98 نتیجه برای صالح
داوود کاظمی صالح، حیدر کریمی، امین صبوری، زهرا نیکنام، بهرام پیشگو، پدرام کریمی،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: درمان انتخابی استاندارد بیماران دچار تنگی قابل توجه کاروتید، اندآرترکتومی کاروتید میباشد. درمان جایگزین انتخابی در بیمارانی که دچار دیگر بیماریهای طبی همراه (بهعنوان بیماران پرخطر) باشند، آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید میباشد. در این مطالعه قصد داریم پیامد درمانی زودرس و دیررس حاصل از آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید را در این بیماران بررسی کنیم.
روش بررسی: 82 بیمار مراجعهکننده به بیمارستانهای بقیهالله (عج) و جماران تهران که در طی سالهای 89-1387 بهعلت تنگی قابل توجه شریان کاروتید (تنگی ≥50% در بیماران با علامت و تنگی ≥ 80-70% در بیماران بدون علامت) و بهعلت ریسک بالای جراحی کاندیدای استنتگذاری گردیده بودند وارد مطالعه شدند. تمامی بیماران توسط جراح و متخصص بیهوشی از لحاظ پرخطر بودن برای اندآرترکتومی کاروتید مورد تایید قرار گرفتند. متوسط زمان پیگیری پس از استنتگذاری بیماران 9/15 ماه بود.
یافتهها: مطالعه حاضر به روش مقطعی- توصیفی بر روی 54 بیمار مرد (9/65%) و 28 بیمار زن (1/34%) انجام گرفت. سن متوسط بیماران 2/9±7/69 سال بود. آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید در 79 بیمار (3/96%) موفقیتآمیز بود. متعاقبا 3/7% مرگ، 1/6% Stroke، 9/4% TIA، 9/4% MI بعد از انجام آن مشاهده گردید.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید روش درمانی موثر، قابل اطمینان و از لحاظ تکنیکی بسیار موفقیتآمیز باشد. همچنین این مداخله ثابت نمود که استفاده از روشدرمانی آنژیوپلاستی و تعبیه استنت کاروتید با میزان شیوع بسیار پایین عوارض حین و بعد عمل همراه است.
محمد مهدی سلطاندلال، مجید مجرد، زهره صالحیپور، هدی عطاپور مشهد، رضا رئوفیان، زهرا رجبی،
دوره 70، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و
هدف: پروبیوتیکها
باکتریهای فلور نرمال هستند که در صورت مصرف کافی علاوه بر فواید تغذیهای، دارای
فواید بهداشتی نیز خواهند بود. این فواید بهداشتی که شامل جلوگیری از اسهالهای
باکتریایی، اگزماهای پوستی و به تازگی جلوگیری و حتی کنترل سرطانهای مختلف نیز میباشد.
تاکنون مکانیسمهای مختلفی مثل تحریک سیستم ایمنی، تعدیل ترکیب جمعیت فلور نرمال
دستگاه گوارشی، ادراری و تناسلی و جلوگیری از فعالیت آنزیمهای سرطانزای مدفوعی
برای اثرات پروبیوتیکها شناسایی شده است. با توجه به تراکم بالای فلور نرمال در
روده و ماهیت اکثرا تکگیر سرطانهای کولورکتال، این سرطانها جزو کاندیداهای اصلی
درمان با پروبیوتیکها محسوب میشوند. در این مطالعه اثرات مستقیم پروبیوتیک
لاکتوباسیلی بر سلولهای توموری مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: از کشت باکتریها،
مایع رویی و عصاره باکتریایی تهیه شده و سلولها توسط این مواد تیمار شدند. تاثیر
این مواد بر تکثیر سلولی با استفاده از روش Microculture Tetrazolium Test (MTT)، نکروز سلولی
با استفاده از بررسی Lactate Dehydrogenase assay (LDH assay) و آپوپتوز سلولی با استفاده از بررسی میزان
فعالیت کاسپاز سه مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: مایع رویی لاکتوباسیلها
باعث کاهش تکثیر سلولی و افزایش آپوپتوز سلولها میشود اما بر میزان نکروز سلولی
تاثیری ندارد. اما هنگامی که سلولهای سرطانی در معرض عصاره لاکتوباسیلها قرار میگیرند،
این عصارهها علاوه بر کاهش تکثیر سلولی و افزایش آپوپتوز سلولی منجر به نکروز سلول
نیز میشود.
نتیجهگیری: استفاده از پروبیوتیکهای
لاکتوباسیلی باعث کاهش تکثیر سلولهای توموری کولورکتال در مراحل اولیه سرطانی میشود.
هدی درخشانیان، سید حسین مرجانمهر، سجاد قدبیگی، نسترن رحیمی، سید علی مصطفوی، پیام حسینزاده، امین صالحپور، احمد رضا دهپور،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سیروز صفراوی یک بیماری مزمن است که منجر به تخریب پیشرونده بافت کبد میگردد. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر فلاونویید کوئرستین در کاهش آسیبهای کبدی ناشی از سیروز صفراوی میباشد.
روش بررسی: 30 موش صحرایی نر نژاد اسپراگ-دالی 7-6 ماهه بهطور تصادفی به سه گروه 10 تایی تقسیم شدند. گروه کنترل تنها یک عمل جراحی کاذب داشت و دو گروه دیگر تحت عمل بستن مجرای صفراوی قرار گرفتند. پس از چهار هفته میزان بیلیروبین، آنزیمهای آلانین آمینوترانسفراز، آسپارتات آمینوترانسفراز و آلکالین فسفاتاز سرم جهت اطمینان از بروز سیروز کبدی در گروه دوم و سوم اندازهگیری و بررسی شد. سپس بهمدت چهار هفته، روزانه و بهصورت داخل صفاقی یکی از گروههای سیروتیک، دارونما و دیگری mg/kg50 مکمل کوئرستین دریافت نمودند. در پایان بررسی (هفته هشتم)، آنزیمهای کبدی و بیلیروبین سرم سنجیده شد و نمونههای کبد مورد بررسی بافتشناسی قرار گرفت.
یافتهها: دریافت کوئرستین در گروه سوم باعث کاهش میزان بیلیروبین (9/0±4/7 در برابر mg/dL6/1±9/8، 05/0P<)، آلکالین فسفاتاز (9/76±1387 در برابر IU/L3/65±2273، 001/0P<) و آلانین آمینوترانسفراز سرم (1/38±9/601 در برابر IU/L 4/37±8/644، 05/0P<) در مقایسه با موشهای سیروتیک دریافتکننده دارونما شد. میزان سرمی آسپارتات آمینوترانسفراز و همچنین ویژگیهای هیستولوژیک بافت کبد در اثر دریافت کوئرستین تغییر معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: در این مداخله، دریافت mg/kg50 کوئرستین اگرچه منجر به تغییر معنیداری در ویژگیهای بافتی کبد نشد، ولی کاهش قابل ملاحظه ایجاد شده در میزان بیلیروبین، آلکالین فسفاتاز و آلانین آمینوترانسفراز، بیانگر نقش مثبت کوئرستین در کم کردن آسیب کبدی میباشد.
محمود خانیکی، صالح عزیزیان، علیمحمد علیزاده، حمیدرضا همتی، نبی امامیپور، محمدعلی محققی،
دوره 71، شماره 5 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: کورکومین، ماده موثره زردچوبه، بهطور ذاتی توانایی تعدیل مسیرهای سرطانزای و در نتیجه تاخیر یا درمان فرایند سرطانزایی را در گونههای مختلف حیوانی دارا میباشد. زمان احتباس کورکومین درنتیجه دفع سریع آن در بدن کوتاه بوده و بنابراین اثرات درمانی آن محدود میگردد. روشهای مختلفی برای افزایش میزان کورکومین در بافت و یا پلاسما و در نتیجه کارایی آن استفاده میگردد.
روش بررسی: جهت بررسی اثرات آنتیپرولیفراتیو و ضدسرطانی نانوکورکومین، 30 سر موش صحرایی به گروههای کنترل، کورکومین و نانوکورکومین تقسیم شدند. کلیه حیوانات داروی سرطانزای آزوکسیمتان را هفتهای یکبار و به مدت دو هفته متوالی دریافت کردند. حیوانات در گروههای کورکومین و نانوکورکومین تا هفته 22 بهترتیب کورکومین 2/0% و نانوکورکومین را دریافت نمودند. در پایان، کولون حیوانات تحت مطالعه هیستوپاتولوژی و ایمونوهیستوشیمی قرار گرفت.
یافتهها: تغییرات سیتولوژیک و مورفولوژیک در گروه نانوکورکومین بهلحاظ آماری با گروه کنترل و کورکومین دارای تفاوت معنیدار بوده و شدت تغییرات در گروه نانوکورکومین کمتر بود (05/0P<). در مطالعه ایمونوهیستوشیمی، میزان بیان مارکر Ki-67 در گروه نانوکورکومین نسبت به گروههای کنترل و کورکومین کاهش پیدا کرد (05/0P<). همچنین بروز مارکر COX-2 در سلولهای اپیتلیالی کولون در گروه نانوکورکومین نسبت به دو گروه دیگر کاهش قابلتوجهی داشت (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که استفاده از نانوحاملها همراه با کورکومین، اثربخشی کورکومین را در پیشگیری از سرطان کولون در موشصحرایی افزایش میدهد و اینعمل میتواند راهکار مهم و مطمئن در مصرف این فرآورده طبیعی و ارزانقیمت در پیشگیری و یا درمان سرطان باشد.
سید میثم ابراهیمی، زهره پارسا یکتا، علیرضا نیکبخت نصرآبادی، سید مصطفی حسینی، صنمبر صدیقی، محمد حسین صالحی سورمقی،
دوره 71، شماره 6 - ( شهريورماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین عارضه شیمی درمانی در بیماران سرطانی، تهوع فاز پیشبینی شده و حاد است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر کپسولهای زنجبیل بر میزان تخفیف عارضه تهوع بود.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفیسازی شده، شاهددار، دوسوکور بین مرداد- آذر سال 1388 در بیمارستان امامخمینی (ره) شهر تهران روی80 بیمار مبتلا به سرطان پستان که تحت شیمی درمانی یکروزه بوده و از تهوع ناشی از آن رنج میبردند انجام شد. پس از کسب رضایتنامه، نمونهها بهصورت تصادفی در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله کپسولهای mg250 زنجبیل را از سه روز قبل شیمی درمانی تا سه روز پس از آن، چهار بار در روز بهفاصله هر شش ساعت و به صورت مشابه نمونههای گروه کنترل کپسولهای دارونما را مصرف کردند. برای سنجش اثر کپسولها از یک پرسشنامه سه قسمتی استفاده گردید. از نرمافزار Stata ویراست 8، برای آنالیز استفاده گردید.
یافتهها: میانگین± انحرافمعیار سن نمونهها در گروههای مداخله و دارونما بهترتیب 4/8±8/41 و 10±1/45 سال بود. شدت و تعداد موارد تهوع در فاز پیشبینی شده بهطور معناداری در گروه زنجبیل در مقایسه با دارونما کمتر بود (0008/0P=، 0007/0P=، بهترتیب). همچنین شدت (0001/0P=) و تعداد موارد (0001/0P=) تهوع در فاز حاد بهطور معناداری در گروه زنجبیل کمتر از دارونما بود. مصرف کپسولهای زنجبیل در مقایسه با دارونما عارضه خاصی نداشت.
نتیجهگیری: مصرف کپسوهای پودر ریشه زنجبیل (یک گرم/ روز) از سه روز قبل شیمی درمانی تا سه روز پس از آن، در کنار رژیم ضدتهوع استاندارد میتواند به کاهش تهوع در فازهای پیشبینی شده و حاد کمک نماید.
غلامرضا پوریعقوب، رامین مهرداد، سوسن صالحپور، مهران شهریاری،
دوره 72، شماره 2 - ( اردیبهشت 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران سرطان سومین عامل مرگ است. در حدود 10-5% تمام سرطانهای انسان ناشی از مواجهه شغلی با عوامل مولد سرطان یا کارسینوژنها باشد. مزوتلیوماهای بدخیم صفاق و پلور را پاتوگنومونیک مواجهه با رشتههای آزبستوز میدانند. عواملی غیر از آزبستوز ممکن است سبب مزوتلیوم بدخیم شوند. جهت تعیین میزان رابطه علیتی مواجهه با آزبستوز و بروز مزوتلیوما در ایران بهویژه در موارد مواجهات شغلی نیاز به بررسی سابقه مواجهه با آزبستوز در بیماران مبتلا به مزوتلیوما وجود دارد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی نخست دادههای مربوط به بیماران مزوتلیومایی ثبت شده در طی سالهای 1385 تا 1389 در اداره سرطان وزارت بهداشت دریافت شد و اطلاعات سن، جنس، استان محل تولد و ارگان مبتلا از آن استخراج گردید. از کل 272 نفر ثبت شده برای 154 نفر شماره تلفن ثبت شده بود و در نهایت موفق به مصاحبه با 60 خانواده شدیم. بر اساس پرسشنامهای که طراحی نمودیم سوابق شغلی، محل سکونت و مصرف سیگار بیماران را اخذ نمودیم. آنالیز فراوانی متغیرها یکبار در 272 بیمار ثبت شده اداره سرطان و یکبار در 60 بیمار مصاحبه شده انجام گرفت و مقایسه گردید.
یافتهها: توزیع فراوانی سنی، جنسی، استان محل تولد و سکونت و عضو درگیر بیماران در دادههای اداره سرطان و بیماران مصاحبه شده مشابه بود. در بیماران مصاحبه شده فراوانی بیماران سیگاری 28% و مواجهه با آزبستوز 63% بود. توزیع فراوانی شغلی بیماران مصاحبه شده بهترتیب، مشاغل ساختمانی20%، کارکنان شرکت نفت 3/13% و رانندگان 7/6% بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه ما تاییدکننده رابطه مواجهه با آزبستوز و بروز مزوتلیوما در ایران مطابق با سایر پژوهشها در کشورهای دیگر است. بنابراین لازم است مصرف آزبستوز در ایران مانند 20 کشور دیگر دنیا ممنوع اعلام شود.
نیما صالحی، سهیلا روحانی، محمد کمالینژاد، فرید زائری، افشین متقیفر،
دوره 72، شماره 2 - ( اردیبهشت 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی یکی از بهترین راههای درمان کیست هیداتیک است. استفاده از مواد پروتواسکولکس کش در حین جراحی کیست هیداتیک جهت جلوگیری از بهوجود آمدن کیستهای ثانویه، امری ضروری میباشد. تا بهحال ماده پروتواسکولکس کشی که بهطور کامل موثر بوده و عوارض جانبی کمی داشته باشد شناخته نشده است. زرشک از گیاهان بومی ایران است که از دیرباز جهت درمان برخی بیماریها از آن استفاده شده است. مطالعات نشان میدهد که این گیاه دارای اثرات ضدباکتریایی، ضدقارچی و ضدانگلی است.
روش بررسی: کبدهای آلوده به کیست هیداتید از کشتارگاه جمعآوری شدند. درصد حیات پروتواسکولکسها توسط رنگآمیزی حیاتی ائوزین 1/0% سنجیده شد. فعالیت پروتواسکولکس کشی عصاره آبی 5/0، 1، 2 و mg/ml 4 و عصاره آبی- الکلی 25/0، 5/0، 1 و 2 میلیگرم در میلیلیتر در زمانهای 5، 15 و 30 دقیقه مورد بررسی قرار گرفت. سرم فیزیولوژی و آب نمک اشباع به عنوان کنترل منفی و مثبت مورد استفاده قرار گرفتند.
یافتهها: غلظت mg/ml 4 عصاره آبی زرشک مانند کنترل مثبت عمل کرد و در پنج دقیقه اول مواجهه 100% پروتواسکولکسها را از بین برد. کمترین درصد پروتواسکولکس کشی (3/12%) مربوط به رقت mg/ml 5/0 بود. عصاره آبی- الکلی در غلظت mg/ml 2 در پنج دقیقه اول مواجهه 100% پروتواسکولکسها را از بین برد که مشابه کنترل مثبت بود. در هر دو عصاره، فعالیت پروتواسکولکس کشی با افزایش رقت، افزایش یافت (001/0P<).
نتیجهگیری: اثر پروتواسکولکس کشی عصاره آبی و آبی- الکلی میوه زرشک در رقت پایین و زمان کم بسیار چشمگیر بوده است. بنابراین این ماده میتواند پس از بررسی در مدل حیوانی و آزمایشهای تکمیلی، بهعنوان پروتواسکولکس کش موثر و مناسب، مورد استفاده قرار گیرد.
امیرمسعود جعفری، ناهید صالحی، هاشم کازرانی، فرید نجفی،
دوره 72، شماره 4 - ( تیر 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیماران تحت آنژیوپلاستی Percutaneous Coronary Intervention (PCI)، ارتباط میان وضعیت عملکرد بطن راست و پیامدهای پس از این پروسیجر همچنان نامعلوم مانده است. هدف از مطالعه حاضر، تعیین ارتباط بین یافتههای اکوکاردیوگرافیک سیستولیک بطن راست با ظرفیت تحمل فیزیکی بیماران پس از انجام PCI بر روی شریان کرونری راست Right Coronary Artery (RCA) بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی در بیمارستان امام علی (ع) کرمانشاه در سال 1392، 40 بیمار مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد دیواره تحتانی که کاندید PCI بر روی RCA بودند و کسر جهشی بطن چپ بیشتر یا مساوی 40% داشتند، وارد مطالعه شدند. بیماران در روز پذیرش و یکماه پس از آن تحت اکوکاردیوگرافی قرار گرفتند و شاخصهای عملکرد سیستولیک بطن راست از قبیل Tricuspid Annular Plane Systolic Excursion (TAPSE)،Tricuspid Annular Systolic Velocity (TASV)، Tei index و Right Ventricular Fractional Area Change (RVFAC) در آنان اندازهگیری و ثبت گردید. سطح ظرفیت عملکرد فیزیکی بیماران بر اساس معیارهای New York Heart Association (NYHA) در بیماران مشخص گردید.
یافتهها: میانگین کلاس عملکردی NYHA پیش از PCI برابر 46/0±20/2 و پس از PCI برابر 30/0±10/1 بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (001/0P<). میانگین شاخص TAPSE پیش از PCI برابر 12/2±68/18 بود که پس از PCI به 11/2±40/20 افزایش یافت که این تغییر از لحاظ آماری معنادار بود، (001/0P<). میانگین شاخص TASV از 52/1±28/13 پیش از PCI به 90/1±85/14 افزایش یافته بود که این تغییر نیز از لحاظ آماری معنادار بود (001/0P<) . میانگین شاخص Tei نیز از 05/0±52/0 پیش از PCI به 03/0±47/0 تغییر یافته بود که این تغییر نیز از لحاظ آماری معنادار بود (001/0P<). همچنین، میانگین شاخص RVFA نیز از 40/2±02/34 پیش از PCI به 57/2±25/38 افزایش یافت که این تغییر نیز از لحاظ آماری معنادار بود (001/0P<).
نتیجهگیری: بر پایه نتایج حاصله از این مطالعه، بهبود در کلیه شاخصها و در مجموع در عملکرد سیستولیک بطن راست بهدنبال انجام PCI بر روی RCA مشاهده شده بود.
مهرداد محمدپور، محمدصالح صادقی،
دوره 72، شماره 10 - ( دی 1393 )
چکیده
چشمها و سیستم بینایی امکان دریافت اطلاعات از محیط را برای انسان میسر میسازند، بهطوری که 90% اطلاعات انسان از طریق مشاهده کسب میگردد. از این رو سلامت و عملکرد صحیح این ارگان همواره حایز اهمیت بوده است.
بیماریهای تهدیدکننده بینایی سالانه موجب از بین رفتن بینایی میلیونها انسان میگردد، در حالی که با دستیابی به درمانهای مناسب میتوان از بسیاری از آسیبهای چشمی جلوگیری نمود. با وجود پیشرفتهای علمی در دهههای اخیر در زمینه پزشکی، هنوز چالشهای بسیاری در زمینه چشمپزشکی و بیماریهای چشمی وجود دارد.
در زمینه درمانهای چشمی، عمده چالشهای پیشرو نشأت گرفته از ضعفهای فارماسیوتیکال است و این بدان معناست که با وجود در دست داشتن داروهایی مناسب برای درمان عوارض چشمی، هنوز موفق نشدهایم به روشی مناسب برای بهکارگیری این داروها دست یابیم. منظور از بهکارگیری مناسب دارو آن است که ماده مؤثره با کمترین عوارض، بیشترین منفعت و بیشترین پذیرش برای بیمار به هدف مورد نظر رسانده شود.
عدم توانایی دارورسانی مؤثر به چشم ناشی از فیزیولوژی و آناتومی ویژه این ارگان میباشد، از اینرو غلبه بر ضعفهای مذکور نیازمند شناخت کامل ویژگیهای چشم و همچنین آشنایی با سیستمهای نوین دارورسانی میباشد.
میتوان امیدوار بود که با بهکارگیری و طراحی سیستمهای نوین دارورسانی، که بیشتر از نانوذرات بهره میبرند، بتوان بر بسیاری از چالشهای دارورسانی چشمی غلبه نمود.
هدف از انجام مطالعه حاضر، مروری بر ساختار چشم، چالشهای پیشرو در دارورسانی چشمی، آشنایی با علم نانو و رویکردهای این علم در عرصه چشمپزشکی و راهکارهای طراحی یک سیستم موضعی جهت دارورسانی مؤثر به بافت چشم بود.
معصومه میرزا مرادی، زهرا حیدر، پریچهر کیمیایی، معصومه صالح، سپیده اشرفیوند،
دوره 73، شماره 1 - ( فروردین 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اندانسترون (Ondansetron) آنتاگونیست گیرنده پنج هیدروکسی تریپتامین و داروی موثر ضد استفراغ در بیماران کموتراپی؛ دوره پس از جراحی و همچنین تهوع و استفراغ بارداری میباشد. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی بروز عوارض جنینی در مادران مصرفکننده این دارو انجام شده است. روش بررسی: در یک مطالعه توصیفی گروه بیماران (case-series study) 22 خانم بارداری که از اردیبهشت 1385 تا شهریور 1392 با شکایت از تهوع و استفراغ تکرارشونده در بیمارستان مهدیه تهران بستری شده بودند، بهدلیل عدم پاسخ به درمانهای رایج تحت درمان با اندانسترون mg 4 خوراکی سه بار در روز قرار گرفتند. پس از ختم بارداری فاکتورهای مربوط به نوزاد شامل سن زمان تولد، مرگ داخل رحمی، وزن زمان تولد، آپگار نوزاد، نیاز به بستری در NICU و وجود آنومالی ثبت شد. یافتهها: بیماران شرکتکننده در این مطالعه از نظر سنی از 20 تا 42 سال (22/28±08/5 سال) بوده در موارد بررسی دو مورد سقط (9%)، دو مورد بارداری دوقلویی (9%) بود. اندانسترون در 15 (1/68%) بیمار در متوسط سن حاملگی 9 هفته یعنی دوران اندامزایی (Organogenesis) آغاز شد و در 8 (3/36%) بیمار تا سه ماهه سوم بارداری مصرف شد. در بررسیهای اولیه 100% بیماران کتونوری، 15 (2/68%) هیپوکالمی (mEq/L 5/3 K+ level <) سه مورد (6/13%) هیپرتیروییدی و پنج مورد (7/22%) اختلالات عملکرد کبدی داشتند. در سه مورد (6/13%) کشت ادراری مثبت بود. آپگار دقیقه اول و پنجم نوزادان 9 و 10 و متوسط وزن زمان تولد g 3110 بود و آنومالی مشاهده نشد. نتیجهگیری: مصرف اندانسترون طی بارداری همراه با بروز عوارض تراتوژن نمیباشد بنابراین بهعنوان خط دوم درمان در ویار بارداری قابل تجویز میباشد.
محبوبه حاج عبدالباقی، حمید عمادی کوچک، محمدرضا صالحی، سید علی دهقان منشادی، مهدی یوسفی پور، افسانه متولی حقی،
دوره 73، شماره 4 - ( تیر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ابولا از علل مهم تبهای خونریزیدهنده میباشد. میزان بالای مرگ و نبود درمان قطعی، این عفونت را به صورت یک معضل خطرناک مطرح کرده است. ابولا در مراحل اولیه که دارای علایمی مانند تب، بیاشتهایی و تهوع است میتواند با مالاریا اشتباه شود.
معرفی بیمار: آقایی 54 ساله، که هشت ماه پیش به سودان رفته بود، یک هفته پیش از بازگشت دچار احساس کسالت، تب و لرز شد. علایم بیمار تا چهار هفته ادامه یافت، در هفته آخر دچار هماچوری شد و در نهایت از بیمارستان دیگری با تشخیص احتمالی ابولا به مرکز ما ارجاع شد. اما در لام خون محیطی گامتوسیتهای مالاریای فالسیپاروم مشاهده گردید.
نتیجهگیری: ابولا میتواند در هر بیمار تبدار با سابقهای از اقامت یا مسافرت به مناطق اندمیک مورد شک قرار گیرد. اما عدم وجود شک بالینی به مالاریا در بیماران مشکوک به ابولا، ممکن است باعث اشتباه پزشک در تشخیص، درمان نادرست و مرگ بیمار گردد.
حسین سلیمانی صالحآبادی، سعید صالحینژاد کووئی، محمدباقر اولیاء، علی دهقان، مسعود محمدی،
دوره 74، شماره 7 - ( مهر 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپوندیلیت انکیلوزان (Ankylosing Spondylitis, AS) یک بیماری التهابی است که بهطور عمده اسکلت محوری بدن را مبتلا میکند، تفاوتهای تظاهرات بالینی بیماری اسپوندیلیت انکیلوزان در مردان و زنان، مطرحکننده تأثیر احتمالی جنسیت بر شدت بیماری است. این مطالعه بهمنظور بررسی تفاوتهای تظاهرات بالینی بیماری اسپوندیلیت انکیلوزان انجام شد.
روش بررسی: 115 بیمار مبتلا به اسپوندیلیت انکیلوزان مراجعهکننده به کلینیک روماتولوژی از فروردین 1380 تا اسفند 1392 در یک مطالعه مقطعی در شهر یزد مورد ارزیابی قرار گرفتند. مهمترین متغیرهای مورد ارزیابی شامل دادههای دموگرافیک، تظاهرات بالینی، مرحله رادیوگرافی درگیری ساکروایلیاک و دادههای آزمایشگاهی بود که از پروندههای بیماران استخراج و در پرسشنامهها ثبت شد.
یافتهها: هر دو گروه از نظر سن تشخیص بیماری، وجود انتزیت (التهاب یا درد در محل اتصال تاندون یا رباط به استخوان)، درگیری مفاصل محیطی و دادههای آزمایشگاهی مانند سرعت رسوب گلبولهای قرمز (ESR)، پروتیین واکنشی C (CRP) و هموگلوبین با یکدیگر همسان بودند. درد التهابی گردن در مردان بیشتر از زنان بود (2/77% در مقابل 8/51% (01/0P=). مطالعات رادیوگرافی ساکروایلیاک نشان داد که 3/11% از مردان و 37% از زنان، در مرحله اول (009/0P=) و 2/27% از مردان و 7/3% از زنان، در مرحله چهارم (001/0P=) قرار دارند که از نظر آماری اختلاف معناداری داشت.
نتیجهگیری: مدت زمان بین سن شروع علایم و سن تشخیص بیماری، درد التهابی گردن و مراحل پیشرفته درگیری مفاصل ساکروایلیاک در مردان نسبت به زنان بیشتر دیده شد. با وجود اینکه این یافتهها مطرحکننده این است که جنسیت میتواند بر الگو و شدت بیماری اسپوندیلیت انکیلوزان تأثیر داشته باشد.
رضوان اسمعیلی، طناز صمدی، نسرین عبدلی، کیوان مجیدزاده اردبیلی، لیلا فرهمند، ملیحه صالحی،
دوره 74، شماره 10 - ( دی 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیژنهای سرطانی-بیضهای (CTA) بهعنوان یکی از شاخصهای زیستی امیدوارکننده جدید، بهویژه درزمینه درمانهای هدفمند، مطرح هستند. در بررسیهای گوناگون بیان اختصاصی این پروتیینها در بعضی از بافتهای توموری گزارش شده است. از طرفی درک نقش متفاوت این آنتیژنها در بافتهای نرمال و سرطانی ممکن است آنها را بهعنوان شاخصهای زیستی جدیدی در سرطان معرفی نماید. هدف از انجام این مطالعه بررسی بیان ژن AKAP3 در سرطان پستان و بررسی ارتباط آن با خصوصیات کلینیکوپاتولوژیک بیماری است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مورد-شاهد است که در پژوهشکده سرطان پستان جهاد دانشگاهی، در تاریخ مهرماه 1393 تا اردیبهشت 1395، انجام شده است. بیان ژن AKAP3 در نمونههای بافت پستان، شامل: 74 بافت تومور، 73 بافت نرمال مجاور تومور و 15 مورد بافت نرمال با استفاده از Real-time PCR بررسی شد. همچنین ارتباط میان بیان ژن، ویژگیهای کلینیکوپاتولوژیک تومورها و رژیم درمانی بهکار رفته مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در آنالیزهای آماری انجام شده ارتباطی بین عدم بیان AKAP3، سایز تومور (01/0P=) و مرحله بیماری (04/0P=) مشاهده شد. همبستگی میان پیشآگهی ضعیف و فقدان بیان AKAP3 در بافت نرمال مجاور تومور مشاهده شد. همچنین نمودار Kaplan-Meier بقای بدون بیماری بهتری را در گروه نرمال مجاور بیان کننده AKAP3 نشان داد.
نتیجهگیری: در این مطالعه بر اساس آنالیزهای انجام شده، مشاهده شد که ارتباط بقای بدون بیماری بهتر موجود به دلیل تفاوت در بیان AKAP3 بوده و ارتباطی با توزیع درمان بین دو گروه بیماران ندارد. در نتیجه، AKAP3 میتواند یک کاندید مناسب از شاخصهای زیستی برای بیماران مبتلا به سرطان پستان باشد. همچنین، از بررسی بیان ژن AKAP3 در بافت نرمال بیماران ممکن است بتوان بهمنظور پیشبینی پاسخ به درمان استفاده نمود.
قاسم صالحپور، عبدالعزیز افلاک سیر،
دوره 74، شماره 11 - ( بهمن 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: درد بدنی در مولتیپل اسکلروزیس پدیدهای شایع بوده که میتواند بهواسطه پارامترهای مختلف بالینی، روانشناختی و جمعیتشناختی ایجاد/تشدید یابد. ازاینرو پژوهش کنونی با هدف ارتباط پارامترهای بالینی، روانشناختی و جمعیتشناختی با درد بدنی بیماران مولتیپل اسکلروزیس انجام شد.
روش بررسی: در یک پژوهش مقطعی از ماههای تیر تا بهمن 1389 در انجمن مولتیپل اسکلروزیس استان گیلان و کلینیک تخصصی و فوق تخصصی امامرضا (ع) شهر رشت، 162 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس توسط نمونهگیری پیاپی انتخاب و با استفاده از سیاهه متغیرهای بالینی و جمعیتشناختی، خرده مقیاس درد بدنی پرسشنامه زمینهیابی سلامت، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس و مقیاس شدت خستگی بههمراه ترازوی یکسان فنری عقربهای و مترنواری مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: بیماران با نمره سه و بالاتر در عود بهطور معناداری درد بدنی بیشتری را نسبت به بیماران با نمره 2-1 بار عود تجربه کردند (031/0P=). در این میان، تفاوت معناداری از نظر میزان درد بدنی در دیگر گروههای عود شناسایی نشد. همچنین تفاوت معناداری از نظر درد بدنی در گروههای مختلف بستری نیز مشاهده نشد. بااینحال، اضطراب و خستگی در مجموع توانستند 25% از واریانس مشترک درد بدنی را بهطور معناداری تبیین کنند (0009/0P≤).
نتیجهگیری: این پژوهش اثر عوامل روانشناختی و بالینی را در تشدید درد بدنی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس نشان داد. ازاینرو لازم است تا پزشکان در مواجهه با این بیماران، شناسایی این عوامل و ارتباط آنها را با افزایش درد بیماران توجه نمایند.
محمدجواد فاطمی، شیرین چهرودی، توران باقری، سحر صالح، امیر آتشی، محسن صابری، سید ابوذر حسینی، شیرین عراقی،
دوره 74، شماره 12 - ( اسفند 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای بنیادی با یا بدون داربست حملکننده این سلولها بهعنوان روشهای جدید در درمان زخمهای حاد و مزمن مطرح شدهاند. مطالعه حاضر با هدف بررسی امکان استفاده از نانوفیبرهای پلیاترسولفون بهعنوان اسکافولد نگهدارنده سلولهای بنیادی با منشا چربی با یا بدون فاکتور رشد در ترمیم زخم تمام ضخامت در رت انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در تیرماه 1392 در آزمایشگاه حیوانات بیمارستان حضرت فاطمه (س) تهران انجام شد. 48 رت بهصورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. پس از ایجاد زخم در سطح خلفی رتها، پوشش زخم در گروه اول با پلیاترسولفون (PES) همراه سلولهای بنیادی چربی (ASC) و فاکتور رشد (GF)، در گروه دوم با پلیاترسولفون همراه سلولهای بنیادی چربی (ASC)، در گروه سوم با پلیاترسولفون به تنهایی، در گروه چهارم (کنترل) با گاز وازلین انجام شد. سپس در روزهای 20 و 35 با فتوگرافی وسعت زخم و سرعت ترمیم و همچنین در روزهای 20 و 45 با نمونهبرداری مشخصات هیستوپاتولوژی نمونهها بررسی شد.
یافتهها: نتایج سرعت ترمیم زخم در گروه کنترل بهطور معناداری بهتر بود (001/0P=، 013/0P=، 008/0P=). در بررسی خصوصیات هیستوپاتولوژیک نیز گروه کنترل در روز 20 بهطور معناداری نتایج بهتری داشت (001/0P<) و اما در روز 45 نتایج در پارامترهای متفاوت یکسان نبود.
نتیجهگیری: داربست پلیاتر سولفون به تنهایی یا همراه سلولهای بنیادی برگرفته از چربی نتوانست ترمیم زخم را بهبود بخشد. همچنین اضافه شدن فاکتور رشد VEGF نتوانست تغییر واضحی در ترمیم زخم ایجاد کند.
حامد طبسیزاده، فرود صالحی، مرضیه اسلامی موید، ماریه اسلامی موید،
دوره 75، شماره 3 - ( خرداد 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مالفورماسیونهای شریانی- وریدی مغزی آنومالیهای نادرمادرزادی هستند. نارسایی احتقانی قلب در دوره نوزادی بهندرت میتواند بهدنبال مالفورماسیون شریانی- وریدی مغزی رخ دهد.
معرفی بیمار: نوزاد پسر ترم تازه متولد شده با امتیاز آپگار طبیعی بهروش سزارین در استان خراسان جنوبی، شهرستان فردوس در خردادماه ۱۳۹۵ متولد گردید. بهدنبال سمع سوفل سیستولیک قلبی در اکوکاردیوگرافی یک نقص دیواره بین دهلیزی نوع ثانویه و بازماندن سوراخ بیضی مشخص شد. ۷۲ ساعت پس از تولد نشانههای نارسایی قلبی در وی نمایان گردید. در سونوگرافی ترانس فونتانل، اتساع سیستم وریدی مغزی مشاهده شد. Magnetic Resonance Imaging (MRI) و Magnetic Resonance Venography (MRV) یک مالفورماسیون شریانی- وریدی مغزی بزرگ در سمت راست را آشکار نمودند. در نهایت نوزاد ۹ روز پس از تولد و پیش از درمان قطعی برای بستن مالفورماسیون شریانی- وریدی فوت نمود.
نتیجهگیری: مالفورماسیون شریانی- وریدی مغزی آنومالی بسیار نادری در نوزادان میباشد که میتواند بهصورت نارسایی احتقاقی قلبی در دوره نوزادی تظاهر کند. با وجود تشخیص زودرس، پیشآگهی بسیار ناامیدکنندهای دارند.
پرویز صالح، کیان علی پسندی، محمدامین رضازاده ساعتلو، نگار عزیزی، امین عبدی راد،
دوره 75، شماره 6 - ( شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت ادراری در بیماران با فشارخون بالا بسیار شایع میباشد. با توجه به اینکه کنترل فشارخون برای جلوگیری از عوارض و نیز شناخت گروههای در معرض خطر بسیار حیاتی میباشد و با در نظر داشتن اینکه تاکنون مطالعهای در کشور در این زمینه انجام نشده است، از اینرو مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر فشارخون مزمن در ابتلا و عود عفونتهای دستگاه ادراری انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی دادههای مورد نیاز گروه مورد از پروندههای سرپایی بیماران مراجعهکننده به درمانگاه زنان بیمارستان طالقانی و بیمارستان سینا تبریز گردآوری شد. گروه شاهد نیز از بین همراهان بیمارانی که فاقد علایم عفونت ادراری و نیز سابقه بیماری فشارخون بودند انتخاب شدند.
یافتهها: تعداد ۶۰ بیمار مبتلا به عفونت ادراری مورد بررسی قرار گرفتند: ۵۷ نفر (۴۷/۵%) از افراد مورد بررسی را مردان و ۶۳ نفر (۵۲/۵%) زنان تشکیل میدادند. ارتباط بین میزان سرعت رسوب گلبول قرمز در ساعت اول و فشارخون سیستولیک ارتباط معناداری مشاهده شد (۰/۰۰۸P=). ارتباط بین مقدار عددی شمارش گلبول سفید با فشارخون سیستولیک و یا دیاستولیک در بیماران مورد مطالعه ارتباط معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: در نتایج حاصل از مطالعه حاضر تفاوت معناداری بین فشارخون سیستولیک بیماران ESR 1h (سرعت رسوب گلبول قرمز در ساعت اول) با افزایش فشارخون گروه مورد و شاهد مشاهده شد. همچنین بین افزایش میزان فشارخون سیستولیک ارتباط معناداری وجود داشت که شاهدی بر تاثیر فشارخون مزمن در ابتلا به عفونتهای دستگاه ادراری باشد.
فاطمه خسروی نوده، فریدا بهزادیان، وحیده مظاهری، حدیثه شکوهی، مریم صالح، بهرخ فرهمند،
دوره 75، شماره 8 - ( آبان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سالهای اخیر ویروس آنفلوانزا نوع (H1N1) A باعث عفونتهای متوسط تا شدید با میزان پراکندگی وسیع در سرتاسر دنیا شده است. بنابراین تشخیص افتراقی، سریع و ارزان قیمت بر پایه شناسایی آنتیژنها دارای اهمیت است. همچنین تولید آنتیبادی اختصاصی علیه آنتیژنهای آنفلوانزا برای موفقیت در تحقیقات پایه و پشرفته ضروری است. هماگلوتینین مهمترین گلیکوپروتیین سطحی ویروس آنفلوانزا است که به دو زیرواحد هماگلوتینین ۱ و هماگلوتینین ۲ شکسته میشود. از آنجایی که بیشتر مناطق آنتیژنی در ناحیه هماگلوتینین ۱ قرار دارند، بهرهگیری از این دومین بهعنوان آنتیژن، جهت تولید آنتیبادی در این پژوهش مورد مطالعه قرارگرفت.
روش بررسی: پروتیین نوترکیب هماگلوتینین ۱ در پژوهشی تجربی با همکاری بخش آنفلوانزا انستیتو پاستور ایران در نیمه دوم سال ۱۳۹۳ بیان و تخلیص شد. در ادامه آنتیبادی پلیکلونال خرگوشی علیه آن در تابستان ۱۳۹۴ تولید شد. پروتیین هماگلوتینین ۱ آنفلوانزا (A/PR/8/34) در وکتور pET28aHA1 در میزبان پروکاریتی ایشرشیاکلی BL21 در مقیاس زیاد بیان شد. با تغییر پارامترهایی مانند غلظت IPTG، زمان القاء و دمای بیان، بهینهسازی بیان صورت گرفت. سپس پروتیین با استفاده از ستون کروماتوگرافی تمایلی نیکل تخلیص شد.
یافتهها: تولید آنتیبادی پلیکلونال علیه این پروتیین نوترکیب پس از تزریق آنتیژن بههمراه ادجوانت فروند بر اساس پروتکلی مشخص، در خرگوش انجام گرفت. همچنین کارایی سرم حاوی این آنتیبادی با استفاده از روش ELISA ارزیابی شد. تعیین میزان آنتیبادی در سرم خونهای جمعآوری شده از خرگوش با استفاده از الایزا مبتنی بر سرم، افزایش آنتیبادی اختصاصی را طی دوره ایمیونیزاسیون نشان داد.
نتیجهگیری: با توجه به دادهها مشاهده میشود این آنتیبادی پلیکلونال ظرفیت تولید در خرگوش را داراست و میتواند در آینده در تستهای تشخیص آنفلوانزا به مثابه سایر تستهای ایمنی مانند وسترن بلات، ایمونوسیتوشیمی و ایمونوهیستوشیمی مورد استفاده قرار گیرد.
پرویز صالح، محمد امین رضازاده ساعتلو، سارا توفیقی،
دوره 75، شماره 8 - ( آبان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت ملیتوس با شیوع ۳۹/۲% نیز عامل زمینهای در بیماران دیالیزی میباشد. میزان موربیدیتی و مورتالیتی در بیماران همودیالیزی مبتلا به دیابت در مقایسه با بیماران همودیالیزی بدون دیابت بیشتر میباشد. با توجه به اهمیت و شیوع بالای زخم پای دیابتیک در این بیماران، هدف این مطالعه بررسی عوامل خطر و باکتریهای عامل عفونت در بیماران نارسایی کلیه تحت همودیالیز مبتلا به زخم پای دیابتی بود.
روش بررسی: در این مطالعه ی مقطعی ۳۰ بیمار دیابتیک همودیالیزی مراجعه کننده به بخش عفونی بیمارستان امام رضا (ع) شهر تبریز از فروردین ۱۳۹۵ تا فروردین ۱۳۹۶ که بهصورت تصادفی انتخاب شدند مورد بررسی قرار گرفتند. معیارهای خروج عبارت بودند از، بیماران دارای سابقه پیوند کلیه جهت درمان بیماری کلیوی حاضر. بیماران دارای سابقه پیشین دیالیز صفاقی. بیماران دیابتی دیالیزی با سابقه زخم پای دیابتی بهبود یافته. دادهها در پرسشنامههای از پیش طراحی شده از پرونده بیماران جهت آنالیز آتی جمعآوری گردید.
یافتهها: از ۳۰ بیمار مورد بررسی ۱۹ بیمار مرد و ۱۱ مورد زن بودند. میانگین سنی و مدت دیالیز بهترتیب ۱۲/۷۴±۵۱/۲۳ سال و ۱۵/۵۸±۵/۳ سال بود. میانگینHBA1C ۸/۴۸±۹/۱ بود. تنها در ۵۶/۷% عامل باکتریایی از زخم پا ایزوله گردید. از ۱۷ مورد باکتری ایزوله شده ۴۷/۰۵% بیهوازی، ۳۵/۲۹% گرم مثبت و ۱۷/۶۴% گرم منفی بودند. در ۲۶/۷% آمپوتاسیون انجام گرفت. میزان مورتالیتی بیماران مورد بررسی، ۱۳/۳% گزارش گردید.
نتیجهگیری: کاهش بهداشت فردی، ایجاد واسکولوپاتی، میزان مورتالیتی، و آمپوتاسیون در نوع بیهوازی شایعتر بود. بیشتر عفونتها در گروه با کفایت دیالیز نامناسب دیده شد. کفایت همودیالیز پایین، آمپوتاسیون، واسکولوپاتی، افزایش مدت دیالیز، بهداشت فردی ضعیف در افراد با HbA1C بالاتر دیده شد.
شادی خزاعی، شهربانو کیهانیان، مهیلا مناجاتی، شهرام علا، ابراهیم صالحیفر،
دوره 75، شماره 9 - ( آذر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: متوتروکسات دارویی با ایندکس درمانی باریک و یکی از داروهای پرمصرف و پرعارضه در بخشهای هماتولوژی-انکولوژی میباشد. دوز بالای متوتروکسات در لوکمی حاد لنفوبلاستیک، استئوسارکوما، لنفوم غیر هوچکین و لنفوم اولیه سیستم اعصاب مرکزی کاربرد دارد. پروفایل عوارض متوتروکسات به دوز آن وابسته است. هدف این مطالعه، بررسی نحوه مصرف و عوارض دوز بالای داروی متوترکسات در یک مرکز درمان سرطان در شمال ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی از خرداد ۱۳۹۵ تا اردیبهشت ۱۳۹۶ در مرکز آموزشی-درمانی امام سجاد (ع) رامسر انجام شد. دوز بیش از mg/m۲ ۵۰۰ متوتروکسات بهعنوان دوز بالا در نظر گرفته شد. وضعیت هیدراتاسیون، ارزیابی عملکرد کلیوی و کبدی، آزمایشات خونی، ارزیابی pH ادرار، دوز و دفعات تجویز لکوورین، اندازهگیری سطح سرمی متوتروکسات و عوارض جانبی ارزیابی گردیدند.
یافتهها: ۴۴ مورد کموتراپی انجامشده با دوز بالای متوتروکسات برای لنفوم (۳۰ مورد)، لوکمی حاد لنفوبلاستیک (هشت مورد) و استئوسارکوما (شش مورد) بررسی شد. در تمام بیماران، هیدراتاسیون با نرمال سالین همراه با ml ۲۵ بیکربنات سدیم ۸/۴% انجام شد. در هیچ بیماری اندازهگیری pH ادراری انجام نشد. تعداد دفعات تجویز لکوورین ۳/۰۳±۵/۶۴ و دوز آن، mg/m۲ ۱/۷±۱۷/۶ هر شش ساعت بود. سطح سرمی متوتروکسات در هیچ بیماری اندازهگیری نشد.
نتیجهگیری: جنبههای مثبت مشاهدهشده شامل هیدراسیون خوب، تجویز بیکربنات و تجویز لکوورین در بیماران دریافتکننده دوز بالای متوتروکسات بوده، ولی اندازهگیری سطح سرمی متوتروکسات و نیز تجویز بیکربنات بر اساس pH ادراری در هیچیک از بیماران انجام نشد.