70 نتیجه برای پستان
احمد کچویی، منیره میرزایی، امراله سلیمی، مصطفی واحدیان، شیما رحیمی، علی قلعهنویی،
دوره 81، شماره 7 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به شیوع بالای تودههای پستان و اهمیت غربالگری و پیگیری بدخیمیهای آن در زنان و از آنجاییکه دو عامل سن و تغییرات هورمونی در یائسگی در تعیین نوع پاتولوژی و پیشآگهی تودهها نقش دارند، هدف این مطالعه تعیین ارتباط میان وضعیت یائسگی و پاتولوژی تودهها بود.
روش بررسی: این مطالعه بهروش مقطعی تحلیلی بر روی 350 زن مبتلا به توده پستانی بدونسابقه بدخیمی قبلی، مراجعهکننده به مرکز بهداشتی–درمانی شهید بهشتی طی فروردین 1392 تا 1398 انجام شد. چکلیست محققساخته برای گردآوری دادهها ازجمله (نوع بدخیمی، سایز توده، مکان توده، وجود یا عدموجود متاستاز) مورداستفاده قرار گرفت. در نهایت مقایسه دادهها بین دو گروه یائسه و غیریائسه با استفاده از SPSS software, version 22 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) انجام شد.
یافتهها: میزان شیوع بدخیمیها در سنین پساز یائسگی و در خانمهایی که یائسه شدهاند، نسبت به سنین پیش از یائسگی بیشتر بود. همچنین ارتباط معناداری بین سایز توده، وجود و یا عدموجود متاستاز با یائسگی یافت شد (05/0P<)، اما بین مکان تومور با یائسگی ارتباط معناداری یافت نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: بدخیمیهای پستان (کارسینوم مهاجم مجرا، کارسینوم میکس مهاجم، کارسینوم موسینوس، مدولاری و پاپیلاری) در خانمهای یائسه نسبت بهغیریائسه بیشتر بود. در هر دو گروه اتساع مجاری و التهاب مزمن بیشترین یافته خوشخیم بود و فیبروآدنوم در خانمهای یائسه نسبت به خانمهای غیریائسه به میزان بسیار پایینتر یافت شد.
سعیده کیوانی قمصری، کیانا نوری، علی خالصه نژاد، شکوفه حسنی،
دوره 81، شماره 11 - ( 11-1402 )
چکیده
درحالحاضر سرطان پستان علت اصلی مرگومیر ناشی از سرطان در زنان به شمار میرود که با وجود پیشرفتهای گسترده در تشخیص و درمان آن، همچنان سبب مرگ بسیاری از زنان در جهان میباشد. در سالهای اخیر میکروبیوتای افراد بهعنوان یک ریسک فاکتور جدید در ابتلا به سرطان پستان شناخته شده است. تغییر میکروبیوتای روده که در اثر بسیاری از فاکتورهای محیطی و داخلی بدن رخ میدهد، میتواند با تاثیر بر سیگنالهای درون سلولی در گسترش سرطان موثر باشد. بررسیها نشان داده است دیس بیوز روده با اثر بر تولید استروژن و یا مکانیسمهای غیرمرتبط با استروژن، مانند تولید متابولیتهایی که بر سیستم ایمنی و التهاب موثر هستند، بر گسترش سرطان پستان اثر میگذارد. علاوهبراین اثبات شده است بافت پستان دارای میکروبیوتای خاص خود میباشد که ترکیب آن در افراد سالم و افراد مبتلا متفاوت میباشد. به گونهای که در بافت پستان سالم میزان زیادی پروتئوباکتریا، فیرمیکوتها، لاکتوباسیلوسها و اکتینوباکترها مشاهده میشود در حالیکه نسبت آنها در بافتهای سرطانی تغییر مییابد. بنابراین ارتباط قابلتوجه میکروبیوتا و سرطان پستان، چشم انداز جدیدی جهت مدیریت این بیماری میباشد. از این رو ترکیباتی مانند پروبیوتیکها که میتوانند بر متعادل سازی میکروبیوتای روده اثر بگذارند، رویکرد موثری جهت پیشگیری و درمان سرطان پستان در نظر گرفته میشوند. این مطالعه به بررسی و اهمیت میکروبیوتا در سرطان پستان، تفاوت میکروبیوتا در یک فرد سالم و فرد مبتلا، و نقش پروبیوتیکها در درمان سرطان پستان میپردازد.
شهره بهروز، علیرضا ابراهیمی، احسان موسی فرخانی،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان از مهمترین سرطانهای زنان است. باتوجه به اهمیت برنامهریزی صحیح بهمنظورحفظ و ارتقاء سلامت جسمی، روحی و روانی جمعیت آسیبپذیر زنان، مطالعه حاضر با هدف بررسی مطالعات کارآزمایی بالینی انجام شده در زمینه تاثیرات خنده در ارتقاء سلامت زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: در این مرورسیستماتیک، بهمنظور دستیابی به مقالات مرتبط از پایگاه دادههای فارسی و انگلیسی SID،Magiran ، Cochrane PubMed ، Scopus و Science direct استفاده شد. برای جستجوی مقالات از کلیدواژههای شوخیدرمانی، خندهدرمانی، سرطانپستان، Humor therapy، Laughter therapy و Breast Cancer با همه ترکیبات احتمالی کلمات، استفاده شد. تمامی مقالات در فاصله-زمانی بهمن 1386 تا بهمن 1401 مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت ارزیابی کیفیت مقالات از معیار جداد استفاده شد.
یافتهها: از میان 975 مقاله در جستجوی اولیه، 525 مقاله بهعلت تکراریبودن عنوان و 442 مقاله بهدلایلی مانند عدم اختصاص شوخیدرمانی در سرطان پستان و عدم اجرای برنامه مداخلهای شوخی و خنده حذف شدند و در نهایت تعداد هشت مقاله که نمره جداد بالاتر از سه کسب نمودند، وارد مرور سیستماتیک شدند. نتایج مطالعات نشان داد که خندهدرمانی در بهبود کیفیتزندگی، بهبود ابعاد مختلف سلامت روان، کاهش احساسات منفی، تقویت احساسات مثبت و خستگی نقش موثری داشته است، درحالیکه بر درماتیت ناشی از رادیوتراپی و فعالیت سلولهای ایمنی و سطح سرمی کورتیزول تاثیر غیرمعناداری داشته است.
نتیجهگیری: باتوجه به تاثیر مثبت خندهدرمانی، توصیه میشود مدیران پرستاری و روانشناسان، از این مداخله آسان، مفرح، بدون عارضه و در دسترس در راستای بهبود وضعیت سلامت جسمی و روانی و عاطفی زنان مبتلا به سرطانپستان استفاده کنند.
فاطمه خاکسار مدنی، عظیم معتمدفر، محمد مومن غریبوند،
دوره 82، شماره 3 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین سرطانها در زنان و یکی از علل اصلی مرگومیر در سراسر جهان است. تعیین وضعیت لنف نودهای آگزیلاری بدونمتاستاز دور دست، مهمترین شاخص پیشآگهی در بیماران مبتلا به سرطان پستان است. سونوگرافی بهعنوان یک روش تشخیصی غیرتهاجمی، بهویژه در ارزیابی بافتهای متراکم پستان کاربرد دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی دقت سونوگرافی در تشخیص لنف نودهای آگزیلاری بدخیم در بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 150 بیمار مبتلا به سرطان پستان که به بیمارستان گلستان اهواز از مهر ماه 1400 تا آبان ماه 1401 مراجعه کرده بودند، انجام شد. بیماران پس از معاینات اولیه و با استفاده از دستگاه سونوگرافی GE مدل S6 logic موردارزیابی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از نرمافزار Stata تحلیل و حساسیت و ویژگی سونوگرافی با استفاده از نتایج پاتولوژی بهعنوان استاندارد طلایی محاسبه شدند.
یافتهها: در این مطالعه، مشخص شد که7/77% از بیماران دارای لنف نودهای متاستاتیک بودند، که نشاندهنده شیوع بالای متاستاز در جمعیت مطالعهشده است. حساسیت و ویژگی سونوگرافی در تشخیص لنف نودهای بدخیم به ترتیب 09/86% و 52/51% محاسبه شد. نتایج همچنین نشان داد که لنف نودهایی با ویژگیهای رادیولوژیک بدخیمی، بهطور معناداری با نتایج پاتولوژیک مثبت همبستگی داشتند.
نتیجهگیری: سونوگرافی میتواند بهعنوان یک ابزار ارزشمند در تشخیص لنف نودهای آگزیلاری بدخیم در بیماران مبتلا به سرطان پستان مورداستفاده قرار گیرد. با اینحال، برای تعیین دقیقتر نقش سونوگرافی در مدیریت این بیماران نیاز به تحقیقات بیشتری است.
نوید کلانی، لهراسب طاهری، فاطمه افتحاریان، علی طالبی، مرضیه حقبین،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان تشخیص داده شده در زنان است. مطالعات اپیدمیولوژیک منجر به این فرضیه شده است که ویتامین D ممکن است خطر ابتلا به سرطان پستان را کاهش دهد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین کمبود ویتامین D و ابتلا به سرطان پستان در شهرستان جهرم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه موردی- شاهدی بر روی 59 نفر از بیماران مراجعهکننده به کلینیک جامع سرطان خاتمالنبیاء شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت 99 تا اسفند 99 انجام شد. 30 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان بهعنوان گروه مورد و 29 زن سالم از نظر سطح ویتامین D نیز بهعنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه شامل اطلاعات دموگرافیک (سن، سطح شاخص توده بدنی، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، شغل، وضعیت یائسگی، سن شروع قاعدگی، تعداد زایمان، تعداد سقط، فصل نمونهگیری، سابقه بیماری پستان، سابقه خانوادگی سرطان پستان، مصرف دخانیات، مصرف ضدآفتاب، مدت مواجهه با آفتاب، رنگ پوست، محل زندگی، نوع ساختمان)، سوابق بالینی و سطح سرمی ویتامین D میباشد.
یافتهها: یافتههای مطالعه حاضر نشان داد که از نظر شاخص توده بدنی و ردهبندیهای مختلف شاخص بدنی، سن یائسگی و سن شروع قاعدگی تفاوت معناداری بین دو گروه مورد و شاهد وجود نداشت. تعداد ماههای شیردهی در گروه شاهد بهصورت معناداری بالاتر از گروه مورد بود (001/0P=). نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد که بین نوع پاتولوژی بیماری و سطح سرمی ویتامین D ارتباط معناداری وجود نداشته است.
نتیجهگیری: نتایج مطالعهی حاضر نشان دادند که میزان کمبود ویتامین D میتواند بهعنوان یک فاکتور پیشآگهی بد در روند بیماری سرطان پستان باشد.
بهار رستمیزاده، علیرضا جلالیزند، کامران قائدی، رزیتا نصیری،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: حشرات و بندپایان و تولیدات آنها بهعنوان منابع دارویی از تمدنهای قدیم مورد استفاده قرار میگرفتند. سرطان یکی از معضلات بزرگ علم پزشکی است که دارویی تاکنون برای کنترل سریع و دقیق آن کشف نشده است. در این تحقیق به بررسی تأثیر عصاره بدن حشرات (تولیدات آنها) و برخی بندپایان در مهار رشد سلولها یا تومورهای سرطانی (رده سلولهای سرطان پستان MCF7) پرداخته شد.
روش بررسی: مطالعه پایه و تجربی در اصفهان و از 1397تا 1402 انجام شد. در این پژوهش از عصاره بدن شش جنس از حشرات: آبدزدک با اسم علمی Gryllotalpa sp، مورچه با اسم علمی Polyrhachis sp، زنبور زرد با اسم علمی Dolichovespula sp، زنبور عسل با اسم علمی Apis mellifera، سوسری آمریکایی با اسم علمی Periplaneta americana، مگس سرکه با اسم علمی Drosophila melanogaster و یک جنس از چیلوپودا صدپا با اسم علمی Scolopendra sp. با آب مقطر و الکل 70% شستشو داده شد سپس فریزداریر و پودر شد. تست MTT برای بررسی میزان تأثیر دوزها انجام شد. دوزهای مورد تأثیر از حشرات و صدپا در شش تکرار و سه بار به سلولهای MCF-7 انجام شد.
یافتهها: جنسهای Scolopendra sp. Drosophila melanogaster، Periplaneta americana،Polyrhachis sp.، Apis mellifera، Gryllotalpa sp.، بهترتیب دارای بیشترین اثر و در نهایت Dolichovespula sp.، کمترین اثر را در القای آپوپتوز و مرگ سلولی در لاین سلولهای سرطانی MCF-7 داشته Scolopendra sp. از غلظت µg/l 500 باعث القای مرگ سلولی در بالای 50% سلولهای سرطانی MCF-7 شده است.
نتیجهگیری: دستاورد اعمال هفت جنس متفاوت از بندپایان و حشرات بود، نشان داد که این جنسها دارای پتانسیل درمانی عالی بهویژه در درمان سلولهای سرطانی MCF-7 میباشد.
سیده حکیمه سجادی، محدثه کریمی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در بین زنان در سراسر جهان است و حدود ۱۶% از کل سرطانهای زنان را شامل میشود. با توجه به شیوع بالای این بیماری و اهمیت عوامل پیشآگهی در انتخاب درمان مناسب، هدف از مطالعه حاضر بررسی ویژگیهای هیستوپاتولوژیک و ایمونوهیستوشیمی بیماران مبتلا به تومورهای مهاجم پستان در ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی–گذشتهنگر در بازه زمانی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ بر روی ۱۱۰ بیمار مراجعهکننده به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس انجام شد. پس از اعمال معیارهای ورود (زنان بالای ۱۸ سال با سرطان پستان مهاجم) و خروج (نمونههای پاتولوژی ناکافی یا کیفیت پایین)، ۱۰ بیمار کنار گذاشته شده و در نهایت ۱۰۰ بیمار وارد مطالعه شدند. دادههای دموگرافیک، سوابق بالینی و یافتههای پاتولوژیک از پرونده بیماران و نمونههای بافتی جمعآوری شد. پردازش نمونهها با روشهای هماتوکسیلین-ائوزین (H&E) و ایمونوهیستوشیمی (IHC) انجام شد و زیرگروههای مولکولار براساس بیان گیرندههای ER، PR، HER2 و شاخص Ki-67 تعیین شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین سنی بیماران 49/5 سال (دامنه ۲۶ تا ۷۳ سال) بود. در بررسی هیستوپاتولوژیک، کارسینوم داکتال شایعترین نوع با %۸۹ موارد بود. براساس طبقهبندی مولکولار، %۶۵ لومینال B، ۹% لومینال A، %۱۱ HER2-enriched و %۱۵ بازال-لایک بودند. همچنین ارتباط معناداری بین گرید تومور و نوع مولکولار مشاهده شد (001/0P=). بیماران لومینال B بیشترین درگیری غدد لنفاوی و بالاترین نسبت تومورهای گرید ۳ را داشتند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد کارسینوم داکتال و زیرگروه مولکولار لومینال B شایعترین انواع سرطان پستان در این جمعیت هستند. این یافته اهمیت توجه به طبقهبندی مولکولار و شاخصهای پاتولوژیک در تعیین پیشآگهی و انتخاب درمان هدفمند را تأیید میکند.
بابک هوشمند مقدم، عباسعلی گائینی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان در زنان یائسه با افزایش خطر بیماریهای قلبی-عروقی، بهویژه در پی درمانهای تهاجمی، همراه است. تمرینات ورزشی بهعنوان مداخلهای غیردارویی، نقش مهمی در کاهش این عوارض دارند. این مطالعه با هدف مرور نظاممند و تحلیلی شواهد مرتبط با تأثیر انواع تمرینات (هوازی، مقاومتی و ترکیبی) بر سلامت قلبی-عروقی، سازوکارهای فیزیولوژیک، پیامدهای بالینی و چالشهای اجرایی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور تحلیلی است که بر پایه جستجویی جامع و نظاممند در پایگاههای معتبر بینالمللی PubMed، Scopus، Web of Science، Embase و Google Scholar و همچنین پایگاههای فارسی SID وMagiran انجام گرفت. تمرکز جستجو بر مطالعات انسانی، پژوهشهای بالینی و کارآزماییهای تصادفی کنترلشده بود. فرآیند غربالگری، انتخاب مطالعات و تحلیل دادهها در طی بازه زمانی مهر تا دی ۱۴۰۳ انجام شد.
یافتهها: تمرینات ورزشی ساختاریافته از طریق کاهش التهاب سیستمیک، بهبود ترکیب بدنی، کاهش فشارخون، افزایش توان هوازی و ارتقاء عملکرد بطن چپ، اثرات قابلتوجهی بر شاخصهای قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارند. تمرینات ترکیبی اثربخشی بیشتری نسبت به تمرینات منفرد نشان دادند. با اینحال، محدودیتهایی همچون کمبود منابع انسانی متخصص، نبود برنامههای فردمحور و چالشهای مالی، مانع اجرای وسیع این مداخلات در سیستمهای درمانی شدهاند.
نتیجهگیری: شواهد قوی بر نقش مثبت تمرینات ورزشی در بهبود سلامت قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دلالت دارند. طراحی برنامههای تمرینی شخصیسازیشده، بینرشتهای و مبتنی بر شواهد، همراه با رفع موانع ساختاری و سیاستی، میتواند سهم مهمی در مراقبت جامع از این بیماران ایفا کند.
طاهره پارساجم، بهنام رضا مخصوصی، علی نجفپور، کیمیا فتحی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هورمونهای تیروئیدی نقش کلیدی در تکوین اندامهای مختلف بدن، ایفا میکنند. پستان و تیروئید اندامهای پاسخگو به هورمون هستند که ارتباط نزدیکی با تغییرات فعالیت درون ریز و بیماریهای غدد دارند. سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان و دومین علت مرگ ناشی از سرطان است. به علت تناقضات در زمینه ارتباط بین سرطان پستان و بیماریهای تیروئید و کمبود اطلاعات منطقهای مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع انواع اختلالات تیروئید در بیماران مبتلابه سرطان پستان و ارتباط آن با نوع سرطان پستان و سن طراحی و اجرا شد.
روش بررسی: در این مطالعه آینده نگر 50 زن مبتلابه سرطان پستان که تحت عمل جراحی قرار گرفتهاند پیگیری قرار گرفتن. مکان انجام این پژوهش در بیمارستان امام رضا شهر کرمانشاه و مدت انجام این بررسی 12 ماه از ابتدای فروردین تا پایان اسفند 1402 بود. اطلاعات بیماران شامل: سن، نوع هیستوپاتولوژیک سرطان و یافتههای آزمون تیروئیدی شامل اندازهگیری سطح سرمی TSH، FT4 و ATPO بود، ثبت و بررسی شد.
یافتهها: براساس نتایج بهدست آمده نشان داد که میانگین سنی افراد با اختلالات تیروئیدی در بیماران مبتلابه سرطان پستان، 88/42 و انحراف معیار 313/11 بود. همچنین بین سن افراد و اختلالات تیروئیدی در بیماران مبتلابه سرطان پستان اختلاف معنادار وجود ندارد (89/0P<) و در بررسی اختلالات تیروئیدی در بیماران مبتلابه سرطان پستان نشان داد بین بیماران مبتلابه سرطان پستان و مقدارTSH و مقدار FT4 رابطه معناداری وجود دارد. به این معنی که افراد مبتلابه سرطان پستان افزایش مقدار TSH و مقدار FT4 داشتند. اما بین بیماران مبتلابه سرطان پستان و مقدار ATPO رابطه معناداری وجود ندارد (319/0P>).
نتیجهگیری: اختلالات تیروئید در بیماران مبتلابه سرطان پستان نسبت به جمعیت نرمال شیوع بیشتری دارد و با توجه به ارتباط بین انواع اختلالات تیروئید و نوع هیستوپاتولوژی سرطان پستان، میتوان از این نتایج استفاده نموده و روشهای غربالگری را در کسانی که ریسک فاکتورهای سرطان پستان را دارند به شکل موثرتری برای تشخیص زودرس و درمان بیماری به کار برد.
ماندانا پولادزاده، فاطمه خزائی، سعید بیطرف، حسین کریمپوریان، مهسا ممبینی، محمدرضا محمودیان ثانی،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در زنان است و همچنان یکی از علل اصلی مرگومیر ناشی از سرطان محسوب میشود. تشخیص زودهنگام این بیماری میتواند با مداخلات بهموقع، احتمال بقا را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. با این حال، روشهای غربالگری فعلی در برخی موارد از دقت کافی برخوردار نیستند. ژن غیرکدکننده KCNQ1OT1 بهعنوان یکی از lncRNAهای دخیل در پاتوژنز انواع سرطانها، از جمله سرطان پستان، شناخته شده است و ممکن است بهعنوان بیومارکر بالقوه در تشخیص زودهنگام این بیماری مورد استفاده قرار گیرد.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی از مهر ۱۴۰۳ تا اسفند ۱۴۰۳ در بیمارستان شفا، دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، ایران انجام شد. شامل ۳۰ بیمار مبتلا به سرطان پستان و ۳۰ فرد سالم بهعنوان گروه کنترل بود. سطح بیان سرمی KCNQ1OT1 با استفاده از روش Real-Time PCR اندازهگیری شد و گروهها از نظر شاخصهای دموگرافیک مقایسه شدند.
یافتهها: گروههای بیمار و کنترل از نظر بیشتر شاخصهای دموگرافیک همگن بودند، اگرچه در سن و قومیت تفاوت آماری مشاهده شد. بیشتر بیماران در مرحلهی اولیه بیماری تشخیص داده شده بودند. بیان سرمی KCNQ1OT1 در بیماران بهطور معناداری پایینتر از گروه کنترل بود (0003/0P=) تحلیل ROC نشان داد دقت تشخیصی این نشانگر با 82/0AUC= مطلوب است.
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از آن است کهKCNQ1OT1 دارای پتانسیل مناسب بهعنوان یک بیومارکر تشخیصی در شناسایی زودهنگام سرطان پستان است. باتوجه به تشخیص بیشتر بیماران در مراحل اولیه، انجام مطالعات با حجم نمونه بالاتر برای تأیید و تعمیمپذیری نتایج توصیه میشود.