58 نتیجه برای Asc
مجید کرمانی، محسن دولتی، احمد جنیدی جعفری، روشنک رضایی کلانتری،
دوره 74، شماره 12 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی هوا بهویژه پدیده ریزگردها و ذرات معلق موجب مرگ تعداد زیادی از شهروندان شده و بیماریهای مختلف از جمله بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی را ایجاد میکنند. بنابراین مطالعه حاضر با هدف کمیسازی اثرات بهداشتی منتسب به ذرت معلق کوچکتر از μm 10 تهران طی دهه گذشته (1384-1393) انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی بود. فرایند انجام این مطالعه 12 ماه بهطول انجامید. محل انجام پژوهش گروه مهندسی بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. ابتدا دادههای ساعتی از شرکت کنترل کیفیت هوای شهر تهران و اداره کل محیط زیست تهران دریافت گردید. سپس بر اساس معیارهای سازمان بهداشت جهانی، اعتبارسنجی گردیده و شاخصهای آماری مورد نیاز جهت کمیسازی اثرات بهداشتی در نرمافزار Excel محاسبه گردید. در نهایت برآورد تعداد موارد کل مرگ، مرگ قلبی-عروقی و تفسی و بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی با استفاده از مدل AirQ انجام گرفت.
یافتهها: تعداد موارد کل مرگ، مرگ ناشی از بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی بهترتیب ناشی از مواجهه با ذرات معلق در مجموع دهه گذشته 17776، 12121 و 3306 مورد بود. همچنین مجموع تعداد موارد مراجعه به بیمارستان به علت بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی در دهه گذشته بهترتیب 20990 و 54352 نفر طی سالهای 1393-1384 بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج اثرات و پیامدهای بهداشتی ناشی از مواجهه با ذرات معلق در کلانشهر تهران بسیار شدید میباشد و موجب افزایش مرگ و میر و بیماریهای قلبی-عروقی و تنفسی در میان شهروندان میگردد.
سهیلا امینیمقدم، سعیده السادات بطحایی، مهسا ولایی،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تقریباً %۹۰ سرطانهای تخمدان از بافت اپیتلیال آن منشا میگیرند. درمان استاندارد این تودهها هیسترکتومی و سالپنگواوفورکتومی دوطرفه است ولی از آنجا که بیشتر این بیماران در سنین باروری هستند حفظ باروری را باید در نظر داشت.
معرفی بیمار: این مطالعه به معرفی بیمار ساله مجرد با شکایت افزایش وزن و عادت ماهیانه نامنظم میپردازد که در آبان ماه سال به درمانگاه سرطانهای زنان بیمارستان فیروزگر تهران مراجعه کرد و تحت پاراسنتز درمانی مایع آسیت و لاپاراتومی قرارگرفت و باتوجه به آسیت منفی از نظر بدخیمی و سن بیمار، با وجود حجم بالای آسیت و بزرگی توده، سیستکتومی تخمدان انجام شد.
نتیجهگیری: در بیماران جوان در صورت محدود بودن تومور به تخمدان و مایع آسیت منفی از نظر بدخیمی میتوان سالپنگواوفورکتومی یکطرفه یا سیستکتومی انجام داد. آسیت همیشه دلیل بر بدخیمی نیست. بهترین نتیجه درمانی زمانی حاصل میشود که بیمار توسط فوقتخصص سرطان های زنان اداره شود.
ذبیحاله راستی، علیرضا شمسالدینی، سید ناصر حسینی،
دوره 76، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تندرنس، درد، ضعف عضلانی و محدودیت دامنه حرکتی از علایم سندرم درد میوفاشیال است. یکی از روشهای توانبخشی این بیماران کینزیوتیپ (Kinesio tape) میباشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر کینزیوتیپ بر درد، ناتوانی گردن و همچنین قدرت عضلانی در سندرم درد میوفاشیال بود.
روش بررسی: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی یکسوکور، از خرداد ۱۳۹۶ تا آبان ۱۳۹۶ در بیمارستان امام حسین (ع) مشهد و با حمایت مرکز تحقیقات فیزیولوژی ورزش دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج)، ۳۰ بیمار مبتلا به سندرم درد میوفاشیال، با قرعهکشی در دو گروه قرار گرفتند. در گروه درمان، کینزیوتیپ با کشش مناسب روی محل درد و عضله تراپزیوس فوقانی قرار گرفت و گروه کنترل کینزیوتیپ را بهصورت پلاسبو (کینزیوتیپ بدون کشش) دریافت کرد. درد، ناتوانی و قدرت بهترتیب با استفاده از مقیاس عددی اندازهگیری درد، شاخص ناتوانی گردن، تست دستی قدرت عضلانی پیش از مداخله و سه روز بعد سنجیده شدند.
یافتهها: ۳۰ فرد مبتلا به سندرم درد میوفاشیال در این مداخله شرکت داشتند که میانگین سنی در گروه درمان ۳۰/۲۰ و در گروه کنترل ۳۲/۸۰ سال بود. در مقایسه میانگین نمرات درد و قدرت پیش و پس از درمان، تفاوت معناداری مشاهده شد (۰/۰۰۱P= و ۰/۰۰۵P= بهترتیب برای درد و قدرت عضلانی). این در حالی است که در ناتوانی گردن تفاوت معناداری مشاهده نشد (۰/۲۲۴P=). سپس جهت بررسی دقیقتر، با استفاده از Paired samples t-test، میانگین ناتوانی گردن پیش و پس از درمان مقایسه شد که در گروه درمان تفاوت معنادار و در گروه کنترل عدم تفاوت معنادار مشاهده گردید.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد، کینزیوتیپ میتواند درد گردن را کاهش، قدرت عضله تراپزیوس فوقانی را افزایش و در نهایت منجر به کاهش ناتوانی ناشی از سندرم درد میوفاشیال شود.
سیده حورا موسوی واحد، ملیحه عافیت، فهیمه علیزاده، آناهیتا حمیدی لاین، زینب خادمی، آذین نیکوزاده،
دوره 77، شماره 2 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: فیبروما شایعترین تومور سالید درجه پایین تخمدان است. فیبرومای تخمدان در ۱۰-۱ درصد موارد با سندرم میگز (Meigs syndrome) همراهی دارد.
معرفی بیمار: بیمار زن ۶۵ ساله منوپوز با شکایت درد شکمی، فروردین ۱۳۹۷ به مرکز دانشگاهی امام رضا (ع) مشهد مراجعه کرد. در معاینه شکم، تودهی ۲۰۰×۱۰۰ میلیمتری با قوام نرم لمس شد. در آزمایشات، لکوسیتوز و CA125 بالاتر از ۲۰۰ بود. در تصویر قفسه صدری افیوژن پلورال دوطرفه گزارش و در سیتی اسکن کانون هتروژن ۱۷۰×۱۰۰ میلیمتری لبوله با منشا آدنکس راست با انهنسمنت (Enhancement) ضعیف دیده شد. در لاپاراتومی تجسسی آسیت فراوان مشهود بود. امنتوم ملتهب سطح تخمدان راست را پوشانده و توده حجیم سالید-کیستیک، نامنظم، لبوله و محصور درون کپسول در محل آدنکس راست دیده شد. سالپنگواووفورکتومی راست انجام و نتایج آسیبشناسی ضایعات پرولیفراتیو خوشخیم سلولهای فیبروبلاست بدون میتوز منطبق بر فیبروم تخمدانی را گزارش کرد.
نتیجهگیری: در موارد همراهی توده تخمدان با آسیت و پلورال افیوژن میبایست سندرم میگز در تشخیصهای افتراقی قرار گیرد.
محمود ابراهیمی، محمد کریمی، فرانک دهقانی، امیر بیریایی، نفیسه فرهادیان، شیوا گل محمدزاده،
دوره 77، شماره 3 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: روغن کنجد میتواند در زمینه درمان بیماریهای قلبی-عروقی مانند آترواسکلروز از طریق کاهش سطح فیبرینوژن و فاکتور هفت مورد استفاده قرار گیرد. هدف از انجام مطالعه کنونی تهیه میکروامولسیون حاوی روغن کنجد بهعنوان یک نانوحامل دارویی با قابلیت بهبود حلالیت آبی و اثر درمانی مطلوبتر در کاهش فاکتور هفت و فیبرینوژن در محیط حیوانی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از اردیبهشت ۱۳۹۴ تا دی ۱۳۹۵ در دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد جهت تهیه انواع میکروامولسیونها و نیز دانشگاه علوم پزشکی مشهد جهت بررسی عملکرد نمونهها در محیط حیوانی انجام شده است. در راستای تهیه میکروامولسیونها با روش تیتراسیون، تویین۸۰ و اسپن۸۰ بهعنوان زوج سورفکتانتی و نسبتهای سورفکتانتی ۸:۱، ۹:۱ و ۱۰:۱ جهت رسم نمودارهای شبهسهفازی تعیین شد. در مرحله تست حیوانی خرگوشهای سفید نیوزلندی در سه گروه دریافتکننده رژیم پایه، رژیم پرکلسترول و رژیم پرکلسترول بههمراه میکروامولسیون دستهبندی شدند.
یافتهها: میانگین اندازه ذرات نمونهها در محدوده ۰/۱±۱۶/۶۴ تا nm ۰/۲±۲۱/۱۶ با توزیع ذرات یکنواخت، پتانسیل زتا در محدوده ۱۰/۷- تا ۱۸/۴- میلیولت، شاخص شکست نور در حدود ۱/۳۹، ضریب هدایت الکتریکی در محدوده ۳۱۱ تا ۲۹۷ میکروزیمنس و pH تمامی نمونهها معادل ۶/۴۲ تعیین شد. تمامی نمونهها پایداری فیزیکی داشته و نمونه تهیهشده با نسبت سورفکتانتی ۹:۱ با توجه به درصد روغن بالاتر نسبت به سایر نمونههای پایدار در مدت زمان ۶ ماه، جهت انجام تست حیوانی انتخاب شد. کاهش معنادار سطح فیبرینوژن و فاکتور هفت در سومین گروه خرگوشها در مقایسه با دیگر گروهها مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده عملکرد مؤثر نانوحاملهای دارویی میکروامولسیونی در بهبود حلالیت آبی و اثرات درمانی ترکیبات آبگریز مانند روغنهای گیاهی میباشد.
رضا عبداللهی، بهمن وحیدی، محمد کریمی،
دوره 77، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: آنوریسم مغزی موجب خونریزی درونجمجمهای میشود که در نهایت میتواند به نقص عضو و یا مرگ بیمار بیانجامد. بههمین دلیل، تحلیل بیماری و علل و خطرات ایجاد شده توسط آن از منظر بیومکانیکی اهمیت زیادی دارد. پژوهش کنونی با هدف شناخت خطر رشد و پارگی آنوریسم مغزی یک بیمار صورت پذیرفت.
روش بررسی: نوع مطالعه، شبیهسازی محاسباتی، زمان مطالعه از آذر ۱۳۹۵ تا شهریور ۱۳۹۷ در دانشگاه تهران است. در پژوهش کنونی، با هدف بررسی آنوریسم مغزی بیمار خاص، از روش برهمکنش سیال-ساختار استفاده شد. همچنین، با در نظر گرفتن سرعت سیستول بهعنوان شرایط اولیه مساله، دامنه سیال خون در سه مدل سیال (نیوتنی (Newtonian)، غیرنیوتنی کارو (Non-Newtonian Carreau) و پاورلا (Non-Newtonian power-law)) حل شد. سپس نتایج فشار بر روی دیواره برای حل به ANSYS software, version 15.0 (ANSYS Inc., Canonsburg, PA, USA) انتقال یافت و براساس سه مدل (الاستیک خطی، هایپرالاستیک نئوهوکین و مونی- ریولین ۵ پارامتری) حل شد.
یافتهها: تنش برشی، فشار، سرعت جریان، جابهجایی دیواره و تنش فون میزز (von-Mises stress) استخراج شد. با توجه به نتایج، دیواره بهطور متوسط mm ۱/۸ جابهجا شد. همچنین، در میزان جابهجایی دیواره شریان با جنس دیواره ثابت و مدل مادی متفاوت برای خون، تفاوت چندانی مشاهده نشد. اما در صورت در نظر گرفتن مدل خون ثابت و جنس دیواره متفاوت در اندازه جابهجایی، تفاوت چشمگیری مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به میزان جابهجایی دیواره آنوریسم در این بیمار با هندسه و محل آنوریسم خاص، بافت اعصاب ۳ و ۶ مغز تحت فشار قرار گرفته و در معرض آسیب بود. کمترین تنش برشی نیز در نزدیک گردن آنوریسم بود که موجب تحریک سلول اندوتلیال در همین ناحیه آنوریسم میگردید.
گلناز علینیا، حسین علیمددی، مریم افشون، کتایون برهانی، بهاره یغمایی، محمود خدابنده،
دوره 77، شماره 11 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: هایپرائوزینوفیلی میتواند در بیماریهای متفاوتی مانند آلرژی، انگلی و بدخیمیها دیده میشود. فاسیولوزیس با نمای بالینی متفاوتی تظاهر کرده که باعث دشواری در تشخیص میشود. از تظاهرات آزمایشگاهی آن، ائوزینوفیلی میباشد. هدف از این گزارش، معرفی کودک سه سالهای است که با هیپرائوزینوفیلی مراجعه و در نهایت با تشخیص فاسیولوزیس درمان شد.
معرفی بیمار: بیمار دختر سه ساله بهعلت تب طول کشیده و درد شکم بهمدت دو هفته، بستری شد. در سونوگرافی شکم، اسپلنومگالی و در آزمایشات هایپرائوزینوفیلی داشت. توموگرافی کامپیوتری شکم، لنفنودهای پاراآئورتیک متعدد و فلوسیتومتری آسپیراسیون مغز استخوان، افزایش رده ائوزینوفیل داشت. درنهایت با توجه به سرولوژی مثبت ضعیف فاسیولاهپاتیکا، باوجود عدم مشاهده تخم فاسیولا در مدفوع، با تشخیص فاسیولوزیس، تریکلابندازول برای وی شروع شد. حین بستری، تب قطع و ائوزینوفیلی کاهش یافت.
نتیجهگیری: در بیماران هیپرائوزینوفیلی، بیماریهای انگلی از جمله فاسیولوزیس، حتی در صورت منفی بودن مدفوع از نظر انگل، مدنظر قرار گیرد.
نرگس خداپرست، نازیلا ملکیان، زهرا وهابی، داوود فتحی، شهرام اویس قرن، فرزاد فاتحی، سیامک عبدی،
دوره 78، شماره 5 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آلزایمر بهعنوان شایعترین علت دمانس مطرح میباشد. دومین علت شایع دمانس پس از آلزایمر، دمانس واسکولار است. یکی از سیستمهای درگیر در انواع دمانس، سیستم دیداری میباشد و پتانسیل برانگیخته بینایی (Visual Evoked Potential) میتواند یکی از روشهای تشخیصی این بیماری باشد. از اینرو مطالعه حاضر با هدف مقایسه تغییرات الگو پتانسیل برانگیخته بینایی در بیماران مبتلا به آلزایمر، دمانس واسکولار و اختلال شناختی خفیف با افراد سالم میباشد.
روش بررسی: مطالعه مورد-شاهدی در جمعیت افراد مراجعهکننده در بیمارستان شریعتی تهران از فروردین 1394 تا شهریور 1395 بوده است. بیماران با شکایت اختلال شناختی، تحت آزمون ارزیابی شناختی مونترال قرار گرفته و به سه گروه اختلال شناختی خفیف، آلزایمر و دمانس واسکولار تقسیم شدند و افراد با شناخت نرمال در گروه کنترل قرار گرفتند. تست پتانسیل برانگیخته بینایی به دو روش پترن شیفت و فلش (Pattern shift and flash) روی تمامی شرکتکنندگان انجام و نتایج بین گروهها مقایسه شد.
یافتهها: 40 بیمار در چهار گروه بررسی شدند (سه گروه بیمار و گروه کنترل). در گروه آلزایمر 70% و در گروه دمانس واسکولار 60% پتانسیل برانگیخته بینایی پترن شیفت غیرطبیعی بود. تاخیر P100 پتانسیل برانگیخته بینایی تنها در گروه آلزایمر بهطور معناداری بیشتر از گروه کنترل بوده است و در گروههای دیگر اختلاف آماری معناداری وجود نداشت. در بررسی متغیرهای پتانسیل برانگیخته بینایی فلش اختلاف معناداری بین گروهها وجود نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد تنها آلزایمر با افزایش معنادار تاخیر P100 پتانسیل برانگیخته بینایی ارتباط داشته و از طرفی اختلاف معناداری در اجزای پتانسیل برانگیخته بینایی فلش بین گروههای مختلف وجود نداشت.
زینب صارمی، محمد خداشناس رودسری، زهرا تناکی،
دوره 78، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش بیماریهای قلبی و عفونتها در مورتالیتی و موربیدیتی بیماران دیالیزی، نسبت نوتروفیل به لنفوسیت در این بیماران و نقش آن در مورتالیتی و موربیدیتی در پیگیری یک ساله بررسی شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 59 بیمار همودیالیزی مرکز بیماریهای خاص بیرجند انجام شد. در این بیماران نسبت نوتروفیل به لنفوسیت در آنها اندازهگیری گردید و براساس آن به چهار گروه تقسیم شده و در طول یک سال از نظر میزان مورتالیتی و حوادث قلبی و عفونی پیگیری شدند.
یافتهها: تفاوتی در مورتالیته، عوارض قلبی و عفونی براساس NLR وجود نداشت. متوسط NLR در بیماران با و بدون عوارض عفونی بهترتیب 2/4 و 68/2 بود که معنادار بود (003/0=P) و در بیماران با و بدون حوادث قلبی 73/3 و 49/2 بود (02/0=P).
نتیجهگیری: بروز عوارض قلبی و عفونی در بیماران دیالیزی با NLR بالاتر از 5/2 بیشتر از بیماران با NRL کمتر از 5/2 است.
حمیدرضا مهریار، امید گرکز، پیمان اتابکی، شادی غریبی، ناصر خلیلی، سحر پاریاب،
دوره 79، شماره 2 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: درد سینه شایعترین علت مراجعه بیماران به اورژانس بیمارستانهاست که این مطالعه با هدف مقایسه بین نمرهدهی GRACE و TIMI در پیشبینی حوادث مهم قلبی عروقی در بیماران مراجعهکننده با درد قفسه سینه به بخش اورژانس بیمارستان طالقانی ارومیه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بصورت توصیفی- تحلیلی بر روی ۸۶۲ بیمار قلبی مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان طالقانی ارومیه در بازه زمانی اول فروردین 1397 تا شهریور 1397 به روش سرشماری انجام شد که برای گردآوری اطلاعات از چکلیست استفاده شد، پس از جمعبندی امتیازات، تعیین سطح خطر انجام و پس از آن ۳۰ روز پیگیری افراد انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که طی بررسی با سیستم GRACE و TIMI بهترتیب ۵۲ نفر و هشت نفر پرخطر ارزیابی شدند. در ارزیابی MACE میزان ویژگی سیستم (30GRACE (cutoff point= 27/89 مقابل ۲۴/۵۲ ویژگی سیستم TIMI (3/7cutoff point=) بود و حساسیت GRACE۹۳ (10(cutoff point= در مقابل ۷۱/۸۵ (3/8TIMI (cutoff point= بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که حساسیت و ویژگی GRACE نسبت به TIMI بیشتر است.
احمدرضا عصاره، مریم جوزایی، هدی ممبینی، نهضت اکیاش،
دوره 79، شماره 10 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیماران انفارکتوس میوکارد با بالارفتن قطعه (STEMI) ST، مداخله کرونری از طریق پوست (PCI) اولیه، درمان ریپرفیوژن ترجیحی میباشد. انجام به موقع Primary PCI برای بهبود پیشآگهی بالینی این بیماران ضروری میباشد. هدف این مطالعه بررسی عوامل موثر بر تاخیر در رسیدن به مرحله بالون در بیماران STEMI تحت درمان با Primary PCI و ارتباط آن با حوادث متعاقب بیماران میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مشاهدهای آیندهنگر بر روی 143 بیمار STEMI تحت Primary PCI از خرداد 1398تا خرداد 1399 بیمارستان امامخمینی اهواز انجام شد. تمام اجزای زمانی از بروز علایم تا درمان PCI محاسبه شدند. میزان بروز عوارض قلبی- عروقی ماژور (MACE) درطول 12 ماه و تغییرات LVEF سه ماه پس از Primary PCI نیز بررسی شدند.
یافتهها: بیشتر بیماران (4/92%) دارای زمان ایسکمیک ≥120 دقیقه و زمان door-to-device>90 دقیقه (3/64%) بودند. بهطور کلی 59 بیمار (3/41%) MACE را در طول یک سال فالوآپ تجربه کردند، شامل 3/13% سندرم کرونری حاد، 4/22% نارسایی قلبی، 8/9% مرگ ناگهانی قلبی و 1/2% سکته مغزی. سن بالا (020/0P=)، تغییرات EF (005/0P=) و نوع STEMI (039/0P=) پیشبینیکننده بروز MACE بودند، درحالیکه مدت زمان ایسکمیک (607/0P=) و زمان (347/0P=) door-to-device ارتباطی با بروز MACE نداشتند.
نتیجهگیری: هیچیک از فاصلههای زمانی مورد بررسی با بروز MACE در فالوآپ یک ساله ارتباطی نداشت و بیشتر بیماران با تاخیر زیاد به بیمارستان مراجعه کردند. از اینرو تلاش برای کوتاه کردن زمان مراجعه به بیمارستان و زمان Door-to-device میتواند به بهبود MACE در بیماران STEMI تحت Primary PCI کمک کند.
عبدالرضا ملک، مهدیه واحدی، نفیسه پوربدخشان،
دوره 81، شماره 4 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: واسکولیتها یک گروه هتروژن از بیماریها هستند که به معنای یک روند التهابی در رگهای خونی میباشد. تشخیص واسکولیتها در کودکان بهعلت تنوع در علایم امری چالشبرانگیز است. هدف از این مطالعه بررسی اطلاعات اپیدمیولوژیک انواع واسکولیت و علایم بالینی آن در کودکان شرق ایران میباشد
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی سه ساله بر روی تمام بیماران دختر و پسر مبتلا به هر گونه واسکولیت مراجعهکننده به درمانگاه سرپایی و بخش روماتولوژی بیمارستان فوقتخصصی کودکان اکبر از ابتدای مهر 1396 تا پایان شهریور 1399 انجام شده است. انجام این مطالعه براساس اطلاعات بهدست آمده از چکلیست (اطلاعات از پرونده بستری و سرپایی و اطلاعات موجود در HIS) بوده است.
یافتهها: از 263 کودک، 135 بیمار (33/51%) مبتلا به هنوخ شوئن لاین و 100 بیمار (02/38%) مبتلا به کاواساکی بودند. تعداد بیماران بهجت، تاکایاسو و چرگ اشتراوس بهترتیب 20 مورد، سه مورد و دو مورد بود. در بیشتر زیر گروهها بیماران دختر از بیماران پسر بیشتر بوده است. کمترین و بیشترین سن شروع بیماری بهترتیب مربوط به کاواساکی و تاکایوسو بوده در اکثر زیر گروهها، بثورات جلدی شایعترین علامت بالینی بوده که شایعترین نوع آن پتشی و پورپورا بوده است.
نتیجهگیری: در پژوهش حاضر، شایعترین نوع واسکولیت تشخیص داده شده در کودکان شرق ایران هنوخ شوئن لاین و پس از آن کاواساکی گزارش شد که کاملا با شایعترین انواع واسکولیت در دوره بزرگسالی متفاوت بوده و نشاندهنده اهمیت سن در تشخیص نوع واسکولیت است.
پریسا عبدی، زکیه واحدیان، عاطفه دهقانی، مونا صفیزاده، الیاس خلیلیپور،
دوره 81، شماره 5 - ( 5-1402 )
چکیده
کاتاراکت کودکان یکی از علل اصلی نابینایی در دوران کودکی است. براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت در سال 2001، کاتاراکت مادرزادی مسئول حدود 20%-5 موارد نابینایی اطفال در جهان براساس مناطق جغرافیایی مختلف میباشد. کاتاراکت در کودکان میتواند بهصورت یکطرفه یا دوطرفه، مادرزادی یا اکتسابی، با الگوهای ارثی خاص یا بهصورت اسپورادیک ظاهر شود. علاوهبراین، این وضعیت میتواند پایدار یا پیشرونده باشد. آب مروارید مادرزادی میتواند با بیماریهای سیستمیک خاصی همراه باشد، یا ممکن است در چشم یک کودک سالم رخ دهد. کاتاراکت درماننشده در کودکان منجر به بار اجتماعی، اقتصادی و عاطفی فوقالعادهای برای کودک، خانواده و جامعه میشود. نابینایی مربوط به کاتاراکت کودکان را میتوان با شناسایی زودهنگام و مدیریت مناسب درمان کرد. مدیریت آب مروارید کودکان یک چالش است. افزایش مشکلات حین عمل نسبت به بزرگسالان، تمایل به افزایش التهاب پس از عمل، همراهی با عوارضی مانند گلوکوم آفاکی و عروق جنینی پایا، تغییر وضعیت انکساری چشم، و تمایل به ایجاد آمبلیوپی، همگی باعث پیچیدگی دستیابی به بینایی خوب میشوند. جراحی کاتاراکت اطفال طی سالها تکامل یافته است و با بهبود دانش درمورد شیفت میوپی و رشد محوری، نتایج این بیماران قابلپیشبینیتر شده است. نتایج مطلوب نهتنها به جراحی موثر، بلکه به مراقبتهای دقیق پس از عمل و توانبخشی بینایی نیز بستگی دارد. ازاینرو، این تلاش ترکیبی والدین، جراحان، متخصصان بیهوشی، متخصصان اطفال و اپتومتریستها است که میتواند تفاوت را ایجاد کند.
محمدعلی قرائت، یعقوب مهری الوار،
دوره 81، شماره 6 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آنژیوژنز فرآیندی سودمند است که شبکه مویرگی را تقویت نموده و معمولا در پاسخ به تمرین بدنی آغاز میشود. مطالعه حاضر با هدف بررسی تغییرات فاکتورهای فیزیولوژیکی دخیل در رگزایی در پاسخ به تمرینهای دایرهای یا مقاومتی سنتی انجام شد.
روش بررسی: 36 دانشجوی مرد کمتحرک سالم در حال تحصیل در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران (سن: 3/2±1/22 سال، قد: cm 1/5±7/172) بهطور داوطلبانه وارد مطالعه شده و از آبان لغایت بهمن 1401 در پژوهش شرکت کردند. داوطلبان بهطور تصادفی در گروه تمرینهای مقاومتی دایرهای (CRT) یا گروه تمرین قدرتی سنتی (RT) تقسیم شدند. گروه CRT به انجام تمرین چهار دور/ سه بار در هفته/ هشت هفته با شدت 55%-50 یک تکرار بیشینه (1RM) پرداخت (12n=). گروه RT نیز به انجام سه ست/ سه بار در هفته/ هشت هفته حرکات یکسان با شدت 75% 1RM و بهدنبال آن دو دقیقه استراحت بین ستها پرداخت (12n=). گروه کنترل نیز هیچ فعالیتی نداشت (12n=). میزان پاسخ فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF)، سطح پلاسمایی هورمون رشد (GH) و فاکتور رشد پایه فیبروبلاست (BFGF) اندازهگیری شد.
یافتهها: هر دو پروتکل CRT و RT منجر به افزایش این فاکتورها در پس آزمون نسبت به پیشآزمون شدند. افزونبراین، میزان VEGF و GH در پس آزمون بهطور معناداری بیشتر از کنترل بود. نتایج نشانگر همبستگی قوی بین مقدار مطلق GH و VEGF بهدنبال CRT و RT است.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که CRT و RT ممکن است رگزایی را از طریق افزایش VEGF، BFGF و GH افزایش دهند.
شیما کاشانی، سید مسعود موسوی، ایرج نظری، حسین مینایی،
دوره 81، شماره 7 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تروماهای عروقی ازجمله تروماهای مهمی است که اکثر آنها بهعلت عدمشناخت صحیح و بهموقع منجر به عوارض قابلتوجهی میشود باتوجه به فراوانی آسیبهای عروقی نافذ بهخصوص در کشور ما و استان خوزستان و همچنین عوارض و مورتالیتیهای ناشی از جراحات عروقی، این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مداخلهی جراحی عروق بر بیماران با آسیب شریانی ترومای ساعد طراحی شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، کلیه بیماران ترومایی که با شک به آسیبهای نافذ شریانی ساعد مراجعهکننده به بیمارستان گلستان اهواز از خرداد ۱۳۹۹تا بهمن ۱۴۰۱ از نظر پارامترهای سن، جنس، نوع تروما، محل تروما، نوع مداخله محل ترمیم شریان، یافتههای آنژیوگرافیک و بالینی شامل شرایین آسیبدیده، نوع آسیب شریانی، وجود شکستگی و یا دررفتگی در مجاورت ضایعه عروقی و عوارض مداخلات جراحی موردبررسی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که از بین بیماران ترومای نافذ نیازمند مداخلهی جراحی،4/90% مرد و تنها 6/9% زن بودند. میانگین سنی بیماران 32 سال بود و فراونترین ترومای نیازمند مداخلهی جراحی در این مطالعه، انجام ترمیم اولیه در زخم چاقو در شریان اولنار و کمترین انفجار بود. باتوجه بهنتایج بهدست آمده بین میزان خونریزی، روزهای بستری و مدت زمان عمل با نوع تروما ارتباط آماری معنادار وجود داشت. بیشترین شریان درگیر اولنار با 7/50% و بیشترین نوع آسیب شریانی، قطع شریانی با خونریزی فعال 7/39% بود.
نتیجهگیری: باتوجه بهنتایج مطالعهی حاضر بیشترین آسیب در شریان اولنار و ناشی از تروما با اجسام تیز و برنده (چاقو) بوده است. بروز عوارض در جراحی ترمیم اولیه بیشتر از سایر انواع مداخلات جراحی بود و بین میزان خونریزی، روزهای بستری و مدت زمان عمل با نوع تروما ارتباط آماری معنادار وجود داشت.
محمد پارسا محجوب، ناصر کچوئیان، محمد حاجی آقاجانی، حسین آقامیری، آیناز صمدی، فاطمه امیدی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی قلب در برخی مواقع با پیامدهای مغزی مانند اختلالات شناختی همراه است. تشخیص عوامل مرتبط با اختلالات شناختی پس از جراحی در بیماران قلبوعروق در افزایش رضایتمندی بیماران و ارتقای نتایج عمل مهم است. در مطالعه حاضر، فراوانی اختلالات شناختی و فاکتورهای موثر بر آن در بیماران جراحی بای پس عروق کرونر بررسی شد.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی حاضر که از مهر ماه سال ۱۳۹۸ تا پایان سال ۱۴۰۰ در بیمارستان امام حسین(ع) تهران انجام شد، تعداد 60 بیمار قلبوعروق تحت عمل جراحی بای پس قلبی به شیوه در دسترس انتخاب شدند. اطلاعات دموگرافیک، بالینی و متغیرهای حین عمل برای شرکتکنندگان در فرم جمعآوری داده ثبت شد. از پرسشنامه معاینه مختصر وضعیت شناختی تحت عنوان (Mini-Mental State Examination MMSE) برای بررسی فراوانی اختلالات شناختی و عملکرد ذهنی و شناختی در بیماران و عوامل موثر بر بروز آن استفاه شد..
یافتهها: نتایج نشان داد که 15% از شرکت کنندگان دچار اختلال شناختی شدند. جنسیت و سن از متغیرهای اثرگذار بر بروز اختلالات شناختی پس از عمل جراحی بایپس قلبی بود. فراوانی اختلالات شناختی در زنان 14 برابر بیشتر از مردان و در افراد مسن (65 سال و بالاتر) 5/6 برابر مشاهده شد. تزریق خون در زمان عمل و جهش بطنی کمتر از 40% از متغیرهای بالینی موثر بر بروز اختلالات شناختی در بیماران جراحی بای پس عروق کرونر بود.
نتیجهگیری: جراحی بایپس قلبی، ممکن است با بروز اختلالات شناختی در بیماران قلبی همراه باشد که که زنان و افراد مسن را بیشتر تحت تاثیر قرار میدهد.
ایرج نظری، سید مسعود موسوی، علی اصغر دستیار، شقایق شرافتمند، علی سعیدی،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ترومای عروقی وضعیت اورژانسی تهدیدکننده حیات و سومین علت مرگومیر در سرتاسر جهان محسـوب میشود. بهعلت فراوانی و اهمیت آسیب به شریان دیستال اندام تحتانی در تروماهای اندام تحتانی، مطالعه حاضر با هدف بررسی نتایج حاصل از مداخلات جراحی عروقی در بیماران با ترومای غیرنافذ شریانی ناحیه دیستال (زیر تریفورکیشن) اندام تحتانی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه گدشتهنگر، بیماران ترومائی با شک به آسیبهای غیرنافذ شریانهای اندام تحتانی (زیر تریفورکیشن) مراجعهکننده به مرکز جراحی عروق به بیمارستان گلستان اهواز در بازه زمانی مهر 1400 تا مهر 1402، مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات جمعیتشناسی، مدت زمان جراحی، مدت زمان بستری و عوارض جانبی حاصل از جراحی در این بیماران ثبت شد.
یافتهها: از مجموع 86 بیمار، 76 بیمار (4/88%) بهروش جراحی باز مورد درمان قرار گرفتند. 7/83% بیماران (72 نفر) مرد و در رنج سنی 35-30 سال بودند. شایعترین روش جراحی مورد استفاده، ترمیم دو شریان، (3/92%) بود. بیشترین عوارض در روش ترمیم بایپس دو شریان وجود داشت ولی فقط نتیجهی درگیری عصبی و حفظ اندام در مداخله ترمیم بستن یا بای پس دو شریان (Ligation repair or bypass two artery) در هفتهی اول پس از جراحی تفاوت آماری معناداری را نشان داد (05/0P=). در بین بیماران تنها دو مورد مورتالیتی یک هفته پس از جراحی مشاهده شد که در گروه ترمیم دو شریان بود (1/5%). روش مداخلهی ترمیم دو شریان بهترین و کم عارضهترین روش جراحی در بین بیماران دچار آسیب عروقی تحت ترومای غیرنافذ بود.
نتیجهگیری: براساس نتیجهی این مطالعه، روش مداخلهی ترمیم دو شریان در سایر عوارض مورد بررسی کمترین میزان را شامل میشد و بهترین و کم عارضهترین روش جراحی در بین بیماران دچار آسیب عروقی تحت ترومای بلانت بود.
فاطمه رسولی امیری، خدیجه ازوجی، سید رضا حسینی، علی بیژنی، کیوان لطیفی،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افراد مبتلا به درد مزمن، تا حدی در نتیجه مرگومیر بیش از حد ناشی از بیماریهای قلبی- عروقی (CVD)، امید به زندگی کمتری در مقایسه با جمعیت عمومی دارند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط درد مزمن با عوامل خطر بیماریهای قلبی-عروقی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو بوده است.
روش بررسی: 400 بیمار سالمند مبتلا به دیابت نوع دو فاز یک مطالعه کوهورت سالمندان امیرکلا (AHAP) که در بازه زمانی فروردین1390 تا اسفند 1395 در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گردید، به دو گروه 200 نفره با درد مزمن و بدون درد مزمن تقسیم شدند. سپس برخی عوامل خطر بیماریهای قلبی- عروقی نظیر سطح فعالیت فیزیکی، شاخص توده بدنی، سطوح قندخون، وضعیت پروفایل لیپید خون، فشارخون بالا و سیگار کشیدن، بیماریهای زمینهای بیماران بررسی شدند.
یافتهها: در بررسی متغیرهای پایه در سالمندان با و بدون درد مبتلا به دیابت مشخص شد که زنان یا 184 نفر (4/54%) بیشتر از مردان با 154 نفر (6/45%) داشتن درد را گزارش نمودند که وجود درد بین دو جنس اختلاف معناداری دارد (001/0=P). سطح تحصیلات نیز با داشتن درد در ارتباط بوده است بهطوریکه 229 نفر (8/67%) سالمندان با داشتن درد، بیسواد بودند و این ارتباط معنادار بوده است (006/0P=). 279 نفر (5/82%) سالمندان با فعالیت فیزیکی بالاتر، میزان درد کمتری نسبت به سالمندان با فعالیت فیزیکی کمتر داشتند (001/0=P). سطح تریگلیسرید و سابقه بیماری زمینهای در سالمندان بدون درد کمتر بوده است (009/0 و 002/0=P).
نتیجهگیری: در سالمندان بدون درد مزمن، سطح تریگلیسرید پایینتر، فعالیت فیزیکی بیشتر و تعداد بیماری زمینهای کمتری وجود داشت.
بابک هوشمند مقدم، عباسعلی گائینی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان در زنان یائسه با افزایش خطر بیماریهای قلبی-عروقی، بهویژه در پی درمانهای تهاجمی، همراه است. تمرینات ورزشی بهعنوان مداخلهای غیردارویی، نقش مهمی در کاهش این عوارض دارند. این مطالعه با هدف مرور نظاممند و تحلیلی شواهد مرتبط با تأثیر انواع تمرینات (هوازی، مقاومتی و ترکیبی) بر سلامت قلبی-عروقی، سازوکارهای فیزیولوژیک، پیامدهای بالینی و چالشهای اجرایی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور تحلیلی است که بر پایه جستجویی جامع و نظاممند در پایگاههای معتبر بینالمللی PubMed، Scopus، Web of Science، Embase و Google Scholar و همچنین پایگاههای فارسی SID وMagiran انجام گرفت. تمرکز جستجو بر مطالعات انسانی، پژوهشهای بالینی و کارآزماییهای تصادفی کنترلشده بود. فرآیند غربالگری، انتخاب مطالعات و تحلیل دادهها در طی بازه زمانی مهر تا دی ۱۴۰۳ انجام شد.
یافتهها: تمرینات ورزشی ساختاریافته از طریق کاهش التهاب سیستمیک، بهبود ترکیب بدنی، کاهش فشارخون، افزایش توان هوازی و ارتقاء عملکرد بطن چپ، اثرات قابلتوجهی بر شاخصهای قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارند. تمرینات ترکیبی اثربخشی بیشتری نسبت به تمرینات منفرد نشان دادند. با اینحال، محدودیتهایی همچون کمبود منابع انسانی متخصص، نبود برنامههای فردمحور و چالشهای مالی، مانع اجرای وسیع این مداخلات در سیستمهای درمانی شدهاند.
نتیجهگیری: شواهد قوی بر نقش مثبت تمرینات ورزشی در بهبود سلامت قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دلالت دارند. طراحی برنامههای تمرینی شخصیسازیشده، بینرشتهای و مبتنی بر شواهد، همراه با رفع موانع ساختاری و سیاستی، میتواند سهم مهمی در مراقبت جامع از این بیماران ایفا کند.
نیلوفر شعشعانی، ودود جوادی پروانه، رضا شیاری، خسرو رحمانی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: واسکولیت وابسته به ایمونوگلوبولین A یا پورپورای هنوخ شوئن لاین یک واسکولیت سیستمیک عروق کوچک با رسوب ایمونوگلوبولین A (IgA) است که شایعترین واسکولیت دوران کودکی محسوب میشود. این بیماری طیف گستردهای از تظاهرات بالینی دارد که شایعترین آنها شامل راشهای جلدی، درگیری دستگاه گوارش، درگیری کلیوی و آرتریت است. اما تظاهرات صرفا محدود به موارد نامبرده نبوده و سایر ارگانهای بدن نیز میتوانند درگیر شوند. همزمانی پورپورای هنوخ شوئن لاین با برخی بیماریهای خود ایمن و خود التهابی گزارش شده است. بهطور خاص ارتباط آن با بیماری تب مدیترانهای فامیلی و بیماری التهابی روده در مطالعات مختلف مورد توجه قرار گرفته است. بیماران مبتلابه تب مدیترانهای فامیلی در صورت بروز هنوخ معمولا علایم التهابی بسیار شدیدتر و پر سر و صداتری نشان میدهند.
معرفی بیمار: بیمار دختر هفت ساله با تظاهرات اولیه بیماری هنوخ شوئن لاین پورپورا میباشد که بهدلیل علایم شدید گوارشی تحت بررسی تکمیلی قرار گرفت. در بررسیهای انجام شده همزمانی تب مدیترانهای فامیلی و بیماری التهابی روده در وی قطعی گردید و احتمال بهجت ناقص نیز مورد توجه قرار گرفت. در نهایت، بیمار با درمان دارویی مناسب تحت کنترل قرار گرفت.
نتیجهگیری: این گزارش نشان میدهد در کودکان مبتلابه هنوخ شوئن لاین پورپورا به ویژه در موارد شدید و عودکننده باید احتمال همراهی بیماریهای خودالتهابی و خود ایمنی مانند تب مدیترانهای فامیلی، بیماری التهابی روده و بهجت در نظر گرفته شود. پیگیری دقیق و چند رشتهای میتواند در تشخیص به موقع و انتخاب درمان مناسب نقش کلیدی ایفا کند.