61 نتیجه برای تومور
آرش سلمانینژاد، زهرا گل چهره، محمد باقر اسکندری، اسکندر تقیزاده، عباس شکوری،
دوره 76، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
آنتیژنهای بیضهای سرطان (Cancer/testis antigen) دستهای از آنتیژنها میباشند که در بافتهای زایای بیضه و نیز ارگانهای تناسلی فرد مونث و نیز انواع تومورها بیان میشوند. از نظر محل قرارگیری آنها بر روی ژنوم، این ژنها به دو دسته آنتیژنهای بیضهای سرطان واقع بر روی کروموزم X، که حدود نیمی از آنها را شامل میشوند و ژنهای غیر واقع بر روی کروموزم X که در سراسر ژنوم اتوزومی پراکنده میباشند، تقسیم میشوند. با پژوهشهای وسیع بر روی عملکرد این مولکولهای مهم زیستی، وظایف آنها تا حدودی مشخص شده است، که از جمله مهمترین کارکردهای احتمالی آنها، تنظیم رونویسی ژنها و نقش در انتقال پیام میباشد. پژوهشهای صورت گرفته بر روی الگوی بیان این آنتیژنها مشخصکننده ویژگیهای جالبی در آنها میباشد، بهطوریکه ارتباط بین بیان این آنتیژنها و پیشآگهی بیماری سرطان فرضیهای اثباتشده میباشد. همچنین هتروژنی در بیان این ژنها مشاهده شده است. با توجه به اهمیت این آنتیژنهای اختصاصی تومور در درمان سرطان، مطالعات وسیعی بر روی تنظیم بیان آنها صورت گرفته و مشخص شده است که مکانیسمهای متنوعی بر تنظیم بیان آنها تاثیرگذار است، بهاحتمال مهمترین آنها متیلاسیون NAD میباشد. در ضمن این مطالعات زمینهساز بهبود روشهای درمانی علیه سرطان بهویژه ایمونوتراپی خواهند بود. از این آنتیژنها میتوان بهعنوان بیومارکر برای تشخیص زودهنگام سرطان نیز استفاده کرد. این مقالهی مروری، بر آن است تا با استفاده از منابع معتبر و بهروز، این آنتیژنهای اختصاصی را معرفی کرده و تنظیم بیان و توزیع بافتی اختصاصی آنها را مورد بحث قرار دهد.
حمیدرضا سلیقه راد، آناهیتا فتحی کازرونی، مهناز نبیل، محمدرضا الویری، مهرداد هداوند، میثم محسنی،
دوره 76، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: افتراق و ارزیابی نواحی توموری و تورم پیرامون تومور در تومورهای گلیوبلاستومای مغزی بهعلت ناهمگونی ذاتی در توزیع سلولی نواحی مختلف این تومورها در تصاویر دیفیوژن وزنی بسیار پیچیده است. هدف از انجام مطالعه کنونی، افتراق نواحی تومور و تورم پیرامون تومور با استفاده از روشهای محاسباتی ارزیابی ناهمگونی در تصاویر دیفیوژن بود.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر، تصویربرداری در مرکز تصویربرداری بیمارستان امامخمینی (ره) تهران و تحلیل از اردیبهشت تا شهریور ۱۳۹۶ در مرکز تحقیقات تصویربرداری سلولی و مولکولی دانشگاه علوم پزشکی تهران به انجام رسید. نواحی توموری و تورم پیرامون تومور در تصاویر دیفیوژن ۲۰ بیمار مبتلا به گلیوبلاستوما مالتیفرم مغزی که با استفاده از اسکنر ۳ تسلا امآرآی تحت تصویربرداری متداول و دیفیوژن وزنی قرار گرفته بودند، توسط پزشک متخصص بخشبندی شدند و ویژگیهای توصیفکننده شکل هیستوگرام برای هر دو ناحیه استخراج شدند و ترکیب آنها مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: ترکیب هشت ویژگی از مجموع ۱۴ ویژگی هیستوگرام شامل میانه، میانگین نرمالیزه شده، انحرافمعیار استاندارد، چولگی (Skewness)، انرژی، صدکهای ۲۵، ۷۵ و ۹۵، میتواند منجر به افتراق با دقت ۹۶/۴% و عملکرد تشخیصی حدود ۱۰۰% شود. با استفاده از ترکیب ویژگیهای میانه، چولگی، صدک ۷۵ نیز میتوان به دقت افتراقی ۹۲/۷% و عملکرد تشخیصی ۹۸/۹% دست یافت.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش کنونی نشان میدهد که نحوه پخش مکانی سلولها در نواحی تومور فعال و تورم پیرامون تومور با یکدیگر متفاوت است و بدینترتیب میتوان با ارزیابی مشخصات بافت توسط تحلیل هیستوگرام، این نواحی را با دقت بالا از یکدیگر تفکیک کرد.
مریم محمدلو، مریم عبداللهی، پرویز کوخایی،
دوره 76، شماره 11 - ( 11-1397 )
چکیده
لوسمی مزمن لنفوسیتی (CLL) یا بدخیمی لنفوسیتهای CD5+ شایعترین لوسمی در بین بزرگسالان محسوب میشود. تشخیص آزمایشگاهی این بیماری نیاز به شمارش سلولهای خونی، اسمیر خونی و ایمونوفنوتایپینگ سلولهای لنفوییدی دارد. مشخصه دیگر بیماری تجمع سلولهای B CD5+ در خون محیطی و مغز استخوان و گرههای لنفاوی میباشد. سیر بالینی CLL یکنواخت نیست، برخی از بیماران بلافاصله پس از تشخیص نیاز به درمان دارند و برخی دیگر تا سالیان زیاد پس از تشخیص نیازی به درمان ندارند. بیشتر بیمارانی که در مراحل پیشرفته بیماری (Binet یا Rai) هستند نیاز به درمان فوری دارند. افزونبر تعاملی که بین سلولهای توموری CLL وجود دارد، سلولهای CLL با انواع سلولهای غیرتوموری ازجمله استرومال سل مغز استخوان (BMSC)، سلولهای شبهپرستار (NLCs)، سلولهای دندریتیک فولیکولاری (FDC)، سلولهای اندوتلیال و سلولهای T در ارتباط هستند. سیگنالهای دریافتی از این سلولها نقش مهمی در پاتوژنز CLL دارد. چندین فاکتور شامل موتاسیون Immunoglobulin variable region heavy chain (IGVH)، تغییرات ژنتیکی، سن بیمار و وجود اختلالات دیگر در تعیین استراتژی نوع درمان ارزشمند است. درمانهای موجود شامل شیمیدرمانی، ترکیب شیمیدرمانی و ایمونوتراپی، داروهایی که سیگنالینگ سلول B را مورد هدف قرار میدهند و مهارکنندههای آپوپتوز مانند BCL2 میباشد. شناخت بیولوژی CLL در شناسایی بیماران در معرض خطر، استفاده از داروها و روشهای درمانی مناسب برای بیماران با اهمیت است. در این مقاله ضمن بررسی ریزمحیط اطراف تومور (Microenvironment) و اختلالات ژنتیکی موجود در سلولهای توموری CLL چندین روش تشخیصی و درمانی جدید مورد بحث قرار گرفته است.
سولماز اوحدیان مقدم، عرفان امینی، محسن آیتی، حسن جمشیدیان، سید علی مومنی، فرشاد شیبایی مقدم، محمدرضا نوروزی،
دوره 77، شماره 10 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پروستات دومین علت مرگ مرتبط با سرطانهای مردان در جهان است. آنتیژن اختصاصی پروستات (PSA) از ﻣﻬﻤﺘﺮیﻦ ﻧﺸﺎﻧﮕﺮﻫﺎی ﺳﺮﻃﺎن ﭘﺮوﺳﺘﺎت بوده و ﺟﻬـﺖ افزایش ویژگی و ﮐﺎﻫﺶ ﺑﯿﻮﭘﺴﯽﻫﺎی ﻏﯿﺮﺿﺮوری از پارامترهای وابسته به آن مانند زﻣﺎن دو ﺑﺮاﺑﺮ ﺷﺪن PSA استفاده میشود. در ایﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ارﺗﺒﺎط ﻣﯿﺎن ایﻦ ﻓﺎﮐﺘﻮر و درﺟـﻪ وﺧﺎﻣﺖ سرطان ﭘﺮوﺳﺘﺎت مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: در ایﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ گذشتهنگر دادههای افرادی که در فاصله زمانی سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎرﺳـﺘﺎن اﻣـﺎمﺧﻤﯿﻨﯽ (ره) تهران مراجعه و تحت ﺑﯿﻮﭘﺴﯽ ﺗﺮاﻧﺲرﮐﺘﺎل قرار گرفته بودند، گردآوری ﺷﺪ. زﻣﺎن دو ﺑﺮاﺑﺮ ﺷﺪن آنتیژن اختصاصی پروستات (PSADT) در اﻓﺮادی که دارای دو آزمایش متوالی سطح PSA ﺑﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ زﻣﺎﻧﯽ ﺑﯿﺶ از ﺳﻪ ﻣﺎه ﺑودند، همچنین درجه ﮔﻠﯿﺴﻮن (Gleason score) اوﻟﯿﻪ و ﺛﺎﻧﻮیﻪ در بیوپسیهای ﻣﺜﺒـﺖ از ﻧﻈﺮ سرطان ﻣﺸﺨﺺ ﮔﺮدیﺪ. سپس بیماران براساس نتایج پاتولوژی به دو گروه با گرید بالا و پایین تقسیم شدند.
یافتهها: از ﻣﺠﻤﻮع ﺗﻌﺪاد ۱۷۱۲ ﭘﺮوﻧﺪه ﺑﯿﻮﭘﺴﯽ انجام شده در طی سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۶، ۵۴۷ مورد (۳۲/۳%) دارای ﺳﺮﻃﺎن ﭘﺮوﺳﺘﺎت بودند که ۷۳ ﻧﻔﺮ واﺟﺪ ﺷﺮایﻂ وارد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ شدﻧﺪ. با توجه به نتایج بهدست آمده، میانگین PSADT در افراد با درجه بدخیمی پایین ۱۴/۹±۱۶/۱ ماه و در افراد با درجه بدخیمی بالا ۱۴/۲±۹/۸ ماه بود. اختلاف معناداری بین دو گروه در PSADT وجود داشت (۰/۰۰۴=P). Fisher’s exact test اﺧﺘﻼف ﻣﻌﻨاداری ﺑﯿﻦ دو ﮔﺮوه بیماران از ﻧﻈﺮ ﻣﯿﺰان زﻣﺎن دو ﺑﺮاﺑﺮ ﺷﺪن هفت ﻣـﺎه بهدست آورد (۰/۰۱=P).
نتیجهگیری: در مطالعه ما نقطه برش (Cut-off point) هفت ماه با بیشترین درستی قادر به تمیز درجه بدخیمی بالا و پایین در بیماران بود.
رضا ارشادی،
دوره 78، شماره 5 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم کوشینگ پارانئوپلاستیک در زمینه تومورهای کارسینویید ریه یک یافته کلینیکی نادر است. در مواردی که تومور در محیط ریه بههمراه درگیری غدد لنفاوی مدیاستن وجود داشته باشد در 79% موارد از نوع کارسینویید آتیپیک میباشد.
معرفی بیمار: مردی 45 ساله با سندرم کوشینگ اکتوپیک در بخش جراحی توراکس بستری گردید. در آخرین بررسیها، اسکن اوکتروتاید (Octreotide Scan) درگیری غدد لنفاوی ناف ریه چپ را نشان داد. حین جراحی افزونبر رزکسیون غده لنفاوی بهدلیل وجود یک ندول کوچک با ظاهر تومورال در لوب تحتانی ریه چپ لوبکتومی نیز انجام شد. پاتولوژی ندول را کارسینویید تیپیک با متاستاز به غده لنفاوی گزارش کرد.
نتیجهگیری: این مقاله یک مورد نادر سندرم کوشینگ پارانئوپلاستیک در زمینه تومور کارسینویید تیپیک ریه با متاستازبه غدد لنفاوی مدیاستن را گزارش کرد. شیوع بیشتر درگیری غدد لنفاوی ماهیت تهاجمی این تومورها را نشان میدهد. همین امر رزکسیون آناتومیک کامل همراه با لنف آدنکتومی را لازم میسازد.
همایون یکتایی، محمد منثوری،
دوره 78، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
سرطان پستان، شایعترین سرطان در بین زنان میباشد و هر چقدر سرطان پستان زودتر تشخیص داده شود، درمان آن آسانتر است. رایجترین روش تشخیص سرطان سینه ماموگرافی میباشد. ماموگرافی یک عکس رادیوگرافی ساده از پستان و ابزاری برای کشف زودرس سرطانها و تومورهای غیرقابل لمس پستان است. با اینحال، با توجه به برخی محدودیتهای این روش مانند حساسیت کم بهویژه در سینههای متراکم، روشهای دیگری مانند ماموگرافی سه بعدی، سونوگرافی و تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی اغلب برای دستیابی به اطلاعات بیشتر و دقیقتر پیشنهاد میشود. بهتازگی، سیستمهای تشخیص یا تشخیص هوشمند با کمک رایانه برای کمک به رادیولوژیستها بهمنظور افزایش دقت تشخیصی تولید شدهاند. بهطورکلی، یک سیستم کامپیوتری از چهار مرحله پیشپردازش، تقسیم مناطق مورد علاقه (ROI)، استخراج و انتخاب ویژگیها و در آخر طبقهبندی تشکیل میشود. امروزه استفاده از روشها و تکنیکهای پردازش تصویر و شناسایی الگوها در تشخیص و تعیین خودکار سرطان پستان از روی تصاویر ماموگرافی و حتی آسیبشناسی دیجیتال که یکی از روندهای در حال ظهور در پزشکی مدرن است، باعث کم شدن خطاهای انسانی و افزایش سرعت تشخیص میشوند. در این مقاله مروری به بررسی کارهای انجام شده و معایب و مزایای آن در زمینهی تشخیص سرطان پستان به کمک شبکههای عصبی بهویژه شبکه عصبی کانوولوشن (Convolutional artificial neural network) که در تشخیص انواع سرطانها بهویژه تشخیص هوشمند سرطان پستان بهطور گستردهای استفاده شده است، پرداخته شده است. بررسی مقالات نشان میدهد که الگوریتمهای ترکیبی در بهبود طبقهبندی و دقت تشخیص بهتر بودهاند.
مهدی غنچه، نرگس ناظری،
دوره 78، شماره 10 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: گرانولر سل تومور، یک تومور نادر بافت نرم با رشد کند و تدریجی است که بهنظر میرسد منشاء آن از بافت عصبی باشد.
معرفی بیمار: بیمار زن 27 سالهای بود که بهدلیل توده زیر جلدی که از شش ماه پیش در ناحیه اینگوینال چپ ایجاد شده بود در مهر 1396 به بیمارستان امام رضا بیرجند مراجعه کرده بود. توده مزبور دارای رشد تدریجی و فاقد درد بود. بیمار تحت عمل جراحی برداشت تومور قرار گرفت. توده در سطح به پوست چسبندگی کامل داشت لیکن در عمق و اطراف فاقد چسبندگی بود. بررسی پاتولوژیک اولیه و با رنگآمیزی ایمونوهیستوشیمی نشان دهنده گرانولر سل تومور بود. در پیگیری، بیمار تا یک سال و نیم پس از عمل فاقد علایم عود یا متاستاز است.
نتیجهگیری: در مواجهه با تودههای نسج نرم که از نظر بالینی تشخیص واضحی وجود ندارد، این تومور نیز باید در تشخیص افتراقی، مورد توجه قرار گیرد.
محسن آیتی، محمد رضا نوروزی، امیررضا فتوت، عرفان امینی، فائزه سلحشور، لاله شریفی،
دوره 79، شماره 2 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تومورهای Ewing's Sarcoma/Primitive neuroectodermal tumor (PNET) گروهی از تومورها با منشاء ستیغ عصبی هستند که در بافتهای نرم یا استخوانی ایجاد میشوند. سارکوم یوئینگ کلیه بسیار نادر است و بروز تومور ترومبوز آن نیز بسیار نادر است.
معرفی بیمار: بیمار پسر 14 سالهای است که بهطور همزمان دچار توده در مهرهها و کلیه راست با تشخیص پاتولوژی Ewing's sarcoma شده است. در MRI شکمی و Venography MR تومور ترومبوز IVC به طول cm 10 مشاهده میشود. در بهمن 1398 بیمار توسط تیم اروانکولوژی و جراحی قلب بیمارستان امامخمینی تهران بدون انجام توراکوتومی جراحی میشود و تومور ترومبوز خارج و نفرکتومی میشود. سه روز بعد بیمار با حال عمومی خوب و ارجاع کمورادیوتراپی ترخیص میشود.
نتیجهگیری: این بیمار نشان داد که تشخیص و درمان به موقع بیماران مبتلا به سارکوم یوئینگ علیرغم پیشرفته بودن وضعیت بیماری بههمراه درمانهای ادجوانت میتواند در بقای بیماران موثر باشد.
افسانه تهرانیان، اکرم قهقایی نظامآبادی، نسیم یارمحمدی، مریم گنجه، خدیجه ماجانی، ریحانه آقاجانی،
دوره 79، شماره 3 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان تخمدان پنجمین عامل مرگ و میر در جهان، در زنان مبتلا به سرطان است. با توجه به اینکه روشهای تشخیصی جهت افتراق تودههای خوشخیم از تودههای بدخیم تخمدان حساسیت و ویژگی کامل ندارند، این مطالعه با هدف ارزیابی اعتبار CA-125 در مقایسه با عملکرد پارامترهای HE4،RMI و ROMA برای تعیین بهترین مارکر برای تمایز بین تومورهای خوشخیم و بدخیم تخمدان و کاتاف مناسب این مارکرها انجام شد.
روشبررسی: در این مطالعه مقطعی (Cross-sectional)، 137 خانم دارای توده تخمدانی مراجعهکننده به درمانگاه زنان بیمارستان جامع بانوان آرش تهران، ایران از اردیبهشت 1396 تا اردیبهشت 1398 براساس معیار ورود، وارد مطالعه شدند. براساس میزان HE4، CA125 سرم و اطلاعات سونوگرافی، اندکسهای ROMA و RMI برای بیماران تعیین شد و حساسیت و ویژگی HE4،RMI ، ROMA و CA125 با نتایج هیستولوژی توده در زمان جراحی مقایسه شد.
یافتهها: برحسب سطح زیر منحنی ROC در مجموع بدون در نـظر گرفتـن وضعیت منوپوز بیماران، بالاترین ارزش تشخیصی را RMI با سطح زیر منحنی 89% و فاصله اطمینان (6/81-4/96%)95% و سپس (95%-3/80=95%Cl)7/%87HE4=، در مرحله سوم (4/95%-1/79=95%Cl)3/87CA125= و در آخر (6/93%-7/87=95% Cl)2/86%=ROMA داشتند. بر حسب منوپوز در بیماران پرهمنوپوز HE4 بالاترین ارزش تشخیصی را بر طبق منحنی ROC داشت و در گروه منوپوز CA125 بالاترین ارزش تشخیصی را بهدست آورد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد استفاده از HE4 در پیش از یائسگی و CA125 در دوران منوپوز در تشخیص زود هنگام سرطان تخمدان در افراد دارای توده تخمدان مفید است.
حمید ارشدی، پویا حکمتی، حجتالله راجی، محمد واسعی، مهرزاد مهدیزاده،
دوره 80، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: فیستول آپاندیس به مثانه در بیماران مبتلا به کیستیک فیبرزوزیس، موردی نادر است که لحاظ آن در تشخیصهای افتراقی درد شکم این بیماران مهم میباشد. این مورد سومین گزارش از این نوع در بیماران کیستیک فیبروزیس میباشد.
معرفی بیمار: در این مقاله یک دختر نه ساله ایرانی مبتلا به کیستیک فیبروزیس که در دی ماه سال 1399، با تشخیص توده مثانه در بیمارستان مرکز طبی کودکان دانشگاه علوم تهران، تحت عمل جراحی قرار گرفت، گزارش میشود. در حین جراحی مشخص گردید که این توده در واقع آپاندیس بیمار با تهاجم به دیواره مثانه است، که بهصورت توده مثانه تظاهر کرده است.
نتیجهگیری: نظر به اینکه دردهای شکمی یک عارضه نسبتا شایع در بیماران کیستیک فیبروزیس میباشد، توجه به علل نسبتا ناشایعتر نیز در این بیماران، در صورت عدم پاسخ به درمانهای معمول لازم میباشد.
سعیده ابراهیمی، سعید کلانتری، سهیل رحمانی فرد، میترا کهندل، زهرا امیری، یوسف علی محمدی، سارا مینائیان،
دوره 80، شماره 2 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم پیشرفتهای بسیار، درمان کامل بیماری ایدز با چالشهایی ازجمله مقاومت ویروسی و درمان ناموفق دارویی مواجه گردیده است. هدف این مطالعه بررسی تفاوت در پروفایل سایتوکینی در بیماران با درمان موفق و بیماران با درمان ناموفق جهت فهم بهتر سازوکار شکست درمان دارویی میباشد.
روش بررسی: 69 بیمار مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی که از مهر 1397 تا اسفند 1399 به مرکز بهداشت غرب تهران جهت درمان مراجعه کردند، در این مطالعه وارد گردیدند. تعداد سلولهای CD4+ و همچنین بار ویروسی خونی بیماران بهترتیب با روشهای فلوسایتومتری و واکنش زنجیرهای پلیمراز بیدرنگ کمی (RT-qPCR) اندازهگیری گردید و براساس آن بیماران به دو گروه درمان موفق (36 نفر) و درمان ناموفق (33 نفر) تقسیم شدند. سپس سطح سرمی سایتوکینهای فاکتور نکروزدهنده تومور آلفا (TNF-α) و اینترلوکین-10 (IL-10) در آنان توسط روش الایزا اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج آزمایشات نشاندهنده این بود که سطح فاکتور نکروز دهنده تومور-آلفا (TNF-α) در بیماران گروه درمان ناموفق بهصورت قابلتوجهی از بیماران گروه درمان موفق بالاتر بود (pg/ml 17/10±43/10 در مقابل pg/ml 25/5±37/5، 01/0P=) در سطح سرمی اینترلوکین-10 (IL-10) بین دو گروه مورد مطالعه تفاوتی مشاهده نگردید. همچنین مدلهای رگرسیون خطی نشان داد که در بیماران با درمان ناموفق، رژیم درمانی مهارکنندههای ترانس کریپتاز معکوس غیرنوکلئوزیدی (NNRTI)، بر میزان سطح سرمی IL-10 تاثیرگذار میباشد (ضریب رگرسیون 88/10 (45/20-32/1 CI:)، 03/0P=).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نقش بالقوه TNF-α را بهعنوان فاکتور پیشالتهابی در پیشرفت بیماری ایدز یا شکست درمان نشان میدهد. از این رو، مطالعات بیشتر در آینده جهت شفافسازی این رابطه میتواند کمک بسزایی در پیشرفت دانش درمانی در مقابله با بیماری ایدز باشد.
مجید زمانی، مسعوده باباخانیان، فرهاد حیدری، محمد نصر اصفهانی، محمد مهدی زارعزاده،
دوره 80، شماره 7 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: نوار قلب علاوه بر بیماریهای قلبی، در بیماریهای غیرقلبی هم دچار تغییرات میشود که بهدلیل مشابهت، میتواند باعث تشخیص به اشتباه بیماریهای قلبی در بیماران شود. تغییرات ECG در انواع ضایعات مغزی مانند استروکهای ایسکمیک و هموراژیک و تروماهای مغزی در مقالات بسیاری بررسی شدهاند، اما اثرات میدلاین شیفت مغزی بر تغییرات نوار قلب بررسی نشده است. در این مطالعه قصد داریم تا این تغییرات را بررسی کنیم.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه توصیفی مقطعی آیندهنگر است. بیماران با تومور مغزی مراجعهکننده به بیمارستان الزهرا (س) و کاشانی اصفهان از فروردین 1398 تا اسفند 1399 انتخاب شدند. پس اخذ رضایت آگاهانه، از بیماران CT scan و یا MRI مغزی گرفته شد و تغییرات نوار قلب(T wave, ST segment, QTc Interval, QRS prolongation) در دو گروه تومور مغزی با و بدون میدلاین شیفت با هم مقایسه شد.
یافتهها: 136 بیمار وارد مطالعه شدند که از این تعداد، 69 بیمار در گروه بدون شیفت میدلاین و 67 بیمار در گروه با شیفت میدلاین قرار داشتند. در گروه با میدلاین شیفت 3% بیماران تغییراتST segment و 9/23% تغییرات موج T داشتند که این میزان در گروه بدون میدلاین شیفت بهترتیب 4/1% و 1/10% بود. میانگین QTc Interval در دو گروه بدون و با میدلاین شیفت بهترتیب 438/28±26/338 و 855/37±66/388 میباشد و میانگین QRS در گروه بدون میدلاین شیفت ms 88/9±09/86 میباشد و در گروه همراه با میدلاین شیفت ms 83/12±93/94 میباشد.
نتیجهگیری: شیفت میدلاین مغزی میتواند باعث پهن شدن QRS، طولانی شدن QTc Interval و تغییرات موج T در نوار قلب بیماران شود.
فاطمه غفاری، شهرام آگاه، شیوا ایرانی، مرجان مخترع، علی محمد علیزاده،
دوره 80، شماره 8 - ( 8-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده از دلایل اصلی مرگومیر ناشی از سرطان در سراسر جهان بهشمار میرود. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط عوامل دموگرافیک و پاتولوژیک بر میزان بقاء بیماران مبتلا به سرطان معده انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر، 56 بیمار مبتلا به سرطان معده، از مهر 1395 تا مهر 1396، مراجعهکننده به بیمارستانهای رسولاکرم (ص) و امامخمینی (ره) شهر تهران وارد مطالعه و به مدت پنج سال پیگیری شدند. میزان بقاء بیماران با استفاده از روش کاپلان مایر محاسبه گردید. برای تعیین ارتباط عوامل دموگرافیک و پاتولوژیک بر میزان بقاء بیماران، نظیر جنس، سن، محل تومور، نوع و درجه تمایزیافتگی تومور، متاستاز، مرحله بیماری و عفونت هلیکوباکتر پیلوری، از آزمون لگ- رتبه (Logrank test) و مدل رگرسیون کاکس(Cox regression model) استفاده شد. دادهها توسط SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و در سطح معنادار 05/0 آنالیز شدند.
یافتهها: بیماران شامل 73% مرد و 27% زن بودند. میزان بقاء یک، سه و پنج ساله بیماران بهترتیب 67، 35 و 26% بود. همچنین میزان بقاء افراد بالای 60 سال و در مراحل پیشرفته سرطان معده، پایینتر از سایرین بود. متغیرهای سن، نوع تومور، درجه تمایزیافتگی تومور، متاستاز و مرحله تومور بر میزان بقاء بیماران موثر بودند.
نتیجهگیری: نتایج ما نشان داد که میزان بقاء بیماران مبتلا به سرطان معده نسبتاً پایین و تشخیص زودهنگام، فاکتور قوی در افزایش بقاء محسوب میشود. بنابراین بکارگیری یک برنامه غربالگری مناسب جهت افزایش میزان بقاء مبتلایان به سرطان معده ضروری میباشد.
احمد کچویی، منیره میرزایی، امراله سلیمی، مصطفی واحدیان، شیما رحیمی، علی قلعهنویی،
دوره 81، شماره 7 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به شیوع بالای تودههای پستان و اهمیت غربالگری و پیگیری بدخیمیهای آن در زنان و از آنجاییکه دو عامل سن و تغییرات هورمونی در یائسگی در تعیین نوع پاتولوژی و پیشآگهی تودهها نقش دارند، هدف این مطالعه تعیین ارتباط میان وضعیت یائسگی و پاتولوژی تودهها بود.
روش بررسی: این مطالعه بهروش مقطعی تحلیلی بر روی 350 زن مبتلا به توده پستانی بدونسابقه بدخیمی قبلی، مراجعهکننده به مرکز بهداشتی–درمانی شهید بهشتی طی فروردین 1392 تا 1398 انجام شد. چکلیست محققساخته برای گردآوری دادهها ازجمله (نوع بدخیمی، سایز توده، مکان توده، وجود یا عدموجود متاستاز) مورداستفاده قرار گرفت. در نهایت مقایسه دادهها بین دو گروه یائسه و غیریائسه با استفاده از SPSS software, version 22 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) انجام شد.
یافتهها: میزان شیوع بدخیمیها در سنین پساز یائسگی و در خانمهایی که یائسه شدهاند، نسبت به سنین پیش از یائسگی بیشتر بود. همچنین ارتباط معناداری بین سایز توده، وجود و یا عدموجود متاستاز با یائسگی یافت شد (05/0P<)، اما بین مکان تومور با یائسگی ارتباط معناداری یافت نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: بدخیمیهای پستان (کارسینوم مهاجم مجرا، کارسینوم میکس مهاجم، کارسینوم موسینوس، مدولاری و پاپیلاری) در خانمهای یائسه نسبت بهغیریائسه بیشتر بود. در هر دو گروه اتساع مجاری و التهاب مزمن بیشترین یافته خوشخیم بود و فیبروآدنوم در خانمهای یائسه نسبت به خانمهای غیریائسه به میزان بسیار پایینتر یافت شد.
فرزانه حیاتی، اسماعیل آکده، نگار دیناروند، غلام عباس کایدانی، شهرام جلیلیان،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
ویروسهای اپشتین- بار (Epstein-Barr Virus, EBV)، هرپسویروس انسانی 8 (Human Herpesvirus 8, HHV-8)، ویروس هپاتیت B(Hepatitis B virus, HBV)، ویروس پاپیلومای انسانی (Human Papilloma Virus, HPV)، پولیوما ویروس مرکلسل (Mercel Cell Polyomavirus, MCPyV)، ویروس لمفوتروپیک انسانی تیپ 1 (Human T-Lymphotropic Virus 1, HTLV-1) و ویروس هپاتیت C(Hepatitis C Virus, HCV) از مهمترین ویروسهای عامل سرطان در انسان هستند. به ویروسهایی که قابلیت ایجاد سرطان دارند اونکوویروس گفته میشود. اونکوویروسها با استفاده از اونکوپروتئینهای ویروسی و RNAهای غیرکدکنندهی خود میتوانند از مسیرهای مختلفی سلول میزبان را به سمت بدخیمی هدایت کنند. یکی از مهمترین مکانیسمهایی که این ویروسها برای بهدست گرفتن کنترل چرخه سلولی میزبان بکار میگیرند، تنظیم متیلاسیون DNA است. متیلاسیون DNA روی پروموتور یک ژن میتواند باعث کاهش بیان ژن میشود. در حالت عادی در سلول، گروه مشخصی از آنزیمها باعث متیلاسیون و دِ متیلاسیون DNA میشوند. آنزیمهای DNA متیل ترانسفراز (DNA Methyl Transferase, DMNT) و TET متیل سیتوزین دِ اکسیژناز (Ten-eleven translocation, TET methylcytosine dioxygenases) از مهمترین عوامل تنظیم متیلاسیون در سلول هستند. بههمین علت هدف ایدهآلی برای اونکوویروسها محسوب میشوند. اونکوپروتئینهای ویروسی ساختار و گروههای عملکردی متفاوتی دارند، اما بهطورکلی، بیان آنزیمهای ذکر شده را در سلول میزبان کنترل میکنند و از این طریق در نواحی مختلفی از DNA متیلاسیون گسترده ایجاد میکنند. به اینترتیب اونکوویروسها با تغییر الگوی بیان ژنها در سلول میزبان میتوانند چرخه سلولی را کنترل کنند و آن را به سمت سرطانی شدن پیش ببرند. با این که نقش متیلاسیون DNA در سرطان در دهههای گذشته مورد توجه ویژه پژوهشگران بوده است، بخش اعظمی از مکانیسمهای تنظیم متیلاسیون در عفونت با اونکوویروسها ناشناخته باقی مانده است.
رضا قلعه تکی، مهدیه رزمخواه، علی کاظمیان، مصطفی فرزین، سمانه سالاروند، کسری کلاهدوزان، احسان سرایی،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: گلیومها شایعترین تومورهای مغزی در بالغین هستند و انتخاب روش درمانی باید با توجه به تأثیر آن بر کیفیت زندگی بیمار انجام شود. پرتودرمانی با شدت بهینه شده با کاهش دوز تابیده شده به بافتهای سالم، میتواند عوارض را کاهش دهد. این مطالعه میتواند تعیین کند که کدام تومورها با توجه به محل و اندازهشان از این تکنیک سود بیشتری خواهند برد.
روش بررسی: بیماران مبتلا به گلیوم مغزی گرید پایین که جهت درمان به انسیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره) شهر تهران، از مهر ۱۳۹۶ الی مهر ۱۳۹۹ مراجعه کردهاند، مورد مطالعه قرار گرفتهاند. بیماران تحت سیتی اسکن شبیهسازی قرار گرفته براساس امآرآی، حجم تومور و ارگانهای حساس کانتور شده و طراحی درمان با دو تکنیک سه بعدی و پرتودرمانی با شدت بهینه شده انجام شد. پوشش حجم درمان و دوز رسیده به ارگان های حیاتی در هر دو تکنیک مقایسه شد.
یافتهها: در مطالعه ۲۵ بیمار، ۱۴ بیمار دارای درگیری یک لوب مغزی، هفت بیمار دو لوب و چهار بیمار بیش از دو لوب بودند. دوز متوسط و حداکثر کوکلئا در سمت درمان در پرتودرمانی با شدت بهینه شده به میزان معناداری کمتر بود بهترتیب 02/0 و 051/0). در بیماران با درگیری دو لوب، دوز متوسط کیاسما و در بیماران با درگیری لوب فرونتال، دوز کوکلئا در سمت مقابل به نفع پرتودرمانی با شدت بهینه شده بود. در درگیری چندین لوب، تفاوتی میان دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: در مطالعه انجام شده بین دو تکنیک رادیوتراپی تفاوت معناداری وجود ندارد. لازم به ذکر است تنها در بیمارانی که حفظ شنوایی دارای اهمیت است، استفاده از روش پرتودرمانی با شدت بهینه شده بهتر بهنظر میرسد.
فرحناز بیداری زرهپوش، مهدیه صفاری، شهرام ثابتی، کاوه ابراهیمزاده، محبوبه طاهری،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی مارکرهای ACTH، KI67، CAM5.2، GH، PRL، FSH، LH، TSH در نمونه پاتولوژی بیماران مبتلابه تومور نوراندوکرین هیپوفیز با رنگ آمیزی IHC انجام شد.
روش بررسی: کلیه بیماران مبتلا به PitNETs که از سال 1399 تا سال 1401 در بیمارستان لقمان مورد جراحی قرار گرفته بودند، وارد مطالعه شدند. لام های تهیه شده، با رنگ امیزی IHC آماده و مارکرهای ACTH، KI67 ،CAM5.2 ،GH ،PRL ،FSH ،LH ،TSH مورد ارزیابی قرار گرفت. برای 16 بیمار با مارکرهای اولیه بررسی شده منفی رنگ آمیزی IHC برای transcription factor های SF1-PIT1-TPit گذاشته شد.
یافتهها: 424 بیمار در این مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن بیماران مورد بررسی به ترتیب 7/43 و 7/13 سال بود. مارکرهای LH و FSH دارای بیشترین و مارکر TSH دارای کمترین نسبت موارد مثبت بودهاند. امکان مثبت شدن مارکرهای LH و FSH در مردان بهصورت معناداری از زنان بیشتر و برعکس، امکان مثبت شدن مارکرهای GH و ACTH در زنان بهطور معناداری از مردان بیشتر است. امکان مثبت شدن مارکرهای LH و FSH در بیماران بالای 40 سال بهصورت معناداری از بیماران40 سال و کمتر بیشتر و برعکس امکان مثبت شدن مارکرهای GH و PRL در بیماران 40 سال و کمتر بهطور معناداری از بیماران بالای 40 سال بیشتر است. اکثر موارد (3/66%) در طول دوره پیگیری درمان شدهاند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهند که شناخت پاتولوژیک دقیق تومورها نقش مهمی در انتخاب روش درمانی، بهویژه درمان دارویی و جراحی، دارد و میتواند به بهبود مدیریت بیماران منجر شود.
الهام رجایی، فروغ نخستین، مائده اختلاط، نسرین مسیحپور، مریم دستورپور،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای التهابی خودایمنی اغلب با عوارض شدید و مزمنی همراه هستند و تقریبا 4/9%-6/7 از جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار میدهند. مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی عوارض چشمی داروهای ضدفاکتور نکروز توموری آلفا در بیماران مبتلابه روماتیسم انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 122 بیمار مبتلابه بیماریهای روماتیسمی مورد بررسی قرار گرفتند که تحت درمان با داروهای مهارکننده فاکتور نکروز توموری آلفا بودند و به بیمارستان گلستان اهواز در فاصله زمانی 1398 تا 1401 ارجاع شدند. عوارض چشمی پس از شش ماه درمان با داروهای مهارکننده فاکتور نکروز توموری آلفا توسط چشم پزشک ارزیابی شد.
یافتهها: از 122 بیمار، 59 نفر (36/48%) به آرتریت روماتوئید و 36 نفر (51/29%) به اسپوندیلیت آنکیلوزان مبتلا بودند. در 38/7% از عوارض چشمی گزارش شده، یووئیت قدامی شایعترین عارضه (28/3%) بود. نوع داروی ضدفاکتور نکروز توموری آلفا با بروز عوارض چشمی ارتباط معناداری نداشت و عوارض چشمی بیشتر در بیمارانی مشاهده شد که اتانرسپت مصرف میکردند، اما تفاوت معناداری در مصرف دو داروی دیگر مشاهده نشد (1/0=P). میانگین طول مدت بیماری در بیماران با عوارض چشمی بالاتر از گروه بیماران بدون عوارض چشمی بود (13/4±5/47 در برابر 58/2±3/22 سال) و (03/0=P). ارتباط معناداری بین طول مدت مصرف داروهای ضدفاکتور نکروز توموری آلفا و عوارض چشمی مشاهده نشد (66/0P=).
نتیجهگیری: باتوجه به بروز بیشتر عوارض چشمی در بیمارانی که داروی اتانرسپت مصرف میکردند و همچنین وجود ارتباط معنادار میان طول مدت بیماری با بروز عوارض چشمی، نظارت بر درمان طولانی مدت و فالوآپ بیماران روماتیسمی که داروی ضدفاکتور نکروز توموری آلفا را مصرف میکنند از اهمیت بالایی برخوردار است.
محسن قریانی، محسن احمدی، مهدی اتابکی، جلیل توکل افشاری، مژگان محمدی،
دوره 83، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آرتریت روماتوئید (Rheumatoid arthritis, RA) بیماری خودایمنی مزمن و التهابی است که موجب تخریب مفاصل شده و با ناتواناییهای حرکتی پیشرونده و عوارض سیستمیک همراه است. این مطالعه با هدف بررسی اثر سلولهای بنیادی مزانشیمال اتولوگ استخراج شده از مغز استخوان (Autologous bone marrow-derived mesenchymal stem cells, ABMSCs) بر بیان ژن فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا (Tumor necrosis factor alpha, TNF-α) و اینترلوکین 17 (Interleukin 17, IL-17)، در بیماران RA مقاوم به درمان طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه در بازه زمانی آبان تا اسفند سال 1402 بر مبنای استفاده از RNA بایگانی شده از کارآزمایی بالینی قبلی تیم تحقیق در گروه ایمنی شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد که در آن، 13 بیمار مبتلا به RA مقاوم به درمان، یک دوز داخل وریدی شامل 1 میلیون ABMSCs به ازای هر کیلوگرم وزن بدن دریافت کرده بودند. نمونه های RNA بیماران مذکور در فاصلههای زمانی پیش از تزریق و یک، شش و 12 ماه پس از تزریق مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: بیان ژن TNF-α، 1 ماه پس از تزریق ABMSCs کاهش معناداری نشان داد (045/0P=) اما بیان ژن IL-17A در طول دوره مطالعه تغییر معناداری پیدا نکرد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه میتواند نشاندهنده ویژگیهای تعدیلکنندگی ABMSCs از طریق تأثیر بر TNF-α در بیماران RA مقاوم به درمان باشد، در حالی که این نتایج از فرضیه تأثیر این سلولها بر IL-17A در بیماران RA مقاوم به درمان حمایت نمی کند.
حمیدرضا عبدالصمدی، پردیس محمودوند، زهرا پورقلی تکرمی، الهه علیپور،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اگرچه استئوسارکوم در ناحیه سر و گردن بیماری نسبتا نادری است (1/2% از کل تومورهای بدخیم دهانی و فک و صورت)، اما شایعترین نوع تومور بدخیم اولیه استخوان در کودکان و جوانان محسوب میشود. استئوسارکوم به دلیل نادر بودن، ماهیت بدخیم و رفتار تهاجمی خاص خود شناخته میشود که این ویژگیها همگی منجر به دشواری در روند تشخیص دقیق آن میگردد.
معرفی بیمار: بیمار مردی 38 ساله، متاهل، اهل شهرستان اسدآباد استان همدان بود که با شکایت از حس برقگرفتگی ناگهانی و همچنین وجود ضایعه در کف دهان در اسفند ماه 1403 به بخش بیماریهای دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی همدان مراجعه نموده است.
نتیجهگیری: این گزارش اهمیت در نظر گرفتن استئوسارکومای مندیبل را در تشخیص افتراقی ضایعات تومورال محیطی نشان میدهد. بیان چنین مواردی میتواند به درک بهتر تظاهرهای بالینی غیرمعمول و نیز کمک به تصمیمگیری دقیقتر و آگاهانه بالینی منجر شود.