29 نتیجه برای صدیقی
ایرج صدیقی، حمید رحیمی، آرزو کدخدایی، احمد سیادتی،
دوره 63، شماره 3 - ( 3-1384 )
چکیده
مقدمه: تشخیص مننژیت باکتریال مشکل است بخصوص در کودکان کوچکتر که علائم و نشانهها اغلب غیر اختصاصی هستند، و به علت عارضه و مرگ و میر بالایی که دارد تشخیص زودرس آن حائز اهمیت است. اخیراً از پروکلسیتونین بعنوان یک مارکر عفونتهای شدید برای افتراق مننژیت باکتریال از غیر باکتریال استفاده شده است. هدف از این مطالعه تعیین ارزش تشخیصی سطح پروکلسیتونین در سرم در افتراق مننژیت باکتریال از غیر باکتریال میباشد.
مواد و روشها: در یک مطالعه از نوع بررسی تست تشخیصی، سطح پروکلسیتونین سرم در 43 کودک بزرگتر از دو ماه مراجعه کننده به مرکز طبی کودکان سنجیده شد بیماران براساس نتیجه Universal bacterial PCR به دو گروه مننژیت باکتریال (11 نفر) و غیر باکتریال (32 نفر) دسته بندی شدند. سپس سطح پروکلسیتونین بین دو گروه با تست آماری Mann- Whitney test مقایسه گردید.
یافته ها: سطح پروکلسیتونین در گروه مننژیت باکتریال نسبت به غیر باکتریال به طور معنی دار بالاتر بود (به ترتیب7/13±8/12 و 09/، 000/0P <). با در نظر گرفتن غلظت ng/ml 5/0 > بعنوان مارکر عفونت باکتریال حساسیت و ویژگی به ترتیب 100% و 1/97% بودند.
نتیجهگیری و توصیهها: براساس نتایج به دست آمده میتوان از سنجش پروکلسیتونین در سرم برای افتراق مننژیت باکتریال از غیر باکتریال استفاده کرد.
حمید رحیمی، ایرج صدیقی، ستاره ممیشی، ثمیله نوربخش، آرزو کدخدائی، احمد سیادتی،
دوره 63، شماره 12 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: تشخیص مننژیت باکتریال مشکل است بخصوص در کودکان کوچکتر که علائم و نشانه ها اغلب غیر اختصاصی هستند و به علت عارضه و مرگ و میر بالائی که دارد تشخیص زودرس آن حائز اهمیت است. اخیراً از پروکلسیتونین بعنوان یک مارکر عفونتهای شدید برای افتراق مننژیت باکتریال استفاده شده است. هدف از این مطالعه تعیین ارزش تشخیصی سطح پروکلسیتونین در CSF در افتراق مننژیت باکتریال از غیر باکتریال در افراد زیر 19 سال است.
مواد و روشها: در یک مطالعه از نوع بررسی تست تشخیصی در سال 83-1382 ، سطح پروکلسیتونین CSF در 43 کودک بزرگتر از دو ماه مراجعه کننده به مرکز طبی کودکان سنجیده شد. بیماران بر اساس نتیجه Universal bacterial PCR به دو گروه مننژیت باکتریال (11 نفر) و غیر باکتریال (32 نفر) دسته بندی شدند. سپس سطح پروکلسیتونین بین دو گروه با تست آماری Mann- Whitney test مقایسه گردید.
یافته ها: سطح پروکلسیتونین در گروه مننژیت باکتریال نسبت مننژیت غیر باکتریال به طور معنی دار بالاتر بود (به ترتیب 9/072/1 و 716/004/0 P<0.001). با در نظر گرفتن غلظت >0.5ng/ml بعنوان مارکر عفونت باکتریال حساسیت و ویژگی به ترتیب 1/90% و 1/97% بودند.
نتیجه گیری و توصیه ها: بر اساس نتایج به دست آمده می توان از سنجش پروکلسیتونین در CSF برای افتراق مننژیت باکتریال از غیر باکتریال استفاده کرد.
مینا ایزدیار، لیلا صدیقی پور، هانیه جعفریه، فاطمه فتاحی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: با ظهور دسفرال در عرصه ی درمان در بیماران تالاسمی به عنوان تنها دارویی که قادر است با دفع آهن از عوارض ناگوار اضافه بار آهن در این بیماران جلوگیری نماید میزان مرگ و میر در بیماران تالاسمی وابسته به تزریق خون کاهش یافته است. با این وجود درمان تزریقی با دسفرال با مشکلات زیادی اعم از عوارض فیزیکی و بار روانی برای بیماران همراه است.تمامی این عوامل باعث میشوند که میزان پذیرش به درمان با دسفرال در این بیماران کاهش پیدا کند .عوامل زیادی وجود دارند که میتوانند پذیرش به درمان را به طور نامطلوبی تحت تاثیر قرار دهند.
روش بررسی: 205 بیمار تالاسمی ماژوربزرگتر از 6 سال وارد مطالعه شدند و میزان کمپلیانس براساس شاخص کمپلیانس (تعداد روزهای تجویز شده برای درمان از سوی پزشک در ماه/تعداد روزهای درمان با دسفرال در ماه) کمپلیانس بیشتر از 75%=خوب ، بین 75-50% متوسط و کمتر از 50% ضعیف تلقی میشد. گروه سوم گروه فاقد کمپلیانس بود. برای بررسی افسردگی پرسشنامه افسردگی بک برای بزرگسالان و پرسشنامه افسردگی کودکان (کواکس) برای کودکان کمتر از 16 سال مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: از 205 بیمار تالاسمی (110 بیمار مؤنث (54%) و 95 بیمار ( 46%) مذکر بودند).3/13% از بماران فاقد کمپلیانس و 14% کمپلیانس ضعیفی به درمان داشتند. 7/62% کمپلیانس خوبی داشتند. کمپلیانس در دخترها بیشتر از پسرها بود (p=0.03). با افزایش سن کمپلیانس به درمان افزایش پیدا میکرد (p=0.037) ارتباطی منفی بین کمپلیانس و سطح فریتین وجود داشت (p=0.02). 22 % از بچهها و 12% از بالغین طبق پرسشنامهها افسرده شدید تلقی میشدند. بین افسردگی و کمپلیانس ارتباط معناداری وجود نداشت. مشکلات اصلی ذکر شده توسط بیماران به عنوان دلالیل عدم کمپلیانس مطلوب به دسفرال به قرار زیر بود: عوارض موضعی محل تزریق ( در83% از بیماران)، پایین بودن کیفیت وسایل تزریق (70% از بیماران)‚قیمت گران وسایل تزریق (16% از بیماران)‚ احساس ناخوشایند در مقابل همسالان (در10% از بیماران)
نتیجهگیری از آن جایی که هنوز داروهای خوراکی شلاتور آهن به طور رایج مورد استفاده قرار نمی گیرند برای کاهش عوارض اضافه بار آهن در بیماران تالاسمی میباید مطالعات وسیعتر و بررسیهای بیشتری به منظور شناخت مشکلات و عوامل مؤثر در کمپلیانس پایین به درمان با دسفرال در این بیماران صورت بگیرد.بالخره این که کمپلیانس یک مساله چند عاملی است که بهبود آن همکاری و ارتباط نزریک بین بیمار‚ خانواده، پرسنل پزشکی و جامعه را میطلبد.
صنمبر صدیقی، محمدعلی محققی، فریدون معماری، جهانگیر رأفت، علیرضا موسویجراحی، علی منتظری، زهرا صدیقی، مریم مستقیمیتهرانی، ماندانا زنگنه،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده
این مطالعه جهت مقایسه دو رژیم شیمی درمانی برای بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته و غیر قابل جراحی معده طراحی گردید.
روش کار: طی مدت سه سال 90 بیمار بالغ با تشخیص آدنوکارسینومای معده غیرقابل جراحی، به طور تصادفی در دو گروه قرارگرفتند. گروه اول شیمی درمانی موسوم به ECF شامل 5FU, Cisplatin, Epirubicin و گروه دوم شیمی درمانی TCF مشتمل بر 5FU, Cisplatin, Docetaxel هر سه هفته یک بار دریافت کردند. هدف اولیه تعیین پاسخ درمانی و ایجاد امکان جراحی کامل و اهداف ثانویه تعیین طول عمر، طول عمر بدون عود، عوارض دارویی وکیفیت زندگی بیماران طرح بود.
یافتهها: ارزیابی پاسخ به درمان در 86 بیمار(42 بیمار در گروه اول و44 بیمار در گروه دوم) انجام گردید. پاسخ بیش از50% در حجم تومور به ترتیب در 16 بیمار گروه اول و 19 بیمار گروه دوم بدست آمد. سپس جراحی تومور در شش بیمار در گروه اول و هشت بیمار گروه دوم انجام شد. جراحی کامل تومور در سطح میکروسکوپی در دو بیمار گروه یک و شش بیمار در گروه دوم امکانپذیر گردید. مرگ ناشی از درمان مشاهده نشد. واکنشهای پوستی و اسهال اگرچه خفیف در گروه دوم بیشتر مشاهده شد. به طور کلی بعد از سه نوبت درمان کیفیت زندگی بیماران، درد و بیخوابی از نظر آماری بهبودی قابل توجه نشان داد. میانه طول عمر در هر دو گروه 12 ماه بود.
نتیجه گیری: تفاوت معنیدار از نقطه نظر آماری بین دو روش شیمی درمانی از نظر پاسخ درمانی و طول عمر بیماران در این مطالعه کوچک فاز سه به دست نیامد.
حسین کهنوجی، اکبر سلطانزاده، ناهید صدیقی، بابک منشی، ندا یوسفی، علیرضا آلاله،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
مطالعات اخیر، افزایش بروز تخمدانهای پلیکیستیک (PCO) و اختلالات سیکل قاعدگی در خانمهای مبتلا به صرع را که تحت درمان با سدیم والپروات (VPA) بودهاند، مطرح کردهاند. به نظر میرسد VPA نقش عملکردی در تغییر خصوصیات سیستم اندوکرین خانمهای مصروع داشته باشد. هدف از انجام این مطالعه مقطعی، تعیین ارتباط بین مصرف VPA و اختلالات ساختمانی تخمدان در خانمهای مبتلا به صرع بود.
روش بررسی: در کل، 64 بیمار مبتلا به صرع در محدوده سنی 45 - 16 سال مورد مقایسه قرار گرفتند. 32 بیمار فقط از VPA و 32 بیمار دیگر سایر داروها را حداقل به مدت شش ماه مصرف کرده بودند. برای هر دو گروه سونوگرافی تخمدانها به عمل آمد و نمایه توده بدنی (BMI) محاسبه شد. در هر دو گروه اختلالات سیکل قاعدگی نیز مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: PCO در 15 بیمار (46%) از گروه VPA و تنها در هفت بیمار (9/21%) از گروه مصرفکننده سایر داروهای ضد تشنج وجود داشت. اختلالات سیکل قاعدگی (الیگومنوره، نامنظمیهای سیکل قاعدگی و آمنوره) در گروه VPA، نسبت به گروه سایر داروها، بیشتر دیده شد. آمنوره در بیمارانی که با VPA درمان نشده بودند، وجود نداشت. میانگین BMI در گروه والپروات kg/m2 5/22 و در گروه سایر داروها kg/m2 1/20 بود.
نتیجهگیری: این مطالعه، ارتباط بین PCO و BMI بالا را در بیماران درمان شده با VPA تأیید میکند. میزان اختلالات سیکل قاعدگی تفاوت بارزی در بین دو گروه نداشت.
صنمبر صدیقی، محمدعلی محققی، پیمان حداد، رامش عمرانیپور، علیرضا موسوی جراحی، فریدون معماری، جهانگیر رافت، افشین عبدیراد، رامین خطیبسمنانی، شهریار شهریاران، بیژن شهبازخانی، نرجس خلیلی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: طول عمر بیماران مبتلا به سرطان معده با رشد موضعی منطقهای حتی بدون متاستاز دوردست کمتر از یک سال بر آورد میشود. این مطالعه بهمنظور بررسی طول عمر بیماران مبتلا به سرطان معده، با انتشار به ارگانهای اطراف از جمله غدد لنفاوی، پریتونئوم و کبد، با استفاده از شیمیدرمانی قبل از جراحی و کمورادیوتراپی پس از عمل جراحی طراحی گردید.
روش بررسی: 100 بیمار مبتلا به آدنوکارسینومای معده در مرحله II، III و یا IV بیماری ولی بدون متاستاز دوردست، شیمیدرمانی شامل Docetaxel، Cisplatin و 5FU TCF و پس از جراحی شیمیدرمانی شامل 5FU همزمان با رادیوتراپی دریافت کردند.
یافتهها: 57% بیماران در مرحله IV بیماری در طرح وارد شدند. 83% بیماران شیمیدرمانی Neoadjuvant دریافت کردند. تا بهحال برای 75 بیمار جراحی گاسترکتومی D1 یا D0 انجام شده و سه مورد پاسخ کامل پاتولوژیک به شیمیدرمانی قبل از عمل داشتند. مرحله بیماری بهطور مشخص پس از جراحی کاهش نشان داد، به طوریکه از 47 نفر بیمار مرحله IV بیماری تنها 15 نفر در گزارش آسیبشناسی و جراحی در مرحله IV بیماری بودند. تا بهحال 44 بیمار کمورادیوتراپی کامل را دریافت کردهاند. با متوسط زمان پیگیری 16 ماه، 3/2 بیماران هنوز زنده هستند و میانگین طول عمر بیماران 25 ماه است.
نتیجهگیری: با توجه به مرحله پیشرفته بیماری و امکان جراحی برای 75% از بیماران و بهدست آمدن طول عمر بیش از دو سال، بهنظر میرسد استفاده از TCF بهعنوان شیمیدرمانی قبل از جراحی و ادامه درمان با کمورادیوتراپی روشی مناسب برای افزایش امکان جراحی کامل و بهبود طول عمر بیماران مبتلا به آدنوکارسینومای پیشرفته ولی موضعی معده باشد.
صنمبر صدیقی، فرخ تیرگری، جهانگیر رافت، محمدعلی محققی، سمیه صفوی، ساقی وزیری،
دوره 67، شماره 8 - ( 8-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: لنفومها گروه شایعی
از نئوپلاسمها را تشکیل میدهند. هدف از این مطالعه گذشتهنگر بررسی
کلینیکوپاتولوژیک موارد لنفوم غیر هوچکین با سلول بزرگ (Diffuse large cell) و ارتباط طبقهبندی پاتولوژیک با مشخصات بالینی و سیر بیماری است.
روش بررسی: اطلاعات مربوط به تشخیص و درمان
کلیه بیماران با تشخیص پاتولوژی لنفوم غیر هوچکین مربوط به دوره 22 ساله از سال
1364 لغایت 1385 در مرکز سانترال بیمارستان امامخمینی جمعآوری شد. بلوک بیوپسی
50 بیمار مبتلا که اطلاعات کامل از سیر بالینی بیماری ایشان موجود بود انتخاب شده
و مورد بازبینی آسیبشناسی و بررسی ایمونوهیستوشیمی قرار گرفت. زیر گروه بیماری در
طبقهبندی Stage, WHO، مشخصات ایمونوهیستوشیمی و
سیر بیماری بررسی شد.
یافتهها: 220 مورد لنفوم large cell شناسایی گردید. 55 مورد بلوک پاتولوژی در انستیتو کانسر موجود بود
که مورد بازبینی و بررسی ایمونوهیستوشیمی قرار گرفت. از 55 گزارش large cell پنج مورد لنفوم T Cell
مشخص گردید. در مورد 50 بیمار باقیمانده میانه سنی 45 سال و 60% بیماران مرد
بودند. 24% سمپتوم B و 28% شروع بیماری خارج از غدد
لنفاوی داشتند. تمام بیماران شیمی درمانی و 46% رادیوتراپی شدند. 20% عود بیماری و
13 مورد مرگ ذکر گردید. میانه طول عمر بیماران 34 ماه و طول عمر پنج ساله 45% بود.
نتیجهگیری: مشخصات بالینی و پاتولوژی بیماران با آمارهای بینالمللی
مطابقت داشته است و استفاده از ایمونوهیستوشیمی کمک ارزندهای به تشخیص موارد
لنفوم سلول B بزرگ نموده است.
مهرداد آقایی، فرهاد غریب دوست، حبیب زینی، معصومه اخلاقی، سیما صدیقی، عبدالرحمان رستمیان، ناصر اقدمی، مهدیه شجاع،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکلرودرمی یک اختلال سیستمیک با علل ناشناخته میباشد که با ضخیم شدگی پوست و درگیری ارگانهای داخلی مشخص میگردد. اندوتلین- 1 (ET-1) پلاسمایی در فیبروزی شدن پوست بیماران مبتلا موثر میباشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط سطح اندوتلین- 1 با علایم و نشانههای متفاوت بیماری در افراد مبتلا به اسکلرودرمی انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که به صورت مقطعی در سال 85-84 بر روی 95 بیمار مبتلا به اسکلرودرمی مراجعه کننده به درمانگاه روماتولوژی بیمارستان شریعتی تهران انجام شد. پس از تکمیل پرسشنامه، ml5 نمونه خون از بیماران گرفته و سطح اندوتلین- 1 پلاسما اندازهگیری شد. دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سنی افراد مبتلا 29/12±38 سال بود.96 درصد از افراد مبتلا به اسکلرودرمی را زنان تشکیل دادند. از کل افراد مورد بررسی 52 نفر(7/54%) درگیری نوع محدود داشته و بقیه (3/45%) از نوع منتشر بودند. شایعترین علایم بالینی پدیده رینود (91 درصد) گزارش شد. رابطه بین کوتاه شدن انگشتان ناشی از ایسکمی با میانگین سطح اندوتلین معنیدار بود (001/0p=). ارتباط وجود زخم نوک انگشتان نیز با میانگین سطح اندوتلین معنیدار بود (05/0p<). بین سایر علایم بیماری با میانگین سطح اندوتلین رابطه آماری معنیداری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای پدیده رینود در بیماران که مشابه مطالعات قبلی میباشد، میتوان از آن به عنوان فاکتوری جهت تشخیص بیماری اسکلرودرمی بهره برد. همچنین از آنجا که سطح اندوتلین در بیماران افزایش مییابد شاید بتوان آن را به عنوان یک فاکتور تشخیصی در نظر گرفت.
مهرداد آقایی، سیما صدیقی، ناصر بهنامپور، شرابه هزارخوانی، محسن جام شیر، آیلی آق، مهدیه شجاع،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: یائسگی و بیماری آرتریت روماتویید، از عوامل تاثیرگذار در کاهش دانسیته استخوانی میباشند، این مطالعه با هدف بررسی شیوع پوکی استخوان و ارتباط آن با برخی عوامل در زنان یائسه مبتلا به آرتریت روماتویید انجام شد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر، در سال 1388، بر روی کلیه زنان یائسه مبتلا به آرتریت روماتویید بیمارستان آموزشی درمانی پنج آذر شهرستان گرگان انجام شد. اطلاعات لازم بهوسیله پرسشنامه از پروندههای بیماران استخراج گردید.
یافتهها: در مجموع 98 زن یائسه مبتلا به آرتریت روماتویید مورد بررسی قرار گرفتند. متوسط مدت زمان یائسگی و متوسط مدت بیماری بهترتیب 39/9 و 13/5 سال بود. شیوع کلی استئوپروز 3/13% گزارش شد. سن، مدت یائسگی و مدت بیماری با تراکم استخوان رابطه معنیداری داشتند (05/0P<).
نتیجهگیری: مطالعه حاضر شیوع بهنسبت بالای پوکی استخوان در مهرههای کمری بیماران یائسه مبتلا به آرتریت روماتویید را تایید میکند.
مهنوش خسروی، صنمبر صدیقی، شقایق مرادی علمداری، کاظم زنده دل،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پرسشنامه درد مکگیل کاربردیترین ابزار استاندارد سنجش درد مزمن است. با توجه به تفاوتهای فرهنگی، این پرسشنامه به زبانهای مختلفی ترجمه شده است. بر این اساس مطالعه حاضر به ترجمه، بومیسازی و بررسی پایایی پرسشنامه درد مکگیل به زبان فارسی میپردازد.
روش بررسی: پرسشنامه بهروش انطباق میان فرهنگی و با حفظ ساختار اصلی پرسشنامه درد مکگیل ترجمه شد. در مجموع 84 بیمار مورد پرسشگری قرار گرفتند که پس از 24 ساعت، پرسشنامه برای 30 نفر از بیماران که شرایط ثابتی را حفظ کرده بودند، مجدد تکمیل گردید.
یافتهها: ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه (84n=) 85/. و ضریب پایایی در تمام حیطهها (حسی، عاطفی ارزیابی و متفرقه) بالای 8/0 محاسبه شد. ضریب پایایی گروههای تشکیلدهنده، ارتباط معنیدار را در طول زمان انجام تست حفظ نمود.
نتیجهگیری: پرسشنامه فارسی درد مکگیل ارایه شده در مطالعه حاضر از انطباق فرهنگی و پایایی کافی برای استفاده در مطالعات اپیدمیولوژیک درد مزمن برخوردار است.
سید میثم ابراهیمی، زهره پارسا یکتا، علیرضا نیکبخت نصرآبادی، سید مصطفی حسینی، صنمبر صدیقی، محمد حسین صالحی سورمقی،
دوره 71، شماره 6 - ( شهريورماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین عارضه شیمی درمانی در بیماران سرطانی، تهوع فاز پیشبینی شده و حاد است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر کپسولهای زنجبیل بر میزان تخفیف عارضه تهوع بود.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفیسازی شده، شاهددار، دوسوکور بین مرداد- آذر سال 1388 در بیمارستان امامخمینی (ره) شهر تهران روی80 بیمار مبتلا به سرطان پستان که تحت شیمی درمانی یکروزه بوده و از تهوع ناشی از آن رنج میبردند انجام شد. پس از کسب رضایتنامه، نمونهها بهصورت تصادفی در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله کپسولهای mg250 زنجبیل را از سه روز قبل شیمی درمانی تا سه روز پس از آن، چهار بار در روز بهفاصله هر شش ساعت و به صورت مشابه نمونههای گروه کنترل کپسولهای دارونما را مصرف کردند. برای سنجش اثر کپسولها از یک پرسشنامه سه قسمتی استفاده گردید. از نرمافزار Stata ویراست 8، برای آنالیز استفاده گردید.
یافتهها: میانگین± انحرافمعیار سن نمونهها در گروههای مداخله و دارونما بهترتیب 4/8±8/41 و 10±1/45 سال بود. شدت و تعداد موارد تهوع در فاز پیشبینی شده بهطور معناداری در گروه زنجبیل در مقایسه با دارونما کمتر بود (0008/0P=، 0007/0P=، بهترتیب). همچنین شدت (0001/0P=) و تعداد موارد (0001/0P=) تهوع در فاز حاد بهطور معناداری در گروه زنجبیل کمتر از دارونما بود. مصرف کپسولهای زنجبیل در مقایسه با دارونما عارضه خاصی نداشت.
نتیجهگیری: مصرف کپسوهای پودر ریشه زنجبیل (یک گرم/ روز) از سه روز قبل شیمی درمانی تا سه روز پس از آن، در کنار رژیم ضدتهوع استاندارد میتواند به کاهش تهوع در فازهای پیشبینی شده و حاد کمک نماید.
مرجان صباغیان، طاهره مدرسی، هانی حسینیفر، علی دلیری همپا، لیلا کریمیان، فیروزه غفاری، جلیل حسینی، محمد علی صدیقی گیلانی،
دوره 71، شماره 8 - ( آبان 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: تزریق اسپرم به داخل رحم (IUI)، یکی از روشهای درمان ناباروری است که در طیف وسیعی از ناباروریها استفاده میشود ولی کارآیی آن در درمان زوجهای نابارور با عامل مردانه مورد مناقشه است. ما در این مطالعه ارتباط پارامترهای منی و نیز سن زن و شوهر را با میزان موفقیت IUI در بیماران مراجعهکننده به کلینیک ناباروری پژوهشگاه رویان مورد بررسی قرار دادیم.
روش بررسی: مطالعه حاضر، گذشتهنگر بوده و جمعیت مورد مطالعه، 998 زوج است که طی شش ماه در بخش جنینشناسی پژوهشگاه رویان مورد IUI قرار گرفتند. معیار اصلی در حصول نتایج، بارداری بالینی بود. اطلاعات مورد نظر از جمله سن و نتایج آزمایشات منی از پرونده این بیماران استخراج شد.
یافتهها: از 998 سیکل مورد بررسی، 157 سیکل (7/15 درصد) منجر به بارداری شد. میانگین سنی زنان در دو گروه موفق و ناموفق اختلاف معناداری نداشت. میانگین سنی مردان نیز در دو گروه دارای اختلاف معناداری نبود. از لحاظ پارامترهای منی (غلظت، شمارش تام سلولهای متحرک، تحرک تام، تحرک در کلاسهای A ، B و A+B و شکل طبیعی) نیز بین دو گروه موفق و ناموفق ارتباط معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که آنالیز مرسوم منی در چارچوب معمول نمیتواند پیشبینی کننده نتایج IUI باشد. از سن زن و شوهر نیز نمیتوان در پیشبینی نتایج IUI استفاده کرد.
صنمبر صدیقی، احد خوشزبان، امیرحسین توکلی، رامین خطیب سمنانی، زهرا سبحانی، نیر داداشپور مجیدآباد،
دوره 72، شماره 1 - ( فروردین 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: فنآوری بافت چربی بهدلیل فراوانی و دسترسی آسان طی روند لیپوساکشن، منبع ایدهآلی برای تهیه سلولهای بنیادی مزانشیمی و تهیه داربستهای طبیعی فراهم میآورد که موجب ترمیم و بازسازی مناسب بافت صدمه دیده نسج نرم میشوند. هدف این مطالعه جداسازی و تکثیر و شناسایی سلولهای بنیادی از بافت چربی انسانی است.
روش بررسی: برای انجام این تحقیق نمونه بافت استریل چربی از نواحی شکم و پهلوی بیماران جوان تهیه شد. با کمک آنزیم کلاژناز و سانتریفوژ مکرر، سلولهای بنیادی بافت چربی جداسازی و کشت داده شد. تکثیر و چسبندگی سلولها در کشت دوبعدی، شمارش سلولی با لام نئوبار انجام شد. سپس ماهیت سلولهای بنیادی بافت چربی با بهکارگیری روش فلوسایتومتری و بررسی مشخصات سطحی سلولها و همچنین القای تمایز سلولها به بافت استخوان و غضروف انجام شد.
یافتهها: ماهیت مزانشیم بودن سلولها، براساس بیان شاخصهای CD90, CD105, CD166 و عدم بیان شاخصهای رده خونساز نظیر CD34, CD31, CD45 بهوسیله تکنیک فلوسایتومتری تایید شد. رنگآمیزیهای هیستولوژیکی اختصاصی الیزارین رد و تولوییدن بلو بهترتیب تمایز سلولهای بنیادی کاشته شده روی داربست را به سلول استئوسیت و غضروف تایید نمود.
نتیجهگیری: هر چند در این تحقیق به مقایسه قدرت تکثیری و تمایزی این سلولها در محیط داخل بدن پرداخته نشد، اما با توجه به نتایج ریختشناسی، مطالعات فلوسایتومتری و تستهای تمایزی بهدستآمده میتوان چنین نتیجهگیری کرد که جداسازی سلول بنیادی بافت چربی بهروش بهکار رفته در این مطالعه موفقیتآمیز بوده است و این سلولها قابلیت استفاده در ترمیم بافتی را بهروش پیوند خودی و یا غیرخودی خواهند داشت.
صنمبر صدیقی، امیر حسین توکلی، نیر داداش پور، کاظم حسینی،
دوره 72، شماره 6 - ( شهریور 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بهتازگی داربستهای تهیه شده از بافتهای زنده، بهعنوان بستر رشد و تکثیر سلول بنیادی مورد توجه رشته پزشکی ترمیمی و مهندسی بافت قرار گرفتهاند. مواد زیستی طبیعی به روشی نیاز دارند تا آنها را از تجزیه حفظ کرده، ایمنیزایی را کاهش داده و بافت را استریلیزه کند. هدف این مطالعه تهیه داربست از بافت چربی انسانی و بررسی ساختار پروتیینی پودر سلولزدایی شده حاصل از آن است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع تولید مواد و بررسی تحلیلی روشها است. بافت چربی مورد نیاز از مواد زاید حاصل جراحی لیپوساکشن و با کسب رضایت شفاهی بیماران تامین گردید. جراحی زیبایی مربوط به نواحی پهلو و شکم خانمهای در رده سنی 42-38 ساله در یک کلینیک خصوصی طی زمستان 1391 تا بهار 1392 انجام شد. جهت تهیه داربست مناسب، سلولزدایی بافت چربی انسان با استفاده از روشهای فیزیکی، شیمیایی و هضم آنزیمی انجام گردید. نمونه داربست حاصله تحت بررسی میکروسکوپ الکترونی و بررسی تحلیلی توسط ژل الکتروفورزیس با تکنیک (Blue-Native) و بیان ژنهای لامینین، فیبرونکتین، کلاژن تیپ 1، کلاژن تیپ 4، دسمین، اکتین، اینتگرین، به روشReal Time- Polymerase Chain Reaction (RT-PCR) قرار گرفت.
یافتهها: تقریبا از هر ml 200 بافت چربی mg 10 ماتریکس بهدست آمد. فقدان سلول و ماهیت پروتیینی (بهطور عمده کلاژن نوع یک و چهار، فیبرونکتین و لامینین) پودر ماتریکس حاصله، با رنگآمیزی ایمینوهیستوشیمی، بررسی ژنتیک و کروماتوگرافی تایید شد. مشاهدات میکروسکوپ الکترونی خصوصیات ساختمانی سه بعدی مناسب داربست از جمله مشخصه متخلخل نمونهها را مشخص نمود.
نتیجهگیری: ارزیابی تحلیلی و مقایسهای بیان پروتیینهای اختصاصی نشان داد که پودر ماتریکس تهیه شده از بافت چربی در این مطالعه علیرغم بهکارگیری روشهای هضم آنزیمی غنی از ترکیبات کلاژن و دارای توانایی عملکرد ترمیمی و ساختاری است و بهویژه میتواند فرصت جدیدی برای پیشرفت روشهای ترمیم بافت نرم ایجاد کند.
میثم جنگخواه، فرامرز فرهی، عبدالحسین شیروی، محمد علی صدیقی گیلانی، سید جلیل حسینی، فرید دادخواه، رضا سلمان یزدی، محمد چهرازی،
دوره 73، شماره 6 - ( شهریور 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: واریکوسل شایعترین یافته بالینی در مردان نابارور است که شیوع آن در مردان جامعه حدود 15% میباشد. تاثیر واریکوسل بر عملکرد سلولهای لیدیگ و میزان تولید تستوسترون هنوز مشخص نشده است، در این مطالعه تاثیر واریکوسلکتومی بر سطح سرمی هورمون تستوسترون بررسی گردید.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مداخلهای (شاهددار) بود که از مهر 1391 تا آبان 1392 در پژوهشگاه رویان تهران انجام شد. سطح تستوسترون 79 مرد نابارور با واریکوسل در گروه نمونه (نداشتن دیابت و مصرف نکردن داروهایی که موجب تغییرات آندروژن شود) و پیش از واریکوسلکتومی با 70 مرد بارور در گروه شاهد (مبتلا به واریکوسل نباشند، در یک سال اخیر صاحب فرزند شده، یا دارای چند فرزند باشند) مقایسه شدند. سه تا شش ماه پس از واریکوسلکتومی بار دیگر سطح تستوسترون در مردان نابارور جراحی شده اندازهگیری شد تا تاثیر واریکوسلکتومی در روند تولید هورمون تستوسترون مشخص شود.
یافتهها: میانگین سنی در افراد گروه نابارور 8/32 و در گروه شاهد 27/33 بود، پیش از جراحی میانگین سطح تستوسترون در مردان نابارور ng/dl 590230 و در مردان بارور ng/dl583237 بود که از نظر آماری این اختلاف معنادار نبود (009/0P=). سه تا شش ماه پس از جراحی، سطح تستوسترون توتال خون در گروه کنترل بهطور میانگین به ng/dl 663242 رسید که این تغییر نسبت به پیش از جراحی معنادار بود (009/0P=).
نتیجهگیری: در بیماران نابارور با واریکوسل بالینی بهنظر میرسد، واریکوسلکتومی تاثیر مثبتی در افزایش سطح سرمی هورمون تستوسترون داشته و این تاثیر بهاحتمال از طریق بهبود در عملکرد سلولهای لیدیگ ایجاد میشود که موجب افزایش سطح سرمی هورمون تستوسترون میشود.
صنمبر صدیقی، حسین کامرانزاده، عیسی جهانزاد، ساقی وزیری،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: گیرنده آندروژن متعلق به خانوادهای از گیرندههای هورمونی هستهای است. این گیرندهها در سیتوزول سلولهای هدف و بهعنوان عوامل نسخهبرداری انجام وظیفه مینمایند. هدف از این پژوهش بررسی نقش آندروژنها در پیشآگهی سرطان پستان زنان بوده است. روش بررسی: در این پژوهش مقطعی و گذشتهنگر، بیماران ارجاع شده به بخش مدیکال انکولوژی انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره)، با تشخیص سرطان پستان مهاجم از فروردین 1386 تا اسفند 1389 مورد مطالعه قرار گرفتند. گیرنده آندروژن با روش ایمونوهیستوشیمی بررسی گردید. یافتهها: در 189 بیمار مورد مطالعه در طی دوره پیگیری با میانگین 47 ماه، 34 نفر (9/17%) به عود بیماری دچارشدند که 9 نفر عود لوکال و 25 نفر متاستاز دور دست داشتند. 34 بیمار در طی مدت پیگیری فوت شدند. از 189 بیمار دارای پرونده در بخش پاتولوژی، برای 116 نفر امکان بررسی گیرنده آندروژن وجود داشت. 59 نفر (9/50%) فاقد گیرنده آندروژن و 57 نفر (1/49%) دارای گیرنده آندروژن بودند. میانه سن بیماران در هر دو گروه 48 سال بود. در این پژوهش 5/49% بیماران پرهمنوپوز و 6/48% بیماران منوپوز دارای گیرنده آندروژن بودند. در مطالعه حاضر مثبت شدن گیرنده آندروژن با بروز در مرحله پایینتر بیماری همراه بوده است (05/0P=). همچنین مرحله، درجه بدخیمی و میزان مثبت شدن گیرنده استروژن ارتباط معنادار با گیرنده آندروژن نشان دادند. ولی ارتباط غیروابسته و مستقیم تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نگردید. نتیجهگیری: در این پژوهش بقای کلی و بقای بدون بیماری با اندازه کوچکتر تومور و کمتر بودن درگیری غدد لنفاوی، مرحله پایینتر بیماری و درجه بدخیمی پایینیتر، مثبت بودن گیرنده استروژن و پروژسترون و درصد Ki-67 ارتباط معنادار داشت ولی ارتباط مستقیم و غیروابسته تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نشد.
صنمبر صدیقی، معصومه صابریان، معصومه نجفی، عیسی جهانزاد، رامش عمرانیپور، سیدرضا صفایی نودهی، ساقی وزیری،
دوره 74، شماره 2 - ( اردیبهشت 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش متفورمین در کاهش خطر سرطان در مطالعات تجربی و یا گذشتهنگر بهویژه در بیماران مبتلا به دیابت و سرطان گزارش شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تحمل داروی متفورمین توسط بیماران غیردیابتی و اثر آن بر فعالیت تکثیر سلولی سرطان پستان انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی آیندهنگر از اسفند 1392 تا شهریور 1393 در بیماران فاقد دیابت مراجعهکننده به درمانگاه جراحی سرطان بیمارستان امامخمینی (ره) تهران پس از گزارش آسیبشناسی سرطان مهاجم پستان نمونهبرداری انجام گردید. بیماران در فاصله سنی 18-70 سال و بدون بیماری کبدی، کلیوی، قلبی و یا ریوی مزمن بوده و بر اساس مشخصات تومور کاندید دریافت شیمیدرمانی پیش از عمل جراحی نبودند. مقایسه تزاید سلولی با بررسی فعالیت Ki-67 در نمونه بیوپسی اولیه و جراحی نهایی به روش ایمونوهیستوشیمی صورت پذیرفت. داروی متفورمین به مقدار mg 500 سه بار در روز در بازه زمانی بین بیوپسی و جراحی تجویز گردید. میزان قندخون و انسولین ناشتا پیش و پس از خاتمه تجویز متفورمین اندازهگیری شد.
یافتهها: 20 بیمار در گروه کنترل و 25 بیمار در گروه مداخله ( درمان با متفورمین) قرار گرفتند. در حالیکه بین دو گروه تفاوت معنادار آماری از نظر سن، وزن و مرحله تومور وجود نداشت، میانگین Ki-67 در گروه مداخله بهطور معناداری کاهش و در گروه کنترل افزایش نشان داد. در گروه مداخله سطح سرمی انسولین و قند ناشتا هم کاهش یافت (04/0P=).
نتیجهگیری: مصرف متفورمین در یک دوره درمانی کوتاهمدت تاثیر معنادار در مهار رشد سلولهای سرطانی داشت و دارو به خوبی در بیماران تحمل گردید.
سحر ملزمی، ناهید بلبلحقیقی، محبوبه صدیقی، محبوبه هادیزاده بزاز، غلامحسن واعظی،
دوره 76، شماره 2 - ( اردیبهشت 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ریتالین خواصی شبیه آمفتامینها داشته و از اینرو بهصورت خودسرانه مصرف میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر ریتالین بر هیستولوژی کبد و برخی آنزیمهای کبدی در موشهای سالم و دیابتی شده با استرپتوزوتوسین بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی که در شهریور ماه سال ۱۳۹۴ که در دانشگاه آزاد دامغان انجام گرفت ۸۰ سر موش رت نر را به هشت گروه دهتایی شامل: گروه کنترل که شامل موشهای سالم و گروه تجربی ۱ و ۲ و ۳ (سالم+ریتالین) که ریتالین را بهترتیب با دوز ۲/۵، ۵، mg/kg ۱۰ بهصورت گاواژ دریافت کردند و همچنین گروه شاهد (دیابتی) و گروه تجربی ۴، ۵ و ۶ (دیابتی+ریتالین) پس از گذشت دو ماه از دیابتی شدن ریتالین را با دوزهای ۲/۵، ۵ و mg/kg ۱۰ بهصورت گاواژ روزانه تا ۳۰ روز دریافت کردند. پس از پایان روز مقرر موشها بیهوش شدند و پس از خونگیری از قلب، از کبد نیز نمونهگیری انجام شد و نمونهها تحویل آزمایشگاه گردید.
یافتهها: کاهش معناداری در میزان آلبومین گروههای تجربی نسبت به گروه کنترل (P=۰/۰۳) و همچنین افزایش معناداری در میزان آنزیمهای آلانین آمینوترانسفراز و آسپارتات آمینوترانسفراز در تمامی گروههای تجربی نسبت به گروه کنترل (P=۰/۰۰۱) مشاهده گردید. در گروه (دیابتی+ریتالین) ستونهای هپاتوسیتها نسبت به کنترل فاقد نظم میباشند.
نتیجهگیری: مصرف خوراکی ریتالین باعث بر هم زدن تعادل آنزیمهای کبدی موشها گردید و در گروههای تجربی هرچه دوز دارو افزایش یافت میزان آنزیمهای کبدی نیز نسبت به گروه دیابتی افزایش یافت و درجات شدیدی از تغییرات بافتی در گروه (دیابتی+ریتالین) مشاهده گردید.
سیما صدیقی، ملیحه مرادزاده، مهرداد آقایی، اشرف محمدخانی، محمد حسن جوکار،
دوره 78، شماره 7 - ( مهر 1399 )
چکیده
پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی (Familial adenomatous polyposis)یکی از سندرمهای سرطان کولون است که با بیش از 100 پولیپ کولورکتال در طول کولورکتوم تشخیص داده میشود. این بیماری هر دو جنس را بهطور مساوی درگیر میکند و بروز آن 8300/1-14025/1 تولد تخمین زده شده است. بروز بیماری در افراد دارای پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی زودرس است. بیماری پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی طیف وسیعی از بیماریهای خارج رودهای ازجمله پولیپ دئودنوم، پاپیلا، پولیپهای غدد معده و روده کوچک، تومور دسمویید، استئوما، زخمهای پوستی (لیپوما، فیبروما و کیستهای اپیدرموییدی)، ناهنجاریهای دندانی، هایپرتروفی مادرزادی اپیتلیوم رنگدانهای شبکیه، هپاتوبلاستوما و سرطانهای غدد تیرویید، سیستم صفراوی، پانکراس و سرطان مغز را شامل میشود. پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی با بیش از 100 پولیپ در روده بزرگ مشخص میشود و این پولیپها غالباً در سمت چپ کولون و رکتوم دیده میشوند. این بیماری بهوسیله جهش لایه زایا (Germline) در ژن پولیپوز آدنوماتوز کولی (Adenomatous polyposis coli, APC) ایجاد میشود که میتواند از نظر بالینی و ژنتیکی تشخیص داده شود. پس از تشخیص، بیماران بایستی پروکتوکولکتومی پیشگیرانه و یا (Ideal pouch-anal anastomosis, IPAA) انجام دهند. بیماران با سابقه خانوادگی که تشخیص داده نشدهاند بایستی به مشاور ژنتیک رجوع کنند و در برنامههای مراقبت ژنتیکی و بالینی مناسب ثبتنام کنند. پیشرفتهای اخیر در تکنولوژی اندوسکوپیک شامل اندوسکوپی با وضوح بالا، اندوسکوپی کپسول و اندوسکوپی دوبالونه، بررسی در سطح وسیع دستگاه گوارش را ممکن میسازد. باوجود اینکه شواهد محدود است اما مطالعات بیشتر درباره این تکنولوژی اندوسکوپیک جدید ممکن است استراتژیهای مراقبت برای بیماران پولیپوز آدنوماتوز خانوادگی را تغییر دهد.
سید مصطفی سیدمردانی، پویا صدیقیانی، یوسف روستا،
دوره 80، شماره 5 - ( مرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شکستگیهای پاتولوژیک به شکستگیهای استخوانی غیرترومایی اطلاق میشود که تحت شرایط خاص از جمله متاستازهای سرطانی، استئوپروز، مصرف طولانی مدت داروهای کورتیکواستروییدی، و غیره بروز میکنند. هدف از انجام این مطالعه بررسی علل بروز شکستگیهای پاتولوژیک ناشی از بیماریهای مختلف در بیماران مراجعهکننده به بیمارستان آموزشی امام خمینی (ره) شهرستان ارومیه میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه به روش سرشماری تمامی بیماران مبتلا به شکستگی پاتولوژیک بستری شده در بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه از فروردین ماه سال 1394 تا اسفند ماه سال 1398 مورد بررسی قرار گرفتند. پس از ثبت اطلاعات دموگرافیکی، ارتباط احتمالی علل شکستگی با جنسیت، سن، و محل آناتومیک شکستگی از طریق Chi-square test مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در مجموع 168 بیمار با میانگین سنی 1/21±6/58 وارد مطالعه شدند. طبق نتایج بهدست آمده در این مطالعه، توزیع فراوانی شایعترین علل شکستگی پاتولوژیکی بهترتیب مربوط به استئوپروز (3/33%) و متاستاز کارسینومایی (6/28%)، و تومور اولیه (3/11%) بود. مهرههای ستون فقرات (1/57%) و ناحیه پروگزیمال گردن استخوان فمور (4/27%) بهترتیب بیشترین محلهای آناتومیکی در معرض شکستگی بودند. به طوریکه استئوپروز و متاستاز کارسینومای استخوانی بهترتیب بیشترین علل گزارش شده در میان زنان و مردان بود. همچنین، معمولترین علت شکستگی در سنین زیر پنجاه سال استئوسارکوم اولیه، و در سنین بالای پنجاه سال استئوپروز بود (05/0P<).
نتیجهگیری: در این مطالعه مهمترین علل شکستگیهای پاتولوژیکی، استئوپروز و متاستازهای کارسینومایی بودند که در سنین بالای 50 و زیر 50 سال متفاوت بود. طبق نتایج آماری، شایعترین محل آناتومی در ستون مهرهها و ناحیه پروگزیمال گردن استخوان فمور گزارش شد.