73 نتیجه برای ربانی
حمیرا حمایلی مهربانی، پروین میرمیران، فرشته بایگی، فریدون عزیزی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
با توجه به افزایش نیاز به انرژی و مواد مغذی مورد نیاز برای رشد و تکامل سریع در دوران نوجوانی، مطالعه حاضر با هدف بررسی میانگین تعداد وعدههای غذایی دریافتی نوجوانان در طول این دوره زندگی و ارتباط آن با تامین مواد مغذی مورد نیاز انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 367 نوجوان 19-10 ساله بهصورت تصادفی انتخاب شدند. دریافتهای غذایی با استفاده از یادآمد 24 ساعته جمعآوری شد. افراد بر اساس تعداد وعدههای دریافتی به سه گروه تقسیم شدند، گروه اول: کمتر از چهار وعده، گروه دوم چهار تا شش وعده و گروه سوم هفت وعده یا بیشتر در روز مصرف میکردند. تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده با استفاده از آزمون ANCOVA، Bonferroni و تعدیل اثر سن، جنس، کل انرژی دریافتی بود. مقادیر مواد مغذی دریافتی با مقادیر توصیه شده Dietary Reference Intake مقایسه گردید.
یافتهها: دریافتهای غذایی سه گروه در میزان مصرف سبزیها و گروه گوشت و جانشینهایش تفاوت معنیداری نداشت. در افرادی که کمتر از چهار وعده در روز مصرف کرده بودند میوه و لبنیات دریافتی نسبت به دو گروه دیگر کمتر (01/0P<) و ویتامین ث و ریبوفلاوین دریافتی در حد مطلوب بود درحالیکه درصد قابل توجهی از افراد سه گروه مقادیر ناکافی کلسیم، روی، مس، منیزیوم و پیریدوکسین در مقایسه با مقادیر توصیه شده دریافت کرده بودند. افزایش تعداد وعدههای غذایی با تامین منیزیوم، کلسیم، فسفر، ویتامین ث، ریبوفلاوین و پیریدوکسین ارتباط داشت.
نتیجهگیری: دریافت ناکافی اغلب ریز مغذیهای مهم در نوجوانان به چشم میخورد. میتوان با افزایش تعداد وعدههای غذایی، بدون افزایش کل انرژی دریافتی کیفیت رژیم غذایی را بهبود بخشید
رویا ابوالفضلی، سید امیر میر باقری، مهتاب ربانی اناری،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
بیماری اسکلروز متعدد (MS) و بیماری سلیاک (CD) جزء بیماریهای اتوایمون میباشند. برخی مطالعات قبلی نقش رژیم غذایی فاقد گلوتن را در درمان بیماری MS بررسی کردهاند. در این مطالعه، به بررسی همراهی بیماری سلیاک با بیماری MS پرداختهایم.
روش بررسی: تیتر آنتیبادیهای ضد گلیادین IgG، IgA و آنتیبادی ضد اندومیزیال IgA، با روش ELISA در 34 بیمار MS سنجیده شد. گروه کنترل 34 نفر بدون هیچ شکایت و نشانه عصبی، مورد ارزیابی سرولوژیک مشابه بیماران MS قرار گرفتند. افرادی که در گروه MS یا گروه کنترل سطوح آنتیبادی ضد گلیادین و یا ضد اندومیزیال بالای حد نرمال داشتند بیوپسی دئودنوم شدند.
یافتهها: در گروه بیماران MS سطوح بالای آنتی گلیادین IgG در 9/5% از موارد و تیتر بالای آنتی گلیادین IgA نیز در همین حد (9/5%) وجود داشت. در گروه کنترل آنتی گلیادین IgG در 9/5% و آنتی گلیادین IgA در 9/2% افراد یافت شد. تفاوت سطح IgG یا IgA ضد گلیادین بین دو گروه MS و کنترل معنیدار نبود، بهترتیب 051/0p= و 48/0p=. IgA ضد اندومیزیال در هیچیک از بیماران و افراد کنترل دیده نشد. پس از بیوپسی موارد مثبت هیچ نمای پاتولوژیک اختصاصی سلیاک گزارش نشد.
نتیجهگیری: 8/8% از بیماران MS و 8/8% از افراد گروه کنترل سطوح بالای AGA داشتند. درحالیکه سطوح IgA ضد اندومیزیال که آنتیبادی اختصاصی تری برای CD است در هر دو گروه نرمال بود و بیوپسی دستگاه گوارش نیز در دو گروه جهت تشخیص سلیاک اختصاصی نبود. بنابراین AGA در هر بیماری نورولوژیکی باید با احتیاط تفسیر شود. مطالعه حاضر نشان داد که هیچ ارتباطی بین MS و CD وجود ندارد.
کرم الله طولابی، عبدالرضا روئینتن، جواد سلیمی، عباس ربانی، علیپاشا میثمی،
دوره 65، شماره 11 - ( 11-1386 )
چکیده
هیپرهیدروز میتواند اثرات عمیقی بر کیفیت زندگی بیمار بگذارد. هدف از انجام این مطالعه بررسی نتایج سمپاتکتومی توراکوسکوپیک در این بیماران میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی، 33 بیمار مبتلا به هیپرهیدروز دست بیش از پنج سال که در طی سالهای 82 تا 85 در دو مرکز درمانی تحت عمل جراحی قرار گرفتند. بیماران از نظر مدت زمان عمل، مدت زمان بستری، عوارض زودرس و تاثیر بیماری بر کیفیت زندگی بیماران توسط پرسشنامه Dermatology Quality of Life Index (DLQI) و رضایت بیماران توسط Visual Analogue Scale قبل، بلافاصله و شش ماه پس از عمل جراحی بررسی شدند.
یافتهها: میانگین سن بیماران SD09/23 بود. سابقه فامیلی هیپرهیدروزیس در 79/78% بیماران وجود داشت. در 73/72% بیماران هیپرهیدروزیس در ابعاد مختلف عملکردی- اجتماعی- بین فردی و احساسی اختلالاتی را ایجاد کرده بود. میانگین زمان عمل جراحی SD 40 دقیقه، میانگین روزهای بستری SD45/1 بود. شایعترین عوارض زودرس پس از عمل شامل آتلکتازی (57/7%)، عوارض کوتاهمدت ریوی (03/3%) و پلورال افیوژن (03/3%) بود. هیپرهیدروزیس جبرانی در 60% بیمار بروز کرده بود. در 82/81% بیماران محل مورد نظر در پیگیری بلافاصله و تا شش ماه پس از عمل کاملا خشک بود و در 18/18% تعریق نسبی اما قابل قبول بود. میانگین رضایت بیماران پس از عمل 81% بود. در تمامی بیماران بلافاصله و شش ماه پس از جراحی احساس بهبودی در ابعاد عملکردی- اجتماعی- بین فردی- احساسی بهدست آمد. همه بیماران حاضر به تکرار جراحی در صورت نیاز بودند.
نتیجهگیری: سمپاتکتومی توراکوسکوپیک روشی مطمئن و کارآمد برای درمان هیپرهیدروز کف دست میباشد که با عوارض بسیار کمی همراه بوده و میزان موفقیت آن بالاست.
حسین کهنوجی، عسگر قربانی، ندا یوسفی، علیرضا آلاله،
دوره 66، شماره 4 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: هیپرگلیسمی یافته شایعی بعد از انفارکتهای ایسکمیک میباشد و مطالعات نشان دادهاند که هیپرگلیسمی وسعت منطقه ایسکمیک و انفارکته را بیشتر میکند. از طرفی انسولین بهدلیل خاصیت ضدالتهابی ممکن است نقش neuroprotective در استروک داشته باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر محلول "گلوکز، انسولین، پتاسیم" (GIK) در مرگ و میر و ناتوانی بیماران استروکی با هیپرگلیسمی بعد از استروک بود.
روش بررسی: در این کارﺁزمایی بالینی تصادفی شده دوسویه کور 98 بیمار وارد مطالعه شدند که 48 بیمار محلول GIK را دریافت کردند (گروه مداخله) و به 50 بیمار محلول نرمال سالین داده شد (گروه کنترل). میانگین نمرات ناتوانی بیماران پس از یک ماه و سه ماه در هر دو گروه با استفاده از پرسشنامههای MRS و Barthelمحاسبه شد و همچنین میزان مورتالیتی بیماران بعد از یک ماه و سه ماه محاسبه گردید.
یافتهها: میانگین نمرات دو گروه با پرسشنامههای MRS و Barthelپس از ماه اول و ماه سوم تفاوت معنیداری از لحاظ آماری نشان نداد. میزان مورتالیتی بین دو گروه نیز پس از یک ماه و سه ماه تفاوت آماری معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: گرچه در مدلهای حیوانی و محیط آزمایشگاهی هیپرگلیسمی اثرات مضری روی بافت انفارکته و ایسکمیک دارد و از طرفی انسولین با توجه به خاصیت ضدالتهابی در مطالعات آزمایشگاهی اثرات مفیدی را نشان داده است اما در این مطالعه درمان هیپرگلیسمی و تجویز انسولین با محلول GIK تاثیر مفیدی روی مورتالیتی و موربیدیتی بیماران با استروک ایسکمیک را نشان نمیدهد.
کبری بامداد مهربانی، محمود اکبریان، منصور ثالثی، زهرا غفلتی، ساناز توسلی،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: اجزای مسیر کلاسیک کمپلمان در پاتوژنز بیماری SLE دخالت دارند، لذا بر آن شدیم تا برای ارزیابی فعالیت بیماری به بررسی فعالیت مسیر کلاسیک کمپلمان CH50 و اندازهگیری C4, C3 C3d, C4d, SC5b-9، در بیماران بپردازیم و نتایج را در بیماران مرحله غیرفعال (inactive) با بیماران مرحله فعال (flare) مقایسه نماییم.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 78 بیمار زن که 24 نفر از آنها در گروه فعال (SLEDAI.2K>6) و 54 نفر در گروه غیرفعال (SLEDAI.2K≤6) بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. CH50 سرمی بر اساس همولیز و C4, C3، به روش نفلومتری و C3d،C4d ، SC5b-9 با روش ELISA اندازهگیری شدند. اطلاعات بهدست آمده توسط نرمافزار آماری SPSS بررسی شده و نتایج با هم مقایسه گردیدند.
یافتهها: با توجه به آنالیز اطلاعات، صرفاً میانگین C4d SE)±(Mean در گروه فعال و غیرفعال اختلاف معنیداری را نشان داد. بدین معنی که در گروه غیرفعال میزان C4d در مقایسه با فعال بیشتر بوده است. اما در میانگین سایر فاکتورها یعنی: C3، C4، SC5b-9، CH50، C3dCic-raji، اختلاف معنیداری دیده نشد. ضمناً همبستگی معنیداری بین سطح C3 و C4 مشاهده شد.
نتیجهگیری: چون میانگین C4d در دو گروه فعال و غیرفعال اختلاف معنیداری را نشان میداد، شاید بتوان از آن به عنوان بیومارکر برای نشان دادن فعالیت بیماری استفاده کرد. به علاوه وجود همبستگی بین سطح C3 و C4 به نوعی میتواند موید فعال بودن مسیر کلاسیک در این بیماران باشد.
راهب قربانی، سیدمهدی سادات هاشمی، رامین پازوکی،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: ژیاردیا لامبلیا تک یاختهای شایع در روده باریک انسان است. گرچه بالغین هم ممکن است به این انگل آلوده شوند اما کودکان و زنان باردار نسبت به ژیاردیا حساسترند. این انگل میتواند سوء تغذیه، اسهال، سوءجذب و عدم هضم چربی ایجاد نماید. در این مطالعه توانایی شیر مادر در جلوگیری از ابتلا به ژیاریا لامبلیا مورد بررسی قرارگرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 482 نفر از کودکان 24-6 ماه مناطق شهری شهرستانهای سمنان، دامغان و گرمسار انتخاب شدند. پس از انتخاب کودکان، ضمن انجام مصاحبه با مادران آنها و تکمیل پرسشنامه پژوهش، با هماهنگی با مادران آنها در سه روز متوالی مقداری از مدفوع کودک و مادر را به طور مجزا اخذ و به دو روش مستقیم و روش رسوبی فرمالین- اترورنگآمیزی با تیونین، تشخیص آلودگی با مشاهده تروفوزوئیت یا کیست در مدفوع صورت گرفت. همچنین متغیرهای جنس، رتبه تولد، سن و شیر مصرفی کودک، بعد خانوار، سن و سطح سواد مادر و پدر با مصاحبه از مادر در پرسشنامه ثبت شد. از آزمون c2 و رگرسیون لجستیک برای تحلیل دادهها استفاده گردید.
یافتهها: میانگین (± انحرافمعیار) سنی شیرخواران مورد بررسی6/5±8/13 ماه بود. 6/45% آنها دختر و مابقی پسر بودند. شیوع آلودگی به ژیاردیا در شیرخواران تحت بررسی 5/8% بود. ارتباط بین آلودگی به ژیاردیا در شیرخواران با سن وی، سطح سواد مادر و همچنین نوع شیرمصرفی معنیدار بود (05/0>p). به طوری که آنهایی که از شیر مادر مصرف نمیکردند 38/2 برابر مصرفکنندگان شیر مادر شانس آلودگی داشتند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد تغذیه با شیر مادر (حتی توأم با سایر شیرها) نقش محافظتی در ابتلا به ژیاردیا دارد. آموزش مادران از طریق کارکنان محترم مراکز بهداشتی در این راستا ضروری است.
محمد جواد زهتاب، غلامرضا قربانی امجد، سید میر مصطفی سادات،
دوره 66، شماره 8 - ( 8-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: اکثر شکستگیهای خردشده پلاتوی تیبیا از لحاظ نسج نرم در وضعیت مناسبی نمیباشند درمان مورد بحث است. روش جااندازی غیرمستقیم و هیبرید به عنوان یک روش درمانی مناسب در حال جایگزینی روشهای سنتی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه case-series که از سال 1384-1382 در بیمارستان سینای تهران انجام شد، 15 بیمار مبتلا به شکستگی پیچیده پلاتوی تیبیا که تحت درمان با هیبرید- اکسترنال فیکساتور قرار گرفته و شش ماه پیگیری داشتند، وارد مطالعه شدند. اطلاعات اولیه بیمار و مراحل پیگیری در پرسش نامههای که شامل نتایج جراحی و عوارض آن بود، ثبت و بررسی شد.
یافتهها: 20 بیمار وارد مطالعه اما پنج نفر از مطالعه خارج شدند، تمام بیماران مرد و میانگین سن آنها 6/38 سال (74-18) و متوسط زمان پیگیری 6/11 ماه (26-6) بود، شایعترین مکانیسم (40%) تصادف موتور با ماشین و میانگین زمان تروما تا جراحی 7/4 روز (15-1) بود. در نهایت 80% بیماران دارای فلکشن 90> درجه و 60% دارای kneescore >80 و همگی در نهایت جوش خوردند اما درجاتی از درد زانو را داشتند. 100% دارای آسیب نسج نرم زانو بودند اما موردی از نکروز پس از عمل نداشتیم، دو مورد (11%) عفونت عمقی داشتیم که در مقایسه با شدت آسیبها قابل قبول میباشد.
نتیجهگیری: هر چقدر فاصله تروما تا جراحی، آسیب نسج نرم و دستکاری بافت نرم کمتر و جا اندازی مفصلی و راستای آن آناتومیکتر و با ثباتتر بود، بیماران نتایج بهتری داشتند. استفاده از این روش میتواند منجر به کاهش عوارض خصوصاً عفونت و نکروز نسج نرم، راهاندازی سریعتر و ایجاد یک زانوی با ثبات مناسب و با عملکرد قابل قبول شود. میتوان با فیکساسیون محدود داخلی نتایج جراحی را بهتر کرد.
احمد کاویانی، شروین تسلیمی، بهادر اطهاری، مسعود یونسیان، مصطفی حسینی، عباس ربانی،
دوره 68، شماره 4 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هد ف: نتایج جراحی محافظه کارانه با ماستکتومی در درمان سرطان پستان برابر است. جراحی های انکوپلاستی
پستان علاوه بر محافظه گر بودن، از لحاظ زیبایی شناختی و انکولوژ ی مزیت های ویژه ای دارند . هدف اصلی این
مطالعه ارایه نتایج تکنی ک های جدید جراحی سرطان پستان همراه حفظ پستان و بررسی عوامل موثر بر نتایج زیبا یی
شناختی درمان برای اولین بار در ایران می باشد. روش بررسی: مطالعه روی 58 بیمار مبتلا به سرطان پستان ی کطرفه
که در طی یک سال به بخش جراحی یک بیمارستان امام مراجعه کردند و توسط یک جراح عمل شدند انجام شد .
نتایج زیبا یی عمل بر اساس عک س های قبل و بعد از عمل توسط شش نفر از متخصصین با پرسشنامه ی موارد جز ی ی
و کلی داوری شد . از آنالیز واریانس یک طرفه برای بررسی عوامل مرتبط با نتیج ه زیبا یی شناختی و کاپای وزن د اده
بیماران (CI%95=68/03-77/36) %72/ شده برای بررسی روا یی درون و بین داوران استفاده شد . یافت هها: در مجموع 7
67 % از نظر / بیماران از نظر سایز پستان 9 (CI%95=89/75-98/65) %94/ خوب یا عالی نمره دهی شدند . در کل 2
از نظر کیفیت اسکار نمره ی بالای صفر در مقایسه یک طرفه (CI%95=85/46-92/13) %88/ انحراف نوک پستان 8
-80/30) %75/ نیاز به جراحی طرف مقابل 8 ،(CI%95=63/88-73/91) %68/ گرفتند. از نظر غیر قرینگی شکل 9
نمره ی بالای صفر در مقایسه با طرف مقابل گرفتند. (CI%95=64/14-73/86) % و غیر قرینگی سایز 69 (CI%95=71/3
تومورهای ربع فوقانی داخلی بهترین و ربع فوقانی (p<0/ 2 نتایج ضعیف تری داشتند ( 039 cm تومورهای بالای
.(p<0/ بیماران سنین 50 تا 60 سال بدترین نتایج را داشتند ( 0001 .(p<0/ خارجی بدترین نتایج را دارا بودند ( 0001
0(به دلیل تفسیرهای متفاوت ) محاسبه شد. نتیج هگیر ی: اعمال / 0 و 12 / کاپای وزن داده شده درون و بین داوران 58
جراحی انکوپلاستی در حفظ ظاهر پستان موفق است و لزوم گسترش آموزش هایی در این زمینه را ایجاب می کند.
میترا بختیاری، کامران منصوری، علی مصطفایی، یوسف صادقی، هادی مظفری، رستم قربانی، مصطفی رضایی طاویرانی،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: سلولهای پیشساز مشتق از پوست نوعی سلول پیشساز هستند که
از کشت درم پستانداران بهدست آمده و در محیط کشت دو ردۀ نورونی و مزودرمی را
تولید میکنند. دستیابی به این سلولها بهعنوان یک منبع اتولوگ و در دسترس سلولهای
پیشساز عصبی، گزینهمناسبی در درمان بیماریهایمختلف سیستم عصبی میباشد. این مطالعه
بهمنظور راهاندازی نحوه جداسازی، کشت، تکثیر و تمایز سلولهای پیشساز مشتق از پوست
انسانی در کشور انجام شده است.
روش
بررسی: ابتدا نمونههای پوست فور اسکین انسانی به قطعات کوچک تقسیم
و پس از هضم آنزیمی در محیط تکثیری کشت داده شدند. پس از پاساژ پنجم با کشت سلولهای
حاصله در شرایط تمایزی عصبی، تمایز انجام شد. برای شناسایی هویت سلولها از تکنیکهای
ایمونوسیتوشیمی و RT-PCR
استفاده شد. توانایی تمایز به نورون و سلول گلیال پس از رنگآمیزی با آنتیبادیهای
اختصاصی در سه تکرار بیولوژیک بررسی شد.
یافتهها: پس از تمایز، سلولهای β- III توبولین مثبت و نوروفیلامنت- M
مثبت مشاهده شدند که مارکرهای اختصاصی سلول عصبی هستند. همچنین سلولهای Glial fibrillary acid protein (GFAP)
مثبت و S100
مثبت دیده شدند که این مارکرها بهطور اختصاصی در سلولهای گلیال بیان میشوند.
خصوصیات مورفولوژیک نیز ماهیت سلولهای تمایز یافته را بهعنوان نورون و سلول
گلیال تایید نمود.
نتیجهگیری: سلولهای
بهدست آمده از پوست فور اسکین انسانی در محیط کشت، بسته به شرایط القایی محیط
توانایی تمایز به نورون و سلول گلیال را دارند.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
علی اصفهانی، زهره قریشی، علیرضا نیکانفر، زهره صناعت، امیر قربانی حقجو، نادره رشتچی زاده،
دوره 68، شماره 11 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: بسیاری از داروهای شیمیدرمانی موجب تولید
رادیکالهای آزاد میشوند که میتواند بخشی از مکانیسم اثربخشی آنها باشد. هدف از
این مطالعه، بررسی اثر شیمیدرمانی بر وضعیت اکسیداتیو در بیماران مبتلا به لوسمی
حاد میلوییدی (AML) است.
روش
بررسی: 38 بیمار مبتلا به AML (17 زن و 21
مرد) با میانگین سنی 49/12±05/34 وارد
مطالعه شدند. این بیماران رژیم سیتارابین و داناروبیسین دریافت کردند. سطح سرمی
مالون دآلدیید (MDA)، وضعیت تام
آنتیاکسیدانی (TAS) و فعالیت آنزیمهای
سوپراکسید دیس موتاز (SOD) و گلوتاتیون
پراکسیداز (GPX) در
اریتروسیتها قبل از شروع شیمیدرمانی و 14 روز پس از شیمیدرمانی مورد بررسی قرار
گرفتند.
یافتهها: مقادیر سرمی MDA در طی 14
روز پس از شیمیدرمانی افزایش یافت (از nmol/L89/0±68/2 به nmol/L29/1±14/3 با 04/0p=). سطح پلاسمایی
TAS از mmol/L15/0±09/1 قبل از شیمیدرمانی به mmol/L14/0±02/1 بعد از شیمیدرمانی کاهش یافت (005/0p=). فعالیت
آنزیمهای SOD و GPX در اریتروسیتها
نیز در طی این دوره کاهش یافت و از Hb مقادیر U/g61/543±24/1157 به Hb در مقادیر U/g09/419±01/984 (04/0p=) برای SOD و از U/g Hb70/13±96/46 به U/g Hb44/6±40/41 (02/0p=) برای GPX رسید.
نتیجهگیری: در این
مطالعه، افزایش سطح MDA بهعنوان شاخص پراکسیداسیون لیپیدها و کاهش
فعالیت SOD، GPX و TAS مشاهده
شد که نشان میدهد شیمیدرمانی با سیتارابین و داناروبیسین در بیماران مبتلا به AML موجب تولید رادیکالهای آزاد میگردد. ولی توصیه به مصرف مکملهای آنتیاکسیدان
در حین شیمیدرمانی باید با احتیاط انجام شود چرا که تولید رادیکالهای آزاد ممکن
است بخشی از مکانیسم اثربخشی این داروها باشد.
مریم عزیز زاده، مریم یحیایی، راهب قربانی،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: آکنه ولگاریس یکی از
بیماریهای شایع پوستی میباشد. یکی از درمانهای موجود موثر بر آکنههای شدید،
ایزوترتینویین میباشد که علیرغم کارایی بالا دارای عوارض جانبی میباشد. این
تحقیق با هدف بررسی اثر ایزوترتینویین بر روی سطح سرمی آنزیم کراتین فسفوکیناز Creatine Phosphokinase (CPK) و علایم
عضلانی ناشی از مصرف این دارو در مبتلایان آکنه ولگاریس انجام گرفت.
روش
بررسی: این مطالعه بر روی 40
بیمار 30-15 سال مبتلا به آکنه ولگاریس متوسط تا شدید مراجعهکننده به کلینیکهای
پوست و مو در شهر سمنان که کاندیدای دریافت ایزوترتینویین بودند، انجام شد. اندازهگیری
سطح سرمی CPK بیماران بههمراه شرح حال و معاینات لازم در
مورد علایم عضلانی- اسکلتی، قبل از شروع درمان و سپس هر دو ماه تا شش ماه انجام
شد. درمان با ایزوترتینویین (ساخت شرکت Roche) با دوز mg/Kg1-5/0
شروع شد و با همان دوز ثابت ادامه پیدا کرد.
یافتهها: 33 نفر (5/82%) از بیماران
زن بودند. میانگین (± انحرافمعیار) سن بیماران 4/3±3/22
سال بوده است. میانگین سطح CPK در بیماران تحت درمان با ایزوترتینویین در
پایان ماههای دو، چهار و شش پس از شروع درمان نسبت به قبل از درمان افزایش معنیدار
داشت (05/0P<) اما در تمام بیماران، بهجز در یک بیمار،
در محدوده نرمال (IU/L160-45) بود. علایم عضلانی بهصورت میالژی
خفیف تنها در 10% بیماران گزارش شد که بهتدریج علایم برطرف گردید.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد افزایش CPK با یا بدون علایم عضلانی، در بیمارانی که از ایزوترتینویین استفاده میکنند
یک پدیده خوشخیم میباشد. لذا اندازهگیری سطح سرمی CPK در
بیماران با درد عضلانی خفیف توصیه نمیشود.
علی ربانی، پریسا رحمانی، شراره قدوسی، وحید ضیائی،
دوره 69، شماره 6 - ( 6-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: اختلالات متابولیسم کلسیم میتوانند به صورت حاد یا مزمن بهوجود آید و به صورت مزمن سبب عوارضی میشود از جمله آنها میتوان به
اختلالات دندانی اشاره کرد. بهترین راه جهت برخورد با این مشکلات دندانی جلوگیری از بروز آنها با تشخیص و درمان به موقع و پیشگیرانه
در افرادی است که با این اختلالات مواجهند. بنابراین مطالعهای توصیفی مقطعی جهت تعیین نوع اختلالات دندانی در بیماران
با اختلال متابولیسم کلسیم طراحی شد.
روش بررسی: تمامی بیماران با تشخیص هیپوپاراتیروییدیسم، ریکتز تغذیهای، ریکتز هیپوفسفاتمیک
و استئودیستروفی کلیوی فوق از کلینیک غدد و نفرولوژی مرکز طبی کودکان طی سالهای 1384 تا 1388 ارجاع گردیدند و تحت معاینه توسط دندانپزشک قرار گرفتند و فراوانی هریک از مشکلات دندانی شامل Taurdontis (نسبت تاج به ریشه دندان)، هیپوپلازی مینا، آبسه دندانی، پوسیدگی دندانی و ژنژیویت در هر کدام بهدست آمد.
یافتهها: ریکتز تغذیهای شایعترین
بیماری بررسی شده در این مطالعه بود که شایعترین اختلال در این گروه تاخیر در دندان در آوردن (9/61%) بود. بیشترین فراوانی Taurdontism و هیپولازی مینای
دندان در گروه مورد مطالعه مربوط به بیماران مبتلا به هیپوپاراتیروییدیسم (به ترتیب
33% و 50%)، آبسه دندانی و پوسیدگی دندانی و ژنژویت در افراد مبتلا به استئودیستروفی کلیوی
(به ترتیب 50%، 90% و 20%) و بهدست آمد. در مجموع شایعترین اختلال در مجموع بیماران
پوسیدگی دندان (8/69%) و تاخیر در دندان در آوردن (5/49%) بود.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها به نظر میرسد لزوم تشخیص صحیح و درمان به موقع بیماریها از ارکان مهم جلوگیری از بیماریهای دهان و دندان باشد لذا معاینات دورهای منظم ضروری میباشد.
عباس محققی، علیرضا پناهی، داریوش کمال هدایت، بتول قربانی یکتا،
دوره 69، شماره 9 - ( 9-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: گرفتگی کرونر اصلی چپ با مرگ و میر فراوان همراه و تشخیص زودرس آن میتواند از
مرگ و میر سالهای آتی جلوگیری نماید. عوامل خطرساز متابولیک و فیزیولوژیک بیماریهای
قلبی و عروقی تحت عنوان سندرم متابولیک نامیده میشود و ریسک فاکتور برای بیماریهای
عروقی کرونر است. تاثیر سندرم متابولیک بر گرفتگی کرونر اصلی چپ مشخص نبوده و هدف
این مطالعه ارزیابی این اثرات بر گرفتگی کرونر اصلی چپ است.
روش بررسی: تعداد 495 نفر
بیمار تحت آنژیوگرافی قرار گرفته و براساس تعاریف استاندارد جهانی سندرم متابولیک
در آنها مشخص شد و سپس در کل بیماران آنژیوگرافی شده میزان گرفتگی کرونر اصلی سمت
چپ و میزان همراهی آنها با هم و با ریسکفاکتورها سنجیده شد.
یافتهها: 249 (3/50%) مرد و 246
(7/49%) زن بودند. میانگین سن آنها 10±01/58 بود. سندرم
متابولیک در 86 نفر (4/17%) حضور داشت. گرفتگی کرونر اصلی سمت چپ در 25 بیمار (5%)
حضور داشت. بین سندرم متابولیک و گرفتگی کرونر اصلی سمت چپ ارتباط معنیدار بود
012/0P=، 305/0r= بین سن 05/0P=، 192/0r=، جنس 007/0P=، 334/0r= دیابت 03/0P=، 253/0r= و سیگار 03/0P=، 253/0r= و گرفتگی کرونر اصلی سمت چپ ارتباط معنیدار بود.
نتیجهگیری: سندرم متابولیک میتواند با گرفتگی کرونر اصلی سمت چپ همراه باشد. احتمال
همراهی سندرم متابولیک برای گرفتگی کرونر اصلی سمت چپ با افزایش قند خون، سن، جنس
مرد و استعمال سیگار وابسته است. این عوامل بهطور همکار ریسکفاکتور گرفتگی کرونر
اصلی سمت چپ را در بیماران سندرم متابولیک بالا میبرند.
محسن صدقیپور، سید عبدالحسین طباطبایی، فرشته سدادی، داریوش کمال هدایت، فرحناز نیکدوست، حسین ساطع، بتول قربانی یکتا،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: هیپرتروفی
بطن چپ Left Ventricular Hypertrophy (LVH)
یکی از مهمترین علل مرگ و میر در گیرندگان پیوند کلیه است و رگرسیون هیپرتروفی در
بطن چپ یک هدف مهم در گیرندگان پیوند کلیه میباشد. هدف پژوهش حاضر در یک مطالعه
بالینی بررسی اثرات سیرولیموس Sirolimus (SRL) و سیکلوسپورین بر LVH و مقایسه آنها میباشد.
روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه بیماران
دریافتکننده کلیه در بیمارستان دکتر شریعتی تهران در سالهای 89-1388 میباشند. بیماران
بر اساس نوع داروی ایمونوساپرسیو تجویز شده به دو گروه تقسیم شدند. گروه سیرولیموس
و سیکلوسپورین. شاخصههای اکوکاردیوگرافی و بالینی آنها در ابتدا و پس از یکسال
بررسی، ثبت و آنالیز شد.
یافتهها: در مجموع 55
بیمار (33 نفر 60% مرد و 22 نفر 40% زن) بررسی شدند که 36 نفر آنها 5/65% در گروه
(سیکلوسپورین) و 19 نفر آنها 5/34% در گروه (سیرولیموس) طبقهبندی شدند. eGFR در گروه SRL
از 7±713/53 به 2m73/1ml/min 6±05/54 رسید،
بهعلاوه ترشح پروتیین در ادرار در گروه SRL
از 10±7/35 به h24/mg 9/7±7/33 رسید
که این اختلاف معنیدار بوده و در گروه CNI
از 11±86/36 به 8±19/36
رسید. در ارتباط با دادههای اکوکاردیوگرافی کاهش IVSD, PWD, LVMi, LVM بعد از پیگیری نسبت به حالت
پایه در گروه SRL در مقایسه با گروه شاهد معنیدار
بود (0/05>P). دادههای اکوکاردیوگرافی EF, RWT, EDD, FS گروه SRL
تفاوت معنیداری نسبت به گروه شاهد بعد از یکسال نداشت (0/05
نتیجهگیری: مطالعه حاضر اولین مطالعه در ایران با بررسی جزیی
اکوکاردیوگرافیک در مصرف SRL بهصورت مطالعه بالینی بوده که
نشاندهنده اثرات کاهنده SRL بر LVH
میباشد.
لیلی صفدریان، نوش آفرین ستاری دیبازر، آرش احمدزاده، بتول قربانی یکتا،
دوره 70، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: اختلال اندوتلیال، میتواند
بر میزان باروری در زنان مبتلا به تخمدان پلیکیستی موثر باشد. شاخص اتساع
وابسته به جریان Flow Mediated Dilatation (FMD) در بیماران دچار تخمدان پلیکیستی مختل میباشد. هدف
این طرح مقایسه دو روش تحریک تخمکگذاری به وسیله لتروزول (Letrozole) یا
لتروزول همراه با گنادوتروپین منوپازی انسانی Human Menopausal
Gonadotropins (HMG) در بیماران نابارور با سندرم تخمدان پلیکیستی مقاوم به کلومیفن
سیترات بر اساس یافتههای سونوگرافی شریان براکیال میباشد.
روش
بررسی: مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسوکور میباشد. افراد
مراجعهکننده به مرکز ناباروری بیمارستان دکتر شریعتی در سال 1390-1389 که دارای
معیارهای ورود بودند بررسی اتساع وابسته به جریان (FMD) و سونوگرافی ترانس واژینال
به عمل آمد و به دو گروه تحت درمان با لتروزول و تحت درمان با لتروزول +HMG تقسیم شدند.
پس از پایان دریافت برنامه دارویی متغیرها ثبت و آنالیز شد.
یافتهها: نتایج درمان در گروه
لتروزول در 15 بیمار (7/57%) موفق و در 11 بیمار (3/42%) شکست خورد در ارتباط با
گروه لتروزول +HMG، 18 بیمار
(5/54%) دارای درمان موفق و در 15 بیمار (5/45%) درمان شکست خورد. میانگین FMD در گروه با
نتایج درمانی موفق 10±42/19%
و در گروه با نتایج ناموفق 2/7±57/18% بود این اختلاف از لحاظ آماری معنیدار نبود (712/0P=).
نتیجهگیری: در
زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستی مقاوم به کلومیفن، لتروزول به تنهایی میتواند
به اندازه لتروزول همراه با گنادوتروپین در تحریک تخمکگذاری موثر باشد. بین یافتههای
سونوگرافی داپلر شریان براکیال در گروه لتروزول در ترکیب با گنادوتروپین با
لتروزول به تنهایی تفاوت معنیداری وجود نداشت.
سید وحید حیدری، سید محمود رمک هاشمی، عنایتالله عباسنژاد، فاطمه عباسی گراوند، بتول قربانی یکتا،
دوره 70، شماره 5 - ( 5-1391 )
چکیده
}
زمینه و هدف: دانستن
عوامل مرتبط با عوارض ریوی و شکست در اکستوباسیون در جراحیهای مغزی میتواند در
جلوگیری از ابتلا به این عوارض موثر باشد مطالعه حاضر به بررسی ریسک فاکتورها و
شیوع عوارض ریوی و شکست اکستوباسیون در جراحیهای داخل جمجمهای میپردازد.
روش
بررسی: تعداد 254 بیمار تحت اعمال جراحی اینتراکرانیال را در
بیمارستان فیروزگر، در سال 89-1387، بهطور گذشتهنگر مطالعه نمودیم.
یافتهها: عوارض ریوی
در بیماران با شکست اینتوباسیون (002/0P=)،
تهویه مکانیکی بهمدت بیش از 24 ساعت (001/0P=)،
فشار خون (001/0P=)، مصرف سیگار (040/0P=)،
نیاز دوباره به جراحی (003/0P=) و مورتالیتی (001/0P=) بیشتر بود.
نتیجهگیری: مدت زمان بیهوشی، مدت زمان جراحی، نیاز به اینتوباسیون و
مدت زمان آن و نیز مدت زمان اقامت در ICU از ریسک عوامل
مرتبط با عوارض ریوی بوده و هوشیاری قبل از جراحی و شکست اینتوباسیون بهطور مستقل
از سایر متغیرها با عوارض ریوی همراه هستند.
نگار امیدی، بابک شریف کاشانی، محمد اسد پور پیرانفر، محمد رفیع خورگامی، بتول قربانی یکتا، حامد امیدی،
دوره 70، شماره 9 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین روشهای تشخیصی با حساسیت بالا و در دسترس بودن آن در مراکز بیمارستانی میتواند در بهبود وضعیت بیماران عروق کرونر بهترین نقش را داشته باشد. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط اختلال عملکرد دیاستولیک و شمارش فریمهای آنژیوگرافیک در بیماران عروق کرونر میباشد.
روش بررسی: بیماران به دو گروه مورد و کنترل تقسیم شدند. هر دو گروه دارای آنژین پایدار قلبی بودند. اطلاعات بیماران بر اساس چک لیستهای تهیهشده بر اساس دادههای آنژیوگرافی TIMI و دادههای اکوکاردیوگرافی اختلال عملکرد دیاستولیک در بیماران مبتلا به آنژین پایدار قلبی جمعآوری گردیده و بعد از آنالیز، نتایج بهدستآمده جهت تعیین ارتباط اختلال عملکرد دیاستولیک در اکوکاردیوگرافی با شمارش تعداد فریمهای حاصل از آنژیوگرافی (TFC) در دو گروه تحلیل شد.
یافتهها: در مطالعه حاضر میانگین TFC در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری بیشتر بود. همراهی Em با میانگین TFC در هر سه رگ معنیدار بود (0001/0P=). در مطالعه حاضر میانگین Sm بهطور معنیداری در گروه آزمایش کمتر بود (0001/0P=). میانگین E/A در افراد با 21TFC≥ (7/0) و در افراد با TFC زیر 21 مقدار آن یک بود. مدت زمان رسیدن موج E از پیک به خط پایان (Deceleration time) در مطالعه حاضر در افرادی که میانگین 21TFC≥ داشتند بهطور معنیداری بیشتر بود (0001/0P=) و همراهی آن با TFC نیز توسط آزمون آماری معنیدار تلقی گردید (0001/0P=). ارتباط میانگین نمرات آنژیوگرافی و نقص دیاستولیک معنیدار بود (0001/0P=).
نتیجهگیری: این مطالعه با توجه به اهمیت شاخص عملکرد دیاستولیک همراهی TFC را با شاخصهای مهم اکوکاردیوگرافی نشان داد.
بتول قربانی یکتا، محمد ناصحی، شهرزاد خاکپور، محمد رضا زرین دست، یزدان شفی خانی،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت مسیرهای نورونی درگیر در هسته اکومبنس قاعده مغزی بر اساس گزارشهای قبلی نقش مهمی در اتیولوژی و پاتوفیزیولوژی افسردگی، اضطراب و اعتیاد دارد. اما چگونگی این مکانیسمها در مغز روشن نیست. در این راستا نیکوتین به طور مستقیم در هسته اکومبنس مغز تزریق شد تا نقش فرآیندهای شبه اضطرابی آن در این هسته در دستگاه ماز بهعلاوهای شکل مرتفع (Elevated plus maze) موش صحرایی نر بررسی گردد.
روش بررسی: در این تحقیق از موشهای صحرایی استفاده شد. پس از بیهوشی ابتدا در ناحیه پوسته هسته اکومبنس مغز، با استفاده از دستگاه استریوتاکسی عمل جراحی و کانولگذاری دو طرفه انجام شد. بعد از کانولاگذاری به مدت یک هفته به موشهای جراحیشده اجازه داده شد تا بهبودی کامل را بهدست آورند. بعد از بهبودی، رفتار اضطرابی و فعالیت حرکتی حیوانات با استفاده از ماز بهعلاوهای شکل مرتفع آزمایششده و اثر تزریق داروهای مورد نظر در هستهی اکومبنس بر روی رفتار اضطرابی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: آزمایشهای انجام گرفته نشان داد که تزریق دو طرفه نیکوتین (Nicotine)، آگونیست گیرنده نیکوتینی استیلکولین دوز 1/0 از میان دوزهای (5/0 و 25/0، 1/0، 05/0) میکروگرم بر رت، درون هسته نوکلئوس اکومبنس مغز باعث افزایش معنیداری در درصد زمان سپریشده در بازوهای باز نسبت به گروه کنترل میشود (01/0P=).
نتیجهگیری: گیرندههای نیکوتینی نورونهای موجود در پوسته هسته اکومبنس قاعده مغز در رفتارهای شبه اضطرابی در موش صحرایی نر موثر است.
نسرین مقدمی تبریزی، خدیجه ادبی، عذرا آزموده، سپیده نکوئی، بابک دبیر اشرافی، کامیار دبیر اشرافی، بتول قربانی یکتا،
دوره 71، شماره 4 - ( تيرماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: اندومتریوز تخمدانی یکی از بیماریهای زنان در سنین باروری است. اثرات سیستکتومی در باروری این بیماران مورد بحث است. در این مطالعه، ما به بررسی اثر جراحی سیستکتومی لاپاراسکوپیک اندومتریوز تخمدانی از نظر پاسخ به تحریک تخمکگذاری در مقایسه با تخمدان مقابل پرداختیم.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، 30 بیمار مبتلا به اندومتریوما یک طرفه تخمدان که سابقه جراحی سیستکتومی لاپاراسکوپیک به روش Stripping داشتند، از سال 1388 الی 1391 در بیمارستان زنان دانشگاه علوم پزشکی تهران تحت تحریک تخمکگذاری در سیکل In Vitro Fertilization (IVF) قرار گرفتند. سپس تخمدان سیستکتومی شده با تخمدان مقابل از نظر تعداد فولیکولهای تولید شده مقایسه شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران (4/3±3/32) سال بود. میانگین اندازه کیست اندومتریومای جراحی شده (2/10±4/42) میلیمتر بود. میانگین تعداد فولیکولها در تخمدانهای جراحی شده (2/1±5/2) با دامنه (5-1) بود و در تخمدانهای کنترل میانگین تعداد فولیکولها (4/1±9/3) با دامنه (6-1) بود. آزمون آماری نشان داد که اختلاف معنیداری بین تعداد فولیکولها در تخمدانهای جراحی شده در مقایسه با تخمدانهای جراحی نشده، وجود داشت به طوریکه کاهش معنیدار در ذخیره تخمدانی و تولید فولیکولها در تخمدانهای جراحی شده مشاهده شد (0/6- الی0/2-). 95%CI و (001/0>P).
نتیجهگیری: سیستکتومی لاپاراسکوپیک اندومتریوما باعث کاهش پاسخ تخمدان به تحریک تخمکگذاری در سیکل IVF میشود. این کاهش پاسخ تخمدان ارتباط معنیداری با سن، شاخص توده بدنی، اندازه و محل کیست و فاصله زمانی از جراحی تخمدان نداشت.
رضا پوررشیدی، شروین شریف کاشانی، هاشم شریفیان، حبیب مظاهر، پیمان سلامتی، بتول قربانی یکتا،
دوره 71، شماره 4 - ( تيرماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: جسم خارجی در مری از وضعیتهای اورژانسی بوده و علاوه بر اضطرابی که برای بیمار ایجاد میکند باعث عوارض بالقوه خطرناک میگردد. با توجه به مدیریت اورژانس در خروج جسم خارجی از مری و پرهیز از عواقب ناگوار آن، این مطالعه به بررسی همخوانی سونوگرافی و رادیوگرافی در تشخیص جسم خارجی در مری میپردازد.
روش بررسی: این مطالعه به شکل مقطعی طراحی شد. نمونهگیری به روش آسان، از 60 بیمار مراجعهکننده مشکوک به جسم خارجی در قسمت فوقانی مری در بخش اورژانس بیمارستان امیراعلم از فروردین تا اسفند 89 انجام شد. ارتباط نتایج رادیوگرافی و سونوگرافی بررسی شد.
یافتهها: در 28 مورد (2/48%) بیماران جسم خارجی در دستگاههای گرافی تشخیص داده شد. نتایج رادیوگرافی در بیماران دارای جسم خارجی در 26 بیمار (9/92%) مثبت و در دو بیمار (1/7%) منفی بود. نتایج سونوگرافی در 27 بیمار (4/96%) مثبت و در یک بیمار (6/3%) منفی گزارش شد. ضریب همراهی نتایج رادیوگرافی با سونوگرافی در بیماران با شکایت از جسم خارجی معنیدار بود (001/0P=) و از ضریب توافق خوبی (01/0P= و 896/0kappa=) برخوردار بود.
نتیجهگیری: وجود ضریب بالای همراهی بین نتایج سونوگرافی و رادیوگرافی نشان میدهد که این سیستمهای تصویربرداری با توجه به شرایط بیمار و شرح حال بیمار میتوانند به جای هم بهکار برده شوند.