مقدمه: منظور از این مطالعه مقایسه خصوصیات مانیتورینگ الکترونیک ضربان قلب جنین بین جنین های با وزن متناسب (AGA: Appropriate for gestational age) و جنین های کوچک (SGA: Small for gestational age) نسبت به سن حاملگی است.
مواد و روش ها: در بین نوزادان متولد شده در سال های 1380 و 1381 در بیمارستان آرش، 300 نوزاد منفرد متولد شده از حاملگی های بدون عارضه که در آنها (Non-stress test: NST) اواخر سه ماهه دوم حاملگی (24 تا 27 هفتگی) انجام شده بود مورد بررسی قرار گرفتند. ضربان پایه قلب، تغییرات ضربان پایه قلب، وجود Acceleration، افت پریود یک یا اپیزود یک و خصوصیات نوزاد بین نوزادان با وزن متناسب و نوزادان کوچک نسبت به سن حاملگی و همچنین بین حاملگی های با افت ضربان قلب جنین در سه ماهه دوم و یا بدون آن مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته ها: از 300 نوزاد، 261 نوزاد (87 درصد) AGA و 39 نوزاد (13 درصد) SGA و 65 نوزاد افت ضربان قلب در NST سه ماهه دوم داشتند و 235 نوزاد بدون افت ضربان قلب بودند. در نوزادان SGA در مقایسه با نوزادان AGA بطور معناداری وزن زمان تولد و سن بارداری کمتر ولی فراوانی وقوع افت ضربان قلب در NST سه ماهه دوم، افت ضربان قلب در زمان زایمان و تغییرات ضربان پایه قلب بیشتر بود (P<0.05). سن مادر، پاریتی مادر، آپگار دقیقه اول، دفع مکونیوم، نوع زایمان، بستری شدن در NICU، ضربان پایه قلب و Acceleration در نوزادان SGA و AGA تفاوت معنادار آماری نداشت. نوزادان SGA در حاملگی های همراه با افت ضربان قلب جنین در سه ماهه دوم نسبت به حاملگی های بدون افت ضربان قلب شایعتر بودند (P<0.05). تغییرات ضربان پایه قلب جنین در حاملگی های همراه با افت ضربان قلب جنین در سه ماهه دوم نسبت به حاملگی های بدون افت ضربان قلب بیشتر دیده شد (P<0.05).
نتیجه گیری و توصیه ها: افت پریود یک یا اپیزود یک و افزایش تغییرپذیری ضربان قلب جنین در NST سه ماهه دوم با افزایش خطر نوزادان SGA همراه است.
مقدمه: باتوجه به شیوع بالای بیماری آرتریت روماتوئید (RA) و اینکه درگیری ریوی از عوارض مهم بیماری بوده و از علل عمده مرگ و میر و از کارافتادگی در این بیماران بشمار می رود، جهت تعیین شیوع درگیری های ریوی در RA (براساس یافته های شرح حال، معاینه بالینی، رادیوگرافیک و آزمون عملکرد ریه PFT) این مطالعه طرح ریزی شد.
مواد و روش ها: 103 بیمار (81 نفر زن و 22 مرد) که براساس معیارهای (American college of rheumatology: ACR) تشخیص RA در آنها قطعی بود بطور داوطلبانه تحت یک مطالعه Cross sectional قرار گرفتند. شرح حال کامل در رابطه با علائم تنفسی، علائم فعالیت بیماری، داروهای مصرفی و شغل بیماران و مدت اشتغال گرفته شد. برای همه بیماران معاینه ریوی و روماتولوژیک بعمل آمد. رادیوگرافی قفسه صدری و آزمون عملکرد ریه (PFT) شامل اسپیرومتری و بادی پلتیسموگرافی در همه موارد انجام شد.
یافته ها: براساس شرح حال: میانگین سن بیماران 2.6±43.3 سال (حداقل 17 سال و حداکثر 74 سال) و میانگین طول مدت بیماری 15.6±69.3 ماه بود. فاکتور روماتوئید در 61.2% از بیماران مثبت بود. هیچ بیماری سابقه مصرف سیگار بیش از 0.5Pack/Year را نداشت. در بررسی گرافی قفسه سینه و PFT بیماران در 41 بیمار درگیری ریوی مشاهده شد (25.1%). تنگی نفس شایعترین یافته بالینی ریه در بیماران بود (33%)، (براساس تقسیم بندی NYHA در 17.5% تنگی نفس گرید I و در 15.5% تنگی نفس گرید II وجود داشت) و پس از آن سرفه (با یا بدون خلط) در 13.6% از بیماران مشاهده شد. براساس معاینه فیزیکی ریه شایعترین یافته کراکل بود که در 5.8% از بیماران وجود داشت. رادیوگرام قفسه صدری در 27 بیمار (26.3%) غیرطبیعی بوده که شایعترین یافته، نمای رتیکولوندولر بافت ریه در 20 بیمار (19.4%) و پس از آن پلورال افیوژن در 7 بیمار (6.7%) بیمار بود. آزمون عملکرد ریه (PFT) در 30 بیمار (29.1%) غیرطبیعی بوده که شایعترین شکل درگیری ریه بصورت درگیری راه های هوایی کوچک (Small airway involvement) در 17 بیمار بود (16.5%). در این مطالعه ارتباطی بین وجود درگیری ریوی با فعالیت بیماری (ESR بیش از 30، خشکی صبحگاهی بیش از 30 دقیقه، آنمی، ترومبوسیتوز) مشاهده نشد.
نتیجه گیری و توصیه ها: این مطالعه نشان داد که درگیری ریوی در بیماران RA شیوع قابل توجهی دارد، لذا ضروری است در هر بیمار RA که هرگونه علائمی دال بر مشکلات تنفسی دارد یا اینکه در معاینه، نکته مثبتی به نفع درگیری ریه مشاهده شود بررسی کامل دستگاه تنفسی بعمل آید.
مقدمه: باتوجه به عوارض بیولوژیک و سایکولوژیک صرع مزمن مقاوم به درمان طبی و این نکته که اکثر این بیماران دارای ضایعات مغزی قابل برداشت با عمل جراحی هستند و نیز باتوجه به روش های تشخیصی غیر تهاجمی ساده از قبیل MRI مغزی و SPECT قابل تشخیص هستند و نیز با در نظر گرفتن عدم آشنایی کافی از جراحی صرع در کشورمان تصمیم گرفته ایم تا بیمارانی را که بین سال های 82-1376 در بخش جراحی مغز و اعصاب بیمارستان لقمان حکیم بعلت صرع مقاوم به درمان طبی تحت عمل جراحی صرع قرار گرفته اند، مورد بررسی قرار دهیم.
مواد و روش ها: این تحقیق بصورت گذشته نگر بر روی 30 بیمار مبتلا به صرع مقاوم به درمان طبی انجام شد. همه این بیماران قبل از عمل تحت MRI مغزی، SPECT و EEG و سنجش IQ قرار گرفتند. در این بیماران نوع عمل جراحی براساس یافته های بالینی، MRI و SPECT و EEG انجام شد. فرکانس تشنجات قبل و بعد از عمل و عوارض بعد از عمل مورد بررسی قرار گرفت. میزان کنترل تشنج براساس معیارهای Engel سنجیده شد.
یافته ها: سن متوسط بیماران در این تحقیق 22.4 سال بود. سه بیمار (10%) مونث بودند که همگی تحت عمل جراحی لوبکتومی مزیال تمپورال قرار گرفتند. 18 بیمار (60%) ضایعه مشخص منطبق با کانون تشنج داشتند که 9 نفر از آنها (30%) بعلت وجود ضایعه در سطح مزیال لوب تمپورال تحت عمل جراحی لوبکتومی مزیال تمپورال و 9 بیمار دیگر (30%) بعلت ضایعه قابل برداشت نئوکورتیکال تحت عمل جراحی لژنکتومی قرار گرفتند. 12 بیمار باقیمانده (40%) که ضایعه مشخص منطبق با کانون تشنج نداشتند ولی دچار حملات Drop مکرر ناشی از یکی یا ترکیبی از تشنجات آتونیک، تونیک کلونیک، میوکلونیک، ابسنس یا کلونیک داشتند، تحت عمل جراحی کالوزوتومی قدامی قرار گرفتند. میزان رهایی از تشنجات با یا بدون درمان طبی در لوبکتومی مزیال تمپورال 77.7% در کالوزوتومی قدامی 58.3% و در لژنکتومی 55.5% بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: بشرط انتخاب دقیق بیماران جهت جراحی صرع تشنجات مقاوم به درمان طبی را می توان بصورت قابل قبول تحت کنترل درآورد. باتوجه به عوارض ناشی از صرع مقاوم به درمان طبی، نتایج قابل قبول جراحی صرع و روش های ساده غیر تهاجمی حساس مثل MRI که در کشور ما در دسترس هستند، جراحی صرع در کشور ما باید بصورت جدی مورد توجه قرار گیرد و گسترش یابد.
مقدمه: طیف وسیعی از ناهنجاری های مادرزادی قفسه سینه در نوزادان و کودکان وجود دارد که عمدتا شامل ناهنجاری های پکتوس و سندرم پولند و نقص های استخوان جناغ سینه می باشد. این ناهنجاری ها بیشتر اثرات نامطلوب روانی دارند تا فیزیولوژیک و غالبا بی علامتند ولی می توانند با سایر آنومالی ها که تهدیدکننده حیات هستند همراه باشند. ترمیم این ناهنجاری ها مورتالیتی و موربیدیتی ناچیزی دارند و با اصلاح آن مشکلات روانی و فیزیولوژیک مبتلایان حل می شود، مطالعه حاضر بمنظور بررسی انواع ناهنجاری و روش های درمانی و نتایج آن انجام گرفته است.
مواد و روش ها: این تحقیق به روش مطالعه داده های موجود Existing data study صورت پذیرفته و پرونده کلیه کسانی که در طی زمان بررسی مورد عمل جراحی قرار گرفتند از بایگانی گرفته شد و اطلاعاتی از قبیل زمان جراحی، سن، جنس، نوع عمل، علایم بالینی و سندرم های همراه و بیماری های همراه و عوارض عمل استخراج گردید و در یک فرم ثبت گردید.
یافته ها: در طی مدت 10 سال کلا 60 مورد ناهنجاری های سینه مورد عمل جراحی ترمیمی قرار گرفتند. سینه قیفی 60% Pectus excavatum و سپس پکتوس کاریناتوم 30% و بقیه سندرم پولند 6.7 و نقص فوقانی استرتوم (3.2) بودند. در گروه پکتوس نسبت مرد به زن 3/1 و سن زمان بستری بین 4 تا 27 سال (متوسط سن 6.8±13.4). شایعترین بیماری همراه اسکولیوز و سندرم های همراه مارفان ترنر و Morque بودند سن در زمان جراحی در 75% موارد بصورت تاخیری و بالاتر از 15 سال بود. دفرمیتی پکتوس همگی به روش راویچ عمل شدند عوارض عمل جراحی ناچیز و نتایج آن مطلوب بوده است.
نتیجه گیری و توصیه ها: شایعترین ناهنجاری ها شامل پکتوس اکسکاواتوم و سپس پکتوس کاریناتوم بود. در این بیماران اگرچه عمل جراحی در سن 5-3 سالگی انجام می شود ولی باتوجه به عوارض جراحی ناچیز و نتایج عالی زیبایی و بهبود روانی و فیزیولوژیک توصیه می شود که در بزرگسالی نیز انجام شود.
مقدمه: از جمله روش هایی که در زمینه کنترل درد پس از عمل بیماران از موفقیت نسبتا بالایی برخوردار بوده، استفاده از تزریق اپیدورال داروهای مختلف از قبیل بیحس کننده های موضعی، مخدرها و ... می باشد. مطالعه حاضر کوششی در این زمینه است.
مواد و روش ها: در این مطالعه بالینی 50 بیمار در محدوده سنی 40-20 سال و ASA کلاس I که کاندید عمل ژنیکولوژی بودند و محدودیتی جهت تزریق اپیدورال نداشتند و به دو گروه 25 نفری بطور تصادفی تقسیم شده و مورد بررسی قرار گرفتند. برای تمام بیماران قبل از بیهوشی عمومی کاتتر اپیدورال گذاشته شد. 60 دقیقه پس از اتمام عمل و بیدار شدن کامل بیماران در بیماران گروه اول محلولی حاوی 50 میکروگرم کلونیدین با حجم کم 15 میلی لیتر و در گروه دوم محلولی 50 میکروگرم فنتانیل با حجم 15 میلی لیتر تزریق و سپس کاتتر خارج شد. تمام بیماران بمدت 4 ساعت تحت نظر گرفته شدند و شدت درد آنها براساس روش VAS اندازه گیری شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که در گروه کلونیدین شدت درد بیشتر بوده و بیماران زودتر نیاز به داروی مخدر پیدا می کنند.
نتیجه گیری و توصیه ها: لذا کلونیدین اگرچه بعنوان یک داروی آنالژزیک عمل می کند ولی تزریق یک دوز 50 میکروگرمی در انتهای عمل بیدردی موثری ایجاد نمی کند هرچند عوارض آن در مقایسه با مخدرها بسیار ناچیز است.
مقدمه: سنگ های مجرای صفراوی مشترک (CBD=Common bile duct) شایعترین علت یرقان انسدادی و کلانژیت هستند و همچنین ایجاد پانکراتیت می کنند که بویژه در افراد مسن و افرادی که بیماری های زمینه ای مهم دارند می تواند تهدیدکننده حیات باشد.
مواد و روش ها: در این بررسی تعداد 200 بیمار از مبتلایان به سنگ CBD که توسط دو روش درمانی کله سیستکتومی به همراهی اسفنکتروتومی آندوسکوپیک قبل از عمل و کله سیستکتومی و اکسپلور باز CBD مورد درمان قرار گرفته بودند با یکدیگر از نظر عوارض عمل، موفقیت درمان و طول مدت و مشکلات مربوط به بستری مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافته ها: یافته ها به این قرار بود که دو گروه مورد بررسی از نظر عوارض عمل جراحی تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشتند. همچنین یافته های مربوط به طول مدت بستری که اندکس موربیدیته بیمار بودند نیز تفاوت قابل ملاحظه ای نداشتند. ولی بیماران گروه اول عوارض اسفنکتروتومی آندوسکوپیک را نیز متحمل می شدند و از طرفی از نظر طول مدت بستری نیز از نظر آماری تفاوت معنی داری با گروه دوم داشتند و مهمتر اینکه میزان شکست در خروج سنگ نه تنها بلافاصله بعد از درمان بلکه در بررسی بعدی نیز در گروه تحت درمان با اسفنکتروتومی آندوسکوپیک بشکل معنی داری بالاتر از گروه تحت درمان با کله سیستکتومی و اکسپلور باز CBD می باشد.
نتیجه گیری و توصیه ها: این یافته ها این نتیجه را مطرح می سازد که اسفنکتروتومی آندوسکوپیک نه تنها عوارض کوتاه مدت و طول مدت بستری را می افزاید بلکه میزان شکست آن در خروج سنگ نیز بیشتر است.
مقدمه: استفاده از اسید فولیک در بارداری نقش بسزایی در کاهش بروز نقص لوله عصبی جنین دارد. این مطالعه با هدف بررسی سطح آگاهی مادران باردار از اثرات سودمند اسید فولیک و میزان استفاده از آن در دوران بارداری انجام گردید.
مواد و روش ها: در یک مطالعه مقطعی، 300 زن باردار به شیوه تصادفی ساده در بیمارستان های شریعتی، شهدا و مهدیه انتخاب شدند. زنان در مورد میزان مصرف و اطلاع از اثرات مفید اسید فولیک مبنی بر جلوگیری از بروز نقص لوله عصبی، همچنین دلایل عدم مصرف آنها از اسید فولیک مورد سوال قرار گرفتند. یافته ها: از 300 زن، 50% آنها (150 نفر) توصیه به مصرف اسید فولیک شده بودند ولی تنها 31 درصد (47 نفر) از اسید فولیک طی دوران بارداری استفاده کردند. 12% از کل افراد (37 نفر) از اثرات سودمند اسید فولیک مطلع بودند.
نتیجه گیری و توصیه ها: در نهایت اگرچه نیمی از زنان توصیه به استفاده از اسید فولیک شده اند کمتر از نصف آنها عملا از آن استفاده کردند در نتیجه برای افزایش دریافت اسید فولیک بین مادران باردار و آگاهی آنها از فواید مکمل فولات نیاز به آموزش بهداشت داریم.
مقدمه: سین داکتیلی (Syndactyly) یا انگشتان پرده دار (Webbed fingers) بهمراه پلی داکتیلی از شایعترین آنومالی های مادرزادی است، با وجود تاریخچه نسبتا طولانی ترمیم جراحی سین داکتیلی، هنوز هم درمان ترمیمی سین داکتیلی دشواری های خاص خود را دارد.
مواد و روش ها: با هدف بررسی نتایج درمان جراحی سین داکتیلی دست در طی یک دوره ده ساله، 77 بیمار (40 پسر و 37 دختر) مبتلا به سین داکتیلی (میانگین سنی 4.3±5.8 سال بهنگام عمل) را که با متدهای استاندارد جراحی در بیمارستان امام خمینی (ره) تحت درمان ترمیمی قرار گرفته اند، از حیث نتایج زیبایی، حس و عملکرد و میزان بروز عوارض با انجام پیگیری های پس از عمل مطالعه کرده ایم.
یافته ها: در 71 مورد (92.2%) سین داکتیلی از نوع ساده یا Simple بود درحالیکه در 2 مورد (2.6%) و 4 مورد (5.2%) بترتیب سین داکتیلی از نوع Complex و Mixed بود. در 45 بیمار (58.4%) ترمیم بدون استفاده از گرافت پوستی انجام شده بود. نتیجه اعمال جراحی با انجام پیگیری های پس از عمل (با میانگین 2.1±4.6 سال) در 81.8% خوب، در 13% متوسط و تنها در 5.2% ضعیف بود. از حیث عوارض، بیشترین فراوانی مربوط به Web migration بود (9.1%) و بدنبال آن Scar contracture با (7.8%)، عفونت (5.2%)، نکروز (3.9%) و در دو مورد (2.6%) هم آنگولار دفرمیتی دیده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: ما در این مطالعه نشان دادیم که انجام روش های جراحی ترمیمی جهت ترمیم سین داکتیلی طی ده سال اخیر در بیمارستان امام خمینی (ره) و با استفاده از تکنیک های جراحی مرسوم صورت پذیرفته، نتایج خوبی را بهمراه داشته است.
مقدمه: تحقیق حاضر بمنظور ارزیابی ظرفیت القا استخوان سازی و روند ترمیم ضایعات استخوانی در استخوان های پهن با استفاده از ترکیب OCP/BMG طراحی گردید. مواد و روش ها: در این تحقیق از 40 سر موش صحرایی جوان (6-5 هفته ای) از جنس نر و از نژاد Sprague Dawley استفاده شد. حیوانات بطور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم گردیدند. ضایعه ای به قطر 5 میلیمتر بر روی استخوان پاریتال ایجاد و در گروه آزمایشی ترکیبی از OCP/BMG به نسبت 1.4 در محل ضایعه کشت داده شد. جهت بررسی روند استخوان سازی در طی روزهای 5، 7، 14 و 21 نمونه های لازم برداشت گردید. پس از آماده سازی بافتی، از نمونه های بدست آمده مقاطع بافتی به ضخامت 5 میکرون تهیه گردید. سپس با H & E و آلسین بلو رنگ آمیزی و با میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافته ها: در روز پنجم پس از کشت سلول های آماسی در اطراف مواد کاشت شده مشاهده گردید که در اطراف قطعات OCP از شدت بیشتری برخوردار بود. روند ترمیم با ظهور بافت غضروفی اندک در درون قطعات BMG در روز هفتم آغاز شده منتهی بافت استخوانی جدید به وضوح قابل مشاهده نبود. در روز چهاردهم استخوان جدید به وضوح مشهود بوده و علاوه بر استخوان سازی جدید در مجاورت حاشیه ضایعه، جزایر استخوانی در بین مواد کاشت شده نیز مشاهده شد. در پایان روز بیست و یکم قسمت اعظم مواد کاشت شده جذب گشته و ترابکول های منظم استخوانی همراه با حفرات مغز استخوان ایجاد شده بود. درصورتیکه در نمونه های گروه کنترل استخوان سازی ضعیفی فقط در مجاورت استخوان میزبان مشاهده شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که ترکیب OCP/BMG باعث تحریک فعالیت استخوان سازی و افزایش بافت استخوانی جدید در ناحیه ضایعه دیده استخوان پاریتال در موش صحرایی می شود. از این رو بنظر می رسد که این ترکیب ممکن است بتواند از نظر بالینی در مواردی که نقایص استخوانی بزرگ وجود دارد، موثر باشد.
مقدمه: نوکاردیوز ریوی عفونت غیر شایعی است که بنظر می رسد بروز آن بعلت افزایش فاکتورهای کلینیکی و عوامل تضعیف کننده سیستم ایمنی رو به گسترش است. هدف اصلی این مطالعه عبارت بود از تشخیص نوکاردیوز ریوی در بیماران بستری شده در بیمارستان دکتر شریعتی تهران به روش کشت آزمایشگاهی و ایمونوفلورسانس غیر مستقیم (Indirect immunofluorescence assay: IIFA) و مقایسه کارآیی این دو روش. ارتباط موجود بین متغیرها و میزان همخوانی آنها با مطالعات انجام شده با استفاده اطلاعات آماری و اپیدمیولوژیکی بدست آمده در خصوص جمعیت مورد مطالعه، از اهداف دیگر این مطالعه بود.
مواد و روش ها: در این مطالعه 101 بیمار ریوی پیشرفته، 72 نفر از کادر درمانی بیمارستان و 106 نفر نیز از افراد سالم مجموعا 279 نفر و بمدت 20 ماه مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه برداری شامل نمونه های خلط، مایع شستشوی برونش (BAL) و 5 میلی لیتر خون وریدی بود. از هر نمونه سه لام میکروسکپی تهیه و همزمان در محیط های سابورو، ژلوز خوندار و پارافین کشت داده شد. نمونه های سرم خون نیز جهت جستجوی آنتی بادی به روش ایمونوفلورسانس غیر مستقیم مورد بررسی قرار گرفت، ضمن اینکه برای هر بیمار پرسشنامه مناسب پرگردید. یافته ها: از بین 101 بیمار بستری شده تعداد 41 نفر دارای تیتر آنتی بادی از ¼ تا 1/512 بودند و یک مورد هم از نظر وجود نوکاردیا در محیط کشت و هم تست ایمونوفلورسانس غیر مستقیم مثبت گردید. بررسی های تکمیلی نشان داد که گونه بدست آمده نوکاردیا استروئیدس کمپلکس می باشد. تست ایمونوفلورسانس غیر مستقیم این بیمار تا وقت 1/512 واکنش نشان داد و لذا از سرم این بیمار بعنوان آنتی ژن در تست IFA استفاده گردید. بیمار مردی 28 ساله ای بود که بعلت بیماری واسکولیت وگنر مزمن با سابقه 1.5 سال و مصرف مداوم داروهای ایمنوساپرسیو در بیمارستان بستری شده بود. بیماران آنتی بادی مثبت از نظر جنس شامل 26 نفر مرد (63.4%) و 15 نفر زن (14.8%) و از جهت شغل، 15 نفر خانه دار (36.5%) و 9 نفر کارگر بودند که در محدوده سنی 7 تا 80 سال قرار داشتند.
نتیجه گیری و توصیه ها: یافته های این بررسی نشان می دهد که عفونت ریوی ثانویه که در افراد در معرض خطر و بدنبال ضعف عوامل دفاعی خون، ضعف و آسیب دیدگی سیستم ایمنی و دفاع ناقص ریه ها، بیماری های زمینه ای، پیوند عضو، مصرف مداوم داروهای ایمونوساپرسیو (کورتیکوستروئیدها) و غیره بوجود می آید، اندکس بسیار مهمی در تشخیص اولیه نوکاردیوز ریوی می باشد. حتی اگر پاسخ کشت منفی باشد، علائم فوق کمک کننده هستند، بنابراین استفاده از روش های تشخیصی مکمل مانند آزمون ایمونوفلورسانس، اثر غیرقابل انکاری در تشخیص زودرس بیماری دارد. باتوجه به نتایج بدست آمده در این مطالعه بنظر می رسد بیماران با عیار آنتی بادی 1/64 حداقل بعنوان افراد مشکوک به نوکاردیوز تلقی می گردند، ضمن اینکه عیارهای پایینتر و بالاتر نیز احتمال مثبت بودن بیماری را منتفی نمی کند.
مقدمه: بسیاری از عفونت های بیمارستانی که موجب مرگ و تحمیل هزینه های زیاد بر جامعه می شوند از راه تماس دست پرسنل منتقل می گردند. شیوع آنها با اقدامات پیشگیری کننده بهداشتی تا 30% کاهش می یابد. در این مطالعه به بررسی شیوع ناقلین و نوع میکروب های دست پرسنل و ارتباط میزان کاهش آنها با نوع ماده شوینده پرداخته شده است.
مواد و روش ها: در این مطالعه نوع و میزان میکروب های دست 72 نفر از پرسنل، قبل و بعد روی چهار گروه که هر یک با یک نوع ماده شوینده دست خود را شستشوی داده بودند بررسی گردید (صابون جامد، صابون مایع و بتادین اسکراب هرکدام 60 نفر و بتادین اسکراب به روش اتاق عمل 26 نفر) و نتایج میکروبیولوژیک نمونه گیری قبل و بعد شستشوی این افراد با هم مقایسه شدند. یافته ها: 87.5% افراد کشت مثبت داشتند. بیشترین میکروب های بدست آمده از دست پرسنل عبارت بودند از استاف اپیدرمیدیس (79.4%)، استاف اورئوس (42.9%)،. نوع میکروب ها با شغل رابطه ای نداشت. میزان کاهش کلنی کانت یا منفی شدن کشت دست ها بعد از شستشو با بتادین اسکراب بخش و بتادین اسکراب اتاق عمل بیشتر بود (هریک حدود 53 درصد) (P<0.05). همچنین در 30 نفر از افراد بعد از شستشو با مواد شوینده (صابون جامد، صابون مایع و بتادین اسکراب به روش اتاق عمل) دست های خود را خشک نموده و سپس نمونه گیری بعمل آمد که میزان منفی شدن در گروه اول 40%، گروه دوم 50% و گروم سوم 90% بود. یازده نمونه کشت از شیرهای آب بخش های بعمل آمده که همگی مثبت بودند (عمدتا با گرم منفی ها).
نتیجه گیری و توصیه ها: میزان آلودگی میکروبی دست پرسنل با میزان 79% رقم بالایی را نشان می دهد. نوع ماده شوینده در میزان کاهش عفونت ها موثر هستند (مواد حاوی بتادین موثرترند). خشک کردن دست ها عامل مهمی در کاهش آلودگیهاست. همچنین شیرهای آب (با آلودگی میکروبی بالایی در حدود 100%) می توانند موجب انتقال میکروب ها و آلودگی مجدد دست پس از شستشو شوند. به همین دلایل تشویق و آموزش پرسنل به شستشوی صحیح و خشک کردن دست ها قبل از هر تماس با بیمار و فراهم کردن امکانات لازم و استفاده از شیرهای آب بدون دخالت دست (پدالی یا سنسوری) می توانند نقش مهمی در کاهش آلودگی های بیمارستانی داشته باشند.
مقدمه: افزایش شیوع چاقی در کودکان و بزرگسالان در سالهای اخیر تنها به علت تغییرات ژنتیکی نبوده و عوامل رفتاری و محیطی مختلفی این افزایش را موجب شده اند. تغییر در الگوهای غذایی و دریافت غذاهای با انرژی و چربی زیاد که در گذشته کمتر مصرف میشدند از جمله عواملی بودهاند که در این افزایش سهم عمدهای داشته اند. در این راستا، مطالعهای به منظور تعیین ارتباط عوامل غذایی (دریافت روزانه انرژی و درشت مغذیها، درصد انرژی دریافتی از درشت مغذیها؛ انرژی و درشت مغذیهای دریافتی به ازاء کیلوگرم وزن بدن، دفعات مصرف نوشابه؛ آبمیوه طبیعی؛ لبنیات بجز پنیر؛ تنقلات (شامل چیپس و پفک و شکلات)؛ غذای آماده و سرعت غذا خوردن) با چاقی در دانشآموزان دبستانی شهر اهواز انجام شد.
مواد و روشها: در یک نمونهگیری خوشهای دو مرحلهای در سطح دبستانهای شهر اهواز در سال تحصیلی 82-1381، کلیه دانشآموزان 10 و 11 سالهای که در مقایسه با مرجع ایرانی حسینی و همکاران (1999) دارای BMI بزرگتر یا مساوی صدک 95 بودند (150 نفر) به عنوان گروه مورد و همین تعداد دانشآموز هم سن و هم جنس غیر چاق (BMI کوچکتر از صدک 85 همان مرجع) به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. پرسشنامه 24 ساعت یادآمد خورال جهت تعیین دریافت انرژی و درشت مغذیها و پرسشنامه بسامد خوراک برای مشخص نمودن دفعات مصرف نوشابه، آبمیوه طبیعی، لبنیات بجز پنیر، تنقلات (شامل چیپس، پفک و شکلات) و غذای آماده در ماه به کار رفت و سرعت غذا خوردن دانشآموز از مادر وی پرسیده شد.
یافته ها: نتایج این بررسی حاکی از دریافت بیشتر انرژی، پروتئین و کربوهیدرات در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بود (05/0>p)؛ در حالیکه چربی روزانه دریافتی و درصد انرژی دریافتی از درشت مغذیها بین دو گروه تفاوت آماری معنیداری نشان نداد (05/0p). در بین اقلام غذایی مورد پرسش، مصرف چیپس در گروه مورد به طور معنیداری بیش از گروه شاهد بود (05/0>p) و مصرف پفک تفاوت آماری در مرز معنیداری بین دو گروه داشت (053/0=p). از نظر سایر مواد غذایی تفاوت آماری معنیداری بین دانشآموزان چاق و غیر چاق دیده نشد(05/0p).
نتیجه گیری و توصیه ها:دریافت بالای انرژی، پروتئین و کربوهیدرات همچنین چیپس و پفک و سرعت بالای غذا خوردن عوامل غذایی مرتبط با چاقی در دانشآموزان 10 و 11 ساله شهر اهواز بودند.
مقدمه: یکی از خصوصیات نامطلوب استفاده ار پروپوفول درد هنگام تزریق وریدی این دارو میباشد. تاکنون مطالعاتی در زمینه اثرات کورتیکواستروئیدها در ایجاد و افزایش طول مدت بیدردی به انجام رسیده است. این مطالعه به منظور بررسی اثربخشی دگزامتازون داخل ویریدی در کاهش میزان بروز و شدت درد هنگام تزریق وردیدی پروپووفل انجام گرفته است.
مواد و روشها: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسو کور با کنترل دورنما، تعداد 90 بیمار 20-60 ساله با وضعیت فیزیکی معادل ASA1 و2، انتخاب شده برای عمل جراحی انتخابی تحت بیهوشی عمومی، مورد مطالعه قرار گرفتند. در تمام بیماران یکی از وریدهای پشت هر دو دست بیمار با آنژیوکت شماره 20 کانوله میگردید. به صورت تصادفی و همزمان، به یکی از وریدها 2 میلیمتر دگزامتازون (معادل mg8) و به دیگری 2 میلیمتر نرمال سالین تزریق میگردید. پس از 30 ثانیه، 2 میلیمتر پروپوفول (معادل mg20) به طور همزمان، از هر یک از کاتترهای وریدی دو دست، در طی 30 ثانیه تزریق میگردید. سپس درد حین تزریق طبق معیار VAS از بیمار پرسیده میشد.
یافته ها: میانگین سنی در بیماران مورد بررسی 61/5±78/32 (حداقل 20 و حداکثر 60) سال بود. 29 بیمار (2/32%) مذکر بودند. میانگین شدت درد حین تزریق پروپوفول در گروه دگزامتازون به میزان معنیداری از گروه نرمال سالین کمتر بود (به ترتیب 1،61 در مقابل 4،21 برحسب معیار VAS، 05/0P>). همچنین بروز درد نیز در گروه دگزامتازون به میزان معنیداری از گروه نرمال سالین کمتر بود (به ترتیب 20،00% در برابر 57،78%، 05/0P<).
نتیجه گیری و توصیه ها: تزریق 8 میلیگرم دگزامتازون پیش از تزریق پروپوفول، به میزان معنیداری شدت و بروز درد حین تزریق پروپوفول را کاهش میدهد.
مقدمه: مننژیت باکتریال در کودکان 2 ماه تا 12 سال اغلب ناشی از 3 ارگانیسم استرپتوکک پنومونیه و هموفیلوس آنفلونزا ونیسریا مننژیتیدیس است. E-Test یک روش نسبتاً جدید برایتعیین MIX بعضی از داروهای ضدمیکروبی در محیط آگار میباشد. این روش برای بعضیارگانیسمها مثل: استرپتوکک پنومونیه، هموفیلوس آنفلونزا، نیسریاگونوره، استرپتوککهای حساسبه شرایط و بیهوازیها،گرم منفیهای هوازی مفید است.
مواد و روشها: در 57 بیمار با تشخیص مننژیت چرکی کشت مثبت از خون مایع نخاع و یا سایر نواحی استریل جداشد. بعد از انجام آزمایشات باکتریولوژیک مناسب وآنتیبیوگرام حساسیت آنتیبیوتیکی هر ارگانیسم با روش E-Test مشخص گردید.
یافته ها: دو نوع هموفیلوس جدا شده به آمپیسیلین ویا کلرامفنیکل حساس و هر دو به سفتریاکسون حساس بودند استرپتوکک گروه ب حساس به پنیسیلین و آمپیسیلین بود و Strep.nonAnonBnon: ( Cotrimoxazol>32mic/ml /PNC >256mic/ml/ Vanco>256mic/ml) Strep.D:(Cotrimoxazol>0.062mg/ml/ /PNC >0.016mic/ml/Imipenem>0.032mic/ml) Strep Pneumonia: به جز 3 مورد ذیل بقیه حساس بودند. Cotrimoxazol>2ic/ml /PNC = 0.01mic/ml/Vanco>0.125mic/ m Vanco>0. 25mic/ ml/.Cotrimoxazol>2ic/ml / PNC =0.01mg/ml Vanco>0.125mic/ ml / Cotrimoxazol>2mic/ml /MIC-PNC >0.016mic/ml تمامی 3 مننگوکک جدا شده حساس به پنی سیلین و کلرامفنیکل وسفتریاکسون و وانکومایسین بودند. اما E coli مقاوم به تمام داروها مانند سفوتاکسیم وسیپرو داشت (CIPRO>32mic/ml)Pseudomona Aerogenosa:(Ceftriaxon>256mic/ml/ /Genta>0.038mg/ml)-(Imipenem>32mic/ml(کلبسیلا فقط حساس به Cipro-Staph .Aureous: فقط حساس به ClindaCiproChlora و مقاوم به CeftPNCand Cotri
نتیجه گیری و توصیه ها: بنابراین مننگوکک وهموفیلوس و استرپتوکک پنومونیه جدا شده غالبا به تمامی داروها حساس بودند. فقط تعداد معدودی مقاوم به آمپیسیلین اما به کلرامفنیکل حساس بودند و بالعکس. با توجه به مقاومت تعداد محدود پنوموکک به پنیسیلین که از نوع بینابینی ( MIC:0.1-1mic/ml) بوده وبا افزایش دوز دارو میتوان درمان نمود. سایر موارد پنوموکک هم به تمام داروها حساس بوده ا ست. بنابراین استفاده از آمپیسیلین و کلرامفنیکل داروی انتخابی در درمان تجربی مننژیت های باکتریال بعد از دوران نوزادی است.
مقدمه: دوران نوجوانی از بحرانی ترین دورانهای زندگی محسوب میگردد. نتایج مطالعات مختلف بیانگر پایین بودن سطح آگاهی و نگرش تغذیه ای نوجوانان بویژه دختران میباشد. لذا در سالهای اخیر آموزش تغذیه به عنوان امری ضروری مورد توجه قرار گرفته است. با این وجود مطالعات اندکی به بررسی ارتباط بین برخی از عوامل اقتصادی- اجتماعی با اثر بخشی آموزش پرداخته اند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر وضعیت تحصیلات والدین، شغل والدین، بعد خانوار، نوع مالکیت مسکن، نحوه نظارت درسی، تصور ذهنی از بدن، میزان پول توجیبی ماهانه و معدل نمرات درسی بر اثربخشی آموزش تغذیه در ارتقاء سطح آگاهی و نگرش تغذیه ای دانش آموزان دختر سال اول راهنمایی تهران صورت گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه 300 نفر دانش آموز به شکل سه گروه 100 نفری ( آموزش از راه جزوه ، آموزش از راه بحث گروهی و کنترل) از 11 مدرسه به طور تصادفی ساده انتخاب شدند. با استفاده از آزمون اولیه و ثانویه، قبل وچهار هفته بعد از اجرای آموزش که از طریق تکمیل سه پرسشنامه عمومی، آگاهی و نگرش صورت گرفت، اطلاعات جمعآوری گردید. آموزش به صورت ارائه جزوه و جلسات بحث گروهی طی 4 جلسه یک و نیم ساعته در دو گروه اجرا و به گروه کنترل آموزشی داده نشد.
یافته ها: بررسی نتایج نشان داد تحصیلات مادر به طور مستقل از نوع آموزش با افزایش نمرات آگاهی ارتباط مثبت داشته است (007/0= p). دو متغیر سطح تحصیلات مادر و معدل نمرات درسی به دلیل ارتباط با سطح نگرش تغذیه ای از میزان تاثیر آموزش بر تغییر سطح نمرات نگرش کاسته اند(139/0= p و 29/0= p) و تاثیر آموزش بر ایجاد افزایش در نمرات آگاهی مستقل از متغیر پول توجیبی ماهانه نبوده است(035/0= p). بجز موارد مذکور، سایرمتغیرها نه بطور مستقل و نه از طریق تاثیر متقابل با نوع آموزش، هیچگونه رابطه معنی داری با تغییر نمرات آگاهی و نگرش نداشتند.
نتیجه گیری و توصیه ها: بطور کلی مشخص گردید به استثنای متغیر پول توجیبی، تاثیرنوع آموزش بر سطح آگاهی و نگرش مستقل از متغیرهای مورد مطالعه بوده است و از بین کلیه متغیرهای مستقل تنها تحصیلات مادر به طور مستقل از نوع آموزش با نمرات آگاهی ارتباط داشته است.
مقدمه: هدف اصلی تحقیق حاضر هنجاریابی و اعتبارسنجی پرسشنامه شخصیتی کلونینجر (پرسشنامه سرشت و منش) TCI در طبقات سنی مختلف جمعیت مرد و زن ایرانی بود.
مواد و روشها: نمونه مورد مطالعه 1212نفر زن و مرد در گروههای سنی مختلف شهر تهران بود که آزمون شخصیتی مزبور را پرکردند. مرحله بعد در فاصله زمانی یک تا دو ماه از مرحله اول انجام شد و101 نفر از آزمودنیهای آزمون شده در مرحله اول به طور تصادفی انتخاب شدند و مجددا به تکمیل آزمونها پرداختند. این اقدام جهت دستیابی به ضریب پایایی Reliability صورت گرفت. همچنین برای به دست آوردن ضریب روائی Validity، 100 نفر از آزمودنیها توسط دو روانشناس مورد مصاحبه بالینی قرار گرفتند. در این مصاحبه دو ارزیاب نسبت به نمرات آزمودنیها در مقیاسهای هفتگانه TCI بیاطلاع بودند و مبتنی بر یافته های مصاحبه، هر یک از ویژگی های مورد سنجش پرسشنامه را در فرد نمرهدهی (درجه بندی کمی براساس مقیاس 10-1) کردند.
یافتهها و نتیجهگیری: نمرات هنجاری مقیاسهای نوجویی NS، آسیبپرهیزی HA، پاداشوابستگی RD پشتکار Per ، خودراهبری SD، همکاری Co و خودفراروی ST به تفکیک سن و جنس در جداول جداگانه ارایه شده است. نتایج همبستگی correlation بین نمرات مقیاسها در مرحله آزمون و باز-آزمون نشان میدهدکه مقیاسهای هفتگانه TCI دارای پایایی قوی هستند، به این معنی که این مقیاس در شرایط مختلف نتایج یکسانی را به دست میدهند. بهجهت هماهنگی (ثبات) درونی internal consistency، عبارات هر مقیاس دارای همبستگی خوبی است. نتایج حاصل از عملیات آماری برای به دست آوردن چگونگی همبستگی بین نمرات مقیاسها و ارزیابیهای کمی دو ارزیاب در مرحله مصاحبه شخصیتی، نشان میدهد که به لحاظ تئوریک، این مقیاسها خصلتها و ویژگیهای مورد نظر را میسنجند. نتایج مربوط به همبستگی بین مقیاسها نشانگر آن که همبستگی معنیدار بالاتر از 40/0 بین NS ،Per ، HA و RD وجود ندارد که نشاندهنده ایناست که این چهار بعد سرشتی از یکدیگر مستقل هستند. بین ابعاد منش و سرشت همبستگیهای ضعیف تا متوسط (کمتر از 40/0) وجود دارد، به غیر از همبستگی خودراهبری و آسیبپرهیزی که بیش از 40/0 است. تنها همبستگی بالاتر از 40/0 بین ابعاد سهگانه منش مربوط به همکاری و خودراهبری است. ضمنا، سن با NS و HA همبستگی منفی و با Co و Per همبستگی مثبت ضعیف دارد.
مقدمه: با توجه به بیثباتی ذاتی ستون فقرات و نقش برجسته عضلات در تأمین ثبات آن و جلوگیری از صدمات و عوارض حاصله و نظر به اهمیت مطالعه الگوی فعالیت عضلات ستون فقرات کمری و کمربندلگنی در افراد سالم ( بدون علامت )، جهت مقابله با انواع اغتشاشات اعمال شده بر بدن در شرایط مختلف محیطی به عنوان مبنای مطالعات بالینی این تحقیق در این تحقیق، 20 فرد سالم مؤنث از دانشجویان دانشکدههای علوم توانبخشی دانشگاههای علوم پزشکی تهران و ایران صورت گرفت. هدف از انجام این تحقیق، بررسی نحوه فعالیت عضلات مختلف در هر یک از آزمونهای بارگذاری و نیز بررسی نحوه فعالیت هر یک از عضلات در آزمونهای مختلف بارگذاری در وضعیت ایستاده بر روی سطوح اتکاء مختلف بود.
مواد و روشها: در این بررسی گروه سنی (30ـ18) سال مورد مطالعه قرار گرفتند. در این مطالعه در حالت تعادلی استاتیک در وضعیت ایستاده بر روی سطوح اتکاء مختلف ( سطح خنثی، شیب مثبت، شیب منفی )، باری معادل 7% وزن کل بدن از طریق اندامهای فوقانی بر افراد نمونه اعمال میگردید و با ثبت سطحی فعالیت الکتریکی عضلات دلتویید، گلوتئوس ماگزیموس، مایل داخلی شکم و پارااسپاینال کمری، زمان شروع فعالیت (Onset Time)، سطح فعالیت ( شاخصRMS) و مدت زمان فعالیت (Duration) محاسبه گردید.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که در آزمونهای بارگذاری در وضعیت ایستاده بر روی سطوح اتکاء مختلف، جهت جبران گشتاور فلکسوری حاصل از اعمال اغتشاش از سمت قدام، ابتدا عضلات خلف تنه ( آگونیستها ) فعال میشوند (Switch-on) و پس از آن عضلات قدام تنه (آنتاگونیستها) جهت جبران نیروهای واکنشی حاصل از فعالیت عضلات آگونیست، فعال میگردند. در کلیه آزمونهای بارگذاری عضله مایل داخلی شکم با وجود ایفای نقش آنتاگونیستی، بیشترین سطح فعالیت را داشت و در آن هرگز، کاهش فعالیت (Shut-off ) مشاهده نگردید. این امر میتواند دال بر نقش عضله مایل داخلی شکم به عنوان یکی از ثبات دهندههای اصلی تنه باشد.
نتیجهگیری و توصیهها: از آنجایی که نوع سطح اتکاء بر روی زمان شروع فعالیت هر یک از عضلات و سطح و مدّت زمان فعالیت آنها در آزمونهای مختلف تأثیری نداشت میتوان نتیجه گرفت که احتمالاً فعال شدن گیرندههای حس عمقی نواحی تنه و ستون فقرات در اثر اغتشاشات خارجی، تنها مسئول راه اندازی ( Triggering ) پاسخهای پاسچرال هستند و در تعیین نحوه فعالیت عضلات یعنی زمانبندی ( Timing ) و میزان بزرگی پاسخ ( Scaling ) نقشی ندارند.
مقدمه: کمر درد یکی از شایع ترین مشکلات ستون فقرات کمر در انسان است و نقش عضلات کمری و رفتار آن در حرکات روزمره از اهمیت خاصی بر خوردار میباشد. رفتار حرکتی مناسب مفاصل ران و زانو در انجام حرکات نرم و بدون استرس بر اساس بیومکانیک میتواند سلامت حرکتی ستون فقرات را تامین کند، بطوریکه وجود حرکات دقیق و مناسب در مفاصل ران و زانو در زنجیره حرکتی با ستون فقرات کمری میتواند برآیند و تبدیل نیروهای وارده به مهرههای کمری را مناسب تر و کار آمد تر در جهت افزایش بازده حرکتی نماید. این پژوهش نگرشی دارد بر میزان مداخله مفاصل مجاور ستون فقرات کمری در بهبود علائم در بیماران مبتلا به کمردرد و توجه به آن در درمانهای فیزیکی.
مواد و روشها: تعداد 50 بیمار خانم مبتلا به کمر درد با علت استئوآرتریت ستون فقرات کمری در این پژوهش شرکت کردند و به دو گروه کنترل و درمان مکمل تقسیم شدند. گروه کنترل تحت درمان فیزیوتراپی با روش رایج ( گرمای سطحی، اولتراسوند، تنس، ورزشهای فلکسوری و اکستانسوری کمر ) قرار گرفتند و گروه دوم کلیه مراحل درمانی گروه اول را به همراه درمانهای تقویتی و استرچینگ عضلات مؤثر در حرکات ران و زانو ( لاتیسیموس دورسی، ایلیوپسوآس، گلوتئوس ماکزیموس، کوادریسپس و همسترینگ ) را دریافت میکردند. دامنه حرکتی مفاصل کمر، ران و زانو توسط گونیامتر و درد حین حرکت ستون فقرات کمر در تمام محورها توسط مقیاس کمّی درد ( VAS ) در قبل، بعد از جلسه پنجم ودهم جهت مقایسه اندازه گیری شدند.
یافته ها: در گروه اول دامنه حرکتی مفاصل ران، زانو قبل و بعد از درمان فیزیوتراپی تفاوت معنی داری را نشان ندادند ولی کاهش معنی داری بین جلسات قبل و دهم برای شاخص درد وجود دارد ( 05/0 P < ) در حالیکه این کاهش در بین جلسات قبل و پنجم و همچنین پنجم و دهم معنی دار نیستند. همچنین افزایش مختصر و معنی داری در حرکات ستون فقرات کمری بین جلسات قبل و دهم بوجود آمد ( 05/0 P < ). در گروه دوم دامنه حرکتی مفاصل ران، زانو و کمر و همچنین مقیاس درد در حرکات کمر قبل و بعد از درمان فیزیوتراپی تفاوت معنی داری را بین جلسات قبل و دهم و همچنین جلسات قبل و پنجم و نیز پنجم و دهم نشان دادند ( 05/0 P < ). مقایسه دو گروه تفاوت معنی داری را بین قدر ت عضلات در قبل و بعد از درمان به همراه نداشت ولی افزایش دامنه حرکتی ران، زانو و کمر بعد از فیزیوتراپی در گروه دوم بیشتر از گروه اول بود ( 05/0 P < ). در بررسی اثر درمان فیزیوتراپی بر کاهش درد در حرکات ستون فقرات کمری گروه درمان مکمل بهبودی بیشتری را گزارش کردند ( 05/0 P < ).
نتیجهگیری و توصیهها :همراهی کاهش درد در سطح قابل قبول با بهبود حرکتی در مفاصل کمر، ران و زانو نشان میدهد که درد بیماران کمر دردی زمانی کاهش پیدا میکند که رفتار حرکتی در اندامهای تحتانی و کمر بطور همزمان به محدوده طبیعی نزدیک شوند. یعنی استرچ عضلات کوادریسپس، همسترینگ، گلوتئوس ماگزیموس و لاتیسیموس دورسی و تقویت آنها در کنار ورزشهای انتخابی ستون فقرات کمر، میتواند پاسخ بیماران به درمانهای ضد التهابی و تسکینی را بهتر کند.
مقدمه: هدف این مطالعه تعیین توزیع فشار داخل چشمی جمعیت تهران و عوامل مؤثر بر آن است.
مواد و روشها: : در مطالعه شاخصهای چشمپزشکی مردم تهران از طریق یک مطالعه مقطعی، 4565 شهروند تهرانی وارد مطالعه شدند. در این مقاله یافتههای مربوط به فشار داخل چشم شرکتکنندگان با سن 10 سال یا بیشتر که دارای گلوکوم نبوده و یا مشکوک به آن نبودند ارائه میگردد. تمام شرکتکنندگان تحت آزمایشات مشخصی در قالب یک پروتکل معاینه شامل اندازهگیری فشار داخل چشم، معاینه ته چشم و اندازهگیری بعضی از اندکسهای چشمی قرار گرفتند. همچنین از تمامی آنها اطلاعات دموگرافیک جمعآوری گردید و مورد مصاحبه نیز قرار گرفتند. توزیع فشار داخل چشمی شرکتکنندگان بر حسب سن، جنس و تعدادی از پارامترهای چشمی بررسی گردید.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار فشار داخل چشم در کل شرکتکنندگان برابر با 6/2±5/14 میلیمتر جیوه بود و در زنها و مردها به تفکیک برابر با 5/2±5/14 و 7/2±4/14 بود. مقدار فشار داخل چشم با افزایش سن و نسبت کاپ به دیسک افزایش مییابد و تنها در سنین بالا مقدار آن اندکی افت میکند. همچنین مقدار آن از وضعیت انکساری نرمال به سمت نزدیکبینی نیز به صورت غیرخطی افزایش مییابد.
نتیجه گیری و توصیه ها: میانگین و دامنه طبیعی فشار داخل چشم و رابطه آن با متغیرهای گوناگون بررسی شد که با مطالعات دیگر تفاوتهایی مشاهده گردید. با توجه به یافتههای این مطالعه، منطقی است که توزیع فشار داخل چشم در افراد طبیعی و افراد مبتلا به گلوکوم جداگانه بررسی گردد و شیوع عوامل خطر آن نیز جداگانه گزارش گردد تا نتایج مطالعات بهطور منطقیتری قابل مقایسه باشند.
مقدمه: اگر چه درسال های اخیر در رابطه با درمان لوپوس تحقیقات متمرکزی صورت گرفته، لیکن تعداد کمی از این مطالعات در ارتباط با نفریت لوپوسی در اطفال بوده است. این بیماری درکودکان بویژه در گروه های مبتلا به گلومرولونفریت پرولیفراتیو منتشر و التهاب فعال انترسیس با پیش آگهی نامساعدی روبرو می باشد. همزمان با د سترسی به پروتکل های درمانی جدید در رابطه با بیماران مبتلا به انواع شدید نفریت لوپوسی، مشخص نمودن کودکانی که در معرض ابتلا به نارسائی کلیه قرار دارند، میتواند از اهمیت فزاینده ای برخور دار باشد. این مطالعه به منظور بررسی سیر بالینی، هیستوپاتولوژی، یافتههای سرولوژیک و اهمیت پروگنوستیک برخی پارامترها در تعیین ریسک فاکتورهای دخیل در پیدایش نارسائی کلیه و مرگ و میردر کودکان مبتلا به نفریت لوپوسی انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه پرونده 30 کودک زیر ١٦ سال و مبتلا به نفریت لوپوسی که در مرکز طبی کودکان بین سالهای ١٣٦٨ لغایت ١٣٧٧ بستری و تحت درمان قرارگرفته بودند، بصورت گذشته نگر مورد بررسی قرار گرفت. از همه بیماران قبل از شروع درمان بیوپسی کلیه از راه پوست بعمل آمد. در 3 مورد بیوپسی پیگیری انجام شد. ضایعات بر اساس کلاسیفیکاسیون سازمان بهداشت جهانی) Organization (WHO World Health درجه بندی گردید. پارا مترهای بالینی و سرولوژیکی در زمان بیوپسی کلیه ثبت گردید .
یافته ها: از همه بیماران طی یکسال از شروع بیماری بیوپسی کلیه بعمل آمد. از این تعداد بر اساس طبقه بندی WHO در یک مورد کلاس II، ٥ مورد (٧/١٦%) کلاس III، ٢١ مورد ( ٧٠% ) کلاس IV و ٣ مورد ( ١٠%) کلاس Vاز جمله یافته های مشاهده شده در مطالعه هیستولوژیک بود. میانگین پیگیری بیماران ٦٠ ماه بود .در بیوپسی های انجام شده در زمان پیگیری یافتهها از نظر هیستولوژیکی در دو مورد ثابت ودر یک مورد پیشرونده گزارش گردید. در مجموع میزان ماندگاری ٥ ساله کلیه و بیمار بترتیب ٦٧/٤٦% (١٤ از٣٠) و ٣٣/٩٣% (٢ از ٣٠) بود. در گروه مبتلا به کلاس IV این میزان بترتیب٦١/٤٧% (١٠ از٢١) و ٢١/٩٥% ( ٠ ٢ از ٢١) از بیماران را شامل میشد. بیشترین موارد نارسائی پیشرفته کلیه ٦٦/٦٦% (٢ از٣) و مرگ و میر ٣٣/٣٣% (١ از٣) در کودکانی مشاهده شد که مبتلا به کلاس V بیماری بودند. هیپرتانسیون مداوم، آنمی ( هموگلوبین کمتر از <10gr/dl )، کلیرانس کراتینین کمتر از ml/min/1.73m2 /75، پروتئین اوری در حد نفروتیک در زمان انجام اولین بیوپسی از جمله پارامترهائی بودندکه بین این فاکتورها و سیر بیماری بطرف اختلال عملکرد یا نارسائی پیشرفته کلیه رابطه معنیداری وجود داشت (P<0.01).
نتیجهگیری و توصیهها: در این مطالعه کودکان مبتلا به کلاس IV نفریت لوپوسی نسبت به دیگر مطالعات انجام شده در سالهای قبل از پیشآگهی بهتری برخوردار بودند. از طرف دیگر بیماران مبتلا به پرفشاری خون، آنمی، کلیرانس کراتینین کمتر از ml/min/1.73m2 /75، پروتئین اوری در حد نفروتیک و نفریت لوپوسی کلاس V د ر زمان تشخیص با ریسک بالائی از سیر بیماری بطرف اختلال عملکرد یا نارسائی پیشرفته کلیه مواجه می باشند. کلاسیفیکاسیون هیستولوژیک ضایعات در شروع بیماری، اعمال برخی مراقبت های درمانی ویژه، استفاده از برخی روش های درمانی تهاجمی از قبیل انفوزیون پالس متیل پردیزولون و پالس سیکلوفسفاماید از جمله اقداماتی هستند که بنظر می رسد در پیشگیری از مختل شدن عملکرد کلیه و افزایش میزان بقاء کلیه و ماندگاری بیماران موثر باشد.
نشانی: بلوار کشاورز، خیابان قدس، خیابان ایتالیا، پلاک ۴۹، طبقه هفتم، مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تلفکس ۳-۴۲۹۱۰۷۰۲
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

