80 نتیجه برای اکبری
فیروزه اکبریاسبق، ماهک پاپن، زهرا خزاعیپور،
دوره 67، شماره 12 - ( 12-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: مقاومت بهانسولین در
مبتلایان به سندرم تخمدان پلیکیستیک، یکی از مارکرهای مهم پیامد بد درمان نازایی
میباشد. هدف ما از این مطالعه، بررسی نقش متفورمین در پیشگویی نتایج درمانی تزریق
اسپرم در سیتوپلاسم تخمک Intra Cytoplasmic Sperm Injection در بیماران نابارور مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه
کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی، با کنترل که در زنان نابارور 38-20 ساله، مبتلا
بهسندرم تخمدان پلیکیستیک کاندید ICSI،
مراجعهکننده به درمانگاه نازایی بیمارستان میرزا کوچکخان در طی سالهای 87-85 انجام
شد. بیماران در هر گروه درمانی متفورمین و پلاسبو، بر اساس شاخص توده بدنی (BMI)، به دو گروه تقسیم شدند.
یافتهها: از 52 خانم مورد
مطالعه، (50%)26 نفر گروه درمان با متفورمین و (50%)26 نفر گروه پلاسبو بودند.
درمان با متفورمین، در خانمهای با2kg/m BMI<28، باعث افزایش معنیدار تعداد
فولیکول بالغ، تعداد امبریو، تعداد اووسیت و تعداد اووسیت بالغ شد ولی در خانمهای
با (28&leBMI) مبتلا به PCOS،
اثر قابل ملاحظهای نداشته است. در خانمهای در هر دو گروه وزنی بالا و پایین
حاملگی شیمیایی و حاملگی کلینیکی، در گروه متفورمین، بیشتر از گروه کنترل و میزان
سقط کمتر بود ولی این تفاوتها معنیدار نبود.
آنالیز لوجستیک رگرشن، با تعدیل اثر تعداد فولیکول بالغ، تعداد امبریو، تعداد
موارد امبریو با کیفیت A، تعداد اووسیت و BMI،
تفاوت معنیداری در حاملگی کلینیکال در دو درمان با متفورمین و پلاسبو، نشان نداد.
نتیجهگیری: درمان
متفورمین در بیماران PCOS کاندید IVF/ICSI، در گروه وزن نرمال، اثر بهتری دارد. در این مورد تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.
سیدسعید اشراقی، محمدمهدی سلطان دلال، فاطمه فرد صانعی، تقی زهرایی صالحی، رضا رنجبر، بهرام نیکمنش، فرزانه امین هراتی، زهرا عبدالصمدی، ابوالفضل اکبری،
دوره 67، شماره 12 - ( 12-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: سالمونلوزیس
یک گاستروانتریت ناشی از آلودگی با سرووارهای مختلف باکتری سالمونلا میباشد. در
سالهای اخیر، سالمونلا انتریکا زیر گونه انتریکا سرووار انتریتیدیس بهعنوان مهمترین عامل گاستروانتریت در انسان از اهمیت جهانی خاصی برخوردار شده
است. انواع مختلف سالمونلا در سالهای اخیر بهطور روز افزون به آنتیبیوتیکهای
رایج و مصرفی در درمان مقاوم شدهاند. هدف اصلی از این مطالعه بررسی شیوع و تعیین
الگوی مقاومت دارویی سالمونلا انتریتیدیس جدا شده از مرکز طبی کودکان میباشد. تا
از این رهگذر بتوان در درمان مناسب عفونتهای سالمونلایی قدم موثری برداشت.
روش بررسی: این
مطالعه به صورت مقطعی از فروردین تا آذر 1387 در تهران صورت گرفت. 1950 نمونه
مدفوع کودکان مبتلا به اسهال کشت و مورد بررسی قرار گرفت. جهت تعیین مقاومت آنتیبیوتیکی
سویههای ایزوله شده نسبت به 16 آنتیبیوتیک، از روش استاندارد توصیه شده از طرف CLSI استفاده گردید.
یافتهها: از
26 سویه سالمونلا 14 سویه (54%) سالمونلا انتریتیدیس، دو سویه (8%) سالمونلا پاراتیفی B، شش سویه (23%) سالمونلا پاراتیفی C، سه سویه (11%) سالمونلا آریزونه و یک سویه
(4%) متعلق به سالمونلا پاراتیفی A بود. در این مطالعه 100% سویهها به
سیپروفلوکساسین، سفتریاکسون، سفتازیدیم، سفالکسین، سفوتاکسیم، جنتامایسین، ایمیپنم،
مروپنم و کولیسیتین سولفات حساس بودند. 100% سویهها به نیتروفورانتوئین مقاوم
بودند و سپس بیشترین مقاومت به نالیدیکیسیک اسید 4/71% مشاهده شد.
نتیجهگیری: شایعترین سالمونلای جدا شده سالمونلا انتریتیدیس بود، که حضور سالمونلاهای غیرتیفوییدی قابل توجه است. با توجه به حساسیت بالای
سویهها به سفالوسپورینها و فلوروکوئینولونها از آنها میتوان بهعنوان داروی
مناسب جهت درمان عفونتهای سالمونلایی استفاده کرد.
محمود اکبریان، سیده طاهره فائزی، فرهاد غریبدوست، فرهاد شهرام، عبدالهادی ناجی، احمد رضا جمشیدی، معصومه اخلاقی، ناهید شفائی، مریم اخلاقخواه، فریدون دواچی،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: بیماری لوپوس اریتماتوی سیستمیک (SLE) یک بیماری التهابی مولتی سیستم و خود ایمن با تولید اتو آنتیبادی
علیه اجزای مختلف سلول است. این بیماری اتیولوژی ناشناخته و تظاهرات بالینی و
آزمایشگاهی متفاوتی داشته، در نقاط مختلف کره زمین انتشار جغرافیایی وسیعی دارد.
تظاهرات بیماری در بین گروههای نژادی و جغرافیایی مختلف متفاوت است. هدف این
مطالعه ارائه چهره بیماری SLE در بیماران ایرانی است.
روش
بررسی: این مطالعه آیندهنگر توصیفی بر اساس اطلاعات ثبت شده
بیماران SLE مراجعهکننده به مرکز تحقیقات روماتولوژی دانشگاه علوم پزشکی
تهران در طی سالهای 1355 تا 1386 انجام شده است.
یافتهها: تعداد 2143 بیمار مطالعه شدند. نسبت
زن به مرد 8:1/8 و میانگین سنی در هنگام شروع بیماری 10±2/24 سال
بود. شیوع تظاهرات بالینی در این بیماران شامل درگیری عضلانی- اسکلتی 2/85%، پوستی
1/83%، کلیوی 6/66%، عصبی- روانی 24%، ریوی 3/22%، قلبی 5/17% و خونی 1/67% بود. FANA مثبت در 3/78%
و Anti- DNA بالا در 70% بیماران گزارش شد. سندروم همپوشانی و سابقه فامیلی
مثبت بهترتیب در 9/14% و 5/3% بیماران دیده شد.
نتیجهگیری: در مقایسه با بیماران لوپوسی سایر مناطق دنیا،
شیوع تظاهرات پوستی- مخاطی و کلیوی در بیماران ایرانی همانند کشورهای منطقه (با
عوامل محیطی مشابه) و شیوع تظاهرات خونی و مفصلی همانند کشورهای اروپایی (با نژاد
یکسان) بود. این نتایج میتواند تاثیر متفاوت فاکتورهای ژنتیکی و یا محیطی را در
بروز تظاهرات بالینی مختلف لوپوس مطرح نماید.
اکبر میرصالحیان، فرخ اکبری نخجوانی، عباس بهادر، فرشته جبل عاملی، رضا بیگوردی، حمیدرضا گلی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: پسودوموناس
آئروژینوزا، یک پاتوژن فرصت طلب
و از عوامل اصلی ایجاد عفونت در بیماران دارای زخمهای سوختگی میباشد.
متالوبتالاکتامازها (MBLS) از مهمترین عوامل ایجاد مقاومت به
داروهای کارباپنم در پسودوموناس آئروژینوزا است. این مطالعه ضمن بررسی
الگوی حساسیت آنتیبیوتیکی، به بررسی فراوانی متالوبتالاکتاماز (MBL) در بین ایزولههای پسودوموناس
آئروژینوزا به دو روش فنوتیپی (Etest MBL) و ژنوتیپی (PCR) میپردازد.
روش بررسی:
تعداد 170 ایزوله پسودوموناس آئروژینوزا جدا شده از بیماران سوختگی به روش
بیوشیمیایی تعیین هویت، سپس الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی آنها به روش کایربی بوئر
تعیین گردید. سویههای تولیدکننده متالوبتالاکتامازبه روش Etest MBL شناسایی شدند و برای تشخیص ژن blaVIM از روش PCR
استفاده گردید.
یافتهها: مقاومت به آنتیبیوتیکهای ایمیپنم، کاربنیسیلین،
آمیکاسین، توبرامایسین، تیکارسیلین، پلیمیکسین B، کلیستین
سولفات (μg10) و کلیستین سولفات (μg25) بهترتیب
9/52%، 7/74%، 7/81%، 2/88%، 7/84%، 10%، 1/34%، 3/28% بود. از بین این ایزولهها 10
ایزوله (1/11%) (از 90 ایزوله مقاوم به ایمیپنم) تولیدکننده آنزیم
متالوبتالاکتاماز به روش Etest MBL بودند. تمام 10 سویه نسبت به پلیمیکسین B و
کلیستین حساس بودند و نسبت به بقیه آنتیبیوتیکها مقاومت نشان دادند. با انجام
آزمون PCR تمام سویههایی که توسط Etest MBL مثبت
شدند توسط PCR تایید گردیدند و همگی حامل ژن blaVIM-1
بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهنده افزایش روند مقاومت آنتیبیوتیکی
پسودوموناس آئروژینوزا به سبب تولید آنزیم متالوبتالاکتاماز میباشد. لذا
با توجه به اهمیت بالینی این سویههای مقاوم در بیمارستان مورد مطالعه، شناسایی
سریع ارگانیسمهای تولیدکننده این آنزیمها و بهکارگیری ابزارهای مناسب کنترل عفونت جهت جلوگیری از
انتشار بیشتر این ارگانیسمها ضروری است.
فرناز آموزگار هاشمی، احسان حامد اکبری، بیتا کلاغچی، ابراهیم عصمتی،
دوره 69، شماره 9 - ( 9-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: در طی 80 سال گذشته،
رادیوتراپی یک درمان استاندارد برای موارد پیشرفته کانسر سرویکس بهشمار میرفته
است. بر اساس تعداد زیادی از مطالعات فاز سه در دهه گذشته، رادیوتراپی همزمان با
داروی سیس پلاتین هفتگی بهعنوان درمان استاندارد موارد پیشرفته درآمده است. علیرغم
درمانهای جدید در کانسر سرویکس هنوز این کانسر با موارد عود لوکال و متاستاز
بالایی همراه است و مطالعات متعددی درباره اضافه کردن جمسیتابین بهدرمان
کمورادیاسیون استاندارد انجام شده است. داروی جمسیتابین یک داروی آنتیمتابولیت
جدید است، این دارو بهعنوان دارویی حساسکننده به اشعه قوی همراه با رادیوتراپی
در مطالعات مختلف در کانسر سرویکس استفاده شده است.
روش بررسی: 30 بیمار مبتلا به کانسر پیشرفته
سرویکس (Stage IB2-IVA) در حد فاصل شهریور
88 لغایت شهریور 89 که به درمانگاه رادیوتراپی- انکولوژی بیمارستان امامخمینی
مراجعه کرده بودند وارد مطالعه شدند. جمسیتابین با دوز هفتگی 2mg/m60 و بهدنبال
آن داروی سیسپلاتین هفته/2mg/m35 بهصورت داخل وریدی همزمان با رادیوتراپی
لگن تجویز شد. یکماه و سهماه پس از اتمام درمان، بیماران از نظر عوارض و از نظر
پاسخ بهدرمان بررسی شدند.
یافتهها: در 30 بیمار مورد
مطالعه میانگین سنی 83/11±13/58 سال (حداقل 29
سال و حداکثر 78 سال) و در معاینه سه ماه بعد میزان پاسخ کامل 3/73% و پاسخ نسبی 7/26%
بود. در بررسی انمی گرید سه در 10%، لکوپنی
گرید سه در 10% و ترومبوسیتوپنی گرید سه در 3/3% بیماران
حین درمان مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج گرفتهشده
در این تحقیق بهخصوص در مرحله 2B مطالعات تکمیلی فاز دو و سه درباره کمورادیاسیون
با جمسیتابین توصیه میشود.
حجت ا... جعفری فشارکی، فاطمهالسادات نیری، پروین اکبری اسبق، الهه امینی، مجتبی صداقت،
دوره 70، شماره 8 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: در حال حاضر بهطور عمده از ایبوپروفن برای بستن مجرای شریانی باز (PDA) استفاده میشود ولی، مطالعات اندکی در پیدا کردن دوزهای مؤثرتری از ایبوپروفن انجام شده است. به همین دلیل بر آن شدیم تا با انجام یک مطالعه مداخلهای با مقایسه دوز معمول ایبوپروفن با دوز جدیدی از آن، به دوز موثرتری دست پیدا کنیم.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی شاهددار تصادفی شده، 60 نوزاد مبتلا به PDA تأیید شده با اکوکاردیوگرافی از طریق تصادفیسازی در دو گروه 30 نفری تقسیم و بررسی شدند. به یک گروهmg/kg 10 ایبوپروفن به عنوان دوز اولیه در روز اول و دو دوز mg/kg5 در دو روز متوالی و به گروه دیگر دوزmg/kg 15 به عنوان دوز اولیه در روز اول و دو دوزmg/kg 5/7 در دو روز متوالی تجویز گردید و میزان بسته شدن PDA و عوارض درمانی در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: 30 نفر (100 درصد) از نوزادان در گروه 15 میلیگرم و 23 نفر (7/76 درصد) در گروه 10 میلیگرم دارای پاسخ درمانی بودند و نیاز به انجام مداخله جراحی پیدا ننمودند که اختلاف آماری معنیداری را بین دو گروه نشان میداد (011/0P=) و بیشترین پاسخ به درمان در دو گروه مورد بررسی بعد از 24 ساعت از تجویز دوز اول دارو بود.
نتیجهگیری: استفاده از دوز بالاتر ایبوپروفن اثربخشی موثرتری در درمان باز ماندن مجرای شریانی در نوزادان دارد و سبب کاهش معنیداری در میزان فراوانی موارد نیازمند جراحی میشود، ولی عوارض دارویی چندانی را در قیاس با دوز معمول این دارو ایجاد نمینماید.
حسین اکبری، محمد جواد فاطمی، ظهراب شکور، سید جابر موسوی، پژمان مدنی، میر سپهر پدرام،
دوره 70، شماره 10 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: در برخی از صدمات عصبی که امکان ترمیم اولیه وجود ندارد، روش ارجح استفاده از پیوند عصب با استفاده از عصب خود بیمار (اتوگرافت) میباشد. از نظر تئوری این احتمال وجود دارد که متعاقب پیوند معکوس عصب از خروج آکسون از شاخههای فرعی ممانعت به عمل آید. پژوهش حاضر به مقایسه دو روش پیوند عصب به صورت مستقیم و معکوس میپردازد.
روش بررسی: 40 عدد رت به دو گروه تقسیم شدند و مورد عمل جراحی قرار گرفتند. عصب سیاتیک ران راست آنها به طول 5/1 سانتیمتر قطع شده در گروه اول به صورت مستقیم و در گروه B به صورت معکوس بین دو سر پروگزیمال و دیستال عصب مجدداً آناستوموز شدند. یک و 16 هفته پس از عمل جراحی، از رتها اثر کف پا گرفته شد. در هفته 16 بررسی پاتولوژی و شمارش آکسون انجام شد. نتیجه این دو روش گرافت عصبی از نظر کلینیکی بر اساس ایندکس عملکرد سیاتیک (Sciatic functional index) بر مبنای اثر کف پا و از نظر پاراکلینیکی بر مبنای شمارش آکسونی مقایسه شدند.
یافتهها: استفاده از گرافت عصبی به روش معمول و به روش معکوس از جنبه بالینی (SFI) در هفته اول (22/0P=) و هفته شانزدهم (87/0P=) و همچنین از جنبه پاراکلینیکی شمارش آکسون، در هفته شانزدهم (68/0P=) تفاوت معنیداری با هم ندارند.
نتیجهگیری: در ضایعات عصبی با طول کوتاه، نتایج پیوند عصب به روش معمول و معکوس تفاوتی ندارد. نتیجهگیری در نقایص با طول بلند و نیز انسان نیاز به مطالعات بیشتری دارد.
ناصرالدین اکبری اسبق، پروین اکبری اسبق، زرینتاج کیهانیدوست، علیاشرف اقبالی،
دوره 71، شماره 5 - ( مردادماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم QT طولانی بهصورت وجود فاصله QT طولانی در نوارقلب مشخص و افراد مبتلا در معرض خطر سنکوپ و مرگ ناگهانی هستند. نوعی از این سندرم همراه با کری مادرزادی است. هدف مطالعه بررسی QT طولانی در کودکان مبتلا به کری مادرزادی است.
روش بررسی: برای کلیه کودکانی که با مشکل شنوایی بهبخش شنواییسنجی بیمارستان مراجعه کردند، پرسشنامه تکمیل و از کلیه کودکانی که دچار کاهش شنوایی شدید و عمیق دوطرفه مادرزادی بودند نوارقلب گرفته و فاصله QT براساس فرمول بازت (Bazett's Formula) محاسبه شد.
یافتهها: تعداد مراجعهکنندگان 219 نفر بودند. از 23 نفر نوارقلب بهعمل آمد که سهنفر QT طولانیتر از 44/0 ثانیه داشتند. میانگین (SD) سنی آنها 5±1/6 سال، میانگین (SD) وزن آنها 3/11±18 کیلوگرم و میانگین (SD) فاصله QT 02/0±48/0 ثانیه بود.
نتیجهگیری: سندرم QT طولانی در مبتلایان به کری مادرزادی مشاهده میشود. بنابراین پیشنهاد میگردد در این افراد نوارقلب بهمنظور شناسایی و اقدامات پیشگیرانه انجام گیرد.
ثمیله نوربخش، مجید کلانی، علی محمد علی اکبری، آذردخت طباطبایی، فهیمه احسانیپور، رضا تقیپور، محمد رضا شکرالهی،
دوره 71، شماره 6 - ( شهريورماه 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون مطالعهای برای تعیین بروز و تظاهرات بالینی توکسوپلاسموز مادرزادی در نوزادان کشور انجام نشده است. هدف این مطالعه ارزیابی توکسوپلاسموز مادرزادی در نوزادان از بدو تولد و توصیف علایم بالینی و پیگیری بعدی آنان میباشد.
روش بررسی: یک مطالعه آیندهنگر به روی 270 نوزاد متولد شده در دو بیمارستان آموزشی تهران طی سالهای 91-1390 انجام شد. حین زایمان خون بندناف از نوزادان گرفته شد. نمونهها سانتریفوژ و به آزمایشگاه تحقیقاتی منتقل و در فریزر Cº 80- نگهداری شد. آنتیبادی اختصاصی توکسوپلاسما (IGG و IGM) به روش الایزا اندازهگیری شد. نوزادان مبتلا درمان و از نظر پیشرفت بیماری پیگیری شدند.
یافتهها: سن جنینی نوزادان بین 40-28 هفته بود. فراوانی IGG و IGM مثبت به ترتیب 1/44% و 1% بود. شایعترین تظاهر بالینی در افراد با سرولوژی مثبت (IGM) بهترتیب علایم چشمی (50%) و علایم مغزی (50%) بود. در هیچیک از موارد با سرولوژی مثبت (IGM) واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) در مایع مغزی- نخاعی مثبت نبود.
نتیجهگیری: 5/1% از نوزادان سرولوژی مثبت داشتند. متنوع بودن تظاهرات بالینی و تشخیص سریع نوزادان آلوده در کشور اهمیت دارد. افزودن تستهای سرولوژیک توکسوپلاسما به تستهای غربالگری نوزادان توصیه میشود.
مهدی محبی، خلیل پور خلیلی، مهناز کسمتی، صمد اکبرزاده، زهرا اکبری،
دوره 72، شماره 3 - ( خرداد 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: استروییدهای آنابولیک که توسط ورزشکاران جهت تقویت عضلات استفاده میشوند، بیان اپیوییدهای اندوژن را تغییر و باعث اختلالات رفتاری میشوند. فعالیتهای ورزشی میزان اپیوییدهای اندوژن را افزایش میدهند. هدف از این پژوهش، بررسی اثر استفاده مزمن ناندرولون بر اوپیوییدهای سرم موشهای ورزشکار میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی در دو گروه بدون حرکت ورزشی و ورزشکار قرار گرفتند. حیوانات هر گروه به دو زیر گروه کنترل (حلال) و دارو (ناندرولون mg/kg 15) تقسیم شدند. در پایان سطح اوپیوییدهای سرم سنجیده شد.
یافتهها: شنای دو هفتهای باعث افزایش معنادار سطوح سرمی اوپیوییدهای بتا- اندورفین (ng/l 5±114 در مقایسه با 5±98 در گروه کنترل، 038/0P=) و مت- انکفالین (ng/l 42±1556 در مقایسه با 27±1475 در گروه کنترل، 25/0P=) گردید. ناندرولون میزان بتا- اندورفین (ng/l 4±84 در مقایسه با 5±114، 002/0P=) و مت- انکفالین (ng/l 36±1378 در مقایسه با 42±1556، 011/0P=) را در گروه ورزشکار کاهش داد؛ اما در حیوانات بدون حرکت ورزشی ناندرولون تاثیر قابل ملاحظهای بر سطح اوپیوییدها نداشت.
نتیجهگیری: تجویز مزمن ناندرولون سطح افزایش یافته اپیوییدها بهدنبال ورزش را کاهش میدهد. با توجه به نقش اوپیوییدها در کنترل رفتار، احتمال ایجاد تغییرات رفتاری بهدنبال مصرف استروییدهای آنابولیک دور از انتظار نیست.
پروین اکبری اسبق، محمدرضا زرکش، فیروزه نیلی، فاطمه سادات نیری، اعظم توفیقی نعیم،
دوره 73، شماره 2 - ( اردیبهشت 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: مجرای شریانی در اکثر نوزادان ترم در روز اول زندگی بهصورت عملکردی بسته میشود و مجرای شریانی باز (Patent Ductus Arteriosus, PDA) بهصورت دایمی غیرطبیعی است. در 60-30% نوزادان با وزن بسیار کم این مجرا باز میماند. این مطالعه با هدف بررسی میزان اثربخشی تجویز پیشگیرانه استامینوفن در بستن مجرای شریانی نوزادان نارس انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 32 نوزادان نارس با سن بارداری ≥ 32 هفته و وزن تولد ≥ gr 1500، بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان ولیعصر (عج) مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) شهر تهران از فروردین ماه تا اسفند ماه سال 1391 انجام گرفت. نوزادان بهطور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. در گروه اول در 24 ساعت اول تولد قطره استامینوفن شروع و بهمدت 48 ساعت تجویزشد، 36-24 ساعت پس از آخرین دوز، و گروه دوم بدون مداخله در 5-4 روزگی اکوکاردیوگرافی شدند.
یافتهها: شانزده نفر در گروه دریافتکننده استامینوفن و 16 نفر در گروه شاهد بودند. 20 بیمار پسر و 12 بیمار دختر بودند. از نظر مشخصات جمعیتی هر دو گروه همگن بودند. در گروه مورد در 12 نفر مجرای شریانی بسته و در چهار نفر باز بود، در گروه شاهد در هشت نفر مجرای شریانی بسته و در هشت نفر باز بود (273/0=P). اثر استامینوفن بر باز یا بسته بودن مجرای شریانی بررسی گردید (30/0=P).
نتیجهگیری: بین دو گروه دریافتکننده استامینوفن و گروه شاهد موارد مجرای شریانی بسته معنادار نبود. هر چند اختلاف عددی مهم به نظر میرسد اما با توجه به حجم کم نمونه، نتوانستیم نشان دهیم که این اختلاف معنادار است. شاید در مطالعات گستردهتر بتوان اثربخشی استامینوفن را نشان داد.
محمود اکبریان، خدیجه پایدار، شراره رستم نیاکان کلهری، عباس شیخ طاهری،
دوره 73، شماره 4 - ( تیر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: لوپوس اریتماتوی سیستمیک (SLE) بیماری خودایمنی چند سیستمی با تظاهرات متنوع و رفتار متغیر میباشد. بارداری برای زنان با SLE بهعنوان چالش مطرح است. مشاوره پیش از بارداری به دلیل برآورد ریسک نتایج نامطلوب در مادر و جنین با استفاده از دادههای مناسب ضروری است. هدف این مطالعه، طراحی شبکه عصبی مصنوعی برای پیشبینی نتایج حاملگی در زنان باردار لوپوسی بود.
روش بررسی: در این بررسی گذشتهنگر، 45 متغیر تاثیرگذار در نتایج حاملگی زنان باردار لوپوسی شناسایی شده و پروندههای این بیماران در بیمارستان شریعتی (104 بارداری) و یکی از مراکز خصوصی (45 بارداری) از سال 1360 تا 1392، در مرداد و شهریور ماه سال 1393 بررسی و متغیرهای مورد نظر استخراج گردید. با استفاده از رگرسیون لاجستیک باینری در SPSS, ver. 20 (Chicago, IL, USA) متغیرهای تاثیرگذار در نتایج بارداری شناسایی شد. متغیرهای انتخابی بهعنوان ورودی شبکه استفاده شد. شبکه پرسپترون چندلایه (Multi-layer Perceptron, MLP) پیشخور با الگوریتم پس انتشار گرادیان توام مدرج در MATLAB, ver. R2013b (Natick, MA, USA) طراحی و مورد ارزیابی قرار گرفت. برای ارزیابی شبکه از ماتریس کانفیوژن استفاده شد.
یافتهها: دوازده متغیر که 05/0>P داشتند به عنوان متغیرهای تاثیرگذار، به همراه 4 متغیر بهنسبت تاثیرگذار با 1/0P<، برای پیشبینی نتایج حاملگی در بیماران لوپوسی با استفاده از رگرسیون لاجستیک شناسایی شد. از این 16 متغیر به عنوان ورودی شبکه پرسپترون چند لایه استفاده گردید. صحت، حساسیت و ویژگی بهترین شبکه عصبی طراحی شده در دادههای تست به ترتیب 9/90%، 0/80%، 1/94% و در کل دادهها به ترتیب 3/97%، 5/93%، 0/99% بود.
نتیجهگیری: با استفاده از فاکتورهای تاثیرگذار شناسایی شده در این مطالعه و استفاده از شبکه پرسپترون چند لایه (MLP) برای پیشبینی سقط خودبهخودی جنین و نوزاد سالم، میتوان به درستی، پیامد بارداری در زنان لوپوسی را پیشبینی نمود.
شیرین ایزدی، هوناز اکبری، بهزاد فراهانی، شاهرخ ایزدی،
دوره 73، شماره 4 - ( تیر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری انسدادی مزمن ریوی و نارسایی احتقانی قلب چپ، اختلالاتی شایع، با عوارض و مرگ و میر بالایی هستند. هدف این مطالعه بررسی فراوانی نارسایی بطن چپ در بیماران مبتلا به بیماری انسدادی مزمن ریوی بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، بیماران مبتلا به بیماری انسدادی مزمن ریوی مراجعهکننده به بیمارستان فیروزگر در سالهای 1390 و 1391 بررسی شدند.
یافتهها: جمعیت کل 74 نفر با میانگین سنی 7/67 سال (انحرافمعیار 9/12) شامل 56 نفر مرد (7/75%) بود. شیوع نارسایی قلبی سیستولیک در بیماری انسدادی مزمن ریوی 7/25% و به تفکیک ابتلا و عدم ابتلا به بیماری عروق کرونری به ترتیب 3/33% و 6/15% و شیوع نارسایی قلبی دیاستولیک 6/74% و در گروههای یادشده 4/85% و 60% برآورد شد. ابتلا یا عدم ابتلا به بیماری عروق کرونری و شدت بیماری انسدادی مزمن ریوی در شیوع نارسایی قلبی تفاوتی ایجاد نکرد (161/0P=).
نتیجهگیری: نارسایی قلب چپ در بیماری انسدادی مزمن ریوی مستقل از شدت آن و همراهی با بیماری کرونری قلبی ارزیابی شود.
مرتضی عرب زوزنی، سید علیرضا حسینی، علی اکبری ساری، میترا مهدوی مزده، سید رضا مجدزاده، اشرف ولایتی،
دوره 73، شماره 5 - ( مرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اورولیموس یک داروی سرکوبکننده سیستم ایمنی با مکانیسم عمل جدید است. هدف این مطالعه ارزیابی ایمنی و اثربخشی اورولیموس در مقایسه با سیرولیموس و تاکرولیموس در جلوگیری از رد پیوند کلیه بود.
روش بررسی: جستجو در پایگاههای دادهای عمده شامل کاکرن (Cochrane)، مدلاین (MEDLINE) و سایر پایگاههای مرتبط تا 10 دیماه 1392 انجام شده است. مراحل جستجو در اسفند 1392 انجام گردید. دو نفر مرورگر بهصورت مستقل پژوهشها را از نظر واجد شرایط بودن و کیفیت بررسی نمودند. استخراج دادهها با استفاده از فرم استخراج داده کاکرن انجام شد. موارد اختلاف از طریق مشورت و کمک نفر سوم برطرف شد. پژوهشها از نظر ناهمگونی با استفاده از تست I2 و Chi-square test بررسی شد و در مواردی که همگونی وجود داشت با استفاده از RevMan 5.2 (Wintertree Software Inc, Ontario, Canada) متاآنالیز انجام شد.
یافتهها: هفت گزارش به مرحله نهایی پژوهش راه یافتند. در زمینه مقایسه سیرولیموس با اورولیموس مطالعهای یافت نشد و تمامی هفت گزارش ترکیبی از تاکرولیموس و اورولیموس و دیگر داروهای همراه بودند. میانگین مقادیر ثبتشده برای میزان فیلتراسیون گلومرولی، کلیرنس کراتینین و کراتینین سرمی بهترتیب بین ml/min 80-60، ml/min 80-50 و mg/dl 9/1-2/1 بود. نتایج متاآنالیز در مورد سه پیامد عملکرد کلیه شامل کراتینین سرمی، کلیرنس کراتینین و میزان فیلتراسیون گلومرولی معنادار و بهنفع گروه تاکرولیموس با دوز کم در ترکیب با اورولیموس بود.
نتیجهگیری: با توجه به شواهد موجود در این بررسی اورولیموس در حالت ترکیب با دوز پایین تاکرولیموس، ایمنی و اثربخشی بهتری دارد.
غلامرضا پورمند، محسن آیتی، علی رازی، علیاکبر کرمی، رشید رمضانی، آیت احمدی، پروین اکبری اسبق، راحیل مشهدی، شادی پورمند،
دوره 73، شماره 5 - ( مرداد 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیژن اختصاصی پروستات (PSA)، بهترین مارکر برای تشخیص زودهنگام سرطان پروستات میباشد. از آنجاییکه سن و نژاد از جمله عوامل تأثیرگذار بر سطح PSA میباشند، تعیین محدوده مرجع وابسته به سن PSA در هر جامعه، برای افزایش میزان کارایی آزمون PSA ضروری میباشد. هدف از این مطالعه بررسی توزیع نرمال TPSA (Total PSA) و FPSA (Free PSA) و تعیین محدوده مرجع مختص سن PSA در مردان ایرانی بوده است.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی، 1020 مرد به ظاهر سالم با محدوده سنی 50 تا 79 سال که از مرداد 1390 تا اردیبهشت 1392 به بیمارستان شهید رجایی استان قزوین مراجعه کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. بدینمنظور پس از جداسازی سرم از خون این افراد، سطح سرمی FPSA و TPSA با استفاده از کیتهای تجاری اندازهگیری و محدوده مرجع PSA در هر گروه سنی مشخص شد.
یافتهها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 5/7±03/61 سال و سطح سرمی PSA (95th percentile) در گروه سنی 59-50 سال، ng/ml 6/3-0، در گروه سنی 69-60 سال، ng/ml 7/5-0 و در گروه سنی 79-70 سال ng/ml 8/6-0 تعیین شد. ارتباط سطح سرمی TPSA (001/0P<، 2/0 r=) و FPSA (001/0P<، 22/0 r=) با سن معنادار بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه، وجود ارتباط بین سطح PSA با سن را نشان داد. همچنین مشخص شد که محدوده مرجع مختص سن PSA بهدستآمده در این پژوهش، با سایر نژادها متفاوت بوده و فقط مخصوص مردان ایرانی میباشد. بنابراین استفاده از محدوده مرجع ویژه برای سن PSA بهدستآمده در این پژوهش، میتواند با کاهش روشهای تشخیصی غیرضروری و تشخیص زودهنگام سرطان پروستات، حساسیت و دقت تست PSA را در مردان ایرانی افزایش دهد.
ابوالفضل عباسزاده، طیبه محزونی، سید ابوالحسن امامی، حسین اکبری، محمدجواد فاطمی، محسن صابری، توران باقری، میترا نیازی، شیرین عراقی،
دوره 73، شماره 9 - ( آذر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: گشنیز با نام علمی Coriandrum Sativum از قدیمیترین گیاهان دارویی شناخته شده است، که در مطالعات مختلف به اثرات ضد التهابی و ضد میکروبی و ضد قارچی روغن آن اشاره شده است، هدف از این مطالعه بررسی تاثیر روغن گشنیز در ترمیم زخم سوختگی درجه دو سطحی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی که در آزمایشگاه حیوانات مرکز آموزشی درمانی حضرت فاطمه (س) تهران در مهر و آبان 1392 انجام شد، در قسمت خلف 48 رت نر بالغ نژاد Sprague-Dawley به وزن تقریبی g 300-250 سوختگی درجه دو سطحی به ابعاد cm 4×2 ایجاد گردید و سپس در محل سوختگی گروه یک تا چهار بهترتیب از کرم سیلور سولفادیازین، پماد آلفا، کرم گشنیز و گاز وازلین (کنترل) برای پانسمان بهصورت روزانه تا بهبود کامل استفاده شد و روند بهبودی زخم با عکسبرداری بهصورت هر سه روز یکبار با ImageJ, ver. 1.45, (NIH, Maryland, USA) پایش شد. در روز 10 و 17 جهت بررسی میزان کلاژن و سلولهای التهابی نمونه از زخم سوختگی برای پاتولوژی فرستاده شد.
یافتهها: میانگین سطح زخمها در چهار گروه در اولین مرتبه عکسبرداری (روز سه) اختلاف آماری معناداری نداشت (135/0P=) و برای بررسی روند بهبودی از تفاضل میانگین سطوح زخمها در گروههای چهارگانه در روزهای بعد نسبت به روز سه استفاده شد. سرعت بهبود زخمها در گروههای گشنیز و آلفا از روز 14 به بعد بهتر از دو گروه دیگر بود و اختلاف آماری معنادار وجود داشت (001/0P<).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد در بهبود زخم حاصل از سوختگی، اثر پماد گشنیز بهتر از گروه کنترل و سیلور سولفادیازین و مشابه پماد آلفا میباشد.
آتوسا باقری بهزاد، برزین باقری بهزاد، حسن نیرومند، مهبد ابراهیمی، غلامرضا پورمند، فیروزه اکبری اسبق،
دوره 73، شماره 9 - ( آذر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری بهصورت عدم وقوع حاملگی بهدنبال یکسال نزدیکی جنسی محافظتنشده تعریف میشود. واریکوسل شایعترین علت ناباروری قابل اصلاح با جراحی در مردان میباشد. هدف از پژوهش کنونی بررسی تأثیر هورمون نوترکیب محرک فولیکول بر پارامترهای مایع منی پس از واریکوسلکتومی در مردان نابارور بود.
روش بررسی: مطالعه کنونی بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی در 96 نفر از مردان نابارور مراجعهکننده به بیمارستان جامع زنان محب یاس شهر تهران از ابتدای مهر 1393 تا پایان شهریور 1394 انجام گرفت. معیار ورود شامل واریکوسلکتومی برای واریکوسل ایدیوپاتیک و یکطرفه بود. حساسیت به ترکیب دارویی معیار خروج از مطالعه بود. این افراد به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول تحت درمان با هورمون نوترکیب محرک فولیکول (Recombinant follicular Stimulating Hormone, rFSH) قرار گرفت و گروه دوم دارونما (سرم نمکی) دریافت کردند. پس از سه ماه میزان بهبود پارامترهای مختلف مایع منی شامل تحرک، مورفولوژی، تعداد اسپرم و نیز میزان عوارض درمانی در دو گروه بررسی و مقایسه شد.
یافتهها: 96 بیمار در دو گروه 48 نفری وارد مطالعه شدند. میزان بهبودی در مورفولوژی و نیز تحرک اسپرمها در گروه دارو بهمیزان معناداری بیش از گروه دارونما بود (0001/0P=)؛ اما میزان تغییر در تعداد اسپرمها پس از درمان در دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (495/0P=).
نتیجهگیری: در مجموع بر اساس نتایج بهدستآمده در این بررسی، میتوان نتیجه گرفت که هورمون نوترکیب محرک فولیکول بر بهبود پارامترهای مایع منی پس از واریکوسلکتومی در مردان نابارور نسبت به گروه کنترل مؤثرتر است و تأثیر عمده آن بر مورفولوژی و تحرک اسپرمها میباشد.
مریم خانهزاد، فرید ابوالحسنی، سید مرتضی کروجی، ایرج راگردی کاشانی، فرشته علی اکبری،
دوره 73، شماره 12 - ( اسفند 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپرمزایی فرآیندی پیچیده و سازمانیافته از تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی است. سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی (SSCs) بهعنوان سلولهای بنیادی منحصر به فرد با توان خود نوزایی، تمایز و انتقال دادههای ژنتیکی به نسل بعد در حفظ باروری نقش اساسی دارند. همچنین سلولهای سرتولی در تعادل بین تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی مؤثر هستند. با توجه به اهمیت و کاربرد گسترده SSCs بهویژه در درمان ناباروری، هدف از انجام این پژوهش نقش همکشتی با سلولهای سرتولی در تعیین سرنوشت سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از آبان 1392 تا آذر 1393 در گروه آناتومی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، بر روی موشهای NMRIنابالغ (6-3 روزه) انجام گرفت. ابتدا سلولهای سرتولی و سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی از موشهای نوزاد طی دو مرحله هضم آنزیمی جدا شدند. ماهیت سلولهای سرتولی با نشانگر ویمنتین و SSCs با نشانگر پروتیین انگشت روی لوسمی پرومیلوسیتیک (Promyelocytic leukemia zinc-finger, PLZF) تأیید شد. سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی در دو گروه همکشتی با سلولهای سرتولی و بدون همکشتی (کنترل) قرار گرفتند. میزان بیان ژن تمایزنیافته مهارکننده اتصال DNA چهار (ID4) و تمایزیافته c-Kit توسط تکنیک واکنش زنجیره پلیمراز ارزیابی شدند.
یافتهها: درصد خلوص SSCs با روش فلوسایتومتری 66/91% گزارش شد. بیان ژن ID4 در گروه همکشتی نسبت به کنترل افزایش معناداری را نشان داد (045/0P=)، در حالی که بیان ژن c-Kit در گروه همکشتی در پایان هر هفته در مقایسه با کنترل کاهش معناداری داشت (046/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه، همکشتی با سلولهای سرتولی برای مدت بیشتری سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی را در مرحله تکثیر نگه میدارد، بنابراین میتواند جهت بهینهسازی محیط کشت در کلینیک استفاده شود.
میترا غلامی، شهرام نظری، مهدی فرزادکیا، سید محسن محسنی، سودابه علیزاده متبوع، فخرالدین اکبری دورباش، میثم حسننژاد،
دوره 74، شماره 1 - ( فروردین 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش کنونی سنتز و بررسی اثرات ضد باکتریایی نانو دندریمر پلیآمیدوآمین-G7 در حذف باکتریهای اشرشیاکلی، پروتئوس میرابیلیس، سالمونلا تیفی، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس در محیط آزمایشگاهی بود.
روش بررسی: مطالعه بهصورت تجربی در تیرماه 1394 در آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گردید، اثر ضدباکتریایی نانو دندریمر پلی آمید و آمین-G7 بهروش انتشار دیسک و رقت لولهای بر روی گونههای استاندارد باکتریایی گرم منفی و گرم مثبت انجام شد. حداقل غلظت بازدارندگی و کُشندگی بر روی باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت بر اساس دستورکارهای موسسهی استاندارد و آزمایشگاه پزشکی بهدست آورده شد.
یافتهها: قطر هاله عدم رشد در غلظت µg/ml25 از نانو دندریمر پلی آمید و آمین-G7 برای اشرشیاکلی، پروتئوس میرابیلیس، سالمونلا تیفی، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس بهترتیب برابر 26، 38، 36، 22 و mm 25 بهدست آمد. در مورد قطر هاله عدم رشد بین باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت اختلاف معناداری مشاهده نشد (16/0P=). حداقل غلظت بازدارندگی برای باکتریهای پروتئوس میرابیلیس، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیاکلی برابر µg/ml 25/0 و برای باکتری سالمونلا تیفی برابر µg/ml 025/0 میباشد. حداقل غلظت کشندگی نانو دندریمر برای باکتری سالمونلا تیفی برابر 25، برای باکتریهای پروتئوس میرابیلیس و باسیلوس سوبتیلیس برابر µg/ml 50 و برای استافیلوکوکوس اورئوس و اشرشیاکلی برابر µg/ml 100 بهدست آمد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش کنونی نشان میدهد، دندریمر پلیآمیدوآمین-G7 در حذف باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت بسیار موثر است.
پروین اکبری اسبق، علی زمانی، سید رضا رئیس کرمی، محمدمهدی زهرابی، یاسمین محمدزاده،
دوره 74، شماره 5 - ( مرداد 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: استئومیلیت حاد یکی از اورژانسهای طب اطفال میباشد که تأخیر در تشخیص و درمان مناسب میتواند منجر به عواقب ناگواری برای بیمار شود. از آنجایی که توجه به نکات تشخیصی و درمانی پرونده بیماران بستری شده میتواند سبب جلوگیری از اشتباهات تشخیصی و درمانهای نادرست شود، بنابراین پژوهش کنونی با هدف بررسی مشخصات بالینی و آزمایشگاهی و پاسخ به درمان در کودکان مبتلا به استئومیلیت حاد انجام گردید.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی گذشتهنگر، 54 بیمار 15 روزه تا 15 ساله که طی سالهای 1375 تا 1388 با تشخیص استئومیلیت حاد در بخش کودکان بیمارستان امام خمینی (ره) بستری شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران با کمبود دادههای پرونده از مطالعه خارج شده و در مجموع 54 کودک وارد این مطالعه شدند. پرسشنامهای شامل نشانههای بالینی، یافتههای پاراکلینیک و پاسخ به درمان توسط مجری طرح از پرونده بیماران تکمیل گردید.
یافتهها: بهطور کلی 35 نفر از کودکان پسر و 19 نفر دختر بودند. در این پژوهش شایعترین علامت درد و شایعترین نشانه تورم بود که بهترتیب در 25 و 48 نفر دیده شد. مقایسه فراوانی تب در میان دو گروه سنی کمتر از دو سال و 15-2 سال نشاندهنده اختلاف آماری معنادار بین آنها بود (3/%14 در مقابل 8/84%) (001/0P=). شایعترین ارگانیسم جدا شده استافیلوکوک اورئوس (5/%73) بود. متوسط طول مدت درمان با آنتیبیوتیک داخل وریدی 1/28 روز بود.
نتیجهگیری: بیش از نیمی از کودکان مبتلا به استئومیلیت حاد به درمان با آنتیبیوتیک پاسخ نداده و نیاز به عمل جراحی پیدا کردند.