جستجو در مقالات منتشر شده


908 نتیجه برای Ct

قاسم ساکی، علیقلی سبحانی،  محمد اکبری،
دوره 63، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده

مقدمه: هدف از این مطالعه، بررسی میزان سلولهای توده ای داخلی بلاتوسیست های حاصل از کشت جنین های دو سلولی موش سفیـد آزمایشگاهی در حضور یا عدم حضور فاکتور مهار کننده ی لوسمی انسانی بود.
مواد و روشها: ابتدا به موش های ماده نژاد ICR با سن 10- 8 هفته 5/7 واحد بین المللی PMSG و پس از 48 ساعت 5/7 واحد بین المللی hCG به روش داخل صفاقی تزریق شد. بلافاصله پس از تزریق hCG موش های ماده به صورت دو تایی داخل قفس نر با سن 12-10 هفته از همان نژاد قرار گرفتند تا جفت گیری صورت گیرد. صبح روز بعد موش های ماده دارای پلاک واژن حامله تلقی شدند. 50-48 ساعت پس از تزریق hCG موش های ماده با جابجائی مهره های گردنی کشته شدند و به روش عمل فلاشینگ جنین های دو سلولی جمع آوری گردیدند. جنین های دو سلولی حاصله که از نظر ظاهری سالم به نظر می رسیدند پس از شستشوی پی در پی به طور کاملاً تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند و هر گروه در محیط های کشت KSOM+aa (گروه کنترل)، KSOM+AA+1500 IU/ml LIF, KSOM+AA+1000IU/ml LIF, KSOM+AA+500 IU/ml LIF تا 120 ساعت در انکوباتور تحت شرایط 37ºC و %5co2 کشت داده شدند. بلاستوسیست های حاصله با رنگ آمیزی دوگانه یا افتراقی رنگ آمیزی شده و سپس با استفاده از میکروسکوپ معکوس مجهز به لامپ اشعه ی ماوراء بنفش، سلولهای توده ای داخلی که به رنگ آبی بودند شمارش شدند.
یافته‌‌ها: تعداد سلول های توده ای داخلی دربلاستوسیست های حاصل از کشت جنین های دو سلولی در محیط کشت بدون فاکتور مهار کننده ی لوسمی برابر با بود و در محیط های کشت با غلظتهای 1500 IU/ml LIF, 1000 IU/ml LIF, 500 IU/ml LIFبه ترتیب برابر بود با . تست آماری انجام شده نشان دهنده ی اختلاف معنی دار بین دو نوع محیط کشت (با و بدون فاکتور مهارکننده ی لوسمی) بود. این نتایج بیانگر این واقعیت بود که فاکتور مهار کننده ی لوسمی بر میزان سلول های توده ای داخلی اثر مثبت داشته و باعث افزایش تعداد سلولهای توده ای داخلی شده است .
نتیجه گیری و توصیه ها: در مجموع به نظر می رسد که افزایش فاکتور مهار کننده ی لوسمی به محیط کشت مخصوص بلاستوسیست می تواند بلاتوسیست هایی با تعداد سلولهای توده ای داخلی بیشتر در اختیارمان قرار دهد، اگرچه اثبات این امر به مطالعات بیشتر و گسترده تری نیاز دارد.


فاطمه داوری تنها، الهام پورمطرود، مهبد کاوه، فریبا یارندی، افسانه خادمی، صدیقه حنطوش‌زاده، زهرا افتخار،
دوره 63، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده

مقدمه: سطح پائین (glucose challenge test) GCT(≤(71mg/dl یک عامل خطر مستقل برای داشتن نوزادی با وزن کم تولد(SGA) است لذا هدف مطالعه ما تعیین کردن روش ساده تری برای برای پیشگوئی وزن تولد نسبت به روش های گرانتر مانند سونوگرافی بود.
مواد و روشها: برای بررسی ارتباط بین سطح GCT (تست اسکرین دیابت در بارداری) با وزن جنین 500 خانم با حاملگی تک قلو که تست را در طی هفته‌های 28-24 بارداری انجام داده بودند، وارد مطالعه شدند. سابقه فشارخون، دیابت ودییگربیماری‌های طبی قبل از بارداری یا درطی بارداری قبلی وجود نداشت و همگی آنها وزن‌گیری خوبی حین بارداری نسبت به (body mass index) BMI قبل ازبارداری داشتند. در این مطالعه توصیفی تحلیلی،سن مادر، گراویدیتی BMI,، سطح GCT ،سن حاملگی،جنسیت نوزاد، روش زایمان،وزن نوزاد و آپگار اسکور ارزیابی شدند
یافته‌‌ها: میزان وزن کم تولد (small for gestational age) SGA در نوزاد مادرانی که سطحmg/dl80≥ GCT بود، بیشتر بود و از نظرآماری اختلاف معنی‌داربود (018/0 P=). حساسیت 58% و اختصاصیت 89%و فاصله اطمینان 95% (545/0-162/0). relative risk=2.28,
نتیجه گیری و توصیه ها: سطح پائین GCTبا وزن کم تولد ارتباط دارد و می‌تواند به عنوان یک تست پیشگوئی کننده وزن کم تولد به کار رود یا حتی تداخلات تغذیه‌ای را مد نظر قرار دهد.


ام البنین تازیکی، محبوب لسان پزشکی، رزیتا ابوالقاسمی،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: همودیالیز به عنوان یک روش Renal Replacement تراپی در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن پیشرفته کلیه بکار می رود.
از زمانی که همودیالیز به عنوان روش درمانی به کار گرفته شد همواره کفایت آن مورد سوال بود. ما در این مطالعه بین دو روش کفایت دیا لیز با استفاده از urea Kinetic Modeling (محاسبه Deliverd Dialysis ) با استفاده از پارامترهای آزمایشگاهی اوره و همودیالیز Product (زمان و تعداد دفعات دیالیز) را بررسی کردیم.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی تحلیلی انجام شد و پس از نمونه گیری اوره قبل و بعد از دیالیز و وزن قبل و بعد از دیالیز و تعداد دفعات و ساعت دیالیز در هفته محاسبه شده و با استفاده از فرمول های موجود کفایت d و HDP مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها: پس از آنالیز یافته های به دست آمده روی صد بیمار مورد مطالعه، 43% بیماران 1 < d، و 57% 1 > d داشتند.
HDP در افرادی که 1 < d داشتند 36< بود. بین d و Alb ارتباط معنی دار مشاهده شد.
(r= 0/3 ,P<0/03) رابطه بین d با کلسترول، Hb و کراتینین معنی دار نبود که شاید علت مهم آن تغذیه بیماران باشد. بین d وHDP با (r= 0/4 ,P<0/001) ارتباط معنی دار مشاهده شد.
نتیجه گیری: با افزایش ساعت و تعداد دفعات دیالیز می توان به d بالاتر دست یافت و کفایت دیالیز را بهبود بخشید.
کلید واژه ها: Hemo dialysis Product (HDP) و d یا .Deliver dialysis


علیرضا شعبانزاده، سیدمرتضی کریمیان، محمدرضا طاهری کته سری، علی احدی،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

 زمینه و هدف: در بیماران صرعی اختلالات عصبی رفتاری یکی از مهمترین علائم می‌باشد. بنابراین ارزیابی این اختلالات توسط مدل حیوانی ضروری بنظر میرسد. نقش عنصر روی در این اختلالات و همچنین ارتباط غلظت آن در سرم و هیپوکامپ می‌تواند در روشن شدن روشهای پیش‌گیری و درمانی کمک کننده باشد هدف اصلی این طرح ارزیابی اثر عنصر روی به تنهایی و ارتباط آن با میزان فعالیت سیستم گابا ارژیک می‌باشد.
روش بررسی: برای این منظور 48 موش صحرایی نر سفید در 6 گروه 8 تایی به مدت 2 ماه تحت رژیم روی و آب معمولی قرار گرفتند. به سه گروه اول آب معمولی و به سه گروه بعدی روی با غلظت mg/lit248 در آب خوراکی داده شد.اختلالات رفتاری با استفاده از معیار بدرسون سنجیده شد. مقدار روی سرم با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتری جذب اتمی اندازه گیری گردید. القاء صرع و تشنج با استفاده از تزریق داخل صفاقی کلرید لیتیوم( mg/kg127) و بیست ساعت بعد از آن پیلوکارپین( mg/kg50) صورت گرفت. بعد از تزریق دوم سپس بلافاصله به گروه 1 و 4 نرمال‌سالین( CC1/0)،به گروه 2 و 5 بیکوکولین( mg/kg1) و به گروه 3 و 6 پنتوباربیتال ( mg/kg10) بصورت داخل صفاقی تزریق گردید.
یافته‌ها: نتایج بدست آمده نشان دهنده تشدید اختلالات رفتاری به موازات مصرف روی است. بیکوکولین موجب تشدید اثرات مذکور و پنتوباربیتال موجب تقلیل اثرات فوق گردید. مقدار روی سرم در گروههای مختلف تفاوت معنی‌داری نشان نداد
نتیجه‌گیری‌: یافته‌های فوق نشان می‌دهد که روی موجب تشدید اختلالات عصبی رفتاری گردیده که احتمالاً سیستم گاباارژیک در آن نقش دارد.


محمدتقی خرسندی آشتیانی، غلامعلی دشتی خویدکی، سیدهادی صمیمی اردستانی،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: برداشتن کامل حنجره بدلیل ابتلای بیماران به سرطان حنجره دارای عوارض متعددی از جمله از دست دادن صدا می‌باشد. جهت برقراری مجدد ارتباط کلامی بیماران روشهای مختلفی وجود دارد که ایجاد سوراخ نایی مروی و تعبیه پروتز صوتی یکی از پذیرفته شده‌ترین آنها می‌باشد.
روش بررسی: در این تحقیق 10 بیمار که در سالهای 80 تا 82 جهت آنها سوراخ نایی مروی ایجاد شده بود تحت بررسی قرار گرفتند. در 4 بیمار پروتز بصورت اولیه و بلافاصله پس از برداشتن کامل حنجره تعبیه شد و در 6 بیمار این کار بصورت ثانویه انجام گرفت. بیماران همگی مرد بودند و در دو بیمارستان امیر اعلم و امام خمینی تهران تحت عمل جراحی قرار گرفتند.
یافته‌ها: سن بیماران 50 تا 70 سال بود. 90% آنها سیگار و 10% الکل مصرف می‌کردند. روانی گفتار در 30% بیماران در حد خوب، در 60% متوسط و در 10% ضعیف بود. از نظر مفهوم بودن گفتار نیز 40% بیماران خوب، 50% متوسط و 10% ضعیف بودند. کیفیت صوت در 40% بیماران خوب، در 50% متوسط و در 10% ضعیف بدست آمد. 30% بیماران دچار نشت بزاق شدند که با درمان نگهدارنده بهبود یافتند.
نتیجه‌گیری‌: در پایان این طور نتیجه گرفتیم که روش ایجاد سوراخ نایی مروی و تعبیه پروتز یکی از روشهای نسبتاً کم عارضه و دارای کیفیت مطلوب نسبت به سایر روشهای بازتوانی صوتی در بیماران بدون حنجره می‌باشد. از نکات مهمی که باید در این روش مدنظر قرار گیرد، انتخاب صحیح بیماران و توجه به انگیزه و توانایی کامل آنها جهت نگهداری از پروتز و همچنین انتخاب صحیح اندازه پروتز برای هر بیمار می‌باشد.


منوچهر امیری دوان، سیدمهدی سنبلستان، سید احمدرضا خلوت، شادمان نعمتی،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: کری حسی عصبی ناگهانی از اورژانس‌های گوش و یکی از مبهم‌ترین و پر تناقض‌ترین رازهای حیطه تخصصی اتولارنگولوژی است. در این مقاله، در 48 بیمار که با تابلوی فوق ظرف 2 سال گدشته به ما مراجعه کرده‌اند. مشخصات دموگرافیک، علایم بالینی و نکات موجود در شرح حال، مشخصات اودیولوژیک ،نتایج MRI و نیز برخی آزمایش‌های سرمی نظیر
ESR، VDRL ، BS و... را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده‌ایم.
روش بررسی: مطالعه cross - sectional، در 48 بیماری که با شکایت اصلی کری حسی عصبی ناگهانی ظرف سالهای 1382 و 1383 به کلینیک‌های گوش و حلق و بینی بیمارستانهای آیت الله کاشانی والزهرا اصفهان مراجعه کرده‌اند.
یافته‌ها: از 48 بیمار (28 مرد و 20زن) با سن متوسط(9/15± سال) 9/40 ،گوش چپ در 26 مورد (1/54%) و گوش راست در 19 مورد (5/39%) و در 3 مورد (3/6%) هر دو گوش درگیری داشت. شدت درگیری در اکثریت موارد (78%) شدید گزارش شده و متوسط افت آستانه شنوایی در بیماران  محاسبه شد. شایعترین الگوی PTA الگوی flat (75%) و پس از آن الگوی Downsloping (16%) بود. شایع‌ترین علائم همراه تینیتوس (7/78%) بوده و 4% از بیماران سر گیجه حقیقی داشتند. 4/44% بیماران شواهد URI (عفونت تنفسی فوقانی) را ظرف 2 هفته اخیر قبل از پیدایش SSNHL را ذکر می‌کردند. سابقه مثبت فامیلی، smoking، مصرف الکل، مصرف OCP یا داروسایر داروهای اتوتوکسیک شایع نبود. تست VDRL در 39 مورد انجام شد که در همه موارد منفی بود و نیز 29% از بیماران ESR بالا داشتند. از میان بیماریهای زمینه‌ای همراه دیابت قندی شایع‌ترین بیماری (6 مورد از مجموع بیماران) بود .20 بیمار موفق به انجام MRI مغز و گوش شدند که بجز در دو مورد که تومورکانال گوش داخلی و زاویه مخچه‌ای-پلی گزارش شد، بقیه موارد نرمال بود.
نتیجه‌گیری: SSNHL بدلیل محدودیتهای که در مطالعات آزمایشگاهی و کار آزمایی‌های بالینی دارد، هنوز از ابهامات بزرگ اتولارنگولوژی است ودر تمامی زمینه‌های آن، از جمله نشانه‌ها و علایم همراه، بیماری‌های زمینه‌ای در ریسک فاکتورها و مسایل اپیدمیولوژیک جا برای تحقیق و تفحص هست و برای بررسی‌های مفصل تر و جامع‌تر شاید لازم باشد مطالعات چند مرکزی طراحی و انجام شود.


محمدحسین برادران فر، شکوه تقی پور، فرشته دودانگه، مهدی عطار،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: آدنوئیدها و تونسیلها ارگانهای فعال لنفاتیکی بوده که نقش مهمی را بر علیه پاتوژنهای مهاجم مسیر دستگاه تنفسی فوقانی وگوارشی در کودکان بر عهده دارند. هدف از این مطالعه مشاهده تغییرات سیستم ایمنی هومورال و سلولی کودکان 6 ماه بعداز عمل آدنوتونسیلکتومی می‌باشد.
روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه شامل 30 کودک (10-4 ساله) مبتلا به هیپرتروفی مزمن آدنوتونسیلار و30 کودک سالم هم سن و هم جنس بود. میزان سرمی IgM و IgG ، درصد لنفوسیتهای T و (CD3+) ، (CD4+) T.helper ، (CD8+) T.cytotoxic و لنفوسیتهای B‏ (CD20+) در کلیه کودکان اندازه‌گیری شد . سپس 6 ماه بعد از عمل آدنوتونسیلکتومی پارامترهای فوق در کودکان گروه بیماران مجدداً بررسی گردید.
یافته‌ها: در دوره ‌قبل از عمل کاهش درصد لنفوسیتهای (CD3)T ، درصد لنفوسیتهای TCD4+ و TCD8+ و BCD20+ نسبت به گروه کنترل دیده شد . این کاهش تنها در خصوص لنفوسیتهای TCD3+ از لحاظ آماری معنی‌دار بود (03/0 (P.Value =. میزان سرمی IgM در دو گروه تفاوتی نداشت و میزان IgG نیز در دو گروه با وجود بالا بودن ، تفاوت معنی‌داری نداشت. 6 ماه بعداز عمل درصد لنفوسیتهایT ((CD3+ وTCD4+  و TCD8+ و BCD20+ در گروه عمل شده افزایش یافته و به حد گروه کنترل رسیده بود. میزان سرمی IgG نیز در گروه بیماران بعداز عمل بطور معنی‌داری کاهش یافته بود (00/0= P.Value ).
نتیجه‌گیری: نتیجه مطالعه حاضر نشان داد که ایمنی سلولی و هومورال در کودکان مبتلا به هیپرتروفی مزمن آدنوتونسیلار در دوره قبل از عمل کاهش یافته و 6 ماه بعداز عمل جراحی در حد افراد طبیعی افزایش می‌یابد. بدین معنی که هیپرتروفی مزمن آدنوتونسیلار روی برخی از پارامترهای سیستم ایمنی سلولی و هومورال تأثیر گذاشته و آدنوتونسیلکتومی با برداشتن تحریکات مزمن باعث بر گردانده شدن این تغییرات بدون تأثیر منفی روی عملکرد سیستم ایمنی بیماران می‌شود.


زینت میابی، عبدالرسول علایی، حسن هاشمی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: با گسترش روزافزون روش‌های تصویربرداری تشخیصی اهمیت شناخت دقیق از آناتومی و حتی میکروآناتومی ضروری است تا از بیماری فرض نمودن تغییرات طبیعی بدن ممانعت شود، یکی از این نواحی خیلی مهم، ناحیه سلا و سوپراسلا جمجمه می‌باشد که دارای اجزاء حساسی است. CT و MRI جهت افتراق ضایعات مرضی از تغییرات طبیعی کمک کننده است. لذا تحقیقی بر روی تغییرات طبیعی این بخش از جمجمه در جمعیت مشخصی صورت دادیم.
روش بررسی: برای ارزیابی تغییرات طبیعی فضای ساب آراکنوئید ناحیه سوپراسلا، سلا، 200 بیمار که بعلت سر درد به مرکز CT اسکن و 200 بیمار دیگر با سر درد به مرکز MRI جهت بررسی معرفی شده بودند ولی یافته‌های تصویری نرمال داشتند ناحیه سلا و سوپراسلا آنها مورد بررسی قرار گرفت. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش گروه بندی اشکال مختلف و اندازه گیری ابعاد و تغییرات طبیعی ناحیه سلار و سوپراسلار بود.
یافته‌ها: تغییرات طبیعی مختلفی در اجزاء نسج نرمی، استخوانی ناحیه سلا و سوپراسلا جمجمه مشخص گردید. اشکال مختلف سلاتورسیکا و سیسترن سوپراسلار و کیاسمااپتیک مشخص و گروه بندی گردید
نتیجه‌گیری: با توجه به وجود گونه‌های متفاوت بافتی در ناحیه سلا و سوپراسلا جمجمه؛ تغییرات طبیعی مختلفی نیز دیده می‌شود که شناخت آنها موجب می‌شود تا از بیماری فرض کردن آنها ممانعت شود. هرچند گاهی خط واضحی بین موارد تغییر طبیعی و شبه بیماری و احیاناً بیماری مشخص نیست لذا بررسی تکمیلی با سی‌تی و MRI پیشنهاد می‌شود علت متغیر بودن شکل CT فضای سوپراسلا و سلا در افراد نرمال بعلت مختلف بودن ساختمان آناتومیکی و تکنیک بکارگیری است. جهت رد ضایعات ناحیه سوپراسلا نیاز به آگاهی کامل از تغییرات طبیعی داریم. سی‌تی‌اسکن با برشهای باریک کمک کننده است. در مجموع CT وMRI هر دو کارائی بالای تشخیصی در ناحیه سلا و سوپراسلا دارند.


زهرا احمدی نژاد، شهرام فیروزبخش، زینت نادیا حتمی، حمیده باقریان، هژیر صابری، بهادر، محسن نیکزاد، منصور جمالی زواره ای، آذر حدادی، محبوبه حاجی عبدالباقی، مینو محرز، مهرناز رسولی نژاد، علیرضا سودبخش، علیرضا یلدا،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری سل در حال حاضر از مهمترین مسائل بهداشتی در تمام کشورهای جهان است تا آنجا که سازمان بهداشت جهانی  در سال 1993 سل را یک فوریت پزشکی بهداشتی اعلام کرده است. نگاه گذرایی به آمارهای منتشر شده از سوی آن سازمان عمق فاجعه را بروشنی نشان می‌دهد. براساس برآوردهای انجام شده، سالانه هشت میلیون مورد جدید در جهان پیش می‌آید که فقط نصف آنها کشف و تشخیص داده می‌شوند پرده ی جنب یکی از شایعترین محلهای ابتلا در سل خارج ریه است و 30 % موارد سل خارج ریه را شامل می‌شود. ما در این مطالعه ارزش اخباری تستهای تشخیصی در پلورال افیوژن سلی را بررسی نموده‌ایم.
روش بررسی: با طراحی یک مطالعه مقطعی کلیه بیمارانی که برای بررسی علت پلورال افیوزن اگزوداتیو در بخشهای عفونی و ریه بیمارستان امامخمینی در طی سالهای 1380الی 1383 بستری شده بودند وارد مطالعه شدند. و تا رسیدن به تشخیص نهایی فطعی پیگیری شدند. وسپس ارزش اخباری تستهای تشخیصی کاربردی و یافته‌های بالینی در بیماران تحت مطالعه با استفاده از روشهای آماری مناسب محاسبه ومشخص گردید.
یافته‌ها: بر اساس مطالعه حاضر در 88 بیمار مبتلا به پلورال افیوژن اگزوداتیو با تشخیص نهایی قطعی, توبرکولوز مهمترین و شایعترین تشخیص افتراقی بود. ِ یافته‌های اپیدمیولوژیک، بالینی و آزمایشگاهی که از ارزش اخباری و نسبت درستنمایی [1](LR) قابل قبولی برای تائید تشخیص توبرکولوز برخوردار بودند عبارت بودند از: ملیت افغانی؛ سابقه تماس با فرد مسلول؛ وجود علائم عمومی بصورت مجموعه تب, تعریق شبانه، و کاهش وزن؛ تست پوستی توبرکولین مثبت؛ LDH>200u/l،  Lymph>50% و CRP > 2 plus.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر می‌توان چنین نتیجه گرفت که اگر چه یافته های بالینی عمومی و نیز یافته های آزمایشگاهی غیر اختصاصی را نمی توان به تنهایی برای رد یا تشخیص توبرکولوز پرده جنب بکار برد, ولی در نبود تستهای تشخیصی قطعی از قبیل کشت و اسمیر مایع پلور ( که بر اساس مطالعه ما و سایر مطالعات احتمال مثبت شدن آنها بسیار ضعیف است) از مجموعه ای از یافته های فوق و در کنار انجام اقدامات تشخیصی برای رد سایر علل شایع (بویژه بدخیمی), می توان به نفع تشخیص توبرکولوز بهره برد.


محمدعلی شعبانی صمغ آبادی، حبیب مظاهر، جواد جنتی، هژیر صابری،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری های انسدادی شریانی اندام های تحتانی بسیار شایع هستند و در مواردی منجر به انسداد کامل در قسمتی از شریان ها می گردند که نیازمند به اقدام درمانی جدی خواهد بود که این اقدام می تواند به صورت جراحی و یا روش های مداخله ای نظیر آنژیوپلاستی و یا استنت گذاری باشد و مواردی هم عارضه در محلی و یا به حدی است که ممکن است درمان ترمیمی مقدور نبوده و بر حسب عوارض حاصل منجر به آمپوتاسیون بخشی از عضو گرفتار گردد. تصمیم گیری درمانی و در نتیجه برنامه ریزی برای تهیه امکانات لازم لزوم تهیه یک آمار مناسب از نظر شیوع محل های تنگی شدید و انسداد شریانی در اندام تحتانی می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه که یک مطالعه توصیفی است، تعداد 100 بیمار مبتلا به بیماری انسدادی شریانی اندام تحتانی به علل مختلف که در بخش آنژیوگرافی مرکز تصویربرداری بیمارستان امام خمینی (ره) بین سال های 1384-1379 مراجعه بودند، مورد بررسی از نظر محل انسداد و تنگی شریانی قرار گرفتند. با توجه به این که تنگی های بالای 70% تا انسداد کامل شریانی داشتند.
یافته ها: نتیجه مطالعه این که شایع ترین محل انسداد شریانی در شریان فمورال سطحی (47%) و پس از آن شریان های ساق پا (21%) و شریان های ایلیاک (19%) می باشند.
نتیجه گیری: از مطالعه فوق می توان ارزیابی مناسبی از شیوع محل های انسداد داشته و از آن جهت برنامه ریزی برای امکانات لازم جراحی و تهیه کاتترهای آنژیوپلاستی و استنت استفاده کرد.

 


حمید زاهدی، وحید اخیانی، زاهد حسین خان، مسعود یونسیان،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از پاسخ های متابولیک به استرس جراحی، افزایش قند خون می باشد. در این مطالعه تغییرات قند خون بیماران قبل، حین و بعد از اعمال جراحی انتخابی چشمی تحت بیهوشی عمومی، با دو روش سنجش با گلوکومتر و اندازه گیری آزمایشگاهی به روش آنزیمی گلوکز اکسیداز و عوامل احتمالی موثر بر این تغییرات و میزان همبستگی دو روش بررسی شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی با بعد تحلیلی، روی 230 بیمار غیر دیابتی با کلاس فیزیکی یک یا دو انجام شد. تمام بیماران توسط روش واحد تحت بیهوشی عمومی قرار گرفتند و قند خون آنها در سه نوبت و با دو روش به طور همزمان، اندازه گیری شد.
یافته ها: در تمامی موارد، تغییرات قند خون بعد از عمل د رمقایسه با قبل از عمل، با هر دو روش اندازه گیری و بدون در نظر گرفتن متغیرهای مستقل مطالعه، افزایش آماری معنی داری را نشان داد و در اکثر موارد با در نظر گرفتن متغیرهای مستقل مطالعه افزایش قند خون از نظر آماری معنی دار بود و میانگین افزایش قند خون بعد از عمل در مقایسه با قبل از عمل با روش آزمایشگاهی، با نوع عمل جراحی چشم ارتباط آماری معنی داری داشت ولی با متغیرهای جنس، سن و طول مدت عمل ارتباط آماری معنی داری نداشت. همبستگی دو روش اندازه گیری نسبتاً خوب و از لحاظ آماری معنی دار بود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه و مخفی ماندن علایم تغییرات قند خون حین بیهوشی عمومی توصیه می نماییم، حین اعمال جراحی طولانی مدت در افراد غیر دیابتی، پایش قند خون به عمل آید و با توجه به مزایای گلوکومتر Accu-Chek (مدل Sensor)، استفاده از آن مناسب به نظر می رسد.

 


ابراهیم نعمتی پور، علی صبری، فرید داهی، فاطمه سلطان پور،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری های عروق کرونر، از خطرناک ترین و در عین حال شایع ترین بیماری هایی هستند که حیات بشری را تهدید می کنند. میزان مرگ و میر ناشی از سکته حاد قلبی حدود 30 درصد است. عوامل زمینه ساز بیماری های عروق کرونر از تغییر در جریان گذشت زمان مصون نیستند، اما مطالعات کمی در زمینه این تغییرات انجام شده است. تغییر در عوامل زیست محیطی و الگوی زندگی می تواند در بروز این تغییرات مؤثر باشد. این مطالعه با عنایت به ضرورت آگاهی از روند این تغییرات انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه در سه بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. پرونده بیماران مراجعه کننده به این سه مرکز در سال 1371 و در سال 1381 که بر اساس تشخیص پزشک به علت نخستین سکته قلبی بستری شده بودند، مورد بررسی قرار گرفت. برای هر بیمار فهرستی بر اساس عوامل خطر مربوطه تنظیم شد. برای مقایسه میانگین ها از t-test و در مورد شیوع عوامل خطر از chi-square استفاده شد. مقایسه تغییرات در چهار گروه سنی با استفاده از تست آماری fisher انجام شد.
یافته ها: 258 نفر در سال 1371 و 289 نفر در سال 1381 با تشخیص اولین سکته قلبی در سه بیمارستان مورد مطالعه بستری شده بودند. میانگین سن ابتلا به سکته قلبی حاد در زنان از 65 سال به 61 سال، در سال 1381 کاهش یافته بود که از نظر آمار معنی دار بود (022/0 (P= . میانگین سنی مردان از 59 سال به 57 سال کاهش یافته بود که از نظر آماری معنی دار نبود (13/0=P) .
میان مردان، در گروه سنی 69-50 سال کاهش درصد شیوع موارد سکته قلبی در سال 1381 نسبت به سال 1371 دیده شد (001/0=P) . در گروه سنی بالای 70 سال افزایش شیوع مشاهده شد (001/0=P)
در مورد فراوانی فشار خون ، دیابت ، سیگار و هیپرلیپیدمی، تغییر معنی داری در دو مقطع زمانی دیده نشد. تعداد زنان با سکته قلبی واجد دو عامل خطر کاهش و واجد سه عامل خطر افزایش یافته بود.
نتیجه گیری: سن ابتلا به سکته قلبی در زنان روند رو به کاهشی را نشان می دهد. مسلماً علل این روند هشدار دهنده باید مورد بررسی قرار گیرد. به نظر می رسد که مطالعه وضیت عوامل خطری قلبی در کشورمان در مقاطع مختلف زمانی ضروری است و تنها نمی توان به منابع و اطلاعات خارجی اکتفا کرد.


الهه کیهانی، ناصر کهن نیا، نرگس ایزدی مود، محمدرضا کیخانی، حسین نجم آبادی،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان دهانه رحم دومین علت مرگ و میر در اثر سرطان در بین زنان می باشد. در این سرطان بیش از هر نوع بدخیمی دیگری، اثرات پیشگیری ، تشخیص زودرس و درمان به موقع بر کاهش میزان مرگ و میر مشهود است. از اواسط سال 1970 بود که ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) به عنوان اتیولوژی اصلی سرطان دهانه رحم پیشنهاد گردید. مطالعات مختلف که در سراسر جهان صورت گرفته، نشان دهنده ارتباط قوی میان HPV وتغییرات پیش سرطانی و سرطانی در سلول های اپی تلیال می باشد. از آنجا که کشت سلولی و روش های سرولوژیک در شناسایی این ویروس و انواع آن فاقد ارزش هستند، اهمیت روش های ملکولی از جمله واکنش زنجیره ای پلی مراز (PCR) در تشخیص قطعی و زودرس این ویروس آشکار می گردد.
روش بررسی: در این مطالعه پس از انتخاب بیماران مطابق با پروتکل مربوطه و تکمیل فرم پرسشنامه ، 100 نمونه از ضایعات پیش سرطانی و سرطانی دهانه رحم انتخاب شدند. سپس استخراج DNA از بلوک های پارافینی با روش استاندارد انجام گرفت. PCR مولتی پلکس با استفاده از دو جفت پرایمر (یکی به عنوان کنترل داخلی) صورت پذیرفت و محصولات PCR بر روی ژل پلی آکریل آمید 8% برده شد.
یافته ها: در جمعیت مورد مطالعه از میان 100 بیمار مبتلا به سرطان د هانه رحم، 73 مورد از نظر عفونت HPV مثبت و 27 مورد منفی بودند. به عبارت دیگر میزان شیوع عفونت ویروس HPV در این جمعیت 73% بود.
نتیجه گیری: یافته های حاصل از مطالعه ما گزارش های پیشین مبنی بر ارتباط میان HPV و سرطان دهانه رحم را تقویت می کند.


آفرین رحیمی‌موقر،  عمران محمدرزاقی،
دوره 64، شماره 4 - ( 4-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: مصرف تزریقی مواد در کشور ما شایع است و یکی از مهمترین عوامل مسمومیت را تشکیل می‌دهد. این مطالعه با هدف بررسی میزان مسمومیت در مصرف‌کنندگان مواد، عوامل مؤثر بر آن و اقدامات و مداخلات موجود صورت گرفته ‌است.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه از روش‌های مطالعه کیفی استفاده شد. این مطالعه در 6 محله از شهر تهران با جمعیت حدود 000/400 نفر انجام شد که از نظر شرایط فرهنگی اجتماعی، تاریخچه، ساختار و میزان شیوع مصرف تزریقی مواد و ارتکاب جرم متفاوت بودند. 81 نفر از افراد کلیدی بخش‌های مختلف هر محله و 154 نفر از معتادان تزریقی به طرق هدفمند، فرصت‌طلب و گلوله‌برفی انتخاب و به‌ طور فردی یا گروهی مورد مصاحبه قرار گرفتند. از مطالعه اتنوگرافیک نیز برای مشاهده شرایط زندگی معتادان تزریقی استفاده شد.
یافته‌ها: در یک محله با سطح اقتصادی اجتماعی بالاتر معتاد تزریقی یافت نشد. در پنج محله دیگر وقوع مسمومیت در مصرف‌کنندگان تزریقی مواد، شایع گزارش شد. تزریق هرویین به‌تنهایی و یا همراه با داروها و مواد دیگر مهمترین الگوی ایجاد مسمومیت گزارش گردید. به‌طور کلی بی‌اطلاعی از میزان خلوص مواد مورد مصرف به‌عنوان مهمترین علت شیوع مسمومیت ذکر شد. اغلب درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها حتی در محله‌های با شیوع بالای اعتیاد تزریقی و مسمومیت، آمادگی لازم برای انجام اقدامات فوری مربوط به مسمومیت ناشی از مواد اپیوییدی را نداشتند.
نتیجه‌گیری: با توجه به شیوع این پدیده، انجام مطالعات بیشتر، پیش‌بینی راهکارهای پیش‌گیری‌کننده و آموزش معتادان، خانواده‌ها و اطرافیان آنان و پیش‌بینی اقدامات قابل دسترس برای درمان مسمومیت ناشی از مصرف مواد اپیوییدی پیشنهاد می‌شود


مهرداد حسیبی، مینو محرز،  محبوبه حاجی عبدالباقی، مهرناز رسولی نژاد،  اکبر بیات،
دوره 64، شماره 4 - ( 4-1385 )
چکیده

زمینه و هد ف:

سینوزیت حاد باکتریال یکی از علل شایع مراجعه بیماران به پزشک است. رژیم‌های آنتی‌بیوتیکی متنوعی برای درمان این بیماری تجویز می‌شوند که گاه نه تنها اثر بخشی کافی و مناسب ندارند، بلکه سبب بروز عوارض جانبی نیز می‌گردند.آنتی‌بیوتیک Penbactam® (آمپی‌سیلین سولباکتام یاSultamicillin) یک داروی وسیع الطیف و کم عارضه است. در این تحقیق برای اولین بار در ایران، فرم خوراکی این دارو برای درمان بیماران مبتلا به سینوزیت حاد باکتریال تجویز شد.
روش بررسی: در این مطالعه RCT (کارآزمایی بالینی تصادفی) که طی مدت 6 ماه در بیمارستان امیراعلم انجام شد، بیماران مبتلا به سینوزیت حاد باکتریال به صورت تصادفی در یک گروه با Penbactam® خوراکی به میزان 375 میلی‌گرم دو بار در روز و در گروه دیگر باز کوآموکسی‌کلاو خوراکی با میزان 625 میلی‌گرم سه بار در روز به مدت 10 روز تحت درمان قرار گرفتند. در هر دو گروه میزان پاسخ‌دهی، عوارض دارویی در حین درمان، انتهای درمان و یک هفته پس از تکمیل درمان ثبت گردید.
یافته‌ها: توزیع جنسی و میانگین سنی دو گروه مشابه بود. در گروه تحت درمان با Penbactam خوراکی، از 23 نفر، 19 نفر بهبودی بالینی (36 /86 درصد) و 3 نفر شکست درمانی داشتند هم چنین به علت وقوع اسهال در یکی از بیماران(3/4 درصد)، دارو متوقف گردید. در گروهی که تحت درمان با کوآموکسی‌کلاو خوراکی قرار گرفتند؛ از 21 نفر، 18 نفر بهبودی بالینی (71 /85 درصد) و 3 نفر شکست درمانی داشتند. عارضه جانبی در این گروه مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: با توجه به اثر بخشی مناسب و عوارض جانبی مختصر، Penbactam خوراکی می‌تواند جایگزین مناسبی برای داروی کوآموکسی‌کلاو در درمان سینوزیت حاد باکتریال باشد.

محمد اکرمی، منوچهر میرشاهی، خسرو خواجه، حسین نادری منش،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: پلاسمینوژن انسانی یک گلیکوپروتیین پلاسمایی است که به طور عمده در کبد سنتز می‌شود. فعال شدن پلاسمینوژن به پلاسمین، توسط فعال کننده‌های پلاسمینوژن یکی از رویدادهای کلیدی سامانه فیبرینولیتیک انسان است. در این مطالعه ما اثرات دو آنتی‌بادی منوکلونال ضد پلاسمینوژن انسانی، A1D12 و MC2B8 را بر فعال شدن گلو- پلاسمینوژن در حضور فعال کننده‌های نوع بافتی (t-PA) و نوع ادراری پلاسمینوژن (u-PA) و همچنین استرپتوکیناز بررسی نمودیم.
روش بررسی: تولید آنتی‌بادی‌های دو رگه به وسیله ادغام سلول‌های طحال موش BALB/C ایمونیزه شده با گلو- پلاسمینوژن انسانی با سلول‌های میلومای NS1، طبق روش Kohler و Milstein انجام شد. فعال شدن پلاسمینوژن با اندازه‌گیری تولید پلاسمین با استفاده از سوبسترای رنگزای S-2251 سنجش شد. پس از آن اثر آنتی‌بادی‌های منوکلونال، A1D12 و MC2B8، بر فعال شدن پلاسمینوژن در محلول ارزیابی گردید. سرعت‌های اولیه و شاخص‌های کینتیکی فعال شدن پلاسمینوژن در حضور آنتی‌بادی‌های منوکلونال نیز محاسبه گردید. اثر آنتی‌بادی منوکلونال MC2B8 بر سرعت هیدرولیز پلاسمین سنجش شد. همچنین اثر بخش F(ab&apos)2 آنتی‌بادی A1D12 بر فعال شدن پلاسمینوژن انسانی به وسیله u-PA با اثر آنتی‌بادی کامل بر این واکنش مقایسه شد.
یافته‌ها: آزمون ELISA نشان داد که آنتی‌بادی‌ها به خوبی با آنتی‌ژن واکنش پذیری دارند. آنتی‌بادی A1D12 سرعت ماکزیمم (Vmax) فعال شدن پلاسمینوژن به وسیله هر یک از سه فعال کننده را افزایش و آنتی‌بادی MC2B8 آن را کاهش داد. در تمامی واکنش‌های فعال شدن، مقدار Km فعال شدن پلاسمینوژن در حضور آنتی‌بادی A1D12 تغییر چندانی نکرد در حالی که آنتی‌بادی MC2B8 مقدار Km فعال شدن به وسیله u-PA، t-PA وابسته به منومر فیبرین و استرپتوکیناز را کاهش داد. آنتی‌بادی منوکلونال MC2B8 اثر قابل ملاحظه‌ای بر سرعت هیدرولیز سوبسترای سنتزی S-2251 توسط پلاسمین نداشت. سرعت فعال شدن پلاسمینوژن به وسیله u-PA در حضور غلظت‌های پایین‌تری از بخش F(ab)2 آنتی‌بادی A1D12 برابر با آنتی‌بادی کامل است.
نتیجه‌گیری: اتصال آنتی‌بادی A1D12 از ناحیه F(ab) خود به گلو- پلاسمینوژن، کارآیی کاتالیتیکی فعال شدن پلاسمینوژن به وسیله فعال کننده‌های پلاسمینوژن را افزایش می‌دهد. بنابراین به لحاظ کلینیکی به کارگیری آنتی‌بادی A1D12 برای درمان رویدادهای انسدادی عروق نظیر سکته قلبی، با انسانی نمودن بخش F(ab) آنتی‌بادی A1D12 ممکن است مفید باشد. الگوی مهاری آنتی‌بادی MC2B8، با اتصال احتمالی به جایگاه برش گلوتامین- پلاسمینوژن یا نزدیک آن، از نوع مهار آنزیمی چندگانه می‌باشد.


علی پاشامیثمی، بیژن فرامرزی، کوروش هلاکویی نایینی،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: به نظر می‌رسد اعتیاد و سوء مصرف مواد دارای عوامل زمینه‌ساز متعددی در حیطه‌های نگرش، محیط و جامعه باشد. سوء مصرف مواد نیز متعاقباً موجب بروز دگرگونی‌هایی در افراد مبتلا در خصوص درک مسایل اجتماعی و نوع نگرش در مورد این معضل می‌گردد.
روش بررسی: در این مطالعه نگرش 42 فرد معتاد در مورد مسأله اعتیاد و مشکلات موجود در منطقه محل سکونت از یک جامعه روستایی در شهرستان بابل مورد بررسی قرار گرفته و با نگرش افراد غیرمعتاد در همان جامعه (268 نفر) مورد مقایسه قرار گرفته است. افراد معتاد مورد مطالعه کسانی بودند که دست کم چندین بار طی 6 ماه اخیر در هفته به سوء مصرف تریاک مبادرت کرده بودند. جمع‌آوری اطلاعات نگرش افراد مورد مطالعه توسط مصاحبه و براساس یک پرسشنامه نیمه ساختارمند صورت گرفت.
یافته‌ها: نگرش افراد معتاد در خصوص اهمیت مسأله اعتیاد به عنوان یک مشکل فردی با نگرش افراد غیرمعتاد تفاوت معنی‌دار داشت. هر دو گروه افراد معتاد و غیرمعتاد سه مشکل اصلی موجود در منطقه محل سکونت خود را به ترتیب بیکاری، فقدان امکانات تفریحی و اعتیاد عنوان کرده و رتبه‌بندی نمودند. برخی از مشکلات مطرح شده تفاوت معنی‌داری میان گروه معتادان و افراد غیرمعتاد مورد مطالعه نشان داد. در خصوص چگونگی سپری کردن اوقات فراغت، هم افراد معتاد و هم افراد غیرمعتاد بیش از همه از فقدان امکانات لازم برای گذراندن اوفات فراغت شکایت داشتند.
نتیجه‌گیری: توجه به نگرش افراد جامعه در خصوص مسأله اعتیاد جهت برنامه‌ریزی برای مهار این معضل و پیشگیری از آن نقشی اساسی دارد. تناقص موجود میان نگرش افراد معتاد به مسأله اعتیاد در دو جنبه فردی و اجتماعی (که در این مطالعه بدان پرداخته شده) قابل تأمل است. همان گونه که از طرف افراد مورد مطالعه نیز اشاره شده است، توجه به اوقات فراغت، فراهم آوردن امکانات لازم برای ایجاد بسترهای فرهنگی و فیزیکی، گذراندن این اوقات به بهترین نحو، در پیشگیری از نابسامانی‌های اجتماعی به ویژه اعتیاد نقش بسیار مؤثری خواهد داشت.


آفرین رحیمی موقر، علی فرهودیان، رضا راد گودرزی، ونداد شریفی، مسعود یونسیان، محمدرضا محمدی،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف :زلزله بم در دی ماه سال 1382 به‌وقوع پیوست و تعداد بی‌شماری کشته و زخمی بر‌جای گذاشت. مصرف تریاک در مردان بزرگسال بم رایج بوده ‌است. هدف از این مطالعه، تعیین تغییرات میزان مصرف مواد اپیوئیدی (افیونی) در ماه هشتم پس از زلزله نسبت به ماه قبل از زلزله و عوامل مؤثر بر آن در بازماندگان زلزله بم می‌باشد.
روش بررسی: با استفاده از روش نمونه‌گیری صحرایی، به‌طور تصادفی، 779 نفر از میان جمعیت بازماندگان زلزله بم با حداقل سن 15 سال انتخاب شدند. برای بررسی عامل خطر و ارتباط آن با افزایش مصرف مواد از آنالیز یک و چند متغیره (رگرسیون لجستیک) استفاده شد.
یافته‌ها: افزایش مصرف مواد اپیوئیدی در 3/18 درصد از مردان و 3/2 درصد از زنان گزارش شد. نسبت شانس (OR) افزایش مصرف مواد اپیوئیدی در مردان 4/9 برابر زنان (0/18- 9/4= CI 95%) بود. در مردان، افزایش مصرف مواد اپیوئیدی پس از زلزله با سابقه مصرف این مواد در طول یک ماه قبل از زلزله (1/13- 4/2= CI 95%، 6/5= OR)، سن ( OR در گروه سنی 30 تا 44 ساله 7/4 برابر افراد زیر 30 سال، با فاصله اطمینان 95% برابر با 8/1 تا 1/12، ابتلا به PTSD (2/9- 5/1= CI 95%، 7/3= OR) و در زنان تنها با سابقه مصرف این مواد در طول یک ماه قبل از زلزله (0/154- 5/12= CI 95%، 8/43= OR) ارتباط داشت.
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها حاکی از آن است که به‌ویژه در مناطق و گروه‌هایی که مصرف مواد رواج بیشتری دارد، احتمال افزایش مصرف مواد پس از حوادث و بلایا وجود دارد و پیش‌بینی مداخلات پیشگیرانه به‌ویژه برای گروه‌های در معرض خطر ضرورت دارد.


امیر کشوری، محبوب لسان پزشکی، مسعود یونسیان،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این مطالعه بررسی عوارض مکانیکی و عفونی کاتترهای دیالیز صفاقی کارگذاشته شده در بخش‌های جراحی بیمارستان امام خمینی طی هفت سال اول شروع این روش درمانی می‌باشد. روش بررسی: از آغاز انجام دیالیز صفاقی در بیمارستان امام خمینی (آبان سال 1375) لغایت آبان سال 1382، 80 مورد کاتتر گذاری در 69 بیمار ( 52 مرد،28 زن) که به مرحله انتهایی نارسایی کلیه رسیده بودند، انجام شده است. پرونده بیماران و اطلاعات مربوط به پیگیری آنها که در واحد دیالیز صفاقی بیمارستان ثبت شده بود، مورد بررسی قرار گرفت و عوارض مکانیکی و عفونی کاتترها تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: متوسط سنی بیماران 35/48 سال(16 تا 79 سال)، شایع‌ترین عارضه، عوارض عفونی (25/71%) و شایع‌ترین علت خروج کاتتر عوارض مکانیکی بود ( 5/46% در مقایسه با 55/39%). بیشترین علت عوارض مکانیکی محل نامناسب کاتتر (5/17%) و شایع‌ترین عارضه عفونی پریتونیت بود (5/62%). مهاجرت کاتتر به بالای شکم و عدم خروج مایع از دیگر عوارض مکانیکی بود که شیوع بالایی داشتند. نتیجه‌گیری: به دلیل آن که عوارض مکانیکی بیش از عوارض عفونی در خروج کاتترها موثر بودند، توصیه می‌شود جراحان کارگذاری کاتتر را یک عمل ساده فرض نکنند و با دقت نظر بیشتر در جهت کاهش عوارض مکانیکی تلاش نمایند تا طول عمر کاتترها افزایش یابد.
محسن وثوقی، حمیدرضا صادقی پور رودسری، محسن امینی، سیروس سیمی،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده

فعالیت ضد باروری مردانه گوسیپول (ماده فعال غوزه پنبه دانه)، ایده تکوین و عرضه دارو با فعالیت ضد باروری مردانه را مطرح نمود. در این مطالعه اثرات ضد باروری دو مشتق ایزوپروپیل و ایزوبوتیل دی هیدروپیریدین که از طرفی مشابه کلرامفنیکل و همچنین مشتقات دی هیدروپیریدینی است مورد بررسی و ارزیابی قرار دادیم.
روش بررسی: تجویز مشتقات ایزوبوتیل و ایزوپروپیل روزانه بصورت تزریق زیر جلدی به مقدار mg/kg/day10 به موشهای صحرایی نر انجام شد. بعد از 60 روز از اولین تزریق شاخص های باروری ارزیابی شد.
یافته‌ها: یافته ها با دو گروه کنترل و شاهد که به ترتیب سرم فیزیولوژی و پروپیلن گلیکول تزریقی دریافت کرده بودند مقایسه گردید. نتایج نشان داد که هر دو دارو اثرات مهاری بر سیستم تولید مثل موش صحرایی نردارند.
نتیجه‌گیری: اثر مهاری معنی دار مشتقات مورد نظر بر شاخص های فیزیولوژیک مؤید نظر قبلی ما در مورد مطلوب بودن فعالیت آنها جهت استفاده بعنوان ترکیب رهبر (lead compound) برای سنتز و تهیه ترکیبات جدیدتر با فعالیت ضد باروری مردانه می باشد.



صفحه 6 از 46     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb