203 نتیجه برای صادق
همایون تابش، آزاده کیوانی بروجنی، محمدباقر صادقی، مائده رویگری، محمد حسامیان، بهرام امین منصور، حمیدرضا خانی،
دوره 79، شماره 4 - ( تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دژنراسیون دیسک کمر یک بیماری تخریبی و پیشرونده ستون فقرات است که تحت تاثیر فاکتورهای ژنتیک و محیطی قرار میگیرد. قسمت عمده دیسک کمر از ماتریکس خارج سلولی و بافت غضروفی تشکیل شده است که کلاژن نوع XI در ساخت آن شرکت دارد. Rs1676486 یک Single-nucleotide polymorphism (SNP) است که منجر به تبدیل C-T شده در نتیجه تغییر در بیان زنجیره آلفا 1 کلاژن 11رخ میدهد. الل T منجر به کاهش رونوشت زنجیره آلفا 1 کلاژن 11 شده و در نهایت منجر به عدم تعادل در بیان ژن میشود.
روش بررسی: در این مطالعه شاهد-کنترل 100بیمار که در فاصله زمانی فروردین 1395 تا شهریور 1396به بیمارستان الزهرا اصفهان مراجعه کردند، بههمراه 100 فرد سالم وارد مطالعه شدند. جهت تعیین ژنوتیپ افراد از تکنیک High resolution melting (HRM) استفاده شد. سپس بهمنظور بررسی شناسایی تفاوت ژنوتیپ و توزیع آلل بین دو جمعیت بیمار و کنترل از Fisher’s exact test و Chi-square test استفاده و برای مقایسه بین ژنوتیپ و ویژگیهای کلینیکی بیماران از Mann Whitney U test استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعات نشاندهنده این میباشد که Rs1676486 در ژن زنجیره آلفا 1 کلاژن 11منجر به تغییر بیان ژن در سن کمتر از 50 سال شده و باعث افزایش ریسک ابتلا به دژنراسیون دیسک کمر در بیماران با سن بیش از 50 سال میشود. بیماران با فراوانی ژنوتیپ AA بیشتر از کنترل بوده و Rs1676486 منجر به افزایش ابتلا به دژنراسیون دیسک کمر میشود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بیان کلاژن XI با سن و فاکتور ژنتیک در بیماران دژنراسیون دیسک کمر ارتباط دارد.
امیرحسین احمدی حکمتیکار، صادق امانی شلمزاری، مهدیه ملانوری شمسی،
دوره 79، شماره 4 - ( تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات شدید و طولانیمدت منجر به تغییر در عملکرد سلولهای سیستم ایمنی در ورزشکاران میشوند و آنها را مستعد ابتلا به عفونتهای ویروسی مانند بیماری کووید-19 مینمایند. هدف از این گزارش کوتاه ارایه پروتکلهای مرتبط با ورزشکاران برای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای عفونی بوده است.
روش بررسی: برای بررسی پاسخهای سیستم ایمنی بهدنبال فعالیتهای ورزشی، مقالات از تمام پایگاههای اطلاعاتی Science Direct، PubMed، Scopus، Web of Science، Springer، Google Scholar، SID در اردیبهشت 1400 جمعآوری شدند و جدیدترین مقالات انتخاب شدند.
یافتهها: انجام فعالیت ورزشی با شدت بالا میتواند در سرکوب سیستم ایمنی موثر باشد. در نظر گرفتن اصول تمرین میتواند به ورزشکاران در بهبود پاسخهای سیستم ایمنی کمک کند.
نتیجهگیری: با توجه به پاندمی بیماری کرونا و ناشناخته بودن آن، ارایه برخی از رهنمودهای بهداشتی و تغذیهای برای شروع تمرینات و مسابقات ورزشی بهمنظور پیشگیری از انتقال این بیماری در دستور کار مقاله حاضر قرار گرفته است.
مهسا صالحینژاد گیلچالان، مهدی صادقزاده،
دوره 79، شماره 12 - ( اسفند 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین رتبه پارامترهای مهم در رتبهبندی مراقبت و ارایه خدمات بهداشتی به بیماران در مراکز درمانی.
روش بررسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و از نظر طبقهبندی کاربردی است. دادهها از پایگاه دادههای دانشکده بهداشت و پزشکی دانشگاه تهران است که بهصورت بایگانی طی فروردین 98 تا اردیبهشت 99 گردآوری شدهاند. جامعه آماری کلیه خبرگان، متخصصان و کارشناسان دانشکده بهداشت بودند که 29 نفر پرسشنامه را تکمیل کردهاند.
یافتهها: در این تحقیق با استفاده از اطلاعات چهار مرکز درمانی، رویکرد DS-Vikor پیادهسازی گردید. برای این منظور شش معیار (تشخیص بیماری، اثر بخشی مراقبت، نظارت بر بیماری، فرآیند درمان، اجرا در مراکز سلامت و پیگیری پس از درمان) و سه خبره برای ارزیابی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان میدهد اثربخشی مراقبت و فرآیند درمان از اهمیت بیشتر از دید خبرگان برخوردار هستند. در مرحله بعد ماتریس ارزیابی براساس این شش معیار و چهار مرکز درمانی تشکیل شده و براساس محاسبات روش ترکیبی دمپستر- شافر و ویکور مراکز درمانی مورد نظر رتبهبندی شدهاند. جهت صحت سنجی در انتها مراکز درمانی با روش تاپسیس رتبهبندی شدند که عملکرد مرکز درمانی 2 و 1 براساس محاسبات ویکور و دمپستر- شافر مناسب است.
نتیجهگیری: این رویکرد به کاهش عدم اطمینان ناشی از شناخت ذهنی افراد کمک میکند تا سطح تصمیمگیری را بالا ببرد، تا بتوانیم برای مقابله با عدم قطعیت بهصورت کاربردی برخورد کنیم.
منوچهر سلطانی، بهمن صادقی سده، غلامعلی فتاحی بیات، پرستو ملایی توانا، مجتبی احمدلو،
دوره 80، شماره 3 - ( خرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه ارزیابی اثربخشی و امنیت استفاده از ایبوپروفن خوراکی با دوز بالا نسبت به دوز معمولی، در درمان PDA در نوزادان رسیده بود. نوزادان رسیده (هفته تولد 42-37) با سن بیشتر از سه روز با تشخیص PDA وارد این مطالعه شدند. از اکوکاردیوگرافی جهت تعیین قطر مجرای شریانی، فشار گرادیانت و نسبت قطر La/Ao استفاده شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی با حجم نمونه 60 نفر نوزاد از مرداد 1392 تا مرداد 1394، بهصورت کاملا تصادفی به یکی از دو گروه تخصیص داده شدند جمعآوری گردید که گروه اول سه دوز ایبوپروفن خوراکی (mg/kg و 5 و 5 10 به فاصله 24 ساعت) و گروه دوم یک دوز mg/kg 20، ایبوپروفن خوراکی و سپس دو دوز mg/kg 10 پس از 24 و 48 ساعت گرفتند. تست پیگیری اکو 48 ساعت و دو هفته پس از درمان توسط کاردیولوژیست که از دستهبندی گروهها آگاه نبود انجام شد. همچنین از نظر تغییرات تعداد پلاکت، BUN و CR و عارضهها بین دو گروه با استفاده ازتحلیلهای آماری مقایسه انجام شد.
یافتهها: مجرای شریانی در 73% بیماران گروه اول و 76% گروه دوم پس از 48 ساعت اول بسته شد، که تفاوت آماری معنادار نداشت (000/1=P). عارضه جدی درمانی در هیچیک از گروهها دیده نشد.
نتیجهگیری: نتیجه این بود که دوز بالاتر ایبوپروفن خوراکی (Mg/kg 20 و 10 و 10) نتایج بهتری در بسته شدن PDA در نوزادان ترم نداشت. عارضه کلیوی یا گوارشی در هر دو گروه دیده نشد.
مریم تاجور، امیرحسین مرتضایی، علی صادقینیا، سید ناصر عمادی، زینب خالدیان،
دوره 80، شماره 5 - ( مرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: ویتیلیگو (Vitiligo) با تخریب کامل یا نسبی ملانوسیتهای پوست در نقاط درگیر تظاهر یافته و زمینهساز مشکلات روانی اجتماعی و نقص در کیفیت زندگی بیماران میشود. از آنجایی که نقش عوامل روحی روانی در برخی از بیماریهای پوستی و اختلالات مزمن شناسایی شده است، مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان تاثیر وقایع استرسزای زندگی در بروز بیماری ویتیلیگو انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی (گذشتهنگر) در بیمارستان رازی وابسته به دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران از شهریور ماه 1399 تا اسفند ماه 1399 انجام شد. 87 نفر از بیماران ویتیلیگو دارای تشخیص قطعی زیر سه سال با 130 نفر از مبتلایان به سایر بیماریهای پوستی غیرمرتبط با عوامل روانتنی بهروش در دسترس انتخاب و از نظرحوادث استرسزای تجربه شده طی یک سال پیش از تشخیص بیماری مقایسه شدند. بدین منظور از پرسشنامه حوادث استرسزای زندگی (SLE) استفاده شد. سایر متغیرها شامل مشخصات دموگرافیک و وضعیت اجتماعی اقتصادی، تاریخچه پزشکی و وضعیت بیماری فعلی از پرونده پزشکی افراد استخراج و دادهها در محیط نرمافزار SPSS software, version 23 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) آنالیز شد.
یافتهها: تجربه وقایع استرسزای زندگی با بروز بیماری ویتیلیگو با کنترل متغیرهای زمینهای ارتباط معنادار داشت (89/1=OR، 95%=CI، 1/0=P). بهازای یک واحد افزایش در میانگین وقایع استرسزا، شانس ایجاد بیماری 89% افزایش مییافت. در بررسی انواع حوادث، افزایش در تضادهای شخصی (23/2 =OR،00/0=P)، نگرانیهای تحصیلی (94/1=OR،00/0=P)، امنیت شغلی (28/1=OR، 03/0=P) و زندگی خانوادگی (57/1=OR، 03/0=P) بهطور معنادار (95%=CI) شانس ایجاد ویتیلیگو را افزایش میداد و سایر وقایع استرسزا در دو گروه تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: با توجه به نقش استرس بهعنوان عامل زمینهساز باید به جایگاه مداخلات روانشناختی در پیشگیری و درمان بیماری توجه نمود.
بتولالسادات موسوی فرد، سمانه صادقی، مهرداد شهسواریپور،
دوره 80، شماره 9 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه، مقایسه بالینی لیزر کمتوان بر میزان ریلپس دندانها میباشد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی بر روی 14 بیمار (11 زن و سه مرد) در بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی کرمان از فروردین 1396 تا خرداد 1397 که تحت درمان بدون کشیدن دندان توسط سیستم inch 022/0 MBT و آماده برای باز کردن ارتودنسی ثابت بودند انجام شد. بیماران به دو گروه هفتتایی تقسیم شدند. گروه اول، درمان با لیزر کمتوان Ga-Al-As با طول موج nm810، دانسیته انرژی تقریباً معادل J/cm2 7/35 مناسب با شدت mv 200 بهصورت ممتد و گروه دوم، کنترل. در کلیه بیماران قالبگیری از فک بالا با آلژینات بلافاصله، چهار، پنج و شش ماه پس از درمان انجام و کست مطالعه فراهم گردید. Little irregularity index برای دندانهای قدامی بالا با استفاده از کولیس دیجیتال با تقریب 01/0 اندازهگیری شد. از Reapeated measure ANOVA و Student's t-test استفاده شد. سطح معناداری در آزمونها 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: Irregularity index در گروه کنترل در مقایسه با گروه لیزر، پنج و شش ماه پس از درمان ارتودنسی افزایش معنادار یافت. در گروه کنترل در همه زمانها بهغیر از بازه زمانی پنج تا شش ماه پس از درمان تفاوت معناداری مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه، لیزر کمتوان یک روش غیرتهاجمی مناسب در کاهش ریلپس پس از درمان ارتودنسی بیماران میباشد.
مهدی صادق، محمد حسن سخایی،
دوره 80، شماره 12 - ( اسفند 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مرفین بهعنوان یک ضددرد قوی با کاربرد گسترده بالینی جهت کنترل دردهای متوسط تا شدید است که همچنین شامل موارد سوء مصرف دارویی گسترده نیز میباشد. بررسیهای اخیر نشان دادهاند که تکرار استفاده از مرفین و مشتقات آن میتواند سبب ایجاد استرس اکسیداتیو شود. در این مطالعه اثرات تمرینات روزانه شنا، بر شاخصهای استرس اکسیداتیو در هایپوکمپ و پلاسمای موشهای صحرایی وابسته به مرفین بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 48 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد Wistar استفاده شد. آزمایشها طی ماههای دی تا نیمه اسفند 1400 در دانشگاه علوم پزشکی اراک انجام شد. مرفین در آب روزانه بهمدت چهار هفته به موشهای صحرایی تجویز شد. تمرینات ورزش شامل 15 دقیقه شنای مداوم روزانه بود. هایپوکمپ و پلاسما از هر گروه جمعآوری و برای اندازهگیری فاکتورهای MDA، GSH، BDNF و ایریسین استفاده شد.
یافتهها: در پلاسما و هایپوکمپ گروه مرفین در مقایسه با گروه کنترل، GSH بهصورت معنادار کاهش داشت. درحالیکه GSSG و MDA بهصورت معناداری افزایش داشت. مصرف مرفین تاثیری بر ایرسین پلاسما نداشت، اما باعث کاهش معنادار BDNF هایپوکمپ شد. تمرینات شنای روزانه در گروه مصرفکننده مرفین بهصورت معنادار اثرات مرفین بر سطوح GSH، GSSG و MDA پلاسما و هایپوکمپ و BDNF هایپوکمپ را جبران کرد.
نتیجهگیری: تمرینات شنای روزانه در طی روند مصرف مزمن حداقل بخشی از استرس اکسیداتیو ناشی از مصرف مرفین را جبران میکند. این اثر ممکن است به کاهش آسیبهای سلولی و ملکولی ناشی از مصرف مزمن مرفین کمک کند.
طاهره متولیزاده، فاطمه رضایی، خسرو صادق نیت حقیقی، محمد علی سپهوندی،
دوره 81، شماره 3 - ( خرداد 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیخوابی شایعترین اختلال خواب است که با بیشبرانگیختگی قشری همراه میباشد. تحریک جریان مستقیم فراجمجمهای (tDCS) بهطور بالقوه حالت قشری مرتبط با بیخوابی را اصلاح میکند. ما فرض کردیم با بهکارگیری tDCS میتوان شدت بیخوابی و علایم عاطفی ناشی از آن را بهبود بخشید.
روش بررسی: مطالعه حاضر طرح آزمایشی با پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود که از تیر تا آذر 1401 در مرکز تحقیقات اختلالات خواب شغلی بیمارستان بهارلو و کلینیک خواب بیمارستان امام خمینی تهران انجام شد. 32 زن مبتلا به بیخوابی بهصورت تصادفی در گروههای آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. تحریک فعال جریان مستقیم فراجمجمهای شامل تحریک آنودال ناحیه گیجگاهی فوقانی (STG) چپ و تحریک کاتودال قشر پیشپیشانی پشتی-جانبی (DLPFC) راست و قشر حرکتی ثانویه (SMA) چپ با شدت دو میلیآمپر بهمدت 30 دقیقه، در 12 جلسه (هفتهای سه بار) برای گروه آزمایشی اجرا شد. در گروه کنترل نیز تحریک ساختگی بهمدت 30 دقیقه در طی 12 جلسه (هفتهای سه بار) انجام گرفت. شرکتکنندگان پیش و پس از مداخله توسط شاخص شدت بیخوابی (ISI) و مقیاس عاطفه مثبت و منفی (PANAS) موردارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد درمان الکتریکی مستقیم فراجمجمهای بر شدت بیخوابی و عاطفه مثبت و منفی موثر بوده است (001/0>P، 19/87F=). مقدار این تاثیر (eta2) در متغیر شدت بیخوابی، عاطفه منفی و مثبت بهترتیب 64/0، 34/0 و 6/0 میباشد.
نتیجهگیری: بر طبق نتایج، پروتکل درمانی طراحیشده ما برای درمان بیخوابی، بهطور معناداری شدت بیخوابی را در زنان مبتلا به بیخوابی مزمن کاهش داد و علایم خلقی آنها را بهبود بخشید.
یاسمین کاهنی، علی میرصادقی، محمد علی رئیس السادات، محمد جواد قمری، محمد برهمت، تورج زندباف،
دوره 81، شماره 4 - ( تیر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل رواج کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی، کنترل مشکلات شایع پس از این جراحی حایز اهمیت است. هدف از انجام این مطالعه، تعیین عوامل موثر بر درد پس از کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 222 بیمار مبتلا به سنگ کیسه صفرا علامتدار که از فروردین تا اسفند ۱۴۰۰ در بیمارستانهای دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی مشهد تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی قرار گرفتند، وارد مطالعه شدند. اطلاعات دموگرافیک بیماران، شاخص توده بدنی، سابقه جراحی شکمی، مدت زمان جراحی، فشار دیاکسیدکربن، نوع جراحی (الکتیو یا اورژانس)، تعداد برش جراحی، شدت درد شش و 24 ساعت پس از جراحی گردآوری شد و در انتها با SPSS software, version 26 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: از 22۲ نفر بیمار مورد مطالعه، 6/80% زن بودند و میانگین سنی و شاخص توده بدنی آنها بهترتیب 12/27±68/44 سال و kg/m2 7/4±08/27 بود. درد شش و 24 ساعت پس از عمل در زنان بیشتر از مردان و در جراحی با سه برش بیشتر از چهار برش بود (05/0>P). در بیماران با سابقه جراحی پیشین نیز درد شش ساعت پس از جراحی بیشتر بود (05/0>P). درد شش و 24 ساعت پس از جراحی براساس سن، شاخص توده بدنی، نوع جراحی (اورژانسی یا انتخابی) و مدت زمان جراحی تفاوت معناداری نداشت (05/0<P).
نتیجهگیری: در مطالعه ما جنسیت زن، استفاده از سه برش برای جراحی و سابقه جراحی پیشین با درد بیشتر پس از کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی همراه بود.
بابک وحدتپور، محمد شیروانی، حمیدرضا جهانبانی اردکانی، امید علیزاده خیاط، صادق برادران مهدوی،
دوره 81، شماره 4 - ( تیر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه انطباق فرا فرهنگی پرسشنامه کیفیت زندگی روتاتور کاف و تعیین پایایی و روایی پرسشنامه در جمعیت فارسی زبان مبتلا به بیماری روتاتور کاف بود.
روش بررسی: این مطالعه در شهر اصفهان و از اردیبهشت 1401 تا اسفند 1401 انجام شده است. شرکتکنندگان شامل 56 فرد مبتلا به پاتولوژی روتاتور کاف بودند. پایایی آزمون-بازآزمون با ضریب همبستگی درون کلاسی ایجاد شد. سازگاری درونی با استفاده از آلفا کرونباخ محاسبه گردید. تخمین خطا در اندازهگیریها با خطای استاندارد اندازهگیری محاسبه شد. ارزیابی تکرارپذیری با فاصله سه روز بین تکمیل پرسشنامه آزمون -بازآزمون سنجیده شده است.
یافتهها: میزان آلفا کرونباخ 971/0 بود که سازگاری درونی بالایی را نشان داد. ضریب همبستگی درون کلاسی 99/0 بود که نشاندهنده پایایی بالای آزمون-بازآزمون است. مقدار همبستگی با پرسشنامه DASH برابر با 907/0 و با پرسشنامه SPADI برابر با 941/0 بوده است.
نتیجهگیری: نسخه فارسی پرسشنامه کیفیت زندگی روتاتور کاف ابزاری معتبر و قابل اعتماد برای ارزیابی کیفیت زندگی در بیماران با تشخیص آسیب روتاتور کاف است.
مریم مهرپویا، زهرا صادقی،
دوره 81، شماره 8 - ( آبان 1402 )
چکیده
ترومبوز بطن چپ (Left ventricle thrombosis, LVT) یک عارضه بسیار جدی و تهدیدکننده حیات است که معمولا بهدنبال سکته حاد قلبی همراه با بالارفتن قطعه ST (STEMI) که منجر به اختلال حرکت دیوارهای قابلتوجه (RWMA) میشود، رخ میدهد. تشخیص، درمان و مدیریت آن چالشبرانگیز بوده و بستگی به موارد مختلفی از جمله نوع ترومبوز، زمان انجام آنژیوپلاستی پرکوتانئوس کرونر (PCI) و بیماری زمینهای دارد. روش تشخیصی ارجح آن تصویربرداری تشدید مغناطیسی قلبی عروقی (CMR) میباشد اما بهصورت روتین اکوکاردیوگرافی ترانس توراسیک (TTE) مورد استفاده قرار میگیرد. شایان ذکر است که در صورت محرز نبودن تشخیص ترومبوز بطن چپ با اکوکاردیوگرافی معمول، از مادهی حاجب برای ایجاد دقت (Resolution) بیشتر استفاده میشود. دو عارضه جدی ترومبوز بطن چپ سکته مغزی و آمبولی سیستمیک شریانی (SE) میباشد. در حال حاضر برای درمان ترومبوز بطن چپ از ترکیب آنتاگونیست ویتامین K (وارفارین) درکنار هپارین استفاده میشود. استفاده از آنتیکواگولانتهای خوراکی با اثر مستقیم (DOAC) با اینکه نتایج بسیار خوبی به ارمغان آورده ولی بهدلیل نبود کارآزمایی بالینی (Clinical Trial) وسیع برای ارزیابی آن، استفاده روتین از این دارو بحثبرانگیز است و تنها در صورت عدم تحمل یا کنتراندیکاسیونهای وارفارین، میتوان از آنتیکواگولانتهای خوراکی با اثر مستقیم، بهعنوان جایگزین استفاده نمود. هدف این مطالعه مروری (Narrative review)، بررسی آخرین منابع در زمینه اداره ترومبوزهای بطن چپ و اتخاذ بهترین رویکرد برای این بیماران میباشد.
محمد مهدی باقری، فهیمه صادقی زرندی،
دوره 81، شماره 8 - ( آبان 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی مادرزادی بهعنوان یکی از شایعترین اختلالات در نوزادان، از علل اصلی مرگ پری ناتال و همچنین یکی از علل ایجاد دیسترس تنفسی در نوزادان تازه متولدشده هستند. هدف مطالعه حاضر، تعیین فراوانی بیماریهای قلبی مادرزادی در بین نوزادان ترم با دیسترس تنفسی بود.
روش بررسی: مطالعه توصیفی-مقطعی حاضر از نوع گذشتهنگر بود که به بررسی بیماریهای قلبی مادرزادی در 145 نوزاد بستری در بخش NICU بیمارستان افضلیپور کرمان پرداخت. این نوزادان از اول فروردین 1391 تا پایان اسفند 1393 بهعلت دیسترس تنفسی در NICU بستری شده بودند. اطلاعات مربوط به بیماران از پرونده آنها استخراج و در چک لیست جمعآوری دادهها ثبت شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از SPSS software, version 20 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) استفاده شد.
یافتهها: شیوع بیماریهای قلبی مادرزادی در بیماران مبتلا به دیسترس تنفسی 83/84% بود. بیشترین نوزادان مبتلا به بیماریهای قلبی مادرزادی، پسر بودند (67/66%). بیش از 69% نوزادان به روش سزارین متولد شده بودند و بیشترین تعداد آنها تحت درمان طبی قرار داشتند (37/85%). بین سرانجام بیمار و بیماریهای قلبی مادرزادی اختلاف معناداری وجود داشت (018/0=P). از نظر شیوع بیماریهای قلبی مادرزادی ASD ببیشترین میزان شیوع را داشت (48/14%).
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای بیماریهای قلبی مادرزادی در کودکان ترم مبتلا به دیسترس تنفسی، تمامی نوزادان ترم با علایم دیسترس تنفسی نیاز به بررسیهای قلبی، بهخصوص اکوکاردیوگرافی برای تشخیص علت دارند. همچنین با توجه به بالا بودن مرگومیر نوزادان مبتلا به بیماریهای قلبی مادرزادی با علایم دیسترس تنفسی، نیاز به مراقبتهای بیشتر، دقیقتر و کاملتر این نوزادان پیشنهاد میشود.
جواد علیپور، ریحانه عسکری کچوسنگی، زهرا ابراهیمآبادی، یعقوب شاوهئی، محمد صادق ملک،
دوره 81، شماره 11 - ( بهمن 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: اکثر کودکان مبتلا به فلج مغزی همیپلژی اختلالاتی مرتبط با اندام تحتانی مانند تعادل را تجربه میکنند که تاثیراتی بر کیفیت راه رفتن کودکان نیز میگذارد. باتوجه به اهمیت تعادل، جهت مشارکت در فعالیتهای روزمره زندگی، استفاده از روشهای نوین توانبخشی عصبی مانند آینه درمانی جهت بهبود تعادل بسیار حایز اهمیت است. هدف از انجام این مطالعه تعیین اثر بخشی آینه درمانی بر تعادل کودکان مبتلا به فلج مغزی همی پلژی 12-5 سال بود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی است که از خرداد ماه 1400 الی مرداد ماه 1401روی 20 کودک مبتلا به فلج مغزی 12-5 ساله در شهر تهران انجام شده است. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (10 کودک) و درمان (10 کودک) قرار گرفتند. گروه درمان تحت 20 جلسه درمان طی چهار هفته قرار گرفتند. هر جلسه شامل 30 دقیقه درمان روتین و 15 دقیقه آینه درمانی بود. برای گروه کنترل نیز کنار درمان روتین به جای آینه درمانی، شم تراپی انجام شد. دو گروه در ابتدا و انتهای درمان تحت ارزیابی مقیاس تعادلی کودکان و آزمون بلند شدن و رفتن زماندار قرار گرفتند.
یافتهها: بررسی نتایج نشان داد پیش از درمان تعادل دو گروه تفاوت معناداری نداشتند، اما نمرات تعادل ایستا و پویا گروه درمان پس از مداخله تفاوت معناداری با گروه کنترل داشت (05/0P<).
نتیجهگیری: به نظر میرسد در کودکان مبتلا به فلج مغزی همیپلژی، آینه درمانی بهعنوان یک درمان مکمل میتواند بر تعادل پویا و ایستا تاثیر مثبتی داشته باشد.
پرویز شهابی، جلال عبدالعلیزاده، شیرین حسنپور، بهناز صادقزاده اسکویی، سهیلا بانی،
دوره 82، شماره 2 - ( اردیبهشت 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیب نخاعی (SCI) یک موضوع مهم پزشکی و اجتماعی است که منجر به درجات مختلفی از اختلالات حسی و حرکتی واختلال عملکرد جنسی و مشکلات باروری در مردان میشود. درمانهای آنتیاکسیدانی میتوانند استرس اکسیداتیو ناشی از آسیب نخاعی را کاهش دهند. این مطالعه به بررسی تأثیر سلنیوم و آستاگزانتین بر پارامترهای اسپرم و ترمیم نخاع آسیبدیده در موشهای صحرایی میپردازد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی از مدل حیوانی موش صحرایی در آزمایشگاه مرکز تحقیقات علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی تبریز از تاریخ 9 دی 1401 لغایت 6 آذر 1402 استفاده شد. 50 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار بهطور تصادفی به پنج گروه تقسیم شدند: کنترل، شم، SCI، تغذیه با سلنیوم و تغذیه با آستاگزانتین. به جز گروه کنترل و شم، در سایر گروه ها آسیب نخاعی ایجاد شد. شش هفته پس از آسیب، اثرات مکملهای سلنیوم و آستاگزانتین بر پارامترهای اسپرم و ترمیم نخاع مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: مکمل سلنیوم و آستاگزانتین غلظت، تحرک پیشرونده و زنده ماندن اسپرم را به استثنا، مورفولوژی غیرطبیعی اسپرم بهبود بخشید (001/0P<). هر دو مکمل سلنیوم و آستاگزانتین عملکردهای حرکتی و حسی موشهای آسیب دیده را افزایش دادند (001/0P<). سلنیوم نقش بیشتری در ارتقاء ترمیم در مقایسه با آستاگزانتین نشان داد (001/0P<).
نتیجهگیری: تغذیه با سلنیوم و آستاگزانتین پارامترهای اسپرم را بهبود میبخشند و در بهبود عملکرد حرکتی و حسی رتها پس از آسیب نخاعی موثرند. اما در این میان اثر سلنیوم بهتر از آستاگزانتین بود.
مجتبی قائدی، مجتبی سهرابپور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی حین عمل سپتورینوپلاستی یکی دیگر از عوارضی است که تاکنون راهکارهای متفاوتی برای کاهش آن بهکار برده شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر روی میزان خونریزی و رضایت جراح در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویهکور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعهکننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. میزان آرامبخشی، خونریزی و رضایت جراح مورد ارزیابی و ثبت قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و آمارهای توصیفی و آزمونهای آماری استنباطی در سطح معناداری 05/0P< انجام شد.
یافتهها: فراوانی آرامبخشی بیمار در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0>P). نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که در ابتدای عمل و در 90 دقیقه بعد، میزان رضایت جراح بیمار در گروه دکسمدتومیدین بهصورت معناداری بهتر از گروه کنترل بوده است (001/0<P). در گروه دکسمدتومیدین میدان دید جراح نسبتا واضح و کاملا واضح بوده است. نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که میزان خونریزی در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0<P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش خونریزی و بهبود میدان دید جراح سبب افزایش رضایت جراح شده بود. بنابراین میتوان از این دارو بهعنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.
محمد حاجی آقاجانی، محمد پارسا محجوب، رضا میری، رکسانا صادقی، فاطمه امیدی، مریم روزیطلب،
دوره 82، شماره 9 - ( آذر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییرات قلب در بارداری، بهویژه تغییرات سمت چپ قلب طی پژوهشهای مختلف ارزیابی شدهاند. با اینحال، تغییرات بطن راست به خوبی مورد بررسی قرار نگرفته است. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تغییرات شاخص های اکوکاردیوگرافیک بطن راست در زنان باردار و زنان غیرباردار انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به شیوه مورد-شاهدی انجام شد و 30 زن باردار در سه ماهه دوم سالم مراجعهکننده به درمانگاه زنان بیمارستان امام حسین (ع) تهران با روش اکوکاردیوگرافی بررسی شده و نتایج آنها با 30 زن غیرباردار و سالم مقایسه شدند. مطالعه از فروردین 1402 الی فروردین 1403 انجام شد. دادههای زمینهای شامل سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی ثبت و مقایسه شدند. همچنین، شاخصهای آناتومیکی و عملکردی بطن راست ارزیابی و مقایسه شدند.
یافتهها: دو گروه مورد بررسی از نظر سنی مشابه، ولی وزن، قد و شاخص توده بدنی در دو گروه متفاوت بود، به طوری که وزن و شاخص توده بدنی در زنان باردار و قد در زنان غیرباردار بهطور معناداری بیشتر بود (05/0P<). مقایسه شاخصهای اکوکاردیوگرافیک نشان داد (Tricuspid regurgitation gradient, TRG) و (Fractional area change, FAC) در دو گروه بهطور معناداری متفاوت بود (در زنان باردار شاخص TRG بیشتر و شاخص FAC کمتر بود (05/0P<).
نتیجهگیری: شاخصهای FAC وTRG بهطور معناداری بین زنان باردار و گروه شاهد متفاوت بودند. توجه به تغییرات مقادیر طبیعی این متغیرها در زنان باردار میتواند در تسریع تشخیص اختلالات و پیشگیری از بروز وقایع قلبی حین بارداری مفید باشند.
مجتبی قائدی، مجتبی سهرابپور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیثباتی همودینامیک یکی از عواملی است که میتواند باعث خونریزی حین عمل شود است و کیفیت دید جراح، عوارض حین و پس از عمل و نتیجه جراحی را تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر پارامترهای همودینامیک در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعهکننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سن، جنسیت، شاخص توده بدنی، متغیرهای همودینامیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، فشار متوسط شریانی، ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی)، میباشد.
یافتهها: روند تغییرات متغیرهای همودینامیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، فشار متوسط شریانی و ضربان قلب) در گروه دکسمدتومیدین از زمانهای پیش از اینداکشن تا خارج از ریکاوری تفاوت معناداری را نشان داد (001/0>P). در زمانهای پس از اینداکشن، یک دقیقه، پنج دقیقه، 15 دقیقه، 30 دقیقه، 60 دقیقه و در ریکاوری و خارج از ریکاوری تفاوت معناداری در میانگین فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و فشار متوسط شریانی بین دو گروه مشاهده شد (05/0>P). مقایسه دو گروه مداخله و کنترل از نظر متغیرهای ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی (به جز زمان در ریکاوری) تفاوت معناداری را نشان نداد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش تغییرات همودینامیک حین عمل همراه بوده است. بنابراین میتوان از این دارو بهعنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.
زکیه واحدیان اردکانی، مهران زارعی قنواتی، حمید ریاضی اصفهانی، سید مهدی طباطبائی، محمد رضا مهرابی بهار، صادق غفاریان، احمد معصومی،
دوره 83، شماره 1 - ( فروردین 1404 )
چکیده
هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری تحولآفرین در حوزه مراقبتهای بهداشتی شناخته شده است و چشمپزشکی به دلیل وجود تصویربرداریهای متنوع یکی از پیشروترین رشتهها در بهرهگیری از این فناوری محسوب میشود. در میان بیماریهای چشمی، گلوکوم بهدلیل ماهیت مزمن و پیشرونده و نیز نیاز به ارزیابیهای ساختاری و عملکردی پیچیده، بستری مناسب برای توسعه و بهکارگیری ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی فراهم کرده است. در این مقاله مروری، جدیدترین کاربردهای هوش مصنوعی در حوزه گلوکوم با تمرکز بر جنبههای تشخیص، پایش روند پیشرفت بیماری، و کمک به تصمیمگیریهای بالینی بررسی شده است. الگوریتمهای مبتنی بر یادگیری ماشین و یادگیری عمیق توانستهاند با دقت بالایی دادههای حاصل از تصویربرداری فوندوس، Optical Coherence و آزمونهای میدان بینایی را تحلیل کرده و تغییرات مرتبط با گلوکوم را تشخیص دهند. این فناوریها علاوهبر افزایش دقت تشخیص، میتوانند ابزارهایی موثر برای غربالگری در مقیاس وسیع، بهویژه در مناطق با دسترسی محدود به متخصصان چشمپزشکی باشند. همچنین، استفاده از مدلهای هوش مصنوعی در ردیابی تغییرات تدریجی ساختاری یا عملکردی چشم، امکان پیشبینی خطر پیشرفت بیماری و شخصیسازی برنامه درمانی را فراهم میسازد. با وجود این پیشرفتها، چالشهایی همچون عدمتعمیمپذیری مدلها به جمعیتها و دستگاههای مختلف، کمبود دادههای با کیفیت و قابلاعتماد و عدمشفافیت در فرآیند تصمیمگیری الگوریتمها (پدیده جعبه سیاه) همچنان مانع از پذیرش گسترده این فناوری در عمل بالینی شدهاند. این مقاله با مرور انتقادی بر دستاوردها و محدودیتهای فعلی، مسیرهایی برای تحقیقات آینده و اجرای موثر و اخلاقمدار هوش مصنوعی در مراقبت از بیماران مبتلابه گلوکوم پیشنهاد میدهد.
بیبی منا رضوی، طیبه زارعی، سید محمد صادق احمدی رشتی، مهرداد صیادینیا،
دوره 83، شماره 3 - ( خرداد 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از مش از کارامدترین روشها و بهعنوان روش انتخابی در ترمیم قابل محسوب میشود. مطالعه حاضر به مقایسه نتایج استفاده از مش پرولن فوق سبک با مش پرولن استاندارد در عمل جراحی ترمیم فتق پرداخته شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده دو سویه کور بر روی 119 بیمار در بازه زمانی اریبهشت 1394 تا اردیبهشت 1395 در بیمارستان شهید محمدی شهر بندرعباس انجام شد. اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، قد، وزن در چک لیست ثبت شد. بیماران بهصورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. در گروه اول از مش پرولن و در گروه دوم از مش پرولن فوق سبک جهت ترمیم استفاده شد. ترمیم فتق به روش لبخشتاین توسط جراح انجام شد.
یافتهها: میزان عود سه ماه پس از عمل در گروه پرولن صفر و در گروه پرولن فوق سبک یک مورد (7/1%) بود (487/0P=). میزان عود ۱۲ ماه پس از عمل در گروه پرولن دو مورد (2/3%) و در گروه پرولن فوق سبک سه مورد (2/5%) بود (6720P=). زمان احساس بهبودی کامل در گروه پرولن 63/1± 94/6 و در گروه پرولن فوق سبک 64/1± 68/6 روز بود (368/0P=). شدت درد در زمان های دو، شش و 24 ساعت پس از عمل اختلاف معناداری بین دو گروه مطالعه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: هر دو مش پرولن و پرولن فوق سبک در ترمیم هرنی اینوگوئینال کارایی نسبتا یکسانی دارند. هر چند مواردی مانند شدت درد، وجود درد مزمن و شروع سریعتر حرکت از مزیتهایی بود که با اختلاف اندکی در مش پرولن فوق سبک دیده شد، اما میزان عود هم اندکی در گروه پرولن فوق سبک بالاتر بود.
محمد صادق صنیع جهرمی، رضا اشرفزاده، احمد رستگاریان، نوید کلانی، محمد حسن دمشناس،
دوره 83، شماره 6 - ( شهریور 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب بین بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی برای سزارین، علاوهبر ملاحظات ایمنی مادر و نوزاد، میتواند بر پیامدهای مهمی مانند حجم خونریزی حین عمل تأثیر بگذارد. بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه میزان خونریزی در عمل سزارین به روش بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت مقطعی آیندهنگر در بازه زمانی آذر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 70 نفر از بیماران کاندید عمل جراحی سزارین مراجعهکننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی در دو گروه بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی قرار گرفتند. گازهای مورد استفاده پیش از عمل وزن شدند و پس از عمل نیز گازهای خونی توزین میشدند. تفاضل وزن گازهای خونی و خشک به عنوان حجم خونریزی ثبت گردید. سپس این حجم با حجم خون موجود در محفظه ساکشن جمع شد و حجم خونریزی نهایی برآورد گردید.
یافتهها: میزان خونریزی در عمل سزارین بهروش بیحسی نخاعی بهطور معناداری از روش بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P=). میزان تخمین چشمی خونریزی نیز در بیحسی اسپاینال بهطرز معناداری از بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P<). تعداد ضربان قلب، فشار سیستولی و دیاستولی قبل از عمل و حین عمل و نیز نمره آپگار دقیقه اول و پنجم در بین دو گروه بیهوشی عمومی و نخاعی تفاوت معناداری نداشت.
نتیجهگیری: میزان خونریزی در عمل سزارین بهروش بیحسی نخاعی کمتر از بیهوشی عمومی میباشد. پیشنهاد میگردد در مطالعات آینده مقایسهای بین سه گروه بیهوشی جنرال، اسپاینال و اپیدورال نیز انجام شود و میزان خونریزی در هرکدام بررسی گردد و بهترین روش بیهوشی جهت عمل سزارین انتخاب گردد.