جستجو در مقالات منتشر شده


28 نتیجه برای افتخار

زهرا افتخار، سعیده محققی، فریبا یارندی، نرگس ایزدی مود، نسرین مقدمی تبریزی، زهرا رضایی،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده

سرطان اندومتر شایع‌ترین سرطان دستگاه ژنیتال می‌باشد که عموماً در سنین بعد از منوپوز دیده می‌شود. با توجه به افزایش سن ازدواج، درمان‌های غیرجراحی به‌کمک پروژستین‌های سیستمیک همراه با حفظ قدرت باروری در زنان جوان مبتلا به سرطان اندومتر با تمایز خوب مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

روش بررسی: در این پژوهش 21 بیمار نازا مبتلا به آدنوکارسینوم خوب تمایزیافته اندومتر مرحله Ia در مطالعه‌ای از نوع مداخله‌ای بدون شاهد (Quasi-experimental) وارد شدند. درمان با مژسترول استات ابتدا با دوز 160 میلی‌گرم روزانه و سپس در صورت عدم پاسخ به درمان با دوز 320 میلی‌گرم روزانه برای بیمار آغاز و پیگیری با FD&C و هیستروسکوپی انجام ‌شد. بیماران بر اساس پاسخ به دو دسته پاسخ به درمان و مقاوم به درمان تقسیم شدند. گروه پاسخ به درمان، به گروه IVF معرفی ‌شده و از نظر احتمال بارداری بعدی و تولد نوزاد زنده به مدت سه سال مورد پیگیری قرار گرفتند.
یافته‌ها: بر اساس نتایج این پژوهش میزان پاسخ‌دهی 71/85% بود و 29/14% کاندید TAH شدند. میانگین مدت درمان 00/2±85/5 ماه بود. در 78/27% با دوز 160 میلی‌گرم و در 22/72% با دوز 320 میلی‌گرم پاسخ‌درمانی مناسب دیده شد. در 78/27% بارداری رخ داد که دو مورد به زایمان نوزاد ترم و سه مورد قبل از ترم پایان یافت. در67/16% عود رخ داد که 67/66% آنها مجدداً بهremission رفتند.
نتیجه‌گیری: استفاده از دوز 320 میلی‌گرم در روز احتمالا˝ با پاسخ مناسب‌تر درمانی همراه است. عوارض جدی با این دوز درمانی دیده نشد. همچنین ادامه درمان به‌مدت سه ماه پس از طبیعی شدن جواب پاتولوژی احتمالاً از میزان عود بیماری می‌کاهد.


فریبا یارندی، نرگس ایزدی مود، زهرا افتخار،  رضا نیاکان، صفورا تجزیه‌چی،
دوره 65، شماره 14 - ( دوره 65، ویژه نامه شماره 2 1386 )
چکیده

مطالعات اپیدمیولوژیک در بسیاری از کشورها ارتباط قوی را بین ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) و کانسر سرویکس نشان داده‌اند که غیروابسته به سایر عوامل خطرساز دیگر می‌باشد. هدف از انجام این مطالعه تعیین فراوانی آلودگی با تیپ‌های HPV در زنان مراجعه‌کننده مبتلا به کانسر سلول سنگفرشی (SCC) و نئوپلازی داخل اپی‌تلیالی سرویکس با گرید بالا (CINII و CIN III) در بیمارستان‌ میرزا کوچک‌خان بود.

روش بررسی: 100 زن مبتلا به SCC و CINII و CINIII تایید شده توسط پاتولوژی مراجعه‌کننده بیمارستان میرزا کوچک‌خان در سال‌های 83-1378 به یک مطالعه مقطعی وارد شدند. نمونه‌های گرفته شده از آنها جهت استخراج DNA به روش واکنش پلیمراز زنجیره‌ای و سپس تایپینگ HPV مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته‌ها: استخراج DNA در 77 نمونه امکان‌پذیر بود کهDNA ویروس پاپیلومای انسانی از 47 نمونه (از 77 مورد) جدا شد. آلودگی با HPV در بین مبتلایان به SCC در 32 نمونه (5/86%) و در گروه CINII و CINIII در 15 نمونه (5/37%) دیده شد. شایع‌ترین تیپ‌ها به ترتیب 16 و 18(38/59%) و بعد 33(38/34%) در گروه SCC و در گروه CINII و CINIII 16(33/53%) و 18(40%) بودند. در هر دو گروه شایع‌ترین عفونت همزمان با دو تیپ 16 و 18 به ترتیب در 62/40% و 7/26% موارد دیده شد.

نتیجه‌گیری: شایع‌ترین تیپ‌های HPV به‌دست آمده از بیماران مبتلا به SCC و CINIIو CINIII تیپ‌های 16 و ‌18 بودند که مشابه الگوی آلودگی در بسیاری از کشورها می‌باشد.


زینت قنبری، مژگان دهاقین، مامک شریعت، طاهره افتخار، مریم اشرفی،
دوره 66، شماره 2 - ( 2-1387 )
چکیده

هدف از انجام این مطالعه ارزیابی اثربخشی و ایمنی جراحی با روش نوار ترانس اوبتوراتور (با حداقل تهاجم) در درمان زنان با بی‌اختیاری استرسی ادراری می‌باشد.

روش بررسی: مطالعه حاضر، مطالعه One sample clinical trail است که برای اولین بار در بخش‌های زنان در ایران صورت گرفت. 35 بیمار با بی‌اختیاری استرسی ادراری مراجعه‌کننده به بیمارستان امام‌خمینی (ولیعصر) تحت عمل TOT قرار گرفتند. (سال 1382 تا 1383) متوسط سن بیماران 50 سال (74-26) بود. همه بیماران پس از عمل مورد معاینه بالینی، تست سرفه با مثانه پر، یوروفلومتری و ارزیابی post voiding residual قرار گرفتند.

یافته‌ها: متوسط زمان پی‌گیری بیماران 14 ماه (26- 8) و متوسط زمان عمل جراحی حدود 20 دقیقه بود. میزان بهبودی کامل 4/91%، بهبودی نسبی 6/8% و عدم وجود شکست درمانی به‌دست آمد. به‌طور کلی عوارض حین عمل حدود 9/2% (خونریزی و هماتوم) بدون آسیب عروقی، عصبی و روده‌ای بود و یک مورد باقیمانده ادراری پس از عمل مشاهده گردید.

نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نتایج حاصله از مطالعات ابداع‌کننده این تکنیک یعنی آقای Delorme را تأیید کرد و نشان داد که این روش موثر و ایمن برای درمان زنان با بی‌اختیاری استرسی ادرار به تنهایی یا در ترکیب با ترمیم پرولاپس می‌باشد. با این حال بهتر است مطالعات RCT که بتواند روش TOT را با روش‌های جراحی استاندارد موجود در درمان بی‌اختیاری ادراری زنان مقایسه نماید، انجام گیرد.


طاهره افتخار، زینت قنبری، فدیه حق‌اللهی،
دوره 66، شماره 3 - ( 3-1387 )
چکیده

اختلال لوله عصبی (NTD) دومین بیماری شایع مادرزادی بعد از بیماری قلبی می‌باشد که ناشی از اختلال در بسته شدن لوله عصبی می‌باشد. به‌علت عدم مشاوره قبل از بارداری میزان مشاهده موارد NTD در ایران بالاتر از استاندارد جهانی به‌نظر می‌رسد. این تحقیق می‌تواند راه‌کاری برای کاهش این اختلال در نوزادان باشد.

روش بررسی: در مطالعه توصیفی انجام شده در پنج بیمارستان دانشگاه تهران در مدت سه سال از 38473 مورد تولد زنده گزارش شده، 143 نوزاد مبتلا به NTD شناسایی شده است. شایع‌ترین انواع اختلال در این مطالعه آننسفالی و مننگومیلوسل بود که با آمار کشورهای دیگر متفاوت است.

یافته‌ها: 9/11% مادران با نوزادان NTD سابقه بیماری زمینه‌ای مانند دیابت قندی، صرع، بیماری کلاژن و اسکولار، بیماری قلبی بیماری و اعصاب و روان داشتند. 80% از مادران هیچ عوامل خطرزای محیطی برای ایجاد NTD نداشته‌اند. قابل ذکر است که 95% از مادران دارای هیچ‌گونه سابقه فامیلی تولد نوزاد NTD نداشته‌اند. در 20% از موارد سابقه مصرف اسید فولیک را در حاملگی ذکر کرده‌اند در حالی‌که هیچ موردی از مصرف اسید فولیک قبل‌از حاملگی مشاهده نشد. بررسی‌ها نشان می‌دهد اسید فولیک در کاهش بروز اختلالات ژنتیکی و NTD موثر است.

نتیجه‌گیری: بسته‌شدن لوله عصبی در 28 روز اول بعد از حاملگی اتفاق می‌افتد. چون عموما˝ حاملگی برنامه‌ریزی نشده اتفاق می‌افتد، مصرف اسید فولیک در تمام دوران باروری توصیه می‌شود. آگاهی دادن به مادران برای مصرف اسید فولیک میزان NTD را به‌میزان قابل‌توجهی کاهش می‌دهد.


فرید آزموده اردلان، سپیده سالکی، حمیدرضا افتخاری،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: تشخیص بعد از مرگ انفارکت میوکارد در مراحل اولیه از موارد پیچیده پزشکی قانونی می‌باشد. روش‌های معمول بررسی هیستوپاتولوژیک قلب شامل بررسی ماکروسکوپی نمونه و میکروسکپی اسلایدهایی که به‌روش H&E
رنگ‌آمیزی شده‌اند، اغلب کمک‌کننده نمی‌باشند.

روش بررسی
: به منظور دستیابی به روشی قابل اطمینان و نسبتاً ساده، در این مطالعه از مارکر تروپونین T قلبی به روش ایمنوهیستوشیمی بر روی 67 اتوپسی قلب در بخش پاتولوژی سازمان پزشکی قانونی کشور استفاده شده است. موارد به سه گروه بدین شرح تقسیم شدند: گروه مثبت شامل مواردی با تشخیص قطعی انفارکت میوکارد به عنوان علت مرگ، گروه مرگ غیرقلبی و بالاخره گروه مشکوک که شامل مواردی می‌باشد که به احتمال قریب به یقین علت مرگ انفارکت میوکارد در مراحل اولیه است لیکن بررسی‌های هیستوپاتولوژیک معمول شواهد قطعی به نفع آن را نشان نمی‌دهد. 
یافته‌ها
: با استفاده از روش پیشنهادی ما، این تست در 19 مورد از 22 مورد گروه مثبت (4/86%)، هیچکدام از 17 مورد منفی (ویژگی 100%) و 15 مورد از 28 مرد مشکوک (6/53%) نتیجه مثبت نشان داد.
نتیجه‌گیری: با استفاده روتین از این روش حساسیت روش‌های معمول هیستوپاتولوژی در تشخیص بعد از مرگ انفارکت میوکارد افزایش پیدا می‌کند


نرگس ایزدی مود، محمد رضا دهدشتی، زهرا افتخار، سید علی احمدی،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت سرطان دهانه رحم در خانم‌ها و تشخیص زودرس آن و همچنین حساسیت پایین تست پاپ‌اسمیر معمولی در غربالگری این بیماری، در سالیان اخیر تلاش فراوانی جهت یافتن تست مناسب‌تر انجام شده است. تست‌های سیتولوژی در محیط مایع (Liquid-based cytology) در اکثر مطالعات به عنوان روشی که باعث بهبود کیفیت تست می‌شود معرفی شده است. مواردی از جمله کاهش نمونه‌های ناکافی و افزایش حساسیت در تشخیص ضایعات بدخیمی و پیش بدخیمی از مزایای این روش است. مقایسه پاپ اسمیرهای معمولی و سیتولوژی در محیط مایع با استفاده از مواد و روشprep Liquid از نظر کفایت نمونه و تشخیص سلول سنگفرشی آتیپیک در این مطالعه انجام شد.

روش بررسی: در این بررسی آینده‌نگر، بر روی 289 خانم مراجعهکننده به بخش کولپوسکپی بیمارستان میرزا کوچک‌خان در فاصله زمانی بهمن 84 تا اسفند 85 به طور همزمان هر دو تست پاپ‌اسمیر معمولی و سیتولوژی در محیط مایع (Split-sample study) و نتایج این تست‌ها از نظر کفایت نمونه و تشخیص سلول سنگفرشی آتیپیک مورد مقایسه قرار گرفتند. تست سیتولوژی در محیط مایع به روش دستی و مطابق با پروتکل و روشprep Liquid انجام شد و اسمیرها بر اساس سیستم Bethesda 2001 گزارش گردیدند.

یافته‌ها: در روش پاپ اسمیر معمولی، موارد با عدم کفایت نمونه 24 مورد (5%) بود، در حالی که در روش Liquid prep 66 مورد (8/22%) اسمیر با عدم کفایت نمونه وجود داشت که این افزایش موارد ناکافی از لحاظ آماری معنی‌دار بود. تعداد موارد سلول سنگفرشی آتیپیک در تست پاپ‌اسمیر معمولی پنج مورد (8/1%)، در حالی که در روشprep Liquid شش مرد (1/2%) بود که این افزایش موارد تشخیص سلول سنگفرشی آتیپیک در روشprep Liquid از نظر آماری معنی‌دار نبود.

نتیجه‌گیری: در این متد سیتولوژی در محیط مایع که به روش دستی مطابق با روشprep  Liquid انجام گرفت، نسبت به روش معمولی موارد unsatisfactory به طور معنی‌داری از نظر آماری، افزایش نشان داد در حالی که افزایش موارد تشخیص سلول سنگفرشی آتیپیک در روشprep Liquid نسبت به روش معمولی از نظر آماری معنی‌دار نبود.


طاهره افتخار، شاهین آخوندزاده، زینت قنبری، روشنک ایرانشهر، فدیه حق‌اللهی،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: اختلالات خلق، خواب و میل جنسی در زمان یائسگی تشدید شده و هورمون درمانی موجب بهبود آنها می‌گردد. تاکنون مطالعه‌ای‌ به طور اختصاصی اثرات هورمون درمانی واژینال را در بهبود اختلالات خلقی و یائسگی را بررسی نکرده است.

روش بررسی: مطالعه از نوع آزمایی بالینی یک سوکور بود که به دو گروه 20 نفره درمان و کنترل، پرمارین و پلاسبو شبانه نصف اپلیکاتور به مدت چهار ماه تجویز شد. (معیار افسردگی هامیلتون و خود ارزیابی بیمار از عملکرد جنسی، اختلال خواب و بی‌اختیاری ادراری بعد از اتمام درمان بررسی شدند). داده‌ها ثبت و با آزمون‌های آماری مورد تجزیه تحلیلی قرار گرفت.

یافته‌ها: میانگین نمره افسردگی قبل از مداخله در گروه پرمارین 7/4±6/14 و بعد از مداخله پرمارین 3/2±4/3 که کاهش داشته است. همچنین نمره افسردگی، در گروه پلاسبو از 1/3±6/10 به 3/3±11 رسید که تفاوت معنی‌داری قبل و بعد از مداخله دیده شده است به این معنی که با مصرف دارونما در مقایسه قبل و پس از درمان میانگین نمرات افسردگی افزایش یافت. در مقایسه هورمون درمانی باعث بهبود امتیاز افسردگی و کاهش امتیاز ویژه شد. در گروه پلاسبو میانگین نمرات اضطراب قبل و بعد از درمان تفاوت معنی‌داری را نشان نداد و در گروه پرمارین قبل و بعد از درمان تفاوت معنی‌دار به صورت کاهش میانگین را نشان داد. میزان رضایت جنسی در گروه پرمارین نسبت به پلاسبو به‌طور معنی‌داری بیشتر بود.

نتیجه‌گیری: استروژن واژینال به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم باعث بهبود علائم یائسگی می‌شود.


زینت قنبری، طاهره افتخار، شیرین گودرزی، بهاره حاجی براتعلی، سید علی بشیری، مامک شریعت،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: روش ساکروکولپوپکسی شکمی روش استاندارد طلایی جهت ترمیم پرولاپس واژینال است و روش IVS خلفی یک روش جدید با تهاجم حداقل است. در این مطالعه هدف مقایسه تأثیر، کارایی و مخاطرات این دو روش جراحی بوده است.
روش بررسی
: در این مطالعه 51 بیمار که بین سال‌های 83-1380 در بیمارستان ولیعصر تحت جراحی قرار گرفته‌اند، وارد مطالعه گردیدند که از این تعداد 26 نفر تحت جراحی Posterior Intera Vaginal Slingplastiy (گروه اول) و 25 نفر مورد عمل ساکروکولپوپکسی شکمی (گروه دوم) قرار گرفتند. متغیرهای مورد نظر ابتدا از پرونده بستری بیمار استخراج و اطلاعات کامل‌کننده بعدی با پی‌گیری دو ساله بیماران و دعوت از آنها جهت مراجعه و معاینه به‌دست آمده است.
یافته‌ها: عوارض حین عمل در یک نفر (4%) از گروه دوم گزارش شده بود در حالی‌که هیچ یک از بیماران گروه اول عارضه حین عمل نداشتند که تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. از نظر عوارض کوتاه‌مدت (تب و دیستانسیون شکمی) پس از عمل در 36% از گروه دوم وجود داشت در حالی‌که در هیچ موردی از گروه اول دیده نشد. (001/0p=). از لحاظ عوارض طولانی‌مدت (عدم کارایی مش) پس از عمل در 7/7% از گروه اول و هیچ موردی از گروه دوم مشاهده شد. از لحاظ میزان عود در سه نفر (12%) از گروه دوم مشاهده شد در حالی‌که در گروه اول عود وجود نداشت (11/0p=).
نتیجه‌گیری
: با توجه به کوتاه بودن مدت زمان عمل و عوارض کم و پاسخ به درمان مناسب در روش جراحی IVS خلفی و نیز میزان رضایت‌مندی بیماران این روش به‌عنوان روشی جایگزین در جراحی پرولاپس مطرح می‌شود.


مجید دادمهر، علی فتاح‌زاده، شهاب کمالی اردکانی، فرزاد باطنی، فریده نجات، سیدمحمد قدسی، بهزاد افتخار، سارا گنجی، فاطمه دادمهر، بشیر نازپرور، سعید انصاری،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه و هدف : مطالعات فراوانی در رابطه با گوناگونی‌های تشریحی هر سگمان از عروق تشکیل دهنده حلقه ویلیس انجام گرفته است، ولی تعداد کمی از آنها گوناگونی‌های حلقه ویلیس را به‌صورت کلی بررسی کرده‌اند. در این مطالعه تمام حلقه ویلیس و گوناگونی‌هایش در یک گروه ایرانی مورد بررسی قرار گرفت و با مطالعات قبلی مقایسه شد. روش بررسی : گوناگونی‌های تشریحی حلقه ویلیس در مغز 132 جسد ایرانی (102 مرد بالغ و 30 جنین و نوزاد) مطالعه شد. فرآیند تشریح، جهت مطالعات و بررسی‌های بیشتر، تصویربرداری دیجیتالی شد و به کمک نرم افزار کامپیوتری قطر هر سگمان اندازه‌گیری شد. گوناگونی‌های حلقه ویلیس به‌صورت کلی و سگمانی بررسی و با مطالعات گذشته مورد مقایسه قرار گرفت. یافته‌ها : مشخص‌ترین گوناگونی هیپوپلازی یک و یا دو طرفه شریان رابط خلفی بود. در هیچکدام از شریان‌های مغزی قدامی و شریان‌های مغزی خلفی، آپلازی دیده نشد. در 3/3% از نمونه‌های جنین و نوزاد و 3% از نمونه‌های بالغ شریان رابط خلفی راست و چپ وجود نداشت. فقط در یک مورد از نمونه‌های بالغ شریان رابط قدامی آپلاستیک بود. ن تیجه‌گیری : گوناگونی‌های تشریحی حلقه ویلیس در نژاد ایرانی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت با جمعیت‌های مختلفی که در مطالعات دیگر بررسی شده بودند، تفاوت قابل ملاحظه‌ای نداشت. مهمترین تفاوت بین حلقه ویلیس جنین و بالغ در قطر شریان رابط خلفی و شریان مغزی خلفی (که در تشکیل حلقه شرکت دارد) می‌باشد .


سید‌محمد‌جواد مرتضوی، تقی بغدادی، امیررضا فرهود، غلامرضا توگه، محمد افتخاری، محمد رضا منقچی، رامین اسپندار،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: سینوویورتز رادیواکتیو که با تزریق رادیوایزوتوپ‌های بی‌ضرر به داخل مفاصل مبتلا به آرتریت مزمن صورت می‌گیرد، از جمله روش‌های جدید در درمان آرتروپاتی هموفیلیک محسوب می‌گردد. این روش درمانی که با هدف اولیه کاهش همارتروز و مصرف فاکتور انعقادی به کار رفته است، می‌تواند تاثیر به‌سزایی در بهبود کیفیت زندگی و کاهش بار اقتصادی ناشی از مصرف فاکتور انعقادی داشته باشد. در این مطالعه تاثیر این روش درمانی بر میزان بروز همارتروز و مصرف فاکتور در آرتروپاتی هموفیلیک بررسی می‌شود.

روش بررسی: در یک مطالعه مداخله‌ای برای 56 مفصل مبتلا به آرتروپاتی هموفیلیک (پس از دارا بودن شرایط ورود به مطالعه و پس از کسب رضایت‌نامه)، تزریق داخل مفصلی فسفر رادیواکتیو صورت گرفت. متوسط سن بیماران 78/16 سال (محدوده 5/2 تا 36، 46/7=SD) و 2/98 درصد آنها مذکر بودند. مفاصل درگیر شامل زانو، 35/80 درصد و مچ پا 5/12 و آرنج هفت درصد بودند. پی‌گیری با متوسط 63/43 (محدوده 3-102) ماه انجام شد که در انتهای پی‌گیری متغیرهای مختلف مانند میزان بروز همارتروز و میزان مصرف فاکتور بررسی گردید.

یافته‌ها: در انتهای پی‌گیری، میزان بروز همارتروز کاهش 62% (000/0p=) و میزان مصرف فاکتور، کاهش 84% (000/0p=)، را نشان می‌داد، اما درگیری مفاصل جدید دیگر باعث کمتر شدن کاهش متوسط مصرف کلی فاکتور شد.

نتیجه‌گیری: سینوویورتز با فسفر رادیواکتیو، می‌تواند روشی مؤثر و به صرفه در کاهش همارتروز و مصرف فاکتور در بیماران مبتلا به آرتروپاتی هموفیلیک باشد.


فریبا یارندی، الهام شیرعلی، زهرا افتخار، زهرا خزاعی‌پور،
دوره 68، شماره 9 - ( 9-1389 )
چکیده

800x600 زمینه و هدف: جراحی درمان موثر و اصلی در مراحل اولیه بیماری کارسینوم اندومتر است ولی درصورت ضرورت حفظ باروری، درمان‌های هورمونی (پروژستین‌ها) بررسی شده‌است. هدف این مطالعه بررسی اثر مژسترول استات در درمان آدنوکارسینوم اندومتر و ارتباط آن با گیرنده هورمونی می‌باشد.

روش بررسی: مطالعه از نوع مداخله‌ای بدون شاهد در 16 خانم سنین قبل از یائسگی با پاتولوژی آدنوکارسینوم خوب تمایز یافته مرحله I مراجعه‌کننده به بیمارستان زنان (میرزا کوچک‌خان)، در فاصله سال‌های 88-1378 است. درمان با mg/d160 مژسترول استات شروع شد. سپس با mg/d320 در افرادی که به‌درمان پاسخ ندادند ادامه یافت. بیماران با کورتاژ تشخیصی و هیستروسکوپی پی‌گیری شدند. بیمارانی که به درمان پاسخ دادند، جهت IVF معرفی و سه ماه پی‌گیری شدند. 

یافته‌ها: از 9 بیماری که از فاز اول مطالعه پی‌گیری شدند، چهار مورد (25%) حامله و در نهایت هشت بیمار هیسترکتومی همراه با برداشتن دو طرفه تخمدان شدند و تنها یک بیمار تحت درمان مجدد است و از هفت بیماری که از فاز دوم مطالعه پی‌گیری شدند، پنج بیمار تحت درمان (سه نفر معرفی به IVF و دو نفر درمان مرحله دوم)، یک بیمار هیسترکتومی همراه با برداشتن دو طرفه تخمدان شد و یک بیمار به‌دلیل نازایی همسر از مطالعه خارج شده است. همه موارد گیرنده پروژسترون داشتند. تنها یک مورد گیرنده استروژن منفی بود.

نتیجه‌گیری: استفاده از درمان با پروژستین برای درمان سرطان اندومتر خوب تمایزیافته اولیه باید با احتیاط صورت گیرد و نیاز به بررسی بسیار دقیق بالینی پیش و پس از درمان دارد. بررسی اثر گیرنده‌ها در پاسخ به درمان، نیاز به مطالعات بیشتر با حجم نمونه بالاتر دارد.

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4


زینت قنبری، مهنوش اسماعیلی، طاهره افتخار، مجتبی اسماعیلی، الهه میری،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: مثانه بیش‌فعال Overactive Bladder (OAB) یکی از شایع‌ترین بیماری‌های دستگاه ادراری تحتانی است. علایم OAB اثر قابل توجهی در جنبه‌های اجتماعی، روان‌شناختی، شغلی، جسمی، خانوادگی و جنسی این بیماران دارد. در اکثر مطالعات انجام شده اکسی‌بوتینین به‌عنوان داروی خط اول درمان در OAB به‌کار رفته است. هم‌چنین یک ترکیب آنتی موسکارینی جدیدتر در درمان OAB تولترودین می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه کارایی و عوارض تولترودین IR و اکسی‌بوتینین IR را در زنان ایرانی می‌باشد.

روش بررسی: 100 داوطلب مبتلا به OAB به‌صورت تصادفی در قالب دو گروه 50 نفری مورد مطالعه قرار گرفتند. یک گروه داروی اکسی بوتینین و گروه دیگر تولترودین را به‌مدت چهار هفته دریافت کردند.

یافته‌ها: این مطالعه نشان داد که بین پرسشنامه و داده‌های سیستومتری همراهی خوبی دیده می‌شود اما تست‌های اورودینامیک اختلاف معنی‌داری از نظر شدت اثربخشی را نشان داد. بررسی‌ها نشان داد که هر دو داروی اکسی‌بوتینین و تولترودین سبب بهبود کیفیت زندگی بیماران می‌شوند.

نتیجه‌گیری: بررسی‌ها نشان داد که اثربخشی این دو دارو اختلاف معنی‌داری ندارند. نتایج حاصل از پرسشنامه حاکی از آن بود که هر دو دارو موفق شده‌اند کاهش معنی‌داری در فاکتورهای مورد پرسش ایجاد کنند. اما بین دو گروه اختلاف معنی‌داری در بهبود علایم نشان داده نشد. در هر دو دارو خشکی دهان به‌عنوان عارضه اصلی مطرح بود اما بر خلاف سایر مطالعات عارضه خشکی دهان در گروه تولترودین نسبت به اکسی‌بوتینین بیشتر بود. بنابراین در این مطالعه بین دو داروی اکسی‌بوتینین و تولترودین ارجحیت خاصی مشاهده نشد.


علیرضا یوسفی، محمد سبحانی شهمیرزادی، محمدعلی وکیلی، مریم کوچکی، کامبیز افتخاری،
دوره 75، شماره 11 - ( بهمن 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: هپاتیت A یکی از شایع‌ترین عفونت‌های ویروسی دنیا است. گرفتاری در کودکان به‌طور معمول خفیف‌تر و در بزرگسالان شدیدتر است. احتمال بروز نارسایی حاد کبدی در سنین بالاتر بیشتر است. هدف این مطالعه، بررسی فراوانی آنتی‌بادی‌های سرمی هپاتیت A در گروه سنی کودکان بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی بر روی ۲۰۰ کودک شش ماه تا ۱۰ سال بستری در بخش اورژانس بیمارستان طالقانی گرگان از اردیبهشت تا تیر ۱۳۹۵ انجام گرفت. در دو گروه ۱۰۰ نفری، گروه اول شش ماه تا سه سال و گروه دوم سه تا ۱۰ سال بودند. پس از دریافت رضایت از والدین، میزان ml ۳ خون جهت تعیین آنتی‌بادی‌های HAV IgM & IgG به‌روش الایزا گرفته شد و داده‌های دموگرافیک کودکان در پرسش‌نامه ثبت شد.
یافته‌ها: مطالعه بر روی ۲۰۰ کودک انجام شد. ۱۲۷ (۶۳/۵%) پسر و ۷۳ (۳۶/۵%) دختر بودند. به‌طور کلی ۲۲ (%۱۱) بیمار شامل هشت نفر (%۸) در گروه اول و ۱۳ نفر (%۱۳) در گروه دوم، سرولوژی مثبت بودند. در نتیجه اختلاف معناداری بین دو گروه (سنی و جنسی) مشاهده نشد (۰/۲۳۹P=) و (۰/۵۳۵P=). تنها ۱۱% از کودکان زیر ۱۰ سال سابقه‌ی ابتلا به ویروس هپاتیت A را داشتند و در نتیجه حدود ۸۹% از کودکان سابقه تماس یا ابتلا به ویروس نداشتند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه، میزان ابتلا به هپاتیت A در سنین زیر ۱۰ سال در حدود ۱۱% بود که نشان از کاهش تماس و ابتلا به این بیماری می‌باشد و بر این اساس احتمال ابتلا به عفونت HAV به سنین بالاتر شیفت می‌شود.

پدرام عطایی، رضوان یحیی‌پور، بهرام نیکخو، نادیا شکیبا، ابراهیم قادری، رسول نصیری، کامبیز افتخاری،
دوره 77، شماره 6 - ( شهریور 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری سلیاک التهاب مزمن روده باریک است که در اثر ازدیاد حساسیت دایمی به پروتیین گلوتن ایجاد می‌شود. این پروتیین در گندم، جو و چاودار وجود دارد که در افرادی که human leukocyte antigen (HLA)های خاص (HLADQ2 و یا HLADQ8) دارند ممکن است پاسخ ایمونولوژیک نسبت به این پروتیین سبب بروز علایم بالینی گردد. بسیاری از مطالعات افزایش شیوع بیماری سلیاک را در مبتلایان به دیابت تیپ یک گزارش کرده‌اند. از این‌رو هدف از این مطالعه بررسی و تعیین میزان شیوع بیماری سلیاک در بیماران دیابتی تیپ یک زیر ۱۸ سال بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، توصیفی- تحلیلی، بر روی ۴۰ کودک مبتلا به دیابت نوع یک دارای پرونده در انجمن دیابت سنندج (دانشگاه علوم پزشکی کردستان)، از مهر ۱۳۹۱ تا شهریور ۱۳۹۲ انجام شد. پس از دریافت رضایت از والدین، داده‌های دموگرافیک، شامل جنس، سن، سابقه خانوادگی دیابت، مدت بیماری، علایم بیماری سلیاک، در پرسشنامه ثبت گردید. جهت غربالگری سطح سرمی آنتی‌بادی ترانس گلوتامیناز بافتی از نوع ایمونوگلوبولین A و سطح توتال سرمی این ایمونوگلوبولین با استفاده از روش Enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA)، میزان ml ۵ نمونه خون وریدی در آزمایشگاه دریافت شد. موارد سرولوژی مثبت، تحت آندوسکوپی و نمونه‌برداری از روده باریک قرار گرفتند و از نظر بافت‌شناسی ارزیابی شدند.
یافته‌ها: ۱۹ پسر (۴۷/۵%) و ۲۱ دختر (۵۲/۵%) با میانگین سنی ۴/۰۵±۱۰/۵۳، شرکت داشتند. شیوع بیماری سلیاک در این افراد ۷/۵% به‌دست آمد. بین علایم گوارشی و سلیاک در افراد مورد مطالعه رابطه آماری معناداری وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: در مطالعه حاضر شیوع بیماری سلیاک در بیماران دیابت تیپ ۱، ۷/۵% بود که نسبت به جمعیت معمولی بیشتر می‌باشد.

پدرام عطایی، مریم منوچهری، معصومه عابدینی، دائم روشنی، آرمن ملکیان‌طاقی، کامبیز افتخاری،
دوره 78، شماره 7 - ( مهر 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک و عدم تجویز منطقی آن در درمان اسهال باعث افزایش مقاومت‌های آنتی‌بیوتیکی شده است. آشکار است که بیشتر موارد اسهال در کودکان نیازی به استفاده از آنتی‌بیوتیک ندارد. هدف این مطالعه، بررسی وضعیت تجویز آنتی‌بیوتیک در درمان اسهال حاد کودکان کمتر از پنج سال بستری در بخش کودکان بیمارستان بعثت شهر سنندج بود.
روش بررسی: پرونده تمام کودکان زیر پنج سال مبتلا به اسهال حاد موجود در بایگانی بیمارستان بعثت شهر سنندج در طی یک سال، از تاریخ اردیبهشت 1395 تا اردیبهشت 1396 مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات دموگرافیک از جمله سن، جنسیت، نوع اسهال، نوع تغذیه، نوع آنتی‌بیوتیک مصرفی و نتایج نمونه‌های مدفوع و خون، جمع‌آوری و در پرسشنامه ثبت شدند. نتایج توسط نرم‌افزار SPSS software, version 23 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در کل 1029 پرونده بررسی شد. 60% پسر بودند. فقط 49/31% کودکانی که آنتی‌بیوتیک دریافت کرده بودند، تجویز بجا و منطقی آنتی‌بیوتیک داشتند. بیشترین آنتی‌بیوتیک استفاده شده در بیماران بستری، سفتریاکسون (5/94%) و پیش از بستری، سفیکسیم (5/39%) بود. براساس نتایج حاصل از این مطالعه، دیده شد که 13/66% کودکان زیر پنج سال مبتلا به اسهال حاد، درمان مناسب برای اسهال را داشته‌اند. 51/68% بیماران مصرف نابجای آنتی‌بیوتیک داشتند.
نتیجه‌گیری: در بیشتر موارد اسهال حاد کودکان، شواهدی از عفونت باکتریایی یا انگلی یافت نشد. ولی درصد بالایی از بیماران آنتی‌بیوتیک را بدون وجود شواهد آزمایشگاهی (آزمایش مدفوع) دریافت نمودند.

حسین شعبانی میرزایی، زهرا حق‌شناس، محسن ویژه، آرمن ملکیان‌طاقی، کامبیز افتخاری،
دوره 80، شماره 5 - ( مرداد 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: به‌ سبب مزمن بودن بیماری دیابت، کودکان مبتلا به دیابت نوع یک در معرض عوارض بلند مدت متعددی هستند. یکی از عوارض مهم این بیماری درگیری قلبی عروقی به‌علت تصلب شرایین می‌باشد که ارتباط مستقیم با وضعیت کنترل چربی‌های خون دارد. استفاده از پروبیوتیک‌ها ممکن است با تاثیر بر متابولیسم چربی، در روند بروز عوارض در این بیماران موثر باشد. هدف ما از انجام این مطالعه بررسی اثر پروبیوتیک خوراکی بر پروفایل چربی در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه در بیمارستان فوق‌تخصصی کودکان بهرامی از اردیبهشت 1397 تا اردیبهشت 1398 انجام شده است. در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 52 کودک مبتلا به دیابت نوع یک ( از 16-2 ساله) مراجعه‌کننده به بیمارستان کودکان بهرامی مورد بررسی قرار گرفتند و بیماران به دو گروه 26 نفره تقسیم شدند. گروه پروبیوتیک علاوه بر درمان روتین انسولین، روزانه یک کپسول پروبیوتیک به‌مدت 90 روز دریافت نمودند و گروه شاهد صرفا درمان روتین انسولین را دریافت کردند. نمونه خون بیماران دو گروه در شروع و پایان مداخله برای ارزیابی پروفایل چربی گرفته شد.
یافته‌ها: در نتایج این مطالعه مشاهده شد HDL-C در گروه پروبیوتیک نسبت به گروه کنترل افزایش داشته است، هرچند از نظر آماری معنادار نبود (05/0P>). همچنین تغییرات کلسترول کل،  LDL-Cو تری‌گلیسرید نیز از نظر آماری معنادار دیده نشد.
نتیجه‌گیری: براساس این مطالعه، استفاده از پروبیوتیک خوراکی به‌مدت 90 روز در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک، تاثیر چشمگیری بر پروفایل چربی خون در مقایسه با گروه کنترل نداشته است.


مهبد کاوه، محمد کاجی یزدی، محسن جعفری، آرمن ملکیان طاقی، سید یوسف مجتهدی، کامبیز افتخاری،
دوره 80، شماره 7 - ( مهر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: احیای قلبی ریوی (Cardiopulmonary Resuscitation: CPR) نوزادان مهمترین و شایع‌ترین وضعیت اورژانس در اتاق زایمان است. تقریبا 10% از نوزادان قادر به شروع تنفس موثر نیستند و به کمک نیاز دارند. هدف این مطالعه بررسی فراوانی مراحل CPR در نوزادان متولد شده در بیمارستان محب یاس که تحت هریک از مراحل احیا قرار گرفتند، بود.
روش بررسی: این مطالعه، یک مطالعه توصیفی مقطعی گذشته‌نگر بود. روش نمونه‌گیری در این پژوهش، سرشماری بود. اطلاعات نوزادان زنده متولد شده در بیمارستان محب یاس در طی یکسال از فروردین ماه ۱۳90 تا فروردین ماه 1391، که تحت احیا قرار گرفته بودند، جمع‌آوری و در چک ‌لیست‌های جداگانه ثبت شد. این چک ‌لیست شامل اطلاعات جنین، نوزاد و مادر بود. در نهایت اطلاعات به‌دست آمده توسط نرم‌افزار SPSS software, version 14 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) تحت آنالیز قرار گرفت.
یافته‌ها: در طول این مطالعه 2176 تولد زنده وجود داشت،که از این تعداد، 322 نوزاد (27/15%) تحت CPR قرار گرفتند، حدود 42% از این نوزادان به اقدامات اولیه احیا (گرم و خشک کردن و تحریک تنفس)، 48% به تهویه تنفسی با کیسه و ماسک، 5% به لوله تراشه،7/2% به ماساژ قلبی و 3/1% به دارو نیاز پیدا کردند. در 7/96% موارد تیم CPR پیش از زایمان برای احیا آماده بود.
نتیجه‌گیری: چنانچه احیا به‌موقع و مناسب انجام شود، تعداد بسیار کمی از این نوزادان، به مرحله پیشرفته احیا نیاز پیدا می‌کنند. از طرفی بالا بودن میزان نیاز به مرحله احیا توسط کیسه و ماسک می‌تواند ثانویه به ماهیت آموزشی بودن این بیمارستان باشد.

 
کامبیز افتخاری، آرمن ملکیان‌طاقی، ندا حبیبی،
دوره 80، شماره 9 - ( آذر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: خونریزی گوارشی مرتبط با استرس یک عارضه مهم در کودکان بستری در بخش مراقبت ویژه است که می‌تواند منجر به عوارض جدی و حتی مرگ شود. مطالعات کمی در این زمینه در کودکان صورت گرفته و بیشتر روی بزرگسالان بوده است، این مطالعه جهت ارزیابی فراوانی و ریسک فاکتورهای مرتبط با خونریزی گوارشی در PICU طراحی شد.
روش بررسی: مطالعه به‌صورت مقطعی در یک بازه زمانی سه ساله (از فروردین 1395 تا فروردین 1398) روی بیماران بستری در PICU بیمارستان بهرامی تهران انجام شد. حداقل حجم نمونه 380 نفر محاسبه شد. اطلاعات دموگرافیک، تشخیص هنگام بستری، بیماری زمینه‌ای و آزمایشات اولیه در طی 24 ساعت اول بستری ثبت و برای ارزیابی یافته‌ها از Fisher’s exact test استفاده شد، 05/0P< معنادار در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: 462 بیمار وارد مطالعه شدند. حدود 58% مرد بودند. 21/42% زن بودند. بیشترین پراکندگی در نمونه‌هایی که خونریزی گوارشی داشتند، در چند روز اول بعد از بستری اتفاق افتاده بود. بیشترین ارگان درگیر، ریه بود. میانگین سنی 48 ماه بود. مدت بستری به‌طور متوسط 10 روز بود. حدود 11% کودکان دچار خونریزی گوارشی فوقانی شدند. در روز اول و دوم بستری به‌ترتیب 21/21% و 12/12% خونریزی گوارشی فوقانی روی‌ داد. 56% به‌صورت ترشحات Coffee ground، 34% به‌‌صورت خون تازه (Fresh) و 10% به‌‌صورت ملنا بود. 50% موارد خونریزی گوارشی فوقانی بعد از اینتوباسیون، 24/38% قبل ازاینتوباسیون و فقط 76/11% بعد از اکستوباسیون اتفاق افتاده بود. استفاده از ونتیلاتور، بیماری‌های ریوی، انعقادی و خونی به‌طور معناداری در بیماران با خونریزی گوارشی بیشتر دیده شد. (001/0P<) ولی در این گروه ارتباط معناداری با بیماری‌های قلبی، عصبی، کبدی و کلیوی دیده نشد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: بروز خونریزی گوارشی فوقانی در بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان خطر جدی می‌باشد و مهمترین ریسک فاکتور، تهویه مکانیکی می‌باشد. سایر ریسک‌ فاکتورها، بیماری‌های ریوی، انعقادی، هماتولوژی و اونکولوژی می‌باشند. استفاده از مهارکننده‌های اسید به‌خصوص H2blocker ها می‌تواند منجر به کاهش شیوع خونریزی گوارشی فوقانی شود.

 
رضا صحرایی، احمد بستانی، موسی زارع، نوید کلانی، فاطمه افتخاریان،
دوره 82، شماره 3 - ( خرداد 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی آب مروارید شایعترین جراحی در جهان است. شیوع آب مروارید وابسته به سن با افزایش سن افزایش می‌یابد و شیوع آن با هر دهه از سن پس از چهل سال افزایش می‌یابد. داروهای مختلفی جهت کنترل بی‌دردی و همودینامیک در بیماران تحت عمل جراحی کاتاراکت بکار می‌رود. هدف از انجام این مطالعه مقایسه دکسمدتومدین و لیدوکایین در کنترل بی‌دردی و تغییرات همودینامیک در اعمال جراحی کاتارکت می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی دو سوبه کور در بازه زمانی آذر تا اسفند 1400 بر روی 52 بیمار تحت عمل جراحی کاتاراکت مراجعه‌کننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. بیماران به‌صورت تصادفی به دو گروه لیدوکایین و دکسمدتومدین قرار گرفتند. چک‌لیست جمع‌آوری اطلاعات در این مطالعه شامل سن، جنسیت، سابقه مصرف آسپرین، فشارخون سیستول و دیاستول، ضربان قلب، میزان فشار داخل چشم، عوارض پس از عمل و میزان درد بیماران پس از عمل بود.
یافته‌ها: نتایج آزمون من ویتنی نشان داد که گروه دکسمدتومدین میزان درد کمتری از گروه لیدوکایین در ساعت اول پس از مداخله داشتند (012/0P=) در بررسی IOP پس از از انجام بلاک رتروبولبار در گروه دکسمدتومدین شاهد افزایش معناداری در فشار ‏IOP‏ از مقدار 12/3±56/16 به 68/2±96/17 میلی‌متر جیوه نسبت به پیش از بلاک بودیم (001/0P=).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دکسمدتومدین با لیدوکایین به‌صورت رتروبولبار نسبت به لیدوکایین توانسته بود میزان درد بیماران پس از عمل و فشارخون سیستول و دیاستول در حین عمل را کنترل کند.

 
نوید کلانی، حسن ضابطیان، شهرام شفا، عرفانه علیرضایی، فاطمه افتخاریان، رضا صحرایی،
دوره 82، شماره 4 - ( تیر 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: به تازگی از اپی‌نفرین برای افزایش عمق و طول‌مدت بی‌دردی حاصل از بی‌حس‌کننده‌های موضعی استفاده می‌شود و به‌صورت موضعی برای کاهش انتشار بی‌حس‌کننده موضعی و کاهش خونریزی ناشی از جراحی به‌طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تاثیر افزودن دوزکم اپی‌نفرین به‌همراه بوپیواکایین داخل نخاعی و فنتانیل بر ثبات همودینامیک بیماران تحت عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه‌کور بر روی 30 بیمار 18 تا 85 سال تحت عمل جراحی ارتوپدی اندام تحتانی مراجعه‌کننده به بیمارستان پیمانیه شهرستان جهرم از شهریور تا آذر1400، انجام شد. بیماران به‌روش تخصیص تصادفی به دو گروه، A (اپی‌نفرین+فنتانیل+ بوپیواکایین) و گروه B (بوپیواکایین+ فنتانیل)، تقسیم‌بندی شدند. فشارخون سیستول، فشارخون دیاستول، فشارخون متوسط شریانی، ضربان قلب و میزان اشباع اکسیژن خون شریانی در زمان‌های پیش و پس از بی‌حسی، حین عمل و ورود و خروج از ریکاوری ثبت شد.
یافته‌ها: میانگین فشارخون سیستولیک، دیاستولیک، متوسط شریانی و ضربان قلب در زمان‌های پیش و پس از بی‌حسی، 15، 45،30، 60،75، 90، 120 دقیقه پس از تزریق دارو و در ورود به ریکاوری و خارج از ریکاوری، بین دو گروه اپی‌نفرین+ فنتانیل+بوپیوکائین و فنتانیل+بوپیوکائین تفاوت معنادار نداشت. میانگین O2SAT در زمان‌های قبل از بی‌حسی، 15، 30 و 75 دقیقه پس از تزریق دارو، بین دو گروه اپی‌نفرین+ فنتانیل+بوپیوکائین و فنتانیل+بوپیوکائین تفاوت معنا‌دار وجود داشت (05/0>P).
نتیجه‌گیری: استفاده از ترکیب اپی‌نفرین+ فنتانیل+بوپیوکائین داخل نخاعی نسبت به‌ترکیب فنتانیل+ بوپیواکایین تفاوت قابل‌توجهی در متغیرهای بررسی شده علایم حیاتی بیماران نداشته است.

 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb