جستجو در مقالات منتشر شده


70 نتیجه برای پستان

سیروس نعیمی،
دوره 75، شماره 12 - ( 12-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: از مشکلات اصلی سرطان وجود عدم تعادل مابین رشد سلولی و مرگ سلولی می‌باشد که به‌دلیل تغییر در میزان بیان ژن‌های مربوط به این مکانیسم‌ها است. از جمله ژن‌های دخیل در این امر می‌توان به ژن Death-associated protein kinase (DAPK) اشاره نمود. مطالعات نشان داده است که بیان ژن‌ها تحت تاثیر متیلاسیون نواحی پروموتری قرار می‌گیرد. هدف از این مطالعه، بررسی میزان بیان ژن مذکور و تاثیر متیلاسیون بر میزان بیان این ژن و ارتباط آن با ایجاد سرطان پستان در زنان بود.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، ۸۰ بیمار مبتلا به سرطان پستان و ۸۰ نفر به‌عنوان گروه کنترل شرکت داشتند که از شهریورماه ۱۳۹۳ تا اسفند ۱۳۹۵ به بیمارستان‌های شهید فقیهی و نمازی شیراز مراجعه کرده بودند. این مطالعه در مرکز تحقیقات ژنتیک دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون انجام گردید. از لنفوسیت‌های خون محیطی افراد مورد مطالعه، جهت استخراج mRNA و ساختن cDNA و جداسازی DNA استفاده شد و جهت تعیین میزان بیان ژن و متیلاسیون به‌ترتیب از روش Real-time PCR و Methylation-specific (MS)-PCR استفاده شد.
یافته‌ها: میزان بیان ژن DAPK در بیماران و افراد سالم تفاوت معناداری را نشان داد به این صورت که بیان آن در بیماران نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشت (۰/۰۱۵۶P=). از طرفی ارتباط معناداری میان بیان ژن یاد شده و متیلاسیون پروموتر ژن وجود نداشت (۰/۱۳P=).
نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان می‌دهد که، کاهش میزان بیان ژن DAPK در ابتلای افراد به سرطان پستان، نقش موثری را ایفا می‌نماید.  

رقیه لرکی، لیلا روحی، سید حسین حجازی،
دوره 76، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان دومین سرطان شایع در زنان پس از سرطان ریه می‌باشد. اسید گالیک (Gallic acid, GA)، که یک پلی‌فنل می‌باشد، دارای فعالیت ضد رشد در برابر بسیاری از رده‌های سلول‌های سرطانی است. هدف از مطالعه کنونی، تاثیر اسیدگالیک بر میزان تکثیر و آپوپتوز سلول‌های سرطان پستان رده SKBR3 و سلول‌های فیبروبلاست نرمال بود.
روش بررسی: مطالعه به‌صورت تجربی از اردیبهشت تا شهریور ۱۳۹۴ در مرکز تحقیقات سلولی-تکوینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد انجام شد. با کشت سلول‌های SKBR3 و فیبروبلاست نرمال در محیط‌ کشت Dulbeccos modified eagles medium, DMEM (Gibco, Life Technologies, Inc., New York, USA) و تیمار با اسیدگالیک در غلظت‌های ۲۰، ۴۰، ۸۰، ۱۰۰ و µg/ml۲۰۰ در زمان‌های ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت با روش رنگ‌سنجی MTS، میزان توان زیستی سلول‌ها مورد بررسی قرار گرفت. میزان القای آپوپتوز به روش فلوسایتومتری با رنگ‌آمیزی کیت Annexin V-FITC (BioVision Research Products, Mountain View, CA, USA) در زمان ۴۸ ساعت انکوباسیون بررسی گردید.
یافته‌ها: با افزایش غلظت اسیدگالیک به‌صورت وابسته به دوز و زمان، توان زیستی سلول‌ها به‌طور معناداری کاهش پیدا کرد (۰/۰۴P=). به‌طوری‌که بیشترین تاثیر اسیدگالیک مربوط به غلظت µg/ml۲۰۰ و در زمان ۷۲ ساعت پس از تیمار سلول‌ها بود. القای آپوپتوز نیز وابسته به دوز بود و غلظت 
ml µg/۲۰۰ اسیدگالیک بیشترین درصد آپوپتوز را در سلول‌ها SKBR3 نشان داد (۰/۰۰۲P=)، در‌حالی‌که اسیدگالیک در غلظت‌های مختلف تاثیر معناداری بر سلول‌های فیبروبلاست نرمال نداشت. 
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های حاصل می‌توان نتیجه گرفت اسیدگالیک می‌تواند سبب کاهش تکثیر و افزایش آپوپتوز سلول‌های سرطان پستان رده SKBR3 گردد بدون اینکه به سلول‌های فیبروبلاست نرمال آسیبی برساند.

حسین قیومی‌زاده، مصطفی دانائیان، علی فیاضی، سیروس احمدی طوسی، نسرین احمدی‌نژاد، میترا نوید،
دوره 76، شماره 7 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان یک بدخیمی رایج است که تشخیص زودهنگام مبتنی بر تصویربرداری از سرطان پستان نتیجه درمان را بهبود می‌بخشد. تصویربرداری حرارتی (ترموگرافی) شیوه‌ای سریع، غیرتهاجمی، بدون تماس و انعطاف‌پذیر برای تشخیص سرطان پستان می‌باشد.
معرفی بیمار: بیمار زن ۲۵ ساله است که در آبان ۱۳۹۳ و تیر ۱۳۹۶ جهت انجام معاینات کلینیکی به مرکز تحقیقات رادیولوژی نوین و تهاجمی در بیمارستان امام‌خمینی (ره) تهران وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه نمود. نتایج سونوگرافی پستان چپ و نواحی آگزیلاری دو طرف و بیوپسی تحت گاید سونوگرافی از ناحیه آگزیلاری چپ حاکی از آن است که منطبق بر برجستگی ملموس در ساعت ۱۱-۱۲ پستان چپ نسج ضخیم و اکوژن بدون یافته مشکوک دیده شد.
نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از دقت در شناسایی و همخوانی کیست‌های بیمار در روش ماموگرافی و سونوگرافی با نتایج ترموگرافی در هر دو بازه زمانی آبان ۱۳۹۳ و تیر ۱۳۹۶ دارد.

معصومه گیتی، علی برهانی، مهرداد مکری، مجید شکیبا، مرتضی عطری، نسیم باتوانی،
دوره 76، شماره 8 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان‌های پستان فاقد رسپتور استروژن دارای سیر بالینی، ویژگی‌های پروگنوستیک و پاسخ به درمان متفاوتی می‌باشند، همچنین انکوپروتیین HER2/neu در کنترل رشد طبیعی سلول و تقسیم سلولی نقش دارد و با مهاجم بودن تومور ارتباط مستقیم دارد. هدف این مطالعه ارزیابی گذشته‌نگر ویژگی‌های تصویربرداری ماموگرافی، سونوگرافی و MRI سرطان‌های پستان استروژن منفی با و بدون بیان بیش از حد رسپتور HER2/neu بود.
روش بررسی: در این مطالعه‌ی مقطعی گذشته‌نگر، ویژگی‌های تصویربرداری ماموگرافیک، سونوگرافیک و MRI و وضعیت رسپتور HER2/neu بیماران دارای سرطان پستان با رسپتور استروژن منفی مراجعه‌کننده به انستیتو کانسر بیمارستان امام‌خمینی (ره) تهران از تاریخ مهر ۱۳۹۴ تا مهر ۱۳۹۶ بازنگری شد. داده‌های کلینیکوپاتولوژیک و همچنین ارتباط ویژگی‌های تصویربرداری با وضعیت رسپتور HER2/neu، بررسی شد.
یافته‌ها: از بین ۷۲ بیمار با سرطان پستان استروژن منفی، ۱۰۱(۵۸/۸%) بیمار برای رسپتور HER2/neu مثبت بودند. ارتباط معناداری بین وضعیت رسپتور HER2/neu و نوع پاتولوژیک تومور (۰/۰۰۴P=)، گرید هیستولوژیک تومور (۰/۰۲۴P=) و مرحله‌ی TNM (۰/۰۲۱P=) به‌دست آمد. تومورهای با رسپتور HER2/neu مثبت با احتمال بیشتری دارای شکل نامنظم (۰/۰۳۴P=) و میکروکلسیفیکاسیون (۰/۰۰۴P=) بودند. ارتباط معناداری بین وضعیت رسپتور HER2/neu و ویژگی‌های سونوگرافیک و یا MRI به‌دست نیامد.
نتیجه‌گیری: بین سرطان‌های پستان استروژن منفی، موارد HER2/neu مثبت نسبت به موارد HER2/neu منفی با گرید هیستولوژیک و مرحله‌ی بالاتری در هنگام تشخیص بروز می‌یابند، همچنین شکل توده و میکروکلسیفیکاسیون در ماموگرافی با وضعیت رسپتور HER2/neu در سرطان پستان استروژن منفی ارتباط دارند.

سپیده حقی‌فر، یاسمن جمشیدی نائینی، محمد اسماعیل اکبری، مرتضی عبداللهی، مهدی شادنوش، مرجان عجمی، سید حسین داودی،
دوره 76، شماره 8 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سن متوسط ابتلا به سرطان پستان در زنان ایرانی حداقل ۱۰ سال کمتر از کشورهای توسعه یافته می‌باشد و بروز این بیماری در زنان ایرانی رو به افزایش است. رژیم‌های غذایی متنوع می‌توانند در ایجاد محافظت در برابر بیماری‌های مزمن نقش داشته باشند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط امتیاز تنوع رژیمی و خطر ابتلا به سرطان پستان انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه‌ی مورد-شاهدی، از اردیبهشت تا بهمن ۱۳۹۴ با ۲۹۸ شرکت‌کننده شامل ۱۴۹ مورد سرطان پستان و ۱۴۹ زن به ظاهر سالم در بیمارستان شهدا، تهران انجام گرفت. داده‌های فردی، تن‌سنجی و فعالیت فیزیکی افراد شرکت‌کننده گردآوری و پرسشنامه‌ی معتبر بسامد خوراک شامل ۱۶۸ ماده غذایی تکمیل شد. انرژی دریافتی با استفاده از Nutritionist 4 software (First Databank Inc., Hearst Corp., San Bruno, CA, USA) و امتیاز تنوع رژیمی برای هر فرد محاسبه و نسبت شانس با فاصله اطمینان ۹۵% برای ارزیابی ارتباط خطر ابتلا به سرطان پستان و سهک‌های امتیاز تنوع رژیمی ارزیابی شد.
یافته‌ها: افراد دو گروه از نظر وزن، قد و نمایه توده بدنی فاقد تفاوت معنادار بودند، ولی دریافت روزانه‌ی انرژی تفاوت معناداری نشان دادند (۰/۰۰۱>P). پس از تعدیل اثر مخدوشگرها افرادی که در سهک سوم امتیاز تنوع رژیمی بودند نسبت به سهک اول ۸۶% شانس کمتری برای ابتلا به سرطان پستان داشتند (۰/۳۱-۰/۰۶=۹۵
% CI، ۰/۱۴OR=). در بررسی امتیاز تنوع رژیمی گروه‌های غذایی، ارتباط معکوس با خطر ابتلا به سرطان پستان برای گروه‌های میوه‌ها و شیر و لبنیات به‌دست آمد (۰/۰۰۱>P).
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه امتیاز تنوع رژیمی با کاهش خطر ابتلا به سرطان پستان در ارتباط می‌باشد.

میلاد پزشکی، جمشید انصاری،
دوره 76، شماره 10 - ( 10-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایع‌ترین سرطان‌ها در زنان سرتاسر دنیا است. میزان شیوع سرطان پستان در زنان ایرانی در حال افزایش است. عوامل خارجی و داخلی مختلفی بر روی ثبات ژنوم و خطر ابتلا به سرطان پستان تاثیر دارند. چندشکلی‌های تک نوکلئوتیدی موجود در ژن‌های تعمیری DNA با افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان در ارتباط هستند. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین خطر سرطان پستان و پلی‌مورفیسم FokI در ژن XRCC3 بود.
روش بررسی: این مطالعه موردی- شاهدی در بازه زمانی مهر ۱۳۹۵ تا اسفند ۱۳۹۶ در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم واقع در استان مرکزی در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشگاه اراک، شهر اراک انجام شد. در این مطالعه ارتباط پلی‌مورفیسم FokI ژن XRCC3 با خطر ابتلا به سرطان پستان در زنان با استفاده از روش هضم آنزیمی PCR-RFLP مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: اختلاف معناداری بین دو گروه بیمار و کنترل برای سه ژنوتیپ جایگاه rs1799794 مشاهده نشد (۰/۴۳۵P=).
نتیجه‌گیری: ارتباط معناداری میان چندشکلی FokI در ژن XRCC3 و خطر ابتلا به سرطان پستان وجود نداشت.

معصومه گیتی، بهناز مرادی، رسول آرامی، علی عرب خردمند، محمد علی کاظمی،
دوره 77، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: تصویربرداری دیفیوژن (DWI) یکی از روش‌های تشخیص توده‌های سرطان پستان می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی سودمندی روش تصویربرداری دیفیوژن و ارزیابی قابلیت عدد ضریب پخش ظاهری (ADC) در تمایز توده‌های خوش‌خیم و بدخیم پستان می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، ۷۲ بیمار با ۸۸ توده سرطان پستان به‌مدت دو سال از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶، در مرکز تصویربرداری دکتر اطهری شهر تهران، با دستگاه ۵/۱ تسلا بررسی شدند. بیشتر بیماران تحت بررسی پاتولوژی قرار گرفتند و ۹ بیمار بر اساس پیگیری دو ساله در گروه خوش‌خیم وارد شدند. عدد ADC در بافت نرمال و همچنین در ضایعات توده‌ای و غیر توده‌ای در قسمتی از توده که بیشترین ریستریکشن را نشان داد اندازه‌گیری و مقایسه شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد مقدار عدد ADC در بافت نرمال بالاتر از بافت توده می‌باشد (۰۱/۰P). عدد ADC توده‌های خوش‌خیم mm2/s ۳-۱۰×۴۰/۱ و در توده‌های بدخیم mm2/s ۳-۱۰×۰۸/۱ اندازه‌گیری گردید. تعیین نقطه برش مناسب در ضایعات غیر توده‌ای فاقد اعتبار بود و در توده‌ها mm2/s‏ ۱۰×۱۹/۱ ‏تعیین گردید. ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی، حساسیت، ویژگی و صحت به‌ترتیب ۸۷/۵۰، ۸۶/۶۷، ۸۹/۷۴، ۸۳/۸۷ و ۸۷/۱۴ بود.
نتیجه‌گیری: در تصویربرداری دیفیوژن با توجه به عدد ADC می‌توان ضایعات توده‌ای خوش‌خیم و بدخیم را مشخص کرد و این روش با حساسیت و ویژگی بالایی می‌تواند توده‌های خوش‌خیم و بدخیم را از هم افتراق دهد ولی در افتراق ضایعات غیر توده‌ای کمک‌کننده نیست.

منصور رضایی، عبدالله جلیلیان، بهزاد مهکی، مریم ویسمرادی،
دوره 77، شماره 3 - ( 3-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایع‌ترین بیماری‌های زنان است و بیش از سایر سرطان‌ها منجر به مرگ‌ومیر آنان می‌شود. روند رو به افزایش سرطان پستان در ایران، ضرورت انجام مطالعات گسترده در این زمینه را روشن می‌سازد. برخی مطالعات نشان داده‌اند که در کشورهای مختلف و حتی مناطق مختلف یک کشور تفاوت خطر بروز سرطان پستان وجود دارد. هدف از پژوهش کنونی تعیین ساختار فضایی بروز سرطان پستان براساس مدل‌های آماری و شناسایی مناطق دارای بروز بالای سرطان پستان در ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه اکولوژیک از بهمن ۱۳۹۶تا تیر ۱۳۹۷ در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه انجام شد. داده‌های مربوط به بیماران مبتلا به سرطان پستان تمام استان‌های ایران در فاصله زمانی سال‌های ۸۸-۱۳۸۳ بررسی شدند. عوامل مورد بررسی در این مطالعه شامل مصرف میوه و سبزیجات، فعالیت فیزیکی، اضافه‌وزن یا چاقی و شاخص توسعه انسانی بودند. برای تحلیل داده‌ها از مدل‌های آمیخته خطی تعمیم‌یافته پواسون معمولی و فضایی استفاده گردید.
یافته‌ها: در هر دو مدل، ارتباط مستقیم و معناداری بین بروز سرطان پستان و شاخص توسعه انسانی یافت شد (۰/۰۵P<). افزون‌بر شاخص توسعه انسانی، عوامل اضافه‌وزن یا چاقی در مدل‌های آمیخته خطی تعمیم‌یافته پواسون فضایی نیز به‌طور مستقیم و معناداری با بروز سرطان پستان ارتباط داشت. در مدل‌های آمیخته خطی تعمیم‌یافته پواسون فضایی با ساختار همبستگی بیز کامل، استان‌های گیلان و آذربایجان شرقی دارای بیشترین و استان کهکیلویه و بویر احمد دارای کمترین خطر بروز سرطان پستان بودند.
نتیجه‌گیری: توزیع سرطان پستان در ایران دارای ساختار فضایی است. یعنی استان‌های هم‌جوار خطرات بروز مشابهی در مورد ابتلا به این بیماری دارند.

سولماز خلیق‌فرد، شیوا ایرانی، رامش عمرانی‌پور، علی‌محمد علیزاده،
دوره 77، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: آنزیم‌های متالوپروتییناز می‌توانند منجر به هضم ماتریکس خارج سلولی و تسهیل متاستاز سلول‌های سرطانی به سایر بافت‌ها گردند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی فعالیت ماتریکس متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ در بافت و پلاسمای بیماران مبتلا به سرطان پستان و ارتباط آن با ویژگی‌های بالینی بیماری بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر به‌صورت تجربی- پژوهشی در مرکز تحقیقات سرطان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران از فروردین تا اسفند ۱۳۹۶ انجام گرفت. تعداد ۲۵ بیمار با سرطان پستان غیرمتاستاتیک لومینال A در مراحل ۲ یا ۳ بیماری و ۸ فرد سالم وارد مطالعه شدند. ابتدا چند نمونه بیوپسی از بافت پستان و ml ۱۰ خون کامل از همه شرکت‌کنندگان گرفته شد. سپس از روش زیموگرافی کلاژن جهت بررسی فعالیت ماتریکس متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ استفاده گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میزان فعالیت ماتریکس متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ در پلاسمای بیماران در مقایسه با افراد سالم افزایش معناداری داشت (به‌ترتیب ۰/۰۰۵۵P= و ۰۰/۲۶۳P=). برخلاف ماتریکس متالوپروتییناز ۱۳، سطح میزان فعالیت ماتریکس متالوپروتییناز ۱ در بافت تومور و پلاسمای بیماران تفاوت معناداری داشت (۰/۰۲۲۷P=). همچنین سطح فعالیت پلاسمایی متالوپروتییناز ۱ (۰/۰۰۳۷P=) و متالوپروتییناز ۱۳ (۰/۰۳۱۱P=) تفاوت معناداری در مراحل ۲ و ۳ بیماری نشان داده‌اند. برخلاف ماتریکس متالوپروتییناز ۱۳، الگوی سطح فعالیت متالوپروتییناز ۱ در وضعیت گره‌های لنفاوی بین نمونه‌های بافت (۰/۰۳P=) و پلاسما (۰/۰۱۵P=) تفاوت معناداری نشان داده است.
نتیجه‌گیری: مطالعه غلظت پلاسمایی متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ در مقایسه‌ی با غلظت بافتی آن‌ها، فاکتور مناسبی جهت تشخیص زودهنگام در مبتلایان به سرطان پستان بود.

شهربانو کیهانیان، نفیسه کوچکی، مجید پویا، مریم ذاکری حمیدی،
دوره 77، شماره 8 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان زنان و مهمترین عامل مرگ ناشی از سرطان در زنان سراسر دنیاست که در ایران ۱۷% کل سرطان‌های زنان را به خود اختصاص داده و همچنان در رتبه اول قرار دارد. این مطالعه به منظور بررسی عوامل مرتبط با درگیری غدد لنفاوی زیربغل در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شده است. 
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از فروردین ۱۳۹۱ تا اسفند ۱۳۹۳ روی ۱۶۷ زن مبتلا به سرطان پستان در بیمارستان‌های شهید بهشتی بابل، شهید رجایی تنکابن و امام سجاد (ع) رامسر انجام شده است.
یافته‌ها: میزان درگیری غدد لنفاوی زیربغلی، ۷۰/۱% بود. متوسط سن بیماران، ۱۱/۶۲±۴۹/۶۴ سال بود. شایعترین گروه سنی، ۴۹-۴۰ سال بودند که بیشترین درگیری غدد لنفاوی (۲۴%) را داشتند. میانگین اندازه تومور cm ۳/۳۹ بود که بیشتر بیماران توموری با اندازه cm ۵-۲ () داشتند. تمام بیماران با اندازه تومور بالای cm ۵ ()، درگیری غدد لنفاوی داشتند. شایعترین نوع پاتولوژی تومور و درجه بافت‌شناسی، به‌ترتیب کارسینوم داکتال مهاجم (۹۳/۴%) و درجه ۲ (۵۲/۱%) بوده است. ۸۵/۱% از بیماران با درجه ۳ بیشترین درگیری غدد لنفاوی را داشتند. ۲۲/۲% از بیماران با تهاجم عروقی، درگیری غدد لنفاوی زیربغلی داشتند. ۶۳% تومورها هر دو گیرنده استروژن و پروژسترون را داشتند. درگیری غدد لنفاوی با اندازه (۰/۰۳۱=P)، نوع (۰/۰۰۷=P) و درجه بافت‌شناسی تومور (۰/۰۱۱=P)، گیرنده استروژن (۰/۰۰۸=P)، گیرنده پروژسترون (۰/۰۳۸=P) ارتباط آماری معناداری داشت. 
نتیجه‌گیری: درگیری غدد لنفاوی زیربغلی با اندازه تومور، نوع تومور، درجه بافت‌شناسی و وضعیت گیرنده‌های استروژن و پروژسترون مرتبط بود. درحالی‌که با سن و وضعیت توأم گیرنده‌های استروژنی و پروژسترونی ارتباط معناداری نداشت.

همایون یکتایی، محمد منثوری،
دوره 78، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده

سرطان پستان، شایعترین سرطان در بین زنان می‌باشد و هر چقدر سرطان پستان زودتر تشخیص داده شود، درمان آن آسان‌تر است. رایج‌ترین روش تشخیص سرطان سینه ماموگرافی می‌باشد. ماموگرافی یک عکس رادیوگرافی ساده از پستان و ابزاری برای کشف زودرس سرطان‌ها و تومورهای غیرقابل لمس پستان است. با این‌حال، با توجه به برخی محدودیت‌های این روش مانند حساسیت کم به‌ویژه در سینه‌های متراکم، روش‌های دیگری مانند ماموگرافی سه بعدی، سونوگرافی و تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی اغلب برای دستیابی به اطلاعات بیشتر و دقیق‌تر پیشنهاد می‌شود. به‌تازگی، سیستم‌های تشخیص یا تشخیص هوشمند با کمک رایانه برای کمک به رادیولوژیست‌ها به‌منظور افزایش دقت تشخیصی تولید شده‌اند. به‌طورکلی، یک سیستم کامپیوتری از چهار مرحله پیش‌پردازش، تقسیم مناطق مورد علاقه (ROI)، استخراج و انتخاب ویژگی‌ها و در آخر طبقه‌بندی تشکیل می‌شود. امروزه استفاده از روش‌ها و تکنیک‌های پردازش تصویر و شناسایی الگوها در تشخیص و تعیین خودکار سرطان پستان از روی تصاویر ماموگرافی و حتی آسیب‌شناسی دیجیتال که یکی از روندهای در حال ظهور در پزشکی مدرن است، باعث کم شدن خطاهای انسانی و افزایش سرعت تشخیص می‌شوند. در این مقاله مروری به بررسی کارهای انجام شده و معایب و مزایای آن در زمینه‌ی تشخیص سرطان پستان به کمک شبکه‌های عصبی به‌ویژه شبکه عصبی کانوولوشن (Convolutional artificial neural network) که در تشخیص انواع سرطان‌ها به‌ویژه تشخیص هوشمند سرطان‌ پستان به‌طور گسترده‌ای استفاده شده است، پرداخته شده است. بررسی مقالات نشان می‌دهد که الگوریتم‌های ترکیبی در بهبود طبقه‌بندی و دقت تشخیص بهتر بوده‌اند.
آرزو کاظم‌زاده، ایرج عابدی، علیرضا عموحیدری، عاطفه شیروانی،
دوره 78، شماره 9 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: تاکنون روش‌های درمانی متفاوتی برای پرتودرمانی بیماران مبتلا به سرطان پیشنهاد شده است. انتخاب روش درمانی مناسب بر کیفیت درمان موثر می‌باشد. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی میزان تاثیر تعداد جلسات پرتو‌درمانی و میزان دوز دریافتی بیمار در هر جلسه، بر توزیع دوز تومور و دوز دریافتی بافت‌های در معرض خطر در پرتودرمانی سرطان پستان بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی آینده‌نگر بر روی طرح درمان 35 بیمار کاندیدای پرتودرمانی پستان چپ که بین مرداد 1398 تا فروردین 1399 به بیمارستان میلاد اصفهان مراجعه کرده‌اند، انجام شد. این بیماران سابقه جراحی و شیمی‌درمانی نداشته‌اند و غدد لنفاوی سوپراکلاو و زیربغل آنها نیز درگیر نبوده است. بیماران با جدول درمانی تقطیع دوز معمولی (Conventional fractionation, CF) یا جدول هایپوفرکشن (Hypo fractionation, HF) درمان شدند. پارامترهای دوزیمتری مختلف برای اندام هدف و اندام‌های در خطر مانند شاخص انطباق، شاخص همگنی و دوز میانگین از نمودار توزیع دوز حجم استنتاج گردید و جهت بررسی دو جدول درمانی مختلف، با یکدیگر مقایسه شدند.
یافته‌ها: داده‌های به‌دست آمده از این مطالعه بیانگر کاهش دوز میانگین تمام اندام‌ها در روش هایپوفرکشن نسبت به روش تقطیع دوز معمولی است که برای تومور، ریه و پوست معنادار بود (0/0P=). همچنین دوز ماکزیمم پوست نیز در روش هایپوفرکشن کاهش پیدا کرد. از طرفی، مقادیر شاخص‌های همگنی و انطباقی در دو روش تفاوت چشمگیری را نشان ندادند (مقدار P به‌ترتیب برابر 99/0 و 86/0).
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی، رژیم‌درمانی هایپوفرکشن منجر به کاهش فاکتورهای دوزیمتری نسبت به تقطیع دوز معمولی می‌گردد. و همچنین به‌دلیل کاهش طول دوره درمانی می‌تواند به‌عنوان روش جایگزینی در پرتودرمانی سرطان پستان به‌کار برود.

بیتا اسلامی، رامش عمرانی‌پور، بهاره حسامی‌فر، زهرا بهبودی مقدم، امیرمحسن جلائی‌فر،
دوره 78، شماره 11 - ( 11-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در خانمهاست و درمان آن شامل جراحیهای مختلفی می باشد. پرسشنامه‌های Breast-Q ابزار جدیدی برای گزارش پیامد‌های جراحی‌های مختلف پستان توسط بیماران می‌باشند. هدف از این مطالعه، ایجاد نسخه فارسی پرسشنامه‌‌ها‌ی Breast-Q و ارزیابی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه بازسازی پستان می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت مقطعی می‌باشد و جامعه‌آماری این پژوهش به‌صورت نمونه‌گیری آسان از خانم‌های مراجعه‌کننده به کلینیک سرپایی انستیتو کانسر بیمارستان امام‌خمینی در فاصله شهریور 1396 تا مهرماه 1398 و با سابقه سرطان و جراحی‌های مختلف پستان، انتخاب شده‌اند. پس از اخذ اجازه از سازندگان پرسشنامه و ترجمه پرسشنامه‌‌ها‌ به فارسی، روایی صوری و محتوایی و پایایی ماژول بازسازی پستان انجام گردید. در نهایت پرسشنامه جدید در 20 نفر از خانم‌هایی که حداقل شش ماه از بازسازی آنها به روش TRAM flap گذشته بود، به‌صورت پایلوت ارزیابی شد.
یافته‌ها: پس از تهیه نسخه فارسی پرسشنامه‌‌ها‌، طی فرآیند روایی صوری و محتوایی پرسشنامه بازسازی پستان که شامل 116 گویه بود با 72 گویه و با کسب امتیاز ضریب تاثیر بالای 5/1 برای تمامی گویه‌‌ها‌، و نمره  CVR و CVI مطلوب استخراج گردید. پایایی درونی ابزار با محاسبه آلفای کرونباخ 94/0 تایید گردید. نتایج نشان داد که کیفیت زندگی افراد به لحاظ روانی و جنسی و رضایتمندی از پستان پایین است.
نتیجه‌گیری: با توجه به محدودیت پرسشنامه‌‌ها‌ی اختصاصی برای پروسیجرهای مختلف جراحی پستان، پرسشنامه‌‌ها‌ی Breast-Q جهت بررسی کیفیت زندگی و رضایتمندی بیماران بسیار سودمند می‌باشند. از آنجایی‌که ترجمه پرسشنامه، روا و پایا شده است، می‌تواند در تحقیقات آینده سایر محققین مورد استفاده قرار گیرد.

حسین باقریان، شقایق حق‌جوی جوانمرد، مهران شریفی، محمد ستاری،
دوره 79، شماره 3 - ( 3-1400 )
چکیده

این مقاله مروری نظام‌مند در سال 98 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شده است. بررسی مطالعات مختلف مشخص کرد که از چه تکنیک‌های داده‌کاوی برای پیش‌بینی احتمال بقا، از چه ریسک فاکتورهایی برای این پیش‌بینی‌ها، ازچه معیارهایی برای ارزیابی تکنیک‌های داده‌کاوی و در نهایت چه منابع داده‌ای برای پیش‌بینی احتمال بقا مبتلایان به سرطان پستان استفاده شده است. این مطالعه از نوع مروری نظام‌مند است. مطابق با بیانیه پریزما، مطالعات منتشر شده در حوزه‌ی پیش‌بینی احتمال بقا بیماران مبتلا به سرطان پستان با استفاده از تکنیک‌های داده‌کاوی به زبان انگلیسی و در فاصله‌ی سال‌های 2005 تا 2018 در پایگاه‌های داده Medline Science direct، Web of science و Embase و پایگاه استنادی Scopus مورد جستجو و بازیابی قرار گرفت. پس از جستجو، تعداد 527 مقاله بازیابی شد. پس از حذف موارد تکراری و ارزیابی مقالات در نهایت 21 مقاله مورد استفاده قرار گرفت. سه تکنیک رگرسیون لجستیک، درخت تصمیم و ماشین بردار پشتیبان بیشترین کاربرد را در مقالات داشته اند. در بیشتر مطالعات، ریسک فاکتورهای سن، گرید تومور، استیج تومور و اندازه تومور استفاده شده بودند. معیار صحت در مطالعات بیشتری استفاده شده بود. اکثر مطالعات مورد بررسی از پایگاه داده برنامه‌ی نظارت، اپیدمیولوژی و نتایج نهایی که متعلق به کشور آمریکا می‌باشد، استفاده کرده بودند. به‌طور معمول در حوزه‌ی پیش‌بینی احتمال بقا، تکنیک‌های داده‌کاوی در حوزه‌ی کلاسه‌بندی به‌دلیل انطباق با این حوزه بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند. بر همین‌ اساس، تکنیک‌های درخت تصمیم، رگرسیون لجستیک و ماشین ‌بردار پشتیبان در مطالعات مورد بررسی، بیشترین کاربرد را داشته‌اند.
علی عامری، محمود شیری، معصومه گیتی، محمد علی اخایی،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده

سرطان پستان یکی از شایع‌ترین سرطان‌ها در زنان است. ماموگرافی غربال‌گری یک روش تصویربرداری اشعه ایکس با دوز پایین است که برای تشخیص سرطان پستان در مراحل اولیه به‌کار می‌رود. برای کمک به رادیولوژیست در خواندن ماموگرام سیستم‌های کمک‌یار (CAD) ساخته شده‌اند که نرمافزارهایی هستند که می‌توانند نواحی سرطانی را در ماموگرام تشخیص دهند. با پیشرفت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری اخیر که منجر به تکامل الگوریتم‌های یادگیری عمیق (DL) گردیده، انقلابی در رشته‌های مختلف مهندسی و همچنین فناوری‌های پزشکی به‌وجود آمده است. اخیرا، مدل‌های DL در سیستم‌های کمک‌یار ماموگرافی مورد استفاده قرار گرفته‌اند و به عملکرد بالایی دست پیدا کرده‌اند. روش‌های DL برخلاف روش‌های سنتی یادگیری ماشین، نیازی به فرایند مشکل و زمان‌بر مهندسی ویژگی‌ها ندارند و می‌توانند به‌طور خودکار، ویژگی‌های مورد نیاز را از روی تصویر یاد گرفته و استخراج کنند. یکی از پرکاربردترین الگوریتم‌های DL، شبکه عصبی کانولوشنال (CNN) می‌باشد. برای تشخیص ضایعات سرطانی در ماموگرام، CNN باید در یک الگوریتم مبتنی بر ناحیه مانند R-CNN، Fast R-CNN، Faster R-CNN و YOLO به‌کار گرفته شود. برای آموزش مدل‌های DL، نیاز به حجم زیادی از تصاویر ماموگرافی است که ضایعات سرطانی در آن‌ها توسط یک رادیولوژیست مجرب، مشخص شده باشند. به همین دلیل، تهیه و جمع‌آوری یک مجموعه داده بزرگ ماموگرافی مارک شده، برای ساخت یک سیستم کمک‌یار با دقت بالا، ضروری می‌باشد. این مقاله با هدف گردآوری وضعیت بهره‌مندی و پیشرفت‌های تکنولوژی یادگیری عمیق در سیستم‌های کمک‌یار ماموگرافی نوشته شده است.
آنارام یعقوبی نوتاش، پیمان بیات، شهپر حقیقت، علی یعقوبی نوتاش،
دوره 79، شماره 11 - ( 11-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان به‌عنوان دومین عامل مرگ ناشی از سرطان در زنان است. با توجه به اهمیت پیش‌بینی این عارضه، استفاده از روش‌های داده‌کاوی می‌تواند کمک بزرگی در جلوگیری از بروز عوارض لنف ادم در بیماران باشد. هدف از این تحقیق تشخیص ابتلا به لنف ‌ادم می‌باشد.
روش بررسی: در مطالعه کاربردی توصیفی-تحلیلی به‌صورت گذشته‌نگر حاضر، عوامل مرتبط با لنف ادم در1117 بیمار مبتلا به سرطان پستان بررسی و احتمال ابتلا به لنف ‌ادم، با به‌کارگیری الگوریتم‌های یادگیری ماشین پیش‌بینی شد. به طوری‌که پس از جمع‌آوری داده‌ای (فروردین 1388 تا خرداد 1397)، احتمال ابتلا به لنف ادم برای بیمار جدید بررسی و عوامل موثر بر بیماری استخراج شد. بدون احتساب زمان جمع‌آوری داده‌های آماری، مطالعه از شهریور ماه سال 1398 تا اسفند ماه سال 1399 در مرکز توانبخشی سید خندان ادامه داشت.
یافته‌ها: نتایج الگوریتم‌ها، در روش وزن‌دهی یادگیری جمعی دارای صحت 87% و در روش یادگیری جمعی با استخراج ویژگی‌ها دارای صحت 90% ارزیابی شد و نهایتا بر‌اساس ارزیابی نهایی تاثیرگذارترین عوامل خطر لنف ‌ادم استخراج شدند.
نتیجه‌گیری: یکی از مهم‌ترین عوارض در سرطان پستان، لنف ادم در اندام‌های فوقانی است، که می‌تواند کیفیت زندگی بیماران را تحت تاثیر قراردهد. وجود روشی که بتواند با دقت بالا به پزشک متخصص پیشنهاد بدهد که آیا بیمار جدید در آینده، مبتلا به لنف ‌ادم می‌شود یا خیر و یا با چه احتمالی مبتلا می‌شود، ضروری است.

پریوش پرواسی، زهرا فاضلی‌نژاد، فاطمه مهدی‌پور، شهرام باقری، محمد مومن غریبوند،
دوره 80، شماره 7 - ( 7-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: الاستوگرافی موج برشی  (Shear wave elastography)براساس سرعت انتشار shear wave به‌وسلیه امواج صوتی، میزان سفتی توده را تخمین می‌زند.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع آینده‌نگر بوده و بر روی بیمارانی که با توده پستان به مرکز درمانی بیمارستان گلستان اهواز از فروردین 1399 تا فروردین 1400 مراجعه کردند انجام شد. تنها بیماران که دارای 5-4 BI-RAD بوده‌اند بررسی شدند. cutoff SWE برای میانگین و ماکزیمم الاستیسیتی جهت تشخیص توده‌های خوش‌خیم از بدخیم مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافته‌ها: در این مطالعه 115 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند..5/63% (73) از بیماران دارای توده خوش‌خیم و 5/36% (42) از نوع بدخیم بوده‌اند. رابطه معناداری بین سایز تومور با میانگین و ماکزیمم الاستیسیتی دیده شد. (001/0P<). نتایج نشان داد که دقت تشخیصی SWE در شناسایی توده‌های بدخیم نسبت به خوش‌خیم 100% بوده، به طوری‌که میانگین (kPa 03/8±61/16) و ماکزیمم (kPa 88/8±14/21) الاستیسیتی در توده‌های خوش‌خیم به طرز معناداری از میانگین (kPa 59/7±21/32) و ماکزیمم (84/8±62/91) الاستیسیتی توده‌های بدخیم کمتر بوده‌اند (001/0P<). همچنین تفاوت معناداری بین زیرگروه‌های 4 BI-RAD دیده شد، به طوری‌که در BI-RAD 4a، کمترین میانگین و ماکزیمم الاستیسیتی دیده شد. (001/0P<)
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که پارامترهای SWE دارای دقت تشخیصی کافی در تشخیص توده‌های بدخیم پستان می‌باشد. بنابراین، استفاده از پارامترهای کمی SWE همراه با سونوگرافی و طبقه‌بندی BI-RADS می‌توان از بیوپسی‌های غیرضروری جلوگیری کرد.

 
بهناز ورامینیان، مرضیه قلمکاری، طیب رمیم، معصومه روحانی‌نسب،
دوره 80، شماره 8 - ( 8-1401 )
چکیده

متاستازهای پوستی ناشی از سرطان پستان معمولاً در مراحل پیشرفته‌تری از سیر بیماری رخ می‌دهند ولی گاهی اوقات ممکن است به‌صورت اولین تظاهر بالینی سرطان پستان یا اولین شواهد عود تومور پیشین باشند. این تظاهرات به‌طور قابل‌توجهی میزان بقا را کاهش می‌دهند. متاستاز پوستی ناشی از سرطان پستان تظاهرات متفاوتی دارد. متداول‌ترین تظاهرات ندول‌ها هستند. این ندول‌ها نرم، گرد یا بیضی، متحرک، محکم و دارای بافت الاستیکی هستند و می‌توانند منفرد یا متعدد باشند، اغلب به رنگ گوشتی هستند، اما می‌توانند به رنگ قهوه‌ای، سیاه مایل به آبی، صورتی تا قرمز قهوه‌ای نیز باشند. تشخیص افتراقی شامل لنفوم پوستی، انفیلتراسیون لکوسیتها داخل پوست و متاستاز پوستی می‌باشد. ضایعات متاستاتیک پوستی غالباً به اشتباه به‌عنوان ضایعات خوش‌خیم تشخیص داده می‌شوند. شناخت سریع آنها برای جلوگیری از درمان طولانی‌مدت ضدالتهابی که تشخیص صحیح را به تأخیر می‌اندازد، مهم است. بنابراین، برای رد کردن متاستاز، باید ضایعات غیرمعمول یا ندولار در بیمارانی که سابقه بدخیمی سیستمیک یا مشکوک به بدخیمی دارند را برای بیوپسی مدنظر قرار داد. متاستاز پوستی معمولاً نشانه‌ای از بیماری گسترده است و ممکن است در بیشتر موارد قابل درمان نباشد. گزینههای درمانی شامل درمان‌های سیستمیک و/یا موضعی هستند. متاستازهای پوستی گسترده، به درمان سیستمیک نیاز دارند. برای متاستازهای ضخیم‌تر پوست، پرتودرمانی، برش (Resection) جراحی یا الکتروشیمی، به‌صورت مونوتراپی و یا ترکیبی اندیکاسیون دارد.
 
علی تقی‌زاده، لیلا پورعلی، مونا جودی، بهاره مکوندی، الهه حسن‌زاده، سعیده احمدی سیماب، گلشید نوری حسینی، مهرداد گزانچیان،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در میان زنان است به‌طوری‌که عامل 18% از تمام سرطان‌های زنان می‌باشد. متوسط سن بیماران در هنگام تشخیص 4/48 سال است و رایج‌ترین سن این بیماری در محدوده           49-40 سال است. در ایران، اطلاعات محدودی درمورد الگوهای عود و بقا براساس نوع زیرگروه سرطان پستان در مراحل اولیه بیماری موجود است. هدف مطالعه حاضر، بررسی عود و بقای بیماران سرطان پستان اولیه (بدون درگیری لنفاوی) براساس انواع زیرگروه‌های آن می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه گذشته‌نگر پرونده‌ی 500 بیمار مبتلا به سرطان پستان که درمدت 10 سال (فروردین 1385 تا اسفند 1395) به درمانگاه‌های بیمارستان امام رضا (ع) و امید مشهد مراجعه کرده بودند بررسی شد. آنالیز آماری با SPSS software, version 16 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) انجام گردید. 05/0 از نظر آماری معنادار درنظر گرفته شد.
یافته‌ها: 230 بیمار وارد مطالعه شدند. میانگین بقای کلی 7/130 ماه و بقای کلی پنج و 10 ساله به‌ترتیب 2/83%        و 8/78% بود. ارتباط معنادار بین مرحله بالینی بیماری با عود و متاستاز وجود داشت (000/0P=). زیرگروه سرطان پستان به‌طور معناداری با عود و متاستاز (01/0P=) مرتبط بود به‌طوری‌که بیماران تریپل نگاتیو در مقایسه با سایر انواع، بیشترین میزان عود و متاستاز را داشتند.
نتیجه‌گیری: زیرگروه سرطان پستان به‌طور معناداری با عود و متاستاز بیماری در ارتباط بود به‌طوری‌که بیماران با سرطان پستان تریپل نگاتیو بیشترین میزان عود و متاستاز را دارا بودند. همچنین این گروه از بیماران، کمترین میزان بقای کلی و نیز بقای بدون بیماری را داشتند.

 
صدف علی‌پور، زهره دهقانی بیدگلی،
دوره 81، شماره 6 - ( 6-1402 )
چکیده

طیف‌سنجی رامان به‌عنوان یک ابزار ارزیابی مولکولی نوظهور و امیدوارکننده توجه بسیاری از پژوهشگران حوزه زیست پزشکی، به‌ویژه در تشخیص بیماری در ارگان‌های انسانی همچون پستان را به خود جلب کرده است. اکثر مطالعات رامان بر روی پستان به ارزیابی برون‌تنی نمونه‌های بافتی برش خورده دست نخورده یا فرآوری شده پرداخته است، اگرچه برخی مطالعات درون تنی، عمدتا به‌صورت تهاجمی و به‌منظور ارزیابی حاشیه تومور در حین جراحی و تعداد کمی مطالعات غیرتهاجمی نیز وجود دارند. از آنجا که روش ارزیابی رامان غیرتهاجمی یا کم‌تهاجم یک نیاز اساسی جهت انتقال این روش به‌روش‌های بالینی است، در مقاله حاضر، جدیدترین و مرتبط‌ترین مطالعات در این راستا به‌منظور یافتن و معرفی مناسب‌ترین ویژگی‌های سیستم طیف‌سنجی رامان برای ارزیابی درون‌تنی بافت پستان مرور شده‌اند. از این‌رو اسناد پژوهشی شامل مقالات، کتاب‌ها و رساله‌های مرتبط با ارزیابی رامان بافت پستان یا ارزیابی رامان درون‌تنی سایر بافت‌ها جستجو شده و مرتبط‌ترین آنها به‌صورت جامع به‌منظور یافتن جزییات فنی سیستم‌های رامان بکار رفته مطالعه شدند. در نهایت مجموعه‌ای از مناسب‌ترین ویژگی‌های طیف‌سنجی رامان برای ارزیابی درون‌تنی پستان معرفی شده‌اند.
 

صفحه 3 از 4     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb