جستجو در مقالات منتشر شده


122 نتیجه برای لک

طاهره عباسی معیر، عزیز قهاری، طیبه رستگار، فاطمه ملک، فرزانه رضایی یزدی، کامیار غفاری دافچاهی، نسرین تک زارع،
دوره 80، شماره 3 - ( خرداد 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از چالش‌های علم پزشکی ترمیم زخم‌های سوختگی است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی درمان با لوسیون حاوی عسل، آلوئه‌ورا، بره موم و سلول‌های بنیادی مشتق از مغز استخوان در بهبود زخم سوختگی درجه دو در مدل حیوانی است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در حیوان خانه دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، از مهر ماه 1399 تا آبان ماه 1399 انجام شد و 72 رت پس از سوختگی در شش گروه با دوره‌های 7، 14 و 21 روزه تقسیم‌بندی شدند: شاهد(بدون درمان)، کنترل مثبت (پماد سیلورسولفادیازین 1%)، تجربی اول (سلول‌های بنیادی)، تجربی دوم (لوسیون)، تجربی سوم (سلول‌های بنیادی و لوسیون)، تجربی چهارم (DMEM). از سطح زخم در روزهای صفر، 4، 7، 10، 14، 17 و 21 عکس تهیه شد و مساحت زخم توسط نرم‌افزار J image محاسبه گردید. در روزهای 7، 14، 21 نمونه‌ها جهت رنگ‌آمیزی H&E، تری‌‌کروم ‌ماسون و بررسی‌های IHC و RT-PCR تهیه شدند و نتایج با نرم‌افزارGraph Pad Prism8  و آزمون‌های Analysis of variance، Two Way و  Tukeyبررسی شد.
یافته‌ها: ارجحیت درمان با گروه درمان ترکیبی و سپس با گروه لوسیون بود. در تصاویر ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک، بیشترین میزان پوشش زخم و حضور رشته‌های کلاژن بالغ در گروه درمان ترکیبی مشاهده شد. نتایج آنالیزها نیز بیانگر افزایش اپیتلیزاسیون، گرانولیشن، رسوب کلاژن، آنژیوژنز و تکثیر سلول‌های فیبروبلاست و کاهش التهاب در گروه درمان ترکیبی بود. گروه درمان ترکیبی بیشترین میزان بیان ژن TGF-β را دارا بود (05/0P<).
نتیجه‌گیری: درمان ترکیبی لوسیون و سلول‌های بنیادی مشتق از مغز استخوان در ترمیم زخم سوختگی درجه دو در مدل حیوانی تاثیرات هم‌افزایی داشته و منجر به تسریع ترمیم زخم‌های سوختگی می‌شود.

 

ملیحه حسن‌زاده، مرجانه فرازستانیان، افروز آزاد، پرنیان ملکوتی، مریم اسماعیل‌پور،
دوره 80، شماره 4 - ( تیر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: آنژیومیگزوما تهاجمی یک تومور مزانشیمال نادر است که به‌صورت تیپیک در لگن و ناحیه پری‌آنال اتفاق می‌افتد. اغلب بیماران با شکایت توده بدون درد با رشد آهسته در ناحیه پرینه مراجعه می‌کنند. توده اغلب ارگان‌های مجاور مثل مجرای ادراری و مقعد را درگیر نمی‌کند از این‌رو باعث علایم انسدادی نمی‌شود. میزان بروز در خانم‌ها شش برابر آقایان است. علیرغم تهاجم وسیع موضعی متاستاز دور دست نادر است. تشخیص پیش از جراحی و بررسی پاتولوژی دشوار است. MRI شایعترین ابزار تشخیصی است. از سی‌تی اسکن و سونوگرافی هم استفاده می‌شود. بیماران نیاز به فالواپ طولانی‌مدت دارند. درمان عود جراحی است ولی اقدامات غیرجراحی هم با میزان موفقیت متغیر همراه بوده‌اند.
معرفی بیمار: بیمار خانم 54 ساله با توده پرینه در بهمن 1399 مراجعه کرد. بیمار بیان می‌کرد توده مذکور از 10 سال پیش وجود داشته است که طی دو سال اخیر افزایش سایز پیدا کرده است. بیمار تحت جراحی قرار گرفت. گزارش آسیب‌شناسی آنژیومیگزوم تهاجمی بود. پس از جراحی تحت درمان با آگونیست GNRH قرار گرفت. در حال حاضر تحت فالواپ است و تاکنون (اسفند 1400) عود نداشته است.
نتیجه‌گیری: آنژیومیگزومای تهاجمی تومور مزانشیمی نادری است. شایعترین ویژگی این تومورها دارا بودن گیرنده استروژن و پروژسترون است. بهترین درمان برای آنژیومیگزومای مهاجم هنوز ناشناخته باقی‌مانده است. برداشت موضعی وسیع ضایعه به‌عنوان اقدام درمانی مهم گزارش شده است. در عود، جراحی مجدد و هورمون‌تراپی میتواند مفید باشد. مهم است که متخصص زنان در برخورد با توده‌های ولو این مورد را در تشخیص افتراقی قرار دهد.

 
حسین شعبانی میرزایی، زهرا حق‌شناس، محسن ویژه، آرمن ملکیان‌طاقی، کامبیز افتخاری،
دوره 80، شماره 5 - ( مرداد 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: به‌ سبب مزمن بودن بیماری دیابت، کودکان مبتلا به دیابت نوع یک در معرض عوارض بلند مدت متعددی هستند. یکی از عوارض مهم این بیماری درگیری قلبی عروقی به‌علت تصلب شرایین می‌باشد که ارتباط مستقیم با وضعیت کنترل چربی‌های خون دارد. استفاده از پروبیوتیک‌ها ممکن است با تاثیر بر متابولیسم چربی، در روند بروز عوارض در این بیماران موثر باشد. هدف ما از انجام این مطالعه بررسی اثر پروبیوتیک خوراکی بر پروفایل چربی در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه در بیمارستان فوق‌تخصصی کودکان بهرامی از اردیبهشت 1397 تا اردیبهشت 1398 انجام شده است. در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 52 کودک مبتلا به دیابت نوع یک ( از 16-2 ساله) مراجعه‌کننده به بیمارستان کودکان بهرامی مورد بررسی قرار گرفتند و بیماران به دو گروه 26 نفره تقسیم شدند. گروه پروبیوتیک علاوه بر درمان روتین انسولین، روزانه یک کپسول پروبیوتیک به‌مدت 90 روز دریافت نمودند و گروه شاهد صرفا درمان روتین انسولین را دریافت کردند. نمونه خون بیماران دو گروه در شروع و پایان مداخله برای ارزیابی پروفایل چربی گرفته شد.
یافته‌ها: در نتایج این مطالعه مشاهده شد HDL-C در گروه پروبیوتیک نسبت به گروه کنترل افزایش داشته است، هرچند از نظر آماری معنادار نبود (05/0P>). همچنین تغییرات کلسترول کل،  LDL-Cو تری‌گلیسرید نیز از نظر آماری معنادار دیده نشد.
نتیجه‌گیری: براساس این مطالعه، استفاده از پروبیوتیک خوراکی به‌مدت 90 روز در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک، تاثیر چشمگیری بر پروفایل چربی خون در مقایسه با گروه کنترل نداشته است.


مهبد کاوه، محمد کاجی یزدی، محسن جعفری، آرمن ملکیان طاقی، سید یوسف مجتهدی، کامبیز افتخاری،
دوره 80، شماره 7 - ( مهر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: احیای قلبی ریوی (Cardiopulmonary Resuscitation: CPR) نوزادان مهمترین و شایع‌ترین وضعیت اورژانس در اتاق زایمان است. تقریبا 10% از نوزادان قادر به شروع تنفس موثر نیستند و به کمک نیاز دارند. هدف این مطالعه بررسی فراوانی مراحل CPR در نوزادان متولد شده در بیمارستان محب یاس که تحت هریک از مراحل احیا قرار گرفتند، بود.
روش بررسی: این مطالعه، یک مطالعه توصیفی مقطعی گذشته‌نگر بود. روش نمونه‌گیری در این پژوهش، سرشماری بود. اطلاعات نوزادان زنده متولد شده در بیمارستان محب یاس در طی یکسال از فروردین ماه ۱۳90 تا فروردین ماه 1391، که تحت احیا قرار گرفته بودند، جمع‌آوری و در چک ‌لیست‌های جداگانه ثبت شد. این چک ‌لیست شامل اطلاعات جنین، نوزاد و مادر بود. در نهایت اطلاعات به‌دست آمده توسط نرم‌افزار SPSS software, version 14 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) تحت آنالیز قرار گرفت.
یافته‌ها: در طول این مطالعه 2176 تولد زنده وجود داشت،که از این تعداد، 322 نوزاد (27/15%) تحت CPR قرار گرفتند، حدود 42% از این نوزادان به اقدامات اولیه احیا (گرم و خشک کردن و تحریک تنفس)، 48% به تهویه تنفسی با کیسه و ماسک، 5% به لوله تراشه،7/2% به ماساژ قلبی و 3/1% به دارو نیاز پیدا کردند. در 7/96% موارد تیم CPR پیش از زایمان برای احیا آماده بود.
نتیجه‌گیری: چنانچه احیا به‌موقع و مناسب انجام شود، تعداد بسیار کمی از این نوزادان، به مرحله پیشرفته احیا نیاز پیدا می‌کنند. از طرفی بالا بودن میزان نیاز به مرحله احیا توسط کیسه و ماسک می‌تواند ثانویه به ماهیت آموزشی بودن این بیمارستان باشد.

 
کامبیز افتخاری، آرمن ملکیان‌طاقی، ندا حبیبی،
دوره 80، شماره 9 - ( آذر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: خونریزی گوارشی مرتبط با استرس یک عارضه مهم در کودکان بستری در بخش مراقبت ویژه است که می‌تواند منجر به عوارض جدی و حتی مرگ شود. مطالعات کمی در این زمینه در کودکان صورت گرفته و بیشتر روی بزرگسالان بوده است، این مطالعه جهت ارزیابی فراوانی و ریسک فاکتورهای مرتبط با خونریزی گوارشی در PICU طراحی شد.
روش بررسی: مطالعه به‌صورت مقطعی در یک بازه زمانی سه ساله (از فروردین 1395 تا فروردین 1398) روی بیماران بستری در PICU بیمارستان بهرامی تهران انجام شد. حداقل حجم نمونه 380 نفر محاسبه شد. اطلاعات دموگرافیک، تشخیص هنگام بستری، بیماری زمینه‌ای و آزمایشات اولیه در طی 24 ساعت اول بستری ثبت و برای ارزیابی یافته‌ها از Fisher’s exact test استفاده شد، 05/0P< معنادار در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: 462 بیمار وارد مطالعه شدند. حدود 58% مرد بودند. 21/42% زن بودند. بیشترین پراکندگی در نمونه‌هایی که خونریزی گوارشی داشتند، در چند روز اول بعد از بستری اتفاق افتاده بود. بیشترین ارگان درگیر، ریه بود. میانگین سنی 48 ماه بود. مدت بستری به‌طور متوسط 10 روز بود. حدود 11% کودکان دچار خونریزی گوارشی فوقانی شدند. در روز اول و دوم بستری به‌ترتیب 21/21% و 12/12% خونریزی گوارشی فوقانی روی‌ داد. 56% به‌صورت ترشحات Coffee ground، 34% به‌‌صورت خون تازه (Fresh) و 10% به‌‌صورت ملنا بود. 50% موارد خونریزی گوارشی فوقانی بعد از اینتوباسیون، 24/38% قبل ازاینتوباسیون و فقط 76/11% بعد از اکستوباسیون اتفاق افتاده بود. استفاده از ونتیلاتور، بیماری‌های ریوی، انعقادی و خونی به‌طور معناداری در بیماران با خونریزی گوارشی بیشتر دیده شد. (001/0P<) ولی در این گروه ارتباط معناداری با بیماری‌های قلبی، عصبی، کبدی و کلیوی دیده نشد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: بروز خونریزی گوارشی فوقانی در بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان خطر جدی می‌باشد و مهمترین ریسک فاکتور، تهویه مکانیکی می‌باشد. سایر ریسک‌ فاکتورها، بیماری‌های ریوی، انعقادی، هماتولوژی و اونکولوژی می‌باشند. استفاده از مهارکننده‌های اسید به‌خصوص H2blocker ها می‌تواند منجر به کاهش شیوع خونریزی گوارشی فوقانی شود.

 
طیبه لکزایی، نیلوفر خوشنام‌ راد، مریم عدالتی‌فرد، حمیدرضا ابطحی،
دوره 81، شماره 3 - ( خرداد 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: با وجود پیشرفت علم پزشکی و پیوند اعضا، پیوند ریه با عوارض و مرگ‌و‌میر قابل‌توجهی همراه است. در ایران، اولین مورد پیوند ریه در سال ۱۳۷۹ در بیمارستان امام خمینی تهران انجام شد. تاکنون بررسی جامعی از بیماران این مرکز صورت نگرفته است، هدف اصلی این پژوهش بررسی وضعیت پیوند ریه در این مرکز است.
روش بررسی: در این مطالعه طولی، بیماران پیوند در مرکز تحقیقات پیوند ریه بیمارستان امام خمینی تهران از فروردین 1379 تا اسفند 1401 موردبررسی قرار گرفتند. داده‌های دموگرافیک، بالینی، و اطلاعات مرتبط با وضعیت کنونی و پیگیری بیماران از پرونده‌ها ثبت و استخراج شد. آنالیز آماری مرتبط انجام شد.
یافته‌ها: در مدت مطالعه، تعداد 20 پیوند ریه در این مرکز انجام شده است. 20% از گیرندگان پیوند، زن و 80% مرد بوده‌اند. میانگین سن بیماران در زمان پیوند 4/11±3/39 سال بود. جوان‌ترین بیمار در زمان پیوند 22 ساله و مسن‌ترین بیمار 60 ساله بود. بقای یک ساله 70% گزارش شد. مقدار FEV1 میانگین بیماران در سال اول حدود 50% بود. اندیکاسیون پیوند در 70% از بیماران، بیماری بینابینی ریه بود. میانگین بقای بیماران پس از پیوند 6/4±75/5 سال و علت اصلی مورتالیتی، ابتلا به عفونت‌ها بوده است.
نتیجه‌گیری: وضعیت بقا و عوارض بیماران قابل‌مقایسه با گزارش‌های جهانی مراکز پیوند ریه است. باتوجه‌به توسعه پیوند ریه در جهان باید توجه بیشتری به کنترل عفونت، انتخاب صحیح بیماران و مراقبت‌های حول جراحی شود تا پیامدهای پیوند ریه بهبود یابد.

 
عبدالرضا ملک، مهدیه واحدی، نفیسه پوربدخشان،
دوره 81، شماره 4 - ( تیر 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: واسکولیت‌ها یک گروه هتروژن از بیماری‌ها هستند که به معنای یک روند التهابی در رگ‌های خونی می‌باشد. تشخیص واسکولیت‌ها در کودکان به‌علت تنوع در علایم امری چالش‌برانگیز است. هدف از این مطالعه بررسی اطلاعات اپیدمیولوژیک انواع واسکولیت و علایم بالینی آن در کودکان شرق ایران می‌باشد
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی سه ساله بر روی تمام بیماران دختر و پسر مبتلا به هر گونه واسکولیت مراجعه‌کننده به درمانگاه سرپایی و بخش روماتولوژی بیمارستان فوق‌تخصصی کودکان اکبر از ابتدای مهر 1396 تا پایان شهریور 1399 انجام شده است. انجام این مطالعه براساس اطلاعات به‌دست آمده از چک‌لیست (اطلاعات از پرونده بستری و سرپایی و اطلاعات موجود در HIS) بوده است.
یافته‌ها: از 263 کودک، 135 بیمار (33/51%) مبتلا به هنوخ شوئن لاین و 100 بیمار (02/38%) مبتلا به کاواساکی بودند. تعداد بیماران بهجت، تاکایاسو و چرگ اشتراوس به‌ترتیب 20 مورد، سه مورد و دو مورد بود. در بیشتر زیر گروه‌ها بیماران دختر از بیماران پسر بیشتر بوده است. کمترین و بیشترین سن شروع بیماری به‌ترتیب مربوط به کاواساکی و تاکایوسو بوده در اکثر زیر گروه‌ها، بثورات جلدی شایعترین علامت بالینی بوده که شایعترین نوع آن پتشی و پورپورا بوده است.
نتیجه‌گیری: در پژوهش حاضر، شایعترین نوع واسکولیت تشخیص داده شده در کودکان شرق ایران هنوخ شوئن لاین و پس از آن کاواساکی گزارش شد که کاملا با شایعترین انواع واسکولیت در دوره بزرگسالی متفاوت بوده و نشان‌دهنده اهمیت سن در تشخیص نوع واسکولیت است.

 
اکرم قلی‌پور، مهشید ملکوتیان، مازیار اویسی،
دوره 81، شماره 4 - ( تیر 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: استئوآرتریت و آرتریت روماتویید هر دو بیماری مفاصل هستند و همچنین علل بسیار متنوعی دارند. با توجه به رویکردهای درمانی متفاوت OA و RA، تشخیص دقیق نوع آرتریت بسیار مورد توجه است. مطالعه حاضر با هدف یافتن بیان ژن و معرفی بیومارکر مولکولی قابل اعتماد برای RA و OA انجام شد.
روش بررسی: مجموعه داده‌های ریزآرایه به شماره GSE27390 به‌دست آمد. تجزیه و تحلیل بیان افتراقی بین گروه OA و RA با استفاده از GEO2R انجام شد و و ژن‌های دارای تفاوت بیان با بررسی دو فاکتور logFC#1 و 05/0P< جدا شدند. مسیرهای سیگنالینگ با استفاده از پایگاههای داده Enrichr تعیین شد. در ادامه ژن‌های دارای بیشترین تغییر بیان معرفی شد. این بررسی از نوع مطالعه بیوانفورماتیکی بوده و از تاریخ مهر 1401 تا فروردین 1402 به‌طور مشترک در دانشگاه علوم پزشکی بم و مرکز آموزشی تحقیقاتی و درمانی قلب و عروق شهید رجایی انجام شده است.
یافته‌ها: در این بررسی نتایج نشان داد که 5083 ژن دارای تفاوت بیان معنادار بودند. تجزیه و تحلیل مسیرهای سیگنالینگ نشان داد که مسیرهای التهابی در این بیماری مهم بوده و همچنین مشخص شد که دو ژن CH25H و GYPE می‌تواند توانایی جداسازی روماتویید آرتریت را از استئوآرتریت داشته باشد.
نتیجه‌گیری: در مجموع، داده‌های ما نشان داد که ژن ها می توانند به‌عنوان نشانگرهای زیستی جدید با سودمندی بالقوه در تشخیص RA و OA عمل کنند و به‌عنوان بیومارکرهای مولکولی جدید برای تشخیص این دو بیماری در نظر     گرفته شوند.

 
جواد علی‌پور، ریحانه عسکری کچوسنگی، زهرا ابراهیم‌آبادی، یعقوب شاوه‌ئی، محمد صادق ملک،
دوره 81، شماره 11 - ( بهمن 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: اکثر کودکان مبتلا به فلج مغزی همی‌پلژی اختلالاتی مرتبط با اندام تحتانی مانند تعادل را تجربه می‌کنند که تاثیراتی بر کیفیت راه رفتن کودکان نیز می‌گذارد. با‌توجه به اهمیت تعادل، جهت مشارکت در فعالیت‌های روزمره زندگی، استفاده از روش‌های نوین توانبخشی عصبی مانند آینه‌ درمانی جهت بهبود تعادل بسیار حایز اهمیت است. هدف از انجام این مطالعه تعیین اثر بخشی آینه درمانی بر تعادل کودکان مبتلا به فلج مغزی همی پلژی 12-5 سال بود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی است که از خرداد ماه 1400 الی مرداد ماه 1401روی 20 کودک مبتلا به فلج مغزی 12-5 ساله در شهر تهران انجام شده است. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (10 کودک) و درمان (10 کودک) قرار گرفتند. گروه درمان تحت 20 جلسه درمان طی چهار هفته قرار گرفتند. هر جلسه شامل 30 دقیقه درمان روتین و 15 دقیقه آینه درمانی بود. برای گروه کنترل نیز کنار درمان روتین به جای آینه درمانی، شم تراپی انجام شد. دو گروه در ابتدا و انتهای درمان تحت ارزیابی مقیاس تعادلی کودکان و آزمون بلند شدن و رفتن زمان‌دار قرار گرفتند.
یافته‌ها: بررسی نتایج نشان داد پیش از درمان تعادل دو گروه تفاوت معناداری نداشتند، اما نمرات تعادل ایستا و پویا گروه درمان پس از مداخله تفاوت معناداری با گروه کنترل داشت (05/0P<).
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد در کودکان مبتلا به فلج مغزی همی‌پلژی، آینه درمانی به‌عنوان یک درمان مکمل میتواند بر تعادل پویا و ایستا تاثیر مثبتی داشته باشد.

 
النا لک، اسکندر حاجیانی، جلال سیاح، زینب حسین‌پور، علیرضا صداقت،
دوره 81، شماره 11 - ( بهمن 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: فیبروز کبدی مرحله نهایی بیماری مزمن کبدی است. دیابت با ریسک بالای فیبروز کبدی در بیماران کبد چرب غیرالکلی همراه است. همراهی پره‌ دیابت و فیبروز کبدی در مطالعات قبلی چالش انگیز بوده است. هدف این مطالعه مقایسه فیبروز کبدی در بیماران مبتلا به دیابت و پره‌دیابت بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-مقطعی بود که بر روی مبتلایان به دیابت و پره دیابت، مراجعه‌کننده به بیمارستان امام خمینی اهواز از فروردین تا اسفند1401 انجام گردید. فیبروز کبد با الاستوگرافی اندازه‌گیری شد. ارتباط بین فیبروز کبدی و سن، جنس، BMI، AST، ALT، ALKP، Bilirubin و نوع درمان در دو گروه بررسی شد.
یافته‌ها: در این مطالعه 53 نفر (9/63%) مبتلا به دیابت و 30 نفر (1/36%) مبتلا به پره دیابت بودند. 47 نفر مرد (6/56%) و 36 نفر زن (4/43%) بودند. میانگین سن افراد شرکت‌کننده در پژوهش 06/49 سال بود. بین میانگین شدت فیبروز کبدی در بیماران دیابتی و پره دیابتی اختلاف معنادار وجود داشت. میانگین شدت فیبروز کبدی در افراد دیابتی 29/11 و در افراد پره دیابتی10/9 بود. بین فراوانی درجه فیبروز کبدی در بیماران دیابتی و پره دیابتی اختلاف معنادار وجود داشت (044/0=P). درجه فیبروز کبدی در تمامی سطوح به جز در گروه با فیبروز خفیف یا بدون‌فیبروز     (F0-F1) در افراد دیابتی بیشتر از پره دیابتی بود. در بیماران دیابتی بین FBS و فیبروز کبدی ارتباط معنادار مشاهده شد (001/0=P).
نتیجه‌گیری: شدت فیبروز کبدی در بیماران دیابتی بیشتر از بیماران پره دیابتیک بود. پره دیابت نیز با ریسک افزایش‌یافته فیبروز کبدی همراه بود.

 
مریم عامری، عطیه انصاری، عباس آقابیکلویی، فرخ تافتچی، لیلا عبدالکریمی،
دوره 82، شماره 1 - ( فروردین 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: خطاهای پزشکی از بزرگترین معضلات نظام سلامت در کشورها است. شناسایی عوامل مسئول در بروز این خطاها برای طراحی استراتژی‌های بهینه برای کاهش چنین رخدادهایی بسیار مهم است. مطالعه حاضر با هدف بررسی نوع و ماهیت خطاهای پزشکی انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی، خطاهای پزشکی رخ داده در فروردین 1398تا اسفند 1399 در مرکز آموزشی ‌درمانی فیروزگر از پرونده‌های بیماران استخراج شد و با استفاده از SPSS software, version 22 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) آنالیز شد.
یافته‌ها: تعداد 214 پرونده مورد‌بررسی قرار گرفتند. 3/45% از خطاهای پزشکی ثبت شده، در شیفت صبح، 6/20% در شیفت عصر و 1/34% نیز در شیفت شب رخ داده بودند. بیشترین خطای پزشکی از سوی پرستاران (7/40%) و در مرتبه بعدی پزشکان (8/16%) و کمک بهیاران (7/11%) بوده است. اتیولوژی بیشتر خطاهای پزشکی انجام شده، خطاهای سیستمیک (6/63%) و در مرتبه بعدی خطاهای دارویی (4/15%) و تکنیکی (1/13%) بوده و بیشترین خطای سیستمیک گزارش شده از نوع عدم‌نظارت کافی بوده است. بیشتر بیمارانی که دچار خطای پزشکی شده بودند در بخش‌ها داخلی (7/40%) و در مرتبه بعد در بخش‌های جراحی (3/17%) و ICU (6/12%) بستری بوده‌اند. 1/62% از خطاهای پزشکی عارضه خاصی را موجب نشدند و در 2/33% از موارد عارضه خفیف، 7/10% عارضه متوسط و 3/3% عارضه شدید برای بیماران اتفاق افتاد. 1/62% از خطاهای پزشکی پیامدی برای کسی نداشتند و در 9/36% از موارد پیامد خطا متوجه بیمار و 1% از موارد پیامد خطا متوجه سازمان و کارکنان بود.
نتیجه‌گیری: بیشتر خطاهای پزشکی گزارش شده، از سوی پرستاران انجام شده بود و از خطاهای بدون‌عارضه بوده است. ایجاد سیستم‌های خودگزارشی شفاف و دقیق برای شناسایی خطاهای پزشکی همه کارکنان ضروریست.

 
وحید ملک‌زاده، شادی شیخی‌زاده، محدثه تکلو، حسین جمالی‌فر، یونس قاسمی‌نژاد کوشالی، حسن خرمیان، حسین ناصری،
دوره 82، شماره 2 - ( اردیبهشت 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه با ظهور بیماری‌های نوپدید و افزایش عفونت‌های بیمارستانی و مقاومت میکروبی، رعایت بهداشت دست با محلول ضدعفونی‌کننده مناسب براساس نظر مرکز کنترل بیماری‌ها در تمام کشورها ضروری است. یکی از این موارد بهداشت دست‌هاست که مهمترین راه کنترل عفونت است. به‌دلیل عدم مطالعات جامع داخلی در زمینه استانداردهای جهانی برای محلول‌های ضدعفونی، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی محلول اسکراب جراحی TGSept ALPlus تولید شده با نتایج شاهد استانداردهای اروپایی می‌باشد.
روش بررسی: در این پژوهش بالینی کاربردی، توسط تیم تحقیقات شرکت تجهیز گستر شریف بر روی ۳۰ نفر از اعضای گروه جراحی و پزشکان اتاق عمل بیمارستان تک تخصصی جراحی ترمیی وپلاستیک حضرت فاطمه (س) در اردیبهشت سال 1402، که به‌صورت تصادفی انتخاب‌ شدند، با استاندارد اروپایی مقایسه شده‌اند. نمونه‌گیری‌ها از دواطلبان در سه بازه زمانی، پس از شست و شوی دستان با مایع شوینده، از دست‌ها نمونه باکتریایی برداشته شد و سپس پس از اسکراب با محلول ضدعفونی‌کننده موردنظر (حدود 90 ثانیه) مجدد نمونه‌گیری دوم انجام شد. پس از اتمام عمل جراحی (تا سه ساعت)، نمونه‌گیری سوم از دسته‌ای داوطلبان گرفته شد. نمونه‌ها فوراً به آزمایشگاه منتقل شدند، سپس کشت سوآپ و پورپلیت نمونه‌ها انجام شد. کلنی‌های باکتریایی شمارش و کاهش میزان آلودگی و ماندگاری محلول مطابق با استاندارد اروپایی مشخص گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که اسکراب ۶۰-۹۰ ثانیه‌ای با استفاده از محلول ضدعفونی‌کننده بر پایه الکل می‌تواند مناسب‌ترین روش برای کاهش آلودگی دست‌ها و درنتیجه کاهش عفونت‌های بیمارستانی در بخش اتاق عمل و جراحی باشد.
نتیجه‌گیری: همچنین براساس نتایج این تحقیق، توصیه می‌شود که محلول‌های بر پایه الکل به‌عنوان اسکراب جراحی طبق دستورات سازمان بهداشت جهانی WHO بهترین گزینه برای بهداشت دست جراحان هست.

 
وحید ملک‌زاده، شادی شیخی‌زاده، محدثه تکلو، حسین جمالی‌فر، یونس قاسمی‌نژاد کوشالی، حسن خرمیان، حسین ناصری،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده

1- در مقاله چاپ شده در اردیبهشت 1403، دوره 82، شماره 2، صفحه‌های 153 تا 162، در قسمت افیلیشن شماره 1، بدین صورت چاپ شده (گروه آزمایشگاه و میکروبیولوژی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران) که اشتباه بوده و فرم صحیح آن به این صورت می‌باشد (گروه آزمایشگاه و میکروبیولوژی گروه کنترل دارو و غذا ،دانشکده داروسازی،دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران.)
2- کلمه استاندارد اروپایی در چکیده (قسمت زمینه و هدف، روش بررسی و نتیجه‌گیری) اشتباه بوده و به جای آن استاندارد EN12791 جایگزین می‌گردد.
3- در صفحه 155 در روش بررسی: خط 1 تا 4آزمایش (برچسب خورده) به‌همراه سوآپ استریل شده، به اتاق عمل منتقل شدند. فقط لوله‌های حاوی جهت آزمایش ML 5 سرم فیزیولوژی منتقل شدند. قبل از انجام آزمایش تمامی داوطلبین توسط پزشک متخصص پوست معاینه و تأیید نهایی داده شد، اشتباه بوده و جمله‌ی قبل از انجام آزمایش تمامی داوطلبین توسط پزشک متخصص پوست معاینه واز نظر سلامت پوستی تأیید نهایی جهت آزمایش داده شد  جایگزین می‌گردد.
4- خط 22 جمله {فرد کارشناس با سوآب استریل اولین نمونه‌گیری خود را از دستان وی (از مچ تا آرنج) انجام وسوآب را داخل لوله‌ای که نام فرد و کد A نام‌گذاری شده، قرارداده شد} اشتباه بوده و جمله {در فضای ازاد خشک کرده و فرد کارشناس اولین نمونه‌گیری خود را از دستان وی (از ده انگشت) هر پنج انگشت یک دست در پلیت حاوی 10 میلی محیط کشت کازوبلاد به مدت 1 دقیقه چرخانده شد} جایگزین می‌گردد.
5- در صفحه 155 ستون دوم خط هفت، پلیت 10 جایگزین پلیت 8 شده است.

پوریا ادیبی، مهرداد صیادی‌نیا، پرنیا دبیری، مجید وطن‌خواه، مهرداد ملک‌شعار، طیبه زارعی، بی‌بی منا رضوی،
دوره 82، شماره 9 - ( آذر 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی اضطراب پیش از عمل باعث می‌شود که بی‌دردی بهتر در دوره پس از عمل و تجربه بهتر به بیمار ارائه شود. با این حال، تحقیقات کمی وجود دارد که کامل و دقیق علت و عوامل اضطراب را در این جمعیت بررسی کند. بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی عوامل مرتبط با اضطراب در بیماران الکتیو چشم بیمارستان شهید محمدی بندرعباس می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر روی 180 نفر از بیماران مراجعه‌کننده به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس در بازه زمانی فروردین تا شهریور 1402 انجام شد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات در این مطالعه چک لیست شامل جنسیت، سن، علل اضطراب، میزان تحصیلات بیمار، سابقه قبلی انجام جراحی چشم، سابقه قبلی جراحی‌های غیر چشم و ابتلابه سایر بیماری‌های زمینه‌ای، می‌باشد. میزان اضطراب در دو مرحله پیش و پس از عمل چشم براساس معیار سنجش اضطراب (Visual analogue scale for anxiety, VASA)، سنجیده شد.
یافته‌ها: عمده بیماران (8/52%) علت نامشخصی را به‌عنوان عامل اضطراب زا ذکر کردند و کمترین فراوانی در میان علل اضطراب‌زای ذکر شده توسط بیماران ترس از مرگ در اثر جراحی بود. میزان اضطراب در بیمارانی که سابقه جراحی غیرچشمی داشتند، به شکل معناداری کمتر بود. بیمارانی که علت نامشخص، خود جراحی و مشکلات مالی را به‌عنوان علت اضطراب خود ذکر کردند به شکل معناداری اضطراب پیش از عمل و اضطراب پس از عمل بالاتری را تجربه کردند.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان اضطراب در بیمارانی که سابقه جراحی چشمی و غیرچشمی دارند به شکل معناداری کمتر است.

 
مهرداد ملک شعار، بی‌بی‌منا رضوی، مهرداد صیادی‌نیا، سعید کاشانی، نادیا محمدی، مجید وطن‌خواه،
دوره 82، شماره 10 - ( دی 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه با هدف مقایسه اثرات استفاده از ماسک لارینژیال (Laryngeal Mask Airway, LMA) و لوله‌گذاری تراشه بر مقاومت و کمپلیانس راه هوایی در بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی تحت بیهوشی عمومی طراحی شد. بررسی این دو روش برای بهبود کیفیت تنفس و کاهش عوارض ناشی از دستگاه تنفس در بیماران حائز اهمیت است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی بر روی ۵۰ بیمار تحت عمل جراحی ارتوپدی تحت بیهوشی عمومی مراجعه‌کننده به بیمارستان پیامبر اعظم بندرعباس در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور 1403، انجام شد. بیماران به‌طور مساوی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول با ماسک لارنژیال و گروه دوم با لوله‌گذاری تراشه‌ای تحت بیهوشی عمومی قرار گرفتند. متغیرهای اصلی شامل مقاومت و کمپلیانس راه هوایی در زمان‌های صفر، ۱۵، ۳۰ و ۶۰ دقیقه پس از شروع بیهوشی اندازه‌گیری شد. ویژگی‌های دموگرافیک مانند سن، جنسیت، و کلاس بیهوشی بیماران نیز ثبت گردید.
یافته‌ها: در دقیقه صفر بیهوشی، مقاومت راه هوایی در گروه لوله‌گذاری تراشه‌ به‌طور معناداری بیشتر از گروه ماسک لارنژیال بود (001/0P<). در دقیقه‌ های ۳۰ و ۶۰ بیهوشی، مقاومت راه هوایی در گروه لوله‌گذاری تراشه به‌‌طور معناداری بیشتر از گروه ماسک لارنژیال بود (001/0P<). کمپلیانس راه هوایی در گروه ماسک لارنژیال در تمامی زمان‌ها (صفر، ۱۵، ۳۰ و ۶۰ دقیقه) به‌طور معناداری بالاتر از گروه لوله‌گذاری تراشه بود (001/0P<).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که استفاده از ماسک لارنژیال نسبت به لوله‌گذاری تراشه منجر به بهبود کمپلیانس راه هوایی و کاهش مقاومت راه هوایی در طول بیهوشی می‌شود. این نتایج می‌تواند بر انتخاب روش‌های بیهوشی و بهبود کیفیت مراقبت‌های پس از عمل تأثیرگذار باشد

مهرداد صیادی‌نیا، سید محمد سید میرزایی، مجید وطن‌خواه، مهرداد ملک‌شعار، طیبه زارعی، بی‌بی منا رضوی،
دوره 82، شماره 11 - ( بهمن 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: میدازولام، یک بنزودیازپین کوتاه اثر، معمولا به‌عنوان پیش‌دارویی برای خواص ضداضطراب و فراموشی آن استفاده می‌شود. علیرغم استفاده گسترده از آن، تحقیقات محدودی وجود دارد که به‌طور خاص وقوع فراموشی انتروگراد را ارزیابی می‌کند، بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی فراوانی فراموشی انتروگراد پس از آندوسکوپی با میدازولام به‌عنوان پیش دارو می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه کوهورت آینده نگر بیماران کاندیدای آندوسکوپی تشخیصی یا درمانی در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس در سال 1401 وارد مطالعه شدند. بیماران پیش از آندوسکوپی دو میلی‌گرم میدازولام به صورت داخل وریدی دریافت کردند و سپس پروپوفول را برای حفظ بیهوشی دریافت کردند. یک تست حافظه شامل جزئیات شخصی پیش و پس از عمل برای ارزیابی فراموشی انتروگراد انجام شد. از بیماران پنج دقیقه پیش از ترخیص در مورد این روش سوال شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که امتیاز یادآوری پس از تزریق میدازولام و آندوسکوپی به ترتیب 22/5 و 87/2 می‌باشد. مدت زمان طولانی‌تر آندوسکوپی با کاهش امتیاز یادآوری مرتبط است (001/0>P). بیماران کلاس دو ASA نمرات یادآوری پس از آندوسکوپی کمتر از ASA کلاس یک داشتند (001/0>P). نمرات یادآوری با افزایش سن کاهش می‌یابد که بالاترین آن در محدوده سنی 29-19 سال بود (001/0>P).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تحصیلات تکمیلی، مدت زمان آندوسکوپی، کلاس ASA و افزایش سن تفاوت معنا‌داری را در فراموشی انتروگرید ناشی از میدازولام نشان دادند، درحالی که جنسیت ارتباط معنا‌داری با فراموشی نداشت.

 
پوریا ادیبی، سمیه مهرپور، رضا صحرایی، سمیرا زنبق، مجید وطن‌خواه، مهرداد ملک شعار، منصور دیلمی، بی‌بی‌منا رضوی، طیبه زارعی،
دوره 83، شماره 2 - ( اردیبهشت 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: لرز بعد از عمل جراحی از عوارض شایع بی‌حسی نخاعی در عمل جراحی سزارین می‌باشد. بسیاری از داروها در رابطه با جلوگیری یا کاهش لرز بررسی شده‌اند، اما هنوز دارویی ایده آل مورد تایید نهایی قرار نگرفته است. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر داروی دکسمدتومدین در پیشگیری از لرز پس از عمل جراحی سزارین می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مرور نظامند، کلید واژه‌های کلیدی فارسی "دکس مدتومدین"، "بی‌حسی نخاعی/ اسپاینال"، "سزارین" و دکس مدتومدین" و کلیدواژه‌های انگلیسی Dexmedetomidine", "Caesarean section"، "Spinal Anesthesia" " Dexmedetomidine و "C-Section" در پایگاه‌های PubMed، EMBASE، Cochrane Central Register of Controlled Trials (CENTRAL)، Web of Science، ClinicalTrials.gov و Scopus ، SID، Magiran ، Medlib و موتور جستجوگر Google Scholar، بدون محدودیت زمانی انجام شد.
یافته‌ها: در این مطالعه مرور نظامند، 19 مطالعه بررسی شد. نتایج مطالعات مورد بررسی در مورد پیامد مطالعات انجام شده بیانگر آن بود که در 13 مطالعه دکس مدتومدین داروی موثرتری در کنترل لرز  نسبت به سایر گروه‌های مورد مطالعه بود. همچنین در پنج مطالعه دکسمدتومدین به همراه 3 داروی پتدین، دگزامتازون و اندانسترون، اثرات مشابهی در کنترل لرز در بیماران ایفا کردند. در یک مطالعه نیز دکس مدتومدین اثران ضدلرزی کمتری نسبت به داروی نالبوفن ایجاد نمود.
نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن بود که داروی دکس‌مدتومدین در جلوگیری از لرز بعد از عمل در بیماران تحت عمل جراحی سزارین موثر می‌باشد. بنابراین به‌نظر می‌رسد مصرف دکسمدتومیدین جهت پیشگیری از لرز بعد از عمل، در این بیماران مفید باشد.

 
مجید وطن‌خواه، سعید کاشانی، ﻣﺤﺴﻦ ﺻﺮاﻓﻲ‌ﺧﻮاه، بی‌بی‌منا رضوی، مهرداد صیادی‌نیا، مهرداد ملک شعار،
دوره 83، شماره 2 - ( اردیبهشت 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن ﻳﻜﻲ از ﻣﺸﻜﻼت ﺟﺪی در ﺑﻴﻤﺎران ﺑﺴﺘﺮی در ﺑﺨﺶ ﻣﺮاﻗﺒﺖﻫﺎی وﻳﮋه اﺳﺖ. داروﻫﺎی ﺿﺪﺗﻬﻮع ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺘﻮﻛﻠﻮﭘﺮاﻣﻴﺪ و اﻧﺪاﻧﺴﺘﺮون ﻳﻜﻲ از راﻫﻜﺎرﻫﺎی در ﺟﻬﺖ ﻛﺎﻫﺶ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن و ﺑﻪ ﻃﺒﻊ آن ﻛﺎﻫﺶ وﻗﻮع ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن در ﺑﻴﻤﺎران ﺑﺴـﺘﺮی در ﺑﺨﺶ ﻣﺮاﻗﺒﺖ‌ﻫﺎی وﻳﮋه اﺳـﺖ. این مطالعه با هدف تعیین مقایسه‌‌ی‌ دو داروی‌ متوکلوپرامید و اندانسترون بر روی‌ میزان پنومونی‌ آسپیراسیون در بخش‌ مراقبت‌ های‌ ویژه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه ﻛﺎرآزﻣﺎﻳﻲ ﺑﺎﻟﻴﻨﻲ تصادفی شده دو ﺳﻮیه‌ﻛﻮر ﺑﺮ روی ١١٦ نفر از بیماران ﺑﺴﺘﺮی در ﺑﺨﺶ ﻣﺮاﻗﺒﺖ‌ﻫﺎی وﻳﮋه ﺑﻴﻤﺎرﺳـﺘﺎن ﺷـﻬﻴﺪ ﻣﺤﻤﺪی ﺑﻨﺪرﻋﺒﺎس در بازه زمانی فروردین تا اسفند 1403 انجام شد. ﺑﻴﻤﺎران ﺑﻪ‌ﻃﻮر ﺗﺼﺎدﻓﻲ ﺑﻪ دو ﮔﺮوه ﻣﺘﻮﻛﻠﻮﭘﺮاﻣﻴﺪ و اﻧﺪاﻧﺴﺘﺮون ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺷﺪﻧﺪ. ﺑﻴﻤﺎران ﺑﻪ‌ﻣﺪت ٧٢ ﺳﺎﻋﺖ ﺗﺤﺖ ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ و ﺑﺮرﺳﻲ ﺑﺮاﺳﺎس اﻣﺘﻴﺎز Infection score clinical pulmonary (CPIS)، ﻳﺎﻓﺘﻪ‌ﻫﺎی ﺗﺼﻮﻳﺮﺑﺮداری از ﻗﻔﺴﻪ‌ی ﺳﻴﻨﻪ (CXR) و ﻣﻌﺎﻳﻨﺎت ﺑﺎﻟﻴﻨﻲ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ.
یافته‌ها: ﺑﻴﻦ دو ﮔﺮوه ﻣﺘﻮﻛﻠﻮﭘﺮاﻣﻴﺪ و اﻧﺪاﻧﺴﺘﺮون از ﻧﻈﺮ ﻣﻴﺰان وﻗﻮع ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن، ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﺎداری وﺟﻮد نداشت و ﻣﻴﺰان ﺑﺮوز ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن در ﻫﺮ دو ﮔﺮوه ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﻮد. نتایج‌ آزمون رگرسیون لجستیگ‌ چندگانه‌ نشان داد از نظر آماری هیچکدام از متغیرها بر پنومومنی‌ آسپیراسیون اثری‌ ندارند.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ﺑﻴﻦ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺘﻮﻛﻠﻮﭘﺮاﻣﻴﺪ و اﻧﺪاﻧﺴﺘﺮون در ﻛﺎﻫﺶ ﺑﺮوز ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻲ آﺳﭙﻴﺮاﺳﻴﻮن در ﺑﻴﻤﺎران اﻳﻨﺘﻮﺑﻪ و ﺗﺤﺖ ﺗﻬﻮﻳﻪ ﻣﻜﺎﻧﻴﻜﻲ ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﺎداری وﺟﻮد ﻧﺪارد و ﻫﺮ دو دارو ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ‌ﻋﻨﻮان ﮔﺰﻳﻨﻪﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ‌ﻗﺒﻮل در ﻛﻨﺘﺮل اﻳﻦ ﻣﺸﻜﻞ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﻴﺮﻧﺪ، همچنین از ﻧﻈﺮ اﺛﺮﺑﺨﺸﻲ ﺑﺮﺗﺮی ﺑﻴﻦ آنها ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻧﺸﺪ.

 
فاطمه ملارحیمی ملکی، پرشنگ ناظمی، مریم یوسفی،
دوره 83، شماره 5 - ( مرداد 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: از بین علل مرتبط با سرطان دهانه رحم، ویروس پاپیلومای انسانی (Human Papilloma Virus, HPV) عامل اصلی ایجاد ضایعات داخل‌ اپی‌تلیالی دهانه رحم (CIN) و سرطان سرویکس است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان HPV های پرخطر، (HPV16 و HPV18) و تعیین خطر مطلق فوری +CIN2، در افرادی دارای آزمایش مثبت HPV بود.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مقطعی، شامل نمونه‌گیری در دسترس، از بیمارانی است که با آزمایش HPV مثبت، از مهر 1401 تا اسفند 1403 به کلینیک انکولوژی زنان در بیمارستان یاس دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه کرده بودند. خطر مطلق فوری +CIN2 در بیماران HPV مثبت، که دارای ژنوتیپ‌های HPV16 یا HPV18 یا همزمان (Multi. HPV+) HPV16/18 بودند همراه با درجات مختلف سیتولوژیک، از NILM تا SCC مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: به طور کلی، 727 بیمار در مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن شرکت‌کنندگان به ترتیب، 99/35 و 48/8 سال بود. از بین تمام مراجعین، تعداد زنانی که فقط HPV16 مثبت داشتند، 170 نفر (23%) بود و ۲۴ نفر (3/3%) فقط برای HPV18 مثبت بودند. خطر مطلق فوری محاسبه شده +CIN2 در افراد HPV16+، برای NILM، 14% و برای موارد ASCUS، 6/8% بود و در افراد HPV18+، برای NILM، 3/8% بود.
نتیجه‌گیری: تریاژ سیتولوژیک همراه آزمایش‌ تعیین ژنوتایپ HPV، در گام اول به‌عنوان یک رویکرد برای شناسایی ناهنجاری‌های سلولی در افراد آلوده به HPV و در گام بعدی، به‌عنوان یک رویکرد مناسب برای کاهش ارجاعات کولپوسکوپی می‌تواند به کار گرفته شود.

 
مجید وطن‌خواه تربه‌بر، سعید کاشانی، میلاد محمدی، زهره نیک اقبالی، مهرداد ملک شعار،
دوره 83، شماره 6 - ( شهریور 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپیک به‌عنوان استاندار طلایی درمان بیماری‌های کیسه صفرا شناخته می‌شود، اما با چالش‌های فیزیولوژیکی مرتبط با پنوموپریتونئوم و موقعیت‌دهی ویژه بیمار همراه است که شامل کاهش کامپلاینس ریوی، کاهش ظرفیت باقیمانده عملکردی و اختلال در تبادل گازهای تنفسی است. فشار مثبت انتهای بازدمی (PEEP) می‌تواند این عوارض را تعدیل کند، اما سطح بهینه آن مورد بحث است. هدف این مطالعه مقایسه اثرات سه سطح مختلف PEEP بر پارامترهای تنفسی و همودینامیک در بیماران تحت کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپیک بود.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور در بازه زمانی مرداد تا بهمن 1402 در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس انجام شد. 75 بیمار 18 تا 70 ساله با وضعیت فیزیکی ASA کلاس I-II که تحت کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپیک قرار گرفتند، به سه گروه 25 نفره تقسیم شدند: گروه کنترل (PEEP=0 cmH2O)، گروه دوم (PEEP=5 cmH2O) و گروه سوم (PEEP=7 cmH2O) پارامترهای همودینامیک و تنفسی در زمان‌های مختلف اندازه‌گیری شدند.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 39/11±89/41 سال بود. اشباع اکسیژن در تمام گروه‌ها بالای 94% باقی ماند بدون تفاوت معنادار. سطح EtCO₂ در زمان 30 دقیقه (04/0P=) و یک ساعت پس از اینتوباسیون (01/0P=) تفاوت معناداری نشان داد، به‌طوری‌که بالاترین مقدار در گروه سوم و پایین‌ترین در گروه دوم مشاهده شد. فشارخون و ضربان قلب تفاوت آماری معناداری بین گروه‌ها نداشت، اما گروه PEEP=7 cmH2O کمترین افت فشارخون را نشان داد.
نتیجه‌گیری: سطح PEEP=5 cmH2O بهترین تعادل بین حفظ اکسیژناسیون، تهویه مؤثر و ثبات همودینامیک در کوله‌سیستکتومی لاپاراسکوپیک فراهم می‌کند و به عنوان راهبرد ایمن توصیه می‌شود.

 

صفحه 6 از 7     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb