جستجو در مقالات منتشر شده


81 نتیجه برای مهرداد

مهدی صنعت‌کار، مهرداد گودرزی، مصطفی محمدی، ابراهیم اسپهبدی،
دوره 78، شماره 8 - ( آبان 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: گلودرد و خشونت صدا پس از لوله‌گذاری داخل تراشه حین بیهوشی عمومی از شکایات شایع بیماران می‌باشد. مطالعه کنونی به بررسی استفاده از تجویز کتامین داخل تراشه در کاهش گلودرد پس از عمل جراحی استرابیسم می‌پردازد.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 60 بیمار که تحت عمل جراحی الکتیو استرابیسم با بیهوشی عمومی در فاصله بهمن تا اسفند 1397 در بیمارستان فارابی تهران قرار گرفتند انجام شد. بیماران به‌صورت تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. پس از عمق کافی بیهوشی، لوله‌گذاری داخل تراشه انجام شد. در گروه مورد، لوله تراشه پس از چکاندن ml 2 از محلول کتامین با غلظت mg/ml 5 جاگذاری شد و در گروه شاهد، به همان حجم سالین داخل لوله تراشه چکانده شد و تعبیه گردید.
یافته‌ها: میانگین مدت زمان اقامت در ریکاوری در گروه مورد بیشتر از گروه شاهد بود. میانگین گلو درد پس از عمل به‌طور معنادار در گروه شاهد بیشتر از گروه مورد بود. همچنین میانگین بروز دلیریوم در فاز پس از عمل در گروه مورد نسبت به گروه کنترل بیشتر مشاهده شد. در ضمن میزان رضایت پرستار ریکاوری در گروه کنترل بیشتر از گروه مورد بود. بروز برونکواسپاسم، لارنگواسپاسم و تهوع و استفراغ پس از عمل بین دو گروه تفاوت چشمگیری نداشت.
نتیجه‌گیری:
کتامین به‌صورت داخل تراشه‌ای می‌تواند گلودرد پس از عمل و نیاز به مصرف داروهای آنالژزیک پس از عمل را کاهش دهد. این روش موجب افزایش مختصر مدت زمان اقامت بیماران در ریکاوری می‌گردد. 
نسرین موذن، حمید آهنچیان، مهرداد سرابی، عبدالرضا ملک، زهرا عباسی شایه،
دوره 79، شماره 2 - ( اردیبهشت 1400 )
چکیده

نقایص ایمنی اولیه یک گروه از اختلالات ارثی می‌باشند که سیستم ایمنی ذاتی یا اکتسابی و یا ترکیبی از این دو را درگیر می‌کنند. این اختلالات بیماران را مستعد عفونت‌های راجعه، اتوایمنی و بدخیمی می‌کند. اختلال زمینه‌ای ممکن است مربوط به کاهش سطح یا کاهش عملکرد و یا به‌طورکلی فقدان کامل یک یا چند جزء از سیستم ایمنی باشد. این بیماری‌ها می‌توانند با شیوعی در حدود یک مورد در 10000 تولد زنده رخ دهند. این گروه از بیماری‌ها طیف وسیعی از علایم را دارند که شناخت سریع و درمان به موقع آنها می‌تواند به مقدار قابل‌توجهی عوارض بیماری‌ها را کاهش دهد. از جمله این علایم، عفونت‌های مکرر یا شدید، سوء رشد، اختلالات اتوایمیون و همچنین تظاهرات اسکلتی مفصلی می‌باشد. تظاهرات اسکلتی متنوعی در بیماران دچار نقص ایمنی اولیه دیده می‌شود که دراین میان، آرتریت سپتیک ناشی از باکتری‌های پیوژنیک یا آرتریت‌های مایکوپلاسمایی شایعترین تظاهرات استخوانی مفصلی محسوب می‌شوند. از آنجا که درگیری‌های اسکلتی مفصلی کمتر به‌عنوان سر نخ نقایص ایمنی اولیه قلمداد می‌شوند و به‌خاطر اهمیت شناخت زودرس این دسته از بیماران در کاهش هزینه‌های درمان و بهبود کیفیت زندگی آنها، در این مطالعه سعی شد تا شایعترین تظاهرات مفصلی و استخوانی بیماران دچار نقص ایمنی اولیه، درمان‌های در دسترس در مورد نظاهرات شایع و نیز علایمی از درگیری‌های مفصلی که ممکن است سر نخی برای نقص ایمنی اولیه باشد مورد مطالعه قرار گیرند.

آوا هاشم‌پور، جواد مویدی، زهرا موسوی، محمد علی نظری‌نیا، زهرا حسن‌شاهی، فرزانه قصابی، مهرداد حلاجی،
دوره 79، شماره 2 - ( اردیبهشت 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: لوپوس بیماری خودایمنی سیستمیک است که تقریبا تمام ارگان‌های بدن را درگیر می‌کند و عفونت‌های ویروسی در آغاز و یا پیشرفت آن دخالت دارند. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت سرولوژیکی برخی از عفونت‌های ویروسی در بیماران مبتلا به لوپوس و جمعیت سالم انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی از خرداد 1396 تا اردیبهشت 1397 در مرکز تحقیقات ایدز دانشگاه علوم پزشکی شیراز روی 70 بیمار مبتلا به لوپوس و 70 فرد سالم که به هیچ نوع بیماری خودایمنی مبتلا نبوده و از نظر جنسیت و سن با گروه بیماران تطبیق داده شده بودند انجام گردید. نمونه‌های پلاسما با استفاده از کیت‌های الیزا از نظر وجود آنتی‌ژن سطحی ویروس هپاتیت B (HBsAg)، آنتی‌بادی ضد ویروس هپاتیت C (HCVAb)، آنتی‌بادی ضدویروس اچ آی وی (HIVAb)، ایمونوگلوبـولین G ضد آنتی‌ژن کپسید ویروس اپشتین‌بار (EBV-VCA-IgG) و ایمونوگلوبـولین G ضد سایتومگالوویروس (CMV-IgG) بررسی شدند.
یافته‌ها: موارد مثبت سرولوژیکی CMV-IgG و EBV-VCA-IgG در گروه بیماران لوپوس به‌ترتیب 70 (100%) و 65 (9/92%) و در گروه افراد سالم 68 (1/97%) و 57 (4/81%) بود. فراوانی EBV-VCA-IgG در گروه بیماران لوپوس به‌طور معنا‌داری بیشتر از افراد سالم بود (P=0.043). میزان جذب نوری CMV-IgG و EBV-VCA-IgG در نمونه‌های بیماران نسبت به گروه کنترل به‌طور معنا‌داری بالاتر بود (0001/0P<). تمامی بیماران از نظر HBsAg و HIVAb منفی بودند و HCVAb تنها در یک بیمار (4/1%) مبتلا به لوپوس تشخیص داده شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به بیشتر بودن موارد مثبت EBV-VCA-IgG و نیز بالاتر بودن تیتر آنتی‌بادی‌های ضد CMV و EBV در بیماران لوپوس در مقایسه با گروه کنترل، به نظر می‌رسد سنجش بار ویروسی در این بیماران به‌صورت دوره‌ای مفید خواهد بود تا زمانی‌که میزان آنها در خون زیاد می‌شود، با تجویز دارو کنترل شود.

محمد رضا امینی، محمدرضا مهاجری تهرانی، ندا مهرداد، مهناز سنجری، مریم اعلاء، ندا علیجانی،
دوره 79، شماره 2 - ( اردیبهشت 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونت پا شایعترین عارضه دیابت است که می‌تواند باعث آمپوتاسیون اندام تحتانی شود. درمان عفونت نیازمند توجه ویژه به شرایط بیماری، گرفتن نمونه مناسب برای کشت، انتخاب دقیق آنتی‌بیوتیک، تعیین نیاز بیمار به مداخله جراحی و ارایه انواع مراقبت زخم می‌باشد. یک رویکرد نظام‌مند و مبتنی بر شواهد به عفونت پای دیابتی، منجر به پیامد بهتر می‌شود. از این‌رو این مقاله با هدف بومی‌سازی راهنمای بالینی IWGDF در حیطه عفونت زخم پای دیابتی انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه، بومی‌سازی راهنمای بالینی بین المللی مبتنی بر شواهد عفونت زخم پای دیابتی با استفاده از متدولوژی ADAPTE و طی سه مرحله آماده‌سازی،‌‌ پذیرش یا اقتباس و نهایی‌سازی انجام شد. به‌منظور ارزیابی کیفیت راهنمای بالینی منتخب از ابزار AGREEII استفاده شد.
یافته‌ها: راهنمای بالینی IWGDF2015 به‌عنوان راهنمای بالینی منتخب انتخاب گردید. راهنمای بالینی بومی شده با توجه به امکانات و دسترسی به تجهیزات و داروها در ایران به‌صورت 26 توصیه با ذکر دلایل در تشخیص و درمان عفونت‌های زخم پای دیابتی بیان شده است.
نتیجه‌گیری: توصیه‌های ذکر شده با توجه به محدودیت‌ها و تجهیزات داخل کشور ارایه شده ولی در مجموع چالش‌هایی همچون پایش درمان عفونت، مدت زمان مطلوب درمان آنتی‌بیوتیکی، دیدگاه‌های بهینه درمان مطلوب عفونت در کشورهای کم درآمد، زمان و نوع مطالعات تصویربرداری، انتخاب درمان‌های طبی یا جراحی، شرایط بستری بیماران و تفسیر مناسب تست‌های مولکولار میکروبیولوژیکی در عفونت‌های پای دیابتی مطرح می‌باشد.

سید حمید برسی، حانیه راجی، مهرداد درگاهی مال‌امیر، فروغ نخستین، افروز کارگران،
دوره 79، شماره 4 - ( تیر 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: هپارین با وزن مولکولی کم به‌عنوان درمان اول در بیماران مبتلا به سرطان و ترومبوامبولیسم وریدی توصیه می‌شود، اما بسیاری از بیماران ترجیح می‌دهند آنتی‌کوآگولاسیون‌های خوراکی و غیرتزریقی مقرون به‌صرفه را استفاده کنند. ترومبوآمبولی وریدی یک بیماری بسیار شایع در بیماران مبتلا به سرطان است. از این‌رو هدف این مطالعه بررسی اثربخشی و ایمنی ریواروکسابان در مقایسه با انوکساپارین در بیماران مبتلا به سرطان و ترومبوامبولیسم وریدی می‌باشد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 50 بیمار مبتلا به سرطان‌های غیرهماتولوژیک و DVT یا VTE در بیمارستان امام‌خمینی اهواز از آبان 1398 تا فروردین 1399 صورت گرفت. افراد به‌طور تصادفی در دو گروه 25 نفره تحت درمان با ریواروکسابان (دوز mg 15 هر 12 ساعت در سه هفته ابتدایی و در ادامه دوز mg 20 روزانه خوراکی) یا انوکساپارین (دوز mg/kg 1 به‌صورت تزریق زیرجلدی هر 12 ساعت) قرار گرفتند و جهت بررسی ایمنی، عوارض و اثربخشی درمان به مدت شش ماه فالوآپ شدند.
یافته‌ها: سه سرطان شایع شامل سینه (11 نفر، 22%)، کولون (10 نفر، 20%) و ریه (هفت نفر، 14%) بود. هیچ موردی از رخداد ترومبوآمبولی عودکننده مشاهده نشد. خونریزی زیاد تنها در یک بیمار (4%) از گروه انوکساپارین (05/0<P) و خونریزی کم نیز تنها در یک بیمار (4%) از گروه ریواروکسابان اتفاق افتاد (05/0<P). یک نفر (4%) در گروه انوکساپارین به‌دلیل تب و نوتروپنی فوت شد. اختلاف معناداری میان فراوانی DVT و PTE براساس سن بیمار (154/0=P)، جنسیت (430/0=PBMI (490/0=P)، بیماری زمینه‌ای (294/0=P)، سیگار (955/0=P)، نوع سرطان (527/0=P) و متاستازیک بودن سرطان (280/0=P) وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: اثربخشی ریواروکسابان کمتر از انوکساپارین نمی‌باشد، از این‌رو می‌تواند یک گزینه درمانی مناسب برای بیماران سرطانی غیرهماتولوژیک و ترومبوآمبولیسم وریدی باشد. با این حال، برای تأیید این نتایج، به آزمایشات تصادفی و کنترل شده بیشتری نیاز است.

بهزاد ناظمرعایا، مهرداد مسعودی‌فر، مطهره رجبی‌مقدم،
دوره 79، شماره 5 - ( مرداد 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: کنترل همودینامیک در عمل‌های جراحی به‌ویژه عمل‌های جراحی ستون فقرات از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از شیوه‌های پیش‌گیری از تغییرات همودینامیک حین جراحی استفاده از داروهایی نظیر میدازولام (Midazolam) و دکسمدتومیدین (Dexmedetomidine) است. اثر این داروها در بیهوشی اسپاینال بیماران در مطالعات مختلف به اثبات رسیده است اما میزان اثر این دو دارو بر روی همودینامیک، مقدار خونریزی، رضایتمندی جراح و بیمار تاکنون مطالعه نشده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک پژوهش کارآزمایی بالینی دوسوکور است که پس از تصویب آن در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، در مرکز بین‌المللی ثبت کارآزمایی‌های بالینی ایران ثبت گردید. این مطالعه از اردیبهشت 1398 تا شهریور سال1398 در بیمارستان الزهرا (س) انجام شد. از بین بیماران کاندید عمل جراحی لامینکتومی تحت بیهوشی اسپاینال، 105 نفر به‌صورت تصادفی انتخاب شدند و به سه گروه میدازولام، دکسمدتومیدین و کنترل تقسیم شدند.
یافته‌ها: آزمون Analysis of Variance با تکرار مشاهدات نشان داد که هم اثر زمان (001/0>P) و هم اثر گروه (001/0>P) برای فشارخون سیتول، دیاستول و متوسط شریانی در سه گروه معنادار بود، اما اثر گروه (12/0=P) بر تعداد ضربان قلب و Spo2 معنادار نبود و همچنین با مقایسه میانگین مقدار خونریزی و مدت زمان اقامت در ریکاوری مشخص گردید بین سه گروه مورد مطالعه اختلاف معناداری وجود داشت.
نتیجه‌گیری: حین عمل فراوانی عوارض در گروه دکسمدتومیدین کمتر از گروه میدازولام بود و فراوانی عوارض در ریکاوری ریکاوری نیز در گروه دکسمدتومیدین کمتر از گروه میدازولام بود.

حمیدرضا شتابی، مهرداد نوروزی، حسین محجوبی‌پور، آناهیتا ناویافر،
دوره 80، شماره 6 - ( شهریور 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری کروناویروس در سال 2019 به‌عنوان یکی از علل اصلی مرگ‌و‌میر در سراسر جهان شناخته شد. در گزارشات نرخ مرگ‌و‌میر در افرادی که به تهویه مکانیکی نیاز دارند از 50 تا 97% متغیر است. هدف از مطالعه حاضر بررسی پیامد بیماری کووید-19 براساس متغیرهای مختلف در بیماران تحت تهویه مکانیکی بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی 160 بیمار با تشخیص قطعی کووید-19 تحت تهویه مکانیکی  بستری دربخش مراقبتهای ویژه بیمارستان (ICU) الزهرا اصفهان از فروردین 1399 تا اسفند 1399 انجام شد.
یافته‌ها: نرخ کلی مرگ‌ومیر در بین بیماران تحت تهویه مکانیکی برابر با 5/62% بود. میانگین سنی بیماران 87/17±99/69 سال و میانگین مدت زمان بستری در بیماران زنده مانده 73/11±47/15 روز و فوت شده 14/69±21/55 روز بود. میانگین سنی افراد فوت شده (16/59±65/71) به‌صورت معناداری بالاتر از گروه زنده مانده (21/17±53) بود (0001/0=P). مدت زمان بستری در بیمارستان در گروه فوت شده به‌صورت معناداری بیشتر از گروه زنده مانده بود (005/0P=). در نتایج، مد ونتیلاتور و دریافت اینوتروپ (Inotrope) حین درمان شانس مرگ‌و‌میر را در بیماران تحت تهویه مکانیک افزایش داد (001/0P=). بین بیماریهای زمینه‌ای فشارخون، بیماری کلیوی و بیماری خود ایمنی با مرگ‌ومیر در بیماران نیز رابطه معناداری یافت شد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: عوامل مختلفی شامل سن، مدت اقامت در بیمارستان، بیماری‌های همراه مثل فشارخون، بیماری کلیوی و خود ایمنی ممکن است بر پیامد بیماران بدحال بستری در ICU که تحت تهویه مکانیک هستند تأثیرگذار باشد. بیمارانی که هنگام بستری در ICU نیاز به تهویه تهاجمی طولانی‌مدت و استفاده از داروهای اینوتروپ جهت حفظ وضعیت قلبی عروقی دارند در خطر بیشتری جهت مرگ‌ومیر قرار دارند.

 
بتول‌السادات موسوی فرد، سمانه صادقی، مهرداد شهسواری‌پور،
دوره 80، شماره 9 - ( آذر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه، مقایسه بالینی لیزر کم‌توان بر میزان ریلپس دندان‌ها می‌‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت کارآزمایی بالینی بر روی 14 بیمار (11 زن و سه مرد) در بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی کرمان از فروردین 1396 تا خرداد 1397 که تحت درمان بدون کشیدن دندان توسط سیستم   inch 022/0 MBT و آماده برای باز کردن ارتودنسی ثابت بودند انجام شد. بیماران به دو گروه هفت‌تایی تقسیم شدند. گروه اول، درمان با لیزر کم‌توان Ga-Al-As با طول موج nm810، دانسیته انرژی تقریباً معادل J/cm2 7/35 مناسب با شدت mv 200 بهصورت ممتد و گروه دوم، کنترل. در کلیه بیماران قالب‌گیری از فک بالا با آلژینات بلافاصله، چهار، پنج و شش ماه پس از درمان انجام و کست مطالعه فراهم گردید. Little irregularity index برای دندان‌های قدامی بالا با استفاده از کولیس دیجیتال با تقریب 01/0 اندازه‌گیری شد. از Reapeated measure ANOVA و Student's t-test استفاده شد. سطح معناداری در آزمون‌ها 05/0 در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: Irregularity index در گروه کنترل در مقایسه با گروه لیزر، پنج و شش ماه پس از درمان ارتودنسی افزایش معنادار یافت. در گروه کنترل در همه زمان‌ها به‌غیر از بازه زمانی پنج تا شش ماه پس از درمان تفاوت معناداری مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، لیزر کم‌توان یک روش غیرتهاجمی مناسب در کاهش ریلپس پس از درمان ارتودنسی بیماران می‌باشد.

 

زهرا عزیزی فارسانی، مهرداد فیضی، آرش تفریشی‌نژاد، مونا خرم‌جوی، حمیدرضا عزیزی فارسانی،
دوره 81، شماره 2 - ( اردیبهشت 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: گلودرد پس از عمل، دومین علت شایع عارضه در ریکاوری است و تاکنون طیف وسیعی از رویکردها برای پیشگیری و درمان آن مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه با هدف مقایسه اثرات غرغره سولفات منیزیم و کتامین بر بروز گلودرد پس از عمل لامینکتومی انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی شده، از خرداد 1400 لغایت دی 1401 در بیمارستان شهدای تجریش تهران، 69 بیمار کاندید لامینکتومی به‌طور تصادفی به سه گروه کتامین، منیزیم و کنترل تخصیص یافتند. گروه سولفات منیزیم (mg/kg 30) و گروه کتامین (mg/kg 5/0) هر کدام در ml 30 سرم دکستروز 5% و گروه کنترل (ml 30 دکستروز 5%) 15 دقیقه پیش از القای بیهوشی غرغره شد. پروتکل‌های استاندارد بیهوشی مشابه برای همه بیماران اعمال شد. در ریکاوری پس از صفر، دو، چهار و 24 ساعت، گلودرد با استفاده از مقیاس بینایی آنالوگ ارزیابی شد.
یافته‌ها: بررسی بروز گلودرد به‌عنوان پیامد اصلی این مطالعه نشان داد که بروز گلودرد در گروه منیزیم کمتر از کتامین بود. مقایسه سه گروه در زمان‌های ورود به ریکاوری و دو، چهار و 24 ساعت پس از عمل نشان داد که تفاوت سه گروه از نظر بروز گلودرد معنادار است. همچنین تفاوت بروز گلودرد درون هر گروه در چهار زمان مذکور در هر سه گروه از نظر آماری معنادار بود (001/0P=).
نتیجه‌گیری: اثر پیشگیرانۀ «غرغره سولفات منیزیم» بر گلودرد پس از عمل لامینکتومی در مقایسه با غرغره «کتامین» یا «دارونما» به مراتب بهتر می‌باشد.

 
علی تقی‌زاده، لیلا پورعلی، مونا جودی، بهاره مکوندی، الهه حسن‌زاده، سعیده احمدی سیماب، گلشید نوری حسینی، مهرداد گزانچیان،
دوره 81، شماره 3 - ( خرداد 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در میان زنان است به‌طوری‌که عامل 18% از تمام سرطان‌های زنان می‌باشد. متوسط سن بیماران در هنگام تشخیص 4/48 سال است و رایج‌ترین سن این بیماری در محدوده           49-40 سال است. در ایران، اطلاعات محدودی درمورد الگوهای عود و بقا براساس نوع زیرگروه سرطان پستان در مراحل اولیه بیماری موجود است. هدف مطالعه حاضر، بررسی عود و بقای بیماران سرطان پستان اولیه (بدون درگیری لنفاوی) براساس انواع زیرگروه‌های آن می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه گذشته‌نگر پرونده‌ی 500 بیمار مبتلا به سرطان پستان که درمدت 10 سال (فروردین 1385 تا اسفند 1395) به درمانگاه‌های بیمارستان امام رضا (ع) و امید مشهد مراجعه کرده بودند بررسی شد. آنالیز آماری با SPSS software, version 16 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) انجام گردید. 05/0 از نظر آماری معنادار درنظر گرفته شد.
یافته‌ها: 230 بیمار وارد مطالعه شدند. میانگین بقای کلی 7/130 ماه و بقای کلی پنج و 10 ساله به‌ترتیب 2/83%        و 8/78% بود. ارتباط معنادار بین مرحله بالینی بیماری با عود و متاستاز وجود داشت (000/0P=). زیرگروه سرطان پستان به‌طور معناداری با عود و متاستاز (01/0P=) مرتبط بود به‌طوری‌که بیماران تریپل نگاتیو در مقایسه با سایر انواع، بیشترین میزان عود و متاستاز را داشتند.
نتیجه‌گیری: زیرگروه سرطان پستان به‌طور معناداری با عود و متاستاز بیماری در ارتباط بود به‌طوری‌که بیماران با سرطان پستان تریپل نگاتیو بیشترین میزان عود و متاستاز را دارا بودند. همچنین این گروه از بیماران، کمترین میزان بقای کلی و نیز بقای بدون بیماری را داشتند.

 
پوریا ادیبی، مهرداد صیادی‌نیا، پرنیا دبیری، مجید وطن‌خواه، مهرداد ملک‌شعار، طیبه زارعی، بی‌بی منا رضوی،
دوره 82، شماره 9 - ( آذر 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی اضطراب پیش از عمل باعث می‌شود که بی‌دردی بهتر در دوره پس از عمل و تجربه بهتر به بیمار ارائه شود. با این حال، تحقیقات کمی وجود دارد که کامل و دقیق علت و عوامل اضطراب را در این جمعیت بررسی کند. بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی عوامل مرتبط با اضطراب در بیماران الکتیو چشم بیمارستان شهید محمدی بندرعباس می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 180 نفر از بیماران مراجعه‌کننده به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس در بازه زمانی فروردین تا شهریور 1402 انجام شد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات در این مطالعه چک لیست شامل جنسیت، سن، علل اضطراب، میزان تحصیلات بیمار، سابقه قبلی انجام جراحی چشم، سابقه قبلی جراحی‌های غیر چشم و ابتلابه سایر بیماری‌های زمینه‌ای، می‌باشد. میزان اضطراب در دو مرحله پیش و پس از عمل چشم براساس معیار سنجش اضطراب (Visual analogue scale for anxiety, VASA)، سنجیده شد.
یافته‌ها: عمده بیماران (8/52%) علت نامشخصی را به‌عنوان عامل اضطراب زا ذکر کردند و کمترین فراوانی در میان علل اضطراب‌زای ذکر شده توسط بیماران ترس از مرگ در اثر جراحی بود. میزان اضطراب در بیمارانی که سابقه جراحی غیرچشمی داشتند، به شکل معناداری کمتر بود. بیمارانی که علت نامشخص، خود جراحی و مشکلات مالی را به‌عنوان علت اضطراب خود ذکر کردند به شکل معناداری اضطراب پیش از عمل و اضطراب پس از عمل بالاتری را تجربه کردند.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان اضطراب در بیمارانی که سابقه جراحی چشمی و غیرچشمی دارند به شکل معناداری کمتر است.

 
مهرداد ملک شعار، بی‌بی‌منا رضوی، مهرداد صیادی‌نیا، سعید کاشانی، نادیا محمدی، مجید وطن‌خواه،
دوره 82، شماره 10 - ( دی 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه با هدف مقایسه اثرات استفاده از ماسک لارینژیال (Laryngeal Mask Airway, LMA) و لوله‌گذاری تراشه بر مقاومت و کمپلیانس راه هوایی در بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی تحت بیهوشی عمومی طراحی شد. بررسی این دو روش برای بهبود کیفیت تنفس و کاهش عوارض ناشی از دستگاه تنفس در بیماران حائز اهمیت است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی بر روی ۵۰ بیمار تحت عمل جراحی ارتوپدی تحت بیهوشی عمومی مراجعه‌کننده به بیمارستان پیامبر اعظم بندرعباس در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1403، انجام شد. بیماران به‌طور مساوی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول با ماسک لارنژیال و گروه دوم با لوله‌گذاری تراشه‌ای تحت بیهوشی عمومی قرار گرفتند. متغیرهای اصلی شامل مقاومت و کمپلیانس راه هوایی در زمان‌های صفر، ۱۵، ۳۰ و ۶۰ دقیقه پس از شروع بیهوشی اندازه‌گیری شد. ویژگی‌های دموگرافیک مانند سن، جنسیت، و کلاس بیهوشی بیماران نیز ثبت گردید.
یافته‌ها: در دقیقه صفر بیهوشی، مقاومت راه هوایی در گروه لوله‌گذاری تراشه‌ به‌طور معناداری بیشتر از گروه ماسک لارنژیال بود (001/0P<). در دقیقه‌ های ۳۰ و ۶۰ بیهوشی، مقاومت راه هوایی در گروه لوله‌گذاری تراشه به‌‌طور معناداری بیشتر از گروه ماسک لارنژیال بود (001/0P<). کمپلیانس راه هوایی در گروه ماسک لارنژیال در تمامی زمان‌ها (صفر، ۱۵، ۳۰ و ۶۰ دقیقه) به‌طور معناداری بالاتر از گروه لوله‌گذاری تراشه بود (001/0P<).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که استفاده از ماسک لارنژیال نسبت به لوله‌گذاری تراشه منجر به بهبود کمپلیانس راه هوایی و کاهش مقاومت راه هوایی در طول بیهوشی می‌شود. این نتایج می‌تواند بر انتخاب روش‌های بیهوشی و بهبود کیفیت مراقبت‌های پس از عمل تأثیرگذار باشد

حسنا مرادی، ناصر بهپور، مهرداد پاینده، منصور خزاعی،
دوره 82، شماره 10 - ( دی 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش نرخ بقا در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال، توجه به کیفیت زندگی و کاهش خطر عود بیماری را به موضوعی مهم در مراقبت‌های حمایتی تبدیل کرده است. تمرینات اینتروال با شدت بالا (High-intensity interval training, HITT)، به‌دلیل اثرات بالقوه بر بهبود عملکرد جسمی، کیفیت زندگی و کاهش شاخص‌های التهابی و توموری مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته‌اند. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات HIIT بر سطح آنتی‌ژن کارسینوامبریونیک، کیفیت زندگی و کیفیت خواب در زنان مبتلا به سرطان کولورکتال بود.
روش بررسی: این پژوهش نیمه تجربی به‌صورت پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه شاهد از تیر لغایت شهریور 1400 در مجموعه ورزشی بانوان کوثر کرمانشاه انجام شد. 12 نفر از بازماندگان زن سرطان کولورکتال (میانگین سنی 99/4±66/55 سال) به‌‌صورت تصادفی در دو گروه شش نفره (تجربی و شاهد) قرار گرفتند. گروه تجربی به‌مدت هشت هفته، تمرینات اینتروال با شدت بالا را انجام دادند. جهت سنجش کیفیت خواب از پرسشنامه استاندارد پتزبورگ و برای ارزیابی کیفیت زندگی از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت استفاده شد.
یافته‌ها: سطح آنتی‌ژن کارسینوامبریونیک CEA در گروه تجربی پس از مداخله افزایش یافت اما این مقدار از نظر آماری معنادار نبود (33/3-66/1: 95%CI، 79/0±49/2: mean±SD، 456/0P=در حالی‌که در گروه کنترل کاهش معناداری در مقدار CEA مشاهده گردید (25/1-84/0: 95%CI، 22/0±04/1: mean±SD، 044/0P=). از طرفی، این مداخله موجب بهبود معنادار کیفیت خواب (72/6-237/3: 95%CI، 19/2±00/5: mean±SD، 027/0P=) و کیفیت زندگی (11/84-88: 95%CI، 40/9±77: mean±SD، 028/0P=) در گروه تجربی شد. درگروه کنترل نیز تغییر معناداری در شاخص‌های کیفیت خواب و کیفیت زندگی مشاهده نگردید.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که تمرینات اینتروال با شدت بالا می‌تواند به‌عنوان یک مداخله غیردارویی موثر جهت بهبود کیفیت خواب و کیفیت زندگی در بازماندگان سرطان کولورکتال مورد استفاده قرار گیرد. اگرچه به نظر می‌رسد تاثیر این تمرینات بر شاخص‌های زیستی نیازمند مطالعات بیشتر می‌باشد.

 
مهرداد صیادی‌نیا، سید محمد سید میرزایی، مجید وطن‌خواه، مهرداد ملک‌شعار، طیبه زارعی، بی‌بی منا رضوی،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: میدازولام، یک بنزودیازپین کوتاه اثر، معمولا به‌عنوان پیش‌دارویی برای خواص ضداضطراب و فراموشی آن استفاده می‌شود. علیرغم استفاده گسترده از آن، تحقیقات محدودی وجود دارد که به‌طور خاص وقوع فراموشی انتروگراد را ارزیابی می‌کند، بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی فراوانی فراموشی انتروگراد پس از آندوسکوپی با میدازولام به‌عنوان پیش دارو می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه کوهورت آینده نگر بیماران کاندیدای آندوسکوپی تشخیصی یا درمانی در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس در سال 1401 وارد مطالعه شدند. بیماران پیش از آندوسکوپی دو میلی‌گرم میدازولام به صورت داخل وریدی دریافت کردند و سپس پروپوفول را برای حفظ بیهوشی دریافت کردند. یک تست حافظه شامل جزئیات شخصی پیش و پس از عمل برای ارزیابی فراموشی انتروگراد انجام شد. از بیماران پنج دقیقه پیش از ترخیص در مورد این روش سوال شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که امتیاز یادآوری پس از تزریق میدازولام و آندوسکوپی به ترتیب 22/5 و 87/2 می‌باشد. مدت زمان طولانی‌تر آندوسکوپی با کاهش امتیاز یادآوری مرتبط است (001/0>P). بیماران کلاس دو ASA نمرات یادآوری پس از آندوسکوپی کمتر از ASA کلاس یک داشتند (001/0>P). نمرات یادآوری با افزایش سن کاهش می‌یابد که بالاترین آن در محدوده سنی 29-19 سال بود (001/0>P).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تحصیلات تکمیلی، مدت زمان آندوسکوپی، کلاس ASA و افزایش سن تفاوت معنا‌داری را در فراموشی انتروگرید ناشی از میدازولام نشان دادند، درحالی که جنسیت ارتباط معنا‌داری با فراموشی نداشت.

 
شهرام شفا، مهرداد صیادی‌نیا، بی‌بی‌منا رضوی، طیبه زارعی، مریم ضیایی، منصور دیلمی،
دوره 83، شماره 2 - ( اردیبهشت 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کنترل اضطراب بیماران قبل از جراحی احتمال مشکلات بعد از عمل کاهش یافته و امکان مشارکت و همکاری بیمار در برنامه مراقبت و درمان بعد از عمل افزایش می‌یابد. لذا هدف از انجام این مطالعه روش‌های غیردارویی کنترل اضطراب در بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه از یک رویکرد مروری استفاده کرده است. کاوش سیستماتیک شامل چندین مرحله کلیدی است. جستجوی ادبیات: تحقیقات کاملی در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، Sciences Direct، Scopus، Magiran، Sid و موتور جستجوگر گوگل اسکالر انجام شد. جستجو با استفاده از کلمات کلیدی مانند "رایحه درمانی (ارماتراپی)"، "موسیقی درمانی"، "ماساژ"، "مداخله آموزشی"، "فیلم آموزشی" و "آوای قرآن" و معادل انگلیسی آنها برای شناسایی مطالعات مربوطه منتشر شده در 10 سال گذشته اصلاح شده است.
یافته‌ها: روش‌های غیردارویی مورد استفاده در کنترل یا کاهش اضطراب در عمل جراحی ارتوپدی شامل روش‌های، موسیقی درمانی، آوای قرآن، تکنیک‌های ریلکسیشن، ماساژ کمر، مداخله آموزشی، فیلم آموزشی، آگاهی و آموزش دادن قبل از عمل جراحی و رایحه درمانی (بابونه، بادرنجویه، رز، سنبلالطیب، هل، دارچین، گل ساعتی، اسطوخودوس، لیمو ترش)، می‌باشد.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از یافته‌های پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد که استفاده از روش‌های غیردارویی باعث کاهش اضطراب در بیماران تحت اعمال جراحی ارتوپدی شده است. بنابراین می‌توان با انواع روش‌های غیردارویی اثرات مخرب اضطراب بعد از اعمال جراحی ارتوپدی را کاهش داد.

 
پوریا ادیبی، سمیه مهرپور، رضا صحرایی، سمیرا زنبق، مجید وطن‌خواه، مهرداد ملک شعار، منصور دیلمی، بی‌بی‌منا رضوی، طیبه زارعی،
دوره 83، شماره 2 - ( اردیبهشت 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: لرز بعد از عمل جراحی از عوارض شایع بی‌حسی نخاعی در عمل جراحی سزارین می‌باشد. بسیاری از داروها در رابطه با جلوگیری یا کاهش لرز بررسی شده‌اند، اما هنوز دارویی ایده آل مورد تایید نهایی قرار نگرفته است. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر داروی دکسمدتومدین در پیشگیری از لرز پس از عمل جراحی سزارین می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مرور نظامند، کلید واژه‌های کلیدی فارسی "دکس مدتومدین"، "بی‌حسی نخاعی/ اسپاینال"، "سزارین" و دکس مدتومدین" و کلیدواژه‌های انگلیسی Dexmedetomidine", "Caesarean section"، "Spinal Anesthesia" " Dexmedetomidine و "C-Section" در پایگاه‌های PubMed، EMBASE، Cochrane Central Register of Controlled Trials (CENTRAL)، Web of Science، ClinicalTrials.gov و Scopus ، SID، Magiran ، Medlib و موتور جستجوگر Google Scholar، بدون محدودیت زمانی انجام شد.
یافته‌ها: در این مطالعه مرور نظامند، 19 مطالعه بررسی شد. نتایج مطالعات مورد بررسی در مورد پیامد مطالعات انجام شده بیانگر آن بود که در 13 مطالعه دکس مدتومدین داروی موثرتری در کنترل لرز  نسبت به سایر گروه‌های مورد مطالعه بود. همچنین در پنج مطالعه دکسمدتومدین به همراه 3 داروی پتدین، دگزامتازون و اندانسترون، اثرات مشابهی در کنترل لرز در بیماران ایفا کردند. در یک مطالعه نیز دکس مدتومدین اثران ضدلرزی کمتری نسبت به داروی نالبوفن ایجاد نمود.
نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن بود که داروی دکس‌مدتومدین در جلوگیری از لرز بعد از عمل در بیماران تحت عمل جراحی سزارین موثر می‌باشد. بنابراین به‌نظر می‌رسد مصرف دکسمدتومیدین جهت پیشگیری از لرز بعد از عمل، در این بیماران مفید باشد.

 
مجید وطن‌خواه، سعید کاشانی، ﻣﺤﺴﻦ ﺻﺮاﻓﻲ‌ﺧﻮاه، بی‌بی‌منا رضوی، مهرداد صیادی‌نیا، مهرداد ملک شعار،
دوره 83، شماره 2 - ( اردیبهشت 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن ﻳﻜﻲ از ﻣﺸﻜﻼت ﺟﺪی در ﺑﻴﻤﺎران ﺑﺴﺘﺮی در ﺑﺨﺶ ﻣﺮاﻗﺒﺖﻫﺎی وﻳﮋه اﺳﺖ. داروﻫﺎی ﺿﺪﺗﻬﻮع ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺘﻮﻛﻠﻮﭘﺮاﻣﻴﺪ و اﻧﺪاﻧﺴﺘﺮون ﻳﻜﻲ از راﻫﻜﺎرﻫﺎی در ﺟﻬﺖ ﻛﺎﻫﺶ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن و ﺑﻪ ﻃﺒﻊ آن ﻛﺎﻫﺶ وﻗﻮع ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن در ﺑﻴﻤﺎران ﺑﺴـﺘﺮی در ﺑﺨﺶ ﻣﺮاﻗﺒﺖ‌ﻫﺎی وﻳﮋه اﺳـﺖ. این مطالعه با هدف تعیین مقایسه‌‌ی‌ دو داروی‌ متوکلوپرامید و اندانسترون بر روی‌ میزان پنومونی‌ آسپیراسیون در بخش‌ مراقبت‌ های‌ ویژه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه ﻛﺎرآزﻣﺎﻳﻲ ﺑﺎﻟﻴﻨﻲ تصادفی شده دو ﺳﻮیه‌ﻛﻮر ﺑﺮ روی ١١٦ نفر از بیماران ﺑﺴﺘﺮی در ﺑﺨﺶ ﻣﺮاﻗﺒﺖ‌ﻫﺎی وﻳﮋه ﺑﻴﻤﺎرﺳـﺘﺎن ﺷـﻬﻴﺪ ﻣﺤﻤﺪی ﺑﻨﺪرﻋﺒﺎس در بازه زمانی فروردین تا اسفند 1403 انجام شد. ﺑﻴﻤﺎران ﺑﻪ‌ﻃﻮر ﺗﺼﺎدﻓﻲ ﺑﻪ دو ﮔﺮوه ﻣﺘﻮﻛﻠﻮﭘﺮاﻣﻴﺪ و اﻧﺪاﻧﺴﺘﺮون ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺷﺪﻧﺪ. ﺑﻴﻤﺎران ﺑﻪ‌ﻣﺪت ٧٢ ﺳﺎﻋﺖ ﺗﺤﺖ ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ و ﺑﺮرﺳﻲ ﺑﺮاﺳﺎس اﻣﺘﻴﺎز Infection score clinical pulmonary (CPIS)، ﻳﺎﻓﺘﻪ‌ﻫﺎی ﺗﺼﻮﻳﺮﺑﺮداری از ﻗﻔﺴﻪ‌ی ﺳﻴﻨﻪ (CXR) و ﻣﻌﺎﻳﻨﺎت ﺑﺎﻟﻴﻨﻲ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ.
یافته‌ها: ﺑﻴﻦ دو ﮔﺮوه ﻣﺘﻮﻛﻠﻮﭘﺮاﻣﻴﺪ و اﻧﺪاﻧﺴﺘﺮون از ﻧﻈﺮ ﻣﻴﺰان وﻗﻮع ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن، ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﺎداری وﺟﻮد نداشت و ﻣﻴﺰان ﺑﺮوز ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن در ﻫﺮ دو ﮔﺮوه ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﻮد. نتایج‌ آزمون رگرسیون لجستیگ‌ چندگانه‌ نشان داد از نظر آماری هیچکدام از متغیرها بر پنومومنی‌ آسپیراسیون اثری‌ ندارند.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ﺑﻴﻦ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺘﻮﻛﻠﻮﭘﺮاﻣﻴﺪ و اﻧﺪاﻧﺴﺘﺮون در ﻛﺎﻫﺶ ﺑﺮوز ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن در ﺑﻴﻤﺎران اﻳﻨﺘﻮﺑﻪ و ﺗﺤﺖ ﺗﻬﻮﻳﻪ ﻣﻜﺎﻧﻴﻜﻲ ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﺎداری وﺟﻮد ﻧﺪارد و ﻫﺮ دو دارو ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ‌ﻋﻨﻮان ﮔﺰﻳﻨﻪﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ‌ﻗﺒﻮل در ﻛﻨﺘﺮل اﻳﻦ ﻣﺸﻜﻞ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﻴﺮﻧﺪ، همچنین از ﻧﻈﺮ اﺛﺮﺑﺨﺸﻲ ﺑﺮﺗﺮی ﺑﻴﻦ آنها ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻧﺸﺪ.

 
بی‌بی منا رضوی، طیبه زارعی، سید محمد صادق احمدی رشتی، مهرداد صیادی‌نیا،
دوره 83، شماره 3 - ( خرداد 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از مش از کارامدترین روش‌ها و به‌عنوان روش انتخابی در ترمیم قابل محسوب می‌شود. مطالعه حاضر به مقایسه نتایج استفاده از مش پرولن فوق سبک با مش پرولن استاندارد در عمل جراحی ترمیم فتق پرداخته شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده دو سویه کور بر روی 119 بیمار در بازه زمانی اریبهشت 1394 تا اردیبهشت 1395 در بیمارستان شهید محمدی شهر بندرعباس انجام شد. اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، قد، وزن در چک لیست ثبت شد. بیماران به‌صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. در گروه اول از مش پرولن و در گروه دوم از مش پرولن فوق سبک جهت ترمیم استفاده شد. ترمیم فتق به روش لبخشتاین توسط جراح انجام شد.
یافته‌ها: میزان عود سه ماه پس از عمل در گروه پرولن صفر و در گروه پرولن فوق سبک یک مورد (7/1%) بود (487/0P=). میزان عود ۱۲ ماه پس از عمل در گروه پرولن دو مورد (2/3%) و در گروه پرولن فوق سبک سه مورد (2/5%) بود (6720P=). زمان احساس بهبودی کامل در گروه پرولن 63/1± 94/6 و در گروه پرولن فوق سبک   64/1± 68/6 روز بود (368/0P=). شدت درد در زمان های دو، شش و 24 ساعت پس از عمل اختلاف معناداری بین دو گروه مطالعه مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: هر دو مش پرولن و پرولن فوق سبک در ترمیم هرنی اینوگوئینال کارایی نسبتا یکسانی دارند. هر چند مواردی مانند شدت درد، وجود درد مزمن و شروع سریع‌تر حرکت از مزیت‌هایی بود که با اختلاف اندکی در مش پرولن فوق سبک دیده شد، اما میزان عود هم اندکی در گروه پرولن فوق سبک بالاتر بود.

 
نوید کلانی، آرنوش قدسیان، عبدالعلی سپیدکار، مهرداد صیادی‌نیا، رضا صحرایی،
دوره 83، شماره 4 - ( تیر 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ابدومینوپلاستی در بیماران دارای اضافه‌ وزن یا سابقه کاهش وزن شدید، اگرچه از نظر زیبایی مؤثر است، اما می‌تواند منجر به عوارض جدی گردد. هدف از این گزارش برجسته‌سازی نقش فشار داخل شکمی بالا و تاخیر در تشخیص سندرم کمپارتمان شکمی (Abdominal compartment syndrome, ACS) در ایجاد نارسایی چند ارگان و مرگ بیمار است.
معرفی بیمار: بیمار زن ۴۹ ساله با سابقه کم‌کاری تیروئید، سابقه جراحی‌های قبلی و شاخص توده بدنی بالا، تحت عمل ابدومینوپلاستی همراه با لیپوساکشن و جراحی فلانک‌ها قرار گرفت. عمل حدود هفت ساعت به‌طول انجامید. پس از جراحی، علائم اسیدوز متابولیک، کاهش حجم ادرار و افت سطح هوشیاری ایجاد شد. با وجود شواهد بالینی و آزمایشگاهی مؤید ACS، مداخله جراحی انجام نشد. نهایتاً بیمار دچار ایست تنفسی و قلبی شد و فوت کرد.
نتیجه‌گیری: سندرم کمپارتمان شکمی گرچه نادر است، اما در بیماران پرخطر و پس از جراحی‌های طولانی مانند ابدومینوپلاستی همراه با پلیکاسیون شدید، باید به‌عنوان یک تشخیص افتراقی جدی در نظر گرفته شود.

 
مجید وطن‌خواه تربه‌بر، سعید کاشانی، میلاد محمدی، زهره نیک اقبالی، مهرداد ملک شعار،
دوره 83، شماره 6 - ( شهریور 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپیک به‌عنوان استاندار طلایی درمان بیماری‌های کیسه صفرا شناخته می‌شود، اما با چالش‌های فیزیولوژیکی مرتبط با پنوموپریتونئوم و موقعیت‌دهی ویژه بیمار همراه است که شامل کاهش کامپلاینس ریوی، کاهش ظرفیت باقیمانده عملکردی و اختلال در تبادل گازهای تنفسی است. فشار مثبت انتهای بازدمی (PEEP) می‌تواند این عوارض را تعدیل کند، اما سطح بهینه آن مورد بحث است. هدف این مطالعه مقایسه اثرات سه سطح مختلف PEEP بر پارامترهای تنفسی و همودینامیک در بیماران تحت کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپیک بود.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور در بازه زمانی مرداد تا بهمن 1402 در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس انجام شد. 75 بیمار 18 تا 70 ساله با وضعیت فیزیکی ASA کلاس I-II که تحت کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپیک قرار گرفتند، به سه گروه 25 نفره تقسیم شدند: گروه کنترل (PEEP=0 cmH2O)، گروه دوم (PEEP=5 cmH2O) و گروه سوم (PEEP=7 cmH2O) پارامترهای همودینامیک و تنفسی در زمان‌های مختلف اندازه‌گیری شدند.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 39/11±89/41 سال بود. اشباع اکسیژن در تمام گروه‌ها بالای 94% باقی ماند بدون تفاوت معنادار. سطح EtCO₂ در زمان 30 دقیقه (04/0P=) و یک ساعت پس از اینتوباسیون (01/0P=) تفاوت معناداری نشان داد، به‌طوری‌که بالاترین مقدار در گروه سوم و پایین‌ترین در گروه دوم مشاهده شد. فشارخون و ضربان قلب تفاوت آماری معناداری بین گروه‌ها نداشت، اما گروه PEEP=7 cmH2O کمترین افت فشارخون را نشان داد.
نتیجه‌گیری: سطح PEEP=5 cmH2O بهترین تعادل بین حفظ اکسیژناسیون، تهویه مؤثر و ثبات همودینامیک در کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپیک فراهم می‌کند و به عنوان راهبرد ایمن توصیه می‌شود.

 

صفحه 4 از 5     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb