47 نتیجه برای تخمدان
محمد نبیونی، سولماز دوستیخواه، سیده رضوان پناهنده، لطیفه کریمزاده،
دوره 73، شماره 5 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) که با عدم تخمکگذاری مزمن، التهاب سیستمیک و هایپراندروژنیسم بروز مییابد، شایعترین اختلال اندوکرینی در زنان سنین باروری است. گیاه کاکوتی بهدلیل دارا بودن پولگون (Pulegone)، فلاونویید و آنتوسیانین دارای فعالیت ضدالتهابی میباشد. در این پژوهش اثرات تعدیلکنندگی عصاره کاکوتی بهواسطه خواص ضدالتهابی آن بر پروفایل هورمونی و بهبود علایم بافتی PCOS بررسی گردید.
روش بررسی: در این پژوهش تجربی که در دانشگاه خوارزمی کرج، از مهر 1391 تا آبان 1392 انجام شد، 144 سر رت ویستار بالغ به سه گروه کنترل (بدون تزریق)، PCOS (تزریق mg 2 استرادیول ولرات به هر رت) و تجربی تقسیم شدند. پس از القای سندرم در مدت 60 روز، به گروههای تجربی عصارهی کاکوتی با مقادیر mg/kg bw 100، 150 و 200 بهمدت 10 روز متوالی بهصورت درون صفاقی تزریق شد. حیوانات با کلرفرم کشته و تخمدانها و خون آنها بهمنظور بررسیهای هیستومورفومتریک، هورمونی و تعیین سطح شاخص التهاب (CRP) برداشت شد. دادهها با استفاده از روش ANOVA یکطرفه آزمون شدند و 05/0P< سطح معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: بررسیها نشان از کاهش معنادار ضخامت لایهی گرانولوزا (82%)، تعداد جسم زرد (54%) و همچنین پیدایش کیست (79%) و افزایش CRP (68%) در گروه PCOS نسبت به کنترل داشت. درحالیکه تغییرات بافتی در تخمدانهای تجربی نسبت به کنترل تفاوت معناداری نداشت. کاهش LH، استرادیول، تستوسترون و CRP در گروههای تجربی نسبت به PCOS معنادار بود.
نتیجهگیری: عصارهی کاکوتی بهواسطه اثرات ضد التهابی خود میتواند بهواسطه بهبود علایم بافتی PCOS و تعدیل سطح هورمونها، فرایند اوولاسیون را دوباره آغاز کند.
فاطمه همایی، ملیحه حسنزاده مفرد، معصومه میرتیموری، منور افضل آقایی، بابک اسلامی،
دوره 73، شماره 7 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان از بدخیمیهای نادر تخمدان میباشند. این تومورها مسئول 8-5% تمامی بدخیمیهای تخمدان هستند. شایعترین انواع تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان تومورهای گرانولوزا هستند. هدف این مطالعه بررسی خصوصیات بالینی، آسیبشناختی و نتایج درمانی این تومورها بود. روش بررسی: این پژوهش توصیفی گذشتهنگر در بیماران مبتلا به تومورهای بدخیم استرومای طناب جنسی تخمدان که به تومور کلینیک بیمارستانهای قائم (عج) و امید مشهد در فاصله زمانی 29 اسفند 1376 تا 29 اسفند 1386 مراجعه کرده بودند، انجام شد. دادههای پروندههای مربوط به بیماران جمعآوری و مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها: از 398 بیمار مبتلا به تومورهای تخمدان، تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان، 39 بیمار (9/5%) را شامل میشد. شایعترین نوع آسیبشناختی این تومورها، تومور سلول گرانولوزای بزرگسالی 25 بیمار (6/80%) بود. 27 نفر (1/87%) در هنگام تشخیص در مراحل ابتدایی بیماری (مرحله I) قرار داشتند. از 31 بیمار تحت مطالعه 14 بیمار (2/45%) سن زیر 40 سال داشتند. میانگین سنی بیماران تحت مطالعه در زمان تشخیص 41 سال (محدوده 76-16 سال) بود. در 14 بیمار (7/46%) جراحی همراه با مرحلهبندی صحیح جراحی انجام شد. در 12 بیمار (40%) جراحی، همراه با حفظ توانایی باروری انجام شد. بقای کل دو ساله و پنج ساله، 95% بودند. بقای بیشتر با مراحل ابتدایی بیماری ارتباط داشت (002/0P=). سن، جراحی محافظهکارانه و شیمیدرمانی ارتباطی با بقا نداشتند. نتیجهگیری: در تومورهای استرومای طناب جنسی تنها عامل قطعی مؤثر بر بقا مرحله بیماری میباشد.
فریده ظفری زنگنه، انسیه تهرانینژاد، محمد مهدی نقیزاده، مرضیه محبّی،
دوره 73، شماره 10 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک یک سندرم شایع و پیچیده در زنان است. شواهد حاصل از مطالعات روی زنان و روی موشهای مدلسازی شده نشان میدهد که تعادل تنظیمی سیستم عصبی سمپاتیک در تخمدان بههم خورده و پرکار شده است (بیشفعالی). هدف از انجام این مطالعه کاهش فارماکولوژیک این بیشفعالی بود.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی در مرکز ناباروری ولیعصر (عج) دانشگاه علوم پزشکی تهران از سال 1391 تا 1394 انجام شد. در مجموع 61 نفر در سه گروه: یک گروه شاهد و دو گروه مطالعه در سنین 40-20 سال و شاخص توده بدنی زیر kg/m2 28 با تشخیص سندرم تخمدان پلیکیستیک و نداشتن علایم ابتلا به سایر بیماریها وارد مطالعه شدند. بیماران شامل دو گروه مطالعه (39 نفر) و یک گروه شاهد (22 نفر) بودند که در درمان فارماکولوژیک شرکت نمودند. اثرات مهار کنندههای آلفا2 سیستم سمپاتیک (کلونیدین و یوهیمبین) پیش و پس از دارو درمانی بر متغیرهای سرمی هورمونهای کورتیزول، آدرنالین، نورآدرنالین، بتااندورفین، انسولین و هورمونهای جنسی محرک فولیکول و لوتئینی و استرادیول به روش الایزا بررسی گردید.
یافتهها: کلونیدین بهعنوان داروی ضد آدرنرژیک مرکزی باعث 1/59% بارداری در گروه مطالعه شد که در مقایسه با یوهیمبین درصد بالایی را در میزان بارداری دارد (۰۰1/0P<). یوهیمبین بهعنوان آنتاگونیست یا مهارکننده آلفا2 رشد فولیکولی را در تخمدان این بیماران افزایش داد و موجب 8/11% بارداری شد، که نسبت به کلونیدین رشد فولیکولی بالاتری را داشته است (۰1/0P<).
نتیجهگیری: افزایش میزان حاملگی و افزایش رشد فولیکولی، نشاندهنده نقش استراتژیک سیستم عصبی سمپاتیک در پاتولوژی این بیماری است و سیستم عصبی سمپاتیک میتواند هدف بیولوژیک- فارماکوژیک جدید در درمان تخمدان پلیکیستیک باشد.
روشن نیکبخت، مهوش زرگر، زینب برکتی، راضیه محمد جعفری، ناهید شهبازیان، مژگان براتی،
دوره 73، شماره 11 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکسیتیک (PCOS) از رایجترین اختلالات آندوکرین در زنان سنین باروری و از علل عمده ناباروی میباشد. خطر مهمترین پاتولوژیهای بارداری مانند دیابت حاملگی، فشارخون ناشی از بارداری، پرهکلامپسی و نوزادان کوچک نسبت به سن بارداری نیز در بیماران مبتلا به سندرم پلیکیستیک بالاتر میباشد. هدف از این مطالعه بررسی پیامدهای ناگوار حاملگی و نوزادی در زنان دچار سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی 205 خانم باردار دچار عارضه سندرم تخمدان پلیکیستیک مراجعهکننده به بیمارستان امامخمینی (ره) اهواز، از مهر 1392 تا مهر 1393 انجام گردید. معیارهای ورود، عارضه PCOS و سن حاملگی بالای 20 هفته بودند. متغیرهای بالینی شامل پرفشاری خون، دیابت حاملگی، دیابت آشکار، هایپرلیپیدمی و پره اکلامپسی و عوارض نوزادی نیز ثبت شدند.
یافتهها: میزان بروز اختلالات فشارخون در 44 (5/%21) بیمار و کمترین مورد در بین اختلالات فشارخون اکلامپسی تنها در 2 (%1) بیمار و بیشترین نوع مربوط به فشارخون بارداری در 18 (8/%8) بیمار، میزان دیابت حاملگی در 29 (%14) مورد و دیابت آشکار در 22 (%11) بیمار مشاهده شد.
نتیجهگیری: در نهایت میتوان نتیجه گرفت زنان باردار دچار PCOS در معرض خطر بیشتری برای عوارض ناگوار حاملگی و نوزادی میباشند.
سهیلا امینیمقدم، سارا نوروزی،
دوره 74، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
نارسایی زودرس تخمدانها به ناکارامدی تخمدانها در سن کمتر از ٤٠ سال همراه با افزایش گنادوتروپینها در محدوده یائسگی گفته میشود، که علل زمینهای بسیاری دارد. سرطان و درمانهای آن یکی از علل ایاتروژنیک نارسایی زودرس تخمدان است. غیر از جراحی و خارج کردن تخمدانها که منجر به یائسگی فوری و دایمی میشود، رادیوتراپی کل بدن، رادیوتراپی گنادها و شیمیدرمانی با عوامل آلکیلهکننده از علل ثابتشده میباشند. در سالهای اخیر نرخ نجاتیافتگان از سرطان که بیشتر آنها به سرطانهای دوره کودکی یا دوره جوانی مبتلا بودند بهصورت چشمگیری افزایش پیدا کرده است. با وجود امکان بالای نجات یافتن و کیفیت بالای زندگی این زنان، بهنظر نمیرسد حفظ توان باروری در این گروه جزو مهمی از مسیر درمانشان محسوب شود. در چند سال اخیر راهکارهای حفظ و نگهداری توان بارداری در این گروه توسعه پیدا کرده است. با توجه به اینکه منبع فولیکولهای اولیه در تخمدانها ثابت است، هر گونه آسیبی به آنها بهصورت بالقوه میتواند این ذخیره را تقلیل و در ادامه سن موثر باروری فرد را کاهش و در نتیجه امید فرد برای بارداری را از بین ببرد. امکان فریز تخمک، جنین، بافت تخمدان از جمله این راهحلها میباشد، استفاده از آگونیستهای گنادوتروپین جهت سرکوب تخمدانها و یا تغییر محل تخمدانها به خارج از حوزه رادیوتراپی راهکارهای دیگری هستند. در این مقاله علل زمینهساز نارسایی زودرس تخمدان در اثر درمان سرطان و همچنین راههای پیشنهادی جهت حفظ توان باروری در این گروهها مورد بحث قرار گرفته است.
زهره سرابینژاد، داود نوری اینانلو، شهرام تیموریان،
دوره 74، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اینفلیکسیماب (Infliximab) شکلی از آنتیبادیهای نوترکیب کایمریک میباشد که هدف مناسبی برای مهار فاکتور نکروز توموری آلفا در بیماریهای التهابی است. پژوهش کنونی با هدف ارزیابی بیان آنتیبادی منوکلونال اینفلیکسیماب در مقیاس نیمهصنعتی در سلول تخمدان هامستر چینی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه با هدف تولید نیمه صنعتی، از بهمن 1393 تا مرداد 1394 در مرکز رشد دانشگاه تهران انجام گردید. وکتور حاوی ژنهای اینفلیکسیماب، به باکتری E.coli انتقال و وجود ناقل پلاسمیدی حاوی ژن برروی ژل 2% آگارز بررسی شد پلاسمید جداسازی و توسط لیپوفکتامین 2000 (Invitrogen, Germany) به سلول تخمدان هامستر چینی ترانسفکت شد. سلولها توسط G-418، دو هفته تیمار و سلولهای ترانسفکت شده انتخاب شدند. میزان تولید اینفلیکسیماب در کلونهای انتخابی پس از 48 ساعت با کیت الایزا IgG، مورد سنجش قرار گرفت. کلون با بیان بالا کشت و محصول با ستون افینیتی پروتیین A خالص شد. جهت تایید خلوص، از روش Sodium dodecyl sulfate polyacrylamide gel electrophoresis (SDS-PAGE) و برای تعیین راندمان تخلیص، از تست الایزا استفاده شد.
یافتهها: بررسی ژل آگارز، وکتور حاوی ژن را تایید نمود. ارزیابی غلظت اینفلیکسیماب پس از ترانسفکشن با استفاده از تست الایزا IgG در nm 450، بیشترین و کمترین میزان بیان را بهترتیب ng/ml 23 و ng/ml 6 نشان داد. در مرحله تخلیص با ستون افینیتی پروتیین A، پیک مربوط به اینفلیکسیماب، در بازه زمانی 7/0 الی 8/0 دقیقه مشاهده و راندمان تخلیص، 70% محاسبه شد و وجود باندهای 25 و 50 کیلو دالتونی بر روی ژل پس از تخلیص حضور اینفلیکسیماب را تایید نمود.
نتیجهگیری: در پژوهش کنونی بیان اینفلیکسیماب در مقیاس نیمهصنعتی با استفاده از سیستم بطری غلطان با درصد بیان بالا و راندمان تخلیص حدود 70% انجام شد.
فریده ظفری زنگنه، محمد مهدی نقیزاده، معصومه معصومی،
دوره 74، شماره 7 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) بیماری پیچیدهای است که با اختلال در سیستم تولیدمثل، متابولیک و با اختلال روانی در زنان همراه میباشد. نورآدرنالین، هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین (CRH)، فاکتور رشد عصب (NGF) از محرکهای شناختهشده محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) و گنادال (HPG) میباشند که تنظیم فرآیندهای فیزیولوژیک دستگاه تولیدمثل را به عهده دارند. هدف اصلی این مطالعه بررسی نقش دو یافته مهم CRH و NGF از منظر روانی-عاطفی بود.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی در مهر 1391 در مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولیعصر (عج) بیمارستان امامخمینی (ره) تهران انجام شد. در مجموع 170 خانم 40-20 سال سن با شاخص تودۀ بدنی (BMI) کمتر از 28 شرکت کردند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از Student’s t-test، Chi-square test و Mann-Whitney U test انجام شد.
یافتهها: سطوح سرمی CRH (33/2±90/10) و NGF (371/98±83/380) در گروه مبتلایان به تخمدان پلیکیستیک بهطور معنادار کمتر از گروه شاهد بود (001/0P<). همچنین با استفاده از پرسشنامه دموگرافیک مشخصات کمی و کیفی جمعیت مورد مطالعه بررسی شد که نتایج آن در مدل رگرسیونی گزارش شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه در تأیید مطالعات پیشین نشان میدهد که کاهش معنادار سطوح سرمی CHR و NGFα تحت تأثیر پرکاری سیستم عصبی سمپاتیک در سندرم تخمدان پلیکیستیک میتواند یکی از دلایل ایجاد اختلال روانی-عاطفی نزد زنان مبتلا باشد.
زهره یوسفی، سیما کدخدایان، ملیحه حسنزاده مفرد، بهروز دواچی، منصوره متقی، الهام حسینی، منور افضل اقایی، آسیه ملکی،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان استاندارد بیماران با سرطان تخمدان مرحلهبندی جراحی که لنفادنکتومی لگنی و پاراآئورتیک جزو اصلی درمان است. هدف از انجام مطالعه بررسی جراحی مرحلهبندی و نقش لنفادنکتومی پاراآئورتیک در مرحلهبندی جراحی در بیماران مبتلا به سرطان تخمدان در مرحله یک بیماری بود.
روش بررسی: مطالعه توصیفی از نوع آیندهنگر کوهورت همگروهی تحلیلی از آذر 1392 تا اسفند 1394 در بخش ژنیکولوژی انکولوژی بیمارستان قائم دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. تمام بیماران با تشخیص سرطان تخمدان مراجعهکننده به این مرکز که تحت عمل جراحی مرحلهبندی سرطان تخمدان و لنفادنکتومی سیستماتیک لگنی و لنفادنکتومی پاراآئورتیک قرار گرفته بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. تمام اعمال جراحی توسط ژنیکولوژیست انکولوژیست انجام میشد. نقش لنفادنکتومی پاراآئورتیک در مرحلهبندی جراحی سرطان تخمدان در مرحله یک بیماری مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه از مجموع 57 بیمار مبتلا به سرطان تخمدان واجد شرایط، 27 مورد در مرحله یک سرطان بودند و تحت عمل جراحی مرحلهبندی سرطان تخمدان و سیستماتیک لنفادنکتومی لگنی و پاراآئورتیک قرار گرفتند، فقط یک بیمار غده لنفاوی مثبت در پاراآئورتیک داشت. متوسط غدههای لنفاوی برداشته شده در لگن 9 عدد و در پاراآئورتیک هفت عدد بود. متوسط افزایش مدت زمان عمل جراحی 20 دقیقه و میزان ازدیاد خونریزی cm3 60 تخمین زده شد.
نتیجهگیری: جراحی سرطان تخمدان در مرحله یک بیماری بهتر است در مراکز ژنیکولوژی انکولوژی انجام شود و سیستماتیک لنفادنکتومی لگنی و پاراآئورتیک همراه جراحی مرحلهبندی سرطان انجام شود.
مهتاب زینالزاده، یوسفرضا یوسف نیا پاشا، زینتالسادات بوذری، محدثه مهدوی، مژگان نعیمیراد،
دوره 74، شماره 12 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: کلومیفن سیترات در القای تخمکگذاری بسیار موفق است، ولی معمولا اختلافی بین میزان تخمکگذاری و حاملگی وجود دارد. اگر درمان در پیش از سیکل اخیر شروع شود این اثر منفی ممکن است کاهش یابد. از اینرو مطالعه حاضر با هدف مقایسه زمان شروع کلومیفن سیترات در فاز لوتئال و روز سوم قاعدگی و اثر آن بر رشد فولیکول تخمدانی، ضخامت آندومتر و میزان تخمکگذاری و بارداری انجام گردید.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 115 زن مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک که به مرکز نازایی فاطمهالزهرا بابل از فروردین ماه سال 1391 به مدت یکسال مراجعه نمودند، بهطور متوالی در دو گروه قرارگرفتند. در یک گروه کلومیفن سیترات mg 100 روزانه به مدت پنج روز از روز اتمام مدروکسی پروژسترون و در گروه دیگر کلومیفن سیترات از روز سوم پریود پس از دریافت مدروکسی پروژسترون تجویز شد. سپس رشد فولیکول تخمدانی، ضخامت آندومتر و میزان تخمکگذاری و بارداری در دو گروه مقایسه شدند.
یافتهها: نتایج بهدست آمده نشان داد که در گروه تجویز زودتر 14 نفر (6/%63) از بیمارانی که فولیکول غالب تشکیل دادند باردار شدند که در گروه تجویز دیرتر هشت نفر (4/%36) بوده است که از لحاظ آماری تفاوت معناداری با هم داشتند (001/0P<). ولی از نظر تعداد فولیکول، ضخامت آندومتر، میزان بارداری تفاوت آماری معناداری دیده نشد. وقوع بارداری در گروه تجویز زودرس کلومیفن 5/25% و در گروه تجویز دیرتر کلومیفن 3/13% بود (882/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه شروع درمان با کلومیفن سیترات در فاز لوتئال در صورتی که منجر به ساختن فولیکول غالب شود میزان وقوع بارداری موفق بیشتر میباشد.
سهیلا امینیمقدم، سعیده السادات بطحایی، مهسا ولایی،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تقریباً %۹۰ سرطانهای تخمدان از بافت اپیتلیال آن منشا میگیرند. درمان استاندارد این تودهها هیسترکتومی و سالپنگواوفورکتومی دوطرفه است ولی از آنجا که بیشتر این بیماران در سنین باروری هستند حفظ باروری را باید در نظر داشت.
معرفی بیمار: این مطالعه به معرفی بیمار ساله مجرد با شکایت افزایش وزن و عادت ماهیانه نامنظم میپردازد که در آبان ماه سال به درمانگاه سرطانهای زنان بیمارستان فیروزگر تهران مراجعه کرد و تحت پاراسنتز درمانی مایع آسیت و لاپاراتومی قرارگرفت و باتوجه به آسیت منفی از نظر بدخیمی و سن بیمار، با وجود حجم بالای آسیت و بزرگی توده، سیستکتومی تخمدان انجام شد.
نتیجهگیری: در بیماران جوان در صورت محدود بودن تومور به تخمدان و مایع آسیت منفی از نظر بدخیمی میتوان سالپنگواوفورکتومی یکطرفه یا سیستکتومی انجام داد. آسیت همیشه دلیل بر بدخیمی نیست. بهترین نتیجه درمانی زمانی حاصل میشود که بیمار توسط فوقتخصص سرطان های زنان اداره شود.
فریده ظفری زنگنه، محمد مهدی نقیزاده، مریم باقری،
دوره 76، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری یا سندرم تخمدان پلیکیستیک بیماری شایع با علت ناشناخته در سن باروری زنان است. این بیماری از شایعترین اختلالات نورواندوکرین-متابولیکی در سن یادشده میباشد. پژوهشهای دههی اخیر نقش مهم کیفیت زندگی و سبک زندگی را در این زنان دخیل میداند. هدف این مطالعه بررسی الگوی خواب و کیفیت زندگی مبتلایان به تخمدان پلیکیستیک بود.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی به بررسی سبک زندگی بیماران مبتلا به تخمدان پلیکیستیک پرداخته که از فروردین تا اسفند ۱۳۹۵ به درمانگاه نازایی ولیعصر (عج) بیمارستان امامخمینی (ره) تهران مراجعه نمودند. حجم نمونه در این بررسی ۱۶۸ نفر بود که در دو گروه مطالعه و شاهد با محدودهی سنی ۲۰ تا ۴۰ سال و با شاخص تودهی بدنی کمتر از ۲۸ شرکت نمودند. ابعاد سبک زندگی در این مطالعه با پرسشنامههای کیفیت زندگی عمومی، کیفیت خواب پیتزبورگ، افسردگی-اضطراب-استرس و پرسشنامه دموگرافیک بررسی شد.
یافتهها: میانگین شاخص توده بدنی در گروه مطالعه (۰/۰۰۲P=) و همچنین وزن این بیماران (۰/۰۰۱P<) بیشتر از گروه شاهد بود. علایم بیماری شامل سیکل نامنظم (۰/۰۰۱P<) و هیرسوتیسم (۰/۰۰۱P<) در گروه مطالعه بیشتر از گروه شاهد بود. همچنان که مشکلات خواب مانند مصرف دارو (۰/۰۴۸P=)، دیر به خواب رفتن (۰/۰۲۴P=) و کفایت خواب (۰/۰۴۹P=) نیز در گروه مطالعه بیشتر از گروه شاهد بود.
نتیجهگیری: داشتن وزن و خواب مناسب میتواند در ایجاد یک الگوی درست در سبک زندگی این بیماران کمک نماید.
سیده حکیمه رضازاده، رضا شیرکوهی، عبدالحمید انگجی، سید یوسف سیدنا، امیر نادر امامی رضوی،
دوره 76، شماره 2 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات نشان دادهاند که در اکثر سرطانهای اپیتلیالی بیان فاکتورهای مزانشینمی مثل Vimentin افزایش یافته و بیان فاکتورهای اپیتلیالی مثل E-cadherin کاهش مییابد، که در نتیجه آن تبدیل فنوتیپ اپیتلیالی به مزانشیمی (Epithelial-mesenchymal transition (EMT رخ میدهد. هدف از این پژوهش تعیین سطح بیان این ژنها در بافت تومورال و مقایسه و یافتن ارتباط آنها با پدیده EMT و پیشرفت بیماری بر اساس مقایسه یافتههای بالینی و مورفولوژیک بود.
روش بررسی: مطالعه Case series از بهمن ۱۳۹۴ تا شهریور ماه ۱۳۹۵، بر روی ۷۰ نمونه موجود در تومور بانک انستیتو کانسر انجام گرفت. نمونههای مربوط به بیماران مبتلا به سرطان تخمدان که به منظور جراحی به انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره) مراجعه کرده بودند از نظر میزان بیان دو ژن E-cadherin و Vimentin با روش Real-time PCR مورد بررسی قرار گرفت و دادهها مورد بررسیهای آماری قرار گرفت.
یافتهها: میان سطح بیان ژن Vimentin با Stage تومور (۰/۰۲۶P=) و متاستاز (۰/۰۰۹P=) ارتباط معناداری مشاهده شد. بین بیان ژن Vimentin با درجه تومور (۰/۲۰۷P=)، سن (۰/۱۱P=)، سایز تومور (۰/۷۱P=) و سابقه ابتلای خانوادگی (۰/۶P=) ارتباط معناداری وجود نداشت. بین بیان ژن E-cadherin با متاستاز ارتباط معناداری داشت (۰/۰۲۷P=)، بین بیان ژن E-cadherin با درجه تومور (۰/۶۹۰P=)، Stage )۰/۷۵۳P=)، سن (۰/۰۹P=)، سایز تومور (۰/۵۳۷P=) و سابقه ابتلای خانوادگی (۰/۵۶P=) ارتباط معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مطالعه فوق نشاندهنده تغییر بیان هر دو ژن Vimentin و E-cadherin در سلولهای توموری تخمدان به عنوان فاکتورهای مهم در روند تبدیل اپیتلیال به مزانشیمی و بارز بودن این تفاوت در مراحل بالینی و پاتولوژی مختلف بود.
سپیده موسیزاده، عاطفه رحیمی، رویا گسیلی، آزاده قاهری، فاطمه خاکسار،
دوره 76، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) یکی از دلایل اصلی عدم تخمکگذاری است. هدف، بررسی میزان فاکتورهای اندوکرینی و متابولیکی و ارتباط آن با چاقی افراد مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک در تشدید بیماری است.
روش بررسی: مطالعه کنونی بهصورت مقطعی از تیر ۱۳۹۴ تا اسفند ۱۳۹۵ در مرکز درمان ناباروری قفقاز اردبیل انجام شد. سطح انسولین ناشتا، دهیدرواپیآندروستندیون سولفات (DHEAS)، هورمون تیرویید، ۱۷ آلفا-هیدروکسی پروژسترون، قند خون ناشتا، گلوبولین متصلشونده به هورمونهای جنسی، هورمون آنتیمولرین، ویتامین دی، تستوسترون کل و آزاد، پرولاکتین، هورمون محرکه فولیکولی، هورمون لوتیینی و شاخص توده بدنی سنجیده شد.
یافتهها: با افزایش وزن، سطح تستوسترون کل (۰/۰۰۱=P) و انسولین ناشتا افزایش یافت (۰/۰۰۸P=) و پاسخ به درمان با کاهش وزن افزایش نشان داد (۰/۰۲P=). میزان قند خون ناشتا (۰/۰۱P=) و هورمون آنتیمولرین (۰/۰۲۱P=) با تشدید بیماری، افزایش معناداری را نشان داد.
نتیجهگیری: مقاومت به انسولین، چاقی و افزایش آندروژن، فاکتورهایی مهم در پاتوژنز بیماری هستند که با تأثیر در روند تخمکزایی میتوانند باروری در زنان را متأثر سازند.
فریده ظفری زنگنه، معصومه معصومی، الهه سید ابوترابی،
دوره 76، شماره 9 - ( 9-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پلیمورفیسم ژنتیکی یا چند شکلی ژنتیکی مسئول تفاوتهای فردی است. پلیمورفیسم بهعنوان یک فاکتور اصلی و مهم در رابطه با بیماریهای پیچیده با اتیولوژی یا سببشناسی ناشناخته و همچنین سرطان مطرح میباشد. پژوهش کنونی با هدف بررسی ژنهای دو گیرنده بتا۲ و بتا۳ سیستم آدرنرژیک در زنان مبتلا به تخمدان پلیکیستیک صورت گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۲۰۰ بیمار مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک در بیمارستان امامخمینی (ره) تهران، درمانگاه نازایی ولیعصر (عج) بین سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ انجام شد. بررسی پلیمورفیسم بر روی کدونهای ۱۶، ۲۷، ۱۱۳ و ۱۶۴ از ژن گیرنده بتا۲ و کدون ۶۴ اگزون یک ژن گیرنده بتا۳ آدرنرژیکی انجام شد.
یافتهها: بررسی کدونهای گیرنده بتا۲ نشان داد که تنها در کدون ۱۶۴ گیرنده بتا۲ آدرنرژیکی پلیمورفیسم (۴۴/۴%) رخ داده که یافته بین دو گروه بیمار و شاهد معنادار میباشد. نسبت هموزیگوت و هتروزیگوت نیز در دو گروه تفاوت معناداری را نشان داد. پلیمورفیسم اگزون یک در کدون ۶۴ که اسید آمینه تریپتوفان را کد مینماید، نیز نشان میدهد که نوکلوتید T به C تغییر یافته است.
نتیجهگیری: نتایج این بررسی نشان میدهد که تنها پلیمورفیسم کدون ۱۶۴ (Thr164Ile) ژن گیرنده بتا۲ و پلیمورفیسم ژن گیرنده بتا۳ Thr164Ile 64 (rs 4994) با سندرم تخمدان پلیکیستیک همراهی مینماید. بنابراین دو کدون نامبرده از دو گیرنده بتا۲ و بتا۳ آدرنرژیکی میتوانند ریسک یا خطر ابتلا به تخمدان پلیکیستیک را در زنان بالا ببرد.
نرگس زعیمزاده، شهیده جهانیان ساداتمحله، سعیده ضیایی، آزاده متقی، مریم موحدینژاد، ندا محمدزاده، انوشیروان کاظمنژاد،
دوره 77، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک شایعترین اختلال آندوکرین در زنان سنین باروری میباشد. در صورت عدم درمان در طولانیمدت، احتمال ایجاد مخاطرات مزمن در فرد مبتلا، افزایش مییابد که سندرم متابولیک یکی از مهمترین آنهاست. پژوهش کنونی با هدف مقایسه دریافت غذایی درشتمغذیها در زنان دچار تخمدان پلیکیستیک با یا بدون ابتلا به سندرم متابولیک انجام شد.
روش بررسی: پژوهش کنونی از نوع مورد-شاهدی لانهگزینیشده با روش نمونهگیری در دسترس از مرداد ۱۳۹۳ تا شهریور ۱۳۹۴ تحت حمایت دانشگاه تربیت مدرس در بیمارستان آرش و یک مطب خصوصی در تهران انجام شد. گروه مورد، ۱۴ بیمار مبتلا به تخمدان پلیکیستیک بههمراه سندرم متابولیک و گروه شاهد ۲۸ بیمار با تخمدان پلیکیستیک بدون سندرم متابولیک را شامل میشدند. درشتمغذیهای مورد بررسی شامل انواع چربیها (تام، اشباع، تکغیراشباع، چندغیراشباع، ترانس)، کربوهیدرات، پروتیین و فیبر بودند. دریافت غذایی با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک ۱۶۸ آیتمی (168-item semi-quantitative food frequency questionnaire, FFQ) بررسی شد.
یافتهها: دریافت چربی تام (۴۵/۱۷±۱۴۶/۶۲ vs. ۳۲/۷۹±۵۹/۹۱ و ۰/۰۰۱P<)، بهطور معناداری در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بیشتر بود لیکن دریافت چربی اشباع (۱۱/۰۸±۱۱/۱۴ vs. ۶/۷۶±۱۹/۷۳ و ۰/۰۰۴P=)، چربیهای تکغیراشباع (۱۲/۶۶±۱۴/۱۵ vs. ۷/۷۶±۲۶/۱۶ و ۰/۰۰۱P<) و چندغیراشباع (۹/۱۸±۹/۰۲ vs. ۶/۴۵±۱۷/۲۲ و ۰/۰۰۲P=)، کربوهیدرات (۱۲۱/۰۸±۱۸۲/۳۴ vs. ۷۷/۱۱±۳۶۵/۶۴ و ۰۰۱/۰P<)، پروتیین (۴۲/۸۵±۴۲/۷۴ vs. ۲۴/۰۴±۷۸/۰۶ و ۰/۰۰۱P=)، فیبر تام (۱۵/۰۹±۱۷/۷۷ vs. ۲۲/۶۴±۳۵/۹۷ و ۰/۰۰۱P<) در گروه مورد نسبت به گروه شاهد کمتر بود. تمامی نتایج برحسب گرم مصرفی در روز بیان گردیدهاند.
نتیجهگیری: دریافت غذایی درشتمغذیها در بیماران دچار تخمدان پلیکیستیک مبتلا و غیرمبتلا به سندرم متابولیک بهطور معناداری با یکدیگر تفاوت داشت.
فریده ظفری زنگنه، محمد مهدی نقیزاده، مریم باقری، معصومه دهقان،
دوره 78، شماره 3 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیشتر مطالعات نشان میدهد ۹ تا ۲۴% افرادی که در سیکل لقاح آزمایشگاهی (IVF) قرار میگیرند زنانی هستند که پاسخ تخمدانی آنها ضعیف است. زنان با پاسخ ضعیف تخمدانی Poor ovarian response (POR) بیماران ناباروری هستند که ذخیره تخمدان و پاسخ تخمدان به داروها کم و کیفیت تخمک در آنها رو به زوال است. هدف این مطالعه بررسی بیان ژن سه گیرنده آدرنرژیکی در سلولهای کومولوس زنان پاسخ ضعیف تخمدانی در محیط کشت بود.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی از فروردین تا دی ۱۳۹۶ در مرکز تحقیقات بهداشت باروری بیمارستان امام خمینی (ره) تهران بر روی دو گروه مطالعه و کنترل (اهدا کننده تخمک) انجام شد. هر دو گروه با ضوابط محدوده سنی ۲۰ تا ۴۵ سال و داشتن اندکس توده بدنی زیر m2/kg ۲۸ وارد مطالعه شدند و ضوابط خروج شامل عدم مصرف دارو بجز داروهای تحریککننده تخمدان و عدم ابتلا به بیماری بود. تشخیص پاسخ ضعیف تخمدان با معیار بولونیا (Bologna) انجام شد. پس از پانکچر فولیکولها، کومولوسها از کمپلکس تخمک-کومولوس جدا و با لام نئوبار شمارش و به محیط کشت اضافه شد. استخراج RNA انجام و غلظت RNA خوانده شد. cDNA سنتز و برای ژنهای B2 و ADRα1,2 پرایمر طراحی و بیان ژن سنجیده شد.
یافتهها: مقایسه نتایج بیان ژن فقط در گیرندۀ آلفا ۱ و ۲ سلولهای کومولوس در دو گروه مطالعه و کنترل، کاهش معناداری نشان داد. ضریب همبستگی نیز نشان داد که بین گیرندههای آدرنرژیک و اثرات آنها بر یکدیگر رابطه معنادار وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعۀ حاضر کاهش بیان ژن دو گیرنده آلفا ۱ و ۲ در این زنان را نشان داد.
فریده ظفری زنگنه، محمد مهدی نقیزاده، معصومه معصومی، مرضیه محبّی،
دوره 78، شماره 8 - ( 8-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک با درجه شیوع 1/13%-5 شایعترین اختلال اندوکرینی در سن باروری زنان است. کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی در این زنان کاهش معناداری دارد. چرا که این کاهش میتواند بهدلیل بسیاری از اختلالات از جمله: اختلالات قاعدگی، اختلالات خواب، هیرسوتیسم، مشکل زناشویی، ناباروری و مشکلات عاطفی/روانی باشد. مطالعه حاضر بیشتر با هدف بررسی نقش دو سویه بین خواب و دیگر عوامل محیطی موثر در کیفیت زندگی بیماران انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی که در فروردین تا اسفند سال 1395 در درمانگاه نازایی ولیعصر (عج) بیمارستان امامخمینی تهران انجام شد. تعداد 180 زن با محدوده سنی 40-20 سال و شاخص توده بدنی کمتر از 28 شرکت داشتند. پرسشنامه های: کیفیّت زندگی یا سلامت عمومی (General health questionnaire, GHQ)، دموگرافیک، کیفیّت خواب پیترزبورگ (Pittsburgh sleep quality index, PSQI) و روانسنجی (Depression Anxiety Stress Scales-DASS-42) بههمراه فرم رضایتنامه در اختیار همه قرار گرفت.
یافتهها: میانگین وزن و شاخص توده بدنی (002/0P=)، موی زاید و سیکل نامنظم در گروه مطالعه بیشتر (001/0P>) از گروه کنترل بود. میانگین امتیاز پرسشنامۀ خواب در مشکل بخواب رفتن (024/0P=)، کفایت خواب (048/0P=) و مصرف دارو (049/0P=) نیز در گروه مطالعه بیشتر بود. تحلیل رگرسیونی کیفیت زندگی و سیکل نامنظم (046/0P=) و حالات عاطفه منفی با در آمد خانواده (بهترتیب 035/0، 016/0 و 015/0P=) بین دو گروه معنادار بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه تأثیرپذیری کیفیت زندگی زنان مبتلا به تخمدان پلیکیستیک را از عوامل محیطی تأیید کرد. الگوی خواب نامطلوب، تأثیر اختلال قاعدگی بر خلق و درآمد کم خانواده موجب عاطفه منفی شد.
افسانه تهرانیان، اکرم قهقایی نظامآبادی، نسیم یارمحمدی، مریم گنجه، خدیجه ماجانی، ریحانه آقاجانی،
دوره 79، شماره 3 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان تخمدان پنجمین عامل مرگ و میر در جهان، در زنان مبتلا به سرطان است. با توجه به اینکه روشهای تشخیصی جهت افتراق تودههای خوشخیم از تودههای بدخیم تخمدان حساسیت و ویژگی کامل ندارند، این مطالعه با هدف ارزیابی اعتبار CA-125 در مقایسه با عملکرد پارامترهای HE4،RMI و ROMA برای تعیین بهترین مارکر برای تمایز بین تومورهای خوشخیم و بدخیم تخمدان و کاتاف مناسب این مارکرها انجام شد.
روشبررسی: در این مطالعه مقطعی (Cross-sectional)، 137 خانم دارای توده تخمدانی مراجعهکننده به درمانگاه زنان بیمارستان جامع بانوان آرش تهران، ایران از اردیبهشت 1396 تا اردیبهشت 1398 براساس معیار ورود، وارد مطالعه شدند. براساس میزان HE4، CA125 سرم و اطلاعات سونوگرافی، اندکسهای ROMA و RMI برای بیماران تعیین شد و حساسیت و ویژگی HE4،RMI ، ROMA و CA125 با نتایج هیستولوژی توده در زمان جراحی مقایسه شد.
یافتهها: برحسب سطح زیر منحنی ROC در مجموع بدون در نـظر گرفتـن وضعیت منوپوز بیماران، بالاترین ارزش تشخیصی را RMI با سطح زیر منحنی 89% و فاصله اطمینان (6/81-4/96%)95% و سپس (95%-3/80=95%Cl)7/%87HE4=، در مرحله سوم (4/95%-1/79=95%Cl)3/87CA125= و در آخر (6/93%-7/87=95% Cl)2/86%=ROMA داشتند. بر حسب منوپوز در بیماران پرهمنوپوز HE4 بالاترین ارزش تشخیصی را بر طبق منحنی ROC داشت و در گروه منوپوز CA125 بالاترین ارزش تشخیصی را بهدست آورد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد استفاده از HE4 در پیش از یائسگی و CA125 در دوران منوپوز در تشخیص زود هنگام سرطان تخمدان در افراد دارای توده تخمدان مفید است.
محمد رعنائی، فرشته غراوی، آزیتا قنبرپور، مینا گالشی، شهلا یزدانی،
دوره 79، شماره 8 - ( 8-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تراتوم کیستیک بالغ تخمدان از شایعترین تومورهای خوشخیم تخمدان است که بهدلیل تظاهرات وسیع آن در سونوگرافی ممکن است با دیگر ضایعات آدنکس در تشخیص افتراقی قرار گیرد. بنابراین ما در این مطالعه سعی داریم با بررسی یافتههای سونوگرافی و طبقهبندی ضایعات تخمدانی براساس آن، میزان نیاز به دستگاه فروزن پاتولوژی را کاهش دهیم.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر 200 بیمار خانم با تشخیص قطعی تراتوم کیستیک بالغ تخمدان که از بهمن 1388 تا بهمن 1398 در مرکز بیمارستان آیتالله روحانی جراحی شدند، مورد بررسی قرار گرفتهاند. پس از بررسی پروندهها اطلاعات دموگرافیک، یافتههای سونوگرافی و حین عمل و پاتولوژی نهایی استخراج گردید و در نهایت دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل شدند.
یافتهها: طیف سنی بیماران با تشخیص تراتوم کیستیک بالغ تخمدان در پاتولوژی نهایی 71-14 سال بوده است. اکثر کیستها سایز cm 10-5 داشتهاند. 86% بیماران درگیری یک طرفه تخمدان با ارجحیت سمت راست داشتهاند. بیشترین اجزا تشکیلدهنده این کیست در گزارش ماکروسکوپی، مو 81% و چربی 80% بوده است. ارزش تشخیصی سونوگرافی جهت تشخیص تراتوم کیستیک بالغ تخمدان 5/74% بوده است. از دستگاه فروزن سکشن در جهت تشخیص و یا رد بدخیمی احتمالی برای 5/32% بیماران استفاده شده بود.
نتیجهگیری: ارزش تشخیصی سونوگرافی برای تراتوم بالغ تخمدان به علت وجود چربی و مو درآنها، بالا است. بنابراین میتوان از میزان استفاده از دستگاه فروزن سکشن (پاتولوژی حین عمل) در موارد غیرضروری کاست.
فریده ظفری زنگنه، صمد محمدنژاد، محمد مهدی نقیزاده، مریم باقری، الناز حکمت،
دوره 79، شماره 11 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کانکسنها (Connexin) پروتیین غشایی در ساختار اتصال شکافی یا گپ جانکشنها هستند که عهدهدار انتقال یونها و مولکولهای پیامرسان به تخمکاند. هدف این مطالعه بررسی نقش گیرنده بتا-دو آدرنرژیک در روند رشد فولیکول براساس بیان ژن دو کانکسن (Connexin)، 37 و 43 گپ جانکشنهاست که نقش اولیه را در از سرگیری مجدد روند میوتیک و بلوغ اووسیت دارند.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی از فروردین 98 تا آبان 1399 در مرکز تحقیقات بهداشت باروری بیمارستان امام خمینی تهران در دو گروه مطالعه (زنان با پاسخ ضعیف تخمدان) و کنترل (زنان اهداکننده تخمک) انجام شد. هر گروه با معیار بولونیا (Bologna) و ضوابط ورود اندکس توده بدنی زیر m2/kg 28 و محدوده سنی45-20 سال و ضوابط خروج عدم مصرف دارو بهجز تحریککنندههای تخمدان و عدم ابتلا به بیماری وارد مطالعه شدند. سیکل تحریک تخمکگذاری اجرا و کومولوسها پس از پانکچر جدا و در محیط کشت سلولی قرار گرفتند. ایزوپروترنول (آگونیست) و پروپرانولول (آنتاگونیست) گیرنده بتا-دو با غلظتnM 100 به محیط اضافه و استخراج RNA انجام و cDNA سنتز گردید. بیان ژن توسط تکنیک Real-time PCR تعیین شد.
یافتهها: بیان ژن هر دو کانکسن (Connexin) در گروه مطالعه بدون دارو (001/0P<)، پروپانولول (001/0P<) و ایزوپروترنول (001/0P<) نسبت به گروه کنترل تغییر معنادار داشت. ایزوپروترنول سبب کاهش و پروپانولول منجر به افزایش بیان ژن گردید (001/0P<).
نتیجهگیری: این نتایج نشان داد که پاسخ ضعیف تخمدان با فعالیت گیرنده بتا-دو در تعامل معنادار است.