217 نتیجه برای نور
شهریار اشکوری، امیرهوشنگ احسانی، عاطفه قنبری، حمیده مولایی، پدرام نورمحمدپور،
دوره 69، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: پسوریازیس
یک بیماری مزمن و التهابی پوست بهشمار میرود. پاتوفیزیولوژی زمینهای تکثیر سلولهای
اپیدرم، تمایز و رگسازی و نیز سیستم ایمنی سلولار را در بر میگیرد. گیرندههای
کولینرژیک نیکوتینی روی کراتینوسیتها باعث تحریک ورود کلسیم به سلول و تمایز سلولی
میشوند. کشیدن سیگار و نیکوتین آن میتواند فرایند التهابی در پوست بیماران مبتلا
به پسوریازیس را تغییر دهد. هدف این مطالعه تعیین فراوانی استعمال سیگار در بیماران پسوریازیس
ارجاع شده به بیمارستان رازی شهرستان رشت میباشد.
روش بررسی: 96
بیمار مبتلا به پسوریازیس همسان شده با گروه کنترل از لحاظ سن و جنس و به همین
تعداد افراد سالم وارد مطالعه شدند. اطلاعات جمعآوری شده شامل وضعیت و طول مدت سیگار
کشیدن، شدت سیگار کشیدن (Pack/year) و سیگاری غیرفعال
بودن در پرسشنامههای مشخص طبقهبندی و آنالیز شد.
یافتهها: در
کل تعداد 192 بیمار مشتمل بر 96 بیمار مبتلا به پسوریازیس و 96 فرد سالم وارد
مطالعه شدند. میزان استفاده از سیگار در افراد مبتلا 3/33% و در افراد سالم 4/19%
بوده است (05/0P>).
میزان کلی استفاده از سیگار بر حسب پاکت در سال در بیماران مبتلا به پسوریازیس بیش
از افراد گروه کنترل بود: (68/3-17/1=95%CI، 07/2OR=، 05/0P<). قرار گرفتن غیر فعال در معرض دود سیگار ارتباط معنیداری
با بیماری نداشت 05/0P>.
نتیجهگیری: ابتلا به پسوریازیس احتمالا هم با طول مدت استفاده از سیگار
و هم با میزان استفاده از سیگار ارتباط معنیداری دارد و این بر اهمیت تاکید بر
ترک سیگار در میان بیماران مبتلا به پسوریازیس میافزاید.
محمدرضا نوری دلویی، رادین ماهرالنقش، محمد کاظم سیاح،
دوره 69، شماره 6 - ( 6-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
سرطان مری با حدود
386000 مرگ و میر در سال، ششمین عامل مرگ ناشی از سرطان در جهان است، که حاصل
مجموعه عاملهای محیطی مانند دود تنباکو، رفلاکس معدی- مروی و تغییرات ژنتیکی است.
رفلاکس معدی- مروی مزمن معمولا به جایگزینی مخاط سنگفرشی توسط مخاط بارت نوع رودهای
و متاپلاستیک منجر میشود. بر خلاف آدنوکارسینوم مری، عاملهای خطر و ساز و کارهای
متفاوت مولکولی از جمله جهش در انکوژنها و ژنهای سرکوبگر تومور در ایجاد
کارسینوم سلول سنگفرشی مری نقش دارند. مطالعات مولکولی، ناهنجاریهای ژنتیکی را مانند
دگرگونی در بیان ژنهای P53، P16، سیکلین D1، EGFR، E-cadherin، COX-2، iNOS، RARها، Rb، hTERT، P21، APC، c-MYC، VEGF، TGTα، NF-κB در
کارسینوم سلول سنگفرشی مری و آدنوکارسینوم مری نشان دادهاند. در زمینه نقش چند شکلی
ژنهای متفاوت در خطر ابتلا به سرطان مری، بررسیهای گوناگونی انجام شده است. توجه
به تغییرات اساسی مشتمل بر خودکفایی و خوداتکایی در پیامهای رشد، عدم حساسیت به پیامهای
ضد رشد، پرهیز از آپوپتوز، تکثیر بالقوه نامحدود، رگزایی پایدار و تهاجم بافتی و متاستاز
ضروری است. ترکیبات گوناگونی مانند بستاتین، Curcumin، تمشک سیاه،
5- لیپواکسیژناز (LOX)، مهار کنندههای COX-2 شناسایی شدهاند که در مهار سرطانزایی در مری نقش
دارند. رویکردهای متفاوت ژن درمانی مانند ژن درمانی با استفاده از جایگزینی P53، ژن درمانی با
استفاده از جایگزینی p21WAF1 و درمان با واسطه ژنهای خودکشی تاکنون آزمایش شده
است. تلاشهایی در جهت استفاده از نانو فنآوری و فنآوری آپتامر نیز در دست ابداع
است.
محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی، مهدی شکرابی، ثمیله نوربخش، محمود خطیب، شیما جوادی نیا،
دوره 69، شماره 9 - ( 9-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: مطالعات زیادی در مورد
نقش سیستم ایمنی بهعنوان زمینهساز ایجاد پولیپ بینی در دست اجرا است. بهمنظور
بررسی عملکرد احتمالی سلولهای Th1 (T-Helper 1) و Th2 (T-Helper 2) در تشدید
بیماری و یا القا با زمینه آلرژی و بیماران پولیپوز در این مطالعه ژنهای سایتوکینی
دخیل در دو گروه مبتلا به پولیپ بینی آلرژیک و غیر آلرژیک بررسی شد.
روش بررسی: 75 بیمار مبتلا به پولیپ بینی با
میانگین سنی بیماران 38 سال (از 18 تا 81 سال) مورد مطالعه قرار گرفتهاند. از این
بیماران تست غلظت تام IgE (Immunoglobin E) سرم و IgE اختصاصی سرم و تست جلدی جهت تایید دو گروه آلرژیک (38 نفر) و غیر
آلرژیک (37 نفر) انجام شد. بهمنظور ارزیابی همبستگی احتمالی واکنشهای آلرژیک در
مجاری تنفسی فوفانی و پولیپ بینی بروز این ژنها با روش Reverse
Transcriptase-Polymerase Chain Reaction (RT-PCR) بررسی گردید.
یافتهها: فراوانی بروز ژنهای سایتوکینهای اینترفرون گاما (5/39%
در مقابل 2/16%، 30/0P=) و اینترلوکین 4 (7/44% در مقابل 9/18%، 02/0P=) در بیماران
آلرژیک بیشتر از غیر آلرژیک مشاهده گردید. بروز ژن سایتوکینهای اینترلوکین-10،
اینترلوکین-12 فراکسیونهای P40 و P35 بین دو گروه اختلاف معنیدار آماری نداشت.
نتیجهگیری: این تحقیق نشان میدهد که عدم
تعادل بین سلولهای Th1 و Th2 نقش مهمی در پاتوفیزیولوژی پولیپ بینی دارد.
بنابراین اگرچه پولیپ بینی یک بیماری با اتیولوژیهای مختلف است ولی التهاب مزمن
مداوم عامل اصلی در ایجاد آن محسوب میشود.
ثمیله نوربخش، فریده ابراهیمیتاج، الهام شیرازی، احمدرضا شمشیری، آذردخت طباطبائی،
دوره 69، شماره 10 - ( 10-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: عفونت استرپتوکوکی
ریسک بروز پانداس (اختلالات عصبی روانی ناشی از استرپتوکوک در کودکان) را افزایش میدهد. هدف این مطالعه مقایسه آنتیبادیهای
ضد استرپتوکوک در کودکان با علایم پانداس (وسواس و بیشفعالی) و کودکان سالم میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی/
مورد شاهدی در درمانگاه روانپزشکی و کودکان بیمارستان رسول اکرم تهران طی سالهای
1389-1387 انجام شد. آنتیاسترپتوکیناز، آنتیاسترپتولایزین و آنتی DNase با روش الایزا و به طور کمّی با استفاده از کیتهای آزمایشگاهی ABCam ELISA USA در سرم 79 بیمار و 39 نفر شاهد اندازهگیری و مقایسه گردید.
یافتهها: هر سه نوع آنتیبادی در سرم بیماران و گروه شاهد تفاوت
معنیداری داشت. آنتیاسترپتولیزین با حد مرزی 195، حساسیت 90% و ویژگی 82%، ارزش
اخباری مثبت 92%، میزان آنتیبادی بین گروه بیمار و کنترل تفاوت داشت. آنتیاسترپتوکیناز
با حد مرزی 223 حساسیت 82% و ویژگی 82%، ارزش اخباری مثبت 95% و بین دو گروه بیمار
و سالم اختلاف واضحی داشت. آنتی DNase با حد مرزی
(Cut off) 140
حساسیت 92% و ویژگی 82%، ارزش اخباری مثبت 92% و بین گروه بیمار با گروه سالم
تفاوت واضحی داشت.
نتیجهگیری: چون
هر سه نوع آنتیبادی بر علیه استرپتوکوک در بیماران مبتلا بهOCD and ADHD (پانداس)
به طور معنیداری بالاتر از گروه کنترل است احتمالا عفونت استرپتوکوک نقش واضحی در
این بیماری دارد. درمان عفونتهای استرپتوکوکی با پنیسیلین طولانیمدت انجام میشود،
استفاده از درمانهای تهاجمیتر برای بیماران مبتلا به پانداس مانند تعویض پلاسما
و ایمونوگلوبولین وریدی نیاز به مطالعات بالینی در آینده دارد.
مریم خوانساری، علیرضا ایمانی، مهدیه فقیهی، مسعود عالی انوری، مریم مقیمیان، حمیدرضا صادقیپور رودسری،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: کراتین کیناز- MB شاخص بیوشیمیایی است که در ارزیابی آسیبهای ناشی از ایسکمی و انفارکتوس قلبی مورد سنجش قرار میگیرد. در این مطالعه اثر تجویز اکسیتوسین در طی ایسکمی و پرفیوژن مجدد بر سطح کراتین کیناز- MB مایع کرونری و نیز نقش گیرنده اکسیتوسین، نیتریک اکساید، پروستاسایکلین و کانالهای پتاسیمی وابسته به آدنوزین تریفسفات میتوکندریایی در قلب ایزوله مدل ایسکمی/ پرفیوژن مجدد ارزیابی شده است.
روش بررسی: پس از بیهوش کردن موش صحرایی، قلب جدا شده و به دستگاه لانگندورف انتقال مییافت. در گروه ایسکمی/ پرفیوژن مجدد، ۳۰ دقیقه ایسکمی و متعاقبا 120 دقیقه پرفیوژن مجدد ایجاد شد. در گروه اکسیتوسین، اکسیتوسین از پنج دقیقه انتهای ایسکمی بهمدت 25 دقیقه خونرسانی شد. در سایر گروهها، قبل از پرفیوژن اکسیتوسین بهترتیب ال- نیم (مهارکننده نیتریک اکساید سنتاز)، اتوسیبان (مهارکننده غیراختصاصی گیرنده اکسیتوسین)، 5- هیدروکسی دکویینات (مهارکننده کانالهای پتاسیمی وابسته به آدنوزین تریفسفات میتوکندریایی) و ایندومتاسین (مهارکننده غیراختصاصی سیکلواکسیژناز) پرفیوز شدند. در تمامی گروهها، سطح آنزیم کراتین کیناز- MB در مایع کرونری در انتهای پرفیوژن مجدد اندازهگیری گردید. همچنین میزان جریان مایع کرونری در فواصل زمانی مشخصی سنجیده شد.
یافتهها: استفاده از غلظت
11-10 مولار اکسیتوسین در گروه اکسیتوسین، آنزیم کراتین کیناز-MB را در مقایسه با گروه ایسکمی/ پرفیوژن مجدد بهطور معنیداری کاهش داد و استفاده از هر یک از مهارکنندهها اثر اکسیتوسین را حذف نمود.
نتیجهگیری: تجویز اکسیتوسین سبب کاهش سطح آنزیم کراتین کیناز- MB در مایع کرونری گردیده و استفاده از اتوسیبان، ال- نیم، 5- هیدروکسی دکویینات و ایندومتاسین سبب مهار اثر کاهندگی اکسیتوسین بر مقدار کراتین کیناز- MB شد.
میثم گنجیبخش، وحید نجاتی، معصومه اسدی، نوروز دلیرژ، فرح فرخی،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: سلولهای دندریتیک (DC) قادر
به القای پاسخ ایمنی بر علیه تومور میباشند و امروزه علاقه فزایندهای در بهکارگیری
این سلولها در ایمونوتراپی تومور وجود دارد. در میان راهکارهای ارایهشده برای
درمان سرطان، استفاده از سلول های
دندریتیک جایگاه ویژهای یافته است و محققین تلاش میکنند با تحقیقات بیشتر به سلولهای
دندریتیک کارآمدتری در شرایط آزمایشگاه دست پیدا کنند. این تحقیق به منظور تولید
سلولهای دندریتیک کارآمد برای استفاده در امر تحقیقات و ایمونوتراپی تومور انجام
شده است.
روش
بررسی: بخشی از سلولهای تکهستهای
خون محیطی (PBMC) که به پلاستیک میچسبند در حضور اینترلوکین-4 (IL-4) و محرک گرانولوسیت (GM-CSF) بهمدت پنج روز و بهمدت دو روز نیز با TNF-α, PLY-IC و سلولهای اپیتلیال (A375)، کشت داده شد. سپس بر
روی سلولهای تمایزیافته بررسی مورفولوژیک، تعیین فنوتیپ، قدرت بیگانهخواری مورد
ارزیابی قرار گرفت؛ همینطور توانایی سلولهای تولیدشده در واکنش مختلط لکوسیتی (MLR) آلوژن و میزان سایتوکینهای تولیدشده مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: سلولهای دندریتیک تولیدشده با این روش دارای مقادیر
بالای بیان مولکولهای سطحی CD80، CD83، CD86، HLA-DR و
مقدار پایین بیان مولکول سطحی CD14 بودند همچنین
این سلولهای دندریتیک دارای توانایی فاگوسیتوز مناسب و قدرت تحریک بالای لنفوسیتهای
T بودند و قادر به ترشح مقادیر بالایی از
سایتوکین IL-12 بودند که نشاندهنده بلوغ کامل سلولهای
دندریتیک تولیدشده میباشد.
نتیجهگیری: سلولهای
اپیتلیال پوست منجر به تولید سلولهای دندریتیکی کارآمدتر با توانایی ایمونوتراپی
تومور و همچنین باعث تولید سلولهای دندریتیک از نوع یک (DC1) در شرایط آزمایشگاهی میگردند.
حوا چاپاری، فرح فرخی، نوروز دلیرژ، شهرام جوادی، فاطمه تنهای کلاته سبز،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: ویژگیهای سلولهای
بنیادی در نوسازی و امکان تمایز به انواع سلولها توجه دانشمندان را برای استفاده
از این سلولها در تولید سلولهای ترشحکننده انسولین بهخود جلب کرده است. در این
مطالعه توانایی تمایز سلولهای پیشساز با منشای مونوسیت (PCMOs) به سلولهای
انسولینساز تحت اثر فاکتورهای رشد و مایع رویی کشت فیبروبلاستها مورد بررسی قرار
گرفته است.
روش بررسی: مونوسیتهای
خون محیطی رت، در محیط RPMI با 15% FBS، IL-3، MCSF و b-Mercaptoetanol بهمدت شش روز
کشت داده شدند، سپس سلولها بهمدت 15 روز در محیط تمایزی حاوی HGF، EGF، نیکوتین
آمید، 15% مایع رویی کشت فیبروبلاستها و گلوکز قرار گرفتند. تغییرات مورفولوژی
سلولها بهوسیله میکروسکوپ معکوس بررسی و در مراحل مختلف غلظت انسولین، توسط کیت رادیوایمیونواسی
سنجیده شد. همچنین تولید انسولین با رنگآمیزی اختصاصی DTZ مورد بررسی قرار گرفت. در تجزیه و تحلیل دادهها
از روش One-Way
ANOVA استفاده شده و
05/0P< معنیدار در
نظر گرفته شد.
یافتهها: مونوسیتها در پاسخ
به IL-3 و MCSF تمایززدایی
شده و به سلولهای PCMOs تبدیل شدند که این سلولها توانایی تمایز به سلولهای انسولینساز
را در محیط کشت تمایزی داشتند. مورفولوژی سلولهای تمایز یافته مانند سلولهای بتا
بوده و میزان انسولین در مایع رویی سلولهای حاصل از تمایز بسیار بیشتر از PCMOs بود (0/05>P).
نتیجهگیری: EGF، HGF، نیکوتین آمید و مایع رویی کشت فیبروبلاستهای
رت عوامل تمایز PCMOs به سلولهای تولیدکننده انسولین هستند. با توجه
به نتایج این تحقیق، سلولهای حاصل از تمایززدایی مونوسیتهای خون محیطی رت (PCMOs) میتوانند به
سلولهای انسولینساز در حضور مایع رویی کشت فیبروبلاستها تمایز یابند.
سید میثم ابطحی فروشانی، نوروز دلیرژ، رحیم حب نقی، قاسم مسیبی،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: تحقیقات اخیر نقش
اساسی IL-17 را در پاتوژنز
آنسفالومیلیت تجربی خودایمن (EAE) مشخص نموده است. همچنین عملکرد سلولهای FoxP3+Treg در مهار واکنشهای
خودالتهابی مورد توجه قرار گرفته است. با وجودیکه مطالعات قبلی موید نقش تعدیلگر
ایمنی آل-ترانس رتینوییک اسید (ATRA) بوده است، ولی این اثرات عمدتاً بر مبنای تغییر
در نسبت سایتوکینهای Th1/Th2 توجیه شدهاند. در این مطالعه اثرات درمانی ATRA بر روند EAE و پاسخهای
لنفوسیتهای T کمکی ارزیابی شد.
روش
بررسی: بیماری EAE با استفاده از پپتید MOG35-55 و ادجوانت کامل فروند در
موشهای ماده C57BL/6 القا شد. سپس موشها در دو گروه هفت رأسی قرار گرفتند. درمان با ATRA μg500 بهازای هر
راس؛ یکروز در میان از زمان بروز علایم درمانگاهی در گروه درمانی (روز 12) آغاز
گشت. همزمان، گروه کنترل تنها حلال دارو را دریافت نمودند. علایم تا زمان کشتار
موشها (روز 33) روزانه ثبت گردید. میزان تکثیر با آزمون MTT، میزان تولید سایتوکینها با ELISA و فراوانی
سلولهای FoxP3+Treg با
فلوسیتومتری در بین سلولهای طحالی سنجیده شد.
یافتهها: تجویز ATRA پس از بروز علایم بهطور معنیداری موجب تخفیف بیماری گردید. بهدنبال
تحریک مجدد پادگنی در سلولهای جداشده از طحال، کاهش معنیدار تولید سایتوکینهای
پیشالتهابی IL-17 و IFN-γ همزمان با کاهش تکثیر لنفوسیتی، مشاهده گردید.
فراوانی سلولهای FoxP3+Treg و یا سطح IL-10 تغییر معنیداری
نیافت. با این وجود نسبتهای IFN-γ: IL-10 و IL-17: IL-10 کاهش معنیداری یافت.
نتیجهگیری: تجویز ATRA بعد از بروز
علایم بیماری، ضمن کاهش تکثیر لنفوسیتهای خود واکنشگر و تغییر نسبت سایتوکینهای
تولیدی به نفع سایتوکینهای ضد التهابی، موجب بهبود EAE میگردد.
شکوفه رادفر، سیده طاهره جزایری، حمید حقانی، مهدی حبیبی، سمیه السادات انوری،
دوره 69، شماره 12 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : اختلال استرس بعد از حادثه ( PTSD ) یک اختلال اضطرابی است که با ایجاد علایم بعد از مواجهه با حوادث تروماتیک زندگی رخ میدهد. شیوع آن در تمام جنبههای زندگی یک فرد در امریکا 8% برآورد شده است. مشکلات شناختی همراه با PTSD شامل ضعف تمرکز و اختلال حافظه میباشد. با توجه به نقش مهم حافظه در سطح عملکرد این مطالعه قصد دارد تا وضعیت حافظه را بررسی نماید. روش بررسی: در مجموع 100 بیمار مرد در دو گروه جانبازان مبتلا به PTSD توام با افسردگی (50 n= ) و بیماران افسرده غیر جانباز (50 n= ) بر اساس ملاکهای DSM-IV بررسی شدند. این بیماران از لحاظ شدت افسردگی، جنس، سن، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل با یکدیگر همسان شدند. پرسشنامههای دموگرافیک، میسیسیپی، چک لیست اختلال استرس بعد از حادثه (PCL) ، افسردگی بک و حافظه وکسلر توسط یک روانشناس تکمیل شد. یافتهها: بین شدت علایم PTSD ، مدت ابتلا به آن و تاثیرشان بر حافظه ارتباط معنیداری وجود نداشت (05/0 P> ). فقط بین اطلاعات شخصی و عمومی با تجربه مجدد خاطرات همبستگی منفی وجود داشت (05/0 P< ). هر چه سن بالاتر از 45 سال، سطح تحصیلات پایینتر از دیپلم، افسردگی شدیدتر و مدت زمان حضور در جبهه بیشتر باشد تاثیر آن بر اختلالات حافظه نیز بیشتر خواهد بود. نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این تحقیق نشان داد گرچه هر دو اختلال استرس بعد از حادثه و افسردگی بر حافظه موثر هستند، وضعیت حافظه در بیماران مبتلا به PTSD توام با افسردگی و بیماران افسرده مزمن تفاوتی ندارد.
ثمیله نوربخش، مهشید طالبی طاهر، آذردخت طباطبایی،
دوره 70، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین عوامل ایجاد کننده آرتریت سپتیک اهمیت زیادی دارد. هدف مطالعه جستجوی
آنتروتوکسین های آ، ب، سی و توکسین- 1 شوک توکسیک استافیلوکوکی در مایع مفصلی بیماران مبتلا به آرتریت
1387 ) تهران - بود. روش بررسی: این مطالعه مقطعی/ تحلیلی در بخش های عفونی و ارتوپدی بیمارستان رسول ( 89
3 سال) بود. رنگ آمیزی گرم، کشت و / به روی 62 بیمار (بین پنج ماه تا 16 سال، میانگین سنی 11 انحراف معیار 8
تست تعیین آنت یژن های محلول باکتریال (هموفیلوس، پنوموکوک، استرپتوکوک گروه- ب و مننگوکوک) با تست
آگلوتیناسیون لاتکس و تعیین سوپر آنتی ژن های استافیلوکوک (آنزیم ایمونواسی) به روی مایع مفصلی انجام شد.
معنی دار در نظر گرفته شد. یافت هها: 11 مورد کشت مثبت مایع مفصل: چهار مورد استافیلوکوک، پنج مورد P<0/05
پنوموکوک، یک مورد هموفیلوس و یک مورد کلبسیلا، رن گآمیزی گرم مثبت: 10 %، تست سریع لاتکس در چهار
%47 ) بیش ترین فراوانی و آنتروتوکسین نوع ) TSST-1 ،(% مورد، تشخیص آرتریت استافیلوکوکی در هفت بیمار ( 39
%18 ) کم ترین بود. کشت مثبت استافیلوکوک با مثبت شدن آنتروتوکسین نوع آ ارتباط داشت اما با نوع ب و سی ) B
و توکسین- شوک توکسیک ارتباطی نداشت. نتیج هگیری: استافیلوکوک نقش برجست های در آرتریت دارد. در مایع
مفصل 47 % بیماران حداقل یک نوع سوپر آنت یژن استافیلوکوکی مثبت است (حتی با کشت منفی). عدم جدا کردن
استافیلوکوک و سایر ارگانیسم های مسئول آرتریت چرکی در مایع مفصلی ممکن است ناشی از مسئله طبیعی عدم
رشد میکروب در مایع مفصل، مصرف قبلی آنتی بیوتیک و یا علل تکنیکی باشد. استفاده از رو شهای مستقیم
جستجوی آنتی ژن و یا سوپر آنتی ژن های استافیلوکوکی در درمان بیماران کمک کننده است.
ابراهیم حسنی، علیرضا ماهوری، حمید مهدیزاده، حیدر نوروزینیا، میر موسی آقداشی، محمد سعیدی،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: تجویز پیرامون عمل ترانکسامیک اسید خونریزی و ترانسفوزیون را پس از اعمال جراحی قلبی کاهش میدهد، ولی نتایج در شرایط مختلف متفاوت بوده و از طرفی زمان مناسب تجویز دارو برای حصول به نتیجه مطلوبتر مشخص نیست. هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر ترانکسامیک اسید در کاهش درناژ و نیاز به ترانسفوزیون خون در بیماران کاندیدای عمل جراحی اولیه پیوند عروق کرونر و همچنین تعیین زمان مناسب تجویز این دارو میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی آیندهنگر دوسوکور 150 بیمار کاندیدای عمل جراحی اولیه پیوند عروق کرونر مطالعه شدند. بیماران بهصورت تصادفی به سه گروه B، mg/kg10 ترانکسامیک اسید قبل، گروه A، همان مقدار دارو پس از بایپس قلبی ریوی و گروه C نرمال سالین تقسیم شدند. میزان نیاز به خون آلوژنیک و میزان درناژ لولههای سینهای ثبت گردید.
یافتهها: گروه پلاسبو (گروه C) درناژ خونی بیشتری در طول 12 ساعت اول بعد از عمل داشت (288±501 در مقابل 184±395 در گروه B و 181±353 میلیلیتر در گروه A، 004/0P=). گروه پلاسبو همچنین درناژ بعد از عمل بالاتری داشت (347±800 در مقابل 276±614 در گروه B و 228±577 میلیلیتر در گروه A، 001/0P=). میزان نیاز به خون آلوژنیک نیز در گروه کنترل نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود (001/0P=).
نتیجهگیری: در بیماران انتخابی کاندیدای عمل جراحی پیوند اولیه عروق کرونر، تجویز تکدوز ترانکسامیک اسید قبل و بعد از بایپس قلبی ریوی تاثیر یکسانی دارد.
محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی، مهدی شکرآبی، ثمیله نوربخش، شیما جوادینیا، یاسر قوامی،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوک اورئوس سوپرآنتیژنهای زیادی ترشح میکند که در التهاب مخاط سینوسها و ایجاد رینوسینوزیت مزمن نقش دارند. هدف این مطالعه، بررسی وجود این سوپرآنتیژنها در بافت پولیپ بینی مبتلایان به رینوسینوزیت مزمن و مقایسه آن با گروه کنترل بود.
روش بررسی: آنالیز بافت پولیپ بینی در 38 بیمار و نمونه مخاطی 14 کنترل از نظر وجود سوپرآنتیژنهای اگزوتوکسین A، B، C، D و TSST1 با روش RT-PCR و ELISA انجام شد.
یافتهها: در بررسی RT-PCR در 2/88% بیماران و 5/45% گروه کنترل حداقل یک سوپرآنتیژن شناسایی شد که از نظر آماری اختلاف معنیداری دارد (03/0P=). در بررسی کلی از نظر سوپرآنتیژنها با روش ELISA در 100% بیماران و 5/35% گروه کنترل حداقل یک سوپرآنتیژن شناسایی شد که از نظر آماری اختلاف معنیداری داشت (001/0P<).
نتیجهگیری: نشان داده شد که بین سوپرآنتیژنهای استافیلوکوکی و پولیپ بینی و احتمال دخالت آنها با پاتوژنز پولیپوز بینی ارتباط وجود دارد.
نور احمد لطیفی، محمد جواد فاطمی، فرخ کامران خواجوی، شهرزاد تقوی، میرسپهر پدرام،
دوره 70، شماره 8 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: فلپ تصادفی در جراحی ترمیمی کاربرد زیادی دارد و نکروز آن از مشکلات جراحی پلاستیک است. داروهای سیستمیک و موضعی زیادی برای جلوگیری از این عارضه توصیه میشود. در این مطالعه اثر آسپیرین و پلاویکس و همچنین اثر ترکیب دو دارو بر بقای فلپ پوستی تصادفی در رت بررسی شد.
روش بررسی: 40 رت به طور تصادفی به چهار گروه ده تایی تقسیم شدند. پس از بیهوشی عمومی فلپهای cm3×11 در پشت تمام رتها ایجاد شد. سپس در یک گروه روزانه mg/kg100 آسپیرین خوراکی به مدت یک هفته و در گروه دیگر پلاویکس روزانه mg/kg25 خوراکی به مدت یک هفته تجویز شد. در گروه سوم آسپیرین به علاوه پلاویکس با دوز مشابه گروه اول و دوم به مدت یک هفته استفاده شد. حیوانات گروه چهارم به عنوان گروه کنترل بوده و دارویی دریافت نکردند. پس از هفت روز سطح فلپ تحت اندازهگیری و محاسبات مورفولوژی قرار گرفت. از میانگین و انحرافمعیار جهت توصیف دادهها و از آزمون آنالیز واریانس جهت مقایسه گروهها استفاده شد.
یافتهها: میانگین میزان زنده بودن فلپ پوستی تصادفی (نسبت سطح زنده فلپ به سطح کل×100) در گروه کنترل 49/62%، در گروه آسپیرین 04/64%، در گروه پلاویکس 09/65% و در گروه ترکیبی 06/64% بود. مقایسه اختلاف میانگین بین گروهها نشان داد که اختلاف معنیداری بین گروههای مطالعه با گروه کنترل وجود نداشت(05/0.
نتیجهگیری: مصرف آسپیرین، پلاویکس و ترکیب آنها تاثیر قابل توجهی بر بقای فلپ پوستی تصادفی نداشت
علیرضا کرم بخش، سید محمد حسین نوری موگهی، غلامرضا حسن زاده، نسرین تکزارع،
دوره 70، شماره 10 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: نیتریک اکساید، در بسیاری از اندامهای بدن پستانداران تولید شده و اثرات فیزیولوژیک و پاتولوژیک فراوانی دارد. پیشساز تولید آن در بدن L-Arginine و سنتز آن توسط آنزیم نیتریک اکساید سنتتاز (Nitric Oxide Synthase, (NOS) بوده و مهارکننده آن L-NG-Nitroarginine Methyl Ester (L-NAME) میباشد. در این تجربه هدف مشاهده اثرات افزایش و کاهش تولید نیتریک اکساید بر وزن، حجم و هیستولوژی مخچه میباشد.
روش بررسی: 40 سر موش سفید آزمایشگاهی (Rat) نژاد ویستار، با وزن 250-200 گرم و سن متوسط هشت هفته انتخاب و پس از اطمینان از بارداری به پنج گروه تقسیمبندی شدند. به جز گروه کنترل، بقیه گروههای باردار به ترتیب ml/kg2 نرمال سالین، mg/kg L-Arginine200، mg/kg L-NAME20 و مخلوط دو ماده L-Arginine و L-NAME را با همان دوزهای مشابه، در روزهای سوم، چهارم و پنجم حاملگی دریافت کردند. سپس در روز 18 حاملگی بیهوش، و مخچه حیوانات خارج و پس از اندازهگیری وزن و حجم به روش معمول آمادهسازی و به روش هماتوکسیلین ائوزین و تریکروم ماسون رنگآمیزی و با میکروسکوپ نوری بررسی شدند.
یافتهها: بررسی دو به دو گروهها با معیار Mann-Whitney U-test در سطح 05/0 اختلاف معنیداری بین گروه L-Arginine با گروههای نرمال سالین و L-NAME و L-NAME+L-Arginine دیده شد (01/0P<). ضمناً اختلاف معنیداری بین گروه کنترل با سایر گروهها و نیز بین گروههای L-NAME و L-NAME+L-Arginine و نرمال سالین مشاهده نشد.
نتیجهگیری: L-NAME و ترکیبات مشابه آن جهت کاهش آسیبهای بافتی حاصل از نیتریک اکساید مفید میباشند.
سید ابراهیم نوریان، علی اکبر بیگی، معصومه صفایی، کیان حشمت قهدریجانی،
دوره 70، شماره 10 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه: لنفوم اولیه پانکراس بسیار نادر است و حدود 9/4-2/0 درصد از کل بدخیمیهای پانکراس را شامل میشود. تشخیص لنفوم اولیه پانکراس مشکل است چون علایم و نشانههای آن مشابه آدنوکارسینوم پانکراس میباشد.
معرفی بیمار: آقای 30 سالهای با درد شکم مراجعه کردند. در بررسیها متوجه طحال بزرگ و کاهش سه رده سلولهای خونی شده و به این ترتیب بیمار آماده برای طحال برداری گشت. در موقع لاپاراتومی متوجه تودهای در پانکراس شده که از آن نمونهگیری انجام و در پاتولوژی لنفوم لنفوبلاستیک پانکراس گزارش شد.
نتیجهگیری: تشخیص لنفوم از آدنوکارسینوم پانکراس بسیار مهم است. چون درمان و پیشآگهی آنها با هم کاملا متفاوت است. لنفوم پانکراس باید همیشه در تشخیصهای افتراقی تودههای پانکراس قرار بگیرد و به خصوص در افراد جوان قبل از اقدام به جراحی رادیکال نمونهگیری از توده انجام شود.
محمدرضا نوریدلویی، حسن فضیلتی، مینا تبریزی،
دوره 70، شماره 11 - ( 11-1391 )
چکیده
سرطان یکی از دلایل اصلی مرگ و میر در دنیا است و بیش از 90 درصد مرگ و میرهای سرطانی بهدلیل متاستاز رخ میدهند. تومورهای اولیه میتوانند توسط جراحی یا درمانهای مکمل شیمیایی بهخوبی درمان شوند، اما سرطانهایی که به مرحله متاستاز رسیدهاند به درمان مقاوماند. خصوصیت مقاومت، دلیل فراوانی مرگ را درمیان افراد دارای متاستاز نشان میدهد. چند مرحلهای بودن فرایند متاستاز نشان از یک برنامه دقیق و پیچیده دارد. شناخت ژنها و پروتیینهای کلیدی دخیل و نشان دادن ارتباط آنها با هم و با بیماری نکته اصلی در شناخت و درمان سرطانهای مهاجم است. برای ایجاد متاستاز لازم است شرایط ژنتیکی سلولهای توموری و همچنین شرایط ریز محیطی اندام هدف مساعد باشد. وجود شرایط نامناسب در هر یک از مراحل این فرایند میتواند موجب توقف آن و در نتیجه ایجاد حالت نهفتگی گردد. در این مقاله مروری سعی بر آن است که با بهرهگیری از دهها منبع معتبر و به روز و نیز تجربه شخصی، با بررسی عاملهای مهم در فرایند متاستاز که به تازگی شناخته شدهاند، الگوهای جدید مرتبط که میتوانند راهکارهای موثری را برای پژوهش و دستاوردهای آینده فراهم کنند، ترسیم گردد. شناخت ژنها، پروتیینها و شرایط ریز محیطی موثر بر فرایند متاستاز، در قالب مراحل متفاوت، میتواند به درک بهتر این فرایند مرگ بار و در نتیجه درمان مناسب آن کمک کند.
نسترن خسروی، ثمیله نوربخش، آذردخت طباطبایی، یاسر قوامی،
دوره 70، شماره 11 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت استرپتوکوک گروه ب در نوزادان دیسترس تنفسی، پنومونی، مننژیت و استئومیلیت ایجاد میکند. هدف تعیین شیوع کلونیزاسیون استرپتوکوک گروه ب در لوله تراشه نوزادان بود.
روش بررسی: این مطالعه مشاهدهای تحلیلی طی سالهای 90-1388 در مجتمع رسول اکرم بر روی 33 نوزاد که بهعلت دیسترس تنفسی لولهگذاری شده بودند، انجام شد. کشت لوله تراشه ابتدا در محیط Todd-Hewitt broth و سپس آگار خونی 5% گوسفند کشت داده شد. مقایسه متغیرهای کیفی با آزمونهای آماری بهعمل آمد.
یافتهها: استرپتوکوک گروه ب در سه مورد (1/9%) و سایر ارگانیسمها در چهار مورد (1/12%) مثبت شد. کشت مثبت استرپتوکوک گروه ب با جنسیت نوزاد، نوع زایمان، پارگی زودرس کیسه آب ارتباط معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: کشت مثبت در 9% نوزادان مبتلا به دیسترس تنفسی مشابه کلونیزاسیون مادران حامله ایرانی است. اما این میزان ابتلا نشاندهنده درصد بسیار بالاتر کلونیزاسیون مادران حامله است.
صوفیا نقدی، فریبا انجهئی، نورالدین نخستین انصاری، مجتبی فتحعلی،
دوره 70، شماره 11 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: تست پیامد سینوس- بینی 20 (SNOT-20) یک مقیاس خود ایفا برای ارزیابی بیماران رینوسینوزیت میباشد. هدف پژوهش حاضر، ترجمه این مقیاس به فارسی و بررسی پایایی و اعتبار آن در بیماران مبتلا به رینوسینوزیت مزمن بود.
روش بررسی: SNOT-20 از انگلیسی به فارسی ترجمه گردید. 30 بیمار مبتلا به رینوسینوزیت مزمن SNOT-20 فارسی را دو بار با فاصله 2–1 هفته تکمیل کردند. برای ارزیابی اعتبار تمایزی، 30 فرد سالم SNOT-20 فارسی را تکمیل کردند.
یافتهها: مقادیر ضریب آلفای کرونباخ بالا بودند با 88/0 برای آزمون و 90/0 برای بازآزمون. مقدار ICC برای پایایی آزمون- بازآزمون 95/0 بود. نمرات بیماران بهطور معنیداری بالاتر از نمرات افراد سالم بود. اثرات بالاترین و پایینترین نمره وجود نداشت.
نتیجهگیری: SNOT-20 فارسی برای ارزیابی بیماران فارسی زبان مبتلا به رینوسینوزیت پایا و معتبر است.
علیرضا لقمانی، نوروز دلیرژ، عبدالغفار اونق، هادی محب علیان،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکلروز متعدد (Multiple sclerosis, MS) یک بیماری خود ایمن توام با اختلال در سیستم اعصاب مرکزی میباشد که ماکروفاژها و سلولهای دندریتیک نقش مهمی در تعدیل یا پیشرفت این بیماری ایفا میکنند. تاثیر عصاره قارچ در بلوغ سلولهای دندریتیک مشتق از مونوسیت و تعدیل پاسخ لنفوسیتهای T را در حضور پروتیین بازی میلین (Myelin Basic Protein, MBP) که به عنوان مدل آزمایشگاهی اسکلروز متعدد در نظر گرفته شده بود بررسی گردید. هدف این مطالعه تولید سلولهای دندریتیک مناسب برای ایمونوتراپی و کاهش بیماری MS میباشد.
روش بررسی: در این بررسی بهوسیله سایتوکینهای Granulocyte/ macrophage-Colony stimulate Factor (GM-CSF) و اینترلوکین 4 (IL-4)، مونوسیتهای خون محیطی به سمت سلولهای دندریتیک هدایت شد. سپس با پروتیین بازی میلین مدل بیماری اسکلروز متعدد در سلولهای دندریتیک القا گردید و با عصاره قارچی آلترناریا آلترناتا اقدام به تیمار سلولهای دندریتیک گردید همچنین پاسخ سلولهای لنفوسیت T حاصل از آن نیز مطالعه شد.
یافتهها: با تاثیر عصاره قارچی بر سلولهای دندریتیک مجاور شده با MBP میزان بیان مولکولهای سطحی CD14 کاهش و در مقابل CD83 و Human Leukocyte Antigen-DR (HLA-DR) افزایش پیدا کرد. همچنین میزان ترشح سایتوکین IL-10بر IL-12 غالب شد و در لنفوسیتهای T میزان ترشح سایتوکینهای IL-17 و اینترفرون- β (INF-β) کاهش پیدا کرد و در مقابل IL-4 افزایش یافت. این دادهها از لحاظ آماری معنیدار بوده (05/0>P) و این اثرات با افزایش دوز عصاره قارچی از50 به mg/ml100 تشدید گردید (001/0>P).
نتیجهگیری: عصاره قارچی آلترناریا آلترناتا با بلوغ سلولهای دندریتیک و تعویض پاسخ لنفوسیتهای T، به سمت Th2 موجب اثرات سودمند درمانی میگردد.
ثمیله نوربخش، محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: احتمال دارد سوپر آنتیژنهای استافیلوکوکی در ایجاد مایع گوش میانی نقش داشته باشند. هدف مطالعه ما جستجوی سوپر آنتیژنهای استافیلوکوکی در مایع گوش میانی بیماران مبتلا به اوتیت همراه با افوزیون بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی- تحلیلی در بیمارستان رسول (89-1387) تهران در 64 کودک با انجام کشت و بررسی توکسینهای استافیلوکوکی در مایع گوش میانی انجام شد.
یافتهها: 39% بیماران فاقد سوپر آنتیژن بودند. انتروتوکسین- ب: در 22% بیماران، نوع آ: 17%، نوع سی: 6/15%، نوع دی: 5/12%، توکسین شوک توکسیک (Toxic Shock Syndrome Toxin, TSST): 8/7% مشاهده شد. میانگین سن موارد TSST- مثبت: یک سال، انتروتوکسین- آ: پنج سال، بی: 6/8 سال، نوع سی: 6/9 سال، نوع دی: 6/9 سال بودند. عدم توافق بین مثبت شدن TSST با انتروتوکسینهای ای و سی مشاهده شد اما TSST مثبت با توکسین نوع بی و دی توافق ضعیفی داشت سن بیماران با وجود سوپر آنتیژنها ارتباط داشت. بیماران با TSST مثبت یک سال در مقابل 9/7 سال موارد منفی بود (0001/0P<).
نتیجهگیری: توکسینهای استافیلوکوکی با مکانیسمهای ایمونولوژیک حتی با کشت منفی، موجب تجمع مایع گوش میانی میشود. وجود سوپر آنتیژنها در موارد مقاوم به استفاده از سرکوب کنندههای ایمنی و یا کورتیکواسترویید کمک میکند.