30 نتیجه برای خونریزی
سید مرتضی حیدری، حمید رضا شتابی، الناز مرزبانی،
دوره 79، شماره 3 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل خونریزی در انجام عمل داکریوسیستورینوستومی از اهمیت ویژهای برخوردار است و کنترل پاسخهای همودینامیک بدن به استرس بهطور مؤثری میزان خونریزی حین عمل جراحی را کاهش داده و موجب بهبود ناحیه جراحی میگردد. از اینرو در این مطالعه بر آن شدیم تا به بررسی تاثیر دو ترکیب دارویی ترینیتروگلیسیرین و لابتالول با هیدرالازین بر روی فاکتورهای همودینامیک حین عمل جراحی داکریوسیستورینوستومی بپردازیم.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور میباشد که از مهر 1397 لغایت شهریور 1398 در بیمارستان فیض اصفهان بر روی 71 بیمار کاندید جراحی داکریوسیستورینوستومی DCR)) در دو گروه صورت گرفت. میزان خونریزی، پاسخ قلبی عروقی بیماران حین و پس از جراحی ومیزان رضایتمندی پزشک و بیمار، شدت درد و بروز تهوع و استفراغ جمعآوری و آنالیز شدند.
یافتهها: تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر میانگین فشار خون شریانی و تعداد ضربان قلب در زمانهای مطالعه حین جراحی و در زمان ریکاوری وجود نداشت (05/0<P). تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر میزان حجم خونریزی، میزان رضایتمندی جراح و بیمار، دفعات استفراغ، مدت اقامت در ریکاوری، شدت تهوع، میزان درد و خونریزی مجدد در ریکاوری مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان میدهد که ترکیب دارویی لابتالول همراه هیدرالازین در مقایسه با لابتالول همراه ترینیتروگلیسیرین نتایج مشابهی از نظر فاکتورهای همودینامیک و همچنین معیارهای میزان خونریزی و رضایتمندی جراح و بیمار دارد و از اینرو میتوان از هر دو ترکیب در جهت کاهش میزان خونریزی وکنترل علایم حیاتی حین جراحی داکریوسیستورینوستومی استفاده نمود.
کامبیز افتخاری، آرمن ملکیانطاقی، ندا حبیبی،
دوره 80، شماره 9 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی گوارشی مرتبط با استرس یک عارضه مهم در کودکان بستری در بخش مراقبت ویژه است که میتواند منجر به عوارض جدی و حتی مرگ شود. مطالعات کمی در این زمینه در کودکان صورت گرفته و بیشتر روی بزرگسالان بوده است، این مطالعه جهت ارزیابی فراوانی و ریسک فاکتورهای مرتبط با خونریزی گوارشی در PICU طراحی شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی در یک بازه زمانی سه ساله (از فروردین 1395 تا فروردین 1398) روی بیماران بستری در PICU بیمارستان بهرامی تهران انجام شد. حداقل حجم نمونه 380 نفر محاسبه شد. اطلاعات دموگرافیک، تشخیص هنگام بستری، بیماری زمینهای و آزمایشات اولیه در طی 24 ساعت اول بستری ثبت و برای ارزیابی یافتهها از Fisher’s exact test استفاده شد، 05/0P< معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: 462 بیمار وارد مطالعه شدند. حدود 58% مرد بودند. 21/42% زن بودند. بیشترین پراکندگی در نمونههایی که خونریزی گوارشی داشتند، در چند روز اول بعد از بستری اتفاق افتاده بود. بیشترین ارگان درگیر، ریه بود. میانگین سنی 48 ماه بود. مدت بستری بهطور متوسط 10 روز بود. حدود 11% کودکان دچار خونریزی گوارشی فوقانی شدند. در روز اول و دوم بستری بهترتیب 21/21% و 12/12% خونریزی گوارشی فوقانی روی داد. 56% بهصورت ترشحات Coffee ground، 34% بهصورت خون تازه (Fresh) و 10% بهصورت ملنا بود. 50% موارد خونریزی گوارشی فوقانی بعد از اینتوباسیون، 24/38% قبل ازاینتوباسیون و فقط 76/11% بعد از اکستوباسیون اتفاق افتاده بود. استفاده از ونتیلاتور، بیماریهای ریوی، انعقادی و خونی بهطور معناداری در بیماران با خونریزی گوارشی بیشتر دیده شد. (001/0P<) ولی در این گروه ارتباط معناداری با بیماریهای قلبی، عصبی، کبدی و کلیوی دیده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: بروز خونریزی گوارشی فوقانی در بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان خطر جدی میباشد و مهمترین ریسک فاکتور، تهویه مکانیکی میباشد. سایر ریسک فاکتورها، بیماریهای ریوی، انعقادی، هماتولوژی و اونکولوژی میباشند. استفاده از مهارکنندههای اسید بهخصوص H2blocker ها میتواند منجر به کاهش شیوع خونریزی گوارشی فوقانی شود.
الهام تابش، زهرا ایروانی، محمد جعفری، مریم سهیلیپور، محمدجواد طراحی،
دوره 80، شماره 9 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی گوارشی از پیامدهای کووید-19 است که با افزایش مدت بستری و مرگومیر بیماران همراه میباشد. این مطالعه با هدف تعیین شیوع یافتههای آندوسکوپی و Outcome خونریزی گوارشی در بیماران مبتلا به کووید-19 بستری در بیمارستان الزهرا (س) اصفهان انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، از بین 5800 بیمار که از شهریور تا آذر 1399 بهعلت ابتلا به کووید-19 در بیمارستان الزهرا (س) اصفهان بستری شدند، 87 بیمار که بهعلت خونریزی گوارشی فوقانی تحت آندوسکوپی قرار گرفتند، انتخاب و بررسیشدند. مشخصات دموگرافیک، بیماریهای زمینهای، مصرف داروهای ضدانعقاد، یافتههای آزمایشگاهی و سرانجام بیماری برحسب یافتههای آندوسکوپی موردبررسی و مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: براساس نتایج حاصله، بیماران دارای ضایعه آندوسکوپی میانگین سنی بالاتر (041/0=P)، درصد اشباع اکسیژن خون پایینتر (028/0=P) و شدت خونریزی بالاتری (018/0=P) داشتهاند. فراوانی مصرف داروهای ضدانعقادی در گروه با نتیجه آندوسکوپی غیرنرمال بالاتر ولی غیرمعنادار بود. سطح هموگلوبین، پلاکت، لنفوسیت و CRP در گروه آندوسکوپی نرمال و سطح NLR، LDH و دیدایمر در گروه غیرنرمال بالاتر بود (050/0<P). سه نفر (55/11%) از گروه با آندوسکوپی نرمال و 18 نفر (5/29%) از گروه آندوسکوپی غیرنرمال فوت نمودند ولی فراوانی فوت بین دو گروه اختلاف معنادار نداشت (070/0=P).
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه حاضر نشان داد که بیماران کوویدی مبتلا به خونریزی گوارشی فوقانی که دارای ضایعه آندوسکوپی بودهاند در برخی ویژگیها مانند سن، شدت خونریزی و درصد اشباع اکسیژن خون با بیماران با آندوسکوپی نرمال، اختلاف معنادار داشتهاند. همچنین فراوانی بروز مرگومیر در بیماران دارای ضایعه آندوسکوپی نسبتاً بالاتر بود.
مهران کوچک، نیلوفر طاهرپور، میرمحمد میری، روجا اسدپور، فاطمه ایلبیگی، سید پوژیا شجاعی، محمد سیستانیزاد،
دوره 80، شماره 9 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: فشارخون بالا یک عامل خطر مهم و قابل کنترل برای بیماریهای قلبی، سکته مغزی، نارسایی کلیه و بیماریهای عروق محیطی محسوب میشود. هدف از مطالعه حال حاضر تعیین میزان آگاهی بیماران مبتلا به سکته مغزی خونریزیدهنده نسبت به کنترل فشارخون و ارایه راهکارهایی جهت ارتقا سطح آگاهی بیماران بوده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مقطعی-توصیفی میباشد که با هدف ارزیابی آگاهی بیماران مبتلا به سکته مغزی خونریزیدهنده نسبت به مصرف داروهای ضدفشارخون انجام شد. جامعه مورد مطالعه در این طرح شامل تمام بیماران مبتلا به سکته مغزی خونریزیدهنده، بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امام حسین (ع) شهر تهران در بازه زمانی شهریور تا اسفند ۱۳۹۹ بودند. اطلاعات مرتبط با آگاهی از فشارخون و مصرف داروها توسط محقق و با روش ارتباط مستقیم با بیمار یا همراه بیمار تکمیل گردید. در این پژوهش، 17 نفر از مبتلایان سکته مغزی خونریزیدهنده متعاقب بیماری پرفشاری خون در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امام حسین (ع) شهر تهران وارد مطالعه شدند. میزان تبعیت صحیح از درمان در این مطالعه با استفاده از پرسشنامه موریسکی بررسی گردید.
یافتهها: در این مطالعه میانه سنی بیماران 67 سال بودهاست که 10 نفر (82/58%) زن بودند. میانه فشار خون سیستولیک و دیاستولیک در بدو ورود 170 و mmHg 95 بود. چهار نفر (53/23%) از وجود این بیماری در خود آگاهی نداشتند. از 13 نفری که از بیماری پرفشاری خون خود آگاه بودند، 11 نفر (71/64%) تحت نظر پزشک بودند. اما هفت نفر (64/63%) با وجود اینکه تحت نظر پزشک بودند و تبعیت از درمان مطلوبی داشتند، فشار خون کنترلشده نداشتند که منجر به فوت شده است.
نتیجهگیری: این مطالعه هشداری برای بیماران و پرسنل بهداشتی بهمنظور توجه بیشتر به کنترل فشارخون میباشد. همچنین آموزش افراد جامعه و نیز کادر بهداشتی در زمینه اهمیت تشخیص بهموقع و درمان دقیق پرفشاری خون بهشدت توصیه میگردد.
حمیدرضا شتابی، مهسا محمدرضایی،
دوره 81، شماره 7 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر انفوزیون دو دوز رمیفنتانیل بر میزان خونریزی، تغییرات همودینامیک حین عمل و عوارض پساز عمل جراحی رینوپلاستی پساز بیهوشی عمومی انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفیشده آیندهنگر از اسفند 1401 لغایت مرداد 1402 در بیمارستان الزهرا اصفهان بر روی 80 بیمار کاندید عمل رینوپلاستی انجام شد. شرکتکنندگان با استفاده از نرمافزار تخصیص تصادفیسازی (Random allocation software) در دو گروه 40 نفره قرارگرفتند، انفوزیون رمیفنتانیل در گروه اول با دوز 25/0-15/0 میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه (گروه A) و در گروه دوم با دوز 35/0-25/0 میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه (گروه B) تنظیم شد. هدف حفظ فشار متوسط شریانی بین 65-60 میلیمترجیوه بود که برای رسیدن به این هدف از کاهش یا افزایش میزان انفوزیون رمیفنتانیل استفاده شد. بیماران در حین عمل و بهبودی از نظر پارامترهای همودینامیک، خونریزی حین عمل و عوارض پساز عمل موردارزیابی و مقایسه قرار گرفتند.
یافتهها: روند تغییرات پارامترهای همودینایک در طی مدت عمل و ریکاوری بین دو گروه، اختلاف معنادار نداشت. میانگین حجم خونریزی در دو گروه A و B بهترتیب 1/23±25/44 و 5/15±25/28 سیسی بوده و اختلاف بین دو گروه معنادار بود (001/0P<).
نتیجهگیری: باتوجه به یافتههای مطالعه حاضر، بهنظر میرسد استفاده از دوز min/mg/kg 35/0-25/ رمیفنتانیل نسبت به دوز min/mg/kg 25/0-15/0، با کاهش قابلتوجه خونریزی حین جراحی بینی همراه است. همچنین استفاده از این دوز با بروز اختلال جدی همودینامیک از جمله برادیکاری و افت شدید فشارخون همراه نمیباشد.
نرجس محمدزاده، سید رسول میرشریفی، علیرضا آبخو، سروش کهنسال، محمد عاشوری،
دوره 81، شماره 9 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی گوارشی تحتانی که میتواند ایجادکنندهی یک وضعیت تحدیدکنندهی حیات باشد، شیوع ۳۳ در هر ۱۰۰۰۰۰ نفر دارد. مشاورهی جراحی در این بیماران از مهمترین اقدامات درمانی میباشد که در درمان بهموقع و مناسب بیمار نقش بهسزایی ایفا و از وقوع شوک جلوگیری میکند.
معرفی بیمار: در این مقاله ما به معرفی یک مورد خونریزی گوارشی تحتانی در بیمار ۵۰ سالهی مبتلا به سیروز کبدی بستری شده در تاریخ ۲۴ آذر سال ۱۴۰۰ در اورژانس بیمارستان امام خمینی (ره) تهران میپردازیم که منشا خونریزی یک کلافه عروقی، در محل اتصال روده باریک به ناف بوده و درمان با رزکسیون سگمنتال روده باریک انجام شد.
نتیجهگیری: خونریزی گوارشی در بیماران سیروتیک از اورژانسهای پزشکی میباشد و در صورتی که عامل خونریزی آن از طریق اندوسکوپی و کولونوسکوپی قابل دسترسی نباشد، تشخیص و درمان آن بسیار چالش برانگیز است. سیتی آنژیوگرافی و متعاقب آن جراحی روشی مناسب برای تشخیص و درمان این موارد میباشد و استفاده از اندوسکوپی، حین عمل، میتواند در تشخیص منشا خونریزی راهگشا باشد.
سید آرش یزدانبخش، سیمین نجفقلیان، آرش ایزدپناه، محمد پروهان، عظیم فروزان، امیر الماسی حشیانی،
دوره 81، شماره 11 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی حاد گوارشی یکی از اورژانسهای پزشکی است که در صورت مدیریت صحیح، پیشآگهی خوبی دارد. جهت تثبیت وضعیت همودینامیک این بیماران، ترکیبی از درمانهای دارویی، بهترین نتایج بالینی ممکن را داشته است در این مطالعه پیامدهای کوتاه مدت تجویز همزمان وازوپرسین و ترانکسامیک اسید با تجویز هر یک به تنهایی و بدونتجویز این داروها, مقایسه شد.
روش بررسی: در این مطالعه کار آزمایی بالینی دو سوکور از آبان ماه 1399-1398 در بیمارستان ولیعصر اراک،120 بیمار واجد شرایط با خونریزی حاد گوارشی در چهار گروه موردبررسی قرار گرفتند. سه گروه علاوه بر اقدامت معمول، وازوپرسین یا ترانکسامیک اسید به تنهایی و یا ترانکسامیک اسید به همراه وازوپرسین دریافت کردند. پیامدهای کوتاه مدت در 24 ساعت پیگیری شد.
یافتهها: در این مطالعه، گروه وازوپرسین کاهش بیشتری در هموگلوبین داشتند (05/0≤P)، افزایش اوره خون در دو گروه دریافتکننده وازوپرسین کمتر از گروههای گروه دیگر بود (05/0≤P)، گروه تحت درمان با ترانکسامیک اسید نسبت به گروه تحت درمان با وازوپرسین شرایط بسیار بهتری از نظر هماتوشزی یا قطع هماتمز، نیاز به انتقال خون، خونریزی مجدد، نیاز به آندوسکوپی و جراحی اورژانسی داشتند و افزودن وازوپرسین به ترانگزامیک اسید نیز منجر به بهبود نتایج شد (05/0≤P).
نتیجهگیری: استفاده از ترانکسامیک اسید همراه با وازوپرسین در خونریزی دستگاه گوارش، با بهبود عملکرد کلیوی و قطع خونریزی و کاهش خطر خونریزی مجدد، نیاز به تزریق خون و مداخله آندوسکوپیک وجراحی همراه است. نتایج بلند مدت آن نیاز به مطالعه بیشتر دارد.
مجتبی قائدی، مجتبی سهرابپور، غلامرضا معتضدیان، نوید کلانی، رضا صحرایی، محمد صادق صنیع جهرمی،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی حین عمل سپتورینوپلاستی یکی دیگر از عوارضی است که تاکنون راهکارهای متفاوتی برای کاهش آن بهکار برده شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دکسمدتومدین وریدی بر روی میزان خونریزی و رضایت جراح در بیماران تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویهکور بر روی 50 بیمار 18 تا 45 سال تحت عمل جراحی سپتورینوپلاستی مراجعهکننده به بیمارستان استاد مطهری شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1402 انجام شد. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه دکسمدتومیدین و کنترل، تقسیم شدند. میزان آرامبخشی، خونریزی و رضایت جراح مورد ارزیابی و ثبت قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و آمارهای توصیفی و آزمونهای آماری استنباطی در سطح معناداری 05/0P< انجام شد.
یافتهها: فراوانی آرامبخشی بیمار در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0>P). نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که در ابتدای عمل و در 90 دقیقه بعد، میزان رضایت جراح بیمار در گروه دکسمدتومیدین بهصورت معناداری بهتر از گروه کنترل بوده است (001/0<P). در گروه دکسمدتومیدین میدان دید جراح نسبتا واضح و کاملا واضح بوده است. نتایج آزمون آماری Mann-Whitney U test نشان داد که میزان خونریزی در گروه دکسمدتومیدین، کمتر از گروه کنترل، بوده است اما از نظر آماری معنادار نبوده است (05/0<P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با کاهش خونریزی و بهبود میدان دید جراح سبب افزایش رضایت جراح شده بود. بنابراین میتوان از این دارو بهعنوان یک داروی کمک بیهوشی در اعمال جراحی بهره برد.
محمد گلپرور، فاطمه مقدسی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی حین عمل یک عارضه ناخواسته و شایع در جراحیهای ارتوپدی است که تجویز پروفیلاکتیک داروهای ضدانعقاد جهت پیشگیری از ترمبوز وریدهای عمقی و آمبولی ریوی میتواند آن را تشدید کند. مطالعه حاضر تاثیر انوکسوپارین پروفیلاکتیک جهت پیشگیری از ترومبوآمبولی را بر میزان خونریزی در جراحیهای سر فمور بررسی میکند.
روش بررسی: مطالعه بهصورت توصیفی-تحلیلی آیندهنگر از تیر لغایت اسفند 1400 در بیمارستان کاشانی شهر اصفهان و در 120 بیمار بدون سابقه بیماری انعقادی کاندیدای اعمال جراحی ترمیمی شکستگی سر و گردن استخوان فمور انجام شد. کلیه بیماران مورد مطالعه در دوره پیش از عمل داروی انوکسوپارین جهت پیشگیری از ترومبوز وریدهای عمقی دریافت نموده بودند. بیماران با روش یکسان تحت بیهوشی نخاعی قرار گرفتند. در طول عمل جراحی و ریکاوری متغیرهای مرتبط با شدت خونریزی اندازهگیری و ثبت شده رابطه آنها با میزان و طول مدت دریافت انوکسوپارین بهوسیله تستهای آماری مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: ارتباط معناداری بین فشار متوسط شریانی و میزان خونریزی حین عمل وجود داشت (001/0P=). دوز انوکسوپارین تجویز شده با حجم مایعات دریافتی، میزان خونریزی، مقدار ترانگزامیک اسید، فنیل افرین، لابتالول، TNG و فنتانیل تجویز شده حین عمل با سطح معناداری کمتر از 05/0 همراهی داشت. همچنین ارتباط معناداری بین دوز انوکسوپارین تجویز شده با طول مدت جراحی و اقامت در ریکاوری وجود دارد (05/0P<).
نتیجهگیری: تجویز انوکسوپارین پروفیلاکتیک پیش از عمل میتواند میزان خونریزی حین عمل و نیاز به تجویز داروهای مهارکننده فیبرینولیز را افزایش دهد، این تاثیر در بیماران با کاهش عملکرد کلیه با سایر بیماران تفاوتی ندارد.
محمد صادق صنیع جهرمی، رضا اشرفزاده، احمد رستگاریان، نوید کلانی، محمد حسن دمشناس،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب بین بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی برای سزارین، علاوهبر ملاحظات ایمنی مادر و نوزاد، میتواند بر پیامدهای مهمی مانند حجم خونریزی حین عمل تأثیر بگذارد. بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه میزان خونریزی در عمل سزارین به روش بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت مقطعی آیندهنگر در بازه زمانی آذر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 70 نفر از بیماران کاندید عمل جراحی سزارین مراجعهکننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی در دو گروه بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی قرار گرفتند. گازهای مورد استفاده پیش از عمل وزن شدند و پس از عمل نیز گازهای خونی توزین میشدند. تفاضل وزن گازهای خونی و خشک به عنوان حجم خونریزی ثبت گردید. سپس این حجم با حجم خون موجود در محفظه ساکشن جمع شد و حجم خونریزی نهایی برآورد گردید.
یافتهها: میزان خونریزی در عمل سزارین بهروش بیحسی نخاعی بهطور معناداری از روش بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P=). میزان تخمین چشمی خونریزی نیز در بیحسی اسپاینال بهطرز معناداری از بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P<). تعداد ضربان قلب، فشار سیستولی و دیاستولی قبل از عمل و حین عمل و نیز نمره آپگار دقیقه اول و پنجم در بین دو گروه بیهوشی عمومی و نخاعی تفاوت معناداری نداشت.
نتیجهگیری: میزان خونریزی در عمل سزارین بهروش بیحسی نخاعی کمتر از بیهوشی عمومی میباشد. پیشنهاد میگردد در مطالعات آینده مقایسهای بین سه گروه بیهوشی جنرال، اسپاینال و اپیدورال نیز انجام شود و میزان خونریزی در هرکدام بررسی گردد و بهترین روش بیهوشی جهت عمل سزارین انتخاب گردد.