81 نتیجه برای مهرداد
سعید صادقیان، مهرداد شیخ وطن، الهام حکی کزازی، مهسا روزکاری، محمود شیخ فتحالهی،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
متداولترین روشهای غربالگری بیماران مشکوک به ایسکمی قلبی، انجام استرس تست (ETT) و در شرایط خاصی، اسکن پرفیوژن میباشد که مثبت بودن نتایج آنها از اندیکاسیونهای انجام آنژیوگرافی عروق کرونر محسوب میگردد. اگرچه ارزش پیشبینی کننده اسکن پرفیوژن مورد بررسی قرار گرفته است، ولی با در نظر گرفتن تاثیر مسائل تکنیکی و تخصصی در نتایج آن و با توجه به شتاب گسترش این تکنیک در کشور ما که گاهی حتی علیرغم هزینه بالا و نیاز به صرف وقت بیشتر، به غلط جایگزین استرس تست شده است، ضروری است تا قدرت پیشبینیکنندگی این روش در مقایسه با ETTدر کشور ما مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: این مطالعه به روش مقطعی بر روی بیمارانی انجام گرفته است که با ETT مثبت یا اسکن پرفیوژن مثبت از تمام مراکز کشور در سالهای 1383 و 1384 جهت انجام آنژیوگرافی کرونر به مرکز قلب تهران ارجاع شده بودند. مشخصات بیماران از طریق مصاحبه و آزمایشات پاراکلینیک تعیین و نتایج حاصله به صورت کلی و به تفکیک جنس تحت آنالیز قرار گرفت. سپس مقدار ارزش پیشگوئیکننده مثبت (PPV) بین دو آزمون اسکن پرفیوژن و استرس تست مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: تعداد کل موارد اسکن پرفیوژن و استرس تست مثبت به ترتیب برابر 2178 و 2581 نفر بود. بین مقدار PPV اسکن پرفیوژن و استرس تست در مردان تفاوت آماری مشاهده نشد (PPV اسکن پرفیوژن برابر 9/86% و PPV استرس تست برابر 6/86%، 814/0p=). مقدار PPV اسکن پرفیوژن در زنان تنها در مقاطع سنی 60 سال و بالاتر، بیشتر از ETT بود (0002/0p=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر و با در نظر گرفتن هزینه سنگین اسکن پرفیوژن، به نظر نمیرسد در مواردی که امکان استرس تست وجود دارد، انجام اسکن پرفیوژن با شرایط مراکز اسکن ما ارجحیتی به آن داشته باشد و به خصوص در مورد خانمهای جوان ،ارزش پیشبینیکننده آن تفاوتی با ETT ندارد. البته لازم است علت این یافته غیر معمول با توجه به نقش دارو، نیروی انسانی متخصص و تجهیزات، در آینده مورد بررسی قرار گیرد.
رویا ستارزاده، حسن رادمهر، علیاکبر سلیمانی، مهرداد صالحی،
دوره 66، شماره 4 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: روش Ross به عنوان یکی از روشهای بسیار مناسب جهت جایگزینی دریچه آئورت معرفی شده است. با این حال، برخی مطالعات از تنگی هموگرافت پولمونر پس از جراحی Ross به عنوان یکی از مشکلات این روش جراحی یاد کرده اند. هدف مطالعه حاضر بررسی عوامل خطرساز ایجاد تنگی پولمونری هموگرافت پس از جراحی Ross میباشد.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت گذشتهنگر روی 42 بیمار که تحت جراحی Ross قرار گرفته و جهت پیگیری اکوکاردیوگرافیک مراجعه کرده بودند، انجام شد. کلیه بیماران شش ماه و یکسال بعد از جراحی تحت اکوکاردیوگرافی کنترل و معاینات بالینی قرار گرفتند. اطلاعات مربوط به اکوکاردیوگرافی همراه با اطلاعات هموگرافت از پرونده بیماران و دهندههای پیوند که در بخش پیوند اعضا موجود بود، استخراج گردید.
یافتهها: در مجموع 13 بیمار (31%) دچار تنگی هموگرافت پولمونر شده بودند. بروز تنگی پولمونر با سن گیرنده ارتباط معنیداری داشت (04/0p=). شانس نسبی وجود تنگی در افراد مبتلا به بیماری مادرزادی قلب نسبت به غیر مبتلایان 7/4 با بازه اطمینان 95% 06/1 تا 8/20 بود که از لحاظ آماری معنیدار میباشد (04/0p=). متغیرهای پیشگوییکننده تنگی هموگرافت پولمونر پس از جراحی Ross شامل سن پایینتر فرد دهنده (03/0p=) و فرد گیرنده (05/0p=) بودند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که روش جراحی Ross با توجه به بروز کم تنگی، روش مناسبی جهت جایگزینی دریچه آئورت میباشد با اینحال باید به این مطلب توجه کرد که بیماریهای مادرزادی قلب و سن پایین فرد دهنده میتوانند به عنوان فاکتور خطری جهت تنگی هموگرافت پولمونر مطرح باشد که علت آن viability بیشتر در سلولهای دریچهای آنان است.
مهرداد محمدپور، محمود جباروند بهروز،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
از آنجا که پاسخ بافتهای زنده به جراحیهای مختلف همراه با درجات متغیری از ترمیم بافت به صورت جایگزینی Replacement با ایجاد بافت جدید ولی متفاوت از بافت اولیه و نوسازی Regeneration با ایجاد بافت جدید مشابه بافت اولیه همراه میباشد و تنظیم این پاسخهای طبیعی نقش بسیار مهمی در موفقیت طولانی مدت جراحی انجام شده دارد استفاده از داروهای آنتیفیبروتیک و آنتیمتابولیتها روز به روز بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. از میان این داروها میتومایسین-C و 5-FU به عنوان دو داروی آنتی پرولیفراتیو اصلی در چشمپزشکی مورد توجه و استفاده فزایندهای قرار گرفتهاند. عمده کاربرد این داروها در جراحیهای فیلترینگ جهت کنترل فشار داخل چشمی، جراحیهای رفرکتیو با لیزر اگزایمر جهت اصلاح عیوب انکساری چشم، جراحیهای بیماریهای سطحی چشم (مثل ناخنک و نئوپلاسمهای ملتحمه) میباشد. در این مقاله سعی میشود مکانیسم عملکرد این داروها، کاربرد ویژه و میزان مورد نیاز و عوارض آنها در حیطههای متفاوت چشمپزشکی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
فرناز آموزگار هاشمی، فاطمه زاهدی، فرشید فرهان، بیتا کلاغچی، نیلی مهرداد، پیمان حداد،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که عمدتاً درمان سرطان سرویکس با رادیوتراپی اکسترنال و براکیتراپی به روش پرتودهی با دوز کم (LDR) انجام میشود و در انستیتوکانسر بیمارستان امام به علت عدم امکان بستری طولانیمدت و مراقبتهای شبانهروزی مورد نیاز توسط پرستاران و جهت کاهش هزینههای درمان با دوز کم (LDR) بیماران را با تعدیل دوز به روش پرتودهی با دوز متوسط (MDR) درمان میکنیم. هدف این مطالعه آیندهنگر بررسی نتایج این درمان در انستیتوکانسر بیمارستان امام میباشد.
روش بررسی: ما تعداد 140 بیمار مبتلا به سرطان سرویکس را از تاریخ فروردین 1384 لغایت تیر 1386 که به بخش رادیوتراپی انکولوژی انستیتو کانسر تهران مراجعه کرده بودند و اندیکاسیون رادیوتراپی داشتند را تحت رادیوتراپی اکسترنال با دوز 64-44 گری به کل لگن و سپس براکیتراپی MDR با دوز ریت 3/0±2/2 گری در ساعت با دوز کلی 30-8 گری قرار دادیم. براکیتراپی با اپلیکاتورهای تاندم اوویید با اوویید در فاصله 112-0 روز بعد از خاتمه رادیوتراپی اکسترنال با دوز در هر جلسه Gy 15-8 به نقطه A در یک یا دو جلسه بر حسب مرحله بیماری تجویز شد.
یافتهها: تعداد 121 بیمار به مدت متوسط 18 ماه (39-9) جهت پیگیری مراجعه کردند، عود لوکال در گروه جراحی و ادجوانت رادیوتراپی (11%)54/6 و در گروه پیشرفتهتر که رادیکال رادیوتراپی شده بودند (25%)65/16 و در کل (19%)121/23 بود. انسیدانس عوارض رکتال در بیماران مورد مطالعه (10%)121/12 و عوارض مثانه (13%)121/23 بوده است که عارضه گرید بالا فقط در یک بیمار که رادیکال رادیوتراپی شده بود بهصورت عارضه گرید III مثانه دیده شد. طبق این مطالعه بقای بدون بیماری (DFS) و کلی سه ساله به ترتیب 73% و 92% بهدست آمد که در کل مرحله بیماری (007/0=p) و زمان کلی درمان (05/0=p) بیشترین اثر را روی آن داشتند.
نتیجهگیری: EBRT و براکیتراپی MDRبا 20% کاهش دوز در مقایسه با LDR میتواند از نظر کنترل لوکال و عوارض دیررس رکتال و مثانه قابل مقایسه باشد و این روش در شرایطی که امکان درمان LDR وجود ندارد تکنیک قابل قبولی است.
حسن رادمهر، حسن تاتاری، مهرداد صالحی، علیرضا بخشنده،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از پریکارد خود بیمار جهت تقویت خطوط آناستوموز در بیمارانی که نیازمند تعویض دریچه آئورت با اتوگرافت پولمونر هستند میتواند اثرات سودمندی داشته باشد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه عوارض کوتاهمدت تعویض ریشه آئورت توسط اتوگرافت پولمونر به روش متداول با روش پیشنهادی موئلفین میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی غیرتصادفی شده، 64 بیمار از مراجعین بخش جراحی قلب بیمارستان امام خمینی از ابتدای دی سال1381 تا اول دی سال 1385 که نیازمند تعویض دریچه آئورت با اتوگرافت پولمونر (Ross Operation) بودند به دو روش تحت عمل جراحی قرار گرفتند. در دو سال اول این مطالعه تمامی بیماران به روش متداول و معمول تحت عمل جراحی قرار گرفتند (گروه الف شامل 28 بیمار) در دو سال دوم کلیه بیماران به روش پیشنهادی مولفین یعنی استفاده از پریکارد خود بیمار جهت تقویت خطوط آناستوموز تحت عمل جراحی قرار گرفتند (گروه ب شامل 36 بیمار) سپس برخی متغیرهای بالینی و پیامدهای کوتاهمدت این عمل جراحی در دو گروه مورد مقایسه قرارگرفتند.
یافتهها:میانگین سن، فراوانی دو جنس، پاتولوژی منجر به عمل، میزان کسر جهشی (EF) پیش از عمل و میزان آن پیش از ترخیص،در دو گروه اختلاف معنیداری نداشتند. در گروه ب، میانگینهای زمان پمپ (26±09/144 دقیقه در برابر 25±64/179 دقیقه در گروه الف) زمان کلامپ عرضی (22±5/118 دقیقه در برابر 19±93/136 دقیقه در گروه الف) به میزان معنیداری کمتر از گرو تعداد بیمارانی که در ICU نیاز به تزریق خون نداشتند، در گروه ب به میزان معنیداری از گروه الف بیشتر بود (71/35% در برابر 57/68%). میانگین اقامت در ICU و نیز در بیمارستان در گروه ب به میزان معنیداری از گروه الف کوتاهتر بود (بهترتیب 3/0±3/1 در برابر 7/0±9/1 روز و 9/0±2/5 در برابر 5/1±9/5 روز). مورتالیتی کلی چهار مورد بوده (25/6%) که بین دو گروه اختلاف معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: استفاده از پریکارد خود بیمار جهت تقویت خطوط آناستوموز برای عمل تعویض دریچه آئورت با اتوگرافت پولمونر نسبت به روش متداول برتریهایی دارد. موئلفین استفاده از این روش را در مراکز دیگر توصیه مینمایند.
عبدالرضا سودبخش، حبیبالله مرتضوی، محبوبه حاجیعبدالباقی، مهرداد حسیبی، سیروس جعفری، حمید عمادی کوچک، غلامرضا اسماعیلی جاوید،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در این مطالعه ما روایی آزمون ELISA را در تشخیص بروسلوز مورد بررسی قرار داده و با تعیین دقیق cut-off point برای ELISA حساسیت و ویژگی این آزمون را مشخص کردیم. روش بررسی: در این مطالعه ما 56 مورد قطعی بیماری بروسلوز را بر اساس نتیجه کشت خون و سرولوژی جمعآوری و همراه با 126 مورد کنترل شامل 73 فرد سالم و 53 بیمار تبدار غیر بروسلوزی مورد مطالعه قرار دادیم. مقادیر IgG و IgM به روش ELISA در گروه شاهد و بیمار تعیین و بهوسیله نمودارBox plot و ROC Curve مورد مقایسه قرار گرفت. مقادیری از IgG و IgM که ماکزیمم حساسیت و ویژگی را داشت به عنوان cut-off point تعیین گردید. یافتهها: 19 بیمار کشت خون مثبت از نظر بروسلا ملی تنسیس و 54 بیمار تیتر سرولوژی 160/1 و بالاتر داشتند. نمودار Box plot درجه بالای پراکندگی مقادیر IgG و IgM را در بیماران مبتلا به بروسلوز نسبت به کنترل سالم و کنترل تبدار نشان داد. البته مقادیر IgM در بیماران و افراد گروه شاهد تا حدی با یکدیگر همپوشانی داشتند. منحنی ROC روایی و قابلیت اعتماد ELISA را در تشخیص بیماری بروسلوز نشان داد. سطح زیر منحنی در مورد IgG بیشتر از IgM بود. در نهایت حساسیت و ویژگی ELISA IgG وELISA IgM در چند cut-off point محاسبه گردید. نتیجهگیری: ELISA بهخصوص ELISA IgG آزمون قابل اعتمادی برای تشخیص بیماری بروسلوز است. در مورد ELISA IgG بیشترین حساسیت (9/92% و ویژگی (100%) بهترتیب در cut-off point برابر IU/ml10 و IU/ml50 دیده میشود.
جلال رضایی، خلیل اسفندیاری، حسن توکلی، محمود صدوقی، مهرداد حسیبی، مهرداد بهزادی،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : عفونتهای ناشی از کاتترهای ورید مرکزی از مهمترین عوارض کاربرد این کاتترها محسوب میشوند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر پماد موپیروسین در پیشگیری از بروز این عفونتها است. روش بررسی : مطالعه بر روی بیماران بخش جراحی که در بیمارستان امیراعلم تهران بستری شده و به دلایلی نیاز به کاتتر ورید مرکزی داشتند انجام گردید. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه هدف و شاهد تقسیم شدند. برای گروه هدف جهت پانسمان محل تعبیه کاتتر از پماد موپیروسین استفاده شد و پانسمان گروه شاهد بدون استفاده از موپیروسین انجام شد. برای کلیه بیماران محلول کلر هگزیدین دو درصد بهعنوان آنتیسپتیک موضعی و محلول انوکساپارین بهصورت تزریق وریدی بهکار گرفته شد. در صورت بروز علایم عفونت موضعی و یا سیستمیک و یا گذشت ده روز از زمان تعبیه کاتتر مرکزی، کاتتر خارج شده و جهت کشت نیمه کمّی ارسال میگردید. یافتهها : 118 بیمار واجد شرایط (61 نفر در گروه شاهد و 57 نفر در گروه هدف) مطالعه را به پایان رساندند. 88 کاتتر در گروه شاهد و 84 کاتتر در گروه هدف کار گذاشته شد. در زمان برداشتن کاتترها 29 بیمار (16 نفر در گروه شاهد و 13 نفر در گروه هدف) کلونیزاسیون باکتریال، 16 بیمار عفونت سیستمیک (10 مورد در گروه شاهد و شش مورد در گروه هدف) و دو مورد عفونت موضعی (دو مورد در گروه شاهد و صفر در گروه هدف) پیدا کردند. شیوع عفونت سیستمیک و موضعی و کلونیزاسیون باکتریال ناشی از کاتتر در دو گروه تفاوت معنیداری با یکدیگر نداشت. نتیجهگیری : پماد موپیروسین تاثیری در پیشگیری از عفونت ناشی از کاتتر ورید مرکزی نداشت.
لیلا دردائیالقلندیس، رضا شاهسونی، اردشیر قوامزاده، مهرداد بهمنش، الهام اصلانکوهی، کامران علیمقدم، سیدحمیداله غفاری،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: سرطان
معده اولین سرطان بدخیم کشنده در ایران بهشمار میرود. علیرغم پیشرفتهای درمانی جدید برای درمان
سرطان معده، گسترش تومور از طریق سیستم گردش خون و مغزاستخوان به اندامهای دورتر،
اصلیترین علت مرگ و میر در این افراد محسوب میشود. بنابراین نیاز فوری برای ایجاد
روشهای حساس جهت تشخیص سلولهای توموری پخششده در خون محیطی (PB) و مغز استخوان (BM) بیماران مبتلا
به سرطان معده وجود دارد.
روش بررسی: در
این بررسی آیندهنگر از Carcino
Embryonic Antigen به عنوان تومور مارکر و از Glyceraldehyde
3-Phosphate Dehydrogenase بهعنوان کنترل داخلی برای تشخیص و تعیین مقدار
سلولهای توموری پراکنده شده در نمونههای PB و BM 35 فرد مبتلا (نسبت مرد به زن:20
به 15 میانگین سنی: 50 سال محدوده سنی: 75-30) به سرطان معده استفاده شده است. RNA کل از رده سلولی سرطان معده AGS استخراج و قطعات ژنی CEA و GAPDH توسط رونویسی معکوس سنتز شدند.
قطعات تکثیر شده بهطور جداگانه در داخل وکتور pTZ57R/T کلون شدند. سپس کلونینگ دوتایی این قطعات در داخل این وکتور صورت
گرفت. از رقتهای متوالی این پلاسمید برای رسم منحنی استاندارد استفاده شد. نمونههای
PB و BM از افراد مبتلا به سرطان معده جمع
آوری و بعد از سنتز cDNA بر روی آنها Real-Time PCR صورت
گرفت.
یافتهها: در این مطالعه، اندازهگیری کمی ژنهای CEA و GAPDH با استفاده از Real-Time PCR با حساسیت بسیار بالا بهینه شد. mRNAی CEA در 23% نمونههای PB و 20% نمونههای BM افراد مبتلا تشخیص داده شد. در هیچ کدام از
نمونههای مربوط به گروه کنترل mRNAی CEA تشخیص داده نشد.
نتیجهگیری: quantitative
Real-Time PCR برای CEA میتواند به عنوان تکنیک مفیدی
برای تشخیص میکرومتاستاز در نمونههای PB و BM افراد مبتلا به سرطان معده بهکار
رود.
بهناز تن آرای، مسعود اسلامی، مهرداد صالحی، عیسی جهانزاد، مهدیه امامی،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: مطالعاتی
که به بررسی ارتباط بین سطح سرمی NT-ProBNP
و بروز فیبریلاسیون دهلیزی (AF) بعد از جراحی بای پس کرونر پرداختهاند نتایج متناقضی داشتهاند.
هدف از انجام این مطالعه بررسی ارتباط سطح سرمی NT-ProBNP بهعنوان یک عامل خطرساز مستقل در بروز AF
در بیماران تحت جراحی قلب میباشد.
روش بررسی: در
یک مطالعه کوهورت، 79 بیمار کاندید جراحی بایپس کرونر با ریتم سینوسی بستری در
بخش جراحی قلب بیمارستان امام خمینی تهران در سال 88-1387 وارد شدند و از نظر بروز
ریتم AF پیگیری شدند. از رگرسیون لجستیک برای بررسی اثر
مستقل عوامل خطرساز در بروز AF استفاده
شد.
یافتهها: در پیگیری بعد از
جراحی 7/17% بیماران دچار آریتمی AF شدند. بروز
AF در اکثر بیماران در روز دوم بعد از جراحی بود (در 10
بیمار (4/71%)).
سطح سرمی
NT-ProBNP در بیماران با AF
بهمیزان معنیداری از گروه سینوسی بالاتر بود (647±1624 در برابر pg/ml238±221 با 0001/0p<). عوامل خطرساز در بروز آریتمی AF
سطح سرمی بالای ProBNP، بزرگی سایز دهلیز چپ و سن بالا
بودند و بعد از تعدیل فاکتورهای مرتبط با بروز AF
فاکتور ProBNP به عنوان مهمترین عامل خطرساز با خطر نسبی 15 با CI 95% از 95/132-77/1 و بعد از آن LA diameter با خطر نسبی 11/6 با CI 95%
از 42/37-99/0 بهطور مستقل با بروز AF مرتبط
بودند. همچنین ارتباط مستقیمی بین سطح سرمی ProBNP
با سن و سایز دهلیز چپ وجود دارد. بهترین Cut off point
پیشبینیکننده بروز AF بعد از جراحی معادل Pg/ml854 تعیین شد.
نتیجهگیری: سطح
سرمی بالای NT-ProBNP قبل از جراحی بهعنوان
یک عامل خطرساز مستقل در بروز AF در بیماران
تحت جراحی قلب بایپس کرونر میباشد.
مهرناز رسولینژاد، محمدعلی بویر، حمید عمادی کوچک، مهرداد حسیبی، نصرتالله ملازاده، بنفشه مرادمند بدیع،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای
سل در مبتلایان به HIV/AIDS، این بیماری عامل مهم مرگ و میر در این بیماران میباشد.
1 حدود یک سوم افراد مبتلا به HIV بهطور همزمان مبتلا به عفونت سلی هستند.
3 عدم کنترل
مناسب این عفونت بار اقتصادی و اجتماعی زیادی را به جامعه تحمیل مینماید. با توجه
به آنکه مطالعات در خصوص تعیین عوارض داروهای ضد سل در بیماران مبتلا به HIV کمتر انجام
شده است، همچنین به دلیل اهمیت کاهش مرگ و میر، کاهش هزینههای بیمار، شناسایی
فارماکوکینتیک دارویی و اهمیت تکمیل درمانهای ضد سل، این مطالعه انجام گردید.
روش بررسی: مطالعه به صورت کوهورت تاریخی
طراحی شد. با مراجعه به مرکز تحقیقات ایدز، مرکز مشاوره، بیماریهای رفتاری و
واحدهای مبارزه با سل مراکز بهداشتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، تعداد 75
بیمار HIV مثبت و منفی
مبتلا به سل ریوی منطبق با معیارهای ورود و خروج، انتخاب شد و مورد تجزیه و تحلیل
آماری قرار گرفت.
یافتهها: در مطالعه حاضر
فراوانی نوروپاتی محیطی (73%)27، آرترالژی (8/83%)31، استفراغ (6/48%)18، سردرد (3/70%)26،
سرگیجه (1/54%)20، سمیت کلیوی (8/10%)4 و راش پوستی (27%)10 در مبتلایان به عفونت HIV بهطور معنیداری
بیش از بیمارانی بود که به عفونت HIV مبتلا نبودند. ولی بین فراوانی سمیت کبدی، تب و
آنمی ارتباط معنیدار وجود نداشت.
نتیجهگیری: بیماران
مبتلا به سل و آلوده به HIV که تحت درمان داروهای ضد رتروویروسی نیستند به عوارض داروهای خط اول
درمان سل بیشتر مبتلا میشوند.
مهرداد آقایی، فرهاد غریب دوست، حبیب زینی، معصومه اخلاقی، سیما صدیقی، عبدالرحمان رستمیان، ناصر اقدمی، مهدیه شجاع،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکلرودرمی یک اختلال سیستمیک با علل ناشناخته میباشد که با ضخیم شدگی پوست و درگیری ارگانهای داخلی مشخص میگردد. اندوتلین- 1 (ET-1) پلاسمایی در فیبروزی شدن پوست بیماران مبتلا موثر میباشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط سطح اندوتلین- 1 با علایم و نشانههای متفاوت بیماری در افراد مبتلا به اسکلرودرمی انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که به صورت مقطعی در سال 85-84 بر روی 95 بیمار مبتلا به اسکلرودرمی مراجعه کننده به درمانگاه روماتولوژی بیمارستان شریعتی تهران انجام شد. پس از تکمیل پرسشنامه، ml5 نمونه خون از بیماران گرفته و سطح اندوتلین- 1 پلاسما اندازهگیری شد. دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سنی افراد مبتلا 29/12±38 سال بود.96 درصد از افراد مبتلا به اسکلرودرمی را زنان تشکیل دادند. از کل افراد مورد بررسی 52 نفر(7/54%) درگیری نوع محدود داشته و بقیه (3/45%) از نوع منتشر بودند. شایعترین علایم بالینی پدیده رینود (91 درصد) گزارش شد. رابطه بین کوتاه شدن انگشتان ناشی از ایسکمی با میانگین سطح اندوتلین معنیدار بود (001/0p=). ارتباط وجود زخم نوک انگشتان نیز با میانگین سطح اندوتلین معنیدار بود (05/0p<). بین سایر علایم بیماری با میانگین سطح اندوتلین رابطه آماری معنیداری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای پدیده رینود در بیماران که مشابه مطالعات قبلی میباشد، میتوان از آن به عنوان فاکتوری جهت تشخیص بیماری اسکلرودرمی بهره برد. همچنین از آنجا که سطح اندوتلین در بیماران افزایش مییابد شاید بتوان آن را به عنوان یک فاکتور تشخیصی در نظر گرفت.
زهرا اطاعتی، راضیه معظمی گودرزی، فرشته کلهری، سید علیرضا سبحانی، مهرداد صولتی، آذین علوی، سعید حسینی تشنیزی، نادره نادری،
دوره 70، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
Gestational زمینه و هدف: دیابت شیرین شامل گروهی از اختلالات متابولیک شایع ازجمله دیابت حاملگی
است که وجه اشتراک آ نها در فنوتیپ هیپرگلیسمی م یباشد. در سال های اخیر جهت Diabetes Mellitus (GDM)
یافتن اتیولوژی دیابت حاملگی مطالعات جدیدی انجام شده است که فعالیت مزمن سیستم ایمنی در مقابله با
عفونت ها (و نه خود ایمنی) را از مه مترین عوامل تغییر متابولیسم بدن و عامل ایجاد دیابت حاملگی می دانند. این
مطالعه با هدف یافتن پاسخ به تعدادی از مجهولات موجود در ارتباط سیستم ایمنی و دیابت حاملگی به مقایسه
و آنتی بادی های مربوط به هر زیرگروه در افراد Th1/Th2 (T helper1/T helper سطوح سایتوکین های زیرگروه های ( 2
و زنان باردار سالم پرداخته است. روش بررسی: Gestational Diabetes Mellitus (GDM) مبتلا به دیابت حاملگی
این مطالعه، مطالعه ای مقطعی بود که بر روی 90 زن در محدوده سنی باروری در دو گروه مورد شامل 45 زن مبتلا
به دیابت حاملگی و گروه شاهد شامل 45 زن باردار سالم انجام شد. فاکتورهای ایمونولوژیک شامل اینترفرون گاما
و IgG3 ،IgG2 ،IgG1 ،IgE و آنتی بادی های TGF فاکتور رشد ،IL- اینترلوکین دوازده 12 ،IL- اینترلوکین ده 10 ،IFNγ
اندازه گیری و داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافت هها: در میان 90 زن مورد مطالعه میانگین سنی IgG4
،IL-10) Th 27 به دست آمد. سطوح سایتوکین های سرمی وابسته به زیرگرو ههای 1 / 32 و بارداران سالم 9 / بیماران 5
بین گروه شاهد و مورد تفاوت (IgG و 4 IgG3 ،IgG2 ،IgG1 ،IgE) و آنتی بادی های مربوطه (IFNγ ،TGFβ ،IL-12
و آنتی بادی های مربوط به هر Th1/Th نتیج هگیری: تغییر بالانس سایتوکین ها 2 .(P>0/ معنی داری وجود نداشت ( 05
نقش ندارد و به عنوان اندیکاتور تشخیصی بیماری کاربرد ندارد.
محمدپارسا حسینی، حمید سلطانیانزاده، شهرام اخلاقپور، علی جلالی، مهرداد بخشایش کرم،
دوره 70، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هد ف: بیماری های ریوی و در رأس آن سرطان ریه از شای ع ترین و خطرنا ک ترین بیماری هایی هستند که
روزانه افراد زیادی را به کام مرگ م ی کشانند. در این مقاله یک سیستم کمک تشخیصی مکانیزه جهت شناسایی
ندول های ریوی به عنوان یکی از علایم اصلی بیماری های ریه ارایه خواهد شد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی 25 بیمار ریوی مراجعه کننده به بیمارستان مسیح دانشوری تهران که در تصاویر
آن ها ندول ریوی مشاهده گردید به طور تصادفی به دو گروه مورد با جمعیت پانزده ( 9 زن و شش مرد با HRCT
39 سال ) ±4/ 43 سال ) و گروه ناظر با جمعیت ده (شش زن و چهار مرد با میانگین سنی 91 ±5/ میانگین سنی 63
تقسیم شدند . با اعمال روش های پردازش و تحلیل تصاویر پزشکی و استفاده از الگوریتم های شناسایی آماری الگو
سیستمی مکانیزه جهت شناسایی خودکار ندول ریوی ارایه گردید.
یافت هها: به وسیله رو ش های بخش بندی تصاویر پزشکی نسج اصلی ریه ها از بقیه تصاویر دو بعدی جدا شدند . در
مرحله بعد موارد مشکوک شامل رگ، برونش، ندو ل و غیره به صورت رنگی برچسب گرفتند . سپس ویژگی های
مشخصه ندول ها به دست آمدند . در نهایت جهت کلاسه بندی با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی ندو لهای موجود در
تصویر از بقیه موارد تفکیک و مشخص گردیدند.
.در
مرحله بعد موارد مشکوک شامل رگ، برونش، ندو ل و غیره به صورت رنگی برچسب گرفتند . سپس ویژگی های
مشخصه ندول ها به دست آمدند . در نهایت جهت کلاسه بندی با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی ندو لهای موجود در
تصویر از بقیه موارد تفکیک و مشخص گردیدند
نتیجه گیری: با توجه به پیچیدگی و ساختارهای متنوع ندو ل ها و تعد اد زیاد تصاویر س ی تی مربوط به کات های مختلف
ریه، پیدا کرد ن ندول ریوی از میان موارد مشکوک کاری دشوار، زمان بر و با احتمال خطای انسانی برای پزشکان
ندول ریوی را از موارد مشکوک آشکار ساخته است. (P<0/ متخصص می باشد. خروجی سیستم پیشنهادی به خوبی..
مهرداد آقایی، سیما صدیقی، ناصر بهنامپور، شرابه هزارخوانی، محسن جام شیر، آیلی آق، مهدیه شجاع،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: یائسگی و بیماری آرتریت روماتویید، از عوامل تاثیرگذار در کاهش دانسیته استخوانی میباشند، این مطالعه با هدف بررسی شیوع پوکی استخوان و ارتباط آن با برخی عوامل در زنان یائسه مبتلا به آرتریت روماتویید انجام شد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر، در سال 1388، بر روی کلیه زنان یائسه مبتلا به آرتریت روماتویید بیمارستان آموزشی درمانی پنج آذر شهرستان گرگان انجام شد. اطلاعات لازم بهوسیله پرسشنامه از پروندههای بیماران استخراج گردید.
یافتهها: در مجموع 98 زن یائسه مبتلا به آرتریت روماتویید مورد بررسی قرار گرفتند. متوسط مدت زمان یائسگی و متوسط مدت بیماری بهترتیب 39/9 و 13/5 سال بود. شیوع کلی استئوپروز 3/13% گزارش شد. سن، مدت یائسگی و مدت بیماری با تراکم استخوان رابطه معنیداری داشتند (05/0P<).
نتیجهگیری: مطالعه حاضر شیوع بهنسبت بالای پوکی استخوان در مهرههای کمری بیماران یائسه مبتلا به آرتریت روماتویید را تایید میکند.
مهرداد حسیبی، سیروس جعفری، حمیده خضرائیان، سید علی دهقان منشادی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: آمفوتریسین B داُکسی کولات (Amphotericin B Deoxycholate, ABD) دارویی کارآمد در درمان بیماریهای قارچی است اما عوارضی چون سمیت کلیوی میتواند محدودیتهایی در استفاده بهینه از آن ایجاد کند. این مطالعه با هدف بررسی اثر اینترالیپید در کاهش سمیت کلیوی داروی آمفوتریسین انجام شد.
روش بررسی: این تحقیق یک کارآزمایی بالینی تصادفی میباشد. بیماران مبتلا به عفونت قارچی بستری شده در بیمارستانهای امیر اعلم و امامخمینی (ره) شهر تهران در طی سالهای 1391-1390 به شکل تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در هر دو گروه ABD با دوز mg/kg/day1 به صورت انفوزیون وریدی چهار ساعته در داخل سرم دکستروز 5% تجویز گردید. در گروه مداخله علاوه بر تجویز آمفوتریسین B، اینترالیپید 10% به مقدار500 میلیلیتر روزانه حداکثر یک ساعت پس از دریافت داروی ضد قارچ تجویز شد. سمیت کلیوی (افزایش حداقل 50% در کراتینین سرم به یک حداقل بالای mg/dl2)، روند تغییرات کراتینین روزانه در دو هفته اول درمان و تعدادی شاخصهای فرعی عملکرد کلیوی در دو گروه اندازهگیری و مورد مقایسه قرار گرفت. به عنوان یک هدف فرعی موارد ایجاد هیپوکالمی نیز در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: 31 بیمار در مطالعه وارد شدند. تعداد موارد سمیت کلیوی و سایر شاخصهای فرعی کارکرد کلیوی در گروههای کنترل و مداخله تفاوت معنیدار آماری نداشتند (05/0P>). همچنین روند تغییرات کراتینین روزانه در دو هفته اول درمان نیز در دو گروه تفاوت معنیدار نداشت (62/0P=). میزان هیپوکالمی نیز در دو گروه تفاوت آماری معنیدار را نشان نمیداد (47/0P=).
نتیجهگیری: تجویز اینترالیپید در فاصله زمانی بسیار کوتاه پس از تجویز آمفوتریسین B اثری بر سمیت کلیوی ناشی از آن ندارد. همچنین این مداخله تأثیری بر میزان موارد ایجاد هیپوکالمی مرتبط با آن نیز ندارد.
مهدی امینی، مهرداد روغنی، پیمانه شیرینبیان، محمدتقی جغتایی، علی فرهودیان، محسن روشنپژوه، مرتضی کروجی،
دوره 71، شماره 5 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: کراک نوعی ماده مخدر بوده که مصرف آن در ایران رو به افزایش است و اثرات مخربی بر اعضای مختلف بدن دارد. هدف از این مطالعه، تعیین اثرات کراک مورد مصرف در ایران بر قدرت باروری موشهای نر بالغ میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه 25 سر موش نر بالغ بهطور تصادفی به پنج گروه (کنترل، شم و سه گروه آزمایش) تقسیم شدند. موشهای معتاد به کراک که بهمدت هفت روز با دوز افزایشی کراک معتاد شدند، به سه گروه آزمایش I، II و III تقسیم شدند. به گروه آزمایش I (mg/kg5)، گروه آزمایش II (mg/kg35) و گروه آزمایش III (mg/kg70)، کراک بهصورت درونصفاقی روزانه دو نوبت، بهمدت 35 روز تزریق شد. گروه شم محلول سرم فیزیولوژی بهعلاوه آبلیمو (µl/ml2/6) و گروه کنترل فقط آب و غذا دریافت کردند. سپس موشها جراحی و اسپرمها از قسمت دم اپیدیدیم برداشت شدند و از لحاظ تعداد، تحرک، مورفولوژی (طبیعی/غیرطبیعی) و قابلیت حیات مورد ارزیابی قرار گرفتند. بیضهها نیز برداشت و وزن شدند و مراحل مختلف را جهت مطالعه با میکروسکوپ نوری طی کردند.
یافتهها: نتایج نشان داد که پارامترهای اسپرم و ضخامت اپیتلیوم لولههای اسپرمساز در گروههای آزمایش نسبت به گروههای شم و کنترل بهصورت معنیدار و وابسته به دوز کاهش یافت (05/0P≤). همچنین شاخص گنادوسوماتیک موشهایی که با بیشترین دوز (mg/kg70) مورد تزریق قرار گرفتند بهصورت معنیداری نسبت به گروه کنترل کاهش یافت (05/0P≤).
نتیجهگیری: این مطالعه برای اولینبار نشان داد که کراک مورد مصرف در ایران اثرات مخربی بر باروری و بهخصوص پارامترهای اسپرم موش نر دارد.
حسین فخرزاده، فرشاد شریفی، ندا مهرداد، فاطمه جعفر آقایی، زهره بادامچیزاده، ندا نظری،
دوره 71، شماره 7 - ( مهرماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف : هدف از انجام این مطالعه ارزیابی نحوه ارتباط بین آدیپونکتین سرم با عوامل خطر شناختهشده و مرسوم بیماریهای قلبی- عروقی و ضخامت لایه میانی- داخلی شریان کاروتید (Carotid Artery Intimal-Medial Thickness, CIMT) و امتیاز کلسیم شریان کرونر (Coronary Artery Calcium Score, CACS) در بیماران دیابتی نوع دو جدید بود.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی CIMT (اندازهگیریشده بهروش فراصوت نگاری ( Ultrasonography) ، CACS (تعیینشده بهوسیله برشنگاری رایانهای با قدرت تفکیک بالا ( High resolution computed tomography) ، آدیپونکتین سرم، قندخون ناشتا، چربیهای سرم، نمایه توده بدنی (BMI) ، فشارخون سیستولی، دیاستولی و متوسط فشارخون شریانی در 123 بیمار دیابتی نوع دو بدون علامت و 152 شرکتکننده سالم همگونسازیشده از لحاظ سن و جنس، اندازهگیری شد.
یافتهها: آدیپونکتین سرم و سایر چربیها بهطور معنیداری در دیابتیها پایینتر بود (01/0 P< ). CIMT چپ و راست، CIMT میانگین، CACS ، قندخون ناشتا، فشارخون سیستولی و فشارخون متوسط شریانی بهطور معناداری در شرکتکنندگان دیابتی در مقایسه با افراد غیردیابتی بالاتر بود (05/0 P< ). میانگین CIMT در شرکتکنندگان دیابتی ارتباط مثبتی با سن (001/0 P< ) و سطح تریگلیسرید سرم (01/0 P= ) وجود داشت. همچنین مشاهده شد که CACS با سن ارتباط مثبت (004/0 P= ) و با سطح کلسترول سرم با تراکم بالا (HDL-C) ارتباط معکوس (002/0 P= ) داشت.
نتیجهگیری: علیرغم پایینتر بودن سطح آدیپونکنین سرم در شرکتکنندگان دیابتی ارتباطی بین سطح سرمی آدیپونکتین سرم با CIMT و CACS دیده نشد. در افراد دیابتی علاوهبر سن، سطح سرمی تریگلیسرید با CIMT در ارتباط است. درحالی که CACS ارتباط معکوسی با HDL-C سرم دارد.
غلامرضا پوریعقوب، رامین مهرداد، سوسن صالحپور، مهران شهریاری،
دوره 72، شماره 2 - ( اردیبهشت 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران سرطان سومین عامل مرگ است. در حدود 10-5% تمام سرطانهای انسان ناشی از مواجهه شغلی با عوامل مولد سرطان یا کارسینوژنها باشد. مزوتلیوماهای بدخیم صفاق و پلور را پاتوگنومونیک مواجهه با رشتههای آزبستوز میدانند. عواملی غیر از آزبستوز ممکن است سبب مزوتلیوم بدخیم شوند. جهت تعیین میزان رابطه علیتی مواجهه با آزبستوز و بروز مزوتلیوما در ایران بهویژه در موارد مواجهات شغلی نیاز به بررسی سابقه مواجهه با آزبستوز در بیماران مبتلا به مزوتلیوما وجود دارد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی نخست دادههای مربوط به بیماران مزوتلیومایی ثبت شده در طی سالهای 1385 تا 1389 در اداره سرطان وزارت بهداشت دریافت شد و اطلاعات سن، جنس، استان محل تولد و ارگان مبتلا از آن استخراج گردید. از کل 272 نفر ثبت شده برای 154 نفر شماره تلفن ثبت شده بود و در نهایت موفق به مصاحبه با 60 خانواده شدیم. بر اساس پرسشنامهای که طراحی نمودیم سوابق شغلی، محل سکونت و مصرف سیگار بیماران را اخذ نمودیم. آنالیز فراوانی متغیرها یکبار در 272 بیمار ثبت شده اداره سرطان و یکبار در 60 بیمار مصاحبه شده انجام گرفت و مقایسه گردید.
یافتهها: توزیع فراوانی سنی، جنسی، استان محل تولد و سکونت و عضو درگیر بیماران در دادههای اداره سرطان و بیماران مصاحبه شده مشابه بود. در بیماران مصاحبه شده فراوانی بیماران سیگاری 28% و مواجهه با آزبستوز 63% بود. توزیع فراوانی شغلی بیماران مصاحبه شده بهترتیب، مشاغل ساختمانی20%، کارکنان شرکت نفت 3/13% و رانندگان 7/6% بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه ما تاییدکننده رابطه مواجهه با آزبستوز و بروز مزوتلیوما در ایران مطابق با سایر پژوهشها در کشورهای دیگر است. بنابراین لازم است مصرف آزبستوز در ایران مانند 20 کشور دیگر دنیا ممنوع اعلام شود.
اعظم السادات موسوی، مژگان کریمی زارچی، نادره بهتاش، مهناز مختاری گرگانی، نیلی مهرداد، میترا روحی، سید حسین حکمتی مقدم،
دوره 72، شماره 4 - ( تیر 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آمار سازمان بهداشت جهانی نشانگر این است که یک زن از هر ۵۵ زن در جهان مبتلا به سرطان تخمدان در مقطعی از زندگیش میشود. سن شایع ابتدا به سرطان تخمدان بعد از 50 سالگی میباشد. هدف این مطالعه بررسی نقش کموتراپی داخل صفاقی با کربوپلاتین بهعنوان درمان نگهدارنده در کاهش میزان عود و افزایش میزان بقای مبتلایان به سرطان پیشرفتهی تخمدان و همچنین بررسی سمیت این روش درمانی میباشد.
روش بررسی: مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی در بخش انکولوژی زنان بیمارستان ولیعصر (عج) دانشگاه علوم پزشکی تهران طی سالهای 1389-1384 انجام شد. 30 بیمار مبتلا به سرطان اپیتلیالی تخمدان با Stage II-IV به صورت غیرتصادفی ساده وارد مطالعه شدند. 18 بیمار در گروه کموتراپی داخل صفاقی و 12 بیمار در گروه شاهد قرار گرفتند. در گروه مداخله سه هفته پس از شیمی درمانی وریدی در سه دوره به فاصلهی 21 روز، شیمی درمانی داخل صفاقی با کربوپلاتین دریافت کردند. بقای عمر دو و پنج ساله، بقای عمر بدون بیماری (فاصلهی زمانی اتمام درمان تا عود بیماری)، بقای کلی، توکسیسیتی و عود، ثبت و آنالیز شد.
یافتهها: میانگین سن بیماران در گروه مورد 6/8±4/52 سال و گروه شاهد 5/11±1/55 سال بود. میانگین بقای بدون عود در بیماران گروه مورد 6/8±13 و در گروه شاهد 3/4±5/9 ماه بود. میانگین مدت بقا در گروه مورد 5/16±39 و در گروه شاهد 2/16±8/30 ماه بهدست آمد که در هیچکدام از موارد بالا تفاوت معنادار نبود (05/0P>). میزان بقای کلی در گروه کموتراپی همراه با کربوپلاتین 2/72% و در گروه بدون کموتراپی داخل صفاقی 3/33% بود. فراوانی سمیت در گروه مداخله 6/5% بود که شامل دردهای خفیف و متوسط شکمی و تهوع و استفراغ بود.
نتیجهگیری: درمان نگهدارنده بهروش داخل صفاقی بهصورت معناداری باعث افزایش میزان بقا، کاهش چشمگیر عود و مرگ بیماران نمیشود، هر چند سمیت بالایی برای این روش دیده نشد.
مهرداد محمدپور، محمدصالح صادقی،
دوره 72، شماره 10 - ( دی 1393 )
چکیده
چشمها و سیستم بینایی امکان دریافت اطلاعات از محیط را برای انسان میسر میسازند، بهطوری که 90% اطلاعات انسان از طریق مشاهده کسب میگردد. از این رو سلامت و عملکرد صحیح این ارگان همواره حایز اهمیت بوده است.
بیماریهای تهدیدکننده بینایی سالانه موجب از بین رفتن بینایی میلیونها انسان میگردد، در حالی که با دستیابی به درمانهای مناسب میتوان از بسیاری از آسیبهای چشمی جلوگیری نمود. با وجود پیشرفتهای علمی در دهههای اخیر در زمینه پزشکی، هنوز چالشهای بسیاری در زمینه چشمپزشکی و بیماریهای چشمی وجود دارد.
در زمینه درمانهای چشمی، عمده چالشهای پیشرو نشأت گرفته از ضعفهای فارماسیوتیکال است و این بدان معناست که با وجود در دست داشتن داروهایی مناسب برای درمان عوارض چشمی، هنوز موفق نشدهایم به روشی مناسب برای بهکارگیری این داروها دست یابیم. منظور از بهکارگیری مناسب دارو آن است که ماده مؤثره با کمترین عوارض، بیشترین منفعت و بیشترین پذیرش برای بیمار به هدف مورد نظر رسانده شود.
عدم توانایی دارورسانی مؤثر به چشم ناشی از فیزیولوژی و آناتومی ویژه این ارگان میباشد، از اینرو غلبه بر ضعفهای مذکور نیازمند شناخت کامل ویژگیهای چشم و همچنین آشنایی با سیستمهای نوین دارورسانی میباشد.
میتوان امیدوار بود که با بهکارگیری و طراحی سیستمهای نوین دارورسانی، که بیشتر از نانوذرات بهره میبرند، بتوان بر بسیاری از چالشهای دارورسانی چشمی غلبه نمود.
هدف از انجام مطالعه حاضر، مروری بر ساختار چشم، چالشهای پیشرو در دارورسانی چشمی، آشنایی با علم نانو و رویکردهای این علم در عرصه چشمپزشکی و راهکارهای طراحی یک سیستم موضعی جهت دارورسانی مؤثر به بافت چشم بود.