908 نتیجه برای Ct
زهرا علامه، مریم تیموری جروکانی، مینو موحدی، مریم حاج هاشمی،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی روش کربوکسیتراپی بهعنوان یک استراتژی سرپایی و غیرهورمونی برای درمان بیاختیاری ادراری استرسی (Stress urinary incontinence, SUI) و اختلال عملکرد جنسی Sexual dysfunction, SD) انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی شاهددار بهروش بلوک تصادفی روی 60 زن در فاصله سنی 65-35 سال مبتلا به SUI و SD از اردیبهشت 1399تا بهمن 1400 به کلینیکهای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مراجعه کردند انجام شد. SUI با پرسشنامه ICIQ-UI SF و SD با پرسشنامه PISQ-12 بررسی شد. در گروه مداخله با نیدل گیج 30 (Needle gauge 30)، ml 30 گاز CO2 با زاویه 90 درجه در سه ناحیه از گردن مثانه تزریق شد. هر فرد دوبار در هفته به مدت یکماه تحت کربوکسیتراپی قرار گرفت و در گروه کنترل با همان پروتوکل ولی بدون تزریق گاز CO2 مداخله انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین شاخص کلی عملکرد جنسی و میانگین شاخص عملکرد جنسی بیماران در بعد فیزیکی و بعد مرتبط با شریک جنسی در گروه مداخله طی دو مرحله اندازهگیری تفاوت معناداری داشت ولی در گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده نشد. امتیاز کلی عملکرد ادراری، تعداد دفعات نشت ادرار و تاثیر نشت ادرار بر کیفیت زندگی زنان در هر دو گروه کنترل و مداخله بین سه مرحله اندازهگیری تفاوت معنادار داشته است درحالیکه میزان نشت ادرار در گروه مداخله بین زمانها اختلاف معنادار بود ولی در گروه کنترل تفاوتی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: کربوکسیتراپی بهعنوان یک گزینه درمانی ایمن و موثر میباشد و احتمالا با افزایش جلسات درمانی بتوان به نتایج بهتری دست پیدا کرد.
فائزه مقدس، زهرا امینی، راحله کافیه،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای رابط مغز و رایانه از طریق سیگنالهای مغزی امکان ارتباط با دنیای بیرون را بدون استفاده از واسطههای فیزیولوژیکی برای افراد دارای ناتوانی جسمی فراهم میکند. یکی از انواع این سیستمها، سیستمهای مبتنی بر تصور حرکتی است. از مهمترین بخشها در طراحی این سیستمها، طبقهبندی سیگنالهای مغزی مبتنی بر تصور حرکت به کلاسهای تصور حرکت بهمنظور تبدیل به فرمان کنترلی است. در این مقاله یک روش نوین طبقهبندی سیگنالهای مغزی مبتنی بر تصور حرکتی با استفاده از روشهای یادگیری عمیق ارایه شده است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در دانشکده فناوریهای نوین پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از بهمن 1398 تا تیر 1401 انجام شد در بلوک پیش-پردازش قطعهبندی سیگنالهای مغزی، انتخاب کانالهای مناسب و استفاده از فیلتر باترورث (Butterworth filter)، سپس تبدیل موجک جهت انتقال به حوزه زمان-فرکانس و در قسمت طبقهبندی از دو طبقهبند شبکه یادگیری عمیق کانولوشنی یکبعدی با دو معماری و شبکه یادگیری عمیق کانولوشن دوبعدی با دو معماری با ورودی سه موجک مادر Cmor، Mexicanhat و Cgaus به کار گرفته شده و درنهایت عملکرد شبکهها بررسی شدهاند.
یافتهها: سه کانال برای 9 سوژه موردنظر، بهعنوان بهترین کانالها انتخاب شدند. همچنین پس از یافتن پارامترهای بهینه در ساختار داده، تبدیل موجک با موجک مادر Cgaus بالاترین درصد را در دو معماری پیشنهاد شده، دارد. صحت 53/92%، بالاترین صحت مربوط به معماری دوم شبکه عصبی کانولوشن دوبعدی پیشنهاد داده شده است.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از شبکههای پیشنهاد شده، نشاندهنده آن است که شبکههای یادگیری عمیق مناسب میتوانند بهعنوان ابزاری مناسب و دقیق برای طبقهبندی دادگان مبتنی بر تصور حرکت مورد استفاده قرار گیرند.
شهرام سیفی، نازلی فرنوش، کیوان لطیفی، پرویز امری مله، حامد مهدینژاد گرجی، اسدالله شاکری، خدیجه ازوجی،
دوره 80، شماره 11 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: لنفانژیولیومیوماتوزیس اسپورادیک Lymphangioleiomyomatosis, (LAM) یک بیماری نادر است که بهطور کلی زنان جوان را درگیر میکند و شامل تکثیر غیرطبیعی سلولهای عضله مانند صاف (سلولهای LAM) در ریهها (LAM ریوی) است. شایعترین تظاهر این بیماری پنوموتوراکس ناشی از پارگی کیست میباشد. عوامل مرتبط با پیشآگهی ضعیف اغلب عواملی هستند که با کاهش سریعتر عملکرد ریه مرتبط هستند.
معرفی بیمار: بیمار خانم 24 سالهای بود که با پنوموتوراکس مراجعه داشته و بولاهای متعدد در هر دو ریه بیمار مشهود بود. بیمار هیچ سابقه خانوادگی بیماری تنفسی نداشت. هیچ مدرکی دال بر درگیری سایر اندامها بهجز ریه وجود نداشت. علاوهبر گذاشتن Chest tube، بیمار تحت تهویه مکانیکی قرار گرفت. پس از 24 روز بستری، اکسیژنتراپی بیمار با ماسک معمولی انجام شد و تحت پلورودز دوطرفه نیز قرار گرفت. در 36مین روز بستری، بیمار با حال عمومی خوب ترخیص شد (مرداد و شهریور 1399) و در پیگیری چهار ماه بعد، مشکلی نداشت.
نتیجهگیری: خوشبختانه با تشخیص LAM برای بیمار با توجه به نمای سیتیاسکن ریه بیمار، پنوموتوراکس بیمار تحت درمان قرار گرفت و با انجام پلورودز، از عود پنوموتوراکس جلوگیری شد. در خانم جوان با پنوموتوراکس خودبهخودی، LAM اسپورادیک جز تشخیصهای افتراقی میباشد.
منصوره جمشیدیان طهرانی، هانیه زیدآبادینژاد، فرشته طیبی، محمدرضا خلیلی، بیتا مومنایی،
دوره 80، شماره 12 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: انسداد مادرزادی مجرای اشکی یکی از شایعترین بیماریهای اربیت در کودکان است و درمان موارد مقاوم همیشه چالشبرانگیز بوده است. هدف این مطالعه بررسی اثربخشی داکریوپلاستی با بالون و استنتگذاری در انسداد پایدار مجرای اشکی مادرزادی پس از اینتوباسیون قبلی ناموفق مجرای اشکی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه، یک مطالعه مداخلهای از دی 1393 تا دی 1396 بر روی 16 سیستم اشکی از 11 بیمار (پنج پسر و شش دختر) با انسداد مادرزادی مجرای اشکی و سابقه پروبینگ و استنتگذاری ناموفق در بیمارستان فارابی تهران (وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران) بود. کودکانی که به بیمارستان ما مراجعه کرده بودند و پیشتر توسط جراح دیگری تحت پروبینگ با یا بدون استنتگذاری قرارگرفته بودند، ابتدا تحت پروبینگ مجدد و استنتگذاری مجدد با تیوب کرافورد قرار گرفتند. آندوسکوپی سیستم نازولاکریمال در موارد مشکوک به عبور کاذب استنت یا در صورت وجود سابقهای که نشاندهنده پاتولوژی بینی باشد، انجام شد. لوله مونوکا کرافورد پس از دو ماه برداشته شد. داکریوپلاستی با بالون با اینتوباسیون بهعنوان سومین جراحی در مواردی که پس از سه تا شش ماه به پروبینگ و استنتگذاری پاسخ ندادند، انجام شد. موفقیت پس از شش ماه با استفاده از تست ناپدید شدن رنگ فلورسین (FDDT) و همچنین رفع علایم بیماران ارزیابی شد.
یافتهها: سن بیماران 01/35±67 ماه (محدوده 121-26) بود. محل تنگی کانالیکول در بیماران ما در کانالیکول مشترک یا با فاصله mm 3-2 از کانالیکول مشترک بود. پس از شش ماه، جراحی در 13 سیستم اشکی (25/81%) با موفقیت انجام شد. یک بیمار که انسداد مادرزادی مجرای اشکی و سندرم داون داشت و دو بیمار دیگر به داکریوپلاستی با بالون و استنتگذاری پاسخ ندادند و متعاقباً تحت داکریوسیستورینوستومی (DCR) قرار گرفتند.
نتیجهگیری: داکریوپلاستی با بالون همراه با لولهگذاری مونوکرافورد میتواند بهعنوان یک روش درمانی موفق در بیماران مبتلا به انسداد مادرزادی مجرای اشکی (CNLDO) با سابقه پروبینگ و استنتگذاری ناموفق پیش از برنامهریزی برای داکریوسیستورینوستومی (DCR) در نظرگرفته شود.
امین ابوالحسنی فروغی، جلالالدین بدرقه، بنفشه زینلی رفسنجانی،
دوره 80، شماره 12 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بزرگی پروستات یک مسئله رایج در بین مردان است که عوارض جانبی قابلتوجهی را برای مردان مسن ایجاد میکند. با توجه به شیوع بالای بزرگی پروستات و اعتیاد به تریاک و مشتقات آن، ارزیابی رابطه بین مصرف تریاک با بزرگی پروستات ممکن است موضوع جالبی باشد.
روش بررسی: دادهها بهصورت مقطعی جمعآوری گردید. جامعه هدف بیماران معتاد به تریاک مراجعهکننده به بیمارستانهای نمازی دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای سونوگرافی لگن از شهریور 1398 تا مرداد 1399 بودند. دو گروه در نظر گرفته شد. گروه موردنظر شامل مردانی با سابقه حداقل یک سال سوء مصرف تریاک بود. گروه کنترل مردانی در همان محدوده سنی که بهدلایل دیگری به جز مشکلات پروستات برای سونوگرافی مراجعه کرده بودند. حجم پروستات بیشتر از ml 20 بهعنوان پروستات بزرگ شده در نظر گرفته شد.
یافتهها: 212 مرد در مطالعه شرکت کردند که 78 بیمار معتاد در گروه موردنظر و 134 نفر سالم در گروه کنترل بودند. میانگین اندازه پروستات در گروه معتاد بهطور معناداری بیشتر از گروه سالم بود (005/0=P). بین اندازه پروستات و سن در هر دو گروه ارتباط معناداری وجود داشت. ارتباط معناداری بین سایز پروستات و شاخص توده بدن مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با توجه به کاهش میل جنسی افراد معتاد، ابتدا انتظار داشتیم در مردان معتاد با پروستات کوچکتر مواجه شویم. با اینحال، نتایج مطالعه خلاف آن را ثابت کرد. کاهش میل جنسی، احتمال تجمع ترشح در پروستات را افزایش میدهد که این ممکن است منجر به واکنشهای التهابی مزمن، در نتیجه هایپرتروفی، و هایپرپلازی پروستات شود. در نهایت میتوان نتیجه گرفت که اعتیاد به تریاک و مشتقات آن میتواند احتمال بزرگ شدن پروستات را افزایش دهد.
آرزو محرابیان، حامد غفاری، سهیلا رفاهی، محمد حقپرست، ابوالحسن رضاییان،
دوره 80، شماره 12 - ( 12-1401 )
چکیده
پرتودرمانی کمکی یا نجاتدهنده میتواند عود بیوشیمیایی پس از جراحی پروستاتکتومی رادیکال را کنترل کند و خطر ابتلا به متاستازهای دوردست را کاهش دهد. افزایش دوز پرتودرمانی پس از جراحی پروستاتکتومی رادیکال میتواند منجر به بهبود بقا بدون عود بیوشیمایی شود. در دهههای اخیر، علیرغم پیشرفتهای ایجاده شده در پرتودرمانی، بهعلت نزدیکی آناتومیکی پروستات یا بستر پروستات با رکتوم، سمیّت و عوارض رکتومی ناشی از پرتودرمانی مهمترین فاکتور محدودکننده افزایش دوز میباشند. از اینرو، چندین وسایل حفاظتکننده رکتومی شامل بالونهای داخل رکتومی، مواد جداکننده پروستات از رکتوم همانند هیدروژل SpaceOAR و پروب دور کننده رکتوم برای افزایش فاصله بین پروستات و رکتوم ساخته شدهاند تا دوز دریافتی رکتوم و عوارض رکتوم را کاهش دهند. در دههی اخیر مطالعات متعددی این وسایل را در پرتودرمانی پس از جراحی پروستاتکتومی رادیکال بکار گرفتند. بنابراین هدف از این مطالعه مروری غیرنظامند ارزیابی اثر وسایل حفاظتکننده رکتومی بر پارامترهای دوزحجم رکتوم و آنوس، عوارض رکتومی ناشی از پرتودرمانی و همچنین حرکت بستر پروستات در پرتودرمانی پس از جراحی پروستاتکتومی رادیکال میباشد. نتایج نشان میدهد که اگرچه بالونهای داخل رکتومی میتوانند منجر به پایداری در موقعیت حجم هدف شوند، اما دوز دریافتی رکتوم، بهویژه قسمت قدامی رکتوم را کاهش نمیدهند. پروب دورکننده رکتوم و هیدروژل SpaceOAR میتوانند دوز دریافتی رکتوم را کاهش دهند اما مطالعات بیشتری برای بررسی کارآیی این وسایل در کاهش عوارض رکتومی ناشی از پرتودرمانی پس از پروستاتکتومی رادیکال لازم میباشد.
بتول حسین رشیدی، مریم باقری، اشرف آلیاسین، لادن کاشانی، فاطمه داوری تنها، الهام فیضآباد، فدیه حقاللهی،
دوره 81، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایتمندی مراجعین از مهمترین ارکان ارزشیابی و مولفههای کیفیت خدمات مراکز بهداشتی، درمانی محسوب میگردد. در این پژوهش میزان رضایتمندی بیماران نابارور ارزیابی شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی-توصیفی میباشد. اطلاعات 304 نفر از بیماران نابارور مراجعهکننده به درمانگاه ناباروری (حداقل چهار ویزیت) و بستری در چهار بخش از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران (بیمارستانهای 4-1) از اردیبهشت 1399تا شهریور 1400جمعآوری شد. اطلاعات پرسشنامه حاوی 56 سوال (9 حیطه) در SPSS software, version 24 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) وارد و بهکمک آمار توصیفی موردتجزیهوتحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: میانگین رضایت از خدمات پذیرش و ترخیص، خدمات پزشکی، خدمات تغذیه و حسابداری و بیمهگری در بیمارستان شماره یک بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داد و میانگین رضایت از خدمات پرستاری یا مامایی، خدمات تشخیصی درمانی (رادیولوژی/آزمایشگاه)، خدمات کاخداری، منشور حقوق بیمار، خدمات مدیریتی، هزینههای پرداختی در بیمارستان شماره چهار بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داد. میانگین خدمات پرستاری یا مامایی، منشور حقوق بیمار، و خدمات کاخداری در کل بیمارستانها بهترتیب بیشترین امتیاز را به خود اختصاص دادند و خدمات تغذیه و هزینههای پرداختی کمترین امتیاز را به خود اختصاص دادند (بیشترین نارضایتی) (05/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به امتیاز رضایت زنان مراجعهکننده به درمانگاه ناباروری، خدمات ارائه شده در 9/35% موارد در سطح مناسب و عالی در 3/49% در سطح نسبتاً مناسب و در 8/14% در سطح نامناسب درنظرگرفته شد.
مریم موتمر، مریم کدیور،
دوره 81، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان کولورکتال علت مهم مرگومیر در جهان است. در طبقهبندی رایج، بسیاری از رفتارهای بیولوژیک تعیین کننده در تومورهای با مرحله مشابه مشخص نمی شوند. تعیین میزان خطر در Stage پایین حیاتی است، چراکه این بیماران در صورتی که فاکتورهای مرتبط با پروگنوز مانند Vascular invasion (VI)، Perineural invasion (PI) و Serosal involvement (SI) را داشته باشند کموتراپی ادجوانت میشوند، با این وجود ارزیابی این فاکتورها در نمونههای کولورکتال هنوز دارای ضعف میباشد.
روش بررسی: در مطالعه Cross-sectional حاضر، فاکتورهای VI، PI و SI در 180 بیمار مبتلا به سرطان کواورکتال، براساس گزارشهای اولیه پاتولوژی، بازبینی اسلایدهای پاتولوژی با در نظر گرفتن سرنخهای مورفولوژیک Orphan artery و Protruding tongue و همچنین رنگآمیزی الاستین ارزیابی شدند. همچنین Stage، pT و گرید تومور نیز ثبت شدند آنالیز دادهها با استفاده از Fisher’s exact test و SPSS software, version 26 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) انجام شد. ارزش 05/0P< معنادار است.
یافتهها: موارد مثبت VI در بازبینی مجدد با توجه به نشانههای مورفولوژی و همچنین پس از رنگآمیزی الاستین بهطور معناداری بیشتر از گزارشهای اولیه پاتولوژی بود (05/0P<)، اما از نظر (118/0P=)PI و (00/1P=)SI تفاوت معناداری مشاهده نشد. افزونبراین، تفاوت معناداری بین VI، PI و SI براساس Stage، pT و گرید تومور دیده شد (05/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت تشخیص VI در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال، توجه به سرنخهای مورفولوژیک و استفاده از رنگآمیزی الاستین در نمونههای روتین سرجیکال پاتولوژی توصیه میشود.
حدیث سلیمانزاده، ناهید نصیری،
دوره 81، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده
تالاسمی نوعی بیماری ارثی اتوزومال مغلوب است که بهعلت کاهش سنتز زنجیرههای گلوبینی هموگلوبین رخ میدهد. در بتاتالاسمی تجمع زنجیرههای α4 در پیشسازهای اریتروییدی بهدنبال عدم تولید زنجیره بتا، منجر به خونسازی غیرموثر (عدم تعادل بین تکثیر و تمایز در پیشسازهای اریتروییدی مغزاستخوان) و در نهایت علایم بالینی ازجمله تاخیر و اختلال در بلوغ جسمی و جنسی، مشکلات قلبی، بدشکلیهای استخوانی و هپاتواسپلنومگالی میشود. از محدودیتهای درمانهای رایج کنونی مانند ترانسفیوژن، شلاتهکنندههای آهن و پیوند آلوژن هماتوپوئیتیک استم سل میتوان به گرانباری آهن، نبود اهداکننده سازگار و بروز بیماری پیوند علیه میزبان اشاره کرد. در ژن درمانی بیان مداوم زنجیره بتاگلوبین در سلولهای بنیادی خود بیمار القا میشود. ایده ژن درمانی از اوایل سال 1970 مطرح شد و هدف از این روش درمانی، بیان ژن معیوب در سلول هدف است بهصورتی که بتواند علایم بیماری را کاهش دهد یا بهطورکلی رفع کند. برای ژن درمانی دو ویکرد کلی وجود دارد: روش Integrating که در این حالت ژن موردنظر بهوسیله وکتور بهداخل ژنوم سلول هدف الحاق میشود و بیان مادامالعمر آن را بهدنبال دارد و دیگری روش Non integrating است که ژن موردنظر بدون جایگیری در ژنوم سلول هدف و بهصورت سیتوپلاسمی بیان ژن را ممکن میسازد. ژن درمانی بتاتالاسمی در سال 2022 از طرف سازمان غذا و دارو، برای بیماران 12 سال به بالا که فنوتیپ Non β0/β0 دارند تاییدیه گرفته است، بهنظر میرسد که این روش درمانی برای بیماران بتاتالاسمی وابسته به ترانسفیوژن خون، روش درمانی قطعی باشد.
سید حسن سید شریفی، منصوره برادران،
دوره 81، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: طحال فرعی در بیشتر بیماران به اندازه یک ندول کوچک میباشد. در بیمارانی که تحت اسپلنکتومی قرار گرفتهاند، ممکن است دچار هایپرتروفی شود. این مقاله به توصیف مورد ناردی از پارگی خودبهخودی طحال فرعی، تقریبا دو دهه پس از اسپلنکتومی پیشین در زمینه تروما میپردازد. پس از جستوجو در دیتابیسهای متعدد تاکنون موارد اندک مشابهی گزارش گردیدهاند. در هر بیمار شکم حاد با شرح حال اسپلنکتومی پیشین که با توده در محل آناتومیک طحال همراه با شواهد هماتوم ومایع آزاد شکمی در تصویربرداری مراجعه میکند پارگی طحال فرعی باید مدنظر قرارگیرد.
معرفی بیمار: آقایی ۳۶ ساله با شرح حال اسپلنکتومی بهدلیل تروما در ۱۶ سال قبل، بهدلیل درد شدید ناگهانی شکم در بهمن 1400 به اورژانس بیمارستان امامعلی (ع) شهر بجنورد ارجاع شدند. با تشخیص پارگی خودبهخودی طحال فرعی براساس معاینات بالینی و یافتههای تصویربرداری، جراحی باز و اسپلنکتومی مجدد برای بیمار انجام شد.
نتیجهگیری: درهر بیمار شکم حاد در همراهی با توده ساب دیافراگماتیک چپ و شرح حال پیشین اسپلنکتومی، پارگی طحال فرعی باید مدنظر قرار گیرد.
طاهره متولیزاده، فاطمه رضایی، خسرو صادق نیت حقیقی، محمد علی سپهوندی،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیخوابی شایعترین اختلال خواب است که با بیشبرانگیختگی قشری همراه میباشد. تحریک جریان مستقیم فراجمجمهای (tDCS) بهطور بالقوه حالت قشری مرتبط با بیخوابی را اصلاح میکند. ما فرض کردیم با بهکارگیری tDCS میتوان شدت بیخوابی و علایم عاطفی ناشی از آن را بهبود بخشید.
روش بررسی: مطالعه حاضر طرح آزمایشی با پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود که از تیر تا آذر 1401 در مرکز تحقیقات اختلالات خواب شغلی بیمارستان بهارلو و کلینیک خواب بیمارستان امام خمینی تهران انجام شد. 32 زن مبتلا به بیخوابی بهصورت تصادفی در گروههای آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. تحریک فعال جریان مستقیم فراجمجمهای شامل تحریک آنودال ناحیه گیجگاهی فوقانی (STG) چپ و تحریک کاتودال قشر پیشپیشانی پشتی-جانبی (DLPFC) راست و قشر حرکتی ثانویه (SMA) چپ با شدت دو میلیآمپر بهمدت 30 دقیقه، در 12 جلسه (هفتهای سه بار) برای گروه آزمایشی اجرا شد. در گروه کنترل نیز تحریک ساختگی بهمدت 30 دقیقه در طی 12 جلسه (هفتهای سه بار) انجام گرفت. شرکتکنندگان پیش و پس از مداخله توسط شاخص شدت بیخوابی (ISI) و مقیاس عاطفه مثبت و منفی (PANAS) موردارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد درمان الکتریکی مستقیم فراجمجمهای بر شدت بیخوابی و عاطفه مثبت و منفی موثر بوده است (001/0>P، 19/87F=). مقدار این تاثیر (eta2) در متغیر شدت بیخوابی، عاطفه منفی و مثبت بهترتیب 64/0، 34/0 و 6/0 میباشد.
نتیجهگیری: بر طبق نتایج، پروتکل درمانی طراحیشده ما برای درمان بیخوابی، بهطور معناداری شدت بیخوابی را در زنان مبتلا به بیخوابی مزمن کاهش داد و علایم خلقی آنها را بهبود بخشید.
ثمیله نوربخش، محمد فرهادی، سارا مینائیان، مرتضی حقیقی حسنآباد،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سیتومگالوویروس (CMV) شایعترین علت عفونتهای مادرزادی در جهان بوده که بهدلیل بروز و نمود دیرهنگام عوارض بیماری و محدودیت زمانی تشخیص عفونت به سه هفته آغازین پس از تولد، متاسفانه غالبا شناسایی نمیشود. خوشبختانه اخیرا زمینه تشخیص عفونت از طریق نمونههای خون موجود برروی کارتهای گوتری نوزادان فراهم شده است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان شیوع عفونت در نوزادان بستری در بخش مراقبتهای ویژه و نیز ارزیابی قابلیت تشخیصی کارت گوتری اجرا گردید.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی و در فاصله زمانی فروردین تا شهریور سال 1396، نمونههای کارتهای گوتری نوزادان بستری در بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران جمعآوری و سپس جهت استخراج DNA ویروسی و ردیابی آن از روشهای شوک حرارتی و Nested-PCR استفاده گردید. تایید نهایی نتایج نیز با آزمایش نمونههای ادراری بهروش کمی صورت پذیرفت.
یافتهها: از مجموع 63 نوزاد بررسی شده، هشت مورد ابتلا به عفونت مادرزادی سیتومگالوویروس مشاهده گردید (7/12%). میزان ابتلا در نوزادان دارای علایم اختصاصی عفونت به شکل معناداری بیشتر از دیگر نوزادان بود (02/0P=). همچنین مقایسه نتایج بهدست آمده براساس نمونه و روش انتخابی با نمونه و روش تشخیصی استاندارد، مشابهت 100% نشان داد.
نتیجهگیری: با توجه به قابلیت پیشگیری از بروز برخی عوارض بلندمدت بیماری بهکمک دارو و انجام مداخلات، شناسایی عفونت در نوزادان و بهویژه موارد بستری در بیمارستان مکررا توصیه شده است. در این راستا استفاده از توان بالقوه نظام غربالگری موجود در تامین گستره وسیعی از نمونههای در دسترس و ارزان، پیشنهاد میگردد.
معصومه میرتیموری، سیده اعظم پورحسینی، ملیحه رخشانیفر، سیده حورا موسوی واحد، فدیه حقاللهی،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت القای زایمان بستگیبه وضعیت سرویکس در زمان زایمان دارد. هدف این مطالعه تاثیر القای زایمان با سوند فولی داخل سرویکس همزمان با اکسیتوسین درمقایسه با سوند فولی و میزوپرستول بر آمادهسازی سرویکس و میزان زایمان در 24 ساعت اول پس از القا میباشد.
روش بررسی: در مطالعه بالینی تصادفیسازی شده، 74 نفر از زنان باردار با بارداری تکقلویی و سن بارداری بیشتر از 40 هفته، با بیشاپ اسکور کمتر از چهار و کیسهآب سالم مراجعهکننده به بیمارستان امالبنین مشهد در سالهای 1398-1397 با داشتن معیارهای ورود، وارد مطالعه شدند و بهطور تصادفی در دو گروه سوند فولی و اکسیتوسین (گروه 1) و یا سوند فولی و میزوپرستول (گروه 2) قرار گرفتند.
یافتهها: 74 خانم باردار بهطور تصادفی در دو گروه 37 نفری موردارزیابی قرار گرفتند. متغیرهای دموگرافیک در دو گروه اختلاف آماری معنادار ندارد. میزان زایمان در 24 ساعت اول اختلاف معنادار داشت و در گروه اکسیتوسین بیشتر بود (009/0=P). بیشاپ اسکور پس از 24 ساعت از القا در دو گروه اختلاف معنادار نداشت. رسیدن به فاز فعال در گروه اکسیتوسین بهطور معنادار کوتاهتر بود (01/0=P). زمان دفع سوند در دو گروه و میزان سزارین و بروز عوارض در دو گروه نیز یکسان بود.
نتیجهگیری: استفاده از اکسیتوسین بههمراه سوند فولی داخل سرویکس میتواند باعث تسریع آمادگی سرویکس و افزایش زایمان در 24 ساعت اول شود، اما عوارض زایمانی را تغییر نمیدهد.
بهزاد ناظمرعایا، عظیم هنرمند، شیما شمس،
دوره 81، شماره 4 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تانسیلکتومی، درمان نهایی بزرگی لوزهها میباشد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر لیدوکایین و دکسمدتومیدین بر میزان و شدت عوارض فوری پس از جراحی بود.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی است که بر روی 90 نفر بیمار کاندید تانسیلکتومی از دی 1401 تا خرداد 1402 در بیمارستان الزهرا اصفهان انجام شد. بیماران به سه گروه لیدوکایین، دکسمدتومیدین و پلاسبو تقسیم شدند. بیماران از نظر خونریزی، لارنگواسپاسم و لارنژیت مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: در دقایق 45، 75 و 90 پس از ریکاوری میانگین نمرهی درد و در دقایق 15 و 90 از نظر اضطراب حداقل در یکی از سه گروه با بقیه تفاوت معناداری مشاهده شد (05/0P<). فشارخون سیستولی و میزان اشباع اکسیژن شریانی در دقایق 30 تا 90 و نیز فشارخون دیاستولی در دقایق 60، 75 و 90 بین سه گروه مورد مطالعه اختلاف معناداری را نشان داد (05/0P<). بین بروز برنکواسپاسم در هر سه گروه اختلاف معناداری دیده شد. ولی در سرفه و تهوع در گروههای مورد مطالعه هیچ اختلاف معناداری مشاهده نگردید. میانگین میزان خونریزی حین جراحی، زمان ریکاوری و اولین زمان تحمل مایعات و جامدات حداقل در یکی از گروهها با بقیه اختلاف معناداری داشت.
نتیجهگیری: دکسمدتومیدین و لیدوکایین هر دو در کاهش درد، ضربان قلب، فشارخون سیستولیک، اولین زمان تحمل مایعات و خونریزی موثر هستند و همچنین کاهشی در اشباع اکسیژن شریانی ایجاد نکردند، در حالیکه تعداد تنفس، اسپاسم حنجره، برونکواسپاسم، سرفه، تهوع و زمان خروج لوله تفاوت قابلتوجهی بین سه گروه مطالعه نداشت.
یاسمین کاهنی، علی میرصادقی، محمد علی رئیس السادات، محمد جواد قمری، محمد برهمت، تورج زندباف،
دوره 81، شماره 4 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل رواج کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی، کنترل مشکلات شایع پس از این جراحی حایز اهمیت است. هدف از انجام این مطالعه، تعیین عوامل موثر بر درد پس از کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 222 بیمار مبتلا به سنگ کیسه صفرا علامتدار که از فروردین تا اسفند ۱۴۰۰ در بیمارستانهای دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی مشهد تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی قرار گرفتند، وارد مطالعه شدند. اطلاعات دموگرافیک بیماران، شاخص توده بدنی، سابقه جراحی شکمی، مدت زمان جراحی، فشار دیاکسیدکربن، نوع جراحی (الکتیو یا اورژانس)، تعداد برش جراحی، شدت درد شش و 24 ساعت پس از جراحی گردآوری شد و در انتها با SPSS software, version 26 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: از 22۲ نفر بیمار مورد مطالعه، 6/80% زن بودند و میانگین سنی و شاخص توده بدنی آنها بهترتیب 12/27±68/44 سال و kg/m2 7/4±08/27 بود. درد شش و 24 ساعت پس از عمل در زنان بیشتر از مردان و در جراحی با سه برش بیشتر از چهار برش بود (05/0>P). در بیماران با سابقه جراحی پیشین نیز درد شش ساعت پس از جراحی بیشتر بود (05/0>P). درد شش و 24 ساعت پس از جراحی براساس سن، شاخص توده بدنی، نوع جراحی (اورژانسی یا انتخابی) و مدت زمان جراحی تفاوت معناداری نداشت (05/0<P).
نتیجهگیری: در مطالعه ما جنسیت زن، استفاده از سه برش برای جراحی و سابقه جراحی پیشین با درد بیشتر پس از کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی همراه بود.
محمد رضا ساسانی، لیلا فضلاللهپور، مهدی سعیدیمقدم،
دوره 81، شماره 5 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سونوگرافی و سیتیاسکن بدون ماده حاجب دقیقترین روش برای تشخیص سنگ است. باتوجه بهاینکه تعیین اندازه سنگ ملاک اصلی در برنامهریزی درمانی است، هدف از این مطالعه مقایسه سونوگرافی و سیتیاسکن بدون کنتراست در تعیین اندازه سنگ کلیه میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، بیماران بیمارستان نمازی دانشگاه علوم پزشکی شیراز که از تیر تا مهر سال 1396 مراجعه کرده بودند موردبررسی قرار گرفتند. یک رادیولوژیست سیتیاسکن بیماران را با تصاویر سونوگرافی آنها ازنظر اندازه سنگ بررسی کرد. میزان همبستگی اندازه سنگ در سونوگرافی و سیتیاسکن در زیرگروههای مختلف با دستهبندی اندازه سنگ به سه زیرگروه ارزیابی شد.
یافتهها: میانگین اندازه سنگ اندازهگیریشده با سونوگرافی و سیتیاسکن بهترتیب 26/5±23/11 و 7/4±48/9 میلیمتر بود که تفاوت معناداری داشت. بیشترین میزان همبستگی در سنگهای بیش از mm 10 (%81) و سپس در mm 5-10 (3/%69) مشاهده شد. کمترین تطابق در سنگهای کمتر از mm 5 (5/%37) مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سونوگرافی اندازه را در مقایسه با سیتیاسکن بیشازحد برآورد میکند. این تفاوت در هر سه زیرگروه مشاهده شد، اما این تفاوت در اندازه سنگ کمتر از mm 5 بیشتر بود. میزان همبستگی در کلیه راست بیشتر از کلیه چپ است. پنجره استخوانی اندازه سنگ را درمقایسه با پنجره بافت نرم کم تخمین است. استفاده از سونوگرافی بهعنوان غربالگری یا آزمایش اولیه برای تشخیص سنگ کلیه توصیه میشود. اما بهدلیل محدودیت آن سیتیاسکن یک روش تشخیصی استاندارد درنظر گرفته میشود.
ناهید عسکری، علی شفیعیپور، سوده خنامانی فلاحتیپور،
دوره 81، شماره 5 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پیوند سلولهای بنیادی مزانشیمی برای بهبود آسیبهای کلیوی نویدبخش بوده، لذا در این پژوهش پتانسیل سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان گربه (fMSCs) در مقایسه با داروی تلمیزارتان در بیماریمزمنکلیوی بررسیشد.
روش بررسی: در 35 گربه نژاد پرشین، مارکرهای سلولهای بنیادی (CD44, CD90, CD105) با استفاده از Real time-PCR در fMSC دریک مطالعه بالینی مداخلهای از 1397 تا 1398 در کرمان، بررسیشد. متغیرهای مستقل سن، وزن و سابقه بیماریهای کلیوی و متغیر وابسته وجود یا عدموجود CKD بود. گروه اول، تزریق اتولوگ fMSCs، گروه دوم تلمیزارتان بهعنوان مسدودکننده رنین-آنژیوتانسین (RAB) استفاده و نتایج با گربههای سالم و بدون درمان، با معاینه فیزیکی حیوانات، اندازهگیری میزان فیلتراسیون گلومرولی (Glomerular filtration rate, GFR)، نیتروژن اوره خون (Blood urea nitrogen, BUN)، کراتینین و اوره سرم، آلانین ترانس آمیناز (Alanine transaminase, ALT) و وزن مخصوص (Specific gravity, SG) ادرار برای روزهای 1، 30، 60، 90 و 120 مقایسه شد. بررسی دادهها با استفاده از SPSS software, version 20 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) و آنالیز دو طرفه ANOVA و آزمون توکی انجام و 05/0<P معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: fMSCs باعث کاهش BUN، SCr، و اوره سرم و بهبود GFR و کاهش التهاب، نکروز و فیبروز در بافت کلیه و افزایش بقای سلولهای کلیوی شد. همچنین fMSCs با تاثیر بر روی ژنهای CD44، CD90، CD105، مارکرهای بنیادی را در سلولهای کلیوی تنظیم کرده، بهطوریکه fMSCs بهتر از تلمیزارتان عملکرد که فقط باعث کاهش فشار خون و پروتیینوری در گربهها شد.
نتیجهگیری: سلولهای بنیادی مزانشیمی میتوانند بهعنوان یک کاندید بالقوه برای مطالعات بیشتر در بهبود عملکرد و کاهش آسیب کلیوی در بیماران CKD باشد.
راضیه بهزادمهر، آریانا راسخی، بنفشه زینلی رفسنجانی، علیرضا راسخی،
دوره 81، شماره 5 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: چندین یافته تیپیک و غیرمعمول با وضوح بالا (HRCT) کوید-19 مشاهده شد. هیچ مطالعهای برای بررسی رابطه بین وجود ندولها در این بیماران و وضعیت بیمار وجود ندارد. مطالعه حاضر فراوانی ندولهای ریوی را در بیماران کووید-19 از نظر وضعیت بیمار ارزیابی میکند.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر-مقطعی تصاویر پزشکی بیماران مراجعهکننده به سه مرکز وابسته به دانشگاه پزشکی شیراز (بیمارستانهای نمازی، علیاصغر و شهید فقیهی) جهت انجام HRCT کووید-19 از فروردین تا شهریور 1399 با شرایط خوب، نامناسب و نسبتا خوب بررسی شدند. اطلاعات دموگرافیک بیمار، شکل ندول، تعداد، اندازه، محل، وجود کاویتاسیون و GGO در اطراف ندول ارزیابی و ثبت شد.
یافتهها: در مجموع 20576 بیمار وارد مطالعه شدند. 1/2% موارد ندول سالید داشتند. 76/96% آنها با GGO همراه بودند و 42/10% با یک حفره همراه بودند. در شرایط خوب، بیماران بهطور قابلتوجهی ندولهای سالید بیشتری (46/3%) نسبت به سایرین نشان دادند. اندازه ندولها در بیماران با وضعیت خوب (cm 8/1) بهطور قابلتوجهی بیشتر از بیماران نسبتا خوب (cm 22/1) یا بیماران با وضعیت نامناسب (cm 15/1) است. 86/79%، 5/12% و 64/7% از ندولها بهترتیب متعدد، دوگانه/سهتایی و منفرد بودند.
نتیجهگیری: فراوانی ندولها در HRCT بیماران با شرایط خوب بهطور قابلتوجهی بیشتر از بیماران با شرایط نسبتا خوب یا نامناسب بود. آنها همچنین دارای ندولهای متعدد و بزرگتر بودند. آزمون ضریب-پیرسون همبستگی منفی کوچکی را بین وجود ندولها و وضعیت بیمار نشان داد. بهنظر میرسد وجود آنها نشاندهنده ایمنی بالاتر در برابر عفونتهای ویروسی است. در پیگیریها مشخص شد افرادی که ندول داشتند در بخش مراقبتهای ویژه بستری نشدهاند.
پریسا عبدی، زکیه واحدیان، عاطفه دهقانی، مونا صفیزاده، الیاس خلیلیپور،
دوره 81، شماره 5 - ( 5-1402 )
چکیده
کاتاراکت کودکان یکی از علل اصلی نابینایی در دوران کودکی است. براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت در سال 2001، کاتاراکت مادرزادی مسئول حدود 20%-5 موارد نابینایی اطفال در جهان براساس مناطق جغرافیایی مختلف میباشد. کاتاراکت در کودکان میتواند بهصورت یکطرفه یا دوطرفه، مادرزادی یا اکتسابی، با الگوهای ارثی خاص یا بهصورت اسپورادیک ظاهر شود. علاوهبراین، این وضعیت میتواند پایدار یا پیشرونده باشد. آب مروارید مادرزادی میتواند با بیماریهای سیستمیک خاصی همراه باشد، یا ممکن است در چشم یک کودک سالم رخ دهد. کاتاراکت درماننشده در کودکان منجر به بار اجتماعی، اقتصادی و عاطفی فوقالعادهای برای کودک، خانواده و جامعه میشود. نابینایی مربوط به کاتاراکت کودکان را میتوان با شناسایی زودهنگام و مدیریت مناسب درمان کرد. مدیریت آب مروارید کودکان یک چالش است. افزایش مشکلات حین عمل نسبت به بزرگسالان، تمایل به افزایش التهاب پس از عمل، همراهی با عوارضی مانند گلوکوم آفاکی و عروق جنینی پایا، تغییر وضعیت انکساری چشم، و تمایل به ایجاد آمبلیوپی، همگی باعث پیچیدگی دستیابی به بینایی خوب میشوند. جراحی کاتاراکت اطفال طی سالها تکامل یافته است و با بهبود دانش درمورد شیفت میوپی و رشد محوری، نتایج این بیماران قابلپیشبینیتر شده است. نتایج مطلوب نهتنها به جراحی موثر، بلکه به مراقبتهای دقیق پس از عمل و توانبخشی بینایی نیز بستگی دارد. ازاینرو، این تلاش ترکیبی والدین، جراحان، متخصصان بیهوشی، متخصصان اطفال و اپتومتریستها است که میتواند تفاوت را ایجاد کند.
محمدعلی قرائت، یعقوب مهری الوار،
دوره 81، شماره 6 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آنژیوژنز فرآیندی سودمند است که شبکه مویرگی را تقویت نموده و معمولا در پاسخ به تمرین بدنی آغاز میشود. مطالعه حاضر با هدف بررسی تغییرات فاکتورهای فیزیولوژیکی دخیل در رگزایی در پاسخ به تمرینهای دایرهای یا مقاومتی سنتی انجام شد.
روش بررسی: 36 دانشجوی مرد کمتحرک سالم در حال تحصیل در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران (سن: 3/2±1/22 سال، قد: cm 1/5±7/172) بهطور داوطلبانه وارد مطالعه شده و از آبان لغایت بهمن 1401 در پژوهش شرکت کردند. داوطلبان بهطور تصادفی در گروه تمرینهای مقاومتی دایرهای (CRT) یا گروه تمرین قدرتی سنتی (RT) تقسیم شدند. گروه CRT به انجام تمرین چهار دور/ سه بار در هفته/ هشت هفته با شدت 55%-50 یک تکرار بیشینه (1RM) پرداخت (12n=). گروه RT نیز به انجام سه ست/ سه بار در هفته/ هشت هفته حرکات یکسان با شدت 75% 1RM و بهدنبال آن دو دقیقه استراحت بین ستها پرداخت (12n=). گروه کنترل نیز هیچ فعالیتی نداشت (12n=). میزان پاسخ فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF)، سطح پلاسمایی هورمون رشد (GH) و فاکتور رشد پایه فیبروبلاست (BFGF) اندازهگیری شد.
یافتهها: هر دو پروتکل CRT و RT منجر به افزایش این فاکتورها در پس آزمون نسبت به پیشآزمون شدند. افزونبراین، میزان VEGF و GH در پس آزمون بهطور معناداری بیشتر از کنترل بود. نتایج نشانگر همبستگی قوی بین مقدار مطلق GH و VEGF بهدنبال CRT و RT است.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که CRT و RT ممکن است رگزایی را از طریق افزایش VEGF، BFGF و GH افزایش دهند.