908 نتیجه برای Ct
علیرضا سرمدی، احمد کچویی، مصطفی واحدیان، عنایتاله نوری، مژده بهادرزاده، امراله سلیمی، محمد حسین عاصی،
دوره 79، شماره 9 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سختی عمل کولهسیستوکتومی لاپاراسکوپیک در بیماران دیابتی بهطور واضح روشن نیست و روش ارجح عمل جراحی کولهسیستکتومی در این افراد هنوز موضوع مورد بحث است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر دیابت بیماران بر سختی عمل کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک بود.
روش بررسی: در این مطالعه، اطلاعات بیماران مراجعهکننده به بیمارستان فرقانی و شهید بهشتی قم که از فرودین 1398 تا فروردین 1399 تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک قرار گرفته بودند به دو گروه دیابتی و غیر دیابتی تقسیم و سپس اطلاعات حین عمل شامل مدت زمان عمل، خونریزی، چسبندگی و تبدیل به عمل باز از پروندههای مربوطه استخراج و وارد چک لیست شدند. در مرحله آخر فاکتور دیابت بهعنوان یک ریسک فاکتور در این دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: اسکار شکمی، کیسه صفرا قابل لمس و نگ صفرا در دو گروه تفاوت معناداری نداشت (33/0=P). اما سابقه حملات کولهسیستکتومی در دو گروه تفاوت معناداری داشت (05/0P<). مقادیر آزمایشگاهی بین دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (05/0P<). عملهای سخت در بیماران دیابتی به نسبت بیماران غیر دیابتی بیشتر بود و حتی دو مورد تبدیل به عمل باز در گروه بیماران دیابتی دیده شد، اما تفاوت آماری معناداری بین دو گروه از نظر سختی عمل مشاهده نشد (09/0=P). خونریزی حین عمل، در بین دو گروه تفاوت آماری معناداری داشت (02/0=P). اما چسبندگی حین عمل بین دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (38/0=P).
نتیجهگیری: در نهایت مطالعه ما نشان داد که دیابت میتواند بهعنوان یک ریسک فاکتور برای سختی عمل کولهسیستکتومی قابل پیشبینی باشد.
الهام بزمی، شکوفه سنایی، امیر حسین بهنوش، مهدی فروزش، عبدالرزاق برزگر، بهنام بهنوش،
دوره 79، شماره 9 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با افزایش شکایت بیماران از عواقب اقدامات درمانی، بررسی علت و انجام مداخلات موثر از اهمیت شایانی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تحلیلی شکایت از متخصصین چشم پزشکی در استان تهران طراحی گردید.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی (توصیفی-تحلیلی) مذکور کلیه پروندههای شکایت ارجاعی به اداره کمیسیونهای سازمان پزشکی قانونی استان تهران از فروردین 1396 تا اسفند 1398بررسی شد. اطلاعات جمعیتشناختی بیماران و پزشکان، نوع اقدامات درمانی و عارضه گزارش شده، آرای نهایی کمیسیون اول و در صورت اعتراض، نتایج نهایی کمیسیونهای تجدید نظر بررسی و ثبت گردیدند.
یافتهها: از میان 176 پرونده شکایتی ثبت شده در 27 مورد (3/15%) قصور پزشک معالج که شایعترین آن از نوع بیمبالاتی (5/81%) بود، احراز گردید. عمدهترین شکایات مربوط به جراحی کاتاراکت (1/55%) و عمدهترین اقدام درمانی منجر به قصور، پیوند قرنیه (7/66%) بود. اگرچه بیماران بیشترین اعتراض را به رای کمسیون اول مطرح کرده بودند، اما اعتراض پزشکان به این رای بهصورت معناداری موثرتر بود (001/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به آمار رو به تزاید شکایات رشته چشم پزشکی و در عین حال میزان اندک موارد منجر به قصور در مورد شایعترین شکایت (کاهش بینایی)، لزوم برقراری ارتباط صحیح بین بیمار و پزشک و درک صحیح بیمار از اقدام درمانی و عوارض احتمالی میتواند درکاهش شکایات تاثیر بهسزایی داشته باشد. از طرفی با عنایت به اختلاف نظر در آرای کمسیونهای متوالی، لزوم ایجاد وحدت رویه با استفاده از اطلاعات جدید و نتایج مبتنی بر شواهد ضروری بهنظر میرسد.
احمدرضا عصاره، مریم جوزایی، هدی ممبینی، نهضت اکیاش،
دوره 79، شماره 10 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیماران انفارکتوس میوکارد با بالارفتن قطعه (STEMI) ST، مداخله کرونری از طریق پوست (PCI) اولیه، درمان ریپرفیوژن ترجیحی میباشد. انجام به موقع Primary PCI برای بهبود پیشآگهی بالینی این بیماران ضروری میباشد. هدف این مطالعه بررسی عوامل موثر بر تاخیر در رسیدن به مرحله بالون در بیماران STEMI تحت درمان با Primary PCI و ارتباط آن با حوادث متعاقب بیماران میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مشاهدهای آیندهنگر بر روی 143 بیمار STEMI تحت Primary PCI از خرداد 1398تا خرداد 1399 بیمارستان امامخمینی اهواز انجام شد. تمام اجزای زمانی از بروز علایم تا درمان PCI محاسبه شدند. میزان بروز عوارض قلبی- عروقی ماژور (MACE) درطول 12 ماه و تغییرات LVEF سه ماه پس از Primary PCI نیز بررسی شدند.
یافتهها: بیشتر بیماران (4/92%) دارای زمان ایسکمیک ≥120 دقیقه و زمان door-to-device>90 دقیقه (3/64%) بودند. بهطور کلی 59 بیمار (3/41%) MACE را در طول یک سال فالوآپ تجربه کردند، شامل 3/13% سندرم کرونری حاد، 4/22% نارسایی قلبی، 8/9% مرگ ناگهانی قلبی و 1/2% سکته مغزی. سن بالا (020/0P=)، تغییرات EF (005/0P=) و نوع STEMI (039/0P=) پیشبینیکننده بروز MACE بودند، درحالیکه مدت زمان ایسکمیک (607/0P=) و زمان (347/0P=) door-to-device ارتباطی با بروز MACE نداشتند.
نتیجهگیری: هیچیک از فاصلههای زمانی مورد بررسی با بروز MACE در فالوآپ یک ساله ارتباطی نداشت و بیشتر بیماران با تاخیر زیاد به بیمارستان مراجعه کردند. از اینرو تلاش برای کوتاه کردن زمان مراجعه به بیمارستان و زمان Door-to-device میتواند به بهبود MACE در بیماران STEMI تحت Primary PCI کمک کند.
سارا باقرزاده، آرش مقصودی، احمد شالباف،
دوره 79، شماره 10 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکیزوفرنی یک اختلال روانی است و به شدت بر ادراک و روابط فردی تأثیر میگذارد. در حال حاضر تشخیص این بیماری با استفاده از تستهای شناختی توسط روانپزشک انجام میشود که به شدت به تجربه و دانش وی وابسته است. هدف از این مطالعه طراحی یک چارچوب کاملاً خودکار برای تشخیص اسکیزوفرنی از روی سیگنال الکتروانسفالوگرام با استفاده از ارتباطات موثر مغزی و روشهای یادگیری عمیق است.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی که از فروردین تا مهر 1400 در تهران به طول انجامیده است، سیگنالهای الکتروانسفالوگرام 19 کاناله از 14 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی و 14 فرد سالم ثبت و پیشپردازش شده است. سپس، معیار ارتباطات موثر با استفاده از روش آنتروپی انتقالی، از سیگنالهای الکتروانسفالوگرام تخمین زده شده و یک ماتریس ارتباطات نامتقارن 19×19 ساخته شده و با یک نقشه رنگی بهعنوان یک تصویر نشان داده میشود. سپس این تصاویر ارتباطات موثر بهعنوان ورودی پنج شبکه عصبی کانولوشنی الکسنت، رزنت-50، شافلنت، اینسپشن و ایکسپشن برای تشخیص بیماران اسکیزوفرنی استفاده میشوند.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داده است، بالاترین میانگین صحت و نمره F برای طبقهبندی دو کلاس اسکیزوفرنی و سالم با استفاده از تصاویر مذکور از مدل شبکه اینسپشن، با مقادیر بهترتیب برابر با 52/96% و 89/95% در ارزیابی مستقل از فرد و 51/98% و 51/98% در ارزیابی متقابل با 10 دسته بهدست آمده است.
نتیجهگیری: با اتکا به نتایج بهدست آمده، مدل جدید ارایه شده میتواند کمک شایانی به روانپزشکان در تشخیص دقیق افراد اسکیزوفرنیا داشته باشد و احتمال خطا و بدنبال آن درمان نامناسب را کاهش دهد.
مارال بنیهاشمی تورشیزی، سید مهدی طبایی، مینا سادات نادری، سعید حسامی تکلو،
دوره 79، شماره 10 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پوست از نظر ابتلا در بین همه تومورها شایعتر بوده است. ملانوم نوع کمتر شایعی از سرطان پوست و کشندهترین سرطان پوست است. مصرف ویتامین A در پیشگیری و درمان سرطان پوست توصیه میشود. لیزر بهعنوان ابزاری برای درمان بسیاری از ضایعات پوستی استفاده میشود. در این مطالعه تاثیر تابش لیزر کمتوان به همراه ویتامین A بر فاکتورهای سلولی سلولهای ملانومای پوستی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: مطالعه آزمایشگاهی مداخلهای و در محیط In vitro آزمایشگاه کشت سلولی سازمان جهاد دانشگاهی علوم پزشکی تهران از تیر 1399 تا تیر 1400 انجام شد. پس از تهیه و کشت سلولهای رده A375، تیمارهای ویتامین A با غلظتهای مختلف و لیزر کمتوان با دوزهای انرژی مختلف بر روی سلولها انجام شد. مطالعه همزمان این تیمارها نیز در از بین بردن سلولهای سرطانی ملانوم پوستی انجام شد. با روش تست MTT و فلوسایتومتری بهترتیب میزان زندهمانایی و اپپتوز در اثر این تیمارها بررسی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که لیزر کمتوان با دوزهای دو و J/cm2 5 و ویتامین A با غلظت µmol 50 کمترین زندهمانایی و بیشترین القای اپپتوز را سبب میشود (01/0P<). همچنین نتایج حاصل از تست همزمان لیزر کمتوان و ویتامین A، کاهش بیشتری در زندهمانایی سلولهای ملانوم پوستی و مقدار بیشتر اپپتوز را نشان میداد.
نتیجهگیری: کاهش بیشتر زندهمانایی سلولهای سرطانی تحت تاثیر ویتامین A و نور لیزر کمتوان میتواند رویکرد جدیدی را در درمان سلولهای سرطانی باعث شود.
محمود سعیدی، زهرا اسحاقیان درچه،
دوره 79، شماره 10 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پریکاردیال افیوژن یکی از مهمترین عوارض اعمال جراحی قلب میباشد. اتصال Chest tube تعبیه شده در مدیاستن یا پلور بیماران به دستگاه ساکشن برای تخلیه بهتر و مداوم ترشحات پریکارد یا پلور پس از اتمام جراحی، از جمله مباحث مهم در تکنیکهای جراحی است که میتواند در میزان تخلیه ترشحات در بیماران و در نتیجه میزان Outcome جراحی در این بیماران تفاوت ایجاد کند.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی که از فروردین 1396تا اسفند 1397در بیمارستان چمران شهر اصفهان انجام گرفته است تعداد 91 بیمار کاندید اعمال جراحی قلب وارد مطالعه شدند. بیماران تحت دو گروه اتصال Chest tube به ساکشن و بدون ساکشن تقسیم شدند. اطلاعات مربوط به طول مدت جراحی، مدت اینتوبیشن، فراوانی پریکاردیال افیوژن و تامپوناد در این بیماران جمعآوری شد و تحت تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه نشان داده شد که فراوانی پریکاریال افیوژن در گروه با ساکشن بهصورت معناداری کمتر از بدون ساکشن بود (01/0P=). همچنین فراوانی تامپوناد نیز در گروه با ساکشن بهصورت معناداری کمتر بوده است (04/0P=). همچنین طول زمان اینتوباسیون بیماران پس از عمل جراحی در ICU به شکل معناداری در گروه با ساکشن کمتر بوده است (001/0P<).
نتیجهگیری: استفاده از ساکشن در جراحیهای قلب میتواند منجر به تاثیر معنادار آماری بر کاهش پریکاردیال افیوژن و تامپوناد در بیماران شود. از اینرو استفاده از این روش در اعمال جراحی قلب به جراحان توصیه میشود.
شیرین عصار، فاطمه خادمی، حمیدرضا محمدی مطلق، کامران منصوری، مهران پورنظری، پرویز صوفیوند، بهاره کاردیده،
دوره 79، شماره 10 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در بررسی وضعیت بیماران آرتریت روماتویید فاکتورهای التهابی مانند پروتیین واکنشگر C، سرعت رسوب گلبولهای قرمز، میزان فعالیت بیماری و بهویژه نسبت پلاکت به لنفوسیت و نسبت نوتروفیل به لنفوسیت دارای اهمیت میباشند. در این مطالعه نسبت پلاکت به لنفوسیت و نسبت نوتروفیل به لنفوسیت در دو گروه بیماران با و بدون عوارض چشمی مقایسه گردید.
روش بررسی: این مطالعه یک بررسی تحلیلی-مقطعی است که روی 246 بیمار مبتلا به آرتریت روماتویید مراجعهکننده به کلینیک روماتولوژی کرمانشاه در بازه زمانی آذر 1397 تا اردیبهشت 1398 و با کد اخلاق (IR.KUMS.REC1397.311) انجام شده است. 191 نفر از بیماران بدون عوارض چشمی و 55 بیمار دچار عوارض چشمی بودند و از نظر سن و جنس همسانسازی شدند. شمارش سلولهای خونی با دستگاه Sysmex KX-21 hematology analyzer انجام گرفت. نسبت پلاکت به لنفوسیت و نسبت نوتروفیل به لنفوسیت با آزمون همبستگی اسپیرمن و میزان فعالیت بیماری بین دو گروه با Mann-Whitney U test مقایسه گردید.
یافتهها: بررسی نتایج این مطالعه اختلاف معناداری بین سطح نوتروفیل به لنفوسیت و پلاکت به لنفوسیت در دو گروه با و بدون عوارض چشمی نشان نداد. اما میزان فعالیت بیماری در گروه با عوارض چشمی بهطور معناداری پایینتر از گروه بدون عوارض چشمی بود (001/0P<).
نتیجهگیری: فاکتورهای التهابی مانند نسبت پلاکت به لنفوسیت و نوتروفیل به لنفوسیت، نمیتوانند به تنهایی در پیشبینی وجود یا احتمال درگیری چشمی مورد قضاوت قرار گیرند، سطح این فاکتورها در بیماران دچار عوارض چشمی تحت تاثیر عوامل دیگری مانند تعداد سلولهای خونی و شرایط هر بیمار قرار میگیرد.
سمانه حسینزاده، صفورا پاکیزهکار،
دوره 79، شماره 11 - ( 11-1400 )
چکیده
سرطان مدولاری تیرویید 10%-5 سرطانهای تیرویید را تشکیل میدهد. جهش پروتو انکوژن RET در تمام MTC های ارثی و حدود 66% MTC های تکگیر رخ میدهد. بنابراین تشخیص جهشهای RET برای تشخیص و درمان سریع و مناسب لازم است. این مرور نظاممند بهدنبال یافتن لیست جامع جهشهای ژن RET در تشخیص سرطان مدولاری است. مطالعات انجام گرفته درزمینه جهشهای RET در تشخیص سرطان مدولاری تیرویید به روش مرور نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی شامل Pub Med، Scopus، Medline، Embase و NCBI در بازه زمانی دی 1389 تا فروردین 1400، مورد بررسی قرار گرفت. جهشهای بد معنا در اگزونهای 10، 11، 13، 14، 15، 16 پروتو انکوژن RET شایعترین جهشها هستند. در FMTC، فراوانترین جهشها در کدونهای 609، 611، 618 و 620 اگزون 10، کدون 768 اگزون 13، کدون 804 اگزون 14 و کدون 634 اگزون 11 میباشند. در MEN2A، جهش در اگزونهای 5، 8، 10 و 11 مشاهده شده است و شایعترین جهشها مربوط به اگزون 10 (کدونهای 609، 611، 618 و 620) و اگزون 11 (کدونهای 630 و 634) است. بیماران مبتلا به MEN2B نیز، تقریبا 95% موارد جهش M918T در اگزون 16 و 5% موارد جهش A883F در اگزون 15 دارند. در MTC تکگیر، شایعترین جهش، M918T در اگزون 16 است که با پیشآگهی بد بیماری ارتباط دارد. غربالگری ژنتیکی RET برای رویکرد صحیح در تشخیص و درمان MTC ضروری است و همه افراد با تشخیص MTC، حتی بدون سابقه خانوادگی MEN2، باید برای تایید یا حذف وراثت بیماری و در صورت لزوم تیروییدکتومی پیشگیرانه مورد آزمایش ژنتیکی RET قرار بگیرند. این مطالعه مروری نظاممند، لیست جامعی از جهشهای گزارش شده ژن RET بهمنظور شناسایی سرطان مدولاری تیرویید بهدست داد.
نادر علی ناظمیان، آرمان طاهری، مهدی صنعتکار،
دوره 79، شماره 11 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین مسایل مربوط به بیماران مبتلا به استئوآرتریت کاهش درد و بازگرداندن آنها به زندگی طبیعی است. برای کنترل درد ممکن است درمانهایی لازم باشد. از جمله این درمانها تزریق ژل هیالورونیک اسید به مفصل زانو میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی که از آذر 1398 تا اردیبهشت 1400 در بیمارستان امیر اعلم انجام شد، تعداد 61 نفر از افراد دچار آرتروز زانو وارد مطالعه شدند و شدت درد، دامنه حرکتی مفصل زانو و التهاب مفصل در آنها سنجیده شد. سپس در آنها تزریق ژل هیالورونیک اسید صورت گرفت و پس از تزریق مجددا این متغیرها مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سنی بیماران در این مطالعه برابر با 52±11/77/60 سال بود. شاخص درد پیش از تزریق در بیماران برابر با 90±0/99/7 بود که در روز سوم به 49±1/91/5، در روز هفتم به 28±1/98/5 و در روز سیام به 77±2/91/3 کاهش یافت (001/0P<). دامنه حرکت بدون درد براساس درجه پیش از تزریق در بیماران برابر با 85±19/44/38 بود که در روز سوم به 25±21/65/60، در روز هفـتم به 25±22/65/60 و در روز سیام به 07±24/17/71 افزایش یافت (001/0P<). میزان التهاب پیش از تزریق در 29 بیمار گزارش شد که پس از تزریق در روز سوم به شش بیمار کاهش یافت (009/0=P).
نتیجهگیری: تزریق هیالورونیک اسید به داخل مفصل اثرات ضددرد و بهبودی قابل توجهی در عملکرد و دامنه حرکت بیماران دارد. بنابراین توصیه میشود از این روش برای کاهش درد و افزایش عملکرد سالمندان استفاده شود.
حسن اسدی گندمانی، عبدالرضا ناصر مقدسی، محمد علی صحرائیان، شراره اسکندریه،
دوره 79، شماره 12 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بروز بیماری Multiple sclerosis (MS) فرم پیشرونده اولیه (Primary progressive multiple sclerosis, PPMS) میتواند بهواسطه عواملی مانند مواجهه با نور آفتاب و میزان فعالیت فیزیکی کاهش یابد. هدف این مطالعه تعیین اثر مواجهه با نور آفتاب و میزان فعالیت فیزیکی در بروز بیماری مذکور است.
روش بررسی: این مطالعه، مورد-شاهدی است که در آن موارد بیماران MS فرم پیشرونده اولیه و کنترلهای سالم از جمعیت عمومی شهر تهران از شهریور 1398 تا شهریور 1399 گردآوری شدهاند. برای انتخاب کنترلهای همسان براساس جنس از روش شمارهگیری تصادفی تلفنی (RDD) استفاده شده است. میزان مواجهه با نور آفتاب بر حسب ساعت و مواجهه در دو گروه سنی 13-19 سال و بالای 20 سال در دو فصل زمستان و تابستان ارزیابی شد. میزان فعالیت فیزیکی نیز در هفته محاسبه گردید.
یافتهها: مطالعه روی 146 مورد و 294 کنترل انجام گردید. مواجهه با نور آفتاب در فصل تابستان در گروه سنی 19-13 سال با بروز بیماری ارتباط منفی داشت (82/0-57/0CI=) 68/0OR=). این ارتباط منفی در میزان مواجهه 5/0 تا 2 ساعت در تابستان در گروه مردان (53/1730-39/10CI=) 10/134OR=) در گروه خانمهای با مواجهه بالای پنج ساعت درتابستان (96/0-01/0CI=) 09/0OR=) رویت شد. در گروه بالای 20 سال مواجهه با نور آفتاب در فصل تابستان (66/0-36/0CI=) 49/0OR=) و زمستان (28/0-07/0CI=) 14/0=OR) با بروز بیماری ارتباط منفی داشت. فعالیت فیزیکی بالا در هفته در گروه زنان با بروز بیماری ارتباط منفی داشت (59/26-05/1=CI) 30/5=OR).
نتیجهگیری: مواجهه با نور آفتاب در فصل زمستان و تابستان با بروز بیماری ارتباط منفی داشته است. فعالیت فیزیکی نیز تنها در مقادیر بسیار بالا و گروه زنان با بروز بیماری ارتباط منفی داشته است.
حمید رضا قاسمی بصیر، فریبا کرامت، عباس مرادی، یگانه قاسمی، علی سعادتمند،
دوره 79، شماره 12 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای دستگاه ادراری از جمله بیماریهای شایع میباشند. تجویز به موقع آنتیبیوتیک در روند درمان بیماران حایز اهمیت است. این مطالعه با هدف مقایسه نتایج تست آنتیبیوگرام بیماران مشکوک به عفونت ادرار با دو روش سریع و کلاسیک انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از ابتدای فروردین تا ابتدای مهر 1398 روی بیماران دارای عفونت ادراری مراجعهکننده به بیمارستان سینا در شهر همدان، انجام شد. از بیماران cc 20 نمونه ادرار گردآوری شد و تست به روش مستقیم، همزمان با کشت نمونه ادرار جهت تعیین حساسیت آنتیبیوتیکی انجام شد. توافق بین دو روش بهصورت خطای بسیار عمده، خطای عمده و خطای جزیی در نظر گرفته شد. در پایان، دادهها با SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافتهها: 92 بیمار شامل 23 مرد (25%) و 69 زن (75%) با میانگین سنی 49/18±18/53 سال وارد مطالعه شدند. تست مستقیم در 8/90% از نتایج با تست استاندارد توافق معنادار داشت (001/0P<). 2/9% از تستهای آنتیبیوگرام مطابقت نداشتند که 3/0% آن خطای بسیار عمده، 7/4% خطای عمده و 2/4% خطای جزیی بودند. بیشترین میزان توافق مربوط به عفونت ادراری با اشرشیاکلی، آنتیبیوتیکهای نسل سوم سفالوسپورینها و آنتیبیوتیکهای وسیعالطیف بود.
نتیجهگیری: توافق بین روش آنتیبیوگرام مستقیم و استاندارد قابل قبول بود و روش آنتیبیوگرام مستقیم در بسیاری از موارد قابل استناد برای پزشکان است.
مهسا صالحینژاد گیلچالان، مهدی صادقزاده،
دوره 79، شماره 12 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین رتبه پارامترهای مهم در رتبهبندی مراقبت و ارایه خدمات بهداشتی به بیماران در مراکز درمانی.
روش بررسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و از نظر طبقهبندی کاربردی است. دادهها از پایگاه دادههای دانشکده بهداشت و پزشکی دانشگاه تهران است که بهصورت بایگانی طی فروردین 98 تا اردیبهشت 99 گردآوری شدهاند. جامعه آماری کلیه خبرگان، متخصصان و کارشناسان دانشکده بهداشت بودند که 29 نفر پرسشنامه را تکمیل کردهاند.
یافتهها: در این تحقیق با استفاده از اطلاعات چهار مرکز درمانی، رویکرد DS-Vikor پیادهسازی گردید. برای این منظور شش معیار (تشخیص بیماری، اثر بخشی مراقبت، نظارت بر بیماری، فرآیند درمان، اجرا در مراکز سلامت و پیگیری پس از درمان) و سه خبره برای ارزیابی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان میدهد اثربخشی مراقبت و فرآیند درمان از اهمیت بیشتر از دید خبرگان برخوردار هستند. در مرحله بعد ماتریس ارزیابی براساس این شش معیار و چهار مرکز درمانی تشکیل شده و براساس محاسبات روش ترکیبی دمپستر- شافر و ویکور مراکز درمانی مورد نظر رتبهبندی شدهاند. جهت صحت سنجی در انتها مراکز درمانی با روش تاپسیس رتبهبندی شدند که عملکرد مرکز درمانی 2 و 1 براساس محاسبات ویکور و دمپستر- شافر مناسب است.
نتیجهگیری: این رویکرد به کاهش عدم اطمینان ناشی از شناخت ذهنی افراد کمک میکند تا سطح تصمیمگیری را بالا ببرد، تا بتوانیم برای مقابله با عدم قطعیت بهصورت کاربردی برخورد کنیم.
سمانه جهانآبادی، سمیرا دبستانی تفتی،
دوره 80، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پیوگلیتازون آگونیست انتخابی رسپور PPAR-γ میباشد که در درمان دیابت نوع 2 تجویز میشود و میتواند خاصیت ضدافسردگی نیز داشته باشد. نیتریک اکسـاید بهعنوان نورومدولاتور در فرآیندهای گستردهای در مغز همانند یادگیری حافظه و نوروژنز و بیماری آلزایمر، پارکینسون و افسردگی نقش دارد. میزان شیوع افسردگی در زنان با بالا رفتن سن بهعلت کمبود استروژن افزایش یافته و این افراد بیشتر در معـرض افسـردگی، تحریـکپذیری و بد خلقی قرار میگیرند.از اینرو در ایـن مطالعـه اثر ضدافسردگی داروی پیوگلیتازون و تداخل آن با سیستم ﻧﻴﺘﺮرژﻳﻚ (Nitrergic system) در موشهای سوری ماده اواریکتومی (Ovariectomy) شده بررسی میشود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از فروردین 1398 تا دی 1398 در گروه فارماکولوژی و سمشناسی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بر روی موشهای سوری نژاد NMRI انجام شد. پـس از انجـام اواریکتومی، در هر گروه تاثیر دوزهای مختلف پیوگلیتازون (10، 20 و 40 mg/kg)، پیوگلیتازون بههمراه ال–ارژنین و پیوگـلیتازون بههـمراه L-NAME به کمک تستهای رفتاری تسـتشـناسی اجبـاری (FST)، تسـت دم معلـق (TST) و تست جعبه باز (OFT) مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: اواریکتومی کردن موشهای ماده باعث بروز رفتارهای شبهافسردگی در آنها میشود که با افزایش زمان بیحرکتی درFST و TST و عدم تغییر در فعالیت لوکوموتور در OFT مشخص شد. پیوگلیتازون (mg/kg 40) موجب کاهش زمان بیتحرکی در موشهای اواریکتومی شده در تستهای رفتـاری شد. همچنین تجویز توام L-NAME بههمراه دوز غیر موثر پیوگلیتازون سبب معکوس شدن افسردگی در موشهای سوری میشود و تجویز ال-آرژنین اثر ضدافسردگی پیوگلیتازون را مهار کرد.
نتیجهگیری: داروی پیوگلیتازون میتواند موجب بـروز اثرات ضدافسردگی در موشهای سوری اوارکتومی گردد و بخشی از ایـن اثـرات توسط سیستم نیتررژیک اعمال میشود.
نیما کوشا، حمیدرضا شتابی، احمد مرادی،
دوره 80، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: کاتاراکت سردسته بیماریهایی است که باعث کوری میشود. درمان آن جراحی است. درد، خارش، سوزش و احساس جسم خارجی در چشم ازشکایات شایع چشمی بیماران در ریکاوری میباشند. در این مطالعه به مقایسه اثر قطره چشمی کتورولاک و نفازولین-آنتازولین (NA) برکاهش این شکایات پرداختیم.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی از بهمن ۱۳۹۷ تا اسفند ۱۳۹۸ بر روی بیماران کاندید عمل جراحی کاتاراکت در بیمارستان فیض اصفهان انجام شد. در این مطالعه 54 بیمار در دو گروه دریافتکننده قطره چشمی کتورولاک و NA وارد مطالعه شدند. شکایات چشمی بیماران مانند سوزش، خارش چشم، درد و شدت آن هر 15 دقیقه در ریکاوری و هر نیم ساعت در بخش تا زمان ترخیص ازبیمارستان بررسی شد.
یافتهها: 54 بیمار در دو گروه 27 نفره مورد بررسی قرار گرفتند. در واحد ریکاوری احساس سوزش چشم در گروه NA بهصورت معناداری پایینتر از گروه کتورولاک (02/0=P) بود. در گروه NA احساس جسم خارجی در چشم در ریکاوری (97/0P=) و در بخش (001/0>P) کمتر از گروه کتورولاک بود. درد و شدت آن در گروه کتورولاک در ریکاوری (39/0P=) و در بخش کمتر از NA بود (001/0>P). در ریکاوری در گروه NA احساس سوزش چشم بهصورت معناداری و احساس جسم خارجی در چشم بهصورت غیر معناداری کمتر از گروه کتورولاک بود و در بخش در گروه NA احساس خارش چشم کمتر از گروه کتورولاک بود.
نتیجهگیری: میتوان نتیجه گرفت قطره کتورولاک در کاهش درد چشم پس از جراحی آب مروارید موثرتر از NA عمل کرده است و قطره NA در کاهش سوزش، خارش و احساس جسم خارجی در چشم موثرتر از کتورولاک بوده است.
مازیار نادری، غلامرضا ابراهیمزاده، محمود علیمحمدی، ویدا پاست،
دوره 80، شماره 2 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه پاندمی COVID-19 به یک معضل جهانی تبدیل شده است و بهمنظور پیشگیری از آن باید روشهای نوینی بهکار گرفته شود. ویروس این بیماری بسیار واگیردار است و عمدتا از طریق هوا منتقل میشود. ازون یک ماده اکسیدکننده قوی است که میتواند بهمنظور غیرفعال کردن طیف وسیعی از ویروسها که ممکن است در برابر سایر ضدعفونیکنندهها مقاوم باشند، استفاده شود. هدف از این مطالعه، بررسی مروری کاربرد و تاثیر ازون در غیرفعالکردن ویروسهای محیطهای بسته بود.
روش بررسی: بهمنظور جستجوی مقالات از لغات کلیدی مانند ازون، ویروس و هوا در پایگاههای اطلاعاتی PUBMED و Scopus استفاده شد. جستجوی مقالات از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲1 صورت گرفت. در نتیجه جستجو تعداد ۵۷ مقاله در این زمینه انتخاب گردید و از محتوا و نتایج آنها در این مطالعه مروری استفاده شد.
یافتهها: این مطالعه مروری نشان داد که ازون بهطور موفقیتآمیزی با هدف پیشگیری از چندین بیماری ویروسی مانند COVED-19 استفاده شده است. افزونبراین، برخی از ویروسها مانند کروناویروسها حاوی گروههای عاملی سولفیدریل حاوی سیستیین و تریپتوفان هستند که با گاز ازون واکنش بهتری نشان میدهند. عطسه فرد مبتلا به COVED-19 ممکن است منجر به تشکیل 40000 قطره در هوا شود. این قطرات میتوانند پیش از سقوط به نزدیکترین سطح تا فاصله دو متری منتقل شوند و همچنین ممکن است 30 ساعت در هوا باقی بمانند.
نتیجهگیری: استفاده از گاز ازون کاربردهای بالقوه زیادی در غیرفعال کردن ویروسها در فضاهای محصور آلوده دارد. با توجه به اهمیت آئروسلهای حاوی ویروس در انتقال COVED-19، ازون میتواند روشی امیدوارکننده در پیشگیری از این بیماری باشد. میزان غیرفعال شدن ویروسها توسط گاز ازون به غلظت گاز، زمان تماس، دما، رطوبت و نوع ویروس بستگی دارد. بهطورکلی، بررسی مطالعات انجام شده در این زمینه کاربرد گاز ازون را در پیشگیری از شیوع بیماریهای ویروسی مثل COVED-19 را نشان داد. همچنین در بهکار بردن این گاز اقدامات و احتیاطهای ایمنی لازم توصیه میشود.
سعیده ابراهیمی، سعید کلانتری، سهیل رحمانی فرد، میترا کهندل، زهرا امیری، یوسف علی محمدی، سارا مینائیان،
دوره 80، شماره 2 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم پیشرفتهای بسیار، درمان کامل بیماری ایدز با چالشهایی ازجمله مقاومت ویروسی و درمان ناموفق دارویی مواجه گردیده است. هدف این مطالعه بررسی تفاوت در پروفایل سایتوکینی در بیماران با درمان موفق و بیماران با درمان ناموفق جهت فهم بهتر سازوکار شکست درمان دارویی میباشد.
روش بررسی: 69 بیمار مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی که از مهر 1397 تا اسفند 1399 به مرکز بهداشت غرب تهران جهت درمان مراجعه کردند، در این مطالعه وارد گردیدند. تعداد سلولهای CD4+ و همچنین بار ویروسی خونی بیماران بهترتیب با روشهای فلوسایتومتری و واکنش زنجیرهای پلیمراز بیدرنگ کمی (RT-qPCR) اندازهگیری گردید و براساس آن بیماران به دو گروه درمان موفق (36 نفر) و درمان ناموفق (33 نفر) تقسیم شدند. سپس سطح سرمی سایتوکینهای فاکتور نکروزدهنده تومور آلفا (TNF-α) و اینترلوکین-10 (IL-10) در آنان توسط روش الایزا اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج آزمایشات نشاندهنده این بود که سطح فاکتور نکروز دهنده تومور-آلفا (TNF-α) در بیماران گروه درمان ناموفق بهصورت قابلتوجهی از بیماران گروه درمان موفق بالاتر بود (pg/ml 17/10±43/10 در مقابل pg/ml 25/5±37/5، 01/0P=) در سطح سرمی اینترلوکین-10 (IL-10) بین دو گروه مورد مطالعه تفاوتی مشاهده نگردید. همچنین مدلهای رگرسیون خطی نشان داد که در بیماران با درمان ناموفق، رژیم درمانی مهارکنندههای ترانس کریپتاز معکوس غیرنوکلئوزیدی (NNRTI)، بر میزان سطح سرمی IL-10 تاثیرگذار میباشد (ضریب رگرسیون 88/10 (45/20-32/1 CI:)، 03/0P=).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نقش بالقوه TNF-α را بهعنوان فاکتور پیشالتهابی در پیشرفت بیماری ایدز یا شکست درمان نشان میدهد. از این رو، مطالعات بیشتر در آینده جهت شفافسازی این رابطه میتواند کمک بسزایی در پیشرفت دانش درمانی در مقابله با بیماری ایدز باشد.
رسول صمیمی، امیر پیمانی، سمانه روحی، شادمان نعمتی، ساناز احمدی، افرا حسین پناهی، سمیه احمدی گورجی،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت هلیکوباکتر پیلوری و دستگاه تنفسی بهطور همزمان باعث افزایش بیماریزایی و مرگومیر میشود. هدف از این مطالعه، بررسی همزمانی ابتلا به مشکلات دستگاه تنفسی فوقانی و عفونتهای گوارشی هلیکوباکتر پیلوری بود.
روش بررسی: تحقیق حاضر بهصورت یک مرور نظاممند و فراتحلیل، از شهریور 1398 تا شهریور 1399، در دانشگاه علوم پزشکی قزوین انجام شد. مقالات وارد شده در پایگاههای دادههای بینالمللی (آوریل 2001-دسامبر 2018)، در خصوص همزمانی ابتلا به اختلالات مجاری تنفسی فوقانی با عفونتهای گوارشی هلیکوباکتر پیلوری مورد بررسی قرار گرفتند. از اثر مدل تصادفی با سطح اطمینان 95% جهت تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: بیشترین شیوع همزمانی مربوط به اختلالات تنفسی مرتبط با بافت آدنویید (33%)، پولیپ بینی (100%) و رینوسینوزیت مزمن (71%) بود. شیوع همزمانی بیماری، 53% در رینوسینوزیت مزمن، 63% در پولیپ بینی، 62% در بافت آدنویید و در کل 60% برآورد شد که معنادار بود (000/0P=). شیوع همزمانی اختلالات مجاری تنفسی فوقانی با عفونتهای گوارشی هلیکوباکتر پیلوری در بیماران به میزان 61% در سن بیش از 27 سال و 60% در سنین کمتر از 27 سال برآورد شد.
نتیجهگیری: شیوع همزمانی ابتلا به اختلالات مجاری تنفسی فوقانی با عفونتهای گوارشی هلیکوباکتر پیلوری در بیماران با سنین بالا و پایین تقریبا به یک میزان و بهصورت معناداری مشاهده شد. با توجه به اینکه وقوع همزمان بیماری ها در افراد خطرناک میباشد، غربالگری بیماران مبتلا به هریک از این بیماریها، جهت شناسایی بیماریهای دیگر و تجویز داروهای مناسب ضروری میباشد.
ریحانه پیرجانی، علی اکبری ساری، محبوبه شیرازی، امین نخستین انصاری، مریم ربیعی، آمنه عبیری،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: استرپتوکک گروه بتا (GBS: Group B Streptococcus) کوکسی گرم مثبت میباشد که در رکتوواژینال کلونیزه میشود. حدود 3/%31-6/4 زنان سنین باروری حامل عفونت GBS میباشند. GBS یک فاکتور خطر برای عفونتهای متعاقب در زنان حامله میباشد، که در 2%-1 موارد منجر به عفونت مهاجم نوزادی میشود. در بیشتر کشورهای دنیا، درمان بر طبق پروتکل CDC (Centers for Disease Control and Prevention) و براساس نتایج کشت انجام میشود. درایران درمان براساس ریسک فاکتورها انجام میشود. بنابراین بر آن شدیم تا در مطالعهای نتایج بهدست آمده از درمان براساس فاکتورهای خطر و براساس نتایج کشت و دیگر عوارض مادری و نوزادی را در این دو گروه با یکدیگر مقایسه کنیم.
روش بررسی: مطالعه مورد-شاهدی است. مطالعه در بیمارستان آرش از فروردین سال 1397 تا پایان اسفند سال 1398 به انجام رسیده است. در گروه مورد، نمونههای ترشحات رکتوواژینال از 98 زن باردار 37-35 هفته، برای کشت ارسال و درمان براساس نتیجه کشت، انجام شد. نمونههای شاهد 200 مادر باردار هستند که براساس فاکتور خطر تحت درمان قرار گرفتند. دو گروه از نظر پیامدهای حاملگی مقایسه شدند.
یافتهها: از 98 فرد مورد برررسی، 24 نفر (5/24%) کشت مثبت رکتوواژینال داشتند. افراد کشت مثبتی که تحت درمان آنتیبیوتیکی قرار گرفتند، تفاوت معناداری از نظر پیامدهای حاملگی در مقایسه با گروه شاهد نداشتند.
نتیجهگیری: در افراد با سابقه ترشحات واژینال، بهطور معناداری شیوع کلونیزاسیون GBS بالاتر بود. بهدلیل تعداد کم مطالعات صورت گرفته در ایران، توصیه میگردد مطالعات با حجم نمونه بیشتر انجام شود تا بتوان پروتکل مناسبتری به لحاظ اثربخشی و اقتصادی تبیین نمود.
مریم حاجیهاشمی، نرگس آقا اسماعیلی، آذر دانش شهرکی، فدیه حقاللهی،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: افتادگی یا پرولاپس ارگانهای لگنی یکی از عوامل افزایش شیوع (Female Sexual Dysfunction) FSD بوده و با اختلال بر عملکرد جنسی بر کیفیت زندگی زنان و همسرانشان و رابطه زناشویی آنان تاثیر میگذارد. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر پرینئورافی و ترمیم قدامی خلفی واژن روی تصویر بدنی، عملکرد جنسی و کیفیت زندگی زنان پس از عمل پرداخته است.
روش بررسی: این تحقیق از نوع کارآزمایی بالینی بدون گروه کنترل و کور نشده است. تعداد 119 نفر از زنان مراجعهکننده به بیمارستانهای شهید بهشتی و الزهرا شهر اصفهان با سنین 49-28 سال و مبتلا به رکتوسل، سیستوسل، پرولاپس رحم و کاندید جراحی پرینئورافی و ترمیم قدامی خلفی واژن با داشتن شرایط ورود به مطالعه از مهر ماه سال 1399تا مرداد ماه سال 1400 وارد مطالعه شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات سه پرسشنامه عملکرد جنسی زنان (FSFI)، تصویر بدنی (MBSRQ) و کیفیت زندگی (SF-36) بودکه پیش و شش ماه پس از جراحی تکمیل شدند. تجزیه و تحلیل دادهها توسط t وابسته و با کمک نرمافزار SPSS software, version 26 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) انجام گرفت.
یافتهها: پرینئورافی و ترمیم قدامی-خلفی واژن روی تصویر بدنی و بهبود عملکرد جنسی و کیفیت زندگی زنان (001/0>P) تاثیرگذار بوده است.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد جراحی پرینئورافی و ترمیم قدامی خلفی واژن با تاثیرگذاری بر تصویر بدنی بهبود عملکرد جنسی و کیفیت زندگی میتواند در ارتقای کیفیت و بهبود روابط زوجینی که نیاز به این عمل جراحی دارند موثر باشد.
علیرضا رضایی، نرگس غلامی، لیلا باژدان، مریم حقیقی مراد، نرجس جعفری،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف تشخیص غیرتهاجمی افزایش فشار مایع مغزی نخاعی در بیماران دارای افزایش فشار داخل مغزی ایدیوپاتیک با کمک سونوگرافی ترانس اوربیتال صورت گرفته است.
روش بررسی: دراین مطالعه توصیفی–مقطعی تمام بیماران زیر 18 سال که با شکایت افزایش سر درد یا استفراغ یا تاری دید یا فلج عصب شش به درمانگاه نورولوژی بیمارستان لقمان حکیم تهران از مهر ماه سال 96 تا مهر ماه سال 97 مراجعه نمودهاند، مورد مطالعه قرار گرفتند. همه بیمارانی که در معاینه ادم پاپی داشتند و تصویربرداری مغزی آنها نرمال بود و مشکوک به افزایش فشار داخل مغزی ایدیوپاتیک بودند بهصورت متوالی وارد مطالعه شدند. برای هر بیمار پیش از انجام پونکسیون کمری، قطر غلاف عصب اپتیک با سونوگرافی ترانس اوربیتال اندازهگیری شد و سپس پونکسیون کمری جهت بررسی فشار مایع مغزی نخاعی انجام شد.
یافتهها: از 10 بیمار مطالعه حاضر 10% دختر، 90% پسر، با حداقل سنی 5/2 سال، حداکثر 14 سال، میانگین سنی نه سال و متوسط توده بدنی kg/m2 5/22 بودهاند. تمام مراجعین فشار مایع مغزی نخاعی بیشتر از 25 (متوسط cm 40 آب) و همگی اندازه قطر غلاف عصب اپتیک چشم راست و چپ در آنها بیشتر از نقطه برش mm 5/4 (با میانگین در چشم راست mm 31/6 و چشم چپ mm 64/6 بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه حاضر اندازهگیری قطر غلاف عصب اپتیک در بیماران مشکوک به افزایش فشار داخل مغزی ایدیوپاتیک میتواند بهعنوان روش کمک تشخیصی غیرتهاجمی مطرح شود.