203 نتیجه برای صادق
زکیه واحدیان اردکانی، مهران زارعی قنواتی، حمید ریاضی اصفهانی، سید مهدی طباطبائی، محمد رضا مهرابی بهار، صادق غفاریان، احمد معصومی،
دوره 83، شماره 1 - ( فروردین 1404 )
چکیده
هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری تحولآفرین در حوزه مراقبتهای بهداشتی شناخته شده است و چشمپزشکی به دلیل وجود تصویربرداریهای متنوع یکی از پیشروترین رشتهها در بهرهگیری از این فناوری محسوب میشود. در میان بیماریهای چشمی، گلوکوم بهدلیل ماهیت مزمن و پیشرونده و نیز نیاز به ارزیابیهای ساختاری و عملکردی پیچیده، بستری مناسب برای توسعه و بهکارگیری ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی فراهم کرده است. در این مقاله مروری، جدیدترین کاربردهای هوش مصنوعی در حوزه گلوکوم با تمرکز بر جنبههای تشخیص، پایش روند پیشرفت بیماری، و کمک به تصمیمگیریهای بالینی بررسی شده است. الگوریتمهای مبتنی بر یادگیری ماشین و یادگیری عمیق توانستهاند با دقت بالایی دادههای حاصل از تصویربرداری فوندوس، Optical Coherence و آزمونهای میدان بینایی را تحلیل کرده و تغییرات مرتبط با گلوکوم را تشخیص دهند. این فناوریها علاوهبر افزایش دقت تشخیص، میتوانند ابزارهایی موثر برای غربالگری در مقیاس وسیع، بهویژه در مناطق با دسترسی محدود به متخصصان چشمپزشکی باشند. همچنین، استفاده از مدلهای هوش مصنوعی در ردیابی تغییرات تدریجی ساختاری یا عملکردی چشم، امکان پیشبینی خطر پیشرفت بیماری و شخصیسازی برنامه درمانی را فراهم میسازد. با وجود این پیشرفتها، چالشهایی همچون عدمتعمیمپذیری مدلها به جمعیتها و دستگاههای مختلف، کمبود دادههای با کیفیت و قابلاعتماد و عدمشفافیت در فرآیند تصمیمگیری الگوریتمها (پدیده جعبه سیاه) همچنان مانع از پذیرش گسترده این فناوری در عمل بالینی شدهاند. این مقاله با مرور انتقادی بر دستاوردها و محدودیتهای فعلی، مسیرهایی برای تحقیقات آینده و اجرای موثر و اخلاقمدار هوش مصنوعی در مراقبت از بیماران مبتلابه گلوکوم پیشنهاد میدهد.
بیبی منا رضوی، طیبه زارعی، سید محمد صادق احمدی رشتی، مهرداد صیادینیا،
دوره 83، شماره 3 - ( خرداد 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از مش از کارامدترین روشها و بهعنوان روش انتخابی در ترمیم قابل محسوب میشود. مطالعه حاضر به مقایسه نتایج استفاده از مش پرولن فوق سبک با مش پرولن استاندارد در عمل جراحی ترمیم فتق پرداخته شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده دو سویه کور بر روی 119 بیمار در بازه زمانی اریبهشت 1394 تا اردیبهشت 1395 در بیمارستان شهید محمدی شهر بندرعباس انجام شد. اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، قد، وزن در چک لیست ثبت شد. بیماران بهصورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. در گروه اول از مش پرولن و در گروه دوم از مش پرولن فوق سبک جهت ترمیم استفاده شد. ترمیم فتق به روش لبخشتاین توسط جراح انجام شد.
یافتهها: میزان عود سه ماه پس از عمل در گروه پرولن صفر و در گروه پرولن فوق سبک یک مورد (7/1%) بود (487/0P=). میزان عود ۱۲ ماه پس از عمل در گروه پرولن دو مورد (2/3%) و در گروه پرولن فوق سبک سه مورد (2/5%) بود (6720P=). زمان احساس بهبودی کامل در گروه پرولن 63/1± 94/6 و در گروه پرولن فوق سبک 64/1± 68/6 روز بود (368/0P=). شدت درد در زمان های دو، شش و 24 ساعت پس از عمل اختلاف معناداری بین دو گروه مطالعه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: هر دو مش پرولن و پرولن فوق سبک در ترمیم هرنی اینوگوئینال کارایی نسبتا یکسانی دارند. هر چند مواردی مانند شدت درد، وجود درد مزمن و شروع سریعتر حرکت از مزیتهایی بود که با اختلاف اندکی در مش پرولن فوق سبک دیده شد، اما میزان عود هم اندکی در گروه پرولن فوق سبک بالاتر بود.
محمد صادق صنیع جهرمی، رضا اشرفزاده، احمد رستگاریان، نوید کلانی، محمد حسن دمشناس،
دوره 83، شماره 6 - ( شهریور 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب بین بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی برای سزارین، علاوهبر ملاحظات ایمنی مادر و نوزاد، میتواند بر پیامدهای مهمی مانند حجم خونریزی حین عمل تأثیر بگذارد. بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه میزان خونریزی در عمل سزارین به روش بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت مقطعی آیندهنگر در بازه زمانی آذر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 70 نفر از بیماران کاندید عمل جراحی سزارین مراجعهکننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی در دو گروه بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی قرار گرفتند. گازهای مورد استفاده پیش از عمل وزن شدند و پس از عمل نیز گازهای خونی توزین میشدند. تفاضل وزن گازهای خونی و خشک به عنوان حجم خونریزی ثبت گردید. سپس این حجم با حجم خون موجود در محفظه ساکشن جمع شد و حجم خونریزی نهایی برآورد گردید.
یافتهها: میزان خونریزی در عمل سزارین بهروش بیحسی نخاعی بهطور معناداری از روش بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P=). میزان تخمین چشمی خونریزی نیز در بیحسی اسپاینال بهطرز معناداری از بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P<). تعداد ضربان قلب، فشار سیستولی و دیاستولی قبل از عمل و حین عمل و نیز نمره آپگار دقیقه اول و پنجم در بین دو گروه بیهوشی عمومی و نخاعی تفاوت معناداری نداشت.
نتیجهگیری: میزان خونریزی در عمل سزارین بهروش بیحسی نخاعی کمتر از بیهوشی عمومی میباشد. پیشنهاد میگردد در مطالعات آینده مقایسهای بین سه گروه بیهوشی جنرال، اسپاینال و اپیدورال نیز انجام شود و میزان خونریزی در هرکدام بررسی گردد و بهترین روش بیهوشی جهت عمل سزارین انتخاب گردد.