53 نتیجه برای سرطان پستان
سپیده حقیفر، یاسمن جمشیدی نائینی، محمد اسماعیل اکبری، مرتضی عبداللهی، مهدی شادنوش، مرجان عجمی، سید حسین داودی،
دوره 76، شماره 8 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سن متوسط ابتلا به سرطان پستان در زنان ایرانی حداقل ۱۰ سال کمتر از کشورهای توسعه یافته میباشد و بروز این بیماری در زنان ایرانی رو به افزایش است. رژیمهای غذایی متنوع میتوانند در ایجاد محافظت در برابر بیماریهای مزمن نقش داشته باشند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط امتیاز تنوع رژیمی و خطر ابتلا به سرطان پستان انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعهی مورد-شاهدی، از اردیبهشت تا بهمن ۱۳۹۴ با ۲۹۸ شرکتکننده شامل ۱۴۹ مورد سرطان پستان و ۱۴۹ زن به ظاهر سالم در بیمارستان شهدا، تهران انجام گرفت. دادههای فردی، تنسنجی و فعالیت فیزیکی افراد شرکتکننده گردآوری و پرسشنامهی معتبر بسامد خوراک شامل ۱۶۸ ماده غذایی تکمیل شد. انرژی دریافتی با استفاده از Nutritionist 4 software (First Databank Inc., Hearst Corp., San Bruno, CA, USA) و امتیاز تنوع رژیمی برای هر فرد محاسبه و نسبت شانس با فاصله اطمینان ۹۵% برای ارزیابی ارتباط خطر ابتلا به سرطان پستان و سهکهای امتیاز تنوع رژیمی ارزیابی شد.
یافتهها: افراد دو گروه از نظر وزن، قد و نمایه توده بدنی فاقد تفاوت معنادار بودند، ولی دریافت روزانهی انرژی تفاوت معناداری نشان دادند (۰/۰۰۱>P). پس از تعدیل اثر مخدوشگرها افرادی که در سهک سوم امتیاز تنوع رژیمی بودند نسبت به سهک اول ۸۶% شانس کمتری برای ابتلا به سرطان پستان داشتند (۰/۳۱-۰/۰۶=۹۵% CI، ۰/۱۴OR=). در بررسی امتیاز تنوع رژیمی گروههای غذایی، ارتباط معکوس با خطر ابتلا به سرطان پستان برای گروههای میوهها و شیر و لبنیات بهدست آمد (۰/۰۰۱>P).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه امتیاز تنوع رژیمی با کاهش خطر ابتلا به سرطان پستان در ارتباط میباشد.
معصومه گیتی، بهناز مرادی، رسول آرامی، علی عرب خردمند، محمد علی کاظمی،
دوره 77، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویربرداری دیفیوژن (DWI) یکی از روشهای تشخیص تودههای سرطان پستان میباشد. هدف از این مطالعه بررسی سودمندی روش تصویربرداری دیفیوژن و ارزیابی قابلیت عدد ضریب پخش ظاهری (ADC) در تمایز تودههای خوشخیم و بدخیم پستان میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، ۷۲ بیمار با ۸۸ توده سرطان پستان بهمدت دو سال از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶، در مرکز تصویربرداری دکتر اطهری شهر تهران، با دستگاه ۵/۱ تسلا بررسی شدند. بیشتر بیماران تحت بررسی پاتولوژی قرار گرفتند و ۹ بیمار بر اساس پیگیری دو ساله در گروه خوشخیم وارد شدند. عدد ADC در بافت نرمال و همچنین در ضایعات تودهای و غیر تودهای در قسمتی از توده که بیشترین ریستریکشن را نشان داد اندازهگیری و مقایسه شد.
یافتهها: نتایج نشان داد مقدار عدد ADC در بافت نرمال بالاتر از بافت توده میباشد (۰۱/۰≥P). عدد ADC تودههای خوشخیم mm2/s ۳-۱۰×۴۰/۱ و در تودههای بدخیم mm2/s ۳-۱۰×۰۸/۱ اندازهگیری گردید. تعیین نقطه برش مناسب در ضایعات غیر تودهای فاقد اعتبار بود و در تودهها mm2/s ۱۰-۳×۱۹/۱ تعیین گردید. ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی، حساسیت، ویژگی و صحت بهترتیب ۸۷/۵۰، ۸۶/۶۷، ۸۹/۷۴، ۸۳/۸۷ و ۸۷/۱۴ بود.
نتیجهگیری: در تصویربرداری دیفیوژن با توجه به عدد ADC میتوان ضایعات تودهای خوشخیم و بدخیم را مشخص کرد و این روش با حساسیت و ویژگی بالایی میتواند تودههای خوشخیم و بدخیم را از هم افتراق دهد ولی در افتراق ضایعات غیر تودهای کمککننده نیست.
منصور رضایی، عبدالله جلیلیان، بهزاد مهکی، مریم ویسمرادی،
دوره 77، شماره 3 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین بیماریهای زنان است و بیش از سایر سرطانها منجر به مرگومیر آنان میشود. روند رو به افزایش سرطان پستان در ایران، ضرورت انجام مطالعات گسترده در این زمینه را روشن میسازد. برخی مطالعات نشان دادهاند که در کشورهای مختلف و حتی مناطق مختلف یک کشور تفاوت خطر بروز سرطان پستان وجود دارد. هدف از پژوهش کنونی تعیین ساختار فضایی بروز سرطان پستان براساس مدلهای آماری و شناسایی مناطق دارای بروز بالای سرطان پستان در ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه اکولوژیک از بهمن ۱۳۹۶تا تیر ۱۳۹۷ در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه انجام شد. دادههای مربوط به بیماران مبتلا به سرطان پستان تمام استانهای ایران در فاصله زمانی سالهای ۸۸-۱۳۸۳ بررسی شدند. عوامل مورد بررسی در این مطالعه شامل مصرف میوه و سبزیجات، فعالیت فیزیکی، اضافهوزن یا چاقی و شاخص توسعه انسانی بودند. برای تحلیل دادهها از مدلهای آمیخته خطی تعمیمیافته پواسون معمولی و فضایی استفاده گردید.
یافتهها: در هر دو مدل، ارتباط مستقیم و معناداری بین بروز سرطان پستان و شاخص توسعه انسانی یافت شد (۰/۰۵P<). افزونبر شاخص توسعه انسانی، عوامل اضافهوزن یا چاقی در مدلهای آمیخته خطی تعمیمیافته پواسون فضایی نیز بهطور مستقیم و معناداری با بروز سرطان پستان ارتباط داشت. در مدلهای آمیخته خطی تعمیمیافته پواسون فضایی با ساختار همبستگی بیز کامل، استانهای گیلان و آذربایجان شرقی دارای بیشترین و استان کهکیلویه و بویر احمد دارای کمترین خطر بروز سرطان پستان بودند.
نتیجهگیری: توزیع سرطان پستان در ایران دارای ساختار فضایی است. یعنی استانهای همجوار خطرات بروز مشابهی در مورد ابتلا به این بیماری دارند.
سولماز خلیقفرد، شیوا ایرانی، رامش عمرانیپور، علیمحمد علیزاده،
دوره 77، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: آنزیمهای متالوپروتییناز میتوانند منجر به هضم ماتریکس خارج سلولی و تسهیل متاستاز سلولهای سرطانی به سایر بافتها گردند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی فعالیت ماتریکس متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ در بافت و پلاسمای بیماران مبتلا به سرطان پستان و ارتباط آن با ویژگیهای بالینی بیماری بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر بهصورت تجربی- پژوهشی در مرکز تحقیقات سرطان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران از فروردین تا اسفند ۱۳۹۶ انجام گرفت. تعداد ۲۵ بیمار با سرطان پستان غیرمتاستاتیک لومینال A در مراحل ۲ یا ۳ بیماری و ۸ فرد سالم وارد مطالعه شدند. ابتدا چند نمونه بیوپسی از بافت پستان و ml ۱۰ خون کامل از همه شرکتکنندگان گرفته شد. سپس از روش زیموگرافی کلاژن جهت بررسی فعالیت ماتریکس متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان فعالیت ماتریکس متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ در پلاسمای بیماران در مقایسه با افراد سالم افزایش معناداری داشت (بهترتیب ۰/۰۰۵۵P= و ۰۰/۲۶۳P=). برخلاف ماتریکس متالوپروتییناز ۱۳، سطح میزان فعالیت ماتریکس متالوپروتییناز ۱ در بافت تومور و پلاسمای بیماران تفاوت معناداری داشت (۰/۰۲۲۷P=). همچنین سطح فعالیت پلاسمایی متالوپروتییناز ۱ (۰/۰۰۳۷P=) و متالوپروتییناز ۱۳ (۰/۰۳۱۱P=) تفاوت معناداری در مراحل ۲ و ۳ بیماری نشان دادهاند. برخلاف ماتریکس متالوپروتییناز ۱۳، الگوی سطح فعالیت متالوپروتییناز ۱ در وضعیت گرههای لنفاوی بین نمونههای بافت (۰/۰۳P=) و پلاسما (۰/۰۱۵P=) تفاوت معناداری نشان داده است.
نتیجهگیری: مطالعه غلظت پلاسمایی متالوپروتیینازهای ۱ و ۱۳ در مقایسهی با غلظت بافتی آنها، فاکتور مناسبی جهت تشخیص زودهنگام در مبتلایان به سرطان پستان بود.
همایون یکتایی، محمد منثوری،
دوره 78، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
سرطان پستان، شایعترین سرطان در بین زنان میباشد و هر چقدر سرطان پستان زودتر تشخیص داده شود، درمان آن آسانتر است. رایجترین روش تشخیص سرطان سینه ماموگرافی میباشد. ماموگرافی یک عکس رادیوگرافی ساده از پستان و ابزاری برای کشف زودرس سرطانها و تومورهای غیرقابل لمس پستان است. با اینحال، با توجه به برخی محدودیتهای این روش مانند حساسیت کم بهویژه در سینههای متراکم، روشهای دیگری مانند ماموگرافی سه بعدی، سونوگرافی و تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی اغلب برای دستیابی به اطلاعات بیشتر و دقیقتر پیشنهاد میشود. بهتازگی، سیستمهای تشخیص یا تشخیص هوشمند با کمک رایانه برای کمک به رادیولوژیستها بهمنظور افزایش دقت تشخیصی تولید شدهاند. بهطورکلی، یک سیستم کامپیوتری از چهار مرحله پیشپردازش، تقسیم مناطق مورد علاقه (ROI)، استخراج و انتخاب ویژگیها و در آخر طبقهبندی تشکیل میشود. امروزه استفاده از روشها و تکنیکهای پردازش تصویر و شناسایی الگوها در تشخیص و تعیین خودکار سرطان پستان از روی تصاویر ماموگرافی و حتی آسیبشناسی دیجیتال که یکی از روندهای در حال ظهور در پزشکی مدرن است، باعث کم شدن خطاهای انسانی و افزایش سرعت تشخیص میشوند. در این مقاله مروری به بررسی کارهای انجام شده و معایب و مزایای آن در زمینهی تشخیص سرطان پستان به کمک شبکههای عصبی بهویژه شبکه عصبی کانوولوشن (Convolutional artificial neural network) که در تشخیص انواع سرطانها بهویژه تشخیص هوشمند سرطان پستان بهطور گستردهای استفاده شده است، پرداخته شده است. بررسی مقالات نشان میدهد که الگوریتمهای ترکیبی در بهبود طبقهبندی و دقت تشخیص بهتر بودهاند.
آرزو کاظمزاده، ایرج عابدی، علیرضا عموحیدری، عاطفه شیروانی،
دوره 78، شماره 9 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون روشهای درمانی متفاوتی برای پرتودرمانی بیماران مبتلا به سرطان پیشنهاد شده است. انتخاب روش درمانی مناسب بر کیفیت درمان موثر میباشد. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی میزان تاثیر تعداد جلسات پرتودرمانی و میزان دوز دریافتی بیمار در هر جلسه، بر توزیع دوز تومور و دوز دریافتی بافتهای در معرض خطر در پرتودرمانی سرطان پستان بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی آیندهنگر بر روی طرح درمان 35 بیمار کاندیدای پرتودرمانی پستان چپ که بین مرداد 1398 تا فروردین 1399 به بیمارستان میلاد اصفهان مراجعه کردهاند، انجام شد. این بیماران سابقه جراحی و شیمیدرمانی نداشتهاند و غدد لنفاوی سوپراکلاو و زیربغل آنها نیز درگیر نبوده است. بیماران با جدول درمانی تقطیع دوز معمولی (Conventional fractionation, CF) یا جدول هایپوفرکشن (Hypo fractionation, HF) درمان شدند. پارامترهای دوزیمتری مختلف برای اندام هدف و اندامهای در خطر مانند شاخص انطباق، شاخص همگنی و دوز میانگین از نمودار توزیع دوز حجم استنتاج گردید و جهت بررسی دو جدول درمانی مختلف، با یکدیگر مقایسه شدند.
یافتهها: دادههای بهدست آمده از این مطالعه بیانگر کاهش دوز میانگین تمام اندامها در روش هایپوفرکشن نسبت به روش تقطیع دوز معمولی است که برای تومور، ریه و پوست معنادار بود (0/0P=). همچنین دوز ماکزیمم پوست نیز در روش هایپوفرکشن کاهش پیدا کرد. از طرفی، مقادیر شاخصهای همگنی و انطباقی در دو روش تفاوت چشمگیری را نشان ندادند (مقدار P بهترتیب برابر 99/0 و 86/0).
نتیجهگیری: بهطورکلی، رژیمدرمانی هایپوفرکشن منجر به کاهش فاکتورهای دوزیمتری نسبت به تقطیع دوز معمولی میگردد. و همچنین بهدلیل کاهش طول دوره درمانی میتواند بهعنوان روش جایگزینی در پرتودرمانی سرطان پستان بهکار برود.
بیتا اسلامی، رامش عمرانیپور، بهاره حسامیفر، زهرا بهبودی مقدم، امیرمحسن جلائیفر،
دوره 78، شماره 11 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در خانمهاست و درمان آن شامل جراحیهای مختلفی می باشد. پرسشنامههای Breast-Q ابزار جدیدی برای گزارش پیامدهای جراحیهای مختلف پستان توسط بیماران میباشند. هدف از این مطالعه، ایجاد نسخه فارسی پرسشنامههای Breast-Q و ارزیابی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه بازسازی پستان میباشد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت مقطعی میباشد و جامعهآماری این پژوهش بهصورت نمونهگیری آسان از خانمهای مراجعهکننده به کلینیک سرپایی انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی در فاصله شهریور 1396 تا مهرماه 1398 و با سابقه سرطان و جراحیهای مختلف پستان، انتخاب شدهاند. پس از اخذ اجازه از سازندگان پرسشنامه و ترجمه پرسشنامهها به فارسی، روایی صوری و محتوایی و پایایی ماژول بازسازی پستان انجام گردید. در نهایت پرسشنامه جدید در 20 نفر از خانمهایی که حداقل شش ماه از بازسازی آنها به روش TRAM flap گذشته بود، بهصورت پایلوت ارزیابی شد.
یافتهها: پس از تهیه نسخه فارسی پرسشنامهها، طی فرآیند روایی صوری و محتوایی پرسشنامه بازسازی پستان که شامل 116 گویه بود با 72 گویه و با کسب امتیاز ضریب تاثیر بالای 5/1 برای تمامی گویهها، و نمره CVR و CVI مطلوب استخراج گردید. پایایی درونی ابزار با محاسبه آلفای کرونباخ 94/0 تایید گردید. نتایج نشان داد که کیفیت زندگی افراد به لحاظ روانی و جنسی و رضایتمندی از پستان پایین است.
نتیجهگیری: با توجه به محدودیت پرسشنامههای اختصاصی برای پروسیجرهای مختلف جراحی پستان، پرسشنامههای Breast-Q جهت بررسی کیفیت زندگی و رضایتمندی بیماران بسیار سودمند میباشند. از آنجاییکه ترجمه پرسشنامه، روا و پایا شده است، میتواند در تحقیقات آینده سایر محققین مورد استفاده قرار گیرد.
حسین باقریان، شقایق حقجوی جوانمرد، مهران شریفی، محمد ستاری،
دوره 79، شماره 3 - ( 3-1400 )
چکیده
این مقاله مروری نظاممند در سال 98 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شده است. بررسی مطالعات مختلف مشخص کرد که از چه تکنیکهای دادهکاوی برای پیشبینی احتمال بقا، از چه ریسک فاکتورهایی برای این پیشبینیها، ازچه معیارهایی برای ارزیابی تکنیکهای دادهکاوی و در نهایت چه منابع دادهای برای پیشبینی احتمال بقا مبتلایان به سرطان پستان استفاده شده است. این مطالعه از نوع مروری نظاممند است. مطابق با بیانیه پریزما، مطالعات منتشر شده در حوزهی پیشبینی احتمال بقا بیماران مبتلا به سرطان پستان با استفاده از تکنیکهای دادهکاوی به زبان انگلیسی و در فاصلهی سالهای 2005 تا 2018 در پایگاههای داده Medline Science direct، Web of science و Embase و پایگاه استنادی Scopus مورد جستجو و بازیابی قرار گرفت. پس از جستجو، تعداد 527 مقاله بازیابی شد. پس از حذف موارد تکراری و ارزیابی مقالات در نهایت 21 مقاله مورد استفاده قرار گرفت. سه تکنیک رگرسیون لجستیک، درخت تصمیم و ماشین بردار پشتیبان بیشترین کاربرد را در مقالات داشته اند. در بیشتر مطالعات، ریسک فاکتورهای سن، گرید تومور، استیج تومور و اندازه تومور استفاده شده بودند. معیار صحت در مطالعات بیشتری استفاده شده بود. اکثر مطالعات مورد بررسی از پایگاه داده برنامهی نظارت، اپیدمیولوژی و نتایج نهایی که متعلق به کشور آمریکا میباشد، استفاده کرده بودند. بهطور معمول در حوزهی پیشبینی احتمال بقا، تکنیکهای دادهکاوی در حوزهی کلاسهبندی بهدلیل انطباق با این حوزه بیشتر مورد توجه قرار میگیرند. بر همین اساس، تکنیکهای درخت تصمیم، رگرسیون لجستیک و ماشین بردار پشتیبان در مطالعات مورد بررسی، بیشترین کاربرد را داشتهاند.
علی عامری، محمود شیری، معصومه گیتی، محمد علی اخایی،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده
سرطان پستان یکی از شایعترین سرطانها در زنان است. ماموگرافی غربالگری یک روش تصویربرداری اشعه ایکس با دوز پایین است که برای تشخیص سرطان پستان در مراحل اولیه بهکار میرود. برای کمک به رادیولوژیست در خواندن ماموگرام سیستمهای کمکیار (CAD) ساخته شدهاند که نرمافزارهایی هستند که میتوانند نواحی سرطانی را در ماموگرام تشخیص دهند. با پیشرفتهای نرمافزاری و سختافزاری اخیر که منجر به تکامل الگوریتمهای یادگیری عمیق (DL) گردیده، انقلابی در رشتههای مختلف مهندسی و همچنین فناوریهای پزشکی بهوجود آمده است. اخیرا، مدلهای DL در سیستمهای کمکیار ماموگرافی مورد استفاده قرار گرفتهاند و به عملکرد بالایی دست پیدا کردهاند. روشهای DL برخلاف روشهای سنتی یادگیری ماشین، نیازی به فرایند مشکل و زمانبر مهندسی ویژگیها ندارند و میتوانند بهطور خودکار، ویژگیهای مورد نیاز را از روی تصویر یاد گرفته و استخراج کنند. یکی از پرکاربردترین الگوریتمهای DL، شبکه عصبی کانولوشنال (CNN) میباشد. برای تشخیص ضایعات سرطانی در ماموگرام، CNN باید در یک الگوریتم مبتنی بر ناحیه مانند R-CNN، Fast R-CNN، Faster R-CNN و YOLO بهکار گرفته شود. برای آموزش مدلهای DL، نیاز به حجم زیادی از تصاویر ماموگرافی است که ضایعات سرطانی در آنها توسط یک رادیولوژیست مجرب، مشخص شده باشند. به همین دلیل، تهیه و جمعآوری یک مجموعه داده بزرگ ماموگرافی مارک شده، برای ساخت یک سیستم کمکیار با دقت بالا، ضروری میباشد. این مقاله با هدف گردآوری وضعیت بهرهمندی و پیشرفتهای تکنولوژی یادگیری عمیق در سیستمهای کمکیار ماموگرافی نوشته شده است.
آنارام یعقوبی نوتاش، پیمان بیات، شهپر حقیقت، علی یعقوبی نوتاش،
دوره 79، شماره 11 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان بهعنوان دومین عامل مرگ ناشی از سرطان در زنان است. با توجه به اهمیت پیشبینی این عارضه، استفاده از روشهای دادهکاوی میتواند کمک بزرگی در جلوگیری از بروز عوارض لنف ادم در بیماران باشد. هدف از این تحقیق تشخیص ابتلا به لنف ادم میباشد.
روش بررسی: در مطالعه کاربردی توصیفی-تحلیلی بهصورت گذشتهنگر حاضر، عوامل مرتبط با لنف ادم در1117 بیمار مبتلا به سرطان پستان بررسی و احتمال ابتلا به لنف ادم، با بهکارگیری الگوریتمهای یادگیری ماشین پیشبینی شد. به طوریکه پس از جمعآوری دادهای (فروردین 1388 تا خرداد 1397)، احتمال ابتلا به لنف ادم برای بیمار جدید بررسی و عوامل موثر بر بیماری استخراج شد. بدون احتساب زمان جمعآوری دادههای آماری، مطالعه از شهریور ماه سال 1398 تا اسفند ماه سال 1399 در مرکز توانبخشی سید خندان ادامه داشت.
یافتهها: نتایج الگوریتمها، در روش وزندهی یادگیری جمعی دارای صحت 87% و در روش یادگیری جمعی با استخراج ویژگیها دارای صحت 90% ارزیابی شد و نهایتا براساس ارزیابی نهایی تاثیرگذارترین عوامل خطر لنف ادم استخراج شدند.
نتیجهگیری: یکی از مهمترین عوارض در سرطان پستان، لنف ادم در اندامهای فوقانی است، که میتواند کیفیت زندگی بیماران را تحت تاثیر قراردهد. وجود روشی که بتواند با دقت بالا به پزشک متخصص پیشنهاد بدهد که آیا بیمار جدید در آینده، مبتلا به لنف ادم میشود یا خیر و یا با چه احتمالی مبتلا میشود، ضروری است.
بهناز ورامینیان، مرضیه قلمکاری، طیب رمیم، معصومه روحانینسب،
دوره 80، شماره 8 - ( 8-1401 )
چکیده
متاستازهای پوستی ناشی از سرطان پستان معمولاً در مراحل پیشرفتهتری از سیر بیماری رخ میدهند ولی گاهی اوقات ممکن است بهصورت اولین تظاهر بالینی سرطان پستان یا اولین شواهد عود تومور پیشین باشند. این تظاهرات بهطور قابلتوجهی میزان بقا را کاهش میدهند. متاستاز پوستی ناشی از سرطان پستان تظاهرات متفاوتی دارد. متداولترین تظاهرات ندولها هستند. این ندولها نرم، گرد یا بیضی، متحرک، محکم و دارای بافت الاستیکی هستند و میتوانند منفرد یا متعدد باشند، اغلب به رنگ گوشتی هستند، اما میتوانند به رنگ قهوهای، سیاه مایل به آبی، صورتی تا قرمز قهوهای نیز باشند. تشخیص افتراقی شامل لنفوم پوستی، انفیلتراسیون لکوسیتها داخل پوست و متاستاز پوستی میباشد. ضایعات متاستاتیک پوستی غالباً به اشتباه بهعنوان ضایعات خوشخیم تشخیص داده میشوند. شناخت سریع آنها برای جلوگیری از درمان طولانیمدت ضدالتهابی که تشخیص صحیح را به تأخیر میاندازد، مهم است. بنابراین، برای رد کردن متاستاز، باید ضایعات غیرمعمول یا ندولار در بیمارانی که سابقه بدخیمی سیستمیک یا مشکوک به بدخیمی دارند را برای بیوپسی مدنظر قرار داد. متاستاز پوستی معمولاً نشانهای از بیماری گسترده است و ممکن است در بیشتر موارد قابل درمان نباشد. گزینههای درمانی شامل درمانهای سیستمیک و/یا موضعی هستند. متاستازهای پوستی گسترده، به درمان سیستمیک نیاز دارند. برای متاستازهای ضخیمتر پوست، پرتودرمانی، برش (Resection) جراحی یا الکتروشیمی، بهصورت مونوتراپی و یا ترکیبی اندیکاسیون دارد.
علی تقیزاده، لیلا پورعلی، مونا جودی، بهاره مکوندی، الهه حسنزاده، سعیده احمدی سیماب، گلشید نوری حسینی، مهرداد گزانچیان،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در میان زنان است بهطوریکه عامل 18% از تمام سرطانهای زنان میباشد. متوسط سن بیماران در هنگام تشخیص 4/48 سال است و رایجترین سن این بیماری در محدوده 49-40 سال است. در ایران، اطلاعات محدودی درمورد الگوهای عود و بقا براساس نوع زیرگروه سرطان پستان در مراحل اولیه بیماری موجود است. هدف مطالعه حاضر، بررسی عود و بقای بیماران سرطان پستان اولیه (بدون درگیری لنفاوی) براساس انواع زیرگروههای آن میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر پروندهی 500 بیمار مبتلا به سرطان پستان که درمدت 10 سال (فروردین 1385 تا اسفند 1395) به درمانگاههای بیمارستان امام رضا (ع) و امید مشهد مراجعه کرده بودند بررسی شد. آنالیز آماری با SPSS software, version 16 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) انجام گردید. 05/0P˂ از نظر آماری معنادار درنظر گرفته شد.
یافتهها: 230 بیمار وارد مطالعه شدند. میانگین بقای کلی 7/130 ماه و بقای کلی پنج و 10 ساله بهترتیب 2/83% و 8/78% بود. ارتباط معنادار بین مرحله بالینی بیماری با عود و متاستاز وجود داشت (000/0P=). زیرگروه سرطان پستان بهطور معناداری با عود و متاستاز (01/0P=) مرتبط بود بهطوریکه بیماران تریپل نگاتیو در مقایسه با سایر انواع، بیشترین میزان عود و متاستاز را داشتند.
نتیجهگیری: زیرگروه سرطان پستان بهطور معناداری با عود و متاستاز بیماری در ارتباط بود بهطوریکه بیماران با سرطان پستان تریپل نگاتیو بیشترین میزان عود و متاستاز را دارا بودند. همچنین این گروه از بیماران، کمترین میزان بقای کلی و نیز بقای بدون بیماری را داشتند.
سعیده کیوانی قمصری، کیانا نوری، علی خالصه نژاد، شکوفه حسنی،
دوره 81، شماره 11 - ( 11-1402 )
چکیده
درحالحاضر سرطان پستان علت اصلی مرگومیر ناشی از سرطان در زنان به شمار میرود که با وجود پیشرفتهای گسترده در تشخیص و درمان آن، همچنان سبب مرگ بسیاری از زنان در جهان میباشد. در سالهای اخیر میکروبیوتای افراد بهعنوان یک ریسک فاکتور جدید در ابتلا به سرطان پستان شناخته شده است. تغییر میکروبیوتای روده که در اثر بسیاری از فاکتورهای محیطی و داخلی بدن رخ میدهد، میتواند با تاثیر بر سیگنالهای درون سلولی در گسترش سرطان موثر باشد. بررسیها نشان داده است دیس بیوز روده با اثر بر تولید استروژن و یا مکانیسمهای غیرمرتبط با استروژن، مانند تولید متابولیتهایی که بر سیستم ایمنی و التهاب موثر هستند، بر گسترش سرطان پستان اثر میگذارد. علاوهبراین اثبات شده است بافت پستان دارای میکروبیوتای خاص خود میباشد که ترکیب آن در افراد سالم و افراد مبتلا متفاوت میباشد. به گونهای که در بافت پستان سالم میزان زیادی پروتئوباکتریا، فیرمیکوتها، لاکتوباسیلوسها و اکتینوباکترها مشاهده میشود در حالیکه نسبت آنها در بافتهای سرطانی تغییر مییابد. بنابراین ارتباط قابلتوجه میکروبیوتا و سرطان پستان، چشم انداز جدیدی جهت مدیریت این بیماری میباشد. از این رو ترکیباتی مانند پروبیوتیکها که میتوانند بر متعادل سازی میکروبیوتای روده اثر بگذارند، رویکرد موثری جهت پیشگیری و درمان سرطان پستان در نظر گرفته میشوند. این مطالعه به بررسی و اهمیت میکروبیوتا در سرطان پستان، تفاوت میکروبیوتا در یک فرد سالم و فرد مبتلا، و نقش پروبیوتیکها در درمان سرطان پستان میپردازد.
فاطمه خاکسار مدنی، عظیم معتمدفر، محمد مومن غریبوند،
دوره 82، شماره 3 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین سرطانها در زنان و یکی از علل اصلی مرگومیر در سراسر جهان است. تعیین وضعیت لنف نودهای آگزیلاری بدونمتاستاز دور دست، مهمترین شاخص پیشآگهی در بیماران مبتلا به سرطان پستان است. سونوگرافی بهعنوان یک روش تشخیصی غیرتهاجمی، بهویژه در ارزیابی بافتهای متراکم پستان کاربرد دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی دقت سونوگرافی در تشخیص لنف نودهای آگزیلاری بدخیم در بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 150 بیمار مبتلا به سرطان پستان که به بیمارستان گلستان اهواز از مهر ماه 1400 تا آبان ماه 1401 مراجعه کرده بودند، انجام شد. بیماران پس از معاینات اولیه و با استفاده از دستگاه سونوگرافی GE مدل S6 logic موردارزیابی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از نرمافزار Stata تحلیل و حساسیت و ویژگی سونوگرافی با استفاده از نتایج پاتولوژی بهعنوان استاندارد طلایی محاسبه شدند.
یافتهها: در این مطالعه، مشخص شد که7/77% از بیماران دارای لنف نودهای متاستاتیک بودند، که نشاندهنده شیوع بالای متاستاز در جمعیت مطالعهشده است. حساسیت و ویژگی سونوگرافی در تشخیص لنف نودهای بدخیم به ترتیب 09/86% و 52/51% محاسبه شد. نتایج همچنین نشان داد که لنف نودهایی با ویژگیهای رادیولوژیک بدخیمی، بهطور معناداری با نتایج پاتولوژیک مثبت همبستگی داشتند.
نتیجهگیری: سونوگرافی میتواند بهعنوان یک ابزار ارزشمند در تشخیص لنف نودهای آگزیلاری بدخیم در بیماران مبتلا به سرطان پستان مورداستفاده قرار گیرد. با اینحال، برای تعیین دقیقتر نقش سونوگرافی در مدیریت این بیماران نیاز به تحقیقات بیشتری است.
نوید کلانی، لهراسب طاهری، فاطمه افتحاریان، علی طالبی، مرضیه حقبین،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان تشخیص داده شده در زنان است. مطالعات اپیدمیولوژیک منجر به این فرضیه شده است که ویتامین D ممکن است خطر ابتلا به سرطان پستان را کاهش دهد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین کمبود ویتامین D و ابتلا به سرطان پستان در شهرستان جهرم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه موردی- شاهدی بر روی 59 نفر از بیماران مراجعهکننده به کلینیک جامع سرطان خاتمالنبیاء شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت 99 تا اسفند 99 انجام شد. 30 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان بهعنوان گروه مورد و 29 زن سالم از نظر سطح ویتامین D نیز بهعنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه شامل اطلاعات دموگرافیک (سن، سطح شاخص توده بدنی، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، شغل، وضعیت یائسگی، سن شروع قاعدگی، تعداد زایمان، تعداد سقط، فصل نمونهگیری، سابقه بیماری پستان، سابقه خانوادگی سرطان پستان، مصرف دخانیات، مصرف ضدآفتاب، مدت مواجهه با آفتاب، رنگ پوست، محل زندگی، نوع ساختمان)، سوابق بالینی و سطح سرمی ویتامین D میباشد.
یافتهها: یافتههای مطالعه حاضر نشان داد که از نظر شاخص توده بدنی و ردهبندیهای مختلف شاخص بدنی، سن یائسگی و سن شروع قاعدگی تفاوت معناداری بین دو گروه مورد و شاهد وجود نداشت. تعداد ماههای شیردهی در گروه شاهد بهصورت معناداری بالاتر از گروه مورد بود (001/0P=). نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد که بین نوع پاتولوژی بیماری و سطح سرمی ویتامین D ارتباط معناداری وجود نداشته است.
نتیجهگیری: نتایج مطالعهی حاضر نشان دادند که میزان کمبود ویتامین D میتواند بهعنوان یک فاکتور پیشآگهی بد در روند بیماری سرطان پستان باشد.
بهار رستمیزاده، علیرضا جلالیزند، کامران قائدی، رزیتا نصیری،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: حشرات و بندپایان و تولیدات آنها بهعنوان منابع دارویی از تمدنهای قدیم مورد استفاده قرار میگرفتند. سرطان یکی از معضلات بزرگ علم پزشکی است که دارویی تاکنون برای کنترل سریع و دقیق آن کشف نشده است. در این تحقیق به بررسی تأثیر عصاره بدن حشرات (تولیدات آنها) و برخی بندپایان در مهار رشد سلولها یا تومورهای سرطانی (رده سلولهای سرطان پستان MCF7) پرداخته شد.
روش بررسی: مطالعه پایه و تجربی در اصفهان و از 1397تا 1402 انجام شد. در این پژوهش از عصاره بدن شش جنس از حشرات: آبدزدک با اسم علمی Gryllotalpa sp، مورچه با اسم علمی Polyrhachis sp، زنبور زرد با اسم علمی Dolichovespula sp، زنبور عسل با اسم علمی Apis mellifera، سوسری آمریکایی با اسم علمی Periplaneta americana، مگس سرکه با اسم علمی Drosophila melanogaster و یک جنس از چیلوپودا صدپا با اسم علمی Scolopendra sp. با آب مقطر و الکل 70% شستشو داده شد سپس فریزداریر و پودر شد. تست MTT برای بررسی میزان تأثیر دوزها انجام شد. دوزهای مورد تأثیر از حشرات و صدپا در شش تکرار و سه بار به سلولهای MCF-7 انجام شد.
یافتهها: جنسهای Scolopendra sp. Drosophila melanogaster، Periplaneta americana،Polyrhachis sp.، Apis mellifera، Gryllotalpa sp.، بهترتیب دارای بیشترین اثر و در نهایت Dolichovespula sp.، کمترین اثر را در القای آپوپتوز و مرگ سلولی در لاین سلولهای سرطانی MCF-7 داشته Scolopendra sp. از غلظت µg/l 500 باعث القای مرگ سلولی در بالای 50% سلولهای سرطانی MCF-7 شده است.
نتیجهگیری: دستاورد اعمال هفت جنس متفاوت از بندپایان و حشرات بود، نشان داد که این جنسها دارای پتانسیل درمانی عالی بهویژه در درمان سلولهای سرطانی MCF-7 میباشد.
سیده حکیمه سجادی، محدثه کریمی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در بین زنان در سراسر جهان است و حدود ۱۶% از کل سرطانهای زنان را شامل میشود. با توجه به شیوع بالای این بیماری و اهمیت عوامل پیشآگهی در انتخاب درمان مناسب، هدف از مطالعه حاضر بررسی ویژگیهای هیستوپاتولوژیک و ایمونوهیستوشیمی بیماران مبتلا به تومورهای مهاجم پستان در ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی–گذشتهنگر در بازه زمانی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ بر روی ۱۱۰ بیمار مراجعهکننده به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس انجام شد. پس از اعمال معیارهای ورود (زنان بالای ۱۸ سال با سرطان پستان مهاجم) و خروج (نمونههای پاتولوژی ناکافی یا کیفیت پایین)، ۱۰ بیمار کنار گذاشته شده و در نهایت ۱۰۰ بیمار وارد مطالعه شدند. دادههای دموگرافیک، سوابق بالینی و یافتههای پاتولوژیک از پرونده بیماران و نمونههای بافتی جمعآوری شد. پردازش نمونهها با روشهای هماتوکسیلین-ائوزین (H&E) و ایمونوهیستوشیمی (IHC) انجام شد و زیرگروههای مولکولار براساس بیان گیرندههای ER، PR، HER2 و شاخص Ki-67 تعیین شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین سنی بیماران 49/5 سال (دامنه ۲۶ تا ۷۳ سال) بود. در بررسی هیستوپاتولوژیک، کارسینوم داکتال شایعترین نوع با %۸۹ موارد بود. براساس طبقهبندی مولکولار، %۶۵ لومینال B، ۹% لومینال A، %۱۱ HER2-enriched و %۱۵ بازال-لایک بودند. همچنین ارتباط معناداری بین گرید تومور و نوع مولکولار مشاهده شد (001/0P=). بیماران لومینال B بیشترین درگیری غدد لنفاوی و بالاترین نسبت تومورهای گرید ۳ را داشتند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد کارسینوم داکتال و زیرگروه مولکولار لومینال B شایعترین انواع سرطان پستان در این جمعیت هستند. این یافته اهمیت توجه به طبقهبندی مولکولار و شاخصهای پاتولوژیک در تعیین پیشآگهی و انتخاب درمان هدفمند را تأیید میکند.
بابک هوشمند مقدم، عباسعلی گائینی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان در زنان یائسه با افزایش خطر بیماریهای قلبی-عروقی، بهویژه در پی درمانهای تهاجمی، همراه است. تمرینات ورزشی بهعنوان مداخلهای غیردارویی، نقش مهمی در کاهش این عوارض دارند. این مطالعه با هدف مرور نظاممند و تحلیلی شواهد مرتبط با تأثیر انواع تمرینات (هوازی، مقاومتی و ترکیبی) بر سلامت قلبی-عروقی، سازوکارهای فیزیولوژیک، پیامدهای بالینی و چالشهای اجرایی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور تحلیلی است که بر پایه جستجویی جامع و نظاممند در پایگاههای معتبر بینالمللی PubMed، Scopus، Web of Science، Embase و Google Scholar و همچنین پایگاههای فارسی SID وMagiran انجام گرفت. تمرکز جستجو بر مطالعات انسانی، پژوهشهای بالینی و کارآزماییهای تصادفی کنترلشده بود. فرآیند غربالگری، انتخاب مطالعات و تحلیل دادهها در طی بازه زمانی مهر تا دی ۱۴۰۳ انجام شد.
یافتهها: تمرینات ورزشی ساختاریافته از طریق کاهش التهاب سیستمیک، بهبود ترکیب بدنی، کاهش فشارخون، افزایش توان هوازی و ارتقاء عملکرد بطن چپ، اثرات قابلتوجهی بر شاخصهای قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارند. تمرینات ترکیبی اثربخشی بیشتری نسبت به تمرینات منفرد نشان دادند. با اینحال، محدودیتهایی همچون کمبود منابع انسانی متخصص، نبود برنامههای فردمحور و چالشهای مالی، مانع اجرای وسیع این مداخلات در سیستمهای درمانی شدهاند.
نتیجهگیری: شواهد قوی بر نقش مثبت تمرینات ورزشی در بهبود سلامت قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دلالت دارند. طراحی برنامههای تمرینی شخصیسازیشده، بینرشتهای و مبتنی بر شواهد، همراه با رفع موانع ساختاری و سیاستی، میتواند سهم مهمی در مراقبت جامع از این بیماران ایفا کند.
طاهره پارساجم، بهنام رضا مخصوصی، علی نجفپور، کیمیا فتحی،
دوره 83، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هورمونهای تیروئیدی نقش کلیدی در تکوین اندامهای مختلف بدن، ایفا میکنند. پستان و تیروئید اندامهای پاسخگو به هورمون هستند که ارتباط نزدیکی با تغییرات فعالیت درون ریز و بیماریهای غدد دارند. سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان و دومین علت مرگ ناشی از سرطان است. به علت تناقضات در زمینه ارتباط بین سرطان پستان و بیماریهای تیروئید و کمبود اطلاعات منطقهای مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع انواع اختلالات تیروئید در بیماران مبتلابه سرطان پستان و ارتباط آن با نوع سرطان پستان و سن طراحی و اجرا شد.
روش بررسی: در این مطالعه آینده نگر 50 زن مبتلابه سرطان پستان که تحت عمل جراحی قرار گرفتهاند پیگیری قرار گرفتن. مکان انجام این پژوهش در بیمارستان امام رضا شهر کرمانشاه و مدت انجام این بررسی 12 ماه از ابتدای فروردین تا پایان اسفند 1402 بود. اطلاعات بیماران شامل: سن، نوع هیستوپاتولوژیک سرطان و یافتههای آزمون تیروئیدی شامل اندازهگیری سطح سرمی TSH، FT4 و ATPO بود، ثبت و بررسی شد.
یافتهها: براساس نتایج بهدست آمده نشان داد که میانگین سنی افراد با اختلالات تیروئیدی در بیماران مبتلابه سرطان پستان، 88/42 و انحراف معیار 313/11 بود. همچنین بین سن افراد و اختلالات تیروئیدی در بیماران مبتلابه سرطان پستان اختلاف معنادار وجود ندارد (89/0P<) و در بررسی اختلالات تیروئیدی در بیماران مبتلابه سرطان پستان نشان داد بین بیماران مبتلابه سرطان پستان و مقدارTSH و مقدار FT4 رابطه معناداری وجود دارد. به این معنی که افراد مبتلابه سرطان پستان افزایش مقدار TSH و مقدار FT4 داشتند. اما بین بیماران مبتلابه سرطان پستان و مقدار ATPO رابطه معناداری وجود ندارد (319/0P>).
نتیجهگیری: اختلالات تیروئید در بیماران مبتلابه سرطان پستان نسبت به جمعیت نرمال شیوع بیشتری دارد و با توجه به ارتباط بین انواع اختلالات تیروئید و نوع هیستوپاتولوژی سرطان پستان، میتوان از این نتایج استفاده نموده و روشهای غربالگری را در کسانی که ریسک فاکتورهای سرطان پستان را دارند به شکل موثرتری برای تشخیص زودرس و درمان بیماری به کار برد.
ماندانا پولادزاده، فاطمه خزائی، سعید بیطرف، حسین کریمپوریان، مهسا ممبینی، محمدرضا محمودیان ثانی،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین بدخیمی در زنان است و همچنان یکی از علل اصلی مرگومیر ناشی از سرطان محسوب میشود. تشخیص زودهنگام این بیماری میتواند با مداخلات بهموقع، احتمال بقا را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. با این حال، روشهای غربالگری فعلی در برخی موارد از دقت کافی برخوردار نیستند. ژن غیرکدکننده KCNQ1OT1 بهعنوان یکی از lncRNAهای دخیل در پاتوژنز انواع سرطانها، از جمله سرطان پستان، شناخته شده است و ممکن است بهعنوان بیومارکر بالقوه در تشخیص زودهنگام این بیماری مورد استفاده قرار گیرد.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی از مهر ۱۴۰۳ تا اسفند ۱۴۰۳ در بیمارستان شفا، دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، ایران انجام شد. شامل ۳۰ بیمار مبتلا به سرطان پستان و ۳۰ فرد سالم بهعنوان گروه کنترل بود. سطح بیان سرمی KCNQ1OT1 با استفاده از روش Real-Time PCR اندازهگیری شد و گروهها از نظر شاخصهای دموگرافیک مقایسه شدند.
یافتهها: گروههای بیمار و کنترل از نظر بیشتر شاخصهای دموگرافیک همگن بودند، اگرچه در سن و قومیت تفاوت آماری مشاهده شد. بیشتر بیماران در مرحلهی اولیه بیماری تشخیص داده شده بودند. بیان سرمی KCNQ1OT1 در بیماران بهطور معناداری پایینتر از گروه کنترل بود (0003/0P=) تحلیل ROC نشان داد دقت تشخیصی این نشانگر با 82/0AUC= مطلوب است.
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از آن است کهKCNQ1OT1 دارای پتانسیل مناسب بهعنوان یک بیومارکر تشخیصی در شناسایی زودهنگام سرطان پستان است. باتوجه به تشخیص بیشتر بیماران در مراحل اولیه، انجام مطالعات با حجم نمونه بالاتر برای تأیید و تعمیمپذیری نتایج توصیه میشود.