کد میکند. محصول پروتیینی این ژن دارای فعالیت رونویسی وابسته به کلسیم و کوفاکتوری برای پروتیینهای اتصالی به عناصر پاسخدهنده به cAMP و همچنین کوفاکتور پروتیینهای اتصالی به CAMP response element binding protein (CREB) میباشد. TOX3 به واسطهی کلسیم با فعالسازی پروموتور ژنهایی چونBCL-2 ، C3 کمپلمان و با پروتیینهایی همچون CITED1 همراهی دارد و همچنین بیان c-fos را القاء کرده و پروموتور c-fos را فعال میکند. مطالعات همراهی در کل ژنوم در جمعیتهای مختلف اروپایی، آسیایی و آمریکایی-آفریقایی، نشان دادهاند که پلیمورفیسمهای تک نوکلئوتیدی ایجاد شده در نواحی نزدیک به ʹ5 این ژن و همچنین پروموتور آن، منجر به تغییر در تمایل اتصال عناصر تنظیمکننده رونویسی به این ژن میشوند و با خطر ابتلا به سرطان پستان همراهی دارند. در این مطالعه اهمیت TOX3، عملکرد، ارتباط آن با خطر ابتلا و تأثیر احتمالی آن در درمان سرطان پستان بررسی میشود، هرچند هنوز بهصورت شفاف نقش TOX3 در مراحل مختلف و همچنین انواع مختلف سرطان پستان مشخص نشده و نیازمند پژوهشهای بیشتری در این زمینه است.
سودابه شهیدثالث، ملیحه حسن زاده، سیده سانیا سجادی، سید امیر آل داود،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان است میتواند اثرات عمیقی بر کارکردهای مختلف زنان در زندگی داشته باشد. کاهش استروژن و آندروژنها باعث مشکلات متعددی در مسایل جنسی میشود. افسردگی نیز در این بیماران عاملی برای کاهش تمایلات جنسی میباشد. در مطالعه حاضر مقایسه اختلال کارکرد جنسی در بیماران مبتلا به سرطان پستان و افراد سالم در شهر مشهد انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی از تیرماه ۱۳۹۰ تا تیرماه ۱۳۹۲ در بیمارستانهای امید، امام رضا (ع) و قائم (عج) و مرکز درمانی رضا انجام شد. تعداد ۲۴۵ زن مبتلابه سرطان پستان بر اساس چک لیست انتخاب واحد پژوهش وارد این مطالعه شدند. تمامی بیماران پس از پایان درمان تحت پیگیری و دارای پرونده درمانی بودند، همچنین برای نتایج بهتر پرسشنامهها توسط ۱۲۶ زن سالم که از نظر سنی و سایر موارد با گروه بیماران، همخوانی داشتند تکمیل شد. افراد فرم پرسشنامه عملکرد جنسی (FSFI) را ازطریق پرسشگری مستقل و با رعایت اصول اخلاق پزشکی تکمیل و دادهها با استفاده از آزمونهای آماری، بررسی گردید.
یافتهها: این مطالعه در بیماران ۵۰-۲۰ سال بهطور عمده در سنین ۴۵-۳۵ سال قرار داشتند. (۵۱/۸%) متوسط سن ۴۱/۴۴ سال با انحرافمعیار ۵/۸۷ سال بود. بیشترین اختلال در میل جنسی (۵۷/۶%) و اختلال در رطوبت مهبلی (۵۳/۱%)، تهییج جنسی (۴۸/۲%)، ارگاسم (۴۴/۱%)، درد هنگام مقاربت (۵۲/۲%) در بیماران مبتلا به سرطان پستان مشاهده شد (۰/۰۰۱P<). در دو گروه رضایتمندی جنسی (۰/۲۶۲P=) تفاوت معناداری نداشت.
نتیجهگیری: مشکلات جنسی دربیماران مبتلا به سرطان پستان نسبت به افراد سالم معمول تر می باشد. دیس فانکشن در ارگاسم و درد حین نزدیکی و کاهش رطوبت واژینال و اختلال در میل جنسی و تحریک جنسی در بیماران مبتلا به سرطان پستان شایعتر است..نتایج این مطالعه در مورد مشکلات جنسی باید در اختیار بیماران و پزشکان قرار گیرد.