28 نتیجه برای غلامی
محمد مهدی سلطاندلال، منا مشیری، عباس میرشفیعی، معصومه دورقی، فرهاد رضایی، مهرداد غلامی،
دوره 76، شماره 11 - ( بهمن 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: گونههای لاکتوباسیلوس بهدلیل داشتن توانایی تعدیل پاسخهای ایمنی در انسان و اثرات درمانی در اختلالات التهابی، بهعنوان باکتریهای پروبیوتیک در نظر گرفته شدهاند. هدف از این مطالعه بررسی اثرات استرینهای پروبیوتیکی لاکتوباسیلوس بر روی بیان ژنهای TLR۲, TLR۴ در ردهی سلولهای سرطان کولون (HT-۲۹) عفونی شده با سالمونلا انتریتیدیس بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی از فروردین تا اسفند ۱۳۹۵ در مرکز تحقیقات میکروبیولوژی مواد غذایی دانشگاه علوم پزشکی تهران اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. در این مطالعه از دو سویه لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس PTCC۱۶۴۳ و لاکتوباسیلوس کازیی PTCC ۱۶۰۸ استفاده شد. سلولهای HT۲۹ کشت داده شدند و سپس این سلولها پیش و پس از چالش با پاتوژن، توسط سویههای پروبیوتیکی لاکتوباسیلوس تیمار شدند. پس از استخراج RNA تام از سلولها و سنتز cDNA، توانایی لاکتوباسیلوسها در تعدیل بیان ژنهای TLR-۲ و TLR-۴ توسط روش Real-time PCR مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: یافتههﺎی ﻣﺎ نشان داد ﮐﻪ پس از تیمار ﺳﻠﻮلهﺎی ﺳﺎﻟﻢ و غیرعفونی HT۲۹، ﺑﺎ هﺮ یﮏ از دو ﺑﺎﮐﺘﺮی ﭘﺮوﺑﯿﻮﺗﯿﮏ، ﺑﯿﺎن ژنهﺎی TLR۲-۴ ﺑﻪﻃﻮر چشمگیری اﻓﺰایﺶ داشت. ﺑﺮﺧﻼف آن، ﻣﯿﺰان ﺑﯿﺎن ایﻦ دو ژن در ﺳﻠﻮلهﺎی آﻟﻮده ﺑﻪ ﺳﺎﻟﻤﻮﻧﻼ اﻧﺘﺮیﺘﯿﺪیﺲ، پیش و پس از درﻣﺎن ﺑﺎ هﺮ یﮏ از ﺑﺎﮐﺘﺮیهﺎی ﭘﺮوﺑﯿﻮﺗﯿﮏ ﻻﮐﺘﻮﺑﺎﺳﯿﻠﻮس اﺳﯿﺪوﻓﯿﻠﻮس و ﻻﮐﺘﻮﺑﺎﺳﯿﻠﻮس ﮐﺎزیی ﺑﻪصورت معناداری ﮐﺎهﺶ یﺎﻓﺖ (۰/۰۵P<).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدستآمده، لاکتوباسیلوسهای پروبیوتیکی دارای اثر چشمگیر ضدالتهابی در برابر بیماریزایی باکتری سالمونلا انتریتیدیس هستند. اما در این مطالعه لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس فعالیت ضد التهابی قویتری را نسبت به لاکتوباسیلوس کازیی از خود نشان داد.
علیرضا نجیمی ورزنه، محمد غلامی فشارکی، محسن روضاتی،
دوره 77، شماره 8 - ( آبان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم متابولیک بهعنوان عامل خطر اصلی برای ابتلا افراد به بیماری قلبی-عروقی شناخته میشود. با توجه به اهمیت کنترل سندرم متابولیک، بررسی عوامل موثر بر این سندرم از اولویتهای مهم پژوهشی در جهان و ایران میباشد. یکی از این عوامل موثر که مطالعات پیشین روابط ضد و نقیضی در مورد رابطه آن با سندرم متابولیک اشاره نمودهاند، متغیر نوبتکاری میباشد. از اینرو این مطالعه کوهورت آیندهنگر جهت بررسی رابطه بین نوبتکاری با سندرم متابولیک بر روی مردان کارگر انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت آیندهنگر پنج ساله بر روی یک نمونه تصادفی از کارگران کارخانه فولاد مبارکه اصفهان (ایران) از فروردین تا اسفندماه، طی سالهای ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۵ انجام پذیرفته شده است. در این مطالعه متغیر نوبتکاری و سندرم متابولیک بهعنوان متغیر مستقل و وابسته و متغیرهای سن، تحصیلات و سابقه بهعنوان متغیرهای کنترلی در نظر گرفته شد.
یافتهها: تعداد افراد شرکتکننده در این مطالعه را ۱۳۲۱ نفر مرد (میانگین سنی ۴۳ سال) تشکیل میداد. در این مطالعه، نمونه شامل ۵۲۸ نفر (۴۰%) روزکار، ۱۵۵ نفر (۱۲%) نوبتکار چرخشی هفتگی و ۶۳۸ نفر (۴۸%) نوبتکار معمولی بود. شانس نسبی (OR) پنج ساله ابتلا به سندرم متابولیک در نوبت کارهای معمولی نسبت به روزکاران برابر با ۱/۹۳OR= با ۰/۰۴۴P= و برای نوبتکاران هفتگی برابر با ۱/۲۶OR= با ۰/۶۴P= بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه، داشتن شانس بیشتر در ابتلا به سندرم متابولیک در نوبتکاران معمولی نسبت به روزکاران تایید، اما این افزایش در نوبتکاران هفتگی تایید نشد.
علیرضا رضایی، نرگس غلامی، لیلا باژدان، مریم حقیقی مراد، نرجس جعفری،
دوره 80، شماره 3 - ( خرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف تشخیص غیرتهاجمی افزایش فشار مایع مغزی نخاعی در بیماران دارای افزایش فشار داخل مغزی ایدیوپاتیک با کمک سونوگرافی ترانس اوربیتال صورت گرفته است.
روش بررسی: دراین مطالعه توصیفی–مقطعی تمام بیماران زیر 18 سال که با شکایت افزایش سر درد یا استفراغ یا تاری دید یا فلج عصب شش به درمانگاه نورولوژی بیمارستان لقمان حکیم تهران از مهر ماه سال 96 تا مهر ماه سال 97 مراجعه نمودهاند، مورد مطالعه قرار گرفتند. همه بیمارانی که در معاینه ادم پاپی داشتند و تصویربرداری مغزی آنها نرمال بود و مشکوک به افزایش فشار داخل مغزی ایدیوپاتیک بودند بهصورت متوالی وارد مطالعه شدند. برای هر بیمار پیش از انجام پونکسیون کمری، قطر غلاف عصب اپتیک با سونوگرافی ترانس اوربیتال اندازهگیری شد و سپس پونکسیون کمری جهت بررسی فشار مایع مغزی نخاعی انجام شد.
یافتهها: از 10 بیمار مطالعه حاضر 10% دختر، 90% پسر، با حداقل سنی 5/2 سال، حداکثر 14 سال، میانگین سنی نه سال و متوسط توده بدنی kg/m2 5/22 بودهاند. تمام مراجعین فشار مایع مغزی نخاعی بیشتر از 25 (متوسط cm 40 آب) و همگی اندازه قطر غلاف عصب اپتیک چشم راست و چپ در آنها بیشتر از نقطه برش mm 5/4 (با میانگین در چشم راست mm 31/6 و چشم چپ mm 64/6 بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه حاضر اندازهگیری قطر غلاف عصب اپتیک در بیماران مشکوک به افزایش فشار داخل مغزی ایدیوپاتیک میتواند بهعنوان روش کمک تشخیصی غیرتهاجمی مطرح شود.
سید حسین حسینی، حسین کریمی مونقی، سید مسعود حسینی، حسن غلامی، وحید قوامی،
دوره 80، شماره 12 - ( اسفند 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به پژوهشهای متعدد در رابطه با سبکهای یادگیری و همچنین تفاوت این سبکها در دانشجویان، این مطالعه بهمنظورتعیین وضعیت سبکهای یادگیری در رشتههای علوم پزشکی در ایران، مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مرور سیستماتیک و متاآنالیز انجام شد. جستجوی مقالات در این مطالعه از دوم مهر 1401 تا 23 مهر 1401 در پایگاههای داده: proquest, PubMed, iranmedex, scopus, Sid, Magiran Google Scholar, Eric و مجلات آموزش پزشکی، صورت گرفت. محیط پژوهش ایران، مشهد بوده است. با استفاده از کلید واژه های، سبکهای یادگیری، کلب، دانشجویان علوم پزشکی جستجو در پایگاههای داده مذکور انجام شد. مقالات استخراج شده ابتدا از نظر عنوان پژوهش و سپس چکیده مقاله و در نهایت متن مقاله با استفاده از "چکلیست پریزما" ارزیابی شد. درهریک از مراحل مقالات تکراری ومقالاتی که معیارهای ورود را نداشتند، از مطالعه خارج شدند. در پایان 53 مقاله آنالیز قرارگرفت.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین استفاده از سبک های یادگیری در دانشجویان رشتههای علومپزشکی در ایران، از نوع سبک یادگیری همگرا بود (32% با فاصله اطمینان 95%).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه که بیشترین سبک یادگیری استفاده شده در رشتههای علوم پزشکی در ایران از نوع سبک یادگیری همگراست و با عنایت به خصوصیات افراد همگرا لازم است بهمنظور ارایه آموزشهای موثر و اثربخش در رشتههای علوم پزشکی به سبکهای یادگیری دانشجویان توجه ویژهای شود تا بتوان براساس سبکهای یادگیری، آموزشها را هدایت کرد.
محمد مهدی غلامیان، مهرنوش دیانتخواه، محمد کرمانی القریشی، احسان شیروانی،
دوره 81، شماره 8 - ( آبان 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان تطابق روند دارودرمانی بیماران مبتلا به NSTE-ACS با گایدلاین ESC2020 در بیمارستان شهید چمران اصفهان میباشد.
روش بررسی: مطالعه انجام شده یک مطالعه گذشتهنگر است که در مقطع زمانی شش ماهه (از فروردین ۱۴۰۰ تا شهریور ۱۴۰۰) بر روی پرونده ۲۳۹ بیمار NSTE-ACS در بیمارستان شهید چمران اصفهان انجام گرفت. در این تحقیق پرونده بیماران از لحاظ اندیکاسیون تجویز و انتخاب نوع و دوز داروی تجویزی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از ۱۸ آیتم بررسی شده، در ۱۴ مورد تطابق بالای %۹۵ گزارش شد. تطابق کمتر از ۵۰% با گایدلاین نیز در موارد انتخاب نوع داروی ضدپلاکت، اندیکاسیون و دوز تجویز شده از مهارکنندههای GP2b3a و انتخاب نوع آنتیکواگولانت مشاهده شد.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشاندهندهی تطابق کلی نسبتاٌ بالایی در دارودرمانی بیماران NSTEMI-ACS با گایدلاین میباشد. اما در ارتباط با تجویز مهارکنندههای GP2b3a و انتخاب نوع داروی ضدپلاکت و آنتی کواگولانت تطابق ضعیفی مشاهده شد.
محمد غلامی، علیرضا محمودآبادی، مریم مرادی، حسین نظامی، حمیده محمدزاده،
دوره 82، شماره 7 - ( مهر 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک شایعترین علت ریزش مو میباشد. مطالعات مختلف نتایج متفاوتی از ارتباط بیماریهای قلبی عروقی را با آلوپسی آندروژنتیک ذکر کردهاند. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین آلوپسی آندروژنتیک با ضخامت اینتیما مدیای شریان کاروتید انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی از مهر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 100 نفر از مراجعهکنندگان به کلینیک پوست و مو بیمارستان علامه بهلول در دو گروه 50 نفره مورد و شاهد با سن کمتر از 40 سال انجام شد. افراد از نظر سن و جنس همسانسازی شدند. بیماران مبتلابه آلوپسی براساس تشخیص پزشک معالج به سه دسته خفیف، متوسط و شدید طبقهبندی شدند. ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید با استفاده از سونوگرافی اندازهگیری شد.
یافتهها: در هر گروه 37 نفر مرد و 13 نفر زن حضور داشت هرچند نتایج بهدست آمده نشاندهنده بالاتر بودن ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید در بیماران مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک بود ولی ارتباط آماری معناداری بین آلوپسی آندروژنتیک و ضخامت لایه اینتیما مدیا شریان کاروتید یافت نشد (66/0P=). همچنین بین میزان ضخامت اینتیما مدیا شریان کاروتید و مدت ابتلابه آلوپسی ارتباط آماری وجود داشت (03/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط بین میزان ضخامت اینتیما مدیا شریان کاروتید و مدت ابتلابه آلوپسی، میتوان گفت ارتباط احتمالی بین آلوپسی و آترواسکلروز وجود دارد اما جهت اثبات نیاز به انجام مطالعات با حجم نمونه بیشتر میباشد.
رضا سعیدی، محبوبه غلامی،
دوره 83، شماره 4 - ( تیر 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: ختنه نوزادی یکی از شایعترین اعمال جراحی در جهان است که بهدلایل فرهنگی، مذهبی و بهداشتی انجام میشود. دو روش اصلی برای ختنه نوزادی شامل روش جراحی کلاسیک (با استفاده از کلامپهایی مانند گومکو یا موگن) و روش رینگ پلاستیکی (مانند Plastibell) است. این مطالعه مروری سیستماتیک و متاآنالیز با هدف مقایسه مزایا و عوارض این دو روش در نوزادان انجام شد.
روش بررسی: جستجوی سیستماتیک در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar برای مقالات منتشرشده بین سالهای 2000 تا 2024 انجام شد. مطالعاتی که مزایا و عوارض روش جراحی کلاسیک و رینگ پلاستیکی را در نوزادان مقایسه کرده بودند، وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از مدل اثرات تصادفی متاآنالیز شده و نسبت خطر (RR) و فاصله اطمینان 95% محاسبه شد.
یافتهها: از مجموع 12 مطالعه واردشده (شامل 5342 نوزاد)، روش رینگ پلاستیکی با کاهش معنادار در خونریزی (45/0RR:، 64/0-32/0CI:95%) و زمان بهبودی (میانگین تفاوت: 3/2- روز، 1/3-CI:95% تا 5/1-) نسبت به روش جراحی کلاسیک همراه بود. با این حال، خطر چسبندگی پوست (32/1RR:، 66/1-05/1CI:95%) در روش رینگ پلاستیکی بالاتر گزارش شد. عوارض جدی مانند آسیب به مجرای ادراری در هر دو روش نادر بود (کمتر از 2/0%).
نتیجهگیری: روش رینگ پلاستیکی بهدلیل سهولت انجام، کاهش خونریزی و زمان بهبودی سریعتر، گزینهای مناسب برای ختنه نوزادی است. با این حال، مراقبتهای پس از عمل برای کاهش خطر چسبندگی پوست ضروری است. انتخاب روش باید باتوجه به مهارت اپراتور و ترجیحات والدین انجام شود.
رضا سعیدی، محبوبه غلامی،
دوره 83، شماره 6 - ( شهریور 1404 )
چکیده
زمینه و هدف: براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، حدود 10% از زنان باردار در جهان حداقل یک نوع ماده مخدر یا محرک را در دوران بارداری مصرف میکنند. سوءمصرف مواد در دوران بارداری یکی از معضلات مهم سلامت عمومی است که میتواند پیامدهای جدی برای مادر و جنین به همراه داشته باشد. هدف این مطالعه، تعیین میزان بروز سوءمصرف مواد و شایعترین مواد مصرفی از جمله تریاک، هروئین، شیشه، کریستال، متادون، آمفتامین و متآمفتامین در مادران باردار ایرانی از سال 2000 تا 2024 با استفاده از مرور سیستماتیک و متاآنالیز است.
روش بررسی: جستجوی سیستماتیک در پایگاههای PubMed، Scopus، Web of Science، SID و Iranmedex برای مقالات منتشر شده بین سالهای 2000 تا 2024 انجام شد. مطالعاتی که به بررسی شیوع سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی پرداخته بودند، وارد متاآنالیز شدند. دادهها با استفاده از مدل اثرات تصادفی تحلیل شدند.
یافتهها: از مجموع 127 مقاله شناسایی شده، 22 مطالعه با معیارهای ورود مطابقت داشتند. میزان کلی بروز سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی 3/3% (5/4-4/2 :95%CI) برآورد شد. شایعترین مواد مصرفی بهترتیب شامل تریاک (7/1%)، سیگار (3/1%)، متادون (5/0%)، هروئین (3/0%)، شیشه/کریستال (2/0%)، آمفتامین و متآمفتامین (1/0%)، حشیش (4/0%) و الکل (2/0%) بودند. روند بروز سوءمصرف مواد در دو دهه اخیر افزایشی بوده است.
نتیجهگیری: باتوجه به شیوع قابلتوجه سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی و پیامدهای جدی آن، لازم است برنامههای پیشگیرانه، غربالگری و درمانی هدفمند برای این گروه جمعیتی طراحی و اجرا شود. همچنین، کاهش انگ اجتماعی و افزایش دسترسی به خدمات درمان اعتیاد برای زنان باردار باید در اولویت سیاستگذاران سلامت قرار گیرد.