31 نتیجه برای پلیمر
احسان صراف کازرونی، احترام السادات حسینی، زهره شریفی، آزیتا آذر کیوان، مهران قاسمزاده،
دوره 74، شماره 5 - ( 5-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجایی که میانکنش HLA-E بیان شده در سطح سلولهای هدف با رسپتور مهاری CD94/NKG2 سلولهای NK نقش مهمی را در تنظیم ایمنی ذاتی علیه عوامل پاتوژن ایفا میکند، بیان متفاوت مولکول HLA-E در سطح سلول در نحوه مقاومت میزبان به ویروسها و همچنین پاسخ به درمان واجد اهمیت میباشد. بنابراین پژوهش کنونی با هدف بررسی فراوانی ژنوتیپهای مختلف مولکول HLA-E در بیماران تالاسمی ماژور که اغلب در معرض خطر عفونتهای منتقله از راه انتقال خون میباشند، انجام گردید.
روش بررسی: پژوهش انجامشده از نوع مقطعی بوده که نمونهگیری بهصورت تصادفی بر روی 104 بیمار تالاسمی ماژور مراجعهکننده به درمانگاه تالاسمی بزرگسالان انتقال خون تهران بین سالهای 1392 تا 1394 انجام شد. DNA استخراجشده از نمونههای خون بیماران با روش واکنش زنجیره پلیمراز- پرایمر مختص سکوانس (Sequence-Specific Primer Polymerase Chain Reaction, SSP-PCR) مورد آنالیز قرار گرفت. همچنین جهت تایید نتایج، محصولات از نظر تعیین توالی DNA بررسی گردیدند.
یافتهها: از مجموع بیماران، 49 مرد با فراوانی نسبی 1/47% و 55 زن با فراوانی نسبی 9/52% بودند. بیماران در محدوده سنی 16 تا 43 سال با میانگین سنی 03/31 و انحرافمعیار 7/4 قرار داشتند. فراوانی نسبی ژنوتیپ HLA-E*01010103 (4/%64) بهطور معناداری (001/0P=) بیشتر از ژنوتیپهای HLA-E*01010101 (4/%15) و HLA-E*01030103 (2/%20) بوده در حالیکه تفاوتی بین فراوانی نسبی آللهای HLA-E*0103 (4/%52) و HLA-E*0101 (6/%47) وجود نداشت.
نتیجهگیری: فراوانی ژنوتیپ HLA-E*01010103 بهصورت معناداری بیشتر از سایر ژنوتیپهای HLA-E بوده در حالیکه بین فراوانی آللهای HLA-E*0103 و HLA-E*0101 تفاوت معناداری وجود نداشت.
زهرا مفیدی منش، خدیجه عنصری، آناهیتا محسنی میبدی،
دوره 74، شماره 11 - ( 11-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از عوامل خطرآفرین در بروز سقط، ایجاد التهاب و کاهش ایمنی جنین در نتیجه جهش در پلیمورفیسم ژن FCGR2A میباشد. این گیرنده تنها گیرندهای است که قادر به میانکنش با آنتیبادیهای lgG2 میباشد و تنها راه انتقال این ایمونوگلبولین از مادر به گردش خون جنین اتصال آن به کلاسهای Fcgamma receptor (FcγR) میباشد که توسط ژن FCGR2A کد میشود. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین پلیمورفیسم R/H131 در ژن FCGR2A با خطر ابتلا به سقط مکرر در زنان نابارور میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، فراوانی پلیمورفیسم R/H131 در ژن Fcgamma receptor (FcγRIIA) در 150 زن با سابقه سقط مکرر با داشتن کاریوتاپ نرمال و مقایسه آنها با 150 زن سالم بدون سابقه سقط و داشتن فرزند مراجعهکننده به مرکز ناباروری پژوهشگاه رویان در شهر تهران در اسفند 1393 تا شهریور 1394 صورت گرفت. پس از استخراج DNA ژنومی از لکوسیتهای خون محیطی، بررسی پلیمورفیسم بهروش Amplification refractory mutation system-polymerase chain (ARMS-PCR) صورت گرفت.
یافتهها: فراوانی ژنوتیپهای AA، AG و GG پلیمورفیسم R/H131 در ژن FCGR2A در بیماران بهترتیب 3/31، 7/54 و 14% و در گروه کنترل بهترتیب 3/27، 2/49 و 5/23% بود. ارتباط معناداری بین پلیمورفیسم این ژن و خطر ابتلا به سقط در این جمعیت مورد مطالعه وجود نداشت (11/0P=)، همچنین تفاوتی میان سن زنان شرکتکننده در هر دو گروه بیمار و کنترل مشاهده نشد (083/0P=).
نتیجهگیری: ارتباط معناداری بین پلیمورفیسم R/H131 با سقط مکرر در زنان نابارور در جمعیت مورد مطالعه مشاهده نشد.
نازنین طالبآبادی، امیرنادر امامی رضوی، راحله صفائی جوان، حدیث محمدپور، علیرضا عبدالهی،
دوره 75، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در مورد نقش و میزان بیان ژن Transferrin receptor 2 (TFR2) که ژن رسپتور ترانسفرین است پژوهشهایی صورت گرفته که برخی موید ارتباط آن با ایجاد آدنوکارسنوم معده میباشد. هدف از این مطالعه بررسی تغییرات بیان ژن TFR2 در سلولهای تومورال آدنوکارسینومای معده و مقایسه آن با بیان ژن در بافت نرمال مجاور تومور بود.
روش بررسی: این مطالعه بهروش مورد-شاهدی از مهر ۱۳۹۴ تا تیر ۱۳۹۵ در بخش پاتولوژی انستیتو سرطان بیمارستان امامخمینی (ره) تهران انجام پذیرفت. در این مطالعه تعداد ۳۰ نمونه بافت تازه توموری بیماران مبتلا به آدنوکارسینومای معده و ۳۰ نمونه بافت تازه نرمال اطراف تومور و ۳۰ نمونه پلاسمای فریز شده همان بیماران تهیه گردید. پلاسمای بیماران از نظر وجود آنتیبادی هلیکوباکترپیلوری (بهروش الایزا) و بیان ژن TFR2 در بافت تومورال و طبیعی مجاور توسط Real-time polymerase chain reaction (Real-Time PCR) مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: بیان ژن در بافت تومورال نسبت به بافت نرمال افزایش معناداری داشت (۰/۱۲۵P=). بیان ژن TFR2 در افراد مبتلا به سرطان معده که درگیری عفونت همزمان هلیکوباکترپیلوری داشتند نشان داد که در افراد دارای این آلودگی بیان این ژن افزایش یافته است (۰/۰۷۷P=). بررسی ارتباط بیان این ژن با مرحله بیماری نشان داد که بیان ژن tfr2 در مراحل بالاتر بیماری افزایش چشمگیری دارد (۰/۳۹۶P=).
نتیجهگیری: بیان ژن TFR2 در بافت تومورال معده افزایش مییابد و در افرادی که عفونت همزمان هلیکوباکترپیلوری دارند و یا در مراحل پیشرفتهتر بیماری قرار دارند بیان ژن بیشتر است. این یافتهها میتواند موید ارتباط مستقیم میزان بیان ژن با ایجاد و گسترش آدنوکارسینومای معده باشد.
محمد مهدی سلطان دلال، شیرین نظامآبادی، جلال مردانه، زهرا رجبی، ابوالفضل سیردانی،
دوره 75، شماره 3 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییر شیوه تغذیه نوزادان در سالهای اخیر و روند رو به رشد استفاده از شیر خشک در آنها باعث اهمیت بیشتر به کیفیت شیر خشکهای مصرفی و ارزیابی سلامت در آنها شده است. هدف از این پژوهش شناسایی سویههای توکسینزای گونههای گروه باسیلوس سرئوس در شیر خشک نوزادان با استفاده از روش واکنش زنجیرهای پلیمراز بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که در طی ۱۲ ماه از فروردین تا اسفند سال ۱۳۹۴ در آزمایشگاه میکروبشناسی مواد غذایی دانشکده بهداشت صورت گرفت، از ۱۲۵ نمونه شیر خشک نوزادان پس از تهیه رقت ۰/۱ بر روی محیط اختصاصی باسیلوس سرئوس (Mannitol Egg Yolk Polymyxin Agar, MYP Agar) تلقیح شد و پس از گرمخانهگذاری به مدت ۲۴ ساعت در C° ۳۰، کلنیهای ظاهر شده از نظر واکنشهای بیوشیمیایی بر اساس روشهای استاندارد مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تایید نهایی باسیلوسها و بررسی توکسینهای این باکتری، واکنش زنجیرهای پلیمراز برای ژنهای انتخابی ITS تایید کننده باسیلوس و NHE مرتبط با اسهال و EM مرتبط با استفراغ انجام شد.
یافتهها: از ۱۲۵ نمونه شیر خشک نوزادان، ۸۴ نمونه (۶۷/۲%) آلوده و تعداد ۱۱۰ جدایه با روش فنوتیپی، مشکوک به گروه باسیلوس بهدست آمد. با مطالعه ژنITS ، ۹۱/۸% از جدایهها باسیلوس سرئوس شناسایی شد. ۵۳/۶۳% این باکتریها دارای ژنهای NHE عامل سندرم اسهالی و ۷۹% دارای ژن EM عامل سندرم استفراغی در باسیلوس سرئوس بودند.
نتیجهگیری: دادههای این مطالعه نشان داد که نزدیک به ۸۰% از جدایههای باسیلوس سرئوس دارای ژن مرتبط با استفراغ هستند و بیانکننده قدرت بیماریزایی بالای این سویهها است. وجود حتی تعداد اندک این سویههای بیماریزا یعنی کمتر از میزان مجاز تعریف شده در مواد غذایی، میتواند مشکلساز باشد.
امیر میرزایی، علیاصغر باقری کشتلی، حسن صاحب جمعی، حسن نوربازرگان، حسن رحمتی، سید عطااله سادات شاندیز،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: گیاه Trifolium cherleri یکی از گونههای گیاهان علفی از خانواده Fabaceae میباشد که بومی آفریقا، آسیا و استرالیا میباشد. همچنین، این گیاه جزء مهمترین گیاهان علوفهای خانواده Fabaceae در ایران است که از نظر طب سنتی دارای اهمیت است. هدف از این مطالعه، بررسی ترکیبات فیتوشیمیایی عصاره گیاه T. cherleri، اثرات ضدباکتریایی، اثرات ضدسرطانی این عصاره بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از مهر تا بهمن ماه ۱۳۹۵ در دانشگاه آزاد اسلامی به انجام رسید. ابتدا ترکیبات فیتوشیمیایی عصاره گیاه T. cherleri با روش Gas chromatography-mass spectrometry (GC-MS) شناسایی شد و بهدنبال آن اثرات ضدباکتریایی آن با روش کمترین غلظت مهارکنندگی (MIC) بررسی شد. همچنین، اثرات ضدسرطانی آن بر روی رده سلولی سرطان ریه (A549) با روش رنگ سنجی (MTT) ارزیابی شد. سپس، بیان ژنهای آپوپتوزی کاسپاز ۳ و ۹ با روش Real-Time PCR اندازهگیری شد.
یافتهها: آنالیز ترکیبات فیتوشیمیایی نشان داد که عصاره گیاه دارای ۲۰ ترکیب میباشد که بیشترین آن مربوط به Hexadecanoic acid, ethyl ester (۷/%۲۰) و Pentadecanone, 6,10,14-trimethyl-2 (۹/%۱۹) بود. عصاره بیشترین تاثیر را روی باکتریهای استافیلوکوکوس اورئوس و استرپتوکوکوس پایوژنز داشت. عصاره دارای سمیت سلولی وابسته به دوز بر روی رده سلولی A549 بود. همچنین، نتایج Real-Time PCR افزایش بیان ژنهای آپوپتوزی کاسپاز ۳ و ۹ را به ترتیب به میزان ۵۷/۲۷±۲/۰ (۰/۳۴P=) و ۰/۴۶±۳/۳ (۰/۲۷P=) نشان داد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج، بهنظر میرسد که عصاره گیاه T. cherleri دارای اثرات ضدمیکروبی و ضدسرطانی چشمگیر میباشد و بنابراین میتواند بهعنوان یکی از گیاهان بومی کشورمان پتانسیل استفاده در صنایع دارویی را داشته باشد.
ندا نوروزی، مرتضی بنیادی، اسماعیل بابائی، محمد حسین جبارپور بنیادی،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن، علت اصلی نابینایی در کشورهای پیشرفته است که بهوسیلهی تحلیل پیشروندهی اپیتلیوم رنگدانهای شبکیه و از دست دادن فتورسپتور ثانویه مشخص میشود و در نهایت منجر به از دست دادن بینایی میشود. مطالعات در زمینهی اتیولوژی این بیماری پیشنهاد میکند که یک بیماری پیچیده میباشد که در اثر میانکنشهای چندین ژن و عوامل محیطی ایجاد میشود. پلیمورفیسمهای، ژنهایی که کد کنندهی مسیر فرعی کمپلمان هستند مانند ژن CFI با خطر بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در ارتباط میباشند. هدف این مطالعه بررسی همراهی پلیمورفیسم p.Gly119Arg ژن CFI با بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در جمعیت ساکن در شهر تهران بود.
روش بررسی: در این مطالعهی مورد-شاهدی که از خرداد سال ۱۳۹۴ تا خرداد ۱۳۹۵ در دانشگاه تبریز انجام گرفت، ۱۵۰ بیمار مبتلا به دژنراسیون ماکولای وابسته به سن و ۱۵۰ فرد سالم مشارکت داشتند. ژنوتیپ آنها با واکنش زنجیرهای پلیمراز و چندشکلی طول قطعات هضم شونده تعیین شد.
یافتهها: بررسی رابطه پلیمورفیسم p.Gly119Arg در ژن CFI با بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن نشان داد که ارتباط معناداری بین فراوانی ژنوتیپی و آللی این پلیمورفیسم بین افراد بیمار و گروه کنترل وجود دارد (ژنوتیپ TT با ۰/۰۰۵P= و ۶/۶۸OR=، ژنوتیپ CC با ۰/۰۴P= و ۰/۶۱OR=، آلل T با ۰/۰۳P= و ۱/۷۶OR=، آلل C با ۰/۰۴P= و ۰/۵۶OR=).
نتیجهگیری: پلیمورفیسم p.Gly119Arg ژن CFI با افزایش خطر ابتلا به دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در جمعیت ساکن در شهر تهران در ارتباط است.
مریم خان محمدی، امیر سید علی مهبد، مجتبی نوراییپور، مجتبی دیدهدار،
دوره 75، شماره 7 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ولوواژینیت کاندیدایی عفونت شایعی است که حدود ۷۵% زنان دستکم یکبار به آن مبتلا میشوند. این مطالعه با هدف شناسایی گونههای کاندیدای جدا شده از زنان مبتلا به ولوواژینیت کاندیدایی توسط روش مولکولی در شهر اراک انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی از خرداد ماه ۱۳۹۴ تا فروردین ۱۳۹۵ بروی ۲۱۰ بیمار مبتلا به ولوواژینیت مراجعهکننده به کلینیکهای شهر اراک بهروش نمونهبرداری واژن توسط سوابهای مرطوب استریل انجام شد. سوابها بروی محیط کشت سابرودکستروز آگار حاوی کلرامفنیکل کشت داده شدند. ایزولههای مخمری توسط روش Polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP)، شناسایی شدند.
یافتهها: از ۲۱۰ بیمار مبتلا به ولوواژینیت، ۹۵ بیمار (۴۵/۲%) مبتلا به ولوواژینیت کاندیدایی یودند. شایعترین گونههای جدا شده کاندیدا آلبیکنس (۷۰/۵%)، کاندیدا گلابراتا (۲۰%)، کاندیدا تروپیکالیس (۷/۴%) و کاندیدا پاراپسیلوزیس (۱/۲%) بودند.
نتیجهگیری: در این مطالعه، کاندیدا آلبیکنس شایعترین گونه جدا شده از بیماران مبتلا به ولوواژینیت کاندیدایی بود،
هدی احمدی، رضا میرفخرایی، شیوا ایرانی،
دوره 75، شماره 10 - ( 10-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سقط مکرر، نوعی ناباروری است که در آن فرد متحمل سه سقط پیاپی یا بیشتر میگردد. ریزحذفهای کروموزوم Y یکی از عوامل ژنتیکی احتمالی مؤثر است که در ناحیه خاصی از کروموزوم Y موسوم به فاکتور آزواسپرمی روی میدهد. هدف این بررسی وجود ریزحذفهای کامل کروموزوم Y در همسران زنان مبتلا به سقط مکرر ایدیوپاتیک میان زوجهای ایرانی بود.
روش بررسی: در این مطالعه موردی-شاهدی، ۹۲ مرد با سابقه سقط مکرر در همسران خود و ۵۰ مرد سالم بارور بهعنوان گروه کنترل از نظر وجود ریزحذفهای کامل از تیر ماه ۱۳۹۲ تا مهر ۱۳۹۳ در آزمایشگاه ژنتیک پزشکی تهران و علوم و تحقیقات، ارزیابی شدند. مارکرها شامل sY84, sY86 برای ناحیه مربوط به فاکتور آزواسپرمی a، sY127, sY134, sY129 برای فاکتور آزواسپرمی b و sY254, sY255 برای فاکتور آزواسپرمی c بودند. پس از استخراج DNA از خون محیطی، روش واکنش زنجیرهای پلیمراز مولتیپلکس (Multiplex polymerase chain reaction, MPCR) و الکتروفورز ژل آگاروز جهت بررسی وضعیت ریزحذفها اعمال گردید.
یافتهها: در بررسی ریزحذفهای کامل ناحیه سه گانه فاکتور آزواسپرمی بر اساس نتایج حاصل واکنش زنجیرهای پلیمراز که بر روی ژل الکتروفورز مشاهده گردید، تمامی باندهای مربوط به مارکرهای شاخص، مورد استفاده در کل افراد مورد مطالعه تشکیل شده بود. در واقع در تمامی نمونهها شامل ۵۰ نمونه کنترل و ۹۲ نمونه بیمار، هیچگونه حذفی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: در این مطالعه ارتباط بین ریزحذفهای کروموزوم Y و سقط مکرر در مردان ایرانی مشاهده نشد.
سجاد شفاعی، الهام مسلمی، مهدی محمدی، کسری اصفهانی، امیر ایزدی،
دوره 75، شماره 10 - ( 10-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پروستات یکی از شایعترین سرطانهایی است که مردان را مبتلا میکند. گرچه سرطان پروستات در اغلب موارد مرگبار نیست، شناخت عوامل موثر در تشخیص و درمان بهموقع آن اهمیت دارد. افزایش بیان KLK2 در سرطان پروستات رخ میدهد و در نتیجه میتواند بهعنوان یک بیومارکر برای سرطان پروستات عمل کند. هدف از این مطالعه بررسی میزان بیان ژن KLK2 بهعنوان فاکتور احتمالی دخیل در تشخیص سرطان پروستات بود.
روش بررسی: در این مطالعه موردی، تعداد ۵۰ نمونه ادرار افراد مبتلا به سرطان پروستات و ۵۰ نمونه ادرار افراد سالم، مراجعهکننده به بیمارستان مهر تهران (دی ۱۳۹۳ تا اسفند ۱۳۹۴)، در بازه سنی ۴۶ تا ۷۱ سال جمعآوری گردید. سپس RNA نمونهها استخراج و سنتز cDNA به کمک آنزیم MMuLV و پرایمرهای Oligo dt و Random hexamer انجام شد.
یافتهها: میانگین افزایش بیان ژن KLK2 در افراد کمتر از ۵۰ سال و در افراد بیشتر از ۵۰ سال بهترتیب برابر با ۲/۳۲ و ۵/۷۹، ۰/۰۰۰۱P< بود. در بررسی بیماران با گروهبندی مرحله بیماری گروه GS6 با کمترین میزان بیان ۳/۴۰ برابر و در گروه GS8 با بیشترین میزان بیان ۱۰/۷۴ برابر نسبت به نمونههای نرمال افزایش بیان (۰/۰۰۰۱P<) مشاهده شد.
نتیجهگیری: بیان ژن KLK2 در افراد مبتلا به سرطان پروستات بیشتر از افراد سالم است. در نهایت با توجه به نتایج میتوان بیان نمود که ژن KLK2 میتواند بهعنوان یک عامل موثر و دخیل در سرطان پروستات مطرح شود که افزایش بیان آن با پیشرفت و توسعه بیماری در ارتباط است.
ناهید عارفی لیسار، پریوش کردبچه، ساسان رضایی، مهین صف آرا، روشنک داعی قزوینی، حیدر بخشی، زهرا امیدوار جلالی،
دوره 75، شماره 12 - ( 12-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ولوواژینیت کاندیدایی دوران بارداری میتواند با عوارضی همچون سقط جنین، پارگی زودرس کیسه آب، تولد نوزاد کم وزن، کوریوآمنیونیتیس و کاندیدیازیس سیستمیک مادرزادی مرتبط باشد. هدف از انجام این مطالعه شناسایی گونههای کاندیدا با روشهای قارچشناسی و مولکولی در زنان باردار مبتلا به کاندیدیازیس واژینال بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۸۰ زن باردار مراجعهکننده به بیمارستان شهید نورانی طالش از فروردین تا آذر ۱۳۹۵ (هشت ماه) انجام پذیرفت. کشت روی کروم آگار کاندیدا به منظور جداسازی و افتراق گونههای مهم بالینی به عمل آمد. کشتها بهمدت ۴۸ ساعت در C° ۳۵ انکوبه و کلنیهای رشد یافته بر اساس رنگ و تعداد، شناسایی گردیدند. تایید نهایی گونهها توسط روش Polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) انجام پذیرفت.
یافتهها: ۲۰ مورد (۲۵%) از بیماران مبتلا به واژینیت کاندیدایی بودند. از ۲۲ ایزوله شناسایی شده توسط کشت، گونههای آلبیکنس بهعنوان شایعترین گونه (۷۲/۸%)۱۶، گلابراتا (۲۲/۷%)۵ و کروزهای (۴/۵%)۱ شناسایی گردیدند. دو بیمار دارای عفونت توام (گونههای آلبیکنس و گلابراتا) بودند درحالیکه با روش PCR-RFLP، گونههای شناسایی شده بهترتیب شامل: آلبیکنس (۵۹/۱%)۱۳، گلابراتا (۲۲/۷%)۵، تروپیکالیس (۱۳/۶%)۳ و کروزهای (۴/۵%)۱ مورد گزارش گردیدند. در این پژوهش از نظر آماری ارتباط معنادار بین کاندیدیازیس واژینال با علایم بالینی (۰/۰۰۰۱P<)، دیابت (۰/۰۱۴P<) و استفاده از آنتیبیوتیکها (۰/۰۰۳P<) وجود داشت.
نتیجهگیری: روش PCR-RFLP بهعنوان یک روش تکمیلی توانست گونههای کاندیدا را بهدرستی تعیین هویت نماید.
سیده حکیمه رضازاده، رضا شیرکوهی، عبدالحمید انگجی، سید یوسف سیدنا، امیر نادر امامی رضوی،
دوره 76، شماره 2 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات نشان دادهاند که در اکثر سرطانهای اپیتلیالی بیان فاکتورهای مزانشینمی مثل Vimentin افزایش یافته و بیان فاکتورهای اپیتلیالی مثل E-cadherin کاهش مییابد، که در نتیجه آن تبدیل فنوتیپ اپیتلیالی به مزانشیمی (Epithelial-mesenchymal transition (EMT رخ میدهد. هدف از این پژوهش تعیین سطح بیان این ژنها در بافت تومورال و مقایسه و یافتن ارتباط آنها با پدیده EMT و پیشرفت بیماری بر اساس مقایسه یافتههای بالینی و مورفولوژیک بود.
روش بررسی: مطالعه Case series از بهمن ۱۳۹۴ تا شهریور ماه ۱۳۹۵، بر روی ۷۰ نمونه موجود در تومور بانک انستیتو کانسر انجام گرفت. نمونههای مربوط به بیماران مبتلا به سرطان تخمدان که به منظور جراحی به انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی (ره) مراجعه کرده بودند از نظر میزان بیان دو ژن E-cadherin و Vimentin با روش Real-time PCR مورد بررسی قرار گرفت و دادهها مورد بررسیهای آماری قرار گرفت.
یافتهها: میان سطح بیان ژن Vimentin با Stage تومور (۰/۰۲۶P=) و متاستاز (۰/۰۰۹P=) ارتباط معناداری مشاهده شد. بین بیان ژن Vimentin با درجه تومور (۰/۲۰۷P=)، سن (۰/۱۱P=)، سایز تومور (۰/۷۱P=) و سابقه ابتلای خانوادگی (۰/۶P=) ارتباط معناداری وجود نداشت. بین بیان ژن E-cadherin با متاستاز ارتباط معناداری داشت (۰/۰۲۷P=)، بین بیان ژن E-cadherin با درجه تومور (۰/۶۹۰P=)، Stage )۰/۷۵۳P=)، سن (۰/۰۹P=)، سایز تومور (۰/۵۳۷P=) و سابقه ابتلای خانوادگی (۰/۵۶P=) ارتباط معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مطالعه فوق نشاندهنده تغییر بیان هر دو ژن Vimentin و E-cadherin در سلولهای توموری تخمدان به عنوان فاکتورهای مهم در روند تبدیل اپیتلیال به مزانشیمی و بارز بودن این تفاوت در مراحل بالینی و پاتولوژی مختلف بود.
فرزانه ناصریان، فاطمه حشمتی، مریم مهدیزاده عمرانی، رضا سالاریان،
دوره 76، شماره 4 - ( 4-1397 )
چکیده
امروزه علم نانو در زمینههای مختلف پزشکی و درمانی از جمله درمان سرطان بسیار رشد و توسعه یافته است. از سوی دیگر، بیماری سرطان و انواع مختلف آن بسیار شایعه شده است و افراد زیادی از آن رنج میبرند. در حال حاضر، روشهای درمانی موجود از جمله شیمیدرمانی، رادیوتراپی و غیره نیز همراه با بعد درمانی، عوارضی ایجاد میکنند که برای بیمار ناخوشایند میباشد. از اینرو دانشمندان و پژوهشگران بهدنبال توسعه و بهبود هر چه بیشتر راههای درمانی برای مقابله با این بیماری مهلک میباشند. در این میان علم نانو و فناوری نانو بسیار گسترش یافته است و زمینههای مختلف آن از جمله نانوذرات بهصورت گسترده برای انواع برنامههای کاربردی، بهویژه برای تحویل دارو و موارد تشخیصی و تصویربرداری مورد توجه و استفاده قرار گرفته است. در حال حاضر تعداد زیادی از سیستمهای تحویل دارو از نانوذرات ساخته شدهاند و مواد مختلف بهعنوان عوامل تحریک کننده دارو و یا تقویت کننده برای بهبود اثربخشی درمان و دوام و ثبات و همچنین ایمنی داروهای ضد سرطان مورد استفاده قرار گرفتهاند. مواد مورد استفاده برای رهایش داروهای سرطانی به دستههای مختلف پلیمری، مغناطیسی، بیومولکولها تقسیم شدهاند. همچنین این مواد میتوانند تغییرات و اصلاحات سطحی مانند اتصال به آنتیبادیها و لیگاندهای هدف را نیز فراهم کنند تا نانوذرات بهطور هدفمند عمل کنند تا اثربخشی درمان افزایش یابد. این مقاله، نگاهی اجمالی به بیماری سرطان و داروهای سرطانی و نانوذرات و سهم آنها در درمان سرطان خواهد داشت.
لیلا حسنی، گلناز اسعدی تهرانی، سینا میرزا احمدی،
دوره 76، شماره 7 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: گلیوما، شایعترین و کشندهترین تومور بدخیم مغزی است. LncRNA THRIL، از نوع آنتی سنس و واسطه مهم مسیر سیگنالی NF-KB، که در بافتها از جمله سیستم عصبی مرکزی بیان میگردد. بخش عمده فرآورده بیان ژن را LncRNA تشکیل میدهد. هدف مطالعه، بررسی تغییرات میزان بیان LncRNA THRIL در آدنوکارسینومای گلیوبلاستوما، رده سلولی T98G تحت تیمار با داروی شیمیدرمانی تموزولامید بود.
روش بررسی: مطالعه کنونی از نوع مورد-شاهدی از فروردین تا شهریور ۱۳۹۶ در مرکز علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی زنجان انجام شده است. رده سلولی T98G در غلظتهای متفاوت داروی تموزولامید (۲۵، ۵۰ و μM ۱۰۰) و در زمانهای مختلف (۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت) تیمار شده، بهترتیب استخراج RNA و سنتز cDNA انجام شد. سپس بیان ژن LncRNA THRIL توسط Real-time PCR مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج توسط روش کمیتسنجی نسبی و روش لیواک (Livak method) آنالیز گردید.
یافتهها: بیان ژن THRIL در زمان ۲۴ ساعت در غلظتهای ۲۵ و μM ۱۰۰ (۰/۰۰۱P<) کاهش معنادار مشاهده گردید. زمان ۴۸ ساعت در غلظت μM ۵۰ (۰۰۱/۰P<) به استثنای غلظت ۲۵ و μM ۱۰۰ (۰/۰۰۱P<) افزایش معنادار مشاهده گردید. زمان ۷۲ ساعت در غلظت μM ۵۰ (۰/۰۰۱P<) افزایش معنادار داشته است و در مقابل، غلظتهای ۲۵ و μM ۱۰۰ (۰/۰۰۱P<) نشاندهنده کاهش بیان ژن THRIL بودهاند.
نتیجهگیری: در نتیجه، تغییرات بیان ژن THRIL پس از تیمار، به زمان و غلظت دارو وابسته است و در غلظت μM ۵۰ و زمان ۴۸ ساعت بالاترین تاثیر بر سلول با توجه به بیان ژن داشته است.
مهرداد محمدی، جمشید فقری،
دوره 77، شماره 4 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس از عوامل بیماریزای متداول در انسان است که طیف گستردهای از بیماریها را ایجاد میکند. آنزیم کوآگولاز از عوامل مهم بیماریزای این باکتری میباشد. همچنین بررسی تنوع ژنتیکی ژن کدکننده این آنزیم (Coa) یکی از روشهای مولکولی تعیین تیپ ایزولههای استافیلوکوکوس اورئوس میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، از اسفند ۱۳۹۶ تا مهر ۱۳۹۷، ۱۵۰ نمونه استافیلوکوس اورئوس جدا شده از نمونههای ادرار و خون از بیمارستانهای آموزشی الزهرا و امام حسین (ع) دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از تایید نوع باکتری نمونه با قطعه ژنومی Coa، برای تعیین تیپ کوآگولاز منطقه بسیار متغیر ژن این آنزیم در واکنش Polymerase chain reaction (PCR) تکثیر و سپس مورد هضم آنزیمی با استفاده از آنزیم اندونوکلئاز محدودگر AluI قرار گرفت و تنوع طول قطعات هضم آنزیمی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از ۱۵۰ نمونه ۴۵ نمونه استافیلوکوکوس اورئوس با تستهای بیوشیمیایی تایید و از این تعداد ۳۶ (۸۰%) نمونهها حامل ژن کوآگولاز بودند. در بین الگوهای PCR، الگوی bp680 در ۲۰ نمونه و الگوی bp750 در ۱۶ نمونه بهدست آمدند. پس از هضم آنزیمی برای آزمون Restriction fragment length polymorphism (RFLP)، چهار الگو بهدست آمدند که الگوی ۲۸۰+۴۰۰ در ۱۶ نمونه (۴۴/۴%)، الگوی ۲۸۰+۴۷۰ در ۷ نمونه (۱۹/۴%)، الگوی ۳۴۰+۳۴۰ در ۶ نمونه (۱۶/۶%)، الگوی بدون هضم ۷۵۰ در ۷ نمونه (۱۹/۶%) میباشند.
نتیجهگیری: با استفاده از آزمایشات صورت گرفته مشخص گردید که الگوی PCR-RFLP، ۲۸۰+۴۰۰ جفت بازی الگوی غالب در نمونههای استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده در اصفهان میباشد.
معصومه بابایی، مهرداد هاشمی، بهزاد بنیاقبال،
دوره 77، شماره 10 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات پرشمار نشان دادهاند که miRNA در میان شاخصها و علایم زیستی مختلف سرطان ریه، مهمترین هستند. با متوقف کردن miRNAهای مسبب بیماری (انکوژن) و ایجاد miRNAهای لازم و عملکردی (بازدارندهی توموری)، این RNAهای کوچک تنظیمکننده میتوانند کاربرد درمانی در سرطان داشته باشند. مرگومیر بالای ناشی از سرطان ریه این واقعیت را مشخص میکند که بیشتر بیماران در مرحله پیشرفته بیماری تشخیص داده میشوند. استفاده از بیومارکرهای سرمی میتواند به تشخیص زودهنگام کمک کند. از اینرو در پژوهش کنونی میزان بیان miR-137 در سرم افراد مبتلا به سرطان ریه بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی-توصیفی از شهریور ۱۳۹۶ تا خرداد ۱۳۹۷ انجام گردید. برای انجام این پژوهش، ۱۰۰ نمونه سرم (۵۰ نمونه سرم افراد سالم و ۵۰ نمونه سرم افراد بیمار) از مراجعهکنندگان به بیمارستان مسیح دانشوری تهران تهیه و دادههای فردی و کلینیکوپاتولوژیکی بیماران توسط پرسشنامهای از تمامی افراد گردآوری گردید. سپس جهت بررسی کیفی میزان تغییرات بیان miR-137 از روش Real-time polymerase chain reaction (RT-PCR) استفاده شد.
یافتهها: دادههای بهدست آمده نشان داد که تفاوت معناداری بین بیان سرمی ژن miR-137 مراحل اول و دوم بیماری وجود نداشت. درحالیکه در سرم افراد مبتلا به سرطان ریه که در مراحل سوم و چهارم متاستاز بودند میزان بیان miR-137 بهترتیب ۳/۲ (۰/۰۴۲P=) و ۶/۸ (۰/۰۰۳P=) برابر کاهش داشته است.
نتیجهگیری: براساس نتایج حاصل از پژوهش حاضر، بین بیان miR-137 و سرطان ریه ارتباط معناداری بهدست آمد.
اعظم شیرعلینژاد، فرزانه فیروزه، منصوره مومن هروی، عصمت آقاداوود، مجتبی صحت،
دوره 77، شماره 10 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سپسیس یک سندرم بالینی است که بهدنبال پاسخ التهابی نامنظم به عفونت همراه با علایم سیستمیک ایجاد شده و در صورت عدم درمان سریع با مرگومیر بالایی همراه میباشد. امروزه روشهای مولکولی بهدلیل حساسیت، اختصاصیت و سرعت بالا منجر به تشخیص سریع و دقیق سپسیس باکتریال در طی چند ساعت میگردد. هدف از این مطالعه بررسی شیوع باکتریمی در بیماران مشکوک به سپتیسمی، با استفاده از تکثیر ژن 23S rRNA به روش واکنش زنجیره پلیمراز میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از آذرماه ۱۳۹۵ تا دیماه ۱۳۹۶ در بیمارستان شهید بهشتی کاشان در دو مرحلهی آنالیتیکی و کلینیکی انجام گرفت. نمونه خون ۲۶۵ بیمار مشکوک به سپتیسمی مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان شهید بهشتی کاشان با روش Polymerase chain reaction (PCR) و با استفاده از پرایمر ژن 23S rRNA مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج آزمون PCR نشان داد، از میان ۲۵۶ نمونه خون گردآوری شده از بیماران با علایم بالینی سپسیس، (۳۰/۲%)۸۰ دارای عفونت باکتریمی بودند. از این تعداد موارد باکتریمی، (۵۷/۵%)۸۰/۴۶ بیمار مرد و (۴۲/۵%)۳۴/۸۰ بیمار زن بودند. بیشترین موارد PCR مثبت در میان افراد با سابقه بیماری زمینهای دیابت و زخم بستر (۲۱/۳%) بهدست آمد. آنالیز آماری نشان داد، بین نتیجه آزمون PCR و سابقه مصرف آنتیبیوتیک ارتباط معناداری وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد، روش مولکولی PCR با استفاده از پرایمر همگانی 23S rRNA آزمون مناسب جهت تشخیص باکتریمی در نمونههای خون بیماران میباشد.
مجید قلیپور، مستانه سیفآبادی، محمدرضا اسد،
دوره 77، شماره 11 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: توده عضله اسکلتی عامل مهمی برای حرکت جهت رفع نیازهای روزمره بهویژه در شرایط پاتولوژیک و کهولت است. هدف پژوهش کنونی، مقایسه تغییرات بیان ژنهای درگیر در مسیرهای سیگنالینگ سنتز و تجزیه پروتیین عضله ناشی از انجام دو پروتکل تمرین ورزشی بود.
روش بررسی: رتهای هشت هفتهای بهطور تصادفی به دو گروه تمرینی مقاومتی و استقامتی و یک گروه کنترل تقسیم شدند و از مرداد تا مهر ۱۳۹۷ بهمدت هشت هفته، پنج جلسه در هفته، در محل آزمایشگاه حیوانات دانشگاه تهران روی نوارگردان دویدند. ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، عضله نعلی جدا و جهت تجزیه و تحلیل با روش مولکولی واکنش زنجیرهای پلیمراز- رونوشت معکوس (RT-PCR) و وسترن بلات، در دمای ۸۰- نگهداری شد.
یافتهها: نسبت به گروه کنترل، بیان ژن mTORC1 تنها در گروه مقاومتی بهطور معناداری افزایش یافت (۰/۰۲۲P=)، درحالیکه هر دو پروتکل تمرینی استقامتی و مقاومتی باعث افزایش معنادار Rps6kb1 شدند (بهترتیب ۰/۰۰۱P< و ۰/۰۰۱P=). در مسیر تجزیه پروتیین، اگرچه بیان ژن FOXO3a تغییر معناداری نداشت (۰/۴۶۳P=)، بیان ژن eIF4Ebp1 توسط هر دو پروتکل تمرینی استقامتی و مقاومتی مهار شد (بهترتیب ۰/۰۰۱P< و ۰/۰۰۱P=). این نتایج، توسط تجزیه و تحلیل وسترن بلات تأیید شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد پروتکلهای ورزشی پژوهش کنونی اثرات کمابیش یکسانی بر تغییرات بیان ژنهای درگیر در مسیرهای سنتز و تجزیه پروتیین عضله اسکلتی دارند. بنابراین، میتواند جهت جلوگیری و یا کاهش آتروفی عضلانی در شرایط پاتولوژیک و سالمندی مورد توجه قرار گیرد.
امین درخشانفر، هادی توکلی، جواد مویدی، علی پوست فروش فرد،
دوره 77، شماره 12 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ویروس آنفلوانزای تحت تیپ H9N2 که در بسیاری از مناطق ایران بهصورت اندمیک وجود دارد بهعنوان یک کاندید جهت ایجاد پاندمیهای آینده مطرح است. در مطالعه حاضر مدت زمان دفع ویروس آنفلوانزای اندمیک ایران (تحت تیپ H9N2) از طریق مدفوع و ترشحات حلقی مرغ نژاد تخمگذار مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از تیر ۱۳۹۶ تا مهر ۱۳۹۶ در مرکز تحقیقات علوم و فناوری تشخیص آزمایشگاهی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و بخش علوم درمانگاهی دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید باهنر کرمان انجام شده است. در ابتدا ویروس آنفلوانزا با مشخصات A/Chicken/Iran/SH-110/99 (H9N2) در مایع آلانتوییک تخممرغ جنیندار کشت داده شد و EID50 ویروس با روش Reed and Muench تعیین گردید. سپس مقدار EID50/ml ۱۰۶ ویروس از طریق بینی به جوجههای نژادهای لاین تلقیح گردید. نمونهبردای از حلق و مدفوع پرندگان در روزهای ۲، ۵، ۱۰ و ۱۷ پس از تلقیح انجام شد. وجود ویروس در نمونههای پرندگان چالش شده با استفاده از روش مولکولی واکنش زنجیرهای پلیمراز- رونوشت معکوس (RT-PCR) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: دفع ویروس آنفلوانزا از ترشحات حلقی و مدفوع پرندگان دو روز پس از آلودگی آغاز شد و بهترتیب تا روزهای ۱۰ و ۱۷ ادامه داشت. بیشترین میزان خطر آفرین بودن ماکیان تجاری مبتلا به آنفلوانزا، روزهای دو تا پنج پس از آلودگی بود.
نتیجهگیری: ردیابی ویروس در نمونههای پرندگان چالش شده با ویروس آنفلوانزای H9N2 نشان داد که ویروس به مدت طولانیتری میتواند از طریق مدفوع پرنده آلوده، در مقایسه با ترشحات حلق، به محیط اطراف منتشر گردد و برای انسان در تماس مشکل آفرین باشد.
نعیمه کلالی، سوگند میرشاه، محمد حسین ابراهیمزاده، بیبی فاطمه کلالینیا، علی مرادی، آذر قریب، نفیسه جیرفتی،
دوره 81، شماره 12 - ( 12-1402 )
چکیده
بیش از نیمقرن است که از سیمانهای استخوانی جهت محکمشدن مفاصل مصنوعی استفاده میشود. نقش اولیه سیمان استخوان پر کردن فضای آزاد بین پروتز و استخوان است که با ایجاد یک ناحیه الاستیک نیروهای وارد بر مفصل را جذب میکند. این امر علاوه بر تضمین پایداری ایمپلنت مصنوعی، بهبود استخوان آسیبدیده را نیز به همراه دارد. سیمانهای استخوانی پلیمری از یک ماتریکس پلیمری به نام پلیمتیل متاکریلات (PMMA) و یک مونومر مایع به نام متیل متاکریلات (MMA) تشکیل شدهاند، در اثر ترکیب این دو جزء با هم واکنش پلیمریزاسیون رادیکال آزاد رخ میدهد و منجر به سختشدن سیمان میگردد. خواص سیمانهای استخوانی از جمله استحکام مکانیکی، زیستسازگاری و ویژگیهای جابهجایی را میتوان با ترکیب پارامترهای مؤثر در پلیمریزاسیون تنظیم کرد. سیمانهای استخوانی سرامیکی، از ذرات سرامیکی مانند کلسیم فسفات و کلسیم سولفات تشکیل شدهاند که در یک ماتریکس پلیمری پراکندهاند. ذرات سرامیکی استحکام مکانیکی و زیست فعالی را فراهم میکنند، درحالیکه ماتریکس پلیمری خواص حملونقل سیمان را افزایش میدهد. ترکیب این مواد امکان ایجاد سیمانی را فراهم میکند که زیستسازگار، رسانای استخوانی و از نظر مکانیکی پایدار باشند. با پیشرفت مداوم در مواد زیستی، سیمانهای استخوان سرامیکی و پلیمری میتوانند انقلابی در زمینه جراحی ارتوپدی ایجاد کنند و نتایج عملکردی بیماران را بهبود بخشند. اخیراً، محققان جهت افزایش عملکرد سیمانهای استخوانی و رفع محدودیتهای فعلی در کاربردهای ارتوپدی، روی توسعه سیمانهای استخوانی جدید با خواص بهبودیافته، مانند زیستفعالی، فعالیت ضدباکتریایی و قابلیتهای انتقال دارو تمرکز کردهاند. در مطالعه پیشرو، به تفضیل به جزییات انواع سیمانهای استخوانی، خواص مکانیکی، بیولوژیکی، ساختاری و نحوهی بهینهسازی آنها میپردازیم.
ثریا احمدیان مسک، عباس حقپرست،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: میدانهای کوچک الکترونی میتواند منجر به بروز خطاهای قابلتوجه در توزیع دوز شده و اثربخشی و ایمنی درمان را کاهش دهد، بهویژه زمانیکه از دوزیمترهای متداول استفاده شود. هدف این مطالعه، بررسی عملکرد ژل پلیمری MAGIC بهعنوان یک دوزیمتر سهبعدی در میدانهای کوچک الکترونی و مقایسه نتایج آن با دوزیمترهای استاندارد Diode، Semiflex و Pinpoint بود.
روش بررسی: این مطالعهی تجربی-کاربردی در بخش پرتودرمانی بیمارستان امامرضا (ع) کرمانشاه، در بازهی زمانی آذر ۱۴۰۱ تا آذر ۱۴۰۲ انجام شد. پنج میدان الکترونی با ابعاد 2×2، 2.5×2.5، 3×3، 4×4 و 5×5 سانتیمترمربع، بهعنوان میدانهای کوچک با استفاده از اپلیکاتور cm2 6×6 متصل به سر شتابدهنده خطی Elekta و در دو انرژی ۶ و ۹ مگاالکترونولت تولید شد. نمونههای ژل MAGIC ساخته شده تحت تابش قرار گرفته و سپس با دستگاه MRI با قدرت 1.5 تسلا اسکن شدند تا توزیع دوز سهبعدی استخراج گردد. سپس نتایج با توزیع دوزهای بهدست آمده از دوزیمترهای Diode، Semiflex و Pinpoint مقایسه شد.
یافتهها: منحنیهای دوز عمقی بهدستآمده از ژل MAGIC بیشترین تطابق را با دوزیمتر Diode داشتند و این تطابق نسبت به دوزیمترهای Semiflex و Pinpoint قابلتوجهتر بود. همچنین با کاهش اندازه میدان و افزایش انرژی پرتو، اختلاف بین قرائت دوزیمترها بیشتر شد. این نتایج بر اهمیت انتخاب ابزار مناسب دوزیمتری در میدانهای کوچک تأکید دارد.
نتیجهگیری: ژل پلیمری MAGIC بهعنوان یک دوزیمتر سهبعدی، توان بالقوه بالایی برای دوزیمتری دقیق در میدانهای کوچک الکترونی دارد و بالاترین سازگاری را با دوزیمتر diode نشان داد. اما در میدانهای بسیار کوچک و همچنین انرژی بالا بهدلیل فاصله گرفتن بیشتر از تعادل ذره باردار گزینه ژل دوزیمتر بهتر از سایر دوزیمترها است.